فشردن ماشه در Red Dead Redemption 2 چندان هم ساده نیست

بعد از ساعت‌ها اسب‌سواری و گشت و گذار در بیابان‌های بی‌آب و علف نیو آستین، از دور نور چراغ‌‌های خانه‌ای توجهم را جلب کرد. صاحب خانه نوشیدنی به دست روی صندلی ایوان نشسته و به دور دست خیره شده بود.

دلم برای کمی شیطنت تنگ شده بود و برای همین بدون هیچ دلیل قانع کننده‌ای شروع به مسخره کردن و تحقیرش کردم اما مرد بیچاره زودتر از آن که انتظارش را داشتم از کوره در رفت و به سمتم حمله ور شد. چند مشت محکمی نثار هم کردیم تا اینکه به سمتش شیرجه زدم و با هفت‌تیری که در دست داشتم از فاصله نزدیک گلوله‌ای در سرش خالی کردم.

لحظات خشن و پر تنشی بود اما همه‌چیز در کسری از ثانیه برایم زیر و رو شد وقتی همسر متوفی جیغ‌زنان از خانه بیرون آمد و دوان دوان سر به بیابان گذاشت. این اولین باری نیست که Red Dead Redemption 2 به بی‌رحم‌ترین شکل ممکن من یا بقیه را از تصمیماتی که می‌گیریم، پشیمان می‌کند.

بیاید رو راست باشیم؛ همه ما کارهای عجیب و کثیفی در بازی‌های ویدیویی انجام می‌دهیم که صد البته هم به خاطر واقعی نبودنشان به هیچ وجه نشان دهنده شخصیت‌مان در دنیای واقعی نیستند. هیولاهای جهنمی Doom نه تنها واقعی نیستند بلکه استحقاق تکیه پاره شدن را هم دارند، مردم شهر لوس سنتوس هم به اندازه‌ای غیر واقعی هستند که رد شدن از روی آن‌ها با ماشین حس بدی منتقل نکند به خصوص آن که می‌دانیم چند دقیقه بعد دوباره همه آن‌ها را زنده می‌بینیم.

خشونت بی‌حد و حصر Doom شاید برای برخی غیر قابل تحمل باشد اما هیچکس از کشتن هیولاها عذاب وجدان نمی‌گیرد.

اما Red Dead Redemption 2 یک ویژگی و خاصیت دیگری دارد که آن‌ را از بازی‌های دیگر امسال متمایز می‌کند و آن هم داستان بی‌نظیر، جلوه‌های بصری فک‌برانداز و ویژگی‌های مثبت دیگری نیست که به خاطر آن‌ها میانگین امتیاز ۹۷ دارد و به عنوان بهترین بازی سال دیجیاتو هم انتخاب شده. آخرین ساخته راکستار واقع‌گرایی در بازی‌ها را یک قدم به جلو می‌برد و این واقع‌گرایی تنها به گیم‌پلی محدود نمی‌شود.

چندین ماه پیش در مقاله‌ای جداگانه از مفهوم دره وهمی و نقش آن در بازی‌های ویدیویی گفتم. به طور خلاصه هر چقدر کاراکترهای بازی‌ها رفتاری مشابه‌تر به انسان داشته باشند، علاقه و تمایل ما هم به آن‌ها بیشتر شده تا اینکه شباهت به حد آزار دهنده‌ای می‌رسد و علاقه ما در یک سراشیبی شدید قرار می‌گیرد که همان دره وهمی است.

در چنین حالتی شخصیت‌های دیجیتالی مورد نظر ظاهری بسیار واقع‌گرایانه دارند اما کوچکترین رفتار غیرمنطقی و غیر انسانی از سوی آن‌ها حس انزجار القا می‌کند. اما اگر از این دره بگذریم به شخصیت‌هایی می‌رسیم که با انسان‌های واقعی از هیچ لحاظ مو نمی‌زنند و دیگر مشکلی با آن‌ها نداریم. اما سوالی که پیش می‌آید این است که آیا همچنان می‌توان با چنین کاراکترهایی مثل قبل رفتار کنیم؟

نمودار دره وهمی؛ محور عمودی بیانگر میزان علاقه انسان و محور افقی نشان دهنده میزان شباهت به انسان است. اگر آن جسم یا کاراکتر محرک باشد، میزان علاقه افزایش نیز می یابد.

مردم و شخصیت‌هایی که در دنیای RDR2 زندگی می‌کنند، از لحاظ ظاهری به راحتی با انسان قابل تمایز هستند. اما گاهی رفتارها و کارهایی از آن‌ها سر می‌زند که در ترکیب با اتمسفر بی‌نهایت زنده بازی به نظر می‌رسد لحظه‌ای در آن سوی دره ظاهر می‌شوند و مرز بین واقعیت و خیال را کمرنگ می‌کنند.

با خواندن نظرات و تجربه‌های گیمرها در شبکه‌های اجتماعی بارها با مواردی مواجه خواهید شد که از کشتن یک انسان یا حتی حیوان به قدری عذاب وجدان گرفته‌اند که بار دیگر فایل ذخیره قدیمی‌تری را بارگذاری کردند. اما Red Dead Redemption 2 چگونه چنین احساساتی را خلق می‌کند؟ احساساتی که در دنیای بازی‌ها چندان آشنا و شناخته شده نیستند.

دنیایی پویا و زنده

چندان بی‌راه نیست اگر بگوییم غرب وحشی در RDR2 زنده‌ترین دنیای جهان‌بازیست که در تاریخ بازی‌های ویدیویی طراحی شده. مهم نیست در ولنتاین خرید می‌کنید، در دشت‌ها می‌تازید یا خیابان‌های سنت دنی را بالا و پایین می‌کنید، نقطه به نقطه این جهان بزرگ زنده است.

«کامنت برخی از مردم زیر ویدیو رفتار طبیعی NPCها»
ترجمه: دفعه بعدی که به صورت اتفاقی کسی رو کشتید، به این مردم هم فکر کنید.
کامنت بعدی: این بازی به اندازه‌ای بی‌نقص ساخته شده که برای اولین بار تو یه بازی از کشتن بی‌هدف کسی ناراحت میشم. من گلوله‌هامو واسه کسایی نگه می‌دارم که اعصابم رو بهم می‌ریزن.

شهر کوچک ولنتاین را در نظر بگیرید، هر کدام از ساکنان آن روتین روزمره خاص خود را دارند. چندی پیش یکی از کاربرهای یوتیوب یک روز کامل چند تا از NPC‌های بازی را تعقیب کرده بود و ویدیویی ضبط شده چیزی کم از یک شگفتی ندارد. یکی از آن‌ها کارگری است که خانه می‌سازد، دیگری صبح‌ها به مزرعه‌اش سر می‌زند و تا قبل از عصر کارهایش تمام می‌شود تا خستگی روزش را با صرف یک نوشیدنی در کافه شهر به در کند.

برخی از این شخصیت‌ها اگر کشته شوند، گویی برای همیشه حذف شده و شخصیت دیگری جایشان را می‌گیرد. شاهکار جدید راکستار حتی به لطف عملکرد فنی و گرافیکی خارق ‌العاده‌اش کمتر پیش می‌آید بهانه‌ای به شما می‌دهد تا لحظه‌ای از اتمسفر زنده آن خارج شوید. باور نمی‌کنید؟ کیلومترها از شهر یا مزرعه‌ای دور شوید و همچنان تمامی اتفاقات و جزییات شهر به صورت ریل تایم رندر می‌شوند.

طراحی ماموریت‌های فرعی و Encounter‌ها مقوله دیگری است که باید Red Dead Redemption 2 را به خاطر آن ستایش کنیم. چند بار پیش آمده در GTA V دقیقا خودرو یک نفر دزیده شود و شما هم به کمک فرد مفلوک بشتابید؟ ده بار؟ صد بار؟ بین هر درگیری خیابانی و تعقیب دزد‌های نیویورک توسط اسپایدرمن چه فرقی حس می‌کنید؟ البته ایراد زیادی هم به این بازی‌ها وارد نیست، به هر حال همانطور که از اسمش بر می‌آید «بازی» هستند.

برخی از Encounter‌های بازی به اندازه یک ماموریت کامل جزئیات دارند اما با این وجود تنها یک بار تکرار می‌شوند.

اما راکستار با RDR2 در این زمینه خود را از کلیشه‌های بازی‌های ویدیویی و حتی ساخته‌های قبلی خود دور می‌کند. بعد از نزدیک به ۱۲۰ ساعت تجربه بازی هنوز هم پیش نیامده یکی از رویدادهای اتفاقی یا همان Encounter‌ها عینا تکرار شود. حتی زمانی که فکر می‌کنید مچ بازی را گرفتید، سازنده‌ها با یک مکالمه جدید ثابت می‌کنند که حواسشان جمع هست.

در نزدیکی‌های شهر سنت دنی احتمالا مردی را خواهید دید که زخمی و با حال بد از میان جنگل بیرون می‌آید. مار نیشش زده و شما می‌توانید با مکیدن سم و خارج کردنش جان او را نجات دهید. چندین ساعت بعد همان مرد را دوباره دیدم که باز هم مار نیشش زده بود و درست زمانی که آماده بودم شکایت کنم این اینکانتر تکراری است؛ آرتور گفت «دوباره مار نیشت زد؟ حتما شوخیت گرفته».

حتی به شخصه گاهی اوقات ترجیح می‌دادم برخی از این اتفاقات تکرار می‌شدند. شهری به نام آرمادیلو در نیو آستن وجود دارد که فضایی آخرالزمانی خانه به خانه و خیابان به خیابانش را احاطه کرده. ورودی شهر و بخش‌هایی از آن آتش گرفته‌اند، بیماری وبا نیمی از مردم را به کام مرگ کشانده و هر از چند گاهی طوفان شن آسمان شهر را هم تیره و تار می‌کند.

اما وحشتناک‌تر از همه لحظه‌ای است که برای اولین بار به آن قدم می‌گذارید. چند مکزیکی از فرقه تبهکاری Del Lobo با سلاح‌هایشان دور تا دور کلانتری شهر را محاصره کرده و نام کلانتر را فریاد می‌زنند. انتخاب هم با شماست که جان کلانتر را نجات دهید یا بگذارید مکزیکی‌ها به خدمتش برسند. در هر صورت حتی اگر کلانتر را نجات دهید، او وسایلش را جمع و آرمادیلو را برای همیشه ترک می‌کند. این ورود حماسی و هیجان‌انگیز در کمال تاسف دیگر هیچ وقت تکرار نمی‌شود.

این لذت‌های خشن پایانی نافرجام دارند

سامرست موآم، داستان‌نویس فقید انگلیسی در یکی از معروف‌ترین نطق‌هایش گفت: «در این دنیا هر کاری که بخواهید می‌توانید انجام دهید، به شرطی که آماده پذیرفتن عواقب آن باشید». اما اگر عواقبی وجود نداشته باشد، چطور؟ این یکی از بزرگترین سوال‌هایی است که روان‌شناسان و جامعه‌شناسان سال‌ها در مورد آن نظریه‌پردازی می‌کنند و حتی سریال‌هایی چون Westworld حول آن ساخته شدند.

دنیای بازی‌هایی ویدیویی جهانی بدون قانون و عواقب است و این یکی دیگر از مهم‌ترین دلایلی به شمار می‌رود که با خیالی آسوده صدها نفر را به رگبار می‌بندید و به اندازه سر سوزنی احساس ترس یا شرم ندارید چرا که قرار نیست زندانی شوید یا آسیبی ببینید.

آنتونی هاپکینز دوست داشتنی، سریال وست ورد.

اما Red Dead Redemption 2 برای یاغی‌گری و کشت و کشتار چندان هم دستتان را باز نمی‌گذارد. البته ساخته جدید راکستار یکی از آن بازی‌هایی نیست که با کشتن مردم بی‌گناه به شما اخطار دهد و بازی را از ابتدا بارگذاری کند بلکه درست مانند دنیای واقعی برای رفتار شما عواقب و قوانینی را ترتیب داده است.

به لطف خشونت واقعی و پر جزییات بازی، کافیست به یکی از شهرهای کوچک غرب وحشی سر بزنید تا چند ثانیه بعد از شلیک اولین تیر خود را غرق در حمامی از خون و جنازه پیدا کنید و درگیر اکشنی نفس‌گیر شوید. اما اگر حتی بتوانید زنده از چنین مهلکه‌ای بگریزید، جایزه‌ای احتمالا ۵۰۰-۶۰۰ دلاری روی سرتان گذاشته می‌شود و لحظه‌ای درنگ و صبر فرصت را در اختیار جایزه‌بگیر‌ها قرار می‌دهد تا شما را گلوله باران کنند.

مهم‌تر از آن با ارتکاب چنین جرم وحشتناکی، شهر مورد نظر قفل شده و کلانترها سایه شما را با تیر می‌زنند. در نتیجه اولین پیامد مهم برای خشونت‌های بی‌دلیل شما طرد شدن از شهرها برای مدتی نسبتا طولانی و از دست دادن رقمی قابل توجه از دارایی‌هایتان است.

اما حتی اگر از لحاظ مالی در مضیقه نباشید و آن ۵۰۰ دلارها حکم پول خورد را برایتان داشته باشد، چنین جرم و جنایت‌هایی شخصیت آرتور مورگان را هم تغییر می‌دهد که بی‌تفاوت بودن نسبت به آن چندان ساده نیست. هر کار اشتباه و جرمی از دزدی گرفته تا کشتن بقیه سیستم Honor بازی را یک قدم به سمت طیف منفی حرکت می‌دهد.

با انجام جرم و جنایت در شهر، باید مدت زیادی از آنجا دور بمانید تا آب‌ها از آسیاب بیافتد.

تاثیر منفی شدن آنر صرفا تنها روی داستان و پایان‌بندی بازی نیست. رفتار مردم به شکل کاملا واضح و قابل توجهی با شما عوض می‌شود، آن‌ها یا از شما می‌ترسند یا در نهایت آمادگی هستند تا هفت‌تیرشان را به سرعت از غلافش خارج کنند. باید اعتراف کرد گشت و گذار در شهرهایی که ساکنان آن با دیدن شما فرار می‌کنند، دشنام می‌دهند و جواب سلام‌تان را هم نمی‌دهند؛ چندان خوشایند نیست.

شاید شاهکار بی‌بدیل راکستار مرز بین واقعیت و خیال را کمرنگ‌تر کرده باشد اما Red Dead Redemption 2 همچنان یک بازی ویدیویی است. هر زمان که از کشتن بقیه و رفتار زننده مردم خسته شدید، کافیست به چند نفر کمک یا حتی با آن‌ها خوش و بش کنید تا دوباره به همان آرتور مورگان دوست‌داشتنی تبدیل شوید.

ولی تمامی موارد بالا به اندازه‌ای کافی بودند که وقتی برای دومین بار سرنوشت آرتور مورگان و دار و دسته داچ را از اول آغاز کردم، باز هم نتوانستم در یکی از مراحل ابتدایی بازی به کشتن مسافرین قطار فکر کنم یا در کمال خونسردی به فریاد‌های کمک مردی بی‌اعتنایی کنم که فاصله‌اش تا مرگ و زندگی دستی است که آویزان دیواره‌های صخره‌ای بلند شده.

در واقع فشار دادن دکمه کنترلر و شلیک گلوله به آسانی بازی‌های دیگر نیست انگار که در آن سوی لوله هفت‌تیر انسانی واقعی ایستاده و می‌دانیم که این یکی دیگر از آن قتل‌هایی نیست که با کمترین زحمت از آن قسر در برویم.

The post فشردن ماشه در Red Dead Redemption 2 چندان هم ساده نیست appeared first on دیجیاتو.

تکرار تاریخ؛ ۹ اشاره جالب Red Dead Redemption 2 به نسخه قبلی

بعد از مدت‌ها صبر و انتظار، امسال Red Dead Redemption 2 منتشر شد و در نهایت موفق شدیم غرب وحشی خلق شده توسط راکستار را با دست‌های خودمان تجربه کنیم. نسخه دوم سری Red Dead Redemption 2 به اندازه‌ای بی‌نقص بود که از نظر ما به عنوان بهترین بازی سال انتخاب شود و البته با نظراتی هم که شما در نظرسنجی دادید، مشخص شد که بیشتر خواننده‌ها نیز با ما توافق نظر دارند.

RDR2 در زمان به عقب در زمان به عقب می‌رود و آغاز مشکلات فرقه داچ را به تصویر می‌کشد، بنابراین فارغ از تغییر شخصیت اصلی، فضاسازی و دنیای بازی نیز به مراتب متفاوت با نسخه قبلی است.

اما با این وجود در جهان بزرگ بازی اشاره‌های متعددی به Red Dead Redemption 1 می‌شود که ممکن است با گذشت ۸ سال متوجه بسیاری از آن‌ها نشده باشید. نسخه دوم سری رد دد مانند پیش‌درآمد Better Call Saul است برای سریال بریکینگ بد. نه تنها Red Dead Redemption 2 داستان مجزا و مهیج خود را دارد بلکه خط روایت نسخه قبلی را نیز کامل‌تر می‌کند.

بنابراین در ادامه می‌خواهیم نگاهی داشته باشیم به قسمت‌هایی از بازی که در آن اشاراتی به نسخه قبلی شد. بدیهتا این اتفاقات لحظاتی از هر دو نسخه را لو می‌دهند، بنابراین اگر هیچ کدام به خصوص Red Dead Redemption 2 را تجربه نکردید، بهتر است برای لوث نشدن بازی به سراغ ادامه مطلب نروید.

همچنین اگر به دنبال مطالب بیشتری در مورد بازی هستید، چندی پیش به معرفی ایستر اگ‌ها یا همان نکات مخفی پرداختیم. در سری راهنمای هشت قسمتی Red Dead Redemption 2 هم از معرفی بهترین سلاح‌ها و تجیهزات گرفته تا نحوه پیدا کردن سریع‌ترین اسب ها را پوشش دادیم. در نهایت اگر می‌خواهید بدون لو رفتن چیزی نظر دیجیاتو در مورد بازی را بدانید، نقد اختصاصی ما را از دست ندهید.

مامور راس و ماهیگیری

در بخش‌های ابتدایی بازیست که ابیگیل از شما می‌خواهد تا جک (پسر جان مارستون) را به ماهیگیری ببرید. در میانه‌های این مرحله یکی از مامورهای پینکرتون که راس (Ross) نام دارد به پیش آرتور و جک می‌آید و از آرتور می‌خواهد تا با او همکاری کند. اما راس همان مردی است که جان مارستون را فریب داده و در انتهای نسخه قبلی او را می‌کشد.

همچنین این اولین باریست که جک با او مواجه می‌شود و دومین و آخرین بار زمانی است که در بخش انتهایی نسخه قبلی و بعد از مردن جان، جک به سراغ راس می‌رود تا انتقام پدرش را بگیرد. اما نکته جالب‌تر اینکه راس هم چند لحظه قبل از مرگش در حال ماهیگیری است.

نمی‌توانی جلوی جاذبه را بگیری

در فصل انتهایی بازی و در یکی از جذاب‌ترین ماموریت‌های آن داچ و آرتور در حال فرار از دست ده‌ها مامور قانون هستند که در انتها روی صخره‌ای بزرگ محاصره می‌شوند. اما قبل از آنکه داچ و آرتور از روی صخره به درون دریاچه زیر پایشان بپرند، داچ به کلانترها می‌گوید «شما نمی‌توانید جلوی جاذبه را بگیرید». در نسخه قبلی، داچ درست قبل از پریدن از روی صخره و رفتن به آن دنیا، دقیقا همین جمله را به جان مارستون می‌گوید.

جاسوس دو جانبه

در نسخه قبلی جان مارستون به مکزیک رفته و ناگهان خود را درگیر انقلاب مکزیک پیدا می‌کند. او به خاطر پیدا کردن خاویر مجبور می‌شود برای هر دو طرف این نبرد یعنی شورشی‌های مکزیک و ارتش این کشور بازی کند و به این شکل شرایط را حسابی بهم می‌ریزد.

در Red Dead Redemption 2 اتفاق مشابهی سر دو شخصیت سرخ‌پوست بازی یعنی Rains Fall و Eagle Flies می‌افتد که البته کمی از نسخه اول پیچیده‌تر است. آرتور به هیچ وجه نمی‌خواهد درگیر این ماجرا شود اما به لطف داچ گروه او و آرتور به پدر و پسر کمک می‌کنند و باعث می‌شوند اوضاوع برای قبیله واپیتی حتی بدتر از قبل شود.

مرد عجیب و غریب

در نسخه اول بازی ماموریت فرعی اختیاری به نام I Know You وجود دارد که در آن جان ماستون با مردی مواجه می‌شود که به زبانی رمزی و عجیب و غریب صحبت می‌کند و اطلاعات زیادی در مورد گذشته جان دارد. در RDR 2 با این مرد به طور مستقیم مواجه نمی‌شوید اما او یک جایی در یکی از کلبه‌های منطقه لموین (Lemoyne) زندگی می‌کند. ویدیوی کاملی در یوتیوب وجود دارد که تمام اتفاقاتی که در کلبه می‌افتد و نحوه فعال کردن زنجیره آن را نمایش می‌دهد، دیدن آن خالی از لطف نیست.

The post تکرار تاریخ؛ ۹ اشاره جالب Red Dead Redemption 2 به نسخه قبلی appeared first on دیجیاتو.

پایان‌بندی Red Dead Redemption 2 حوصله‌سربر و حفره‌دار بود

از عرضه Red Dead Redemption 2 بیش از یک ماه و نیم گذشته و اگر اینجا هستید و این مطلب را می‌خوانید بر این باور هستم که بازی را به اتمام رسانده‌اید یا برایتان مهم نیست بدانید سرنوشت آرتور مورگان، داچ ون در لیند و گروهشان به کجا می‌رسد.

تمام کردن بازی با همه فعالیت‌های جانبی، گشت و گذارهای وقت و بی‌وقت تقریبا ۹۰ ساعت طول کشید و بله، من مدت زمانی بسیار طولانی فقط پیاده و یا با اسب محبوبم از این نقطه به آن نقطه می‌رفتم. و نه هیچ مشکلی با آن نداشتم و بلکه عاشق گم شدن در دنیای خیالی بازی خودم بودم. اوایل کمی با مکانیسم هسته سلامتی، استقامت و دد آی مشکل داشتم و حتی از اینکه مرتبا مجبور شوم اسبم را غشو کنم آزرده می‌شدم اما کم کم این‌ها هم به عادت تبدیل شد. در سکوت ساعت‌ها می‌تاختم، گاهی پیاده و آرام در شهرها قدم می‌زدم، به مردم سلام می‌کردم و اگر هوا تاریک بود شاید به استقبال یک نوشیدنی هم می‌رفتم.

من عاشق هیچ‌کاری نکردن با آرتور مورگان بودم… دقیق‌تر بگویم من عاشق آرتور مورگان شده بودم و به اندازه‌ای که چارچوب ذهنی‌ام اجازه می‌داد خودم را از آنچه هستم دور می‌کردم و شخصیت پردازی و دیالوگ‌های آرتور مورگان را به آغوش می‌گرفتم. من برای دیدن شب‌های پر ستاره و سوسوی چراغ زردرنگ کلبه‌ای کنار آب‌های آرام برکه ساعت‌ها وقت گذاشتم و نمی‌توانم بگویم چقدر از این بابت دلشادم.

هر زمان خطایی مرتکب می‌شدم و جایزه‌ای برای سرم تعیین می‌شد، بدون فوت وقت به دفتر پست می‌رفتم و جریمه را پرداخت می‌کردم. چرا؟ چون از درگیری‌های گاه و بی‌گاه با جایزه بگیرها در میان مکاشفاتم بیزار بودم و دوست داشتم به شیوه خودم بازی کنم. مشکلش کجاست؟ اتفاقا همین رویه را هم ۸ سال پیش در Red Dead Redemption با جان مارستون تجربه کردم. شاید ۲۰۰ ساعت و حتی بیشتر برای این بازی وقت گذاشتم و هر چه بگویم چقدر شیفته جان مارستون بودم کم گفتم.

اواسط پارت دوم، سوم و چهارم بارها خط داستانی بازی را رها کردم. در نقشه بازی می‌چرخیدم، اسب سواری می‌کردم، ماهی می‌گرفتم، با شخصیت‌های مختلف گروه صحبت می‌کردم و به حرف دلشان گوش می‌دادم، غذا درست می‌کردم و هر کاری که فکرش را کنید جز کشتن و جلو بردن داستان. من هیچ مشکلی با ضربان آهسته و پیشروی کند بازی ندارم و حتی از استراحت دادن‌های طولانی و انجام هر کاری غیر از کشتن لذت می‌بردم و هنوز هم می‌برم. مشکل من نکشتن و قتل عام نکردن نیست، مشکل من جمع کردن مدفوع اسب از روی زمین یا دوشیدن شیر نیست. اپیلوگ به خصوص در قسمت اول یک سری مراحل اجباری بود خالی از قریحه همان نویسندگانی که آنچه تا پیش از آن بازی کرده بودیم ارائه داده بودند.

توجه: در ادامه به مباحثی پرداخته می‌شود که داستان بازی را لو می‌دهد، اگر بازی را تمام نکرده‌اید یا نمی‌خواهید انتهای داستان برایتان برملا شود ادامه مقاله را نخوانید.

من دوباره آرتور را می‌خواهم

بسیار خب، نمی‌خواهم سخنرانی کنم یا آنچه که پسندیده‌ام را به زور در چشم کسی فرو کنم اما بیایید قبول کنیم که آرتور از جان مارستون دوست داشتنی‌تر بود. وقتی نسخه دوم معرفی شد و متوجه شدم در پیش درآمد نسخه اول قرار نیست نقش جان را بازی کنیم عمیقا دلسرد شدم و بازی در نقش یک یاغی دیگر برایم جذابیتی نداشت. بعد از اپیلوگ و تمام شدن داستان معتقدم هیچکدام از المان‌هایی که جان مارستون را در شماره اول به یک یاغی دوست داشتنی تبدیل کرده بود در اپیلوگ و نه حتی در طول مسیر بازی دیده نمی‌شود.

در طول بازی، جان یک نا‌به‌کار بیخیال است که نه برای گروهشان چندان مفید به نظر می‌رسد نه برای خانواده‌اش. در انتها هم جان برای جلب رضایت ابیگیل همه کاری می‌کند. اپیلوگ قرار است ما را به همان جایی برساند که جان مارستون در ابتدای نسخه اول بود. قرار بود هویت جان مارستون شکل بگیرد اما نگرفت. جان مارستون فقط یک مردِ خانواده دوست شد که حتی در ابتدای نسخه اول هم دقیقا اینطور نبود. شاید بگویید فاصله ۳ ساله بین داستان دو بازی مشکل را برطرف می‌کند و من هم می‌گویم پس اپیلوگ ناپخته و ناقص است و نتوانسته فاصله میان جان ۲۶ ساله RDR2 با جان ۳۸ ساله RDR را توصیف کند.

به چه هدفی ۶-۷ ساعت پایانی بازی که دست بر قضا «فصل اختتامیه» هم نام گرفته و انقدر طولانی است نباید به سر منزل مشخصی برسد؟ اپیلوگ پر از صحنه‌های زیبا و معنادار است، این را انکار نمی‌کنم. وقتی که جان و ابیگیل درست در جایی ایستاده‌اند که سال‌ها بعد مزارشان می‌شود، زمانی که جان از ابیگیل درخواست ازدواج می‌کند یا حتی زمانی که جان، آنکل و چارلز در حال ساختن خانه هستند. این صحنه‌ها بی نظیر بود. اما برای من که منتظر بودم تا ماجراجویی‌ام با جان در دنیای آزاد بازی شروع شود کافی نبود. خلاصه بگویم: جان نه فقط به خاطر بهتر بودن آرتور، بلکه به خاطر بد پیش رفتن مسیر داستانی‌اش در انتها تبدیل به کاراکتری شد که هیچکس دوستش نداشت. بعید است بازی را تمام کرده باشید و نگویید ای کاش می‌شد با آرتور بازی را ادامه داد.

تمام کردن داستان آرتور و رسیدن به اپیلوگ حدودا ۴۰ الی ۴۵ ساعت زمان می‌برد (اگر فعالیت‌های جانبی را در نظر نگیریم) و آرتور در این مدت زمان فرصت کافی برای پرداخته شدن دارد. او شخصیت اصلی است و داستان هم در مورد او است اما پایان‌بندی داستان آرتور متعلق به جان است! در طول داستان می‌فهمیم آرتور شخصیتی خاکستری است که خانواده‌اش را ترک کرده، در گذشته عاشق شده و حتی صاحب یک فرزند بوده و با در نظرگیری همه این داستان‌ها او همچنان یک شخصیت خاکستری دوست داشتنی است اما در انتها یک مرتبه جان با رفتاری اصلاح شده باز می‌گردد تا با سرعت هر چه تمام‌تر از یک کاراکتر معمولی در RDR2 تبدیل به قهرمان بعدی داستان شود، داستانی که اتفاقا خوب و خوش هم تمام می‌شود ولی پایان خونین RDR1 را که فراموش نکرده‌اید؟

آرتور مورگان

جان که تا پیش از این هیچ علاقه‌ای به خانواده‌اش نشان نمی‌داد حالا سوار بر کالسکه‌ای که ابیگیل و جک در آن هستند ظاهر می‌شود و با آن‌ها به سمت استرابری می‌رود. جان بعد از همه یاغی‌گری‌ها حالا یک مرد خوب است، او حالا خانواده‌اش را دوست دارد و نمی‌خواهد خطایی کند تا ابیگیل او را ترک کند اما جان تا کی می‌خواهد نقاب به صورت داشته باشد. بالاخره گند بالا می‌آورد، ابیگیل هم می‌رود. دوباره جان در مسیر رستگاری قدم بر می‌دارد، راهی که تا پایان نسخه اول (که به مرگش منجر می‌شود) در مسیر رفت و آمد به آن است. خط داستانی جان مارستون کم‌ایراد بود تا اینکه اپیلوگ RDR2 آن را سرگردان کرد.

جا دارد تاکید کنم که اپیلوگ ۶-۷ ساعته جان، حضور کمرنگ او در داستان آرتور را توجیه می‌کند و این واقعا بد است. پیش از اینکه بازی را تجربه کنم انتظار تعامل بیشتری میان این دو را داشتم اما دیالوگ‌های آرتور و جان طی ده‌ها ساعت بازی شاید کمتر از ۱۰ دقیقه باشد. دگرگون‌سازی ساختار روایت و تعویض خود قهرمان و جنس قهرمان، بدنه داستان را شکننده کرده. همه این مشکلات زمانی کم اهمیت می‌شد که پایان‌بندی خلاصه و سرراستی را تجربه می‌کردیم نه این تجربه بلندِ رقیق شده از اتفاقاتی که می‌توانست یکی-دو ساعته جمع شود.

از مزرعه‌داری و صالح شدن جان مارستون زیاد گفتم اما بیایید مراحل صرفا فیلر یا پرکننده سیدی و چارلز را هم فراموش نکنیم. خصوصا بسط داده شدن داستان اسکینرها که یک مرتبه در اپیلوگ دوباره ظاهر می‌شوند و نمی‌دانم چه ارتباطی اصلا به پایان بازی دارند؟ من هیچوقت این مراحل اضافه و حتی آن‌هایی که با سیدی ادلر به شکار خلاف‌کارها می‌رفتیم را درک نکردم. چندین مرحله لازم بود تا متوجه شویم سیدی حالا جایزه بگیر شده و اتفاقا دنبال ردپای مایکا هم هست؟ چندین مرحله لازم بود تا گروه هولناک اسکینرها که هیچ ارتباطی به هیچ بخش از انتهای داستان ندارند را از بین ببریم؟ حالا بگذریم از اینکه چقدر از مراحل جان در مزرعه عینا در پایان نسخه اول هم وجود دارد.

داستان Red Dead Redemption 2

یکی از زیباترین قاب‌های تاریخ دنیای بازی. ای کاش بازی پس از این صحنه زیاد طول نمی‌کشید و تمام می‌شد.

در گفتگوهایم متوجه یک نکته جالب هم شدم. کسی نمی‌داند پایان RDR2 کجاست. زمانی که آرتور جان می‌دهد یا زمانی که مایکا کشته می‌شود؟ از نظر من پایان داستان آرتور را می‌توان خاتمه اصلی داستان توصیف کرد همانطور که کشته شدن جان در انتهای نسخه اول پایانِ مسیر بود. ولی شاید شما با من مخالف باشید. حق هم دارید. ۶-۷ ساعتی که باقی مانده زمان کمی نیست و اتفاقا فرصت بسیار مغتنمی است تا پایان‌بندی احساسی ابتدایی را از بین ببرد. تصور کنید Avengers: Infinity Wars را تماشا کرده‌اید، بهت‌زده‌اید و سرجایتان خشک شده‌اید و بعد از تیتراژ پایانی یک پایان‌بندی ۲۰-۳۰ دقیقه‌ای دیگر با هنرنمایی نیک فیوری و کاپیتان مارول هم پخش شود که همه قهرمانان در آن زنده شوند و همه چیز به خوشی تمام شود. به همین سستی و بی هدفی.

ترکیب به رستگاری رسیدن آرتور و به قرار رسیدن جان، داستان پر فراز و نشیب آرتور و حکایت زندگی زناشویی جان مخلوطی ناهمگن است و نتیجه نهایی بدقواره و ناموزون از آب در آمده.

جان مارستون

حفره داستانی؟ دروغِ جان؟ یا چه؟

و البته فراموش نکنیم که در این پایان بندی یکی-دو حفره داستانی کوچک هم پدید می‌آید. جان مارستون در ابتدای نسخه اول در پاسخ به بانی مک فارلین که از او می‌پرسد چقدر خوب نیو آستین را می‌شناسی می‌گوید: «[نیو آستین را] نمی‌شناسم. در مورد اینکه به اینجا بیاییم بارها [با گروه] صحبت کردیم ولی هیچوقت نیامدیم.»

مارستون در این دیالوگ یکی از مراحل اصلی و پایانی اپیلوگ بازی را زیر سوال می‌برد. وقتی جان در مرحله An Honest Day’s Labors به جستجوی دوست قدیمی خود، سیدی ادلر می‌رود و سیدی از او می‌خواهد به Pikes Basin در نزدیکی‌های مزرعه مک فارلین در نیو آستین بروند و یک خلافکار را دستگیر کنند. این یکی از مراحل اصلی در اپیلوگ بازی است و اگر بازی را تمام کرده باشید حتما این مرحله را به خاطر دارید.

مارستون پیش از اتفاقات نسخه اول به نیو آستین سر می‌زند و اگر شما بازیکن کنجکاوی باشید احتمالا جان ساعاتی طولانی در این منطقه از بازی وقت گذرانده، شکار کرده و به خوبی هم با آنجا آشناست. نیو آستین در اپیلوگ بازی و پس از آن کاملا قابل بازی است و وجب به وجب آن را می‌توانید بگردید. هر چه که هست، دیالوگ جان و بانی حالا دیگر بی اعتبار شده ولی چرا ماموریت‌های بیشتری با محوریت نیو آستین طراحی نشد که حداقل از این فضای بکر و نوستالژیک بهره بیشتری برده شود و نه صرفا یک منطقه آزاد برای گشت و گذار.

از ابتدای بازی تا همان دقایق پایانی انتظار داشتم با آرتور کمی هم به بیابان‌های خشک و سوزان غرب وحشی سر بزنیم ولی نه حتی یک مرحله. ولی در انتها یک مرتبه تمام نقشه باز می‌شود، با جان مارستون که گفته هیچوقت نیو آستین نرفته به آنجا سر می‌زنیم و حتی بعد از تمام کردن بازی فرصت آن را داریم که هر چقدر دلمان می‌خواهد آنجا وقت بگذرانیم.

نقشه Red Dead Redemption 2

من هنوز متوجه نشده‌ام چرا باید تیم راک‌استار منابع وسیعی خرج کند تا یک نقشه تقریبا بی استفاده برای بخش داستانی بسازد و آن را رها کند؛ بخشی از نقشه بازی که اتفاقا بسیار هم زیبا و دوست داشتنی است اما گشت و گذار در آن کمترین درجه سرگرم‌کنندگی را دارد.

یک سکانس دیگر هم هیچ توضیح عقلانی و منطقی ندارد: حضور داچ در پایان دوم و کشته شدن مایکا توسط او. داچ یک بار و در سکانس نبرد آرتور و مایکا هفت‌تیر می‌کشد، تصمیم‌گیرنده نهایی است ولی هیچ‌کدامشان را نمی‌کشد. راهش را می‌کشد و می‌رود. چند ساعت بعد، در بالای کوه داچ باز هم از ناکجاآباد ظاهر می‌شود، این بار در صحنه نبرد جان و مایکا. هفت‌تیر می‌کشد، باز هم تصمیم‌گیرنده نهایی است و این بار به عجز و لابه جان گوش می‌دهد، مایکا رفیق شفیقش را می‌کشد و دوباره راهش را می‌کشد و می‌رود.

چرا؟

جدا از احمقانه بودن این تکرار نقش‌آفرینی‌ها در هر دو پایان‌بندی، هیچ توضیح و توجیهی برای اینکه چرا داچ دشمن اصلی‌اش را نمی‌کشد و در عوض یک تیر در سینه شریک جرم خودش خالی می‌کند وجود ندارد. نه در همان لحظه و نه در کل داستان RDR1. هر چقدر حضور داچ در مسیر زندگی آرتور و به انحطاط کشیده شدن گروهشان برجسته و قوی بود، قدرت شخصیتش در دو پایان‌بندی خلاصه شد به بهره‌گیری اندک و بی‌توضیح از او. این مدل رها کردن داستان در انتهای بازی، آن پختگی و جسارتی که از راک استار انتظار می‌رود را به هیچ‌وجه نشان نمی‌دهد.

و این را در انتها می‌گویم که من از همین اپیلوگ طولانی هم لذت بردم، گرچه خسته‌کننده بود و به اندازه بازی تا پیش از آن جذابیت نداشت ولی نگارش عجولانه صفحات پایانی داستان بازی را نمی‌توان نادیده گرفت.

The post پایان‌بندی Red Dead Redemption 2 حوصله‌سربر و حفره‌دار بود appeared first on دیجیاتو.

سیستم Honor در Red Dead Redemption 2 چگونه کار می‌کند؟

سیستم Honor در Red Dead Redemption 2 نقشی اساسی را در گیم‌پلی بازی ایفا می‌کند و حتی روی بخش‌های مختلفی از داستان تا دیالوگ‌های رد و بدل شده بین شما و دیگر کاراکترها تاثیر مهمی می‌گذارد. بنابراین بهتر است قبل از آن که هفت‌تیر خود را روی غریبه‌ای بکشید یا بخواهید به گدایی در ولنتاین کمک کنید، حتما این مطلب را بخوانید.

پیش از این هم به آموزش دیگر المان‌های مهم گیم‌پلی این بازی پرداخته بودیم که اگر پیش از این آن‌ها را نخوانده بودید، همین الان فرصت خوبی برای انجام این کار است:

سیستم Honor در Red Dead Redemption 2 چگونه کار می‌کند

سیستم Honor در Red Dead Redemption 2

این سیستم در واقع فرق بین یک کابوی خوب یا بد بودن که با نحوه رفتار شما در دنیای بازی تعین می‌شود. بالا بودن سطح آن باعث برخورد بهتر مردم با شما و گرفتن تخیف هنگام خرید از فروشگاه‌ها خود شد و در مقابل امتیاز پایین Honor باعث می‌شود که مردم شهر دل خوشی از حضور شما در منطقه نداشته باشند و به طور مدوام برایتان سنگ اندازی کنند.

در عمل امتیاز Honor شما در بازی بین یک بازی +۸ تا -۸ تعریف می‌شود. البته کوچک به این معنا نیست که شما با انجام هر کار کوچک خوب یا بدی، تغییر زیادی را در امتیاز خود می‌بینید و این قضیه به صورت یک روند و مجموعه از کارها تاثیر خودش را نشان خواهد داد.

در هر کدام از سطوح Honor شما با موارد زیر روبرو خواهید شد

  • امتیاز ۷: آرتور در تمام فروشگاه‌های بازی با ۵۰ درصد تخفیف خرید اجناس روبرو خواهد شد.
  • امتیاز ۶: تعدادی از ست‌های لباس بازی تنها در صورتی آزاد می‌شوند که شما به این امتیاز برسید.
  • امتیاز ۵: رسیدن به امتیاز ۵ تخفیف ۲۵ درصدی در خرید تمامی اجناس را فراهم می‌کند.
  • امتیاز ۳: در این سطح هم تعداد زیادی از لباس‌های تازه در دسترس آرتور قرار خواهند گرفت
  • امتیاز ۲: اولین سطح از تخفیف گرفتن در بازی که شامل ۱۰ درصد برای تمامی اجناس است با این امتیاز حاصل می‌شود.
  • امتیاز ۱: اگر کمی کابوی خوبی باشید، آرتور در هر بار لوت کردن اجساد، اجناس ارزشمند بیشتری را پیدا خواهد کرد.

نحوه تغییر سطح سیستم Honor در Red Dead Redemption 2

جدا از آن‌که گرفتن بعضی از تصمیم‌های کلیدی طی خط داستانی بازی باعث افزایش یا کاهش امتیاز شما در این پارامتر خواهند شد، کارهای زیادی هستند که به طور مستقیم روی امتیاز Honor شما اثر خواهند گذاشت.

طی گشت و گذار در دنیای وسیع Red Dead Redemption 2 با فرصت‌های گوناگونی روبرو می‌شوید که می‌تواند عامل تعین کننده‌ای برای تغییر امتیاز شما باشند. بعضی از فرصت‌ها به صورت اتفاقات ناگهانی بوده و بعضی دیگر نیز به انجام دادن یا ندادن یک کار مشخصی بستگی دارند.

در کل انجام کارهای زیر باعث تغییر در سیستم Honor در Red Dead Redemption 2 خواهند شد:

افزایش امتیاز

  • به کمپ داچ پول نقد یا جواهر و آیتم‌های با ارزش اهدا کنید
  • با افراد کم به مهربانی برخورد کنید
  • هنگام آغاز یک دوئل، برای کشته نشدن رقیب به دست یا تفنگ او شلیک کنید
  • هنگامی که ماموران قانون دنبال شما هستند، برای جلوگیری از درگیری و در نتیجه کشته شدن آن‌ها، به خوبی پنهان شوید.
  • جریمه‌های خود را پرداخت کنید

کاهش امتیاز

  • دزیدن اسب
  • کتک زدن یا کشتن افراد عادی
  • کشتن حیوانات اهلی مثل گاو، خوک یا سگ
  • دزدی کردن از فروشگاه‌ها
  • کشتن افراد قانون
  •  استفاده نکردن از لاشه حیوانات وحشی و رها کردن آن‌ها در طبیعت
  • سرقت از قطار

همان‌طور که در بالا دیدید، در RDR 2 انسان خوبی بودن کار چندان آسانی نیست و حتی ممکن است جلوی تجربه بعضی از لذت‌های بازی از شما گرفته شود. بهتر است تا جای ممکن کارهای ساده‌ای مثل کمک به غریبه‌هایی که در سفر خود می‌بینید یا حال و احوال با مردم شهر را انجام دهید تا اگر گاهی دلتان سرقت از قطار یا غریبه‌ها را خواست، امتیاز Honor تان بیش از اندازه کم نشود. در انتها، این نکته را هم فراموش نکنید که اگر به فردی غریبه لطفی کرده باشید، ممکن است او را بعدها مشاهده کرده و او خدمتی را در حق آرتور انجام دهد.

بخش آنلاین RDR 2 هم از دیروز به تدریج در اختیار کاربران این بازی قرار گرفته و می‌توانید به‌زودی آموزش‌های این بخش را هم در دیجیاتو مطالعه کنید.

The post سیستم Honor در Red Dead Redemption 2 چگونه کار می‌کند؟ appeared first on دیجیاتو.

راهنمای بازی Red Dead Redemption 2؛ جذاب‎ترین مکان‎ها

دستاورد جدید کمپانی خوش نام راکستار گیمز به قدری وسیع و دیدنی است که بازیکن می تواند ساعت های طولانی را فقط صرف گشت و گذار کند بدون اینکه ذره ای خسته شود؛ سرزمین پرجزئیات Red Dead Redemption 2 در کنار طبیعت بکر و متفاوتی که در خود جای داده، محموعه ای بی شمار از ایستر اگ ها را به همراه دارد که تعداد آنها از مجموع موارد مشابه تمام نسخه های Grand Theft Auto بیشتر می شود.

اگر در سال های قبل درگیر پیدا کردن آدم فضایی ها، غول پاگنده یا ساحره ترسناک GTA V بودید، وقت آن رسیده تا پای به دنیای سندباکس غرب وحشی گذاشته و با اشیا و عجایب آن که هرکدام نکات و اشارات عظیمی در خود نهفته دارند آشنا شوید؛ به همین منظور ۱۷ ایستر منحصر به فردی که می بایست قبل از مرگ در Red Dead Redemption مشاهده کنید را همراه با محل دقیق شان برای شما جمع کرده ایم. البته حواستان به اسپویلرهای مطلب باشد!

ربات زنگ زده

در جریان یکی از ماموریت های جانبی جذابی که طی آن روایت غریبه ای را دنبال می کنید به اسم A Bright Bouncing Boy، آرتور با رباتی زنگ زده و شکسته ملاقات می کند. مثل بسیاری از مواردی که در این مطلب خواهید دید، RDR2 ایده تداخل زمان و تکنولوژی با دنیای غرب را دستمایه شوخی کرده تا به جای مشاهده گاومیش های آمریکای شمالی در میان برف های کوهستان با رباتی اندروید مانند مواجه شویم.

برای پیدا کردن این آدم آهنی مفلوک در مرحله نخست باید ماموریت یاد شده را با ملاقات سازندۀ ربات در حوالی جنوب غربی Saint Denis آغاز کنید. حداقل ۲۴ ساعت (داخل بازی) بعد از اتمام بخش قایق اسباب بازی در نیمه های شب به آزمایشگاه مخترع در شمال Brandywine Drop سفر کنید و آزمایش الکتریکی Draig را هم انجام دهید.

پس از گذشت چند روز دوباره به همان محل رفته و چراغ حاضر در آزمایشگاه را برداشته و به شمال غربی ترین نقطه کوهشتان نزدیک Colter بروید تا بعد از چند قدم پیاده روی دشوار با ربات مورد نظر دیدار نمایید.

اسکلت غول پیکر

این مورد خاص به شایعات و تصاویری که چند سال پیش در سطح فضای مجازی و اینترنت منتشر شده بود اشاره دارد و نمی تواند هیچ توجیهی مبنی بر وجود حیات وحشی غول پیکر در دنیای RDR2 داشته باشد.

اگر تا میانه های کوهستان Shann سوارکاری کنید، در ناحیه شمالی شهر Strawberry با مجموعه استخوان های بزرگی مواجه خواهید شد که برای لحظاتی ممکن است ترس را مهمان وجودتان کند. این ایستر دقیقاً اسکلتی تقریباً سر هم از یک انسان غول آسا را تداعی می کند که محال است در سال ۱۸۹۹ وجود خارجی داشته باشد.

مواجهه با KKK

اگر در دشت های وسیع Southfield کمی بچرخید، درست در کنار منطقه Rhodes احتمالاً با افرادی روبرو خواهید شد که شنلی سفید رنگ پوشیده و با ده دست داشتن مشعل هایی در کنار یک صلیب به آتش کشیده شده مشغول انجام مراسمی هولناک هستند.

متاسفانه این افراد دانشمندانی نیستند که قصد ربودن شما را داشته باشند، بلکه دقیقاً نسخه غرب وحشی سازی شدۀ فرقه Ku Klux Klan موسوم به KKK هستند. اگرچه این فرقه نوعی سازمان همبسته در گذشتۀ ایالات متحده آمریکا در زمینه پشتیبانی از نژاد سفیدپوست، یهودستیزی و ضدیت با کاتولیک بودند و ابزارشان ترور، خشونت و ایجاد وحشت محسوب می شد، نسخه راکستار آنها خطر خاصی برای بازیکن ایجاد نمی کند.

ماجراهای قاتل زنجیره ای

در دنیایی که کشت و کشتار بی شماری جریان دارد، خیلی عجیب نیست که متوجه شوید یک یا چند قاتل زنجیره ای ماهر فضای Red Dead Redemption 2 را مسموم کرده و جولان می دهند.

در جریان روایات و ماموریت های این بازی با نکات و سرنخ های متعددی از این قاتل زنجیره ای تحت نام Killer Clues آشنا می شوید. در کنار خط راه آهن منطقه Valentine منتهی به Citael Rock، ابتدا پای بریده شده ای وجود دارد، سپس بدنی حلق آویز شده از پل دیده می شود که روی سنگ کناری آن نوشته شده «ببین چه کارهایی کردم».

در دهان جسد به دار آویخته شده نقشه ای وجود دارد که به حل معمای وحشتناک قاتل زنجیره ای کمک می کند و می بایست برای اتمام آن هر سه قسمت آن را به مرور پیدا کنید.

بشقاب پرنده نورانی

اگر عنوانی از کمپانی راکستار گیمز تهیه کردید و داستان یا حداقل نکاتی مرتبط با یوفوها و موجودات فرازمینی در آن وجود نداشت، به اصالت آن بازی شک کنید. خوشبختانه برای دست تکان دادن برای آدم فضایی های RDR2 نیازی به انجام مجموعه فعالیت های طولانی و خسته کننده مثل داستان کوهستان Chiliad در GTA V نیست.

ابتدا به کابین واقع در شمال شرقی Heartland Overflow در New Hanover سفر کرده تا با انبوهی از فرقه گرایان کشته شده مواجه شوید؛ یادداشت های روی میز رهبر آنها را مطالعه کرده و سپس نشانگر نقشه را کمی بالاتر از حرف M روی عبارت Mount Shann علامت بزنید.

هنگامی که به قله برسید یادواره مذهبی خاصی ساخته شده از سنگ را می بینید؛ نوشته های روی آن را برای چند لحظه بخوانید یا چند دور پیرامون آن بدوید و پس از آن دوباره به کلبه نزدیک Heartland Overflow برگردید.

در آنجا کمپ بزنید و مطمئن شوید آرتور تمام شب را می خوابد؛ حالا وارد کابین شوید تا متوجه حلقه نورانی عجیبی متشکل از رنگ های سفید و سبز در بالای سقف شوید، سریعاً به بیرون کابین دویده و دوربین را به سمت آسمان بگیرید تا با موجودات فرازمینی غرب وحشی آشنا شوید.

هم نشینی با پاگنده

راکستار از قدیم الایام علاقه زیادی به افسانه پاگنده یا همان BigFoot نشان داده؛ بعد از آنکه شایعه ای در مورد وجود پاگنده در کوه های GTA SanAndreas پخش شد که البته کاملاً هم دروغ بود، و حضور حاشیه ای آن در GTA V، استودیوی بازی سازی قصه ما شواهد بهتری را در RDR2 گنجانده است.

اگرچه همچنان پاگندۀ افسانه ای نشان داده نمی شود، در یکی از غارهای دور افتاده شمال شرقی Grizzlies West می توانید با بیگ فوت برای دقایقی هم صحبت شوید.

برای شروع این ایستر اگ ابتدا می بایست تا دریاچه کوچک Calumet Ravine در شمال Baccus Station سوارکاری کنید. در این محل مجموعه ای مرموز از پرنده های سیاه رنگ شما را تا اقامتگاه موجود خارق العاده مورد نظر هدایت می کنند. هنگامی که به غار می رسید، هیولای درمانده و تنها سفره دلش را باز کرده و از سبک زندگی اش و اینکه مردم می خواهند او را به قتل برسانند صحبت می کند.

هواپیمای کوچک سقوط کرده

این ایستر جالب اشاره کوچکی به ماموریت Deadalus and Son نسخه قبلی Red Dead دارد؛ در قسمت شمال غربی Little Creek River، در میان جنگل و نزدیک تپه های سبز می توانید هواپیمای دست ساز کوچکی که سقوط کرده را پیدا کنید.

به نظر می رسد مخترع این دستگاه پرنده چندان شانس زیادی برای پرواز نداشته است.

محل اصابت شهاب سنگ

کلبه ای  در ناحیه شرقی Brandywine Drop در دره Roanoke وجود دارد که اگر وارد آن شوید با صحنه ای شوکه کننده روبرو خواهید شد. در حالی که سقف سوراخ شده، حفره ای نسبتاً عمیق و گداخته کف اتاق وجود دارد که از آن حرارت بلند می شود.

پیرامون این حفره سه انسان تکه پاره شده وجود دارند که بدیهی است توسط سنگ آسمانی پرسرعتی به شکلی فجیع کشته شده اند. در طول تاریخ همیشه در اخبار و قصه ها در مورد احتمال شهاب باران و برخورد اجرام فضایی هشدار داده شده، ولی هیچوقت ندیده بودیم یک سنگ کوچک ممکن است چقد فاجعه آمیز باشد!

دیگ جادو جنبل

شاید بعضی ها بگویند این سکانس شاید کاملاً هم مرتبط با قضایای جادو و جنبل نباشد، اما شکی نیست که در نگاه اول یاد ساحره های پیر با بینی زشت و کلاه عجیبشان که معمولاً پای دیگ در حال درست کردن افسون یا معجونی هستند خواهیم افتاد.

در نقاط شمالی منطقه Grizzlies East و تقریباً بالای حرف N از عبارت Ambarino در نقشه وجود دارد. اگر به داخل دیگ کمی بیشتر دقت کنید متوجه جوشانده شدن چند عدد چشم و سایر اعضای چندش آور خواهید بود؛ جالب است که می توانید از این افسون بنوشید تا از حال رفته و برای دقایقی به حالت خلصه سفر کنید!

واکاوی نمادهای عجیب

راکستار عاشق پازل های دشوار و رازآلود است و بازی Red Dead Redemption 2 هم از این ماجرا مستثنی نیست؛ اگر سفری به شمال منطقه Valentine داشته باشید، درست در قسمت جنوبی خط راه آهنِ مرز Ambarino و New Hanover، زیر صخره بزرگ علامت هایی مرموز حکاکی شده و به سادگی می تواند حس کارآگاهی شما را بیدار کند.

برای حل این معما می بایست فرآیند طولانی و هوشمندانه ای را پی بگیرید که در حوصله این مطلب نمی گنجد. ولی در همین حد کافی است که کلید حل پازل مورد بحث در غاری مخفی حوالی جاده Ambarino نهفته است.

بُشکه سوار

احساس می شود یکی از اهالی توسعه دهنده در استودیو راکستار یکی از طرفداران پروپاقرص جی.آر.آر تالکین است، چرا که دو مورد از این لیست ارتباط واضحی با مجموعه آثار هابیت و ارباب حلقه ها دارند.

در نزدیکی آبشارهای Donner Falls، شمال Bacchus Station اگر حوالی مناطق ساحلی به سمت جنوب رودخانه کمی پیاده روی کنید با صحنه ای جالب روبرو خواهید شد؛ یک زن بینوا که چهره ای مغموم و وحشت زده ای هم دارد در داخل یک بشکه انداخته شده و غلت زنان از نزدیکی شما عبور می کند.

زن سنگ آسیاب

زنی که در نسخه قبلی Red Dead Redemption به جای الاغ به سنگ آسیاب بسته شده بود و می توانستید او را مورد اذیت و تمسخر قرار دهید یا بی تفاوت از کنار رد شوید را خاطرتان هست؟

در دنباله بازی به شمال غربی دریاچه Don Julio در منطقه New Austin سفر کنید تا با صحنه ای دلخراش اما خاطره انگیز مواجه شوید. در این سکانس اسکلت زن مورد بحث در حالی که به طناب هایی گرفتار مانده دیده می شود که احتمالاً حس عذاب وجدانی را در وجود بازیکن زنده خواهد کرد.

بقایای ماموت

در حالی که هنوز اندیشمندان در گیر و دار نسبت دادن ریشه فیل ها به ماموت ها هستند، ایستر اگ جالب راکستار اشاره ای نه چندان تازه به عصر یخبندان دارد.

به شمال غربی Ambarino جایی که دو رودخانه با هم تلاقی می کنند بروید تا اسکلت موجود پشمالوی قدیمی را در میان برف ها تماشا کنید. شما هم یاد مندی افتادید؟

آئین قربانی پاگانی ها

پاگانی که در ابتدا احتمالاً تفکر شما را به سمت سوپرخودروهای ایتالیایی سوق می دهد، در تاریخ به مجموعه قبایلی افراطی نسبت داده می شود که در دوران باستان به شدت نسبت به ظهور ادیان الهی واکنش نشان می دادند.

اگر اینجور سنت ها برایتان جذابیت دارد در RDR2 به غرب دریاچه Owanjila سفر کنید تا با صحنه ای دلخراش و به جا مانده از یکی از معروفترین آئین های قربانی فرقه یاد شده روبرو شوید.

خانۀ هابیت ها

این هم مورد دومی که به مجموعه افسانه های پرطرفدار هابیت مرتبط به نظر می رسد؛ اگر به محدوده شمال شرقی Bacchus Station سوارکاری کنید، با خانه ای بامزه و بسیار شبیه به محل سکونت هابیت ها دیدار خواهید کرد.

متاسفانه امکان ورود به این خانه با درب کوچکش وجود ندارد، ولی کسی چه می داند، شاید درون آن Bilbo و Frodo زندگی می کنند و تعدادی از آنها نیز در عصر غرب وحشی حضور داشته اند.

خانه شیمی دان

این ایستر یکی از جالب ترین نقاطی است که می توان در Red Dead Redemption 2 تماشا کرد، اما در نقطه ای از نقشه قرار دارد که احتمالاً حوصله سفر به آنجا تا قبل از اتمام بازی را نخواهید داشت.

در منطقه New Austin درست بین Gapooth Ridge و Cholla Springs کلبه ای چوبی وجود دارد که به منبعی از مواد شیمیایی و کیمیاگری متصل است و با نزدیک شدن به آن منفجر شده و خاکستر می گردد.

قصه مرد و گوسفند

با اسب به شمال غربی Emerald Ranch سفر کنید تا به مزرعه Guthrie برسید. در یکی از اسطبل های کوچک جسد چوپان جوانی را خواهید دید که در آغوش یک گوسفند مرده است.

اگر خاطرتان باشد در بازی قبلی نیز مورد مشابهی از علاقه بیش از اندازه یک سوارکار با اسبش شنیده بودید، در نتیجه مشاهده این ارتباطات عجیب و بعضاً شوکه کننده در عناوین راکستار چندان عجیب به نظر نمی رسد.

The post راهنمای بازی Red Dead Redemption 2؛ جذاب‎ترین مکان‎ها appeared first on دیجیاتو.

لطفا Red Dead Redemption 2 را زود تمام نکنید

هیچ وقت یادم نمی‌رود. امتحان شیمی ۲ داشت بیچاره‌ام می‌کرد اما نمی‌توانستم چشمم را از قاب زیبای Red Dead Redemption و ایکس باکسم بردارم. بازی تازه آمده بود و برایش خیلی ذوق و شوق داشتم. انگار هر لحظه‌ چیزی من را به سمت کنسول بازی و آن تلویزیون کاتدی قدیمی که در اتاق خوابم داشتم می‌کشید و این حس به هیچ عنوان نمی‌گذاشت درست و حسابی پای درس بنشینم.

از بد روزگار امتحان شیمی ۲ به لطف معلم سختگیری که داشتیم تبدیل به امتحانی عذاب آور و طاقت فرسا شده بود. اینطور بود که نه می‌توانستم از پای دفتر و کتابم بلند شوم و نه امکان آن بود که حتی لحظه‌ای استراحت کنم و به آغوش بازی بروم. فقط باید می‌خواندم و می‌خواندم و می‌خواندم. تجربه عذاب آوری بود اما واقعا باور کنید اگر در آن دوران یک لحظه‌ هم پای Red Dead Redemption می‌نشستید دیگر بلند شدنتان دست خودتان نبود.

آخر نتوانستم از Red Dead Redemption بگذرم و قرار بر این شد که تا آخرین ساعت‌های روز درس بخوانم و بامداد به سراغ بازی بروم. باور نمی‌کنید که در اواخر شب چقدر خسته بودم. آماده شدن برای شیمی ۲ به قول قدیمی‌ها رُسم را کشیده بود اما نمی‌توانستم رد دد بازی نکرده بخوابم. این شد که ساعت یک بامداد تازه صدای نازک روشن شدن کنسول فضای اتاقم را پر کرد. گذاشتم همه بخوابند تا با خیال راحت بازی را شروع کنم. منو‌های ایکس باکس ۳۶۰ آمدند و رفتند و بازی را به آرام ترین شکل ممکن که نکند خدای نکرده پدر و مادرم بیدار شوند داخل دستگاه گذاشتم.

هدفونم را هم که از قبل زیر پتو پنهانش کرده بودم برداشتم و به اسلوموشن ترین حالت به آن تلویزیون قدیمی وصل کردم. هر لوگویی که از راک‌استار روی صفحه ظاهر می‌شد برای تجربه Red Dead Redemption حریص‌تر می‌شدم. شاید در این بیست و چند سالی که بازی‌ می‌کنم هیچ وقت چنین حسی نداشتم. بالاخره منوی اصلی بازی بعد از دقایقی بالا آمد. با اشتیاق به سراغ بازی رفتم. کلی منتظر ماندم تا لودینگ‌های طولانی و عذاب آور ابتدای بازی تمام شود.

نمی‌دانم که تا حالا این درد را تحمل کرده‌اید یا نه اما انتظار کشیدن برای تمام شدن لودینگ‌های Red Dead Redemption عین نگاه کردن به یک سرم وریدی در حال تمام شدن جانم را به لبم می‌رساند. اما بالاخره زمانی که بازی لود شد و آن جهان پهناور در مقابلم قرار گرفت، حتی خودم هم احساس کردم که در چشمانم برق شوق افتاده. آن لحظه توصیف ناپذیر بود. سوار اسب طلایی رنگم که کلی برای پیدا و رام کردنش زحمت کشیده بودم شدم و با آخرین سرعت به قلب غرب وحشی تاختم. عضلات اسبم مدام بالا و پایین می‌شد و انگار هر قدمی که بر می‌داشت شاهد یک انیمیشن جدید روی بدنش بودم.

هر لحظه بدنش یک ژست جدید به خود می‌گرفت و حین حرکت مدام روی عضلات پایش خط‌هایی می‌افتاند که هیچ کدام شبیه قبلی‌ها نبودند. در آن زمان که اسب‌های سری Assassin’s Creed چشم خیلی‌ها را کور کرده بود اسب‌های Red Dead Redemption یک چیز دیگر بودند. اصلا در کنترلشان حس شیرینی وجود داشت که مطمئنا نمی‌شد آن را حتی با ساعت‌ها نشستن پشت یک ماشین سوپر اسپورت پر سرعت هم مقایسه کرد. اسب سواری بازی در یک کلام بی‌نظیر بود و هنوزم هست.

به گشت و گذارم در جهان پهناور بازی ادامه دادم. به کنار صخره‌های عمیق بازی می‌رفتم و بی اختیار برای دقایق متمادی در اعماق زیبایی وصف ناپذیر مناظر دور دست بازی گم می‌شدم. مطمئنا اگر الان به بازی نگاه کنید درک نمی‌کنید که چه حسی در آن لحظه داشتم. در آن زمان Red Dead Redemption زیباترین بازی‌‌ای بود که تا آن موقع دیده بودم. حس و حال وسترن بازی هم عجیب آدم را به درون خودش می‌کشید و کنترل زمان را به راحتی از دست هر کسی می‌ربود.

در یک لحظه محو منظره می‌شدم و در لحظه‌‌ای دیگر داشتم تیزی‌ کفش‌های گاوچرانی جان مارستون را در بدن اسب بیچاره می‌کوبیدم تا سعی کند کمی سریع‌تر بدود. در سر راهم تقریبا به هیچ حیوانی امان نمی‌دادم و آنقدر شکار برایم مهم شده بود که اصلا یادم می‌رفت باید مراحل اصلی بازی را هم جلو ببرم. این کار را آنقدر انجام داده بودم که واقعا تا انتهای بازی دیگر نیازی به شکار کردن نبود. همه چیز داشتم اما باز هم از محیط زیبا و جهان پویای بازی سیر نمی‌شدم.

عاشق این بودم بروم از میان دو کوه بلندی که وسط نا کجا آباد سر از زمین بیرون زده بودند بایستم و آنقدر منتظر بمانم تا خورشید آرام آرام بین آن‌ها قرار بگیرد. حس نگاه کردن به آن منظره در یک کلام بی‌نظیر بود و اگر هنوز هم پای بازی بنشینم حاضرم ساعت‌ها وقتم را برای دیدن دوباره این منظره هزینه کنم. Red Dead Redemption یک شاهکار بود و هنوزم برایم سوگولی بازی‌های راک استار است. به خاطرش تا صبح بیدار ماندم و با چشمانی کاملا خواب آلود سر جلسه امتحان سخت شیمی ۲ حاضر شدم. اما این خستگی ارزشش را داشت.

حالا Red Dead Redemption 2 با جهانی بزرگتر، محیطی پویاتر و گرافیکی مافوق تصور منتشر شده. تریلرهای بازی طوری من را جذب خودشان کرده بودند که محال بود بخواهم تجربه بازی را حتی یک هفته هم به تعویق بیندازم. با اینکه وضع اقتصادی این روزها آنقدرها خوب نیست و بازی‌ها هم به قیمتی گزاف به فروش می‌رسند اما هر طور که شده بود بازی را تهیه کردم. باز هم باید بگویم که ارزشش را داشت.

خوشبختانه بکاپ بازی زود به دستم رسید و برای دانلود دیتای تقریبا ۹۰ گیگابایتی بازی معطل نشدم. اما به هر حال یک ساعتی طول کشید تا بازی عجیب و غریب راک استار روی پلی استیشنم نصب شود. حرفم را باور کنید؛ این یک ساعت یکی از طاقت فرساترین یک ساعت‌هایی بود که در طول عمرم منتظر ماندم. به هر حال گذشت، بازی را اجرا کردم و کلی پای آن لودینگ طولانی لعنتی‌اش حرص خوردم. اما زمانی که بالاخره بازی بالا آمد، کلی حس نوستالژیک ذهن و قلبم را درگیر خودشان کرد.

باورم نمی‌شد که بالاخره دارم Red Dead Redemption 2 را تجربه می‌کنم. کنترل مورگان سرسخت را به دست گرفتم و تا جایی که می‌توانستم با سرعت فصل افتتاحیه بازی را تمام کردم. فصل افتتاحیه بازی در یک کلام فوق‌العاده بود اما آن چیزی نبود که من دنبالش می‌گشتم. می‌خواستم هر چه زودتر پایم به آن جهان بزرگی که در تریلرها دیده بودم برسد و در اعماق جزئیاتش گم شوم. دیگر موقعش رسیده بود و به جایی که می‌خواستم رسیدم.

اسبم را زین کردم و با سرعت هر چه تمام تر از کمپ دور شدم. هم آهسته می‌رفتم و هم تند. تنها هدفم این بود جای جای جهان بازی را با چشمان خودم ببینم. اما قبل از هر چیز کنار اولین پرتگاهی که رسیدم ایستادم. منظره پیش رویم فوق‌العاده بود. هوای آفتابی و تمیز آن لحظه به من این اجازه را می‌داد که تا دور دست‌ها را هم ببینم. این حس بی‌نظیری بود. از این بابت که دیگر می‌توانم بیشتر با اسبم وقت بگذرانم خوش حال بودم.

مدام با دستم نوازشش می‌کردم و تا کمی کثیف می‌شد با برس به جانش می‌افتادم و آرام آرام گل و لای را از روی پوستش برمی‌داشتم. رفته رفته هوا تاریک شد و ستاره‌ها در آسمان نمایان شدند و تا به خودم آمدم دیدم برای مدتی طولانی همینطور خیره این منظره زیبا بوده‌ام. آسمان شب Red Dead Redemption 2 به معنای واقعی زیبایی وصف ناپذیری دارد.

گشت و گذار را به صورت جدی شروع کردم و زدم به دل غرب وحشی بازی. ۱۰-۱۵ درصد هم داستان را جلو نبرده بودم اما نصف بیشتر نقشه برایم باز شده بود. حتی به سنت دنی و مرداب‌هایی هم که در نزدیکی‌اش بودند رسیدم.

این جهان برایم تمام نشدنی بود و می‌توانستم ماه‌ها به پایش بنشینم. هنوز کارم با بازی تمام نشده و کلی داستان برای شنیدن دارم اما این‌ها را می‌گذارم که خودتان تجربه کنید. فقط می‌خواستم با این یادداشت به شما یادآوری کنم که نباید دست از کند و کاو در جهان بزرگ Red Dead Redemption 2 بردارید. این جهان فوق‌العاده است و ارزش ساعت‌ها وقت گذاشتن را دارد.

The post لطفا Red Dead Redemption 2 را زود تمام نکنید appeared first on دیجیاتو.

هر آن چیزی که باید در مورد اسب‎ها در Red Dead Redemption 2 بدانید

رابطه شما با اسب‌ها در Red Dead Redemption 2 یکی از مهم‌ترین بخش‌های گیم‌پلی این بازی را تشکیل می‌دهند و مدت زیادی از زمان آرتور به ساختن رابطه‌ای بهتر با اسب خود، درمان و غذا دادن به او و در نهایت پیدا کردن یا خریدن اسب‌های بهتر خواهد گذشت.

در ادامه نحوه لول آپ شدن اسب‌ها، جزییات رسیدگی به آن و چگونگی دسترسی به بهترین و کمیاب‌ترین اسب‌های بازی را شرح خواهیم داد.

در سری آموزش‌های Red Dead Redemption 2 هم نگاهی به دیگر بخش‌های مهم بازی انداخته بودیم که اگر بازی را اخیرا شروع کرده‌اید، حتما نگاهی به آن‌ها داشته باشید:

Red Dead Redemption 2

هر اصطبل اسب‌‌های مختص به خودش را دارد.

ویژگی‌های یک اسب خوب

به طور کل سه ویژگی سلامتی، استقامت و سرعت برای اسب‌های بازی در نظر گرفته شده است. بسیار سخت است که اسبی را پیدا کنید که هر سه ویژگی ذکر شده را داشته باشد اما می‌توانید بر اساس سلیقه خودتان و از میان ۱۹ نژاد مختلف اسبی که در نقشه وسیع Red Dead Redemption 2 حضور دارند، اسبی که بیشتر به کارتان می‌آید را پیدا کنید.

می‌توانید اسب‌های مختلفی را با قیمت‌های گوناگون از اصطبل خریداری کرده یا دل به طبعیت زده و برای پیدا کردن اسبی وحشی و رام کردن آن تلاش کنید. این نکته را هم در نظر بگیرید که با رد کردن تعدادی از مراحل بازی، اصطبل‌ها و اسب‌های جدیدی در دسترس قرار می‌گیرند که دست شما را برای انتخاب گزینه‌ای بهتر باز می‌کنند.

محل قرارگیری بهترین اسب بازی که از نژاد عرب است.

بهترین اسب قابل رام کردن در Red Dead Redemption 2 اسب سفیدی با نژاد عرب است. البته اسب‌های عرب دیگری هم در نقشه بازی پیدا می‌شوند که حتی استقامت و سلامتی بیشتری از این اسب دارند اما در مجموعه این اسب سفید کمیاب و بهترین گزینه شما محسوب می‌شود.

او را تنها می‌توان در یک جای مشخصی پیدا کرد. برای پیدا کردن این اسب سفید باید به منطقه کوهستانی در سمت چپ نقشه و در مجاورت دریاچه ایزابلا بروید. هنگامی که به نزدیکی این منطقه رسیدید، از اسب خود پیاده شوید و به قدم‌های آهسته به اکتشاف محیط اطراف دریاچه بپردازید.

توقع نداشته باشید که این اسب کمیاب در همان ابتدای کار خودش را نشان بدهد و شاید مجبور باشید که چند دقیقه را به همین صورت مشغول گردش باشید. این نکته را هم در نظر بگرید که برای رام کردن اسب نیاز به انرژی بالای آرتور دارید و به همین خاطر بهتر است که قبل از آغاز این ماجراجویی،‌‌ آرتور سیر و پر انرژی باشد.

چگونه در اسب سواری حرفه‌ای شویم؟

به طور کلی ۴ سطح جداگانه برای اسب‌ها در RDR 2 وجود دارد. در سطح اولِ، اسب هنوز کمی حالت نیمه وحشی دارد و در صورت حمله دشمنان زود فرار می‌کند. بعد از آن که شما مدتی از اسبتان سواری بگیرید و کارهایی مانند نوازش کردن و غذا دادن به او را انجام دهید، اسب وارد سطح بعدی می‌شود.

وقتی می‌خواهید رام کردن اسبی را شروع کنید، حتما مطمئن شوید که آرتور به اندازه کافی انرژی دارد.

هر سطح اسب قابلیت جدیدی را به اسب شما اضافه می‌کند که روی راحتی کنترل او تاثیر مستقیمی دارد. با رسیدن به سطح نهایی، اسب با نگه داشتن دکمه مربع در پلی استیشن ۴ یا X در ایکس باکس وان، می‌توانید اسب‌تان را عرض جابجا کنید که کمک شایانی را در کنترل او و برخورد نکردن به منابع خواهد گذاشت.

به طور کلی ۳ نکته ساده در مورد لول آپ شدن اسب‌ها وجود دارد:

  • سعی کنید تا به طور مشخصی با یک اسب وقت بگذارنید. امکان خرید و نگه‌داری از چند اسب در RDR 2 فراهم است اما اگر می‌خواهید سریع‌تر به سطوح بالا‌تر برسید حتما برای مدتی روی یک اسب متمرکز شوید.
  • به گشنه ماندن اسب خود توجه کنید!‌ مواد غذایی مختلفی برای اسب شما فراهم است که بعضی از آن‌ها در طبیعت پیدا کرده و بعضی دیگر را می‌توانید از فروشگاه‌ها بخرید. سعی کنید هر چند وقت یک بار به اسب خود غذاهای مغذی و گران‌تری بدهید که هم انرژی حیوان شما را بیشتر خواهد کرد و هم باعث پیشرفت سریعتر او خواهد شد.
  • او را تا جای ممکن تمیز نگه دارید. با گذشتن زمان و عبور از جاده‌های مختلف، پوستش خاکی یا گلی می‌شود. هر از چندگاهی در مسیر خود توقف کنید تا با استفاده از برس آرتور تن اسب را تمیز کرده و کمی او را نوازش کنید.

با افزایش سطح اسب هم موارد زیر تحت تاثیر قرا می‌گیرند:

  • افزایش سلامتی و استقامت
  • فاصله‌ای که می‌توانید با سوت زدن اسب خود را برگردانید بیشتر می‌شود
  • توانایی عبور اسب از راه‌های صعب‌العبور و آب‌های عمیق بهتر از سطح قبلی خواهد بود.
  • دزدیدن اسب‌تان سخت‌تر از گذشته می‌شود

نکاتی که در مورد اسب سواری Red Dead Redemption 2 باید بدانید

جدا از مواردی که پیش از این به آن‌ها به طور مفصل پرداختیم، با رعایت این نکات در Red Dead Redemption 2 می‌توانید سواری لذت بخش و راحت‌تری را از اسب خودتان بگیرید.

Red Dead Redemption 2

  • در هر اصطبل می‌توانید ۳ اسب خود را نگه‌دارید کنید اما تنها اسبی که وسایل و سلاح‌های آرتور در آن جای گرفته با سوت زدن به نزد شما باز خواهد گشت.
  • اسب‌ها می‌توانند چاق یا لاغر شوند و این موضوع بستگی به مقدار غذایی که شما به او می‌دهید دارد. سعی کنید تا جای امکان تنها زمانی که اسب احساس گرسنگی می‌کند به او غذا دهید.
  • اگر اسب‌تان را تمیز نکنید یا به طور مداوم فشار بیش از  اندازه‌ای را به او وارد کنید، بعد از گذشت مدتی او بخشی از سلامتی خود را از دست داده و صبرش نسبت به گذشته کمتر می‌شود.
  • با بعضی از معجون‌هایی که آرتور به اسب تزریق می‌کند می‌توانید به صورت موقت  مقاومت و سرعت اسب‌تان را بیشتر کنید اما در بیشتر مواقع این معجون‌ها هم در بلند مدت تاثیری منفی روی اسب شما می‌گذارند.
  • ممکن است اسب شما طی بازی بمیرد و اگر این اتفاق رخ دهد، او را برای همیشه از دست خواهید داد و به همین دلیل دور نگه داشتن او از شلیک‌های دشمنان کار مهمی به شمار می‌رود.

 

The post هر آن چیزی که باید در مورد اسب‎ها در Red Dead Redemption 2 بدانید appeared first on دیجیاتو.

راهنمای پیدا کردن بهترین سلاح‎ها و تجهیزات در Red Dead Redemption 2

سوارکاری، یاغی گری، گاوچرانی، شکار، دوئل و هفت تیرکشی ویژگی و مهارت هایی هستند که دوران اوج آن ها را باید در غرب وحشی یافت. تا به امروز در قسمت های قبلی سری مطالب آموزشی Red Dead Redemption 2، یاد دادیم که چطور بهترین حیوانات و ماهی ها را شکار کنید، پول زیادی به جیب بزنید و شرایط را برای اعضای کمپ بهتر کنید.

اما این دوران خاص از تاریخ بدون هفت تیرهای زیبا، شاتگان های کشنده و رایفل های قدرتمندش رنگ و بویی ندارد. Red Dead Redemption 2 هم به عنوان بهترین عنوان وسترن این روزها و حتی برترین بازی سال، از اهمیت این موضوع چشم پوشی نکرده و ۵۹ سلاح مختلف برای شما در نظر گرفته است که پیدا کردن بسیاری از آن ها به این سادگی ها نیست.

در قسمت پنجم از این سری راهنما، این بار آموزش می دهیم چگونه سلاح های خود را شخصی سازی و نمونه های کمیاب را پیدا کنید و همچنین بهترین سلاح از هر نوع را معرفی خواهیم کرد.. قسمت های قبلی این مطلب نیز در زیر لیست شده اند، در صورتی که شانس خواندن آن ها را پیش تر دست داده بودید.

شخصی سازی سلاح ها

به سلاح فروشی هایی که در شهرها قرار دارد، مراجعه کنید و گزینه Customize را از منو انتخاب کنید. حالا با رفتن به بخش Components می توانید قسمت های مختلفی از سلاح چون لوله، دوربین، مگسک و قنداق آن را شخصی سازی کرده و تغییر دهید. تقریبا با اضافه کردن دوربین، لوله درازتر و مگسک بهتر به هر سلاحی، بُرد آن بیشتر و لگدش کمتر می شود.

با رفتن به بخش های دیگر نیز این توانایی را خواهید داشت تا رنگ بخش های مختلفی از سلاح مانند ماشه را تغییر داده و حتی طرح های مشخصی را روی سلاح حکاکی کنید.

برداشتن و غلاف کردن سلاح ها

هوش مصنوعی Red Dead Redemption 2 به قدری دقیق و رفتار کاراکترهای به اندازه ای طبیعی و واقعی است که فکر کنم کمتر کسی بخواهد هنگام سلام کردن به یک رهگذر بیچاره، اشتباهی یک گلوله در سینه اش خالی کند. این اشتباه نسبتا رایج از اینجا نشات می گیرد که دکمه تعامل با کاراکترها با دکمه نشانه گیری سلاح یکی است و برای همین کافیست سلاحی دست آرتور باشد تا این اشتباه مرگبار پیش آید.

برای غلاف کردن سلاح خود تنها کافیست دکمه L1 در پلی استیشن ۴ یا دکمه LB در ایکس باکس وان را فشار دهید، با فشار دادن دوباره این دکمه نیز آرتور سلاح مورد نظر را بار دیگر از غلافش خارج می کند. اگر هم می خواهید سلاح یکی از جنازه ها را بردارید، با زدن دکمه R1 یا RB در گوشه پایین تصویر سلاح را انتخاب کرده و با زدن دکمه L1 آن را بردارید.

اگر مهماتی که به همراه دارید برایتان کافی نیست، با رفتن به سلاح فروشی ها Bandolier و Gunbelt ارتقایافته را خریداری کنید و یا با کامل کردن چالش های Trapper ها (فروشنده هایی که با علامت پنجه مشخص شدند) تجهیزات بهتری به دست آورید.

بهترین سلاح های Red Dead Redemption 2

بهترین هفت تیر

با رفتن به مغازه های سلاح فروشی با سه انتخاب متفاوت برای خرید هفت تیر مواجه خواهید شد. هفت تیر ۸۴ دلاری شوفیلد (Schofield) بهترین آن هاست که هم آسیب زیادی به دشمنان وارد می کند و هم دقت و سرعت خوبی دارد.

اگر نمی خواهید پولی خرج کنید، راه دیگر سرقت از مغازه دکتر شهر ولنتاین است. بسیاری از فروشنده های بازی عملیات های غیرقانونی و پنهانی در پشت مغازه خود انجام می دهند که با سرقت از آن ها می توانید پول خوبی به دست آورید. اما در کنار پول، جعبه ای در پشت مغازه دکتر این شهر وجود دارد که با لوت کردن آن صاحب این سلاح خوش دست و قدرتمند می شوید.

بهترین تپانچه

تپانچه Volcanic بیشترین قدرت را دارد و همچنین با برچسب قیمت ۱۵۰ دلاری اش ارزان ترین تپانچه بازی هم است. تپانچه نیمه اتوماتیک بازی (Semi-Automatic) سرعت شلیک و پر کردن خشاب بالایی دارد و در نهایت تپانچه Mauser بیشترین ظرفیت گلوله را بین همه تپانچه ها داراست.

بهترین رایفل 

هر دو رایفل اسپرینگفیلد (Springfield) و بولد اکشن (Bold Action) از بهترین سلاح های بازی هستند. هر دو رایفل کند بوده اما بولد اکشن دقیق تر و اسپرینگفیلد کمی قدرتمندتر است. فارغ از این دو، لیچفیلد بهترین رایفل سریع بازی است که ۱۴۵ دلار هزینه برایتان به دنبال خواهد داشت.

بهترین شاتگان

شاتگان Repeating بیشترین قدرت را دارد اما با داشتن دو تا شاتگان دو لول (Swan-Off) می توان همزمان با هر دو شلیک کرد که شک نکنید انتخاب جذاب تری است.

بهترین اسنایپر

قدرت شخصی سازی Red Dead Redemption 2 به قدری بالا است که می توانید تقریبا تمامی رایفل ها را با نصب یک دوربین به سلاح تک تیرانداز تبدیل کنید. اما اگر به دنبال گزینه ای قدرتمندتر اما به طبع آن کندتر هستید، چندین سلاح تک تیرانداز هم برای فروش در مغازه ها موجود بوده که بهترین آن ها بدون شک Carcano Rifle است.

این سلاح بُرد بسیار زیادی دارد، قدرتش برای کشتن یک فیل کافیست (معمولا به سلاح های قدرتمند فیل‎کش گفته می شود) و دقتی بسیار زیاد و نقطه ای دارد.

بهترین سلاح سرد

تبر آمریکایی تاماهاوک (Tomahawk) سلاح بسیار کشنده ای که از فاصله نزدیک تنها با یک پرتاب اکثر اهداف را از پا در می آورد و برای کشتن مخفیانه دشمنان انتخاب بسیار مناسبی است. فقط به یاد داشته باشید که بعد از هر بار استفاده آن را دوباره بردارید تا مجبور نشوید برای خرید آن هزینه کنید.

اما بهتر از آن، زمانی که به شهر سنت دنی (Saint Denis) می رسید، به مغازه های خرید و فروش بازی که با نام Fence شناخته می شود، سری بزنید و آیتم Homing Tomahawk Pamphlet را خریداری کنید. شاید از لحاظ ظاهری متوجه تغییر خاصی نشوید اما پر جغدی که با این ارتقا به تبر اضافه می شود، دقت آن را بسیار بالا می برد.

سلاح‌های خاص و کمیاب 

تپانچه نیمه‌شب (Midnight’s Pistol)

در همان شهر ولنتاین که در فصل مقدمه بازی با آن آشنا می‌شوید، سری به کافه دوم شهر که کمی هم کوچک‌تر است بزنید تا با نویسنده‌ای آشنا شوید. این نویسنده تصمیم دارد تا زندگی‌نامه‌ای از یک هفت‌تیرکش دائم‌الخمر بنویسد اما برای نوشتن آن به اطلاعات بیشتری نیاز دارد. برای همین او چند تا از معروف‌ترین هفت‌تیرکش‌های آمریکا را به آرتور معرفی کرده و عکس‌هایشان را در اختیارش قرار می‌دهد.

با دسترسی به هر کدام از این تصاویر و نگاه کردنشان، موقعیت حدودی این افراد مشخص می‌شود. به سراغ بیلی میدنایت بروید تا با کشتن او صاحب تپانچه‌اش شوید، تپانچه مدل Mauser که حکاکی‌های طلا هم دارد. این سلاح سرعت شلیک بالایی دارد اما قدرتش متوسط است و بیشتر مناسب بخش‌های ابتدایی بازیست.

هفت‌تیر فلاکو (Flaco)

یکی دیگر از شخصیت‌های ماموریت فرعی بالا که فلاکو نام دارد، ریوالور یا هفت‌تیر زیبایی دارد که مشابه با مورد قبلی با کشتن او صاحب این سلاح خواهید شد. البته قدرت و توانایی‌های این هفت‌تیر آنقدر هم خیره‌ کننده و جالب نیست.

هفت‌تیر گرنگر (Granger)

امت گرنگر (Emmet Granger) تفنگدار دیگری است که هفت‌تیری زیبا با دسته مرواریدی در دست دارد. البته قدرت این سلاح حتی به خوبی هفت‌تیر نفر قبلی یا همان فلاکو هم نیست.

هفت‌تیر کالووی (Calloway)

این آخرین هفت‌تیر و سلاحی است که با تمام کردن این سری ماموریت فرعی به دست می‌‌آورید. فقط فراموش نکنید که بعد از کشتن آخرین هفت‌تیرکش، جنازه‌اش را لوت کنید. روی این هفت‌تیر عبارت Canis Cane Edit حکاکی شده که ارجاعی جالب به اسم یکی دیگر از ساخته‌های راکستار یعنی بازی Bully‌ است.

‌هفت‌تیر Algernon

تمامی ماموریت‌ها و وظایف مشخص شده در چالش Dutchesses and Other Animals را به پایان برسانید و پاداش شما هفت‌تیری زیبا با دسته مرواریدی است. این ماموریت‌ها همگی توسط شخصی به نام Algernon Wasp به آرتور داده می‌شود و برای ملاقات با او باید تا فصل چهارم بازی و رسیدن به شهر سنت دنی صبر کنید. خوشبختانه این هفت‌تیر سرعت شلیک بسیار خوبی دارد.

تیشه سنگی

پنج سال از عرضه GTA V می‌گذرد و این بازی هنوز هم به لطف بخش آنلاین قدرتمندش می‌فروشد و سرورهایش پر از بازیکن‌هایی از سراسر جهان است. بنابراین برای راکستار چه تصیمی بهتر از آن است که با یک سری چالش گیمرها را به تجربه هر دو بازی خود دعوت کند؟ تیشه سنگی یکی از سلاح‌های سرد جالب Red Dead Redemption 2 است که نه تنها در GTA هم وجود دارد، بلکه برای آزاد کردن آن اتفاقا باید ابتدا به سراغ این بازی بروید.

وارد GTA Online شوید، پیامک‌های گوشی خود را جستجو کنید تا پیغامی را ببینید که از طرف Maude Eccles یکی از شخصیت‌های فرعی بازی آمده است. او از شما می‌خواهد تا بانتی یا همان جایزه‌هایی که تعیین شده را کسب کنید و در نهایت بعد از ۵ بانتی، مختصات و آدرس محل تیشه سنگی را می‌گوید.

زمانی که تیشه سنگی را به دست آوردید، با آن ۲۵ نفر را بکشید تا جایزه ۲۵۰ هزاردلاری بازی نیز آزاد شود. در نهایت این سلاح جالب در Red Dead Redemption 2 نیز موجود می‌شود و برای پیدا کردن آن باید تا شمال منطقه Owanjila بروید تا تیشه سنگی را در گورستان آمریکایی‌های بومی آن منطقه پیدا کنید.

هفت‌تیر دابل اکشن (Double-Action)

‌هفت‌تیر دابل اکشن سلاح دیگری است که برای دستیابی به آن باید به سراغ GTA V بروید. «شایعه شده که عتیقه‌ای از دوران قدیم تازه کشف شده و این گنج در انتظار کسانی است که جرات پیدا کردنش را دارند» این پیغامی است که در بازی پدیدار می‌شود و سپس در ادامه می‌گوید:‌ «حواستان به گوشی iFruit خودتان باشد چرا که ایمیل مخصوصی شامل سرنخی برای پیدا کردن این هفت‌تیر ارسال خواهد شد.»

ایمیل خود در بازی را چک کنید و دنبال پیغامی از ایمیلی به آدرس [email protected] باشد که آدرس صندوقچه‌ای را برایتان مشخص خواهد کرد. با باز کردن این صندوقچه صاحب این هفت‌تیر جذاب خواهید شد اما برای آزاد شدن آن در Red Dead Redemption 2 باید ۲۵ نفر را با شلیک به سر بکشید.

برای گرفتن این هفت‌تیر در بازی، پس از پایان فصل اول بازی و بعد از آن به یکی از سلاح فروشی‌ها بروید تا آن را به صورت رایگان خریداری کنید. البته می‌توانید همان جا دابل اکشن را شخصی‌سازی کرده و طلایی‌اش کنید.

شاتگان کمیاب

غاری در غرب نقشه Red Dead Redemption 2، درست در شمال غرب دره بزرگ (Big Valley) یا غرب Hanging Dog Ranch قرار دارد. در داخل این غار فرد منزوی و اجتماع‌گریزی پیدا می‌کنید که صاحب این شاتگان کمیاب است. این شاتگان تفاوتی از لحاظ قدرت با شاتگان عادی ندارد اما بی‌نهایت زیباست.

محل پیدا کردن این شاتگان کمیاب (برای دیدن سایز کامل عکس کلیک کنید)

‌‌رایفل کمیاب Rolling Back

این سلاح یکی از بهترین تک تیراندازهای بازی است که در انتهای ماموریت داستانی Magicians for Sport به آن دست پیدا می‌کنید. یکی از افرادی که دوست شما را دزدیده این سلاح را در اختیار دارد، بنابراین حتما تمامی جنازه‌ها را بگردید تا آن را پیدا کنید.

‌‌شاتگان دو لول کمیاب

متاسفانه برای به دست آوردن این شاتگان باید دست‌هایتان را به خون آلوده کنید. نقشه بازی را باز کرده و علامتی درست زیر حرف a در منطقه Manito Glade قرار دهید. در این منطقه خانه‌ای در جنگل پیدا خواهید کرد که ساکن آن صاحب اختیار این شاتگان است. کافیست او را بکشید تا این شاتگان برای شما شود. فقط حتما جنازه او را لوت کنید چون در غین این صورت نمی‌توانید بعدها در بازی نمونه آن را پیدا کنید.

تبر تاماهاوک باستانی

نقطه‌ای از نقشه که این تبر را در آنجا می‌توانید پیدا کنید.

این تبر قدرتمند برای شکار حیوانات متوسط بازی بسیار ایده‌آل است. برای پیدا کردن آن به شمال شرق منطقه Calumet Ravine بروید. تبر درون هدفی چوبی فرو رفته که یافتن آن را آسان‌تر می‌سازد.

تیشه شکاری

درست در زیر حرف K در منطقه Window Rock و شمال خطوط راه‌آهن در The Grizzlies با ساختمانی رو به رو خواهید شد. به سمت راست آن بروید تا تیشه شکاری بازی را فرو رفته در کنده یک درخت پیدا کنید. این تیشه دارای تیغه‌ای بلند است که کنترل آن را راحت‌تر می‌کند و همچنین می‌توان آن را پرتاب نیز کرد.

تیشه وایکینگ‌ها

پیدا کردن دو سلاح آخر این لیست کمی دشوارتر از موارد بالا بوده و به صبر و حوصله بیشتری احتیاج دارد. ولی اگر از ایفای نقش یه کابوی بی‌کله خسته شدید، شاید وقتش رسیده کمی هم ظاهر وایکینگ‌ها را به خود بگیرید. در شمال غرب شهر معدنی انزبزرگ (Annesburg)، مقبره‌ای وجود دارد که با نام Old Tomb شناخته می‌شود، درست در آن طرف رودخانه.

برای پیدا کردن ست تجهیزات وایکینگ‌ها باید به این منطقه بروید (برای مشاهده سایز کامل کلیک کنید)

وارد مقبره شوید و در میان محراب می‌توانید تیشه‌ای را پیدا کنید که متعلق به وایکینگ‌ها بوده است. وارد اتاق‌های جانبی دیگر شوید تا در یکی از آن‌ها کلاهخود واکینگی را که بالای یکی از جمجمه‌ها قرار دارد، هم بردارید. آیتم مخفی دیگر شانه‌ای است که در پشت چندین جمجمه قرار دارد و برای پیدا کردن آن یا می‌توانید از قابلیت Dead Eye استفاده کرده یا به تمامی جمجمه‌ها شلیک کنید تا در نهایت آن را ببینید.

شمشیر دزد دریایی

بدون شک تا اینجا متوجه شدید که بر خلاف انتظار گویا در غرب وحشی سلاح‌های سرد مخفی و جالب بازی بیشتر از هفت‌تیر‌ها و شاتگان‌هاست. از واکینگ‌ها که بگذریم، حالا نوبت آن رسیده به دریاها و دوران اوج دزدان دریایی برویم. اگه همیشه این فانتزی عجیب را داشتید که کلاه دزدان دریایی را به سر کرده و سوار بر اسب شمشیر خود را در هوا حرکت دهید، راکستار ناامیدتان نکرده.

برای پیدا کردن این شمیشیر شکسته، به شهر سنت دنی (Saint Denis) رفته و از روی پل قطار بزرگ آن منطقه به سمت جنوب شرق خیره شوید تا مجموعه‌ای از جزیره‌های کوچک را پیدا کنید.

به دنبال قایقی ویران شده بگردید. اما حتما قبل از آنکه به این منطقه بروید، اسب خود را در منطقه‌ای امن نگه دارید چرا که تمساح‌های ریز و درشت بسیاری در آن منطقه زندگی می‌کنند که به راحتی هر اسبی را ترسانده و شما را نقش زمین می‌کنند. همچنین حتما با خودتان سلاح قدرتمندی چون شاتگان به همراه داشته باشید تا بتوانید از عهده حملات کشنده و خطرناک تمساح‌ها برآیید.

در مرداب به سمت پایین و از جزیره‌ای به سمت جزیره دیگر حرکت کنید تا در نهایت قایق ذکر شده را بیابید، قایقی که اسکلت صاحبش نیز در وسط آن جا خوش کرده.

منطقه‌ای که قایق مخروبه ذکر شده در آنجا قرار دارد (برای دیدن سایز کامل کلیک کنید)

شمشیر را از تو قایق بردارید اما اگر می‌خواهید ست لباس‌های دزد دریایی‌تان کامل شود، پس بهتر است به دنبال کلاه سه گوشه مخصوص دزد دریایی‌ها هم باشید. برای دستیابی به این کلاه، به جزیره بزرگی که در دریاچه Flat Iron قرار دارد، بروید اما برای رفتن به آنجا نیاز به قایق دارید که می‌توانید آن را از کمپ خریداری کنید. این قایق ۳۶۰ دلار برایتان هزینه به دنبال خواهد داشت.

در همین منطقه پارو بزنید تا کشتی بزرگ دزدان دریایی را در شمال این جزیره پیدا کنید، خیالتان راحت باشد این کشتی به اندازه‌ای بزرگ است که از چشم‌های کسی دور نماند. به داخل کشتی بروید تا کلاه سه گوشه مخصوص را در نهایت پیدا کنید.

ارتقا تیروکمان

شاید عجیب باشد اما در بازی‌ای که چندین مدل مختلف هفت‌تیر، شاتگان و رایفل طراحی شده تنها یک تیرکمان وجود دارد. ولی کمان Longarm Back Bow یکی از کاربردی‌ترین سلاح‌های بازیست که از آن هم برای شکار بهتر حیوانات و هم کشتن دشمنان استفاده کرد. البته این کمان قابل ارتقا نیست اما با آپگرید کردن تیر‌های آن می‌توان از آن سلاح قدرتمندتری ساخت.

در همان فصل ابتدایی بازی و وقتی برای اولین بار به شکار می‌روید، یکی از اعضای گروه این کمان را در اختیار شما قرار می‌دهد. بنابراین اگر آن را نتوانستید در چرخه سلاح‌های آرتور پیدا کنید، احتمالا آن را در خورجین اسب جا گذاشته‌اید. تیرهایی عادی که در اختیار دارید، برای کشتن مخفیانه دیگران و شکار حیوانات کاملا کفایت می‌کند و استفاده از این سلاح نه تنها کمترین آسیب را به پوست حیوان می‌زند، بلکه مانع از ترسیدن و فرار حیوانات مجاور هم می‌شود.

اما با پیشروی در داستان بازی این قابلیت را پیدا می‌کنید که تیرهای مخصوصی را برای شکار حیوانات مختلف و حتی تیرهای انفجاری بسازید.

تیر ارتقایافته (Improved)

این تیر قدرت بیشتری از تیرهای عادی داشته و آن را پس از پایان فصل اول به بعد می‌توان خریداری کرد. قدرت زیاد این تیر از نفوذ بیشتر آن ناشی می‌شود، بنابراین اگر دنبال تیری کشنده‌تر اما بدون قدرت خاصی هستید، Improved Arrow گزینه مناسبی است.

تیر Small Game

این نوع از تیر قابل خریدن از مغازه‌ها نیست و باید خودتان آن را کرفت کرده یا به عبارتی بسازید. بهترین کاربرد این تیر برای زدن پرنده‌های کوچک است اما از آن برای کشتن مار، موش، میمون، خفاش و وزغ هم می‌توانید استفاده کنید.

تیر سمّی (Poison Arrow)

بعد از پایان فصل دوم Red Dead Redemption 2، این نوع از تیر را می‌توانید از مغازه‌های Fence (که با علامت حفاظ در نقشه مشخص شده) خریداری کنید. این تیر هم انسا‌ن‌ها را مسموم می‌کند و هم حیوانات متوسط را سریع‌تر زمین‌گیر می‌کند. بهترین استفاده از این تیر، زدن کایوتی‌ها، خوک‌های وحشی، آرمادیلو و پرنده‌های بزرگتری چون عقاب و شاهین است.

تیر آتشی (Fire Arrow)

در اواسط فصل دوم بازی این نوع از تیر آزاد می‌شود که بدون شک نیازی هم به توضیح ندارد. زه کمان را بکشید و هر حیوان یا شخصی را که خواستید، به آتش بکشید.

تیر دینامیتی

با رسیدن به انتهای فصل سوم قوی‌ترین تیر بازی آزاد می‌شود. کافیست چند نفر در نزدیکی هم باشند تا بتوانید با یکی از این تیرها همه آن‌ها را به آن دنیا بفرستید. بدیهتا توصیه می‌کنیم از این نوع تیر انفجاری برای زدن حیوانات استفاده نکنید چرا که پوست و گوشت آن‌ها کاملا خراب می‌شود.

The post راهنمای پیدا کردن بهترین سلاح‎ها و تجهیزات در Red Dead Redemption 2 appeared first on دیجیاتو.

چگونه در Red Dead Redemption 2 کمپ خود را ارتقا دهیم؟

حتی اگر سال ۱۸۹۹ میلادی باشد و شما هم در نقش هفت‎تیرکش یک گروه تبهکار خطرناک قرار بگیرید، همچنان به مکانی برای استراحت و تفریح نیاز دارید. خانه ای که بیشتر شب ها را در آنجا سپری کنید، با خیال راحت سر روی بالشت بگذارید و نفسی تازه کنید. در مورد آرتور مورگان، شخصیت اصلی بازی Red Dead Redemption 2، این خانه همان کمپ گروهی است که آرتور برای آن جانش را نیز فدا می کند.

اما کمپی که شما و دیگر اعضای گروه در آن زندگی می کنید، تنها مکانی برای جمع شدن و دیدن همدیگر نیست. برخی شب ها همگی با ساز و نوشیدنی دور آتش جمع می شوند، پیرسون، آشپز گروه، ظهرها برای آماده کردن ناهار آهویی پوست می کند و افرادی هم که حوصله شان سر رفته، پشت میز می شینند تا با پوکر یا چاقو بازی خود را سرگرم کنند.

فارغ از اتمسفر زنده کمپ و مینی گیم های آن، ارتقای این محیط دوست داشتنی نیز بر عهده شما است که هر کدام از این آپگریدها امکانات جدیدی را نیز آزاد می کند. حتی وظیفه تامین مایحتاج کمپ از جمله مهمات، لوازم پزشکی و غذا نیز تا حدودی بر دوش آرتور است.

اما راه های تامین مایحتاج کمپ و ارتقای کلی آن در نگاه اول به آن آسانی که فکرش را می کنید، نیست. بنابراین در ادامه به صورت جداگانه به توضیح هر بخش و نحوه کار با آن می پردازیم.

چطور مهمات و تجهیزات کمک های اولیه کمپ را تامین کنم؟

وقتی به داخل کمپ قدم می گذارید، در بالای تصویر با سه نماد مختلف رو به رو می شوید که بیانگر همان سه احتیاج اصلی نامبرده در بالا هستند. تامین غذا و خوراکی بسیار آسان است، ساده ترین و ابتدایی ترین روش این است که به دل طبیعت بزنید، حیوانی را شکار کنید و لاشه آن را روی اسب به کمپ ببرید.

آشپز کمپ که پیرسون نام دارد در نقشه با علامت قصابی مشخص شده، به پیش او بروید و با انتخاب گزینه Donate می توانید حیوان شکار کرده و یا هر آیتم خوردنی دیگری چون گوشت و پوست را به او و کمپ اهدا کنید. اما تجهیز کردن کمپ با مهمات و دارو کمی پیچیده تر است.

بازی در چند ساعت اولیه و تا حدود فصل دوم هیچ آموزشی در مورد دو نیاز دیگر کمپ نمی دهد و شما هم نیازی نیست نگران قرمز بودن نماد آن ها باشید، هیچ اتفاقی برای آرتور و یا هم گروهی هایش نمی افتد.

با رسیدن به یکی از مراحل اصلی بازی در همان چپتر، با هر استراوس (Herr Strauss)، مشاور مالی گروه بیشتر آشنا می شوید. او از آرتور می خواهد درست مانند مافیاهای ایتالیایی امروزی، به چند نفر از کسانی که از این گروه تبهکاری پول قرض کرده اند، سری بزند و طلبش را از آن ها بازپس بگیرد.

با تمام کردن این مرحله است که دفترچه ای به پشت چادر داچ، رئیس گروه، اضافه می شود که کنار آن نیز صندوقچه ای قرار دارد. آرتور و دیگر اعضای گروه می توانند از جیب خود مقداری پول یا اشیا قیمتی به کمپ اهدا کنند و حتی همه موظف هستند بخشی از سهم به دست آمده از سرقت ها را نیز در اختیار کمپ قرار دهند.

با استفاده از این پول ها و با باز کردن دفترچه می توانید برای کمپ مهمات و تجهیزات پزشکی بخرید و حتی گزینه ای برای خرید مواد خوراکی نیز وجود دارد که دیگر مجبور نباشید همیشه شکار کنید.

نکته جالب این است که هر چقدر بیشتر پول به کمپ اهدا کنید، بقیه افراد هم بیشتر تشویق می شوند تا کمک کنند و به همین طریق پول بیشتری جمع می شود.

چطور کمپ را ارتقا داده و بهتر کنیم؟

در همان محل ابتدایی کمپ که Horseshoe Overlook نام دارد، هفت گزینه اصلی وجود دارد که می توانید آن ها را ارتقا دهید که همگی نیز با آیکون های مختلف نمایش داده می شوند. علاوه بر چادر آرتور، آشپزخانه آقای پیرسون و مینی گیم هایی چون پوکر و چاقو بازی، نمادهایی دیگری نیز می بینید که عبارتند از:

  • دارو
  • تدارکات یا Provisions
  • مهمات
  • محل اسکان
  • ایستگاهی برای نگهداری اسب ها
  • مرغدانی
  • تجهیزات کار چرمی
  • قایق

همانطور که بالاتر هم اشاره شد، با استفاده از سهم کمپ می توانید دارو، مهمات و مواد خوراکی بخرید و حتی در صورت کم شدن موجودی هر کدام، کافیست با انتخاب Restock آن را دوباره پر کنید.

 

اسکان یا همان Lodging مهم ترین بخشی است که باید بیشتر پول کمپ را به ان اختصاص دهید. اولین گزینه ارتقا مربوط به چادر داچ می شود که با انجام آن، دیگر اعضای گروه از آن پس پول بیشتری به گروه اهدا می کنند. اما ارتقا بعدی، قابلیت کلیدی و واجبی است که احتمالا مدت ها به دنبال آن می گشتید.

این آپگرید مختص چادر آرتور است که با آزاد کردن آن قابلیت Fast Travel بازی آزاد می شود. البته قابلیت فست تراول Red Dead Redemption 2 محدودتر از دیگر عناوین جهان باز است و تنها از همان کمپ و پشت چادر آرتور می توانید مکان هایی را که پیش تر از آن ها دیدن کردید، انتخاب کنید.

ساخت ایستگاهی برای نگهداری اسب ها یا Horse Station، ارتقا مفید دیگری است که می تواند بارها به کارتان آید. اگر اسب خود را گم کرده باشید، با ساخت این ایستگاه می توانید آن ها را به کمپ بازگردانید و حتی اسب های دیگر خود را نیز در آنجا نگهداری کنید. این آپگرید از این جهت حائز اهمیت است که بر خلاف نسخه قبلی، اگر اسب‎تان از شما دور باشد، دیگر نمی تواند صدای سوت شما را بشنود و در کسری از ثانیه ظاهر شود.

آخرین ارتقا کمپ مرغدانی است که بر خلاف تصور احتمالی‎تان، اتفاقا ساخت آن کمک زیادی به شما در بازی خواهد کرد. پیرسون (آشپز گروه) از این مرغدانی برای بهتر کردن غذای کمپ استفاده می کند و با خوردن این خوراک خوش‎مزه‎تر، نوار Dead Eye آرتور بهبود می یابد. البته بدیهتا مزیت دیگر این مرغدانی هم این است که می توانید سری به جوجه هایی بزنید که از این سمت به آن سمت رفته و جیک جیک می کنند.

با پشت سر گذاشتن مراحل داستانی بازی، آپگرید دیگری نیز به دفترچه اضافه می شود که البته با قیمت ۴۵۰ دلاری‎اش، گران قیمت ترین ارتقا کمپ است. با خرید این ارتقا، قایقی به کمپ اضافه می شود که می توانید برای رفتن به دریا و دریاچه ها و ماهیگیری از آن استفاده کنید و دیگر مجبور نیستید در نزدیکی رودخانه ها برای پیدا کردن مکان مناسب واسه ماهیگیری پَرسه بزنید.

آزاد کردن وسایل کار چرمی (Leather Working Tools)

در آخرین صفحه دفترچه و درست بعد از ایستگاه نگهداری اسب ها و مرغدانی، گزینه ای به نام Leather Working Tools وجود دارد که برای آزاد کردن آن نیز باید ۲۲۵ دلار هزینه کنید. با انتخاب این آپگرید، تجهیزات بهتری در اختیار پیرسون قرار می گیرد که با استفاده از آن ها می تواند برای آرتور کیف بزرگتر و بهتری بسازد.

علاوه‎ براین با استفاده از پوست حیواناتی که به کمپ می آورید، پیرسون می تواند وسایل تزیئنی مختلفی درست کند تا ظاهر کمپ به آن شکلی در آید که شما بیشتر می پسندید.

چطور خورجین اسب و کیف آرتور را ارتقا دهیم؟

کیف آرتور و خورجین اسب ها در دنیای Red Dead Redemption 2 شاید کمی جادویی باشد و بتواند آیتم های زیادی از گوشت خرس گرفته تا انواع نوشیدنی ها را در خود جا دهد اما ظرفیت این دو بسیار زودتر از آنچه که انتظارش را داشته باشید، به پایان می رسد و دیگر باید حسرت بی شمار آیتم دیگر را بخورید که نمی توانید نگهشان دارید.

برای دسترسی به کیف آرتور، دی پد را به سمت راست نگه دارید.

بنابراین کاملا ضروری است که بدانید چطور می توان کیف آرتور را ارتقا داد و یا اگر ظرفیت آن پر شد، باید چه کار کنید. برای دسترسی به کیف آرتور، باید D-Pad سمت راست را نگه دارید تا منوی اینونتوری آن باز شود. تمامی آیتم ها خوشبختانه در چندین تب مختلف دسته بندی شدند که تقریبا تمامی آن ها واضح و مشخص هستند. دسترسی به خورجین اسب هم دقیقا به همین شکل صورت می گیرد با این تفاوت که باید در نزدیکی او قرار بگیرید.

در ابتدای بازی Red Dead Redemption 2 تنها تعداد محدودی از انواع آیتم ها را می توانید با خود حمل کنید. تعداد مجاز نیز برای هر آیتم متفاوت است، برای مثال امکان حمل بیش از سه نوشیدنی وجود ندارد. برای همین از آنجایی که انواع نوشیدنی ها به راحتی در دنیای بازی پیدا می شوند، بسیار پیش می آید که با این پیغام مواجه می شوید که دیگر اجازه حمل تعداد بیشتری از این آیتم را ندارید.

برای آنکه بتوانید تعداد بیشتری نگهداری کنید، باید از آقای پیرسون بخواهید تا یک کیف جدید برای آرتور بسازد. هر کدام از این ارتقاها نیاز به سه پوست با کفیت حیوان دارد. برای پیدا کردن حیوان های سطح لجندری، آموزش قسمت بعدی یعنی راهنمای شکار را حتما از دست ندهید.

البته از یاد نبرید برای آنکه پیرسون بتواند تجهیزات شما را ارتقا دهد، ابتدا باید آپگرید مربوط به لوازم کار چرمی را که بالاتر توضیح داده شد، انجام دهید. برخی از ارتقاها در ابتدا قفل هستند و برای آزاد کردن آن ها باید وظایفی را هم انجام دهید.

لیست تمامی کیف های ارتقا یافته بازی و موارد مورد نیاز برای آن عبارتند از:

Tonics Satchel – مواد مورد نیاز: پوست بی نقص آهو، گوزن و گوزن قرمز (Elk)

Ingredients Satchel – کارهایی که باید انجام دهید: ۵ لاشه حیوان به پیرسون اهدا کنید – مواد مورد نیاز: پوست بی نقص آهو، گورکن و سنجاب

Kit Satchel – مواد مورد نیاز: پوست بی نقص آهو، گوزن قرمز و پلنگ

Provisions Satchel – کارهایی که باید انجام دهید: واگن Provisions کمپ را دوبار ارتقا دهید – مواد مورد نیاز: پوست بی نقص آهو، گاومیش و راکون

Materials Satchel – کارهایی که باید انجام دهید: با استفاده از آتش کمپ سه رسپی مختلف درست کنید*. مواد مورد نیاز: پوست بی نقص آهو، گراز وحشی و ایگوانا

*در کمپ با زدن دکمه مثلث یا Y کنار آتش بنشینید و گزینه Craft را انتخاب کنید.

Valuables Satchel – مواد مورد نیاز: پوست بی نقص آهو، سگ آبی، خرگوش

Legend of the East Satchel – کارهایی که باید انجام دهید: تمامی کیف های قبلی را بسازید – مواد مورد نیاز: پوست بی نقص آهو، شیر کوهی و گرگ

The post چگونه در Red Dead Redemption 2 کمپ خود را ارتقا دهیم؟ appeared first on دیجیاتو.

بررسی ویدیویی دیجیاتو؛ بازی Red Dead Redemption 2

همه ما دوست داریم در آن شاخه ای که به آن علاقه داریم بهترین باشیم. برای رسیدن به این هدف خیلی ها از همان اول جا می‌زنند و تعداد کمی هم به هدفشان می‌رسند سازنده‌های Red Dead Redemption 2 از همین دسته‌اند، چون توانسته‌اند بهترین بازی جهان را بسازند، ادعایی که در این ویدیو آن را ثابت می‌کنیم.

The post بررسی ویدیویی دیجیاتو؛ بازی Red Dead Redemption 2 appeared first on دیجیاتو.