بررسی بازی Super Mario Party؛ تجربه‌ای دلنشین برای دورهمی‌های دوستانه

دیگر به کلیشه تبدیل شده که بگویم نینتندو در ایران خیلی طرفدار سینه چاک ندارد و مردم بیشتر ترجیح می‌دهند در خانه‌هایشان پای پلی‌استیشن ۴ بنشینند تا سوییچ. بله این یک واقعیت ناراحت کننده‌ است. ناراحت کننده نه به خاطر طرفداری و تعصب افراطی بعضی‌ها. اصلا طرفدار بودن به هیچ وجه بد نیست و اتفاقا خیلی از فروش خوبی هم که کنسول‌های امروزی می‌کنند به خاطر همین طرفداری‌هاست.

اما این قضیه ناراحت کننده است چون طرز نگاه به قضایای مختلف کاملا صفر و یکی است؛ این بد است و آن خوب. اصحاب رسانه‌ای که سرشان به تنشان می‌ارزد و می‌دانند چرا باید از نینتندو تعریف و تمجید کرد به سطوح آمدند آنقدر زیر پست‌های خبری یا بررسی بازی‌ها نینتندو خواندند که این بازی‌ها برای بچه‌هاست و کسی سراغشان نمی‌رود.

بگذارید با صراحت با شما صحبت کنم و بگویم اگر چنین طرز فکری دارید سخت در اشتباهید. به قول سهراب سپهری چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید. نینتندو جادویی دارد که تا از نزدیک لمسش نکنید نمی‌توانید درک کنید که دارم در مورد چه چیزی حرف می‌زنم.

  • سازنده: نینتندو
  • ناشر: نینتندو
  • پلتفرم ها: نینتندو سوییچ
  • پلتفرم بررسی: نینتندو سوییچ

حتی برادر کوچک‌تر من هم که از بچگی کنترلری به جز کنترلر اکس باکس و پلی‌استیشن در دست نگرفته‌ بود از وقتی که نینتندو سوییچم را به خانه آوردم فهمیده که واقعا بازی‌های نینتندو یک تفاوت خاص با دیگر بازی‌ها دارند.

جادوی نینتندو کاری می‌کند که کنار هم جمع شویم و از بازی کردن لذت ببریم. تقریبا همه بازی‌های نینتندو را می‌شود باهم بازی کرد. به جز زلدا که شاید واقعا امکانش نبود، نینتندو کاری کرد که سوییچ دارها بتوانند حتی ماریو ادیسه را هم با دیگران بازی کنند و یکی ماریو بشود و دیگری کپی.

ساخته جدید نینتندو هم  از این قضیه مستثنی نیست. سوپر ماریو پارتی آمده که دوباره مانند سابق شما و دوستانتان را کنار هم جمع کند و ساعت‌ها با مینی گیم‌های جذابش سرگرمتان کند. کنار هم جمع شدنی که واقعا لذتی معرکه دارد و نمی‌شود اهل بازی کردن باشید و تجربه‌اش نکنید.

البته اگر تا حالا اسم ماریو پارتی به گوشتان نخورده و همین الان دارید در متاکریتیک دنبال نمره‌اش می‌گردید بهتر است یا صفحه این متن را ببندید و دیگر از خواندن دست بکشید یا برای یک بار هم که شده بیخیال نمره متاکریتیک شوید و بیایید در مورد سرگرم کننده بودن حرف بزنیم.

بگذارید اصلا خیالتان را راحت کنم ماریو پارتی‌ها هیچ وقت نمره بالایی از منتقدین نگرفته‌اند. همیشه از نظر منتقدین یا بازی‌های متوسطی بودند یا به شدت بد. هیچ وقتم نمره متایشان فراتر از ۷۹ نرفته و شاید همین موضوع باعث شود که فکر کنید این سری بازی‌ها به هیچ وجه بازی‌های خوب و سرگرم کننده‌ای نیستند.

اما این طور نیست. ماریو پارتی‌ها هیچ وقت نیامدند که نمره بالا از منتقدین بگیرند. اصلا نیازی به گرفتن نمره بالا هم ندارند و حتی شاید نقد کردنشان هم کار درستی نباشد. بشخصه عقیده دارم که حتی بررسی و نمره دادن به بازی‌هایی چون فیفا و PES هم کار چندان درستی نیست.

به هر حال، فوتبال جذابیت خاص خودش را دارد و هر نمره‌ای هم که من و امثال من به فیفا یا PES بدهیم باز هم مردم آن‌ها را دوست دارند و بی‌توجه به بررسی‌ها، بازیشان می‌کنند. پس شاید خواندن یک مقایسه که فیفا بهتر است یا PES، کافی باشد تا مخاطب تصمیم بگیرد با وضع اقتصادی فعلی به سراغ کدام بازی برود.

ماریو پارتی هم دقیقا چنین خصایصی دارد. اصلا مهم نیست که چقدر خوش ساخت و با کیفیت است یا اینکه اصلا از نظر فنی و هنری، گرافیک خوب و قابل قبولی دارد یا نه. مهم این است که در سرگرم کننده بودن چیزی کم نمی‌گذارد و اگر چند نفره به پایش بنشینید مطمئنا گذر زمان را حس نخواهید کرد.

البته چند مورد ایراد جزئی در بازی وجود دارد که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهم کرد اما متن را با این رویکرد بخوانید که نمره متاکریتیک در مورد چنین عنوانی خیلی مهم نیست و داریم در مورد سرگرم کننده بودن صحبت می‌کنیم. به طور کلی ماریو پارتی‌ها بازی‌هایی هستند که پر شده‌اند از مینی گیم‌های کوچک و منحصر به فرد. هر مینی گیم قوانین و مقررات خاص خودش را دارد و گیمر در آن‌ها باید با سه نفر دیگر که می‌توانند انسان واقعی یا هوش مصنوعی باشند رقابت کند.

در این بین نه داستانی پیدا می‌شود و نه از ماجراجویی خبری هست. تنها هدف کلی این است که گیمر با دیگران به رقابت بپردازد و سعی کند در هر مینی گیم پیروز میدان باشد. شاید کراش بش را که روی کنسول خاطره انگیز پلی‌استیشن عرضه شده بود به یاد داشته باشید.

ماریو پارتی‌ها هم دقیقا همانند کراش بشی هستند که نزدیک به بیست سال پیش تجربه‌اش کردیم. تازه با این تفاوت که کراش بش خیلی بازی قدرتمندی هم نبود و در اصل کپی ناقصی از اولین ماریو پارتی به حساب می‌آمد که در سال ۱۹۹۹ و یک سال قبل از عرضه کراش بش منتشر شده بود. اما با تمام این اوصاف انحصاری پلی‌استیشن تبدیل به اثری شد که همه دوستش داشتند.

کراش بش درست یک سال پس از اولین ماریو پارتی عرضه شد و نتوانست آنطور که باید و شاید نظر منتقدین را جلب کند. با این حال بازی اثری دوست داشتنی بود.

ماریو پارتی‌ها نیز خوب یا بد بی شباهت به کراش بش نیستند. هدف از تولید چنین بازی‌هایی سرگرم کردن مخاطب است و در این راه توسعه‌دهندگان هر چه در چنته دارند را رو می‌کنند. سوپر ماریو پارتی نینتندو سوییچ نیز دقیقا پا در همین مسیر گذاشته با این تفاوت که بعد از سال‌ها نینتندو توانسته نظر منتقدین را هم نسبتا جلب کند تا شاهد نقدهای مثبت زیادی از بازی باشیم.

با انتخاب کاراکترها و ورود به نقطه آغازین بازی، سوپر ماریو پارتی شما را در محیطی فستیوال شکل قرار می‌دهد و چهار انتخاب در مقابلتان می‌گذارد. این انتخاب‌ها به چهار حالت بازی مختلف خلاصه می‌شوند که می‌توان با تجربه‌ آن‌ها با مینی گیم‌ها و مکانیزم بازی کردنشان آشنا شد.

البته از همان ابتدا هم می‌توانید یک راست به سراغ مینی گیم‌ها بروید و با دوستانتان به رقابت بپردازید اما نینتندو این اجازه را به طور تمام و کمال در اختیارتان نمی‌گذارد و با قفل کردن برخی مینی گیم‌ها که بعضا جذاب‌هایشان هم هستند مجبورتان می‌کند به بازی کردن آن چهار حالتی که همین چند خط پیش برایتان گفتم بنشینید.

چهار حالت قابل بازی سوپر ماریو پارتی عبارتند از: ماریو پارتی، پارتنر پارتی، ریور سوروایول و ساوند استیج. قدم گذاشتن در هر یک از این حالت‌ها قوانین و قواعد خاص خودشان را دارند. مثلا در ریور سوروایول که اولین بار است سر و کله‌اش در سری پیدا شده باید در زمانی محدود یک قایق بادی چهار نفره را به مقصد‌های مختلفی برسانید.

در این راه بادکنک‌هایی هم سر راهتان سبز می‌شوند که با گرفتنشان به دنیای مینی‌ گیم‌هایی برده می‌شوید که باید با همکاری در آن‌ها امتیاز کسب کنید و برای رساندن قایق به مقصد، زمان بیشتری بخرید. مینی گیم‌های این چنینی بازی در یک کلام عالی از آب درآمده‌اند و بازی کردنشان در کنار هم لذت بخش و هیجان انگیز است.

از طرفی پارو زدن در قایق نیز به لطف استفاده درستی که بازی از سنسورهای حرکتی جویکان‌ها برده، تبدیل به تجربه دلنشینی شده که خسته کننده و کسالت بار نمی‌شود. فقط ای کاش در این رودخانه پر خروش محتوای بیشتری قرار می‌گرفت تا ارزش تکرار آن کمی بیشتر می‌شد. با این حال، سوپر ماریو پارتی برای کسانی که چندین ساعت در قایق بوده‌اند و می‌خواهند که دیگر پارو‌هایشان را آویزان کنند، یک سری بورد گیم جذاب هم دارد.

بورد گیم‌ها در حالت ماریو پارتی سر و کله‌شان پیدا می‌شود و جزو بخش‌هایی از بازی هستند که رقابت در آن‌ها حرف اول و آخر را می‌زند. با ورود به حالت ماریو پارتی، چند بورد گیم مختلف پیش رویتان ظاهر می‌شود که باید در هر صورت برای تکمیل بازی حداقل برای یک بار هم که شده سری به آن‌ها بزنید.

تقریبا قواعد بازی کردن بورد گیم‌ها ساده‌ است. مسیر‌های نه چندان پر پیچ و خمی پیش رویتان قرار می‌گیرد که باید با ریختن تاس آن‌ها را پشت سر بگذارید. پس از هر دور تاس ریختن نیز نوبت به بازی کردن یک مینی گیم‌ رقابتی خاص می‌رسد که باید سعی کنید در آن بر دیگر رقبا غلبه کنید و سکه بیشتری برای ادامه مسیر به دست آورید.

مثلا در یکی از این مینی گیم‌ها که بشخصه خیلی دوستش دارم باید جلوی دوربین عکاس‌ها ظاهر شوید و نگذارید که دیگران در قاب تصویر ژست درستی بگیرند. هر چه به لنز دوربین نزدیک‌تر باشید امتیاز بیشتری خواهید گرفت و تا رسیدن به عکاس بعدی می‌توانید تا دلتان می‌خواهد دیگران را کتک بزنید و مانع حضورشان در عکس‌ها شوید.

دور هم بازی کردن این مینی گیم‌ها حس دلنشینی دارد و محال است کسی پیدا شود که نتواند از آن‌ها لذت ببرد. با بردن هر مینی گیم بازیکنان دوباره به صفحه بورد گیم‌ها برده می‌شوند و ادامه رقابتشان را از سر می‌گیرند. این رقابت تا جایی ادامه پیدا می‌کند که تعداد دورهای تعیین شده برای بازی به پایان برسد و هر کس که بیشترین ستاره را دریافت کرده باشد پیروز میدان خواهد بود.

در کل بورد گیم‌های سوپر ماریو پارتی با اینکه خیلی کوچک‌اند اما جذابیت بسیاری دارند و برعکس حالت‌های دیگر می‌توان چندین و چند بار در کنار افراد مختلف تجربه‌شان کرد. با این حال، تنها ایرادشان این است که در خود بورد گیم‌ها چندان موانع درست و درمانی گنجانده نشده که گیمر بخواهد برای از پیش رو برداشتن آن‌ها به زحمت بیفتد.

روند حالت پارتنر پارتی نیز همانند حالت ماریو پارتی دنبال می‌شود با این تفاوت که این بار به دو تیم مختلف تقسیم می‌شوید و باید در کنار شریک خود به رقابت بپردازید. به لطف این موضوع مکانیزم قدم گذاشتن در بورد گیم‌ها کمی تغییر می‌کند و باید اندکی وقت بگذارید و نحوه صحیح بازی کردن را یاد بگیرید.

با این حال اگر بخواهم رک باشم باید بگویم که بدترین بخش سوپر ماریو پارتی همین حالت پارتنر پارتی است. متاسفانه این بخش نه چالش برانگیز است و نه قدرت سرگرم کنندگی بالایی دارد. آنقدر ساده‌ است که خیلی راحت می‌شود از کنار موانعش گذشت و بازی را به ساده‌ترین شکل ممکن و از روی شانس و اقبال پیش برد و پیروز شد.

اما این نقص نسبتا بزرگ در جایی جبران می‌شود که شاید حتی فکرش را هم نکنید. بله در مورد ساوند استیجی صحبت می‌کنم که تا اینجای متن هنوز به آن نپرداخته‌ام. ساوند استیج حالتی سریع و سرگرم کننده‌ایست که پر شده از مینی گیم‌های رقابتی ریتمیک. موسیقی نقش اول را در این مینی گیم‌ها ایفا می‌کند و باید سر ضرب‌های هر موزیکی که در حال گوش دادنش هستید به انجام یک سری کار خاص بپردازید.

همین بازی با موسیقی و انجام مینی گیم‌های بامزه، بخش ساند استیج را به یکی از دلنشین‌ترین حالت‌های سوپر ماریو پارتی تبدیل کرده و فقط کافیست یک بار تجربه‌اش کنید تا مدام دلتان هوس لذت نابش را بکند. در کل ماریو پارتی یک تجربه چند نفره عجیب و دوست داشتنی است که شاید این روزها مثل آن را نتوانید پیدا کنید.

تازه زمانی هم که بازی تکمیل شود، ۸۰ مینی گیم مختلف و جذاب در بخش مینی‌گیمز خواهید داشت که می‌توانید به روش‌های مختلف با دوستانتان بازیشان کنید. همه مینی گیم‌ها در نوع خود بی‌نظیرند اما یک مشکل بزرگ دارند. به طور کلی نینتندو نمی‌خواسته که بازی فراتر از چیزی که همیشه بوده برود. به همین خاطر مینی گیم‌ها را طوری طراحی کرده که فقط چهار نفر بتوانند به طور همزمان با هم به رقابت بپردازند.

این در حالیست که برخی بازی‌ها را می‌شود با متصل کردن دو کنسول به هم بازی کرد و جا داشت که این چالش‌ها حتی ۸ نفره هم بازی شوند. اما این اتفاق متاسفانه رخ نداده و حتی اگر دو کنسول هم در اختیار داشته باشید، بازی مجبورتان می‌کند در قالبی چهار نفره به رقابت بپردازید.

این جزو ایرادات بزرگ بازیست و متاسفانه چیزی هم نیست که بشود با یک سری آپدیت برطرفش کرد. اما ماریو پارتی، خوبی کم ندارد و اگر در جزئیات بازی ریز بشوید حتی از خوب بودن نسبی هوش مصنوعی نیز متحیر خواهید شد. انصافا هوش مصنوعی در بسیاری مواقع عملکرد خوبی دارد و کم‌تر اشتباه در رفتارش دیده می‌شود.

نمایی از تمام مینی گیم‌های سوپر ماریو پارتی.

این‌ خوبی‌ها را با موسیقی و گرافیک دوست داشتنی خاص نینتندو تصور کنید تا بفهمید ماریو پارتی واقعا ارزش بازی کردن دارد و می‌تواند برای ساعت‌ها شما و دوستانتان را سرگرم کند. مگر آنکه کسی را نداشته باشید که همراهش بازی کنید. آن وقت اگر کلا بیخیالش شوید و به سراغش نروید بهتر است.


  • ۸۰ مینی گیم متنوع و فوق‌العاده
  • بخش ساوند استیج
  • هوش مصنوعی
  • گرافیک دوست داشتنی
  • تجربه رقابتی چهار نفره
  • محدود بودن مینی گیم‌ها به چهار بازیکن
  • کمبود محتوای کافی برای بخش سوروایول ریور
  • موانعی که دور زدنشان در بخش پارتنر پارتی کاری ندارد
  • عدم وجود موانع درست و حسابی در بورد گیم‌ها

The post بررسی بازی Super Mario Party؛ تجربه‌ای دلنشین برای دورهمی‌های دوستانه appeared first on دیجیاتو.

بهترین بازیکنان جوان فیفا ۱۹ را اینجا ببینید؛ مربیگری با کم‌ترین هزینه

حتی اگر الکترونیک آرتز تغییرات مهمی را در مربیگری فیفای جدید اعمال نکرده باشد، بازهم این بخش یکی از پرطرفدارترین حالت‌های بازی محسوب خواهد شد که می‌تواند برای مدتی طولانی شما را سرگرم کند. یکی از دغدغه‌های اصلی افرادی که علاقه‌مند به بخش مربیگری فیفا هستند به پیدا کردن بازیکنان جوان با استعداد برای تیم برمی‌گردد و به همین دلیل شناختن بهترین بازیکنان جوان فیفا ۱۹ بسیار مهم است.

بهترین بازیکنان جوان فیفا ۱۹

استودیو EA Sport همیشه سابقه خوبی در شناسایی استعدادهای فوتبال و شبیه‌سازی آن‌ها در نسخه‌های سالانه فیفا دارد و بازیکنان جوان و با استعداد فیفا ۱۹ نیز بر اساس عملکرد خود طی فصل گذشته بازی‌ها مشخص شده‌اند. مطابق انتظار، کیلیان ام‌باپه به عنوان یکی از کاندیدهای اصلی کسب جایزه بهترین بازیکن سال و برنده جام جهانی با اختلاف زیاد نسبت به سایر بهترین بازیکنان جوان فیفا ۱۹ با امتیاز ۸۷ در صدر این لیست قرار دارد.

لیست زیر شامل بهترین بازیکنان جوان بازی می‌شود که البته با توجه به امتیاز پتانسیل متفاوتی که هر کدام از‌ آن‌ها دارند، ممکن است با گذشت زمان در بخش مربیگری بازی، ساختار این جدول تغییر کند.

  • Kylian Mbappé – ۸۷
  • Gabriel Jesus – 83
  • Malcom – 83
  • Gianluigi Donnarumma – 82
  • Ousmane Dembélé – ۸۲
  • Leon Bailey – 82
  • Marcus Rashford – 81
  • Matthijs de Ligt – 80
  • Youri Tielemans – 80
  • Onyinye Ndidi – 80
  • Oyarzabal – 80

به طور کلی هر کدام از بازیکنان بخش مربیگری دارای امتیاز پتانسیلی هستند که حداکثر قدرتی که آن‌ها طی چندفصل و در صورت عملکرد خوبشان در زمین مسابقه به آن می‌رسند را مشخص می‌کند. استفاده حداکثری از این امتیاز پتانسیل و حتی کمی فراتر از آن به بازی دادن شما به این بازیکن جوان، استفاده از  او در تمرین‌ها، مصدوم نشدن و بعضی از موارد دیگر بستگی دارد.

چگونه از پتانسیل بهترین بازیکنان فیفا ۱۹ باخبر شویم

در ادامه این مطلب پتانسیل و امتیاز بازیکنان جوان با استعداد فیفا ۱۹ را مشخص خواهیم کرد اما شما نیز با استفاده از استعدادیاب‌های بخش مربیگری می‌توانید به امتیاز فعلی و پتانسیل بازیکنان پی ببرید. این امکان وجود دارد که به استعدادیاب خود دستور دهید که بر اساس چند پارامتر خاص مانند سن، پست و بعضی از مهارت‌ها بازیکن مورد نظر شما را پیدا کند.

هر چقدر که استعدادیاب‌های بهتری داشته باشید، بازیکنان بهتر و با استعدادتری پیدا خواهید کرد و مدت زمان شناسایی آن‌ها نیز کوتاه‌تر خواهد شد. با توجه به این‌که از همان فصل اول بخش مربیگری تعدادی زیادی بازیکن بااستعداد جدید توسط باشگاه‌های مختلف پیدا می‌شوند، بهتر است که بخش استعدادیابی را جدی بگیرید.

بهترین بازیکنان جوان فیفا ۱۹ در پست دروازه‌بانی

جان لوئیجی دونامورا هنوز هم بهترین گزینه جوان و آینده‌دار برای دروازه‌بانی محسوب می شود. اما همان‌طور که احتمالا می‌دانید، ایتالیا طی سال‌های اخیر استعدادهای فوق‌العاده‌ای را در پست دروازه‌بانی پرورش داده و بهترین بازیکنان جوان فیفا ۱۹ در بخش دروازه‌بانی را هم اکثرا گلرهای کم سن و سال لیگ این کشور تشکیل داده‌اند.

لیگ باشگاه بازیکن سن پست بهترین امتیاز ممکن امتیاز فعلی میزان پیشرفت
بوندس لیگا بایرن مونیخ Früchtl, Christian ۱۸ GK ۸۶ ۶۵ ۲۱
سری آ ایتالیا فیورنتینا Drągowski, Bartłomiej ۲۱ GK ۸۶ ۷۱ ۱۵
سری آ ایتالیا ناپولی Meret, Alex ۲۱ GK ۸۸ ۷۵ ۱۴
سری آ ایتالیا فیورنتینا Lafont, Alban ۱۹ GK ۸۹ ۷۷ ۱۲
سری آ ایتالیا میلان Donnarumma, Gianluigi ۱۹ GK ۹۴ ۸۲ ۱۲

بهترین بازیکنان جوان فیفا ۱۹ در پست دفاع

در بخش‌ بهترین مدافعان جوان فیفا ۱۹ بازیکنان وجود دارند که از همان ابتدا امتیاز بالایی داشته و به کمک شما خواهند آمد و برخی دیگر نیز قیمت ارزان‌تری داشته و با گذشت زمان و چند فصل به یک گزینه مطمئن در خط دفاعی تبدیل خواهند شد.

لیگ باشگاه بازیکن سن پست بهترین امتیاز ممکن امتیاز فعلی میزان پیشرفت
بوندس لیگا بایرن لورکوزن Retsos, Panagiotis ۲۰ CB ۸۵ ۷۵ ۱۳
لالیگا رئال مادرید Vallejo ۲۰ CB ۸۵ ۷۸ ۸
دسته یک انگلستان فولام Sessegnon, Ryan ۱۸ LB ۸۵ ۶۶ ۱۹
دسته یک اسپانیا بارسلونا بی Cucurella ۲۰ LB ۸۵ ۶۹ ۱۸
لالیگا رئال سوسیداد Hernández, Theo ۲۰ LB ۸۵ ۷۶ ۱۰
بوندس لیگا لازپیگ Upamecano, Dayot ۱۹ CB ۸۶ ۷۶ ۱۷
لالیگا سویا Gnagnon, Joris ۲۱ CB ۸۶ ۷۷ ۱۱
لیگ برتر انگلستان کریستال پالاس Fosu-Mensah, Timothy ۲۰ RB ۸۶ ۷۴ ۱۲
لیگ یک فرانسه تولوز Amian Adou, Kelvin ۲۰ RB ۸۶ ۷۵ ۱۳
بوندس لیگا بایرن لورکوزن Henrichs, Benjamin ۲۱ RB ۸۶ ۷۶ ۱۰
لیگ برتر انگلستان وست‌هم Diop, Issa ۲۱ CB ۸۷ ۷۶ ۱۱
لیگ سطح اول هلند آژاکس de Ligt, Matthijs ۱۹ CB ۸۹ ۸۰ ۱۳

بهترین بازیکنان جوان فیفا ۱۹ در پست هافبک

یوری تیلمانس چندسالی می شود که با استعدادترین بازیکن هافبک نسخه‌های مختلف سری فیفا بوده و می‌تواند برای مدتی طولانی خط میانی تیم شما را بیمه کند. عثمان دمبله، هافبک جوان بارسلونا هم گزینه فوق‌العاده‌ای برای سمت راست محسوب می‌شود ولی از آن‌جایی که او به تازگی قراردادی را با باشگاه بارسلونا امضا کرده خریدنش بسیار دشوار است.

لیگ باشگاه بازیکن سن پست بهترین امتیاز ممکن امتیاز فعلی میزان پیشرفت
لیگ یک فرانسه موناکو Mboula, Jordi ۱۹ RM ۸۵ ۷۰ ۱۷
لیگ پرتغال بارگا Bruno Xadas ۲۰ RM ۸۵ ۷۴ ۱۱
لیگ برتر انگلستان اورتون Richarlison ۲۱ LM ۸۵ ۷۷ ۱۲
لیگ برتر انگلستان اورتون Davies, Tom ۲۰ CM ۸۵ ۷۵ ۱۲
بوندس لیگا بایرن لورکوزن Bailey, Leon ۲۱ LM ۸۶ ۸۲ ۱۰
سری آ ایتالیا ساسالو Locatelli, Manuel ۲۰ CDM ۸۶ ۷۵ ۱۲
بوندس لیگا اشتوتگارت Ascacibar, Santiago ۲۱ CDM ۸۶ ۷۸ ۱۳
لیگ یک فرانسه لیون Ndombele, Tanguy ۲۱ CDM ۸۶ ۷۸ ۱۴
لیگ دسته یک انگلستان ولورهمپتون Rúben Neves ۲۱ CDM ۸۶ ۷۹ ۹
لیگ برتر انگلستان لستر سیتی Ndidi, Onyinye ۲۱ CDM ۸۶ ۸۰ ۹
لالیگا گیرونا Douglas Luiz ۲۰ CM ۸۶ ۷۳ ۱۳
بوندس لیگا بایرن مونیخ Renato Sanches ۲۱ CM ۸۶ ۷۵ ۱۰
سری آ ایتالیا کالیاری Barella, Nicolò ۲۱ CM ۸۶ ۷۶ ۱۶
بوندس لیگا بورسیا مونشنگلادباخ Zakaria, Denis ۲۱ CM ۸۶ ۷۷ ۱۴
سری آ ایتالیا میلان Kessié, Franck Yannick ۲۱ CM ۸۶ ۷۸ ۱۰
لیگ برتر انگلیس تاتنهام Edwards, Marcus ۱۹ RM ۸۷ ۶۶ ۲۲
سری آ ایتالیا فیورنتینا Chiesa, Federico ۲۰ RM ۸۷ ۷۷ ۱۲
لیگ یک فرانسه رن Sarr, Ismaïla ۲۰ LM ۸۷ ۷۶ ۱۴
لیگ یک فرانسه المپیک لیون Tousart, Lucas ۲۱ CDM ۸۷ ۷۹ ۹
لالیگا بارسلونا Aleñà ۲۰ CM ۸۷ ۷۰ ۱۶
سری آ ایتالیا ناپولی Diawara, Amadou ۲۱ CM ۸۷ ۷۷ ۱۰
بوندس لیگا بورسیا دورتموند Pulisic, Christian ۱۹ RM ۸۹ ۷۸ ۱۱
لالیگا بارسلونا Dembélé, Ousmane ۲۱ RM ۹۰ ۸۳ ۷
لیگ سطح اول آرژانتین اتلتیکو ایندپندینته Barco, Ezequiel ۱۹ LM ۹۰ ۷۲ ۱۸
لیگ یک فرانسه موناکو Tielemans, Youri ۲۱ CM ۹۰ ۸۰ ۱۰

بهترین بازیکنان فیفا ۱۹ در پست مهاجم

بهترین بازیکنان جوان فیفا 19

در پست‌های هجومی دست شما برای خرید بازیکنان جوان با استعداد بازتر از بقیه پست‌ها است. در این پست کلیان ام‌باپه چز از نظر بهترین امتیاز فعلی و چه از نظر پتانسیل بهترین وضعیت را نسبت به سایر بازیکن‌ها دارد ولی اگر در خرید او ناکام بودید، گزینه‌های با استعداد دیگری هم برای خط هجومی تیم شما وجود دارند.

لالیگا سلتاویگو Mor, Emre ۲۱ LW ۸۵ ۷۴ ۱۵
لیگ پرتغال پورتو Rui Pedro ۲۰ ST ۸۵ ۷۲ ۱۵
سری آ ایتالیا رم Kluivert, Justin ۱۹ LW ۸۶ ۷۵ ۱۳
دسته اول انگلستان ولورهمپتون Diogo Jota ۲۱ LW ۸۶ ۷۸ ۹
لالیگا رئال سوسیداد Oyarzabal ۲۱ LW ۸۶ ۸۰ ۷
سطح اول هلند ویتسه Ødegaard, Martin ۱۹ RW ۸۶ ۷۴ ۱۲
لیگ برتر انگلستان سوانسی Abraham, Tammy ۲۰ ST ۸۶ ۷۴ ۱۳
لیگ برتر انگلستان لستر سیتی Iheanacho, Kelechi ۲۱ ST ۸۶ ۷۵ ۱۱
لالیگا بارسلونا Malcom ۲۱ RW ۸۷ ۸۳ ۶
لیگ سطح اول هلند آژاکس Dolberg, Kasper ۲۰ ST ۸۸ ۷۶ ۱۰
بوندس لیگا شالکه ۰۴ Embolo, Breel ۲۱ ST ۸۸ ۷۶ ۱۲
سری آ ایتالیا اینتر میلان Martínez, Lautaro ۲۱ ST ۸۸ ۷۹ ۱۶
لیگ برتر انگلستان منچستر یونایتد Rashford, Marcus ۲۰ ST ۸۸ ۸۱ ۹
لیگ برتر انگلستان منچستر سیتی Gabriel Jesus ۲۱ ST ۹۲ ۸۱ ۱۱
لیگ یک فرانسه پاریس سینت ژرمن Mbappé, Kylian ۱۸ ST ۹۴ ۸۷ ۷
لیگ برتر انگلستان منچستر سیتی Brahim Díaz ۱۹ CAM ۸۵ ۶۹ ۱۹
لیگ دسته یک انگلستان تاتنهام Onomah, Josh ۲۱ CAM ۸۶ ۷۱ ۱۴
بوندس لیگا هوفنهایم Amiri, Nadiem ۲۱ CAM ۸۵ ۷۸ ۸
بوندس لیگا لورکوزن Havertz, Kai ۱۹ CAM ۸۸ ۷۹ ۱۵

آیا از لیست بهترین بازیکنان جوان فیفا ۱۹ راضی بودید؟ پیش از این هم به در مطلبی جداگانه به آموزش بخش مربیگری فیفا ۱۹ پرداخته‌ بودیم. شما به خرید چه بازیکن‌هایی در این بخش علاقه‌ دارید؟ ستاره‌ای شناخته شده یا جوانی با استعداد؟

دوست دارید تا در آینده چه آموزش‌هایی را برای شما قرار دهیم؟‌ دیدگاه خود را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

 

The post بهترین بازیکنان جوان فیفا ۱۹ را اینجا ببینید؛ مربیگری با کم‌ترین هزینه appeared first on دیجیاتو.

آیا بازی‌های ویدیویی گران‌تر می‌شوند؟

هزینه خرید یک بسته بیسکوییت اوریو در سال ۱۹۹۴ در آمریکا ۲٫۴۹ دلار بود، اما در سال ۲۰۰۴ هزینه خرید همان بیسکوییت به ۴٫۴۹ دلار افزایش پیدا کرد. هزینه تولید این بیسکوییت طی سال‌هایی که گذشت تفاوت چندانی نداشته، اما چه دلیلی موجب می‌شود طی این سال‌ها هزینه خرید آن تقریبا دو برابر شود؟

مثال بالا نمونه کوچکی از افزایش هزینه خرید محصولات مختلف است که بر قیمت‌ آن‌ها اعمال شده. درمقایسه با محصولات خوراکی یا پوشیدنی‌های مختلف، طی سالیان گذشته در عرصه تکنولوژی شاهد افزایش قیمت محسوس‌تری بوده‌ایم. اما علت اینکه هزینه خرید یک بازی ویدیویی در تمام این سال‌ها ۵۹٫۹۹ دلار باقی مانده چیست؟

بازی‌های ویدیویی هیچوقت یک سرگرمی ارزان قیمت نبوده‌اند. برای مثال در دهه ۱۹۹۰ هزینه خرید Super Mario 3 ،Mortal Combat و Street Fighter II به ترتیب ۹۴٫۴، ۱۱۹٫۵۵ و ۱۲۳٫۱۳ دلار بوده است! حتی در سال ۲۰۱۸ نیز این مقدار هزینه برای خرید یک بازی ویدیویی بسیار سنگین محسوب می‌شود. اما پیش از بررسی دلیل قیمت بالای این بازی‌ها، دلیل تفاوت قیمت بین بازی‌های نام برده چه بوده است؟

پیش از تعیین یک رقم ثابت برای فروش بازی‌های ویدیویی، ناشران براساس هزینه ساخت و میزان سود مورد نظر از فروش بازی روی آن قیمت گذاری می‌کردند. عدم وجود یک قیمت ثابت موجب می‌شد تا هر بازی قیمتی مختلف و سرسام‌آور داشته باشد. ادامه این روند به هیچ عنوان کمکی به گسترش این صنعت نمی‌کرد و ناشران سریعا متوجه این معضل بزرگ شدند.

تاریخ دقیقی در دسترسی نیست اما به نظر می‌رسد اواسط دهه ۹۰ بود که یک تصمیم جمعی موجب شد تمام بازی‌ها با قیمتی معادل ۲۵ الی ۵۰ دلار توسط فروشگاه‌ها به فروش برسند و این قانون خیلی زود به مرحله اجرا رسید. قیمتی که امروزه به دلایل مختلف که در ادامه به آنها میپردازیم به ۳۰ الی ۶۰ دلار ارتقاء داده شده است.

تعیین یک قیمت ثابت برای بازی‌های ویدیویی گامی بزرگ برای متعادل ساختن این صنعت و کمک به بهره‌ برداری اقتصادی بهتر از آن بود. حال بازی‌سازان و ناشران با آگاهی کامل از هزینه فروش نهایی می‌توانند هزینه ساخت بازی را کنترل کنند و برآوردی صحیح از مقدار سود احتمالی داشته باشند.

آیا ممکن است قیمت فروش بازی‌هایی که هزینه ساخت بیشتری داشته‌اند با آن‌هایی که هزینه ساخت کمتری داشته‌اند برابر باشد؟ جواب آن بله است. Call of Duty: Modern Warfare 2 با هزینه ۲۵۰ میلیون دلاری و Gears of War 2 با هزینه‌ای ۱۲ میلیون دلاری ساخته شد و هر دو با قیمت ۶۰ دلار به فروش رسیدند. هزینه ساخت یک بازی برای کاربران از اهمیت چندانی برخوردار نیست و تنها کیفیت نهایی است که برای آنان جلب توجه می‌کند. کیفیت بالاتر نیز به معنای قیمت بالاتر نیست و تنها فروش بیشتر بازی را تضمین میکند.

عوامل زیادی در بالا رفتن هزینه ساخت یک بازی دخیل هستند. اما قانون نانوشته‌ای در این خصوص وجود دارد که می‌گوید همیشه هزینه بالاتر برای ساخت یک بازی ختم به سود بیشتر در فروش آن نخواهد شد. بسیاری از بازی‌سازان و ناشران در طول تاریخ با توجه به این مسئله سود کرده‌اند یا به سختی ضرر دیده‌اند.

تابحال با خودتان فکر کرده‌اید که هزینه ۶۰ دلاری خرید یک بازی چگونه تقسیم می‌شود؟

فروشگاه‌ها یا به عبارتی‌ فروشندگان نسخه فیزیکی بازی، سودی ۱۵ دلاری از فروش هر عنوان به دست می‌آورند. در این میان ممکن است تمام نسخه‌های رایت شده از یک بازی به فروش نرسند و مرجوع شوند، ۷ دلار به عنوان ضرر وارد شده به این قسمت تعلق می‌گیرد.

رایت و عرضه نسخه فیزیکی بازی‌ها هزینه‌ای ۴ دلاری را شامل می‌شود که امروزه به نسبت سال‌های گذشته کاهش چشمگیری داشته است. سهم پلتفورم‌های هدف مانند مایکروسافت، سونی و نینتندو از فروش ۶۰ دلاری یک بازی ۷ دلار است و درنهایت ۲۷ دلار به ناشر بازی اختصاص پیدا می‌کند.

شاید برایتان این سوال پیش بیاید که هیچ پولی به سازنده بازی نرسید! اما مسئله اینجاست که معمولا پیش از عرضه بازی تیم یا استودیو سازنده آن، سهم خود را بصورت کامل دریافت می‌کنند و در سود ناشی از فروش آن سهیم نخواهند بود.

درمقایسه با کنسول‌ها، افرادی که از کامپیوترهای شخصی استفاده می‌کنند در طول تاریخ و حتی هم‌اکنون هزینه بالاتری برای خرید بازی‌های ویدیویی صرف می‌کنند. بازی‌های ویدیویی نیز طی این سال‌ها افزایش قیمت کوچکی داشته‌اند که شاید تاکنون به آن پرداخته نشده است.

برای مثال GTA IV در زمان عرضه یعنی سال ۲۰۰۸ با ۵۰ دلار به فروش می‌رسید. اما GTA V در سال ۲۰۱۳ افزایش قیمتی ۱۰ دلاری را تجربه کرد و با قیمت ۶۰ دلار به بازار عرضه شد. پس از این اتفاق بسیاری از بازی‌سازان تصمیم گرفتند تا بازی‌های AAA خود را با قیمت ۵۹٫۹۹ دلار یا به عبارتی ۶۰ دلار به فروش برسانند.

بنا بر گزارش‌های منتشر شده، نرخ تورم در آمریکا سالیانه ۲ درصد است. این بدین معنیست که طی سال‌های گذشته و از زمان قطعی شدن نرخ خرید بازی‌های ویدیویی به قیمت ۶۰ دلار تاکنون شاهد افزایش ۲۵ درصدی تورم در آمریکا بوده‌ایم.

با محاسبه نرخ تورم دلار، بازی‌های ویدیویی در سال ۲۰۱۸ می‌بایست با قیمت ۷۵ دلار به فروش برسند. اما نرخ تورم تنها عامل افزایش قیمت محصولات نیست و بالاتر رفتن هزینه‌های ساخت یکی از اصلی‌ترین دلایل افزایش قیمت محسوب می‌شود.

درخصوص بازی‌های ویدیویی، هزینه ساخت یک بازی از سال ۲۰۰۵ تاکنون ۴ الی ۵ برابر شده است. بخش بزرگی از این افزایش هزینه بخاطر جنگ گرافیکی بین ناشران و بازی‌سازان مختلف است که پا‌به‌پای آن حرکت کردن و استفاده از آخرین تکنولوژی‌ها و قوی‌ترین موتورهای گرافیکی هزینه سنگینی را برای آنان به همراه خواهد داشت.

البته همزمان با پیشرفت تکنولوژی، طی سال‌های گذشته معرفی استایل‌های گرافیکی جدید و ساده، پیدا شدن راه‌های زیادی برای بهینه سازی بازی‌ها و… موجب شده‌اند تا راه‌ حل‌های متنوعی برای کاهش هزینه‌های ساخت بازی‌ها در اختیار سازندگان قرار گیرد. اما باز هم این مسئله افزایش هزینه‌ها را طی این سال‌ها پوشش نمی‌دهد.

با وجود تمام مسائل مطرح شده، آیا بازی‌های ویدیویی در سال ۲۰۱۸ با قیمتی معادل ۲۷۵ الی ۳۰۰ دلار فروخته می‌شوند؟ خیر. همانطور که هزینه‌های ساخت یک بازی ویدیویی طی سالیان اخیر افزایش پیدا کرده است، مخاطبین و کاربران آن نیز افزایش پیدا کرده و امروزه شاهد وجود بازار بزرگ‌تری به نسبت ۱۰ – ۱۵ سال گذشته هستیم.

همین بازار بزرگ‌تر موجب می‌شود ناشران سود بیشتری از فروش بازی‌ها کسب کنند، اما درصورتی که عنوانی با محتوای جذاب و ظاهری چشمگیر تولید کنند. تبلیغات زیاد و ایجاد هایپ در میان کاربران از جمله استراتژی‌هایی هستند که می‌توانند به فروش بازی و درنتیجه بیشتر شدن سود ناشر کمک کنند.

در این میان بازی‌های موبایل این ذهنیت را برای کاربران تداعی می‌کنند که می‌توان با پرداخت ۱ الی ۵ دلار به یک بازی سرگرم کننده و جذاب دسترسی پیدا کرد. برای کاربرانی که تلفن‌های هوشمندشان حکم پلتفورم اصلی آنان برای سرگرمی را دارد حتی پرداخت ۱۰ دلار (قیمت Super Mario Run که با انتقاد زیادی روبه‌رو شد) سرسام آور بنظر می‌رسد.

حتی اگر همین عنوان با قیمتی معادل ۳۰ دلار روی ۳DS به فروش برسد، باز هم کاربران حاضر نیستند چنین هزینه‌ای برای یک بازی موبایل پرداخت کنند. اما همین بازی با قیمت ۴۰ دلار روی استیم؟ قطعا بسیاری از کاربران چنین هزینه‌ای را برای تجربه بازی برروی کامپیوترهای شخصی خود پرداخت خواهند کرد.

رقم مناسب جهت فروش بازی‌های ویدیویی در سال ۲۰۱۸ با محاسبه تمام هزینه‌های ساخت آن چیزی درحدود ۸۵ الی ۹۰ دلار است. آیا جامعه گیمرها و مخاطبین بازی‌های ویدیویی آمادگی لازم برای پرداخت چنین هزینه‌ای را دارند؟ به هیچ عنوان. حتی هنگامیکه بازی‌های ویدیویی به قیمت ۶۰ دلار شروع به فروش کردند بسیاری از کاربران نسبت به این هزینه بالا واکنش نشان داده و اعتراض کردند.

با وجود تمام مسائل مطرح شده، چرا ناشران همچنان بازی‌های ویدیویی را با قیمت ۶۰ دلار عرضه می‌کنند؟ چه روش‌هایی جهت افزایش سود و جلوگیری از ایجاد ضررهای مالی به کار گرفته می‌شود؟ ناشران و بازی‌سازان بجای افزایش قیمت بازی‌های خود از روش‌های جدیدی برای افزایش درآمد روی آورده‌اند که در ادامه به بررسی آنان می‌پردازیم.

ارائه محتوای قابل دانلود – DLC و Season Pass

محتوای قابل دانلود بازی Rainbow Six Siege در فروشگاه استیم به ارزش ۱۸۹ دلار

ده سال پیش با پرداخت ۶۰ دلار یک بازی با تمام محتوای مورد نظر سازندگان را تحویل می‎گرفتید. امروزه داستان متفاوت است و بخشی از محتوای بازی کمی بعد از عرضه بازی در اختیار کاربران قرار می‎گیرد و ارائه محتوای قابل دانلود برای بازی‌ها تبدیل به امری عادی شده است.

سیاست بازی‌سازان به این شکل است که بیس اصلی بازی با قیمتی معادل ۶۰ دلار به فروش می‌رسد و سپس محتوای بیشتر (چه از نظر داستانی یا اضافه کردن آیتم‌، لوکیشن و…)  کمی پس از عرضه بازی و بصورت جداگانه با قیمتی کمتر در اختیار کاربران قرار می‎گیرد.

آیا قرار دادن این محتوای اضافه در بازی اصلی امکان پذیر نیست؟ البته که هست. اما همانطور که بالاتر نیز گفته شد DLCها تبدیل به یکی از اصلی‌ترین روش‌هایی شده‌اند که ناشران به وسیله آن تلاش می‌کنند با حفظ قیمت بازی اصلی و رضایت کاربران، از کاربرانی که به دنبال محتوای بیشتر هستند سود بیشتری کسب کنند.

ناقص نگه داشتن بازی‌ها و تکمیل آنان با اخذ هزینه بیشتر شاید در نگاه اول نوعی کلاه‌برداری محسوب شود اما در واقع این محتوای قابل دانلود حکم وزنه‌های تعادلی را دارند که باعث می‌شوند هزینه خرید بازی‌ها برای همه یکسان باقی بماند و تنها کاربرانی که مایل به پرداخت هزینه بیشتر هستند، از محتوای اضافه نیز بهره‌مند شوند.

ساخت بازی‌های متداوم و ارائه بسته‌های الحاقی – Expansion Pack

بسته های الحاقی ویچر۳ که محتوای قابل توجهی را به بازی اضافه کردند

قطعا نام فورتنایت یا Rainbow Six Siege را شنیده‌اید. بازی‌هایی که دارای پایه ثابتی هستند و به صورت پیوسته و در بازه‌های زمانی متفاوت بسته‌های الحاقی متنوع شامل Map Pack یا اضافه کننده لوکیشن‌ و نقشه‎های جدید، آیتم‌های کازمتیک یا تزئینی، شخصیت‌های جدید و… دریافت می‌کنند.

چند سالی است که ساخت چنین بازی‌هایی رواج پیدا کرده است و همچنان شاهد عرضه عناوینی متنوع با چنین سیاستی هستیم. بسیاری از ناشرین و بازی‌سازان تمرکز اصلی خود برای درآمدزایی را روی ارائه بازی با هزینه‌ای معقول یا رایگان و سپس فروش آیتم‌ها و محتوای اضافه در قالب بسته‌های الحاقی می‌گذارند.

برای مثال، Rainbow Six Siege هم‌اکنون با قیمت ۴۰ دلار در فروشگاه استیم قابل خرید است، یعنی تنها ۲۰ دلار ارزان‌تر نسبت به زمانی که در سال ۲۰۱۵ عرضه شده بود. پس از مدتی یو‌بی‌سافت برای جلب توجه بیشتر کاربران اقدام به عرضه نسخه‌ای از بازی با نام Starter Edition کرد که تنها ۱۵ دلار قیمت دارد.

تفاوت این نسخه‌ با نسخه استاندارد بازی در روند آزادسازی اوپراتورهای بازی و پیشروی در آن است. شما با پرداخت ۴۰ دلار و خرید نسخه استاندارد بازی می‌توانید از ابتدا از تمام اوپراتورهای آن استفاده کنید اما با خرید نسخه استارتر می‌بایست برای آزاد کردن هریک از اوپراتورها زمان زیادی صرف کنید.

Rainbow Six Siege بصورت سالیانه بروز رسانی‌های بزرگی دریافت می‌کند که شامل اوپراتورها و سلاح‎های جدید، نقشه و محیط‎های بیشتر و آیتم‌های تزئینی متنوع می‌شود. این بسته الحاقی سالیانه با قیمت ۳۰ دلار به فروش می‌رسد و درصورت عدم پرداخت هزینه مورد نظر، برای آزادسازی محتوای عنوان شده باید روشی مانند نسخه استارتر را پیش بگیرید.

فروش صندوق‌های جایزه – Loot Box

نمایی از لوت باکس های بازی اورواچ

بلیزارد با عرضه اورواچ گام بزرگی در بروز کردن بازاریابی و درآمدزایی از بازی‌های ویدیویی برداشت. اورواچ با قیمت معقول ۴۰ دلار عرضه شد تا کاربران زیادی برای خرید و تجربه آن پیش قدم شوند. آیا قیمت ۴۰ دلاری بازی تمام هزینه‌های ساخت آن را پوشش می‌دهد و بلیزارد را به سود قابل توجهی می‌رساند؟ خیر.

برای جبران این هزینه‌ها و سود بیشتر، بلیزارد سیستم صندوق‌های جایزه یا لوت باکس را در بازی قرار داد. کاربران می‌توانند با بازی کردن و کسب امتیاز یا با پرداخت هزینه مورد نظر لوت باکس خریداری کنند و سپس با باز کردن آن‌ها آیتم‌های تزئینی مختلفی نظیر اسکین مختلف شخصیت‌های بازی را بدست بیاورند.

البته سیستم لوت باکس از سال‌ها پیش در بازی‌هایی نظیر کانتر استرایک: گلوبال آفنسیو دیده شده است. اما اورواچ یکی از اولین عناوینی بود که به دور از هیاهو و کسب نظرات منفی درخصوص این سیستم توانست به سیاست خود ادامه دهد.

طبیعی است که با معرفی شدن روشی جدید برای درآمدزایی بسیاری از بازی‌سازان و ناشران نیم‌نگاهی به آن داشته باشند تا درصورت وجود شرایط به سرعت از آن استفاده کنند. کال آو دیوتی و سری بازی‌های فورتزا از دیگر عناوینی بودند که شروع به استفاده از لوت باکس‌ها کردند و این سیاست چندان به مذاق طرفدارانی که سال‌ها قسمت‌های مختلف این بازی‌ها را تجربه کرده بودند، خوش نیامد.

اما بزرگ‌ترین حواشی درخصوص اضافه شدن لوت باکس‌ها برای دو بازی Middle Earth: Shadow of War و استار وارز بتل فرانت ۲ به وجود آمد. بازی اول نخستین نمونه‎ای بود که شاهد حضور سیستم لوت باکس‌ها در یک عنوان تک نفره بودیم. خوشبختانه موج انتقادات از این سیاست موجب شد تا سازندگان بازی تغییراتی در این سیستم ایجاد کنند و به صورت موقت شاهد بسته شدن مسیر ورود لوت باکس‌ها به بازی‌های تک نفره باشیم.

پرداخت‌های درون برنامه‌ای – Microtransation

در فورتنایت کاربران با استفاده از امتیازات خود یا پرداخت درون برنامه ای میتوانند از فروشگاه خرید کنند

دیدگاه‌های متفاوتی درخصوص پرداخت‌های درون برنامه‌ای وجود دارد. در بسیاری از بازی‌ها مانند PayDay 2 یا بازی رایگان و محبوب Team Fortress 2 بازیکنان می‌توانند با استفاده از پرداخت‌های درون برنامه‌ای به آیتم‌های قدرتمندی دسترسی داشته باشند که در مواجهه با دیگر کاربران به برتری چشمگیری دست پیدا کنند.

کاربران در فضای مجازی به این دسته بازی‌ها Pay to Win (پرداخت کن تا برنده باشی) می‌گویند و بازی‌هایی که دارای این سیستم هستند به سرعت مورد تنفر کاربران قرار می‌گیرند. درواقع این مثالی از استفاده نادرست بازی‌سازان و ناشران از پرداخت‌های درون برنامه‌ای محسوب می‌شود.

برای استفاده صحیح از این سیستم می‌توان فورتنایت را مثال زد. شما می‌توانید برای استفاده از فروشگاه بازی علاوه بر پرداخت هزینه آن بصورت دلار یا هر ارز دیگری از امتیازاتتان نیز استفاده کنید. انتخاب به دست کاربران است، تلاش بیشتر برای کسب امتیاز و خرید محصولات یا در پیش گرفتن راه ساده و پرداخت هزینه مورد نظر.

تمامی آیتم‌ها و محصولات قابل خرید در چنین شرایطی کازمتیک یا تزئینی هستند و عملا هیچ تاثیری بر عملکرد کاربر در بازی نخواهند گذاشت. شما می‌توانید بدون پرداخت کوچک‌ترین هزینه از بازی به اندازه فردی که صدها دلار خرج خرید این آیتم‌ها کرده است لذت ببرید و هیچوقت متوجه تفاوت موجود نشوید.

فروش نسخه‌های فیزیکی (کالکترز) و دیجیتالی خاص

نسخه کالکترز ادیشن اساسینز کرید: آدیسی و محتوای آن

بازی‌سازان و ناشران بازی‌های ویدیویی اخیرا نسخه‌های متنوعی از یک بازی‌ را به بازار عرضه می‌کنند که هر یک دارای خصوصیات و ویژگی‌های متفاوتی است. به صورت کلی، با خرید این نسخه‌های متفاوت برحسب مقدار هزینه‌ای که پرداخت می‌کنید به محتویات بیشتری از بازی دسترسی پیدا می‌کنید.

اسکین یا پوسته‌های خاص، شخصیت‌های قابل بازی، سیزن پس یا دسترسی به تمام محتوای قابل دانلود و بسته‌های الحاقی و… از جمله محتویاتی است که کاربران می‌توانند با خرید هریک از این نسخه‌ها کسب کنند. برای مثال اساسینز کرید: آدیسی دارای چهار نسخه دیجیتالی است که از ۶۰ دلار شروع شده و درنهایت به ۱۲۰ دلار ختم می‌شوند.

علاوه بر نسخه‌های دیحیتالی امروزه بسیاری از بازی‌های ویدیویی دارای نسخه‌های فیزیکی خاص با نام کالکترز ادیشن هستند که دارای محتویاتی مانند مجسمه‌، نقشه بازی، دفترچه راهنما یا کتابی مرتبط با داستان بازی، کارت‌های بازی، نسخه فیزیکی از موسیقی رسمی بازی و… هستند. اساسینز کرید: آدیسی دارای دو نوع نسخه کالکتورز است که یکی با قیمت ۲۲۰ دلار و دیگری با قیمت ۱۶۰ دلار به فروش می‌رسند.

فروش نسخه‌های فیزیکی راه مناسبی برای علاقه‌مندان به داشتن مجموعه یا کالکشن‌های خاص و منحصر به فرد است که موجب می‌شود درآمد قابل توجهی از چنین پکیج‌هایی نصیب ناشران شود. این روز‌ها بازار فروش نسخه‌های دیجیتالی بازی‌ها داغ است و به نظر می‌رسد کاربران هزینه لازم برای دراختیار داشتن تمام محتوای یک بازی را با کمال میل پرداخت می‌کنند.

درنهایت پاسخ به سوال اصلی چیست؟ آیا بازی‌های ویدیویی با افزایش قیمت روبه‌رو می‌شوند و دیگر خبری از بازی‌های ۶۰ دلاری نخواهد بود؟

پاسخ قاطعانه «خیر» است. ناشران به خوبی می‌دانند که افزایش قیمت بازی‌های ویدیویی هیچ کمکی به داشتن سود بیشتر نخواهد کرد و حتی تاثیر عکس خواهد گذاشت و آمار فروش این محصولات را نیز به شدت کاهش خواهد داد.

همانطور که در متن نیز اشاره شد یکی از سیاست‌های نوین ناشران برای رسیدن به سود بیشتر عرضه بازی با قیمتی پایین‌تر از حد معمول و در عوض اضافه کردن آپشن‌های مختلف برای پرداخت‌ها و خریدهای درون برنامه‌ای است تا علاوه بر جذب کاربران بیشتر، سود بیشتر نه به صورت اجباری بلکه به خواست خود کاربران به دست آید.

با بررسی فروشگاه استیم متوجه می‌شویم که بازی‌های جدید پس از گذشت مدت زمان ۵ الی ۷ ماه تخفیف خورده و با قیمتی پایین‌تر به فروش می‌رسند. این مسئله نشان می‌دهد اتمام تبلیغات، از بین رفتن هایپ و هیجان کاربران برای تجربه یک بازی به معنی سقوط ناگهانی و کمتر شدن فروش آن محصول است.

اما در این میان اعمال تخفیف و فروش بازی‌ها به قیمتی پایین‌تر همچنان نیروی محرکه‌ای برای وادار کردن کاربران به خرید بازی محسوب می‌شود. کاربران زیادی وجود دارند که قابلیت خرید بازی با قیمت ۶۰ دلار را ندارند و با کمی صبر بازی مورد نظر خود را با قیمتی پایین‌تر تهیه می‌کنند.

درشرایطی که همچنان خرید بازی به قیمت ۶۰ دلار برای تمام کاربران اپیدمی نشده است، افزایش قیمت بازی‌های ویدیویی به معنی از بین رفتن تعداد زیادی از مخاطبین این صنعت است و ناشران به هیچ عنوان چنین ریسکی را نمی‌پذیرند.

The post آیا بازی‌های ویدیویی گران‌تر می‌شوند؟ appeared first on دیجیاتو.

بررسی بازی Pillars of Eternity II: Deadfire ؛ فرستاده خدایان

استودیو Obsidian که سازنده بازی Pillars of Eternity II: Deadfire است شاید چندان در میان گیمرها شناخته شده نباشد. استودیویی که بیش از این که عناوین مستقل بسازد بر ساخت ادامه ی مجموعه های شرکت های بزرگ تمرکز داشته. شاید به همین دلیل بود که در سال ۲۰۱۲ دچار مشکل مالی شد و مسئولان استودیو تصمیم گرفتند هزینه پروژه جدید خود را توسط کمپینی در کیک استارتر تأمین کنند. احتمالا خود سازندگان نیز تصور نمی کردند که بتوانند تنها در ۲۴ ساعت به هدف ۱٫۱ میلیون دلاری خود برسند. بازی Pillars of Eternity در نهایت توانست نزدیک به ۴ میلیون دلار جذب کند و از این لحاظ به موفق ترین پروژه کیک استارتر در میان بازی های ویدیویی تبدیل شود.

  • سازنده: Obsidian Entertainment
  • ناشر: Versus Evil
  • پلتفرم ها: پلی استیشن ۴، پی سی، اکس باکس وان، نینتندو سوییچ
  • پلتفرم بررسی: پی سی

بازی Pillars of Eternity II: Deadfire

بعد از موفقیت نسخه اول و دریافت نقدهای مثبت، آبسیدین تصمیم به ساخت نسخه دوم با پسوند Deadfire گرفت. قسمت دوم نیز توانست چیزی حدود ۴٫۴ میلیون دلار سرمایه جذب کند. بازی در ماه می ۲۰۱۸ به بازار آمد و توانست مانند نسخه قبلی نمرات خوبی کسب کند.

بازی Pillars of Eternity II: Deadfire تجربه ی عجیبی است. بارها هنگام نوشتن این بررسی و مخصوصا موقع نمره دهی مردد شدم. واقعا چه نمره ای مناسب این بازی است؟ بگذارید از یکی از نقاط قوت این عنوان شروع کنم. طراحی هنری بازی شما را متعجب می کند. استفاده از افکت های خاص برای جادویی و ماورایی نشان دادن یک محیط یا توجه به جزئیات خطوط بین پارکت های کف یک خانه یا نقاشی های روی دیوار. شاید مخاطب انتظار این حد از دقت را در بازی ای که دوربین ایزومتریک دارد نداشته باشد. البته بعضا شاهد بافت ها و اشکال بی کیفیت نیز هستیم که کمی ناامیدمان می کند.

بازی Pillars of Eternity II: Deadfire

طراحی هنری بازی مجدوب کننده است.

طراحی آواتار شخصیت ها و تصاویر کات سین به هنرمندانه ترین شکل ممکن انجام شده. دنیای بازی نیز بسیار بزرگ است و باید استودیوی سازنده را بابت خلق این دنیای پر از جرئیات تحسین کرد.

بازی Pillars of Eternity II: Deadfire

به جزئیات طراحی آواتارها توجه کنید.

یکی دیگر از نقاط قوت Pillars of Eternity II داستان و روایت آن است. با این که هدف نهایی بازی سرراست و ساده به نظر می رسد اما چالش های فراوانی که در طول مسیر با آن ها رو به رو می شوید به داستان عمق می دهند.

در ابتدای بازی شما کنترل یک روح را در اختیار دارید و با توضیحاتی که از یکی از شخصیت های مهم بازی می شنوید باید کاراکتر خود را بسازید. بخش ساختن شخصیت بسیار کامل و مفصل است و بازی انتخاب های زیادی را پیش روی شما قرار می دهد. الهه ای که در خدمت او هستید، نژاد و جنسیت، کلاس اصلی و کلاس زیر شاخه، پیشینه شغلی و فرهنگی، سلاح مورد علاقه و البته خصوصیات ظاهری و حتی لحن صحبت کردن همگی قابل انتخاب هستند.

بازی Pillars of Eternity II: Deadfire

ساختن شخصیت به همین اندازه که می بینید کامل است.

در همین بخش ساختن شخصیت و گفت و گو با فردی که به او اشاره کردیم است که بازی آرام آرام شما را وارد دنیای خود کرده و داستان و اتفاقات نسخه قبل را برایتان بازگو می کند. در هنگام انتخاب های مربوط به نژاد و پیشینه ی شخصیت بازی شما را با دنیا و اتفاقاتی که در نسخه اول افتاده است آشنا می کند. کلمات و اسامی که برای شما جدید هستند با رنگ دیگری نوشته شده اند و فقط کافی است تا با بردن نشانگر روی این کلمات توضیحاتشان را ببینید. در واقع این بخش مانند یک دانشنامه عمل می کند و برای فهمیدن داستان این نسخه نیازی به تجربه نسخه اول ندارید.

بازی Pillars of Eternity II: Deadfire

بخش مربوط به انتخاب درجه سختی بازی.

پس از پایان یافتن بخش معرفی و انتخاب شخصیت، روح کاراکتر شما وارد بدنش می شود و درون یک کشتی از خواب بیدار می شود. در این بخش علاوه بر پیشبرد داستان، بازیکن را با مکانیسم کار تیمی و اضافه شدن همراه و نحوه کنترل آن آشنا می کند. سپس نوبت اولین رویارویی شما با گیم پلی مبارزات فرا می رسد.

گیم پلی مبارزات بازی همان چیزی است که من را دچار تردید می کند. شما می توانید افراد مختلفی در تیم خود داشته باشید و آن ها را کنترل کنید. در هنگام نبردها باید برای نحوه جنگیدن شخصیت ها استراتژی تعیین کنید و مثلا مشخص کنید بر اساس میزان جانی که برای شخصیت شما باقی مانده چه حرکاتی انجام دهد. البته می توانید کنترل دیگر افراد تیم را به عهده هوش مصنوعی قرار دهید که عملکرد خوبی نیز دارد. همچنین نمی توانید پشت سر هم به دشمنان ضربه وارد کنید و بین هر حمله فاصله کوتاهی وجود دارد. دوربین بازی نیز به صورت ایزومتریک تعبیه شده و روی شخصیتی که شما در هر لحظه کنترل می کنید قفل می شود.

بازی Pillars of Eternity II: Deadfire

زاویه دید دوربین و منوهای مربوط به کنترل اعمال شخصیت ها

شاید این موضوع کمی سلیقه ای باشد اما مبارزات Pillars of Eternity II من را راضی نکردند. با این که از نظر آزادی عمل در اجرای استراتژی های مختلف و استفاده از قابلیت های ویژه هر شخصیت دست شما بسیار باز است اما گویا سازندگان نتوانسته اند تعادل میان مبارزات Turn Base و Real Time را برقرار کنند. برای مثال عنوان Dragon Age: Origins یکی از بازی هایی است که توانسته به خوبی این تعادل را برقرار کند. همین طور عنوانی مانند Divinity: Original Sin II یا مجموعه The Banner Saga که با بردن گیم پلی بازی به سمت مبارزات نوبتی تکلیف گیمر را مشخص کرده اند. نبردهای Pillars of Eternity II برای من اما کند و غیرقابل تحمل هستند.

بازی Pillars of Eternity II: Deadfire

اعضای گروه و خدمه کشتی می توانند در مهمان خانه ها تجدید نیرو کنند.

در این میان اما ویژگی خاصی در Pillars of Eternity II: Deadfire وجود دارد که آن را از رقبایش متمایز ساخته است؛ مدیریت و کنترل یک کشتی. در میان تمام پلات ها و پیچش های داستان شما باید به فکر کشتی خود نیز باشید. جمع آوری خدمه از نقاط مختلف دنیای بازی، تأمین آذوقه، حفظ روحیه خدمه و البته نبردهای دریایی و مقابله با دزدان دریایی همگی باعث می شوند تا بیشتر از تجربه این عنوان لذت ببرید. بخش های مربوط به کشتی جزو بهترین لحظات بازی هستند و کمتر عنوانی با این جزئیات توانسته این نوع از گیم پلی را اجرا کند.

همان گونه که پیش تر نیز اشاره کردم بخشی از روایت داستان به عهده صفحاتی است که گویی درون یک کتاب نوشته شده اند. این مکانیسم صحنه ها و داستان بازی را با تصاویری ساده و متن روایت می کند که شما با انتخاب گزینه های مختلف باعث پیشبرد داستان می شوید. هرچند که این نوع از روایت چیز جدیدی نیست و مشابهش را قبلا در مجموعه Sorcery! دیده بودیم اما باعث می شود تا روند بازی از یکنواختی خارج شود.

بازی Pillars of Eternity II: Deadfire

این نوع روایت از یکنواختی بازی می کاهد.

همان طور که از یک عنوان نقش آفرینی کلاسیک انتظار می رود نمایش اطلاعات شخصیت ها و دشمنان و در کل همه چیز نقش حیاتی در این عناوین دارد. طراحی منوها به خوبی انجام شده و حجم بالایی از اطلاعات و تنظیمات به آسانی در اختیار بازیکن قرار گرفته است. دانشنامه درون بازی نیز به خوبی و با جزئیات فراوان هیچ نکته ای را از قلم ننداخته و به بهترین نحو ممکن بازیکن را راهنمایی می کند.

بازی Pillars of Eternity II: Deadfire

توضیحات بسیار کامل و جامع هستند.

در کنار طراحی بصری زیبا و توجه به جزئیات، نویسندگی بازی برگ برنده آن محسوب می شود. تمام دیالوگ ها و صحبت های شخصیت ها با دقت و ذکاوت فراوان نوشته شده اند به گونه ای که هم بازیکن را درگیر دنیای بازی می کنند و هم با ایجاد احساسات باعث همزاد پنداری با شخصیت ها می شوند. صدا گذاری نیز در سطح بسیار خوبی قرار دارد و هر شخصیت را از دیگری متمایز کرده است. همچنین موسیقی بازی به خوبی با موقعیت های مختلف هماهنگ است و در کل از آن لذت می برید.

بازی Pillars of Eternity II: Deadfire

طراحی زیبای هنری در جای جای بازی دیده می شود.

ارزش تکرار پذیری بازی Pillars of Eternity II بالا است و به دلیل باز بودن دست گیمر در ساخت شخصیت و انتخاب های درون بازی می توان در نوبت های بعدی بازی کردن اتفاقات متفاوت و جدیدی را تجربه کرد. هرچند گیم پلی بالای ۷۰ ساعت بازی ممکن است شما را دچار تردید کند.

بازی Pillars of Eternity II: Deadfire

بازی Pillars of Eternity II: Deadfire با داستان و شخصیت پردازی غنی، طراحی بصری زیبا، صداگذاری دقیق و نوآوری در روایت یکی از عناوین قوی در سبک CRPG است. البته گیم پلی کند و گیج کننده مبارزات بازی کمی از لذت آن برای من کاست. با این که عنوانی مانند Divinity: Original Sin II در جایگاهی بالاتر قرار می گیرد اما Pillars of Eternity II نیز بازی دست و پا بسته ای نیست و می تواند به شایستگی با دیگر عناوین این سبک رقابت کند. به نظر من اگر سازندگان در مورد گیم پلی مبارزات تجدید نظر کنند می توان به ادامه مجموعه امید زیادی داشت و شاهد موفقیت های بیشتر این مجموعه در آینده بود.


  • داستان و شخصیت پردازی غنی
  • تنوع در روایت
  • طراحی بصری پرجزئیات و زیبا
  • موسیقی متناسب با محیط بازی
  • ادامه ای موفق بر نسخه اول
  • گیم پلی خسته کننده و کند مبارزات
  • پایین بودن کیفیت بافت ها و اشکال
  • ناتوان در متقاعد کردن بازیکن برای تکرار بازی
  • فقدان تعادل در سرعت بازی

The post بررسی بازی Pillars of Eternity II: Deadfire ؛ فرستاده خدایان appeared first on دیجیاتو.

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2؛ اژدهای یاکوزا وارد می‌شود

سری Yakuza در ایران چندان شناخته شده نیست و به شخصه سعی کردم در شناساندن این سری به گیمرهای ایرانی در دیجیاتو تلاش کنم تا تجربه ترکیبی فوق‌العاده از قدرت داستان در یک بازی ویدئویی با گیم‌پلی خاص و منحصر به فرد از دست نرود. سری بازی Yakuza از معدود عناوین کمپانی SEGA هست که هنوز جانانه نفس می‌کشد و در سال‌های اخیر توانسته طرفداران بیشتری هم در ینگه دنیا دست و پا کند. با عرضه بازی Yakuza 0 برگ تازه‌ای در تاریخ این سری ثبت شد و بسیاری از گیمرهای تازه‌وارد با دنیای یاکوزا آشنا شدند و از همین رو سگا شروع به ریمیک (بازسازی کامل) عناوین گذشته یاکوزا کرد تا هواداران بتوانند تمامی حکایت‌های کازوما کیریو، اژدهای دُجیما را با او ورق بزنند و در شکل و قیافه‌ای جدید و پای کنسول‌های جدید، گذشته او را کشف کنند.

بازی Yakuza Kiwami 2 دومین نسخه از سلسله بازی‌های ریمیک شده توسط سگا محسوب می‌شود و در حقیقت بازسازی کاملی از نسخه دوم بازی، عرضه شده در سال ۲۰۰۳ برای کنسول پلی‌استیشن ۲ هست. آنطور که سگا وعده داده سری کیوامی (بازسازی‌های بازی‌های قبلی) کماکان ادامه دارد و احتمالا شاهد بازسازی عناوین سه تا پنج یاکوزا (که برای پلی استیشن ۳ عرضه شده بود) هم هستیم، گرچه گمانه‌زنی‌ها می‌گویند شاید این عناوین صرفا ریمستر شوند و بازسازی کاملی روی آنها صورت نگیرد.

  • سازنده: Sega
  • ناشر: Sega
  • پلتفرم ها: پلی استیشن ۴
  • پلتفرم بررسی: پلی استیشن ۴

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

در هر صورت بازی Yakuza Kiwami 2 در بهترین زمان ممکن عرضه شده، بعد از انتشار دو عنوان یاکوزا زیرو (که شخصیت ماجیما در آن تمام و کمال پرداخته شد)  و بعد از انتشار ششمین و آخرین برگ‌نوشت ماجراهای کازوما. بازی روایتگر یک سال پس از وقایع نسخه اول هست و کازوما بعد از رهایی از زندان، قصد کرده که یاکوزا و دسته توجو را کنار بگذارد. او اما حین بازدید از آٰرامگاه دوست و پدر معنوی‌اش (که در قسمت قبل کشته شدند) با یوکیو ترادا روبرو می‌شود، شخص پنجم گروه توجو که در همان قبرستان هم توسط قاتلینی از گروه Omi ترور می‌شود.

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

کازوما مجبور می‌شود برای مدتی دختر کوچولوی خود را (که البته رابطه خونی با او ندارد ولی حس پدر و دختری بین آنها پابرجاست) برای مدتی پیش دوستانش بگذارد و خودش به کاموروچو برگردد تا اوضاع را راست و ریست کند چرا که گروه Omi دوباره به این شهر برگشته‌اند و قصد ایجاد آشوبی عظیم را در بین گروهک‌های یاکوزا دارند.

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

تحقیقات کازوما مشخص می‌کند که همه چیز زیر سر فرزند ناخلف سرکرده Omi هاست که برخلاف دستور پدر، وارد جنگی بزرگ با توجو و دیگر گروهک‌ها شده است. ریوجی گودای با موهای طلایی و هیبتی غول‌آسا که به اژدهای کانسای معروف است در برابر کازوما و یارانش ایستادگی می‌کند و قصد دارد همه کس را به زانو در بیاورد….

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

داستان‌های سری بازی‌های یاکوزا را می‌توان در کتاب‌های رمان نوشت و آن را تبدیل به اثری چندین صد صفحه‌ای کرد. دو پاراگراف فوق صرفا یکی دو ساعت اولیه بازی را تشکیل می‌دهد، بازی که بیش از ۳۰ ساعت برای پایان بردن آن وقت لازم است و با احتساب بخش‌های فرعی آن می‌توان این رقم را به ۴۰ ۵۰ ساعت هم رساند. البته جالب است بدانید که با وجود این رقم‌های زیاد! یاکوزا کیوامی ۲ از چند برادر بزرگ خود در نسل جدید کنسول سونی (یاکوزا کیوامی ۱، یاکوزا زیرو و یاکوزای ۶) کوتاه‌تر است ولی از هر زاویه‌ دیگری که به آن نگاه کنیم، از همه آنها کامل‌تر است.

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

داستان بازی بسیار طولانی روایت می‌شود و درست مانند یک فیلم سینمایی اجرا می‌گردد. شخصیت‌های متعدد و پیچیدگی‌های روایت داستانی بی‌نظیر است و سگا فکری اساسی برای کسانی که تا به امروز هم از نعمت تجربه یاکوزا بی‌بهره ماندند کرده است. در همان ابتدای شروع بازی و هنگام بازدید از قبور یاران کشته شده‌تان در بازی نخست، پیشنهادی مبنی بر یادآوری خاطرات به شما داده می‌شود که با قبول کردن آن یک کات سین طولانی نیم ساعته برایتان به نمایش در می‌آید.

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

بازی همانند اکثر نسخه‌های این سری (به جز یاکوزا ۶) قابلیت ذخیره اتوماتیک را ندارد و حواستان باشد که باید در محیط Pause بازی را دستی سیو کنید.

این کات سین خلاصه‌ای از داستان عظیم بازی نخست هست و دیدن آن شدیدا توصیه می‌شود. بعد از دیدن این کات سین تا حد زیادی با دنیای یاکوزا آشنا می‌شوید و بسیار بیشتر درگیر داستان بازی جدید می‌شوید.

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

بازی Yakuza Kiwami 2 درست مانند فیلمی کارآگاهی-جنایی به سبک و سیاق هنک کنگی روایت می‌شود و در خلال داستان اصلی، شامل داستانک های فرعی متعددی می‌شود که گرچه دخلی به داستان اصلی ندارند ولی برخی موارد بسیار بامزه هستند. این داستانک‌ها در حین گشت و گذار شهری به تورتان می‌خورد و می‌توانید آنها را بازی کنید و یا بی‌خیال تجربه آنها شوید. شهر کاموروچو به شدت پویاست و با اینکه برخلاف بازی‌های دیگر امروزی چندان نقشه بزرگی ندارد (اصطلاح Open World برای چنین نقشه‌ای اغراق آمیز است و برخی افراد از عبارت Open Town برای این بازی استفاده کردند) ولی رنگ و روحی که در آن دمیده شده را در هیچ بازی دیگری نمی‌توان مشاهده کرد.

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

دیالوگ های ادا شده شهروندان حین حمل کردن دوست زخمی‌تان را ببینید.

NPCها و واکنشات آنها به شما در حالات مختلف و دیالوگ‌هایی که به صورت حباب‌هایی بالای سر آنها نوشته می‌شود کاملا حس و حالی واقعی به شما می‌دهد و مغازه‌های متنوعی که در سطح شهر وجود دارد می‌تواند ساعت‌ها شما را از داستان اصلی منحرف کند.

بنشینید برای خودتان فیلم ترسناک ببینید

فعالیت‌ها و مینی‌گیم‌های بسیار بسیار زیادی در داخل شهر کاموروچو دیده می‌شود و خوشبختانه در این نسخه به جز این شهر،‌منطقه Sotenbori را نیز داریم که به همان کاملی و پویایی طراحی شده است.

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

البته متاسفانه منطقه سوم بازی یعنی Shinseicho که در نسخه اصلی یاکوزا ۲ روی PS2 در دسترس بود در این عنوان بازسازی شده در دسترس نیست. این منطقه البته خط داستانی اصلی را در بر نمی‌گرفت ولیکن مینی‌گیم‌های متعدد و فعالیت‌های جنبی متعددی داشت و حذف آن در نسخه جدید غیرمنطقی به نظر می‌رسد.

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

سگا عناصر دیگری را هم از بازی اصلی حذف کرده ولی باید اعتراف کرد که در قبال این حذفیات ریز، انبوه محتوا را داخل بازی ریخته و ساعت‌های زیادی گیمر را سرگرم می‌کند. مینی‌گیم‌های متعدد که همگی بازی‌های کلاسیک سگا محسوب می‌شوند در کلوب‌های بازی سراسر شهر وجود دارد و انجام کارهایی چون بازی گلف، دارت، فیلم دیدن، مبارزات تن به تن کشتی کچ، بازی‌های رومیزی و ورق بازی و… وجود دارد.

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

اما گیم‌پلی اصلی بازی چطور؟ سری Yakuza همیشه از این بابت مشکل ساز بوده و گیم‌پلی خشکی برای یک بازی اکشن داشته و سگا هم در برابر ایجاد تغییرات در آن مقاومت عجیبی از خود نشان می‌داد. بازی Yakuza Kiwami 2 اما روان‌ترین گیم‌پلی را در بین بازی‌های این فرنچایز دارد و عناصری به آن اضافه شده که آن را جذاب‌تر کند. مثلا می‌توانید ۳ اسلحه مختلف را پیش خود نگه‌دارید و هنگام نبرد و زمان نیاز آنها را از نیام خود برکشانید!

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

شوخی‌ها و بامزگی‌های بسیاری در لا به لای داستان یاکوزا به خصوص در بخش‌های فرعی وجود دارد و روحیه طنز ژاپنی در جای جای بازی جاری است

همچنین سیستمی همچون Allied به بازی اضافه شده که با کمک کردن به مردم در سطح شهر و یا انجام Sub Story (همان داستانک‌های فرعی) می‌توان آنها را دوست و یار خود کرد. در این حالت در حین مبارزه با باندهای خلافکاری در سطح شهر، ممکن است یکی از این یاران Allied در آن منطقه حضور داشته باشد و به شما کمک کند، کمک آنها هم البته بسیار خلاقانه است و شامل اینکه آستین بالا بزنند و بیایند وسط نیست!

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

مثلا آشپزی که دوست شماست یک دیگ سوپ داغ را به سمتتان پرتاب می‌کند تا آن را به ملاج دشمن بکوبانید و یا یک رفتگر جاروی خودش را برایتان می‌اندازد. از همه جالب‌تر اینکه شاید دشمن نگون بخت خود را بین مردمی که دورتان گرد شده پرت کنید و آن مادرمرده به یک خانوم از بین یارانتان برخورد کند و آن بانو هم حسابی او را از خجالت در بیاورد و لت و پارش کند.

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

تقریبا تمام اشیا درون بازی می‌توانند حین نبرد به کمک شما بیایند،‌از دوچرخه ملت گرفته تا توپ فوتبال یک سری بچه بازیگوش در کوچه که می‌تواند مغز حریفتان را با یک شوت جانانه از سمت شما بترکاند. کم کم با پیشروی در بازی حرکات کازوما بیشتر شده و کمتر شاهد کات سین‌های تکراری خواهیم بود و از این لحاظ توصیه می‌کنم که اوایل بازی را کمی تحمل کنید تا به بخش خوب ماجرا برسید.

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

همچنین هوش مصنوعی دشمنان بازی بسیار بهتر از نسخه‌های قبلی شده و از همین حیث بازی چالشی‌تر شده است، البته ناگفته نماند این برتری هوش مصنوعی در برخی مواقع هم جای خود را به هوشی چون جلبک می‌دهد و دشمنان کاملا خنگ می‌شوند.

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

مهم‌ترین محتوایی که به بازی Yakuza Kiwami 2 نسبت به بازی اصلی نسخه پلی استیشن ۲ اضافه شده، وجود چند بخش در بازی که منحصرا برای ماجیما طراحی شده، هست. ماجیما از بازی یاکوزا زیرو به بعد طرفداران بی‌شماری پیدا کرده است و در این نسخه داستانی موازی با جریان بازی برای او نوشته شده است که در حقیقت روایتگر اینست که چرا ماجیما گروه توجو را رها کرد. استایل مبارزه ماجیما در این سری بازی کاملا جدید است و مثل یک سس اضافه جدید و خوشمزه به بازی اضافه می‌شود. او حرکاتی بسیار تند و پارکوری دارد و سبک مبارزه‌ای سریع دارد، اما تنها سه چهار بخش از بازی مختص اوست و حضورش کوتاه ولی دلچسب است.

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

پول‌ها و آیتم‌هایی که توسط ماجیما به دست میاورید به هیچ دردی نمی‌خورند و بهتر است که آنها را برای کازوما حواله کنید.

بازی Yakuza Kiwami 2 هم بخش مدیریت کازینو را از قسمت یاکوزا زیرو در بردارد و هم بخش مبارزات RTS (استراتژی) خود را از بازی یاکوزا ۶. هر دوی این بخش‌ها یک مینی‌گیم بسیار طولانی و مفرح هستند و می‌توانند ساعت‌ها گیمر را درگیر خود کنند.

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

در کدام بازی با مشت به فرق سر یک ببر کوبیده‌اید؟

همچنین یاکوزای جدید خوشبختانه از موتور گرافیکی Dragon سگا بهره برده که در یاکوزا ۶ اولین نشانه‌هایش را دیدیم و گرافیکی بهتر از باقی نسخه‌ها دارد. نگاهی به محیط شهر (به خصوص در شب) و جزییات چهره کاراکترها گواه این ادعاست و هرچند هنوز خشکی انیمیشن‌های آنها در بخش‌های خارج از کات سین به چشم می‌خورد.

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

صداگذاری بازی تماما ژاپنی است و برخلاف یاکوزا ۶ تمامی بازی دوبله نشده و بخش‌هایی هم به صورت نوشتار انگلیسی روایت می‌شود. اما صداپیشگان فعلی مثل همیشه کار خود را نحو احسنت انجام دادند؛ آنها در طول عمر مدت این فرنچایز کاری کردند که هیچ‌گاه علاقه‌ای به وجود صدای انگلیسی در بین کاراکترها نباشد. موسیقی بازی نیز با وجود اینکه یک سری قطعات نسخه اصلی بازی را حذف کرده، اما توانسته کار خود را به درستی انجام دهد و آن حس و حال موسیقی دهه نود را تداعی کند.

بررسی بازی Yakuza Kiwami 2

نگاه اول شخص به بازی اضافه شده که در آن می‌توانید از جزییات و رنگ آمیزی بی‌نظیر محیط بازی لذت مضاعفی ببرید. حواستان باشد در این بخش نگاه خیره به دسته بانوان نداشته باشید چرا که به عنوان هیز شناخته شده و طردتان می‌کنند!

بازی Yakuza Kiwami 2 در کنار یاکوزا زیرو بهترین عناوین این سری به شمار می‌روند و تا حدی با هم قرابت داستانی دارند، اگر ت به امروز هم نتوانسته‌اید عنوانی از این سری را تجربه کنید، شاید بهترین وقت باشد که به جهان خشن، عاشقانه، درام،کمدی و اکشن یاکوزا وارد شوید و معجون جادویی سگا را تست کنید.

 


  • بالاخره!پیشرفت در سیستم مبارزات
  • داستان غنی بازی
  • موسیقی و دوبلورهای قوی
  • پویایی بودن محیط و اتمسفر بازی
  • محتوای بسیار زیاد و مینی‌گیم‌های متعدد
  • گرافیک نسبتا خوب بازی
  • شروع کسل کننده بازی
  • انیمیشن خشک کاراکترها
  • نقشه کوچک جهان بازی
  • عدم صداگذاری تمامی صحنه‌ها

The post بررسی بازی Yakuza Kiwami 2؛ اژدهای یاکوزا وارد می‌شود appeared first on دیجیاتو.

بررسی بازی Planet of the Apes: Last Frontier، بازگشتی دوباره به سیاره میمونها

فرنچایز سیاره میمونها از دیرباز توانسته مخاطبان و طرفداران زیادی را برای خود دست و پا کند و اخیرا هم با ساخت سه گانه جدید سینمایی از دنیای اعجاب انگیز آن، بار دیگر هوادارانی در قرن بیست و یکم پیدا کرده است. سیاره میمون ها در مدیوم‌های مختلفی از جمله کتاب و کمیک بوک و انیمیشن و فیلم سینمایی و… ظاهر شده‌اند و با دنیای بازی‌های ویدئویی نیز چندان غریبه نیستند. بازی Planet Of The Apes: Last Frontier آخرین بازی ساخته شده بر اساس جنگ میمون‌ها و انسان‌هاست و خط داستانی که دارد، مابین فیلم دوم و سوم سه گانه جدید آن جای می‌گیرد و از این حیث به آثار سینمایی اخیرش وابستگی زیادی دارد.

سیاره میمونها

  • سازنده:The Imaginati Studios
  • ناشر: FOXNEXT Games، The Imaginarium Creative England
  • پلتفرم ها: پی‌سی، پلی استیشن ۴
  • پلتفرم بررسی: پی سی

سیاره میمونها

اگر با سبک بازی‌های ماجراجویی آشنایی داشته باشید و در این چند سال اخیر به دنبال آثار داستان محور در مارکت بازی‌ها بوده‌اید، احتمال قریب به یقین نام کمپانی تل تیلز را شنیده‌اید، ناشر و سازنده‌ای که عناوین خاصی را در کارنامه هنری خود دارد و بازی‌هایی که ساخته جملگی یک سبک و سیاق خاص و منحصر به همین ناشر را دارند. بازی‌های تل تیلز بر مبنای انتخابات گیمر پیش می‌رود و تمامی انتخابات روی مراحل بازی و برخی جزییات تاثیر بسزایی دارند (البته در این مبحث آزادی انتخاب در بازی‌های این ناشر تا حد زیادی اختلاف نظر در بین گیمرها وجود دارد و عده‌ای این آزادی عمل را آنچنان قوی و خوب نمی‌دانند.) بازی جدید سیاره میمونها هم تا حد زیادی در این ژانر ساخته شده و پیرو بازی‌های تل تیلز محسوب می‌شود.

سیاره میمونها

داستان بازی Planet Of The Apes: Last Frontier روایتگر یک گروه میمون در ناحیه‌ای از سانفرانسیکو هست که در غاری زندگی می‌کنند. این گله میمون‌ها بعد از کشته شدن کوبا (در قسمت دوم فیلم با نام            ) آواره شده‌اند و به ناچار به سمت کوه‌های اطراف این شهر پناه آورده‌اند. در همین حین عده‌ای کشاورز و گاوچران نیز در شهر نزدیک پناهگاه آنها حضور دارند و از وجود میمون‌ها مطلع می‌شوند. این انسان‌ها (که تعدادشان حدود ۱۴ نفر است) دل خوشی از میمونها ندارند و تصمیم می‌گیرند تا علیه گله آنها مبارزه کنند.

سیاره میمونها

  • همانطور که احتمالا می‌دانید، داستان سیاره میمونها هرباری که در تاریخ سینما تکرار می‌شود، داستانی منحصر به خود را یدک می‌شد و سه گانه جدید نیز قهرمانی با نام سزار را معرفی کرد که ذره ذره به خاطر آزمایش‌های بشر هوشمند شد و توانست رهبری میمون‌ها را بر عهده بگیرد و دانش و عقلش را در کنار آنها به کار گیرد. سیاره میمونها پیش از این در طی یک پنج گانه سینمایی کلاسیک به هواداران معرفی شده‌بود و همچنین ناشر سازنده فیلم یعنی    بار دیگر در سال ۲۰۰۱ سعی در احیای این سری کرد و تیم برتون شهیر هم روی صندلی کارگردان قرار گرفت. این فیلم جدید علی رغم نکات مثبت و گروه بازیگران ستاره‌اش هیچ وقت آنطور که باید و شاید دیده نشد و میراث باقی مانده خوب از آن فیلم همانا یک یک بازی ویدئویی است که در زمان عرضه خود با اقبال نسبتا مناسبی روبرو شد.

سیاره میمونها

شما در بازی Planet Of The Apes: Last Frontier در نقش هر دو گروه فرو می‌روید و گاهی کنترل گروه انسان‌ها را بر عهده خواهید داشت و گاهی داستان را از دید دسته میمونها دنبال می‌کنید. این ماجرا در طول داستان بازی به چرخش در می‌آید و در حقیقت بازی شما را مجبور به بازی کردن در هر دو طرف می‌نماید. همین مساله باعث شده تا در بازی با خیر و شر مطلق روبرو نباشیم و نقش‌های منفی و مثبت با توجه به انتخاب‌های شما انتخاب شده و خوبی و بدی تصویط گیمر در دشمنان بازی به تصویر کشیده شده و خلق می‌شود.

سیاره میمونها

بازی Planet Of The Apes: Last Frontier بیشتر شبیه به یک فیلم تعاملی interactive Movie می‌ماند که گیمر در آن حق انتخاب برخی صحنه‌ها را دارد و داستان را می‌تواند پیش ببرد. خوشبختانه در بخش انتخاب‌ها برعکس بازی‌های همرده دیگر خبری از هول کردن گیمر و تصمیمات عجولانه نیست و می‌توان تا مدتهای مدیدی بر سر انتخاب تفکر کرد و بازی از این لحاظ دست گیمر را باز می‌گذارد. با یان وجود انتخاب‌ها در همه حالات نهایتا به دو گزینه محدود شده و با کمال تاسف باید گفت که در برخی موارد، انتخابشان حتی در روند داستان بازی تاثیر خاصی نخواهد گذاشت.

سیاره میمونها

داستان بازی Planet Of The Apes: Last Frontier با اینکه وامدار از سه گانه بی نظیر آن است، ولی آنقدر غرق و درگیر دیالوگ‌ کاراکترهایش شده که نمی‌تواند داستان خود را بیان کند و دیالوگ محوری بودنش باعث ایجاد شکاف‌هایی بین گیمر و داستان بازی شده است. به خصوص آنکه در بخش میمونها از کمتر دیالوگی خبری هست و این موجودات آنچنان لب به سخن نمی‌گشایند. در هر حال سازنده بازی سعی کرده با تزریق یک موسیقی بی‌نظیر و شاهکار از سری سیاره میمونها به این سکانس‌ها، جبران کمبود دیالوگ و صداگذاری را انجام دهد.

سیاره میمونها

همچنین در بخش بازی با میمونها با صحنه‌های QTE بر خواهیم خورد که کمی تا قسمتی دز اکشن موجود در بازی را پوشش داده است و آن را از حالت یکنواختی در آورده است. البته نگران این یکنواختی و ریتم نباشید چرا که بازی Planet Of The Apes: Last Frontier بسیار کوتاه بوده و رسما می‌توان آن را در عرض دو سه ساعت به پایان رساند. گرچه پایان‌های متعدد برای بازی (در کل سه پایان برای داستان بازی وجود دارد) باعث شده که ارزش تکرار آن بالا برود ولی بعید می‌دانم کمتر کسی حاضر به انجام این کار باشد.

سیاره میمونها

روابط شما با کاراکترها در زنده ماندن و کشته شدن آنها در طول بازی تاثیر میگذارد

نکته جالب دیگر در گیم پلی بازی مربوط به چند نفره بازی کردن این اثر است که در این حالت، انتخابها بر اساس آرای اکثریت گیمرهای در حال بازی حساب می‌شود و اگر تعداد آنها صرفا دو نفر باشد (که یعنی نمی‌توان به میزان اکثریت آرا تکیه کرد) هر کس که زودتر تصمیم بگیرد، راه داستان بازی را ادامه خواهد داد و سرنوشت قصه نبرد میمونها و بشر را تعیین می‌کند.

  • The Imaginati Studios چیست؟ ایمجنِریام (به انگلیسی Imaginarium) یا ایمجنِریام پروداکشن ، یک شرکت تولیدی است که با یک استدیو ضبط فیلم و عملکرد موشن کپچر در ارتباط است . در سال ۲۰۱۱ توسط بازیگر و کارگردان هالیوودی اندی سرکیس (Andy Serkis) و تهیه کننده فیلم‌های بلاک باستری جاناتان کاوندیش(Jonathan Cavendish) تاسیس شد. تخصص این استودیو در اضافه کردن تکنولوژی موشن کپچر به فیلم های سینمایی، فیلم های تلویزیونی و بازی های رایانه ای است.
  • از سال ۲۰۱۱ و در همان بدو آغاز فعالیتش، برای فیلم های مطرحی مانند Rise of the Planet of the Apes (۲۰۱۱) ، Avengers: Age of Ultron (۲۰۱۵) ، Star Wars: Episode VII – The Force Awakens کار ضبط عملکرد موشن کپچر را انجام داده است و این بازی اولین کار این استودیو در حوزه بازی‌های ویدئویی به شمار می‌رود. عملکرد این کمپانی در زمینه موشن کپچر کردن حرکات کاراکترهای بازی انصافا بی نقص است و امید می‌رود تا حضور آنها در آینده این صنعت بیشتر و پررنگ‌تر باشد.

سیاره میمونها

گرافیک بازی از عناوین تل تیلز که همین سبک و سیاق را دارند بسیار بالاتر است ولی باید اعتراف کرد که همچنان با یک عنوان اصیل نسل هشتمی فرسنگ‌ها فاصله دارد. البته حرکات دست و پا و به طور کلی Movement میمونها و بازی‌های چهره‌شان همچون فیلم‌های این سری بسیار طبیعی از آب در آمده و علت این امر را می‌توان حضور اندی سرکیس در پس پشت پرده ساخت بازی داد. مردی که سزار (قهرمان سه گانه جدید سیاره میمونها که جایش در بازی مورد بحث هم بسیار خالیست) را به تصویر کشیده و با استفاده از هنر و استعدادش اشخاص زیادی همچون گالوم (در سری ارباب حلقه‌ها) و کینگ‌ کنگ (در فیلمی به همین نام با کارگردانی پیتر جکسون) را را در دل هواداران جای داده است.

سازنده بازی Planet Of The Apes: Last Frontier شرکتی به نام Imaginarium است که متعلق به او بوده و اگر خاطرتان باشد خبر ساخت این بازی را نیز خود او بیش از دو سال پیش در یک کنفرانس خبری داد. بر اساس گفته‌های اخیر سرکیس نیز ساخت این بازی بیشتر از دو سال به طول کشیده و حاصل زحمات کمپانی متعلق به او، نه که یک عنوان بد در دنیای گیم باشد وی نمی‌تواند یک اثر جاودانه و ماندگار هم تلقی شود.

سیاره میمونها

به راستی می‌توان گفت که شاید اگر بازی Planet Of The Apes: Last Frontier در قالب یک انیمیشن سینمایی ساخته و عرضه می‌شد، به مراتب بهتر می‌توانست مخاطب خود را پیدا کند و طرفداران این سری را نیز راضی نگه دارد. در نهایت  بازی Planet Of The Apes: Last Frontier هرچیزی باشد، سخت است که به آن یک بازی ویدئویی لقب داد و انتخاب‌ها و گیم‌پلی خشک و خالی آن، نمی‌تواند برخلاف ظاهر گرافیکی و موسیقایی‌اش که از بازی‌های تل تیلز یک سروگردن بالاتر است، بهتر ظاهر شود. به نظر می‌رسد ناشر و سازنده بازی دلشان می‌خواسته که گیم‌پلی چنین بازی‌های ماجراجویی را دچار تحولی اساسی کنند ولی عملا در اجرای این نقشه شکست خورده اند.

سیاره میمونها

اما در هر حال بازی Planet Of The Apes: Last Frontier برای طرفداران دنیای سیاره میمونها جالب توجه خواهد بود و حالا که سه گانه آن به اتمام رسیده و فعلا هم خبری از ساخت نسخه جدیدی از این جهان عجایب به گوش نمی‌رسد، شاید بازی کردن این عنوان بتواند تاحدی تداعی کننده فرنچایز سیاره میمونها و پر کردن جای خالی این آثار در سینما باشد.


  • داستان قوی بازی
  • گرافیک خوب و حرکات طبیعی کاراکترها
  • پلی میان دو فیلم از سری جدید سیاره میمون ها که برای طرفداران می‌تواند جذاب باشد
  • موسیقی جذاب
  • گیم پلی ضعیف
  • صداگذاری بد
  • تکراری شدن بازی
  • کوتاه بودن بازی

The post بررسی بازی Planet of the Apes: Last Frontier، بازگشتی دوباره به سیاره میمونها appeared first on دیجیاتو.

چگونه در بخش مربیگری فیفا ۱۹ حرفه‌ای شویم؟

چند هفته‌ای از عرضه فیفا ۱۹ به عنوان پرطرفدارترین بازی ورزشی سال می‌گذرد و عملکرد این بازی در بازار نشان داد که با یکی از بهترین نسخه‌های سری فیفا طرف هستیم. هر چقدر که فیفای جدید در حالت‌هایی مانند آلتیمیت تیم و Kick-Off تغییرات مثبتی را به خود دیده، اما در بخش مربیگری فیفا ۱۹ تغییر چشم‌گیری را نسبت به سال گذشته تجربه نکرده است.

بخش مربیگری فیفا ۱۹ با وجود نقاط ضعفی که دارد، هنوز هم می‌تواند طرفداران مدیریت یک تیم فوتبال را راضی نگه دارد. البته برای رسیدن به این هدف مهم، نکات ریز و درشتی وجود دارند که بهتر است قبل از آغاز کار خود در نقش یک مربی حرفه‌ای آن‌ها را بدانید.

خود را دست کم نگیرید

نکته‌ای که نباید در بخش مربیگری بازی از آن غافل شوید به آغاز ساخت تیم رویایی خود از همان روز اول کار شما به عنوان مربی جدید تیم‌تان برمی‌گردد. بسیاری از کاربران روزهایی ابتدایی فصل را برای شروع رقابت‌های مهم‌تر از دست می‌دهند اما بهتر است از همان روز اول، نقاط ضعف تیم‌تان را بشناسید، بازیکنانی که جایی در برنامه شما ندارند را در لیست فروش قرار داده و برای خرید بازیکن‌هایی که به آن‌ها نیاز دارید وارد مذاکره شوید.

اگر با یک تیم حرفه‌ای بخش مربیگری فیفا ۱۹ را آغاز کرده‌اید، با فروش بازیکنان اضافه، دیگر به مشکل خاصی بر نخواهید خورد اما اگر بودجه محدودتری دارید، بهتر است از همان ابتدا برنامه بلندمدتی برای تیم خود داشته و بازیکنان جوان و آینده‌دار که مبلغ مورد نیاز برای خرید آن‌ها هم از ستارگان شناخته شده دنیای فوتبال کم‌تر است را به تیم خود بیاورید.

بهترین بازیکنان جوان فیفا ۱۹ به شرح زیر هستند:

بخش مربیگری فیفا 19

  • Kylian Mbappé – امتیاز: ۸۷
  • Gabriel Jesus – امتیاز: ۸۳
  • Malcom – امتیاز: ۸۳
  • Gianluigi Donnarumma – امتیاز: ۸۲
  • Ousmane Dembélé – امتیاز: ۸۲
  • Leon Bailey – امتیاز: ۸۲
  • Marcus Rashford – امتیاز: ۸۲
  • Matthijs de Ligt – امتیاز: ۸۰
  • Youri Tielemans – امتیاز: ۸۰
  • Onyinye Ndidi – امتیاز: ۸۰
  • Oyarzabal – امتیاز: ۸۰

جدا از لیستی که باهم دیدیم، در مقاله جداگانه‌ای به بهترین بازیکنان فیفا در پست‌های مختلف خواهیم پرداخت. البته در خرید همین بازیکنان جوان‌ هم بهتر است با توجه به قابلیتی که از فیفا ۱۸ به بازی اضافه شده، خودتان با بازیکن و باشگاه سر میز مذاکره نشسته و کمی مبالغ را بالا و پایین کنید.

اگر می‌خواهید بودجه بیشتری برای خرید بازیکنان بهتری داشته باشید، بهتر است تا هر پیشنهادی که از سمت باشگاه مقابل یا مدیربرنامه‌های بازیکن مورد نظر به شما داده می‌شود را قبول نکنید. اکثر آن‌ها به رقم‌های پایین‌تری راضی می‌شوند و در خصوص بازیکنان هم بهتر است به جای دادن پاداش‌هایی به ازای زدن گل یا کلین شیت محقق می‌شوند، به‌ آن‌ها کمی حقوق بیشتری دهید تا بودجه شما بیشتر تحت کنترل باشد و در میانه‌های فصل با کمبود پول روبرو نشوید.

در ضمن اگر می‌خواهید که تجربه واقعی‌تری از بخش مربیگری فیفا ۱۹ داشته باشید، می‌توانید به جای جستجو بهترین بازیکنان و بااستعدادترین آن‌ها در این بخش مدیربرنامه‌هایی را استخدام کنید. آن‌ها بر اساس دستوری که از شما می‌گیرند، به لیگ‌های مختلف در سطح جهان سر زده و بر اساس پارامترهایی که شما تعین کرده‌اید، بازیکنانی را به باشگاه پیشنهاد می‌دهند.

در ضمن تمدید قراردادها یکی از اساسی‌ترین وظایف شما به عنوان مدیر و مربی تیم بوده و بهتر است هر یکی دو فصل یک بار قرارداد بازیکنانی که هنوز به آن‌ها نیاز دارید را تمدید کرده تا خطر از دست دادنشان را به کم‌ترین حد ممکن برسانید. از این نکته نباید غافل شوید که بسیاری از بازیکنان جوان با پیشرفت،‌ حقوق بیشتری را طلب می‌کنند و اگر خواسته‌های آن‌ها را برآورده نکنید، ممکن است سودای پیوستن به تیمی دیگر را در سر بپرورانند.

یکی دیگر از موارد مهم در جذب بازیکن به مبحث فسخ قراردادها که طی سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین بحث‌ها در ورزش فوتبال تبدیل شده برمی‌گردد. اگر بازیکنی در قرارداد خود قانون فسخ داشته باشد، خریدار می‌تواند بدون مذاکره با باشگاه و با پرداخت مبلغ فسخ قرارداد، یکسره سراغ مذاکره با خود بازیکن برود.

پیشنهاد می‌کنم اگر در قرارداد بازیکنی که به او علاقه‌ دارید بند فسخ وجود داشت حتما از آن استفاده کنید زیرا معمولا مبالغ تعین شده برای فسخ قرارداد بسیار کمتر از مبلغی هستند که خود باشگاه برای صادر کردن رضایت نامه بازیکن از شما طلب می‌کند.

همچنین، طبیعی است که اگر با بازیکنی تمدید قرارداد می‌کنید، تا جای ممکن به درخواست او برای تعین مبلغ فسخ پاسخ منفی بدهید زیرا در غیر این صورت، شما دیگر هیچ قدرتی برای منع کردن او از پیوستن به باشگاه رقیب نخواهید داشت.

جو تیم را کنترل کنید

همان‌طور که پیش از این هم گفته بودیم، یکی از وظایف اصلی شما به عنوان مربی، مدیریت جو تیم و سالم نگه داشتن رابطه خودتان با سایر بازیکنان است. برای حفظ جو تیم، بهتر است تا تعداد نفرات حاضر در آن را بیش از اندازه زیاد نکنید. هر بازیکنی که در تیم شما حضور دارد، توقع حضور در مسابقات را داشته و اگر فردی را برای مدتی طولانی به نیمکت یا سکوها میخ کنید، جدا از آن که اعتماد به نفسش را از دست می‌دهد، رابطه‌ خود را هم با شما بهم زده و کارتان برای تمدید قرارداد یا حتی فروش او با قیمتی بالا بسیار سخت‌تر خواهد شد.

زمانی که در حال مذاکره با بازیکنی برای اضافه کردن او به باشگاه‌تان هستید، او از شما درخواست می‌کند تا نقشش را در تیم مشخص کنید. بازیکنان حرفه‌ای و درجه یک اغلب از شما می‌خواهند که آن‌ها را در بیشتر مسابقات بازی دهید و از سمت دیگر بازیکنان جوان نیز نیازمند توجه و محک زدن شدن در بازی‌های آسان‌تر هستند تا بتوانند با شرایط لیگی که باشگاه شما در آن‌ حضور دارد راحت و سریع‌تر آشنا شوند.

جدا از بازی دادن، موارد دیگری نیز برای خوشحال نگه‌داشتن بازیکنان وجود دارد. برای مثال، قبل از بازی‌های مهم، شما می‌توانید در کنفرانس‌های خبری شرکت کنید. طی این کنفرانس‌ها می‌شود از کل تیم خود یا حریف و به طور خاص یک بازیکن تمجید یا انتقاد کرد. اگر بازیکنی روحیه‌ خود را از دست داده، تمجید کردن از او باعث می‌شود تا با حس و حال بهتری برای شما به میدان رفته و موثرتر بازی کند.

اهدافی که باشگاه برای شما طی کوتاه و بلند مدت مشخص می‌کند را هم مهم بدانید زیرا آن‌ها در میزان رضایت مدیران باشگاه و در نهایت طرفداران از شما تاثیرگذار خواهند بود. اهدافی که برای شما تعین می‌شود، با توجه به سطح باشگاهی که در آن حضور دارید متفاوت خواهد بود. برای مثال در باشگاه‌هایی مانند یوونتوس و بارسلونا، جدا از وجود اهدافی مانند کسب رتبه‌ای مناسب در لیگ قهرمانان اروپا و قهرمان شدن در لیگ داخلی، خواسته‌هایی همچون پرورش بازیکن جوان، کسب درآمد از طریق فروش لباس که البته با پیروزی در مسابقات حاصل می‌شود بر عهده شما قرار می‌گیرد.

رسیدن به این هدف‌ها در نهایت امتیاز مربیگری‌تان را بالا می‌برند و باعث خواهند شد تا پیشنهادات بهتری را برای مربیگری همزمان یک تیم ملی یا پیوستن به یک تیم باشگاهی دیگری داشته باشید.

تمرین، مهم‌ترین فاکتور بخش مربیگری فیفا ۱۹

یکی از مواردی که توسط بیشتر کاربران بخش مربیگری فیفا ۱۹ و نسخه‌های قبلی این سری نادیده گرفته می‌شود به تمرین دادن بازیکنان برمی‌گردد. تمرین دادن بازیکنان شما جدا از آن‌که آن‌ها را برای مسابقه آماده‌تر می‌کند، باعث می‌شود که آن‌ها با سرعت بیشتری نسبت به حالت عادی پیشرفت کرده و زودتر به امتیازهای بالا برسند.

بهتر است تا بازیکنان را در بخش‌هایی که نیاز یا استعداد پیشرفت کردن در آن را دارند تمرین دهید. در هر هفته، تعداد محدودی از بازیکنان می‌توانند در لیست تمرین شما جای بگیرند و این تمرین‌ها را می‌توان شبیه سازی کرد یا اگر کمی حوصله بیشتری دارید، این امکان که خودتان آن‌ها را انجام دهید هم وجود دارد. البته نباید از این موضوع غاقل شد که تمرین کردن باعث خسته‌ شدن آن بازیکن می‌شود و نباید در روزهایی مانند قبل از یک بازی حساس به بازیکنان اصلی تیم تمرین بدهید.

یکی دیگر از راه‌های همیشه سرحال نگه داشتن بازیکنان استفاده از سیستم چرخشی است. با گزینه‌ای که در منوی بخش مربیگری فیفا ۱۹ وجود دارد، می‌توانید دو یا چند تیم جداگانه با بازیکنان مختلفی که در اختیار دارید بچینید.

بهترین راه برای پیشرفت دادن فوتبالیست‌های جوان و راضی نگه‌داشتن بازیکنان شناخته‌ شده‌تر این است در بازی‌های آسان‌تر فصل که تعداد آن‌ها بین ۱۰ الی ۱۵ مسابقه می‌شود، به تیم جوان‌تر خود بازی داده و دیگر مسابقات را به افراد حرفه‌ای بسپارید. از این نکته هم نباید غافل شد که مربیگری بخشی طولانی و بلند مدت در فیفا محسوب می‌شود و برای موفق ظاهر شدن در لیگ یا مسابقاتی همچون لیگ قهرمانان اروپا نیاز به داشتن نیمکت قدرتمندی دارید که از خسته شدن دیگر بازیکنان شما جلوگیری کند.

اگر قصد انجام حالت مربیگری برای مدت طولانی را دارید، حتما از استعدادیاب‌های تیم خودتان هم استفاده کنید. این افراد هم مانند مامورهای جذب بازیکن به لیگ‌ها و کشورهای مختلفی سفر کرده و بر اساس پستی که برایشان تعین می‌کنید، بازیکنان با استعداد و جوانی را به شما پیشنهاد خواهند داد.

این را باید گفت که همانند چیزی که در واقعیت فوتبال هم اتفاق می‌افتد، تمام این بازیکنان ثمربخش نخواهند بود و تنها تعداد کمی از آن‌ها به یک فوتبالیست درجه یک تبدیل می‌شوند.

در نهایت، پیش از این هم گفته بودیم که الکترونیک آرتز تلاش زیادی برای بهبود بخش مربیگری فیفا ۱۹ نسبت به گذشته نداشته اما هنوز هم می‌توان از این حالت پرطرفدار لذت زیادی برد. دوست دارید تا در آینده چه آموزش‌هایی را برای شما قرار دهیم؟‌ دیدگاه خود را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

The post چگونه در بخش مربیگری فیفا ۱۹ حرفه‌ای شویم؟ appeared first on دیجیاتو.

بررسی ویدیویی دیجیاتو؛ بازی Assassin’s Creed Odyssey

اساسینز کرید طی سال‌های اخیر به یکی از شناخته شده‌ترین نام‌ها در دنیای بازی‌های ویدیویی تبدیل شده، فرنچایزی که بعد از سپری کردن یک دوره افت چندساله،دوباره با قسمت جدیدش به روزهای اوج خود بازگشته است.

Assassin’s Creed Odyssey دقیقا همان چیزی است که از یک بازی سرگرم کننده می‌خواهید. عنوانی که می‌تواند با گیم‌پلی متنوع و داستانی دوست‌داشتنی، ساعت‌ها شما را مشغول خود نگه دارد. البته ادیسه به دلایلی، دیگر یک اساسینز کرید نیست، دلایلی که در ادامه و طی بررسی ویدیویی دیجیاتو از این بازی به طور مفصل به آن‌ها خواهیم پرداخت.

The post بررسی ویدیویی دیجیاتو؛ بازی Assassin’s Creed Odyssey appeared first on دیجیاتو.

پیتر براکلی، گزارشگر سابق سری PES درگذشت

پیتر براکلی که به خاطر گزارشگری در سری PES بین طرفداران بازی‌های ویدیویی شناخته می شد، ساعاتی پیش در سن ۶۷ سالگی درگذشت.

هر چقدر که فوتبال در بازی‌های ویدیویی طی سال‌های اخیر با نام فیفا و گزارشگر معروفش یعنی مارتین تایلر شناخته می‌شود، تا دهه پیش این وزرش در دنیای ویدیو گیم با سری PES و پیتر براکلی شناخته می‌شد. براکلی از ۲۰۰۲ همکاری خود را با این سری آغاز کرد و تا بازی خاطره‌انگیز PES 2006 ادامه داد. بسیاری اعتقاد دارند که او سطح گزارشگری در بازی‌های ویدیویی ورزشی را در آن زمان چند پله ارتقا داد. کاربران PES پیتر را بیشتر به خاطر جملات معروفش همچون «با غروب آفتاب هم هوا قصد خنک‌تر شدن را ندارد» و «این بازی به دل افرادی که آن را می‌فهمند خواهد نشست» معروف بود.

پیتر همچنین به خاطر برنامه فوتبالی معروفش در سری آ ایتالیا با نام «فوتبال ایتالیا» نیز طرفداران زیادی بین علاقه‌مندان به فوتبال این کشور داشت. در ضمن، براکلی به عنوان یک طرفدار دو آتشه باشگاه برایتون که طی فصل اخیر علیرضا جهانبخش هم به آن پیوسته است، شناخته می‌شد.

به مناسبت مرگ او، باشگاه برایتون این متن را در صفحه توییتر رسمی خود منتشر کرد: «همه ما در برایتون از شنیدن خبر فوت او ناراحت شدیم و در این لحظه بهترین آرزو‌ها را برای خانواده و دوستان پیتر داریم.»

بعد از روزهای اوج کونامی با PES 2006، این کمپانی در نسخه بعدی از این سری یعنی PES 2008 از دو گزارشگر جدید با نام‌های جان چمپیون و جیم بکلی استفاده کرد که این تغییر باعث شد که بخش گزارشگری PES برای سال‌های طولانی به عقیده منتقدان و کاربران به یکی از نقاط ضعف اصلی آن تبدیل شود.

مشکل گزارشگر این سری همچنان با پرجاست و همانطور که قبل از این در بررسی PES 2019 هم به این نکته اشاره کردیم، گزارشگران بازی هنوز هم همان دیالوگ‌های تکراری سال گذشته را برای شما تکرار می‌کنند.

The post پیتر براکلی، گزارشگر سابق سری PES درگذشت appeared first on دیجیاتو.

بررسی انیمه Attack on Titan [فصل سوم – سه قسمت سوم]؛ میراث پدری

انیمه Attack On Titan روایت ترس ها، وحشت ها، نااُمیدی ها و امید هاست؛ داستان انسان هایی که تمام امیدشان را در پشت دیوارها زندانی کرده اند، دیوارهایی که آخرین سنگر انسان هاست اما با این حال این سنگر کم کم به دست غول ها شروع به نابودی میکند و پشت سرهم امید ها تبدیل به ناامیدی میشوند و انسان ها مجبور می‌شوند آخرین تکه های امیدشان را به دیوار های عقب تر ببرند.

اگر هنوز درباره این انیمه چیزی نمی‌دانید، بهتر است سری به این مقاله و یا این مطلب بزنید. ما تا به امروز دیده‌ایم که سقوط دیوار ماریا به بشریت ثابت کرده که بشریت بعد از سالیان دراز هنوز هم ضعیف است و به راحتی غذای غول ها میشود و امیدی که انسان ها در دل داشتند چیزی جز وهم نبود، در این بین و بعد از چندین سال از سقوط دیوار ماریا جوان هایی پدید آمدند که معادلات بشریت را بهم زدند، انسان هایی که تبدیل به آخرین امید بشریت شدند، انسان هایی که در بین خود برگ برنده ای داشتند که می‌توانست معادلات پیش از قبل برگرداند و حتی این دنیای پر وحشت را تغییر دهد، ارن یائیگر، فردی که توانایی تبدیل شدن به غول ها را داشت، توانایی به شدت خارق العاده و عجیب که قدرت بسیار زیادی را برای بشریت به ارمغان آورد، توانایی که ارن در آغاز از آن میترسید اما کم کم با آن خو گرفت و کم و بیش مال خودش کرد، اما بشریت در فصل سوم همچنان در دردسر عمیقی افتاده است.

(خطر لو رفتن سه قسمت سوم انیمه) پس از ماجراهایی که در شش قسمت قبل اتفاق افتاد، ارن یائیگر در زیرزمینی کریستالی زندانی شد، زندانی که خیلی از ابهامات ذهن ارن را در خود داشت، ارن که از قبل در خودش شک کرده بود و نمی‌دانست چطور میتواند به عنوان اسم تنها امید بشریت عمل کند، حال با شنیدن حقایق درمورد پدرش و کشته شدن پدرش توسط او، تمام امیدش را نه تنها از امید بشریت بودن بلکه از زندگی کردن از دست داد. پدر هیستوریا بعد از افشای حقایق درمورد خانواده هیستوریا و خواهر هیستوریا (که او هم یک غول بود) و چگونگی غول شدن ارن، آمپولی حاوی مایه ای بنفش رنگ را به هیستوریا نشان می‌دهد مایه ای که با آن هیستوریا می‌تواند تبدیل به یک یک غول شده و علاوه بر آن بخاطر خاصیت خون خانواده پادشاهی قدرت یک نوع غول خاص را بدست آورد و حتی فراتر از آن با خوردن ارن قدرت های او راهم گرفته و به غولی کامل تبدیل شود؛ غولی که حتی میتواند بارها قوی تر از ارن باشد و به طور حقیقی به آخرین امید بشریت تبدیل شود.

کنی قاتل بعد از دیدن شرایط حوصله اش به سر آمد و ارن را زخمی میکند تا تبدیل به غول شود اما باز هم ارن امیدی برای نجات خودش نداشت، پدر هیستوریا که در حال قانع کردن او برای خوردن ارن بود، آمپول را به دست هیستوریا داد و حال تمام بار امید بشریت به دستان او افتاد، اما او چه میکند؟ ارن را میخورد و تبدیل به غولی قدرتمند میشود و بشریت را نجات میدهد یا بیخیال حرف های پدرش میشود و ارن را به عنوان دوستش نجات میدهد، ناگهان حرف های دوست عزیزش که بعد ها فهمید غول بود به یادش آمد

“هیچ حقی ندارم بهت بگم چطور زندگی کنی
پس در واقع، این تنها چیزیه که بهش امیدوارم…
می‌خوام… طوری زندگی کنی که بهش افتخار کنی”

و تمام! کریستا تصمیمش را گرفت و پدرش و آمپول را به گوشه ای پرت کرد و به سمت ارن رفت تا قفل های که نه تنها بر بدنش بلکه به ذهنش هم بسته شده بودند باز کند، اما اتفاقی افتاد که اوضاع را به شدت پیچیده کرد پدر کریستا مایه آمپول را که به زمین ریخته بود خورد و ناگهان تبدیل به غولی قدرتمند شد.
بررسی انیمه Attack on Titan
بعد از غول شدن پدر هیستوریا او خزیده بر زمین به سمت دیوار سینا حرکت میکند اما لیوای و افرادش او را از پا در می‌آورند و هیستوریا ضربه پایانی را میزند، این ضربه پایانی هیستوریا شایستگی او را برای عنوان شاه جدید بشریت به همه نشان میدهد و این سه قسمت به پایان میرسد و بشریت برای باری دیگر نجات میابد.

هیستوریای تاریخ ساز

بررسی انیمه Attack on Titan

در این سه قسمت شاهد تحول عظیمی در ارن بودیم، ارن که همیشه دنبال پدرش و جواب تمام این اتفافات بود حال با چالش جدیدی رو به رو شد، ارن جیغ جیغوی فصل اول الان دیگر با باری رو به رو شده است که از میراث پدرش است، پدری که بنظر دنبال کلید حل اصلی ترین مشکل بشریت بود غول ها ولی در نهایت به این نتیجه رسید که برای مقابله با غول ها باید از سلاحی به جنس خودشان استفاده کرد یعنی خود غول ها.

پدر ارن شخصیت مرموزی دارد و از گذشته او هیچ اطلاعات چندانی در دسترس نیست به جز اینکه او یک محقق بوده و آزمایشات زیادی در خصوص غول ها انجام داده است و نتیجه آن آزمایشات و تحقیقات را برای تنها پسرش ارن به جا گذاشته است؛ پسری تنها و بی کس که مادرش جلوی چشم هایش توسط غول ها خورده می‌شود و باعث می‌شود قسم بخورد که یک روز تمام غول هارا از بین ببرد. ارن د اما وقتی که برای اولین بار فهمید که توانایی تبدیل شدن به غول ها را دارد وارد یک تضاد بسیار شدید با خود شد و دید تمام تنفری که از غول ها در قلبش نهفته بود، جوانه زده و او را تبدیل به یک غول کرده است، این اتفاق دومین شوکی بود که ارن با آن رو به رو شد و او را به شدت تغییر داد.

با مروری به داستان انیمه پی می‌بریم که ارن در طول زندگی اش سه بار به شدت شوکه شده است، زمانی که مادرش مرد و عهد نابود کردن تمام غول هارا با خود بست، زمانی که غول شد و عهد کرد امید بشریت باشد و زمانی که حقایق درمورد پدرش را فهمید و او را به با لایه جدید وظایفش به عنوان امید بشریت آشنا کرد.ارن در زیرزمین کریستالی به واسطه خاطراتی که از وارثان قدرت غول هایی که قبلا این قدرت را داشتند تغییرات زیادی میکند، اما در این سه قسمت ارن شخصیت اصلی ماجرا نبود بلکه این هیستوریا بود که کلید اصلی ماجرا را در دست داشت، هیستوریای کوچک و ناز و مهربان دیگر آن هیستوریای قدیمی نیست، این واقعه برای هیستوریا هم مانند ارن نقطه عطفی بود که او را تبدیل به زنی قوی، زیبا و مقتدر کرد.

از پدر به پسر از پدر به دختر

انیمه Attack On titan

طی این قسمت ها پدر هیستوریا رفتار عجیبی داشت، آنطور که داخل انیمه گفته شد بنظر او هیپنوتیزم شده است و افکار و اطلاعات دستکاری شده ای دارد، همانطور که دیدیم رفتار او بسیار پر اضطراب بود و میخواست هیستوریا دخترش که رهایش کرده بود وظیفه خانوادگی اش را انجام دهد و یک غول شود، در این حین حرف های از تبدیل شدن به غولی کامل میزد که نسل به نسل با خورده شدن نیمه غول(انسان های با توانایی تبدیل شدن به غول) قبلی بدست می آمد، اما حال روند نسل به نسل خانواده ریس به وسیله پدر ارن بهم خورده و آن قدرت موروثی ریس ها به دست یائیگر ها افتاده است.
حال که پدر هیستوریا راد ریس مرد و همینطور پدر ارن، حال حقیقت ماجرا از کجا باید آشکار شود؟ احتمال محتمل ترین جواب زیرزمین خانه پدر ارن و یا شاید مرد مو بولند عینکی مرموزی باشد که چندبار در انیمه دیده شده است و برخی گمان می‌کنند او نسبتی خانوادگی با ارن دارد.

به افتخار پادشاهی هیستوریا

بررسی انیمه Attack on Titan

هیستوریا ریس پادشاه فعلی بشریت، فرزند نامشروع لرد ریس است جزوی از خاندان سلطنتی ریس، او سال های اولیه زتدگی خود را با مادرش گذراند تقریبا تا زمان سقوط دیوار ماریا مادر هیستوریا که از او متنفر بود، تا لحظه مرگش آرزو میکرد که همچین دختری را به دنیا نمیاورد، بعد از مرگ مادر هیستوریا جلوی چشمش توسط کنی آکرمن و تعدادی افراد دیگه، کنی قصد داشت هیستوریا را هم بکشد اما پدرش مانع این کار شد و به او نام کریستیا لنز را داد تا در خفا زندگی کند. هنوز دلیل مرگ مادر هیستوریا مشخص نیست اما بنظر برای پوشش مساله ای بوده که برای ما مبهم است. بعد کشته شدن خانواده ریس توسط پدر ارن یاییگر، هیستوریا تنها وارث خاندان سلطنتی ریس شد و وارد سازمان نظامی شد جایی که به نظر میرسید بمیرد.

هیستوریا دختر جوان قد کوتاهی بود و در واقع کوچک ترین سرباز جوخه ۱۰۴ بود. او موهای بلند بلوند و چشم های آبی داشت و همینطوری قلبی از طلا که با همه با مهربانی برخورد میکرد جوری که هم خدمت هایش او را به شکل یک فرشته یا خدا میدیدند.

انیمه Attack On titan

هیستوریا در شخصیت کریستا معمولا خیلی خجالتی بود و نمیدانست چطور با بقیه رفتار کند(بخاطر انزوای خود در کودکی)، او همینطور میل به خودکشی داشت و میخواست جوری بمیرد که بخاطر وجود داشتنش مورد تنفر نباشد و با خوبی ازش یاد میشد، مثال بارز این قضیه کشاندن یکی از هم رزم های زخمی اش در کولاک بود تا نجاتش دهد که اگر کمک بمیر برای نجات آن ها بود هردو میمردند.

با وجود تمام سختی هایی که برای کریستا پیش آمد او در نهایت توانست به خودش اعتماد کند و قوی تر شود و حال آنقدری قوی شده که توانست گذشته تاریکش را به کشتن پدرش از بین ببرد و تبدیل به پادشاه بشریت شود.

نوایی از قلب بشریت

بررسی انیمه Attack on Titan

از هرچه بگذریم از موسیقی های اولیه (opening) و پایانی (ending) انیمه نمیتوان گذشت، موسیقی آرام و گوش نواز در آغاز و پایان ، مفاهیم زیادی را در خود حل کرده است که می‌توان به صحنه ای اشاره کرد که ارن در آسمان ایستاده است و ناگهان کودکی هایش به او برخورد میکند و او هیچ توجهی به او نمیکند و به افق های دوردست خیره میشود و پسرک که نماد گذشته ارن است کنار گذاشته میشود تا خود را برای آینده ای پر رمز و راز و ترس آماده کند.

داخل آهنگ تصاویری از کودکی های کارکترها میبینیم در کنار فردی که در حال حاضر هستند. از تصاویر پیداست که همه مانند ارن خود را برای آینده نامعلوم بشریت آماده کردند و آهنگ بار ها اشاره میکند که آن ها باید خودشان را پیدا کنند و با استفاده از تمام قدرتشان بال هایشان را در زمان نااُمیدی باز کنند و شروع به پرواز به سمت بهشت کنند، آهنگ چنان روند آرامی را روایت میکند که در آغاز پخش انیمه طرفدارها کمی از آن دل زده شده بودند اما کم کم با پیش رفتن داستان توانستند ارتباط مناسب را با این آهنگ زیبا و پرمعنا پیدا کنند. آهنگ پایانی تماما در خصوص هیستوریا است و افکار و غم ها و تضاد هایی که طی انیمه با خود پیدا میکند افکار و غم و ها و تضاد هایی که بخش های مهمی از فصل سوم این انیمه زیبا را ساخته است.

در نیمه دوم آهنگ پایانی انیمه هم آهنگ محبوب فصل اول با ریتم و حال و هوایی جدید میاید که آهنگ را به شدت لذت بخش میکند و حال و هوای فعلی داستان را به خوبی روایت میکند. موسیقی این اثر بر عهده آقای Hiroyuki Sawano بوده که موسیقی کارهای محبوبی مانند Blue exorcist, Guilty crown,Aldnoah zero را ساخته است.

در آینده چه خواهد شد؟

در صحنه آخر قسمت نهم دیدیم که کنی نیمه جان، آمپولی مشابه سرنگ پدر هیستوریا در دست دارد اما تا قبل از آمدن لیوای آن را تزریق نکرده است؛ در نتیجه بنظر می‌آید قصدی برای اینکار ندارد و در حالت انسانی خود بمیرد. در ادامه بنظر میاید باید جشن تاج گذاری هیستوریا را ببینیم که حال به عنوان قاتل غول حمله کننده به دیوار سینا شناخته میشود، تا اینجای کار همه چیز خوب و در امان بنظر می‌آید اما باید ببینیم حالا بشریت بعد سرنگونی حکومت قبلی و بر تخت آمدن پادشاه بر حق چگونه ادامه پیدا میکند، آیا ارن و دوستانش می‌توانند با اطلاعاتی که بدست آورده اند راهی برای بستن سوراخ دیوار ماریا پیدا کنند و رچسر از راز محبوس شده در زیرزمین خانه پدر ارن درآوردند یا باز هم با چالش جدیدتری رو به رو میشوند. در هفته آتی و نقد قسمت‌های ۱۰ تا ۱۲ دیجیاتو این مسائل آشکار می‌شود.

The post بررسی انیمه Attack on Titan [فصل سوم – سه قسمت سوم]؛ میراث پدری appeared first on دیجیاتو.