تب کریمه کنگو چگونه می‌تواند مرگ‌آور شود؟

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، در همین حال سازمان جهانی بهداشت (WHO)، ویروس تب خونریزی‌دهنده موسوم به کریمه کنگو که احتمال مرگ ناشی از آن بالای ۳۰درصد تخمین زده شده را به عنوان یکی از ۱۰ بیماری خطرناک تهدیدکننده سلامت در جهان معرفی کرده و با توجه به مسری و کشنده بودن این بیماری لازم است که مردم هم توصیه‌های بهداشتی را جدی بگیرند.

با این حال از گوشه و کنار ایران خبرهایی می‌رسد که مواردی از ابتلا به تب کریمه کنگو شناسایی شده است یا دفن جسدی در حال قرنطینه شدید انجام گرفته است. برای نمونه مدیرکل دامپزشکی خراسان رضوی به ایسنا گفت: خوشبختانه در استان خراسان رضوی تنها پنج تا شش مورد مبتلا به تب کریمه کنگو شناسایی شده و تلفات انسانی نداشته است، اما در سایر نقاط کشور گزارش‌هایی از تلفات انسانی گزارش شده که این موضوع سبب نگرانی ما شده است. در همین حال سید‌راشد جزایری رییس مرکز بهداشت چهارمحال و بختیاری از شناسایی دو کانون تب کریمه کنگو در این استان خبر داده و افزوده است: این دو کانون در منطقه عشایری گلوگرد بروجن بودند که سم‌پاشی و اقدامات بهداشتی برای اصطبل‌ها و محل‌های نگهداری دام انجام شده است.همچنین محمد زینلی- کارشناس ارشد مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت با بیان اینکه از سال ۷۸ تا پایان سال ۹۷، حدود ۱۴۲۴ مورد قطعی ابتلا به این بیماری داشتیم، اظهار کرده است: در سال ۸۹ و ۹۶ بیشترین مورد گزارش شده و امسال تخمین می‌زنیم بالای ۱۰۰مورد ابتلا داشته باشیم. موارد مرگ در سال ۹۶ با توجه به ۱۵۵ مورد ابتلا، ۸ مورد بود؛ یعنی میزان کشندگی به ۵ درصد رسید، ولی سال گذشته این رقم به ۱۰ درصد افزایش یافت.

وی با بیان اینکه در استان‌های سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی، کرمان، اصفهان و فارس بیشترین موارد ابتلا را داشته‌ایم، عنوان کرده است: تهران از سال ۷۸ تا ۹۷ تعداد ۲۰ مورد قطعی داشته‌ایم و در استان البرز یک مورد بوده که آن هم منجر به فوت بیمار شد. از منظر روستایی و شهری بیشترین موارد ابتلا مربوط به مناطق حاشیه شهر بوده که به شکل قاچاق دام را ذبح می‌کنند.

زینلی با بیان اینکه موارد ابتلا در تمام گروه‌های سنی وجود داشته و از نظر جنسیت در افراد مذکر بیشتر گزارش شده است، عنوان کرد: این بیماری در گروه سنی تقریبا ۲۰ تا ۴۰ ساله بیشتر گزارش شده و به شغل افراد یعنی دامداری، کشاورزی و کارگر کشتارگاه بازمی‌گردد.

رییس مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت، محمد مهدی گویا در همایشی با حضور جمعی از اساتید و متخصصان و صاحب‌نظران این حوزه گفته: «سالانه ۵هزار مورد ابتلا به تب کریمه کنگو در ۳۰ کشور دنیا رخ می‌دهد، در ایران از ابتدای سال جاری تاکنون ۸۰ نفر به این بیماری در کشور مبتلا شده‌اند که متاسفانه پنج نفر از آنان فوت کردند. از نظر پراکندگی جغرافیایی بیشترین آمار مبتلایان مربوط به منطقه سیستان و بلوچستان بوده و مناطق گیلان، خراسان رضوی، اردبیل و کرمانشاه در رتبه‌های بعدی قرار داشتند.»

اما تب کریمه کنگو چیست؟ این ویروس اساسا از کنه‌ها و دام‌های آلوده به انسان منتقل می‌شود. تماس با خون، ترشحات، بافت‌ها یا سایر مایعات بدن فرد بیمار خطرناک است؛ بنابراین افرادی که در اثر تماس با دام آلوده یا گزش کنه یا تماس با فرد آلوده مبتلا به تب ماندگار، سردرد و علایم شبیه آنفلوانزا می‌شوند؛ باید سریعا و قبل از اینکه بیماری وارد فاز خونریزی‌دهنده شود به مراکز درمانی مراجعه کنند تا شرایط لازم برای درمان و در عین حال ایزوله‌شدن آنها به منظور جلوگیری از سرایت بیماری به سایرین فراهم شود.

سازمان بهداشت جهانی در توضیحات خود به این نکته هم اشاره می‌کند که انتقال این ویروس از طریق کنه، مستلزم قرار گرفتن کنه روی بدن به مدت زمان ۴۸ ساعت است؛ بنابراین در صورت گزش کنه بهتر است که هرچه سریع‌تر با پزشک مشورت شود. کشتن یا له کردن کنه خطرناک است لذا در صورت مواجهه باید کنه را با احتیاط از بدن جدا کنید.

نکات آموزشی کلیدی

سازمان بهداشت جهانی، بیماری موسوم به تب حاد خونریزی‌دهنده کریمه کنگو را در آفریقا، بالکان، خاورمیانه و آسیا بومی توصیف کرده است. رییس مرکز تحقیقات عفونی و گرمسیری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، دکتر داوود یادگاری هم گفته که هر‌ساله در فصول بهار و پاییز در برخی نقاط کشور شاهد بروز مواردی از این بیماری هستیم.

در حال حاضر واکسنی برای این بیماری موجود نیست؛ نه برای دام و نه البته برای انسان‌ها. این ویروس که از طریق نیش کنه‌های خانواده موسوم به Bunyaviridae منتقل می‌شود، می‌تواند طیف وسیعی از حیوانات وحشی و اهلی را به عنوان میزبان انتخاب کند.

بسیاری از احشام اعم از بز و گوسفند می‌توانند نقش میزبان را داشته باشند. البته در مقابل پرندگان بسیاری هم هستند که نسبت به این بیماری مقاوم هستند اما از میان پرندگان شترمرغ‌ها حساسیت و آسیب‌پذیری بیشتری دارند. بعضا دیده شده که این بیماری در نواحی که به صورت بومی شناخته شده، در حیوانات علائم ظاهری آشکار نداشته اما منجر به شیوع گسترده در میان انسان‌ها شده که از آن جمله می‌توان به موارد ابتلای گسترده در آفریقای جنوبی اشاره کرد.

اتفاقی که در این بیماری می‌افتد به این صورت است که حیوانات توسط نیش کنه‌های حاوی این ویروس آلوده می‌شوند و ویروس هم می‌تواند به مدت تقریبا یک هفته پس از آلودگی در جریان خون آنها باقی بماند و این دقیقا همان اتفاقی است که اجازه می‌دهد تا چرخه موسوم به کنه-حیوان-کنه به راه بیفتد و به محض گزش کنه دیگر، چرخش ادامه پیدا می‌کند. شمار وسیعی از کنه‌ها قابلیت آلوده شدن به این ویروس را دارند اما در مجموع کنه‌های جنس Hyalomma جزو عاملین اصلی این بیماری شناخته شده‌اند.

انسان‌ها چطور آلوده می‌شوند؟

ویروس موسوم به تب خونریزی‌دهنده کریمه کنگو (CCHF) هم از طریق نیش کنه و هم از طریق تماس با خون حیوان آلوده یا بافت‌های آن در حین یا بلافاصله بعد از سلاخی به انسان منتقل می‌شود. احتمال ابتلا به این بیماری بیشتر در افرادی است که به نوعی با صنعت دامپروری در ارتباط هستند که از بین آنها می‌توان به دامپروران و حتی دامپزشکان اشاره کرد. چنانچه پیش‌تر هم گفته شد، احتمال ابتلا از یک انسان آلوده به انسان دیگر هم هست، منتهی این انتقال تنها در اثر تماس نزدیک با خون، ترشحات، بافت‌ها یا سایر مایعات فرد آلوده صورت می‌گیرد.

کارشناسان می‌گویند که حتما گوشت دام زنده باید ۲۴ ساعت در یخچال نگهداری شود تا در اثر جمود خطر بیماریزایی آن از بین برود و افراد باید از ذبح دام به صورت آزاد خودداری کنند چرا که تماس با گوشت دام آلوده می‌تواند مشکل‌زا باشد.

علائم و نشانه‌ها

طول دوره کمون یا نهفتگی این بیماری بطور مشخص بستگی به نحوه انتقال ویروس دارد. اگر عفونت در اثر نیش کنه به فرد منتقل شود، دوره کمون آن معمولا ۱ الی ۳ روز است و در بعضی موارد نیز حداکثر ۹ روز گزارش شده. اما اگر عفونت در اثر تماس نزدیک با خون یا بافت آلوده باشد، معمولا ۵ تا ۶ روز طول می‌کشد که خود را نشان دهد و حداکثر زمان آن‌هم می‌تواند ۱۳ روز باشد.

شروع علائم و نشانه‌ها نیز ناگهانی است. تب، دردهای عضلانی، گیجی، گردن‌درد، سفتی بدن، کمردرد، سردرد، درد چشم‌ها و حساسیت به نور زیاد از جمله علائم اولیه این بیماری هستند. حالت تهوع، استفراغ، اسهال، درد شکم و گلو درد نیز در مراحل اول بیماری ایجاد می‌شوند و دیری نمی‌گذرد که فرد کم‌کم احساس آشفتگی و گیجی می‌کند. بعد از تقریبا ۲ یا ۴ روز هم که از آغاز بیماری گذشت؛ آن حالت اضطراب و آشفتگی جای خود را به خواب‌آلودگی، افسردگی و بی‌حالی و سستی می‌دهد. از طرف دیگر دردهای ناحیه پایین شکم به دلیل بزرگ شدن کبد می‌تواند به بخش‌های فوقانی‌تر برسد. افزایش سرعت عملکرد قلب، بزرگ شدن غدد لنفاوی، اگزما و خونریزی پوستی، ایجاد زخم در ناحیه زبان و گلو و پوست از جمله سایر علائم هستند. معمولا شواهدی از بیماری هپاتیت هم رویت می‌شود که دلیل آن درگیر شدن کبد است، از طرف دیگر بیمارانی که وضع‌شان حادتر است، ممکن است که سلامت کلیه خود را به سرعت از دست بدهند و در نهایت هم وخامت حال بیمار به اندازه‌ای برسد که کبد یا شش‌ها از کار بایستند.

احتمال مرگ در این بیماری به طور متوسط حدود ۳۰ درصد است و در اکثر موارد هم در هفته دوم بیماری اتفاق خواهد افتاد. بیمارانی که وضعیت آنها بهبود پیدا کند، اغلب نشانه‌های بهبودی را در روز ۹ یا ۱۰ که از آغاز بیماری گذشته، مشاهده خواهند کرد.

تشخیص و درمان

این بیماری از طریق یکسری آزمایش‌ها قابل تشخیص است. بیمارانی که وضعیت آنها حاد و وخیم است یا آنهایی که در مراحل اول این بیماری هستند، اغلب باید تست‌های تشخیص ویروس یا RNA بدهند که از طریق نمونه خون یا بافت انجام می‌شود. در حال حاضر تنها مرجع آزمایشگاهی برای تشخیص این بیماری در کشور انستیتو پاستور است. از ۷ ژنوتیپ شناسایی شده این بیماری در دنیا، ۵ نوع آن در ایران مشاهده شده است که کارشناسان معتقدند می‌تواند به دلیل تجارت دام، مهاجرت پرندگان و… باشد.

رعایت حداکثر موارد ایمنی در مورد این بیماران لازم است. برای درمان این بیماری هم اغلب یکسری مراقب‌های بالینی عمومی لازم است که توسط پزشکان صورت می‌گیرد و هدف نیز درمان نشانه‌هاست. داروی ضدویروسی ریباویرین Ribavirin معمولا برای درمان این بیماری به‌کار می‌رود. کارشناسان سازمان بهداشت جهانی می‌گویند که کنترل این بیماری اغلب سخت است چرا که تعداد و گستردگی کنه‌ها به‌شدت زیاد است.تاکنون واکسنی برای این بیماری به بازار عرضه نشده. البته یکسری واکسن‌ها در شرق اروپا آن‌هم در مقیاس کوچک استفاده شد، اما واقعیت این است که واکسن موثر و مثبتی توسط سازمان بهداشت جهانی مورد تایید قرار نگرفته است. بنابراین در غیاب واکسن تنها کاری که می‌توان کرد، این است که میزان آگاهی افراد را بالا برد و آنها را از فاکتورهای خطرساز دور نگه داشت.

کاهش احتمال خطر ابتلا

پوشیدن لباس‌های مناسب یکی از روش‌هایی است که به افراد در معرض این بیماری توصیه می‌شود. علاوه بر این بهتر است که رنگ لباس هم روشن باشد تا اگر کنه‌ای هست به سرعت تشخیص داده شود. افرادی که در معرض این بیماری هستند، باید از برخی سموم شیمیایی بر روی لباس‌های‌شان استفاده کنند. استفاده از مواد ضدعفونی‌کننده هم می‌تواند چه برای پوست چه برای لباس‌ها موثر باشد.

کسانی که به هر شکل در معرض این بیماری و گزش کنه هستند، باید بطور مداوم پوست و لباس خود را چک کنند و در صورت مشاهده کنه آن را به شکلی ایمن از خود دور سازند. استفاده از مواد دورکننده کنه و حشرات چه برای اصطبل‌ها و چه برای حیوانات از جمله ضروریات است. کسانی که بنا به دلایلی در تماس با دام‌ها و حیوانات هستند، باید در هنگام حمل حیوانات یا بافت‌های آنها حتما لباس مناسب و دستکش داشته باشند. رعایت نکات ایمنی و پوشیدن دستکش در زمان کار با بافت‌های خونی و گوشت یکی از مهم‌ترین تدابیر است. سازمان بهداشت جهانی توصیه کرده که حیوانات دو هفته قبل از سلاخی، توسط آفت‌کش‌ها ضدعفونی شوند و قبل از اینکه به سلاخ‌خانه برده شوند، چند روزی در قرنطینه بمانند. از تماس نزدیک فیزیکی با بیماران آلوده به این ویروس اجتناب کنید. زمانی که مشغول پرستاری از این بیماران هستید، حتما دستکش و لباس مناسب بر تن داشته باشید. حتما دست‌ها را بعد از ملاقات با افراد آلوده به این ویروس بشویید. /روزنامه اعتماد

این خبر تب کریمه کنگو چگونه می‌تواند مرگ‌آور شود؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

مغازه عجیبی که بدون فروشنده است/ صاحب مغازه کلیدش را به همه داده است

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، شاید باورش برای‌تان سخت باشد که در یکی از روستاهای شهرستان ملکان در آذربایجان‌شرقی، مغازه‌ای وجود دارد که اکثر اهالی روستا، کلیدش را دارند.

 مغازه‌ای که دیگر نیاز نیست حتما صاحب مغازه آنجا باشد، همه اهالی روستا با کلیدی که صاحب مغازه در اختیارشان قرار داده به راحتی مایحتاج خود را بر می‌دارند و در آخر سر پولش را در صندوق می‌اندازند؛ حتی اگر پولی هم لازم داشته باشند از صندوق بر می‌دارند و در دفتر یادداشت ثبت می‌کنند.

«سوپر مارکت لطفی» در روستای «قوزلو»، را می‌گویم؛ مغازه‌ای که در حقیقت به گنجینه صفا، صمیمیت و اعتماد، مهربانی، همدلی، صداقت، رفاقت که سنگ بنای آن روابط اهالی روستا و صاحب مغازه شده است.

روستای «قوزلو» در ۳۰ کیلومتری شهرستان ملکان در آذربایجان‌شرقی قرار دارد و حدود ۱۳۹ خانوار و ۴۸۲ نفر ساکن این روستا هستند. مردان و زنان این روستا زندگی ساده و بی‌دغدغه‌ای دارند و به کشاورزی مشغول هستند، نگاهشان به رزق و روزی حلالی است که در نتیجه تلاش‌هایشان هدیه می‌گیرند. این روستا حتی به «روستای راستان»  نیز معروف شده است.

عاصف رحیم‌زاده، دهیار این روستا می‌گوید: اکثر اهالی روستا به کشاورزی و باغداری مشغول‌اند و به‌ندرت شخص بیکاری در روستا پیدا  می‌شود.

البته آقای رحیم‌زاده ابتدا از مشکلات موجود در روستایشان گلایه می‌کند. او می‌گوید: آنتن‌دهی تلفن‌‌های همراه در روستا بسیار ضعیف است؛ قطعی آب نیز مشکلات اهالی را دو چندان کرده است.

آنطور که خودش می‌گوید، روزی حدودا ۲ الی ۳ ساعت آب شرب این روستا وصل است!

پس از چند دقیقه مکالمه با دهیار روستای قوزلو، گوشی قطع می‌شود، دوباره تماس می‌گیرم: در حال حاضر برقراری تماس با مشترک مورد نظر امکان‌پذیر نمی‌باشد.

مجددا تماس می‌گیرم، این بار گوشی آقای رحیم‌زاده زنگ می خورد ولی همچنان صدا قطع و وصل می‌شود.

آقای رحیم‌زاده می‌گوید: خودم را به پشت‌بام رساندم تا گوشیم خط بدهد.

 او در خصوص مغازه روستایشان بیشتر توضیح می‌دهد: «حدود ۲۰ سالی می‌شود که مردم از سوپر مارکت آقای لطفی خرید می‌کنند و از چهار سال پیش با تصمیم او حدود ۹۰ کلید در اختیار روستائیان قرار گرفت تا اهالی روستا نیازمندی‌هایشان را بدون حضور او تهیه کنند.

رحیم‌زاده سنگ بنای فعالیت این مغازه را اعتماد و صداقت اهالی روستا می‌داند و می‌گوید: سوپر مارکت لطفی توسط خود مردم روستا می‌چرخد و تاکنون هیچ موردی از سوءاستفاده اهالی مشاهده نشده است.به گفته دهیار روستای قوزلو، افراد زیادی از اکثر نقاط ایران برای دیدن این سوپرمارکت به این روستا آمده‌اند تا از نزدیک واقعیت ماجرا را جویا شوند.

در روزهایی که «خبر ِ بد» به «خبر ِ خوب» تبدیل شده و مخاطبان بیشتر دنبال حواشی و اخبار ناگوار هستند، شاید شنیدن حرف‌های افرادی چون صاحب این مغازه، روح انسان را جلا دهد.

حاج علی لطفی، صاحب این مغازه که ۷۰ سال سن دارد، نزدیک ۲۵ سالی می‌شود این سوپرمارکت را در روستای قوزلو راه انداخته است.

او می‌گوید: چون اکثرا برای کشاورزی به خارج از روستا می‌روم، مغازه باز است و تعدادی کلید در اختیار اهالی قرار داده‌ام تا مواقعی که من نیستم خودشان مایحتاجشان را تهیه کنند.

حاج علی ادامه می‌دهد: مشتریان خودشان پس از تهیه اقلامشان یا پول را در صندوق می‌گذارند و یا در دفترچه یادداشت می‌کنند و در مواقعی هم به خودم می‌گویند.

البته نمونه‌ای از فروشگاه‌های بدون فروشنده در کشورهایی چون سوئیس، سوئد، نروژ و آمریکا وجود دارد، اما مغازه حاج علی با آنها یک تفاوت فاحش دارد؛ در مغازه حاج علی نه خبری از دوربین‌های مدار بسته است و نه حسگرهای الکترونیک!

او در این باره می‌گوید: «مغازه من دوربین مداربسته ندارد، من به اهالی روستایمان اعتماد دارم و تا به امروز هیج موردی از سوءاستفاده از طرف آنها ندیده‌ام.

حرف‌های حاج علی به اینجا که می‌رسد به طور ضمنی به آیه ۱۴ سوره علق اشاره کرده و می‌گوید: «این دنیا مجهز به دوربین مداربسته است!»‌. «أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَری».( آیا نمی‌دانید که خداوند می‌بیند!)

این اعتماد، نتیجه صفا و صمیت اهالی روستاست. حاج علی این را می‌گوید و به هم‌صنفان خود نیز توصیه می‌کند: به مردم اعتماد کنید، تا مردم نیز به شما اعتماد کنند.

امروز تکنولوژی ما را از دنیای پر از صفا و صمیمیت دیروز جدا کرده است. اعتماد که نباشد، فاصله‌ها زیاد خواهد شد و چه خوب است که با رواج مغازه‌هایی چون «سوپر مارکت لطفی» در جوامع شهری این فاصله‌ها را کم کنیم.

این خبر مغازه عجیبی که بدون فروشنده است/ صاحب مغازه کلیدش را به همه داده است اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

مالک ایران‌ایرتور: کی گفته من از ایران فرار کردم؟

مالک شرکت هواپیمایی ایران ایرتور اعلام کرد که سفر خارجی نبوده و دیروز برای بررسی شکایت از یکی از نمایندگان، به مجلس رفته است و از هر گونه بررسی و رسیدگی توسط دستگاه‌های نظارتی و متولی استقبال می‌کند تا بروز شایعات پیرامون این شرکت به آبرو و برند آن آسیب نزند.

به گزارش ایسنا، در پی بازداشت پوری حسینی – رئیس سابق سازمان خصوصی سازی – که البته پس از پذیرش استعفایش صورت گرفت، حواشی بسیاری درباره نحوه واگذاری شرکت های مختلف از جمله ایران ایرتور مطرح شد. در پی بروز چنین حاشیه‌هایی، به دنبال پاسخ از این ایرلاین واگذار شده بودیم اما با توجه به عدم هماهنگی روابط عمومی شرکت و مالک آن، به ایسنا اینگونه پاسخ داده شد که “آقای شکاری در ایران نیستند و به قصد سفر رفته‌اند. ”

نهایتا و پس از انتشار گزارش نخست، مجید شکاری – مالک شرکت هواپیمایی ایران ایرتور- اظهار کرد: من به سفر خارجی نرفته بودم و پس از آن‌که مانند بسیاری از هفته‌ها در تعطیلات به تبریز و نزد پدر و مادرم رفتم به تهران آمدم و از صبح در دفتر رئیس هیات نظارت بر رفتار نمایندگان مجلس شورای اسلامی توضیحات لازم درباره نحوه واگذاری این شرکت و چرایی شکایتم علیه نصرالله پژمانفر نماینده مردم مشهد را ارائه دادم که جلسه بسیار خوب و امیدوارکننده‌ای بود.

او درباره برخی از ابهامات مطرح شده پیرامون شرکت ایران ایرتور گفت: بازداشت رئیس سابق سازمان خصوصی سازی ربطی به واگذاری ایران ایرتور ندارد و اتهامات مطرح شده در زمینه واگذاری ها درباره چهار شرکت دیگر بوده که از سوی این سازمان واگذار شده بود.

شکاری افزود: برخی می‌گویند مزایده ایران ایرتور به صورت عمومی و قانونی برگزار نشده است اما این مسئله به هیچ وجه درست نیست و نمایندگان همه سازمان‌های متولی و نظارتی که در آن جلسه مزایده بودند، می‌توانند تایید کنند که من در پنجمین جلسه مزایده و پس از آنکه هیچ کس حاضر به خریدن این شرکت نبود، ایران ایرتور را خریدم، درحالی که این شرکت به غیر از دارایی ۱۵۴ میلیارد تومانی، ۵۴۰ میلیارد تومان بدهی هم داشت.

مالک شرکت هواپیمایی ایران ایرتور با بیان اینکه کشور دستگاه‌های نظارتی بسیاری مانند سازمان بازرسی، قوه قضاییه و… دارد، اظهار کرد: از همه مسئولان خواهش می‌کنم پرونده این شرکت را یک بار دیگر و خارج از نوبت رسیدگی کنند تا برای همیشه حواشی پیرامون آن حل شود و این حاشیه‌ها به اعتبار و حیثیت ایران ایرتور لطمه نزند.

او با تاکید بر اینکه هیچ نسبت فامیلی با پوری حسینی ندارم، ادامه داد: یکی دیگر از نکاتی که باید گفت این است که شرکتی که ارزشش منفی ۳۸۶ میلیارد تومان است، ارزشی ندارد و دلیل اینکه سازمان خصوصی سازی ۳۴ میلیارد تومان از من گرفت این بود که دولت می‌خواست مطالبات معوق اش از این شرکت را احیا و مطالبه کند و به همین دلیل ۳۴ میلیارد تومانی که شرکت هسایار وابسته به وزارت دفاع (مالک قبلی) تا آن روز پرداخت نکرده بود را از من گرفت.

شکاری درباره حواشی مطرح شده درباره توپولف‌های ایران‌ایرتور و میزان بدهای‌های پرداخت نشده این شرکت، تصریح کرد: از ۱۵ توپولوف زمین‌گیر شده شرکت ۲ فروند سقوط کرده بود، پنج فروند را به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح برای کارهای تحقیقاتی واگذار کردم و هشت توپولوف باقیمانده را نیز حاضر به هر کسی که خواهان آن است به هر قیمتی که خودش دوست دارد، واگذار کنم تا دیگر پول پارکینگ آن را ندهم. بدهی این شرکت در ابتدای واگذاری به من ۵۴۰ میلیارد تومان بود که نیمی از ان را تا کنون پرداخت کرده ام و ما بقی مربوط به توپولوف هایی است که هنوز سررسید نشده‌اند و به موقع (سال بعد) متعهد به پرداخت آن هستم.

نوشته مالک ایران‌ایرتور: کی گفته من از ایران فرار کردم؟ اولین بار در هفت صبح پدیدار شد.

پسر۱۵ساله و دختر۱۳ساله در انتظار حکم قاضی

صاحب یک مسافرخانه که اتاقی را به دختر و پسر نوجوانی اجاره داده بود دیروز در حالی پای میز محاکمه ایستاد که دختر و پسر نوجوان در اتاق اجاره ای با خوردن قرص برنج به استقبال مرگ رفته بودند اما معجزه آسا زنده ماندند.

رسیدگی به این پرونده از اوایل تابستان امسال به دنبال شکایت پدر و مادر یک دختر ۱۳ ساله به نام آویسا آغاز شد. آن ها که به پلیس آگاهی رفته بودند از پسر ۱۵ ساله ای که دخترشان را در یک مسافرخانه در حوالی میدان شوش آزار داده بود شکایت کردند.

با این شکایت پلیس ماجرا را پیگیری کرد و آویسا به پزشکی قانونی معرفی شد. در حالی که پزشکی قانونی در گزارشی اعلام کرده بود این دختر مورد آزار قرار گرفته است مادر وی به ماموران پلیس گفت: مدتی بود به رفتارهای دخترم مشکوک شده بودم. او زمان زیادی را در فضای مجازی می‌گذراند .چند بار به او تذکر داده بودم اما گوشش بدهکار نبود. حتی دخترم چند بار به بهانه رفتن به خانه دوستانش دیر از مدرسه به خانه برگشت. تا این که به رابطه پنهانی او با یک پسر ۱۵ ساله به نام امین پی بردم.

من چند بار از دخترم خواستم تا رابطه اش را با امین تمام کند اما آویسا می‌گفت آنها فقط در فضای مجازی با هم در ارتباط هستند. چند روز پیش دخترم از یک مسافرخانه در حوالی میدان شوش با من تماس گرفت و گفت با امین به آن جا رفته است و قصد دارد با خوردن قرص برنج به زندگی اش پایان دهد. من که از شنیدن این حرف شوکه شده بودم ماجرا را به همسرم گفتم و بلافاصله به آدرس مسافرخانه ای که آویسا داده بود رفتیم. دخترم و امین در اتاق اجاره ای قرص برنج خورده بودند. ما بلافاصله آن ها را به بیمارستان رساندیم که خیلی زود تحت درمان قرار گرفتند و معجزه‌آسا زنده ماندند. حالا از امین که دخترم را اغفال کرده و آزار داده است و همچنین از صاحب مسافرخانه ای که اتاقی را به آن ها اجاره داده بود شکایت دارم.

به دنبال این شکایت امین ۱۵ ساله که به تازگی از بیمارستان ترخیص شده بود بازداشت شد اما ادعا کرد آویسا با میل خودش همراه او به مسافرخانه رفته بود. صاحب مسافرخانه نیز که مردی ۴۰ ساله به نام امیر بود بازداشت شد و آن ها دیروز در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستادند.

در ابتدای جلسه پدر آویسا به تشریح شکایت اش پرداخت و برای امین به اتهام آزار دخترش و برای صاحب مسافرخانه به اتهام معاونت در زنا مجازات خواست. سپس دختر ۱۳ساله در جایگاه ویژه ایستاد و گفت :یک روز که از مدرسه به خانه بر می گشتم امین را دیدم .او شماره تلفن اش را به من داد و از من خواست تا با او تماس بگیرم و این شروع آشنایی ما با هم بود .بعد از آن امین مدام در تلگرام برایم پیام می فرستاد و به من ابراز علاقه می‌کرد. او با حرف هایش مرا فریب داد و از من خواست تا با هم رابطه برقرار کنیم اما قبول نکردم تا این که او مرا به مسافر خانه ای کشاند و آن جا مرا آزار داد. سپس از من خواست تا با هم قرص برنج بخوریم و خانواده هایمان را تهدید به خودکشی کنیم تا برای ازدواج ما با هم راضی شوند.

سپس پسر ۱۵ ساله به دفاع پرداخت و گفت: من در راه مدرسه با آویسا آشنا شدم و با هم تلگرامی در ارتباط بودیم .من مسافر خانه ای را می شناختم که اتاق هایش را اجاره می‌داد اما پولی برای اجاره اتاق نداشتم. به همین دلیل یک هفته بعد از آشنایی ما موضوع را به آویسا گفتم و او کارت عابر بانک مادرش را برداشت و همراه من آمد .ما مبلغ ۱۳۰ هزار تومان در ازای اجاره اتاق به صاحب مسافرخانه دادیم .من آویسا را آزار ندادم و او با میل خودش با من رابطه برقرار کرد .چون می دانستیم خانواده هایمان به ازدواج ما با هم راضی نمی شوند تصمیم گرفتیم قرص برنج بخوریم.ما با خانواده‌هایمان تماس گرفتیم و سپس قرصی را که از قبل تهیه کرده بودیم خوردیم.

سپس صاحب مسافرخانه به دفاع پرداخت و منکر اتهام معاونت در زنا شد. وی گفت : قبول دارم اتاقی را به دختر و پسر نوجوان اجاره دادم اما نمی دانستم آن ها با هم محرم نیستند. وی ادامه داد: دختر نوجوان حالا ادعا می کند امین او را آزار داده است اما من شاهد بودم او با رضایت خودش به مسافر خانه ام آمد و حتی پول اجاره اتاق را نیز از کارت عابر بانکی که همراه داشت به من پرداخت.

بنابر این گزارش، در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.

نوشته پسر۱۵ساله و دختر۱۳ساله در انتظار حکم قاضی اولین بار در هفت صبح پدیدار شد.

پشت دیوار آشپزخانه‌ فست‌فودها چه خبر است؟

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، حتی خیلی از رستوران‌ها، فست فود‌ها و کافه‌ها این روزها دیگر تنها محل غذا خوردن نیستند بلکه به مکانی برای گپ‌وگفت‌ دوستانه و حتی قرار‌های مهم کاری تبدیل شده‌اند. اما آیا تاکنون بعد از سفارش غذا به این موضوع فکر کرده‌اید که پشت دیواری که آشپزخانه را از سالن غذاخوری جدا کرده است، چه می‌گذرد؟ این موضوع به ذهن شما رسیده است که با وجود این حجم از تبلیغات و محبوبیت فست‌فود‌های زنجیره‌ای این غذاخوری‌های لوکس و پرزرق و برق واقعا قابل اعتماد هستند؟ در مطبخی که پیش روی مشتری نیست چه می‌گذرد؟ آیا رعایت بهداشت و استفاده از مواد اولیه مرغوب تنها یک شعار شیک برای جذب مشتری است یا آنها واقعا به آن پایبند هستند؟

به جرات می‌توان گفت که عادت رستوران گردی مدت زمان خیلی زیادی نیست که بین مردم باب شده، مدت زیادی نیست که مردم روی نقشه  و در صفحات مجازی به دنبال غذاخوری‌های با اسم و رسم می‌گردند. در مقابل رستوران‌ها هم برای قرار گرفتن در لیست‌ رستوران‌های خوش اسم، هر هزینه‌ای می‌کنند و دست به تبلیغات جذابی می‌زنند. از تبلیغات در بزرگترین و شیکترین بیلبرد‌ها و تلویزیون‌های شهری گرفته تا تبلیغات تراکتی و خانه‌ به خانه؛ از به نمایش گذاشتن محیط‌های خوش آب رنگ تا نشان دادن تصویر غذا‌های وسوسه انگیز؛ همه برای این است تا مخاطب حداقل یکبار پایش به یکی از این رستوران‌ها باز شود.
در این میان رستوران‌ها و فست‌فودهای زنجیره‌ای از اقبال بیشتری برخوردار هستند و مردم به واسطه نام و برندی که آنها از خود به جای گذاشته‌اند اعتماد بیشتری به این مجموعه‌ها دارند، به ویژه در انتخاب فست فودها که انتخاب اول کودکان هستند، خانواده‌ها وسواس به خرج می‌دهند.

آشپزخانه‌های محرمانه

برای پاسخ به این سوالات به سراغ برخی از فست‌فود‌های زنجیره‌ای بنام تهران رفته است. برخی از این فست‌فودها در سراسر کشور شعبه‌های متعددی دارند، تبلیغات گسترده‌ای می‌کنند و ادعای بهترین بودن را دارند.
ما قصد مچ‌گیری یا تبلیغات مثبت و منفی نداشتیم و صرفا برای روشنگری به سراغ آنها رفتیم. از همه آنها یک سوال پرسیده‌ایم، یک سوال ساده که پاسخ به آن می‌تواند میزان صداقت یک مجموعه در تبلیغات خود را تا حدی نشان دهد: «در صورت تقاضای مشتری برای بازدید از آشپزخانه، آیا این امکان برای او فراهم خواهد بود؟» و «آیا ما امکان بازدید از آشپزخانه رستوران شما را داریم؟» پاسخ تعدادی از فست‌فودهای زنجیره‌ای بعد از تماس‌های مکرر ما با آنها را مرور می‌کنیم. توضیح اینکه تمام مکالمات تلفنی با رستورانها ضبط شده و مکاتبات هم موجود است.

کدام فست فودها به ما اجازه بازدید از آشپزخانه را ندادند؟

سیب: روابط عمومی مجموعه سیب با این توجیه که در سیاست‌های این مجموعه این موضوع گنجانده نشده است، گفت که امکان بازدید از آشپزخانه شعب این مجموعه وجود ندارد. این جواب قاطع سیب در دومین تماس ما داده شد.
هام‌هام: بعد از توضیحات اولیه برای مسئول روابط عمومی هام‌هام، این مجموعه خواست تا درخواست خود را به صورت مکتوب ارسال کنیم. در عین حال قاطعانه اعلام کرد که هیچ مشکلی برای این بازدید وجود نخواهد داشت، اما پیگیری ما بعد از ارسال نامه به جواب «نه متاسفانه اجازه ندادند» رسید. دلیل را که جویا شدیم برایمان نوشتند: «شما حیطه تخصصی‌تان گفتن از غذا نیست، چون کارشناسان غذا و دارو که از وزارت بهداشت مجوز دارند و با ما قرارداد دارند در مجله صنعت غذا هر ماه گزارشهایشان درج می‌شود.»
عطاویچ:  بعد از تماس‌های متعدد با مجموعه عطاویچ دو بار موفق به برقراری ارتباط با این مجموعه شدیم. هر دو مسئولی که موضوع گزارش را برای آنها توضیح دادیم، با دریافت شماره خبرنگار مردم سالاری آنلاین به ما قول دادند که نتیجه را اطلاع دهند. تا این لحظه همچنان خبری از این فست‌فود زنجیره‌ای دریافت نکرده‌ایم.
پرپروک: بعد از اولین تماس با این مجموعه از ما خواستند که درخواست خود را در قالب یک نامه برای مجموعه ارسال کنیم، در تماس بعد که برای پیگیری نامه انجام شد متوجه شدیم که گویا توضیحات ما در نامه برای اقناع مجموعه کافی نبوده است. خواستار گفت‌وگوی تلفنی با مدیر مجموعه شدیم تا اطلاعات تکمیلی را شفاها برایشان توضیح دهیم، که متاسفانه تلاش‌های بعدی ما برای ارتباط با مدیریت مجموعه بی‌نتیجه ماند و آنها هم بر خلاف وعده ای که داده بودند، هیچ پاسخی ندادند و در نهایت ما جواب قطعی از پرپروک دریافت نکردیم.
چیترچیکن: مسئول روابط عمومی مجموعه چیترچیکن نیز بعد از بارها تماس تلفنی نهایتا به ما جواب منفی داد. آنها دلیلی نیز برای این مخالفت اعلام نکردند؛ فقط معتقد بودند این اتفاق اگر در زمان شلوغی شعب رخ دهد وجهه خوبی نخواهد داشت.
ما با فست‌فود‌های زنجیره‌ای دیگری چون آریو، سوپراستار، پدر خوب و بوف نیز تماس گرفتیم که متاسفانه ارتباط با آنها به دلایل مختلف از جمله مشخص نبودن شماره‌های تماس یا فقدان روابط عمومی پاسخگو، برقرار نشد.

کدام فست فودها به ما اجازه بازدید از آشپزخانه را دادند؟

شیلا: مجموعه شیلا در تماس اول قاطعانه به ما جواب منفی داد. اما در پیگیری مجدد از ما توضیحات بیشتری را درخواست کرد. توضیحات بیشتر در قالب یک ایمیل برای مجموعه ارسال شد و در نهایت ما از آشپزخانه یکی از شعب شیلا بازدید کردیم. در بازدید ما از آشپزخانه این مجموعه، مواد اولیه استفاده شده همگی از محصولات شیلا بود، پرسنل آشپزخانه ظاهری مرتب و تمیز داشتند و محیط آشپزخانه این شعبه حداقل در زمان حضور ما تمیز بود. این بازدید با اطلاع قبلی صورت گرفته بود و سرزده نبود.
هات: بعد از تماس‌های مکرر با مجموعه هات بالاخره موفق به صحبت با مسئول روابط عمومی مجموعه شدیم. خوشبختانه در اولین ارتباط موافقت با بازدید اعلام شد و ما توانستیم به پشت دیوارهای آشپزخانه رستوران دیگری هم سر بزنیم. در آشپزخانه کوچک آن شعبه از هات، نظم و نظافت کمتر از حد انتظار ما بود. اوضاع خیلی مرتب نبود و از سه نفر حاضر در آشپزخانه تنها لباس‌های یک نفر تمیز بود. همینطور سوسیس و کالباس‌های با برند معتبر در آشپزخانه دیده نمی‌شد و آشپزخانه وضعیت آشفته‌ای داشت. این درحالی است که شعبه از روز قبل در جریان حضور ما بود  و حتی بازدید سرزده هم انجام نشده بود. هرچند با این حال، موافقت مجموعه هات با بازدید از آشپزخانه، باعث می‌شود فست فود هات را یک قدم جلوتر از فست فودهای دیگر در نظر بگیریم.

رستوران‌های زنجیره‌ای و فست‌فودها از کجا آمده‌اند؟

رستوران‌های زنجیره‌ای که حالا توانسته‌اند با تبلیغات فراوان جای خود را به عنوان یکی از در دسترس‌ترین تفریحات در بین مردم باز کنند، اولین بار در سال ۱۹۲۱تاسیس شدند. پیشرفت این صنعت در دنیا به حدی بوده که خیلی از آنها مانند «مکدونالد» و «کی‌اف‌سی» توانسته‌اند در بین ۱۰۰ برند برتر دنیا در سال ۲۰۱۸ جای بگیرند.
اما فست‌فودها به‌شکل امروزی در هفتم جولای۱۹۱۲ در آمریکا متولد شدند. در این روز رستورانی به ‌نام «اتومات» در نیویورک افتتاح شد. آن‌ها غذاهای آماده را در محفظه‌های گرم کننده‌ی شیشه‌ای قرار می‌دادند و مشتریان از طریق دستگاه‌‌های سکه‌ای اقدام به خرید آن‌ها می‌کردند. بالای در ورودی رستوران‌های اتومات نوشته بود: «ما کار مادران را کم کرده‌ایم.» اتومات خیلی زود شعبات متعددی در گوشه و کنار آمریکا افتتاح کرد و ۲۰ سال بی ‌رقیب باقی ماند.
این مسیر تا امروز پیش آمده است و حالا عبارت فست ‌فود تبدیل به نماد زندگی مدرن و ماشینی انسان‌ها شده است. در این باره «جف آردر» می‌‌گوید: «ما در زمانه‌‌ای زندگی می‌کنیم که پیتزا زودتر از نیروی پلیس به خانه‌هایمان می‌‌رسد.» /روزنامه مردم سالاری

این خبر پشت دیوار آشپزخانه‌ فست‌فودها چه خبر است؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

از آقازاده‌ها تا استادزاده‌ها

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، مسئله آقازاده‌ها و ژن‌های خوب در ایران جزء مناقشات و مسائل همیشگی است؛ آقازاده‌هایی که به‌تن‌هایی و بدون حمایت پدر یا مادر شاید وجهه اجتماعی چندانی نداشته باشند؛ اما به خاطر یدک‌کشیدن یک فامیلی خاص می‌توانند از بهترین مواهب بهره‌مند شوند؛ اما همیشه تصور این بود که این مواهب برای آقازاده‌های سیاسی مورد استفاده است؛ اما این‌طور نیست و استادزاده‌ها نیز در برخی از مواقع کم از آقازاده‌ها ندارند.

کافی است استادزاده باشید تا با درخواست پدر یا مادرتان که از اعضای هیئت علمی دانشگاه هستند، محل قبولی‌تان بر فرض از دورافتاده‌ترین شهر‌ها به دانشگاهی معتبر در شهری بزرگ برسد. اینجاست که استادزاده‌ها هم مثل آقازاده‌ها ژن‌های خوب این سرزمین محسوب می‌شوند.

هرساله بحث سهمیه‌های دانشگاهی، یکی از موضوعاتی است که ذهن دانشجویان آینده و خانواده‌های آن‌ها و کارشناسان آموزشی را به خودش مشغول می‌کند. به صورت کلی مسئله سهمیه‌ها همیشه جزئی جدایی‌ناپذیر از ماجرای قبولی در کنکور است. آن‌هایی که به هر نحوی سهمیه دارند، سعی می‌کنند تمام‌قد از آن استفاده کنند و آن‌هایی که ندارند، می‌دانند حتی اختلاف یک رقم در رتبه، می‌تواند جای‌شان را به یک دانش‌آموز سهمیه‌ای بدهد.

همین می‌شود که خیلی از دانش‌آموزان می‌گویند با شنیدن نام سهمیه‌ای‌ها دل‌شان آشوب می‌شود؛ اما این‌بار مسئله همان سهمیه‌های همیشگی نیست. البته این سهمیه هم از مدت‌ها قبل وجود داشته؛ اما حالا مدتی است که درباره‌اش صحبت می‌کنند؛ سهمیه‌ای که در شرایط خاص به استادزاده‌ها تعلق می‌گیرد؛ یعنی اگر فرزند استادان عضو هیئت علمی دانشگاه‌ها در رشته‌ای مشخص در دانشگاهی قبول بشوند، می‌توانند با توجه به اینکه پدر یا مادرشان عضو هیئت علمی دانشگاه است، محل تحصیل خود را بر فرض از دانشگاه اصفهان به تهران انتقال دهند یا اگر آن‌ها در دانشگاهی رشته دامپزشکی قبول شده باشند و اگر رتبه‌شان با نفر آخر رشته پزشکی دانشگاهی دیگر همخوانی داشته باشد، رشته‌شان را تغییر بدهند و پزشک شوند.

در یکی، دو سال گذشته این سهمیه فرزندان استادان به محل مناقشه تبدیل شده و دیوان عدالت اداری نیز به این موضوع ورود پیدا کرده است. حالا که فصل کنکور و تب‌و‌تاب انتخاب رشته است، دوباره واکنش‌ها به این سهمیه که بخش زیادی از دانشجویان آن را عادلانه نمی‌دانند، به راه افتاده و البته واکنش وزیر علوم نیز به این رنجش تأمل‌برانگیز است و آن را به بزرگ‌نمایی تعبیر کرده است.

وزیر علوم، تحقیقات و فناوری درباره استفاده فرزندان اعضای هیئت علمی از سهمیه گفت: سال گذشته هزارو ۵۰۰ نفر دانشجو از این امتیاز استفاده کردند که اغلب از استانی به استان دیگر جابه‌جا شده و ۶۰۰ نفر نیز از این هزارو ۵۰۰ نفر تغییر رشته داشته‌اند.

او درباره سهمیه فرزندان اعضای هیئت علمی در کنکور و اینکه به چه علت به فرزندان آن‌ها سهمیه داده می‌شود، گفت: متأسفانه این مسئله در جامعه کمی بزرگ‌نمایی شده است. برخی در کشور اغلب به دنبال این هستند که در موارد مختلف ایراد‌ها و اشکالاتی پیدا کنند. این مسئله طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است و چندین سال است که اجرا می‌شود. این سهمیه در واقع دست‌کم کمک به فرزندان اعضای هیئت علمی است که در دانشگاه قبول می‌شوند.

غلامی در ادامه بیان کرد: مصوبه مد‌نظر به این صورت است که فرزندان اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها در هر دانشگاهی که قبول شده‌اند، می‌توانند به محل خدمت پدر و مادر خود که اعضای هیئت علمی آن دانشگاه هستند، بیایند. ما این اقدام را برای دانشجویان عادی هم در نظر گرفتیم؛ به‌ویژه برای خانم‌ها توصیه اکید من بوده است که پس از قبولی در دانشگاه اگر تقاضای جابه‌جایی داشتند، به آن‌ها کمک شود. جابه‌جایی دانشجویان در هر دو صورت، هم فرزندان اعضای هیئت علمی و هم افراد عادی وجود دارد؛ پس چرا درباره افراد عادی گلایه‌ای وجود ندارد؟

او درباره تغییر رشته فرزندان اعضای هیئت علمی که یکی دیگر از امتیازات فرزندان اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها است، گفت: در میان افرادی که از این امتیاز استفاده می‌کنند، تعداد کمی تغییر رشته داشته‌اند.

اما نگاهی که به صورت عمومی به این اتفاق وجود دارد، چندان همسو با نظر وزیر علوم نیست. هرچند تعداد افرادی که تغییر رشته داده‌اند، کم اعلام شده؛ اما همین تعداد کم روی چه حسابی تغییر رشته داده‌اند و چه تفاوتی میان آن‌ها و دانش‌آموزان عادی وجود دارد که آن‌ها می‌توانند جهش رشته داشته باشند و یک دانش‌آموز معمولی از این ماجرا بی‌بهره است.

کسری شیرعلیمحمدی، دانشجوی پزشکی دانشگاه شیراز در این باره می‌گوید: این ماجرا تقریبا یک راز مگوست و کسی درباره‌اش صحبت نمی‌کند، طرح مال امروز و دیروز نیست و سابقه‌ای حداقل ۲۰ ساله دارد. البته شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز مصوبه‌ای درباره این ماجرا صادر کرده که با وجود اعتراضات و رأی‌های دیوان عدالت اداری مبنی بر باطل‌کردن این مصوبه دوباره به تصویب رسیده است.

کلیت ماجرا هم از این قرار است که فرزندان اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها در صورت کسب نمره‌ای برابر ۹۰ درصد نمره آخرین فرد قبول‌شده می‌توانند به دانشگاه محل تدریس پدر یا مادر خود انتقال پیدا کنند و اگر ۹۲.۵ درصد امتیاز آخرین فرد قبولی یک رشته را هم کسب کرده باشند، امکان تغییر رشته برای آن‌ها وجود خواهد داشت.

او می‌گوید:، اما مسئله فقط این نیست و ما می‌دانیم دانشگاه‌ها و هیئت امنای دانشگاهی برای رفاه حال خانواده اساتید هیئت علمی کار‌هایی می‌کنند که عملا اجحاف در حق دانشجویان دیگر است. در حالی که اساتیدی که هیئت علمی هستند، حقوق خوبی دارند و عموما زندگی‌شان در سطح مناسبی است و نیازی به این بذل و بخشش‌ها ندارند. شما تصور کنید یک دانشجو در نقطه صفر مرزی ایران که کشاورز‌زاده است و می‌تواند در بهترین دانشگاه‌ها قبول شود، نیازمند توجه بیشتری است یا فرزند یک استاد هیئت علمی که به صورت طبیعی از بهترین امکانات در زندگی روزمره خود بهره‌مند است!

البته ماجرای سهمیه استادزاده‌ها به این اعتراضات ختم نمی‌شود و حداقل دو مرتبه شکایت رسمی درباره این اتفاق در دیوان عدالت اداری مطرح شده است. اما مصوبات هم تنها به مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی ختم نمی‌شود. مثلا مطابق مصوبه‌ای در دانشگاه شریف که در سال ۸۶ تصویب شده، اگر فرزندان اعضای هیئت علمی در پردیس‌ها یا دوره شبانه قبول شوند، حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد تخفیف خواهند داشت.

هیئت‌امنای دانشگاه تهران یک بار در سال ۸۵ مصوبه‌ای برای تخفیف شهریه به فرزندان و همسران اعضای هیئت علمی داشت که سال ۹۱ دیوان عدالت اداری آن را باطل کرد، اما مطابق خبر‌های منتشرشده، دانشگاه تهران بار دیگر چنین قانونی را تصویب کرد و به مرحله اجرائی درآورد که بار دیگر دیوان آن را باطل اعلام کرده است.

یکی از اساتید دانشگاه شهید بهشتی که ترجیح می‌دهد نامش در گزارش آورده نشود، در این باره می‌گوید: اینکه گفته می‌شود ما به راحتی دانشگاه یا حتی رشته فرزندان خود را تغییر می‌دهیم صحبتی ناعادلانه به نظر می‌رسد. فرزندان ما باید ۸۵ تا ۹۰ درصد آخرین امتیاز رشته تحصیلی خود را کسب کنند تا به تغییر دانشگاه اقدام کنند. فرزند خود من دانشگاه الزهرا رشته حقوق قبول شده بود و ما توانستیم، چون او ۹۰ درصد از امتیاز آخرین نفر قبول‌شده در دانشگاه علامه طباطبایی را کسب کرده بود او را به دانشگاه علامه منتقل کنیم. وی افزود: برای اساتیدی که هیچ کمک خاصی از دولت و دیگر نهاد‌ها دریافت نمی‌کنند و تمام عمر خود را صرف تدریس کرده و حتی از دیدن فرزندان خود محروم بوده‌اند، اینکه تنها کمکی برای جابه‌جایی فرزندان خود داشته باشند، به معنای سهمیه نیست.

در سال‌های گذشته دیوان عدالت اداری بر اساس شکایت سازمان بازرسی کل کشور بخش‌نامه ارائه تسهیلات و امتیاز به فرزندان اعضای هیئت علمی شرکت‌کننده در کنکور را ملغا اعلام کرد، ولی بلافاصله هیئت دولت امتیاز انتقال و تغییر رشته در کنکور‌های سراسری برای فرزندان اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها را به تصویب رساند؛ هرچند این بخش‌نامه تاکنون چندین بار ملغا اعلام شد و بعد از آن توسط دیوان عدالت اداری نیز ملغا اعلام شد و سپس توسط وزیر علوم در هیئت دولت مطرح و تصویب شد. /روزنامه شرق

این خبر از آقازاده‌ها تا استادزاده‌ها اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

احضار دو مجری تلویزیون بخاطر سوال از آملی لاریجانی +فیلم



این خبر احضار دو مجری تلویزیون بخاطر سوال از آملی لاریجانی +فیلم اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

عکسی قدیمی از علی لاریجانی و محسن رضایی با تیپ‌های متفاوت

این خبر عکسی قدیمی از علی لاریجانی و محسن رضایی با تیپ‌های متفاوت اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

ماجرای احضار دو مجری تلویزیون بخاطر سوال از آملی لاریجانی+فیلم

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، دو مجری برنامه پایش پس از سال‌ها می‌گویند آملی لاریجانی رئیس اسبق قوه قضائیه بابت انتقادهای آن‌ها از وی اعلام جرم کرده بود که این قضیه با پادرمیانی رئیس سازمان صداوسیما حل شد.



 

این خبر ماجرای احضار دو مجری تلویزیون بخاطر سوال از آملی لاریجانی+فیلم اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

آمار‌های تکان‌دهنده سقط جنین در ایران

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، آمار‌ها نشان می‌دهد روزانه بیش از ۱۰۰۰ جنین در ایران بیش از آنکه امکان تولد پیدا کنند، به حیاتشان خاتمه داده می‌شود. آماری که از کشته‌شدگان تصادفات جاده‌ای خیلی بیشتر است.

از اولین لحظه‌ای که یک زن، موجود زنده‌ای را در وجودش حس می‌کند، یک احساس تعلق در قلبش شکل‌گیرد که منجر به پیوند مادرانه عمیق نسبت به جنین نادیده می‌شود. اما آمار‌های تکان‌دهنده سقط جنین نشان می‌دهد، بسیاری از مادران ناچار می‌شوند به شکل‌های مختلف قید این پیوند را بزنند و هزاران جنین بیش از آنکه امکان تولد پیدا کنند، به حیاتشان خاتمه داده می‌شود. این آمار‌ها به چه میزان است؟ چه میزان از سقط‌جنین‌ها قانونی است؟ علت آمار گسترده سقط غیرقانونی چیست و کدام نهاد‌ها در این موضوع دخیلند؟

سقط جنین یک موضوع پیچیده است

«سقط» یعنی توقف باروری در هر مرحله از رشد جنین. این موضوع بسیار مهمی است، چون بحث در مورد حذف یک موجود زنده است. به خاطر همینکه بحث یک موجود زنده مطرح است، مسائل اخلاقی، انسانی، قانونی و بسته به دین افراد، پای مسائل شرعی هم به میان می‌آید. تمام این‌ها موضوع سقط را به یک موضوع پیچیده تبدیل می‌کند که وجه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی را به خود می‌گیرد و مباحث زیستی، حقوقی و فقهی در آن دخیل است.

در موضوع سقط، در یک سو جنبه‌های اخلاقی، انسانی، اجتماعی و شرعی قرار دارد و از سوی دیگر جنبه‌های فردی مربوط به زنی است که این جنین را باردار است؛ به همین خاطر یک تعارض پیش می‌آید و در مقابل این تصمیم فردی، به شکلی طبیعی موانع قانونی و شرعی وجود خواهد داشت. همین مسأله باعث می‌شود که درصد بالایی از این سقط به صورت غیرقانونی و مخفیانه انجام گیرد. به همین خاطر خیلی‌ها علاقه‌ای ندارند در مورد ابعاد این ماجرا صحبت کنند و از آن سر در بیاورند.

عجیب‌ترین دلیل، سقط برای تعیین جنسیت است

سازمان بهداشت جهانی در یک بررسی دلایلی که افراد به سقط روی می‌آورند را برشمرده است. حفظ جان مادر، سلامتی مادر و جنین، سلامت روحی مادر، تجاوزات جنسی و دلایل اقتصادی-اجتماعی ازجمله علت‌هایی است که افراد تصمیم به سقط جنین می‌گیرند. در میان این دلایل یکی از عجیب‌ترین موارد، مربوط به موقعی است که جنسیت جنین آن چیزی نیست که مطلوب پدر و مادر باشد! یعنی اگر در زمان جاهلیت، امکان تعیین جنسیت دختر قبل از تولد او وجود نداشت و بعد از دنیا آمدن زنده به‌گور می‌شد، الان شاهد وضعیتی هستیم که برخی از والدین بعد از معلوم شدن جنسیت جنین، اقدام به سقط آن می‌کنند.

یک دسته از سقط‌ها هم به خاطر حاملگی ناخواسته است. یعنی زن و شوهر، بچه نمی‌خواستند و به همین خاطر بعد از بارداری، جنین را سقط می‌کنند. سقط با هدف تنظیم خانواده، چیزی است که به هیچ‌وجه بشر و کشور‌ها آن را نپذیرفته‌اند و نمی‌پذیرند. کنفرانس بین‌المللی جمعیت که در سال ۱۹۹۴ در قاهره تشکیل شد این نوع سقط را ممنوع اعلام کرد. این مسأله مهمی است که به هیچ‌وجه سقط جنین نباید مبنای تنظیم خانواده قرار گیرد. از آن طرف هم ما نباید شرایطی را فراهم کنیم که افراد برای تنظیم خانواده به سراغ سقط جنین بروند.

تبعات و عوارض سقط غیرقابل جبران است

سقط جنین غیرقانونی تبعات بسیار سنگینی دارد؛ خطر مرگ مادر، شوک عفونی، پارگی رحم، آسیب به احشاء، ناباروری و خونریزی از جمله مهم‌ترین عوارض آن در بُعد جسمی است. بسیاری از زنانی که برای درمان ناباروری به ما مراجعه می‌کنند، کسانی هستند که بواسطه اقدام به سقط دچار این مشکل شده‌اند. در بُعد روانی، احساس گناه و افسردگی شدید مواردی است که سلامت روحی مادر را تهدید می‌کند.

با توجه به اینکه سقط‌های غیرقانونی طبیعتا مخفیانه انجام می‌گیرد، ما آمار دقیقی از تعداد سقط‌هایی که در جامعه انجام می‌شود نداریم و بر اساس شواهد و قرائن و بررسی، این آمار را تخمین می‌زنند. (آمار) منظور بررسی میدانی و توجه به فاکتور‌های مختلفی است که در مراجعات زنان به مراکز درمانی ثبت می‌شود.

در موضوع مهم افزایش جمعیت باید منطقی پیش برویم

یکی از اصلی‌ترین مسائلی که در زمینه سقط جنین غیرقانونی وجود دارد، میزان دسترسی افراد به روش‌های تنظیم خانواده است. در فراز و نشیب‌هایی که بحث تنظیم خانواده در کشور ما داشته است، در سال ۱۳۹۳ رشد جمعیت به شکل نگران‌کننده‌ای کاهش پیدا کرده و به کمتر از نرخ جایگزینی رسیده است؛ یعنی جامعه به سمت پیرشدن می‌رود. این یعنی سیاست‌های تنظیم خانواده نیاز به تجدیدنظر جدی داشته است، اما این سیاست کلان که منطقی و به جاست در شیوه اجرا باید شکلی منطقی و معقول داشته باشد تا عوارض دیگری را در سطح اجتماع ایجاد نکند.

قانون فعلی سقط جنین چگونه است؟

قانون سقط درمانی در سال ۱۳۸۴ تصویب شد. طبق این قانون سقط درمانی جنین با رضایت زن، با تشخیص سه پزشک و تأیید پزشکی قانونی، قبل از چهارماهگی (۱۹ هفتگی) قابل انجام است. به مواردی که بر اساس این قانون، اجازه سقط جنین قانونی داده می‌شود، اندیکاسیون می‌گویند. اندیکاسیون‌هایی که در زمان تصویب این قانون مبنا قرار گرفت عبارت بودند از بیماری مادر که تهدید جانی برای او محسوب می‌شود، بیماری جنین و عقب‌ماندگی و ناقص‌الخلقه بودن جنین. دستگاه‌ها، امکانات، بررسی‌های کلینیکی، آزمایش‌های بیوشیمیایی و ژنتیکی امکان تشخیص عقب‌ماندگی جنین را به‌طور کامل فراهم می‌کند و در حال حاضر بیش از ۵۰ مورد وجود دارد که در صورت ابتلای جنین به یکی از این موارد، می‌توان تحت‌عنوان جنین ناقص‌الخلقه سقط شود.

قانون سقط جنین، آیین‌نامه اجرایی ندارد

هر قانون یک آیین‌نامه اجرایی دارد که چارچوب اجرای آن را مشخص می‌کند و توسط دولت به دستگاه‌های اجرایی ابلاغ می‌شود. یک اشکال اساسی این قانون این بود که پیش‌بینی نشد که آیین‌نامه اجرایی برای این قانون تهیه شود و در نتیجه مرجع اجرای قانون به صراحت مشخص نشده است. طبق این قانون دو مرجع برای تأیید سقط جنین مشخص شده است؛ تشخیص سه پزشک و تأیید پزشکی قانونی. یعنی تشخیص لزوم سقط با وزارت بهداشت و تأیید آن با پزشکی قانونی است. اما وزارت بهداشت با وجود تلاش‌های مکرر ما تا کنون زیربار قبول مسئولیت اجرایی نرفته است. پزشکی قانونی این مسئولیت را برعهده گرفت و قانون را برای اجرا به سازمان‌های پزشکی قانونی ابلاغ کرد. این شانه خالی کردنِ وزارت بهداشت، باعث بروز چندین مشکل می‌شود؛ از جمله اینکه پزشکی قانونی با چه تمهیداتی عدم سلامتی جنین یا خطرجانی برای مادر را تشخیص می‌دهد؟ دوم اینکه تشخیص سلامتی جنین در بین هفته سیزدهم تا شانزدهم است؛ یعنی از زمانی که امکان تشخیص وجود دارد، تا زمانی که امکان قانونی سقط وجود دارد (یعنی ۱۹ هفتگی) تنها سه هفته زمان وجود دارد.

حالا شما مادری را در نظر بگیرید که در یک نقطه از این کشور با امکانات مختلف پزشکی، می‌خواهد همچین فرایندی را با گرفتن تأیید از سه پزشک متخصص در این حوزه طی کند تا در صورت وجود مشکل جدی، نسبت به گرفتن مجوز سقط از پزشکی قانونی اقدام کند و طبیعتا نسبت به جزییات قانون و فرایندی که ضروری است، اطلاع کافی ندارد. تا بخواهد به تشخیص نهایی برسد، این سه هفته زمان به پایان رسیده و دیگر امکان دریافت مجوز سقط ندارد. در چنین شرایطی اگر واقعا جنینش مشکلی جدی داشته باشد، طبیعتا ناچار می‌شود به سقط غیرقانونی روی بیاورد. یعنی سازمانی برای اجرای منطقی و معقول قانون مصوب وجود ندارد، چون وزارت بهداشت زیر بار قبول مسئولیت خود در این موضوع نرفته است.

البته وزارت بهداشت آزمایش‌هایی مانند غربالگری، یا آزمایش خون برای جلوگیری از تالاسمی را برای مادران قرار داده است که فرایند تشخیص عقب‌ماندگی یا مشکلات دیگر جنین را آسان‌تر نموده و این می‌تواند به رفع این مشکل کمک کند. اما هنوز خلأ‌های بزرگی وجود دارد که نیازمند رسیدگی و توجه جدی وزارت بهداشت و سایر دستگاه‌های مرتبط با این موضوع است.

آمار‌های سقط جنین، وحشتناک است

سال ۸۴ قانون این قانون سقط‌درمانی تصویب شد؛ در سال ۸۵ پزشکی قانونی اعلام می‌کند، حدود سه هزار مورد در کل کشور از این سازمان مجوز سقط دریافت کرده‌اند. سال ۹۴ این آمار را حدود «ده هزار مورد» اعلام می‌کند. اما آمار تمام سقط‌ها یعنی سقط‌های قانونی و غیرقانونی بسیار فراتر است و هر سال نیز در حال افزایش است. ابتدا نگاهی به سیر تغییرات این آمار در دو دهه اخیر بندازیم؛ سال ۷۴ وزارت بهداشت اعلام می‌کند ۸۰ هزار سقط جنین در سال داریم. یعنی حدود ۲۲۰ جنین در روز. در این فاصله زمانی آمار دیگری نداریم تا سال ۹۲، که وزارت بهداشت آمار سقط جنین را ۲۵۰ هزار جنین در سال اعلام می‌کند. یعنی هر روز حدود ۷۰۰ موجود زنده، کشته می‌شوند.

اما در جدیدترین آمار در سال ۹۶، دکتر محمدباقر لاریجانی معاون آموزشی وزیر بهداشت اعلام می‌شود که سالانه «بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار» سقط جنین غیرقانونی در کشور گزارش می‌شود یعنی طبق آمار رسمی وزارت بهداشت، هر روز هزار جنین در کشور کشته می‌شود و تنها حدود ده مورد قانونی است! من البته من آمار موثقی در مورد حدود ۷۰۰ هزار سقط در سال را هم دیده‌ام که در رسانه‌ها هم اعلام کردم و حتما تا کنون این میزان بیشتر هم شده است. تازه این اعداد، آمار دقیق نیستند و همانگونه که گفتم، برداشت از قرائن و شواهد است. آمار دقیق قطعا خیلی بیشتر از این اعداد است. این در حالی است که ما قانون داریم و می‌توان با اجرای درست آن، هم آمار کلی سقط را کاهش داد و هم از این تعداد سقط غیرقانونی با عوارض و تبعات شدید، جلوگیری کرد.

خلأ‌هایی که باعث این میزان آمار سقط غیرقانونی می‌شود باید شناسایی و برطرف شود از جمله اینکه در خود قانون نقائصی وجود دارد، برای اجرای درست و منطقی همین قانون، ابزار اجرایی قوی نداریم و برای تشخیص مواردی که خارج از چارچوب قانون اتفاق می‌افتد و تأیید می‌کنیم نرخ آن بسیار زیاد است نیز ابزار و تدابیری برنامه‌ریزی نکرده‌ایم.

ما به زبان می‌گوییم «هزار جنین در روز کشته می‌شود»! گاهی در شبکه‌های اجتماعی یا رسانه‌ها تصویر یک جنین سقط شده در زباله‌ها منتشر می‌شود، چه واکنش‌هایی اتفاق می‌افتد و چقدر این تصویر یک تصویر تلخ و تکان‌دهنده است. حالا این اتفاق را ضرب در هزار کنید! ابعاد این فاجعه بسیار عمیق و گسترده است. چرا مجلس اجرای درست قانونی که تصویب نموده را پیگیری نکرد و نمی‌کند؟ چرا مجلس در جریان آمار‌ها قرار نمی‌گیرد تا خلأ قانونی و اجرایی را پیگیری کند؟ چرا وزارت بهداشت به وظیفه خود در این زمینه عمل نکرد و نمی‌کند؟

بازار قاچاق داروی سقط جنین داغ است

نکته مهم دیگر اینکه بازار قاچاق دارو‌های سقط جنین تاجایی گرم شده که هم اکنون بازار ناصرخسرو تبدیل به جولانگاه این دارو‌ها شده است، محلی که نسخه‌های برخی همکاران را برای سقط از طریق دارو به این بازار می‌کشد. سال ۸۴ ما فیلمی را ساختیم برای اینکه در ناصرخسرو چگونه افراد به امکانات و دارو‌های سقط دسترسی پیدا می‌کنند. فضای آنجا خیلی عجیب است. شما در ناصرخسرو می‌بینید که یک فرد معمولی دارد به یک خانم باردار راهنمایی می‌دهد که چطور بچه‌اش را سقط کند. تا این حد وضعیت نابسامان است. بخشی از ماجرا هم درآمد ناشی از عمل سقط است که طبیعتا منافعی را برای عده‌ای به همراه می‌آورد. /فارس

این خبر آمار‌های تکان‌دهنده سقط جنین در ایران اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.