۲۱ کشته و ۱۵مصدوم در تصادف اتوبوس تهران – کرمان با تانکر حمل سوخت

سرپرست اورژانس کشور از وقوع تصادف وحشتناک اتوبوس مسافر بری با تانکر حمل سوخت خبر داد و گفت هنوز آمار دقیقی از تلفات این حادثه اطلاعی در دست نیست .

به گزارش خبرگزاری ها، پیر حسین کولیوند درباره جزییات این حادثه وحشتناک گفت ساعت ۲۳:۱۴دقیقه دوشنبه شب وقوع حادثه تصادف در جاده کاشان ۲۵کیلومتری نطنز به سامانه ۱۱۵اعلام شد و بلافاصله ۴ دستگاه آمبولانس و یک دستگاه اتوبوس آمبولانس به محل حادثه اعزام شد .

باشگاه خبرنگاران و انتخاب نیز درمورد تعداد کشته شدگان و مصدومان حادثه نوشتند: سازمان امداد و‌ نجات هلال احمر اعلام کرده است در حادثه تصادف اتوبوس تهران-کرمان با تانکر سوخت در محدوده بادرود در محور کاشان – نطنز قبل از ورودی ابیانه ۴۷ نفر حادثه دیده گزارش شده است. در این حادثه ۲۱ نفر فوت کرده اند. ۲۶ نفر هم مصدوم شده‌اند.

انتقاد جمهوری اسلامی از سبک عزاداری صداوسیما: حس حس یا سین سین

متاسفانه در دهه‌های اخیر از طریق همراهی عجیب با مداحان بی‌سواد و پخش مطالب بی‌محتوا و سطحی به جای ترویج فرهنگ عاشورا به ترویج‌کننده سطحی‌نگری و بی‌محتوایی تبدیل شده و تاسف بارتر این که به جای این که رسانه ملی باشد دربست در اختیار تفکری خاص و افرادی خاص قرار گرفته است.

به گزارش ایسنا، روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:‌ «ایام عزاداری اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام و یاران باوفایش را پشت‌ سر می‌گذاریم؛ ایامی که فرهنگ‌ساز است و نقش تربیتی و آگاهی‌بخشی آن بر هیچ‌کس پوشیده نیست. طبعاً در انتقال ارزش‌ها و معارف این نهضت عظیم و حماسه جاودانه، رسانه‌ها نقش ویژه‌ای دارند؛ بخصوص صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که باید به عنوان رسانه ملی ارائه‌دهنده فرهنگ و الگوی صحیح و انتقال آن به جامعه باشد؛ چرا که صدا و سیما عضو اصلی و تاثیرگذار همه خانواده‌ها در جامعه محسوب می‌شود و قطعاً می‌تواند برای حوزه معارف اسلامی و مناسبت‌های مذهبی بخصوص فرهنگ عزاداری‌ها در ایام محرم نقشی تاثیرگذار و مهم داشته باشد و از این فرصت طلایی استفاده بهینه نماید.

این که فعالیت‌های صداوسیما چقدر با آرمان‌ها فاصله دارد، موضوعی نیست که در یک مجال کوتاه به تمام ابعاد آن پرداخته شود اما در حوزه انتقال فرهنگ حسینی و عاشورا، عملکرد رسانه‌ ملی من‌حیث‌المجموع دارای اشکالاتی است که تلاش می‌شود به گزیده‌ای از آنها اشاره شود، اشکالاتی که متاسفانه این روزها صدای علما و روحانیون و دلسوزان فرهنگ اسلامی را هم درآورده است. این که امام خمینی رضوان‌الله تعالی علیه، صدا و سیما را دانشگاه معرفی کردند یک تفاوت نبود زیرا رسانه ملی مرکز هدایت و هویت فکری جامعه محسوب می‌شود و این دانشگاه بزرگ باید همچون قله‌ای عظیم و سرچشمه‌ای همیشه جوشان، زلال معارض الهی، انسانی، اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را در زندگی مردم ساری و جاری نماید و کسانی که در این دانشگاه تاثیرگذار، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی می‌کنند علاوه بر آن که جایگاه مهم خود را می‌شناسند و بدانند که مهم‌ترین بعد رسانه ملی تبلیغ و تبیین اهداف انقلاب اسلامی بر پایه تعالیم اصیل و صحیح سفارش شده از سوی بزرگان دین است.

آن چه این روزها و البته در طول چند دهه گذشته در حوزه تبلیغ فرهنگ حسینی و نهضت عاشورا دیده‌ایم، نشان‌دهنده آن است که متاسفانه سیاستگزاران رسانه ملی به تکلیف خود در این حوزه بخوبی آگاه نیستند و این مدعا را از میان برنامه‌هایی که در حوزه تبیین فرهنگ عاشورا از صدا و سیما پخش می‌شود می‌توان براحتی دریافت و همچنین می‌توان پی برد که سفارش‌های مکرری که امام خمینی درباره برنامه‌های مذهبی، برگزاری عزاداری سنتی و فلسفه و انگیزه معرفی صحیح معارف دینی و حماسه حسینی داشتند، چقدر مهم بوده و هستند.

یکی از سفارش‌ها و توصیه‌های اکید امام خمینی این بود که «لازم است در نوحه‌ها و اشعار مرثیه و مدح ائمه معصومین علیهم‌السلام علاوه بر رعایت حرمت و شان اولیای الهی، به طور کوبنده فجایع و ستمگری‌های ستمکاران هر عصر یادآوری شوند و یزید و یزیدیان زمان در مراسم مذهبی و عزاداری معرفی گردند و ملت با آگاهی و شناخت کافی از آنان به مقابله و استقامت و مبارزه با آنان بپردازند. امروز که یزیدیان زمان در قالب سیاستگذاران دولت‌های استعمارگر و مستبد مانند آمریکا، دولت صهیونیستی، رژیم آل‌ سعود و دیگر همپالگی‌های آنان در اقصی نقاط جهان به ستمگری و قتل و تجاوز مشغولند، رسانه ملی ما تا چه حد توانسته است در برنامه‌های مذهبی و عزاداری خود این مفهوم را معرفی و تبیین نماید؟ آیا این مهم می‌تواند در قالب مداحی‌هایی که با هزار بار تکرار کردن «سین‌سین»، «حوس‌حوس» به جای خواندن نوحه‌ها و مرثیه‌هایی با مضمون عالی و هدایتگر پخش می‌گردد، محقق شود؟

تاسف‌ بار است که برنامه‌های مذهبی و مداحی تلویزیون در حد سایز برنامه‌های سرگرم‌کننده سقوط کرده و بدون آن که کمترین معرفتی نسبت به فلسفه قیام امام حسین علیه‌السلام و مبارزات سایر ائمه علیهم‌السلام بدهند، بهترین فرصت‌های محرم و صفر و ایام فاطمیه و رمضان و شعبان را از دست می‌دهند و تاسف‌بارتر این که برنامه‌هایی به عنوان برنامه مذهبی و عزاداری تهیه و پخش می‌شوند که خود آنها ابزاری برای فاصله گرفتن جوانان از دین، اخلاق و آداب اسلامی تبدیل می‌شوند.

این که در برنامه‌های عزاداری به نوآوری اهمیت بدهیم، البته نکته مثبتی است، اما باید توجه داشت که برای تهیه برنامه‌های نوآورانه باید مایه اصلی آن را هم صحیح انتخاب کرد تا خدای ناکرده انتخاب غلط خود به فاجعه‌ای در فرهنگ عزاداری تبدیل نشود. هنوز فراموش نکرده‌ایم که آدم‌های تکراری که توسط صدا و سیما به عنوان مداح مطرح و مشهور شدند به مداحانی «جدیدالاختراع» تبدیل گردیدند که برخی از آنها به جرم ارتکاب بدترین تخلفات قانونی و اخلاقی و شرعی بازداشت شدند و ضربه‌های جبران‌ناپذیری به اعتقادات اسلامی و انقلابی و فرهنگ دینی مردم وارد کردند. سوالی که همواره در این زمینه افکار عمومی را به خود مشغول کرده این است که چرا دست‌اندرکاران رسانه ملی در بخش نوآوری مداحی، اصرار دارند مرتب به دنبال افرادی تکراری با نوحه‌خوانی‌ها و سینه‌زنی‌های سبک و با محتوای سطحی و بیگانه از روح حماسه حسینی بروند، در حالی که می‌توانند با پخش سینه‌زنی‌ها و نوحه‌هایی با مضامین عالی و آمیخته‌ای از عزاداری نوآورانه با تکیه بر سبک‌های سنتی بروند که خوشبختانه در چند سال اخیر نمونه‌های فراوانی از آنها در شهرهای مختلف کشور مشاهده می‌شود. نمونه‌هایی که در آنها ظلم‌ستیزی، آزادگی و مقاومت در برابر نارواها به عنوان شاخصه‌های اصلی حماسه حسینی مطرح می‌شود و همزمان با افزودن بر جاذبه عزاداری تلویزیون، واقعیت قیام عاشورا و هدف امام حسین و شهدای کربلا را یادآور می‌شوند. از آنان گذشته، مداحان چنین مراسمی عموماً مشهور و معروف نیستند و مانند برخی مداحان تکراری مورد علاقه دست‌اندرکاران رسانه ملی نیستند که به هر چیزی شباهت دارند غیر از مداح اهل‌بیت و صرفاً نفوذ هستند و به هیچ‌ چیز هم رحم نمی‌کنند. تفرقه‌ می‌اندازند، تحریک می‌کنند، برای مسئولین تعیین تکلیف می‌کنند، ناسزاگویی و بداخلاقی می‌کنند و اخیراً در جایگاه صدور فتوا نیز نشسته‌اند و خود را پایبند به فتاوای مراجع معظم تقلید نیز نمی‌دانند.

در گذشته‌های نه‌چندان دور، نوحه‌خوانی و مرثیه‌خوانی توسط مداحانی با سواد، با تقوا و متدین که به کار ارزشمند و تاثیرگذار خود واقف بودند انجام می‌شد و به همین جهت نوحه‌ها و مرثیه‌ها از محتوایی عمیق و با مضمون برخوردار بودند. هر چند در زمان ما نیز هنوز افرادی هستند که سنت مداحی را با همان ویژگی‌ها حفظ کرده‌اند و با خواندن نوحه‌ها و مرثیه‌های پر مغز که حاوی معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام است، به همان راه پرافتخار ادامه می‌دهند. اما متاسفانه این نسب در شرایط فعلی با بی‌توجهی رسانه ملی و اهمیت ندادن به نسل و سبک آنها روبروست و به همین دلیل منزوی هستند و یا با میدان‌داری مداحان تکراری و مورد علاقه رسانه ملی کلاً به فراموشی سپرده می‌شوند و به جای آنها به مداحانی با حاشیه‌های فراوان که خیل عظیمی از مردم را نسبت به صنف مداح و حتی مجالس عزاداری بدبین و یا بی‌تفاوت کرده‌اند میدان داده می‌شود.

قطعاً در ایجاد این بدبینی و بی‌تفاوتی مردم نسبت به مسائل دینی و معارف اسلامی رسانه ملی نقش دارد. متاسفانه این نقش تنها در میدان دادن به مداحان کم‌سواد و کم‌اطلاع و حاشیه‌دار خلاصه نمی‌شود، بلکه در برنامه‌های سخنرانی مذهبی و افرادی که قرار است در حوزه دین و اعتقادات صحبت داشته باشند نیز این ضعف بزرگ دیده می‌شود و این نقیصه زمانی که انسان محتوا و سبک و سیاق مراسم قدیمی را به یاد می‌آورد، دردآوری بیشتری دارد.

این شعر پرمحتوا را که گفته است:

تو سر دادی که سر در پیش نامردان فرو ناید

تو جان دادی که جان هر دو عالم را کنی احیاء

جوان دادی که تا انسان جوانمردی بیاموزد

تو هستی داده‌ای تا هستی از تو گشت پابرجا

اسیری عیالت را چنین تفسیر عقل آمد

که‌ای انسان ز پای خویش بند بردگی بگشا

بود نام گرامت ورد ما اما بسی افسوس

که افکار تو را وارونه شد تفسیر سر تا پا

مقایسه کنید با این مطلب سخیف که به عنوان شعر و مرثیه در برخی مداحی‌ها خوانده شده، آنجا که می‌گوید:

«قربون چشمای شهلات و ابروی پیوسته‌ات»

یا اینکه می‌گوید:

چشات مه و ملیحه

آخر از عشق خودت کار می‌دی دستم

عاشق و دیوونتم

از خوانندگان گرامی روزنامه به‌ خاطر آوردن این چند خط عذرخواهی می‌شود؛ چرا که بدون نوشتن این خزعبلات نمی‌شود عمق فاجعه‌ای را که افرادی به عنوان مداح برای فرهنگ و نهضت حسینی آفریده اند، نشان داد. ذکر این نکته نیز لازم است که آوردن چند بیت مضحک در اینجا به معنی پخش آن از صداوسیما نیست، بلکه یادآوری بها دادن به مداحان تکراری و شعرهای سبک آنان و ضرورت فاصله‌ گرفتن رادیو و تلویزیون از این قبیل افراد و پرهیز از غرق شدن در پخش مرتب برنامه چند نفر انگشت شمار است.

حال شاید بهتر بتوان منظور امام‌ خمینی را درک کرد که می‌فرمودند: «… ما می‌توانیم به وسیله دستگاه‌هایی که داریم، به وسیله همین صداوسیما، به وسیله مطبوعات، به وسیله گروه‌هایی که خارج می‌روند، اسلام را آن طوری که هست معرفی کنیم. اگر آن طوری که هست و آنطوری که خدای تبارک و تعالی فرموده، آنطوری که در روایات و در قرآن ما هست، آنطور به مردم ارائه بدهیم، و به دنیا ارائه بدهیم همین خودش از هزارها توپ و تانک بیشتر می‌تواند موثر باشد…» نقش رسانه ملی و گرایش دست‌اندرکاران آن مجموعه را در ترویج مداحی‌های سطحی و پخش بعضی سخنرانی‌های بی‌محتوا و حتی گاهی با محتوای خلاف را در به‌وجودآمدن وضعیت نامطلوب در عزاداری‌ها نمی‌توان نادیده گرفت. صداوسیما در حوزه معارف دینی هر چقدر که در سال‌های اول انقلاب با پخش سخنرانی‌های پرمحتوا و مداحی‌های اصیل و سنتی و پرمغز در ترویج نهضت حسینی و فرهنگ عاشورا نقشی پررنگ داشت، متاسفانه در دهه‌های اخیر از طریق همراهی عجیب با مداحان بی‌سواد و پخش مطالب بی‌محتوا و سطحی به جای ترویج فرهنگ عاشورا به ترویج‌کننده سطحی‌نگری و بی‌محتوایی تبدیل شده و تاسف بارتر این که به جای این که رسانه ملی باشد دربست در اختیار تفکری خاص و افرادی خاص قرار گرفته است.

این رویکرد، اعتبار رسانه ملی را کاهش می‌دهد و به نفع هیچکس نیست. رسانه ملی باید در چشم همه معتبر باشد و آحاد مردم تمام برنامه‌های آن را قابل اعتنا و اعتماد بدانند و به رسانه‌ای تبدیل شود که انتظار می‌رود در شان نظام جمهوری اسلامی باشد و معارف دینی و تعالیم ارزشی و اسلامی را به‌گونه‌ای ترویج نماید که موجب عظمت یافتن ارزش‌ها و معارف گردد نه‌ موجب تحقیر و سرشکستگی آن. رسانه ملی می‌تواند با پخش نوحه خوانی‌های مداحان متدین که فراوانند، معارف اهل‌بیت علیهم السلام را رواج دهد. این روش می‌تواند اعتبار جامعه مداحان را تحکیم کند و راه را برای پالایش جامعه از روش‌های نادرستی که بعضی مداحان ترویج می‌کنند هموار سازد. با رعایت این معیار است که رسانه ملی می‌تواند در بخش مذهبی در قامت یک دانشگاه عمومی جلوه کند.

آدم‌ربایی برای دستیابی به رمزهای صرافی

رئیس پلیس آگاهی البرز از دستگیری اعضای باند گروگانگیری که یک خانم را به گروگان گرفته بودند، خبرداد.

به گزارش ایسنا، سرهنگ جواد صفایی گفت: در تماس تلفنی یکی از شهروندان با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ مبنی اینکه چند نفر با یک دستگاه خودروی پراید اقدام به ربودن یک خانم کرده‌اند، پیگیری موضوع به صورت ویژه در دستور کار پلیس آگاهی این استان قرار گرفت.

وی خاطرنشان کرد: فرد گروگان گرفته شده در اظهارات خود اذعان داشت که ساعت هفت شب با مترو به ایستگاه کرج رسیده و هنگامی که قصد سوار شدن به خودروی خود که در کوچه‌ای پارک کرده بود را داشته که ناگهان چند جوان به زور او را به صندلی عقب خودرو کشیده و با خودرو متواری شده‌اند.

وی ادامه داد: شهروندان و خودروهای عبوری با مشاهده این صحنه اقدام به تماس با مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ کرده و منجر به دستگیری آدم‌ربایان می‌شود.

سرهنگ صفایی افزود: با بررسی بیشتر مشخص شد که این خانم گروگان گرفته شده در یک صرافی در تهران مشغول به کار بوده که گروگانگیران با انگیزه دستیابی به رمز ورود به سیستم رایانه صرافی قصد برداشت غیرمجاز به مبلغ یک میلیارد تومان از حساب آن را داشته‌اند.

رئیس پلیس آگاهی استان البرز گفت: در این زمینه سه نفر دستگیر و پس از اعتراف به جرم خود با قرار صادره از سوی باز پرس پرونده روانه زندان شدند.

جزئیات پیشنهاد یک مشاور به دختر جوان

این روز‌ها در هیاهوی شهرها، دام‌های مهیب و تاریکی با نام مشاوره خانوادگی و ازدواج برای دختران گسترده شده است. تعدد خواستگاران دختر را به شدت در انتخاب بهترین گزینه مستاصل کرده بود. پسران جوانی که کم و بیش از وضعیت مالی خوبی بهره‌مند بودند و مشاغل آبرومندی داشتند.
وقتی به نتیجه قطعی می‌رسید که به یکی از آن‌ها جواب قطعی بدهد، خواستگار جدید همه رشته‌های او را پنبه می‌کرد و دوباره تردد تمام ذهنش را فرا می‌گرفت. خواستگارانی که هم به شدت خواهان دختر بودند و به اندازه کافی برای به دست آوردن دل دختر سماجت داشتند.

رفت و آمد‌های زیاد و اصرار‌های فراوان دختر را به شدت سردرگم کرده بود. هر چند او عنصر عشق را برای تشکیل یک خانواده سالم و موفق بیشتر از هر چیزی لازم می‌دانست، اما خوب می‌دانست که تمکن مالی نیز تاثیر عمیقی در پایداری خانواده دارد.

خانواده در دادن مشاوره به دختر جوان کمک زیادی نمی‌کردند و باید گفت: پدر و مادر دختر در ارائه مشاوره چیزی به معلومات او نمی‌افزودند و همین موضوع تردید‌ها را در دل دختر بیشتر می‌کرد. او پیش از این زندگی خانواده‌هایی از نزدیکان خود را دیده بود که با چه شور و حرارتی از عشق آغاز شده بود و در نهایت در کمتر از دو سال به جدایی مصیبت باری رسیده بود؛ همینطور دیده بود که فقر و عدم تمکن مالی چنان بنیان خانوده‌ها را سست می‌کند و باعث بروز جر و بحث و اختلافات بین کسانی می‌شود که زندگی را با آرزو‌های فراوان و عشقی پر هیجان آغاز کرده بودند.

ماجرای تماس با مرکز مشاوره ازدواج و شنیدن پیشنهاد بی‌شرمانه
دختر جوان پس از ماه‌ها تلاش برای انتخاب بهترین گزینه برای همراهی در زندگی آینده، به توصیه یکی از دوستان با یکی از مراکز مشاوره با وکیل به صورت تلفنی تماس گرفت و مشکل خود را با یکی از متخصصان مشاوره در میان گذاشت. پاسخی که شنید عمق فاجعه بی سر و سامانی و عدم نظارت بر عملکرد این مراکز خودمختار را می‌رساند. دختر جوان با شنیدن این پاسخ در جای خود میخکوب شد و چیزی را که به او پیشنهاد شده بود باور نمی‌کرد.

وکیل و مشاور در شرم آورترین حالت ممکن به دختر جوان پیشنهاد کرد که برای فهم بیشتر جنس مخالف بهتر است با مراجعه به آن مرکز به مدت چند ماه به صیغه چند پسر درآید تا بتواند انتخاب دقیقی داشته باشد؟! کسی که به عنوان مشاور پشت خط بود، حتی پا را از این نیز فراتر گذاشت و به دختر جوان پیشنهاد داد که می‌تواند برای یکی دو سال به صیغه یکی از مردان آن مرکز در آید تا بتواند راحت‌تر و در فضایی صمیمی‌تر از او کمک بگیرد!

این اتفاق برای دختر دیگری هم افتاده بود؛ دختری که عاشق شده بود و می‌خواست بدون رضایت پدر ازدواج کند، وقتی با یکی از مراکز مشاوره و پاسخ تلفنی به سوالات حقوقی تماس گرفت و مشاور علت مخالفت پدر را پرسید. دختر گفت که اختلاف سنی من و معشوقم عامل مخالفت پدرم با ازدواج ما است، سپس مشاور گفت: پدیدار شدن این عشق به دلیل این است که تا به حال با پسران دیگری دوستی نداشته ای.

به جایی که آدرس می‌دهم بیا اینجا پسران جوان زیادی هستند که می‌توانی خودت یکی از آن‌ها را انتخاب کنی و همین جا صیغه شما را می‌خوانیم. به این ترتیب با پسران جوان نیز ارتباط می‌گیری و می‌توانی درست تصمیم بگیری.

خطری که زندگی مادران آینده را تهدید می‌کند
فعالیت این مراکز رعب آور در پوشش مراکز مشاوره تلفنی در واقع خیانت به اعتماد عمومی و کاسبی با آبرو و عصمت کسانی است که مادران آینده این سرزمین هستند؛ دخترانی که به خاطر سود جویی و شهوترانی برخی افراد حیوان صفت در چنین دام کثیفی گرفتار می‌شوند و برای همیشه فرصت یک زندگی عادی و مادر شدن را از دست می‌دهند.

فراموش نکنیم کسانی با این مراکز به اصطلاح مشاوره تماس می‌گیرند که به نوعی دچار استیصال در تصمیم گیری و عدم ثبات در تصمیم گیری هستند و در واقع سعی می‌کنند با کمک متخصصین علم مشاوره، بهترین گزینه و راه حل را انتخاب کنند و در بیشتر موارد به سخنان این گرگ صفتان جنایتکار اعتماد کرده و آینده خود را به حراج می‌گذارند.

وقتی با یکی از این مراکز تماس گرفتیم و سوالمان را مبنی بر اینکه چگونه می‌توانیم به مشاوره این مراکز اعتماد کنیم، شخص پاسخگو با ناراحتی گفت: سوالمان را مطرح کنیم. سوال ما این بود که مجوز پاسخ تلفنی را چه ارگانی صادر می‌کند و آیا نظارتی بر نحوه عملکرد این گونه مشاوره‌ها هست یا خیر؟ که متاسفانه به جای پاسخ دادن تلفن را قطع کرد.

اقدامات و پیشنهادات بی شرمانه در شکل مشاوره، چاهی عمیق بر سر راه دختران جوان است که با چاشنی سادگی و زودباوری آنان می‌تواند به راحتی نتیجه فاجعه بار داشته باشد. نتیجه‌ای که علاوه بر نابودی ثمره دسترنج و زحمت یک خانواده می‌تواند به راحتی سرنوشت یک دختر جوان را بازیجه عده ایی شهوتران و گرگ صفت کند و فرصت زندگی را برای همیشه از یک انسان سلب کند.
منبع: باشگاه خبرنگاران

تصادف کامیون با پراید در بزرگراه

یک دستگاه خودروی پراید بر اثر تصادف با کامیون متلاشی شد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا؛ ساعت ۰۸:۱۵ صبح امروز در پی تماس خودروهای عبوری با سامانه ۱۲۵ سازمان آتش‌نشانی مبنی بر تصادف دو دستگاه خودروی سبک و سنگین با یکدیگر، ستاد فرماندهی آتش‌نشانی تهران بی‌درنگ آتش‌نشانان ایستگاه ۱۲۹ را به محل حادثه در غرب به شرق بزرگراه آزادگان، بعد از اتوبان ساوه اعزام کرد.

محمد جهان‌پناه؛ فرمانده آتش‌نشانان اعزامی درباره جزئیات این حادثه اظهار کرد: یک دستگاه خودروی باری حین حرکت با سرعت زیاد با قسمت عقب یک دستگاه خودروی سواری پراید، که دو سرنشین مرد (۲۲ و ۳۵ ساله) داشت، برخورد کرده که هر دو سرنشین پیش از رسیدن آتش‌نشانان به محل توسط شهروندان از خودرو خارج شده بودند.

وی افزود: باتوجه مصدومیت سرنشینان خودروی پراید، آتش‌نشانان ضمن درخواست حضور عوامل اورژانس به محل، به ایمن‌سازی و قطع جریان برق خودرو و جلوگیری از نشت بنزین پرداختند و با استفاده از یک دستگاه جرثقیل، خودرو را به حاشیه امن بزرگراه انتقال دادند.

بنابر اعلام پایگاه خبری ۱۲۵؛ آتش‌نشانان پس از تحویل محل به عوامل راهور و تحویل مصدومان به تکنسینهای اورژانس، خاتمه کار را اعلام کرده و به ایستگاه بازگشتند.

سراج: شهردار تهران هم باید پست خود را ترک کند

قاضی ناصر سراج، رئیس سازمان بازرسی کل کشور گفت: بازنشستگان باید ظرف مدت ۶۰ روز از تاریخ ابلاغ این قانون، سمت و پست خدمت خود را ترک کنند و در غیر این صورت تصرف در اموال دولتی کردند و مجازات حبس دارند.

وی درباره شهردار تهران نیز گفت: استثنایی در قانون منع بکارگیری بازنشستگان داشتیم که این استثنائات موسع بود و قانون جدید آن را مضیق کرده و آن را به سه چهار مورد تقلیل داده مانند وزراء، معاونان وزراء و استانداران.

سراج افزود: براساس قانون قبلی هم طرازان اینها می توانستند پست بگیرند و بلامانع بود و شهردار تهران براساس مصوبه هیئت وزیران هم‌طراز وزراء و یا معاون رئیس جمهور بود، اما در این طرح اصلاحیه هم طراز حذف شد و شهرداری به عنوان موسسه عمومی غیر دولتی محسوب و به طور قطع شهردار هم مشمول این قانون می شود و پس از دو ماه باید محل خدمت خود را ترک کند.

منبع: خبرگزاری صداوسیما

جنایت به سبک رمان‌های پلیسی!

جوان معروف به «دم اسبی» که در پی آشنایی خیابانی با یک زن متاهل و با دسیسه شیطانی، شوهر آن زن را به طرز فجیعی به قتل رسانده و جسد او را نیز در حمام منزل مسکونی به آتش کشیده بود، زوایای پنهان این جنایت هولناک را فاش کرد.

نامت چیست و چند سال داری؟
«بهروز. ت» هستم و ۳۰ سال دارم.

سواد هم داری؟
تا کلاس دوم راهنمایی درس خوانده ام!

چرا ادامه ندادی؟
هیچ علاقه‌ای به درس و مدرسه نداشتم.

اهل کجایی؟
مشهدی هستم یعنی از همان دوران کودکی در شهرک قرقی (مهرگان) زندگی می‌کنم.

چند خواهر و برادر داری؟
برادر ندارم تنها یک خواهر دارم که حدود پنج سال از من کوچک‌تر است. او ازدواج کرده و یک فرزند هم دارد.

بعد از ترک تحصیل چه می‌کردی؟
شغل‌های متفاوتی را تجربه کردم از آهنگری که اتاق کمپرسی می‌ساختیم تا آشپزی وکار در ریخته گری و …

فقط در مشهد کار می‌کردی؟
نه! یک سال هم در یکی از رستوران‌های جزیره کیش کار کردم! ولی دلم برای خانواده ام تنگ شد و به مشهد بازگشتم!

پس باید پول زیادی پس انداز کرده باشی؟
نه! من همه درآمدم را خرج تفریح و خرید انواع پوشاک می‌کردم! می‌خواستم طوری زندگی کنم که بعد از ازدواج حسرت روز‌های مجردی را نخورم!

یعنی حتی نتوانستی یک خودروی مدل پایین هم بخری تا حسرت سوار شدن به خودرو را نداشته باشی؟
نه! من فقط به ظاهرم می‌رسیدم!

چرا به «دُم اسبی» معروف شدی؟
به خاطر این که موهایم را بلند می‌گذاشتم و آن‌ها را از پشت سر می‌بستم! این مدل مو به «دم اسبی» معروف است، بعضی‌ها نیز با همین اسم مرا می‌شناختند!

برای چه این زیورآلات را به دست و گردنت آویخته ای؟‌
می‌خواستم از خوانندگان «رپ» الگوبرداری کنم! موهایم نیز به سبک آن‌ها بود، مگر من چه چیزی از آن‌ها کم دارم! فرق بین من و خوانندگان رپ که این گونه «تیپ» می‌زنند فقط در این است که من پول ندارم و آن‌ها پولدارند!

چگونه توانستی چنین جنایت وحشتناکی را مرتکب شوی؟
خودم هم نمی‌دانم! آن زن (همدست متهم) مغزم را شست و شو داده بود! الان که فکر می‌کنم، حتی تصور آن هم برایم امکان ندارد!

فیلم جنایی زیاد می‌بینی؟
نه! من فیلم خیلی کم نگاه می‌کنم فقط رمان‌های جنایی و مجلات را می‌خواندم!

اهل خواندن روزنامه هم بودی؟
نه! روزنامه نمی‌خواندم!

پس به همین خاطر جسد را آن گونه سوزاندی؟
بله! به سبک رمان‌های جنایی بود می‌خواستم کسی نتواند جسد را شناسایی کند!

با خانواده مشکل داشتی؟
مادرم هفت سال قبل از پدرم طلاق گرفت، چون پدرم مخارج زندگی را نمی‌داد! از سوی دیگر هم با زن دیگری ازدواج کرده بود که مادرم نمی‌توانست داشتن «هوو» را تحمل کند. با وجود این مادرم تنها یک سال بیوه ماند و بعد از آن با شوهر فعلی خودش آشنا شد و با او ازدواج کرد، ولی من علاقه‌ای به آن‌ها نداشتم.

چه کسی خانه مجردی (محل قتل) را در اختیارت گذاشت؟
یکی از دوستانم که در کارگاه ریخته گری بود! من آن جا کار می‌کردم و شب‌ها را نیز در کارگاه می‌خوابیدم. او دلش به حالم سوخت و کلید منزل خالی را به من داد.

ازدواج کرده ای؟
بله! چهار سال قبل با دختری از بستگان شوهر مادرم نامزد کردم، ولی در همان روز‌های اول دوران نامزدی در مرکز ترک اعتیاد بستری بودم که فهمیدم قصد طلاق دارد، شش ماه بعد هم از من طلاق گرفت.

الان هم از او خبری داری؟
نه! نمی‌دانم کجاست.

معتاد بودی؟
بله! قبلا اعتیاد داشتم، ولی الان مدتی است که ترک کرده ام.

چرا سعی نکردی نزد مادرت بمانی؟
می‌خواستم مستقل باشم! ولی همه راه‌ها را اشتباه رفتم!

اولین بار کجا مواد مصرف کردی؟
وقتی نوجوان بودم در میدان فوتبال با بچه ها، هیزم جمع می‌کردیم و بعد کنار هم تریاک می‌کشیدیم!

سیگار هم می‌کشی؟
خیلی کم! چون وقتی کسی سیگار را دست تو ببیند با یک چشم دیگر نگاهت می‌کند…!

چه نوع مواد مخدری مصرف می‌کردی؟
به خاطر بوی مواد مخدر معمولا به صورت خوراکی شیره مصرف می‌کردم.

بعد از آن که همسرت طلاق گرفت ازدواج نکردی؟
نه! ولی با زنان خیابانی در ارتباط بودم!

با «ف» (همدست متهم) کجا آشنا شدی؟
من با یکی از دوستان «ف» رابطه داشتم. حدود سه ماه قبل وقتی با آن زن جوان در پارک قدم می‌زدیم با «ف» روبه رو شدیم که آشنایی ما از همان جا شروع شد یعنی من شماره تلفن به او دادم و همان شب نیز به منزل «ف» رفتم.

چه شد که نقشه قتل کشیدید؟
نقشه را «ف» کشید او آن قدر روی مخم راه رفت که دیگر مغزم را شست و شو داد! «ف» با شوهرش اختلاف داشت و به هر طریقی وسوسه ام می‌کرد تا او را بکشم! من موافق کشتن او نبودم، ولی «ف» می‌گفت: اگر او را بکشی به راحتی می‌توانیم با یکدیگر ازدواج کنیم!

همسر «ف» متوجه ارتباط شما نشده بود؟
نه! «ف» یک سیم کارت مخفی داشت با همسرش تماس می‌گرفت و وانمود می‌کرد که چند شب نزد یکی از دوستانش می‌ماند!

قبل از ازدواج هم با کسی در ارتباط بودی؟
آن موقع فقط عاشق یک دختر شدم سال ۸۹ بود که در یک رستوران در خیابان طبرسی کار می‌کردم. روزی دختری با خواهرش به رستوران آمدند! آن‌ها اهل شهر دیگری بودند آن دختر شماره اش را روی میز گذاشت و من هم با او تماس گرفتم، ولی نتوانستم با او ازدواج کنم!

به افرادی که مثل تو به دنبال ارتباط خیابانی هستند چه می‌گویی؟
اشتباه محض است! این گونه ارتباط‌ها واقعا ارتباط شیطانی است! بدانید به راحتی فریب می‌خورید و زمانی به خود می‌آیید که طناب دار انتظارتان را می‌کشد! احساسی نشوید و راه درست را بروید!

فکر نکردی بعد از این جنایت وحشتناک دستگیر می‌شوی؟
فکر می‌کردم مملکت این طوری بی حساب و کتاب نیست و روزی بالاخره دستگیر می‌شوم، اما با نقشه‌ای که «ف» ریخته بود هیچ گاه تصور نمی‌کردم به این زودی به چنگ کارآگاهان بیفتم! وقتی «ف» دستگیر شد فهمیدم که دیگر آخر خط است.

پشیمانی؟
واقعا این لذت‌های آنی، ارزش اعدام را ندارد! آن زن مثل یک شیطان در جلدم فرو رفته بود! فقط وعده و وعید می‌داد که با هم ازدواج می‌کنیم.

سابقه خبر
هشتم شهریور، جسد سوخته مرد ۳۵ ساله‌ای در شهرک مهرگان مشهد کشف شد. بررسی‌های قاضی ویژه قتل عمد، بیانگر آن بود که جسد مربوط به مرد قصابی است که در همان نزدیکی زندگی می‌کرد. وقتی با صدور دستورات ویژه‌ای از سوی قاضی کاظم میرزایی و با نظارت مستقیم سرهنگ بیات مختاری (رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی) محل سکونت مرد قصاب شناسایی و همسر او به اتهام قتل عمد دستگیر شد، پای جوان معروف به «دم اسبی» به میان آمد.

این زن ۲۴ ساله اعتراف کرد با جوانی به نام بهروز ارتباط داشت و آن جوان ۳۰ ساله با دسیسه شیطانی او، همسرش را به قتل رساند و جسد او را در حمام منزل مجردی خودش به آتش کشید. بعد هم با کمک یکدیگر جسد سوخته را در محل کشف رها کردند.

منبع: روزنامه خراسان

گوشت بز وحشی شکار شده به مددجویان کمیته امداد رسید

باشگاه خبرنگاران نوشت: گوشت‌ های کشف شده شکارچیان غیرمجازبین مددجویان کمیته امداد شهرستان نور توزیع شد.

روابط عمومی محیط زیست مازندران اعلام کرد: در گشت و کنترل‌ های ماموران یگان حفاظت محیط زیست در چندروز گذشته ازشکارچیان و صیادان غیرمجاز مقداری گوشت بزوحشی و ماهی کشف وضبط شده بود.

در نشستی که بین رئیس اداره حفاظت محیط زیست و رئیس کمیته امداد نور برگزار شد مقرر شد این گوشت بین مددجویان محیط زیست توزیع شود.

دراین راستا رئیس اداره حفاظت محیط زیست نور وماموران یگان اقدام به توزیع گوشت‌ های مکشوفه بین خانواده مددجویان نمودند.

لازم بذکراست: بر اساس ماده ۱۷ قانون شکار صید حیواناتی که بر خلاف این قانون شکار و صید شده اند متعلق به سازمان حفاظت محیط زیست است.

آدم کشی برای فرار از شکنجه گاه!

مرد ۳۸ ساله‌ای که برای فروش ارز مجازی (بیت کوین) به شکنجه گاه مخوفی در مشهد کشانده شده بود، برای فرار از چنگ افراد مسلح، دست به جنایت زد و مدعی شد برای نجات جانش چاره‌ای نداشت چرا که با شوک‌های الکترونیکی تا سر حد مرگ پیش رفته بود! براساس محتویات این پرونده جنایی، مرد ۳۸ ساله‌ای در فضای مجازی، آگهی فروش ارز مجازی (بیت کوین) را منتشر کرد. در همین حال، فردی به عنوان خریدار با فروشنده بیت کوین که «محمد» نام دارد تماس گرفت و از او خواست برای انجام معامله به خیابان امام خمینی (ره) ۹۳ برود. محمد. ب. نیز سوار بر خودروی سمند و به امید فروش بخشی از «بیت کوین» راهی آدرس مذکور شد، اما او نمی‌دانست که خریداران چه نقشه شومی برایش کشیده اند.

دقایقی بعد وقتی محمد مقابل پلاک … متوقف شد جوانی از منزل بیرون آمد و او را برای صرف چای و انجام معامله به داخل منزل (زیرزمین) دعوت کرد، ولی فروشنده ۳۸ ساله که گویی از طرز رفتار خریدار به او مشکوک شده بود از رفتن به داخل منزل خودداری کرد. براساس مستندات پرونده، ناگهان جوان خریدار، اسلحه کلت را از زیرلباسش بیرون کشید و لوله آن را روی شقیقه مرد ۳۸ ساله گذاشت.

فروشنده که به طرز عجیبی غافلگیر شده بود، خیلی آرام به سمت زیرزمین به راه افتاد. وقتی پا به درون منزل گذاشت، جوان دانشجوی دیگری که داخل منزل انتظار او را می‌کشید بلافاصله از جایش بلند شد و دو نفری دست و پای فروشنده بیت کوین را با دستبند‌های پلاستیکی بستند و دو کارد خنجرگونه را به سویش گرفتند و از او خواستند تا دراز بکشد! وقتی مرد ۳۸ ساله مقاومت کرد ناگهان ضربه‌ای با ته دسته کارد بر پیکرش فرود آمد و مرد به ناچار روی زمین خوابید. لحظاتی بعد شکنجه «مرد بیت کوین فروش» آغاز شد.

دو جوان مذکور بست‌های فلزی را به سر فروشنده متصل کردند و دو شاخه را در حالی به پریز برق زدند که با وسایلی مانند آدابتور، ولتاژ برق را کاهش داده بودند! آن‌ها با شکنجه‌های هولناک از مرد ۳۸ ساله می‌خواستند تا جای ارز و دلارهایش را به آن‌ها بگوید، ولی مرد فروشنده می‌گفت: من فقط می‌خواستم مطمئن شوم که شما خریدار هستید! من هیچ گونه ارزی همراه ندارم!

دو جوان یاد شده وقتی دیدند که شکنجه‌ها بی فایده است تصمیم دیگری گرفتند. فردی که سلاح کلت در دست داشت با اشاره به جوان دیگر به سوی خودروی سمند مرد فروشنده رفت تا داخل خودرو را برای یافتن ارز‌های خارجی بازرسی کند. در همین حال نیز جوان دانشجو در حالی که کارد خنجرگونه را به طرف فروشنده گرفته بود با دست دیگرش با گوشی تلفن همراه مشغول بود.

«محمد. ب» که هیکلی درشت‌تر از آنان داشت ناگهان با همان دست بسته، خود را روی دست جوان ۲۴ ساله انداخت و کارد را به ران جوان دانشجو فرو برد! این درحالی است که در همین درگیری ضربه دیگری نیز با کارد به شکم جوان ۲۴ ساله فرود آورد.

وقتی «ر- ش» برای یاری جستن از جوان مسلح دیگر با سرووضعی خون آلود به داخل خیابان رفت، «محمد. ب» نیز دستبند پلاستیکی را با چاقو برید و به طرف کوچه دوید! جوان مسلح به کلت کمری با دیدن این وضعیت از صحنه حادثه گریخت، ولی با تجمع همسایگان، زنگ تلفن ۱۱۰ نیز به صدا درآمد و نیرو‌های انتظامی با حضور در محل حلقه‌های قانون را در حالی بر دستان «محمد ب» گره زدند که جوان دانشجو بر اثر اصابت ضربه چاقو به «سفیدران» جان باخته بود!

دقایقی بعد با حضور قاضی ویژه قتل عمد در محل وقوع جنایت، تحقیقات در این باره آغاز شد. مالک منزل مسکونی نیز که براساس شماره تلفن او در گوشی یکی از متهمان، شناسایی شده بود توسط نیرو‌های انتظامی احضار و بازداشت شد.

با کشف برخی آلات و ادوات لهو و لعب و انواع وسایل شکنجه در این زیرزمین مسکونی، تحقیقات قاضی علی اکبر احمدی نژاد وارد مرحله جدیدی شد. متهم به قتل در حالی که آثار زخم چاقو روی دستش را به قاضی ویژه قتل عمد نشان می‌داد، به تشریح جزئیات این حادثه هولناک پرداخت و گفت: برای دفاع مشروع از خودم چاره‌ای نداشتم جز آن که با مجروح کردن آن‌ها بتوانم از شکنجه گاه مخوف فرار کنم!

جوان مسلح فراری نیز چند ساعت بعد وقتی حلقه‌های محاصره را تنگ‌تر دید و فهمید که توسط کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی تحت تعقیب قرار دارد و به زودی دستگیر می‌شود، خود را تسلیم قانون کرد و ماجرای زورگیری و شکنجه مرد بیت کوین فروش را پذیرفت، ولی هر بار با ادعا‌هایی سعی کرد موارد تبهکاری را به دوستش نسبت بدهد. بررسی‌های بیشتر در این باره برای کشف زوایای پنهان این جنایت همچنان از سوی مقام قضایی ادامه دارد.

منبع: روزنامه خراسان

قاچاق چمدانی دارو از مرزهای خراسان و خوزستان

به دلیل اختلاف ارزی که ایجاد شده است، دارو ارزان تر از کشورهای همسایه عرضه می‌شود و در این شرایط جلوگیری از خروج دارو از کشور اقدام دشواری خواهد بود، چرا که قاچاقچیان دارو را از داخل کشور به صورت قاچاق خارج خواهند کرد.

به گزارش سلامت نیوز، موضوع قاچاق دارو از داخل کشور به خارج به دلیل سودآوری و اختلاف قیمت ارز موضوعی است که مدیر دارو و مواد تحت کنترل دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز به آن اذعان می کند و می گوید: «خرید دارو با حجم بالا توسط مسافران به دلیل تغییرات ارزی و خروج دارو از مرز اتفاقی است که در حال رخ دادن است و باید بر این موضوع نظارت شود.»

معضلی به نام قاچاق معکوس
دکتر «علی روح بخش» مدیر دارو و مواد تحت کنترل دانشگاه علوم پزشکی مشهد درباره این معضل که این روزها گریبان بازار دارو را گرفته است، به «خراسان رضوی» می گوید: از زمانی که تغییرات ارزی اتفاق افتاده، معضلی جدید به وجود آمده و آن هم قاچاق کالا به صورت معکوس نسبت به سال های گذشته است. در گذشته قاچاق از خارج کشور به سمت داخل انجام می شد اما امروز این مسیر حالت عکس پیدا کرده است که دارو نیز از این مسئله مستثنا نیست. وی می افزاید: خرید دارو با حجم بالا توسط مسافران به دلیل تغییرات ارزی و خروج دارو از مرز اتفاقی است که در حال رخ دادن است و در همین زمینه ما به مسئولان گمرک اعلام کرده ایم در صورتی که یک گردشگر قصد خارج کردن دارویی بیش از مصرف دارویی به مدت یک هفته را از مرز داشت، حتما برخوردهای لازم با وی انجام شود. وی یادآور می شود: به داروخانه ها نیز اعلام کرده ایم که فروش خارج از عرف نداشته باشند. همچنین در ادامه روند برخورد با خروج غیرقانونی دارو توسط مسافران و اتباع دیگر کشورها طرحی به مسئولان ارائه کرده ایم که چنان چه استانداری با این طرح موافقت کند، قصد داریم یک فرد متخصص در زمینه دارو را به گمرکات اعزام کنیم تا به صورت دائم تا زمان رفع این معضل در گمرک حضور داشته باشد و بر این موضوع نظارت کند.روح بخش درباره برخوردهای انجام شده با اتباع متخلف در زمینه خارج کردن دارو به میزان زیاد و به صورت چمدانی نیز می گوید: قبل از پیگیری و نامه نگاری های ما خریدهایی انجام شده بود که به دلیل ابلاغ نشدن آیین نامه در حد تذکر با متخلفان برخورد شد اما بعد از ابلاغ برخی دستورالعمل ها، برخوردهایی با شدت بیشتر را در دستور کار قرار خواهیم داد.

دلیل مخالفت با عرضه آنتی بیوتیک بدون مجوز پزشک در داروخانه‌ها
فعالیت بیشتر قاچاقچیان معکوس در مرزهای خراسان و خوزستان
وی در پاسخ به این سوال که بیشترین خروج دارو توسط اتباع خارجی از کدام مرزها انجام می شود، اظهار می کند: هم اکنون این موضوع دقیقا مشخص نیست اما به نظر می رسد این خروج بیشتر در مرز خراسان و خوزستان در حال رخ دادن باشد. وی تصریح می کند: در بعضی موارد تقاضای بالای دارو و نوع عرضه زمینه تخلف را به وجود می آورد و ما طبق کمیسیون ماده ۲۰، صلاحیت فرد متخلف و مسئولان فنی را به مدت مشخصی تعلیق می کنیم.مدیر دارو و مواد تحت کنترل دانشگاه علوم پزشکی مشهد همچنین ضمن تایید فروش بالای شیرخشک دربرخی شهرستان های مرزی از جمله تایباد به افراد غیر ایرانی یادآور می شود: هم اکنون شیر خشک به مقدار زیاد از داروخانه ها توسط اتباع خارجی خریداری و از مرز خارج می شود و در شهرستان تایباد این اتفاق در حال رخ دادن است و خریدهای چندین کارتنی انجام می شده، البته اعلام کرده ایم که این فروش ها در حد مصرف شخصی باشد.

ابراز بی اطلاعی رئیس انجمن داروسازان از ماجرای قاچاق معکوس دارو
در ادامه با رئیس انجمن داروسازان استان گفت و گو می کنیم. دکتر علیرضا شهریاری به کل از وجود چنین معضلی در بازار دارو ابراز بی اطلاعی می کند و می گوید: ما چنین چیزی نداریم و قیمت دارو ثابت است چه برای ایرانی و چه برای اتباع غیر ایرانی. وی می افزاید: البته چند روز پیش در معاونت غذا و دارو بحث شد که دارو فقط باید با نسخه ارائه شود، آن هم به قیمت مصوبی که دولت مشخص کرده است و هیچ کس حق ندارد دارو را بدون نسخه ارائه دهد. به جز داروهای اوتیسمی که به دلیل خاص بودنش در حد نیاز بیمار و با مشورت داروساز، اشکالی ندارد. ولی این که یک سری دارو به قیمت ارز و بدون نسخه به فروش برود، خلاف قانون است و دارو فقط باید در حد نیاز بیمار داده شود.

شهریاری تاکید می کند: از نیروی انتظامی، معاونت غذا و دارو، قوه قضاییه و بازرسی می خواهیم که با افرادی که در زمینه دارو دخالت می کنند، برخورد شود، ما وظیفه داریم داروی مردم را در حد تجویز نسخه تامین کنیم، داروخانه ها که اصلا حق کلی فروشی ندارند. وی با بیان این که داروخانه مجاز است در حد تجویز پزشک دارو دهد، تاکید می کند: ما آماری از این ماجرا (قاچاق معکوس دارو از کشور) نداریم اما هرکسی این کار را کرده، خلاف قانون عمل کرده است. اگر مدرکی هست که این اتفاق افتاده ارائه شود تا از طریق مراجع قانونی و معاونت غذا و دارو برخورد شود.

برخورد شدید با متخلفان
رئیس انجمن داروسازان در پاسخ به این سوال که در صورت اثبات این تخلف چه برخوردی با عوامل آن خواهد شد، می گوید: تعطیلی داروخانه و لغو پروانه از جمله پیامدهای این تخلف خواهد بود و اگر مشخص شود داروخانه ای خلاف کرده است، با آن برخورد می شود. وی درباره نگرانی ها از کمبود دارو در کشور نیز اظهار می کند: مردم نگران نباشند، چرا که ارز دارو تامین شده و دارو در گمرکات در حال ترخیص است و مشکلی در این زمینه نیست که بخواهند دارو جمع آوری کنند، دارو در حد نیاز تامین می شود.