جزئیات سانحه رانندگی آمبولانس هلال احمر و کشته شدن یک امدادگر

مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان مرکزی با تشریح جزئیاتی از سانحه رانندگی آمبولانس هلال احمر در ساوه از کشته شدن یک امدادگر خبر داد.

محمد محمدی در گفت‌و‌گو با تسنیم ، با اشاره به وقوع سانحه رانندگی آمبولانس هلال احمر استان مرکزی اظهار داشت: روز شنبه ۱۸ فروردین ماه آمبولانس پایگاه امداد جاده ای شهیدچمران شهرغرق آباد جهت انجام ماموریت مربوط به واژگونی خودروی تیبا در کیلومتر ۱۵ محور قدیم ساوه همدان اعزام شد.

وی افزود: این آمبولانس پس از انجام ماموریت و در هنگام بازگشت، در اثر بارش باران و لغزندگی محور در نزدیکی پایگاه دچار واژگونی گردید.

محمدی تصریح کرد: متاسفانه در این حادثه نجاتگر داوطلب سرنشین آمبولانس “میثم پرنیان” در اثر جراحات وارده و آسیب شدید به ناحیه سر فوت کرد.

مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان مرکزی اضافه کرد: همچنین راننده آمبولانس مصدوم نیز توسط آمبولانس جمعیت هلال احمر ساوه به مرکز درمانی منتقل شد.

به گزارش تسنیم، “مرتضی سلیمی” معاون امداد و نجات جمعیت هلال احمر کشور در پیامی این ضایعه را به خانواده این امداد گر جوان و خانواده بزرگ هلال احمر تسلیت گفت.

سلیمی در این پیام آورده است: با دوصد افسوس، بار دیگر یکی از امدادگران ایثارگرمان، جان خود را در راه ارائه خدمت در طبق اخلاص نهاد و پیش‌کش حفظ سلامت همنوعان نمود و خانواده این عزیز و جامعه امدادگران و نجاتگران کشور را در سوگی با وسعت دل‌های آکنده از حزن و اندوه در سراسر کشور نشاند.

معاون امداد و نجات جمعیت هلال احمر کشور در ادامه پگیام افزوده است: میثم پرنیان عزیز در هنگام امدادرسانی عاشقانه پرکشید و نامش همچون دیگر امدادگران و شهداء عرصه خدمت، جاودان خواهد ماند و فقدانش غمی سنگین و جانکاه بر سینه ما خواهد کاشت.

وی با تسلیت این حادثه تصریح کرده است: درگذشت این بزرگ مرد عرصه ایثار و فداکاری را به ملت ایران و جامعه امدادگران و نجاتگران جمعیت هلال احمر و همچنین خانواده بزرگوارش تسلیت و تعزیت عرض نموده و از درگاه خداوند جلیل برای آن مرحوم غفران و آمرزش و برای بازماندگان طلب صبر جزیل می‌نمایم.

کلاهبرداری با وعده صفر کردن خلافی

معاون مبارزه با جعل و کلاهبرداری پلیس آگاهی تهران بزرگ از دستگیری مأمور قلابی پلیس راهور که اقدام به کلاهبرداری و اخاذی از شهروندان کرده بود، خبر داد.

به گزارش ایسنا، چندی پیش در پی شکایت تعدادی از شهروندان از فردی که با استفاده از لباس نظامی پلیس راهور و به بهانه‌های مختلفی چون اخذ گواهینامه بدون نیاز به سیرمراحل قانونی ، اخذ طرح ترافیک و کم کردن خلافی خودرو اقدام به گرفتن پول از آنها کرده بود، هماهنگی های لازم با مبادی نظارتی پلیس راهور تهران بزرگ انجام و مشخص شد که این فرد ارتباطی با پلیس راهور نداشته و ادعاهایش کذب است.

در ادامه با مشخص شدن این موضوع این فرد توسط عوامل بازرسی پلیس راهور در محدوده خیابان آذربایجان شناسایی ، دستگیر و به اداره سیزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد و تحت بازجویی قرارگرفت.

متهم دستگیر شده در اعترافات خود گفت: با مراجعه به محدوده مراکز آموزش رانندگی و همچنین پلیس + ۱۰ اقدام به شناسایی متفاضیان دریافت گواهینامه و عدم خلافی خودرو می کردم و ضمن معرفی خود به نام سروان امید احمدیان ، با ارائه قول مساعدت برای اخذ گواهینامه معتبر و همچنین صفر کردن خلافی خودرو بدون نیاز به پرداخت تمامی پول ثبت شده در برگه تخلفات، اقدام به گرفتن پول از تعدادی از این افراد کردم .

در ادامه و با شناسایی تعدادی از شکات و مالباختگان ، این افراد به اداره سیزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ دعوت و ضمن شناسایی دقیق متهم ، اظهاراتی مشابه در خصوص شیوه و شگرد متهم را مطرح کرده و در اظهاراتی مشابه عنوان داشتند که متهم مدعی شده که با نصف هزینه آموزشگاه های رانندگی و بدون هرگونه امتحان و آزمونی اقدام به گرفتن گواهینامه معتبر برای آنها خواهد کرد.

متهم در همان مراحل اولیه دستگیری تلاش کرده بود تا ضمن معرفی خود با نام جعلی و دروغین “مهدی شیرزاده” و اعلام پشیمانی ظاهری و تلاش برای اخذ رضایت از چند مالباخته‌ی شناسایی شده در مراحل اولیه تحقیقات و همچنین طرح ادعای دروغین مبنی بر اینکه برای اولیه بار اقدام به ارتکاب جرم کرده است ، زمینه آزادی خودش را فراهم کند که پس از انتقال به اداره سیزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ ، هویت واقعی اش شناسایی و در بررسی سوابق وی نیز مشخص شد که از سال ۱۳۷۹ تاکنون ، بیش از ۱۰ بار به اتهام ارتکاب جرایم مختلف مرتبط با سرقت ، کلاهبرداری ، جعل عناوین دولتی ، فروش موادمخدر و … دستگیر و روانه زندان شده است .

براساس اعلام مرکز اطلاع رسانی پلیس پایتخت، سرهنگ کارآگاه جهانگیر تقی پور، معاون مبارزه با جعل و کلاهبرداری پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اشاره به ادامه تحقیقات برای شناسایی دیگر شکات و مالباختگان گفت : با توجه به حرفه ای بودن متهم در ارتکاب جرایم مرتبط با کلاهبرداری و به منظور شناسایی دیگر شکات و مالباختگان ، هماهنگی لازم با بازپرس شعبه چهارم دادسرای ناحیه ۳۲ تهران برای انتشار بدون پوشش تصویر متهم صادر شده است. لذا از شکات و مالباختگانی که موفق به شناسایی تصویر این متهم شدند دعوت می شود تا برای پیگیری شکایات خود به نشانی اداره سیزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در خیابان وحدت اسلامی مراجعه کنند.

احتمال انتقال آب از ترکیه به دریاچه ارومیه

نماینده مردم ارومیه در مجلس گفت: مطالعات انتقال آب از وان ترکیه به دریاچه ارومیه انجام شده و احتمال انتقال آن وجود دارد.

سیدهادی بهادری امروز در گفت‌وگو با فارس در ارومیه با اشاره به اینکه هم‌اکنون بیشتر پروژه‌های عمرانی ارومیه در حال به سرانجام رسیدن است، اظهار کرد: پیش‌بینی می‌شود که امسال سال شکوفایی و رونق در این شهرستان باشد.

وی با اشاره به اینکه امسال مردم شهرستان ارومیه از ناوگان حمل و نقل ریلی بهره‌مند می‌شود، تصریح کرد: در این رابطه از لحاظ اجرایی محوطه‌سازی پروژه به پایان رسیده و هم‌اکنون تجهیز ایستگاه راه‌آهن در حال انجام است.

نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی در ادامه با اشاره به انجام مطالعات اولیه انتقال آب از ارس و دریاچه وان ترکیه به دریاچه ارومیه مطرح کرد: در این زمینه نیز شناخت کیفیت آب دریاچه وان و تطابق آن با دریاچه ارومیه در دانشگاه‌های مراغه، ارومیه و تهران انجام شده و فرصت مناسبی برای احیای دریاچه ارومیه است تا آب مورد نیاز آن از وان ترکیه تأمین شود.

بهادری با بیان اینکه منطقه ویژه اقتصادی ارومیه ـ سرو وارد فاز اجرایی می‌شود اظهار کرد: این موضوع در صحن علنی مجلس شورای اسلامی بررسی می‌شود.

وی با اشاره به اینکه با تلاش‌های انجام شده، اعتبار ورودی جاده سرو-ارومیه به مبلغ ۱۰ میلیارد تومان گرفته شده است گفت: در این رابطه چهاربانده شدن آزادراه سرو تا سال آینده به پایان می رسد.

نماینده مردم ارومیه در مجلس تصریح کرد: علاوه بر آن مبلغ پنج میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان اعتبار برای ورزشگاه ۱۵ هزار نفری ارومیه گرفته شده تا پس از سال ها در سال ۹۷ به بهره برداری برسد.

بهادری مطرح کرد: از سوی دیگر برای پایان بخشی به پروژه تالار ارومیه نیز اعتبارات مورد نیاز گرفته شده تا امسال به پایان برسد.

اظهارات عامل تجاوز و قتل هولناک «ندا»

همه از من نفرت دارند! حتی مجرمان هم به گونه ای دیگر نگاهم می کنند! کابوس های وحشتناک رهایم نمی کند! اگر مادرم ماجرای این حادثه را بشنود، نمی‌دانم …

به گزارش ایسنا، «خراسان» نوشت: اینها بخشی از اظهارات مرد ۴۱ ساله‌ای است که نهم فروردین به اتهام قتل و آزار و اذیت دختر ۶ ساله‌ای به نام «ندا» در مشهد دستگیر شد. آنچه می‌خوانید حاصل گفت‌وگویی دو ساعته با این شخص به هویت «ع – الف» است.

چند سال داری؟

متولد سال ۱۳۵۵ هستم.

چقدر سواد داری؟

تا کلاس پنجم ابتدایی درس خواندم و بعد هم درس و مدرسه را رها کردم.

اهل مشهدی؟

خانواده‌ام اهل تربت حیدریه هستند اما من از زمانی که به خاطر دارم از همان کودکی در مشهد بودم.

یعنی در قلعه ساختمان؟

نه! ساکن منطقه خواجه ربیع بودیم ولی بعد از آنکه مادر و برادرم سهم مرا از منزل ارثیه پدری خریدند من هم به قلعه ساختمان (شهرک شهید رجایی) آمدم.

پدرت فوت کرده است؟

بله! حدود دو ماه بعد از آنکه من ازدواج کردم. او هم فوت کرد.

بیمار بود؟

بله! سرطان خون داشت.

چند خواهر و برادر هستید؟

پدرم دو بار ازدواج کرد به همین خاطر تعداد خواهران و برادرانم زیاد است.

بعد از ترک تحصیل چه می‌کردی؟

شاگرد خیاطی شدم و پیراهن‌دوزی را آموختم تا آنکه به خدمت سربازی رفتم.

بعد از پایان سربازی هم همین شغل را ادامه دادی؟

بله! برای کار به جنوب کشور رفتم و در بندرعباس در یک شرکت، پیراهن‌دوزی می‌کردم!

چرا در مشهد نماندی؟

آنجا پیراهن ایرانی می‌دوختیم و مارک خارجی می‌زدیم تا بهتر بخرند ولی نمی‌دانم صاحبکارم پیراهن‌ها را کجا می‌فروخت!

یعنی به کشورهای دیگر صادر می‌کرد؟

نمی‌دانم اما همه آنها مارک تقلبی داشتند.

پول‌هایت را چه می‌کردی؟

همه را خرج می‌کردم، البته گاهی مقداری هم به مادرم می‌دادم.

مگر ازدواج نکرده بودی؟

آن زمان نه! ولی در مدت کوتاهی بعد از آنکه از بندرعباس آمدم، با یکی از بستگان پدرم ازدواج کردم. تقریبا ۲۱ ساله بودم که پای سفره عقد نشستم.

یعنی خودت در ماجرای ازدواج دخالتی نداشتی؟

چرا! همسرم را به خاطر رفت و آمدهای فامیلی در تربت حیدریه دیده بودم.

می‌خواهی بگویی همسرت انتخاب تو نبود؟

ما از دوران خردسالی به نام یکدیگر بودیم. یعنی پدرم زمانی که من کوچک بودم به خانواده همسرم گفته بود که دخترتان عروس من است! تا اینکه یک روز برای او خواستگار آمد. پدرم که بیماری سرطان داشت و می‌ترسید عروسی مرا نبیند بلافاصله دست به کار شد و مرا به تربت حیدریه بردند که در آنجا هم ازدواج کردیم.

الان هم با همان همسرت زندگی می‌کنی؟

نه! او از من طلاق گرفت. البته چهار سال نامزد بودیم و سه سال هم زندگی مشترک داشتیم. بعد از آن طلاقش را گرفت.

چرا؟

چون فرزندی نداشتیم و خانواده او هم دوست داشتند که دخترشان فرزندی داشته باشد!

معتادی؟

بله!

چه چیزی مصرف می‌کنی؟

تریاک و شیره!

آن زمان هم اعتیاد داشتی؟

بله! وقتی همسرم را به عقد خودم درآوردم با برخی از بستگانم پای بساط می‌نشستم!

چرا؟

فریبم دادند! آنها می‌گفتند مصرف تریاک و شیره لذت خاصی دارد. من هم ادامه دادم تا اینکه معتاد شدم!

همسرت از ماجرای اعتیاد تو خبر داشت؟

نه! او نمی‌دانست و من به طور پنهانی مصرف می‌کردم تا اینکه روزی فهمید و زمانی از من طلاق گرفت که معتاد شده بودم!

چرا دوران نامزدی شما تا چهار سال طول کشید؟

دست پدرم خالی بود، از سوی دیگر هم می‌خواست مراسم عروسی خواهرم را برگزار کند. به همین دلیل من بعد از خواهرم، زندگی مشترک را آغاز کردم.

سه سال زمان خیلی اندکی است تا «بارداری» انگیزه مهمی برای طلاق شود؟

البته همسرم بعد از من با فرد دیگری ازدواج کرد و صاحب فرزند شد ولی از من طلاق گرفت!

پدرت زنده بود که طلاق گرفتی؟

نه! پدرم حدود دو ماه بعد از ازدواج من فوت کرد.

اولین سیگار را کجا کشیدی؟

اولین بار یکی از دوستانم در دوران خدمت سربازی سیگار تعارفم کرد و بعد از آن هم دیگر خودم می‌خریدم!

چه مدت گذشت تا دوباره ازدواج کردی؟

فقط دو روز!

چرا؟

به خاطر لجبازی با خانواده همسر سابقم!

یعنی از قبل زمینه را آماده کرده بودی؟

نه! درست دو روز بعد از آنکه مهر طلاق در شناسنامه‌ام ثبت شد و به قول معروف هنوز جوهر این مهر خشک نشده بود که سوار اتوبوس یکی از بستگان مادرم شدم تا از تربت به مشهد بیایم. در بین راه با راننده صحبت می‌کردم که از دادگاه می‌آیم و چنان و چنان! او هم خندید و گفت: امشب با مادرت به خانه فلانی بیایید (او هم از بستگان مادرم بود) تا برای خواستگاری صحبت کنیم.

همان شب به توافق رسیدید؟

بله! به خاطر فامیلی از یکدیگر شناخت داشتیم.

همسرت قبلا ازدواج کرده بود؟

بله! او حدود چهار سال قبل از همسرش طلاق گرفته بود و یک دختر داشت.

بعد از ازدواج، دختر همسرت هم با شما زندگی می‌کرد؟

نه! حضانت او را شوهر سابق همسرم به عهده داشت. البته بعد از ازدواج، گاهی او را به خانه می‌آوردم تا مدتی را کنار مادرش باشد. الان هم ۱۴ ساله است و به تازگی نامزد کرده است.

خودت چند فرزند داری؟

۳ پسر ۱۲، ۱۰ و ۳.۵ ساله دارم.

چه شد که به میوه‌فروشی روی آوردی؟

بیکار بودم. کار ساختمانی انجام می‌دادم ولی به دلیل اعتیادم و اینکه کار کم بود بیکار مانده بودم تا اینکه ۵۰۰ هزار تومان از خواهرم قرض گرفتم و داخل حیاط منزلم میوه‌فروشی راه انداختم. البته دیسک کمر هم دارم.

روزی چقدر مواد مصرف می کنی؟

کم. حدود ۵ هزار تومان!

همسرت از ماجرای اعتیادت خبر دارد؟

بله! او می‌داند. البته گاهی از قرص‌های ترک اعتیاد هم استفاده می‌کنم!

تاکنون چند بار ترک کرده‌ای؟

نمی‌دانم! ولی عید پارسال ترک کردم که نشد و دوباره به مصرف شیره ادامه دادم.

«ندا» (مقتول) را می‌شناختی؟

آنها همسایه نزدیک ما بودند. پدرش افغانی بود و منزلشان چند حیاط بیشتر با خانه ما فاصله نداشت. به همین خاطر کاملا خانواده‌اش را می‌شناختم!

انگیزه‌ات چه بود؟

خودم هم نفهمیدم! وقتی «ندا» را در کوچه دیدم که برای گرفتن نان می‌رود، شیطان وارد جلدم شد. قبل از آن نزد خرده‌فروشی مواد رفته بودم و مقداری شیره خریدم. بعد از مصرف مواد، وقتی «ندا» (دختر ۶ ساله) در حال بازگشت به خانه‌اش بود او را به بهانه دادن غذا به منزل اجاره‌ای‌ام کشاندم و … .

چرا او را کشتی؟

ترسیده بودم! او گریه می‌کرد و من می‌ترسیدم رسوا شوم چون گفت موضوع را به مادرش می‌گوید!

جسد دختربچه را چه کردی؟

داخل کیسه گونی گذاشتم و در کوچه خلوت رها کردم. البته همیشه آن کوچه شلوغ بود ولی آن لحظه خیلی خلوت شده بود. زنبیل، نان و کفش‌هایش را هم پشت بام انداختم.

بعد از قتل کجا رفتی؟

پشیمان شده بودم اما نمی‌دانستم چه کنم. فقط آرزو می‌کردم که زنده شود! بعد از رها کردن جسد، به خانه مادرزنم رفتم چون همسر و فرزندانم آنجا بودند و من برای بردن غذاهای مانده از ظهر به خانه آمده بودم که این حادثه رخ داد.

ماجرا را به کسی هم گفتی؟

فقط به برادرزنم گفتم!

بعد چه شد؟

به محل رها کردن جسد بازگشتم. فکر می‌کردم شاید زنده شده باشد اما با دیدن مردم دوباره به خانه مادرزنم رفتم و به هیچ کس چیزی نگفتم.

چگونه دستگیر شدی؟

روز بعد وقتی به همراه خانواده و برادرزنم به خانه آمدم تا کسی به من شک نکند، ناگهان افسر آگاهی دستبند را به دستانم گره زد.

چرا همراه خانواده‌ات وارد حیاط نشدی؟

من رفتم نوشابه بخرم و از ترس اطراف را هم نگاه می‌کردم!

فکر می‌کردی به همین زودی دستگیر شوی؟

نه! چون هیچکس مرا هنگامی که ندا را به داخل حیاط بردم یا جسد را انداختم، ندیده بود. نمی‌دانم افسر آگاهی چگونه مرا دستگیر کرد.

اگر کسی با یکی از اعضای خانواده خودت این کار را بکند چه می‌کنی؟

نگویید! دیوانه می‌شوم!

به افراد دیگری که مانند تو سودای چنین کار کثیفی را در ذهن دارند چه می‌گویی؟

عاقبت مرا ببینند! حتی مجرمان دیگر به من می‌گویند حیف است تا فردا زنده باشی! باید زودتر اعدامت کنند. من می‌ترسم و شب‌ها کابوس می‌بینم چرا که چند خانواده را به هم ریختم و بدبخت کردم! شیطان فریبم داد!

براساس این گزارش، این مرد ۴۱ ساله پس از آنکه «ندا» دختر ۶ ساله افغان را به لانه شیطانی خود کشید و پس از آزار و اذیت، او را به قتل رساند، با تلاش شبانه‌روزی کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی و صدور دستوراتی از سوی قاضی احمدی‌نژاد بازپرس ویژه قتل عمد، دستگیر شد. این جنایت وحشتناک هفتم فروردین در منطقه شهرک شهید رجایی مشهد رخ داد و متهم به قتل در کمتر از ۴۸ ساعت با تیزهوشی مقام قضایی و کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی در حالی به چنگ قانون افتاد که سرهنگ رزمخواه رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی نیز با تشکیل گروه ویژه پیگیری این جنایت، فرماندهی عملیات را به عهده گرفته بود.

۲.۵میلیون تومان بدهید، به جمع لاکچری‌ها وارد شوید

خبرگزاری آنا: سایت لاکچرینیوم در حالی از اعضای خود که یک باشگاه مربوط به افراد موسوم به «لاکچری» هستند، ۲٫۵ میلیون تومان حق عضویت دریافت می‌کند که مشخص نیست در پس پرده آن چه می‌گذرد!

این سایت در حالی از نیمه اسفندماه ۹۶ آغاز به کار کرده است که در وهله اول برای عضویت در این سایت، از افراد تقاضای ۵ میلیون تومان حق عضویت می‌کرد. ورود به این سایت، منوط به ثبت و پرداخت حق عضویت است و هیچ‌کسی قبل از پرداخت، حق ورود ندارد.

این سایت به نام شخصی با اسم مجتبی رسولی ثبت شده و شماره تماس یک شرکت خصوصی با نام فراسو سامانه پاسارگاد هم به عنوان پشتیبان سایت درج شده است.

نکته جالب‌تر در خصوص این سایت این است که به لحاظ نگارش نرم‌افزاری، این باشگاه تحت سامانه «wordpress» که ساده‌ترین نوع نگارش سایت بوده و بیشتر برای سایت‌های شخصی و وبلاگ‌ها استفاده می‌شود، درج شده است.

از آنجایی که ورود به این سایت با مبلغ ورودیه ۵ میلیون تومانی، هواداری نداشته است. مالک سایت، پس از مدتی مبلغ عضویت را به ۲٫۵ میلیون تومان کاهش داده است. این در حالی است که تنها یک ماه از آغاز به کار این سایت گذشته و به لحاظ بازدید، نشان می‌دهد که اعضای چندانی در آن وجود ندارند.

البته این تمام ماجرا نیست؛ نکته این است که پست خاصی در این سایت وجود ندارد و مشخص نیست که در ازای پرداخت این ۲٫۵ میلیون تومان و عضویت در سایت، چه خدماتی به اعضای لاکچری آن داده خواهد شد اما یک کانال تلگرامی که به نظر می‌رسد وابسته به همین سایت باشد، عکس‌هایی از خودروها و کالاهای لوکس که مربوط به برخی افراد خاص است را درج کرده است.

حالا با این سایت، آدم‌ها می‌توانند ۲٫۵ میلیون تومان پرداخت کنند و به جمع لاکچری‌ها بپیوندند. البته اینکه چرا مردم و به خصوص جوانان باید به دنبال لاکچری‌بودن یا به رخ کشیدن زندگی لوکس‌ خود باشند، محل تامل است؛ شاید باید ریشه‌های چنین گرایشاتی هم مورد توجه قرار گیرد.

۵ کشته و ۲۱ مصدوم در واژگونی اتوبوس کرمان-تهران

بر اثر واژگونی اتوبوس کرمان-تهران در حوالی دو راهی روستای گردکوه (۱۵ کیلومتری مهریز) ۴ نفر فوت و ۲۱ نفر مصدوم شده اند.

مصدومین در بیمارستان فاطمه الزهرا (س) بستری شدند . حال ۲ نفر از مصدومان وخیم گزارش شده است.

امدادگران هلال‌احمر جهت امدادرسانی در محل حادثه حضور دارند.

همچنین سازمان اورژانس کشور اعلام کرده که ۳ اکیپ از آتش نشانی شهرداری مهریز در این عملیات حضور داشتند و حمل جنازه‌ها توسط خودروهای شهرداری انجام شده است. مصدومان هم توسط خودروهای اورژانس به بیمارستان منتقل شده‌اند.

۳ نفر از فوت شدگان مرد و یک نفر دیگر زن بوده و راننده اتوبوس نیز یکی از فوت‌شدگان این حادثه است.

رئیس دانشکده صداوسیما:آزادی تلگرام یعنی اینکه قاچاق دختران ایرانی آزاد باشد

روزنامه جام جم در یادداشتی به قلم رئیس دانشکده صئاوسیما نوشت:در حالی که گفته می‌شود امروزه ۸۵ درصدجرائم فضای مجازی کشور در تلگرام رخ می‌دهد، هیچ امکان پیگیری قانونی برای احقاق حق شهروندان در مورد این حجم از جرائم وجود ندارد. شرکت تلگرام نیز هیچ تعهدی برای پاسخگویی در قبال این جرائم ندارد.

واضح است که جرائم سیاسی و امنیتی، بخش بسیار کوچکی از مجموعه جرائم و تخلفاتی است که در کشور رخ می‌دهد. اما معمولا انعکاس رسانه‌ای این موارد بسیار بیشتر است. لذا وقتی سخن از رسیدگی به جرائم سایبری به میان می‌آید، ذهن‌‌ها معطوف موارد سیاسی و امنیتی می‌شود. واقعیت ماجرا اما این نیست.

حتی اگر یک فعال سیاسی مخالف حکومت باشیم، آیا وجدان ما اجازه می‌دهد که هزاران قاتل و تروریست و کلاهبردار و شیاد و سارق و متجاوز و کودک‌آزار و پیدوفیل، آزادانه بتوانند با استفاده از یک پیام‌رسان بیگانه به اعمال پلید خود بپردازند و از هرگونه پیگرد قانونی در امان باشند؟

چگونه یک فعال سیاسی که دغدغه حقوق مردم را دارد می‌تواند بپذیرد که جان و مال و امنیت دهها میلیون‌ها کاربر ایرانی، که بسیاری از آنها از نظر سواد رسانه در سطح پایینی هستند و در معرض انواع سوءاستفاده‌ها، این‌چنین بدون هرگونه حفاظت و ضمانتی در خطر
قرار گیرد؟

برای یک عده فعال سیاسی که عمدتا سواد رسانه بالایی هم دارند، راه‌های فعالیت و ارتباط در فضای مجازی بسیار است. آنها خوب بلد هستند چگونه محدودیت‌ها را دور بزنند و از پیام‌رسان‌های جایگزین و یا از انواع وی‌پی‌ان‌ ها استفاده کنند. اما آیا مردم عادی هم می‌توانند از خود در برابر مخاطرات فضای مجازی دفاع کنند؟

متاسفانه به نظر می‌رسد برخی نخبگان سیاسی و فعالان رسانه‌ای منافع صنفی و گروهی خودشان را عینا همان منافع میلیون‌ها شهروند معمولی جلوه می‌دهند‌. آیا منطقی است که جان و مال و امنیت دهها میلیون ایرانی فدای منافع گروهی و صنفی یک قشر یا طبقه خاص شود؟ مجموع کسانی که مدعی شده‌اند اطلاعات شخصی و تصاویر خصوصی آنها در محاکمه یا بازجویی مورد استفاده قرار گرفته و با این دلیل مخالف پیام‌رسان داخلی هستند چند نفر است؟ ۱۰۰ نفر؟ ۲۰۰ نفر؟ به عنوان کسی که در گذشته در جلساتی به استفاده از تصاویر خصوصی متهمان اعتراض کرده ام، منطقی نمی دانم که با استناد به این موارد دهها میلیون شهروند دیگر در معرض تهدید هزاران جرم کوچک و بزرگ دیگر باشند و هیچ راهی برای احقاق حق نداشته باشند.

امروز یک رسوایی بزرگ در غرب رخ داده و افکار عمومی نسبت به خطر فعالیت شبکه‌های اجتماعی بدون نظارت قانونی هشیار شده است. آیا در ایران هم باید یک رسوایی و یا جنایت بزرگ در فضای مجازی رخ دهد تا بپذیریم که یک پیام‌رسان بیگانه با دهها میلیون کاربر نمی‌تواند خارج از هرگونه نظارت قانونی در کشور عمل کند؟

تردیدی نیست که قوانین فضای مجازی باید تقویت شود و خصوصا حقوق قانونی کاربران، حریم خصوصی و اطلاعات شخصی آنها حفظ شود. نخبگان و فرهیختگان ایرانی هم همراستا با قاطبه شهروندان و نخبگان جهانی باید در این جهت از حاکمیت مطالبه‌ کنند. نه آنکه مدافع هرج و مرج باشند.

اما دفاع از آزادی تلگرام، یعنی باندهای قاچاق دختران آزاد باشند در فضای مجازی فعالیت کنند و پلیس هیچ امکانی برای مقابله با آنها نداشته باشد. یعنی کلاهبردار‌ها آزاد باشند حساب‌های بانکی مردم را خالی کنند اما قانون نتواند با آنها برخورد کند. یعنی داعش و القاعده از طریق تلگرام برای بمب‌گذاری و آدم‌ کشی سازماندهی و عملیات کنند اما تلگرام موظف نباشد هیچ اطلاعاتی از آنها در اختیار پلیس ایران قرار دهد. یعنی افراد فاسد و منحرف بتوانند تصاویر پورنوگرافی کودکان را در فضای مجازی منتشر کنند و هیچ راه قانونی برای شناسایی و برخورد با آنها نباشد. هزینه این همه جرم و جنایت که جمعیت دهها میلیونی کاربران تلگرام را تهدید می کند، به منافع آزادی تلگرام برای عده ای خاص می ارزد؟

معمای مسمومیت ۷۰۰ سپیدانی

معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شیراز به «خبرجنوب» می گوید، شمار کسانی که در سپیدان مسموم شده اند، ۴۸۹ نفر بوده. فرمانده انتظامی شهرستان سپیدان، آمار بیشتری ارایه داده است؛ ۷۰۰ نفر.

سرهنگ سلطان محمدی، فرمانده نیروی انتظامی این شهرستان می گوید مراجعه شهروندان سپیدانی به بیمارستان ها از بامداد پنج شنبه شروع شده البته معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شیراز عدد کوچک تری ارایه می دهد، ۴۸۹ نفر و تاکید می کند که از این شمار، تنها ۱۶ تن نشانه های اسهال داشته و بقیه با دل درد و دل پیچه به بیمارستان مراجعه کرده اند. عبد الرسول همتی ادامه می دهد که همه بیماران سرپایی درمان شده و هیچ کدام بستری نشده اند. معمایی که این داستان را پیچیده می کند اما در جای دیگری است.

احتمال داده می شود که علت این پدیده، آلودگی آب باشد البته برخی می گویند به خاطر حضور گردشگران یا ویروس فصلی هم ممکن است چنین اتفاقی رخ داده باشد ولی بحث جدی بر سر آلودگی آب است. معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شیراز می گوید که هم از آب منطقه و هم از بیماران نمونه برداری شده و جواب نمونه برداری تا ۴۸ ساعت دیگر مشخص می شود: «هنوز نمی توانیم به دقت بگوییم دلیل این وضع چیست، حدس ما این است که اگر از آب آلوده نباشد، ممکن است به خاطر آلودگی ویروسی این اتفاق رخ داده باشد».

آنچه داستان را پیچیده تر می کند این است که پارسال هم اتفاق مشابهی در سپیدان رخ داده و از قضا در آن رویداد، کار، کار آب آلوده بوده است: «پارسال به خاطر شکستگی شبکه آب رسانی و مشکل کلر این اتفاق رخ داده. حالا باید منتظر بمانیم و ببینیم که جواب نمونه برداری ها چه می شود».

فرمانده انتظامی سپیدان هم اتفاقاً دست روی همین نکته می گذارد. سرهنگ محمدی می گوید: «شایعاتی درباره آلودگی منابع آب وجود دارد که هنوز صحت و سقم آن مشخص نشده».

در عین حال، رییس کل دادگستری فارس می گوید که دادستان دستور لازم برای بررسی این موضوع را صادر کرده است. علی القاصی مهر می گوید: «در این رابطه مقرر شد که آب مربوطه آزمایش شود گویی منبع آب کلرزدایی نشده و این امر منجر به مسمومیت افراد شده است».

وی با اشاره به اینکه این پرونده در دادگستری سپیدان تحت رسیدگی است، بیان کرد: «اگر اداره آب مقصر این ماجرا باشد و نسبت به کلرزدایی آب اقدام نکرده باید پاسخگو باشد».

۴۶

سومین روز تلاش امدادگران برای نجات گردشگر گم‌شده در کویر مرنجاب/مشاهده دود در ضلع‌شمالی دریاچه‌نمک

میزان نوشت: معاون عملیات سازمان امدادونجات اعلام کرد: سومین روز تلاش امدادگران برای نجات گردشگر مفقودی در کویر مرنجاب صبح امروز از سر گرفته شده و همچنان ادامه دارد.
وی در ادامه گفت: منطقه غرب شمالغرب، جنوب وجنوب شرق دریاچه توسط نیروهای امدادی بررسی شده، البته وجود باتلاق ها ڪار را دشوار ڪرده ولی با همت گروه ها عملیات امداد و نجات به وسیله بالگرد، موتور، ماشین، پیاده و پاراگلایدر در اقصا نقاط دریاچه ادامه دارد.

فتحی بیان کرد: در قسمت شمالی دریاچه دودی مشاهده شده ولی به علت باتلاقی بودن دریاچه امڪان نزدیڪ شدن به آن وجود نداشته است. خوشبختانه تلاش های خوبی صورت گرفته و امیدها را برای یافتن گردشگر مفقود شده بیشتر کرده است.

معاون عملیات سازمان امدادونجات گفت: گردشگران ساعت ۱۱:۱۶ روز یکشنبه با ماشین آف جی کروز و با سه سرنشین وارد کویر آران و بیدگل میشوند و جهت گشت و گذار به سمت دماغه پونک حرکت میکنند، و در حدود ساعت ۱۵ به قصد بازگشت به شهر در بین راه با تصمیم ناگهانی به سمت دریاچه نمک حرکت میکنند و پس از ورود به دریاچه به دلیل فرو رفتگی دریک منطقه باتلاقی جهت پیدا کردن راهی برای نجات از یکدیگر جدا می شوند و به همین سبب دو تن از آنان به سمت معدن نمکی که از دور قابل رویت بود به حرکت در می آیند و در آخر توسط کارگر معدن نجات می یابند.

فتحی در انتها بیان کرد: یک نفر دیگر نیزبه سمت شمال دریاچه به حرکت در می آید که هنوز خبری مبنی بر نجاتش توسط تیم جست‌وجو منتشر نشده است.

انفجار امروز در مرکز تهران، در پاستور نبود

ایسنا نوشت:سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران از آتش‌سوزی و انفجار در یک واحد ساختمانی بر اثر نشت گاز شهری خبر داد.

جلال ملکی در مورد این حادثه اظهار کرد: ساعت ۱۳:۴۲ انفجار در یک ساختمان مسکونی در خیابان کارگر، نرسیده به میدان حر به سامانه ۱۲۵ سازمان آتش نشانی اعلام شد و ۳ ایستگاه متشکل از دو گروه اطفا و یک گروه نجات به همراه تجهیزات و نردبان هیدرولیکی در کمتر از ۴ دقیقه در محل حادثه حاضر شدند.

سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران، اضافه کرد: حادثه در یک واحد ۱۲۰ متری در طبقه آخر یک ساختمان پنج طبقه رخ داد که بر اثر آن تمام شیشه‌ها و پنجره‌های واحد کنده شد و بخش‌های از دیوار منزل هم تخریب شده و لوازم منزل هم به هم ریخته شده بود. همچنین یکی از اتاق‌های خواب این واحد بر اثر انفجار دچار حریق شده بود.

وی با اشاره به اینکه با آغاز عملیات،‌آتش خاموش و از سرایت آن جلوگیری شد گفت: یک خانم حدودا ۴۳ ساله که انفجار پس از ورود او رخ داده بود در این حادثه دچار مصدومیت و سوختگی از چند ناحیه شد که تحویل عوامل اورژانس شد.

وی در مورد علت حادثه نیز گفت: بررسی‌های کارشناسان آتش‌نشانی نشان داد که نشت گاز و استفاده از سه راهی روی شلنگ گاز علت این حادثه بوده است.

همچنین به گزارش مرکز اطلاع رسانی پلیس پایتخت انفجار منزل بر اثر نشت گاز در خیابان کارگر جنوبی، دویست متر بعد از میدان حر به سمت میدان قزوین در یکی از کوچه های فرعی بوده است و اینکه در برخی از رسانه های مجازی در خیابان پاستور ذکر شده، صحت ندارد.