فشردن ماشه در Red Dead Redemption 2 چندان هم ساده نیست

بعد از ساعت‌ها اسب‌سواری و گشت و گذار در بیابان‌های بی‌آب و علف نیو آستین، از دور نور چراغ‌‌های خانه‌ای توجهم را جلب کرد. صاحب خانه نوشیدنی به دست روی صندلی ایوان نشسته و به دور دست خیره شده بود.

دلم برای کمی شیطنت تنگ شده بود و برای همین بدون هیچ دلیل قانع کننده‌ای شروع به مسخره کردن و تحقیرش کردم اما مرد بیچاره زودتر از آن که انتظارش را داشتم از کوره در رفت و به سمتم حمله ور شد. چند مشت محکمی نثار هم کردیم تا اینکه به سمتش شیرجه زدم و با هفت‌تیری که در دست داشتم از فاصله نزدیک گلوله‌ای در سرش خالی کردم.

لحظات خشن و پر تنشی بود اما همه‌چیز در کسری از ثانیه برایم زیر و رو شد وقتی همسر متوفی جیغ‌زنان از خانه بیرون آمد و دوان دوان سر به بیابان گذاشت. این اولین باری نیست که Red Dead Redemption 2 به بی‌رحم‌ترین شکل ممکن من یا بقیه را از تصمیماتی که می‌گیریم، پشیمان می‌کند.

بیاید رو راست باشیم؛ همه ما کارهای عجیب و کثیفی در بازی‌های ویدیویی انجام می‌دهیم که صد البته هم به خاطر واقعی نبودنشان به هیچ وجه نشان دهنده شخصیت‌مان در دنیای واقعی نیستند. هیولاهای جهنمی Doom نه تنها واقعی نیستند بلکه استحقاق تکیه پاره شدن را هم دارند، مردم شهر لوس سنتوس هم به اندازه‌ای غیر واقعی هستند که رد شدن از روی آن‌ها با ماشین حس بدی منتقل نکند به خصوص آن که می‌دانیم چند دقیقه بعد دوباره همه آن‌ها را زنده می‌بینیم.

خشونت بی‌حد و حصر Doom شاید برای برخی غیر قابل تحمل باشد اما هیچکس از کشتن هیولاها عذاب وجدان نمی‌گیرد.

اما Red Dead Redemption 2 یک ویژگی و خاصیت دیگری دارد که آن‌ را از بازی‌های دیگر امسال متمایز می‌کند و آن هم داستان بی‌نظیر، جلوه‌های بصری فک‌برانداز و ویژگی‌های مثبت دیگری نیست که به خاطر آن‌ها میانگین امتیاز ۹۷ دارد و به عنوان بهترین بازی سال دیجیاتو هم انتخاب شده. آخرین ساخته راکستار واقع‌گرایی در بازی‌ها را یک قدم به جلو می‌برد و این واقع‌گرایی تنها به گیم‌پلی محدود نمی‌شود.

چندین ماه پیش در مقاله‌ای جداگانه از مفهوم دره وهمی و نقش آن در بازی‌های ویدیویی گفتم. به طور خلاصه هر چقدر کاراکترهای بازی‌ها رفتاری مشابه‌تر به انسان داشته باشند، علاقه و تمایل ما هم به آن‌ها بیشتر شده تا اینکه شباهت به حد آزار دهنده‌ای می‌رسد و علاقه ما در یک سراشیبی شدید قرار می‌گیرد که همان دره وهمی است.

در چنین حالتی شخصیت‌های دیجیتالی مورد نظر ظاهری بسیار واقع‌گرایانه دارند اما کوچکترین رفتار غیرمنطقی و غیر انسانی از سوی آن‌ها حس انزجار القا می‌کند. اما اگر از این دره بگذریم به شخصیت‌هایی می‌رسیم که با انسان‌های واقعی از هیچ لحاظ مو نمی‌زنند و دیگر مشکلی با آن‌ها نداریم. اما سوالی که پیش می‌آید این است که آیا همچنان می‌توان با چنین کاراکترهایی مثل قبل رفتار کنیم؟

نمودار دره وهمی؛ محور عمودی بیانگر میزان علاقه انسان و محور افقی نشان دهنده میزان شباهت به انسان است. اگر آن جسم یا کاراکتر محرک باشد، میزان علاقه افزایش نیز می یابد.

مردم و شخصیت‌هایی که در دنیای RDR2 زندگی می‌کنند، از لحاظ ظاهری به راحتی با انسان قابل تمایز هستند. اما گاهی رفتارها و کارهایی از آن‌ها سر می‌زند که در ترکیب با اتمسفر بی‌نهایت زنده بازی به نظر می‌رسد لحظه‌ای در آن سوی دره ظاهر می‌شوند و مرز بین واقعیت و خیال را کمرنگ می‌کنند.

با خواندن نظرات و تجربه‌های گیمرها در شبکه‌های اجتماعی بارها با مواردی مواجه خواهید شد که از کشتن یک انسان یا حتی حیوان به قدری عذاب وجدان گرفته‌اند که بار دیگر فایل ذخیره قدیمی‌تری را بارگذاری کردند. اما Red Dead Redemption 2 چگونه چنین احساساتی را خلق می‌کند؟ احساساتی که در دنیای بازی‌ها چندان آشنا و شناخته شده نیستند.

دنیایی پویا و زنده

چندان بی‌راه نیست اگر بگوییم غرب وحشی در RDR2 زنده‌ترین دنیای جهان‌بازیست که در تاریخ بازی‌های ویدیویی طراحی شده. مهم نیست در ولنتاین خرید می‌کنید، در دشت‌ها می‌تازید یا خیابان‌های سنت دنی را بالا و پایین می‌کنید، نقطه به نقطه این جهان بزرگ زنده است.

«کامنت برخی از مردم زیر ویدیو رفتار طبیعی NPCها»
ترجمه: دفعه بعدی که به صورت اتفاقی کسی رو کشتید، به این مردم هم فکر کنید.
کامنت بعدی: این بازی به اندازه‌ای بی‌نقص ساخته شده که برای اولین بار تو یه بازی از کشتن بی‌هدف کسی ناراحت میشم. من گلوله‌هامو واسه کسایی نگه می‌دارم که اعصابم رو بهم می‌ریزن.

شهر کوچک ولنتاین را در نظر بگیرید، هر کدام از ساکنان آن روتین روزمره خاص خود را دارند. چندی پیش یکی از کاربرهای یوتیوب یک روز کامل چند تا از NPC‌های بازی را تعقیب کرده بود و ویدیویی ضبط شده چیزی کم از یک شگفتی ندارد. یکی از آن‌ها کارگری است که خانه می‌سازد، دیگری صبح‌ها به مزرعه‌اش سر می‌زند و تا قبل از عصر کارهایش تمام می‌شود تا خستگی روزش را با صرف یک نوشیدنی در کافه شهر به در کند.

برخی از این شخصیت‌ها اگر کشته شوند، گویی برای همیشه حذف شده و شخصیت دیگری جایشان را می‌گیرد. شاهکار جدید راکستار حتی به لطف عملکرد فنی و گرافیکی خارق ‌العاده‌اش کمتر پیش می‌آید بهانه‌ای به شما می‌دهد تا لحظه‌ای از اتمسفر زنده آن خارج شوید. باور نمی‌کنید؟ کیلومترها از شهر یا مزرعه‌ای دور شوید و همچنان تمامی اتفاقات و جزییات شهر به صورت ریل تایم رندر می‌شوند.

طراحی ماموریت‌های فرعی و Encounter‌ها مقوله دیگری است که باید Red Dead Redemption 2 را به خاطر آن ستایش کنیم. چند بار پیش آمده در GTA V دقیقا خودرو یک نفر دزیده شود و شما هم به کمک فرد مفلوک بشتابید؟ ده بار؟ صد بار؟ بین هر درگیری خیابانی و تعقیب دزد‌های نیویورک توسط اسپایدرمن چه فرقی حس می‌کنید؟ البته ایراد زیادی هم به این بازی‌ها وارد نیست، به هر حال همانطور که از اسمش بر می‌آید «بازی» هستند.

برخی از Encounter‌های بازی به اندازه یک ماموریت کامل جزئیات دارند اما با این وجود تنها یک بار تکرار می‌شوند.

اما راکستار با RDR2 در این زمینه خود را از کلیشه‌های بازی‌های ویدیویی و حتی ساخته‌های قبلی خود دور می‌کند. بعد از نزدیک به ۱۲۰ ساعت تجربه بازی هنوز هم پیش نیامده یکی از رویدادهای اتفاقی یا همان Encounter‌ها عینا تکرار شود. حتی زمانی که فکر می‌کنید مچ بازی را گرفتید، سازنده‌ها با یک مکالمه جدید ثابت می‌کنند که حواسشان جمع هست.

در نزدیکی‌های شهر سنت دنی احتمالا مردی را خواهید دید که زخمی و با حال بد از میان جنگل بیرون می‌آید. مار نیشش زده و شما می‌توانید با مکیدن سم و خارج کردنش جان او را نجات دهید. چندین ساعت بعد همان مرد را دوباره دیدم که باز هم مار نیشش زده بود و درست زمانی که آماده بودم شکایت کنم این اینکانتر تکراری است؛ آرتور گفت «دوباره مار نیشت زد؟ حتما شوخیت گرفته».

حتی به شخصه گاهی اوقات ترجیح می‌دادم برخی از این اتفاقات تکرار می‌شدند. شهری به نام آرمادیلو در نیو آستن وجود دارد که فضایی آخرالزمانی خانه به خانه و خیابان به خیابانش را احاطه کرده. ورودی شهر و بخش‌هایی از آن آتش گرفته‌اند، بیماری وبا نیمی از مردم را به کام مرگ کشانده و هر از چند گاهی طوفان شن آسمان شهر را هم تیره و تار می‌کند.

اما وحشتناک‌تر از همه لحظه‌ای است که برای اولین بار به آن قدم می‌گذارید. چند مکزیکی از فرقه تبهکاری Del Lobo با سلاح‌هایشان دور تا دور کلانتری شهر را محاصره کرده و نام کلانتر را فریاد می‌زنند. انتخاب هم با شماست که جان کلانتر را نجات دهید یا بگذارید مکزیکی‌ها به خدمتش برسند. در هر صورت حتی اگر کلانتر را نجات دهید، او وسایلش را جمع و آرمادیلو را برای همیشه ترک می‌کند. این ورود حماسی و هیجان‌انگیز در کمال تاسف دیگر هیچ وقت تکرار نمی‌شود.

این لذت‌های خشن پایانی نافرجام دارند

سامرست موآم، داستان‌نویس فقید انگلیسی در یکی از معروف‌ترین نطق‌هایش گفت: «در این دنیا هر کاری که بخواهید می‌توانید انجام دهید، به شرطی که آماده پذیرفتن عواقب آن باشید». اما اگر عواقبی وجود نداشته باشد، چطور؟ این یکی از بزرگترین سوال‌هایی است که روان‌شناسان و جامعه‌شناسان سال‌ها در مورد آن نظریه‌پردازی می‌کنند و حتی سریال‌هایی چون Westworld حول آن ساخته شدند.

دنیای بازی‌هایی ویدیویی جهانی بدون قانون و عواقب است و این یکی دیگر از مهم‌ترین دلایلی به شمار می‌رود که با خیالی آسوده صدها نفر را به رگبار می‌بندید و به اندازه سر سوزنی احساس ترس یا شرم ندارید چرا که قرار نیست زندانی شوید یا آسیبی ببینید.

آنتونی هاپکینز دوست داشتنی، سریال وست ورد.

اما Red Dead Redemption 2 برای یاغی‌گری و کشت و کشتار چندان هم دستتان را باز نمی‌گذارد. البته ساخته جدید راکستار یکی از آن بازی‌هایی نیست که با کشتن مردم بی‌گناه به شما اخطار دهد و بازی را از ابتدا بارگذاری کند بلکه درست مانند دنیای واقعی برای رفتار شما عواقب و قوانینی را ترتیب داده است.

به لطف خشونت واقعی و پر جزییات بازی، کافیست به یکی از شهرهای کوچک غرب وحشی سر بزنید تا چند ثانیه بعد از شلیک اولین تیر خود را غرق در حمامی از خون و جنازه پیدا کنید و درگیر اکشنی نفس‌گیر شوید. اما اگر حتی بتوانید زنده از چنین مهلکه‌ای بگریزید، جایزه‌ای احتمالا ۵۰۰-۶۰۰ دلاری روی سرتان گذاشته می‌شود و لحظه‌ای درنگ و صبر فرصت را در اختیار جایزه‌بگیر‌ها قرار می‌دهد تا شما را گلوله باران کنند.

مهم‌تر از آن با ارتکاب چنین جرم وحشتناکی، شهر مورد نظر قفل شده و کلانترها سایه شما را با تیر می‌زنند. در نتیجه اولین پیامد مهم برای خشونت‌های بی‌دلیل شما طرد شدن از شهرها برای مدتی نسبتا طولانی و از دست دادن رقمی قابل توجه از دارایی‌هایتان است.

اما حتی اگر از لحاظ مالی در مضیقه نباشید و آن ۵۰۰ دلارها حکم پول خورد را برایتان داشته باشد، چنین جرم و جنایت‌هایی شخصیت آرتور مورگان را هم تغییر می‌دهد که بی‌تفاوت بودن نسبت به آن چندان ساده نیست. هر کار اشتباه و جرمی از دزدی گرفته تا کشتن بقیه سیستم Honor بازی را یک قدم به سمت طیف منفی حرکت می‌دهد.

با انجام جرم و جنایت در شهر، باید مدت زیادی از آنجا دور بمانید تا آب‌ها از آسیاب بیافتد.

تاثیر منفی شدن آنر صرفا تنها روی داستان و پایان‌بندی بازی نیست. رفتار مردم به شکل کاملا واضح و قابل توجهی با شما عوض می‌شود، آن‌ها یا از شما می‌ترسند یا در نهایت آمادگی هستند تا هفت‌تیرشان را به سرعت از غلافش خارج کنند. باید اعتراف کرد گشت و گذار در شهرهایی که ساکنان آن با دیدن شما فرار می‌کنند، دشنام می‌دهند و جواب سلام‌تان را هم نمی‌دهند؛ چندان خوشایند نیست.

شاید شاهکار بی‌بدیل راکستار مرز بین واقعیت و خیال را کمرنگ‌تر کرده باشد اما Red Dead Redemption 2 همچنان یک بازی ویدیویی است. هر زمان که از کشتن بقیه و رفتار زننده مردم خسته شدید، کافیست به چند نفر کمک یا حتی با آن‌ها خوش و بش کنید تا دوباره به همان آرتور مورگان دوست‌داشتنی تبدیل شوید.

ولی تمامی موارد بالا به اندازه‌ای کافی بودند که وقتی برای دومین بار سرنوشت آرتور مورگان و دار و دسته داچ را از اول آغاز کردم، باز هم نتوانستم در یکی از مراحل ابتدایی بازی به کشتن مسافرین قطار فکر کنم یا در کمال خونسردی به فریاد‌های کمک مردی بی‌اعتنایی کنم که فاصله‌اش تا مرگ و زندگی دستی است که آویزان دیواره‌های صخره‌ای بلند شده.

در واقع فشار دادن دکمه کنترلر و شلیک گلوله به آسانی بازی‌های دیگر نیست انگار که در آن سوی لوله هفت‌تیر انسانی واقعی ایستاده و می‌دانیم که این یکی دیگر از آن قتل‌هایی نیست که با کمترین زحمت از آن قسر در برویم.

The post فشردن ماشه در Red Dead Redemption 2 چندان هم ساده نیست appeared first on دیجیاتو.

تکرار تاریخ؛ ۹ اشاره جالب Red Dead Redemption 2 به نسخه قبلی

بعد از مدت‌ها صبر و انتظار، امسال Red Dead Redemption 2 منتشر شد و در نهایت موفق شدیم غرب وحشی خلق شده توسط راکستار را با دست‌های خودمان تجربه کنیم. نسخه دوم سری Red Dead Redemption 2 به اندازه‌ای بی‌نقص بود که از نظر ما به عنوان بهترین بازی سال انتخاب شود و البته با نظراتی هم که شما در نظرسنجی دادید، مشخص شد که بیشتر خواننده‌ها نیز با ما توافق نظر دارند.

RDR2 در زمان به عقب در زمان به عقب می‌رود و آغاز مشکلات فرقه داچ را به تصویر می‌کشد، بنابراین فارغ از تغییر شخصیت اصلی، فضاسازی و دنیای بازی نیز به مراتب متفاوت با نسخه قبلی است.

اما با این وجود در جهان بزرگ بازی اشاره‌های متعددی به Red Dead Redemption 1 می‌شود که ممکن است با گذشت ۸ سال متوجه بسیاری از آن‌ها نشده باشید. نسخه دوم سری رد دد مانند پیش‌درآمد Better Call Saul است برای سریال بریکینگ بد. نه تنها Red Dead Redemption 2 داستان مجزا و مهیج خود را دارد بلکه خط روایت نسخه قبلی را نیز کامل‌تر می‌کند.

بنابراین در ادامه می‌خواهیم نگاهی داشته باشیم به قسمت‌هایی از بازی که در آن اشاراتی به نسخه قبلی شد. بدیهتا این اتفاقات لحظاتی از هر دو نسخه را لو می‌دهند، بنابراین اگر هیچ کدام به خصوص Red Dead Redemption 2 را تجربه نکردید، بهتر است برای لوث نشدن بازی به سراغ ادامه مطلب نروید.

همچنین اگر به دنبال مطالب بیشتری در مورد بازی هستید، چندی پیش به معرفی ایستر اگ‌ها یا همان نکات مخفی پرداختیم. در سری راهنمای هشت قسمتی Red Dead Redemption 2 هم از معرفی بهترین سلاح‌ها و تجیهزات گرفته تا نحوه پیدا کردن سریع‌ترین اسب ها را پوشش دادیم. در نهایت اگر می‌خواهید بدون لو رفتن چیزی نظر دیجیاتو در مورد بازی را بدانید، نقد اختصاصی ما را از دست ندهید.

مامور راس و ماهیگیری

در بخش‌های ابتدایی بازیست که ابیگیل از شما می‌خواهد تا جک (پسر جان مارستون) را به ماهیگیری ببرید. در میانه‌های این مرحله یکی از مامورهای پینکرتون که راس (Ross) نام دارد به پیش آرتور و جک می‌آید و از آرتور می‌خواهد تا با او همکاری کند. اما راس همان مردی است که جان مارستون را فریب داده و در انتهای نسخه قبلی او را می‌کشد.

همچنین این اولین باریست که جک با او مواجه می‌شود و دومین و آخرین بار زمانی است که در بخش انتهایی نسخه قبلی و بعد از مردن جان، جک به سراغ راس می‌رود تا انتقام پدرش را بگیرد. اما نکته جالب‌تر اینکه راس هم چند لحظه قبل از مرگش در حال ماهیگیری است.

نمی‌توانی جلوی جاذبه را بگیری

در فصل انتهایی بازی و در یکی از جذاب‌ترین ماموریت‌های آن داچ و آرتور در حال فرار از دست ده‌ها مامور قانون هستند که در انتها روی صخره‌ای بزرگ محاصره می‌شوند. اما قبل از آنکه داچ و آرتور از روی صخره به درون دریاچه زیر پایشان بپرند، داچ به کلانترها می‌گوید «شما نمی‌توانید جلوی جاذبه را بگیرید». در نسخه قبلی، داچ درست قبل از پریدن از روی صخره و رفتن به آن دنیا، دقیقا همین جمله را به جان مارستون می‌گوید.

جاسوس دو جانبه

در نسخه قبلی جان مارستون به مکزیک رفته و ناگهان خود را درگیر انقلاب مکزیک پیدا می‌کند. او به خاطر پیدا کردن خاویر مجبور می‌شود برای هر دو طرف این نبرد یعنی شورشی‌های مکزیک و ارتش این کشور بازی کند و به این شکل شرایط را حسابی بهم می‌ریزد.

در Red Dead Redemption 2 اتفاق مشابهی سر دو شخصیت سرخ‌پوست بازی یعنی Rains Fall و Eagle Flies می‌افتد که البته کمی از نسخه اول پیچیده‌تر است. آرتور به هیچ وجه نمی‌خواهد درگیر این ماجرا شود اما به لطف داچ گروه او و آرتور به پدر و پسر کمک می‌کنند و باعث می‌شوند اوضاوع برای قبیله واپیتی حتی بدتر از قبل شود.

مرد عجیب و غریب

در نسخه اول بازی ماموریت فرعی اختیاری به نام I Know You وجود دارد که در آن جان ماستون با مردی مواجه می‌شود که به زبانی رمزی و عجیب و غریب صحبت می‌کند و اطلاعات زیادی در مورد گذشته جان دارد. در RDR 2 با این مرد به طور مستقیم مواجه نمی‌شوید اما او یک جایی در یکی از کلبه‌های منطقه لموین (Lemoyne) زندگی می‌کند. ویدیوی کاملی در یوتیوب وجود دارد که تمام اتفاقاتی که در کلبه می‌افتد و نحوه فعال کردن زنجیره آن را نمایش می‌دهد، دیدن آن خالی از لطف نیست.

The post تکرار تاریخ؛ ۹ اشاره جالب Red Dead Redemption 2 به نسخه قبلی appeared first on دیجیاتو.

راهنمای پیدا کردن بهترین سلاح‎ها و تجهیزات در Red Dead Redemption 2

سوارکاری، یاغی گری، گاوچرانی، شکار، دوئل و هفت تیرکشی ویژگی و مهارت هایی هستند که دوران اوج آن ها را باید در غرب وحشی یافت. تا به امروز در قسمت های قبلی سری مطالب آموزشی Red Dead Redemption 2، یاد دادیم که چطور بهترین حیوانات و ماهی ها را شکار کنید، پول زیادی به جیب بزنید و شرایط را برای اعضای کمپ بهتر کنید.

اما این دوران خاص از تاریخ بدون هفت تیرهای زیبا، شاتگان های کشنده و رایفل های قدرتمندش رنگ و بویی ندارد. Red Dead Redemption 2 هم به عنوان بهترین عنوان وسترن این روزها و حتی برترین بازی سال، از اهمیت این موضوع چشم پوشی نکرده و ۵۹ سلاح مختلف برای شما در نظر گرفته است که پیدا کردن بسیاری از آن ها به این سادگی ها نیست.

در قسمت پنجم از این سری راهنما، این بار آموزش می دهیم چگونه سلاح های خود را شخصی سازی و نمونه های کمیاب را پیدا کنید و همچنین بهترین سلاح از هر نوع را معرفی خواهیم کرد.. قسمت های قبلی این مطلب نیز در زیر لیست شده اند، در صورتی که شانس خواندن آن ها را پیش تر دست داده بودید.

شخصی سازی سلاح ها

به سلاح فروشی هایی که در شهرها قرار دارد، مراجعه کنید و گزینه Customize را از منو انتخاب کنید. حالا با رفتن به بخش Components می توانید قسمت های مختلفی از سلاح چون لوله، دوربین، مگسک و قنداق آن را شخصی سازی کرده و تغییر دهید. تقریبا با اضافه کردن دوربین، لوله درازتر و مگسک بهتر به هر سلاحی، بُرد آن بیشتر و لگدش کمتر می شود.

با رفتن به بخش های دیگر نیز این توانایی را خواهید داشت تا رنگ بخش های مختلفی از سلاح مانند ماشه را تغییر داده و حتی طرح های مشخصی را روی سلاح حکاکی کنید.

برداشتن و غلاف کردن سلاح ها

هوش مصنوعی Red Dead Redemption 2 به قدری دقیق و رفتار کاراکترهای به اندازه ای طبیعی و واقعی است که فکر کنم کمتر کسی بخواهد هنگام سلام کردن به یک رهگذر بیچاره، اشتباهی یک گلوله در سینه اش خالی کند. این اشتباه نسبتا رایج از اینجا نشات می گیرد که دکمه تعامل با کاراکترها با دکمه نشانه گیری سلاح یکی است و برای همین کافیست سلاحی دست آرتور باشد تا این اشتباه مرگبار پیش آید.

برای غلاف کردن سلاح خود تنها کافیست دکمه L1 در پلی استیشن ۴ یا دکمه LB در ایکس باکس وان را فشار دهید، با فشار دادن دوباره این دکمه نیز آرتور سلاح مورد نظر را بار دیگر از غلافش خارج می کند. اگر هم می خواهید سلاح یکی از جنازه ها را بردارید، با زدن دکمه R1 یا RB در گوشه پایین تصویر سلاح را انتخاب کرده و با زدن دکمه L1 آن را بردارید.

اگر مهماتی که به همراه دارید برایتان کافی نیست، با رفتن به سلاح فروشی ها Bandolier و Gunbelt ارتقایافته را خریداری کنید و یا با کامل کردن چالش های Trapper ها (فروشنده هایی که با علامت پنجه مشخص شدند) تجهیزات بهتری به دست آورید.

بهترین سلاح های Red Dead Redemption 2

بهترین هفت تیر

با رفتن به مغازه های سلاح فروشی با سه انتخاب متفاوت برای خرید هفت تیر مواجه خواهید شد. هفت تیر ۸۴ دلاری شوفیلد (Schofield) بهترین آن هاست که هم آسیب زیادی به دشمنان وارد می کند و هم دقت و سرعت خوبی دارد.

اگر نمی خواهید پولی خرج کنید، راه دیگر سرقت از مغازه دکتر شهر ولنتاین است. بسیاری از فروشنده های بازی عملیات های غیرقانونی و پنهانی در پشت مغازه خود انجام می دهند که با سرقت از آن ها می توانید پول خوبی به دست آورید. اما در کنار پول، جعبه ای در پشت مغازه دکتر این شهر وجود دارد که با لوت کردن آن صاحب این سلاح خوش دست و قدرتمند می شوید.

بهترین تپانچه

تپانچه Volcanic بیشترین قدرت را دارد و همچنین با برچسب قیمت ۱۵۰ دلاری اش ارزان ترین تپانچه بازی هم است. تپانچه نیمه اتوماتیک بازی (Semi-Automatic) سرعت شلیک و پر کردن خشاب بالایی دارد و در نهایت تپانچه Mauser بیشترین ظرفیت گلوله را بین همه تپانچه ها داراست.

بهترین رایفل 

هر دو رایفل اسپرینگفیلد (Springfield) و بولد اکشن (Bold Action) از بهترین سلاح های بازی هستند. هر دو رایفل کند بوده اما بولد اکشن دقیق تر و اسپرینگفیلد کمی قدرتمندتر است. فارغ از این دو، لیچفیلد بهترین رایفل سریع بازی است که ۱۴۵ دلار هزینه برایتان به دنبال خواهد داشت.

بهترین شاتگان

شاتگان Repeating بیشترین قدرت را دارد اما با داشتن دو تا شاتگان دو لول (Swan-Off) می توان همزمان با هر دو شلیک کرد که شک نکنید انتخاب جذاب تری است.

بهترین اسنایپر

قدرت شخصی سازی Red Dead Redemption 2 به قدری بالا است که می توانید تقریبا تمامی رایفل ها را با نصب یک دوربین به سلاح تک تیرانداز تبدیل کنید. اما اگر به دنبال گزینه ای قدرتمندتر اما به طبع آن کندتر هستید، چندین سلاح تک تیرانداز هم برای فروش در مغازه ها موجود بوده که بهترین آن ها بدون شک Carcano Rifle است.

این سلاح بُرد بسیار زیادی دارد، قدرتش برای کشتن یک فیل کافیست (معمولا به سلاح های قدرتمند فیل‎کش گفته می شود) و دقتی بسیار زیاد و نقطه ای دارد.

بهترین سلاح سرد

تبر آمریکایی تاماهاوک (Tomahawk) سلاح بسیار کشنده ای که از فاصله نزدیک تنها با یک پرتاب اکثر اهداف را از پا در می آورد و برای کشتن مخفیانه دشمنان انتخاب بسیار مناسبی است. فقط به یاد داشته باشید که بعد از هر بار استفاده آن را دوباره بردارید تا مجبور نشوید برای خرید آن هزینه کنید.

اما بهتر از آن، زمانی که به شهر سنت دنی (Saint Denis) می رسید، به مغازه های خرید و فروش بازی که با نام Fence شناخته می شود، سری بزنید و آیتم Homing Tomahawk Pamphlet را خریداری کنید. شاید از لحاظ ظاهری متوجه تغییر خاصی نشوید اما پر جغدی که با این ارتقا به تبر اضافه می شود، دقت آن را بسیار بالا می برد.

سلاح‌های خاص و کمیاب 

تپانچه نیمه‌شب (Midnight’s Pistol)

در همان شهر ولنتاین که در فصل مقدمه بازی با آن آشنا می‌شوید، سری به کافه دوم شهر که کمی هم کوچک‌تر است بزنید تا با نویسنده‌ای آشنا شوید. این نویسنده تصمیم دارد تا زندگی‌نامه‌ای از یک هفت‌تیرکش دائم‌الخمر بنویسد اما برای نوشتن آن به اطلاعات بیشتری نیاز دارد. برای همین او چند تا از معروف‌ترین هفت‌تیرکش‌های آمریکا را به آرتور معرفی کرده و عکس‌هایشان را در اختیارش قرار می‌دهد.

با دسترسی به هر کدام از این تصاویر و نگاه کردنشان، موقعیت حدودی این افراد مشخص می‌شود. به سراغ بیلی میدنایت بروید تا با کشتن او صاحب تپانچه‌اش شوید، تپانچه مدل Mauser که حکاکی‌های طلا هم دارد. این سلاح سرعت شلیک بالایی دارد اما قدرتش متوسط است و بیشتر مناسب بخش‌های ابتدایی بازیست.

هفت‌تیر فلاکو (Flaco)

یکی دیگر از شخصیت‌های ماموریت فرعی بالا که فلاکو نام دارد، ریوالور یا هفت‌تیر زیبایی دارد که مشابه با مورد قبلی با کشتن او صاحب این سلاح خواهید شد. البته قدرت و توانایی‌های این هفت‌تیر آنقدر هم خیره‌ کننده و جالب نیست.

هفت‌تیر گرنگر (Granger)

امت گرنگر (Emmet Granger) تفنگدار دیگری است که هفت‌تیری زیبا با دسته مرواریدی در دست دارد. البته قدرت این سلاح حتی به خوبی هفت‌تیر نفر قبلی یا همان فلاکو هم نیست.

هفت‌تیر کالووی (Calloway)

این آخرین هفت‌تیر و سلاحی است که با تمام کردن این سری ماموریت فرعی به دست می‌‌آورید. فقط فراموش نکنید که بعد از کشتن آخرین هفت‌تیرکش، جنازه‌اش را لوت کنید. روی این هفت‌تیر عبارت Canis Cane Edit حکاکی شده که ارجاعی جالب به اسم یکی دیگر از ساخته‌های راکستار یعنی بازی Bully‌ است.

‌هفت‌تیر Algernon

تمامی ماموریت‌ها و وظایف مشخص شده در چالش Dutchesses and Other Animals را به پایان برسانید و پاداش شما هفت‌تیری زیبا با دسته مرواریدی است. این ماموریت‌ها همگی توسط شخصی به نام Algernon Wasp به آرتور داده می‌شود و برای ملاقات با او باید تا فصل چهارم بازی و رسیدن به شهر سنت دنی صبر کنید. خوشبختانه این هفت‌تیر سرعت شلیک بسیار خوبی دارد.

تیشه سنگی

پنج سال از عرضه GTA V می‌گذرد و این بازی هنوز هم به لطف بخش آنلاین قدرتمندش می‌فروشد و سرورهایش پر از بازیکن‌هایی از سراسر جهان است. بنابراین برای راکستار چه تصیمی بهتر از آن است که با یک سری چالش گیمرها را به تجربه هر دو بازی خود دعوت کند؟ تیشه سنگی یکی از سلاح‌های سرد جالب Red Dead Redemption 2 است که نه تنها در GTA هم وجود دارد، بلکه برای آزاد کردن آن اتفاقا باید ابتدا به سراغ این بازی بروید.

وارد GTA Online شوید، پیامک‌های گوشی خود را جستجو کنید تا پیغامی را ببینید که از طرف Maude Eccles یکی از شخصیت‌های فرعی بازی آمده است. او از شما می‌خواهد تا بانتی یا همان جایزه‌هایی که تعیین شده را کسب کنید و در نهایت بعد از ۵ بانتی، مختصات و آدرس محل تیشه سنگی را می‌گوید.

زمانی که تیشه سنگی را به دست آوردید، با آن ۲۵ نفر را بکشید تا جایزه ۲۵۰ هزاردلاری بازی نیز آزاد شود. در نهایت این سلاح جالب در Red Dead Redemption 2 نیز موجود می‌شود و برای پیدا کردن آن باید تا شمال منطقه Owanjila بروید تا تیشه سنگی را در گورستان آمریکایی‌های بومی آن منطقه پیدا کنید.

هفت‌تیر دابل اکشن (Double-Action)

‌هفت‌تیر دابل اکشن سلاح دیگری است که برای دستیابی به آن باید به سراغ GTA V بروید. «شایعه شده که عتیقه‌ای از دوران قدیم تازه کشف شده و این گنج در انتظار کسانی است که جرات پیدا کردنش را دارند» این پیغامی است که در بازی پدیدار می‌شود و سپس در ادامه می‌گوید:‌ «حواستان به گوشی iFruit خودتان باشد چرا که ایمیل مخصوصی شامل سرنخی برای پیدا کردن این هفت‌تیر ارسال خواهد شد.»

ایمیل خود در بازی را چک کنید و دنبال پیغامی از ایمیلی به آدرس [email protected] باشد که آدرس صندوقچه‌ای را برایتان مشخص خواهد کرد. با باز کردن این صندوقچه صاحب این هفت‌تیر جذاب خواهید شد اما برای آزاد شدن آن در Red Dead Redemption 2 باید ۲۵ نفر را با شلیک به سر بکشید.

برای گرفتن این هفت‌تیر در بازی، پس از پایان فصل اول بازی و بعد از آن به یکی از سلاح فروشی‌ها بروید تا آن را به صورت رایگان خریداری کنید. البته می‌توانید همان جا دابل اکشن را شخصی‌سازی کرده و طلایی‌اش کنید.

شاتگان کمیاب

غاری در غرب نقشه Red Dead Redemption 2، درست در شمال غرب دره بزرگ (Big Valley) یا غرب Hanging Dog Ranch قرار دارد. در داخل این غار فرد منزوی و اجتماع‌گریزی پیدا می‌کنید که صاحب این شاتگان کمیاب است. این شاتگان تفاوتی از لحاظ قدرت با شاتگان عادی ندارد اما بی‌نهایت زیباست.

محل پیدا کردن این شاتگان کمیاب (برای دیدن سایز کامل عکس کلیک کنید)

‌‌رایفل کمیاب Rolling Back

این سلاح یکی از بهترین تک تیراندازهای بازی است که در انتهای ماموریت داستانی Magicians for Sport به آن دست پیدا می‌کنید. یکی از افرادی که دوست شما را دزدیده این سلاح را در اختیار دارد، بنابراین حتما تمامی جنازه‌ها را بگردید تا آن را پیدا کنید.

‌‌شاتگان دو لول کمیاب

متاسفانه برای به دست آوردن این شاتگان باید دست‌هایتان را به خون آلوده کنید. نقشه بازی را باز کرده و علامتی درست زیر حرف a در منطقه Manito Glade قرار دهید. در این منطقه خانه‌ای در جنگل پیدا خواهید کرد که ساکن آن صاحب اختیار این شاتگان است. کافیست او را بکشید تا این شاتگان برای شما شود. فقط حتما جنازه او را لوت کنید چون در غین این صورت نمی‌توانید بعدها در بازی نمونه آن را پیدا کنید.

تبر تاماهاوک باستانی

نقطه‌ای از نقشه که این تبر را در آنجا می‌توانید پیدا کنید.

این تبر قدرتمند برای شکار حیوانات متوسط بازی بسیار ایده‌آل است. برای پیدا کردن آن به شمال شرق منطقه Calumet Ravine بروید. تبر درون هدفی چوبی فرو رفته که یافتن آن را آسان‌تر می‌سازد.

تیشه شکاری

درست در زیر حرف K در منطقه Window Rock و شمال خطوط راه‌آهن در The Grizzlies با ساختمانی رو به رو خواهید شد. به سمت راست آن بروید تا تیشه شکاری بازی را فرو رفته در کنده یک درخت پیدا کنید. این تیشه دارای تیغه‌ای بلند است که کنترل آن را راحت‌تر می‌کند و همچنین می‌توان آن را پرتاب نیز کرد.

تیشه وایکینگ‌ها

پیدا کردن دو سلاح آخر این لیست کمی دشوارتر از موارد بالا بوده و به صبر و حوصله بیشتری احتیاج دارد. ولی اگر از ایفای نقش یه کابوی بی‌کله خسته شدید، شاید وقتش رسیده کمی هم ظاهر وایکینگ‌ها را به خود بگیرید. در شمال غرب شهر معدنی انزبزرگ (Annesburg)، مقبره‌ای وجود دارد که با نام Old Tomb شناخته می‌شود، درست در آن طرف رودخانه.

برای پیدا کردن ست تجهیزات وایکینگ‌ها باید به این منطقه بروید (برای مشاهده سایز کامل کلیک کنید)

وارد مقبره شوید و در میان محراب می‌توانید تیشه‌ای را پیدا کنید که متعلق به وایکینگ‌ها بوده است. وارد اتاق‌های جانبی دیگر شوید تا در یکی از آن‌ها کلاهخود واکینگی را که بالای یکی از جمجمه‌ها قرار دارد، هم بردارید. آیتم مخفی دیگر شانه‌ای است که در پشت چندین جمجمه قرار دارد و برای پیدا کردن آن یا می‌توانید از قابلیت Dead Eye استفاده کرده یا به تمامی جمجمه‌ها شلیک کنید تا در نهایت آن را ببینید.

شمشیر دزد دریایی

بدون شک تا اینجا متوجه شدید که بر خلاف انتظار گویا در غرب وحشی سلاح‌های سرد مخفی و جالب بازی بیشتر از هفت‌تیر‌ها و شاتگان‌هاست. از واکینگ‌ها که بگذریم، حالا نوبت آن رسیده به دریاها و دوران اوج دزدان دریایی برویم. اگه همیشه این فانتزی عجیب را داشتید که کلاه دزدان دریایی را به سر کرده و سوار بر اسب شمشیر خود را در هوا حرکت دهید، راکستار ناامیدتان نکرده.

برای پیدا کردن این شمیشیر شکسته، به شهر سنت دنی (Saint Denis) رفته و از روی پل قطار بزرگ آن منطقه به سمت جنوب شرق خیره شوید تا مجموعه‌ای از جزیره‌های کوچک را پیدا کنید.

به دنبال قایقی ویران شده بگردید. اما حتما قبل از آنکه به این منطقه بروید، اسب خود را در منطقه‌ای امن نگه دارید چرا که تمساح‌های ریز و درشت بسیاری در آن منطقه زندگی می‌کنند که به راحتی هر اسبی را ترسانده و شما را نقش زمین می‌کنند. همچنین حتما با خودتان سلاح قدرتمندی چون شاتگان به همراه داشته باشید تا بتوانید از عهده حملات کشنده و خطرناک تمساح‌ها برآیید.

در مرداب به سمت پایین و از جزیره‌ای به سمت جزیره دیگر حرکت کنید تا در نهایت قایق ذکر شده را بیابید، قایقی که اسکلت صاحبش نیز در وسط آن جا خوش کرده.

منطقه‌ای که قایق مخروبه ذکر شده در آنجا قرار دارد (برای دیدن سایز کامل کلیک کنید)

شمشیر را از تو قایق بردارید اما اگر می‌خواهید ست لباس‌های دزد دریایی‌تان کامل شود، پس بهتر است به دنبال کلاه سه گوشه مخصوص دزد دریایی‌ها هم باشید. برای دستیابی به این کلاه، به جزیره بزرگی که در دریاچه Flat Iron قرار دارد، بروید اما برای رفتن به آنجا نیاز به قایق دارید که می‌توانید آن را از کمپ خریداری کنید. این قایق ۳۶۰ دلار برایتان هزینه به دنبال خواهد داشت.

در همین منطقه پارو بزنید تا کشتی بزرگ دزدان دریایی را در شمال این جزیره پیدا کنید، خیالتان راحت باشد این کشتی به اندازه‌ای بزرگ است که از چشم‌های کسی دور نماند. به داخل کشتی بروید تا کلاه سه گوشه مخصوص را در نهایت پیدا کنید.

ارتقا تیروکمان

شاید عجیب باشد اما در بازی‌ای که چندین مدل مختلف هفت‌تیر، شاتگان و رایفل طراحی شده تنها یک تیرکمان وجود دارد. ولی کمان Longarm Back Bow یکی از کاربردی‌ترین سلاح‌های بازیست که از آن هم برای شکار بهتر حیوانات و هم کشتن دشمنان استفاده کرد. البته این کمان قابل ارتقا نیست اما با آپگرید کردن تیر‌های آن می‌توان از آن سلاح قدرتمندتری ساخت.

در همان فصل ابتدایی بازی و وقتی برای اولین بار به شکار می‌روید، یکی از اعضای گروه این کمان را در اختیار شما قرار می‌دهد. بنابراین اگر آن را نتوانستید در چرخه سلاح‌های آرتور پیدا کنید، احتمالا آن را در خورجین اسب جا گذاشته‌اید. تیرهایی عادی که در اختیار دارید، برای کشتن مخفیانه دیگران و شکار حیوانات کاملا کفایت می‌کند و استفاده از این سلاح نه تنها کمترین آسیب را به پوست حیوان می‌زند، بلکه مانع از ترسیدن و فرار حیوانات مجاور هم می‌شود.

اما با پیشروی در داستان بازی این قابلیت را پیدا می‌کنید که تیرهای مخصوصی را برای شکار حیوانات مختلف و حتی تیرهای انفجاری بسازید.

تیر ارتقایافته (Improved)

این تیر قدرت بیشتری از تیرهای عادی داشته و آن را پس از پایان فصل اول به بعد می‌توان خریداری کرد. قدرت زیاد این تیر از نفوذ بیشتر آن ناشی می‌شود، بنابراین اگر دنبال تیری کشنده‌تر اما بدون قدرت خاصی هستید، Improved Arrow گزینه مناسبی است.

تیر Small Game

این نوع از تیر قابل خریدن از مغازه‌ها نیست و باید خودتان آن را کرفت کرده یا به عبارتی بسازید. بهترین کاربرد این تیر برای زدن پرنده‌های کوچک است اما از آن برای کشتن مار، موش، میمون، خفاش و وزغ هم می‌توانید استفاده کنید.

تیر سمّی (Poison Arrow)

بعد از پایان فصل دوم Red Dead Redemption 2، این نوع از تیر را می‌توانید از مغازه‌های Fence (که با علامت حفاظ در نقشه مشخص شده) خریداری کنید. این تیر هم انسا‌ن‌ها را مسموم می‌کند و هم حیوانات متوسط را سریع‌تر زمین‌گیر می‌کند. بهترین استفاده از این تیر، زدن کایوتی‌ها، خوک‌های وحشی، آرمادیلو و پرنده‌های بزرگتری چون عقاب و شاهین است.

تیر آتشی (Fire Arrow)

در اواسط فصل دوم بازی این نوع از تیر آزاد می‌شود که بدون شک نیازی هم به توضیح ندارد. زه کمان را بکشید و هر حیوان یا شخصی را که خواستید، به آتش بکشید.

تیر دینامیتی

با رسیدن به انتهای فصل سوم قوی‌ترین تیر بازی آزاد می‌شود. کافیست چند نفر در نزدیکی هم باشند تا بتوانید با یکی از این تیرها همه آن‌ها را به آن دنیا بفرستید. بدیهتا توصیه می‌کنیم از این نوع تیر انفجاری برای زدن حیوانات استفاده نکنید چرا که پوست و گوشت آن‌ها کاملا خراب می‌شود.

The post راهنمای پیدا کردن بهترین سلاح‎ها و تجهیزات در Red Dead Redemption 2 appeared first on دیجیاتو.

۱۰ نکته‎ای که بهتر است قبل از تجربه Red Dead Redemption 2 یاد بگیرید

هنوز تقریبا دو ماه تا پایان سال جاری میلادی باقی مانده اما بدون کمترین تردیدی از همین حالا می‌توانیم Red Dead Redemption 2 را بهترین عنوان سال خطاب کنیم. بازی به اندازه‌ای کم نقص بود که در بررسی دیجیاتو نمره کامل یا ۱۰۰ را بگیرد و در مطلبی دیگر از داستان‌ها و تجربه‌هایی شخصی گفتیم که نمونه‎اش را تنها می‌توانید در آخرین ساخته راکستار پیدا کنید.

اما غرب وحشی در Red Dead Redemption 2 بسیار وسیع و گسترده است و مکانیزم‌های فراوانی نیز برای اولین بار به این نسخه اضافه شده‎اند. نکات ریز و درشت بی شماری نیز در گیم پلی نهفته است و تقریبا می‌توان گفت که بازی هیچ کدام از آن‌ها را به طور کامل و دقیق به شما آموزش نمی‌دهد.

البته که این ویژگی ایراد به حساب نمی‌آید، در واقع راکستار تصمیم گرفته تا با الگو گرفتن از عنوان موفقی چون زلدا، کشف بیشتر این ویژگی‌ها و شگفتی‌های دنیای تحسین برانگیزش را به مخاطب واگذار کند. بنابراین باید بدانید که در Redemption 2 خبری از آموزش‌های کامل و تصویری عناوین دیگری چون اساسین کرید نیست و ممکن است ساعت‌ها طول بکشد تا با برخی از المان‌های اصلی گیم پلی به طور کامل آشنا شوید.

اما اگر وقت یا حوصله‌ای برای اکتشاف ندارید و ترجیح می‌دهید تا پیش از قدم گذاشتن به جنگل‌های سرسبز یا بیابان‌های بی آب و علف آمریکای شمالی، با نکات مهم Red Dead Redemption 2 بیشتر آشنا شوید، ۱۵ نکته زیر به طور اختصاصی برای شما نوشته شده است. البته به زودی در چند مطلب جداگانه دیگر ذره بینی درشت‌تر برداشته و به آموزش بخش‌های مختلف بازی هم می‌پردازیم.

مکانیزم نوارهای سلامتی، انرژی و Dead Eye یا چرا خواب کافی و تغذیه مناسب اهمیت دارد؟

تقریبا تمامی بازی‌ها از جمله حتی ساخته‌های قبلی خود راکستار مکانیزم ساده و سر راستی برای نوار سلامتی دارند. GTA V را در نظر بگیرید، نواری سبز رنگ در گوشه تصویر وضعیت سلامتی کاراکتر شما را نشان می‌دهد، خطی آب نمایانگر میزان استامینا یا همان انرژی است و نوار نارنجی رنگ انتهایی مربوط به قدرت ویژه فرانلکین، مایکل یا تروور می‌شود.

اتفاقا Red Dead Redemption 2 نیز سه المان مشابه دارد که نواری به دور نماد هر کدام کشیده شده. اما خود این نمادها نیز پر و خالی شده و روی حلقه یا همان نوار دور خودشان نیز تاثیر می‌گذارند. برای درک بهتر اجازه دهید از همان نام‌هایی استفاده کنیم که طراحان بازی این دو را می‌نامند، حلقه (Ring) و هسته (Core).

مکانیزم عملکرد حلقه بسیار ساده و آشناست. اگر آسیب ببینید، حلقه سلامتی خالی شده و هنگام دویدن نیز حلقه استامینا شروع به کم شدن می‌کند. برای پر شدن دوباره این حلقه‌ها می‌توانید کمی منتظر بمانید و یا از آیتم‌های مختلفی چون تونیک‌ها استفاده کنید.

هسته‌های سلامتی، استامینا و Dead Eye را  نیز می‌توان به سطل‌هایی سوراخ تشبیه کرد که حتی اگر کامل هم پر باشند، با گذشت زمان خالی می‌شوند. اینکه چه مقدار طول می‌کشد تا هر نوار تخلیه شود، به عوامل مختلفی بستگی دارد، برای مثال آرتور مورگان شما چاق است یا لاغر؟ در کوهستان‌های برفی و صفر درجه لباس تابستانی پوشیدید یا چند روز است که چشم روی هم نگذاشتید؟

اما مکانیزم و هدف این هسته‌ها یا Core‌ها چیست؟ در وهله اول این هسته‌ها نقش منبع ذخیره را دارند، به عنوان مثال اگر برای مدتی طولانی بدوید و حلقه استامینا خالی شود حالا دیگر با برداشتن هر قدم اضافه، هسته استقامت نیز با سرعت بیشتری خالی می‌شود تا در نهایت به پایان برسد. اما مهم‌تر از این، وضعیت این هسته‌ها روی سرعت خالی یا پر شدن حلقه‌ها نیز تاثیر می‌گذارد.

حالا احتمالا می‌پرسید که چطور می‌توان وضعیت این هسته‌ها را بهبود بخشید؟ خوردن غذا، داشتن خواب کافی و آیتم‌های متنوع دیگر چون نوشیدنی‌ها همگی می توانند عملکرد هسته‌ها را تحت تاثیر قرار دهند. همین موضوع سبب می‌شود که هیچ کدام از المان‌های رئالیسم Red Dead Redemption 2 بی هدف و عبث نباشند.

دیگر تنها کافیست تا قبل از خوردن غذا یا استفاده از آیتمی، به مشخصات آن توجه کنید تا متوجه اثر آن روی هر یک از هسته‌ها شوید. برای همین است که شاید کشیدن یک نخ سیگار لذت زیادی داشته باشد اما باید مراقب اثر آن روی هسته استقامت یا همان Stamina باشید.

مراقب از دست دادن ماموریت‌های فرعی بازی باشید

اگر خط داستانی بیش از ۶۰ ساعته و ماموریت‌های اصلی بازی برایتان کافی نیست، اصلا نگران نباشید چرا که جهان بزرگ Red Dead Redemption 2 مملو است از اتفاقات و غالفگیری‌های مختلف. تمامی این ماموریت‌ها، اتفاقات و شخصیت‌های فرعی با رنگ سفید مشخص شدند در حالی که آیکون‌های زرد رنگ نشان دهنده ماموریت‌های اصلی است.

اما موضوع حائز اهمیت این است که بسیاری از این ماموریت‌های فرعی با پیشروی در بازی و پشت سر گذاشتن ماموریت‌های اصلی از بین می‌روند و دیگر امکان تجربه آن‌ها وجود ندارد. بنابراین توصیه می‌کنم همزمان و موازی با جلو بردن خط داستانی، این ماموریت‌های فرعی به خصوص آن‌هایی را که مربوط به اعضای کمپ می‌شوند، از دست ندهید.

همه اسب‌ها نجیب نیستند

خجالت نکشید، هیچ کدام از ما سوارکارهایی که فکر می‌کردیم نیستیم. کنترل اسب‌ها در Red Dead Redemption 2 به اندازه‌ای واقع گرایانه و دقیق است که اصابت با درخت یا هر مانع دیگری می‌تواند به راحتی شما و اسب بیچاره را کله پا کند.

اما حتی زمانی که به کنترل اسب خود عادت کرده و سوارکاری ماهر شدید، همچنان باید مراقب اسب‌های وحشی و رام نشده دیگر باشید. اسب‌هایی که در طبیعت پیدا می‌کنید و یا اسبی که به تازگی خریدید، به آرامی و مهربانی یار دوست داشتنی قبلی شما نیستند. کافیست از پشت نزدیک یکی از آن‌ها شوید تا با یک جفتک آرتور را در کسری از ثانیه آن دنیا بفرستند. فکر کنم نیازی به گفتن آن نباشد که مشت زدن به اسب هم بدترین تصمیمی است که می‎توانید در زندگیتان بگیرید.

نگران نباشید، سرتان بی کلاه نمی‌ماند

هر شغل و حرفه‌ای لباس و تجهیزات مخصوص به خودش را دارد. دانشمندان روپوش‌های سفید رنگ به تن می‌کنند و مدیرهای میانسال را هم احتمالا با کت و شلوارهای شیک‎شان می‌شناسید. اگر هفت‎تیرکشی و گاوچرانی را هم شغل حساب کنیم، تصور یکی از آن‌ها بدون کلاه کابویی و چکمه‌های بزرگ کمی دشوار است.

اما اگر کمی دنبال دردسر باشید، آن کلاه زودتر از آنچه که فکرش را بکنید از روی سرتان خواهد افتاد. پرتاب یک مشت به سمت صورت یا اصابت یک گلوله در نبردها کلاه آرتور را به باد می‌دهد و دیگر پیدا کردن آن بعد از کشتن ده‌ها نفر کار آسانی نیست.

ولی اگر فکر می‌کردید که با از دست دادن هر کلاه مجبور هستید بار دیگر آن را خریداری کنید، نشان می‌دهد که چندان در منوهای اینونتوری بازی کند و کاو نکردید. مهم نیست چند تا از کلاه‌هایتان را از دست دهید، همه آن‌ها در خورجین اسب موجود هستند و کافیست با نگه داشتن دکمه L1 به تب Horse بروید و کلاهی را که می‌خواهید، انتخاب کنید.

اسب خودتان را روی حالت پرواز خودکار قرار دهید ولی افسار آن را محکم بگیرید

دنیای Red Dead Redemption 2 به حدی بزرگ است که چه سوار بر اسب بتازید و یا قطار را برای حمل و نقل انتخاب کنید، همچنان مدت‌ها طول خواهد کشید که از نقطه ای به نقطه دیگر آن بروید. البته که واقعا در بازی خود مسیر لذت بخش و مهم تر از مقصد است و آنقدر اتفاقات مختلفی در این سفرهای کوتاه می‌افتد که خستگی راه را فراموش می‌کنید اما به هر حال اگر حوصله سوارکاری ندارید، کافیست نقطه‌ای را در نقشه انتخاب کرده و دوربین بازی را در حالت سینمایی قرار دهید تا اسب‎تان به طور خودکار شما را به آنجا ببرد.

البته استفاده از این قابلیت ریسک‌ها و مشکلاتی نیز دارد. اول از همه اسب شما در این حالت با سرعتی متوسط حرکت می‌کند و مدت زمان بیشتری طول می‌کشد تا به مقصد برسید. اما مهم‌تر از آن، با قرار دادن دوربین در حالت سینماتیک ممکن است در مسیر اسب شما با سوارکارهای دیگر برخورد کند و یا راهزن‌ها چند گلوله مهمانتان کنند.

پس چرا نمی‌توانم با دو هفت تیر به دل دشمن بزنم؟

اگر تریلرهای بازی را پیش از عرضه دنبال کرده باشید، تقریبا در بیشتر آن‌ها دیدید که آرتور مورگان با دو هفت تیر در دست‌هایش درست مانند مکس پین، بی وقفه دشمنانش را به گلوله می‌بندد. اما در کاتالوگ مغازه‌های سلاح فروشی به دنبال آن نباشید چرا که در چند ساعت اولیه بازی خبری از این ویژگی نیست.

برای آزاد کردن این قابلیت باید یکی از مراحل اصلی بازی را پشت سر بگذارید که در فصل دوم و همراه با مایکا (Micah) روایت می‌شود. پس از به پایان رساندن این مرحله است که مایکا غلاف دیگری به آرتور می‌دهد و از این پس او می‌تواند از دو هفت تیر یا یک هفت تیر و یک شاتگان کوچک استفاده کند.

قبل از شروع مرحله، سلاح‌هایتان را فراموش نکنید

آخرین ساخته راکستار بدون شک واقع گرایانه‌ترین عنوانی است که این کمپانی چیره دست ساخته و المان‌های رئالیسم در نقطه به نقطه گیم پلی بازی به چشم می‌خورد. یکی از محدودیت‌های Red Dead Redemption 2 این است که بر خلاف GTA V و دیگر بازی‌های قبلی اجازه نمی‌دهد تا چندین سلاح مختلف را همزمان به همراه داشته باشید.

درست خواندید، آرتور دیگر نمی‌تواند مانند CJ یا مایکل، در میان درگیری از جیب شلوارهایش سلاح بزرگی چون تک تیرانداز در آورد. تمامی تجهیزات شما از سلاح‌ها گرفته تا تونیک‌ها در خورجین اسب نگهداری می‌شوند، بنابراین احتمالا اوایل تجربه بازی بارها اتفاق خواهد افتاد که بدون برداشتن هیچ سلاحی و تنها با همان هفت تیر خود ماموریت را آغاز خواهید کرد.

راه حل ساده است؛ به خاطر بسپارید که قبل از صحبت کردن با یکی از کاراکترها و یا شروع مرحله، حتما به کنار اسب خود بروید و با نگه داشتن دکمه L1 (در پلی استیشن ۴) سلاح‌هایی را که می‌خواهید، انتخاب کنید.

همیشه یک کیت نجات اسب به همراه داشته باشید

در دنیای Red Dead Redemption 2، اسب‌ها بهترین یار و همراهتان هستند. این حیوان دوست داشتنی که حتی خودتان نامش را انتخاب می‌کنید؛ نه تنها شما را کیلومترها از شرق تا غرب یا جنوب تا شمال بازی جا به جا می‌کند، بلکه تمامی تجهیزات و سلاح‌های شما را نیز به دوش می‌کشد.

بنابراین تعجبی ندارد مردن اسبی که ساعت‌ها مراقبش بودید، یکی از دردناک‌ترین لحظاتی است که در بازی با آن مواجه خواهید شد، به خصوص اگر خود مجبور شوید حیوان بیچاره را از درد نجات دهید.

بهترین راه این است که تا حد امکان جان اسب خود را در خطر قرار ندهید و در هنگام درگیری‌ها فراری اش دهید اما اگر هم آسیب دید، به همراه داشتن یک کیت نجات اسب یا همان Revive Kit می‌تواند جان یار همیشگی‎تان را نجات دهد. این کیت‌ها را نیز می‌توانید در فروشگاه اصلی بازی (General Store) پیدا کنید.

سلاح‌ها را حتما تمیز کنید

سلاح‌ها شما به راحتی کثیف می‌شوند و این آلودگی عملکرد آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. برای همین هر از چند گاهی آن‌ها را تمیز کنید و چند روغن مخصوص نیز به همراه داشته باشید چرا که فرآیند تمیز کردن را سریع‌تر و بهتر می‌کند.

سلاح‌های آرتور هیچ وقت خراب نمی‌شوند اما در اثر استفاده زیاد و کثیف شدن، دقت و قدرت آن‌ها کاهش می‌یابد. برای تمیز کردن سلاح‌ها و دیدن وضعیت کلی آن‌ها کافیست در منوی انتخاب سلاح، روی هر کدام دکمه R3 (یا RS در ایکس باکس) را فشار دهید.

لازم نیست برای دویدن پشت سر هم دکمه فشار دهید

این نکته آخر شاید تا حدودی سلیقه‌ای باشد اما بسیاری از فشار دادن پیوسته دکمه X یا A برای دویدن چندان دل خوشی ندارند. اگر شما هم یکی از آن افرادی هستید که از فشار دادن پشت سر هم یک دکمه زود خسته می‌شوید، جایی برای نگرانی نیست. به بخش تنظیمات بازی بروید و با تغییر دادن گزینه Toggle Run، دیگر تنها کافیست یک بار دکمه اشاره شده را فشار دهید تا آرتور شروع به دویدن کند.

دنیای Red Dead Redemption 2 به اندازه‌ای بزرگ و وسیع است که ۱۰ نکته بالا بیشتر نقش پیش غذا را دارند. به یاد داشتن این نکات باعث می‌شود تا در چند ساعت اولیه بازی کمتر گیج شوید اما اگر به دنبال آموزش‌های تخصصی‌تر و با جزییاتی بیشتر هستید، قسمت‌های بعدی این سری مطلب آموزشی را از دست ندهید.

The post 10 نکته‎ای که بهتر است قبل از تجربه Red Dead Redemption 2 یاد بگیرید appeared first on دیجیاتو.

۷ داستان باورنکردنی از دنیای Red Dead Redemption 2

دور همدیگر نشسته‌اید، نور میلیون‌ها ستاره نقره ای بالای سرتان منظره ای خیره کننده می‌سازد و شعله‌های سرخ آتش فضا را گرم و روشن‌تر می‌کنند. یکی از دوستانتان دست به گیتار می‌برد، همگی همراهش همخوانی می‌کنید و بطری‌های نوشیدنی به نشانه خوشحالی به یکدیگر می‌خورد. بعد از نواخته شدن آخرین نوت و تشویق حضار، حالا به نوبت هر کس می‌رسد تا داستانی تعریف می‌کند.

نزدیک به یک هفته از عرضه جاه طلبانه‌ترین بازی سال و شاید البته نسل هشتم یعنی می‌گذرد Red Dead Redemption 2 و در حالی که دو روز از انتشار بررسی اختصاصی دیجیاتو گذشته، تقریبا همه ما همچنان اوقات فراغت خود را به تجربه این شاهکار اختصاص داده‌ایم.

هر چند پاراگراف اول یکی از صدها لحظه شیرین بازی را توصیف می‌کند، ولی ما نیز تصمیم گرفتیم دور هم جمع شده و داستان‌هایمان از ده‌ها ساعت غرق شدن در غرب وحشی را برای یکدیگر تعریف کنیم، البته با این تفاوت که در این دورهمی خبری از آتش و موسیقی زنده نبود.

خلاصه کلام، در ادامه قرار است گلچینی از باورنکردنی ترین داستان‌هایم از نسخه دوم را برایتان تعریف کنم. اکثر این داستان‌های کوتاه و تجربه‌ها، درباره دنیای گسترده بازی است و برخی از آن‌ها ماموریت‌های فرعی را نیز شامل می‌شود اما هیچ کدام از آن‌ها ذره ای از داستان را بر ملا نمی‌کنند.

با این وجود اگر از آن دسته افرادی هستید که می‌خواهید تا قبل از خرید،Red Dead Redemption 2  چون جعبه شکلاتی در بسته و دست نخورده باقی بماند، توصیه می‌کنم به خواندن ادامه ندهید. البته اگر خودتان هم داستانی برای گفتن دارید، مشتاقانه منتظر خواندنش در قسمت نظرات هستیم.

چابک مَست مرده

بی‌شمار ویژگی مثبت در بازی وجود دارد که به خاطر آن‌ها باید کلاهمان را به افتخار راکستار برداریم اما اتفاقات از پیش تعیین شده‌ای که راکستار آن‌ها را Encounter می‌نامد، یکی از جذابیت‌های اصلی این دنیای وسترن است که البته بعد از ۵۰ ساعت، به نظر می‌رسد هیچگاه تکراری نیز نمی‌شوند.

دوست داشتنی‌ترین این تجربه‌ها برای من هم زمانی بود که در هنگام وارد شدن به بار یا همان سالن شهر با یکی از کابوی‌ها سپر به سپر شدیم. تلاشم برای آرام کردن کابوی مست نتیجه‌ای نداشت اما خوشبختانه همچنان به اندازه‌ای منصف و هوشیار بود تا به جای کشیدن هفت تیرش، من را به دوئلی در خیابان اصلی شهر دعوت کند.

البته که در این مورد خاص عکس ارتباطی به متن ندارد.

این اولین باری بود که در بازی دوئل می‌کردم و می‌ترسیدم احتمالا آخرین بار هم باشد. خیابان اصلی شهر ولنتاین خالی شد و مردم به کنار رفتند، داشتم به روزنامه‌های فردای شهر فکر می‌کردم که تیتر اولشان خورده بود «آرتور مورگان به خاطر یک برخورد ساده در دوئل کشته شد» آماده شدم تا با نهایت سرعت هفت تیرم را از غلاف در آورم که حریف عزیز از شدت مستی بیهوش شد.

البته به عنوان یک دوست توصیه می‌کنم که اگر این اتفاق برای شما هم افتاد، مثل من جیب‌های کابوی عزیزمان را نگردید چون کلانتری ولنتاین حتی بالا کشیدن اموال شخص مرحوم را جرم می‌داند.

نوازنده‌های پیانو اعصاب ندارند

جدیدترین ساخته راکستار از طریق چند دکمه محدود چون Greet،Antagonize  و Defuse به شما اجازه می‌دهد تا با هر انسانی در دنیای بزرگ بازی تعامل داشته باشید. باید اعتراف کنم درست بر خلاف انتظارم، این سیستم پیچیده‌تر و بسیار هیجان انگیزتر از آن چیزی است که فکرش را می‌کردم. دیالوگ‌ها و عکس العمل‌های آرتور و مردم شهر بی‌نهایت طبیعی و واقع گرایانه است و البته نوازنده‌های پیانو سالن‌ها هم از این قضیه مستثنی نیستند.

در یکی از ظهرهای آفتابی و گرم شهری در جنوب، تصمیم گرفتم تا سری به بار زده و خودم را چند شیشه نوشیدنی مهمان کنم. خوشبختانه کافه‌های بازی هر بار و بسته به وقت روز، اتمسفری متفاوت دارند و این بار هم تک نوازی یکی از دوستان عزیز در پشت پیانو فضا را دلنشین‌تر می‌کرد. موسیقی زیبای نوازنده باعث شد احساس کنم باید مهارتش را تحسین کنم.

بنابراین به نزدیکش رفتم و با زدن دکمه Greet سلام گرمی کردم، صدایی از او بر نیامد. با خود گفتم شاید در این شلوغی صدایم را نشنیده، دوباره مربع را فشردم و آرتور بار دیگر ذهنم را خواند و گفت «قربان چقدر خوب می‌نوازید». پیانیست باز هم لب به سخون نگشود و لحظه ای از بازی ناامید شدم که شاید NPC‌ها هنگام انجام کار نمی‌توانند صحبت کنند.

برای بار آخر شانسم را امتحان و این بار گزینه دشمنی یا Antagonize را انتخاب کردم و همین کافی بود تا Red Dead Redemption 2 بار دیگر شگفتی اش را به رخ بکشد. آرتور با به یاد داشتن دیالوگ قبلی اش گفت: «دروغ گفتم، کارت افتضاحه» و تازه متوجه شدم که نوازنده ما لال نیست چون جوابی کاملا دندان شکن نثارم کرد. اما شگفتی اصلی فرد دیگری بود که پشت میز کناری نشسته بود و با شنیدن مکالمه ما گفت: «آقا لطفا بی ادب نباش.»

بدون شک کاراکترهای دنیای Red Dead از هر بازی دیگری زنده و طبیعی تر هستند اما به نظر می‌رسد در بین آن‌ها، نوازنده‌های پیانو چندان خوش مشرب نیستند.

لباس‌ها را باید شست، آرتور را جور دیگر باید دید

همانطور که احتمالا از تریلرهای منتشر شده از بازی می‌دانید، مردم و دیگر کاراکترها نسبت به وضعیت ظاهری آرتور عکس العمل نشان می‌دهند و اگر اعتقاد چندانی به ظاهر آراسته و بهداشت فردی نداشته باشید، تقریبا همه از شما دوری می‌کنند. اما این سیستم تغییرات ظاهری بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسید.

فرو کردن چاقو در سینه یکی از گاوچران‌های بیچاره کافیست تا تمام چهره و لباس‌های آرتور غرق در خون شود و حتی اگر از یک سمت به روی گل و لجن بیافتید، درست همان قسمت از لباس کثیف خواهد شد. برای شستن این کثیفی‌ها و تمیز کردن آرتور همیشه هم لازم نیست حمام گرمی در هتل شهر کرایه کنید اما امیدوارم شما هم مثل من این ویژگی از Red Dead Redemption 2 را بعد از مچ اندازی با خرس گریزلی کشف نکنید.

جنگل‌های کوهستانی آمریکای شمالی در فصل تابستان مملو از خرس‌های غول آسای وحشی است که متاسفانه چه در واقعیت و چه در دنیای بازی نمی‌توان با آن‌ها صحبت منطقی کرد. در یکی از همین ماجراجویی‌هایم در جنگل، قبل از آنکه بخواهم متوجه غرش‌های خرس عصبانی بشوم، جک – اسب عزیزم – از شدت ترس و استرس با یک تک چرخ آرتور را نقش زمین کرد تا ما دو تا را با این پستاندار چند صد کیلویی تنها بگذارد.

در دنیای رد دد، خرس جزء وحشی ترین و قدرتمندترین حیوان‌ها است و کمتر پیش می‌آید که قبل از شکست دادنش، چند دنده‌ای جا به جا نشود و جای پنجه‌هایش روی بدنتان باقی نماند. این نبرد ناعادلانه هم دومین تقابل من با این حیوان بود و برای همین آرتور پساخرسی تفاوت چندانی با زامبی‌های واکینگ دد نداشت.

کمی با همین ظاهر وحشتناک به سوارکاری ادامه دادم، در مسیر چند نفری وحشت کردند و سوارکار دیگری هم با لحنی از تعجب و طنز گفت: «چی داشتی سلاخی می‌کردی؟». همان لحظه به رودخانه ای کم عمق رسیده و بار دیگر وسوسه شدم بازی را به چالش بکشم. از اسب پایین آمدم، تنی به آب زدم و لباس‌های آرتور تا حد زیادی تمیز شد. باور نمی‌کنید؟ ویدیو بالا را تماشا کنید.

قطار ۳:۱۰ به یوما نرسید

طناب جان مارستون در نسخه اول بازی یکی از آن ابزارهایی بود که استفاده کامل از پتانسیل‌های آن به فکر و ایده‌های غالبا شیطانی خودمان بستگی داشت و منظورم از شیطانی، به خاک کشاندن دیگران هنگام تاختن روی اسب نیست. ایده جذاب تر این است که دست و پای بدبخت دیگری را با طناب ببندید و به صورت عمود روی ریل قطار قرار دهید. حالا می‌توانید همان کنار منتظر شنیدن سوت قطار بمانید. تجدید دیدار با این نوستالژی در Red Dead Redemption 2  یکی از اولین کارهایی بود که به سراغش رفتم.

یک مزرعه دار بیچاره قربانی این نقشه شوم شد تا جنازه اش را پشت اسب انداخته و تا ریل قطار ببرم. پیکر بی جان را روی ریل قرار داده و در فاصله ای تقریبا دور منتظر قطار ماندم اما قبل از آنکه خبری از قطار شود، یکی از آن رهگذرهای کنجکاو متوجه جنازه شد و به سرعت شتافت تا کلانتر نزدیک ترین شهر را خبر کند.

حالا که مقتول پیدا شده بود، عقل سالم می‌گفت تا هر چه زودتر از محل جرم کیلومترها دور شوم اما این فرصت خوبی بود تا برای اولین بار ببینم رفتار دقیق ماموران قانون بازی به چه شکل است. برای همین تصمیم گرفتم فرار را به قرار ترجیح ندهم، برای همین تنها چند صد متری دور شده و با دوربین دوچشمی آرتور به تماشا نشستم.

کلانتر و دو مامور دیگر به نزدیک ریل قطار رسیدند، از اسب‌هایشان پایین آمده و با دقت جنازه را مورد بررسی قرار دادند. مدتی بعد هر سه شروع به جستجوی اطراف کردند و آرام آرام به من نزدیک شدند. خودم را کاملا برای یک درگیری ناگهانی آماده کرده بودم، از آن موقعیت‌هایی که دشمن‌ها و پلیس‌های دیگر بازی‌ها بی دلیل و بی درنگ انگشت به ماشه می‌برند.

اما بعد از آنکه کلانتر متوجه حضور من شد، تنها پرسید «تو چیزی در مورد این قضیه (قتل) میدونی؟» امیدی نداشتم که جوابم قانعش کند اما گزینه Defuse را انتخاب کردم و آرتور نیز با دستور من همه چیز را انکار کرد. در کمال تعجب، کلانتر حرفم را باور کرد و با همراهانش به سمت اسب‌هایشان بازگشتند. اما بر سر راهش جنازه را هم از روی زمین بلند کرد و بار دیگر کنجکاو شدم تا بفهمم با جنازه چه کار می‌کنند.

اما متاسفانه در آن لحظه اصلا به ذهنم خطور نکرد تعقیب ماموران آن هم درست چند ثانیه بعد از آن که از قتلی مشکوک تبرئه شدم، احتمالا احمقانه ترین تصمیم ممکن است. فکر کنم سرنوشت چنین قاتل آماتوری مشخص باشد اما در هر صورت فکر کنم ویدیو گذاشته در بالا تصویر دقیق‌تری بدهد.

نابیناها واقعا کور هستند

شدت واقع‎گرایی در Red Dead Redemption 2 به قدری است که بازی ناخواسته همواره شما را تشویق می‌کند تا آن را به چالش بکشانید. اشتباه هم نکنید، راکستار چنان سطحی از توقع ایجاد کرده که احتمالا بارها هم از نتیجه ناامید خواهید شد. اما بگذارید خیالتان را راحت کنم، فقیرهای نابینا واقعا کور هستند.

در یکی از سفرهایم آن هم درست در میان دشتی وسیع و در تاریکی شب که فکر نمی‌کردم تا مدت‌ها چشمم به موجود زنده ای بیافتد، شخصی در کنار جاده ایستاده بود و با شنیدن صدای اسب، صدایم زد. نابینا بود و نیاز به پول داشت اما نمی‌توانستم اطمینان کنم که راست می‌گوید یا خیر، چون به هر حال سال‌ها پیش برخی از مردم لوس سانتوس در GTA V با همین ترفندها گولم زده بودند.

چه روشی بهتر از سلاح کشیدن روی افراد نابینا تا بفهمیم تظاهر می‌کنند یا نه؟ البته که مرد بیچاره هیچ عکس العملی از خود نشان نداد انگار که واقعا کور باشد و همین کافی بود تا با یک اسکناس سبز رنگ خوشحالش کنم. اما درست بعد از آنکه کمکش کردم، فکر دیگری به ذهنم رسید. شاید همان عکس العمل نشان ندادن هم بخشی از برنامه ریزی اش بوده و حالا دارد در اعماق وجودش به من نیشخند می‌زند؟

با همین تفکر بار دیگر دست به غلاف بردم تا یک گلوله در جلوی پایش شلیک کنم و بیشتر در ذهنم انتظار یک باگ قابل پیش بینی را داشتم. اینکه مرد نابینا درست مانند هر کاراکتر دیگری به صورت پیش فرض پا به فرار بگذارد و از شدت ترشح آدرنالین بینایی اش بازگردد.

شاید باورش سخت باشد اما گویا طراح‌های راکستار چنین پیامدی را هم پیش بینی کرده بودند چون فقیر نابینای عزیز تنها روی زمین نشست، دست‌هایش را بالا سرش گرفت و فریاد زد. فکر کنم من هم بیشتر دنبال بهانه ای بودم تا یک دلار از دست رفته را پس بگیرم.

رقصنده با گاوها

به جرات می‌توانم بگویم قبول کردن یکی از ماموریت‌های فرعی نه چندان مهم بازی یکی از بهترین تصمیم‌های زندگیم در چند هفته اخیر بوده است. از اکشن و داستان جالب ماموریت که نمی‌خواهم لوث شود بگذریم، این ماموریت فرعی شما را بخش جنوب شرقی دنیای رد دد می‌برد، باتلاق‌ها و مرداب‌هایی زیبا که البته میزبان ده‌ها تمساح گرسنه هم هست.

بعد از اتمام مرحله برای اولین بار با تمساح‌های بازی مواجه شدم که فارغ از طراحی زیبا و کم نقص، از لحاظ ترسناک بودن چیزی کم از خرس گریزلی ندارند. حدس می‌زدم پوست تمساح باید قیمت بالایی داشته باشد، برای همین یکی از آن‌ها را شکار کرده و سوار بر اسب به سمت نزدیک‌ترین شهر حرکت کردم.

اگر تمساح‌های وحشی، درخت‌های غول پیکر و جنگل سوت و کور کافی نبود، جنازه حلق آویز شده یک بنده خدایی از درخت دیگر علناً این مرداب‌ها را به مخوف‌ترین منطقه از بازی برایم تبدیل کرد. بعید می‌دانم در هیچ سیاره ای با شلیک به طناب و آزاد کردن جنازه ای که ساعت‌ها به دار آویخته شده، بتوان آن را زنده کرد اما امتحان آن ضرری نداشت.

مطمئن نیستم آن چند مرد بومی که در میان جنگل انبوه پنهان شده بودند، از آنکه دکور ترسناکشان را خراب کردم کینه به دل گرفتند یا صدای گلوله من برایشان به منزله خطر بود اما به هر حال اهمیتی ندارد چون یکی از آن‌ها تنها با یک ضربه چاقو آرتور را به دیار باقی فرستاد.

شما را نمی‌دانم اما من کشف کردم بهترین راه برای فراموش کردن چنین تراژدی ای این است که درست بعد از بارگذاری دوباره، به درون مزرعه یک دامدار بپرم تا با تجاوز به حریم خصوصی اش عصبانی اش کنم. حالا مزرعه دار و دوستش را دارم که به سمت من شلیک می‌کنند و گاوهای ترسیده نیز دور تا دور مزرعه می‌رقصند تا کشت و کشتار ما بدون چالش هم نباشد.

خوب، بد، زشت

متاسفانه یا خوشبختانه کلانترها و ماموران قانون تنها کسانی نیستند که باید از چنگ آن‌ها فرار کنید. کافیست در هر کدام از مناطق بازی جرم و جنایت کنید تا پاداشی برای دستگیری یا کشتن آرتور مشخص شود و اگر رقم آن بسیار بالا باشد، هر لحظه باید انتظار جایزه‎بگیرهایی را داشته باشید که ردتان را می‌زنند.

در هنگام مواجه با این Bounty Hunter‌ها چندین راه بیشتر ندارید: پنهان شوید، فرار کنید، تسلیم شوید، همه را از پا در آورید و یا خدایی نکرده کشته شوید. در حدودا این ۵۰ ساعت تقریبا تمامی این روش‌ها را آزمایش کردم، البته هنوز موفق نشدم که ببینم آیا می‌شود این یاغی‌ها را با چرب زبانی و شاید هم کمی رشوه راضی کرد یا خیر.

شما باشید کدام روش را انتخاب می‎کنید؟ البته نتیجه نهایی چندان تفاوتی ندارد اما به هر حال راکستار آزادی عمل قابل تحسینی در اختیارتان قرار می‎دهد. در ویدیو بالا آرتور در چند موقعیت مختلف همه را به گلوله می‎بندد، جان به جان آفرین تسلیم و واقعا تسلیم می‎شود یا به عبارتی خوب، بد و زشت.

در ۷ داستان بالا بخشی از خاطرات من از بازی را در این مدت کوتاه بعد از عرضه خواندید. مطمئن هستم شما هم کلی داستان شخصی و جالب برای تعریف کردن دارید، پس حتما دست به کیبورد ببرید و در بخش نظرات برای ما از ماجراجویی‎هایتان بگویید. راستی برخی از تیترها با الگوبرداری از نام فیلم‎های جذاب وسترن (البته جز چابک دست مرده که ترجمه غلطی از نام The Quick and The Dead است) و با کمی تغییر انتخاب شدند، صفحه ویکی‎پدیا فیلم اصلی را روی تیتر لینک کردیم چرا که دیدن آن‎ها قبل و بعد تجربه Red Dead Redemption 2 خالی از لطف نیست.

The post 7 داستان باورنکردنی از دنیای Red Dead Redemption 2 appeared first on دیجیاتو.

تباهی سرخ پوست زنده؛ هر آنچه درباره Red Dead Redemption 2 می دانیم [به روز رسانی تاریخ ۱۳۹۷/۰۲/۱۴]

[به روز رسانی تاریخ ۱۳۹۷/۰۲/۱۴]

به لطف انتشار تریلر سوم بازی و ارائه یک نسخه دمو ۴۰ دقیقه ای پشت درهای بسته، Red Dead Redemption 2 چهره واضح تری از خود به نمایش گذاشته. ابتدا بهتر است نگاهی به تریلر منتشر شده بیاندازید؛ این مطلب هم اطلاعات خوبی به شما می دهد.

پایان دوران غرب وحشی نزدیک است و قانون مداران آخرین بازماندگان گروه های تبهکاری را دستگیر می کنند. این افراد تسلیم می شوند یا در غیر این صورت کشته خواهند شد.

 

درست است؛ اتفاقات بازی در سال ۱۸۹۹ یعنی ۱۲ سال قبل از نسخه اول رخ می دهد و درست است؛ جان مارستون بازمی گردد. آیا Red Dead Redemption 2 پیش درآمدی برای نسخه اول است؟ نویسنده سایت معتبر IGN بعد از تجربه دموی بازی استفاده از کلمه «پیش درآمد» برای نسخه دوم را بی انصافی خواند.

تعاریفی که از بازی شده، گواهی می دهد که نسخه دوم این سری می خواهد استانداردهای جدیدی در زمینه تعامل بازیکن با NPC ها و محیط پیاده سازی کند. با دیجیاتو همراه باشید.

قهرمان یا ضد قهرمان؛ آرتور مورگان کیست؟

تباهی سرخ پوست زنده تیتری بود که برای سرگذشت آرتور مورگان انتخاب شد؛ یاغی، دزد و آدمکش برجسته گروه داچ.

آرتور آن شخصیت تک بعدی و به شدت ضدقهرمانانه تریلر دوم نیست. بعد از صحبت با اعضای کمپانی راک استار و تجربه ای که اعضای سایت IGN از بازی داشتند، نظرشان نسبت به این موضوع عوض شد.

آرتور مورگان با وجود هیکل درشت و رفتار خشن، دست راست داچ به حساب آمده و نقش کلیدی در مدیریت گروه را برعهده دارد.

جان مارستون، قهرمان نسخه اول بازی

آرتور در زمان هایی که دست به تبهکاری و دزدی نمی زند، معمولاً مشغول جمع آوری منابع و غذا برای خانواده اش است. او اجازه دارد که از این مسئولیت شانه خالی کند، اما خوش طینتی او با گفتن «خب، یه کاریش می کنم» نمایان می شود.

او سعی می کند جدل بین اعضای گروه را خفه کند و رهبر خوبی برای خانواده خود باشد. بعضی مواقع او غرورش را نادیده گرفته و تصمیم می گیرد برخلاف خواسته خود به بقیه کمک کند.

مثلاً طی صحبتی که با بیل ویلیامسون داشته، او می گوید: «هر زمان که من یه کار اشتباه می کنم، به عنوان یه احمق شناخته میشم اما هر وقت تو توی دردسر میوفتی … آاااه، انگار اینم جزو کارای دیگس.»

آرتور اعتقاد دارد که بعضی موارد باید خانواده را در اولویت قرار داد. در Red Dead Redemption 2 تیراندازها، فراری ها و یاغی ها جزو خانواده آرتور به حساب می آیند.

در دوران کودکی آرتور توسط داچ ون در لیند تربیت شد و طبیعتاً تفکرات داچ نیز به او انتقال داده شده. این وفاداری بین داچ و آرتور چیزی است که در بازی قرار است به چالش کشیده شود.

در نسخه دوم احتمالاً شاهد سقوط گروه داچ خواهیم بود و در این بین، آرتور که دچار بحران وجودی است چه تصمیماتی در قبال خانواده خود اتخاذ می کند؟ آیا همانند جان مارستون «دیوانه شده، و ناگهان خانواده برایش دیگر معنایی ندارد»؟

 

دموی ۴۰ دقیقه ای بازی، ژورنالیست ها را به وجد آورده

متن زیر چکیده مطلب اکلس سیمونزدر سایت IGN است و از تجربه خود درباره این بازی صحبت می کند.

تا به حال در هیچ بازی چنین چیزی ندیدم. هرچیزی جایگاه خود را داشته و هرکسی هدف خود را دارد. از طرفی، هیچ چیز تصنعی نیست.

مثلاً در بازی های دیگر همه چیز طوری قرار دارد انگار زندگی بدون حضور شما جریان دارد. کافی است به سمت جاروزنی که سرش به سمت پایین است هفت تیر خود را به نشانه تهدید درآورده و آن وقت متوجه خواهید شد که او در یک حلقه بی نهایت از جاروکشیدن حبس شده.  همه ضعف ها در یک نقاب بزرگ قرار دارند تا شما باور کنید در یک دنیای زنده نیست.

Red Dead Redemption 2 نیازی ندارد تا شما چیزی را باور کنید. ذات این بازی باورپذیر است و مردم واقعاً وجود دارند. آن ها کار و برنامه خود را دارند و حضور شما در دنیایی که آن ها زندگی می کنند اهمیتی ندارد؛ البته اگر قصد نزدیک شدن به آن ها نداشته باشید.

هفت تیر خود را به سمت جاروزن نشانه بگیرید و بستگی به اخلاق جاروزن، امکان دارد زانو زده و درخواست بخشش کند یا برعکس، او هم هفت تیر خود را درآورد انتقام بگیرد.

یک ارتباط به شدت عمیق و ریشه ای بین شما، رفتار شما و محیط اطرافتان وجود دارد که Red Dead Redemption 2 روی آن تاکید بسیار خاصی دارد.

راک استار از شما نمی خواهد که نقش آرتور مورگان، یاغی و قهرمان بازی را برعهده بگیرید. راکس استار از شما می خواهد تا در دنیای بازی زندگی کنید.

اردوگاهی که اعضای گروه داچ در آن زندگی می کنند به مثابه یک جامعه زنده رفتار می کند. هرکس مشغول انجام کاری است، برخی نیز در حال گفتگوهای بسیار عمیقی هستند و دیگران درباره کارهای روزمره صحبت می کنند.

هر چه باشد، اردوگاه شما جایی برای کار کردن است؛ لباس ها باید شسته شود، برای آتش روشن کردن به چب نیاز دارید و … . هرکدام از اعضای گروه وظیفه ای دارند که باید آن ها را به انجام برسانند. اگر چند دقیقه به محیط نگاه کنید متوجه خواهید شد که همه چیز در حال وقوع است و هرچیزی جای خودش است.

آرتور نقش مهمی در تهیه منابع و غذای اردوگاه را برعهده دارد. اگر در این موضوع کوتاهی شود، تاثیرش را روی کل اتمسفر اردوگاه خواهید دید. مثلاً در صورت تهیه غذا روحیه اعضا بالا می رود، مردم به شادی و پایکوبی پرداخته و از شما تشکر می کنند. اگر با کمبود غذا مواجه شوید، اعضای گروه سریع واکنش نشان می دهند و با عصبانیت از کمبود غذا صحبت می کنند.

به عنوان یکی از اعضای مهم گروه داچ، آرتور می تواند با خرید غذا یا شکار حیوانات غذای آن ها را تامین کند و در قبال آن، پاداش دریافت می کند.

البته راک استار تاکید دارد که اردوگاه، بدون انجام وظایف شما نیز سرپا خواهد بود. آن ها بسیار تلاش کردند تا بین مسئولیت های آرتور و دیگر کارها تعادل ایجاد کنند.

شکارکردن بخش کلیدی بازی به شمار می آید. اگر با تیرکمان حیوان را شکار کنید، کیفیت گوشت بهتر خواهد بود. از طرفی، به مرور زمان حیوانی که شکار کنید فاسد خواهد شد و باید هرچه زودتر به اردوگاه ببرید.

پرسون آشپز اردوگاه است و هنگامی که آرتور از کنار وی رد می شود، پرسون می گوید که گوشتمان در حال اتمام است. هنگامی که پرسون این جمله را می گوید کات سینی نمایش داده نمی شود و دوربین جایش را عوض نمی کند تا نمایانگر شروع یک ماموریت جدید باشد.

شما در قلب ماجرا هستید و تعامل شما معمولاً از طریق نزدیک شدن به یک NPC و ادامه صحبت با آن ها میسر می شود.

در نهایت مورگان می تواند درخواست پرسون را نادیده بگیرد یا با فرد دیگری صحبت کند.

همه ما می دانیم که بازی ویدیویی یک نقطه شروع و پایان دارد، اما راک استار تمام تلاشش را می کند تا مرز بین ماموریت های داستانی و ماموریت های فرعی را از بین ببرد؛ گویی همه فرصت هایی هستند که آرتور در زندگی خود به آن ها برخورده است.

همانطور که گفته شد قدرت انتخاب شما در Red Dead Redemption 2 بسیار بالا است و این موضوع برای کوچک ترین موارد نیز صدق می کند. هنگامی که آرتور از اردوگاه بیرون می آید با آدم های مختلفی مواجه می شود؛ بعضی از آن ها باادب و خوش برخورد هستن و برخی رفتار صمیمانه ای از خود بروز نمی دهند.

شما روی برخوردی که آرتور از خود نشان می دهد اختیار کامل دارید. به لطف سیستم پیچیده تعاملی که راک استار تدارک دیده، در پایین صفحه سمت راست تعدادی انتخاب برای شما وجود دارد؛ همانند «سلام کردن» یا «مقابله به مثل».

این انتخاب ها بستگی به فاکتورهایی همچون جایی که هستید، با چه کسی صحبت می کنید و انتخاب هایی که در تعاملات قبلی داشته اید، به صورت پویا تغییر می کند.

با وجود آنکه بخش اعظمی از HUD در دموی بازی خاموش بود، کاملاً مشخص بود که راک استار آزادی عمل وحشتناکی را برای مخاطبان تدارک دیده.

اینکه چگونه آرتور خود را نشان دهد نیز در رفتار دیگران موثر است: اگر با تفنگ غلاف شده در شهر دور بزنید دیگران با شما برخورد خوبی خواهند داشت.

کافی است تفنگ خود را درآورده تا واکنش لحظه ای مردم اطرافتان را ببینید؛ راهزنان و کلانتر امکان دارد با شما درگیر شوند و شهروندان معمولی با اظهار ضعف از شما بخواهند که اسلحه را کنار بگذارید. اگر همان اسلحه را به سمت آن ها نشانه بگیرید، احتمالا زانو خواهند زد یا اگر کلانتر یا راهزن باشد، همان لحظه بهتان شلیک کند!

المان های زیادی روی برخورد دیگران با شما موثر است. در بخشی آرتور نزدیک زمین یک مزرعه دار می شود، او اصلاً از این موضوع خوشش نمی آید و به او می گوید که دور شود.

با موارد بسیاری در این ۴۰ دقیقه مواجه شدیم که مو بر تنمان سیخ شد. جزئیات در بازی بیداد می کند و توجه به جریان داشتن بازی و دنیای تپنده آن، تا حالا در یک بازی دیده نشده.

قدرت انتخاب بسیار بالا، موجب می شود حتی روی رفتاری که آرتور از خود بروز می دهد مسلط باشید، چه برسد به انجام ماموریت ها.

از طرفی، سطح تعامل مخاطب با دنیای بازی به شدت بالا رفته و این موضوع در گیم پلی بازی به شدت بروز پیدا می کند. در بخش بانک زنی  شما می توانید از طریق های مختلف به هدف خود برسید؛ مثلاً نحوه فشار روانی که روی بانکدار ایفا می کنید باعث می شود تا زودتر به هدف خود برسید. در مقاطعی نیز تصمیمات لحظه ای از شما خواسته می شود (باز هم در بخش پایین سمت راست صفحه) که فرضاً قفل در بانک را باز کند یا آن را منفجر کند تا سریع پول ها را بردارد.

اعضای گروه داچ از چپ به راست: داچ ون در لیند، بیل ویلیامسون، خاویر اسکوئلا، آرتور مورگان، ناشناس، میکا بل، سادی آدلر، ناشناس

Red Dead Redemption 2 فراتر از یک پیش درآمد برای نسخه اول است

با وجود آنکه داستان این بازی قبل از نسخه اول اتفاق می افتد و دیدی به گذشته جان مارستون نیز دارد، اما طبق گفته سازندگان این بازی تنها یک پیش درآمد از بازی اول نیست و نمی خواهد خلاهای داستانی نسخه اول را پر کند.

رابطه Red Dead 2 با جدش پیچیده تر و جذاب تر از این حرف ها است. راب نلسن در این باره می گوید:

شاید کلمه مکمل بتواند به خوبی بیانگر هدف نسخه دوم باشد. آن ها با هم وجود دارند، به هم متصل اند. ارتباط های زیادی بین دو داستان وجود دارد و بسیاری از شخصیت ها در دو داستان مشترک اند.

Red Dead Redemption 2 و داستان آرتور یک افسانه مستقل به حساب می آید. ما خیلی دوست داشتیم که بازیکنان داستان آرتور را تجربه کنند. شما قطعه ای از جان مارستون را می توانید در شخصیت آرتور ببینید. در راه با بیل، خاویر و شخصیت های قدیمی و جدید دیگر آشنا می شوید. در نسخه دوم اطلاعات بسیار زیادی درباره داچ و گروهش نیز کسب خواهید کرد.

ما می دانیم که بسیاری از مردم نسخه اول را بازی نکرده اند. مطمئن باشید عدم تجربه نسخه اول هیچ خللی در جذابیت بازی وارد نخواهد کرد. اگر نسخه اول را بازی کرده اند، چیزهای جالبی نیز برای شما وجود دارد.

 

شاید یکی از مهم ترین دلایلی که Red Dead Redemption طرفداران سرسخت پیدا کرده، جان مارستون قهرمان شخصیت این سری محبوب باشد.

او خودش را در تریلر سوم نشان داد، و مشخص است که نقش او همانند اعضای گروه داچ خواهد بود؛ ما لحظات بسیار مهمی را با وی سپری خواهیم کرد اما این بازی داستان او نیست.

با وجود محبوبیت اسم Red Dead Redemption، راک استار متوجه شد که افراد زیادی هستند که نسخه اول را تجربه نکرده اند.

آن ها تصمیم گرفتند تا قهرمان بازی را عوض کنند تا این مشکل حل شود. مارستون در داستان بازی حضور دارد، اما نیازی نیست برای درک اتفاقات رخ داده نسخه اول را تجربه کرده باشید؛ این گونه دست سازنده برای داستان پردازی به شدت باز است.


تنها یک بازی ویدیویی توانست غرب وحشی را به خوبی هر چر تمام تر وارد خانه های مردم کند؛ Red Dead Redemption یا رستگاری سرخ پوست مرده، یکی از به یادماندنی ترین بازی های نسل قبل بود. هیچ کس فکرش را نمی کرد که استودیو راک استار اثری هم رده با دیگر ساخته خود، یعنی Grand Theft Auto به وجود آورد.

Red Dead Redemption به حدی محبوب شد که خیلی ها آن را به سری GTA ترجیح می دادند و بی صبرانه منتظر انتشار نسخه بعدی آن بودند. استاد ساخت عناوین جهان باز، یعنی راک استار، بازی را ۸ سال پیش منتشر کرد و از آن موقع تا همین چند ماه پیش خبری از نسخه دنباله برای آن نبود.

افرادی که با راک استار آشنایی دارند، می دانند که هیچ وقت این استودیو بازی سطح پایین یا حتی متوسط تولید نکرده و طرفداران خودش را بابت عمل یا موضوعی در محصولات خود، ناامید نمی کند. به همین دلیل، اکثر بازیکن ها و طرفداران می دانند که Red Dead Redemption 2 پتانسیل تبدیل شدن به یکی از بهترین بازی های نسل جدید را دارد.

تا به حال اطلاعات زیادی درباره بازی منتشر نشده؛ جای خالی تریلری که گیم پلی بازی را نمایش دهد به خوبی دیده می شود. خوشبختانه، با توجه به همین اندک مدارکی که در اینترنت پخش شده، می توان فهمید که با چه چیزی طرف هستیم؛ بازی به نسخه اول شباهت های بسیاری دارد و از همه مهم تر، نسخه اول یک بازی تقریباً بی نقص بود و نمی توان انتظار تغییرات عظیمی داشت.

در این مطلب درباره تاریخ انتشار و تاخیرهای متوالی، تصمیم راک استار درباره نسخه پی سی بازی، نمایش و تحلیل تریلرهای نمایش داده شده و تغییراتی که راک استار برای نسخه دوم بازی انجام داده صحبت خواهد شد. با دیجیاتو همراه باشید.

 

تاریخ عرضه و انتشار بازی روی کامپیوترهای خانگی؛ چراهایی که بی پاسخ ماند

Red Dead Redemption 2 در ابتدا قرار بود پاییز سال ۲۰۱۷ منتشر شود، اما بعد از مدتی تاریخ عرضه به بهار سال ۲۰۱۸ موکول شد. با تاخیری دوباره، حالا می توان مطمئن بود که تاریخ عرضه بازی ۲۶ اکتبر (۴ آبان) سال ۲۰۱۸ خواهد بود.

این موضوع را باید درنظر داشت که تاخیر خوردن عناوین راک استار، امری طبیعی است؛ هنگامی که یک بازی از راک استار معرفی شده و تاریخ عرضه آن معرفی می گردد، همه طرفداران می دانند که باید مدت زمان بیشتری منتظر بمانند. نکته جالب تر این است که هیچ کس درباره این قضیه ابراز نگرانی یا ناراحتی نمی کند؛ زیرا تاخیر زمان انتشار یک محصول به معنای عدم اطمینان سازنده از کیفیت کار خود، و دیرتر رسیدن بازی ویدیویی به مخاطبان است که مورد اول برای راک استار صدق نمی کند.

همه می دانند که راک استار عناوین درجه یک می سازد و هنگامی که صحبت از تاخیر می آید، طرفداران مطمئن هستند که این استودیو آمریکایی در حال ساخت یک اثر بسیار باکیفیت است؛ تا زمانی که انتظارات بالای طرفداران برآورده نشود، آن ها دست از توسعه و بهبود محصول خود برنمی دارند.

خود راک استار در بیانیه ای درباره این موضوع صحبت کرد:

ما بابت تاخیر رخ داده عذرخواهی می کنیم. بسیار امیدوار بودیم که بازی زودتر منتشر شود، اما زمان بیشتری برای توسعه بازی نیاز داشتیم.

بابت صبری که دارید سپاس گزاریم و امیدواریم هنگامی که بازی به دستتان می رسد، شما هم با ما هم عقیده بشوید که این تاخیر ارزشش را داشت. در همین حال، تعدادی اسکرین شات از بازی برایتان تدارک دیده ایم. بسیار مشتاقیم که اطلاعات بیشتری طی هفته های آتی با شما در اشتراک بگذاریم.

متاسفانه هنوز هیچ خبری مبنی بر انتشار Red Red Redemption 2 روی کامپیوترهای خانگی به گوش نرسیده و موضوع کاملاً عجیبی است. با وجود آنکه نسخه اول بازی هنوز به طور مستقیم برای پی سی منتشر نشده، شما می توانید از طریق سرویس Playstation Now به آن دسترسی داشته باشید. سیاستی که راک استار برای این سری درپیش گرفته کاملاً با سری Grand Theft Auto فرق دارد؛ نسخه پنجم این سری فروش بسیار بالایی روی کامپیوترهای خانگی داشته و بخش مهمی از سود بازی را تشکیل می دهد.

امید است که راک استار سیاست خود را عوض کند و بازی Red Dead Redemption 2 را با کمی تاخیر برای کامپیوترهای خانگی عرضه کند.

داستان رستگاری سرخ پوست مرده ۲ قبل از نسخه اول رخ می دهد؛ دلایل و فرضیات

هنگامی که تریلر رونمایی از بازی در اینترنت منتشر شد، حجم عظیمی از مردم شروع به تحلیل ثانیه به ثانیه تریلر کردند؛ کاری که برای طرفداران فوق العاده جذاب و تفسیر آنان نیز خواندنی است. در یک ویدیویی توضیح داده شد که صحنه حرکت بوفالوها در کنار قطار، صحنه نشان دادن آبادی کثیف و گلی و جمله ای که در آخر گفته می شود «This is Over»، همه گواه این موضوع هستند که Red Dead Redemption 2 از نظر داستانی قبل از نسخه اول رخ می دهد!

طبق گفته آنها، بوفالو گونه ای بسیار کمیاب در کشور آمریکا است و حتی در زمان نسخه اول، بوفالوها در بازی کم بودند. در این تریلر، بوفالوهای زیادی دیده می شدند که نشان می دهد باید اتفاقات رخ داده در نسخه دوم، قدیمی باشد. صحنه نشان دادن آبادی و کثیف بودن محیط نیز نشان از تازه ساخت بودن آن ها داشته و نمایانگر زمانی قدیمی تر است که ساختمان های چوبی کنار یکدیگر تشکیل می شدند و محیط کاری گلی بود.

مهم تر از همه آن ها، جمله «This is Over» گفته شده در انتهای تریلر بود که برخی فکر می کردند گوینده این جمله یکی از شخصیت های منفی نسخه اول، Dutch Van Der Linde است. (بعداً مشخص شد که صدای آرتور مورگان، شخصیت اصلی نسخه دوم این سری بوده) جان مارستون، شخصیت اصلی بازی Red Dead Redemption و داچ ون در لین، قبل از وقوع داستان نسخه اول با یکدیگر همدست بودند و در گروه گنگستری خودشان فعالیت می کردند.

تا قبل از انتشار تریلر دوم، که در ادامه مطلب آن را خواهید دید، اکثر طرفداران حدس زدند که Red Dead Redemption 2 پیش درآمدی بر نسخه اول است. با لو رفتن نقشه بازی و در نهایت انتشار تریلر دوم، تقریباً همه چیز مشخص شد.

دزدی سال؛ نقشه بازی لو رفت

خوشبختانه علاوه بر دو تریلر یکی از مهم ترین منابع اطلاعاتی در دسترس، نقشه اصلی بازی است؛ البته این نقشه قرار نبود در اینترنت پخش شود و جزو مواردی بود که باید از دید مردم مخفی می ماند. به هر حال، همه چیز طبق برنامه آن ها پیش نمی رود! نقشه بازی به شکل زیر است:

بدیهی است که نقشه بازی نسبت به نسخه قبل بسیار بزرگ تر و تنوع محیطی بسیار بیشتر شده است. بخش بسیار بزرگی از نقشه را آب تشکیل می دهد و با توجه به نشان دادن قایق در تریلر اول، احتمالا شاهد راه های آبی و حتی مراحلی مربوط به این موضوع خواهیم بود. Tall Trees و Great Plains که بخش جنگلی و محبوب نسخه اول را شامل می شد، در نسخه دوم نیز حضور دارد.

طبق اطلاعات روی نقشه، این بار با محیط های جنگلی و کوهستانی بیشتری سر و کار داریم که اتمسفر متفاوتی با قسمت قبلی – محیط بیابانی و خشک – دارد؛ مثلاً در Red Dead Redemption بازیکن از محیط بیابانی Armadillo بازی را شروع می کرد. با توجه به اطلاعات روی نقشه، در نسخه دوم بازی محله جنگلی و نیمه کوهستانی Grizzlies نقطه شروع بازی است.

اگر به تاریخ رجوع کنیم، پیشرفت کشور آمریکا و تمدن سازی ابتدا از شرق کشور شروع شد و تا غرب امتداد پیدا کرد (اصطلاح غرب وحشی از اینجا آمده). در نسخه اول ریل های قطار سراسر نسخه ی اول را دربر گرفته بود و از Tall Trees و Great Plains می گذشت، در حالی که نقشه نسخه دوم نشان می دهد هنوز ریل های قطار به این دو محله نرسیده است.

شهرها، آبادی ها، مناظر طبیعی برجسته، کاروانسراها، زندان ها، مخفیگاه گنگسترها و … در نقشه نشان می دهد که سازندگان چقدر به جزئیات توجه کرده و یک محیط غنی را برای بازیکن ها به وجود آورده اند. هرچقدر بیشتر به نقشه دقت کنید به نکات جالب تری می رسید.

میدان های نفتی عظیم؛ نبردگاه بازیکن با دشمنان، یا بازیکنان با همدیگر؟

بخش آنلاین بازی GTA V طرفداران بسیاری دارد و باعث شده در فهرست پرفروش ترین بازی های انگلستان، هنوز هم نام این پدیده بازی های ویدیویی دیده شود. تغییرات بسیاری که نسخه پنجم این سری در بخش آنلاین دید، قاعدتاً در توسعه بازی Red Dead Redemption 2 بی تاثیر نیست.

راک استار به خوبی می داند چگونه یک محتوای آنلاین عالی بسازد و طرفداران را بعد از پنج سال پشت بازی خود میخکوب کند؛ پس مهم ترین تغییری که در نسخه دوم ایجاد خواهد شد مربوط به بخش آنلاین بازی است که بدون شک از ساختارهای بازی GTA V الهام می گیرد. در خبری که دیجیاتو درباره محتوای بازی متشر کرده، گفته شد:

همانند دوربین اول شخصی که در GTA V شاهد آن بودیم، در Red Dead Redemption 2 نیز می توانیم مراحل را با این دوربین به اتمام برسانیم. مطابق شایعات این قابلیت همزمان در بخش تک نفره و چندنفره بازی قابل استفاده است.

از دیگر شباهت های بازی به GTA V می توان در بخش ماموریت های اتفاقی که روی نقشه ظاهر می شوند اشاره کرد. ظاهراً می توانید به روش های مختلف دشمنان خود را شکنجه داده تا آن ها اطلاعات مورد نیازتان را در اختیار شما قرار بدهند.

جدا از بخش داستانی بازی، اطلاعات تازه ای از بخش چندنفره بازی نیز منتشر شده است. مانند GTA V نقشه بخش داستانی و چندنفره بازی یکسان خواهد بود اما این بار با جزییات بیشتری نسبت به GTA V طراحی شده است.

از طرفی محتوای چندنفره بازی مدهای جدیدی را نیز شامل می شوند:

در بخش آنلاین بازی، سه حالت بتل رویال، Revive and Survive و Money Grab در دسترس خواهند بود. هنوز مشخص نیست که حالت بتل رویال بازی چه شباهت ها و تفاوت هایی با عناوین موفقی مانند PUBG خواهد داشت.

در حالت Revive and Survive باید برای احیای سلامتی هم تیمی ها و زنده ماندن خود تلاش کنید و در Money Grab نیز دو تیم برای کسب پول بیشتر به رقابت خواهند پرداخت.

برای اطلاعات بیشتر درباره گیم پلی می توانید به این لینک مراجعه کنید. بررسی بازی Player Unknown’s Battleground نیز می تواند دید خوبی درباره مود بتل رویال، محبوبیت آن و خود بازی PUBG به شما بدهد.

امیدواریم راک استار باز هم طرفداران را سوپرایز کند و بخش های جدیدی را به بازی اضافه کند. با توجه به فاصله بسیار زیاد نگارش این مطلب و زمان عرضه بازی، باید منتظر اطلاعات بیشتری ماند.

نیمه تاریک جان مارستون؛ آیا او بازمی گردد؟

راک استار درباره تریلر دومی که از بازی منتشر شده، چنین می گوید:

تریلر جدید Red Dead Redemption 2، حول دو شخصیت آرتور مورگان و داچ ون در لیند می چرخد. این دو افراد اصلی «گروه خلافکاری داچ» هستند که برای زنده ماندن دست به دزدی، مبارزه و یاغی گری در قلب آمریکا می زنند.

با توجه به داستان نسخه اول، چهار عضو کلیدی این گروه خلافکار را افراد زیر تشکیل می دهد:

  • جان مارستون: شخصیت اصلی بازی Read Dead Redemption که جزو اعضای کلیدی این گروه محسوب می شد و بعدها از آن بیرون می آید؛ تا به رستگاری برسد.
  • آرتور مورگان: شخصیت اصلی بازی Red Dead Redemption 2؛ مردی که در تریلر مشاهده کردید.
  • بیل ویلیامسون: او را در اوایل نسخه اول می بینید؛ فردی که بعداً تصمیم می گیرد راه خودش را با گروه جدا کند و یک گروه خلافکاری مستقل تاسیس کند
  • داچ ون در لیند: مهم ترین شخصیت منفی نسخه اول و از مهم ترین شخصیت های نسخه دوم؛ رئیس گروه خلافکاری داچ؛ مردی که مسبب اکثر اتفاقات نسخه اول و دوم است.

آیا او جان مارستون است؟

آیا جان مارستون بازمی گردد؟ با توجه به نکات گفته شده، جواب یک «بله» بزرگ است. هیچ شکی نیست Red Dead Redemption 2 قرار است خاطرات زیادی برای طرفداران زنده کند. اگر یادتان باشد، داچ برای نوع زندگی و کارش توجیه فلسفی خودش را داشت. پرداختن به آن و دیدن جان مارستون در کنار بیل، داچ و رابطه آن ها با آرتور می تواند حتی جذاب تر از داستان نسخه اول باشد. تا زمان انتشار بازی نمی توان دقیق نظر داد.

البته این فرض وجود دارد که بازی همانند GTA V توسط سه شخصیت دنبال شود. در این صورت، سه شخصیت آرتور، جان و بیل می توانند کاندید خوبی باشند. هیجان انگیز نیست؟

لطفاً به من و اسبم اجازه دهید در آب شنا کنیم … و انتظاراتی دیگر

رستگاری سرخ پوست مرده یک بازی همه چی تمام بود. شخصیت شما یکی از هفت تیرکش های مهم منطقه به حساب می آمد و ماموریت های خطرناکی انجام می داد.

حالا کافی است همین فرد تا زانو وارد رودخانه شود تا عبارت گیم اور روی صفحه نمایش بیاید. حتی با اسبتان هم وارد آب شوید اوضاع عوض نمی شد. خوشبختانه این موضوع هیچ لطمه ای به گیم پلی و تجربه بازی نزد اما با توجه به نقشه و وسعت زیاد مناطق آبی در نسخه دوم، انتظار می رود آرتور بتواند در آب شنا کند.

مورد دیگری که ذکر آن خالی از لطف نیست، وجود ماموریت های بسیار عجیب غریب و ناگهانی نسخه اول بود که شخصیت و احساسات شما را به چالش می کشید. امیدواریم چنین مراحلی در بازی بیشتر باشد و مطمئناً راک استار این موضوع را از یاد نخواهد برد.

موسیقی متن فوق العاده نسخه اول، که بخشی از هویت بازی تبدیل شده بود، موضوعی است که راک استار نباید آن را فراموش کند و در نسخه دوم نیز باید سنگ تمام بگذارد.

 

The post تباهی سرخ پوست زنده؛ هر آنچه درباره Red Dead Redemption 2 می دانیم [به روز رسانی تاریخ ۱۳۹۷/۰۲/۱۴] appeared first on دیجیاتو.