تریلر جدید هیتمن ۲ منتشر شد؛ به قاتل درونت بازی بده [تماشا کنید]

استودیو IO Interactive تریلر جدیدی را از هیتمن ۲ منتشر کرده که روی آزادی عمل بالای بازیکنان در نحوه دنبال کردن مراحل مختلف بازی متمرکز است.

طی این ویدیو جدید که «چگونه هیتمن باشیم» نام دارد، گوینده به مواردی همچون وسعت بالای هر کدام از مراحل بازی و سیستم هوش مصنوعی جدیدی که در هیتمن ۲ مورد استفاده قرار گرفته اشاره شده است که البته علت هر دو آن ها به موتور به روزرسانی شده بازی بر می گردد.

قرار است که طی هر کدام از ماموریت های بازی کارهای مختلفی برای انجام دادن داشته باشید و روش های گوناگونی برای رسیدن به هدف نمایی طی یک مرحله در دسترس باشند و در نتیجه مراحل هیتمن ۲ به هیچ عنوان حالت خطی نخواهند داشت.

در ضمن، قرار است تا بخش زیادی از داستان بازی در شهر میامی رخ دهد و از همین جهت باید منتظر آفتاب های زیبا و رنگ بندی مثال زدنی این شهر در هیتمن ۲ باشیم. جالب است بدانید هیتمن جدید در واقع اولین عنوانی خواهد بود که داستان آن دنباله ای بر قسمت های پیشین هیتمن است و به تنهایی قصه مستقلی را روایت نمی کند.

IO Interactive مانند سایر نسخه های هیتمن، وظیفه ساخت این عنوان را هم بر عهده خواهد داشت. مدتی پیش این استودیو با خرید IP هیتمن از ناشر چندسال اخیر این فرنچایز یعنی اسکوئر انیکس جدا شد و وظیفه نشر هیتمن ۲ بر عهده کمپانی برادران وارنر خواهد بود.

همچنین بخشی به نام Sniper Assassin در بازی وجود دارد که در آن می توانید با حضور سایر بازیکنان و با همکاری آن ها، چالش های مختلفی را به سرانجام برسانید.

هیتمن ۲ در روز ۲۲ آبان برای پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و پی سی منتشر خواهد شد. در ضمن مدتی پیش ویدیویی از یکی از مراحل بازی منتشر شده بود که می توانید آن را از این لینک مشاهده کنید.

The post تریلر جدید هیتمن ۲ منتشر شد؛ به قاتل درونت بازی بده [تماشا کنید] appeared first on دیجیاتو.

گران ترین آیتم‌های خرید و فروش شده در بازی‌های ویدیویی

لوت باکس های Star Wars: Battlefront II یکی از مهم ترین جریان های خبری سال گذشته بود و به احتمال زیاد شما هم اخبار آن را دیده اید. قضیه این بود که شرکت سازنده بازی یعنی الکترونیک آرتز بسته هایی به نام لوت باکس (Loot Box) درون بازی قرار داده بود که در ازای پول در اختیار شما قرار می گرفت و به صورت تصادفی به شما اسکین ها و قدرت های جدیدی برای شخصیت ها و کلاس های مختلف می داد.

رویکرد بسیار منفی هواداران به دلیل رابطه این بسته های تصادفی با سیستم پیشرفت درون بازی بود. شما می توانستید با بازی کردن و دریافت امتیاز و لول آپ تمام توانایی ها را آزاد کنید اما رسیدن به آنها بدون استفاده از لوت باکس آنقدر سخت و طولانی بود که شما عملا مجبور بودید برای ادامه بازی پول خرج کنید و لوت باکس بخرید تا شاید شانس بیاورید و آپگریدهای مورد نظرتان را آنجا دریافت کنید.

این سیستم در میان طرفداران به نام Pay to Win یا P2W یا پول بده تا برنده شوی معروف است. بازی های پی تو وین نتیجه یک روند جدید در مدل کسب و کار و تولید سرمایه در صنعت بازی های ویدیویی به نام خرده تراکنش یا Microtransaction است. ایده خرده تراکنش یک کلک بسیار زیرکانه به خریدار می زند.

در مدل تجاری خرده تراکنش به جای اینکه مشتری را یک بار مجبور به پرداخت هزینه ای نسبتا سنگین کرد، می توان بازی را به قیمت پایین تر عرضه کرد و در بازی چیزهای مختلفی قرار داد که بازیکن مجبور باشد برای دسترسی به آنها پول خرج کند

خرده تراکنش در صنعت بازی های ویدیویی به دو شکل اصلی انجام می شود. گروه اول محتوای ظاهری هستند و تغییری در قدرت بازیکن یا پیشرفت در بازی ندارند. از موفق ترین بازی های این گروه می توان کانتر، دوتا ۲، لیگ آو لجندز، ورلد آو وارکرفت و در میان بازی های جدیدتر اسم هایی نظیر فورتنایت و پابجی را مثال زد. گروه دوم بازی هایی هستند که در کنار آیتم های ظاهری، پیشرفت در بازی و آیتم های قوی تری را نیز به بازیکن می فروشند که همان بازی های Pay to Win می شوند.

در این پست پیرامون برخی از موفق ترین بازی های دارای خرده تراکنش و گران ترین آیتم های درون آنها صحبت می کنیم.


کانتر استرایک: گلوبال آفنسیو

بازی کانتر یکی از مهم ترین عناوین منتشر شده توسط والو است. شرکت والو و زیرمجموعه آن یعنی پلتفرم خرید و فروش بازی استیم جزو بزرگترین و شناخته شده‌ترین اسامی صنعت بازی های ویدیویی و ورزش الکترونیکی هستند. از طرف دیگر، اسکین‌ها و کیس‌های درون بازی کانتر یکی از موفق ترین نمونه های خرده تراکنش در بازی های ویدیویی به حساب می‌آید. آنها به قدری فراگیر شدند که در سال گذشته مبلغ بسیار زیادی پول در سایت های اینترنتی قمار آیتم جابجا شد و فعالیت های غیر قانونی این سایت ها باعث به وجود آمدن شکایات و مسائل حقوقی پر سر و صدایی شد.

در استیم محیطی به نام کارگاه (Steam Workshop) وجود دارد که در آن افراد معمولی می توانند برای بازی های مختلف محتوا (مثل مپ، سلاح، اسکین و غیره) تولید کنند و برخی از آنها برای ارائه در بازی اصلی انتخاب می شود. کانتر هم محتوای خود را از استیم ورکشاپ استخراج می کند. از طرف دیگر، تمام محتوای درون بازی های تحت استیم درون بازار آزاد خود استیم (Steam Market) به فروش می رسند. این یعنی استیم فقط روی کیس ها و کلیدهایی که کیس ها را باز می کنند قیمت می گذارد و کنترلی روی قیمت محتوای آن‌ها ندارد.

این دو موضوع باعث شده برخی از گران ترین معاملات آیتم های مجازی را در این بازی مشاهده کنیم. بازی کانتر و آیتم های مربوط به آن بیشترین مقدار جابجایی پول را در سال گذشته داشتند. شدت فعالیت غیرقانونی سایت های شرط بندی و بازی با آیتم ها تا حدی زیادی شد که خود شرکت والو مجبور شد از راه حقوقی وارد عمل شود و بسیاری از این سایت ها را تعطیل کند.

phantml0rd، کسی که به دلیل تبانی و کلاهبرداری از پلتفرم توییچ بن شد

phantml0rd، استریمر بسیار معروفی که به دلیل تبانی و کلاهبرداری با آیتم های کانتر از پلتفرم توییچ بن شد

در این بازی چند نوع سلاح و چند نوع چاقو داریم. در رده های پایین تر معمولا چاقوها از اسلحه ها گران تر هستند ولی برخی از سلاح ها با توجه به شکل خاص اسکین با قیمت های بسیار بالایی معامله می شوند.

حتی برچسب ها هم در این بازی ارزش زیادی دارند

در مقام پنجم، اسکین چاقوی باوینت با اسکین Crimson Web وجود دارد. البته باید گفت که حالت StatTrak این چاقو قیمت بسیار بالایی دارد. در این حالت تعداد کشته های بازیکن با این سلاح روی خود چاقو حکاکی می شود. این  آیتم سال گذشته به قیمت ۳۰,۰۰۰ دلار معامله شد.

در مقام چهارم تفنگ دوربین دار یا AWP با طرح Dragon Lore و به حالت سوغاتی یا Souvenir است. سلاح های سوغاتی فقط در طول میجورها یا مسابقات رسمی برگزار شده توسط خود والو به صورت رندوم به تماشاچیان داده می شود و احتمال گرفتن یک آیتم باارزش از آنها بسیار پایین است. از طرف دیگر روی تمام سلاح های سوغاتی برچسب هایی (یا استیکر) طلایی با نام تیم ها و بازیکنان وجود دارد که باعث افزایش قیمت اسکین های سوغاتی می شود. این اسکین آخرین بار با قیمت ۳۷,۰۰۰ دلار خریداری شد.

اسکین بعد چاقوی بایونت ام ۹ با طرح Crimson Web و باز هم در حالت StatTrak است. این اسکین هم طرحی مشابه اسکین بایونت دارد اما این بار ویژگی های ظاهری چاقو عوض شده و ام ۹ بدنه بزرگتری دارد. این چاقو آخرین بار با قیمت ۴۵,۰۰۰ دلار معامله شد.

اسکین دوم باز هم یک چاقو با طرح Crimson Web و در حالت StatTrak است. اما این چاقو یک کارامبیت است و طراحی آن کاملا با بایونت ها فرق دارد. سلاح های با اسکین Crimson Web طرح های بسیار مختلفی دارد و معمولا با تعداد و تراکم تارهای مشکی روی سلاح ارزشگذاری می شوند. این اسکین به دلیل وجود تارهای زیاد ارزش بالایی دارد و آخرین بار با قیمت ۵۰,۰۰۰ دلار معامله شد.

اما در مقام اول یک چاقوی کارامبیت داریم ولی اینجا اسکین Case Hardened جای Crimson Web را گرفته. اسکین Case Hardened هم مانند Crimson Web طرح های بسیار متفاوتی دارد و معمولا ترکیبی از رنگ ها بنفش، آبی و طلایی است. معمولا میزان رنگ آبی یا طلایی روی سلاح ارزش اسکین را تعیین می کند. این اسکین یکی از کمیاب ترین حالات Case Hardened را دارد. لایه ی روی چاقو کاملا آبی است و سمت زیری چاقو تقریبا کاملا طلایی است که باعث شده این اسکین به یکی از زیباترین اسکین های کل بازی تبدیل شود. این اسکین در حال حاضر متعلق به یک کلکسیونر آیتم های کانتر است و به این سادگی ها فروش نمی رود، اما آخرین بار مبلغ ۱۰۰,۰۰۰ دلار برای آن تعیین شد.


دوتا ۲

بازی دوتا ۲ هم مثل کانتر در شبکه استیم قرار دارد و از سیستم های ورکشاپ و مارکت استفاده می کند ولی از نظر قیمت و جابجایی هیچوقت نتوانست به کانتر نزدیک شود. با این حال هنوز هم حجم بازیکنان دوتا ۲ و تاثیری که روی صحنه ورزش های الکترونیکی گذاشته غیر قابل انکار است. در هر دوره از اینترنشنال شرکت والو فقط بخشی از مبلغ جایزه را تامین می کند و بقیه مبلغ جایزه توسط طرفداران و با خرید کیس های مخصوص هر سری از مسابقات تامین می شود.

به این ترتیب والو توانست چند سال متوالی رکورد بیشترین مقدار جایزه تعیین شده برای مسابقات ورزش الکترونیکی را جابجا کند و در آخرین سری مسابقات مبلغ ۲۴ میلیون دلار را از همین خریدها به جایزه مسابقات تعلق دهد.

اما در هر حال اینجا دیگر خبری از آیتم های چند ده هزار دلاری کانتر خبری نیست. گران ترین آیتم ها در اینجا اسکین Courierها (در میان بازیکنان ایرانی همان مرغ و پرنده) است. تقریبا تمام این آیتم ها در آغاز با قیمت پایینی از خود بازی به بازیکنان فروخته می شدند اما پس از مدتی فروش آنها متوقف شد و با گذر زمان قیمت آنها بالا رفت.

یکی از گران ترین اسکین های بازی سری اسکین Baby Roshan برای Courierها است. در هالووین سال های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ یک گیم مد جدید به نام Diretide بازی اضافه شد. در این مد هرکس که بتواند زودتر یا بیشتر از همه Roshan (یکی از باس های بازی) را بکشد این آیتم را دریافت خواهد کرد. از این دو سال دو اسکین بسیار زیبای Baby Roshan با حالت های طلایی و پلاتینیومی باقی ماند و Diretide از همان سال به بعد متوقف شد.

به همین ترتیب حالا اسکین های بیبی روشان پلاتینیوم و طلایی هر کدام با قیمت های ۳۸,۰۰۰ و ۱۳,۰۰۰ دلار خرید و فروش می شوند.

در سال ۲۰۱۳ یکی دیگر از اسکین های Courier که فروش آن متوقف شده بود و فقط کسانی که آن را از قدیم خریده بودند در اختیار داشتند، به قیمت ۳۸,۰۰۰ دلار به یک بازیکن چینی فروخته شد. اسکین Legacy Ethereal Flames Wardog در دوره های اولیه بازی فروخته می شد و بعد از پچ ریبورن فروش آن قطع شد. در آن زمان چنین چیزی آن قدر عجیب و باورنکردنی بود که خبر این معامله به سایت فوربز هم رسید.

یکی از دلایل اصلی افزایش قیمت این اسکین درخشش رنگی آن بود. البته استیم در آن زمان زیاد از این خبر استقبال نکرد و کمی پس از آن با اضافه کردن بسته های جم که باعث درخشش مرغ و پرنده می شدند توانست قیمت آیتم را تا حدود زیادی پایین بیاورد.


بازی های دیگر

در میان تمام بازی های آنلاین، کانتر و دوتا ۲ بیشترین تعداد آیتم های گران قیمت را دارند و فاصله زیادی از بازی های دیگر گرفته اند.

البته این به آن معنا نیست که بازی های دیگر آیتم های گران ندارند. اما تعداد نسبتا کمتر بازیکنان و طرفداران این بازی ها و از طرف دیگر نبود یک سامانه مشخص برای پیگیری و نشان دادن این داد و ستدها پیدا کردن آنها را کمی سخت تر می کند. در ادامه ۸ عدد از پرارزش ترین معامله های مجازی را لیست خواهیم کرد:

۸٫ Burning Killer Exclusive در بازی Team Fortress 2 به قیمت ۱۲,۰۰۰ دلار

این آیتم از سری کلاه های Killer Exclusive است با این تفاوت که کلاه همیشه در حال آتش گرفتن است.این آیتم اولین بار در سال ۲۰۱۴ به قیمت ۱۱,۰۰۰ فروخته شد و حالا ۱۲,۰۰۰ ارزش دارد.

۷٫ Echoing Fury Mace در بازی دیابلو ۳ به قیمت ۱۴,۰۰۰ دلار

این گرز در حال حاضر یکی از بهترین سلاح های موجود در بازی و قبل از پچ Reaper of Souls بهترین سلاح بود. دمیج و سرعت این گرز بسیار بالا است و همچنین سلاح یک دستی است. یعنی می توان از یک سپر هم در کنار آن استفاده کرد. اینطور که گفته می شود اولین کسی که این سلاح را پیدا کرد از ارزش آن خبردار نبود و برای پرداخت هزینه اجاره خانه این گرز را به قیمت ۲۵۰۰ دلار فروخت. اما کمی بعد از آن سلاح به قیمت ۴۰ میلیارد طلای درون بازی که تقریبا برابر با ۱۴,۰۰۰ دلار پول است، فروخته شد.

۶٫ Dragon Slaying Saber در بازی Age of Wulin به قیمت ۱۶,۰۰۰ دلار

Age of Wulin یک بازی MMO چینی است که از اوایل سال ۲۰۱۳ به کشورهای اروپایی و آمریکایی هم گسترش یافت. سازندگان بازی در مراحل آزمایشی یک مزایده برای چند آیتم بسیار کمیاب در بازی برگزار کردند. اکثر آیتم های این مزایده با قیمت های اطراف هزار دلار فروخته شد اما شمشیر خاص و یگانه Dragon Slaying Saber به قیمت ۱۰۰,۰۰۰ یوان معادل حدودا ۱۶,۰۰۰ دلار به فروش رسید.

۵٫ Treasure Island در بازی Entropia Universe به قیمت ۲۶,۵۰۰ دلار

وقتی حرف از خرید و فروش های عجیب و غریب در دنیای بازی های ویدیویی زده می شود Entropia Universe یکی از نام های اصلی است. سیستم داد و ستد در این بازی بسیار به واقعیت نزدیک است و بازیکنان می توانند به صورت مستقیم پول درون بازی خود را به دلار تبدیل کنند. بنابراین دارایی های درون این بازی واقعا ارزشمند هستند. یکی از دارایی های بسیار ارزشمند این بازی جزیره گنج (Treasure Island) است که به خاطر قابلیت های شکار و حفاری درون آن قیمت بسیار بالایی دارد.

۴٫ Nest Egg در بازی Entropia Universe به قیمت ۷۰,۰۰۰ دلار

یکی از آیتم های باارزش دیگر درون بازی Entropia Universe این تخم بسیار نایاب است. به نظر می رسید که این تخم توسط یکی از موجودات درون بازی به نام Atrox Queen تولید می شود اما یکی از بازیکنان تصادفا آن را در یک مکان دیگر پیدا کرد و آن را در آغاز به قیمت ۱۰,۰۰۰ دلار فروخت. در نهایت دیوید استوری، خریدار جزیره گنج (مورد قبلی لیست) این تخم مرغ را به قیمت ۷۰,۰۰۰ دلار خرید.

۳٫ Crystal Palace در بازی Entropia Universe به قیمت ۳۳۳,۰۰۰ دلار

همه از قیمت بالای ملک و خانه در دنیای واقعی شاکی هستند اما نمی دانند که قیمت ها در دنیای مجازی چگونه است. این ایستگاه فضایی در نزدیکی سیاره کالیپسو قرار دارد و صاحب آن می تواند برای فعالیت های نظیر شکار و حفاری در آن سیاره مالیات تعیین کند. بنابراین، قصر شیشه ای یکی از سودآورترین دارایی های درون بازی است.

۲٫ Club Neverdie در بازی Entropia Universe به قیمت ۶۳۵,۰۰۰ دلار

طبیعتا هر کسی فکر می کند که پرداخت ۶۳۵,۰۰۰ دلار برای یک مشت پیکسل کار بسیار احمقانه ای است. اما John “Neverdie” Jacobs اینطور فکر نمی کرد. جان در سال ۲۰۰۵ هزینه رهن سالانه خانه خود یعنی حدود ۱۰۰,۰۰۰ دلار را صرف خرید این منطقه در بازی کرد. Club Neverdie یکی از مناطق تجاری و بسیار پر رفت و آمد درون بازی است؛ در این منطقه حدود ۷۰ مغازه، ۱۰۰۰ خانه و تلپورتر (منتقل کننده) وجود دارد بنابراین می توان به خوبی از آن پول درآورد. در واقع این منطقه آنقدر پول ساز بود که جان جیکوبز توانست ظرف فقط ۸ ماه سرمایه گذاری خود را برگرداند.

کمی بعدتر رکورد پرفروش ترین ملک درون بازی توسط Crystal Palace شکسته شد. اما این پایان Club Neverdie نبود و جان جیکوبز کمی بعدتر و به تدریج تمام این ملک را به قیمت ۶۳۵,۰۰۰ دلار به فروش رساند.

۱٫ Planet Calypso در بازی Entropia Universe به قیمت ۶ میلیون دلار

اگر تا این نقطه از پولی که صرف جزئیات بازی می شوند متحیر نشده‌اید فقط صبر کنید. سیاره کالیپسو بزرگترین سیاره در دنیای بازی Entropia Universe است. این سیاره در سال ۲۰۱۰ به قیمت ۶ میلیون دلار به شرکت SEE Virtual Worlds فروخته شد.

The post گران ترین آیتم‌های خرید و فروش شده در بازی‌های ویدیویی appeared first on دیجیاتو.

نقد و بررسی بازی Dead Cells ؛ به خوش‌مزگی یک قهوه تلخ

بازی Dead Cells برای رایانه‌های شخصی با حجمی کمتر از ۵۰۰ مگابایت منتشر شد ولی هیچکس فکرش را هم نمی‌کرد استودیو مستقل Motion Twin بتواند یک بازی ویدیویی اصیل خلق کند که تا مدت‌ها بتوان آن را تجربه و درباره‌اش صحبت کرد.

بازی Dead Cells تقریبا در یک سال گذشته به صورت دسترسی زود هنگام (Early Access) منتشر شد و گیمرها از سبک متروئیدوانیایش نه تنها لذت بردند، بلکه از این بازی در دنیای مجازی به نیکی یاد کردند و به خاطر پایان‌بندی‌ گنگ و عجیبش، تفسیرهای مختلفی درباره این بازی شکل گرفت. ولی محصول نهایی استودیو موشن توین که به تازگی انتشار یافته، تقریبا با نسخه یک سال گذشته تفاوت‌های زیادی دارد. Dead Cells از آنچه فکر می‌کنید عجیب‌تر و اسرارآمیزتر است.

  • سازنده: Motion Twin
  • ناشر: Motion Twin
  • پلتفرم‌ها: پلی استیشن ۴، پی سی، مکینتاش، لینوکس، ایکس باکس وان، نینتندو سوییچ
  • پلتفرم بررسی: پی سی

در محافل نقد و بررسی رسانه‌های مختلف، این بازی با عناوین مشهوری مثل ارواح تاریک (Dark Souls) و حتی دیده شده با بازی ویدیویی بلادبورن (Bloodborne) مقایسه می‌شود که تا حدودی این بررسی مقایسه‌ای، چندان معقولانه به نظر نمی‌رسد. از دید نگارنده Dead Cells بیشتر به بازی «اسارت آیزاک» (The Binding of Isaac) و کسلوانیای دوست‌داشتنی شباهت دارد و اگر بخواهیم بازی Dead Cells را به یکی توصیه کنم، قطع به یقین دلایل بسیار زیادی دارم که می‌توان از تمام عللی که در گوشه ذهنم شکل گرفته، یک کتابچه تهیه کرد.

Dead Cells دلیلی برای تقلید بی چون و چرا ندارد و به جرئت می‌توان بیان کرد این بازی ویدیویی نُقلی این قدرت را دارد حتی برای یک سال شما را سرگرم کند چون سازنده‌های این بازی، اصالت یک ویدیو گیم به عنوان «سرگرمی» را حفظ کرده‌اند. در این بررسی اجازه دهید به شما توضیح بدهیم چرا Dead Cells یک اثر خارق‌العاده است.

نقد بازی Dead Cells

اولین راه مخفی بازی جلو چشم شماست و با فلش مشخص شده! به چهره جنازه که با ستاره مشخص شده دقت کنید. پرچم زرد رنگی که با دایره قرمز مشخص شده، در نبرد نهایی بازی دیده می‌شود. به همین خاطر کم کم شما هم مثل من فکر می‌کنید این فرد به احتمال قوی شاه جزیره بوده که بنا به علل نامعلومی کشته شده.

Dead Cells قصه‌ی تلخ و معمایی دارد

داستان بحث‌برانگیزی در Dead Cells وجود دارد که شاید پس از ۲۰ الی ۳۰ ساعت و حداقل با یک بار تمام کردن، به یک نتیجه‌گیری کلی می‌رسید. در بازی شخصیت‌های محدودی وجود دارد که در روند داستانی دخالتی نداشته و فقط در حد چند دیالوگ در جریان بازی، عرض اندام می‌کنند. برای مثال در منطقه فاضلاب، فرد یا هیولایی پشت میله‌ها درباره قدرتی ویژه صحبت می‌کند که در دخمه‌ها گمشده و شما حتی پس از دریافت کردن این قدرت ویژه، با این فرد گمنام از نزدیک روبه‌رو نمی‌شوید.

طراحان بازی تلاش کردند تا تجربه هر گیمری با Dead Cells یک تجربه ناب و خاص باشد.

با پیدا کردن سرنخ‌های موجود در دنیای بازی، متوجه می‌شوید در جزیره‌ای گرفتار شده‌اید که یک بیماری مسری (احتمالا طاعون یا وبا) تمام مردم را آلوده کرده و بر اساس برداشت من، تمام افراد زنده در این جزیره تلف شدند و کاراکتر گمنام بازی، همان پادشاه جزیره است که تلاش دارد با تکثیر سلولی، قدرت پیشین خود را تصاحب کند.

برای تحقق این هدف، معمارهایی در جزیره وجود دارند که به پادشاه وفادار هستند و پس از هر بار کشته شدنِ کاراکتر نگون‌بخت، سلول‌های پادشاه را از طریق شبکه فاضلاب به زندان یا همان مرحله نخست هدایت می‌کنند تا دوباره این سیکل معیوب را طی کند. شاید هدف نهایی در این بازی پیدا کردن تمام سلول‌های سالم موجود در مناطق بازی توسط کاراکتر باشد و شاید آن زمان، با پایان اصلی روبه‌رو شویم.

این مضمون داستانی به اقتضای نام بازی و پایان‌بندی جریان داستانی در این نسخه و همچنین نسخه دسترسی آزاد (Early Access) که در یک سال گذشته منتشر شد، تا حدودی قابل قبول است. هر چند هنوز معماهای زیادی بر اساس این تصور وجود دارد که نمی‌توان بدون افشاسازی کامل داستانی، آن‎ها را تفسیر کرد. ولی در پسِ هر معمای بازی، یقین داشته باشید جوابی وجود دارد. منتهی ما به عنوان گیمر، دقت و کنجکاوی لازم را در محیط بازی نداریم.

نقد بازی Dead Cells

این غول بیابونی اسمش محافظ زمان است. از آن غول‌های چغر و بد بدن! توصیه من برای از پا در آوردن محافظ زمان، در استفاده از وسایل تاکتیکی است. مبارزه با شمشیر و مواردی از این دست به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود. یک سوتی = مرگ

Dead Cells با کسی شوخی ندارد!

بازی بدون هیچ سر نخ و پیش‌زمینه‌ای شروع می‌شود و توده‌ای از بافت لزج، جنازه‌ای را تسخیر کرده و به حرکت در می‎آورد. در کمترین زمان ممکن یاد می‌گیرید قوانین بازی به چه طریقی است و بدون هیچ هدفی در دخمه‌های زندانی که در آن اسیر شده‌اید، به سمت جلو حرکت می‌کنید. شاید در وهله اول همانند من به دنبال راه فرار هستید و فکر می‌کنید فرار، بهترین گزینه در این بازی است.

منتهی هر چقدر جلوتر می‌روید، دشمن‌های بازی ترسناک‌تر و متخاصم‌تر می‌شوند. تا جایی که بالاخره توسط یکی از همین دشمن‌های بازی از پا در میایید و دوباره از نقطه‌ی صفر مجبور به حرکت رو به جلو هستید. سازنده‌ها به شما اولین درس را یاد دادند که این بازی با کسی شوخی ندارد. باید هوشمندانه در دخمه‌ها حرکت کنید و اکتشاف، رمز موفقیت در پیشروی بازی است.

پس یاد می‌گیرید در همان اولین منطقه یعنی زندان، باید تلاش کنید تا سلاح‌هایی مختلف و منحصر به فرد پیدا کنید. همچنین آیتم‌هایی نیز در هر منطقه وجود دارد که می‌تواند قهرمان گمنام ماجرا را در سه بخش «بقا»، «تاکتیک» و «قدرت نبرد» ارتقا دهد. این ارتقاها همراه با اضافه شدن درصدی از نوار سلامتی است که سیستم پیچیده‌ای دارد ولی نگران نباشید. بدون شک پس از سر و کله زدن با مکانیک‌های موجود در گیم‌پلی، کاملا آنها را یاد می‌گیرید.

نقد بازی Dead Cells

منطقه گورستان فراموش شده (Forgotten Sepulcher) یکی از مراحل خلاقانه و زیبای بازی Dead Cell است. شما اگر به مدت تقریبی ۱۰ الی ۲۰ ثانیه به منبع نور نرسید، تصویر تیره و تار شده و تا آخرین ذره از نوار سلامتی‌تان آسیب وارد می‌شود. اگر بتوانید به خوبی نقشه را بگردید، آیتم‌های خیلی خوبی گیر میاورید.

Dead Cells هم به شما حال می‌دهد، هم در مواقعی ضد حال می‌زند

اگر فکر می‌کنید ویژگی پرمادث (Perma Death) یا همان گیم اور شدن به یکباره و برگشت به نقطه صفر، تنها ضد حالی است که سازنده‌ها برای شما تدارک دیده‌اند، سخت در اشتباه هستید! با هر بار برگشت، منطقه‌ی بازی تغییر و تحول پیدا می‌کند. محیطی که در آن حضور دارید را به شکل یک پازل تصور کنید. با هر بار مرگ، قطعات این پازل تغییر پیدا می‌کند و به دنبال آن، آیتم‌های بازی نیز به صورت رندوم در میان این پازل، پراکنده می‌شود.

تقریبا محال است در چند دست متفاوت بتوانید یک آیتم به خصوص را صرفا روی یک نقطه معینی از نقشه پیدا کنید. پس در چند دست اول بازی باید با شانس و اقبال به جلو پیش بروید که این مورد روی اعصاب یک بازیکن تازه‌وارد با این سبک رژه می‌رود.

ضد حال بعدی اینجاست با هزار بدبختی چند منطقه را پشت سر گذاشته و به پل سیاه (Black Bridge) می‌رسید. در چند بار اول شاید انواع و اقسام فحش‌های رکیک را به طراحان بازی Dead Cells و حتی کل شجره‌ خانوادگی‌شان حواله کنید! چون احتمالا به غیر از سلاح‌های نسبتا ضعیفی که در دستانتان قرار دارد، برای از پا در آوردن هیولای بی‌شاخ و دمی که روی پل قرار گرفته، ایده و تاکتیک خاصی نداشته باشید.

ولی بازی Dead Cells به شما حال می‌دهد! شما در حین گشت و گذار در بازی، با جمع‌آوری سلول‌های مختلف از جنازه دشمنان معمولی و منحصر به فرد می‌توانید در پایان هر مرحله با دادن این سلول‌ها به کلکسیونر (The Collector)، قدرت کاراکتر خودتان را تقویت کنید. ویژگی‌هایی که با هر مرگ، به اصطلاح ریست یا صفر نمی‌شود و پس از چند دست، کم کم حس قدرت زیر زبانتان مزه می‌کند.

نقد بازی Dead Cells

هیولای پل سیاه (Black Bridge) در چند دست اول خیلی آزار دهنده به نظر می‌رسد. ولی شما با هر بار کشته شدن، یاد می‌گیرید اشتباه قبلی خودتان را تکرار نکنید. بازی هم در بذل و بخشش به شما کم نمی‌گذارد.

Dead Cells به سبک بازی و شخصیت شما بها می‌دهد و گیمرهای پر تلاش را تشویق می‌کند

بله درست خواندید! بازی به شما اهمیت می‌دهد. به همین خاطر در ابتدای بررسی اشاره شد مقایسه این بازی با Dark Souls اشتباه محض است. سبک مبارزات در بازی Dead Cells سخت نیست. مشکل اینجاست گیمرها صبر و تحمل ندارند. سازنده‌ها برای گیمرهای حرفه‌ای جوایزی تعبیه کردند و اگر شما مناطق بازی را به خوبی جست‌وجو کنید، صندوق‌های نفیسی انتظار شما را می کشند.

در حقیقت Dead Cells با شما بازی می‌کند و نه شما با Dead Cells!

در حین ماجراجویی‌تان در Dead Cells علاوه بر صندوق‌های معمولی، گنجینه‌های نفرین شده‌ای نیز خواهید دید. اگر در واقعیت فرد ریسک‌پذیری باشید، مسلما در هر منطقه‌ای این گنجینه‌ها را باز می‌کنید و نفرین این آیتم را به جان می‌خرید. با این حال بازی شما را تنبیه می‌کند و مجبور می‌شوید ۱۰ هیولا را از پا در بیاورید بدون آنکه آسیبی به شما وارد شود. یک ضربه و آسیب از سوی دشمنان بازی مساوی است با مرگ آنی و شروع از منطقه زندان! به همین خاطر ریسکی که انجام دادید، تبعاتش به صورت اضطراب از مرگ مثل خوره به جانتان میفتد.

شخصیتی عجول دارید؟ Dead Cells باز هم شما را با از دست دادن آیتم‌های ارتقا و سلاح تنبیه می‌کند. ولی بازی‌سازها به شما گیمرِ عجول هم احترام می‌گذارند. در میان دخمه‌های هر منطقه، دروازه‌ای وجود دارد که به واسطه یک تایمر فعال است. اگر به موقع به این نقاط برسید، پشت این دروازه‌ها انبوهی از طلا، سلاح، آیتم‌های ارتقا و حتی سلول‌های بی‌شمار وجود دارد.

نقد بازی Dead Cells

شمع‌های آبی که با فلش قرمز نشان داده شده به نوعی تداعی کننده این موضوع هستند که وارد منطقه امن می‌شوید و در این نقطه از نقشه، سرنخ‌های داستانی وجود دارد. گاهی اوقات آیتم‌هایی هم می‌توانید در این قسمت‌ها پیدا کنید. بالاخره از قدیم گفتند جوینده چی؟ یابنده است!

Dead Cells محیطی اسرارآمیز دارد

به جرئت می‌توان گفت اگر درگیر این بازی شوید، تا یک سال این پتانسیل را دارید تا در هر منطقه، چیزهای جدیدی کشف کنید. ولو اینکه با از پا در آوردن غول آخرها و مینی غول‌هایی (!) که در هر منطقه می‌بینید، قدرت‌های ویژه‌ای (Rune) دریافت می‌کنید که پس از مرگ، همچنان در وجودتان به صورت فعال وجود دارد.

به واسطه قدرت‌های جدید، به مناطقی از نقشه دسترسی پیدا کنید که در دفعات قبلی به هیچ عنوان قابلیت پیشروی در آن مناطق وجود نداشت، به عنوان مثال وقتی کاراکتر بازی یاد می‌گیرد چطور از مجسمه‌ها به عنوان وسیله‌ی تله‌پورت استفاده کند، منطقه Ossuary پس از مرحله Promenade of the Condemned قابل دسترسی است.

اصلا چرا راه دور برویم؟ اگر پیش از مطالعه این بررسی به تجربه Dead Cells پرداخته باشید، در همان ابتدای بازی آیا به جای دویدن به سمت راستِ تصویر،‌ خلاف جهت حرکت کردید؟ درست در قسمت چپ و بالا تصویر، میانبری مخفی وجود داشته که در انتهای مسیر،‌ یک سلاح وجود دارد که یک بار مصرف است (تصویر شماره ۱).

پیش از این گفتیم سازنده‌ها به هر نوع بازیکن بها می‌دهند ولی پس از سپری کردن بیش از ۲۰ ساعت از بازی، باید اعتراف کرد گیمرها کنجکاو، بیشترین لذت را از این بازی می‌برند. کماکان که سبک متروئیدوانیا، گیمرها را از زمان‌های قدیم به این شکل تربیت کرده و در دو دهه قبلی، بازیکن‌های حرفه‌ای و معمولی واقعا طعم گیم‌اور شدن را می‌چشیدند.

نقد بازی Dead Cells

مجسمه شاه جزیره، این کاراکتر بحث برانگیز در مناطق مختلف دیده می‌شود. آیا واقعا شاه شخصیت مثبتی داشته یا منفی؟ بحث‌های زیادی در محافلِ دنیای مجازی درباره‌ این کاراکتر وجود دارد. آیا موشن تویین در آینده با ارائه بسته‌های الحاقی، قصه شاه و طاعونی که جزیره به آن گرفتار شده را کاملا توضیح می‌دهد؟

Dead Cells با تمام خوبی‌هایش، شما را فریب می‌دهد!

سازنده‌ها به زیبایی شما را فریب می‌دهند ولی از جنس مثبت واژه. هر چند اعتقاد دارم فریب چندان معادل خوبی برای واژه انگلیسی «Trick» نیست. از طرفی هم واژه «حقه» و «ترفند» به خاطر ذاتِ معناییِ منفی‌‌شان، در شان استودیوی خوش فکرِ موشن توین نیست و به عنوان نویسنده‌ی بررسی بازی Dead Cells، معنایی صد و هشتاد درجه مخالف با «حقه» در نظر دارم.

بازی Dead Cells می‌تواند شما را به خود معتاد کند. حتی اگر تا به امروز این سبک را تجربه نکرده باشید.

اگر بتوانید بازی را به اتمام برسانید، ماجرا به نوعی پایان می‌یابد که هاج و واج می‌مانید از رکبی که سازنده‌ها به شما زده‎اند. در واقع قصه بازی Dead Cells با پایان‌بندی‌اش به نقطه‌ای می‌رسد که قادر هستید با سر هم کردن سرنخ‌های به دست آمده، جریان بازی را متوجه شوید. ولی این تنها فریبی نیست که Dead Cells به شما زده است.

فریب اصلی اینجا است که شما در نقطه‌ای از بازی بین دو راهی گیر می‎افتید. دقیقا نمی‌دانید سلول‌هایی را که با زحمت به دست آوردید، به کلکسیونری بدهید که قصد دارد کیفیت آیتم‌هایتان را با دریافت ۱۰۰۰ سلول بهتر کند یا به کلکسیونری که پس از هر مرحله قابلیت‌هایتان را ارتقا می‌دهد. نکته اینجا است پس از هر بار مرگ، شما به نوعی ارتقا (level up) پیدا می‌کنید. به شکلی که با فرود آمدن سریع و السیر روی سر هیولاهای فلک‌زده، می‌توانید به آنها آسیب بسیار زیادی وارد کنید، در حالی که این قابلیت وابسته به هیچ آیتمی نیست. به همین خاطر پس از ده الی پانزده بار مردن (یا حتی کمی بیشتر!)، مناطق اولیه بازی و هیولاهای ترسناکش، کم کم برای شما عادی و آسان جلوه می‌کند و قادر خواهید بود کمتر از یک ربع، دو غول آخر را به راحتی پشت سر بگذارید.

نقد بازی Dead Cells

چالش ریفت هم یکی از بخش‌های جذاب گیم‌پلی بوده که با عبور از آن، معمولا در همان ابتدا آیتم‌های خاص یا سلول‌های زیادی به یکباره به شما داده می‌شود. ولی خب بازی به شما باج نمی‌دهد. فکر می‌کنید می‌توانید به راحتی از ریفت فرار کنید؟ بسم الله!

در حقیقت Dead Cells با شما بازی می‌کند و نه شما با Dead Cells! برای مثال هیچ جای بازی به شما گفته نمی‌شود که درگیری نزدیک با شمشیر و امثال آن، بهترین و کارآمدترین روش برای پیشروی است. شما اگر با بخت و اقبال، سلاح Sinew Slicer که حکم ماشین گان را دارد پیدا یا خریداری کنید، با ارتقای این وسیله تاکتیکی قادر هستید در کمترین زمان ممکن، راحت‌ترین و ایمن‌ترین پیشروی را در طول مناطق داشته باشید.

Dead Cells بازی بی‌نظیری برای تمام هواداران بازی‌های ویدیویی است. اگر فکر می‌کنید گرافیک پیکسل آرت این بازی تو ذوق شما می‌زند، سخت در اشتباه هستید. اتفاقا در کنار موسیقی عجیب و غریب بازی، این گرافیکِ تقریبا از مد افتاده، نامانوس جلوه نمی‌کند و شما به عنوان یک گیمر، هیچ خلایی در بخش گرافیکی و موسیقی حس نمی‌کنید.

به همین خاطر از تکرار مکرراتی که در سایر بررسی‌های این بازی در فضای مجازی در باب تحسین بخش هنری این بازی مطرح شده، صرف نظر می‌کنیم. اگر قرار باشد برای مدت طولانی سرگرم شوید، باید درک کنید چرا و بر اساس چه عللی، بازی ویدیویی Dead Cells فوق‌العاده است؛ چون هر چقدر من از طعم خوشمزه یک قهوه تلخ برای شما صحبت کنم، شما درک نخواهید کرد. مگر اینکه به عنوان یک اهل فن، بوی قهوه به مشامتان برسد و بفهمید با چه پدیده‌ای روبه‌رو هستید.

 


  • یک سرگرمی اصیل در مدیوم گیم
  • گیم‌پلی اعتیادآور
  • چشیدن طعم گیم اور (Game Over)
  • گرافیک پیکسل آرت بامزه
  • موسیقی‌هایی که با روح و روان بازی می‌کند
  • سیستم سکو بازی در ابتدا کمی بد قلق است

 

The post نقد و بررسی بازی Dead Cells ؛ به خوش‌مزگی یک قهوه تلخ appeared first on دیجیاتو.

پلتفرم توییچ فیلتر شد

به نظر مى رسد دسترسى کابران داخل کشور به پلتفرم توییچ به عنوان بزرگترین سرویس استریم بازى هاى ویدیویى مسدود شده است.

طى چند وقت اخیر، بسیارى از استریمرهاى داخلى از توییچ به عنوان پلتفرم اصلى خود برای استریم بازی ها استفاده مى کردند و مشخص نیست که با فیلتر شدن این سایت، آیا این گروه و طرفداران آن ها به سایت هایى مانند آپارات که سرویس های مشابه ای را ارائه می دهند کوچ خواهند کرد یا خیر.

توییچ

نینجا به عنوان معروفترین استریمر توییچ، در چند ماه اخیر به یکی از پرطرفدارترین ورزشکارهای جهان تبدیل شده است.

بنیاد ملى بازى هاى رایانه اى به عنوان متولى اصلى بازى هاى ویدیویى در کشور هنوز پاسخى به مسدود شدن توییچ نشان نداده و در صورت انتشار اخبارى در این مورد شما را حتماً در جریان آن خواهیم گذاشت.

بنیاد ملی بازی ها سعی کرده تا با برنامه هایی همچون اعمال عوارض روی بازی های خارجی، مسیر را برای عرض اندام بازی های تولید داخل فراهم کند. پیش از این مدیر سابق این ارگان از لزوم سرمایه گذاری برای ساخت کنسول بازی ایرانی گفته بود.

The post پلتفرم توییچ فیلتر شد appeared first on دیجیاتو.

بررسی قسمت اول بازی The Walking Dead: The Final Season؛ هزار و یک وعده پوشالی

استودیوی تل تیل پس از چند فصل و یک وقفه نسبتا طولانی، بازی مردگان متحرک (The Walking Dead) را قرار است در یک فصل چهار قسمتی به پایان برساند. اخیرا اولین قسمت از فصل نهایی بازی The Walking Dead منتشر شده است ولی آیا توانسته نظر مساعد گیمرها را جلب کند؟

کلمنتاین،‌ دختر بچه‌ای که از فصل نخست با وی آشنا شده بودیم، در طول جریان بازی حوادث سختی را تحمل کرده و در همین بحبوحه مبارزه برای بقا و زنده ماندن، رشد پیدا کرد. هر چند کلمنتاین در فصل اول بازی The Walking Dead کاراکتر اصلی و قابل بازی نبود ولی ما به عنوان یک خاطرخواه بازی‌های داستان محوری که تل‌تیل به خوردمان داده، عاشق شخصیت‌پردازی کلمنتاین و همچنین لی شده بودیم، دو شخصیتی که توانستند به لیست ماندگارترین کاراکترهای هر گیمری دست پیدا کنند.

  • سازنده: Telltale Games
  • ناشر: Telltale Games
  • پلتفرم‌ها: پلی استیشن ۴، پی سی، ایکس باکس وان، نینتندو سوییچ
  • پلتفرم بررسی: پی سی

پس از پایان فصل اول، قهرمان بازی کسی نبود جز کلمنتاین، همان دختربچه‌ای که لی تا آخرین لحظات جانش از او حمایت کرد. فصل دوم از سری بازی‌های The Walking Dead نیز تا حدودی توانست به مدد همان فرمول همیشگی استودیوی تل‌تیل، نمره قابل قبولی از سوی منتقدین کسب کند. از آنجایی هم که سبک تل‌تیل در خلق یک بازی ماجراجویی و داستان‌محور در آن دوران، جدید و مبتکرانه محسوب می‌شد، فصل دوم نیز توانست رسالت خودش را به یک سرانجام مساعد برساند.

ولی رفته رفته، این فرمول همیشگی تل‌تیل، به سمت و سوی دیگری رفت. به عنوان گیمر دیگر دلمان نمی‌خواهد درگیر یک فیلم چند ساعته شویم و رسما از حضور غیرفعال و بی‌مورد در قصه‌ بازی، حوصله‌‌مان سر می‌رود. به همین دلیل تل‌‌تیل در تقلا است تا این معضل را در بازی‌های خود حل کند.

بازی The Walking Dead

از این دست صحنه‌های هیجان‌انگیز در اپیزود اول خیلی کم دیده می‌شود.

سری بازی‌های The Walking Dead تبدیل شده بود به تکرار مکررات و هر چقدر سازنده‌ها تلاش می‌کنند تا ترفندهای مختلفی به کار ببرند، مدتی است که این فرنچایز وارد یک سراشیبی بدی شده و شاید به همین خاطر تل‌تیل برای فصل نهایی این بازی، وعده و وعید‌های زیادی تحویل مخاطبین خود داد. ولی آیا آنها واقعا توانستند به قول‌های خود عمل کنند؟

در جواب هم می‌توان بله گفت و هم خیر. چارچوب و شاکله‌ی بازی‌های تل‌تیل قابلیت انعطاف زیادی ندارد و در کارنامه این استودیو، بازی‌های مختلفی می‌بینیم که از لحاظ چارچوب و قالب، مشابه با یکدیگر هستند. پس اینکه انتظار داشته باشیم فصل آخر بازی The Walking Dead به اثری متفاوت با اجداد خود و به اثری کاملا اکشن تبدیل شود، انتظار بیجایی است. با این حال، بازی‌سازها وعده دادند قصه فصل نهایی بازی The Walking Dead طوفانی شروع و ماجراهای کلمنتاین وارد فاز جدیدی می‌شود.

بازی The Walking Dead

زاویه جدید دوربین که هم فوایدی دارد و هم معایبی.

داستان این دختربچه واقعا وارد یک فاز جدید شد. از پایان فصل قبلی مدت زیادی می‌گذرد و کلمنتاین از لحاظ سنی و عقلی، دیگر آن کودک عنق و احساساتی فصل‌های پیشین نیست. AJ جونیور هم که فرزند کِنی (Kenny) بود، دیگر بزرگ شده و از طرفی هم می‌توان گفت رابطه کلمنتاین و AJ در نگاه اول به رابطه لی و کلمنتاین شباهت دارد. متاسفانه هر چقدر به جلوتر می‌رویم، این شباهت بیشتر و بیشتر می‌شود. ولی شاید پیش خودتان بپرسید چرا می‎گوییم «متاسفانه»؟

فصل نهایی بازی The Walking Dead تماشایی شروع می‌شود ولی به همین منوال پیش نمی‌رود.

«متاسفانه» از این لحاظ که قصه بازی در این فصل تا حدودی قابل پیش‌بینی است. همانطور که کلمنتاین در قسمت‌های اول، اشتباهات ریز و درشتش به قیمت از دست دادن جان شخصیت‌ها تمام شده، AJ نیز این پتانسیل را دارد تا همین رویه را در پیش بگیرد. نویسنده‌های این فصل ناخواسته (یا شاید هم عمدی!) به پی‌رنگ فصل اول پناه بردند. ولی ‌آیا این تکرار، در نهایت به ضرر خودشان تمام نمی‌شود؟

استودیو تل‌تیل برای بازی‌های سریالی خود، قابلیت «وارد کردن (Import) فایل ذخیره» را تعبیه کردند. این قابلیت حداقل روی رایانه‌های شخصی چندان کارآمد نیست و معمولا رایانه، فایل ذخیره بازی را نمی‌شناسد. به همین خاطر در بازی‌های اخیر این استودیو، قابلیت «تعیین تصمیم‌های پیشین بازیکن» به بازی اضافه شد. هر چند این قابلیت، صرفا به صورت متنی و حوصله‌ سر بر بود.

در ابتکاری جدید، بازی‌سازها این قابلیت را به صورت تصویری فراهم کردند تا بازیکن به یاد آورد، در چه نقطه‌ای از بازی، چه تصمیمی اتخاذ کرده است. در هر صورت، چه فایل ذخیره خودتان را بازیابی کنید و چه نکنید، قصه از یک نقطه واحد شروع می‌شود.

بازی The Walking Dead

سیستم انتخاب تصمیم‌هایتان در فصول گذشته به صورت تصویری شده.

جریان اپیزود اول به شدت طوفانی آغاز می‌شود ولی از بخت بد ماجرا، این طوفان در همان مقدمه و برداشت اول به پایان می‌رسد و سپس قصه وارد یک روند کسالت‌بار و یکنواختی می‌شود که از حوصله بسیاری از گیمرها خارج است. مثل این می‌ماند به پای یکی از قسمت‌های درام سریال مردگان متحرک نشسته باشید و خبری از کشت و کشتار نباشد.

تل‌تیل کم و بیش در این اپیزود حادثه گنجانده تا جریان‌ساز باشد ولی کافی نیست.

روند این فصل را با گذشته مقایسه کنید. در The New Frontier قصه به قدری هوشمندانه به جلو می‌رفت که با پایان هر اپیزود (مخصوصا قسمت اول)، آرزو داشتید تا همان لحظه قسمت دوم را بازی کنید. در این فصل متاسفانه این شور و حال را نداریم و دل دل می‌کنیم پس این قسمت کی تمام می‌شود؟ شاید این کلافه شدن برمی‌گردد به همان تکرار مکرراتی که در سریال The Walking Dead نیز به وضوح وجود دارد.

کلمنتاین و AJ پس از حوادث اولیه، سر از مدرسه‌‌ای متروکه به نام اریکسون در می‌آورند. این مکان توسط بچه‌هایی تقریبا همسن با کلمنتاین اداره شده و به نظر می‌رسد برای مدت زیادی توانسته‌اند در دنیای آخرالزمانی دوام بیاورند. نزدیک به ده کاراکتر جدید در همین قسمت اول معرفی می‌شود که به غیر از چند شخصیت، مابقی آنها شخصیتی تک بعدی داشته و نمی‌توان به راحتی با آنها ارتباط برقرار کرد. به عنوان مثال شخصیت تِن (Tenn)، پسربچه‌ای افسرده است که دو خواهرش را از دست داده و با بدو ورود AJ به کمپ، سعی می‌کند با او دوست شود. سازنده‌ها روی این شخصیت به طرز عجیبی تمرکز کردند که شاید در آینده دلیل این امر را درک کنیم.

بازی The Walking Dead

لوئیس، شخصیتی جدید که بعید نیست رابطه او با کلمنتاین وارد فاز عاشقانه شود ولی آیا واقعا این تغییر به اصطلاح فاز نیاز است؟ باید منتظر ماند…

اپیزود نخست این فصل تقریبا بی‌هدف و به دور از هر گونه تنش تا قسمت پایانی‌اش پیش می‌رود. حتی در بخشی از بازی، کلمنتاین مجبور است با تمام کاراکترها صحبت کند که واقعا هیچ الزامی نبود. ای کاش به جای شکل گرفتن دو جین بچه در مدرسه اریکسون، صرفا با چند کاراکتر روبه‌رو بودیم که از  لحاظ تیپ شخصیتی، پیچیدگی‌های خاص خودشان را داشتند. احتمالا این سیاهی لشکر، در قسمت‌های بعدی تار و مار خواهند شد. به هر حال هیچ چیز از نویسنده‌های استودیو تل‌تیل بعید نیست. واقعا این انتقاد در این اپیزود وارد است چرا سازنده‌ها به جای خلق چند جریان داستانی و به تبع آن، القای هیجان و حس ترس فراموش شده در این سری، به سمت تعامل کاراکترها روی آوردند. آیا سازنده‌ها هدف دیگری برای اپیزودهای آینده در سر دارند؟

البته تل‌تیل کم و بیش در این اپیزود حادثه گنجانده تا جریان‌ساز باشد ولی کافی نیست. در همین اپیزود کلمنتاین تقریبا دو الی سه بار مجبور است با گروهی از زامبی‌ها دست و پنجه نرم کند که این زد و خورد، در این اوضاع یکنواخت قصه حکم نوشیدن آب خنک و تگری را دارد. منتهی این آب خنک، احتمالا از گلویتان پایین نمی‌رود. شاید می‌پرسید چرا؟

بازی The Walking Dead

بازیسازها به استفاده از این نحوه فیلم‌برداری که اصطلاحا لو انگل (Low Angle) نامیده می‌شود علاقه شدیدی دارند. از این دست نماها در طول این اپیزود مثل نقل و نبلات دیده می‌شود.

بازی‌سازها قول داده بودند (برگرفته از کتاب تل‌تیل به نام هزار و یک وعده) سیستم مبارزات را در این بازی متحول خواهند کرد. ولی اولین چیزی که توجه ما را جلب می‌کند در تغییر زاویه دوربین به نمای دوربین روی شانه است. ظاهرا این روزها مد شده همه از این نما برای بازی‌های سوم شخص خود استفاده کنند و تل‌تیل نیز این موضوع را فهمیده و برای بازی خودش از این زاویه دوربین استفاده می‌کند.

این زاویه دوربین، هم فوایدی دارد و هم معایبی. بزرگترین فایده‌اش در ایجاد اضطراب است. کلمنتاین رو به جلو حرکت می‌کند. بدون آنکه از پشت سر خودش خبر داشته باشد. به عنوان مثال صدای یک زامبی را می‌شنوید، ولی نمی‌دانید دقیقا در کجای منطقه قرار گرفته و به همین خاطر می‌ترسید زامبی مورد نظر تکه پاره‌تان کند.

بازی The Walking Dead

مارلون شخصیتی چند لایه دارد و جزو معدود شخصیت‌های این اپیزود بوده که دوستش داشتیم.

مشکل دقیقا از جایی شروع می‌شود که دختربچه قصه ما مجبور است با زامبی‌ها متعددی که به صورت گروهی حمله‌ور می‌شوند، دست و پنجه نرم کند. تحولی که تل‌تیل از آن دم می‌زد خلاصه شده به ضربه زدن دو دکمه. با فشار دادن یک دکمه، زامبی بخت‌برگشته را باید بی‌حس (Stun) و با دکمه دیگر کلک زامبی مورد نظر را بکنید.

شاید بگویید «چه هیجان‌انگیز!» ولی در وسط مهلکه، تا بیایید بجنبید، زامبی دیگری از پشت شما را خفت می‌کند. چون زاویه دوربین روی شانه، ثابت بوده و خبری از اطراف خود ندارید. به هر حال ما با سیستم دکمه‌زنی مرسوم در بازی‌های تل‌تیل عادت کرده بودیم و انصافا چیز بدی نبود. اگر قرار باشد در اپیزودهای بعدی اکشن ماجرا بیشتر شود (که احتمالا این رویه رخ می‌دهد) خودتان را برای فحش دادن به سازنده‌ها آماده کنید.

بازی The Walking Dead

در میان دو جین کاراکتری که در مدرسه اریکسون حضور دارند، رابطه میان کلمنتاین با AJ یک سر و گردن بالاتر از روابط حاکم بر دیگران دیده می‌شود.

تل‌تیل واقعا تغییر بنیادی به ساختار بازی خود نداده و صرفا با تغییر چند ویژگی، شق القمر هم نکرده و اصلا بهتر بود به فرمت و قالب بازی The Walking Dead دست نزند. غر و لندهای بازیکن‌ها در این موضوع بود چرا باید در یک بازی ویدیویی با پتانسیل به این بالایی، صرفا شاهد یک قصه درام باشیم. از آنجایی هم که المان «ماجراجویی» در سری بازی‌های تل‌تیل اصلا هیچ نقشی ندارد و علنا محیط بازی بلا استفاده است.

به هر حال می‌گوییم ماجرا+جویی.؛ یعنی خلق یک جریان و جست‌وجو برای سر در آوردن از این جریان. فصل اول و دوم بازی The Walking Dead با اینکه این دو مولفه در آن کم رنگ بوده ولی به یک بازی ماجراجویی بیشتر شباهت داشت. متاسفانه از فصل گذشته تا به امروز، شاهد یک فیلم سینمایی هستیم که صرفا قابلیت تعامل و انتخاب دیالوگ در آن وجود دارد. کماکان که در بخش پایانی اپیزود اول، هر دیالوگی را انتخاب کنیم، در نهایت با یک پایان روبه‌رو می‌شویم و تنها تفاوتی که در انتهای این اپیزود رخ می‌دهد، نحوه شکل‌گیری رابطه کلمنتاین با دیگران است.

بازی The Walking Dead

طراحی و جلوه‌های گرافیکی شبیه به آثار کمیک شده و انصافا تل تیل از لحاظ بصری گل کاشته

فصل نهایی بازی The Walking Dead الزاما محصول بدی نیست. ولی باید سطح انتظاراتتان را از این بازی پایین بیاورید. نه خبری از یک ریتم سریع و هیجان‌انگیز وجود دارد و نه چالش‌های اخلاقی فصل گذشته در کمپ ریچموند. شما در نقش کلمنتاین مجبور هستید یک قصه کم رمق و جان نگرفته را دنبال کنید. ماجرایی که از همین الان مشخص است چه بلایی سر مدرسه اریکسون‌ و دیگر شخصیت‌های حاضر در آن رخ می‌دهد.

 


  • طراحی بصری و گرافیکی مشابه به آثار کمیک
  • شروع و پایان نسبتا هیجان‌انگیز
  • تعامل و رابطه‌ی جالب میان کلمنتاین و AJ
  • بهینه‌سازی سیستم تصمیم‌های پیشین گیمر در ابتدای شروع فصل
  • ریتم یکنواخت و کسل‌کننده
  • وجود کاراکترهای یک بار مصرف
  • جریان‌ساز نبودن قصه
  • نبود مولفه‌های رایج در سبک ماجراجویی حس می‌شود

 

The post بررسی قسمت اول بازی The Walking Dead: The Final Season؛ هزار و یک وعده پوشالی appeared first on دیجیاتو.

بررسی فیلم Christopher Robin ؛ وینی پو و دوستان به سینما می روند

ستاره فیلم Christopher Robin به جای آنکه شخصیت اصلی آن یعنی خود کریستوفر رابین باشد، در حقیقت فیلمی است متعلق به وینی پو و دوستانش که بیش از ۹۰ سال است از زمان خلقشان گذشته و نسل‌های زیادی با آنها خاطره دارند. این برند ۹۰ ساله حالا برای اولین بار در فرمت یک فیلم سینمایی به تصویر کشیده شده و بازیگرانی چون اوان مک گروگر و هم آن را همراهی کرده‌اند تا تجدید خاطره‌ای برای گذشتگان را بیافرینند و البته نسل جدید کودکان را نیز مسحور خود سازند. اما آیا جادوی دیزنی در این فیلم با کمک وینی پو رخ داده است؟ با هم به بررسی فیلم Christopher Robin می‌پردازیم تا به این موضوع پی ببریم.

بررسی فیلم Christopher Robin

  • کارگردان: مارک فارستر
  • استودیو تهیه‌کننده: Walt Disney Pictures
  • بازیگران:  اوان مک کروگر، هیلی ات‌ول، جیم کامینگز
  • بودجه: ۷۵ میلیون دلار

بررسی فیلم Christopher Robin

استودیو دیزنی چند سالیست که یک سری سیاست های خاص را پیشی گرفته و خوشبختانه یا بدبختانه اکثر این سیاست ها با موفقیت همراه بوده، خوشبختانه از آن جهت که آثار دیزنی واقعا برای کودکان نسل جدید جادو به پا می‌کند و بدبختانه از این جهت که سوژه‌های ناب مثل قدیم دیگر در این آثار دیده نمی‌شود و کفگیر داستان گویی دیزنی تا حدی به ته دیگ خورده است. اما این سیاست‌ها چی هستند؟ یک سری مربوط به برندهای شاخص و مطرح دیگر استودیوها هستند که حالا زیر دست دیزنی قرار گرفته‌اند (مثل سری جنگ ستارگان و فیلم‌های ابرقهرمانی مارول) و یک سری هم برمی‌گردد به بازسازی لایواکشن انیمیشن‌های کلاسیک این استودیو که نمونه آنها را در این سال‌ها در مواردی چون دیو و دلبر و پسر جنگل و… دیدیم. آثار ساخته شده بر اساس هر دوی این سیاست‌ها پرفروش هستند و خلاقیت دیزنی هنوز در بخش انیمیشن (مهد اصلی این استودیو) جریان دارد و آثاری مثل زوتوپیا و همکاری‌هایش با پیکسار همچنان جوهره خلاقیت را در این مجموعه نگه داشته است.

بررسی فیلم Christopher Robin

از آنسو صنعت سینما از دیرباز علاقه خاصی به ساخت فیلمی داستانی بر اساس زندگی نویسندگان آثار پرفروش و مطرح داشته و این موضوع را سر نویسندگان آثار کودک هم بسیار جدی گرفته است (نمونه اش فیلمهایی چون خانم پاتر و در جستجوی نورلند). سال گذشته فیلمی با نام «خداحافظ کریستوفر رابین» ساخته شد که داستان نویسنده اصلی کتاب‌های وینی پو یعنی الن الکساند میلن (به اختصار آ.آ میلن) را روایت می‌کرد و یک فیلم بزرگسالانه درباره کنکاش ذهنی این نویسنده و چگونگی خلق قهرمانانش و تعامل او با فرزندش، کریستوفر رابین(منبع الهام داستان‌های او) بود. حال بعد از گذشت یک سال فیلم دیگری مزین با نام کریستوفر رابین روانه سینماها شده که از آن حال و هوای جدی دور شده و اثری فانتزی درباره خود وینی پو و دوستانش و صاحبشان، کریستوفر رابین است. در ضمن جدا از این مورد تصور می‌کنم که موفقیت فیلم پدینگتون (که آن هم بر اساس کتاب داستانی محبوب برای کودکان است) هم در تصمیم دیزنی به ساخت این فیلم بی تاثیر نبوده است.

بررسی فیلم Christopher Robin

آگر دلتان دیدن یک فیلم جدی‌تر درباره دنیای وینی پو می‌خواهد و دوست دارید بدانید که داستان ساخته شدن این شخصیت چیست، فیلم خداحافظ کریستوفر رابین روایتگر خالق اصلی این کتاب کودکان است.

کریستوفر رابین واقعی پسر آ.آ میلن بود و عروسک‌های او که در دوران تنهایی‌اش تنها دوستان او بودند، باعث ایجاد جرقه‌هایی در ذهن پدر نویسنده‌اش شد و او را تبدیل به نویسنده‌ای بزرگ کرد. خانه جنگلی آنها و عروسک‌های کریستوفر و روابط زناشویی میلن و… همگی دست به دست هم داد تا یکی از بزرگترین کتاب‌های کودک تاریخ به نام وینی پو نوشته شود و غم سال‌های بعد از جنگ جهانی را از کودکان ینگه دنیا بزداید. اهمیت وینی پو در تاریخ بسیار مهم است و در نهایت دیزنی ۴۰ سال پس از خلق این کتاب، حق و حقوق کامل ساخت آثار کارتونی و سینمایی و… را خریداری کرد و وینی پو حالا بیشتر از ۴۰ سال است که مهمان دیزنی و آثار اوست.

بررسی فیلم Christopher Robin

کریستوفر رابین واقعی در دوران کودکی که سال ۱۹۹۶ در سن ۷۶ سالگی هم درگذشت. آن خرس بغل او همان وینی پویی است که امروز می شناسیم

دیزنی سکاندار این فرمت جدید را مارک فارستر انتخاب کرده و او را در صندلی کارگردان قرار داده، فردی که در کارنامه‌اش اثری چون در جستجوری نورلند به چشم می‌خورد که درباره زندگی نویسنده کتابهای پیترپن است و حالتی واقع‌گرایانه دارد اما در هر صورت می‌توان فهمید که با دنیای ادبیات کودکان غریبه نیست.

بررسی فیلم Christopher Robin

در فیلم کریستوفر رابین که آخرین حضور وینی پو در حال حاضر به شمار می‌رود، با کریستوفر رابینی همراه هستیم که بزرگ شده و پدر و مادرش را از دست داده و در یک شرکت مشغول به کار است. مشغله‌های زندگی و مشکلات کاری کریستوفر رابین (با بازی اوان مک گروگر) باعث شده که او خانه قدیمی‌شان و اسباب‌بازی‌های دوران کودکی‌اش را به کل فراموش کند و حتی مشکلات کوچکی با خانواده فعلی‌اش داشته باشد. او در نهایت زن و بچه‌اش را به همان خانه ییلاقی دوران کودکی‌اش می‌فرستد تا به مشکلات کاری‌اش رسیدگی کند ولی از آنسو وینی پو را می‌بینیم که هنوز در جنگل سبز بعد از گذشت این همه سال، منتظر بازگشت صاحبش است.

بررسی فیلم Christopher Robin

دوستان وینی پو همگی ناپدید شده‌اند و او چاره‌ای نمی‌بیند به جز اینکه به شهر برود و صاحبش را شخصا ملاقات کند. این ملاقات سرانجام رخ می‌دهد و باعث تلنگری در روحیه کریستوفر رابین چهل ساله می‌شود و او را به دوران کودکی خود می‌برد.در نهایت کریستوفر رابین تصمیم می‌گیرد بار دیگر به دنیای کودکی‌اش بازگردد و تمام این موارد دست به دست هم داده تا او در سنین میانسالی، کودک درون خودش را دوباره بازیابد اما این راه به آن سادگی هم که او تصور می‌کند نیست…

بررسی فیلم Christopher Robin

فیلم کاملا فانتزی کریستوفر رابین ٔدیزنی زمین تا آسمان با فیلم رئال خداحافظ کریستوفر رابین تفاوت دارد و اصولا مقایسه این دو کار چندان درستی به نظر نمی‌رسد. دیزنی دست روی نقطه خیالی وینی پو گذاشته و او و تیگر، پیگلت، دانکی و دیگر دوستان را تبدیل به عروسک‌هایی سخنگو کرده که راه می‌روند و مردم از دیدن حرف زدنشان به وحشت میفتند. این رویه حالتی کاملا فانتزی به فیلم داده و عملا فیلم Christopher Robin را تبدیل به یک اثر لایواکشن بر اساس کارتون محبوب وینی پو کرده است. تا قبل از دیدن فیلم به شخصه فکر می‌کردم که قرار است این عروسک‌های سخنگو در ذهن کریستوفر رابین باشند و فیلم حالتی سورئال پیدا کند ولی راهی که دیزنی می‌رود خارج از این چارچوب واقعیت گرایی است.

بررسی فیلم Christopher Robin

صداپیشگان در فیلم Christopher Robin سنگ تمام گذاشته‌اند و فیلم بدون حضور این دوبلوران قهار به اثری بچه‌گانه و لوس تبدیل می‌شد (هرچند همین الان هم فیلم در ژانر آثار مختص کودک قرار می‌گیرد ولیکن به خاطر عمر ۹۰ ساله این کاراکترها، بی شک حالتی شدیدا نوستالژیک برای کودکان دیروز و پریروز نسل‌ها پدید می‌آورد) دوبلور شخصیت وینی پو یعنی جیمی کامینگز سال‌هاست که به این کاراکتر جان داده و بیش از سی سال است که صدای وینی پو و تیگر را با صدای گرم و بامزه او می‌شنویم.

بررسی فیلم Christopher Robin

جیمی کامینگز بی شک ستاره فیلم Christopher Robin محسوب می‌شود و آنچنان صدایش را به زیبایی روی کاراکترهای سینمایی جا داده که جدا از حس قوی نوستالژیکش، جانی دوباره به آنها (این بار در فرمت فیلم زنده) داده است. باقی صداپیشگان با اینکه در نقش‌هایشان تازه کار هستند و صداهایی جدید دارند و این موضوع تا قبل از اکران نگرانی‌هایی را برای طرفداران پیش آورده بود، اما به خوبی از پس نقش خود برآمده‌اند و در بین آنها برد گرت در نقش eyerow بهتر از همه ظاهر شده و این خر دوست داشتنی را احمق‌تر از همیشه جلوه داده است. او از بنی صداپیشگان جدید تنها کسی است که نزدیک به ۲۰ سال قبل صداپیشگی eyerow را دوباری در دو بازی ویدئویی اقتباسی از وینی پو انجام داده و حالا بازگشت شکوهمندانه‌ای برای صداپیشگی این شخصیت انجام داده است.

بررسی فیلم Christopher Robin

جدا از صداپیشگان فیلم که توانسته‌اند شخصیت‌های کارتونی داستان را دوست داشتنی جلوه دهند، باید به تیم جلوه‌های ویژه این کار نیز تبریک گفت. تبدیل این کاراکترها به شخصیت‌هایی لایو اکشن بعد از حضور ۹۰ ساله‌شان در قالب تصویر و انیمیشن، کاری جسورانه بود و همین الان هم هجمه ای از انتقادات از سوی برخی از افراد بر سر این افراد جاریست اما نظر من را اگر بخواهید، همه کاراکترها به بهترین نحو تبدیل به نسخه‌ای عروسکی و زنده شده‌اند و البته در این بین خود وینی پو که شخصیت اصلی هم به شمار می‌رود، شاید می‌توانست کمی تا قسمتی بهتر طراحی شود.

بررسی فیلم Christopher Robin

اما آیا فیلم Christopher Robin بدون مشکل است؟ جواب قاطعانه خیر است. فیلم جدید دیزنی صرفا به واسطه عمر طولانی کاراکترهای اصلی‌اش و محبوبیت فوق‌العاده وینی پو در دنیا (او محبوب‌ترین شخصیت کتاب‌های کودک در تاریخ به شمار می‌رود) می‌تواند برای بیننده جذاب باشد و عملا خلاقیت چندانی در فیلمنامه آن به کار نرفته است. حتی می‌توان گفت بازیگران واقعی فیلم هم تمام قدرت بازیگری‌شان را روی کار نگذاشتند و توگویی ارزش جذاب بودن و جالب بودن فیلم را به دوش عروسک‌های جادویی گذاشته‌اند.

بررسی فیلم Christopher Robin

کلیشه در فیلمنامه زیاد دیده می‌شود و تماشاگر از تمام لحظات فیلم جلوتر پیش می‌رود و می‌تواند روند داستان را کاملا حدس بزند. پیچش داستانی که در اواسط فیلم هم به وجود می‌آید (خطر اسپویل شدن داستان: قهر وینی پو به خاطر رفتار تند کریستوفر رابین میانسال و دنبال او گشتن پایان خطر اسپویل) نمیتواند کاری از پیش ببرد. شوخی‌های فیلم نیز مختص کودکان نوشته شده است و جز موارد معدودی در دیالوگ‌ها، نمی‌تواند تماشاگران بزرگسال را همراهی کند. دیزنی و عوامل سازنده فیلم رسما کودکان را مورد هدف قرار داده‌اند و البته نمی‌توان به این سیاست آنها خرده گرفت.

بررسی فیلم Christopher Robin

فیلم Christopher Robin قطره‌ای دیگر از دنیای جادویی دیزنی و بازگشتی برای شخصیت وینی پو بر پرده سینماست. فیلم همان طور که گفته شد کودکان نسل جدید (که آنها هم مانند پدران و پدربزرگشان عاشق وینی پو هستند) را مورد هدف قرار داده چرا که دیزنی با هوشمندی تمام می‌داند که تماشاگر بزرگسال‌تر به خاطر تجدید خاطرات خوش خود به دیدن این فیلم می‌رود و این بخش از مشتریان را به همین وسیله نگه داشته است (و البته چیزهایی کوچک هم برای آنها در چنته گذاشته است تا کاملا ناراضی نباشند)

بررسی فیلم Christopher Robin

والت دیزنی با هوشمندی تمام وینی پو را برای نسل جدید احیا می‌کند و چرخ‌های این برند ۹۰ ساله فوق محبوب را بار دیگر به جریان می‌اندازد، هرچند اگر خلاقیتی مثل گذشته در آنها وجود نداشته باشد ولی همین به راه افتادن می‌تواند نوید ساخت سلسله فیلم‌های جدیدی بر اساس دنیای خلق شده توسط آ.آ میلن (نویسنده اصلی کتاب وینی پو) باشد و نسل جدید با فرمتی جدید این خرس عاشق عسل را دوست بدارد.

The post بررسی فیلم Christopher Robin ؛ وینی پو و دوستان به سینما می روند appeared first on دیجیاتو.

راهنمای بازی Monster Hunter World قسمت چهارم: اصطلاحات و نکات قابل توجه

جدیدترین نسخه از سری مانستر هانتر به دلیل کیفیت ساخت بالا به موفقیت‌های چشمگیری رسید و به یکی از عناوین محبوب جهان باز تبدیل شد. جهان این بازی بسیار پویاست و یک راهنمای جامع می‌تواند تجربه مخاطب از بازی را لذت بخش‌تر کند. در ادامه با دیجیاتو همراه باشید.

  • قسمت اول: شروع بازی و کلاس‌های مختلف
  • قسمت دوم: زره‌های مختلف
  • قسمت سوم: مبارزات و گرفتن هیولاها
  • قسمت چهارم: اصطلاحات و نکات قابل توجه

در قسمت چهارم راهنمای بازی Monster Hunter World به نکات قابل توجه  و اصطلاحات رایج بازی می‌پردازیم.

Gathering Hub چیست؟

اگر شما مأموریت افتتاحیه‌ بازی را به پایان رسانده باشید، به مقری به نام Gathering Hub دسترسی دارد. Gathering Hub در اصل مقر اصلی بازی Monster Hunter World است. در آن امکان به عهده گرفتن مأموریت‌ها و صحبت با NPCهای بازی فراهم است.

 راهنمای بازی Monster Hunter

در ادامه لیست تمامی مکان‌ها و شخصیت‌های Gathering Hub را مشاهده می‌کنید:

  • Tradeyard: طبقه اول مقر که در آن می‌توان با فرماندهان مأموریت‌ها صحبت کرد. همچنین، منابع و مرکز تحقیقات گیاهی نیز در آن قرار دارند.
  • Workshop: در کارگاه، آهنگری (Smithy) و زراد خانه (Armory) قرار دارند و در آن می‌توانید علاوه بر خرید زره و اسلحه جدید، وسایل خود را ارتقاء دهید.
  • Canteen: در سالن غذاخوری می‌توانید خود را برای مأموریت‌ها تقویت کنید یا با نشستن در کنار مربی (Handler) انجام کوئست‌هایی را بر عهده بگیرید.
  • Gathering Hub: در قسمت آنلاین شما می‌توانید با دیگر بازیکنان سرتاسر جهان مأموریت‌هایی را به عهده بگیرید.

راهنمای بازی Monster Hunter

به یاد داشته باشید که در هر مقر می‌توانید مسئولیت کوئست‌های داستانی و کوئست‌های جانبی را از مربی یا کوئست برد (Quest Board) به عهده بگیرید یا به جلسه آنلاین دیگر بازیکنان بروید و به آن‌ها در شکار هیولاها کمک کنید. Gathering Hub حقیقی در بالاترین طبقه مقر اصلی قرار دارد که در آن می‌توانید با دیگر بازیکنان به صورت آنلاین دیدار کنید، با آن‌ها مچ بیندازید یا مأموریت‌هایی با امتیاز ویژه را قبول کنید. اگر برای از پا درآوردن هیولای قدرتمند خاصی به دنبال پیدا کردن همیار هستید، Gathering Hub بهترین جای ممکن است.

با گشت و گذار در دنیای مانستر هانتر و سر و کله زدن با هیولاهای مختلف، موارد جدیدی برای شما در مقر باز می‌شوند و می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. برای مثال با از پا درآوردن هیولای Anjanath به زره Anja دسترسی پیدا می‌کنید.

قبل از شکار غذاخوردن را فراموش نکنید

وعده‌هایی که در غذاخوری روی سلامتی، حمله، دفاع و بسیاری موارد دیگر تأثیر می‌گذارند. بعد از اینکه مدتی بازی را ادامه دادید، امکان اضافه کردن مواردی به غذا در دسترس قرار می‌گیرد. البته انیمیشن آشپزی بازی نیز بسیار خوب طراحی شده است. همچنین می‌توانید در کنار آتش غذا بخورید یا حتی با گوش‍ت‌هایی که از شکار هیولاها به دست آورده‌اید، غذا بپزید.

کرفت کردن را فراموش نکنید

راهنمای بازی Monster Hunter

هنگام گشت و گذار، شما بسیاری از گیاهان و دیگر موارد را جمع‌آوری می‌کنید. این موارد می‌توانند در بدست آوردن قدرت‌های خاص، مهارت‌ها و پادزهرها به کارتان بیایند. شما می‌توانید از Crafting List این کارها را انجام دهید و یا از سیستم اتوماتیک کرفت که از ابتدای بازی فعال است، استفاده کنید.

از Dung استفاده کنید

شاید مسخره به نظر بیاید ولی هرگاه که دانگی روی زمین دیدید، آن را بردارید. اگر دانگ را به طرف یک هیولای بزرگ بیندازید موجب فرارش می‌شوید. وقتی قدر دانگ را می‌دانید که هنگام مبارزه با یک هیولا، یکی دیگر نیز وارد مهمانی (!) شده و به شما هجوم می‌آورد. آن‌گاه با استفاده از Dung می‌توانید آن را فراری دهید.

نقشه جهان بازی را مرور کنید

راهنمای بازی Monster Hunter

نقشه جهان بازی Monster Hunter: World یکی از ابزارهای بسیار مفید شماست. وقتی شما مکان‌های جدیدی را کشف می‌کنید، آیکن‌های مختلفی از مناطق مختلف روی آن ظاهر می‌شوند. این مناطق شامل مقرها، هیولاها و تمام چیزهایی که نیاز به دانستن آن دارید، می‌شوند.

مرتبا به چادرتان بروید

در چادر می‌توانید غذا بخورید، وسایل و ابزارهای مورد نیازتان را بردارید یا آیتم‌های متنوعی را کرفت کنید. مهم است که بعد از مبارزات سری هر چند کوتاه به چادرتان بزنید تا به شخصیت خود جانیْ تازه دهید.

تفاوت میان Quest و expedition را بدانید

راهنمای بازی Monster Hunter

کوئست‌ها مأموریت شکار هیولا یا کشتن موجودات کوچک با محدودیت زمانی هستند. معمولا ۵۰ دقیقه و تا سه بار مرگ به شما داده می‌شود. کوئست‌ها علاوه بر اینکه داستانی‌اند، حتما شامل شکار یک موجود بزرگ می‌شوند و معمولا بعد از به پایان رساندن آن‌ها چیزهایی به عنوان پاداش بدست می‌آورید.

اما سفرها (Expeditions) محدودیت زمانی و هدف معینی ندارند. شما باید در محیطی به گشت و گذار بپردازید و هر کاری که دلتان می‌خواهد انجام دهید. ممکن است کمپ جدیدی پیدا کنید، هیولایی را شکار کنید، گیاهان و موجودات کوچک را جمع‌آوری کنید یا فقط و فقط از مناظر لذت ببرید.

گجت‌ها و پوشش‌ها

راهنمای بازی Monster Hunter

در مورد گجت‌ها و پوشش‌ها نگرانی خاصی نداشته باشید؛ چرا که انواع مفید آن‌ها بعد از مدتی بازی کردن برای شما باز می‌شوند. اگر در بدست آوردن آن‌ها عجله دارید، مرتبا به کوئست‌های داستانی یا جانبی سر بزنید و هر چه می‌توانید جمع‌آوری کنید. همچنین در ابتدای بازی شما یک گجت سلامتی‌دهنده برای استفاده بر می‌دارید.

نگاهی گذرا به مهارت‌ها

هر زره مهارت‌های منحصر بفرد خود را دارد که در ادامه به مهارت‌های پراستفاده و مفید بازی نگاهی می‌اندازیم:

راهنمای بازی Monster Hunter

Earplugs: شما را در برابر غرش هیولاها ایمن می‌سازد و به جای اینکه به عقب رانده شوید، به مبارزه ادامه می‌دهید.

Bludgeoner: حمله را هنگامی که سلاح تیزی خودش را از دست می‌دهد، افزایش می‌دهد.

Divine Blessing: این مهارت بسیار پر استفاده و مفید است؛ چرا که آسیبی که می‌بینید را ۵۰ درصد کاهش می‌دهد.

Agitator: شما را هنگام خشم هیولاها قدرتمندتر می‌کند.

Botanist: باعث افزایش توانایی در جمع‌آوری گیاهان می‌شود.

Detector: مقرهای داخل نقشه را پیدا می‌کند.

Intimidator: هیولاهای کوچک به شما هجوم نمی‌آورند.

Partbreaker: جداکردن اعضای هیولاها را راحت‌تر می‌کند

Speed Sharpening: سرعت اسلحه را بیشتر می‌کند.

به پایان آخرین قسمت از راهنمای بازی Monster Hunter رسیدیم. آیا این راهنمای جامع برای شما مفید بود؟

The post راهنمای بازی Monster Hunter World قسمت چهارم: اصطلاحات و نکات قابل توجه appeared first on دیجیاتو.

بازی رومیزی دژ به زودی عرضه می شود

مدتی است که تب بازی های رومیزی در ایران فراگیر شده و عده کثیری از قشر های مختلف با رده های سنی متفاوت در وقت تفریح خود به بازی کردن این عناوین در خانه یا کافه هایی با محوریت برد گیم می گذرانند. در این میان برخی شرکت های نوپا داخلی دست به تغییر بازی های مطرح خارجی و بومی سازی آن ها با المان های ایرانی می رنند.

این موج حرکتی با استقبال خوبی رو به رو شده چرا که بازی های رومیزی داخلی در کنار کیفیت، تفاوت قیمت محسوسی با نمونه های خارجی دارند.حالا پس از عرضه موفق سری بازی های ایرانیزه شده از سوی شرکت های مختلف مانند هوپا، این شرکت با عنوان جئبئب به نام «دژ» به بازار برگشته است.

بسته بازی اصلی با عنوان سیتادلز

عنوان دژ که بازسازی بازی بسیار محبوب سیتادلز است، همانند عناوینی مانند استوژیت و یا جالیز که نسخه های بازسازی شده بازی های دیکسیت و بوهنانزیا هستند، در پروسه ای جدید از سوی هوپا بومی سازی شده و به زودی در دسترس عموم قرار خواهد گرفت. به نقل از سایت یورونیوز بازی برای جمعیت ۲ تا ۸ نفره طراحی شده و بر خلاف نسخه انگلیسی زبانش، رویداد های آن در بازه زمانی ایران باستان رخ می دهد.

به گفته تیم سازنده بازی، کپی رایت این عنوان از برونو فدوتی به عنوان خالق نسخه اصلی خریده شده و این عنوان برای شرکت هوپا به طور مستقیم لایسنس شده است. دژ در هفته اول شهریور با قیمت ۷۵ هزار تومان عرضه خواهد شد.

The post بازی رومیزی دژ به زودی عرضه می شود appeared first on دیجیاتو.

راهنمای بازی Monster Hunter World قسمت سوم: مبارزات و گرفتن هیولاها

جدیدترین نسخه از سری مانستر هانتر به دلیل کیفیت ساخت بالا به موفقیت‌های چشمگیری رسید و به یکی از عناوین محبوب جهان باز تبدیل شد. جهان این بازی بسیار پویاست و یک راهنمای جامع می‌تواند تجربه مخاطب از بازی را لذت بخش‌تر کند. در ادامه با دیجیاتو همراه باشید.

  • قسمت اول: شروع بازی و کلاس‌های مختلف
  • قسمت دوم: زره‌های مختلف
  • قسمت سوم: مبارزات و گرفتن هیولاها
  • قسمت چهارم: اصطلاحات و نکات قابل توجه

در دو قسمت قبلی این راهنمای جامع به دو موضوع بسیار حیاتی در بازی یعنی انتخاب کلاس و انواع زره پرداختیم. در قسمت سوم می‌خواهیم به اصلی‌ترین عنصر تجربه مخاطب یعنی گیم پلی بپردازیم و از مبارزات آن سخن بگوییم. اگر بازی را تجربه کرده باشید، حتما این سؤال را از خود پرسیده‌اید که چگونه استقامت خود را کنترل و از نفس نفس زدن جلوگیری کنید یا از حملات غول‌ها فرار کنید. در ادامه با دیجیاتو همراه باشید تا در به پاسخ رسیدن بسیاری از این سؤالات شما را راهنمایی کنیم.

نکات ابتدایی

مبارزه بخشی است که شما بیشتر اوقات با آن سروکار دارید. پس این نکته حائز اهمیت است که بدون داشتن دانش در مورد گیم‌پلی دل به دریا نزنید و مبارزات خود را آغاز نکنید. در گوشه سمت چپ و بالای صفحه نمایش شما دو نشانگر سبز و زرد وجود دارند. رنگ سبز نشانگر سلامتی شما و رنگ زرد نشانگر استقامت شماست.

راهنمای بازی Monster Hunter

اگر در مبارزه با هیولایی سلامتی شما تحت تأثیر قرار بگیرد و به پایان برسد، با توجه به اینکه در بازی Monster Hunter: World از آسیب دیدگی خبری نیست، غش کرده و به نزدیک‌ترین کمپ فرستاده می‌شوید. وقتی در کمپ به هوش می‌آیید، زره و وسایلتان دست نخورده باقی مانده‌اند. اگر استقامت شما به علت سرعت بالای اعمال تمام شود، کاراکتر به مرور می‌ایستد و بدون توانایی حرکت، شروع به نفس نفس زدن می‌کند. اینگونه شما در برابر ضربات غول‌ها توانایی انجام هیچ کاری ندارید؛ پس حتما توجه کنید که استقامت شخصیت شما تمام نشود.

چگونگی کنترل بازی در مبارزات

در ادامه، لیست کنترل‌های بازی مانستر هانتر در مبارزات را مشاهده می‌کنیم:

  • دکمه سمت راست: شتاب دادن به حمله یا عوض کردن اسلحه
  • دکمه سمت چپ: نشانه گیری در محدوده سلاح یا استفاده از سپر
  • دایره یا B: حمله سریع
  • مثلث یا Y: حمله متوسط
  • دایره یا B + مثلت یا Y: حمله سنگین
  • ضربدر یا A: فرار از ضربات

هشدار: کنترل‌های ذکر شده در مورد اکثر اسلحه‌های حاضر در بازی صدق می‌کنند اما استثناهایی وجود دارند. برای مثال، دکمه سمت چپ برای اسلحه‌هایی مانند تیغ دوگانه یا شمشیر طویل که محدوده یا سپر ندارند، عمل خاصی انجام نمی‌دهد.

راهنمای بازی Monster Hunter

مبارزه در بازی Monster Hunter به طور کلی از دو بخش ضربه زدن و فرار از ضربات دشمن تشکیل شده است و دانستن شیوه مبارزه هر هیولا به شما کمک بزرگی می‌کند. منطقه ابتدایی Ancient Forest فرصت خوبی برای تمرین را فراهم می‌آورد و در آن می‌توانید با شیوه مبارزه هیولای Great Jagras آشنایی پیدا کنید. Great Jagras ضعیف‌ترین هیولای درون بازی است و بیشتر در شمال شرقی کمپ آغازین پیدا می‌شود.

در بازی مانستر هانتر ورلد دو نوع حمله وجود دارد: ۱- حمله معمولی ۲- حمله ناحیه‌ای

برای مثال، هیولای Great Jagras می‌تواند با پنجه خود ضربات سختی به شما بزند، به سر شما یورش ببرد و به سمت شما اسید بپاشد. در تمامی حمله‌های هیولاها، قبل از هجوم آن‌ها به شما هشدار داده می‌شود که ضربه‌ای در راه است. وقتی Great Jagras به سمت شما حمله می‌کند، کله خود را پایین‌تر می‌‌آورد یا وقتی که برای پاشیدن اسید آماده می‌شود، سر خود را عقب می‌برد. در این مواقع، این هیولا آسیب‌پذیرتر از همیشه است و می‌توانید آن را از پا در بیاورید.

راهنمای بازی Monster Hunter

مانستر هانتر ورلد تماما درباره یادگیری یادگیری الگوها و شیوه مبارزات هر هیولا است. وقتی به خطراتی که توسط هیولاها برای شما به وجود می‌آیند آشنا باشید، خود را برای برای مقابله با آن‌ها آماده می‌کنید. استقامت برای فرار از ضربات هیولاها بسیار مهم است و همیشه به آن توجه کنید. مراحلی که طی مبارزه باید آن را رعایت کنید، از این قرار است که ابتدا فاصله خود با هیولا را کم کنید، سپس ضربه را وارد کنید و هنگامی که هیلا به سمت شما هجوم آورد، فرار کنید. برای شکار یک هیولا شاید ده‌ها مجبور به انجام این اقدامات شوید.

راهنمای گرفتن هیولاها

در دنیای بازی Monster Hunter: World شما به موجودات و هیولاهای عجیب و غریب بسیاری روبرو می‌شوید و گرفتن آن‌ها مزایایی برای شما به همراه خواهد داشت. در ادامه با هم روش‌های زنده گرفتن هیولاها را مرور می‌کنیم.

در ابتدا فقط امکان کشتن هیولاها داده می‌شود و وقتی هنگام گشت و گذار در مناطق Ancient Forest و Wildspire Waste با هیولایی روبرو می‌شوید، چاره‌ای جز کشتن آن ندارید. بعد از مدتی به شما مأموریت اسیر کردن یک هیولای Kulu-Ya-Ku در Wildspire Waste داده می‌شود و پس از آن امکان گرفتن تمامی هیولاهای موجود در بازی وجود خواهد داشت.

راهنمای بازی Monster Hunter

برای گرفتن یک هیولا، در ابتدا باید آن را ضعیف کرد اما این بدان معنا نیست که در حد کشتن آن، دکمه‌ها را پشت سر هم بزنید. شما باید به رفتار هیولای پیش رویتان توجه کنید و تا وقتی به آن حمله کنید که شروع به لنگیدن کند. بعد از اینکه هیولا به اندازه کافی ضعیف شد، جلوتر از او حرکت کنید و تله‌ای را بر سر راهش بگذارید.

برای استفاده از تله باید آن را از مسیر زیر بخرید. از منو توقف بازی گزینه تنظیمات Craft List را انتخاب کنید. سپس تا گزینه تله‌ها یا حمله (Traps/Offense) بروید از میان گزینه‌های موجود، «Shock Trap» را انتخاب کنید. Shock Trap از یک ابزار تله و یک ابزار برقی Thunderbug ساخته شده است. این تله تمامی هیولای زخمی بازی را بدون توجه به اندازه آن‌ها می‌گیرد. برای جاگذاری آن روی زمین و در مسیر هیولا از مربع یا X استفاده کنید.

راهنمای بازی Monster Hunter

ولی با به دام افتادن هیولا کار شما به اتمام نمی‌رسد، بلکه شما باید آن را بی‌هوش تحویل دهید. برای بی‌هوش کردن هیولا به یک Tranq Bomb نیاز دارید و می‌توانید آن را از همان لیستی که تله را خریدید، تهیه کنید. Tranq Bomb از یک گیاه خواب و یک Parashroom تشکیل شده است.

راهنمای بازی Monster Hunter

وقتی که به Tranq Bomb دسترسی پیدا کردید، در نزدیک‌ترین حالت به کله هیولا بایستید و با فشردن دکمه مربع یا X از آن استفاده کنید. اگر این مرحله به خوبی انجام نشود و به اصطلاح اشتباه بزنید (!) هیولا بیدار شده و مجبور به تکرار تمامی این پروسه‌ها می‌شوید.

امیدواریم که این قسمت از راهنمای بازی Monster Hunter برای شما مفید واقع شود. در قسمت بعدی به اصطلاحات رایج و نکات قابل توجه این بازی می‌پردازیم.

The post راهنمای بازی Monster Hunter World قسمت سوم: مبارزات و گرفتن هیولاها appeared first on دیجیاتو.

راهنمای بازی Monster Hunter World قسمت اول: شروع بازی و کلاس‌های مختلف

جدیدترین نسخه از سری مانستر هانتر به دلیل کیفیت ساخت بالا به موفقیت‌های چشمگیری رسید و به یکی از عناوین محبوب جهان باز تبدیل شد. جهان این بازی بسیار پویاست و یک راهنمای جامع می‌تواند تجربه مخاطب از بازی را لذت بخش‌تر کند. در ادامه با دیجیاتو همراه باشید.

  • قسمت اول: شروع بازی و کلاس‌های مختلف
  • قسمت دوم: زره‌های مختلف
  • قسمت سوم: مبارزات و گرفتن هیولاها
  • قسمت چهارم: اصطلاحات و نکات قابل توجه

وقتی که شما بازی Monster Hunter World را آغاز می‌کنید، همانند بسیاری از دیگر بازی‌های نقش آفرینی، کلاس‌ها و انتخاب‌های متفاوتی پیش روی شما قرار می‌گیرند که فاصله میان انتخاب درست و نادرست آن‌ها، همانند مرگ و زندگی برای شما در بازی ارزش دارد. در این بازی شما آزاد گذاشته شده‌اید تا به هر سبکی که دلتان می‎خواهد بازی کنید اما این آزادی، همچون تیغی دولبه است؛ یا شما را خواهد کشت و یا هیولاهای پیش رویتان را. سلاحی که شما در این بازی انتخاب می‌کنید، بیانگر نوع بازی کردن شماست و گذاشتن وقت بیشتری در این بخش، به معنی لذت بیشتر شما از بازی است. شما حتی در انتخاب ظاهر شخصی‌تان هم اختیار تمام و کمال دارید و می‌توانید گستره بی‌نهایتی از کاراکترها، از کریتوس گرفته تا گرالت (!)، را بسازید و با آن در دنیای پهناور بازی به گشت و گذار و شکار هیولاها بپردازید. در ادامه، ما قصد داریم تا کلاس‌های مختلف اسلحه‌ها را به شما معرفی کنیم تا به بهترین انتخاب خود برسید. این مطلب بر اساس تجربیات نویسنده و با کمک از منابع مختلف نوشته شده است.

راهنمای بازی Monster Hunter

هر سلاحی که در ادامه معرفی می‌شود، نماینده یک کلاس است و تک تک آن‌ها شامل چندین سلاح با ویژگی‌های متفاوت است. اسلحه‌ها را در این بازی می‎توان به سه بخش اصلی تقسیم کرد: ۱- سرعتی: این نوع اسلحه‌ها ضربات سریعی را با آسیب کمتر به دشمنان وارد می‎کنند. ۲- قدرتی: اسلحه‌هایی که با قدرت بیش‌تر ضربات بهتری را ره دشمن وارد می‌کنند اما کند هستند. ۳- تکنیکی: در این اسلحه‌ها با سوییچ کردن می‌توانید قدرت و سرعت مورد نیازتان را فراهم سازید؛ اما کار با این نوع اسلحه‌ها، تجربه و دقت بیش‌تری را می‌طلبد.

شمشیر و سپر (Sword and Shield)

راهنمای بازی Monster Hunter

معروف‌ترین عضو بازی‌های نقش آفرینی و مخصوصا بازی‌های شکاری، شمشیر و سپر است. همانند دیگر بازی‌ها، شمشیر از آن دسته سلاح‌هایی‌ است که به خاطر سرعت بالا در درگیری‌های غافل‌گیر کننده به محبوبیت رسیده و از آن برای زدن زخم‌های کاری به جاهای حساس استفاده می‌شود. شاید از برد کوتاه شمشیر به عنوان یک عیب یاد شود اما در مانستر هانتر با استفاده از قابلیتی به نام «charge slash» می‌توانید بپرید و هم‌تراز هیولاهای غول‌پیکر، حرکت‌ها و ضربات مختلف را روی آن‌ها پیاده کنید. این کلاس برای افراد آماتور توصیه می‌شود و می‌تواند از بهترین خوش‌آمد گویی‌ها برای تازه واردها باشد. همچنین با گذر زمان، شما امکان آپگرید شمشیر و سپر خود را دارید.

تیغ‌های دوگانه (Dual Blades)

راهنمای بازی Monster Hunter

تیغ‌های دوگانه بسیار سریع هستند و می‌توانند زخم‌های دنباله‌دار و متعددی را روی بدن دشمن بیاندازند. بی‌راه نیست اگر بگوییم که آن‌ها سریع‌ترین اسلحه‌های سبکی هستند که در بازی یافت می‌شوند و اگر به طرز کارشان مسلط شوید، قابلیت‌های زیادی را برای از بین بردن دشمنان پیش روی خود در اختیار خواهید داشت. در این کلاس، حالتی به نام «Demon» وجود دارد که ضربات پشت سرهمی را به سرعت ردیف کرده و جان دشمنتان را در عذاب می‌اندازد؛ البته این حالت استقامت شما را کاهش می‌دهد و می‌توان فقدان یا کمبود آن‌ را با استفاده از نوشیدنی‌های انرژی‌زا جبران کرد. اگر یک بازیکن حرفه‌ای نیستید، این اسلحه هرگز به شما پیشنهاد نمی‌شود؛ چرا که ممکن است به دلیل عدم توانایی در استفاده از آن، در نبردها شکست بخورید و تجربه‌تان از بازی خدشه‌دار شود.

کمان‌تفنگ سبک (Light Bowgun)

راهنمای بازی Monster Hunter

اگر از آن دسته از افرادی هستید که به مبارزه از راه دور علاقه دارید، کمان‌تفنگ سبک ابتدایی‌ترین انتخاب پیش روی شماست. این تفنگ سبک، سریع و کارا است و به راحتی می‌توان با آن خو گرفت و عجین شد. با تسلط بالا بر این اسلحه، قابلیت‌های خوب و کاربردی در اختیار شما قرار می‌گیرند تا با آن به پیکار با دشمنان بروید و از مبارزه سربلند بیرون بیایید. از ویژگی‌های جالب این اسلحه، امکان تله گذاری بر زمین است. اگر شما اهل بازی‌های تیراندازی سوم شخص هستید، این اسلحه برای شماست؛ چرا که بزرگ نیست، استفاده از آن آسان است و کامبوی پیچیده‌ای ندارد که زیر مشت و لگدهای یک هیولا در به یادآوری آن ناتوان باشید.

شمشیر عالی (Great Sword)

راهنمای بازی Monster Hunter

شمشیرهای سنگین را می‌توان سلاحی دانست برای افرادی که تجربه یک سلاح سنگین و قدرتمند را در کالبد شمشیر کلاسیک می‌خواهند؛ همان ظاهر و کاربرد اما تفاوت‌های بسیار در ضربه‌ها. میان سلاح‌های تکی قابل دسترس بازی، این شمشیرها سنگین‌ترین ضربات را وارد می‌کنند ولی مواقعی کندی و حرکت سنگین آن‌ شما را اذیت می‌کند که البته با گذر زمان، به آن عادت کرده و می‌توانید این نکته را به سود خود تمام کنید. به دلیل عرض بسیار شمشیر، استفاده از آن به عنوان یک سپر هم برای جذب ضربات دشمنان، امکان‌پذیر است. منفک از ضربات معمولی که به دشمن وارد می‌کنید، کامبوها و ضربات شارژشونده‌ از منفعت‌های این اسلحه به شمار می‌روند. این سلاح را می‎توان بهترین انتخاب سنگین برای تازه‌واردها دانست و حتی استفاده از آن را به حرفه‌ای‌ها هم توصیه کرد.

شمشیر طویل (Long Sword)

راهنمای بازی Monster Hunter

همانطور که از نامش پیداست، شمشیر بلند رنج بیش‌تری نسبت به دیگر سلاح‌های مشابه خودش در دسته نزدیک‌زن دارد و به شما این اجازه را می‌دهد که ضربات مؤثری را حتی در موقعیت‌های نامناسب وارد کنید. حملات شارژشونده در این سلاح بسیار کامل هستند و با ضربات معمول کمتری، به آن‌ها دسترسی پیدا می‌کنید. اگر زمان‌بندی مناسبی را انتخاب کنید و دستانتان با مهارت‌های این سلاح کالیبره شوند، می‌توانید ضربات سهمناک و مهلکی را به دشمن وارد کنید. این سلاح نیازمند دقت است پس اگر آن را انتخاب می‌کنید، پیش از هر چیزی در ابتدا سعی کنید تا قلق آن را بدست آورید.

پتک (Hammer)

راهنمای بازی Monster Hunter

پتک از آن دسته سلاح‌هایی است که با وجود برد کوتاهش، امکان گلاویز شدن و بیهوش کردن هیولاها را به شما می‌دهد و شما را از نبردهای سهمگین، سربلند بیرون می‌آورد. از نکات منفی این سلاح می‌توان به برد کوتاه و وزن زیاد اشاره کرد؛ سنگینی، سرعت ضربات شما را کاهش می‌دهد اما همچنان امکان دویدن با این اسلحه برای شما فراهم است. در صورت استفاده درست و بجا از ضربات شارژشونده پتک در این بازی، ناک‌اوت کردن یک هیولا برای شما تبدیل به امری حقیقتا آسان خواهد شد؛ اما تکرار می‌کنم، در صورت استفاده درست و بجا.

تفنگ‌نیزه (Gunlance)

راهنمای بازی Monster Hunter

برای ساختن این سلاح کافی‌ست که یک تفنگ را به یک نیزه اضافه کنید؛ همینقدرخاص، عجیب و وهم‌انگیز. از مزایای این سلاح می‌توان به این اشاره کرد که می‌توانید با تفنگی در یک دست و نیزه‌ای در دست دیگر به مبارزه با هیولاهای بزرگ بروید و با قابلیت‌های فراوانی که برای شما در ابزار فراهم است، حساب آن‌ها را کف دستشان بگذارید. گلوله‌های متفاوتی برای تفنگ کاربرد دارند؛ از اولیه‌ترین‌ها تا انفجاری‌ها. البته، کنار تمام مزایایی که ذکر شد، تمام شدن گلوله و عوض کردن خشاب را در نظر بگیرید که سرعت شما را در حملات کاهش می‌دهند. همچنین در این سلاح کامبوی پیچیده‌ای ندارید و برای کار تیمی، استفاده از آن بسیار مناسب به نظر می‌رسد.

تبر تبدیل شونده (Switch Axe)

راهنمای بازی Monster Hunter

تبر قابل تعویض از دو حالت شمشیر و تبر تشکیل شده که هر چند کند هستند اما قابلیت‌های فراوان و عناصر آسیب‎زننده بسیاری را فراهم می‌آورند. با ترکیب کامبوهای سرعتی-قدرتی به لطف مزایای این اسلحه، شاهد خطرناک‌ترین ضربه‌ها به دشمنانتان باشید. در حالت تبر، با ضربات سریع خود می‌توانید به سرعت دشمنان را از پا درآورید و اگر با چندین هیولای کوچک یا هیولاهایی که پرواز می‌کنند سر و کار دارید، بهترین انتخاب حالت تبر محسوب می‌شود. در حالت شمشیر اما نظاره‌گر اجرای ضربات سنگینی خواهید بود که بیش‌تر در مبارزه با هیولاهای عظیم‌الجسه به کارتان می‌آیند؛ البته باید کندی ضربات را به جان بخرید.

تیغ شارژشونده (Charge Blade)

راهنمای بازی Monster Hunter

تیغ شارژشونده را می‌توان پیچیده‌ترین سلاح بازی دانست؛ چرا که حاصل جمع آوری سه سلاح شمشیر، سپر و تبر است. نام این سلاح از گیم‌پلی آن نشأت گرفته است. با استفاده از شمشیر و سپر و اجرای ضربات مختلف می‌توانید تبر خود را شارژ کنید و در مواقع حیاتی از آن بهره ببرید. کامبوهای پیچیده این اسلحه، آن را به سلاحی مخصوص حرفه‌ای‌ها تبدیل می‌کند و اجازه اجرای ضربات سنگینی را به شما می‌دهد. همچنین شما با استفاده از این سلاح امکان جاخالی دادن نیز دارید که در بسیاری از مواقع، مثمر ثمر واقع می‌شود. اگر حرفه‌ای هستید و می‌توانید کامبوهای پیچیده را یاد بگیرید، تیغ شارژشونده توصیه نگارنده به شماست.

دست حشره (Insect Glaive)

راهنمای بازی Monster Hunter

دست حشره گستره وسیعی از حرکات را به شما پیشنهاد می‌دهد و در صورت استفاده درست از آن می‌توانید به راحتی با هیولاها به مبارزه بپردازید. «Kinsect» از قابلیت‌های این اسلحه است که برای شما امکان استخراج عناصر از هیولاها را فراهم می‌کند. همچنین به لطف ضربات سریع و ظریف این سلاح می‌توانید هیولاهای پرنده را از پا درآورید و کامبوهای مختلفی را روی ‌آن‌ها پیاده کنید. دست حشره از عناصر بارز شرقی این بازی به شمار می‌رود و اگر به آن مسلط شوید، اجرای حرکات مختلف سریع شرقی برای شما امری آسان خواهد بود.

کمان‌تفنگ سنگین (Heavy Bowgun)

راهنمای بازی Monster Hunter

همانند کمان‌تفنگ سبک که پیش‌تر از آن سخن به میان آمد، در کمان‌تفنگ سنگین هم امکان استفاده از مهمات مختلف را دارید و از مزایای آن می‌توان به اجرای حرکات آسیب‌زننده در وضعیت‌های مختلف و نامناسب اشاره کرد. اگر چه که این اسلحه سرعت شما را پایین می‌آورد، اما کاملا برای قطع اعضای مختلف هیولاها مناسب است و نیاز نیست که از نزدیک با آن‌ها به مبارزه بپردازید. ویژگی «Gatling Fire» این سلاح از آسیب‌زننده‌ترین حرکات بازی به شمار می‌رود.

کمان (Bow)

راهنمای بازی Monster Hunter

وجود یک اسلحه معمولی در بازی شاید عجیب به نظر برسد اما ویژگی‌هایی هستند که کمان را باارزش و اسلحه‌ای تکنیکال می‌کنند. تیر نامحدود ممکن است در شرایط مختلف کمک شایانی برای شما باشد و وجود انواع مختلف آن، استراتژی مبارزه شما را تعیین می‌کند. در این کلاس امکان دفاع وجود ندارد؛ پس اگر بازیکن سرعتی هستید و با فرار از ضربات دشمن مشکلی ندارید، کمان تجربه خوبی را به شما ارائه می‌دهد.

بوق شکاری (Hunting Horn)

راهنمای بازی Monster Hunter

بوق شکاری برای کارهای تیمی ساخته شده و با اجرای ملودی‌های متفاوت، می‌توانید ویژگی‌های مختلفی را به هم‌تیمی‌هایتان اعطاء کنید؛ برای مثال می‌توانید سرعت یا استقامت آن‌ها را در مبارزات بیش‌تر کنید. با این سلاح امکان ضربه‌زدن هم وجود دارد اما به لطف سرعت پایینش، بیش‌تر اوقات برای دفاع از خود به کارتان می‌آید و بس. اگر اهل مبارزات تن به تن نیستید و دوست دارید موسیقی متن مبارزات را بنوازید، این سلاح تنها و بهترین انتخاب برای شماست که می‌تواند لحظات مفرحی را برای شما و دوستانتان بسازد.

نیزه (Lance)

راهنمای بازی Monster Hunter

اگر به مبارزات گلادیاتوری علاقه دارید، نیزه از آن المان‌هایی است که شما را ساعت‌ها سرگرم می‌کند و در مبارزات یاری‌کننده شما خواهد بود. با اینکه نیزه کند است اما ضربات دقیقی را به اعضای حساس دشمن وارد می‌کند. رنج بلند و کنترل بالا روی اسلحه از مزایایی است که این اسلحه به شما ارائه می‌دهد.

امیدواریم که قسمت اول این راهنما برای شما مفید واقع شود و شما را منتظر قسمت بعدی که در مورد زره‌های مختلف بازی است، نگه دارد.

The post راهنمای بازی Monster Hunter World قسمت اول: شروع بازی و کلاس‌های مختلف appeared first on دیجیاتو.