ماجرای اخراج مؤذن بدنساز!

ابرهیم مسری، نزدیک به ۱۵ سال است که در شهری در اسراییل، مسلمانان را به نماز می‌خواند، اما حالا به خاطر شرکتش در یک رقابت بدنسازی صدایش خاموش شده است.

به گزارش فرادید به نقل از AFP، وزارت کشور اسراییل، او را از سمتش به عنوان موذن اصلی مسجد الجزار، در شهر عکا، برکنار کرده است، به این دلیل که شرکتش در رقابتی در سال ۲۰۱۷ را “منافی” سمت مذهبیش تشخیص داده است.

موذن‌ها، پنج بار در روز با استفاده از بلندگوها، مسلمانان را به نماز فرامی‌خوانند و معروفترین‌هایشان از صدا‌های خوبی برخوردارند.

مسری ۴۶ ساله، از زمان جوانی وزنه می‌زده و در شهر آکره او را خوب می‌شناسند. او هرگز تناقضی میان ورزشش و دینش ندیده است.

او می‌گوید: “این یک تصمیم ناعادلانه است. دین اسلام هر فردی را تشویق به ورزش می‌کند. ”

یک سخنگوی وزارت کشور گفته است که او به خاطر لباس نامناسب اخراج شده است.

بدنسازان معمولاً در جریان رقابت‌های شورت‌های کوچکی می‌پوشند و مسری عکس‌های زیادی با این سروشکل دارد.

لباس کم

مسری بازو‌هایی تنومند دارد و وزنش حدود ۱۰۵ کیلو است، و از اعضای اقلیت اعراب اسراییل است که حدود ۱۸ درصد از جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهد.

در سال ۲۰۱۷، او در قهرمانی بدنسازی اسراییل شرکت کرد و در دستۀ خود اول شد.

چند ماه بعد، به یک کمیته از مسئولان مذهبی در شمال اسراییل فراخوانده شد.

او که پدر یک بچۀ سه ساله است، می‌گوید: “آن‌ها عکس‌های شرکت من در مسابقه را نشانم دادند و از نظر آن‌ها شرکت یک موذن در این ورزش مناسب نیست.”

آن‌ها گفتند که لباس کم برای یک چهرۀ دینی قابل قبول نیست.

وزارت کشور بر سازمان‌های دینی مسیحیان، مسلمانان و دیگر اقلیت‌های غیریهود در اسراییل نظارت می‌کند و حرف آخر را در مورد شغل تمام وقت موذنی می‌زند.

مسری می‌گوید که بعدتر یک نامۀ عذرخواهی برایشان فرستاده است. “به آن‌ها گفتم که دیگر در مسابقات شرکت نمی‌کنم. آن‌ها پیش از آنکه استخدامم کنند می‌دانستند که من در این ورزش هستم”.

اما این ماه وزارت کشور در نهایت تصمیم به اخراج او گرفت، اخراج او این هفته اجرایی شد.

به گفتۀ سخنگوی وزارت کشور، “این کارمند به کمیسیون مشاغل دولتی شکایت کرد، و این کمیسیون به این نتیجه رسید که عملکرد وزارتخانه بدون ایراد بوده و اخراج تایید شد. ”

” زیباترین صدا در عکا”

مسجد الجزار در شهر قدیمی عکا، یکی از زیباترین مساجد در اسراییل است که در سال ۱۷۸۱ ساخته شده است.

شهر مدیترانه‌ای عکا یکی از میراث جهانی محسوب می‌شود که یادگار‌های جنگ‌های صلیبی را نیز در خود دارد.

این مسجد به نام حاکم عثمانی عکا در زمان ساختش است و طراحی آن از مساجد مشهور استانبول الهام گرفته شده است.

اخراج موذن، موجب نارضایتی در میان اکثریت مسلمان عکا شده است.

ویسام زلافی، نگهبان مسجد می‌گوید: “چطور می‌توانند ابراهیم را از شغلش جدا کنند، فقط به این دلیل که در یک مسابقه شرکت کرده است؟ ما در کل عکا، موذنی با همچین صدای زیبایی نداریم. ”

شیح محمد کیوان، امام جماعت مسجد، می‌گوید مسری پیش از ورود به مسابقات بدنسازی نظر مسئولان را نپرسیده است.

او می‌گوید: “او مجاز نیست که بدنش را جلوی مردان، زنان و بچه‌ها به نمایش بگذارد. ”

با این حال، امام می‌گوید که نظرش دادن یک هشدار نهایی به مسری است و او نیز معتقد است که ابراهیم مسری صدای زیبایی دارد.

مسری در دوران موذنی خود به ورزش ادامه داده و حتی به بازگشایی باشگاهی برای تمرین جوانان در عکا کمک کرده است.

امل خطیب، ۱۹ ساله، می‌گوید که باشگاه به او کمک کرده تا روی یافتن شغل تمرکز کند.

مسری خواستار تجدید نظر شده که ماه آتی بررسی خواهد شد و شروع به جمع‌آوری استشهاد محلی کرده است.

جابر مشاهی، مرد هشتادساله‌ای که نمازش را در الجزار می‌گزارد، می‌گوید که این تصمیم به مسجد ضرر می‌زند.

او با اشاره به سفر حج خود و رفتنش به مکه می‌گوید: “من به عمره رفته‌ام و هیچ صدایی در هیچ جایی به زیبایی صدای او نیست. ”

“زد”ها چه کسانی هستند؟

نسل «زد» افغانستان — تقریبا متولدین بین ۹۰ تا ۲۰۰۰ میلادی — در جنگ قد کشیده است. آن‌ها ۱۷ سال یا به معنای واقعی کلمه، تمام عمر خود را در زیر سایه سنگین سخت افزار‌های جنگی و نیرو‌های بین المللی سپری کرده اند. اما اکنون آینده برایشان مبهم است. هر آن ممکن است تغییرات ناگواری رخ دهد، کسی چه می داند شاید هم اوضاع بهتر شود!

به گزارش فرادید به نقل از تلگراف، مذاکرات صلح بین ایالات متحده و طالبان به اوج خود رسیده است که به این معنی است که این گروه افراطی ممکن است نقشی رسمی در دولت پیدا کند. هنوز هیچ کس نمی‌داند که این گروه در دولت افغانستان چه میزان سهم خواهد داشت، اما برای نسل جوان که در زمان خلع طالبان از قدرت در سال ۲۰۰۱ و به دنبال حمله نظامی آمریکا به افغانستان، شیرخوار بودند، دورنمای صلح با طالبان ترکیبی از امید و ترس است.

جوانان افغان رویکرد‌های متفاوتی نسبت به پیامد‌های صلح با طالبان دارند.

برای روستاییان که بیش از آنکه بر اساس قوانین دولتی زندگی کنند، بر اساس روش‌های سنتی زندگی کرده اند، صلح با طالبان تغییرات چندانی به همراه نخواهد داشت.

اما جوانان کابل و شهر‌های دیگر، خیلی چیز‌ها برای از دست دادن دارند، به خصوص آزادی‌هایی که در نتیجه خروج طالبان به دست آمدند، از نواختن موسیقی و مدل شدن گرفته تا آرایش‌های متنوع مو، که با آن‌ها بزرگ شده اند.
مریم عطایی، ۱۶ ساله، که دانش آموز مدرسه موسیقی در کابل است و ساز تخصصی اش پیانوست، می‌گوید: «بزرگترین نگرانی من این است که با بازگشت آن‌ها دیگر نتوانم موسیقی بنوازم.»

آخرین باری که طالبان قدرت را در افغانستان به دست داشتند، قوانین سختگیرانه‌ای را علیه زنان و دختران وضع کرده بودند و در دنیا به بدنامی شهره بودند. آن‌ها زنان و دختران را مجبور می‌کردند خانه نشین شوند، ورزش و موسیقی را محدود کرده بودند، و تنبیهات شدیدی را علیه کسانی که قوانین آن‌ها را نقض کنند، اعمال می‌کردند.

اما اخیرا، لحن آن‌ها معتدل شده است، آن‌ها قول داده‌اند که در صورت آمدن به قدرت به زنان و دختران حق تحصیل بدهند، و متعهد شده اند که از گروه‌های کمک بین المللی کمک بگیرند و با دنیا و کشور‌های دیگر روابط صلح آمیز برقرار کنند.

هرچند هنوز شک و تردید‌هایی وجود دارد، اما جوانان بسیاری در افغانستان به نتایج مذاکرات صلح امیدوارند.
حسین، ۱۹ ساله، که در ایران بزرگ شده و اکنون در کابل آرایشگر است، می‌گوید: «من به صلح با طالبان خوشبینم. این صلح جنگ و درگیری را در کشور ما خاتمه خواهد داد. من می‌خواهم طالبان سیاست خود را تغییر دهد و مثل قبل رفتار نکند.»

جمعیت افغانستان بسیار جوان است. بر اساس آژانس جمعیت سازمان ملل، بیش از ۶۰ درصد از ۳۵ میلیون جمعیت این کشور زیر ۲۵ سال و نیمی زیر ۱۵ سال هستند.

به گزارش فرادید به نقل از تلگراف، مانند هر جای دیگری در دنیا، جوانان شهری افغانستان هم برای آشنایی با فرهنگ‌ها و اتفاقاتی که در دنیا شایع می‌شود، به تکنولوژی رجوع می‌کنند. در واقع تکنولوژی پنجره آن‌ها به روی دنیاست. در ضمن یکی از معضلات آن‌ها پیدا کردن شغل ثابت و دائمی است.

آن‌ها تقریبا هر روز با خشونت و یک اقتصاد ورشکسته که نمی‌تواند برای ۴۰۰ هزار نفر جمعیت در سن کار که هر روز بر تعدادشان افزوده می‌شود، اشتغالزایی کند، سروکار دارند.

صد‌ها هزار نفر در سال ۲۰۱۴ با خروج نیرو‌های خارجی از افغانستان مهاجرت کردند. خیلی از این افراد در جستجوی زندگی بهتر در ترکیه، اروپا یا راه‌های دورتر، خطرات زیادی به جان خریدند.

آن عده که مانده اند امیدوارند مذاکرات صلح با خودش فرصت‌هایی را به ارمغان آورد.

عمر، ۱۹ ساله، از ترکیه لباس وارد می‌کند و در مغازه‌ای در کابل می‌فروشد. او از سن ۶ سالگی مشغول یادگیری زبان انگلیسی بوده است، به این امید که بتواند مسافرت کند. او کتابی پر از عکس از جا‌هایی دارد که مشتاق است روزی آن‌ها را ببیند—تاج محل، برج ایفل، نیویورک.

با این حال همچنان در افغانستان زندگی می‌کند و امیدوارم است که خشونت پایان یابد.

«اگر صلح اتفاق بیفتد همه چیز ساده‌تر خواهد شد، افراد سرمایه دار زیادند که بخواهند در افغانستان سرمایه گذاری کنند، اما از ترس جانشان این کار را نمی‌کنند، یک افنجار کافی است تا هر چه را که بنا کرده اند بر باد دهد.»

او حضور چینی‌ها در افغانستان را غنیمت می‌داند و خوشحال است که تعداد سرمایه گذاران چینی در این کشور رو به افزایش است. «چینی‌ها صلح طلب اند و سخت کار می‌کنند.»

اما نگران خروج نیرو‌های نظامی آمریکا از افغانستان است.

«دستور ترامپ مبنی بر خروج سربازان آمریکایی کاملا اشتباه است، ما اینجا به کمک احتیاج داریم.»
سلطان قسیم سعیدی، در صنعت مد یک مدل است. او دو طرف مو‌ها را کوتاه‌تر کرده و مو‌های پرپشت جلوی سرش را سمت عقب شانه زده. می‌گوید این مدل مو که به مدل «سینگپاف» sinpogh معروف شده، نمای سر‌ها را در خیابان‌های کابل تغییر داده است.

او می‌گوید مدل لباس‌ها و آرایش مویش را از فیس بوک، یوتیوب و اینستاگرام پیدا می‌کند و علاقه‌ی زیادی به عمر بورکان از عربستان سعودی و جاستین بیبر کانادایی دارد.

«ما می‌ترسیم اگر طالبان به قدرت برسد دیگر نتوانیم «شو» اجرا کنیم». علی رغم این نگرانی او می‌گوید این خشونت‌ها باید جایی به پایان برسد.

«اگر نیرو‌های آمریکایی کشور را ترک کنند صلح می‌آید، ما صلح می‌خواهیم».

مریم غلامی، ۲۰ ساله در استان غربی هرات زندگی می‌گوید، او می‌گوید همنسلی‌های وی تغییراتی که والدینشان نتوانستند به ارمغان خواهند آورد.

او از طریق یک دانشگاه آنلاین مشغول یادگیری طراحی گرافیک و کدگذاری کامپیوتری است و دوست دارد مهارت‌های خود را از طریق آموزش‌های یوتیوب بهتر کند.

با اینکه او باور دارد افغانستان با مشکلات زیادی مواجه است – مثل اتصال کند و اینترنتی که یک روز وصل است و یک روز قطع—اما ایمان دارد که نسل وی حامل تغییرات شگرفی برای افغانستان خواهد بود.

«نسل جدید با دانش و تکنولوژی افغانستان را تغییر خواهد داد.»
منبع: رویترز
مترجم فرادید: عاطفه رضوان نیا

تیپ نماینده جنجالی در نمایشگاه توانمندی های بهداری سپاه

برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی عصر دوشنبه از نمایشگاه توانمندی های بهداری رزمی نیروی زمینی سپاه بازدید کردند. در همین راستا تصویر جالبی را می‌بینید از نادر قاضی‌پور نماینده آذربایجان غربی.

این جزیره، بهترین آب و هوای جهان را دارد

از سال ۲۰۱۸ که پایتخت مالت به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا انتخاب شد، رو به روز رشد و توسعه‌ی این کشور بیشتر شد. مالت دارای جزایر مرموز بی‌شماری است. با ما همراه باشید تا گردشی یک روزه به بکرترین نقطه‌ی مدیترانه داشته باشیم.

بخشی از گردشگران به دنبال فرهنگ جوامع هستند. گردشگرانی که به تاریخ کلاسیک و رنسانس علاقه دارند، به یونان و ایتالیا پناه می‌برند تا در میان جاذبه‌های این کشورها گم شوند. رم و آتن معروف‌ترین جاذبه‌های تاریخی اروپا را در خود دارند اما باید اعتراف کنیم که جزیره‌ای وجود دارد که همه چیز را یک‌جا در خود نگاه داشته است.

مالت کشور بسیار کوچک است اما تمامی نقاط این کشور می‌تواند جاذبه‌ی گردشگری محسوب شود. مالت دارای تاریخی غنی است. اما فقط تاریخ و فرهنگ نیست که شما را جذب مالت می‌کند، معابد جگانتیا (Megalithic)، تالاب‌های فیروزه‌ای و سواحل بکر، همگی در این شهر قرار دارند. وارد هر کوچه یا خیابان که می‌شوید، بناها و ساختمان‌های قدیمی را خواهید دید که برخی از آنها پیش از میلاد مسیح ساخته شده‌اند. زیر شهرهای مالت غارها و حفره‌هایی وجود دارد که سابقه‌ی زندگی در آن‌ها به ۷ هزار سال پیش (از بقایای انسان‌ها وحیوانات مختلفی که در این مکان کشف شد این تاریخ را تخمین زده‌اند) بر می‌گردد.

بهترین فصل سفر به مالت؟! هر روزی که بخواهید می‌توانید به مالت سفر کنید! ( در اینجا ۳۰۰ روز سال هوا آفتابی است).

از پایتخت مالت شروع می‌کنیم. والتا (Valletta) توسط فینیقی‌ها در قرن هشتم پیش از میلاد (تقریبا سه هزار سال پیش) ساخته شد. این شهر بعد از سقوط امپراطوری روم به اندازه‌ی فعلی خود رسید. بعد از والتا به جنوب غربی مالت می‌رویم. مدینا در سکوت خود، تاریخ و سنت عجیبی را برای نمایش می‌گذارد.

اگر جزو دوستداران تاریخ هستید، حتما به پیاده‌روی موزاییکی Domvs Romana که تحت حفاظت میراث جهانی یونسکو است سر بزنید. این پیاده‌رو از امپراطوری روم در این شهر باقی مانده است. خانه‌ای ویران نیز از این عصر در این شهر وجود دارد که از سال ۱۸۸۲ برای بازدید عموم افتتاح شد. بیشترین ساکنان این منطقه نجیب‌زادگان باقی مانده از دوران قرون وسطی هستند که در کاخ‌های به جا مانده در محله‌های قدیمی مقیم‌اند.

با یک پیاده‌روی کوتاه خود را از مدینا به رباط (Rabat) برسانید. اینجا می‌توانید بی‌نظیرترین تصویر را از جزیره مالت داشته باشید. در این منطقه، امروزه در حدود ۱۱ هزار نفر ساکن هستند و این شانس را دارند که هر روز صبح با این تصویر از خواب بیدار شوند.

اگر قرار باشد برای این منطقه عنوانی انتخاب کنیم که شایسته‌ی آن باشد، ما پیشنهاد می‌کنیم «شهر مغولی» صدایش کنیم. کوچه‌های این منطقه با درختان انگور و گل‌های گوشواره‌ای تزیین شده‌اند و بر روی دیوار ساختمان‌های سنگی، پنجره‌های قوس‌دار را با کرکره‌های رنگی چوبی مشاهده خواهید کرد. اینجا بسیار به والتا شبیه است. همه چیز جادویی و سحرآمیز به نظر می‌رسند. بدون شک هر مسافری که وارد این منطقه می‌شود، گوشه‌ای از زیبایی اینجا را با جهان در اینستاگرامش به اشتراک می‌گذارد.

برای غذا می‌توانید به یکی از رستوران‌های موجود در منطقه‌ی رباط بروید. این رستوران‌ها اکثرا توسط خانواده‌های مالتی اداره می‌شوند و غذاهای سنتی مالت را ارائه می‌کنند. شما می‌توانید در کنار غذا خوردن از مناظر زیبای جزیره مالت هم لذت ببرید.

از رباط به سمت مارساشلوک (Marsaxlokk) (در حدود سی دقیقه رانندگی) حرکت کنید تا به یک روستای ماهیگیری کاملا سنتی در جنوب شرق مالت برسید. قایق‌های ماهیگیری سنتی و رنگارنگ در کنار اسلکه، رو به افق توقف کرده‌اند. این قایق‌های سنتی هنوز هم برای ماهیگیری در مالت استفاده می‌شوند. هر یکشنبه نیز بازار روز وجود دارد که مردم محلی، اقلام محلی مانند عسل، مربا، شیرینی و ماهی را برای فروش عرضه می‌کنند.

شما در مالت می‌توانید سه دوره‌ی مختلف از تاریخ را ببینید. ترزین (Tarxien)، منایدار (Mnajdra) و حجر ایم (Hagar Qim) که دارای معابد قدیمی هستند و قدمت آنها از ۳۶۰۰ سال پیش از میلاد تا ۷۰۰ سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد. قدم زدن در این شهرها این حس را به شما می‌دهد که گویی به موزه قدم گذاشته‌اید.

کمتر از دو کیلومتر دورتر، با شگفتی دیگری رو به روی خواهید شد (گفته بودیم که مالت یک جزیره‌ی مملو از شگفتی است). در سال ۲۰۱۷ پنجره‌ی آزور (Azure Window) فرو ریخت اما هنوز بلوگروتو (Blue Grotto) پا برجاست. حتی در یک روز خاکستری هم می توانید زیبایی آب را در اطراف صخره‌های باستانی مشاهده کنید. هفت صخره برای کنکاش در این منطقه وجود دارد که با قایق‌های ویژه می‌توانید در میان صخره‌های روستای ساحلی (Wied iż-Żurrieq) بگردید.

برنامه‌ای که گفتیم خیلی کوتاه و محدود بود. اما اگر می‌خواهید مالت را آنگونه که شایسته‌ی آن است بگردید، می‌توانید مدت اقامتتان را طولانی‌تر کنید و از بودن در این جزیره‌ی کوچک لذت ببرید.

منبع: لست‌سکند

زندگی شوهران اینستاگرامی

اوایل این هفته، کریسی تیگن ویدئویی در اینستاگرام منتشر کرد؛ او در این ویدئو در ساحلی ژست‌های هنری می‌گیرد و همسرش از زاویه‌های مختلف و موقعیت‌های متنوع از او عکس می‌اندازد.

او در توضیح عکس نوشت: «ممنون که همیشه در تحقق رؤیا‌های اینستاگرامی‌ام همراهم هستی. این قطار به خاطر تو (و گوشی تو) است که حرکت می‌کند… تو همان ریلی هستی که پایۀ کار است… راهی هموار به امید و هزاران لایک و محتوایی برگزیده. کارت بسیار ارزشمند است. هیچ وقت حضورت برایم عادی نخواهد شد، شاهزادۀ من».

تیگن هم مانند میشل اوباما، جنیفر لوپز، مگان مارکل، بیانسه و بسیاری از اینفلوئنسر‌های دیگر برای گرفتن عکس‌هایی که ارزش به اشتراک گذاشتن داشته باشند، روی کمک «شوهر اینستاگرامی» خود حساب می‌کند. خوب که نگاه کنید، شوهران اینستاگرامی را همه جا می‌بینید. در تعطیلات کریسمس، یکی از دوستانم عکسی از ساحلی خارجی برایم ارسال کرد که پر بود از زنانی زیبارو. تقریباً به فاصلۀ ۳ متری از هر کدام مردی دوربین به دست در حال عکاسی بود. دوستم نوشته بود: «شوهران اینستاگرامی سخت مشغول کارند».

شوهر اینستاگرامی شاید از هر خاستگاه جنسی و جنسیتی باشد و لزوماً شوهر واقعی فرد نیست. اخیراً کیتلین تیفانی در «چرا باید آن دکمه را بزنید؟» ۱، پادکستی دربارۀ فناوری، توضیح داده است: «دوست پسر یا شوهر اینستاگرامی اصطلاح دقیقی نیست و به هر کسی گفته می‌شود که پشت دوربینِ تمام عکس‌های اینستاگرامی فرد است». او همان کسی است که در مسیر می‌ایستد تا صحنه‌ای فوق‌العاده را از دست ندهد یا کلی زیر باران منتظر می‌ماند تا فرد خوب ژست بگیرد.

در سال ۲۰۱۶، مردیت هگرتی، نویسنده و روزنامه‌نگار حوزۀ مُد، فراخوانی برای استخدام یک شوهر اینستاگرامی داد، که در واقع زنی بود که از طریق یک اپلیکیشن او را استخدام کرده بود تا در یک نمایشگاه مد به دنبال او برود و عکاسی کند. هگرتی نوشت: «در این عصر مترقی، عشق ربطی به جنسیت ندارد، به این مربوط است که بتوانی کسی را پیدا کنی که عکس‌هایی برازنده از تو بگیرد». در یکی از تبلیغات رستوران‌های تاکو بل در پاییز گذشته با طنز به این موضوع پرداخته شد. مردی که از اسبِ گردانی در شهربازی آویزان شده تا از دوست دخترش عکس بگیرد، می‌گوید: «من یک دوست پسر اینستاگرامی هستم. همه جور عکسی می‌گیرم، جلوی دیوارنگاره‌های طرح بال، عکس‌های ساده و باصفا، عکس‌های طراحی شده».

مردم همیشه از دیگران کمک می‌گرفتند تا از آن‌ها عکس بیندازند، اما اینستاگرام و فرهنگ اینفلوئنسر‌ها این کمک را به شغلی کم‌و‌بیش تمام وقت تبدیل کرده است. در ۲۰۱۵، جف هاوتن ویدئویی ساخت که این اصطلاح را تثبیت کرد و در سطح گسترده‌ای دست به دست شد. این ویدئو که ۷ میلیون بار بازدید شد، مردانی را تصویر می‌کرد که «پشت دختران شیرین اینستاگرامی بودند». مردانی که شکایت می‌کردند از اینکه مجبورند تمام برنامه‌های گوشی خود را پاک کنند تا برای عکس‌های بیشتر جا داشته باشند و دارند به یک «مونوپادِ زنده» تبدیل می‌شوند.

البته از سه سال پیش که این ویدئو ضبط شده تا امروز این اصطلاح متحول شده است. لطیفۀ ویدئوی شوهر اینستاگرامی این بود که این مرد‌ها بدبخت هستند. هدف این است که شما با این مردان همدردی کنید، مردانی که شرکایی هستند دلخور و با پوزخند و تمسخر به زنانی نگاه می‌کنند که آن‌ها را وامی‌دارند مدام عکس‌های پیش‌پاافتاده بیندازند. اما اینستاگرام و فضای دیجیتالی که فراهم کرده از زمان انتشار این ویدئو تغییرات زیادی به خود دیده است. آن زنانی که به خاطر انداختن عکس‌های غیرحرفه‌ای در مقابل دیوار‌های آجری مسخره می‌شدند حالا اینفلوئنسر‌هایی هستند که میلیون‌ها دلار ارزش دارند؛ آدم‌هایی که حداکثر استفاده را از رسانه‌های اجتماعی می‌کنند و به دنبال تأثیر بر دیگران و کسب درآمد هستند. اگرچه این مردان را اغلب شرکایی ناراضی می‌دانستند، حالا روزبه‌روز شوهران اینستاگرامی بیشتری از این اصطلاح استقبال می‌کنند و به بخشی جدانشدنی از تجارت همسرانشان تبدیل می‌شوند.

یکی از مردان خط مقدم این جریان جوردن رامیرز است. وقتی در ۲۰۱۸ رامیرز که پیمانکار حوزۀ فناوری است، با دنی آستین، اینفلوئنسری در حوزۀ سبک زندگی با نیم میلیون دنبال‌کننده، ازدواج کرد، دنیای اینفلوئنسر‌ها هنوز برای او جدید بود. وقتی آستین به سراسر جهان پرواز می‌کرد، عکس می‌انداخت، وسایلش را جمع می‌کرد، مکان‌های مناسب را پیدا می‌کرد، ویدئو‌های یوتیوب می‌ساخت و دنبال‌کنندگانش را افزایش می‌داد، رامیرز شغلی جداگانه و بی‌ربط در دنیای کسب‌وکار‌های نوپای فناوری داشت.

اما وقتی ازدواج کردند، زندگی‌شان آرام آرام با هم تلفیق شد و رامیرز اهداف شغلی خود را در سایۀ موفقیت همسرش از نو ارزیابی کرد. او پیش از این در بعضی پروژه‌ها همسرش را یاری کرده بود و عکس‌هایی گرفته بود، اما بعد از ازدواجشان بود که با آغوش باز نقش شوهر اینستاگرامی را پذیرفت.

به خاطر طبیعت خسته‌کنندۀ شغل بیشتر اینفلوئنسر‌ها که بیست‌وچهار ساعته و هفت روز هفته ادامه دارد، در ۲۰۱۹ شوهر اینستاگرامی بودن تنها محدود به گرفتن چند عکس در بیرون خانه نیست. رامیرز، مانند بسیاری همسران دیگر که تمام‌وقت شوهر اینستاگرامی هستند، مسئولیت بخش‌های اجرایی و تجاری کار همسرش را نیز بر عهده گرفته و برای کمک به تولید، ویرایش عکس را نیز آموخته است.

رامیرز گفت: تغییر شغل و تبدیل شدنش به شوهری اینستاگرامی تصمیم ساده‌ای نبوده است. او گفت: «خیلی از شوهر‌ها [در دنیای اینفلوئنسرها]در همان نقطه‌ای هستند که من بودم. با یک انتخاب مواجه هستید. شما می‌توانید کار خود را داشته باشید، اما معمولاً شغل او پررونق است و آدم دوست ندارد وقتی همسرش در سفر است، این قدر از او دور باشد». او همچنین نگران این بود که زندگی‌اش را وقف صنعتی بی‌ثبات و جدید کرده است و می‌گفت: «من در نسلی بزرگ شده‌ام که در خانواده انتظار می‌رفت شما بیرون بروید و بانکدار یا دکتر باشید». اما وقتی شغل آستین خوش درخشید، شغل رامیرز هم رونق گرفت.

در سپتامبر، رامیرز پادکست شوهر اینستاگرامی۲ را آغاز کرد؛ در این برنامه روی ماجرا‌های مردانی تمرکز می‌شود که در پشت دوربین هستند و از نو شوهر اینستاگرامی بودن را تعریف می‌کنند. رامیرز نگران است که با وجود این حقیقت که روز به روز همسران بیشتری این نقش را می‌پذیرند، هیچ‌کس به افرادی نمی‌پردازد که در پشت صحنۀ زندگی اینفلوئنسر‌ها نقش دارند.

رامیرز امیدوار است این پادکست بتواند سوءبرداشت‌ها و کلیشه‌های انتقادی را در هم بشکند. او تصدیق می‌کند که وقتی برای اولین بار آستین به موفقیتی بزرگ دست یافت، حسی آمیخته از حسادت و تحقیر داشت. به بیان او شاید برای برخی مرد‌ها دشوار باشد که همسرشان به شهرت برسد. یک خرید ساده با آستین گاهی سبب می‌شود او یک ساعت مشغول عکس‌گرفتن از همسرش و طرفداران او باشد. اما از وقتی یاد گرفته که موفقیت و شهرت همسرش را با آغوش باز بپذیرد و در مقابل آن مقاومت نکند، همه چیز عوض شده است. «می‌دانم شوهران اینستاگرامی بسیارند و بسیاری از آن‌ها هم سوابق تجاری دارند. همسرانشان هم احتمالاً موفقند و شاید آن‌ها هم همان حسی را دارند که من داشتم». اما شوهر اینستاگرامی بودن «کوچک کردن خود نیست؛ ساختن چیزی در کنار همسرتان است». رامیرز گفت که دامنۀ instagramhusband.org را خریداری کرده و برنامه دارد یک گروه فیس‌بوک را راه‌اندازی کند که شوهران اینستاگرامی بتوانند در آن عضو شوند.

هرچه چهره‌های شناخته‌شده بیشتر دربارۀ نقش اساسی شوهران اینستاگرامی خود در موفقیتشان می‌گویند، حتی اگر به طنز باشد، این نقش عادی‌تر می‌شود. متیو استیونس، همسر لیندسی سیلبرمن، اینفلوئنسری در حوزۀ سبک زندگی و سفر، حتی آدرس اینستاگرامی خود را به شوهر اینستاگرامی ([email protected]) تغییر داده است. او گفت: «ابتدا به او کمک می‌کردم عکس‌های خوبی بگیرد، آن‌ها را ویرایش کند و بعد شرحی برایشان بنویسد، سپس به جا‌های مناسبی برای عکاسی دست یابد- کمک می‌کردم چیزی را بسازد که اکنون شغل اوست. من کاملاً در کار لیندسی غرق شدم، نه تنها در عکس‌هایش، بلکه در وجه تجاری آن. نقشی را بر عهده گرفتم که تنها شامل عکس انداختن نبود، بلکه مرور ارتباطات، پیداکردن برند‌ها و رفتن به رویداد‌های مهم را هم در بر می‌گرفت. ما یک تیم به‌هم‌پیوسته شدیم».

استیونس هم مانند رامیرز گفت: هدفش این است که مفهوم شوهر اینستاگرامی را به چالش بکشد. او بیان کرد: «مردم به شوهر یا دوست پسری که دارد از دوستش عکس می‌گیرد نگاه می‌کنند و می‌گویند (ببین باید واسه این دختری که حتی مدل هم نیست، چه کار‌هایی بکند)». استیونس گفت: از حساب اینستاگرام خود استفاده می‌کند تا به این موضوع بپردازد و دربارۀ آن نقیضه بنویسد. «ما داریم این مفهوم کلی شوهر اینستاگرامی را تغییر می‌دهیم، یعنی کسی که فقط دنبال همسرش می‌رود و عکس می‌اندازد. در واقع شوهر اینستاگرامی کسی است که دارد همزمان از یک تجارت و از همسرش حمایت می‌کند».

سیلبرمن گفت که تعجب کرده وقتی دیده این تعداد از مردان به واسطۀ همسرانشان در فضای اینفلوئنسر‌ها وارد شده‌اند. «بسیاری از زنانی که آن‌ها را دنبال می‌کنم و در کار خود بسیار موفق هستند شوهران خود را استخدام کرده‌اند. حجم کار کم‌کم به جایی می‌رسد که آدم نمی‌تواند تنهایی از پس آن برآید و به چه کسی بیش از شوهرتان می‌توانید اعتماد کنید که بخشی از تجارتتان باشد؟» سیلبرمن گفت که داشتن یک شوهر اینستاگرامی از این نظر هم بسیار ارزشمند است که او شما را بهتر از هر کس دیگری می‌شناسد. در اتاق هتل کنارتان است، پشت دوربین با او راحت هستید و آن قدر با شما وقت می‌گذراند که زاویه‌ها و عکس‌های ایده‌آلتان را بشناسد.

«مت می‌داند من چه می‌کنم؛ ظرایف این کار را می‌داند. وقتی به سفر می‌روم و نیاز دارم یک عالمه لباس با خودم ببرم یا صبح زود بیدار شوم تا نور خوبی داشته باشم، من را درک می‌کند». تعطیلات به معنی «لم‌دادن در ساحل و نوشیدن پیناکودا نیست. اینطوری به عکس‌های ایده‌آل نمی‌رسید. کار شوخی‌بردار نیست».

داشتن شوهر اینستاگرامی همچنین یک جهش مالی هوشمندانه است. اینفلوئنسر‌هایی که همسری متعهد و حامی ندارند اغلب مجبورند عکاسانی حرفه‌ای استخدام کنند که نرخ دریافتی روزانۀ بعضی از آن‌ها سرسام‌آور است. وقتی به جایی سفر می‌کنید که نمی‌توان به راحتی عکاسی محلی پیدا کرد که سبک و نیاز شما را بفهمد یا کسی که بخواهید در اتاق هتل در کنارتان باشد، مسئله از این هم پیچیده‌تر می‌شود. بعضی از اینفلوئنسر‌ها شوهر اینستاگرامی یکدیگر هستند، دوتایی سفر می‌کنند و بی‌نهایت عکس از یکدیگر می‌اندازند. دیگران روی سه‌پایه یا آدم‌های غریبه حساب می‌کنند. سیلبرمن گفت: زندگی بدون حضور همسرش به شدت دشوار خواهد بود. «بسیاری از دخترانی که آن‌ها را دنبال می‌کنم مجرد هستند یا همسرانی تا این حد درگیر ماجرا ندارند. ارزش زیادی برای کار آن‌ها قائل هستم. کار بسیار دشواری است. به طور کلی دشوار است، اما دشواری‌اش دوچندان است اگر اصلاً فردی نباشد که دست راستتان بشود».

هرچه شوهران اینستاگرامی بیشتر از پشت دوربین بیرون می‌آیند، خودشان هم دنبال‌کننده‌هایی پیدا می‌کنند. توماس برولتسهایمر در تجارت همسرش، جولیا انگِل شریک است؛ او اینفلوئنسری در حوزۀ سبک زندگی است و ۱.۲ میلیون دنبال‌کننده دارد. برولتسهایمر خود ۶۴.۰۰۰ دنبال‌کننده در اینستاگرام دارد که خود او را هم به یک اینفلوئسنر تبدیل کرده است. بسیاری از طرفداران، همسر اینستاگرامی یک اینفلوئنسر را هم سریعاً دنبال می‌کنند تا نگاهی هم به پشت صحنۀ زندگی آن‌ها داشته باشند. تد راد، همسر دیدی راد، اینفلوئنسر حوزۀ سبک زندگی با بیش از نیم میلیون دنبال‌کننده، توضیحات اینستاگرامی خود را تغییر داد و نوشت «شوهر اینستاگرامی حرفه‌ای» و اغلب عکس‌های ویرایش‌نشدۀ همسرش را منتشر می‌کند. همچنین یک استوری اینستاگرام منتشر کرد که مختص ثبت مشخصات شوهران اینستاگرامیِ مشغول به کار بود. استیونس گفت: هشتگ شوهر اینستاگرامی (InstagramHusband#) را در اینستاگرام منتشر کرده و اینگونه بعد از ارتباط برقرارکردن با عکس‌های مردان دیگر، با خود آن‌ها مرتبط شده است. «الآن تقریباً نوعی برادری خاموش در میان است. هنوز به یک اجتماع کامل تبدیل نشده، اما در آستانۀ شکوفایی است… و فکر می‌کنم اجتماع بزرگی خواهد شد».

پی‌نوشت‌ها:
این مطلب را تیلور لورنز نوشته است و در تاریخ ۱۱ ژانویه ۲۰۱۹ و با عنوان «The Instagram-Husband Revolution» در وب‌سایت آتلانتیک منتشر شده است. وب‌سایت ترجمان آن را در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۷ با عنوان «زندگی شوهران اینستاگرامی» و ترجمۀ نجمه رمضانی منتشر کرده است.

فیلم | انتقاد تند فردین از گرانی کالاها

خبرآنلاین با انتشار این ویدیو نوشت: دهه پنجاه، با افزایش درآمدهای نفتی رشد تورم در ایران نیز شتابان تر از گذشته شد. این فیلم برشی از برنامه در برابر طوفان، پخش شده از شبکه سه است؛ آنجا که فردین ستاره سینمای پیش از انقلاب از رشد شتابان تورم انتقاد می کند.

برگزاری اولین کنسرت خواننده زن آمریکایی در عربستان

کنسرت خوانندگان عربی-غربی که در یک سال گذشته در مناطقی مثل ریاض و جده عربستان برگزار شده، این بار با یک خواننده زن آمریکایی به منطقه مذهبی مکه هم رسید.

به گزارش فارس، عربستان سعودی در یکی دو سال اخیر در پی اجرای طرح «چشم‌انداز ۲۰۳۰» که از آن به طرح اصلاحات محمد بن سلمان یاد می‌شود، شاهد برگزاری انواع کنسرت‌های خوانندگان زن و مرد عربی و غربی بود.

بعد از آنکه چندین کنسرت زنان عربی در ایام مذهبی عید فطر گذشته برگزار شد، اکنون پای این کنسرت‌ها این بار به منطقه مذهبی عربستان نیز باز شد.
پنجشنبه شب (یازدهم بهمن) «ماریا کری» خواننده زن آمریکایی اولین کنسرت خود در عربستان را در «منطقه مکه مکرمه» برگزار کرد.

این کنسرت سی‌ویکم ژانویه (پنجشنبه شب) در شهرک اقتصادی «ملک عبدالله» در منطقه مکه (۱۰۰ کیلومتری شهر مکه مکرمه) و در حاشیه مسابقات قهرمانی گلف برگزار شد.

برخی منابع خبری از جمله «روسیا الیوم» نوشتند «ماریا کاری به عکس کنسرت‌های معمول خود، این بار در عربستان، لباس سیاه بلند پوشیده بود».

کاربران در فضای مجازی و همچنین برخی منابع خبری مثل توییتر روزنامه «المدینه» عربستان سعودی، ویدئوهایی از کنسرت این خواننده منتشر کردند و نوشتند او در این کنسرت، مشهورترین ترانه‌های سی سال گذشته خود را خواند.
پیشتر و طی یک سال گذشته که خوانندگان زن عربی و غربی به عربستان سعودی آمده بودند، مراسم آنان تقریبا مخصوص زنان بود اما کنسرت ماریا کری در منطقه تفریحی شهرک صنعتی ملک عبدالله در منطقه مکه مکرمه برای زنان و مردان برگزار شد.

این مراسم در منطقه مکه اما در صد کیلومتری شهر مکه مکرمه برگزار شد. کشور عربستان سعودی از حیث تقسیمات کشوری به ۱۳ منطقه تقسیم شده که هر منطقه شامل چند استان و شهر اصلی است.

تاکنون این نوع مراسم‌ها که در عربستان بی‌سابقه بوده و در ادامه اصلاحات اجتماعی بن سلمان برای زدودن مظاهر دینی-مذهبی از این کشور است، در مناطق ریاض (مرکز) یا جده (غرب) برگزار شده و در دو منطقه مدینه و مکه که عربستان آنان را پایتخت‌های مقدسه می‌داند، برگزار نشده بود.

جراحی زیبایی مجری بریتانیایی در تهران

رودریگو آلوز مجری مشهور بریتانیایی که مدتی پیش به ایران آمده در تهران عمل جراحی زیبایی انجام داد.

جراحان و متخصصان ایرانی بر روی صورت این مرد عروسکی که رکورددار جراحی پلاستیک در جهان است عمل جراحی ترمیمی بینی و پروتز چانه، لیفت چشم، لیفت گونه و لیفت فک انجام دادند. بیش از ۲۰۰ بخیه روی صورت این هنرمند بریتانیایی ایجاد شده و حدود ۵ سانتیمتر از پوست صورت وی برداشته شده است!

منبع: تابناک با تو