بررسی فیلم Mortal Engines؛ شهرهای متحرک آخرالزمان

پس از اتمام سه‌گانه هابیت‌ها، نام پیتر جکسون کمتر شنیده می‌شد تا اینکه با تریلر و خبر ساخت فیلم Mortal Engines نام پیتر جکسون دوباره سر زبان‌ها افتاد. ولی این بار نه به عنوان کارگردان، بلکه در نقش تهیه‌کننده یک اثر. فیلم Mortal Engines اخیرا روی پرده نقره‌ای سینما به تصویر کشیده شد ولی شاید این سوال برای شما هم پیش بیاید آیا این فیلم فانتزی که نام پیتر جکسون را یدک می‌کشد توانسته از لحاظ کیفی یک اثر پرفروش و صد البته موفق باشد؟

  • کارگردان: کریستین ریورز
  • استودیو تهیه کننده: مدیا کپیتال رایتس، اسکولاستیک پروداکشنز، سیلورتانگ فیلمز
  • بازیگران: هرا هلیمار، هیوگو ویوینگ، استفن لنگ
  • بودجه: ۱۰۰ میلیون دلار

اجازه دهید همین ابتدای بررسی به این نکته اشاره کنیم قصه فیلم از رمانی به همین نام، به قلم فیلیپ ریو (Philip Reeve) برگرفته شده است. ماجرای این رمان و کاراکترهایش صرفا محدود به همین قصه ۲ ساعته نیست و مخاطبین این رمان، در چهار جلد با دنیای استیم‌پانکی که «ریو» خلق کرده، آشنا شده‌اند. پیتر جکسون تقریبا در ده سال پیش، یعنی سال ۲۰۰۹ میلادی رسما اعلام کرد اولین فیلم از این سری رمان محبوب در دست ساخت قرار دارد. به زبانی ساده‌تر می‌توان گفت نزدیک به ۱۰ سال طول کشید تا اولین فیلم از این سری به مرحله اکران برسد.

داستان در دنیای پساآخرالزمانی روایت می‌شود ولی این بار متفاوت از آن چیزی که تا به امروز تصور می‌کردیم. آخرالزمان در این جهان خیالی، تنها در شصت دقیقه رخ داده و بنا به وقایع طبیعی مثل زلزله و طغیان آتش‌فشان‌ها، کره زمین با خاک یکسان شد. بشر برای بقا دست به دامان دانشمندی به نام نیکلاس کِرک شد که در نظر داشته شهر لندن را روی چرخ‌ها به حرکت در بیاورد و در بطن شهر، موتورهای غول‌پیکری قرار دهد تا شهر برای جنبش، جان بگیرد. اینگونه شد که شهر لندن به تحرک افتاد و شهرهای کوچک‌تر را یکی پس از دیگری نابود کرد تا در راس چرخه بقا باقی بماند. با این اوصاف تکنولوژی نیکلاس کرک بنا به دلایلی که هنوز در فیلم به آن اشاره درستی نشده، در دیگر قسمت‌های دنیا به جز قاره آسیا که اعتقادی به این تکنولوژی نداشته، منتقل شد تا شهرهای متحرک دیگری جهت مقابله با لندن تشکیل شود. مردمان آسیا سیاستی برخلاف آنچه غرب در پیش گرفته، در دستور کار خود قرار داده و در صدد ادامه همان جامعه قدیمی بشریت بودند.

بررسی فیلم Mortal Engines

این گنده‌بک، شهر لندن تو دنیای آخرالزمانیست که در رمان Mortal Engines توصیف شده. شهر غول‌پیکری که روی چندین و چند چرخ حرکت می‌کند.

شخصیت‌های اصلی تک‌بعدی نیستند اما دیالوگ‌گویی‌ها به شدت کلیشه‌ای و چه بسا قابل پیش‌بینی از آب درآمده است.

جامعه‌ای که در لندن می‌بینیم به چهار فرقه تقسیم‌بندی شده است. عده‌ای تاجر هستند و عهده‌دار گرداندن چرخ اقتصاد. عده‌ای دیگر مهندس، که از نام‌شان مشخص است مسئولیت راه‌اندازی و جنبش شهر به گردن‌شان است. عده‌ای نیز ناوبر هستند تا مسیر درست را برای حرکت شهر شناسایی کنند. اما چهارمین و شاید پراهمیت‌ترین فرقه، مورخین باشند. افرادی که مسئولیت اکتشاف و جمع‌آوری اشیای مصنوعی و باستانی را بر عهده دارند. رهبر کل این شهر متحرک هم کسی نیست جز مگنوس کرام که ریاست فرقه مهندسین را نیز برعهده دارد.

و اما قصه از یک نبرد دیدنی و هیجان‌انگیزِ لندنِ غول‌پیکر با شهری کوچک‌تر آغاز شده و در همان سکانس ابتدایی، نطفه یک جریان پرتنش شکل می‌گیرد. در عرض چند دقیقه کاراکترها عرض اندام می‌کنند و ما تا حدودی در می‌بریم با چه شخصیت‌هایی روبه‌رو هستیم. جریان قصه با سو قصد هستر شاو (هِرا هیلمار) به جان تادئوس ولنتاین، رئیس فرقه مورخین شروع می‌شود که یک مورخ تازه‌کار و نوجوان به نام تام ناتس‌ورتی (رابرت شیهان) به دنبال هستر میفتد. دخترک در آخرین ثانیه‌های فرار، اطلاعاتی مختصر از خودش می‌دهد که تام با منعکس کردن این اخبار به ولنتاین، رسما امضای مرگ خودش را امضا کرده و ولنتاین وی را از لندن به بیرون پرتاب می‌کند. هدف قصه فیلم در بازگشت دو کاراکتر تام و هستر به لندن و انتقام از ولنتاین خلاصه می‌شود.

بررسی فیلم Mortal Engines

شهر لندن برای تامین میزان سوخت برای حرکت، سایر شهرهای کوچک‌تر را می‌بلعد. نمایی از بلعیدن را در این قاب تصویر می‌توانید مشاهده کنید.

استیم‌پانک، به عنوان یک زیر ژانر بسیار پرطرفدارِ ژانر علمی تخیلی محسوب می‌شود و فیلم Mortal Engines با تمرکز بر ویژگی‌های این زیر ژانر توانسته یک اثر قابل قبول باشد. هر چند این فیلم کمی به سبک سایبرپانک نیز شباهت دارد. چرا که این زیر ژانرِ علمی تخیلی، بر حوادثی در آینده دلالت دارد و معمولا در بطن ماجرا، دو جامعه با سطح بالا و پایین در کنش و واکنش با یکدیگر حضور دارند. گویا نویسنده این رمان سعی کرده از عناصر هر دو زیر ژانر برای قصه‌گویی‌اش بهره ببرد ولی برخلاف رمان، چهره لندن بیشتر همان پوسته استیم پانک را می‌پذیرد و کارگردان تلاش می‌کند فیلم در این راستا پرورش یابد.

تعامل بین تام و هستر در اوایل کمی شتاب‌زده بوده اما وقتی هستر به تدریج قصه زندگی‌اش را برای تام تعریف می‌کند، شخصیت‌پردازی‌ها جنبه دیگری پیدا می‌کنند. این همان چیزی است که شخصیت‌های اصلی دنیای فیلم Mortal Engines را از دیگر فیلم‌های علمی تخیلی جدا می‌کند. شخصیت‌های اصلی تک‌بعدی نیستند و ما علاوه بر ظاهر، شاهد بُعد درونی و باطن دو شخصیت اصلی داستان نیز هستیم. با این اوصاف دیالوگ‌گویی‌ها به شدت کلیشه‌ای و چه بسا قابل پیش‌بینی از آب درآمده است. لذا سناریوی این ماجرا چندان بی‌نقص نیست.

بررسی فیلم Mortal Engines

شکل و شمایل هستر شاو متفاوت با آن چیزی است که فیلیپ ریو در رمان توصیف کرده. سناریونویس‌های این فیلم ترجیح دادند با انجام یک عمل جراحی پلاستیک، هستر از نقص عضو رنج نبرد!

برگ برنده فیلم Mortal Engines را می‌توان در حضور سایمون ریبی در نقش سینماتوگرافر دانست.

سینماتوگرافی فیلم Mortal Engines آشنا به نظر می‌رسد و در هنگام تماشای فیلم حس می‌کنید گویا قبلا این نوع سبک فیلم‌برداری و ثبت تصاویر را تجربه کرده‌اید. در لیست دست‌اندرکاران و عوامل فیلم، نام «سایمون ریبی» (Simon Raby) به عنوان سینماتوگرافی این فیلم به شدت آشنا است. او همان فرد توانمندیست که پیش از این پروژه، در کنار پیتر جکسون دوست‌داشتنی توانسته شاهکار ارباب حلقه‌ها را به ثمر برساند. یک سینماتوگرافر خوش‌ذوق که آرزوی هر کارگردانی است این چنین شخصیتی در کنارش حضور داشته باشد تا زوایای خلاقانه‌ای را برای ثبت هر نما در نظر بگیرد. برگ برنده فیلم Mortal Engines را می‌توان در حضور سایمون ریبی دانست وگرنه سناریوی ماجرا نه اینکه بد باشد ولی آنچنان قدرتمند نیست که از این فیلم، در کنار آثار شاهکار و ماندگار ژانر علمی تخیلی یاد کنیم.

جالب است که ادای دیالوگ‌ها بیشتر بر جذب مخاطب کم‌ سن و سال دلالت دارد تا یک فرد بزرگسال و با اینکه رده‌بندی فیلم بالای ۱۳ سال تعیین شده، ولی مخاطبین سینما حتی در سنین بالاتر نیز می‌توانند با کاراکترهای فیلم ارتباط برقرار کنند. قصه انقدر کشش دارد تا ما را با سه جریان این فیلم همراه سازد. جریان اول که مرتبط است با ماجراجویی‌های تام و هستر؛ جریان دوم به کاترین، دختر ولنتاین ربط دارد تا توطئه‌ای را در لندن افشا کند و جریان سوم و مهم‌تر که به «شرایک»، هیولای روباتیکی می‌پردازد که بنا به دلایلی نامعلوم در نیمه ابتدایی فیلم به دنبال هستر است.

بررسی فیلم Mortal Engines

شرایک، شخصیتی نیمه روباتیک که یک تنه جور شخصیت‌‌پردازی سطحی ولنتاین که قرار بود ابرشخصیت منفی این فیلم باشد را کشید.

استفن لنگ با ایفای نقشش در قالب شخصیت شرایک شاید یکی از آسان‌ترین نقش‌های چند سال اخیرش را پذیرفته ولی جالب است بدانید قدرت تاثیرگذاری‌اش در سناریو و پیشرفت داستان به مراتب بهتر از ولنتاین عملکرد داشته است. ولنتاینی که قرار بود یک شخصیت منفی منفور و بدنام در باطن و یک رهبر آینده‌نگر و دلسوز شهر لندن در ظاهر باشد ولی به علت شتاب‌زده بودن ماجرا و عدم اختصاص یافتن سکانس‌های بیشتری به وی، شخصیت ولنتاین به آن تکاملی که دوست داشتیم نرسید. البته ایراد از هیوگو ویوینگ، بازیگر این نقش نیست. چرا که بارها به مخاطبین سینما خودش را در طول تاریخ ثابت کرده و هنرنمایی‌هایش در در نقش مامور اسمیت در سری فیلم‌های ماتریکس، «الروند» در سری فیلم‌های ارباب حلقه‌ها و حتی «وی» در فیلم V for Vendetta کلاس درسی است برای آموزش به هنرجویان رشته بازیگری. ایراد دقیقا از همان جایی آب می‌خورد که در طی سناریو، سکانس‌های مربوط به ولنتاین بسیار سطحی و شتاب‌زده از آب در آمده است.

 

فیلیپ ریو در ابتدا رمان Mortal Engines را برای بزرگ‌سالان به رشته تحریر درآورد اما انتشارات، این مضمون داستانی را مناسب برای کودکان و نوجوانان دانست و در نهایت «ریو» مجبور شد رمان چهار جلدی خودش را بر پایه این جامعه هدف بنا کند. رمان «موتورهای فانی» با ایده‌ای ناب در سبک علمی تخیلی توانست در سال ۲۰۰۲ میلادی جوایز ریز و درشت زیادی را درو کند. «ریو» به همه ثابت کرد مهم جامعه هدف نیست، بلکه آنچه باقی می‌ماند سبک نوشتار و مضامینی است که جوهره و صد البته شاکله یک رمان را تشکیل می‌دهد.

زوج موفق فرن والش و فیلیپا بونز در نقش نویسندگان سناریو، جزو افراد تاثیرگذار در اکیپ پیتر جکسون هستند ولی جای تعجب دارد که این دو نویسنده زبده و باتجربه نتوانستند کاراکترهای درون رمان را به خوبی استخراج و به تصویر بکشند. یکی از علامت‌ سوال‌هایی که برای سایر منتقدین نیز شکل گرفته در ناکارآمد بودن ترکیب تیم نویسندگان است. آیا دخالت‌های پیتر جکسون در روند سناریونویسی باعث شده این اثر بیش از حد نوجوان‌پسندانه باشد؟ یا برعکس؟

در هر صورت فیلم Mortal Engines اثری است قابل احترام که پس از تماشای آن احساس ندامت و عذاب وجدان ندارید که دو ساعت از وقت گران‌بهای خودتان را صرفا جهت تجربه تماشای این اثر سینمایی تلف کرده‌اید. پیتر جکسون تلاش کرد تا تیم موفق و کاربلد همیشگی خودش را مجدد روی کار بیاورد تا فیلم Mortal Engines به یک شگفتی دیگر در دنیای سینما و ژانر علمی تخیلی تبدیل شود اما به نظر می‌رسد کارگردان اشتباهی برای این اثر جاه‌طلبانه انتخاب شد. آخر کریستین ریور را چه به کارگردانی وقتی حتی یک فیلم بلند در کارنامه‌اش ندارد. به احتمال قوی کارگردانی فیلم Mortal Engines 2 مجدد به یک متخصص و کارشناس جلوه‌های بصری واگذار نخواهد شد. آیا در پروژه‌های بعدی پیتر جکسون خودش وارد عمل خواهد شد؟ در هر صورت امیدواریم دوباره ۱۰ سال برای تماشای فیلم بعدی سماق نمکیم.

The post بررسی فیلم Mortal Engines؛ شهرهای متحرک آخرالزمان appeared first on دیجیاتو.

شمشیر به فورتنایت اضافه شد [تماشا کنید]

جدا از آیتم‌های اضافه شده به فورتنایت طی فصل هفتم این بازی، ساعاتی پیش سلاح شمشیر به طور سمی به این عنوان اضافه شد. در حال حاضر این شمشیر در دسترس کاربران قرار گرفته و به همین مناسبت سازندگان فورتنایت در اپیک گیمز هم ویدیویی را با محوریت این سلاح منتشر کرده‌اند. به نظر می‌رسد که شمشیر فورتنایت متعلق به فردی به نام «پادشاه یخی» است که شما می‌توانید پوسته مربوط به او را طی بتل پس فصل هفتم بازی آزاد کنید.

لازم به ذکر است که دسترسی به این شمشیر باعث بهبود کامل سلامتی کاراکتر شما خواهد شد. همچنین با استفاده از این اسلحه می‌توان ضربات سنگینی را با دیگر کاربران وارد کرد و این سلاح برای از بین بردن دیوارها نیز کاربرد خواهد داشت. البته نباید از این نکته غافل شد که طی هر دست بازی، تنها یک شمشیر در نقشه وجود دارد و بنابراین برای پیدا کردن آن باید سرعت و دقت زیادی به خرج دهید.

با اضافه شدن هر سلاح جدیدی به فورتنایت، شاهد تغییراتی ساختاری در گیم‌پلی این عنوان محبوب هستیم. طی ماهی که گذشت هم اسلحه تیربار به فورتنایت اضافه شده بود. همانند شمشیر، تیربار نیز اثر مخربی را روی سلامتی دیگر شخصیت‌ها داشته و با استفاده از آن می‌توان به راحتی دیوارهای چوبی را از بین برد.

فورتنایت بتل رویال بدون هیچ شکی پدیده دنیای ویدیو گیم طی سال جاری بود. چندی پیش سازندگان این عنوان در کمپانی اپیک گیمز اعلام کردند که تعداد کاربران بازی فورتنایت روی تمامی پلتفرم‌ها در سرتاسر جهان به رقم ۲۰۰ میلیون نفر رسیده است. به تازگی هم این بازی موفق به کسب جایزه بهترین بازی سال مراسم Golden Joystick Awards 2018 هم شده بود.

The post شمشیر به فورتنایت اضافه شد [تماشا کنید] appeared first on دیجیاتو.

معرفی ضعیف‌ترین و قوی‌ترین تیم‌های حاضر در PES 2019

بازی PES 2019 پس از چندین ماه انتظار برای طرفداران، بالاخره اواخر ماه سپتامبر سال جاری میلادی منتشر شد. با وجود نقاط ضعف بسیار از جمله لایسنس نبودن تیم‌های شناخته شده، این بازی ورزشی هم اکنون از محبوبیت بالایی برخوردار است. دلیل این اتفاق را می‌توان در پیشرفت‌های این نسخه نسبت به سال گذشته جستوجو کرد که باعث شده‌اند تا گیم پلی بازی طبیعی تر از همیشه باشد و حس یک فوتبال واقعی را به مخاطب القا کند.

اگر از طرفداران پروپاقرص ورزش فوتبال باشید، احتمالا می‌دانید که چه تیم‌هایی در حال حاضر در لیست‌ بهترین‌ها قرار می‌گیرند. به عنوان همچین کاربری، شاید فکر کنید که پیدا کردن بهترین تیم‌ها در بازی PES 2019 کار آسانی باشد اما اینطور نیست. تفاوت در معیارها باعث شده است تا لیست برترین تیم‌ها در واقعیت با برترین تیم‌های حاضر در PES 2019 فرق داشته باشید. به همین دلیل در این مقاله قصد داریم تا به معرفی برترین تیم‌ها در این بازی بپردازیم.

بازی PES 2019

برترین تیم باشگاهی: PM Black White یا یوونتوس

  • ۵ ستاره – قدرت خط حمله: ۹۲ – قدرت خط هافبک: ۸۴ – قدرت خط دفاع: ۸۴
  • برترین بازیکنان: کریستیانو رونالدو (امتیاز: ۹۴)‌، پائولو دیبالا (امتیاز: ۸۸) و جورجیو کیلینی (امتیاز: ۸۷)
  • بازیکنانی که می‌توانید رویشان حساب کنید: فدریکو برناردسکی (امتیاز ۸۳)، امره جان (امتیاز: ۸۲) و رودریگو بنتنکور (امتیاز: ۷۸)

در چند سال اخیر باشگاه یوونتوس برای خط دفاع مستحکم خود مورد توجه قرار می‌گرفت که با اضافه شدن یکی از بهترین مهاجمان کنونی دنیای فوتبال، یعنی کریستیانو رونالدو اکنون باید آن را به عنوان برترین باشگاه جهان در نظر گرفت. بسیاری از طرفداران امید دارند تا رونالدوی پرتغالی با عملکرد فوق العاده‌ی خود در فصل جاری، پس از ۲۰ سال بار دیگر کاپ لیگ قهرمانان اروپا را به شهر تورین بیاورد.

در خط دفاعی، لئوناردو بنوچی (امتیاز: ۸۶) را مشاهده می‌کنیم که پس از مدتی دوری از میادین بازگشته و در کنار کیلینی قرار گرفته است تا خط دفاع راه راه پوشان تورین قوی تر از همیشه باشد. البته جدایی جیان لوئیجی بوفون، دوازده افسانه‌ای این باشگاه، پس از ۱۷ سال تیم را در فاز دفاعی با مقداری مشکل روبرو کرد که به نظر می‌رسد این مشکل نیز با حضور وویتخ شتزنی (امتیاز: ۸۵) حل و فصل شده است.

در خط هافبک میرالم پیانیچ (امتیاز: ۸۶) حضور دارد که به خوبی توانسته خود را به عنوان رهبر خط میانی اثبات کند. همچنین می‌توانید با اضافه کردن دیبالا به خط میانی، فاصله میان بازیکنان خط دفاع تیم حریف را افزایش داده و فضای بیشتری را برای هنرنمایی رونالدو ایجاد کنید.

بازی PES 2019

بهترین تیم تهاجمی: پاری سن ژرمن

  • ۵ ستاره – قدرت خط حمله: ۹۲ – قدرت خط هافبک: ۷۹ – قدرت خط دفاع: ۸۴
  • برترین بازیکنان: نیمار (امتیاز:۹۳)، ادینسون کاوانی (امتیاز:۸۹) و تیاگو سیلوا (امتیاز:۸۷)
  • بازیکنانی که می‌توانید رویشان حساب کنید: کیلین ام‌ باپه (امتیاز: ۸۶)، آدرین رابیو (امتیاز: ۸۳) و جووانی لو سلسو (امتیاز: ۸۲)

در سال‌های اخیر، برای تماشای مثلث‌های تهاجمی مختلفی از جمله MSN (مسی، سوآرز و نیمار در بارسلونا) و BBC (بیل، بنزما و کریستیانو در رئال مادرید) پایای تماشای مسابقات می‌نشستیم و اکنون نوبت MNC (امباپه، نیمار و کاوانی) فرا رسیده است تا نگاه‌هایمان را به آن بدوزیم. این ۳ بازیکن در فصل گذشته‌ی مسابقات مجموعاً ۸۹ گل به ثمر رساندند که همین عملکرد فوق العاده باعث شد تا شرایط برای حضور آنخل دی ماریا (امتیاز: ۸۶) و جولیان درکسلر (امتیاز: ۸۵) در ترکیب اصلی تیم مقداری سخت شود.

قدرت تیم پاری سن ژرمن تنها در خط حمله‌ی آن خلاصه نمی‌شود و با اضافه شدن بوفون (امتیاز: ۸۶) به عنوان سنگربان، خط دفاعی این تیم که تیاگو سیلوا (امتیاز: ۸۷) و مارکینیوس (امتیاز: ۸۵) را پیش از این در اختیار خود داشته است، اکنون قدرتمندتر از همیشه شده است.

مارکو وراتی (امتیاز: ۸۵) استعداد بالایی در توپ ربایی دارد و می‌توان روی عملکرد او در میانه‌ی زمین برای جلوگیری از بازی سازی تیم حریف حساب ویژه‌ای باز کرد. البته در این بین تنها یک مشکل اساسی وجود دارد: وراتی در وسط زمین تنها است و هیچ بازیکنی برای حمایت از او در ترکیب حضور ندارد. بنابراین بهتر است که دی ماریا یا درکسلر را جایگزین یکی از بازیکنان ترکیب اصلی کنید. البته گزینه‌های جوانتری از جمله جووانی لو سلسو (امتیاز: ۸۲) و آدرین رابیو (امتیاز: ۸۳) نیز روی نیمکت ذخیره‌ها هستند که ورود آن‌ها به زمین فکر بدی به نظر نمی‌رسد.

بازی PES 2019

بهترین تیم تدافعی: KB Red White یا اتلتیکو مادرید

  • ۵ ستاره – قدرت خط حمله: ۸۸ – قدرت خط هافبک: ۸۲ – قدرت خط دفاع: ۸۵
  • برترین بازیکنان: آنتونی گریزمان (امتیاز: ۹۰)، یان اوبلاک (امتیاز: ۸۹)، دیگو گودین (امتیاز: ۸۷)
  • بازیکنانی که می‌توانید رویشان حساب کنید: خوزه ماریا خیمنز (امتیاز: ۸۴)، توماس لمار (امتیاز: ۸۳) و لوکاس هرناندز (امتیاز: ۸۲)

نظم همچون خون در رگ‌های انسان‌ها، در میان بازیکنان تیم اتلتیکو مادرید جریان دارد. مردان دیگو سیمئونه در فصل‌های گذشته عملکرد فوق العاده‌ای در خط دفاعی داشته‌اند، به طوری که توانستند در ۴ فصل اخیر عنوان بهترین خط دفاعی لا لیگا را از آن خود کنند.

یان اوبلاک، دیگو گودین و فیلیپه لوئیس (امتیاز: ۸۵) در تیم اتلتیکو مادرید به ترتیب وظیفه دروازه بانی و حفاظت از خط دفاعی را بر عهده دارند. خط حمله این تیم نیز گریزمان و دیگو کاستا (امتیاز: ۸۷) را دارد که با همکاری یکدیگر می‌توانند عملکردی زهرآگین داشته باشند.

کوکه (امتیاز: ۸۶) و سائول نیگس (امتیاز: ۸۶) نیز در سال‌های اخیر روند رو به رشدی داشته‌اند تا به بدین ترتیب اتلتیکو مادرید در خط هافبک نیز مشکلی نداشته‌ باشد. این تیم اسپانیایی به واسطه حضور چنین بازیکنانی به راحتی می‌تواند پا به پای هر حرفی که با آن مواجه می‌شود حرکت کند.

بازی PES 2019

پر سرعت ترین تیم: لیورپول

  • ۵ ستاره – قدرت خط حمله: ۸۸- قدرت خط هافبک: ۸۱- قدرت خط دفاع: ۸۳
  • بهترین بازیکنان: محمد صلاح (امتیاز: ۹۰)، ویرجیل فن دایک (امتیاز: ۸۷) و الیسون بکر (امتیاز: ۸۷)
  • بازیکنانی که می‌توانید رویشان حساب کنید: نبی کیتا (امتیاز: ۸۳)، ترنت الکساندر-آرنولد (امتیاز: ۷۸) و جو گومز (امتیاز: ۷۸)

اگر از آن دسته کاربرانی هستید که سرعت را چاشنی حملات خود می‌کنید، لیورپول می‌تواند بهترین گزینه برای شما باشد. در خط حمله‌ی این تیم انگلیسی سه بازیکن فوق العاده، یعنی صلاح، روبرتو فرمینیو (امتیاز: ۸۶) و سادیو مانه (امتیاز : ۸۶) حضور دارند که توانستند با همکاری یکدیگر، قرمزپوشان را در فصل گذشته به فینال لیگ قهرمانان اروپا برسانند.

فن دایک که از قضا سرعت خوبی دارد، خط دفاع لیورپول را قدرتمند تر از همیشه کرده است. علاوه بر او، الیسون نیز در دفاع حضور دارد که می‌تواند پشت سر فن دایک قرار گرفته و او را پشتیبانی کند؛ حضور این دو نظم خاصی را به دفاع بخشیده است. برای خط هافبک نیز بازیکنان سرعتی بسیاری از جمله کیتا، الکس اکسلید-چمبرلین (امتیاز: ۸۲) و جورجینیو واینالدوم (امتیاز: ۸۲) وجود دارد که کار را برای چینش ترکیب آغازین سخت می‌کند. اگر انتخاب بازیکنان با شما باشد، کدام یک را برای خط هافبک انتخاب می‌کند؟

بازی PES 2019

خلاق ترین تیم: بارسلونا

  • ۵ ستاره – قدرت خط حمله: ۹۳ – قدرت خط هافبک: ۸۴ – قدرت خط دفاع: ۸۵
  • بهترین بازیکنان: لیونل مسی (امتیاز: ۹۴)، لوئیس سوآرز (امتیاز: ۹۰) و فیلیپه کوتینیو (امتیاز: ۸۸)
  • بازیکنانی که می‌توانید رویشان حساب کنید: اوسامه دمبله (امتیاز: ۹۳)، مالکوم (امتیاز: ۸۲) و کلمون لنگله (امتیاز: ۸۲)

با نظر گرفتن بازیکنانی که در بارسلونا حضور دارند، بی دلیل نیست که اکثر فوتبال دوستان از تماشای نمایش این تیم لذت می‌برند. در هنگام حملات، مسی و کوتینیو از دو جناح سوآرز را پشتیبانی می‌کنند و ایوان راکیتیچ (امتیاز: ۸۶)، سرجیو بوسکتس (امتیاز: ۸۷) و آرتورو ویدال (امتیاز: ۸۷) نیز در خط هافبک، وظایفشان را به شکل درستی انجام می‌دهند.

از آن‌جایی که بازیکنان تیم بارسلونا پتانسیل‌ بالایی در بازی PES 2019 دارند، در هنگام مواجه با رقبای قدرتمند چندان با مشکل روبرو نخواهید شد، زیرا می‌توانید با حفظ توپ و ارائه‌ی یک بازی آرام، به دروازه حریف نزدیک شده و به گل دست یابید. زمانی هم که مالکیت توپ را ندارید، نیازی به نگرانی وجود ندارد؛ زیرا جرارد پیکه (امتیاز: ۸۸) و ساموئل اومیتیتی (امتیاز: ۸۷) را در خط دفاع و تراشتگن (امتیاز: ۸۸) را نیز در دروازه‌ی خود دارید که به راحتی می‌توانند تمامی نقشه‌های تیم حریف برای دستیابی به گل را نقش بر آب کنند.

بازی PES 2019

هیجان انگیز ترین تیم: Man Blue یا منچستر سیتی

  • ۵ ستاره – قدرت خط حمله: ۸۶ – قدرت خط هافبک: ۸۶ – قدرت خط دفاع: ۸۴
  • بهترین بازیکنان: کوین د بروینه (امتیاز: ۹۰)، سرجیو آگوئرو (امتیاز: ۸۸) و داوید سیلوا (امتیاز: ۸۷)
  • بازیکنانی که می‌توانید رویشان حساب کنید: گابریل ژسوس (امتیاز: ۸۵)، لروی زانه (امتیاز: ۸۵) و الکساندر زینچنکو (امتیاز: ۷۵)

کوین د بروینه و داوید سیلوا به عنوان دو بازی ساز بی نظیر در منچستر سیتی حضور دارند که با حرکات و خلاقیت‌های خود، می‌توانند فرصت‌های زیادی را برای مهاجم هدف ایجاد کنند. علاوه بر این، رحیم استرلینگ (امتیاز: ۸۵) و لروی زانه نیز در کناره‌ها بازی می‌کنند که قدرت و سرعت پیشروی‌شان بسیار بالاست. به همین دلیل علاوه بر بازی سازی در وسط زمین، می‌توان روی جناحین برای ایجاد فرصت گلزنی برای سرخیو آگوئرو حساب ویژه‌ای باز کرد.

در نیکمت ذخیره‌های منچستر سیتی بازیکنان ارزشمند و جوانی همچون گابریل ژسوس، برناردو سیلوا (امتیاز: ۸۴) و ریاض محرز (امتیاز: ۸۴) حضور دارند که در صورت بروز مشکل، می‌توانید آن‌ها را وارد زمین کنید. همان‌طور که پیش از این اشاره شد، بازیکنان کناره‌ منچستر سیتی مایل به شرکت در حملات هستند، همین مسئله نیز فضا و فرصت زیادی را برای نفوذ در اختیار بازیکنان تیم حریف قرار می‌دهد که باید مراقب آن باشید. برای رفع این مشکل توصیه می‌کنیم پس از کسب نتیجه‌ی مورد نظر، ایلکای گوندوغان (امتیاز: ۸۴) را به خط هافبک اضافه کنید.

بازی PES 2019

تیمی که در حد و اندازه‌های تصور شده نیست: Man Red یا منچستر یونایتد

  • ۵ ستاره – قدرت خط حمله: ۸۵ – قدرت خط هافبک: ۸۳ – قدرت خط دفاع: ۸۴
  • بهترین بازیکنان: داوید دخیا (امتیاز: ۹۱)، روملو لوکاکو (امتیاز: ۸۷) و الکسیز سانچز (امتیاز: ۸۷)
  • بازیکنانی که می‌توانید رویشان حساب کنید: آنتونی مارسیال (امتیاز: ۸۲)، مارکوس رشفورد (امتیاز: ۸۱) و لوک شاو (امتیاز: ۷۸)

با وجود بازیکنان مستعدی که در ترکیب منچستر یونایتد وجود دارد، شیاطین سرخ نتوانسته‌اند در چند فصل اخیر عملکرد خوبی داشته باشند و این موضوع نیز تاثیر خود را در بازی PES 2019 گذاشته است. علاوه بر این، هیچ ثباتی نیز در عملکرد این تیم وجود ندارد؛ چند بازی عملکرد خوبی از خود نشان می‌دهند و پس از آن، برای مدتی در سراشیبی سقوط قرار می‌گیرند. برای اثبات این ادعا، کافی است تا به نتایج این فصل سرخ پوشان شهر منچستر و جایگاه کنونی‌‌شان نگاهی بیندازید.

تنها نقطه قوت تیم منچستر یونایتد در بازی PES 2019، امتیاز کلی آن است. رومئو لوکاکو و الکسیز سانچز این پتانسیل‌ را دارند تا هر خط دفاعی را با مشکل روبرو کنند. پشت سر این دو نیز پول پوگبا (امتیاز: ۸۶) قرار می‌گیرد که وظیفه‌ی توپ ربایی را به خوبی انجام می‌دهد و استعداد بالایی نیز در حمل توپ دارد که همین ویژگی‌ باعث می‌شود تا از او بتوان در امر موقعیت سازی برای دیگر بازیکنان یا حتی کسب گل استفاده کرد.

اگر برای تجربه‌ی بازی PES 2019 از منچستر یونایتد استفاده می‌کنید، حتما توجه ویژه‌ای به بازیکنان خط دفاعی، یعنی مارکوس روخو (امتیاز: ۸۱) و اشلی یانگ (امتیاز: ۸۱) داشته باشید، زیرا از نقاط ضعف این تیم محسوب می‌شوند. البته داوید دخیا در داخل دروازه قرار دارد که باعث می‌شود کمی از نگرانی‌ها کاسته شود.

بازی PES 2019

تیمی که دست کم گرفته می‌شود: East Midlands یا لستر سیتی

  • ۴ ستاره – قدرت خط حمله: ۷۹- قدرت خط هافبک: ۷۷ – قدرت خط دفاع: ۷۷
  • بهترین بازیکنان: جیمی واردی (امتیاز: ۸۳)، کاسپر اشمایکل (امتیاز: ۸۲) و هری مگوایر (امتیاز: ۸۱)
  • بازیکنانی که می‌توانید رویشان حساب کنید: ویلفرد اندیدی (امتیاز: ۸۰)، چایلار سویونجو (امتیاز: ۷۹) و دمارای گری (امتیاز: ۷۷)

لستر سیتی شاید دیگر آن تیم فصل ۲۰۱۵ – ۲۰۱۶ نباشد که توانست قهرمان لیگ جزیره شود اما  یادتان نرود که روباه‌ها تنها تیمی غیر از چلسی و منچستر سیتی بودند که توانستند در چند سال اخیر قهرمان لیگ انگلستان شوند، بنابراین نباید آن‌ها را دست کم گرفت. البته پس از قهرمانی، لستر سیتی بسیاری از بازیکنان تاثیر گذار خود را از دست داد اما توانست با جذب بازیکنان جدید تا حدودی خلاء‌های به وجود آمده را پر کند.

جیمی واردی که به عنوان مهاجم نوک در ترکیب لستی سیتی حضور دارد، با سرعت بالای خود می‌تواند دردسر زیادی برای مدافعان تیم‌های حریف ایجاد کند. پیتر اشمایکل و هری مگوایر عملکرد بسیار خوبی در جام جهانی داشته‌اند و لیاقتشان بالاتر از امتیاز کنونی در بازی است. همچنین سویونجو و جانی ایونز (امتیاز: ۷۹) که تابستان امسال به ترکیب تیم اضافه شدند، روی کاغذ خریدهای خوبی محسوب می‌شود که متاسفانه در بازی PES 2019 این مسئله چندان مورد توجه قرار نگرفته است.

بازی PES 2019

تیمی که شما را غافل گیر می‌کند: ED White Orange یا والنسیا

  • ۵ ستاره – قدرت خط حمله: ۸۲ – قدرت خط هافبک: ۷۹ – قدرت خط دفاع: ۷۹
  • بهترین بازیکنان: دنیل پارخو (امتیاز: ۸۴)، جفری کوندوگبیا (امتیاز: ۸۴) و میچی باتشوایی (امتیاز: ۸۴)
  • بازیکنانی که می‌توانید رویشان حساب کنید: گونسالو گوئدس (امتیاز: ۸۳)، خوزه لوییس گایا (امتیاز: ۸۲) و سانتی مینا (امتیاز: ۷۹)

اگر به تاریخ نگاه کنید، متوجه می‌شوید که والنسیا باشگاه بزرگی در اسپانیا محسوب می‌شود که امروزه زیر سایه‌ تیم‌های بزرگتری همچون بارسلونا، رئال مادرید و اتلتیکو مادرید قرار گرفته است. این تیم فصل گذشته عملکرد بسیار خوبی داشت و توانست با ثبت رکورد ۱۳ بازی بدون باخت، پس از باشگاه رئال مادرید در رتبه‌ی چهارم قرار گیرد؛ فاصله‌ این دو تیم تنها ۳ امتیاز بود.

موفقیت والنسیا در فصل گذشته‌ی مسابقات را باید به پای عملکرد فوق العاده‌ی دنیل پارخو و گونسالو گوئدس نوشت. این فصل نیز بازیکنان جدیدی به تیم اضافه شده‌اند و انتظار می‌رود که شرایط امسال بهتر از سال گذشته باشد.

بازی PES 2019

ضعیف ترین تیم باشگاهی: FK Odersteich

  • یک ستاره – قدرت خط حمله: ۵۵ – قدرت خط هافبک: ۵۲ – قدرت خط دفاع: ۵۰
  • بهترین بازیکنان: ایورسن (امتیاز: ۶۸)، لوهتنن (امتیاز: ۶۶)، براندس (امتیاز: ۶۵)
  • بازیکنانی که می‌توانید رویشان حساب کنید: هدتافت (امتیاز: ۶۴)، بلیکست (امتیاز: ۶۴)، د بروین (امتیاز: ۵۸)

ضعیف ترین تیمی که می‌توانید در بازی PES 2019 پیدا کنید، FK Odersteich نام دارد. وقتی این تیم را برای رقابت با حریف خود انتخاب می‌کنید، بهترین کار این است که با یک دست کنترلر را گرفته و با دست دیگر به درگاه خدا دعا کنید؛ زیرا موثر تر از این خواهد بود که سعی کنید با بازیکنانی که در اختیار دارید، کاری انجام دهید.

بازی PES 2019

بهترین تیم ملی: بزریل

  • ۵ ستاره – قدرت خط حمله: ۹۲ – قدرت خط هافبک: ۸۴ – قدرت خط دفاع: ۸۶
  • بهترین بازیکنان: والنته یا نیمار (امتیاز: ۹۳)، آنتونس یا مارسلو (امتیاز: ۸۸) و آمارال یا فیلیپه کوتینیو (امتیاز: ۸۸)
  • بازیکنانی که می‌توانید رویشان حساب کنید: کاستلو یا اِدرسون (امتیاز: ۸۷)، بتنتکورت یا گابریل ژسوس (امتیاز: ۸۵) و دیاس یا مارکینیوس (امتیاز: ۸۵)

در نتیجه‌ی اتفاقی عجیب و غریب، شرکت کونامی حق لایسنس تیم ملی برزیل را از دست داد تا مجبور باشد از نام‌های غیر واقعی برای بازیکنان این تیم استفاده کند. اگر می‌خواهید نام‌های واقعی را جایگزین نام‌های غیر واقعی کنید، می‌توانید به بخش Edit رفته و به صورت دستی این کار را انجام دهید. البته به‌روزرسانی‌های غیر رسمی نیز هستند که این کار را برای شما انجام می‌دهند.

با وجود اینکه عملکرد بزریل در جام جهانی روسیه به هیچ وجه قابل دفاع نیست اما در حال حاضر و روی کاغذ قوی ترین تیم ملی جهان محسوب می‌شود که هیچ نقطه‌ی ضعفی ندارد. برای دروازه، بازیکنانی همچون ادرسون و آلیسون در لیست حضور دارند که هر دو، دروازه بانانی در سطح کلاس جهانی محسوب می‌شوند. در خط حمله نیز نیمار، کوتینیو، داگلاس کاستا و روبرتو فرمینیو انتخاب‌های شما خواهند بود که باعث می‌شود هیچ نگرانی نسبت به گلزنی و کسب نتیجه‌ی دلخواه نداشته باشید.

بازی PES 2019

بهترین تیم کلاسیک: تیم کلاسیک قاره اروپا

  • ۵ ستاره – قدرت خط حمله: ۹۳ – قدرت خط هافبک: ۹۳ – قدرت خط دفاع: ۸۸
  • بهترین بازیکنان: دی میرابو یا زین الدین زیدان (امتیاز: ۹۵)، مونتلئونه یا روبرتو باجو (امتیاز: ۹۳) و رمپف یا اُلیور کان (امتیاز: ۹۰)
  • بازیکنانی که می‌توانید رویشان حساب کنید: هارنس یا مایکل اوون (امتیاز: ۸۴)، لیوی یا فیلیپو اینزاگی (امتیاز: ۸۴) و فونیه یا پاتریک ویرا (امتیاز: ۸۸)

قبل از اینکه بازی PES 2019 را با تیم European Classics تجربه کنید، توصیه می‌کنیم تا نام بازیکنان را تغییر دهید که حس واقع گرایانه‌ تری را به شما انتقال دهد. جدا از این موضوع، بازیکنان بزرگ بسیاری در لیست این قرار دارند که کار را برای انتخاب بازیکنان نهایی مقداری سخت می‌کند. با وجود این، توصیه می‌کنیم از زیدن الدین زیدان به در پست هافبک تهاجمی استفاده کنید و روبرتو باجو و مایر یا دنیس برگکمپ (امتیاز: ۹۱) را نیز در خط حمله بگذارید.

تیم European Classics در بخش دفاعی وضعیت بسیار خوبی دارد و بازیکنانی کارکشته از دروازه‌ی این تیم محافظت می‌کنند؛ الیور کان به عنوان سنگربان و فابیو کاناوارو نیز به عنوان یکی از مدافعان وسط در ترکیب اصلی حضور دارند.

بازی PES 2019

ضعیف ترین تیم ملی: کویت

  • یک ستاره – قدرت خط حمله: ۶۵ – قدرت خط هافبک: ۶۲ – قدرت خط دفاع: ۶۱
  • بهترین بازیکنان: عبدور رحیم (امتیاز: ۶۷)، واحد یا فهد العنزی (امتیاز: ۶۵)، کوتب یا خالد الرشیدی (امتیاز: ۶۳)
  • بازیکنانی که می‌توانید رویشان حساب کنید: آیاد (امتیاز: ۶۱)، قاسم (امتیاز: ۶۱) و سدالله (امتیاز: ۶۱)

اگر می‌خواهید در مسابقات تیم‌های ملی، طعم واقعی چالش را بچشید، توصیه می‌کنیم تیم ملی کویت را انتخاب کنید؛ زیرا این تیم تنها ۲ بازیکن با امتیاز بالای ۶۵ دارد. همچنین پیشنهاد می‌کنیم که در هنگام رقابت با این تیم، از ترکیب ساده ۴-۴-۲ استفاده کنید و به جای هافبک وسط، از ۲ هافبک تدافعی استفاده کنید تا بدین ترتیب محافظت از دروازه شما بیشتر شود. اگر با این تیم بتوانید در مسابقات موفقیت کسب کنید، آن وقت می‌توانید ادعا کنید که در بازی PES 2019 یک حرفه‌ای هستید!

در پایان، توصیه می‌کنیم اگر بازی فیفا ۱۹ را ترجیح می‌دهید، حتما به برترین تیم‌های حاضر در این بازی عنوان ورزشی نگاهی بیندازید.

The post معرفی ضعیف‌ترین و قوی‌ترین تیم‌های حاضر در PES 2019 appeared first on دیجیاتو.

تجربه بتل رویال به سبک کانتر استرایک

فورتنایت، پابجی و  برخی دیگر از بازی‌های بتل رویال به چنان محبوبیتی رسیدند که این روز‌ها هر سازنده‌ای را وسوسه می‌کنند تا در بازی جدیدش نیم نگاهی هم به این سبک جدید داشته باشد. کمپانی بزرگ اکتیویژن برای اضافه کردن نبرد بتل رویال امسال بخش داستانی دوست داشتنی سری کال آو دیوتی را فدای آن کرد و اوایل سال میلادی جدید مود Firestorm هم به Battlefield V اضافه می‌شود.

تعجبی هم ندارد، سبک بتل رویال در یکی دو سال اخیر به یک شگفتی عظیم در دنیای بازی‌های ویدیویی تبدیل شده. اینکه بازی‌های شوتر جدید به این مود محبوب چنگ بندازند طبیعی بود اما فکر کنم هیچ کدام از ما فکرش را هم نمی‌کردیم که حتی کمپانی والو هم روزی تشویق شود تا بتل رویال را به عنوان قدیمی اما بسیار پرطرفدارش یعنی کانتر استرایک بیاورد.

در حال حاضر Counter Strike: Global Offensive سومین عنوان پرطرفدار روی فروشگاه استیم است در حالی که ۶ سال از عرضه آن می‌گذرد. در این شش سال بازی تغییرات ریز و درشتی به خود دید اما باید اعتراف کرد که اضافه شدن حالت جدید Danger Zone جاه‌طلبانه‌ترین و مهم‌ترین قابلیتی است که به آخرین نسخه شوتر قدیمی و نوستالژی ما ایرانی‌ها اضافه شده.

خبر خوب و خوشحال کننده دیگر این است که همزمان با اضافه شدن بخش بتل رویال (که Danger Zone نام دارد)، بازی کاملا رایگان شده و تنها برای دریافت آن کافیست نرم‌افزار استیم را روی کامپیوتر خود نصب کنید. والو برای راضی نگه داشتن مخاطبان قدیمی خود هم به آن‌ها نشان وفاداری یا Loyalty و همچنین یک اسکین سلاح MP5 هدیه داده است. در ادامه می‌خواهیم نگاهی داشته باشیم به این بخش جدید و اینکه بتل رویال به سبک کانتر استرایک چه طعمی دارد.

سریع، تاکتیکی و عجیب

کانتر استرایک به خودی خود با دیگر شوترهای امروزی متفاوت است، از نوع خاص ریکویل یا همان لگد سلاح‌ها گرفته تا نوار سلامتی قدیمی آن. همچنین این شوتر محبوب در مقایسه با رقیب‌های امروزی خود چون کال آو دیوتی و بتلفیلد به مراتب کند‌ و تاکتیکی‌تر است. اما با اضافه شدن دنجر زون، برخی از ویژگی‌های اصلی و مهم کانتر استرایک تا حدودی تغییر یافته‌اند و احتمالا در چند ساعت اول حس عجیبی از تجربه بازی خواهید داشت.

نوار سلامتی حالا در این حالت به ۱۲۰ افزایش پیدا کرده و جالب‌تر از آن که حالا با استفاده از سرنگ‌ می‌توانید در صورت آسیب دیدن دوباره نوار سلامتی را پر کنید، قابلیتی که پیش از این در سری کانتر دیده نشده بود. اما سلاح‌های بازی همان قدرت سابق را دارند و بنابراین اگر از کانتربازی‌های قدیمی هستید، احتمالا مدت زمانی طول می‌کشد تا به روند جدید عادت کنید.

در کنار اضافه شدن المان‌های خاص بازی های بتل رویال مثل همین سرنگ‌های قابل استفاده و از بین رفتن برخی مناطق بازی، والو المان‌های مخصوص و اصلی این سری را هم حفظ کرده که مخلوط این دو به نتیجه‌ای جالب ختم شده است. برای مثال مانند تقریبا تمامی بازی‌های بتل رویال دیگر، با گشتن ساختمان‌ها یا همان لوت کردن سلاح و مهمات مختلفی پیدا خواهید کرد اما همه این تجهیزات به سلاح‌های ضعیفی چون انواع کلت محدود می‌شود.

برای خرید سلاح‌های دیگر و گرفتن تجهیزاتی چون جلیقه ضد گلوله درست مانند مودهای دیگر کانتر باید از پول داخل بازی استفاده کنید. هر بازیکن در Danger Zone تبلتی با خود به همراه دارد که هم از طریق آن می‌تواند سلاح و مهمات بخرد و هم نقشه بازی را از طریق آن مشاهده کند. در نتیجه خبری از مینی‌مپ نبوده و باید با زدن دکمه Tab از تبلت استفاده کنید.

سلاح‌های بتل رویال بازی نیز مشابه نسخه اصلی بوده با این تفاوت که در راند گلچینی از آن‌ها انتخاب می‌شود. بعد از خرید هر کدام باید چند ثانیه‌ای صبر کنید تا پهپادی آن را برایتان بیاورد. این موضوع علاوه بر اینکه کمی از سرعت بازی می‌کاهد، فرصتی در اختیار بازیکنان دیگر قرار می‌دهد تا با دنبال کردن پهپاد از موقعیت شما اطلاع پیدا کنند.

برای کسب پول هم روش‌های زیاد و عجیبی وجود دارد. بدیهتا با کشتن هر بازیکن می‌توانید وسایل او از جمله پول‌هایش را جمع کنید، گروگان‌هایی در نقشه نسبتا کوچک بازی وجود دارند که با رساندن آن‌ها به منطقه نجات حدودا ۵۰۰ دلار عایدتان می‌شود و در نهایت گاو صندوق‌هایی در جای جای بلک سایت (نقشه بازی) پیدا می‌شود که می‌توانید آن‌ها را بمب معروف بازی منفجر کنید. البته برای باز کردن جعبه‌‌های دیگر شامل سلاح‌ها و نارنجک‌ها هم باید از مشت و در مواردی از سلاح یا تبر استفاده کنید.

مکانیزم‌های جدید و خاص دنجر زون همچنان به موارد بالا ختم نمی‌شود، این بار به جای طوفان مناطق بازی به ندرت و با کم شدن تعداد بازیکن‌ها می‌سوزند و از دسترس خارج می‌شوند و تقریبا هر چند دقیقه یکبار موشک‌هایی بخش‌هایی از نقشه را به صورت اتفاقی نشانه می‌روند.

مهمات حرف اول را می‌زند

در کانتر استرایک ۱٫۶ با خرید هر سلاح کافی بود تا دو دکمه کنار M‌ را فشار دهید تا در ازای مقدار کمی پول چندین خشاب کلت و ۱۲۰ تیر کلاشینکوف همراه خود به میدان مبارزه ببرید. Counter Strike Global Offensive هم که به طور خودکار نهایت مهمات هر سلاح را در اختیارتان قرار می‌دهد اما در مسابقات Danger Zone شرایط دقیقا برعکس است.

مهمات در بازی به قدری مهم است که در بیشتر درگیری‌ها حرف اول را می‌زند. با پیدا کردن یا خرید هر سلاح تنها یک خشاب در اختیار دارید و حتی اگر جعبه مهماتی پیدا کرده یا با پرداخت ۱۰۰۰ دلار از منوی خرید سفارش مهمات دهید، در هر جعبه کمتر از ۲۰ گلوله برایتان کنار گذاشته شده است.

راه حل دیگر که البته خطرات و ریسک‌های خاص خودش را دارد، از بین بردن سلاح‌های اتوماتیک و روباتیکی است که در بعضی از فضاهای بسته بازی قرار دارند. این تیربارها به محض دیدن شما بی‌وقفه به سمتتان شلیک می‌کنند اما اگر موفق شوید آن‌ها را از بین ببرید، مهمات نسبتا خوبی نصیبتان می‌شود.

در نتیجه دنجر زون پیوسته شما را تشویق می‌کند تا به دنبال مهمات باشید و در درگیری‌ها چون گذشته دیگر به راحتی دست خود را روی ماشه نگه ندارید. شاید این ویژگی در نگاه اول آزار دهنده به نظر آید اما به خوبی با گیم‌پلی تاکتیکی و مهارت محور کانتر هماهنگی دارد و رقابت را سخت‌تر و در عین حال هیجان‌انگیزتر می‌کند.

موتور گرافیکی سالخورده و محدودیت‌هایش

با وجود تمام ویژگی‌های مثبت و المان‌هایی که تازه اضافه شدند، دنجر زون با یک مشکل مهم و البته قابل انتظار مواجه است. این مود شاید جدید باشد اما ۶ سال از خود عرضه گلوبال آفنسیو می‌گذرد و این بازی از بسیاری جهات قابل مقایسه با بازی‌های امروزی نیست.

نقشه بازی که بلک سایت نام دارد، به مراتب بسیار بزرگتر از نقشه‌های اصیل بازی چون Dust 2‌ است اما در برابر دنیای بزرگ فورتنایت، نقشه‌های مختلف پابجی و بلک آوت کال آو دیوتی هیچ حرفی برای گفتن ندارد. نهایت ۱۸ بازیکن (در حالت تیمی) هم می‌توانند در بلک سایت حضور داشته باشند که احتمالا موتور گرافیکی بسیار قدیمی کانتر توان پردازش تعدادی بیشتر از این را ندارد.

مشابه بازی‌های دیگر نمی‌توان روی سلاح‌ها تجهیزاتی چون دوربین و لیزر نصب کرد و تنها ارتقای بازی محدود به تبلت می‌شود که با خریدن چیپ‌هایی می‌توانید از موقعیت پهپاد بازیکنان دیگر و خودشان اطلاع پیدا کنید. از لحاظ گرافیکی هم بدیهتا Global Offensive با وجود تمام بروزرسانی‌هایش همچنان حکم یک بازی نسل قبلی را دارد.

نقشه بلک سایت از دیگر نقشه های کانتر بزرگتر است اما به هیچ وجه قابل مقایسه با بازی های امروزی نیست.

در نتیجه برگ برنده اصلی Danger Zone رایگان بودن آن و ویژگی‌های متفاوت گان‌پلی کانتر است که بسیاری به خاطر آن‌ها سال‌هاست بیشتر زمان خود را به تجربه بازی اختصاص می‌دهند. مورد اول نیز خاص کانتر استرایک نبوده و بسیاری دیگر از بازی‌های بتل رویال امسال از فورتنایت گرفته تا Ring of Elysium و Darwin Project رایگان هستند.

رایگان شدن خود کانتر بدون شک افراد زیادی را به سمت تجربه این شوتر رقابتی سوق می‌دهد اما مود بتل رویال آن یا همان Danger Zone برای جذب مخاطب راه بسیار پر پیچ و خمی پیش روی خود دارد. نظر شما در مورد اضافه شدن بتل رویال به کانتر استرایک چیست؟‌ اگر موفق به تجربه آن شدید، حتما تجربه‌های خود را در قسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

The post تجربه بتل رویال به سبک کانتر استرایک appeared first on دیجیاتو.

چرا Ring of Elysium از پابجی بهتر است؟

هیچکس بهتر از یک اشنا نمی‌تواند راه و رسم ضربه زدن به شما را بشناسد. شاید به خاطر همین مسئله است که از گذشته تاکنون هروقت سرقتی رخ می‌دهد اولین شک و تردید به سمت آشنایان می‌رود. نقاط قوت یا نقاط ضعف شما می‌توانند بهترین استراتژی را در اختیار سوء استفاده کنندگان قرار دهند و چه کسی بهتر از آشنایان از آن‌ها آگاه است؟

Tencent Games همان آشنایی است که راه و رسم ضربه زدن به شرکای خود را از بهر است. تِنسِنت همان آشنایی است که نقاط ضعف پابجی و نقاط قوت فورتنایت را مانند کف دست خود می‌شناسد و بهتر از هرکس دیگری می‌تواند برروی آنان مانور داده و از آن‌ها به عنوان برگ برنده خود استفاده کند.

هنوز هم نمی‌توانیم درخصوص این ابر کمپانی چینی که به تازگی وارد دنیای حرفه‌ای بازی سازی شده و اولین محصول جهانی خود برای کامپیوترهای شخصی را با سروصدای زیادی روانه بازار کرده نظر دهیم. آیا تِنسِنت یک سوء استفاده‌گر است یا یک مغز متفکر که نیمه پر لیوان را دیده و بر اساس آن طرح ریزی می‌کند؟

Ring of Elysium چراغ خاموش به راه خود ادامه داد. خود را در مسیر نگه داشت و درکنار بزرگان سبک بتل رویال پیش رفت. در میانه راه برخی از رقبای کم جان‌تر خود را کنار زد و آنان را لوت کرد تا با آمادگی بیشتری به سراغ رقبای تراز اول خود برود.

پیشروی Ring of Elysium آنقدر ظریف و نامحسوس بود که وقتی برای مدتی در کنار جاده نگه داشت، لباس خود را عوض کرد و استراتژی جدیدی درنظر گرفت هیچکس متوجه او نشد. این توقف Ring of Elysium را می‌توان به تعویض تایرهای مسابقات فرمول یک و دستان فرز و پرسرعت تکنسین‌ها و مکانیک‌ها تیم فرمول یک را به مغز هوشمند تِنسِنت تشبیه کرد.

حال Ring of Elysium دوباره به مسیر مسابقه برگشته. اما این بار نامحسوس و چراغ خاموش پیشروی نمی‌کند، بلکه برای رقبای پیش روی خود نور بالا می‌زند و با سرعت هر چه تمام‌تر به سمتشان ویراژ می‌دهد.

در مطلبی که درخصوص پابجی منتشر کردیم و اوضاع و احوال بد این بازی را مورد بررسی قرار دادیم گفتیم که علت موفقیت پابجی خوش شانس بودن آن بوده است. خوش شانس بودن به این خاطر که بدون رقیب به کار خود ادامه داد و هیچ بازی دیگری با تمرکز بر ارائه یک تجربه واقع‌گرایانه از سبک بتل رویال وارد بازار نشد.

سکانس پیش روی پابجی را شامل سه رقیب بزرگ آن شامل فورتنایت، بلک اپس ۴ و بتلفیلد ۵ توصیف کردیم که در برابر پابجیی که به زانو درآمده ایستاده‌اند. حالا این سکانس تغییری بزرگ به خود دیده و پابجی علاوه بر سه رقیب بزرگ خود، رقیب دیگری را بالای سر خود می‌بیند که تبسمی از سر اطمینان برروی لبان خود دارد.

Ring of Elysium همان رقیب تازه وارد است که با اطمینان و رضایتی کامل از آینده خود، به چشمان پابجی نگاه می‌کند که در آن شک و تردید زیادی موج می‌زند.

آیا با عرضه Ring of Elysium می‌توان اظهار کرد که شکست پابجی اتفاقی قریب الوقوع است؟ در این مطلب به بررسی تمام نقاط قوتی می‌پردازیم که موجب می‌شوند Ring of Elysium نسبت به پابجی عنوانی موفق‌تر محسوب شود.


Ring of Elysium کاملا رایگان است

Ring of Elysium

می‌توانید با مراجعه به فروشگاه استیم و به صورت رایگان Ring of Elysium را دریافت کنید

پابجی هم‌اکنون با قیمت ۳۰ دلار فروخته می‌شود و بسیاری از خریداران تازه بازی از آن ناراضی هستند و به همین خاطر آمار ریفاند یا پس داده شدن آن بسیار بالاست. برای یک کاربر ایرانی، پرداخت هزینه‌ای این چنین زیاد برای دریافت بازیی که از کیفیت بالایی برخوردار نیست یک اشتباه محض محسوب می‌شود.

در این میان فورتنایت رایگان است، اما نیاز به استفاده از ابزارهای تغییر آی‌پی برای اینکه بتوانید به سرورهای بازی متصل شوید یکی از معضلات آن محسوب می‌شوند. عناوین رایگان دیگری مانند H1ZI نیز وجود دارند که بیشتر جنبه فان دارند و به خوبی حس و حال یک رقابت نفس گیر را منتقل نمی‌کنند.

Ring of Elysium شوالیه‌ای با اسب سفید برای تمام دوست داران بازی‌های بتل رویال است. بازی نه تنها کاملا رایگان است، بلکه حجم زیادی هم ندارد و به سادگی پس از شش گیگابایت دانلود آماده بازی می‌شود. بازی از طریق استیم قابل دریافت است و برای تجربه آن نیازی به نصب و استفاده از لانچرهای ثانویه ندارید.

تمام این مزایا موجب می‌شوند Ring of Elysium بهترین گزینه موجود برای کاربران ایرانی محسوب شود. سه سرور مختلف در شمال آمریکا، آسیا و اروپا دردسترس است تا درنهایت بتوانید با کمترین میزان لگ از تجربه بازی لذت ببرید.

Ring of Elysium برای درآمدزایی روشی مشابه فورتنایت پیش رو گرفته، اما آن را بهتر از اپیک گیمز پیاده کرده است. با صرف نظر از سیستم پیاده شده توسط بلوهول در پابجی که افتضاحی بیش نبود، بیایید خصوصیات فصل‌های فورتنایت و Ring of Elysium را بررسی کنیم.

شما فورتنایت را بصورت رایگان دریافت می‌کنید. به صورت دلخواه می‌توانید بتل‌پس را با ارز داخل بازی یا با قیمت ۱۰ دلار خریداری کنید. چالش‌های اضافه شده به بازی شامل ۱۰۰ مرحله می‌شود که طی ۱۰ هفته می‌بایست آنان را طی کرده و هر مرحله به شما آیتمی کازمتیک و جذاب می‌دهد و می‌توانید آنان را به صورت دائمی نگه‌داری کرده و استفاده کنید.

Ring of Elysium نیز همانند فورتنایت رایگان است. می‌توانید به دلخواه ادونچرپس بازی را با ارز داخلی آن (که فعلا چندان در دسترس نیست و تنها از طریق برخی چالش‌ها به دست می‌آید) یا با قیمت ۹٫۵ دلار خریداری کنید. چالش‌های اضافه شده به بازی شامل ۱۰۰ مرحله می‌شود که می‌بایست طی ۸ هفته آنان را کامل کنید.

هر مرحله به شما یک آیتم کازمتیک زیبا می‌دهد که می‌توانید آن را به صورت دائمی نگه دارید. اما علاوه بر این رویه که با پرداخت هزینه همراه است، کاربرانی که بازی را رایگان تجربه می‌کنند نیز می‌توانند جوایزی دریافت کنند.

در صورت رایگان تجربه کردن Ring of Elysium، به شما ۷۰ مرحله داده می‌شود که هر دو مرحله آیتمی کازمتیک دریافت می‌کنید. این آیتم‌ها به زیبایی و جذابی آیتم‌های ادونچرپس نیستند اما همچنان به زیباتر شدن کارکتر شما کمک می‌کنند.

سیستم خرید صندوقچه در بازی وجود ندارد و تنها راه دریافت این آیتم‌های تزئینی از طریق بازی کردن و انجام چالش‌های هفتگی یا روزانه و دریافت XP مقدور می‌باشد.

تِنسِنت کاربرانی که به صورت رایگان Ring of Elysium را تجربه می‌کنند نادیده نگرفته و برای آنان نیز جوایزی را در نظر گرفته که این مسئله قابل تحسین است.


Ring of Elysium دارای ظاهری مانند پابجی و باطنی مشابه فورتنایت است

همانطور که گفته شد Ring of Elysium یکی دیگر از بازی‌های واقع گرایانه در سبک بتل رویال است. پابجی با وجود اینکه اولین بازی در این زمینه بود، اما هیچوقت نتوانست تجربه‌ای دلچسب از یک شبیه سازی واقعی را ارائه دهد.

Ring of Elysium با وجود ظاهری واقع گرایانه، نرمی و طراحی مشابهی از فورتنایت دارد. البته هنوز برخی انیمیشن‌های بازی کند هستند و تجربه‌ای روان مانند فورتنایت را در اختیار شما قرار نمی‌دهند. اما مشخص است تِنسِنت برای طراحی Ring of Elysium بیشتر فورتنایت را مد نظر قرار داده.

حضور برروی پشت بام و پناه گرفتن برروی سطح شیبدار سقف آن‌ها یکی از اولیه استراتژی‌های موجود در فورتنایت است. جالب است که در Ring of Elysium نیز دسترسی به پشت بام تمام خانه‌ها ممکن است و حضور در چنین شرایطی به خوبی ایمنی شما را تضمین می‌کند.

وجود گلایدر و اسنوبورد به شما کمک می‌کند با آزادی عمل بیشتری در محیط جابجا شوید و حتی با رقبایتان درگیر شوید. استفاده صحیح و به موقع از این ابزار می‌تواند تفاوت‌های بزرگی در نتیجه نهایی یک رقم رقم بزند و حتی بهترین روش برای دوری کردن از یک نبرد نابرابر باشند.


Ring of Elysium تجربه‌ای منحصر به فرد از بتل رویال را ارائه می‌دهد

دیگر خبری از یک دایره تکراری که برروی صفحه پدیدار می‌شود تا شما و رقبایتان را به مرکز خود هل دهد نیست. تِنسِنت طراحی جدیدی برای این مکانیزم در نظر گرفته و نقشه بازی را به مناطق مختلفی تقسیم کرده. طوفان قسمت‌های مختلف نقشه را در بر می‌گیرد و شما را وادار می‌کند تا در مدت زمانی مشخص خود را به مناطق امن برسانید.

بازی تنها یک برنده ندارد و ممکن است تا سقف چهار نفر در آن به پیروزی برسند. راه رسیدن به پیروزی نیز هلیکوپتر نجاتی است که در آسمان شهر رویت می‌شود و نردبان نجات خود را به پایین می‌اندازد. شما می‌بایست به دور از چشم دیگران خود را به نردبان برسانید یا ابتدا همه را کشته و سپس سوار هلیکوپتر شوید.

نردبان هلیکوپتر طعمه مناسبی است تا بازیکنانی که صبر کمتری دارند یا ریسک پذیری بالاتری دارند به سمت خود بکشاند. در این میان برخی بازیکنان تصمیم می‌گیرند نقش شکارچی را بازی کرده و منتظر بمانند تا دیگر بازیکنان را روی نردبان هدف قرار دهند.

بازی برای این شکارچی‌ها هم برنامه‌ای تدارک دیده تا با هیجان بیشتری بازی را به پایان برسانند. پس از به اتمام رسیدن زمان مقرر طوفان Ymir فرا می‌رسد و برف و کولاک همه جا را فرا می‌گیرد. نقشه بازی به رادار تبدیل می‌شود و محل  دیگر بازیکنان را به شما نشان می‌دهد.

درحالیکه بخاطر قرارگیری در طوفان به مرور از جانتان کم می‌شود و مانند پابجی بوستی هم در اختیار ندارید تا پس از استفاده نوار سلامتیان بازیابی شود، باید تصمیم خود را بگیرید و یا به سراغ نردبان بروید یا رقبایتان.

همین مسئله موجب می‌شود برخلاف پابجی که در بیشتر مواقع بازیکنان آنقدر صبر می‌کنند تا آخرین دایره آنان را برخلاف میلشان به سمت حریف بکشاند، لحظات پایانی بازی با یک سناریو جذاب و هیجان انگیز برایتان پیش برود.


خوشبختانه Ring of Elysium اپتیمایز شده است

پابجی را می‌توان یکی از معدود مثال‌هایی دانست که برخلاف رودخانه شنا کرد و بجای پیشرفت و بهتر شدن، روز به روز ضعیف‌ و پرایرادتر شد. بازی زود از حالت آزمایشی یا Early Access خارج شد و حتی آن زمان یعنی یک سال و نیم پیش وضعیت بهتری نسبت به حال حاضر داشت.

کاربران طی چند ماه گذشته به خوبی از خجالت BlueHole سازنده بازی درآمده‌اند و در قسمت نظرات استیم تا جای ممکن نقدهای منفی منتشر کرده‌اند، به این امید که تلنگری به این استودیو زده شود و در راستای بهتر کردن شرایط بازی قدمی بردارد.

خوشبختانه Ring of Elysium دچار هیچ یک از این حواشی نشده و کاربران از پرفورمنس آن رضایت کامل دارند. باید توجه داشت که نسخه آزمایشی بازی هم‌اکنون در دسترس است و قطعا در آینده شاهد اوپتیمایز شدن بیشتر و بهبود بهتر پرفورمنس بازی خواهیم بود.

آپشن‌های گرافیکی زیادی در اختیار شما نیست اما همین تنظیمات موجب می‌شوند بازی با یک ظاهر زیبا و پرجزئیات، به سادگی و با یک فریم ریت مناسب روی سیستم‌های متوسط اجرا شود. جزئیات تکسچرها بالاست و انتخاب تنظیمات واقع‌گرایانه باعث می‌شود تا از طبیعت برفی بازی لذت ببرید.

تنها مشکل بازی نبود حالت Full Screen با امکان انتخاب رزولوشن‌های مختلف است که موجب می‌شود درصورت استفاده از یک مانیتور عریض یا ۴K با کمی مشکل رو به رو شوید. البته این مشکل نیز به سادگی قابل حل است و می‌توانید با مراجعه به تنظیمات ویندوز و تغییر رزولوشن صفحه، بازی را در ابعادی مناسب اجرا کنید.


آب و هوای داینامیک را در Ring of Elysium تجربه خواهید کرد

نقشه ابتدایی Ring of Elysium را می‌توان به نقشه Erangel پابجی تشبیه کرد که هم اکنون از دسترس خارج شده است. یکی از نکات مثبت و جالب نسخه سابق بازی وجود آب و هوای کاملا داینامیک بود که جذابیت بازی را بسیار زیاد می‌کرد.

نقشه Sanhawk در پابجی نیز دارای آب و هوای نسبتا داینامیک است و حتی بلوهول در یکی از ایونت‌های بازی این نوع آب و هوا را به نقشه Erangel نیز اضافه کرد، اما هیچکدام آن چیزی که کاربران انتظار داشتند نبودند.

تغییرات آب و هوا در Sanhawk تنها به صورت مه و باران است و به ندرت پیش می‌آید که در یک بازی آب و هوایی بجز آفتابی تجربه کنید. مه نیز به دلیل غلظت زیاد شما را کور و باران نیز بخاطر صدای زیاد شما را کر می‌کند. به همین خاطر نمی‌توان تغییرات آب و هوایی را پابجی را نکته‌ای مثبت و تاثیر گذار محسوب کرد.

در نسخه سابق Ring of Elysium علاوه بر نور پردازی مختلف بر حسب ساعات مختلف روز، شاهد آب و هوای ابری، باران ملایم، باران تند و طوفان و رعد و برق نیز بودیم که تقریبا طی هر بازی شرایط را برای بازیکنان تغییر می‌داد.

اما در نسخه جدید بازی تغییرات آب و هوایی محدود به بارش برف هنگام نزدیک شدن طوفان بازی و سپس طوفان و کولاک به هنگام قرار گیری در طوفان محدود می‌شود. خبری از باران و رعد و برق نیست اما ممکن است با بازگشت دوباره نقشه سابق بازی شاهد بازگشت این تغییرات آب و هوایی نیز باشیم.

نور پردازی بازی همانند سابق است و براساس زمان بندی تعیین شده محیط بازی از صبح تا ظهر روشن‌تر می‌شود. همین خصوصیات ساده و کم اهمیت در Ring of Elysium موجب شده‌اند تا یکنواختی خارج شده و کمی شاداب‌تر شود.

سازندگان بازی از ابتدا نوید اضافه شدن حال شب و دوربین‌های دید در شب را داده بودند. حال طبق جدیدترین اعلان منتشر شده توسط تِنسِنت گفته شده است که به زودی آماده تاریکی باشید! اطلاعات بیشتر قرار است طی چند روز آینده منتشر شود تا به زودی شاهد اضافه شدن یکی از جذاب‌ترین خصوصیات ممکن به Ring of Elysium باشیم.


امکانات بیشتری برای حمل و نقل در Ring of Elysium دردسترس شماست

Ring of Elysium به شما امکان انتخاب از میان سه کلاس مختلف را می‌دهد. کلاس گلایدر به شما یک گلایدر می‌دهد که می‌توانید از آن برای پرواز کردن در محیط‌های باز و در مسافت‌های کوتاه و نزدیک استفاده کنید. یکی از محدودیت‌های گلایدر این است که برای استاده از آن باید روی بلندی قرار گیرید و این شرایط همیشه مهیا نیست.

کلاس دیگر به شما یک اسنوبورد می‌دهد تا با سرعت برروی محیط بازی اسکی کنید. می‌توان گفت این کلاس از نظر سهولت در استفاده بهترین انتخاب ممکن است چرا که بجز یک شیب جزئی روی زمین، نیازمند شرایط دیگری برای شروع حرکت نیست.

کلاس آخر نیز تجهیزات کوهنوردی در اختیارتان قرار می‌دهد تا بتوانید از برخی نقاط صعب العبور بالا بروید. برای حرکت در محیط بازی نیز زیپلاین‌هایی طراحی شده تا بتوانید با آویزان شدن از آن‌ها سریعا به نقاط مورد نظرتان برسید.

علاوه بر سه کلاس نام برده، نوعی حمل و نقل عمومی نیز وجود دارد. خطوط تلکابین سراسر بازی شما را از نقطه‌ای به نقطه دیگر منتقل می‌کنند و در میان تمام روش‌های موجود می‌توان تلکابین را کندترین اما ایمن‌ترین وسیله موجود دانست.

دیگر وسایل نقلیه موجود در بازی از تنوع بالایی برخوردارند و شامل اتومبیل‌های جیپ، مانستر یا هیولا، فولکس واگن‌های قدیمی، اسنوموبیل و… می‌شوند. پیدا کردن آنان نیز در محیط بازی ساده است و تقریبا در کنار تمام جاده‌ها و محیط‌های شهری می‌توانید یک اتومبیل پیدا کنید.

تمام این امکانات در اختیارتان قرار داده است تا دغدغه فرار از طوفان را نداشته باشید و بیشتر وقت بازی شما به جابجایی نگذرد. مسئله‌ای که در پابجی بسیار آزار دهنده است و کمبود وسایل نقلیه در نقشه‌های Erangel و Miramar موجب می‌شود تا درصورت دور بودن نقاط امن، مدت زیادی از وقت خود را صرف دویدن در دشت و صحرای بازی کنید.

دایره یا مناطقی که دچار طوفان می‌شوند یک وسیله هستند، نه یک هدف فرعی. طبیعیست زمانی که نقش این پدیده در بازی پررنگ‌تر از هدف اصلی می‌شود، بازی جذابیت خود را برای مخاطب از دست می‌دهد. هدف Ring of Elysium نیز از بین بردن این مشکل است.

تمام ابزار و لوازم موجود در Ring of Elysium در اختیار شما قرار می‌گیرد تا بیشتر از اینکه وقت خود را صرف فرار از محیط‌های طوفانی کنید، درگیر شوتینگ بازی و رقابت با دیگران باشید.


به لطف وجود اینونتوری هوشمند، سرعت پیشروی در Ring of Elysium بسیار بالاست

همانطور که در قسمت قبل نیز گفته شد، یکی از مهم‌ترین هداف Ring of Elysium از بین بردن دغدغه‌های فرعی و سرعت بخشیدن به پیشروی در بازی است. درهمین راستا اینونتوری بازی هوشمند و تقسیم بندی شده است تا مدت زمان کمتری برای چیدمان آن صرف کنید.

تعویض اسلحه در پابجی یکی از زمان گیر‌ترین فعالیت‌های ممکن است. ابتدا می‌بایست تجهیزات نصب شد برروی آن را جدا کرده و پس از برداشتن اسلحه جدید، دوباره آن را از نو سر هم کنید. انجام این کار در شرایطی که محیط اطرافتان امن است و خطری شما را تهدید نمی‌کند مشکلی محسوب نمی‌شود.

اما بسیاری از مواقع یک مکث کوتاه در فضای باز موجب می‌شود مورد حمله دیگران قرار بگیرید. به همین خاطر بسیاری از مواقع کاربران ریسک تعویض اسلحه را به خود نمی‌دهند و ترجیح می‌دهند آیتم‌های مورد نیازشان را لوت کرده و سریعا محل را ترک کنند.

شاید بسیاری از کاربران بگویند این پروسه نیز جزئی از جذابیت‌های بازی است و براساس واقع گرایانه بودن بازی آن را توجیه کنند. اما وجود برخی جزئیات در بازی‌های ویدیویی و تکرر بیش از اندازه آن‌ها خستگی و کسالت را به همراه دارد.

Ring of Elysium از رخ دادن چنین مشکلاتی جلوگیری می‌کند. تِنسِنت از قابلیت تجهیز خودکار پابجی موبایل استفاده کرده و آن را در Ring of Elysium نیز استفاده کرده. نتیجه این است که پس از برداشتن یک اسلحه جدید، بصورت خودکار تمام تجهیزات مناسب در داخل اینونتوریتان روی آن سوار می‌شود.

پس از انتخاب اسلحه به صورت خودکار عملیات ریلود کردن آن شروع می‌شود و از ابتدا برروی گزینه Auto یا شلیک پشت سر هم تنظیم می‌شود. اینونتوری شما نیز کاملا تفکیک شده است و همه چیز در دسته بندی‌های مشخص جمع آوری می‌شوند تا دسترسی به آن‌ها ساده‌تر باشد.

تمام این موارد موجب می‌شوند تا سرعت پیشروی شما در Ring of Elysium بسیاری بیشتر از پابجی باشد. به همین خاطر بیش‌تر از اینکه زمان شما صرف مجهز کردن سلاح‌ها یا جابجایی در محیط بازی شود، صرف حضور در میدان نبرد و درگیری با رقبایتان می‌شود تا تجربه بازی لذت بخش‌تر شود.


سیستم چالش‌های بهتر Ring of Elysium به نسبت پابجی

جوایز کسب شده در پابجی به سرعت از شما پس گرفته می‌شوند

پابجی در پیاده سازی ساده‌ترین ویژگی‌ها نیز نمی‌تواند درست عمل کند و نتیجه همیشه افتضاح‌ترین شکل ممکن خواهد بود. وقتی بلوهول سرانجام تصمیم گرفت تا برای ایجاد انگیزه در بین کاربران سیستم چالش را به بازی اضافه کند، تصورات برخورد با مکانیزمی بسیار بهتر بود.

شما در پابجی به ازای تکمیل چالش‌های روزانه یا هفتگی مقداری XP دریافت می‌کنید. این امتیازات به دست آمده باعث می‌شوند لول شما به مرور بالاتر برود و به ازای هر لول صندوقی در اختیار شما قرار می‌گیرد.

محتویات یا جوایز موجود در این صندوق عموما آیتم‌های کازمتیک و تزئینی هستند که تنها برای مدت کوتاهی با شما باقی می‌مانند! پس از گذشت این مدت زمان آیتم‌ها از اینونتوری شما پاک می‌شوند و دیگر نمی‌توانید از آنان استفاده کنید.

سیستم چالش‌های روزانه و هفتگی در Ring of Elysium بسیار ساده‌تر و متنوع‌تر است. برخی از این چالش‌ها به مرور زمان و با پیشروی در ادونچرپس بازی در اختیار شما قرار می‌گیرند. بقیه نیز به صورت روزانه اعلام می‌شوند و شما می‌توانید آنان را انجام دهید.

انجام دادن این چالش‌ها امتیازاتی در اختیارتان می‌گذارد که موجب می‌شود در ادونچرپس بازی (چه به صورت رایگان و چه پولی) پیشرفت کنید و لولتان بالاتر رود. سرانجام نیز با رسیدن به لول‌های مشخص شده آیتمی کازمتیک را به صورت دائمی دریافت خواهید کرد تا از آن تا هر زمان که خواستید استفاده کنید.


آینده پیش روی Ring of Elysium بسیار روشن‌تر است

با بررسی مشکلات پابجی نیز عنوان کردیم که پابجی به دست بلوهول و اقدامات بی‌ثمر آن از بین رفت. در جدیدترین اخبار منتشر شده تایید شده است که این استودیو قصد دارد به زودی مپی با حال و هوای زمستان به پابجی اضافه کند.

یعنی باز هم همان روند قدیمی. اضافه کردن محتوایی اضافه بدون حل کردن مشکلاتی که بازی با آنان دست به گریبان است.

اما مسئله درخصوص Ring of Elysium کمی متفاوت‌تر است. تِنسِنت از تمام سوء مدیریت‌های بلوهول آگاه است و تا کنون نیز تمام تلاش خود را کرده تا Ring of Elysium دچار حاشیه‌ها و مشکلات پابجی نشود.

پتانسیل‌های بالای این بازی موجب می‌شوند تا به سادگی اعلام کنیم Ring of Elysium آینده روشن‌تری نسبت به پابجی خواهد داشت. مشخص نیست تا چه زمانی بلوهول مشکلات پابجی را نادیده می‌گیرد و تلاش می‌کند تا از باقی مانده بازی هم کسب درآمد کند، اما اگر آن روز فرا برسد شاید بتوان به پابجی نیز امیدوار شد.

نظر شما درخصوص Ring of Elysium چیست؟ آیا این بازی می‌تواند جایگزین پابجی شده و موفقیت‌های آن را تکرار کند؟ نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.

The post چرا Ring of Elysium از پابجی بهتر است؟ appeared first on دیجیاتو.

بررسی انیمیشن Ralph Breaks The Internet؛ رالف بیشتر چیزها را خراب می‌کند

رالف خرابکار عنوان انیمیشنی از والت دیزنی بود که در سال ۲۰۱۱ مهمان پرده سینماها شد و توانست جمع کثیری از گیمرها (به خصوص رترو گیمرها یعنی افرادی که بازی‌های کلاسیک و قدیمی را بیشتر دوست دارند) را به سمت خود جلب کند. رالف خرابکار علی رغم ایرادات ریز و درشتی که داشت با انبوه ایستراگ‌ها و ادای دین‌ها به بازی‌های مختلف، توانست با اقبال عمومی مواجه شود. ساخت قسمت دوم این انیمیشن با توجه به پیشرفت تکنولوژی و توسعه و رشد اینترنت در این سال‌ها صورت گرفته و تصمیم بر این شده که رالف این بار به دنیای وب سر بزند. انیمیشن Ralph Breaks The Internet همین داستان را روایت می‌کند.

انیمیشن Ralph Breaks The Internet

  • کارگردان: ریچ مور، فی جانستون
  • استودیو تهیه کننده: والت دیزنی
  • صدا پیشگان: گل گدوت، جان سی رایلی، سارا سیلور من
  • بودجه: به طور رغیر رسمی ۱۷۵ میلیون دلار اعلام شده

استودیو انیمیشن سازی والت دیزنی جدا و مستقل از استودیو پیکسار کار می‌کند و آثاری که توسط آن تولید می‌شود، بالا و پایین بسیاری دارد. این استودیو هم کارهای نه چندان جالبی مثل خانواده رابینسون‌ها ساخته و هم آثار قابل توجهی مثل فروزن و زوتوپیا را عرضه کرده است. رالف خرابکار در بین آثار متوسط این استودیو قرار می‌گرفت و قسمت دوم آن هم تقریبا همان راه را پیش می‌رود.

انیمیشن Ralph Breaks The Internet

داستان از چند سال بعد از پایان وقایع قسمت اول آغاز می‌شود و ما می‌فهمیم که دو کاراکتر اصلی داستان یعنی رالف و وانلوپه همچنان در مغازه بازی‌های آرکید زندگی می‌کنند و امور خود را می‌گذرانند. هر دوی آنها در بازی‌های مخصوص خود نقش آفرینی می‌کنند و زندگی‌شان یکنواخت می‌گذرد.وانلوپه از این روزمرگی خسته شده و رالف تصمیم می‌گیرد که کمی هیجان وارد زندگی او کند. دست گلی که رالف به بار می‌دهد اما باعث خراب شدن دستگاه آرکید بازی مخصوص شوگر راش شده و صاحب مغازه تصمیم می‌گیرد که دستگاه را اوراق کند.

اوراق کردن دستگاه آرکید به مثابه مرگ تمامی کاراکترهای زنده درون بازی هست و رالف که می‌بیند گند بزرگی زده، تصمیم می‌گیرد خودش آستین بالا زده و کارها را راست و ریست کند. او متوجه می‌شود که در دنیایی به نام اینترنت، سایتی به اسم Ebay وجود دارد که در آن لوازم قدیمی و کلکسیونی هم فروخته می‌شود و یک نفر کنترلر خراب شده دستگاه آرکید شوگر راش را برای فروش گذاشته است. رالف با وانلوپه از مرزهای ممنوعه وایفای عبور کرده و با وارد شدن به داخل مودم، پا به جهان وب می‌گذارند؛ جهانی که حد و مرز نمی‌شناسد و پر از مکان‌های جورواجور است.

انیمیشن Ralph Breaks The Internet

پیش از انیمیشن  Ralph Breaks The Internet، دنیای اینترنت در اثر ضعیف انیمیشن Emoji The Movie به تصویر کشیده شده بود. تصویری که Ralph Breaks The Internet هم از اینترنت می‌دهد تا حدی شبیه به آن اثر است ولی زرق و برق بیشتری دارد و برگ برنده اصلی‌اش به دست سازنده اثر یعنی والت دیزنی است. والت دیزنی توانسته با آوردن شخصیت‌های محبوبی که حق کپی رایتشان دست خودش است، این جهان تکراری و قبلا دیده شده در انیمیشن ایموجی را جذاب‌تر کرده و آن را اعتلا بخشد.

انیمیشن Ralph Breaks The Internet

از آنسو صداپیشگان قهار و ایستراگ‌های متعدد در طول انیمیشن نیز از دیگر ویژگی‌های انیمیشن Ralph Breaks The Internet هستند که کار را از یک اثر ضعیف به اثری متوسط رسانیده‌اند. راستش را بخواهید ساخت انیمیشن Ralph Breaks The Internet هیچ توجیه و منطق خاصی نداشته مگر تبلیغات و تبلیغات. والت دیزنی از این اثر خوب پولی به جیب می‌زند و در عین حال با کمک شرکت‌های مجازی و دیجیتال و همچنین کاراکترهای محبوب خود اثری می‌سازد که نوجوان امروزی با دیدنش به وجد می‌آید.

ترفندهایی از جمله به کار بردن از گل گدوت، بازیگر محبوب این روزهای هالیوودی که با نقش واندروومن شناخته می‌شود، هم خوب جواب داده و گدوت در اولین کار صداپیشگی خود در نقش زنی بزن بهادر به نام شنک خوب می‌درخشد. اما مهم‌ترین ترفند والت دیزنی نه گل گدوت بوده و نه دیگر صداپیشگان موفقی چون جان سی رایلی در نقش رالف سارا سلیورمن و در نقش وانلوپه (که هر دو کمدین‌های خوبی هستند) بلکه جادوی پرنسس‌های والت دیزنی در اینجا بار دیگر خودش را نشان می‌دهد و پیر و جوان و کودک را مجذوب خود می‌کند. برخی از این پرنسس‌ها عمری بیشتر از ۶۰ سال دارند و دیدن دوباره آنها در هیبت مدرن امروزی، آن هم به دست طراحان توانمند والت دیزنی، به جد هیجان انگیز است.

انیمیشن Ralph Breaks The Internet

  • احتمالا با دیدن انیمیشن رالف خرابکار و دیدن ماجراهای جدید او این سوال به ذهن شما هم خطور کرده باشد که آیا واقعا آن بازی که رالف در آن نقش خبیث را ایفا می‌کرد و Fix-It Felix نام داشت، در دنیای واقعی هم وجود دارد و یا زاییده ذهن و خیال طراحان و انیماتورهای والت دیزنی است؟ در جواب شما باید گفت که خیر، بازی مذکور وجود خارجی ندارد و یک کپی برداری از بازی دانکی کونگ مشهور نینتندو است.
  • انیمیشن Ralph Breaks The Internet
  • گرچه ذهن خلاق فیلمنامه‌نویسان والت دیزنی یک تاریخچه فرضی برای بازی در نظر گرفته شده که به این شرح است: یک بازی دوبعدی محبوب آرکید در دنیا بود که در سال ۱۹۸۲ برای اولین بار عرضه شد و سازنده این بازی استودیو TobiKomi بود که بازی شوگر راش Suger rush را هم در کارنامه خود دارد… درست حدس زدید، بازی که وانلوپه هم در آن ماشین سواری می‌کند از روی یک عنوان خیالی الهام گرفته شده است ولی نکته جالب این است که اخیرا نت‌فلیکس، انیمیشنی از روی دنیای بازی شوگر راش ساخته است.

سکانس ورود رالف و وانلوپه به استودیوی والت دیزنی در دنیای اینترنت، بی‌شک بهترین سکانس کل این انیمیشن است به طوری که از نظر من می‌شد این انیمیشن به یک قسمت نیم ساعته کوتاه و ویژه تقلیل یابد و همین سکانس را در بگیرد. دیدار   با پرنسس‌های والت دیزنی بامزه، جذاب و به شدت نوستالژیک است و حضور بزرگانی چون استن‌لی و دیگر ابرقهرمانان مارول و همچنین قهرمانان دنیای جنگ ستارگان در کنار این پرنسس‌ها، مخ بیننده را رسما می‌ترکاند. والت دیزنی و دنیایش آنقدر بزرگ شده که دیدن همه آن در یکجا، دل هر بیننده‌ای را می‌برد و همین موضوع می‌تواند فروش و محبوبیت آثاری چون رالف در سینما و یا سری بازی Kingdom Hearts را در دنیای بازی‌های ویدئویی تضمین کند.

انیمیشن Ralph Breaks The Internet

فیلم حاوی پیام‌هایی هم هست که موافقان و مخالفان بسیاری را دور خود جمع کرده است. یک سری از افراد به تبلیغ بیش از حد مصرف‌گرایی در این انیمیشن خرده گرفته‌اند که ایراد چندان بی‌راهی هم نیست و خود من هم با آن موافقم. اما از آنسو پیام‌های مثبت خوبی هم در اثر دیده می‌شود که نشان دهنده تغییرات جدید والت دیزنی در سیاست‌های خود است. واقع‌گرایی و رئال شدن پیام‌های اخلاقی دیزنی و به دور از شعارزدگی اخیرشان در اکثر کارهای این استودیو و تولیدات دیگر استودیوهای زیرمجموعه او نظیر پیکسار دیده می‌شود و این مضامین واقع‌گرایانه کودکان و نوجوانان را بیشتر با حقیقت زندگی درگیر می‌کند. دیگر خبری از گل و بلبل در همه جا نیست و کاراکترها با واقعیت ناراحت کننده‌ای روبرو می‌شوند که درک آن به مراتب جذاب‌تر و بهتر از دروغ گفتن و رویابافی درباره آن است.

انیمیشن Ralph Breaks The Internet

جدای از این واقع‌گرایی، انیمیشن Ralph Breaks the Internet درس خوبی برای نسل درگیر اینترنت امروز است و می‌تواند سیلی نرمی باشد بر صورت مایی که در این فضا غرق شده‌ایم و روی دوستان خود کلیک می‌کنیم. گرچه این موضوع می‌توانست بسیار بهتر پرداخته شود و به نظر می‌آید که نفع مادی و تجاری ماحصل از تبلیغات شرکت‌های آنلاین مانع از پرداخت بیشتر کارگردان و استودیو به این معضل شده است.

مشکلی که قسمت دوم انیمیشن رالف خرابکار دارد اما به چند چیز برمی‌گردد. اصلی‌ترین آن به داستان بی سر و ته این اثر می‌رسد؛ داستانی که صرفا مغلمه‌ای است برای نشان دادن برندها و سایت‌های مختلف و البته شوآف‌های دیزنی. انیمیشن Ralph Breaks The Internet در بخش داستان‌سرایی هیچ حرفی برای گفتن ندارد ولیکن حوصله‌ سر بر و کسل کننده هم نیست چرا که المان‌های جذابی را درون خود قرار داده است. حقیقتش را بخواهید دیدن آن بیشتر شبیه یک آگهی تبلیغاتی طولانی است که خوب ساخته و پرداخته شده و کیفیت بسیار بالای طراحی آن نیز مجذوب‌تان کرده است.

انیمیشن Ralph Breaks The Internet

بعد از این مورد از ضعف داستانی، به قسمت دیگری می‌رسیم که حفره بزرگی در فیلمنامه ایجاد کرده و آن را هرچه بیشتر شبیه به یک آگهی بازرگانی طولانی کرده است. در حالی که شما دائما منتظر ظهور یک شخصیت منفی در طول داستان هستید، متوجه می‌شوید که والت دیزنی در اقدامی حیرت‌انگیز بی‌خیال خلق چنین شخصیتی شده و انیمیشن Ralph Breaks The Internet هیچ شخصیت منفی در خود ندارد. عدم ظهور یک آدم بد در داستان، ضربه سختی به آن وارد کرده و این اثر را به یک کار بچه‌گانه تبدیل کرده، حال اینکه به طور قطع بخش زیادی از بینندگان آن را نوجوانان دیروز (که قسمت اول را دیدند) و جوانان نوستالژیک باز تشکیل می‌دهد.

انیمیشن Ralph Breaks The Internet

دیگر مشکل انیمیشن اما به سرعت بی حد و اندازه تکنولوژی برمی‌گردد. زمزمه‌های ساخته شدن Ralph Breaks The Internet از دو سال پیش آغاز شد و در همین دو سال که استودیو مشغول ساخت این فیلمنامه بوده، تغییرات شگفتی در دنیای تکنولوژی و اینترنت رخ داده است که هیچ اثری از آنها در این اثر دیده نمی‌شود. البته نماهایی چون ادای دین به استن‌لی احتمالا با توجه به مرگ اخیر او ساخته شده‌اند اما در کلیت کار باگ‌هایی وجود دارد که نمی‌توان از آنها گذشت. به عنوان مثال جای خالی بازی‌های آنلاین (بتل رویال) که این روزها بازار را ترکانده در انیمیشن Ralph Breaks The Internet به شدت حس می‌شود.

انیمیشن Ralph Breaks The Internet

انیمیشن Ralph Breaks The Internet آن چیزی نیست که بابت آن چندین سال صبر کرده باشیم (اصولا اگر صبر کرده باشید! چرا که بازهم تکرار می‌کنم ساخت قسمت دوم این انیمیشن منطق چندانی نداشت) و یک اثر به مراتب ضعیف‌تر از قسمت اول از آب در آمده است. چرخ استودیو انیمیشن والت دیزنی در امسال آنطور که باید نچرخید و نفرین سال نه چندان خوب ۲۰۱۸ برای انیمیشن‌ها، گریبان او را هم گرفته است. رالف اینترنت را خراب کرده ولی باید گفت که خرابکاری او بیشتر از این حرف‌هاست و رالف خیلی چیزها را خراب کرده است.

The post بررسی انیمیشن Ralph Breaks The Internet؛ رالف بیشتر چیزها را خراب می‌کند appeared first on دیجیاتو.

بهترین بازی‌های سال ۲۰۱۸ به انتخاب The Game Awards

بعد از چندین هفته انتظار و هیجان، صبح امروز مراسم اهدای جوایز The Game Awards یا همان TGA برگزار شد. در کنار اعلام جوایز برای بهترین بازی‌های سال در چندین شاخه مختلف، تریلرهایی از چندین بازی مستقل و بزرگ چون Devil May Cry 5 به نمایش در آمد.

همچنین برای اولین بار در یک لحظه تاریخی سه مهره اصلی دنیای کنسول‌ها یعنی فیل اسپنسر، شان لیدن و رجی فیزامی به روی صحنه آمدند و از اتحاد گیمرها و دنیای بازی گفتند. در ادامه نامزد‌های هر دسته بندی لیست شده‌ و برنده هر کدام مشخص شده است. بهترین بازی سال هم به انحصاری موفق سونی یعنی God of War رسید.

بهترین بازی سال

بهترین عنوان سال‌های گذشته که همچنان پشتیبانی می‌شوند

  • Destiny 2: Forsaken
  • Fortnite
  • No Man’s Sky
  • Overwatch
  • Rainbow Six Siege

بهترین کارگردانی

  • A Way Out
  • Detroit: Become Human
  • God of War
  • Marvel’s Spider-Man
  • Red Dead Redemption 2

بهترین روایت

  • Detroit: Become Human
  • God of War
  • Life is Strange 2: Episode 1
  • Marvel’s Spider-Man
  • Red Dead Redemption 2

بهترین طراحی هنری

  • Assassin’s Creed Odyssey
  • God of War
  • Octopath Traveler
  • Red Dead Redemption 2
  • Return of the Obra Dinn

بهترین موسیقی

  • Celeste
  • God of War
  • Marvel’s Spider-Man
  • Ni no Kuni II
  • Octopath Traveler
  • Red Dead Redemption 2

بهترین طراحی صدا

  • Call of Duty: Black Ops IIII
  • Forza Horizon 4
  • God of War
  • Marvel’s Spider-Man
  • Red Dead Redemption 2

بهترین اجرا

  • برایان دچارت در نقش شخصیت کانر بازی Detroit: Become Human
  • کریستوفر جاج در نقش کریتوس بازی God of War
  • ملسیانتی ماهوت در نقش کاساندرا بازی Assassin’s Creed Odyssey
  • راجر کلارک در نقش آرتور مورگان بازی Red Dead Redemption 2
  • یوری لوونتال در نقش مردعنکبوتی بازی Sipder-Man

بازی تاثیرگذار

  • ۱۱-۱۱ Memories Retold
  • Celeste
  • Florence
  • Life is Strange 2: Episode 1
  • The Missing: JJ Macfield and the Island of Memories

بهترین بازی مستقل

  • Celeste
  • Dead Cells
  • Into the Breach
  • Return of the Obra Dinn
  • The Messenger

بهترین بازی موبایل

  • Donut County
  • Florence
  • Fortnite
  • PUBG Mobile
  • Reigns: Game of Thrones

بهترین بازی واقعیت مجازی

  • Astro Bot Rescue Mission
  • Beat Saber
  • Firewall Zero Hour
  • Moss
  • Tetris Effect

بهترین بازی اکشن

  • Call of Duty: Black Ops IIII
  • Dead Cells
  • Destiny 2: Forsaken
  • Far Cry 5
  • Mega Man 11

بهترین بازی اکشن ماجراجویی

  • Assassin’s Creed Odyssey
  • God of War
  • Marvel’s Spider-Man
  • Red Dead Redemption 2
  • Shadow of the Tomb Raider

بهترین بازی نقش آفرینی

  • Dragon Quest XI
  • Monster Hunter: World
  • Ni no Kuni II
  • Octopath Traveler
  • Pillars of Eternity II: Deadfire

بازی‌های ویدیویی

بهترین بازی مبارزه‌ای

  • BlazBlue: Cross Tag Battle
  • Dragon Ball FighterZ
  • Soulcalibur VI
  • Street Fighter V Arcade Edition

بهترین بازی خانوادگی

  • Mario Tennis Aces
  • Nintendo Labo
  • Overcooked 2
  • Starlink: Battle for Atlas
  • Super Mario Party

بهترین بازی استراتژی

  • The Banner Saga 3
  • Battleteach
  • Frostpunk
  • Into the Breach
  • Valkyria Chronicles 4

بهترین بازی ورزشی

  • FIFA 19
  • Forza Horizon 4
  • Mario Tennis Aces
  • NBA 2K19
  • Pro Evolution Soccer 2019

بهترین بازی چندنفره

  • Call of Duty: Black Ops IIII
  • Destiny 2: Forsaken
  • Fortnite
  • Monster Hunter: World
  • Sea of Thieves

بهترین بازی دانشجویی

  • Combat 2018
  • Dash Quasar
  • JERA
  • LIFF
  • RE: Charge

بهترین بازی مستقل جدید

  • Dount County
  • Florence
  • Moss
  • The Messenger
  • Yoku’s Island Express

بهترین بازی ورزش‌های الکترونیکی (ESPORTS)

  • Counter-Strike: Global Offensive
  • Dota 2
  • Fortnite
  • League of Legends
  • Overwatch

بهترین بازیکن ورزش‌های الکترونیکی

  • Dominique “SonicFox” McLean Echo Fox
  • Hajime “Tokido” Taniguchi
  • Jian “Uzi” Zi-Hao Royal Never Give Up
  • Oleksandr “s1mple” Kostyliev Natus Vincere
  • Sung-hyeon “JJoNak” Bang New York Excelsior

بهترین تیم ورزش‌های الکترونیک (Esports)

  • آسترالیس (Astralis) بازی CS GO
  • کلاود ۹ (Cloud 9) بازی LOL
  • تیم فنتیک (Fnatic) بازی LOL
  • لاندن اسپیت‌فایر (London Spitfire) بازی Overwatch
  • او جی (OG) بازی Dota 2

بهترین مربی ورزش‌های الکترونیک

  • Bok “Reapered” Han-gyu
  • Cristian “ppasarel” Bănăseanu OG
  • Danny “zonic” Sørensen Astralis
  • Dylan Falco Fnatic
  • Jakob “YamatoCannon” Mebdi Team Vitality
  • Janko “YNk” Paunovic MiBR

بهترین رویداد ورزش‌های الکترونیک

  • مسابقات ELEAGUE Major بوستن سال ۲۰۱۸
  • EVO 2018
  • مسابقات جهانی League of Legends
  • لیگ مسابقات جهانی اورواچ
  • The International 2018

بهترین میزبان و مجری ورزش‌های الکترونیک

  • Alex “Goldenboy” Mendez
  • Alex “Machine” Richardson
  • Anders Blume
  • Eefje “Sjokz” Depoortere
  • Paul “RedEye” Chaloner

بهترین تولید کننده محتوای سال

  • Dr. Lupo
  • Myth
  • Winner: Ninja
  • Pokimane
  • Willyrex

نظر شما در مورد انتخاب بهترین بازی سال و یا دیگر شاخه‌ها چیست؟‌ آیا انتخاب God of War به حق بود یا فکر می‌کنید بازی دیگری شایستگی بیشتری داشت؟ نظرات خودتان را حتما با ما به اشتراک بگذارید.

The post بهترین بازی‌های سال ۲۰۱۸ به انتخاب The Game Awards appeared first on دیجیاتو.

God of War بهترین بازی سال شد

عنوان God of War در یک انتخاب غیرمنتظره به عنوان بهترین بازی سال انتخاب شد.

گاد او وار جدا از کسب نمرات بالا از سمت منتقدان، در ضمینه فروش هم فوق العاده عمل کرده و سریع‌ترین فروش را در تاریخ انحصاری‌های سونی را به ثبت رسانده است. دیجیاتو در بررسی ماجراجویی جدید کریتوس و پسرش، به این بازی نمره کامل داد:

همه چیز در غایی ترین حالت خود قرار دارد و توجه دیوانه کننده به جزییات، مسعود فراستی درون هر منتقدی را از پای در می آورد. اینطور نیست که هیچ اشکالی وجود نداشته باشد، چه بازی دیگری می شناسید که هر از چندگاهی یک مشکل کوچک یا بزرگ در آن ظاهر نشود؟ اما تصویر بزرگ تری که سانتا مونیکا از آینده فرنچایز گاد آو وار ارائه کرده به قدری دوست داشتنی و نویدبخش است که مشکل گاه و بی گاه دوربین یا پیچیدگی منوها هیچ اهمیتی در برابرش ندارند. گاد آو وار جدید نسلی تازه از بازی های ویدیویی را بنیان گذاشته است، از دستش ندهید.

God of War توانست جایزه بهترین بازی سال را در حضور رقیب‌های قدرتمندی مانند Red Dead Redemption 2 و اسپایدرمن کسب کند. آیا با انتخاب این بازی به عنوان بهترین بازی سال موافق هستید؟ دیدگاه خود را در بخش نظرات با در میان بگذارید.

The post God of War بهترین بازی سال شد appeared first on دیجیاتو.

بررسی بازی Darksiders 3 ؛ سرنوشت غم‌انگیز سوارکار سوم

ساخت بازی Darksiders 3 پس از اعلام ورشکستگی شرکت THQ در هاله‌ای از ابهام قرار داشت ولی بالاخره پس از انتظارهای طولانی، خبر رسید قصه سومین سوارکار به نام Fury (خشونت) در حال توسعه است و چقدر از این خبر به وجد آمدیم. اما ماجرا اینجاست انتظاراتی که از این بازی ویدیویی داشتیم، با آنچه شاهدش بودیم زمین تا آسمان تفاوت دارد.

مدت‌ها پیش استودیوی Vigil Games به رسم سابق قرار بود قسمت سوم را طراحی کند اما از بد ماجرا شرکت THQ بنا به دلایل مالی به فنا رفت. پس از روی زمین ماندن این بازی ویدیویی به مدت نسبتا طولانی، دارک‌سایدرز توسط شرکتی دیگر دوباره زنده شد و بنا به بودجه اندکی که استودیوی جدیدی به نام Gunfire برای توسعه قسمت سوم این بازی در اختیار داشت، احتمال می‌دادیم بازی Darksiders 3 به بهترین بازی‌ ویدیویی سال ۲۰۱۸ در سبک خودش تبدیل نشود ولی متاسفانه قصه سومین سوارکار، از آنچه فکرش را می‌کردیم ضعیف‌تر ظاهر شد.

قصه بازی Darksiders 3 = صفر x { بازی Darksiders 2 + بازی Darksiders 1 }

بازی darksiders 3

نوبتی هم باشد، نوبتِ قصه سومین سوارکار به نام Fury (خشونت) است. در قسمت نخست با اولین سوارکار، جنگ (War) همراه بودیم که شروع زودهنگام و خارج از موعد آخرالزمان به گردن وی افتاد. اعضای شورای سوخته بالاخره پس از یک قرن در بند کشیدن «جنگ»، به او فرصت جبران دادند تا توازن به هم ریخته را مجدد احیا کند. «جنگ» با شخصیت منفی بازی اول یعنی «ابدون» به یک نبرد تمام عیار پرداخت ولی در نهایت او به این مسئله پی برد که از همان ابتدای ماجراجویی‌اش به بازیچه دست شورای سوخته تبدیل شده بود و خبر نداشته.

  • سازنده: Gunfire Games
  • ناشر: THQ Nordic
  • پلتفرم ها: پی‌سی، پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان
  • پلتفرم بررسی: پی‌سی

«جنگ» به عنوان اولین سوارکار آخرالزمان به شدت تلاش کرد تا نام خودش را از معادله شروع زود هنگام آخرالزمان مبرا کند. به موازات همین جریان، قصه سوارکار دوم یعنی «مرگ» (Death) نیز روایت می‌شود. اما در بازی Darksiders 2 هدف «مرگ» در احیای مجدد نسل بشریت، پاک کردن نام برادرش «جنگ» از نافرمانی و همچنین حفظ دوباره تعادل از «فساد» تعریف شده بود که در یک ماجراجویی دیدنی در دومین بازی از این مجموعه، دومین سوارکار را همراهی کردیم.

و اما قصه سوارکار سوم یعنی «خشونت» به وقایع پیش از بازی اول می‌پردازد. درست همان صد سالی که «جنگ» زندانی شده بود. به همین خاطر این ماجراجویی جدید تا حدودی به حفظ تعادل مرتبط است. «خشونت» می‌بایست هفت گناه کبیره را که از شورای سوخته رهایی یافته بودند و روی زمین پرسه می‌زنند پیدا کرده و آنها را مجدد زندانی کند. «خشونت» توسط شورای سوخته این ماموریت را تنها به یک شرط قبول می‌کند که در صورت موفقیتش، به عنوان رهبر چهار سوارکار و در نقشِ آخرین بازمانده‌های نژاد نفیلیم، سکانِ نبردهای آخرالزمانی را برعهده داشته باشد.

بازی darksiders 3

زیرنویس فارسی بازی darksiders 3 تقریبا از یک کیفیت قابل قبولی بهره می‌برد. هر چند کاملا بی‌عیب و نقص نیست.

داستان در ابتدای ماجرا به نظر هیجان‌انگیز می‌رسد اما هر چه قدر جلوتر می‌رویم، کم کم انتظار داشتیم تا کمی پیچش داستانی یا حتی تغییری در روند قصه‌گویی شکل بگیرد. ولی همه چیز شسته و رفته تا انتها پیش می‌رود و «خشونت» یکی پس از دیگری هفت گناه‌های کبیره را قلع و قمع می‌کند. بالاخره هر قصه‌ای باید شروعی داشته باشد و نقطه اوج و پایانی. بازی Darksiders 3 تنها شروع خوبی از لحاظ داستانی دارد. نه نقطه اوج خاصی دیده می‌شود و نه پایانش درست و حسابی است. قصه سوارکار سوم و چند کاراکتر فرعی به نوعی پایان می‌یابد که تکلیف هیچکدام از شخصیت‌ها به خصوص «خشونت» معلوم نمی‌شود. گویا وسط ساختِ بازی به سازنده‌ها خبر رسید پرونده بازی را سریع جمع کنند. تنها دلیل شتاب‌زده به پایان یافتن ماجرا شاید این موضوع باشد که الباقی ماجرا در بازی Darksiders 4 ادامه پیدا کند. چرا که پس از تیتراژ پایانی، به رسم بازی پیشین با لیلیث و لوسیفر روبه‌رو می‌شویم که چند دیالوگ بین آنها رد و بدل می‌شود و بازی از لحاظ داستانی به طور کل در قسمت سوم به اتمام می‌رسد. گویا در قسمت چهارم، نزاع (Strife) در نقش چهارمین سوارکار قرار است با لوسیفر، مغز متفکر جریان‌های سه بازی دارک‌سایدرز مقابله کند.

شخصیت‌پردازی «خشونت» می‌توانست خیلی بهتر از چیزی باشد که می‌بینیم و باید اعتراف کرد این نقص اساسی، اصلا ربطی به بودجه ندارد. سازنده‌ها در طول مدت قصه می‌توانستند چند چالش اخلاقی پیش روی «خشونت» بگذارند تا همانند دیگر برادرانش، در نقش یک نفیلیم با چارچوب ذهنی ک شورای سوخته برایش ساخته، به مبارزه بپردازد. متاسفانه شخصیت‌پردازی «خشونت» و صد البته گناهان کبیره به شدت ساده، سطحی و تک‌بعدی طراحی شده و این موضوع تقریبا برای بیشتر مخاطبین، حتی کم سن و سال‌ها نیز به راحتی قابل لمس است.

گیم‌پلی Darksiders 3 = بازی Bloodborne – { بازی Demon Souls + بازی Dark Souls }

بازی darksiders 3

واقعیت گیم‌پلی همان چیزی است که در میان‌تیتر، در قالبی ساده و ریاضی‌وار اشاره کردیم. اولین سری این بازی، یک هک‌اند‌اسلش تمام عیار و بی‌نظیر بود. سازنده‌ها در قسمت دوم ماجرا، معادله را با اضافه کردن المان‌های بی‌شمار نقش‌آفرینی عوض کردند. اما استودیوی گان‌فایر در توسعه قسمت سوم بازی Darksiders تصور می‌کرد با رعایت کردن یک تعادل و توازن بین دو کفه اکشن و نقش‌آفرینی می‌تواند به صورت محافظانه‌کارانه، بازی Darksiders 3 را به مرحله تولید برساند ولی باید اقرار کرد اشکالات زیادی به همه جای گیم‌پلی بازی Darksiders 3 وارد است.

اولین عذاب را در همان ابتدای بازی متحمل می‌شوید و پس از درگیری با اولین گناه کبیره و احتمالا اولین مرگ‌تان در بازی، حدس می‌زنید قاعدتا از نزدیک‌ترین نقطه در نقشه، بازی را مجدد دنبال می‌کنید ولی زهی خیال باطل! شما از ابتدای بازی باید ماجراجویی‌تان را دنبال کنید. از طرفی همگام با احیای مجدد سلامتی «خشونت»، هیولاهای موجود در محیط نیز به اصطلاح رسپاون (احیا) می‌شوند. جالب است که پس از دو الی سه بار مُردن، مثل نگارنده این بررسی یاد می‌گیرید که بازی به شما اجبار نکرده تمام دشمنان محیط را قتل عام کنید و این المان متروییدوانیای علنا بی‌خاصیت به شدت تو ذوق می‌زند. چرا که بازی به خاطر نبود چک‌پوینت‌های درست و حسابی، اگر اشتباهی به صورت سهوی از شما سر بزند، شما را با برگرداندن به نقطه‌ای بسیار دور، زجر می‌دهد. مگر قرار بود dark souls بازی کنیم؟

بازی darksiders 3

جزو معدود اماکنی که والگریم تاجر، جای درستی بساطش را پهن کرده. درست دم باس‌فایت.

تنوع دشمنان بازی در نگاه اول خوب به نظر می‌رسد ولی بخش جالب ماجرا اینجاست برای دشمنان معمولی بازی، تنها یک کد یا همان اسکریپت تعریف شده. اگر ضربات شما به هیولاها زیاد و سریع باشد، هیولای مورد نظر وارد فاز دفاعی می‌شود و ضربات «خشونت» در این فاز بی‌فایده است. در نهایت مجبور می‌شوید ثانیه‌ای از فشار دادن دکمه‌ها دست بکشید تا هیولای مورد نظر به شما حمله‌ور شود و سپس با انجام یک جاخالی زمان‌بندی شده، کلکش را یک‌سره کنید. این اسکریپت برای اکثر هیولاهای متعدد دنیای بازی تعبیه شده و واقعا عذاب‌آور است. چرا که انتظار داشتیم در این بازی با کمبو زدن‌های مختلف جگرمان حال بیاید ولی متاسفانه سیستم مبارزات در این بازی تنها به یک سوهان روح در درجات سختی بالاتر تبدیل می‌شود.

با این حال مبارزه با هفت گناه کبیره تا حدودی هیجان‌انگیز است و استفاده از چهار قدرت هاله‌ای که ابراکسیس، ارباب هاله‌ها در روند داستانی به کاراکتر «خشونت» هدیه می‌دهد، از بخش‌های جذاب ماجراست. ولی مشکلی که به شدت روی اعصاب راه می‌رود اینجاست که بنا به سبک بازی‌های نقش‌آفرینی، شما برای استفاده از آیتم‌ها و حتی مهارت‌ِ شفابخشی نفیلیم، باید چند ثانیه در گیر و دار نبرد،  حداقل به مدت ۳ ثانیه صبر کنید تا «خشونت» در کمال آرامش آیتم یا قدرتش را استفاده کند.

از دیگر المان‌های نقش‌آفرینی بازی Darksiders 3 می‌توان به ارتقای سلاح و قدرت «خشونت» اشاره کرد. قدرت‌های قابل ارتقای «خشونت» به سه بخش «سلامتی»، «قدرت فیزیکی» و «قدرت آرکین» تقسیم می‌شود. توصیه می‌کنم برای کمتر عذاب کشیدن در حین نبرد، ابتدا سلامتی «خشونت» را ارتقا دهید و سپس «قدرت آرکین» یا همان آسیب بحرانی (Critical Damage). چرا که در حین تقریبا ۹۰ درصد از نبردهای بازی مجبور می‌شوید به تعداد فراوان جاخالی بدهید. اگر «خشونت» در یک زمان مناسب جاخالی بدهد، این فرصت را دارد تا از ضربات آرکین، برای وارد ساختن آسیب‌های به مراتب بیشتر استفاده کند.

بازی darksiders 3

ای کاش در دنیای بازی، پرتال‌های بیشتری وجود داشت تا دنیای آخرالزمانی را از زوایای دیگری مشاهده کنیم ولی حیف که پشت این دروازه، تنها یک گناه کبیره در انتظار «خشونت» است.

در محیط بازی پازل‌های متعددی نیز طراحی شده که «خشونت» اغلب باید با استفاده از قدرت هاله‌هایش و سکوبازی به مقصود خود برسد. پازل‌ها در مقایسه با بخش مبارزات، جزو معدود المان‌های مثبت این بازی به شمار می‌رود. هر چند این چالش‌های ذهنی در مقایسه با پازل‌هایی که «مرگ» در قسمت قبلی باید راه حل مناسبی برایشان پیدا می‌کرد، بسیار ساده‌تر به نظر می‌رسند.

جدا از تمام ایراداتی که به بازی Darksiders 3 روا داشتیم، باید به این نکته هم اشاره کنیم نبود اسب سوارکار سوم (علی رغم توجیه داستانی) در این قصه به شدت تو ذوق می‌زند. آخر مگر می‌شود تجربه با دو سوارکار قبلی را روی اسب فراموش کنیم؟ البته طراحی مراحل و ماموریت‌ها به گونه‌ایست که نیازی به اسب حس نمی‌کنید ولی اینکه «خشونت» به عنوان سومین سوارکار، از داشتن اسب محروم است به شدت تو ذوق می‌زند.

از منحنی سختی بازی هم دل خوشی ندارم. به عنوان مثال نبرد با «رشک» و حتی «تکبر» با آن چهره مرموزش باید سخت‌تر می‌بود ولی در عمل مبارزه با شکم‌پرستی را شاید بتوان سخت‌‌ترین باس‌فایت این بازی بدانیم. هر گناه کبیره در این بازی همانند بازی‌های نقش‌آفرینی در چند فاز، بسته به میزان کم شدن نوار سلامتی‌شان به «خشونت» حمله‌ور می‌شوند. معمولا در حین اولین رویارویی «خشونت» با هر گناه کبیره، ابتدا مجبور هستید تا هنرنمایی‌هایش را رویت کرده و سپس اگر توفیقی ماند، مقابله با هیولای مربوطه را در پیش بگیرید. این رویه برای از پا در‌آوردن هیولاها چندان آشنا نیست؟

جلوه‌های بصری و صوتی بازی Darksiders 3 = بازی darksiders 2 √ + بازی darksiders 1√

بازی darksiders 3

تنها بخشی که واقعا انتقاد به آن ظالمانه تلقی می‌شود، بخش زیبایی‌شناسی‌های بازی Darksiders 3 است که سازندگان تلاش کردند تا به اصطلاح آرت (Art) بازی جذاب و دل‌نشین باشد. طراحی مراحل به خودی خود بد نیستند و مراحل زیرآب و سرزمین استخوان‌ها در دنیای آخرالزمانی نسخه سوم به نوبه خود بسیار جذاب است ولی در مقایسه با آنچه پیش از این در دو قسمت قبلی دیدیم، تفاوت چشمگیری حس می‌شود.

بازی با آنریل انجین ۴ توسعه یافته و گرافیک ظاهری از یک استاندارد قابل قبولی بهره می‌برد. با این اوصاف بافت‌های محیط، بیش از حد ساده‌ است. دنیای بازی را می‌توان به یک هزارتو تشبیه کرد که «خشونت» پس از دریافت قدرت‌های هاله‌ای جدید می‌تواند به بخش‌های دیگری از نقشه بازی دسترسی پیدا کند. شاید فکر کنید کل نقشه بازی به یک‌باره بارگذاری می‌شود ولی این اتفاق رخ نمی‌دهد. هر از گاهی در بخشی از محیط، دالانی وجود دارد که با ورود «خشونت» به آنها، دوربین از حالت سوم شخص به اول شخص تغییر پیدا می‌کند. در همین حین که ما به آرامی در دالان مورد نظر به جلو حرکت می‌کنیم، محیط بعدی بازی بارگذاری می‌شود. این موضوع را از این جهت اشاره کردم تا به این گزاره خبری برسم: سازندگان از قدرت‌های واقعی آنریل انجین ۴ استفاده نکرده‌اند.

قطعات موسیقی حماسی موجود در بازی به فضاسازی‌های آخرالزمانی به شدت کمک‌ می‌کنند. قطعاتی هر چند کوتاه و اندک از لحاظ عددی که حکم یک یخ‌ در بهشت خوشمزه را دارند. توصیه می‌کنم اگر در حین تجربه بازی Darksiders 3 از گیم‌پلی‌ این بازی حرص‌تان گرفته، برای چند لحظه هم شده ماجراجویی‌تان را به حال خود رها کنید تا اندکی موسیقی به مغز خسته شما نفوذ کند. بلکه از میزان خشونتی که به واسطه «خشونت» در بازی darksiders 3 به شما تحمیل شده، کاسته شود.

با این تفاسیر بازی Darksiders 3 ارزش تجربه کردن ندارد؟

بازی Darksiders 3

به عنوان گیمری که دو نسخه پیشین را به اتمام رسانده و به شدت به قصه چهار سوارکار انجیل علاقه‌مند است، پس از خاتمه ماجراجویی «خشونت»، نه آنچنان خشنود و خوشحال و مشعوف شدم و نه آنقدر کلافه و عصبی از اینکه این بازی از لحاظ کیفی به شدت معمولی است. اگر مثل نگارنده بررسی بازی Darksiders 3 اعصاب پولادینی دارید، با خیالی آسوده به سراغ این بازی بروید. هر چند باید سطح انتظاراتتان را به شدت پایین بیاورید تا مثل بسیاری از گیمرها تو ذوق‌تان نخورد. با این حال معتقدم ما فارسی‌زبان‌ها تنها به خاطر اینکه بازی Darksiders 3 اولین بازی ویدیویی بین‌المللی است که از زیرنویس فارسی بهره می‌برد، برای خرید این بازی ویدیویی هجوم می‌بریم.


  • موسیقی‌های حماسی
  • جلوه‌های هنری به ظاهر خوب
  • فضاسازی‌های جذابِ آخرالزمانی
  • پازل‌های متنوع و جالب
  • تنوع نسبتا قابل قبول دشمن‌های بازی
  • شخصیت‌پردازی بسیار ساده و سطحی «خشونت»
  • قصه‌ای کسل‌کننده به همراه پایانی بسیار ضعیف
  • نبود یک سیستم چک پوینت کارآمد
  • منحنی سختی بازی درست از آب درنیامده

The post بررسی بازی Darksiders 3 ؛ سرنوشت غم‌انگیز سوارکار سوم appeared first on دیجیاتو.

چیزی تا آغاز The Game Awards 2018 باقی نمانده؛ برای معرفی بهترین‌های سال آماده شوید

اگر طی روزهای اخیر اخبار مربوط به بازی های ویدیویی را دنبال کرده باشید، قطعا برای آغاز مراسم The Game Awards 2018 که تا ساعاتی دیگر آغاز می‌شود هیجان زده خواهید بود؛ مراسمی که نه تنها به خاطر معرفی بهترین بازی‌های سالی که گذشت، بلکه به خاطر انتشار اطلاعات جدیدی در رابطه با عناوین مورد انتظار همه چشم‌ها را معطوف به خود نگه داشته است.

از برگزارکنندگان تا محتوای مراسم

مراسم The Game Awards 2018

اولین دوره گیم آواردز با فرمت فعلی ازسال ۲۰۱۴ شروع به پخش کرد. پیش از این و به مدت ۱۱ سال، این مراسم توسط شبکه Spike برگزار می‌شد و Spike Video Game Awards نام داشت. با توجه به سیستم رای گیری و محبوبیتی که این مراسم طی سال‌های اخیر پیدا کرده است، بسیاری گیم آواردز را معادل جایزه اسکار برای بازی‌های ویدیویی می‌دانند.

طی سال‌های اخیر، گیم آواردز از یک مراسم منحصر به معرفی بهترین بازی‌های سال میلادی به محلی برای رونمایی و انتشار تریلر  و اطلاعات هیجان انگیزی از بازی‌های مورد انتظار تبدیل شده و بسیاری از کمپانی‌های بزرگ بازی‌سازی، از پتانسیل و تعداد بیننده‌های بالای این مراسم برای معرفی بازی جدید خود استفاده می‌کنند.

مغز متفکر این مراسم و تهیه کننده The Game Awards یک روزنامه‌نگار با سابقه حوزه بازی‌های ویدیویی با نام جف کیلی است. طبق اعلام کیلی، طی مراسم The Game Awards 2018 امسال باید منتظر رونمایی از ۱۰ بازی جدید باشیم.

سیستم رای گیری در مراسم امسال تلفیقی از حضور اهالی دنیای بازی و روزنامه‌نگاران این حوزه بوده و در این بین، نظر کاربران بازی‌ها نیز با ضریب ضعیف‌تری اعمال می‌شود. به گفته برگزار کنندگان گیم‌آوادرز دلیل استفاده از این تلفیق، نزدیک شدن به میانگینی از نظر کارشناسی و همزمان توجه به خواسته گیمرها بوده است. تا به جای این کار و هنگام معرفی نامزدها، واکنش‌ها نسبت به لیست نامزدها نشان داد که کاربران و منتقدان بازی‌های ویدیویی از این سیستم راضی بوده‌اند.

چه بازی‌هایی در مراسم The Game Awards 2018 نمایش دارند؟

جف کیلی در یکی از جدیدترین گفتگوهای خود اعلام کرده که ۱۰ بازی در مراسم امسال رونمایی خواهند شد. در حال حاضر لیست دقیق این ۱۰ بازی مشخص نیست اما تا به این جای کار می‌دانیم که به احتمال زیاد باید منتظر معرفی نسخه‌ جدیدی از سری بازی‌های فار کرای و دراگون ایج بوده، تریلری از ریمستر کرش تیم ریسینگ ببینیم و در نهایت منتظر دریافت اطلاعات بیشتری در مورد عناوینی همچون انتم باشیم.

کمپانی کپکام حضور عنوان مورد انتظار خود یعنی Devil May Cry 5 را در این مراسم تایید کرده و شایعاتی در مورد حضور انحصاری پر سر و صدای پلی استیشن ۴ یعنی بازی Death Stranding هم شنیده می‌شوند. از دیگر شایعات هیجان انگیز در رابطه با این مراسم به احتمال رونمایی از Metroid Prime 4 و نسخه جدید سری مورتال کمبت برمی‌گردد. همچنین و با توجه به شعار مراسم امسال یعنی Worlds will change که به آنتاگونیست معروف سری بیگانه مربوط می‌‌شود،  احتمال معرفی نسخه جدیدی از این فرنچایز هم وجود دارد.

علاوه بر معرفی بازی‌های جدید و انتشار تریلر از عناوین مورد انتظار، طی گیم آواردز ۲۰۱۸ باید منتظر حضور انتشار اطلاعات جدیدی از بازی‌های از پیش عرضه شده‌ای مانند فورتنایت هم باشند. اپیک گیمز به عنوان سازنده این پدیده سال ۲۰۱۸ دنیای بازی‌ها اعلام کرده که طرفداران فورتنایت در مراسم The Game Awards 2018 باید منتظر انتشار اطلاعات هیجان انگیزی در رابطه با این بازی باشند.

چه افرادی مراسم The Game Awards 2018 حاضر می‌شوند

یکی از هیجان انگیزترین بخش‌های مراسم بامداد امروز به حضور تعدادی زیادی از افراد شناخته شده حوزه ویدیو گیم و حتی سینما برمی‌گردد. یک و در واقع دو نفر از شناخته شد‌ه‌‌ترین مهمان‌های مراسم برادران دافر سازندگان سریال شناخته شده Stranger Things هستند. جوزف فارس سازنده دوست داشتنی بازی A Way Out نیز یکی دیگر از اهدا کنندگان جوایز در TGA امسال خواهد بود.

جونا هیل بازیگر سرشانس هالیوود که سابقه صداگذاری در بازی قبلی راک‌استار یعنی GTA V را دارد هم به عنوان مهمان در گیم آوادرز حضور پیدا می‌کند. لورن بلف، آهنگساز بازی‌هایی مانند Call of Duty: Modern Warfare 2 و Assassin’s Creed III هم در این مراسم هنرنمایی می‌کند.شاید شناخته شده ترین نام حاضر در گیم‌آواردز امسال آهنگساز شناخته دنیای سینما و ویدیو گیم، هانس زیمر باشد.

قرار است تعدادی از استریمرهای شناخته شده هم در این مراسم حاضر شوند و شاید تنها فردی که غیبتش را در TGA 2018 حس خواهیم کرد، سازنده سری متال گیر و عنوان مورد انتظار Death Stranding یعنی هیدئو کوجیما است.

چیزی تا تغییر دنیا باقی نمانده

ساعت ۵ بامداد فردا مراسم The Game Awards 2018 آغاز خواهد شد. در حال حاضر عناوین زیر برای دریافت جایزه بهترین بازی سال کاندید شده‌اند:

می‌توانید به صورت زنده اخبار مرتبط با این مراسم را از سایت و کانال تلگرام دیجیاتو دنبال کنید. به نظر شما بهترین بازی سال ۲۰۱۸ کدام یک از عناوین بالا است؟‌ منتظر معرفی کدام یکی از بازی‌های مورد انتظار خود هستید؟

The post چیزی تا آغاز The Game Awards 2018 باقی نمانده؛ برای معرفی بهترین‌های سال آماده شوید appeared first on دیجیاتو.