این خانواده‌ها بدون پرداخت اجاره در قلعه‌ای عجیب زندگی می‌کنند

بیش از ۸۰۰ سال است که هزاران خانواده در این قلعه خیره کننده، واقع در بیابان‌های استان راجستان هند، زندگی کرده‌اند. در امتداد دوردست‌ها، جایی در نزدیکی مرز غربی استان راجستان هند، که با بیابان‌های تار احاطه شده است، قلعه قرون وسطایی جِی‌سالمر، با ارتفاعی در حد یک ساختمان ۲۰ طبقه، از میان چشم انداز غبار آلود منطقه، مانند یک قلعه شنی طلایی، سر به آسمان رسانده است. فرآیند ساخت این قلعه نظامی که از سنگ‌های ماسه‌ای بنا شده و بر فراز تپه‌ای مثلثی شکل قرار گرفته، از سال ۱۱۵۶ میلادی آغاز شد و با ساخت سه لایه دیوار، چهار دروازه بسیار پر ابهت و ۹۹ برج و بارو، به پایان رسید. جِی‌سالمر، در کنار ۵ قلعه باشکوه دیگر در استان راجستانِ هند، یکی از موارد فهرست میراث جهانی یونسکو است و طیفی از رنگ‌های تند و عسلی به کار رفته در بنا، که از زردی ماسه‌های صحرا ناشی می‌شود، باعث شده که این دژ عظیم، لقب “شهر طلایی” را به خود اختصاص بدهد.

به هر حال، این دژ، فقط به لحاظ تاریخی و معماری، یک بنای شاخص و قابل توجه نیست: چرا که با گذشت بیش از ۸۰۰ سال از ساخت آن، ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ نفر از نوادگانِ ساکنان اولیه قلعه، هنوز هم در داخل دیوارهای مستحکم آن، بدون پرداخت هیچ اجاره ای، به زندگی، ادامه می‌دهند، درست مثل اجدادشان، که در این زمین‌های بخشیده شده توسط حاکم محلی زندگی می‌کردند و در عوض، به پادشاهی هندوستان، خدمت می‌کردند.

امروزه، جِی‌سالمر تنها یک قلعه باستانی مسکونی در هندوستان نیست، بلکه به عنوان نمادی از زندگی نیز شناخته می‌شود؛ جایی که زندگی، در میان محله‌هایی نزدیک به هم و شلوغ، درست به همان سبک و سیاق قرن دوازدهم، همچنان در جریان است.

خانواده ویمال کومار گوپا، بیش از ۷۰۰ سال است که داخل قلعه زندگی می‌کنند. به لحاظ تاریخی، محله آنها، تنها در اختیار افراد معتقد به آئین برهمایی بود که در دستگاه حاکم محلی، به عنوان معلم فعالیت می‌کردند. امروزه، پس از ۷ قرن و ۲۳ نسل بعد، خانواده گسترش یافته و برهماییِ گوپا، با مالکیت ۴۲ خانه، هنوز هم داخل قلعه زندگی می‌کنند.

جدا از ساکنان برهمایی قلعه، جماعت بزرگ دیگری که در جِی‌سالمر زندگی می‌کنند، راجپوت‌ها هستند، طایفه‌ای از جنگجویان هندوی شمال هندوستان که مسئول برقراری امنیت شهرهای پراکنده در اطراف قلعه بودند. بر اساس گفته‌های گوپا، فامیلیِ هر فرد در قلعه، معیاری است که نشان می‌دهد اجداد آنها در گذشته چه کسانی بوده‌اند؛ پوروهیت و ویاس، نام‌های دیگری از ساکنان برهمایی قلعه است، در حالی که راجپوت‌ها به نام‌هایی مثل بوهاتی و چاوهان شناخته می‌شوند.

اقوام جیتندرا پوروهیت، که در قلعه به شغل فروشندگی مشغول است، حدود ۴۰۰ سال است که در اینجا زندگی می‌کنند. وابستگی ریشه‌های خانوادگی گوپا و پوروهیت، چیزی است که در جامعه ساکن داخل قلعه بسیار رایج و عادی است. در واقع، هر جا که توقف کنید و از یک مغازه‌دار و یا ساکن، که جلوی خانه‌اش لم داده است بپرسید، بارها و بارها، این داستان تکراری را خواهید شنید، که اکثر آنها، همین جا به دنیا آمده‌اند و هنوز هم در اینجا کار و زندگی می‌کنند، بعضی‌ها، بخشی از خانه‌هایشان را به مغازه یا کافه یا اتاق مهمان تبدیل کرده‌اند تا بتوانند زندگی‌شان را اداره کنند.

جِی‌سالمر در قرن دوازدهم و توسط یک راهنمای محلی به نام رائول جیسال، کشف شد و اسمش را هم از اسم او گرفته است. پادشاهی هند، بین قرن‌های ۱۶م و ۱۸م، رشد چشمگیری کرد، چرا که در مسیر جاده‌ی مهم و تجاری ابریشم، جایگاه ویژه‌ای یافته بود؛ جاده‌ای که اروپا را از طریق هند، افغانستان، ترکیه و مصر، به چین متصل می‌کرد. کاروان‌های تاجران و معامله گران، از شرق، با بارهایی از ابریشم، سنگ‌های قیمتی، ادویه و چای حرکت می‌کردند و در میان راه، در جست و جوی غذا، آب و جایی برای خواب شبانه، به جِی‌سالمر می‌رسیدند. سران شهر، جاهای خاصی را برای اقامت مسافران‌ پیش بینی کرده بودند.

صدها سال بعد، تنها یادآوری‌های جاده شکوهمند ابریشم، روستاهای متروک و سازه‌های سنگی و قلعه‌های ویرانی بودند که در افق چشم انداز بیابان پراکنده شده بودند. اما کوچه و پس کوچه‌های پر پیچ و خم و باروهای شهر طلایی، هنوز هم توان این را دارند که کاروان هایی از مسافران را اغوا کنند و آنها را به درون قلعه و اقامتگاه ها و رستوران های بسیارش بکشانند.

قلعه جِی‌سالمر، امروزه پر است از کافه ها و چای‌خانه‌های کوچک، اقامتگاه و معابد و فروشگاه‌هایی که یکی پس از دیگری و در کنار هم فعال هستند. افراد محلی، به ویژه آن دسته که به شکل ثابت داخل قلعه زندگی می‌کنند، همچنان به کسب درآمد از گردشگران ادامه می‌دهند. بعضی‌ها در رستوران‌هایشان انواع غذاهای محلی را سرو می‌کنند، در حالی که عده‌ای دیگر کیف‌های دست‌ساز و تولید شده از چرم شتر را می‌فروشند. دستفروش‌ها فریاد می‌زنند و سعی می‌کنند اجناس خود را به عابران بفروشند.

علی رغم هزاران بازدید کننده‌ای که هر روزه از قلعه می‌گذرند، این قلعه همچنان یک جامعه‌ی مستحکم و متحد دارد. بیرون بسیاری از خانه‌های جِی‌سالمر، تابلوها و نقاشی‌های شادی وجود دارد، که عروسی‌های پیش رو را که مربوط به اهالی قلعه است، اعلام می‌کند. این نقاشی‌ها که اسم عروس و داماد و تاریخ عروسی را بر خود دارند، معمولا با نمادهایی مثل شمایل گانشا، خداوندگار فیل، که همچنین خدای آغازهای جدید است، همراه می‌شود. گوپا، در این باره می‌گوید که در این جامعه کوچک، برای شرکت در این نوع مراسم‌ها، نیازی به دعوت رسمی نیست.

تمام ساکنان قلعه به نوعی با هم خویشاوند هستند. چه پای عروسی وسط باشد و چه مرگ، فرقی نمی‌کند، چون به هرحال همه، برای همراهی دور هم جمع می‌شوند و به هم کمک می‌کنند و این، روالی است که قرن‌ها در این جامعه برقرار بوده است.

از دروازه اصلی، مسیر پیچ و خم داری وجود دارد که پر از فروشگاه‌های ریز و درشتی است که جواهرات تزئینی ساخته شده از انواع فلزها و دست‌سازهایی از مهره‌های براق می‌فروشند. مردان قلعه، با موتورهای خود و با مهارت و دقت بسیار، از این مسیرها و از بین انبوه عابران می‌گذرند. زن‌ها با دامن‌های چین‌دار و بلوزهای رنگارنگ و سربندهایی زیبا به نام دوپاتا، ملزومات مخصوص مراسم عبادت در معبد، مثل گل تازه و شمع های خوش‌بو را به دیگران تعارف می‌کنند.

در یکی از محله‌ها که به میدان مرکزیِ Dusshera Chowk می‌رسد، یک عمارت ۴۵۰ ساله وجود دارد که حالا به یک موزه‌ برای نمایش مصنوعاتی تبدیل شده که از زندگی روزمره قلعه، از قرن پانزدهم تا امروز، جمع ‌آوری شده است، اقلامی مانند سکه‌هایی از ریخت افتاده، نقشه‌های قدیمی، لوازم آشپزی.

همانطور که سربندهای مردانه و دستار مانند قدیمی را همچنان بر سر برخی افراد می‌بینیم، بشقاب‌ و ماهی تابه‌های برنجی و برنزی قدیمی موجود در موزه هم، همچنان در بعضی از خانه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. گوپا توضیح می‌دهد که چطور هولی (فستیوال رنگ‌های هندوها) و دیوالی (فستیوال نور)، هنوز هم با همان آئین‌های قدیمی و چند صد ساله جشن گرفته می‌شود، درست مثل رسم مناجات روزانه که در معابد هندو و جِین بسیاری که در قلعه وجود دارد، اجرا می‌شوند و با گذشت این همه سال، همچنان با همان سر و شکل قدیمی خود باقی مانده‌اند. امروزه، این موزه به عنوان شاهدی بر تاریخ پر غرور قلعه به شمار می‌رود، اما نگهداری و حفظ ساختمان‌های باستانی، اصلا کار راحتی نیست.

مدیر موزه، راکش ویاس، که تمام عمر خود را در همین ساختمان زندگی کرده، و از نوادگان صاحبان اصلی این عمارت است، می‌گوید که این موزه تا به حال تعمیر نشده است.

گوپا توضیح داد که عدم علاقه دولت به دخالت در امور قلعه، چیز عجیبی نیست، چراکه در حال حاضر قلعه، به عنوان یک میراث یادمانی، تحت حفاظت قرار دارد و به همین خاطر، تحت کنترل مستقیم استان، یا دولت مرکزی نیست، اما هیئت بررسی‌های باستان‌شناسانه هندوستان که به عنوان بخشی از بدنه دولت، مسئول حفظ و نگهداری معابد، قلعه‌ها و محدوده های باستان شناسی کل کشور است، در قبال این قلعه هم مسئولیت دارد. این هیئت، مقرر کرده که هیچ یک از ساکنان قلعه، حق فروش دارایی خود به افراد غیر ساکن و حق دست بردن، در نمای ساختمان‌ها را ندارد، در عین حال برای حفظ قلعه، که فضای خصوصی به حساب می‌آید، هیچ حمایت مالی پیش بینی نشده است.

نه فقط برخی بناهای خاص مثل عمارت‌ها، بلکه تمام قلعه با خطر ویرانی روبه رو است، چرا که از سنگ‌های رسوبی ساخته شده و سیستم‌های تخلیه و زه‌کشیِ آن، بسیار قدیمی هستند و مدام چکه می‌کنند و این نشت، سال‌هاست که در حال نفوذ به پی قلعه است. این شرایط، با ساخت و سازهای غیر مجاز و تعمیرات داخلی قلعه، بدتر هم می‌شود، چرا که انجام این کارهای تعمیراتی به این معناست که بخشی از دیوارهای سنگ ماسه‌ای آن، در حال فرو ریختن است. این قلعه شاید به مدت بیش از ۸ قرن، در برابر عناصر و خطرات بسیاری مقاومت و از حملات ارتش‌های بسیاری جان سالم به در برده باشد، اما کسی نمی‌تواند درباره آینده با قاطعیت حرف بزند.

گوپا در آخر اضافه کرد: «زندگی،برای ما به شکل‌های مختلفی تعییر می‌کند، اما همگی امیدواریم که… درست مثل پدران و اجداد ما، فرزندان ما و فرزندانِ فرزندان ما هم بتوانند همینجا زندگی کنند.»

منبع: لست‌سکند

شیء نورانی مشاهده شده در آسمان کردستان موشک بود؟

ایلنا نوشت: مدیرکل امنیتی استان کردستان ضمن تایید مشاهده شی نورانی سبز رنگ در آسمان کردستان گفت: در حال بررسی زوایای این حادثه هستیم.

محمد رضایی در باره مشاهده شی نورانی سبز رنگ در آسمان اظهار داشت: خبر مشاهده این شی نورانی که شب گذشته در آسمان کردستان مشاهده شده به ما اعلام شده ولی تاکنون خبر موثقی در این زمینه دریافت نکرده ایم.

وی افزود: در حال حاضر در حال بررسی زوایای این حادثه هستیم.

اظهارات معاون امنیتی استانداری کردستان در حالی مطرح می‌شود که عضو هیات علمی گروه فیزیک دانشگاه کردستان مدعی شده این شیء نورانی قطعا بشقاب پرنده و یا موجود فضایی نیست. احتمالا این شیء نورانی موشک فضایی است که سوخت خود را تخلیه کرده است.

بر اساس این گزارش، بسیاری از مردم هم دیده‌شدن نور سبز رنگ را در آسمان‌سنندج و استان‌های‌کرمانشاه و اهواز تائید کرده‌اند. این شیء نورانی حوالی ساعت ۲۲ شامگاه شنبه رویت شده است.

فیلم | ابتکار جالب یک نانوا برای فرار از گرما!

یک نانوای خلاق در یک اقدامی جالب برای فرار و رهایی از گرمای تنور نانوایی و تابستان، شلنگ آب را به بالای سر خود نصب کرده و برای جلوگیری از هدر رفتن آب به دخل یک بشکه رفته است.

کیسه بوکس عمومی برای تخلیه عصبانیت شهروندان!

یک استودیوی طراحی، ایده ای را در هفته «طراحی شهر نیویورک» معرفی و در منهتن –نیویورک- اجرا کرده که کیسه بوکس عمومی نام دارد.

به نوشته توریسم آنلاین، ایده این کیسه های بوکس، مشت زدن به آنها توسط افرادی است که احساس ناامیدی و عصبانیت می کنند تا شاید احساس بهتری کرده و دست به کار خطرناکی نزنند.

برادر ناتنی کیم جونگ اون مخبر سیا بود؟

به ادعای وال استریت ژورنال، کیم جونگ نم – برادر ناتنی کیم جونگ اون، رهبر فعلی کره‌شمالی – پیش از به قتل رسیدن در سال ۲۰۱۷ در مالزی، برای سازمان اطلاعات آمریکا (سیا) جاسوسی می‌کرده است.

این گزارش که منبع خود را «شخصی مطلع نسبت به موضوع» توصیف کرده است، نوشت: «بین کیم جونگ نم و سیا رابطه‌ای برقرار بوده است». این گزارش می‌افزاید، جزئیات ارتباط نم با این سازمان مشخص نیست.

بر اساس منبع وال استریت ژورنال، کیم در فوریه سال ۲۰۱۷ به مالزی سفر کرده بود تا با رابط سیا دیدار کند؛ اگرچه این دیدار یگانه دلیل سفر او به مالزی نبوده است. به ادعای این روزنامه، کیم جونگ نم، که زمانی گزینه مطلوبی برای جانشینی پدرش – کیم جونگ ایل – بود؛ اما مقبولیت خود را از دست داد، احتمالا دیگر قادر نبوده اطلاعات زیادی از سیاست داخلی این رژیم به‌دست آورد.

این گزارش نوشته است: «بسیاری از افسران آمریکا گفته‌اند، برادر ناتنی، که سال‌ها خارج از کره‌شمالی زندگی می‌کرد و هیچ پایگاه قدرتی در پیونگ‌یانگ نداشت، نمی‌توانسته اطلاعات زیادی از مسائل سری داخلی این کشور به دست آورد.»

این مقامات به وال استریت گفته‌اند، به احتمال قوی کیم جونگ نم با سرویس‌های اطلاعاتی سایر کشور‌ها مثل چین در ارتباط بوده است.

در فوریه سال ۲۰۱۷، دو زن با پاشیدن یک ماده شیمیایی ممنوع به صورت کیم جونگ نم او را مسموم کرده و به قتل رساندند.ادعا‌های وال استریت ژورنال مستقلا قابل تایید نیست، اما آنا فیفیلد، رئیس دفتر واشنگتن پست در پکن، در کتابش با عنوان «جانشین بزرگ» می‌نویسد: «کیم جونگ نم مخبر سیا شد… برادر وی صحبت او با سیا را عملی خائنانه قلمداد کرد. کیم جونگ نم اغلب در سنگاپور و مالزی با سیا ملاقات می‌کرد.»

این کتاب با استناد به ویدیویی که در آخرین سفر کیم جونگ نم به مالزی از هتل وی ثبت شده است، می‌گوید او با یک مرد آسیایی قرار ملاقات داشته که گفته شده مامور سازمان اطلاعات آمریکاست. همچنین در وسائل کیم ۱۲۰۰۰۰ دلار آمریکا پیدا شد، که گفته می‌شود، یا دستمزد او برای فعالیت‌هایش برای سازمان سیا بوده یا این پول را از تجارت کازینوی خود به دست آورده است.

کره‌جنوبی و مقامات آمریکایی گفته‌اند، مسئولان کره‌شمالی دستور قتل کیم جونگ نم را برای انتقام‌جویی از انتقاد‌های وی علیه خاندان سلطنتی کره‌شمالی صادر کرده‌اند. پیونگ‌یانگ این ادعا‌ها را رد کرده است.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و کیم جونگ اون، سال گذشته دو بار در هانوی و سنگاپور، با هم ملاقات کردند. خوش‌بینی‌های اولیه مبنی بر به توافق رسیدن دو کشور و پاکسازی هسته‌ای کره‌شمالی بعد از گفتگو‌های اخیر آن‌ها که بدون توافق به پایان رسید، رنگ باخت.

سیا درباره ادعا‌های وال استریت ژورنال نظری نداده است.

منبع: گاردین
مترجم فرادید: عاطفه رضوان‌نیا

ثروتمندترین خلاف‌کاران تاریخ مدرن

فیلم‌هایی چون پدرخوانده، رفقای خوب و هشت یار اوشن زندگی خلاف‌کاران را به شکلی فریبنده به تصویر می‌کشند. اما در دنیای واقعی قانون‌شکنی عاقلانه‌ترین انتخاب نیست. برخی از ثروتمندترین خلاف‌کاران تاریخ به فرجام‌های تلخی دچار شدند و کارشان به فرار، زندان و یا سردخانه کشید.
اما سرنوشت تلخ خلاف‌کارانی که در ادامه معرفی می‌کنیم را نترساند و جرمشان دهر چه که بود (اختلاس، قاچاق مواد مخدر، ترفند پانزی، فحشا و حتی قتل) به کار خود ادامه دادند. جذابیت سود مالی آن‌قدر زیاد بود که نمی‌توانستند فعالیت‌های خود را متوقف کنند.
بسیاری از خلاف‌کاران لیست ما ثروت هنگفت خود را با قاچاق مواد مخدر کسب کردند؛ مانند قاچاقچی کوکائین اهل پورتوریکو “خوزه فیگورا آگوستو”، سرکرده کارتل مدلین “کارلوی لهدر” و “پابلو اسکوبار” معروف. آن‌ها امپراتوری عظیمی برای خود ساخته بودند و می‌توانستند در تک‌تک تمایلات و هوی هوس‌هایشان زیاده‌روی کنند. گفته می‌شود اسکوبار پیشنهاد داد درازای جلوگیری از استرداد به آمریکا ۱۰ میلیارد دلار بدهی کلمبیا را پرداخت کند. (دولت پیشنهاد او را رد کرد.)
البته دارایی خالص خلاف‌کاران هیچ‌وقت مشخص نیست و تنها تخمین زده می‌شود. مثلاً دارایی “گریزلدا بلانکو” از کلمبیا که به “مادرخوانده کوکائین” معروف بود در اوج خود نزدیک به دو میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. اما او تلاش زیادی می‌کرد تا میزان دارایی‌هایش را مخفی نگاه دارد. او در سال ۲۰۱۲ در شهر مدلین به ضرب گلوله کشته شد.
رتبه‌بندی ما بر اساس گزارش‌های پیشین از ارزش خالص دارایی‌های این خلاف‌کاران در اوج فعالیتشان است.

فرانک لوکاس: ۵۲ میلیون دلار
جرم: قاچاق مواد مخدر
او از اواخر دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ یکی از بزرگ‌ترین توزیع‌کننده‌های کوکائین بود. او با جاسازی مواد مخدر تابوت سربازان کشته‌شده در جنگ ویتنام آمار قاچاق را افزایش داد. در سال ۱۹۷۶ دستگیر شد و به مجموعه‌ای از جرائم مرتبط با حلقه گسترده توزیع مواد مخدرش متهم شد. اما پس از همکاری با دولت فدرال از محکومیتش کاسته شد.
“دنزل واشنگتن” در سال ۲۰۰۷ نقش او را در فیلم “گانگستر آمریکایی” بازی کرد.

کنت لی: ۹۰ میلیون دلار
جرم: کلاه‌برداری
کنت لی بنیان‌گذار و مدیر شرکت “انرون” به فریب دادن سهامداران و اختلاس میلیون‌ها دلار متهم شد. این کار او سبب شد شرکت انرون در سال ۲۰۰۱ بزرگ‌ترین ورشکستی تاریخ آمریکا را اعلام کند. او در سال ۲۰۰۶ به تقلب در اوراق بهادار محکوم شد، اما سه ماه قبل از محکومیت به دلیل سکته قلبی درگذشت.

ال کاپون: ۱۰۰ میلیون دلار
جرم: فرار از مالیات، اخاذی، ………….

کاپون در دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ یکی از بزرگ‌ترین روسای خلاف‌کار در آمریکا بود که به ترتیب دادن “کشتار روز ولنتاین” متهم شد. در این کشتار هفت نفر از اعضای یکی از باندهای رقیب کشته شدند. هدف این کشتار ترساندن باندهای رقیب برای کنترل جرائم سازمان‌یافته در شیکاگو بود. او جرائم زیادی در سال‌های آتی مرتکب شد، اما درنهایت به جرم فرار از مالیات به زندان رفت.

خوزه فیگورا آگوستو: ۱۰۰ میلیون دلار
جرم: قاچاق مواد مخدر و قتل
کارتل مواد مخدر آگوستو در اوج شکوفایی عامل ورود نود درصد کوکائین در پورتوریکو و جمهوری دومینیکن بود. زمانی که تحت تعقیب بود از هویت‌های جعلی استفاده می‌کرد و برای تغییر چهره‌اش چندین عمل جراحی انجام داد. در لحظه دستگیری در سال ۲۰۱۰ کلاه‌گیس به سر داشت. به او لقب “پابلو اسکوبارِ منطقه کارابین” را داده بودند. او در سال ۲۰۱۷ به سی سال زندان در آمریکا محکوم شد.

جورج جونگ: ۱۰۰ میلیون دلار
جرم: قاچاق مواد مخدر
این خلاف‌کار اهل بوستون یکی از مهره‌های اصلی در تبادل کوکائین در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۸۰ بود. گفته می‌شود او مسئول ورود ۸۵ درصد ازکوکائینی بود که به آمریکا وارد می‌شد. او در سال ۱۹۸۷ دستگیر شد. با وثیقه آزاد شد، اما قبل از رسیدن وقت محاکمه به همراه خانواده‌اش فرار کرد. در سال ۱۹۹۴ با بیش از ۱۷۰۰ پوند کوکائین در کانزاس دستگیر شد. او به جرم دست داشتن در سه توطئه به ۶۰ سال زندان محکوم شد. اما پس از ۲۰ سال حبس در سال ۲۰۱۴ آزاد شد. “جانی دپ” در فیلم “Blow” نقش جونگ را ایفا کرد.

میر لانسکی: ۱۰۰ میلیون دلار
جرم: قمار غیرقانونی، قاچاق الکل، رشوه و اخاذی، فرار از مالیات
در دهه ۱۹۴۰ امپراتوری قمار لانسکی در سراسر جهان گسترش یافت. او در کازینوهای لاس‌وگاس، لندن، کوبا، باهاماس و مناطق دور نفوذ داشت. بااینکه نزدیک به پنجاه سال یکی از برترین روسای خلاف‌کار بود، اما تنها به جرائم کوچک مرتبط با قمار محکوم شد و دو ماه را در زندان سپری کرد. لانسکی در سال ۱۹۷۰ به فرار از مالیات متهم شد، اما از این اتهام تبرئه شد. گفته می‌شود قبل از اینکه در اواخر دهه ۱۹۴۰ به کوبا فرار کند، نزدیک به ۲۰ میلیون دلار ثروت داشته است (نزدیک به ۱۸۴ میلیون امروز). اما این رقم در زمان مرگش در سال ۱۹۸۳ به ۵۷ هزار دلار رسیده است. لانسکی از سرطان ریه درگذشت.
“بن کینزلی” در سال ۱۹۹۱ در فیلمی به نام “Bugsy” در نقش لانسکی حاضر و نامزد دریافت جایزه اسکار شد.

لوکی لوچیانو: ۱۰۵۶ میلیون دلار
جرم: قاچاق مواد مخدر، فحشا، اخاذی به تهدید
لوچیانو پدر جرائم سازمان‌یافته مدرن در نظر گرفته می‌شود. او بعدها به داشتن یک باند فحشا و قاچاق مواد مخدر محکوم شد و پس‌ازآنکه یکی دیگر از سران خلاف‌کار “میر لانسکی” با پلیس فدرال وارد همکاری شد (برای محافظت از بنادر نیویورک در طی جنگ جهانی دوم)، او به ۳۰ تا ۵۰ سال زندان محکوم شد و ده سال از محکومیتش را سپری کرد. سپس به کشور بومی‌اش ایتالیا منتقل شد و در آنجا به فعالیت‌های غیرقانونی‌اش ادامه داد. اما هرگز به هیچ جرمی متهم نشد.

نیکی بارنس: ۱۰۵ میلیون دلار
جرم: قاچاق مواد مخدر
او با نام مستعار “مرد دست‌نیافتنی” اعتبار تشکیل “شورا” را از آن خود کرد: هفت عضو آمریکایی- آفریقایی که با همکاری مافیای ایتالیا فعالیت می‌کردند. او در سال ۱۹۷۸ دستگیر و به حبس ابد محکوم شد.

ساالواتور “توتو” رینا: ۱۲۵ میلیون دلار
جرم: چندین قتل
رینا یکی از فعال‌ترین خلاف‌کاران بین‌المللی بود. او یک کمپین تروریستی داشت که سالیان سال فعالیت کرد و درنهایت در اوایل دهه ۱۹۹۰ با دستگیری رینا در ایتالیا افول کرد. او به ارتکاب و یا صدور دستور صدها قتل محکوم و به حبس ابد متهم شد. او در سال ۲۰۱۷ در زندان درگذشت.

آنتونی سالرنو: ۶۰۰ میلیون دلار
جرم: قمار غیرقانونی، فرار از مالیات
او که به دلیل هیکلش “تونی چاقه” لقب گرفت، یکی از روسای اصلی در “خانواده جرائم جنووزه” بود. او تا دهه ۱۹۶۰ رهبری بیشترین تعداد از عملیات خلافکارانه را برعهده داشت و سالانه بیش از ۵۰ میلیون دلار سود کسب می‌کرد. در سال ۱۹۸۱ به قمار غیرقانونی متهم شد و بعدها نیز به نفوذ به ساختار برخی شرکت‌ها و بهره‌جویی از پروژه‌های مختلف ساختمانی متهم شد.
سالرنو به ۷۰ سال زندان محکوم شد و در سال ۱۹۸۶ در زندان درگذشت.

دنیس کوزلوفسکی: ۶۰۰ میلیون دلار
جرم: جنایات عمده، کلاه‌برداری، توطئه
او در سمت مدیرعامل شرکت “تایکو اینترنشنال” در دهه ۱۹۹۰ سبب رشد سریع این شرکت شد. او یک ولخرج تمام عیار بود و چک‌های آپارتمان سی میلیون دلاری‌اش در منهتن و تولد یک میلیون دلاری همسرش را به پای شرکت تایکو می‌نوشت.در سال ۲۰۰۲ (سه سال پس از خروج از شرکت تایکو) به دریافت ۸۱ میلیون دلار پاداش غیرمجاز، خرید ۱۴ میلیون دلار آثار هنری به خرج شرکت و تخصیص ۲۰ میلیون دلار به یکی از مدیران سابق تایکو متهم شد. او در سال ۲۰۰۵ محکوم شد و ۶ سال و نیم محکومیت را سپری کرد تا اینکه در سال ۲۰۱۴ آزاد شد. همچنین وادار شد مبلغ ۷۰ میلیون دلار جریمه پرداخت کند.

برنارد مادوف: ۸۲۰ میلیون دلار
جرم: کلاه‌برداری، پول‌شویی
مادوف مغزمتفکر بزرگ‌ترین ترفند پانزی در تاریخ است. او هزاران مشتری را فریب داد که برخی از آن‌ها چهره‌های معروف مانند استیون اسپیلبرگ، لری کینگ و کوین بیکن بودند. میزان این کلاه‌برداری ۶۴ میلیارد دلار تخمین زده شد. او در سال ۲۰۰۸ دستگیر و به ۱۵۰ سال زندان محکوم شد که حداکثر مجاز در قانون است.
مادوف در طی محاکمه اذعان کرد: “من میراث ننگینی از خود برای خانواده و نوه‌هایم برجای گذاشتم. متأسفم.”

ریک راس: ۸۵۰ میلیون دلار
جرم: قاچاق مواد مخدر
راس در طول دهه ۱۹۸۰ یک امپراتوری مواد مخدر لس‌آنجلس برپا کرد. آن‌قدر موفق شد که در دوران اوج به شهرهای مختلف در سراسر آمریکا نیز سرایت کرد. او در سال ۱۹۹۶ به جرم قاچاق کوکائین دستگیر و به حبس ابد محکوم شد.
پس از محکومیتش مجموعه‌ای از مقالات در رسانه‌ها چاپ شد که روابطی میان منبع کوکائین راس “دانیلو بلاندون” و سازمان سیا را برملا کرد و به رسوایی “ایران- کنترا” معروف شد که در آن اعضای ارشد دولت “رونالد ریگان” به ایران اسلحه می‌فروختند. گفته می‌شد پولی که آمریکا برای کمک‌های بشردوستانه اختصاص می‌دهد، برای خرید اسلحه به گروه شورشی کنتراس داده می‌شود.
راس در زندان حقوق خواند و یک راه فرار قانونی پیدا کرد که بیست سال از محکومیتش کم شد. او در سال ۲۰۰۹ آزاد شد.

خواکین گوزمن: یک میلیارد دلار
جرم: قتل، قاچاق مواد مخدر، پول‌شویی
این قاچاقچی مکزیکی سال‌های متمادی در فرار بود و همزمان یکی از بزرگ‌ترین عملیات غیرقانونی مواد مخدر جهان را مدیریت می‌کرد. بااینکه مقامات قانونی او را فردی خطرناک اعلام کرده بودند، اما مردم زادگاهش در شهر “سینالوآ” او را همانند رابین‌هود می‌پنداشتند. مردم معتقد بودند که گوزمن مخفیانه پروژه‌های محلی را تأمین مالی می‌کند و به افرادش دستور می‌دهد تا صلح و امنیت شهر را حفظ کنند. اما تحقیقات فدرال این‌ها را تنها تبلیغاتی از سوی عملیات گوزمن می‌دانستند.
گوزمن دو بار از زندان مکزیک فرار کرد؛ تا اینکه در سال ۲۰۱۶ به آمریکا منتقل شد. “مارکو دو لائو” نقش او را در سریال “ال چاپو” بازی می‌کند.

سوسومو ایشی: ۱٫۵ میلیارد دلار
جرم: قمار غیرقانونی
در اوایل دهه ۱۹۳۰، این رئیس ژاپنی باند خلاف‌کاران از گروه بدنام “اینگاوا کای” خارج شد و گروه تبهکاران “یاکوزا” را از خلاف‌هایی چون اخاذی و خشونت دور کرد. او فعالیت‌های این گروه را بر معاملات املاک، بانکداری و دیگر تجارت‌های “قانونی” متمرکز کرد.
ایشی بیش از ۴ میلیارد دلار درآمد کسب کرد و این پول را در پروژه‌های مختلف در سراسر جهان سرمایه‌گذاری کرد (او حتی برادر جورج اچ دبلیو بوش را به‌عنوان مشاور استخدام کرد). تا اواخر همان دهه و با ترکیدن حباب اقتصادی ژاپن، قدرت (و سلامتش) به‌سرعت افول کرد. پس از مرگش در سال ۱۹۹۱، بیش از شش هزار نفر در مراسم خاک‌سپاری در توکیو شرکت کردند.

گریزلدا بلانکو: ۲ میلیارد دلار
جرم: قاچاق مواد مخدر، قتل
او با نام مستعار “مادرخوانده کوکائین” شناخته می‌شد و از سال‌های ۱۹۵۰ تا اوایل ۲۰۰۰ یکی از بزرگ‌ترین مهره‌ها در تجارت کوکائین در میامی بود. او در سال ۱۹۸۵ دستگیر و به بیش از ده سال زندان محکوم شد. اما حتی از پشت میله‌های زندان نیز به هدایت عملیاتش ادامه می‌داد. زمانی که در زندان بود به سه قتل مرتبط با قبل از دستگیری‌اش متهم شد و دوران محکومیتش افزایش یافت.
او در سال ۲۰۰۴ از زندان آزاد و به کلمبیا بازگردانده شد. در سال ۲۰۱۲ توسط یک مهاجم ناشناس به ضرب گلوله کشته شد. “کاترین زتا جونز” نقش او را در فیلمی به نام “مادرخوانده کوکائین” بازی کرد.

آلن استنفورد: ۲ میلیارد دلار
جرم: کلاه‌برداری
این تاجر اهل تگزاس در سمت مدیر گروه مالی استنفورد، به طرح ریزی و اجرای یک ترفند پانزی به ارزش ۸۹ میلیارد دلار متهم شد. دامنه این کلاه‌برداری تگزاس تا کارابین و دیگر نقاط را دربگرفت.
او در سال ۲۰۱۲ به کلاه‌برداری متهم شد و در حال سپری کردن دوره محکومیت ۱۱۰ ساله است.

لئونا هلمسلی: ۲ میلیارد دلار
جرم: فرار از مالیات
هلمسلی یک تاجر آمریکایی بود که در پی تحقیقات قانونی در مورد عدم پرداخت مزد پیمانکاران، به فرار از مالیات متهم شد. او به ۱۶ سال زندان محکوم شد، اما پس از ۱۹ ماه آزاد شد. او در سال ۲۰۰۷ درگذشت و مبلغ ۱۲ میلیون دلار برای سگش “ترابل” به ارث گذاشت.

کارلوس لهدر: ۲٫۷ میلیارد دلار
جرم: قاچاق مواد مخدر
لهدر یکی از بینان‌گذاران کارتل مدلین بود که حرفه‌اش را با ماشین دزدی آغاز کرد و در زندان با “جورج جونگ” هم‌سلول بود. لهدر به‌تدریج یک امپراتوری بزرگ کوکائین راه‌اندازی کرد که مقرش در خارج از جزیره شخصی‌اش در باهاماس قرار داشت. گفته می‌شود بیش از ۶۵۰ پوند کوکائین وارد این جزیره شد.
در اواخر دهه ۷۰، ارزش دارایی‌های لهدر به میلیارد دلار رسید. او پیشنهاد داد اگز دولت به روند عملیات او کاری نداشته باشد، بدهی خارجی کلمبیا را پرداخت کند. او در سال ۱۹۸۷ به آمریکا بازگردانده شد و اکنون در حال سپری کردن دوران محکومیت ۱۳۵ ساله می‌باشد.

کان سا: ۵ میلیارد دلار
جرم: قاچاق مواد مخدر
به او لقب “پادشاه تریاک” داده بودند. کان سا در میانمار متولد شد. او فعالیتش را در دهه ۱۹۶۰ آغاز کرد و به یکی از بزرگ‌ترین قاچاقچیان هروئین تبدیل شد. او در اوج قدرتش ارتشی متشکل از بیست هزار نفر را تحت فرمان داشت که از ارتش برمه نیز مسلح‌تر بودند. کان سا در سال ۱۹۸۸ پیشنهاد داد تمام هروئین خود را به قیمت ۳۷ میلیون دلار دولت استرالیا بفروشد. این کار تقریباً نیمی از تجارت هروئین جهان را متوقف می‌کرد. اما دولت استرالیا این پیشنهاد را نپذیرفت.
کان سا هرگز در کشور خودش با اتهامات مرتبط با قاچاق مواد مخدر روبرو نشد. اما در سال ۱۹۹۰ در دادگاهی غیابی در آمریکا به قاچاق مواد محکوم شد. او طی چند سال آتی فعالیت‌هایش را متوقف کرد و در شهر یانگون مستقر شد. او در سال ۲۰۰۷ در ثروت و آسایش از جهان رفت.

ویکتور بوت: ۶ میلیارد دلار
جرم: قاچاق اسلحه، تروریسم
بوت یک مترجم نظامی بود که پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی به آفریقا و خاورمیانه اسلحه قاچاق می‌کرد. او را “بازرگان مرگ” لقب دادند. در سال ۲۰۰۸ به آمریکا منتقل شد و به جرم فروش اسلحه به شورشی‌های کلمبیا برای استفاده علیه نیروهای آمریکا به ۲۵ سال زندان محکوم شد.

داوود ابراهیم: ۶٫۷ میلیارد دلار
جرم: قاچاق مواد، قتل و تروریسم
ابراهیم که فرزند یک مأمور پلیس است از دهه ۱۹۷۰ رهبری سندیکای جنایت‌کارانه “شرکت دی” بوده است. او متهم به قاچاق مواد و تروریسم است و گفته می‌شود در بمب‌گذاری‌های سال ۱۹۹۳ در بمبئی که ۲۵۷ کشته برجای گذاشت، دست داشته است. همچنین ردپایش در فعالیت‌های مرتبط با املاک و مستغلات، قمار و صنعت فیلم‌سازی بالیوود نیز دیده می‌شود.
او در لیست ده فرد تحت تعقیب اف بی آی قرار داشت.

سیمیون موگیلویچ: ۱۰ میلیارد دلار
جرم: اخاذی به تهدید، قاچاق مواد، قتل، قاچاق اسلحه، کلاه‌برداری، پول‌شویی، فحشا، اخاذی
او در مافیای روسیه به “رئیس روسا” معروف بود و با بسیاری از مقامات سیاسی روسیه از جمله ولادیمیر پوتین در ارتباط بود. گمان می‌رود که او هنوز در مسکو زندگی می‌کند.

آمادو کاریلو فوینتس: ۲۵ میلیارد دلار
جرم: قاچاق مواد مخدر، قاچاق اسلحه و قتل
فوینتس در سال ۱۹۹۳ کنترل کارتل مواد مخدر “خوارز” را برعهده گرفت. او با تعداد قابل‌توجهی جت موادش را جابه‌جا و از طریق کلمبیا پول‌شویی می‌کرد. درآمد او در کل دوران فعالیت بیش از ۲۵ میلیارد دلار تخمین زده‌شده است.
او هم در آمریکا و هم در مکزیک تحت تعقیب بود. اما او در سال ۱۹۹۷ پس از هشت ساعت جراحی پلاستیک به‌منظور تغییر چهره درگذشت. او از عمل جان سالم به در برد، اما چندین ساعت بعد به دلیل عوارض ناشی از عمل درگذشت.

پابلو اسکوبار: ۳۰ میلیارد دلار
جرم: قاچاق مواد مخدر، آدم‌ربایی، رشوه، قتل، تروریسم
او در سال ۱۹۴۹ در شهر ریونگرو، کلمبیا متولد شد. اسکوبار موفق‌ترین خلاف‌کار تاریخ مدرن در نظر گرفته می‌شود: “پادشاه کوکائین” راه‌های خلاق و هوشمندانه‌ای برای قاچاق کوکائین به آمریکا پیدا کرد، مثل غلتاندن شلوار جین در کوکائین مایع و رد شدن از گمرک. گفته می‌شود در دوران رهبری او کارتل مدلین مسئول ورود ۸۰ درصد کوکائین موجود در آمریکا بود و روزانه بیش از ۷۰ میلیون دلار درآمد ایجاد می‌کرد. کارتل او هفته‌ای بیش از هزار دلار صرف بندهای کشی می‌کرد تا پول‌ها را دسته‌بندی کنند.
او در سال ۱۹۹۳ درگیری مسلحانه با مقامات درگذشت. اما خویشاوندان و حامیانش اصرار دارند که او حاضر نبود تن به دستگیری دهد و به همین دلیل خودکشی کرد.
“وینر مورا” بازیگر برزیلی در سریالی به نام “نارکس” نقش اسکوبار را بازی کرد.

منبع: Newsweek

ترجمه: وب‌سایت فرادید

شگفتی‌های ایران از نگاه سی ان ان؛ از فرهنگ تعارف تا بچه پولدارهای ایرانی

خبرگزاری سی ان ان در گزارش تصویری اخیرش درباره ایران اینطور می‌نویسد: اگر اهل ایران نباشید یا آشنایی در این کشور نداشته باشید، شک نکنید چیز‌های شگفتی را از دست داده‌اید. ایران یک مکان عالی با فرهنگ و تاریخ غنی و غذا‌های لذیذ است. ایران هر چیزی غیر از یک کشور کسالت‌آور است. ایران تاریخی کهن و رسوماتی دارد که طی قرن‌ها حفظ شده‌اند. پس لطفا این گزارش را تا انتها دنبال کنید تا خودتان منحصر‌به‌فرد بودن این کشور را کشف کنید.

۱-غذا
آخ از این غذای ایرانی! هیچ چیزی با این غذا قابل مقایسه نیست. تلفیقی از غذا‌های هندی، یونانی و خاورمیانه‌ای است و همه چیز را در آن واحد در خود دارد.

یعنی شما در یک وعده غذایی هم گوشت دارید، هم برنج و هم غلات. ایرانیان طرفداران گوشت هستند؛ اما میوه‌های تازه و سبزیجات هم بسیار مورد توجه است. تقریبا همه غذا‌ها با چای سیاه که نوشیدنی مورد علاقه آنهاست، همراه است.

۲-همیشه جوان
ایران یکی از جوان‌ترین کشور‌های جهان است. ۷۰ درصد از جمعیت ۸۰ میلیونی این کشور زیر ۳۰ سال هستند.

بنابراین، ایران در میان سایر کشور‌های مسلمان، بیشترین تعداد جوان فعال در زمینه سیاست را دارد. جوانان ایران در سن ۱۵ سالگی برای نخستین بار رای می‌دهند.

۳- سرزمین آریایی
ایران به معنی «سرزمین آریایی» است. این واژه زبان، فرهنگ و مذهب ایرانیان را توصیف می‌کند.

همچنین، معنی تهران، که پایتخت این کشور است، «دامنه گرم» است. در روز‌های گرم دمای هوا به بالای ۱۰۰ درجه فارنهایت هم می‌رسد.

۴-فرش ایرانی
گرچه قالیچه ایرانی نمی‌تواند به پرواز درآید، اما به لطف طرح و طول عمر افراد را در رویایی غرق می‌کند که دست کمی از قالیچه پرنده ندارد. ایرانیان بیش از ۲۵۰۰ سال به بافتن فرش اشتغال داشتند.

فرش، بعد از نفت، دومین محصول صادراتی ایران است. ایرانیان باور دارند که فقط خداوند بی نقص و خطاست، برای همین در هر طرحی یک خطای عمدی به جای می‌گذارند.

۵-تعارف
تعارف یکی از رسومات ایرانیان است که رفتاری بسیار مودبانه در قبال دیگران محسوب می‌شود. معنای تحت‌الفظی تعارف «ملاقات با یکدیگر» است. افراد برای اینکه نشان دهند آزمند نیستند، تعارف می‌کنند. شما می‌بایست دو بار تعارف را رد کنید، اما اگر برای بار سوم به شما تعارف کرد، می‌توانید قبول کنید.

تعارف برای خوب رفتار کردن با مهمان است. اگر یک ایرانی شما را برای صرف غذا به خانه‌اش دعوت می‌کند، حتی اگر خیلی گرسنه هستید، دو بار این تعارف را رد کنید. باید برای بار سوم صبر کنید و آنوقت تعارف را بپذیرید. اگر بار سوم تعارف نکردند تکلیف چیست؟ نگران نباشید، این اتفاق هرگز نمیفتد، و شما گرسنه نمی‌مانید.

۶-گربه ایرانی
احتمالا می‌دانید که گربه پرشین اهل ایران است. اما آیا این را هم می‌دانستید که این گربه‌ها در کوه‌ها زندگی می‌کردند؟ دلیل اصلی مو‌های بلند و پر و ابریشمی آن‌ها همین است. این گونه قدیمی از مو‌های بلندش برای حفاظت خود در برابر سرما در کوه‌ها استفاده می‌کرده است.

تجار ایتالیایی گربه پرشین را در قرن ۱۷ به اروپا آوردند. این گربه خیلی سریع به یک نماد شگفت‌انگیز تبدیل شد. امروز، گربه پرشین یکی از محبوب‌ترین گربه‌ها در جان است. زیبا و عجیب.

۷-تعطیلات در ایران
هر جای خوش آب و هوا و سبزی که باشد، احتمالا چند ایرانی را می‌بینید که بساط پیک‌نیک پهن کرده‌اند. تعطیلات در تقویم ایرانی‌ها زیاد است، بنابراین موقعیت‌های زیادی برای گردش در طبیعت فراهم می‌شود. در واقع ایران یکی از بیشترین تعداد تعطیلی‌ها در جهان را دارد. هر سال تعدادی تعطیلات غیررسمی هم به این تعطیلات اضافه می‌شود.

بیشتر تعطیلات مضمونی مذهبی دارند. این تعطیلات اغلب تولد امامان شیعه هستند. ایرانی‌ها سه سیستم تقویمی رسمی دارند شامل تقویم هجری شمسی، تقویمی گریگوری و تقویم قمری اسلامی. تعطیلات مذهبی بر اساس تقویم قمری تعیین می‌شوند.

۸-ماست با همه چیز
شیر ایرانی یا ماست هم به عنوان غذا و هم دارو استفاده می‌شود. ایرانیان باور دارند که ماست و شیر می‌تواند طول عمر را افزایش دهد، ماست هم خاصیت جادویی دارد و می‌تواند برای درمان زخم معده و آفتاب سوختگی استفاده شود.

به نظر می‌رسد ماست یکی از اقلام ضروری است که هر خانه‌ای در ایران باید داشته باشد.

۹-بزرگترین فرش جهان
فرشی به اندازه یک زمین فوتبال؟ بله، وجود دارد. ایران آن را ساخته است. بزرگترین فرض دستبافت جهان بافت ایران است. این فرش در سال ۲۰۰۷ بافته شد. این فرش برای مسجد ابوظبی در امارات متحده عربی تولید شد.

برای تولید این فرش، ۹ قسمت مجزا بافته و سپس سرهم شد. این کار در درون مسجد انجام شد. این فرش دقیقا ۵۶۳۰ متر مربع است.

۱۰- از پرشیا تا ایران
نام قدیم ایران پرشیا بود. در سال ۱۹۳۵ شاه وقت ایران اعلام کرد که ایران را به نام ایران بخوانند.
ایران در سال ۱۹۷۹ به جمهوری اسلامی ایران تغییر نام داد.

۱۱-بچه پولدار‌های ایران
بچه پولدار‌ها فقط مختص روسیه نیستند.

بچه پولدار‌های ایران هم پدیده‌ای اخیری هستند با همان علایق از مهمانی گرفتن تا خرید کردن و با ماشین‌های مدل بالا چرخیدن.

۱۲-ستاره‌های فوتبال
فوتبال را تقریبا همه در ایران دوست دارند و آن را خوب بازی می‌کنند، هم زنان و هم مردان. خیلی رایج است که زنانی را با حجاب مشغول بازی فوتبال ببینی. تیم ملی ایران ۳ بار به جام جهانی راه پیدا کرده و ۳ جام آسیایی را برده است.
با منع استفاده از حجاب در سال ۲۰۰۷ که توسط فیفا اعلام شد، تیم ملی بانوان ایران دیگر از بازی‌ها کنار گذاشته شد.

۱۳-همه‌گیری فرهنگ
قرن‌ها فرهنگ در همه جا مشهود است. فرهنگ ایرانی به شعر و هنر در جهان خدمت زیادی کرده است. کمتر کسی می‌داند که کلمه پارادایز» در انگلیسی از فارسی آمده و به معنی «باغ محصور شده» است.

شاعرانی مثل سعدی، حافظ و فردوسی شعر‌های بسیار زیبایی خلق کرده‌اند. شعرای معاصر و مدرن هم در ایران مورد توجه هستند.

۱۴-مقاصد ثبت شده در یونسکو
ایران مفتخر است که ۳۲ سایت آن در میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. تمدن پارسی، یکی از قدیمی‌ترین تمدن‌های جهان است. پس جای شگفتی نیست که ایران محل سایت‌های قابل‌توجهی مثل تخت‌جمشید باشد.
بر طبق سایت پرطرفدار سفر The Culture Trip’، مکان‌های فرهنگی مثل بازارها، قنات‌ها و کاخ‌ها از پرطرفدارترین مقاصد گردشگری ایران هستند.

۱۵-شام خوردن
اگر به یک خانه ایرانی برای صرف شام دعوت می‌شوید و آن‌ها به شما تعارف می‌کنند که روی زمین بنشینید، متعجب نشوید. شام خوردن روی زمین یکی از آداب رایج غذا خوردن در ایران است، به خصوص اگر تعداد زیادی مهمان وجود دارد.
ایرانی‌ها با دست راست غذا می‌خورند؛ و یادتان باشد که آن‌ها به شما تعارف می‌کنند کجای مجلس بنشینید. ضمنا، همیشه با شکل کاملا خالی برای شام به خانه یک ایرانی بروید، چون باید اندکی از همه غذا‌ها میل می‌کنید.

۱۶-پارکور برای دختران و پسران
پارکور یکی از ورزش‌های فوق رایج در ایران است. هم زنان و هم مردان این ورزش را انجام می‌دهند. بنابراین، می‌توانید مردمی را ببینید که از در و دیوار بالا می‌روند و به این‌سو آن‌سو می‌پرند.
خاستگاه پارکور فرانسه است و از آنجا که به ابزار خاصی نیاز ندارد، ورزشی قابل دسترس برای همه است.

۱۷-کروات نمی‌بینید
کمتر کسی در ایران به صورت عادی از کروات استفاده می‌کند.
کروات نمادی از لباس غربی است و حذف آن از لباس رسمی با این ایده انجام شده که همه افراد از فقیر و غنی مانند هم ظاهر شوند.

منبع: سی ان ان
ترجمه: سایت فرادید

تبدیل گوشی اندروید به آیفون

در این گزارش خواهیم گفت که چگونه هندی‌ها تنها با ۴ دلار به گوشی‌های اندرویدی خود ظاهر آیفون می‌بخشند، از خاموشی پیام‌رسان بلک‌بری خواهیم گفت، از فرمان الکسا برای پاک‌سازی دستورات روزمره می‌گوییم و تلاش‌های متفاوت تولیدکنندگان گوشی برای پنهان کردن دوربین جلوی گوشی خواهیم نوشت.

حتما دیده‌اید کسانی را که تلاش می‌کنند تا یک خودروی معمولی را با انجام تغییرات روی بدنه، از نظر ظاهری تبدیل به خودرویی گران‌قیمت کنند.

بسیاری از افراد وقتی نمی‌توانند از پس خرید یک وسیله لوکس بر بیایند، سعی می‌کنند با تغییرات روی یک وسیله معمولی آن را شبیه به نمونه اصلی کنند.

خرید کاملترین و پر امکانات‌ترین گوشی اپل که بهایش به بیش از دو هزار دلار می‌رسد، آرزوی دست‌نیافتنی بسیاری از عاشقان این نشان تجاری در کشورهایی، چون هند است.

شاید به همین علت است که گوشی‌هایی ارزان‌تر با ظاهر آیفون به بازار می‌آیند و محبوب می‌شوند.

اما چیزی که این روز‌ها در فروشگاه‌های مختلف هند می‌توان دید، فروش برچسب‌های ضدآب به بهای تقریبا ۴ دلار است که با چسباندن روی گوشی‌های آیفون‌نمای ارزان، آن‌ها را هر چه بیشتر به آیفون واقعی شبیه می‌کند.

BBM (بی‌‍بی‌‍ام) پیام‌رسان شرکت بلک‌بری که به خاطر خدمات پیام‌رسانی رمزنگاری‌شده معروف شد و به چت از راه موبایل معنای جدید بخشید، جمعه گذشته رسما تعطیل شد.

شرکت اندونزیایی مالک این خدمات رسما اعلام کرده که در ماه آوریل به کاربران یک ماه فرصت خواهد داد تا از آن مهاجرت کنند.

در وبلاگ شرکت Emtek نوشته شده: “ما به آنچه که تا به امروز ساخته‌ایم افتخار می‌کنیم. فناوری بسیار تغییر می‌کند و کاربران به رغم تلاش‌های چشمگیر ما به بستر‌های دیگر رفته‌اند، در همین حال ملحق شدن کاربران جدید به ما به دشواری انجام گرفته است”.
بلک‌بری پیش از ورود گوشی‌های هوشمندی، چون آیفون، گوشی پرفروشی بود، اما با ورود گوشی‌های هوشمند با نمایشگر‌های بزرگ و بدون صفحه‌کلید، به تدریج محبوبیت خود را از دست داد.

ورود پیام‌رسان‌هایی، چون آی‌مسیج و واتساپ با رمزنگاری سرتاسری کار و بار BBM را کساد کرد.

پیام‌رسان‌های امروزی، پیام‌ها را به صورت سرتاسری رمزنگاری می‌کنند. این بدان معناست که تنها گیرنده پیام می‌تواند آن را رمزگشایی کند. این در حالی است که شیوه رمزنگاری BBM به گونه‌ای بود که بلک‌بری می‌توانست در صورت نیاز پیام رمزنگاری‌شده را بگشاید و از این رو بار‌ها از سوی مراجع قانونی تحت فشار قرار گرفت. مراجعی که خواستار رمزگشایی پیام افرادی خاص بودند.

به گفته بلک‌بری هر چند نسخه معمولی BBM تعطیل می‌شود، اما نسخه تجاری آن همچنان به کار ادامه خواهد داد.

آمازون پاک‌سازی دستورات صوتی را کمی آسان‌تر کرد. اکنون می‌توان با گفتن: «الکسا، همه چیز‌هایی را که امروز گفتم، حذف کن» البته به انگلیسی، به دستیار صوتی آمازون فرمان داد که تمام دستوراتی را که در روز داده شده، پاک کند. دستور جایگزین که همان کار را انجام می‌دهد، “الکسا، هر چه را گفتم، پاک کن” است.

پیش از این برای پاک کردن صدا‌های ضبط‌شده مجبور بودید آن‌ها را یک به یک از اپلیکیشن حذف گرده یا با مراجعه به وب‌سایت آمازون همه را یک‌جا پاک کنید.

آمازون همه درخواست‌ها از الکسا ظاهرا برای بهبود خدمات تشخیص صدا و امکانات دیگر ذخیره می‌کند، اما به گفته کارشناسان ذخیره بسیاری از این دستورات ضروری نیست. برخلاف گوگل، آمازون راهکاری برای غیرفعال‌سازی این ویژگی یا حذف منظم در بازه‌های مشخص در نظر نگرفته است.

نگرانی‌های زیادی برای حفظ حریم خصوصی کاربران بلندگو‌های هوشمند در جریان است که گروه‌ها و فعالان اجتماعی تلاش می‌کنند تا با تحت فشار قرار دادن شرکت‌ها در جهت تغییر شیوه ذخیره‌سازی داده‌ها، از آن‌ها بکاهند.
تلاش برای پنهان کردن دوربین جلوی گوشی
نمایشگری که تمام سطح جلوی گوشی‌ها را به خود اختصاص دهند و حذف نوار سیاه بالای گوشی، شرکت‌های تولیدکننده را چند سالی است به تقلا و رقابت انداخته است.

گام اول در این راستا هر چه کوچک‌تر کردن این نوار سیاه بود. برخی از شرکت‌ها تلاش کردند تا دوربین را به شکلی طراحی کنند که از لبه بالایی گوشی به بیرون بجهد.

یکی از آخرین تلاش‌ها در این زمینه را شرکت چینی Oppo انجام داده است. اخیرا تعدادی عکس درزکرده از گوشی “رینو” این شرکت در سایت Slashleaks منتشر شد که نشان‌دهنده نوآوری سازندگان این شرکت برای طراحی خاص یک دوربین جهنده بود.

از سوی دیگر برخی از رسانه‌های کره جنوبی گزارش کرده‌اند که شرکت سامسونگ قصد دارد تا دوربین جلو را در آینده نزدیک به زیر نمایشگر منتقل کند. مشابه همان کاری که در سال‌های اخیر برای انتقال دکمه اسکنر اثر انگشت به زیر نمایشگر انجام شده است.

این شیوه طراحی نه‌تن‌ها می‌تواند به تولید گوشی‌هایی با نمایشگر تمام‌صفحه منجر شود، بلکه می‌تواند احتراز از مکانیسم دوربین جهنده را در پی داشته باشد. عملکرد مکانیکی دوربین‌های جهنده احتمال خراب شدن زودهنگام گوشی را بالا می‌برد.

سانسا تقصیر گاف استارباکسی «بازی تاج و تخت» را به گردن جان اسنو انداخت

سوفی ترنر بازیگر نقش سانسا استارک در «بازی تاج و تخت» کیت هرینگتون را مسئول اشتباه «لیوان قهوه» می‌داند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، یک لیوان قهوه که به نظر می‌رسید لیوان یک‌بار مصرف قهوه استارباکس است، در یکی از صحنه‌های یکی از قسمت‌های آخرین فصل «بازی تاج و تخت» جنجال فراوانی برای سازندگان این سریال به دنبال داشت. لیوانی که روی میز و جلوی امیلیا کلارک بازیگر نقش دنریس تارگرین قرار داشت. اما مقصر این اتفاق چه کسی است؟

سوفی ترنر اولین بازیگر این مجموعه است که به این اتفاق با عنوان کردن نام کیت هرینگتون بازیگر نقش جان اسنو واکنش نشان داده است. او که در برنامه conan حضور داشت مقابل مجری معروف برنامه، اوبرایان اعتراف کرد که کیت هرینگتون بازیگر نقش جان اسنو مقصر این اتفاق است و با اشاره به عکس سکانس معروف اضافه کرد:

«این قضیه لیوان قهوه را هر روز توی زندگیم می‌شنوم،خیلی خوب است که بدانید این موضوع نسبت به تمام فصل پایانی در کنار هم بیشتر خبری شده؛ لیوان قهوه جایی بوده که صندلی کیت قرار داشته و اولش امیلیا رو مقصر این اتفاق می‌دانستیم اما فکر نمی‌کنم که او چنین کاری را انجام داده باشد! کیت تنبل است و فکر می‌کنم که این کار او باشد. لیوان مقابل میز کیت بود و همینطور که معلوم است جابجایش کرده و طوری عکس گرفته شده که همه فکر می‌کنند مقابل میز من است ولی اصلا واقعیت ندارد»