ایران قهرمان جام جهانی تکواندو شد

به گزارش بخش ورزشی سایت خبرهای فوری، مسابقات جام جهانی ۲۰۱۹ از روز گذشته (جمعه – یکم شهریورماه) با حضور ۹۷ تکواندوکار از ۱۰ کشور در “ووشی” چین آغاز شد و به مدت ۳ روز ادامه خواهد داشت.

رقابت‌های تیمی مردان امروز (شنبه – دوم شهریورماه) برگزار شد؛ تیم دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان نماینده ایران در این میدان حضور پیدا کرده بود که با از پیش‌رو برداشتن رقبا، عنوان قهرمانی را به نام خود ثبت کرد.

هوگوپوشان کشورمان در اولین گام توانستند قزاقستان را با نتیجه ۴۸ بر۳۳ شکست دهند، در ادامه به مصاف نماینده میزبان رفتند و با نتیجه ۶۶ بر ۵۳ به برتری رسیدند؛ در فینال نیز موفق شدند کره‌جنوبی رقیب دیرینه خود را ۷۱ بر ۶۶ از پیش‌رو برداشته و کاپ قهرمانی را بالای سر ببرند.

کره جنوبی عنوان نایب قهرمانی را کسب کرد و تیم های روسیه و چین (یک) مشترکا عنوان سومی را کسب کردند.

حسین لطفی، امیرمحمد بخشی، سینا بهرامی، عرفان ناظمی و سعید رجبی در ترکیب این تیم قرار دارند. هدایت این نفرات برعهده سیدنعمت خلیفه به عنوان سرمربی و رضا ایمان‌زاده و علی رضایی به عنوان مربی است.

گفتنی است؛ این رقابت‌ها ۸G است و به تیم‌های اول تا سوم به ترتیب ۸۰، ۴۸ و ۲۸/۸۰ امتیاز تعلق می‌گیرد؛ همچنین مسابقات جوایز نقدی دارد که به تیم قهرمان ۲۰ هزار دلار، نایب قهرمان ۱۰ هزار دلار و سوم نیز ۵ هزاردلار اهدا می‌شود.

این خبر ایران قهرمان جام جهانی تکواندو شد اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

مغشوش اما مودبانه

به گزارش بخش ورزشی سایت خبرهای فوری، برای دوستان نزدیکم که آشکار است، برای دیگران می‌گویم که از نخستین سال‌های زندگی، از اواخر دهه چهل شمسی و بیش از نیم قرن است که مشتری دایمی و بی‌وقفه فوتبال ایران و جهان هستم. نه صرفا از طریق رادیو و تلویزیون و رسانه که از طریق حضور در ورزشگاه‌های سراسر جهان. با وجود آنکه فوتبال و حضور در ورزشگاه‌ها برایم جنبه علاقه شخصی، تفریح و اوقات فراغت داشته ولی معمولا به نوعی برای کلاس مردم‌شناسی، مدرسه اجتماعی و درک نبض و روند طبقات متوسط فرودست و نسل جوان بوده.

از ابتدای تاسیس ورزشگاه آزادی که توسط عبدالعزیز فرمانفرماییان طراحی شد و در آن زمان نام دیگری داشت، با این ورزشگاه خاطره داشته و دارم. ورزشگاهی که به مناسبت بازی‌های آسیایی تهران ساخته شد و من بخت آن را داشتم که در سن هفت سالگی، در ۲۷ اسفند ۱۳۵۰، در کنار پدر ورزشکارم شاهد بازی افتتاحیه ورزشگاه تازه‌تاسیس، بین پرسپولیس و کرویزیرو برزیل باشم. از آن زمان به بعد، قبل از مهاجرت، به طور منظم و بعد از مهاجرت، هر زمانی که در ایران باشم، تا جایی که ممکن باشد در مسابقاتی که در این ورزشگاه بزرگ که حالا پیر و فرسوده شده سر می‌زنم و در این راه ملامت دوستان محترم فرهیخته تحصیلکرده روشنفکری را که درک درست و حسابی از اهمیت چند لایه و چند بعدی فوتبال ندارند به جان می‌خرم و طبعا اهمیتی هم به این انتقادها، ملامت‌ها و تعجب‌ها نمی‌دهم.

از زمانی که ماجرای اصرار مقامات برای بهبود ساختاری ورزشگاه‌های کشور و رسیدن به روش مطلوب برگزاری مسابقات لیگ حرفه‌ای فوتبال ایران بالا گرفت که منجر به پافشاری فدراسیون برای اصلاح معایب و نواقص و حتی به تاخیر افتادن مسابقات لیگ برتر برای بهبود نارسایی‌ها شد، خوشحال شدیم که بالاخره قرار است از برگزاری این رقابت‌ها از حالت دیمی و بی‌سازمانی خارج شده و به مرور به حداقل استانداردهای مطلوب جهانی نزدیک شود.

تصور من این بود که این بلاتکلیفی و تاخیر چند هفته‌ای، که به خودی خود، زیان و خسارتی مادی و اعتباری جدی برای سازماندهی فوتبال یک کشور است، می‌تواند ما را به وضعی مطلوب و دست‌کم در مسیر مطلوب شدن رسانده و موجب دستاوردی راهبردی و والاتر در مقایسه با آن خسارت‌های کوتاه‌مدت شود. از این رو، بر آن شدم که ضمن ادامه سنت حضور در ورزشگاه آزادی و مشاهده اولین بازی تیم مورد علاقه‌ام در لیگ جدید، در مقابل تیم پارس جنوبی جم برای اولین‌بار، با دقت تحولات و تغییرات چند و چون اداره لیگ جدید فوتبال را رصد کرده و نکاتی را از متن و حاشیه این رویداد یادداشت و بررسی کنم.

نخستین گام پس از یافتن دوستان و همراهان همدل برای شرکت در این سیر بعد از ظهر جمعه، یافتن و تهیه بلیت مسابقه بود. در همه دنیا رسم است که بلیت مسابقات از سه طریق پیش خرید بلیت فصلی، خرید اینترنتی بلیت تیم‌های میزبان و میهمان یا درصد کمی بلیت‌های هدیه از طرف موسسات اقتصادی، تجاری و فرهنگی عرضه می‌شود. در گذشته بلیت‌های مسابقات در ایران به صورت حضوری، عمدتا در روز مسابقه و بعضا ‌ در روزهای نزدیک به آن عرضه می‌شد و در سال‌های اخیر هم به مدد روش‌های اینترنتی، فروش آنلاین بلیت آغاز شد. یکی از هدف‌های فدراسیون فوتبال در به تعویق انداختن لیگ برتر امسال، ساماندهی ساز و کار بلیت فروشی بود.

وقتی که با بسته بودن سامانه معرفی شده برای خرید بلیت مسابقه مواجه شدیم، تلاش‌های‌مان برای تهیه بلیت از راه‌های نامتعارف و توسط دوست و آشنای بانفوذ در وزارت ورزش، فدراسیون فوتبال، باشگاه پرسپولیس و رسانه‌ها آغاز شد. شنیدیم که سامانه آماده نشده، یا موسسه متصدی
بلیت فروشی، ناگهان در آخرین روز با مشکلات قضایی و حقوقی مواجه شده و از این کار کنار گذاشته شده و کار به تهیه بلیت با فناوری فتوکپی و صرفا دارای یک هولوگرام و بارکد ناشیانه رسیده است. بلیت‌هایی که نه‌تنها در مقیاس جهانی، که در قیاس با بلیت‌های سال‌های قبل فوتبال، چند گام به عقب و یک افتضاح محض بود.

از ما برای تهیه بلیت کارت ملی خواسته و تاکید شد که هنگام ورود به ورزشگاه کارت ملی را به همراه داشته باشیم، ولی دوستانی که نهایتا برای من بلیت تهیه کردند، مطلقا کارت ملی ما را نخواستند و بلیت بدون توجه به آن به ما داده شد. بلیت را مانند قرارهای چریکی در سر راه ورود به داخل ورزشگاه از نماینده دوست محترم‌مان گرفتیم. در هنگام ورود هم دیدم که بسیاری از علاقه‌مندان مشتاق حضور در ورزشگاه، بدون بلیت مانده‌اند. آن هم برای بازی افتتاحیه لیگ که لابد ارج و ارزش خاصی دارد و در شرایطی که تنها قرار بوده حدود یک چهارم گنجایش ورزشگاه بلیت فروشی شود.در هنگام ورود هم فقط از کسانی که جوانتر و قیافه‌شان مشکوک‌تر می‌نمود تقاضای کارت ملی می‌کردند. برای من واضح بود که توان کنترل این جمعیت عصبانی و مستاصل بدون بلیت امکان ندارد. از این جهت از دیدن هجوم این عده بدون بلیت، در اواسط نیمه نخست و بین دو نیمه بازی اصلا غیرمنتظره نبود. همچنین ادعا شد که شماره صندلی‌ها به محض ورود با پیامک به هر تماشاچی اعلام خواهد شد. این اقدام محیرالعقول هم در حد ادعا باقی ماند و به عاملی جدید در جهت انبساط خاطر تماشاگران تبدیل شد.

بازرسی چند مرحله‌ای و نه‌‌چندان جدی ماموران انتظامی از آغاز ورود به ورزشگاه تا آخرین مرحله ورود به محوطه اصلی، مثل سابق در جریان بود. بیشتر در پی کشف بطری و اشیای سخت و خطرناک و فندک و کبریت و مواد منفجره بودند. هر چند که با همه این بازرسی‌ها، به دلیل جاسازی کبریت و فندک توسط دودی‌های محترم، از شر سیگار کشیدن برخی از تماشاگران و دود کردن انواع مجاز وغیرمجاز دخانیات در امان نبودیم. ضمنا باید یادآوری کنم که برخورد ماموران انتظامی با مردم، در مجموع واقعا مودبانه‌تر و خونسردتر از تجربیات گذشته‌ام بود.

در همان بدو ورود به ورزشگاه رویای نشستن روی صندلی شماره‌دار از قبل تعیین شده به کابوس تبدیل شد. اولا، بلیت‌های هیچ کس شماره درست نداشت و صرفا دارای یک شماره سریال غیرمرتبط با شماره صندلی‌ها بود. ثانیا هر کسی هر جایی که گیرش می‌آمد می‌نشست و به کلی بحث شماره صندلی و جای خاص به تکرار ملال، یک شوخی بی‌مزه و مایه مضحکه مردم بدل شده بود. البته صندلی‌های نافرم، غیراستاندارد و غیربهداشتی ورزشگاه شماره‌هایی داشتند و در روی پله‌ها هم به صورت برجسته و قطور شماره ردیف حک شده بود، ولی این شماره‌ها به درد هیچ کس نمی‌خورد. شماره ردیف‌های برجسته‌ای که به‌شدت ناامن، غیراستاندارد و خطرناک بودند و هرگونه بی‌توجیهی خیل تماشاگران موجب برخورد با آنها و سرنگون شدن‌شان می‌شد. تفاوت در مقایسه با گذشته این بود که قبلا، شماره ردیف و صندلی روی بلیت وجود داشت، ولی این‌بار حتی روی بلیت هم شماره صندلی نوشته نشده بود تا از بیخ و بن خیال همه از مراعات قانون و مقررات راحت شود. نکته‌ای که برای هر تماشاچی غیرایرانی در ورزشگاه بزرگ شهر ما مشهود است، نبود تابلوهای کافی اعلام به زبان‌های دیگر یا اغلاط دستوری و املایی شماری از معدود تابلوها به زبان انگلیسی است. یکی از مشکلات ادامه‌دار و تشدید شده در این ورزشگاه دوست داشتنی، بی‌مهری و بی‌اعتنایی به تماشاگران ناتوان، معلول وکم‌توان بود که مطلقا هیچ وسیله و امکان رفاهی و تسهیلاتی برای مهیا کردن شرایط ورود آنان به ورزشگاه پیش‌بینی نشده بود. این موضوع اکنون به یکی از ارکان استاندارد‌سازی هر مکان عمومی، به خصوص ورزشگاه‌های دنیا تبدیل شده، ولی ما همچنان نسبت به آن بی‌اعتنا هستیم. خود من چند سال قبل تجربه همراهی یک دوست نازنین دارای معلولیت جسمی در یک مسابقه در ورزشگاه آزادی را داشتم و شاهد زجر و دردسر او و ظلمی که با این بی‌اعتنایی به او می‌شده بوده‌ام.

برای اولین‌بار در عمر حضورم در ورزشگاه‌های ایران و سراسر جهان شاهد بودم که یک مسابقه رسمی حرفه‌ای، آن هم‌ بازی افتتاحیه لیگ با حضور قهرمان فصل قبل، نه تنها بدون هیچ مراسمی برگزار شد که اصلا خبری از اعلام اسامی بازیکنان و جزییات بازی توسط بلندگوی ورزشگاه نشد. بلندگویی که تا پایان بازی، فقط دو بار ناله‌ای بی‌صدا کرد و خاموش ماند و خاموش شد. در وانفسای بی‌خبری و فقدان اطلاع‌رسانی، اسکوربورد و تابلوی اعلانات کهنه، معیوب و عقب‌مانده ورزشگاه هم بی‌مصرف بود و بدون نشان دادن صحنه‌های بازی و اسامی و تصاویر بازیکنان، مربیان و داوران، صرفا به نشان دادن تایم و نتیجه بازی اکتفا کرد. در بین دو نیمه هم شعارهای مختلف آگهی مانند روی اسکوربورد نقش می‌بست. از جمله اینکه لطفا روی صندلی‌های شماره منعکس شده روی بلیت خود بنشینید. بلیت‌هایی که اساسا فاقد شماره صندلی بودند. آن هم‌ در اسکوربورد از رده خارجی که پیکسل‌های سوخته در جای جای آن مشاهده می‌شد و مطالب مندرج شده روی آن را نامفهوم‌تر می‌کرد. به این مشکلات، باید به نورافکن‌های بلند ورزشگاه اشاره کرد که به دلیل سوخته بودن نیمی از لامپ‌های آن، هم چهره زشتی را رقم زده بود و هم استانداردنور لازم و کافی مسابقه را کاهش داده بود.باید اعتراف کنم که در مقایسه با سال‌های گذشته، جو عمومی ورزشگاه آرام‌تر و مودبانه‌تر بود و فحاشی، نزاع، درگیری و پرخاش‌جویی کمتر مشاهد می‌شد. به گمانم، حضور قابل توجه کودکان خردسال زیر ۱۰ سال به همراه بزرگ‌ترهای خود به بهبود این شرایط کمک کرده بود. باور من این است که حضور زنان در ورزشگاه می‌تواند به آرامش و مدنیت فضای ورزشگاه‌ها کمک کند. یادمان باشد که زمانی که تصمیم به ممانعت از ورود زنان به ورزشگاه‌های فوتبال گرفته شد، این اقدام راهکاری بود برای کاهش تبعات پرخاش‌جویی در ورزشگاه‌ها از طریق منع حضور خانواده‌ها. حالا این فضای ناپسند و معضل درگیری‌های ورزشگاهی کاملا تعدیل شده، ولی راهکار ممانعت زنان از ورود به این اماکن، خود به اصل مشکل و معضل جدی تبدیل شده است.

برای من که بیش از نیم قرن در ایران و بیش از ربع قرن در جهان شاهد و ناظر مسابقات فوتبال بوده‌ام، بسیار تاسف‌بار است که چرا در ایران نمی‌توانیم یا نمی‌خواهیم مسابقه فوتبال را مانند رفتن به پارک و سینما و کنسرت و اماکن دینی و سیاحتی، به یک تفریح سالم و اوقات فراغت خانوادگی بدل کرده که گروه‌های سنی و جنسیت‌های مختلف از نوه گرفته تا پدربزرگ و مادربزرگ در آن مشارکت کرده و به عنوان یک رخداد فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی در جهت پرکردن سالم و مفرح اوقات فراغت خود از آن استفاده کنند.در این بازی پس از مدت‌ها شاهد آن بودم که افراد زیادی از گروه‌های سنی مختلف به ورزشگاه آمده بودند که این اساسا خبر خوبی است. سال‌هاست که ورزشگاه‌های ایران در تیول افراد ناآرامی از گروه‌های سنی عمدتا ۱۵ تا ۲۵ سال قرار دارد که بی‌توجه به اصل مسابقه و نتیجه آن، فضای نسبتا رها و آزاد ورزشگاه را مجالی برای عقده‌گشایی لجام‌گسیخته و خالی کردن خود در آن چند ساعت، بی‌اعتنا به اصل رویداد و حقوق دیگر تماشاگران کرده‌اند.

یکی از مسائل قابل مشاهده در مسابقه افتتاحیه لیگ، نبود بوقچی‌ها و به قول امروزی‌ها، لیدرهای تشویق‌کننده تیم‌ها در ورزشگاه بود. شنیدم که باشگاه‌های بزرگ در روش‌های قبلی خود در به کار گرفتن این‌گونه افرد تجدیدنظر کرده‌اند که حتما خبر خوبی است. من البته خود شاهد تشدید ناهنجاری‌ها در ورزشگاه‌ها توسط شماری از این افرد بوده‌ام. ولی نبود افراد قابل قبولی از بین آنان در مسابقه اخیر، فضای نامنظم و کم‌روحی در مساله مهم تشویق تیم‌ها ایجاد کرده بود.در این مسابقه همچنان افراد ظاهرا اضافی و بی‌مسوولیت زیادی در کنار زمین قدم می‌زدند. ضمن آنکه فقدان یا کمبود توپ‌جمع‌کن‌ها، در مقایسه با دیگر مسابقات، کاملا مشهود بود و چند بار مشکلاتی در جریان بازی ایجاد کرد. ضمنا با همه تبلیغات و فرهنگ‌سازی که برای نریختن زباله یا ضرورت جمع‌آوری آن شده بود، نه جای مناسبی برای ریختن زباله در نظر گرفته شده بود و نه تماشاگران اعتنایی به تمیز کردن اطراف محل نشستن خود می‌کردند. این نشان می‌دهد که فرهنگ‌سازی و کار تبلیغاتی برای رفع این معضل همچنان لازم است.

در پایان بازی هم هیچ کدام از تیم‌های پیروز و مغلوب اعتنایی به خواست کلاسیک و مرسوم تماشاگران به حرکت جمعی به سمت جایگاه تماشاگران طرفدار خود در آغاز مسابقه نکردند و پس از اتمام بازی سرد و بی‌روح و کم کیفیت افتتاحیه لیگ برتر، بی‌اعتنا و بی‌حوصله به سوی رختکن شتافتند. گویی همه و همه در تمام کردن این نمایش بی‌برنامه و بی‌کیفیت و سرد در رقابت بودند. از بازیکنان گرفته تا مسوولان و تماشاگرانی که یک ربع مانده به سوت پایان ورزشگاه را ترک کردند تا خیل انبوه مامورانی که برخلاف آغاز مسابقه، اثری از آنان نبود و هیچ کاری به جمعیت و ترافیک و نظم و امنیت پایان بازی نداشتند.

خلاصه آنکه به گمانم، هیاهوی بسیار برای بهینه کردن و استانداردسازی برگزاری لیگ برتر فوتبال ایران با این شروع بدتر از قبل هنوز راه به جایی نبرده و باید گفت: سال به سال، دریغ از پارسال. فوتبال ایران هم همانند بقیه دوایر ما، از فقدان چهار کلمه کلیدی رنج می‌برد: شفافیت، نظارت، حسابرسی و فرصت برابر. تا زمانی که این موارد با دقت و بی‌اغماض در ورزش و فوتبال ما مراعات نشود، نه تنها چیزی بهبود نخواهد یافت که روز به روز هم عقب‌تر خواهیم رفت. امیدوارم که اوضاع بهتر از این شود. مردم ما لیاقت مدیریت فوتبالی بهتر از این را دارند. /روزنامه اعتماد

این خبر مغشوش اما مودبانه اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

نگاهی به مسوولیت‌های محمدرضا ساکت؛ابوالمشاغل فدراسیون فوتبال

به گزارش بخش ورزشی سایت خبرهای فوری، چندی پیش بود که مجلس شورای اسلامی قانون منع به کارگیری بازنشستگان را تصویب کرد و مطابق این قانون روسا، دبیران کل و اعضای هیات رییسه فدراسیون‌های ورزشی نیز اگر مشمول این قانون می‌شدند باید از سمت خود کناره‌گیری می‌کردند، قانونی که به موجب آن محمدرضا ساکت باید سمت‌های اجرایی خود را از قبیل دبیرکلی فدراسیون و ریاست سازمان تیم‌های ملی را واگذار می‌کرد.

رییس سازمان‌ تیم‌های ملی کیست؟

رئیس فدراسیون فوتبال اما خیلی زود ابراهیم شکوری را به عنوان سرپرست سمت دبیرکلی منصوب کرد اما تاکنون هیچ انتصابی برای سازمان تیم‌های ملی صورت نگرفته است و برخی هم‌چنان “ساکت” را ریاست سایه این سازمان می‌دانند و نامه‌های مربوط به سازمان تیم‌ملی بدون تاریخ و صرفا با امضای بدون ذکر نام رییس نگاشته می‌شود! اخیرا هم کاظم طالقانی، عضو هیأت رئیسه فدراسیون فوتبال به انتخاب نشدن رئیس یا سرپرست برای این سازمان تیم‌های ملی اشاره کرده و گفت بود که “ساکت” هم‌چنان مسئولیت هدایت سازمان تیم‌های ملی را بر عهده دارد.

مدیریت تیم‌های ملی و سرپرست تیم ملی بزرگسالان

ابراهیم شکوری- سرپرست دبیرکلی فدراسیون فوتبال- صبح چهارشنبه ۲۳ خردادماه سال جاری در حاشیه بازدید از موزه ورزش در پاسخ به این پرسش که محمدرضا ساکت با چه سمتی همراه تیم ملی به کره جنوبی رفته است؟ گفت: ساکت مدیر و سرپرست تیم است.

خردادماه سال ۱۳۹۵ بود که مهدی تاج از محمدرضا ساکت به عنوان مدیر جدید تیم‌های ملی نام برد و اعلام کرد که قرار شده وی علاوه بر عنوان مشاور ارشد رئیس فدراسیون فوتبال، کارهای مربوط به مدیریت تیم‌های ملی را هم انجام دهد.

اما ۲۳ خردادماه سال جاری و یک روز پس از آن‌که ابراهیم شکوری اعلام کرده بود محمدرضا ساکت به عنوان سرپرست و مدیرتیم ملی به کره‌ جنوبی سفر کرده است فدراسیون فوتبال در خبری اعلام کرد که “ساکت” از سوی رییس فدراسیون فوتبال به عنوان سرپرست تیم ملی فوتبال بزرگسالان ایران منصوب شده است.

مرکز ملی فوتبال؟

بهمن‌ماه سال ۹۵ بود که مهدی تاج– رئیس فدراسیون فوتبال- در حکمی محمدرضا ساکت، مشاور ارشد خود و رئیس سازمان تیم‌های ملی را به عنوان رئیس مرکز ملی فوتبال ایران نیز منصوب کرد. هرچند در آن زمان مشخص نبود که مرکز ملی فوتبال ایران به چه فعالیت‌هایی می‌پردازد و ساکت قرار است چه مسئولیتی را در فدراسیون فوتبال دنبال کند! با این حال هرچند که در بخش “کمیته‌ها” در صفحه فدراسیون فوتبال تعریفی از کارکرد کمیته‌ها و دیگر بخش‌های مختلف زیر مجموعه این فدراسیون آورده شده و در کنار آن روسای کمیته‌ها و دیگر ارکان فدراسیون فوتبال معرفی شده‌اند اما نه تنها تعریفی از کارکرد مرکز ملی فوتبال آورده نشده است بلکه ریاست این مرکز نیز مشخص نیست!

عضویت در کمیته فنی و توسعه فوتبال

در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ماه‌سال ۱۳۹۶ از سوی فدراسیون فوتبال اعلام شد که طی حکمی از سوی رییس فدراسیون فوتبال، مرتضی محصص به عنوان رئیس کمیته و فنی و توسعه فوتبال انتخاب و محمدرضا ساکت در کنار محمود یاوری، محمد احسانی، محمد خبیری، فریدون معینی،محمود شیعی و احمد خداداد به عنوان اعضای این کمیته انتخاب شدند.

در مورد کمیته فنی باید خاطرنشان کرد که هرچند این کمیته با تغییر برخی اعضا ترکیب جدیدی را به خود گرفته است اما در مورد عدم حضور ساکت در این کمیته به صورت رسمی خبری منتشر نشده است.

کمیته بازاریابی یا سازمان اقتصادی؟

در همین حکم  عابدینی به عنوان رئیس کمیته بازاریابی انتخاب شد و بازهم نام محمدرضا ساکت در کنار اسامی علیرضا اسدی، علی الدینی و نسترن سلیمی به عنوان اعضای کمیته بازاریابی دیده می شد.

در حال حاضر این کمیته به سازمان اقتصادی تبدیل شده است و درحالی که ابتدا ممبینی و پس از آن درودگر به عنوان روسای این سازمان انتخاب شده‌اند اما اعضا و مسئولان این سازمان مشخص نیستند!

عضویت در کمیته فنی فوتسال

ساکت اما به تازگی از سوی رییس فدراسیون فوتبال به عنوان عضو جدید کمیته فنی و توسعه فوتسال و فوتبال ساحلی منصوب شد، اتفاقی که بلافاصله با واکنش محمدحسن انصاری‌فرد همراه و موجب کناره‌گیری وی از سمت ریاست سازمان لیگ فوتسال و نیز ریاست کمیته “فنی و توسعه فوتسال و فوتبال ساحلی” شد و تاکید کرد که به هیچ وجه عنوان به فوتسال بازنخواهد گشت.

داورزنی و پست‌های متعدد ساکت

محمدرضا داورزنی؛ معاون توسعه ورزش قهرمانی و حرفه‌ای وزارت ورزش و جوانان نیز در نشست خبری که طی هفته جاری برگزار شد در مورد پست های متعدد محمدرضا ساکت، تصریح کرد که فدراسیون فوتبال نه تنها در مورد آقای ساکت بلکه در مورد سایر افراد نیز باید پاسخگو باشد و مهدی تاج نیز باید در این زمینه پاسخ دهد.

این خبر نگاهی به مسوولیت‌های محمدرضا ساکت؛ابوالمشاغل فدراسیون فوتبال اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

نقش کی‌روش و مترجمش در انتقال طارمی به ریوآوه

به گزارش بخش ورزشی سایت خبرهای فوری، ریوآوه توانست در لیگ پرتغال با نتیجه پرگل ۵ بر یک آوس را شکست دهد که مهدی طارمی با زدن ۳ گل در این بازی مرد اول زمین بود.

کارواخال سرمربی تیم پرتغالی با تمجید از بازیکن ایرانی گفت: من معمولا دوست ندارم در تیمم عملکرد فنی بازیکنان را بسنجم ولی درباره مهدی این کار را می‌کنم. او بازیکن بسیار خوبی است. حضور مهدی در ریوآوه و حتی لیگ پرتغال چیز کوچکی نیست. دلایل زیادی برای جذب او وجود داشت.

ویب ادامه داد: فشار من، کمک کارلوس کی روش و مترجم او و ساختار باشگاه ما خیلی در قانع کردن او نقش داشت. طارمی پیشنهاد ۱۰ میلیون یورویی داشت ولی ما با ۱.۵ میلیون یورو او را جذب کردیم. او از تمام این پول گذشت تا به فوتبال اروپا بیاید و نشان دهد شخصیت بزرگی دارد. او اعتماد به نفس بالایی دارد و من حتی معتقدم در آینده بازیکن بزرگتری خواهد شد.

این خبر نقش کی‌روش و مترجمش در انتقال طارمی به ریوآوه اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

ادامه عجایب یک نشست خبری / آن چه استراماچونی گفت و آن چه ترجمه شد

به گزارش بخش ورزشی سایت خبرهای فوری، سرمربی ایتالیایی تیم فوتبال استقلال نشست خبری پر التهابی پس از شکست برابر ماشین سازی داشت. التهابی که بیشتر از باخت به عوامل حاشیه ای باز می گشت.

تیم فوتبال استقلال همانند فصول اخیر، لیگ برتر را با شکست آغاز کرد. شاگردان استراماچونی در نخستین بازی لیگ هجدهم برابر ماشین سازی با یک گل نتیجه را واگذار کردند تا این سرمربی ایتالیایی با جملاتی خشم آگین در نشست خبری حاضر شود.

استراماچونی در نشست خبری پس از بازی بیشتر از این که به نکات فنی تیمش اشاره کند، از مشکلات حاشیه ای در استقلال صحبت کرد،؛این که او در دیدار روز جمعه مترجم در اختیار نداشت و نتوانست صحبت هایش را به بازیکنان انتقال دهد. مسلما این ایراد به کادر مدیریتی استقلال وارد است و در این زمینه باید حق را به استراماچونی داد.

اما نکته جالب تر این نشست، نبود مترجم دقیق و فنی حتی در خود کنفرانس خبری بود. به این ترتیب مربی ایتالیایی نه تنها نتوانست در حین بازی صحبت هایش را به بازیکنان انتقال دهد، بلکه در گفت وگو با اصحاب رسانه هم مترجم درستی نداشت و صحبت هایش کاملا اشتباه و بی ربط ترجمه شد.

سرمربی استقلال که چندان به زبان انگلیسی مسلط صحبت نمی کند در بخشی از این نشست با انتقاد از وقت کشی بازیکنان حریف گفت:

They wasted time and also this is something that we can not avoid but this is football. if for referee it was good for us was good.

ترجمه: آنها (بازیکنان ماشین سازی) وقت بازی را تلف کردند. این چیزی است که ما نمی توانیم جلویش را بگیریم اما اگر داور با این مساله مشکلی نداشت ما هم نداریم.

ترجمه ارائه شده توسط مترجم: این اشتباهی بود که از سمت بازیکنان ما بود و چیزی هست که اجتناب ناپذیر است و در فوتبال پیش می آید!

مشخص نیست مترجم چگونه چنین ترجمه من درآوردی و اشتباهی از صحبت های استراماچونی تحویل خبرنگاران حاضر در نشست خبری می دهد. در ادامه استراماچونی به شدت نسبت به نبود مترجم در این بازی اعتراض کرده و این مساله را بی احترامی به خودش و شخصیت حرفه ایش می داند، اما نمی داند چیزی که به آن اعتراض دارد، در همان لحظه در حال رخ دادن است و صحبت هایش اشتباه ترجمه می شود!

فتاحی رئیس سازمان لیگ، عدم حضور مترجم روی نیمکت آبی ها را ناشی از عدم درخواست باشگاه استقلال دانسته است.

این خبر ادامه عجایب یک نشست خبری / آن چه استراماچونی گفت و آن چه ترجمه شد اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

زنگ خطر برکناری برانکو به صدا در آمد

حذف تیم فوتبال الاهلی عربستان از لیگ قهرمانان آسیا با هدایت «برانکو ایوانکوویچ» و تساوی این تیم در نخستین دیدار لیگ عربستان سبب شده زنگ خطر برکناری برای این سرمربی کروات به صدا درآید.

به گزارش ایرنا؛ برانکو تا همین چند ماه پیش در ایران با هدایت تیم پرسپولیس توانسته بود سه قهرمانی را برای سرخپوشان در لیگ و نایب قهرمانی در آسیا را همراه با آنها در لیگ قهرمانان جشن بگیرد. اما این روزها او در کشور عربستان به دلیل نتایجی که با تیم الاهلی می‌گیرد، حال و روز خوشی ندارد.

الاهلی در مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان قافیه را به الهلال همتای عربستانی خود باخت و حذف شد. شاگردان برانکو لیگ فوتبال این کشور را نیز با تساوی یک بر یک برابر العداله تیم تازه راه یافته به لیگ برتر آغاز کردند تا شرایط برای این مرد کروات مساعد نباشد. البته سرمربی سابق پرسپولیس با الاهلی قرارداد دو ساله امضا کرده است. ولی تاریخ سرمربیان خارجی حاضر در عربستان گواه این است که مسئولان فوتبالی در باشگاه‌های عربستانی به این قراردادها زیاد پایبند نیستند و به راحتی سرمربی تیم‌های خود را کنار می‌گذارند.

«منصور بن مشعل» سرپرست باشگاه الاهلی امروز جمعه در گفت‌وگو با نشریه arabicnews از نتایجی که برانکو در سه دیداری که هدایت این تیم را بر عهده داشته انتقاد کرد و گفت: به نظر می‌رسد برانکو بازیکنان و حریفان را به خوبی آنالیز نکرده و باید به زودی درباره او تصمیم قاطعی بگیریم.

سرپرست باشگاه الاهلی در حالی در لفافه صحبت از برکناری برانکو کرد که اختلاف مرد کروات با «عمر السومه» یکی از بهترین بازیکنان اهل سوریه و فعلی این باشگاه نیز در عصبانیت مسئولان الاهلی از برانکو بی‌تاثیر نبوده است.

برانکو که در ایران نیز نشان داده به شدت مخالف بازیکن‌سالاری و مدافع نظم تیمی است در دیدار برابر العداله، دوباره السومه را نیمکت‌نشین کرد و او را در دقیقه ۶۲ به بازی فرستاد. البته مرد کروات بعد از تساوی شاگردانش برابر العداله از هواداران تیم عذرخواهی کرد.

نوشته زنگ خطر برکناری برانکو به صدا در آمد اولین بار در هفت صبح پدیدار شد.

رنج‌نامه چهره استقلالی‌ برای هواداران ملوان

به گزارش بخش ورزشی سایت خبرهای فوری،این روزها هرچند لیگ نوزدهم شروع شده و همه در کوران آغاز رقابت ها قرار دارند اما باز هم کسی نیست که از اتفاقات عجیب و غریب لیگ یک غافل باشد. یکی از این اتفاقات طبق معمول به حواشی باشگاه ملوان اختصاص دارد. باشگاهی ریشه دار و پرهوادار که حالا حاشیه نزدیک ترین چیزی است که در حوالی‌اش دیده می شود. در رابطه با حواشی اخیر پیرامون باشگاه ملوان، علی لطیفی مهاجم اسبق استقلال که هدایت این تیم را بر عهده گرفته بود، بعد از اینکه چند روز پیش در کنفرانس خبری جنجالی شرکت کرد، به قول خودش رنج نامه زیر را برای هواداران انزلیچی منتشر کرده:
سلام دوباره به هواداران، طرفداران و عاشقان ملوان بندرانزلی. امروز زمان آن رسیده تا بی پرده با شما صحبت کنم. این حق واقعی شما است که بدانید در این مدت بر ما و ملوان چه گذشت. عصر دیروز، تیم من، ملوان دوست داشتنی با آرمان گهر سیرجان رقابت کرد و شرایط و نتیجه نیز مشخص است. اما می خواهم همین ساعات، با شما درددل کنم. از مردم شریف بندرانزلی و هواداران سینه چاک باشگاه اجازه می خواهم تا بخشی از اتفاقات پیچیده ای که از سر گذراندیم را بازگو کنم و قضاوت را به شما و وجدان پاک تان بسپارم.

بدون هیچ مقدمه، بگذارید از روزهای قبل از پیشنهاد باشگاه ملوان بگویم. آن زمان، از سوی یک باشگاه لیگ یکی، پیشنهادی ۶۰۰ میلیون تومانی دریافت کردم. همه چیز مهیا بود تا قرارداد را امضا کنم اما وقتی نام ملوان را شنیدم و پیشنهاد این باشگاه را گرفتم، بدون حرف اضافه، پذیرفتم و با اینکه می دانستم در فاصله کوتاه (کمتر از ۱۰ روز) تا شروع فصل، منطقی نیست که تیمی  را برای کارزار لیگ یک مهیا کرد ولی این ریسک را پذیرفتم و کارم را استارت زدم. برای انتخاب ملوان، ده ها دلیل داشتم که انتخابم را منطقی جلوه می داد: ملوان، باشخصیت و هیجان انگیز است. هر کسی باید افتخار کند برای یک روز، زیر پرچم این نام بزرگ قرار می گیرد و البته این هواداران پرشور و باشعور، ۵۰ درصد از راه صعود را هموار می کنند. از سوی دیگر، تیم مدیریتی با وعده های هیجان انگیزی به سراغ من آمد. قرار بود بودجه موثری داشته باشیم، شرایط ایده آل، فضای خوب برای کار کردن و هر چیزی که یک تیم برای موفقیت، نیاز دارد اما این روزها، از آن همه ادعا، چه چیزی باقی مانده است؟ چه چیزی کاشتند که امروز برداشت کنیم؟ سهم ملوان با این مالکان چه بود غیر از آن چه دیدید و شنیدید؟

من تلاش زیادی کردم، با ده ها بازیکن قرار گذاشتم تا به ملوان بیایند و تیم موثری ببندیم؛ تیمی برای رساندن ملوان به جایگاه اصلی. ما توقع زیادی نداشتیم، زمانی هم برای تغییرات گسترده وجود نداشت. فقط از مالکان باشگاه خواستیم یک تیم داشته باشیم؛ همین. عقدقرارداد با یکسری بازیکن سرشناس با قیمت های معقول که می توانست آینده تیم و باشگاه را تضمین کند اما هر چه گذشت، اتفاقات عجیب تری را شاهد بودیم. در این مدت، فقط سکوت کردم و حرفی نزدم اما امروز، کارد به استخوان رسیده است.
یک نمونه ساده اتفاقات، همه آن چیزی بود که روز بازی با سرخپوشان رقم خورد. داخل رختکن، پیراهن یکدست برای ورود به زمین نداشتیم. بازیکنانم با پیراهن های مختلف برای گرم کردن، به زمین رفتند. شاید این موضوع را خیلی ها ندانند اما آن روز، تنها ۱۳ بازیکن در لیست داشتیم که همه آنها نیز، بازیکن بزرگسال نبودند چون از بازیکنان امید و جوانان نیز در لیست می دیدم. در آن شرایط، هر کسی جای من بود، هرگز آن وضعیت را تحمل نمی کرد اما من هدف بزرگ تری داشتم و ماندم. به من گفتند اگر وارد زمین شوی، ۵، ۶ گل می خوری و کارها را خراب تر می کنی اما شاگردانم مردانه جنگیدند و از نام ملوان دفاع کردند. اگر شکست خوردیم، روی یک گل کاملا اتفاقی بود وگرنه فیلم بازی نیز، گواه آن است که چقدر خوب و مسلط فوتبال بازی کردیم در حالی که هیچ تمرکزی در تیم و بازیکنانم وجود نداشت. بازیکنانی که در آن روز به میدان رفتند، کمتر از ۴ جلسه با ما تمرین کرده بودند اما در بازی با سرخپوشان، عملکرد خوبی داشتند. این را هم اضافه کنم که ساعاتی قبل از بازی اول برابر سرخپوشان پاکدشت، تصمیم گرفتم استعفای خود را اعلام کنم اما مسئولان باشگاه و بازیکنان ملوان از من خواستند بمانم و به کارم ادامه بدهم. اگر آن زمان می رفتم، خیلی ها تصور می کردند از زیر بار مسئولیت، شانه خالی کرده ام ولی ماندم و جنگیدم هر چند ابزاری برای جنگ وجود نداشت.

تلاش کردم مثل همیشه، آن مربی ای باشم که به تیمش آرامش می دهد. آن کسی که می جنگد و صبور است اما امروز نسبت به همه اتفاقات، ناامید هستم. از یک سو، انرژی که می توانست برای صعود ملوان صرف شود، بابت جمع و جور کردن حواشی داخلی از دست دادم. از طرف دیگر، هیچ حمایتی از سوی مالک باشگاه نمی بینم. مالک باشگاه وقتی در جمع بازیکنان می گوید: «به هر کسی که دوست داشته باشم، پول می دهم و اگر از کسی خوشم نیاید، پولی هم نمی دهم» همه امیدها برای همکاری را از بین می برد.

من مربی هر تیمی، در هر شهری بودم، برای فوتبال سالم و پاک جنگیدم و حرف حق زدم حتی به قیمت از دست دادن شغلی که داشتم. هیچ وقت اهل نمایش و شوآف نبودم. هر چه داشتم در طبق اخلاص گذاشتم و امروز خوشحالم از حقانیت تیمی پرافتخار چون ملوان و مردمی با شرف چون مردم انزلی تا آخرین لحظه و تا آخرین حجم انرژی خود دفاع کردم. من اجازه ندادم با احساسات پاک هزاران هوادار ملوان بازی شود. بگذارید بگویم که آقایان برای سکوت من، پیشنهاد مالی دادند ولی من اهل سکوت نبودم.

جالب اینکه مالک باشگاه، بعد از بازی با آرمان گهر، دست به فرار رو به جلو زد و «مثلا» مرا اخراج کرد؛ در حالی که قبل از این بازی و در کنفرانس خبری، به صورت رسمی گفتم تا مادامی که آقایان به ملوان و طرفدارانش ظلم می کنند، تحت هیچ شرایطی حاضر به همکاری نیستم. جالب است مالک باشگاه در حکمی مضحک، دست به اخراج من زد.

به اتفاقاتی فکر می کنم که ملوان را به این حال و روز انداخت. برای شما هوادار باشگاه هیچ وقت این سوال پیش نیامد که چرا بازیکنان سرشناس بعد از دو، سه روز حضور در تمرین ملوان، از این تیم می رفتند؟ می دانید چرا این همه بازیکن در تمرین ما شرکت کردند اما نتوانستیم با آنها قرارداد ببندیم؟ همه آنها فهمیدند آبی از مالک باشگاه گرم نمی شود و رفتند. هر روز با تیمی کم امید و متفاوت مواجه می شدم و این موضوع، تمام انرژی مرا از بین برده است. من کسی نبودم و نیستم که بخواهم با هر شرایطی کار کنم. برای موفقیت به ملوان آمده بودم اما ببینید که با من چه کردند. ببینید مرا به کجا رساندند که امروز باید همه رویاهایم را بگذارم و بروم.

امروز، به آینده ملوان فکر می کنم. به آینده شغلی خودم که می توانستم با قبول پیشنهاد ۶۰۰ میلیونی تومانی باشگاهی دیگر، حداقل یک آپارتمان بخرم و از این اجاره نشینی خلاص شوم. امروز شما در حالی رنج نامه مرا می خوانید که تمام رویاهایم با ملوان را از دست رفته می بینم. هر روز به جشن صعود به لیگ برتر فکر می کردم و از این حس شیرین، انرژی می گرفتم ولی حالا باید به رفتن و گذشتن فکر کنم. به خداحافظی با شما مردمی که حق تان بیش از اینهاست. شما حق دارید ملوان، این قوی زیبای بندرانزلی را در آسمان فوتبال ایران ببینید اما دل شما هم پر از غصه است. حق با شما بود؛ با این شکل مدیریت، این تیم به جایی جز بن بست، نمی رسد.

آنچه خواندید فقط بخش کوچکی از درددل من بود. فرصت نشد بیش از اینها از مشکلات بگویم. فرصت برای حرف زدن زیاد است. بماند برای روزی که آسمان آفتابی شد و ابرهای تیره، دست از سر آسمان ملوان برداشتند. خدا را شکر می کنم که فرصت آشنایی با شما را داشتم و شاکر خداوند هستم که شما حقایق را بیشتر از من می دانید؛ درک می کنید که مالک باشگاه با قوی سپیدانزلی چه کرد. من به حکم و اراده خودم می روم، همان طور که قبل از بازی با آرمان گهر هم گفتم که استعفا می دهم. اگر در این بازی نیز ماندم، به احترام شخصیت ملوان بود تا بدون سرمربی، وارد یک بازی رسمی نشود. امروز اما با استعفای خودم می روم و شما و قوی خسته انزلی را به خدا می سپارم. یا علی.

این خبر رنج‌نامه چهره استقلالی‌ برای هواداران ملوان اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

صحبت جدی وزیر ورزش با گزینه محبوب هواداران برای مدیرعاملی پرسپولیس

به گزارش بخش ورزشی سایت خبرهای فوری، در حالیکه روز گذشته و بعد از اتمام بازی پرسپولیس و پارس جم بار دیگر خبر استعفای ایرج عرب در رسانه ها منتشر شد، او خودش چنین اتفاقی را تکذیب کرد و گفت شنبه دوباره در دفتر کارش حاضر خواهد شد. با این حال اما هنوز گمانه زنی ها در خصوص تغییر مدیرعامل پرسپولیس وجود دارد و اکثرا این صحبت مطرح می شود که اگر قرار بر تغییر مدیرعامل باشد، حمیدرضا گرشاسبی نفر بعدی است که دوباره به کار خود برخواهد گشت.

شنیده می شود که مسعود سلطانی فر، وزیر ورزش و جوانان بار دیگر صحبتی با حمیدرضا گرشاسبی داشته و به او آماده باش داده. چراکه گرشاسبی چهره محبوب هواداران است و به نظر وزارت ورزش هم اگر قرار بر تغییر مدیرعامل باشد قصد دارد روی نام مدیرعامل سابق دوباره ریسک کند. در هر حال مخصوصا با توجه به جلسه ای که سلطانی فر با گرشاسبی داشته به نظر می رسد در میان چند گزینه، خود گرشاسبی نزدیک ترین گزینه احتمالی به مدیرعاملی پرسپولیس باشد. /خبرآنلاین

این خبر صحبت جدی وزیر ورزش با گزینه محبوب هواداران برای مدیرعاملی پرسپولیس اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

اتفاق بی سابقه در پشت پرده فوتبال ایران

به گزارش بخش ورزشی سایت خبرهای فوری، پیش از علی لطیفی، علیرضا منصوریان سرمربی سابق استقلال در آخرین گفت و گوی مطبوعاتی خود پس از بازی با ذوب آهن زمان این چنینی را ثبت کرده بود اما لطیفی این بار پیش از بازی ملوان مقابل آرمان گهر در هفته دوم لیگ دسته اول برای توضیح آنچه که بر ملوان گذشته وادار شد تا در مصاحبه ای ۹۰ دقیقه ای حضور داشته باشد.

نکته جالب اینکه در این نشست خبری بازیکنان ملوان، کادرفنی و کادر تدارکات تیم نیز حضور داشتند تا شاهدی بر مدعای او باشند. آنچه لطیفی در این نشست مطبوعاتی به زبان آورد، مسائلی بود که آن را در تیم های دسته اولی شنیده ایم. مسائلی از جمله نامشخص بودن منابع مالی، بی سازمانی حداکثری و به هم ریختگی کاملی که در چند هفته گذشته بر تیم ملوان حکمفرما بوده است. ملوان که با کناره گیری کادرفنی قبلی و با پنجره بسته و مربی بومی خود را برای حضور در لیگ دسته اول آماده می کرد، از یک ماه پیش در اختیار تیم مالکیتی جدیدی قرار گرفت و با جذب چند بازیکن نسبتا مطرح، نوید یک شروع پر قدرت در لیگ دسته اول را داشت اما با جدایی تمامی بازیکنان قرارداد بسته مشخص شد آنچه در پس پرده ملوان می گذرد، چیز دیگری است.

لطیفی و بازیکنان ملوان روز گذشته درباره بخش هایی از این موضوع صحبت کردند که مسائلی عجیب و باونکردنی بود.

لطیفی که علاقه اش را برای حضور در تیم ملوان را تکرار نکرد، سعی کرد با کلمات محترمانه از نحوه اداره ملوان و نامشخص بودن کامل شرایط انتقاد کند. او در بخشی از حرفهای خود گفت: پیش از دیدار با سرخپوشان در هفته اول، من ترکیب را روی تخته وایت برد تیم نوشتم اما به عنوان مثال مشخص شد بازیکن هافبک دفاعی ما نمی تواند بازی کند. بعد از آنکه گزینه اول کنار رفت، نفر دوم را جانشین کردم اما او نیز شرایط بازی کردن را نداشت و من هرگز با چنین موضوعی مواجه نشده بودم.

در این بین آرمان شهداد نژاد دروازه بان سابق کرمانی ها به نکته عجیبی اشاره کرد و گفت: چکی را که برای قرارداد از مالک تحویل گرفتم به بانک بردم اما در بانک به من گفتند این چک سرقتی است و مالک چک به من گفت این چک هفته گذشته به سرقت رفته است!

دیگر بازیکنی که درباره ملوان و شرایط آن صحبت کرد، حافظ یعقوبی کاپیتان ملوانان بود. او گفت: در روزی که مالک ملوان قصد راهی کردن بازیکنان به محلی را داشته بر سر کرایه تاکسی با راننده سر و کله می زده است.

او همچنین به مسائلی اشاره کرد که در روزهای حضور این تیم در ایفمارک رخ داده و اینکه پولی برای پرداخت به ایفمارک در بساط نبوده و بنابر این این مرکز پزشکی از پذیرش بازیکنان ملوان خود داری می کرده است.

در این بین همچنین به نکات دیگری اشاره شد؛ ۳۰ دقیقه قبل از بازی اول برابر سرخپوشان، ملوانان لباس فرم برای حضور در زمین را نداشتند و یک پیک موتوری لباس ها را می رساند و بازیکنان خود با چسباندن شماره، وارد زمین می شوند.

در حاشیه نشست به حضور افرادی در تمرین اشاره شد که از سوی مالک برای حضور در ملوان معرفی شدند اما علت حضور آنها فنی نبوده است. بنابر آنچه که گفته می شود، ملوان بعد از بازی امروز برابر آرمان گهر از مالک فعلی(محسن میرابی) پس گرفته می شود و به گروه جدیدی تحویل داده خواهد شد و پژمان نوری و کادرفنی سابق به تیم بازخواهند گشت.

همچنین در این نشست خبری، خبرنگاران بومی انتقاد شدیدی به خسته بند نماینده مردم انزلی داشتند و او را از دلایل مشکلات فعلی ارزیابی می کردند. از جمله زمانیکه لطیفی اعلام کرد که خسته بند به او گفته “مهم برای او ملوان است” و خبرنگاران به این جمله واکنش نشان دادند و خندیدند.

در هر صورت این تیم پر خاطره و جذاب فوتبال ایران در شرایطی لیگ دسته اول را ادامه خواهد داد که قصه پر غصه‌اش همچنان ادامه دارد. اتفاقی که البته برای همه تیم های خصوصی رخ خواهد داد مگر آنکه فوتبال ایران در عرصه کسب درآمد شفاف به یک نتیجه قطعی برسد.

این خبر اتفاق بی سابقه در پشت پرده فوتبال ایران اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

تاج: در بازی‌های ملی در “آزادی” پذیرای بانوان خواهیم بود

به گزارش بخش ورزشی سایت خبرهای فوری، مهدی تاج در آیین اهدا جام و مدال به قهرمان و نایب‌قهرمان لیگ دسته یک فوتبال بانوان کشور در خوزستان، اظهارکرد: برای بانوان تجربه خوبی در فوتبال و فوتسال داریم. تیم فوتسال ایران قهرمان آسیا است و فوتبال ساحلی مان نیز جزو خوب ها است.

وی با بیان این‌که برای بازی‌های تیم‌ملی نیز از بانوان در ورزشگاه آزادی پذیرایی خواهیم کرد، عنوان کرد: فوتبال بانوان را هم جدی گرفتیم، البته در آغاز راه هستیم و کارهای بسیار مثبتی در حال انجام است، ضمن این‌که لیگ پویایی هم داریم.

پیش از این محمدرضا داورزنی معاون وزیر ورزش و جوانان نیز اعلام کرده بود که امکان حضور بانوان در بازی‌های ملی در استادیوم آزادی فراهم شده است.

رییس فدراسیون فوتبال هم‌چنین در ادامه گفت: باید یک کار جدی، محکم و پویا برای فوتبال بانوان انجام داد که خدا را شکر ارزیابی مثبتی از روند فوتبال بانوان دارم و این روند جهشی است.

وی با تبریک به تیم آویسا خوزستان بابت قهرمانی در لیگ یک فوتبال بانوان و صعود به لیگ برتر، خاطرنشان‌کرد: خوزستان در لیگ برتر، لیگ یک و دسته دو آقایان هم به ترتیب سه، یک و دو تیم دارد و اکنون نیز در لیگ برتر بانوان صاحب نماینده شد.

تاج در پایان نیز با تبریک به البرز برای صعود به لیگ برتر، گفت: البرز برای اولین بار در تاریخ فوتبال بانوان کشور است که به لیگ برتر راه پیدا می‌کند و این مایه خرسندی است.

این خبر تاج: در بازی‌های ملی در “آزادی” پذیرای بانوان خواهیم بود اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.