ایزاک آسیموف: مهاجری که داستان های علمی-تخیلی و جهان را متحول کرد

ایزاک آسیموف یکی از بزرگ ترین نویسندگان داستان های علمی و تخیلی قرن ۲۰ میلادی است که همراه با خانواده اش در جوانی به آمریکا مهاجرت کرد. آسیموف در سال ۱۹۲۰ میلادی در اتحادیه جماهیر شوروی متولد شد. پدرش که …

The post ایزاک آسیموف: مهاجری که داستان های علمی-تخیلی و جهان را متحول کرد appeared first on دیجیاتو.

اینترنتی‌ها در برابر انحصار؛ آیا ۹۰ باز می‌گردد؟

حذف برنامه ۹۰ به تهیه‌کنندگی «عادل فردوسی‌پور» به عنوان پربیننده‌ترین برنامه صداوسیما یکی از خبرسازترین اتفاقات بهار ۱۳۹۸ است. رسانه‌های بسیاری در این میان سعی کردند تا نگاه ویژه‌ای به اختلافات تهیه‌کننده و مجری برنامه ۹۰ با مدیر جوان شبکه …

The post اینترنتی‌ها در برابر انحصار؛ آیا ۹۰ باز می‌گردد؟ appeared first on دیجیاتو.

پیاده از لندن و نیویورک تا تهران

در کشور ما فرزندانی که در خانواده‌های ثروتمند متولد می‌شوند، بیشترشان یک سرنوشت مشترک دارند. یا راهی اروپا و آمریکا می‌شوند و صفحات اینستاگرامی‌شان را پر می‌کنند از عکس‌ها و فیلم‌های تفریحات لاکچری، یا در ایران می‌مانند و سعی می‌کنند …

The post پیاده از لندن و نیویورک تا تهران appeared first on دیجیاتو.

مصاحبه با مردی که پژو را از ورشکستگی نجات داد؛ ژان فلیپ امپارتو رئیس هیئت مدیره پژو

مصاحبه های کمی از ژان فلیپ امپارتو، رئیس هیئت مدیره پژو در سه سال اخیر منتشر شده و همین موضوع نشان دهنده مشغله بالای اوست. شهرت این مرد ۵۲ ساله به خوبی نشان دهنده موفقیتش بوده و خانواده او نیز …

The post مصاحبه با مردی که پژو را از ورشکستگی نجات داد؛ ژان فلیپ امپارتو رئیس هیئت مدیره پژو appeared first on دیجیاتو.

۱۳ نقل قول الهام بخش از استیو جابز

در کتاب تاریخ بشریت نام استیو جابز به عنوان یکی از نوآورترین مدیران ثبت شده است. به باور بسیاری از کارشناسان او یک کارآفرین فوق العاده و فردی با بینشی عمیق بود. در واقع مدیرعامل قبلی اپل با تصمیمات و …

The post ۱۳ نقل قول الهام بخش از استیو جابز appeared first on دیجیاتو.

کدام پیش بینی های استیو جابز در مورد آینده تکنولوژی درست از آب درآمدند؟

در عصری زندگی می کنیم که ترک خانه بدون موبایل برایمان غیرممکن است. اما در اواسط دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی حتی تصور دستگاهی نظیر آیفون هم برای اغلب شرکت های فعال در عرصه تکنولوژی و مصرف کنندگان آنها دشوار …

The post کدام پیش بینی های استیو جابز در مورد آینده تکنولوژی درست از آب درآمدند؟ appeared first on دیجیاتو.

ملکه انگلستان اولین پست اینستاگرامی اش را منتشر کرد

الیزابت دوم، ملکه انگلستان بعد از بازدیدی که روز گذشته از موزه علوم لندن داشت، اولین پست اینستاگرامی خود را منتشر کرد.

الیزابت دوم که طولانی ترین دوران سلطنت را در دنیا داشته پیشتر از توییتر و ایمیل هم استفاده کرده و در بازدید روز گذشته خود با انتشار نخستین پست اینستاگرامی اش یک رکورد دیگر را به نام خود ثبت کرد.

البته باید اشاره کنیم ملکه انگلستان که هم اکنون ۹۲ سال سن دارد با استفاده از اکانت خانواده سلطنتی اقدام به انتشار این پست کرد و نباید از او انتظار داشت که یکی از همان سلفی های آشنا در محیط اینستاگرام را از خود منتشر کند.

اما در خصوص اولین پست اینستاگرامی ملکه انگلستان باید بگوییم تصویر مربوط به نامه ای می شد که چارلز بابیج ریاضیدان، مخترع و پیشگام علوم کامپیوتر برای جد پدریش ارسال کرد.

پست اینستاگرامی ملکه انگلستان

او در توضیحات این عکس چنین نوشت:

امروز من این افتخار را داشتم تا در مورد نوآوری های بچه ها در زمینه کدنویسی کامپیوتری بدانم و به همین بهانه این پست اینستاگرامی را در موزه علوم منتشر می کنم که پیشگام تکنولوژی، نوآوری و الهام بخش نسل های آینده است.

همانطور که در ابتدا گفتیم ملکه انگلستان چندان هم با تکنولوژی غریبه نیست. او اولین ایمیل خود را در سال ۱۹۷۶ میلادی ارسال کرد و وبسایت مربوط به خانواده سلطنتی را در آن معرفی نمود. او در سال ۲۰۱۴ هم اولین توییت خود را ارسال کرد.

اکانت اینستاگرامی خاندان سلطنتی انگلستان ۴.۷ میلیون دنبال کننده دارد

هدف ملکه الیزابت دوم در بازدیدش از موزه علوم اعلام نمایشگاه تابستانه برای تجلیل از تکنولوژی و ارتباطات در لندن بود. او این پست را با ۴.۷ میلیون دنبال کننده خاندان سلطنتی انگلستان در اینستاگرام به اشتراک گذاشت و بلافاصله بعد از انتشار آن هزاران لایک و کامنت را برایش دریافت کرد.

ملکه انگلستان

جالب است بدانید اطلاعات الیزابت دوم در رابطه با رسم و رسوم اینستاگرام (آموزش جامع استفاده از اینستاگرام) و استفاده از هشتگ (هرآنچه باید در مورد هشتگ ها و کاربردشان بدانیم) در آن هم کم نیست. او نخستین پست اینستاگرامی خود را در روز سه شنبه منتشر کرد که با نام سه شنبه های نوستالژیک شناخته می شود و شهروندان انگلیسی در این روز از هفته با هشتگ #tbt گریزی به گذشته و عکس های قدیمی می زنند.

The post ملکه انگلستان اولین پست اینستاگرامی اش را منتشر کرد appeared first on دیجیاتو.

اسحاق نیوتون؛ از حقایق پشت پرده این اسطوره دنیای علم باخبر شوید

کتاب اسحاق نیوتون که در سال ۲۰۰۳ چاپ شد، خوانندگان را با زندگی و ذهنیات یکی از بزرگترین متفکران تاریخ آشنا می‌کند. این اثر برخلاف موارد دیگر به معرفی زندگی و دستاوردهای نیوتون نمی‌پردازد بلکه با موشکافی عادات، وسواس‌های فکری و بی‌نظمی این دانشمند برجسته تصویری کمتر شناخته شده تر از او را به تصویر می‌کشد.

این سبک نگارش به خلق اثری افشاگرانه منجر شده که جوایزی را هم برای نگارنده به ارمغان آورد.

کتاب مورد بحث به قلم «جیمز گلیک» به رشته تحریر درآمده که برخی او را یکی از بهترین نویسندگان علمی تاریخ می‌دانند. او با استفاده از تکنیک غیر داستانی به خوبی تاریخ علم و آثار فناوری را به تصویر می‌کشد و به لطف قلم شیوایش جوایز بسیاری از جمله «نگارش علوم ادبی PEN/EO Wilson» و «انجمن سلطنتی وینتون» را از آن را خود کرده است. نوشته‌های وی حتی جزو نامزدهای نهایی جوایز «پولیتزر» و «کتاب ملی» نیز بوده‌اند.

جیمز گلیک نویسنده کتاب اسحاق نیوتن

جیمز گلیک نویسنده کتاب اسحاق نیوتن

از مشهورترین آثار گلیک باید به «اطلاعات: تاریخچه، نظریه، سیلاب» و «نابغه: زندگی و دانش ریچارد فاینمن» اشاره کرد.

شاید از خودتان بپرسید خواندن این کتاب چه مزیتی دارد؟ جواب این است که از حقایق پشت پرده نیوتون افسانه ای باخبر می‌شوید.

اسحاق نیوتون احتمالا مشهورترین دانشمند تاریخ بشریت است اما این شهرت بر زندگی واقعی او آنقدر سایه انداخته که بخش زیادی آن به خاطر باورهای غلط و غیر مستدل مبهم باقی مانده‌اند.

احتمالا تعدادی از این داستان‌های غیر واقعی مثل آتش گرفتن آزمایشگاه مجهز او توسط سگش «دایاموند» یا کشف جاذبه زمین بعد از سقوط یک سیب روی سرش به گوش شما هم خورده اند.

نیوتون اما شخصیتی فراتر از این داستان‌ها دارد. تئوری‌ها و کشفیات او حتی امروز هم به صورت گسترده کاربرد دارند و برخی پایه‌های فیزیک مدرن بر قوانین حرکت او بنیان نهاده شده‌اند.

البته دانشمند انگلیسی جدای از توان علمی شخصیت و ایده‌های جالبی هم دارد که با شناخت دنیای پیرامون نیوتون و تغییراتی که او در آن ایجاد کرد، می‌توان آنها بهتر درک کرد. دوران نیوتون همزمان با عصر افسانه‌ها و جادوی سیاه بود که حتی این متفکر بزرگ هم علی‌رغم تلاش برای رواج منطق در جامعه، از اثرات اسرارآمیز و خرافاتی آن در امان نماند.

تئوری‌های او دنیا را تکان داد اما در راه علم با مناقشه و جدل‌های بسیاری دست و پنجه نرم کرد.

نیوتون در دوران هرج و مرج بریتانیا به دنیا آمد و از همان ابتدا حس کنجکاوی زیادی از خود نشان میداد.

 کتاب اسحاق نیوتن

اسحاق نیوتون روز کریسمس ۱۶۴۲ در مزرعه ای واقع در «لینکولن شایر» انگلستان به دنیا آمد. پدرش که حتی خواندن و نوشتن هم بلد نبود، پیش از تولد او از دنیا رفته بود.

تولد نیوتون با هرج و مرج و جنگ داخلی انگلیس همزمان شده بود. طرف‌های درگیر این مناقشه نیروهای وفادار به تاج و تخت از یک سو و در سوی دیگر سربازان وفادار به پارلمان بودند که به خاطر استبداد شاه چارلز، عدم توجه او به نمایندگان و سیاست‌های فرقه‌ای با هم درگیر شده بودند.

در آن زمان دنیا هنوز در سایه عقاید خرافی، جادوگری، کیمیاگری و باورهای قرون وسطایی به سرمی‌برد. ساده‌ترین مسائل علمی که امروز از نظر ما بدیهی تلقی می‌شوند، درآن دوران هنوز ناشناخته بودند. برای مثال زمانی که از گرانش سخن به میان می‌آمد بیشتر منظورشان رفتار و طرز راه رفتن دیگران بود نه نیرویی که اجسام را به زمین می‌کشد.

در واقع دنیا آنقدر غرق در بی سوادی بود که هیچکس حتی تصور تولد نابغه ای که با سلاح ریاضی و تجربه اوضاع را دگرگون کند، به خود راه نمی‌داد.

با این حال حس کنجکاوی نیوتون از همان آغاز دید متفاوتی به دنیای اطراف به او داده بود تا جایی که حتی به نحوه حرکت خورشید هم علاقه داشت. اسحاق جوان با استفاده از یک ریسمان نحوه حرکت خورشید در آسمان را اندازه می‌گرفت و اشکال هندسی مختلفی از جمله ساعت آفتابی سه بعدی را طراحی کرده بود.

تلسکوپ بازتابی اسحاق نیوتن

او در مدرسه کینگز گرانتهام با اصول زبان‌های لاتین، یونانی، عبری و الهیات آشنا شد. کلاس‌های ریاضی به اسحاق نحوه محاسبه اشکال، فضاها و نقشه برداری را آموزش دادند. او صرفا برای حفظ دروس به مدرسه نمی‌رفت و به زودی با دانشی که به دست آورده بود شروع به ساخت فانوس و آسیاب‌های آبی و بادی کرد. با رسیدن به سن بلوغ نیوتون دچار بحران‌های هویتی و وجودی شد و مطمئن نبود از زندگی چه می‌خواهد.

اسحاق نیوتن از دانش آموختگان دانشگاه کمبریج است

در حالی که خانواده و نزدیکانش فکر می‌کردند اسحاق هم مثل آنها در کشاورزی و چرای گوسفندان غرق می‌شود، خود او می‌دانست که دست تقدیر سرنوشت دیگری را برایش رقم زده است.

او در دانشگاه کمبریح فوق العاده بود اما در انزوا بیشتر درخشید

به لطف پشتیبانی مدیر مدرسه گرانتهام و عمویش که روحانی محترمی بود، اسحاق به دانشگاه کمبریج راه پیدا کرد. او در ژوئن ۱۶۶۱ در کالج «ترینیتی» پذیرفته شد که بهترین مرکز بین ۱۶ دانشکده مختلف کمبریج بود.

کتاب اسحاق نیوتن

نقاشی قدیمی از دانشگاه کمبریج

از این زمان او فقط به دفترچه ۱۴۰ صفحه ای، چند شمع، مرکب و یک قلم نیاز داشت چرا که ذهن کنجکاو و هوشمندش بقیه کارها را می‌کرد.

اساس برنامه درسی اسحاق را آثار فیلسوف شهیر یونانی «ارسطو» و به ویژه نظریات او در مورد مواد، فرم، زمان و حرکت شکل می‌داد. با این وجود از ایده‌های مدرن‌تر افرادی مثل گالیله هم غافل نبود.

برای اینکه بهتر درک کنید که نیوتون در چه فضایی درس می‌خواند باید به ایده حرکت اشاره کنیم. شاید امروزه عجیب به نظر برسد اما در قرن هفدهم حرکت هم به عنوان فرایند و هم جابه‌جایی در نظر گرفته می‌شد.

بر این اساس نه تنها جسم در حال جابجایی بلکه حتی میوه در حال گندیدن و سنگ در حال تبدیل شدن به مجسمه را هم باید متحرک در نظر گرفت.

نخستین کسی که در برابر این نظریه قد علم کرد گالیله (مروری بر زندگی گالیله) بود که دقیقا در سال تولد نیوتون از دنیا رفت. البته او عقاید علمی درست زیادی داشت ولی از ترس کشته شدن توسط نهاد کلیسا ناچار به سکوت بود.

تا آن زمان هندسه، مشاهده و اندازه گیری در آزمایشات قوانین طبیعت جایی نداشتند اما در دوره نیوتون مطالعه علمی بر پایه تحقیقات تجربی با مقبولیت بیشتری همراه بود.

نیوتون این شانس را داشت که در دوران تحصیلش ابزارهای علمی و ساعت‌های دقیق‌تر گسترش پیدا کردند، شاید این مساله ساده به نظر برسد اما با در اختیار داشتن یک ساعت دقیق آزمایش‌های علمی مبتنی بر زمان با سهولت و اعتبار بیشتری انجام می‌شد.

علاقه اسحاق به انزوا و صبر بی پایان باعث می‌شد از ساعت‌ها کار در آزمایشگاه خسته نشود.

در سال ‍۱۶۶۴ شیوع طاعون در انگلیس به قدری بالا گرفت که کمبریج ناچار به تعطیل کردن کالج‌هایش شد. اغلب دانشجویان از این مساله برای خلاص شدن از دست مطالعات سنگین بهره بردند اما نیوتون یک دانشجوی معمولی نبود.

کتاب اسحاق نیوتن

طاعون در کمبریج

او به خانه بازگشته و مطالعاتش را با اشتیاق بیشتری از سر گرفت. مطالعات او در این زمان بر نورشناسی و رنگ متمرکز بود و حتی دست به مشاهده مستقیم خورشید از طریق آینه زد که با خطر زیادی برای چشم همراه بود.

او همچنین نظریات انقلابیش در زمینه مکانیک را با تشریح حرکت و استفاده از فرمول‌های ریاضی ارائه کرد. وی در ۱۲ صفحه سناریوهای مختلفی نظیر نقاط در حال حرکت به سمت مرکز دایره و نقاطی که به صورت موازی در حرکت بودند را شرح داد. وی در این دوران معتقد بود که همه چیز در حال حرکت یا به عبارت دیگر جاری است.

پس از فروکش کردن طاعون نیوتون مورد توجه انجمن سلطنتی قرار گرفته و به کرسی استادی کمبریج رسید.

او پیش از رسیدن به این منصب، گام محکمی را برای ارائه تمام و کمال نظریه مربوط به علم حرکت برداشته بود که شامل مطالعاتی در مورد ماهیت گرانش و تاثیر آن بر اشیاء متحرک بود.

هرچند اغلب افراد به داستان ساختگی نشستن نیوتون زیر درخت سیب و مشاهده افتادن آن یا حتی سقوط سیب بر سر نیوتون باور دارند اما باید بگوییم که ماجرای واقعی اینقدر هیجان انگیز نیست. در واقع کشفیات او ناشی از ساعت‌ها بررسی سقوط اجسام، حرکت آنها در سطح شیب دار و ثبت و ضبط مشاهدات بوده است.

کتاب اسحاق نیوتن

در اکتبر ۱۶۶۷ «اسحاق بارو»، استاد ریاضی نیوتون که به سمت استاد ریاضیات Lucasian منصوب شده بود از او خواست که در آماده کردن متن سخنرانی به وی کمک کند. نیوتون هرگز فکرش را نمی‌کرد که تنها دو سال بعد خودش به این سمت منصوب شود اما این اتفاق رخ داد.

نزدیک سه قرن بعد این کرسی همچنان در کمبریج پا برجاست و چندین سال قبل به استیون هاوکینگ فقید سپرده شده بود.

به لطف دستیابی به این کرسی برجسته نیوتون حالا آزمایشگاه مخصوص خودش را داشت و ساعت‌ها پشت درهای آن به آزمایش، مشاهده و تحقیق می‌پرداخت.

نمونه اولیه نخستین تلسکوپ بازتابی جهان را ساخت

او پیش از وارد شدن به دهه سوم زندگی نمونه اولیه نخستین تلسکوپ بازتابی جهان را ساخت. نمونه‌های قبلی از نوع انکساری بودند که تصویری کوچک، مبهم و تحریف شده را تولید می‌کردند.

تلسکوپ نیوتون با دریافت سطح بالاتری از نور، رصد آسان سیاره‌هایی مثل ونوس و مشتری را میسر می‌کرد. مدت زیادی طول نکشید که انجمن سلطنتی به عنوان برجسته ترین نهاد علمی بریتانیا از او دعوت کرد نتیجه تحقیقاتش در مورد نور و رنگ منتشر کند.

این دانشمند بزرگ در مقاله‌اش فرایند هدایت نور خورشید از طریق منشورها و ایزوله سازی هر رنگ را تشریح کرد. نتایج آزمایش نیوتون را به این باور رساند که نور از ذرات تشکیل شده است. پیش از این تصور می‌شد که خود منشورها رنگ‌های مختلف را تولید می‌کنند اما او معتقد بود که تنها کار منشورها جداسازی رنگ‌ها از همدیگر است.

این مقاله انتقادهایی را میان برخی از اعضای انجمن سلطنتی برانگیخت، تا جایی که «رابرت هوک» تا پایان عمر به یکی از منتقدان پر و پا قرص اسحاق نیوتون بدل شد.

منتقد سرسختی به نام رابرت هوک و حامی دلسوزی به نام ادموند هلی

کتاب اسحاق نیوتن

نقاشی چهره رابرت هوک

اگرچه نیوتن مقاله‌ای اثرگذار در رابطه با نور و رنگ ارائه کرد، اما، طولی نکشید که از انتشارش پشیمان شد. او دوست نداشت که آثارش از سوی دیگران، خصوصا دانشمندان قدیمی که باور داشتند به خاطر جایگاهشان می‌توانند هر سخنی را در نقد جوانان بر زبان بیاورند، مورد انتقاد قرار بگیرد.

سردمدار این منتفدان رابرت هوک بود. او یافته‌های نیوتن در رابطه با رنگ و نور را بی ارزش جلوه داد و حتی تا جایی پیش رفت که آنها را «فرضیاتی محض» خواند.

چند ماهی طول کشید تا خشم نیوتن از هوک فروکش کند و اینبار او بود که به رقیب علمی‌اش تاخت و از شواهد ریاضی محکمی که در مقاله‌اش آورده بود به سختی دفاع کرد.

اما حتی این حرف ها هم نتوانست حس حقارتی که در نیوتن ایجاد شده بود را برطرف کند. او تصمیم گرفت تا دو سال گوشه نشینی اختیار کند و بعد از اتمام این دوران با مقاله‌ای تازه مجددا در مجامع علمی ظاهر شد. مقاله تازه نیوتن قرار بود به جای آنکه بلافاصله منتشر شود، در دسامبر سال ۱۶۷۵ در جامعه سلطنتی انگلستان خوانده شود. موضوع مقاله مجددا به خواص نور مربوط می‌شد اما او همزمان از نظرات خود در رابطه با حرکت گفته بود و برخی نظریه‌های قبلی اش در رابطه با الکتریسیته ساکن را تشریح کرده بود.

یکبار دیگر هوک در مقام مخالفت با ایده‌های اسحاق نیوتن برآمد و منصوب شدن هوک به سمت ریاست جامعه سلطنتی انگلستان در سال ۱۶۷۷ میلادی هم کمکی به برطرف شدن اختلافات میان آنها نکرد.

با این حال اما برخی باور دارند که عناد هوک با اسحاق نیوتن سودمند واقع شده. مخالفت‌های او نیوتن را وادار کرد که در برخی زمینه‌ها پای را فراتر از حد معمول بگذارد.

کتاب اسحاق نیوتن

نظریه نور و رنگ

مهم‌تر از همه اینکه فشارهای دائمی هوک بر نیوتن برای ارائه شواهد ریاضی باعث شد که نیوتن جدی‌تر کار کند و سرسختانه روی اصول فرضایت خود پافشاری نماید. تلاش‌ها و مجاهدت‌های علمی او روی موضوع مدار زمین را می‌توان مثال خوبی در این باره دانست که در نهایت به انتشار مقاله سال ۱۶۸۴ او با موضوع «در باب حرکت اجرام در مدار» منتهی شد.

نیوتن ضمن مواجهه با انتقادات هوک، یک حامی وفادار هم داشت؛ مردی به نام ادموند هلی که از اخترشناسان و ریاضیدانان شهیر انگلستان بود و حالا یک ستاره دنباله دار به نامش است.

هلی از اسحاق نیوتن برای انتشار نخستین کتابش در سال ۱۶۸۶ حمایت مالی می‌کرد. این اثر که «فلسفه اصول ریاضی» نام دارد بی‌تردید مهم‌ترین کتاب چاپ شده تاریخ در حوزه ریاضیات محسوب می‌گردد. کتاب مذکور در برگیرنده سه قانون بنیادین نیوتن است و هنوز هم به کودکان سراسر دنیا درس داده می‌شود.

طبق قانون اول نیوتن، اجرام در حرکت تا زمانی که با مقاوتی روبرو نشوند به حرکت خود ادامه می‌دهند و براساس قانون دوم، نیرو باعث ایجاد حرکت می‌شود.

قانون سوم هم می‌گوید برای هر عملی یک عکس عمل برابر وجود دارد.

خلاصه کلام آنکه نیوتن هم با جامعه سلطنتی انگلستان روبرو بود و هم ضرابخانه سلطنتی.

مدت زمان زیادی از انتشار کتاب اولش نمی‌گذشت که شروع به آماده‌سازی نسخه به روز شده آن کرد. او دوست داشت که دسترسی به اثرش را ساده‌تر کند تا همه دنیا با نظریات مبتنی بر ریاضیات او آشنا شوند.

رابرت هوک رقیب سرسخت او در سال ۱۷۰۳ میلادی درگذشت و طولی نکشید که اسحاق نیوتن ریاست جامعه سلطنتی انگلستان را بر عهده گرفت. این دستاورد تا حدودی به تلاش‌های نیوتن مربوط می‌شد چراکه او جامعه سلطنتی را مجاب کرد از تمرکز بر مسائل اسرارآمیز بکاهد و در مقابل توجهش را به اثبات قوانین طبیعی با کمک ریاضیات معطوف کند.

با وجود این دستاوردها نیوتن همچنان فکر می‌کرد که هنوز کارهای بیشتری را برای انجام دادن در پیش دارد. هرچند، در موقعیتی نبود که یک مقاله جنجالی دیگر را منتشر کند.

نیوتن در برهه ای ریاست ضرابخانه سلطنتی انگلستان را بر عهده داشت و پروژه طراحی پول غیرقابل جعل را دنبال می کرد

او تازه یک فرمول ریاضی را برای جاذبه ارائه کرده بود و نشان داده بود که جاذبه نیرویی فراگیر است اما هنوز نتوانسته بود علت و سرچشمه این نیرو را تشخیص دهد. همین فقدان اطلاعات به دستاویزی برای مخالفان او بدل گردید و طولی نکشید که این سوال در ذهن بسیاری شکل گرفت که آیا از نظر نیوتن نیروی جاذبه منشاء ماورائی دارد؟

با این حال اما او به خاطر ریاست بر جامعه سلطنتی کمتر از این مخالفان واهمه داشت. او به واسطه مسئولیت تازه‌اش اختیارات بیشتری به دست آورده بود و دیگر از افراد معترض نمی‌ترسید. در آن زمان همچنین بریتانیا دیگر زیر یوغ کلیسای کاتولیک قرار نداشت. آنها آثار و نظریه‌های نیوتون را هم مرز با کفر قلمداد می‌کردند. با این حال اما سرتاسر اروپا به پاس پیشرفت‌هایی که در صنعت چاپ رخ داده بود، از نظریه‌های او با خبر بودند و به واسطه قدرت نشریات چاپی جدید، هم مخاطبانی در سرتاسر دنیا برای نیوتن شکل گرفته بود.

حدودا در همین دوران بود که نیوتن موفقیت دیگری را کسب کرد. نیوتن به سمت ریاست ضرابخانه سلطنتی منصوب شد و اگر بخواهیم روشن تر بگوییم او مسئولیت پول انگلستان را بر عهده گرفت.

البته این موفقیت آنطور که ممکن است به نظر برسد عجیب نیست. در آن دوران مرتبا بر اهمیت ریاضیات در تمامی مسائل دنیا از جمله کشتی رانی، آمارگیری از جمعیت و اقتصاد اضافه می‌شد؛ به بیان دیگر در اختیار داشتن یک پول بدون نقص و کارا اهمیت بسیار زیادی در محاسبات سیاسی آن دوران داشت.

اسحاق نیوتن پیشتر چند سالی را به عنوان یکی از مدیران عالی رتبه در ضرابخانه انگلستان فعالیت کرده بود اما در سال ۱۷۰۰ میلادی رسما به عنوان مدیر ارشد این نهاد منصوب شد و ضمن پذیرش مسئولیت‌های این پست، برنامه‌ریزی‌هایی را برای تهیه پول جدیدی انجام داد که جعل کردنش دشوار باشد.

شغل پیشنهادی به نیوتن از کلاس اجتماعی خوبی برخوردار بود و درآمد زیادی را هم عاید او می‌کرد. جالب آنکه تصدی این پست توسط نیوتن شهرت جهانی خوبی را هم برای او به وجود آورده بود.

تردیدی در هوش و نبوغ او باقی نمانده بود و مردم سرانجام تصمیم گرفتند که به حرفهایش گوش دهند و نظراتش را جدی بگیرند.

نیوتن در سال‌های آخر عمرش از سوی محقق دیگری به نام گاتفرید لیبنیز به چالش کشیده شد اما اختلاف نظر آنها راه به جایی نبرد و هیچکدامشان زنده نبودند تا در اثبات فرضیاتشان سخنرانی کنند.

گاتفرید لیبنیز یک ریاضیدان آلمانی بود و همزمان با نیوتن ادعا می‌کرد که ابداع کننده علم حسابداری بوده و هر دوی آنها یکدیگر را به کپی کردن کار دیگری متهم می کردند.

همانطور که در بالا اشاره کردیم این مناقشه راه به جایی نبرد و عمر نیوتن و رقیبش کفاف آن را نداد تا حرف خود را به کرسی بنشانند. در واقع مشخص کردن اینکه هرکدامشان دقیقا چه سبکی را از دیگری اقتباس کرده و چه کاری را به صورت مستقل انجام داده کاری بس دشوار بود.

با این حال اما آنچه مشکل را بغرنج‌تر می‌کرد آن بود که نیوتن ادعاهایش را براساس مقالاتی مطرح می‌کرد که روی کاغذ آورده اما منتشرشان نکرده بود. در واقع کارهای اولیه او در زمینه حسابداری خُرد در طول سال‌هایی انجام شده بود که طاعون در کمبریج شیوع پیدا کرده بود و او از بیم مبتلا شدن به شهر دیگری مهاجرت کرده بود.

نیوتن در حالی که به سنگ کلیه مبتلا بود و ثروت زیادی داشت درگذشت

در نهایت جان والیس یکی از ریاضیدانان همکار نیوتن در کمبریج او را ترغیب کرد که برخی از مقالات مبتکرانه خود را که از دهه ۱۶۶۰ میلادی سرگرم تهیه و تدارکشان بوده منتشر کند. بخشی از این مقالات در کتاب دوم او با عنوان رساله ای درباره بازتاب، تفکیک، انفجار و رنگ نور منتشر شد و بخش‌های دیگری از آن نقش مرجع را در بیانیه‌های علمی جامعه سلطنتی ایفا می‌کرد و به آنها استناد می‌شد. نیوتن هم از تمام قدرت سازمانی خود برای رد ادعاهای لیبنیز و تبرئه خود از اتهام سرقت علمی استفاده می‌کرد. با وجود این تلاش‌ها اما لیبنیز از سرسختی و مخالفت با او دست بر نمی‌داشت و همچنان بر مواضع خود استوار بود.

لیبنیتز همچنان از نیوتن انتقاد می‌کرد و او را به ناتوانی برای یافتن علت جاذبه متهم می‌نمود. این دانشمند آلمانی تبار همچنین این باور نیوتن که قوانین جاذبه حتی در محیط خلاء هم پابرجا هستند را به استهزاء می‌گرفت.

لیبنیز تا واپسین لحظه‌های مرگش روی حرف خود ماند و با نزدیک شدن به زمان مرگش (در سال ۱۷۱۶) با ارسال نامه‌ای به یکی از دوستان خود اینطور نوشت: «خدانگهدار خلاء، اتم‌ها و کل فلسفه نیوتن».

با این حال اما این عناد و دشمنی برخلاف اختلافاتی که نیوتن با هوک داشت، نقطه روشنی در طول حیات وی محسوب نمی‌شد و نقشی در بهبود و پیشبرد علم نداشت.

اسحاق نیوتن در ۳۱ مارس سال ۱۷۲۷ میلادی مثل یک قهرمان این زندگی را بدرود گفت. او عنوان شوالیه را دریافت کرد و حتی در وست مینیستر ابی لندن در کنار بسیاری از سلاطین انگلستان دفن شد. نیوتن در طول زندگی‌اش مصائب و سختی‌های زیادی را پشت سر گذاشت و در حالی که به سنگ کلیه مبتلا بود هیچگاه لب به گلایه و فریاد نگشود.

کتاب اسحاق نیوتن

علاوه بر این تصور می‌شود که نیوتن در تمام طول زندگی‌اش مجرد مانده و آنچه مسلم است او هیچ وارثی ندارد، هرچند که ثروتش چشمگیر بود. او جهان را از دوران تاریکش خارج نمود و کاری کرد که در عصر مدرن، جهان برپایه قوانین درک شود.

دوران حرفه‌ای نیوتن مملو از موفقیت بود و صرفا در برهه‌هایی با شگفتی همراه می‌شد. براساس یکی از فرضیات این دانشمند، زمین در ناحیه خط استوا به خاطر جاذبه و حرکاتش متورم می‌شود و این فرضیه بعد از سفر ۱۰ ساله یک هیئت فرانسوی به استوا، در سال ۱۷۳۳ میلادی اثبات شد.

شخصیت اسحاق نیوتن جدای از عشق و علاقه‌اش به علوم و ریاضیات جنبه پنهان دیگری هم داشت.

در دهه ۱۹۳۰ میلادی و بعد از فروش ملک متعلق به یکی از خویشاوندان دور نیوتن، تعداد زیادی مقاله علمی برجا مانده از او پیدا شد که نشان می‌داد او در تمام طول عمرش مشغول مطالعه در زمینه کیمیاگری بود. به بیان دیگر او یک عمر در این رابطه خیالپردازی می‌کرده و شاید آنطور که در برخی کتاب‌ها به وی اشاره شده صرفا ارائه کننده استدلال‌های خشک نبوده است.

با نگاهی اجمالی به تاریخچه فعالیت‌های نیوتن هم این حقیقت آشکار می‌شود. هرجا که بی نظمی بوده او در مقام نظم آفرینی برآمده و دفاع او از ریاضیات و استدلال شاید شناخته شده‌ترین مشخصه این دانشمند بوده اما به واسطه همین روحیه بوده که او تمایل به کشف نادانسته‌ها هرچند از نوع عجیب و غریبش را داشته.

خلاصه پایانی

اسحاق نیوتن یکی از اثرگذارترین افرادی است که تا بحال روی زمین زیسته. او با تکیه بر شواهد ریاضیات برای همیشه راه و رسم بررسی فرضیات و استنتاج فرایندهای موجود در این عالم را متحول کرد. بخشی از اثرگذاری نیوتن به این حقیقت بر می گردد که او در طول دوره روشنفکری زندگی کرد؛ برهه ای از تاریخ که جهان افسانه‌ها را پشت سر گذاشته بود و دیگر باوری به سحر و جادو نداشت. روش شناسی مبتنی بر ریاضیات نیوتن و همچنین مقیاس کشفیات بنیادینی که او انجام داد استانداردهای پرسش‌های علمی نسل‌های بعدی را ساخت.

 

این مطلب به همت یونس مرادی و مریم موسوی تهیه شده

The post اسحاق نیوتون؛ از حقایق پشت پرده این اسطوره دنیای علم باخبر شوید appeared first on دیجیاتو.

گفتگو با مدیر اجرایی اسنپ تریپ: اینجا یکی از بهترین استارت‌آپ‌ها برای کار کردن است

استارت‌آپی که از سال ۹۴ کارش را با نام «پین تا پین» آغاز کرد و در سال ۹۶ به «اسنپ تریپ» تغییر نام داد، حالا بعد از اسنپ یکی از زیرمجموعه‌های موفق گروه اینترنت ایران است؛ استارت‌آپی که تا حدی همان راه و روش برادر بزرگ‌تر و موفق‌ترش را در پیش گرفته و می‌خواهد همانطور که اسنپ توانست قیمت کرایه خودرو را در کشور برای راننده و مسافر منصفانه کند، حالا اسنپ‌ تریپ هم سفر را برای عده‌ی بیشتری از طبقه متوسط و حتی ضعیف جامعه ممکن سازد. 

این ماموریت امروز در حال رسیدن به نقطه اوج خود است و به لطف نام‌گذاری جدید مجموعه، در یک سال اخیر آنطور که «امیرعلی مهاجر»، مدیر ارشد اجرایی اسنپ تریپ می‌گوید، رشدی ۷۰۰ درصدی را در مجموع تراکنش‌های مالی تجربه کرده است؛ رشدی که اگرچه شاید شگفت‌انگیز به نظر برسد اما این کسب‌وکار و اساساً تمام کسب‌وکارهای مشغول در حوزه گردشگری به لطف منابع طبیعی غنی در داخل کشور، همچنان توان بسیار بالایی در فعال‌سازی یک پتانسیل بزرگ دارند و کم‌کم باید به رشد عجیب‌وغریب‌شان در آینده عادت کرد. 

آزادسازی این پتانسیل خفته البته در مسیر تحقق، با فراز و فرودهایی مواجه شده؛ از فیلترینگ در اوج سفرهای پایان تابستان گرفته تا شایعات مربوط به تعدیل نیرو در روزهای اخیر که بیشتر از هر چیز، تاثیر منفی روی عملکرد اعضای یک تیم موفق دارد. تمام این اتفاقات باعث شد تا به سراغ مدیر اجرایی اسنپ تریپ برویم؛‌ یک مهاجر که پس از یک دهه به ایران برگشته تا تجربه‌های کاری‌اش از دبی و لندن را به گردشگری ایران و به شکل مشخص، اسنپ تریپ تزریق کند. 

IIG: رقابت با فضای بین‌المللی

امیرعلی مهاجر پیش از اینکه به ایران بیاید در شرکت بین‌المللی «دیلویت» مشغول به ارائه مشاوره استراتژی بوده است. اما سفر دو سال پیش او به تهران برای دیدار با خانواده باعث می‌شود تا با استارت‌آپ‌ پین‌ تا پین آشنا شود؛ استارت‌آپی که از همان ابتدا در سال ۹۴ زیر نظر گروه اینترنت ایران، موسوم به IIG کارش را آغاز کرده بود.

وقتی از او بپرسید فضای کاری IIG را چگونه با فضای کاری حرفه‌ای و بین‌المللی مقایسه می‌کند، در پاسخ فضای فعلی را مانند یک مجموعه بزرگ آموزشی می‌بیند که هر روز یک درس تازه از آن می‌گیرد. بخش زیادی از این درس‌ها هم مربوط به مدیریت هستند چراکه امروز تیمی متشکل از ۲۲۰ نفر را مدیریت می‌کند اما در دیلویت نهایتاً مسئول یک تیم ۴ نفره بوده است:

«زمانی که من آمدم تیم بین ۷۰ تا ۸۰ نفر بود. امروز این تیم حدود ۲۲۰ نفر است. مدیریت کردن چنین تیمی و انسجام دادن به آن، یک کار جدید برای من است که هر روز دارم بیشتر درباره‌اش یاد می‌گیرم. مخصوصاً از این جهت که استارت‌آپ در حال رشد، در هر مرحله نیاز به یادگیری‌های تازه برای مدیریت‌ کردن دارد. باید به شکل مداوم روش‌ها و دیدگاه را عوض کرد تا بتوان تیم را هدایت کرد.»

نیروی انسانی: ارزش‌ها در برابر شایعات

وقتی وارد طبقه سوم ساختمان گروه اینترنت ایران شوید که به شکل کامل در اختیار اسنپ تریپ قرار گرفته، معمولاً پیدا کردن لبخند را روی صورت انسان‌ها کار زیاد سختی نیست. وجود این لبخند زمانی با ارزش است که همین تیم در روزهای گذشته یک شایعه تعدیل را پشت سرگذاشته است؛ آن هم زمانی که هنوز یک ماه از خداحافظی با بخش بزرگی از نیروهای بامیلو سپری نشده است.

با این حال امیرعلی مهاجر این شایعات را کاملاً رد و از سرچشمه آن هم اظهار بی‌اطلاعی می‌کند. به گفته او، امروز اسنپ تریپ نه‌تنها به دنبال تعدیل نیروهایش نیست بلکه می‌خواهد تیمی که امروز متشکل از ۲۲۰ نفر است را به ۲۵۰ نفر برساند. مدیر اجرایی اسنپ تریپ در این رابطه می‌گوید:

«واقعیت این است که محتاطانه به سراغ بزرگ‌تر کردن تیم می‌رویم؛ به این دلیل که تعدیل کردن مشخصاً برای هیچ‌کس کار خوشایندی نیست. بدترین اتفاقی که می‌تواند برای مدیران استارت‌آپ‌های ایران و جهان رخ دهد، مجبور شدن به تعدیل نیرو است. این احتیاط ما تاجایی است که تراکنش‌های ما در یک سال اخیر ۷ برابر شده اما نیروهای ما از زمانی که من آمده‌ام حدود ۲ برابر شده‌ است. این رویکرد را هم ادامه خواهیم داد اما امروز این رشد انقدر سریع است که به شکل عجیبی به نیرو نیاز داریم؛ از نیروی فنی گرفته تا نیروی پشتیبانی.»

مهاجر البته عقیده دارد که انتشار شایعات مربوط به تعدیل نیرو در روزهای اخیر، باعث ایجاد تغییر در روحیه تیم نشده است چرا که اسنپ تریپ با کارمندانش شفاف است: «آنها از عملکرد اسنپ تریپ خبر دارند و خیلی تاثیر رویشان نمی‌گذارد چراکه می‌بینند ما چگونه رشد می‌کنیم. وقتی یک جایی در مورد این اخبار به این شکل صحبت می‌کند، اعتبار مجموعه خودش را زیر سوال می‌برد. با توجه به رویکرد فعلی که در بازار داریم، یکی از بهترین استارت‌آپ‌هایی که می‌توانید در آن کار کنید، اسنپ تریپ است. هم به خاطر روند رشدی که داریم و هم به دلیل پتانسیل خفته‌ای که وجود دارد و هنوز فعال نشده است.»

قطعیت گفته‌های مهاجر البته زمانی زیر سوال می‌رود که شنیده شده بود تصمیم مدیران گروه اینترنت ایران برای ایجاد تغییر و تعدیل در بامیلو، یک تصمیم زمان‌گیر نبوده است؛ تصمیمی که مدیر اجرایی بامیلو هم نمی‌توانسته در آن تغییری ایجاد کند. با این وجود، اطمینان بالای اسنپ تریپ برای گسترش کسب‌وکار در سال پیش رو از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ مهاجر در پاسخ به این سوال می‌گوید:

«اطمینان من از پتانسیل بازاری می‌آید که می‌دانم چقدر جای پیشرفت دارد. کارهای جدیدی که می‌کنیم را می‌دانم چون قرار است وارد بازارهای جدیدی شویم که باز هم باعث رشد بیشترمان می‌شود. از سوی دیگر پتانسیل همکاری با مجموعه‌های بزرگ را می‌دانم. امروز دو اپلیکیشن بزرگ کشور یعنی آپ و اسنپ، با اسنپ‌ تریپ همکاری دارند و کارهای مربوط به حوزه گردشگری را از طریق پلتفرم ما انجام می‌دهند. پتانسیلی که همه این موارد به وجود می‌آورد، باعث می‌شود که تا دو سال آینده این کسب‌وکار رشد قابل توجهی داشته باشد. پس اسنپ تریپ امروز مجموعه‌ای است که بیشتر از ۲۰۰ نفر پرسنل دارد، بزرگ‌ترین شرکت‌های ایران در حال خرید از آن هستند و هتل‌ها هم اعتماد خاصی به آن دارند. امروز دیگر با یک کسب‌وکار و بیزینس مدل جا افتاده رو‌به‌رو هستیم.»

اگرچه مهاجر ۳۴ ساله در قامت یک مدیر اجرایی شاید جوان به نظر برسد اما نکته جالب اینجاست که میانگین سنی تیم اسنپ تریپ حدود ۲۶ سال است. نکته دیگر اینکه حدود ۵۵ درصد از نیروها در بخش‌های مختلف را زنان تشکیل می‌دهند. نیروی جوان امروزی مشخصاً نیروی بلندپروازی است اما مسئله اینجاست که اسنپ تریپ موقعیت رشد را برای افراد بلندپرواز فراهم می‌کند.

از یک سو خود مهاجر اسنپ تریپ را یک محیط آموزشی می‌بیند و از سوی دیگر با هرکدام از افراد که صحبت می‌کنید هم از یادگیری در این فضا می‌گویند. وقتی در همین رابطه از مهاجر می‌پرسم، می‌گوید:

«در اسنپ تریپ، نیروی انسانی به شدت برای ما مهم است. به طور میانگین ماهی سه ساعت آموزش‌های مختلف داریم. اینکه آدم با استعداد استخدام کنید یک چیز است، اما اینکه بتوانید به او انگیزه ادامه و پیشرفت بدهید موضوع مهم‌تری است. به همین دلیل تمرکز ویژه‌ای روی نیروی انسانی داریم. نمی‌گویم اینجا همه‌چیز بی‌نظیر و بی‌نقص است چون به هر حال مشغول تبدیل شدن به یک «اسکیل‌آپ» از یک «استارت‌آپ» هستیم و رشد سریعی داریم و کار هم در چنین محیطی سخت است. اما آنچه همه پرسنل اسنپ تریپ رویش تاکید دارند این است که یادگیری در این محل بالاست. وقتی در این فضا حضور دارید تا زمانی که احتمالاً بخواهید از اینجا بروید، پیشرفت شخصی و کاری‌تان را احساس می‌کنید؛‌ این موضوعی است که من خودم روزانه آن را می‌بینم.»

شروع: از هتل تا پرواز

آنچه به عنوان اسنپ تریپ می‌شناسیم کارش را در سال ۹۴ با نام پین تا پین آغاز کرده است؛‌ نامی که نشان می‌داد این استارت‌آپ به دنبال بازار هتل‌هاست. اما در ادامه و با تغییر نام، حوزه کاری گسترش پیدا کرده و قرار است در ادامه حوزه‌های کاری جدیدی هم به آن اضافه شود. با این حال هدف اصلی اسنپ تریپ، مقرون به صرفه کردن سفر برای مردم ایران است؛ همان کاری که شرکت مادر در زمینه تاکسی‌های اینترنتی قبلاً برای حمل‌ونقل درون شهری انجام داده بود.

مهاجر در همین رابطه می‌گوید: «می‌خواهیم با استفاده از تکنولوژی، سفر را برای مردم ایران راحت و مقرون به صرفه کنیم. زمانی که شروع کردیم، تمرکز را روی بازار هتل قرار دادیم. در آن زمان هم البته وب‌سایت‌هایی بودند که هتل را ارائه می‌دادند اما این اتفاقات کاملاً آفلاین بود. در این دو سه سال، به بازار هتل‌ها با استفاده از تکنولوژی انسجام داده‌ایم. کار دشواری هم بود چون ۱۲۰۰ تا ۱۳۰۰ هتل ستاره‌دار در کشور وجود دارد که از روش‌های مدیریتی مختلف استفاده می‌کنند. توجیه کردن تمام این هتل‌ها برای استفاده از خدمات آنلاین، زمان‌بر بود چراکه باید ابتدا پتانسیل را می‌دیدند. اما امروز به اینجا رسیده‌ایم که بخش زیادی از سفارش‌ها به شکل آنلاین انجام می‌شود.»

به عقیده مدیراجرایی اسنپ تریپ، هدف اصلی این استارت‌آپ پوشش دادن کل بازار سفر است و اسنپ تریپ باید وارد حوزه‌های دیگری از بازار گردشگری شود. ورود به حوزه پروازهای داخلی، اولین قدم بوده است و در قدم بعدی، تهیه بلیت اتوبوس هم از این پلتفرم امکان‌پذیر خواهد بود.

اولین قدم اسنپ تریپ البته با همکاری استارت‌آپ دیگری به نام «فلایتیو» انجام شده بود. مهاجر در پاسخ به این سوال که امروز اسنپ تریپ چقدر به فلایتیو برای تامین بلیت پروازهای داخلی متکی است، می‌گوید: «ما برای مدتی با فلایتیو همکاری داشتیم. اتفاقی که می‌افتاد این بود که از آنها پرواز می‌گرفتیم و فلایتیو هم فرایند هتل را از طریق اسنپ تریپ انجام می‌داد. اما به تازگی شروع‌کرده‌ایم و روی پرواز داخلی خودمان کار می‌کنیم. امروز محصول پروازی که در سایت وجود دارد، کاملاً محصول خودمان است. با این حال کماکان فلایتیو هتل را از طریق اسنپ تریپ دریافت می‌کند. همکاری با فلایتیو می‌تواند در دریافت پرواز خارجی ادامه پیدا کند و ما امروز در حال بررسی این موضوع هستیم.»

اما در همان مرحله اول، آنچه به گفته مهاجر، اسنپ تریپ را از رقبایش متمایز می‌کند، نحوه تعاملش با هتل‌ها و تلاش برای مدیریت ظرفیت آنهاست. به گفته او اساساً دلیل وجود تخفیف‌ها برای رزرو هتل‌ها در اسنپ تریپ هم همین موضوع است: «در بخش هتل توانسته‌ایم با قیمت‌گذاری هوشمندانه‌تر، ظرفیت خالی هتل‌ها را پر کنیم و قیمت بهتری به مشتریان بدهیم. برای رونق دادن به سفر داخلی باید سفر را برای مردم مقرون به صرفه کنیم. سفر در داخل ایران برای مردم گران است. شاید هتل‌ها در اسنپ تریپ ارزان‌تر باشند اما وقتی که مشتریان بیشتری می‌گیرند، در نهایت این درآمدشان است که بیشتر شده است. درست است که میانگین نرخ پایین‌تر آمده است اما نهایتاً هتل‌ها هم کانال‌های درآمد زیادی دارند و معمولاً فروش مستقیم‌ آنها به افراد، بالاترین سطح قیمت آنهاست.»

رشد: ۷۰۰ درصد

اسنپ تریپ در سال ۹۷ رشد ۷۰۰ درصدی GMV را تجربه کرده است، به این مفهوم که حجم تراکنش‌هایش ۷ برابر شده‌اند. اگرچه این رشد برای هر نوع کسب‌وکاری عالی است اما باید توجه کرد که اسنپ تریپ یک پلتفرم و کسب‌وکار آنلاین است. با تمام هیاهویی که در اکوسیستم استارت‌آپی ایران وجود دارد و تصور می‌کنیم که کاربران با تجارت از نوع الکترونیکی‌اش آشنا هستند، اما در نهایت هنوز بازار آنلاین حرف چندانی برای گفتن در برابر بازار سنتی ندارد.

برای مثال وضعیت خرده فروشی آنلاین کالا در ایران هنوز کمتر از ۲ درصد از کل حجم خرده فروشی است. اما مدیر اجرایی اسنپ تریپ شرایط بهتری را برای حوزه گردشگری برآورد می‌کند. به عقیده مهاجر، ۱۵ درصد از کل بازار سفر اکنون در ایران آنلاین شده است و این بخش جلوتر از سایر صنایع به سوی آنلاین شدن پیش می‌رود.

البته چندان هم نباید ۱۵ درصد فعلی را حتی در صورت صحیح بودن، یک عدد مناسب دانست. همین آمار در اروپا حدود ۵۵ و در آمریکا حدود ۵۰ درصد است؛ اتفاقی که نشان می‌دهد بازار آنلاین سفر در ایران جای بزرگ شدن سه برابری دارد. مهاجر البته می‌گوید که در صنعت گردشگری در ایران، در بخش‌های مختلف به اندازه‌های متفاوت آنلاین شده‌اند. برای مثال یک سال پیش ضریب آنلاین رزرو هتل حدود ۱۰ درصد بود که اکنون به ۲۰ الی ۲۲ درصد رسیده است. از سوی دیگر نفوذ پلتفرم‌های آنلاین در بازار پرواز بیشتر بوده و بخش آنلاین حالا صادر کننده ۵۰ تا ۵۵ درصد از بلیت‌هاست.

مهاجر اگرچه رشد ۷۰۰ درصدی اسنپ تریپ را در لابه‌لای رشد بازار آنلاین جستجو می‌کند اما خبر می‌دهد که این پلتفرم با فاصله رهبر بازار رزرو هتل است. او در پاسخ به این سوال که با چه معیارهایی این سنجش انجام شده است، می‌گوید:

«ما از چند روش مختلف این موضوع را پایش می‌کنیم. به شکل هفتگی از تعدادی هتل این سوال را می‌پرسیم که چه رتبه فروشی در هتل‌شان داشته‌ایم و در برابر رقبا در چه جایگاهی قرار می‌‌گیریم. هر کدام از این رتبه‌ها یک وزن خاص دارد که با ترکیب آنها، وزن خودمان را در بازار می‌سنجیم. از طرف دیگر یک فرایند سه ماهه نیز داریم از مشتریان حاضر در این بازار نظرسنجی می‌کنیم. ترکیب این روش‌ها به ما می‌گوید که حدود ۵۵ درصد از سهم بازار رزرو هتل را در اختیار داریم.»

علی‌رغم رشد ۷۰۰ درصدی و پیشتازی در بازار رزرو آنلاین هتل، اسنپ تریپ هنوز در مرحله سرمایه‌گذاری است و به نقطه سربه‌سر نرسیده است، هرچند به گفته مدیر اجرایی‌اش، برنامه‌ای هم برای رسیدن به سودآوری در زمان کنونی وجود نداشته است. این استارت‌آپ از میان ۱۲۰۰ تا ۱۳۰۰ هتل ستاره‌دار در ایران، با ۹۰۰ هتل همکاری دارد. از سوی دیگر بخش سازمانی اسنپ تریپ نیز با ۳۰۰ شرکت بزرگ ایران و ۸۰۰ آژانس مسافرتی همکاری می‌کند. مهاجر البته مایل به بیان تعداد دقیق مشتریان عادی، هتل‌های رزرو شده و بلیت‌های فروخته شده نیست و صرفاً به بیان عددی باز مانند «صدها هزار» بسنده می‌کند.

تهران: ۱۵ یورو

عجیب نیست اگر بگوییم که ایران با تمام جذابیت‌هایش کشوری کشف‌نشده و ناشناخته برای جهان است؛ چون مخاطب عام هنوز نمی‌داند ایران مثل بعضی نقاط خاورمیانه، یک بیابان خشک نیست. اسنپ تریپ یا به کلامی دقیق‌تر، پین‌ تا پین، برای مدتی تلاش داشت تا این تغییر نگرش را برعهده بگیرد. حتی وقتی به دلایل برگشت مهاجر از لندن به تهران مراجعه کنید، ذوقش را در کاری که می‌خواهد در سطح جهانی انجام دهد می‌بینید.

وقتی هم به آمارهای گردشگری ایران در مقایسه با دو کشور نسبتاً هم‌سطح مانند ترکیه و مصر نگاه می‌کنیم، متوجه تفاوت‌های عجیبی می‌شویم. ایران در سال ۲۰۱۷ میزبان حدود ۶ میلیون گردشگر خارجی بوده در حالی که این رقم برای ترکیه حدود ۳۰ میلیون و برای مصر حدود ۱۵ میلیون گردشگر بوده است. این آمارها به راحتی می‌گویند که جای پیشرفت بزرگی برای استارت‌آپ‌های حوزه گردشگری که بخواهند مخاطب خارجی را هدف بگیرند، وجود دارد. مهاجر هم از وجود این پتانسیل برای همه فعالین این صنعت می‌گوید:

«نه فقط برای اسنپ‌تریپ، بلکه برای همه استارت‌آپ‌هایی که در این حوزه مشغولند، این پتانسیل خفته وجود دارد. به این دلیل که پتانسیل ایران برای گردشگری واقعا بالاست و می‌تواند ۵ برابر چیزی باشد که امروز وجود دارد. ایران در مقایسه با ترکیه و مصر مکان‌های تاریخی ثبت شده بیشتری در یونسکو دارد و بر اساس آمارهای جهانی از این دو کشور ارزان‌تر و امن‌تر است.»

امروز وقتی به نسخه انگلیسی اسنپ تریپ سر بزنید، می‌بینید که یک خارجی می‌تواند با ۱۵ یورو، یک اتاق مناسب در هتل‌های تهران رزرو کند. مهاجر می‌گوید در یک سال اخیر، اسنپ تریپ ۲ هزار بلیت به گردشگران خارجی فروخته است. اما اساساً چرا این عدد در مقایسه با گردشگری داخلی که امروز تبدیل به تمرکز اصلی اسنپ تریپ شده، انقدر کوچک است؟ مهاجر به چند مسئله کلیدی اشاره می‌کند و می‌گوید:

«یک گردشگر خارجی وقتی برای سفر برنامه ریزی می‌کند اساساً ایران بین گزینه‌هایش نیست. حل این مشکل نیاز به یک بودجه آگاهی‌سازی هم از طرف بخش خصوصی و هم از طرف بخش دولتی دارد. مورد دیگر، اطلاعات اشتباه در مورد ایران است. وقتی کسی ایران را می‌بیند و سپس نظرش را می‌خواهید، اولین نظرش این است که کاملاً با آنچه تصور می‌کرده متفاوت بوده است. عوض شدن دیدگاه‌ها نسبت به ایران باعث می‌شود تا مردم جهان، ایران را در بین گزینه‌های گردشگری خود قرار دهند.

قسمت دیگر زنجیره تامین است که تحریم‌ها، مشخصاً باعث کاهش پروازهای خارجی شده است. از سوی دیگر ما دوست داریم با OTAهای خارجی همکاری کنیم ولی به دلیل تحریم‌ها، این پتانسیل کمتر است. تصور کنید که بیشتر از ۱۳۰ میلیون چینی در سال به کشورهای دیگر سفر می‌کنند. بزرگ‌ترین OTAهای چینی هتل ایرانی ارائه نمی‌دهند. پرواز مستقیمی هم وجود ندارد. حتی اگر یک چینی بخواهد به ایران سفر کند، در فضایی که همیشه جستجو می‌کرده نمی‌تواند یک سفر به کشورمان را برنامه‌ریزی کند. تعداد کم اتاق هتل در ایران مسئله بعدی است. در کل ایران حدود ۶۵ هزار اتاق هتل وجود دارد اما صرفاً شهر دبی حدود ۱۰۰ هزار اتاق هتل دارد. به دلیل اینکه تاکنون مدیریت ظرفیت انجام نمی‌شده، هتل‌ها هم از نظر مالی تحت فشار هستند و این تصور وجود دارد که چرا باید هتل جدید ساخته شود.»

اکنون تمرکز و اولویت اصلی اسنپ تریپ، بازار داخل و گردشگری داخلی و افزایش ۲ تا ۳ برابری حجم آن است. در این میان البته دو موضوع تحریم‌ها و تغییرات در نرخ ارز ایران را تبدیل به مقصدی ارزان‌تر از همیشه برای گردشگران خارجی کرده‌اند، اما این همه‌ی ماجرا نیست. مهاجر می‌گوید:

«برای ایجاد آگاهی‌سازی و بازارسازی، باید با بزرگ‌ترین OTAهای جهان برای جلب توجه گردشگر خارجی رقابت کنیم. همین مسئله چالش بزرگی است و منابع و سرمایه بیشتری می‌خواهد. این کار را هم کردیم اما در نهایت دیدیم که بازگشت سرمایه‌مان در بازار داخلی خیلی بیشتر است. زمانی که توانایی سرمایه‌گذاری بیشتری داشته باشیم به سمت جذب گردشگر خارجی می‌رویم اما واقعا این مشکلات از نوعی است که فقط یک اسنپ‌ تریپ یا یک استارت‌آپ نمی‌تواند به تنهایی آنها را حل کند. این موردی است که تمام فعالان گردشگری باید در آن همکاری کنند. برای مثال، هزینه بازاریابی خارجی ما افزایش پیدا کرده است. اگر بخواهیم از طریق موتورهای جستجو بازاریابی کنیم، به خاطر وجود شرکت‌هایی مثل اکسپدیا یا بوکینگ دات کام، داشتن تبلیغات روی برخی واژه‌های انگلیسی گران بود و حالا با نرخ ارز، هزینه‌ها چندبرابر هم شده است.»

پین‌ تا پین: اسنپ تریپ

پین تا پین بهمن ماه سال ۹۶ به اسنپ تریپ تغییر نام داد. بعید نیست اگر بخشی از جهش ۷۰۰ درصدی رشد اسنپ تریپ را مرتبط به همین موضوع بدانیم اما مسئله اینجاست که حتی اگر از برند اسنپ استفاده نمی‌شد، باز هم احتمال این تغییر و ری‌برندینگ در پین تا پین به شکل جدی وجود داشت. مهاجر در همین رابطه می‌گوید:

«پین تا پین برندی بود که ابتدای کار، چند نفر با هم همفکری کردند و یک برند ساختند اما از نظر ساختاری مشکل داشت. نامی نبود که بشود به سادگی آن را به خاطر سپرد و زیاد پیش می‌آمد که اشتباه جستجو شود. از آنجا که می‌خواستیم روی آگاهی برندمان کار کنیم، برنامه مان این بود که پروژه ری‌برندگینگ داشته باشیم.»

این تصمیم درست در زمانی گرفته می‌شد که به تازگی زودفود هم به اسنپ فود تغییر نام داده بود: «ما دیدیم که استفاده از برند اسنپ می‌تواند به افزایش افرادی که تاکنون خرید آنلاین خدمات گردشگردی نداشته‌اند، کمک کند و بتوانیم اعتماد این افراد را جلب کنیم. تصمیم بر این شد که اگر قرار است پین تا پین با برند جدیدی به کارش ادامه دهد، این برند به اسنپ نزدیک باشد. مسئله دیگر این بود که از همان زمان بحث ایجاد یک سوپراپلیکیشن در گروه اینترنت ایران مطرح شده بود. سوپر اپلیکیشن اسنپ باعث می‌شود تا افرادی که از تاکسی آنلاین استفاده می‌کنند و اساساً زیاد هم اطلاع ندارند که می‌توانند به شکل آنلاین و به راحتی سفر خود را رزرو کنند، این ویژگی را ببینند.»

The post گفتگو با مدیر اجرایی اسنپ تریپ: اینجا یکی از بهترین استارت‌آپ‌ها برای کار کردن است appeared first on دیجیاتو.

پروژه کتاب آبی؛ تلاش نافرجام آمریکا برای تهدیدسنجی یوفوها

سپتامبر ۱۹۴۷ بود و نیروی هوایی آمریکا با مشکل تازه ای روبرو شده بود. انبوهی از گزارشات به دست آن می رسید که همگی به یک موضوع اشاره داشتند: رویت اجسام عجیب و غریب در آسمان که ترس را بر اندام مردم و نظامیان حاضر در میدان های نبرد انداخته بود. نیروی هوایی آمریکا باید سریع تر متوجه می شد که چه اتفاقی در حال رخ دادن است و در همین راستا بررسی هایش را تحت عنوان پروژه نشانه (ساین) آغاز کرد و پروژه کتاب آبی پی ریزی شد.

تا اوایل سال ۱۹۴۸ میلادی تیم بررسی کننده به این نتیجه رسید که به تخصص خارجی برای تحلیل گزارشات دریافتی اش نیاز دارد و خصوصا یک ستاره شناس می خواهد تا مشخص نماید که چه پدیده هایی به لحاظ اختر شناسی دارای توضیح هستند (مثلا سیاره ها، ستاره ها و شهاب سنگ ها).

برای جی آلن هینک اما که در آن زمان ۳۷ ساله بود و مدیریت رصدخانه مک میلین در دانشگاه ایالتی اوهایو را بر عهده داشت، پیشنهاد کاری نیروی هوایی آمریکا که بعدها نام پروژه کتاب آبی بر آن نهاده شد، پروژه ای بود مثل دیگر پروژه هایی که تا آن زمان انجام داده بود و ابدا خبر نداشت که این پروژه زندگی اش را برای همیشه دستخوش تغییر می کند.

آغاز ماجراجویی

جی آلن هینک

جی آلن هینک در طول جنگ برای نیروی هوایی آمریکا کار کرده بود و تکنولوژی های دفاعی نوینی را برای این سازمان توسعه داده بود که از آن جمله میتوان به نخستین فیوز کنترل شونده از طریق امواج رادیویی اشاره کرد؛ به همین خاطر نیز نیروی هوایی اعتماد و اطمینان کافی را به او داشت و شخص هینک نخستین انتخاب برای پیش بردن پروژه بررسی اجسام ناشناخته در آسمان آمریکا بود.

خودش آن روزها را اینطور توصیف می کند:

روزی، چند نفر از مرکز فنی پایگاه رایت پترسون نیروی هوایی به سراغم آمدند که تقریبا صد کیلومتری با محل زندگی ام فاصله داشت. آنها با شرمی که در چهره شان دیده می شد موضوع اشیاء پرنده ناشناس را مطرح کردند و از من پرسیدن که آیا میتوانم به عنوان مشاور نیروی هوایی در رابطه با این موضوع با آنها همکاری کنم یا خیر. به نظر نمی رسید کاری که از من می خواهند خیلی زمانم را بگیرد و به همین خاطر نیز پیشنهادشان را پذیرفتم.

هینک از همه جا بی خبر ابدا نمی دانست که این پیشنهاد آغاز ماجراجویی چندین ساله اش در پروژه کتاب آبی است که او را به یکی از معروف ترین و جنجال برانگیز ترین دانشمندان قرن بیستم تبدیل می شود. او حتی تصورش را هم نمی کرد که با حضورش در این پروژه دیدگاه هایش در مورد UFOها تا چه اندازه تغییر خواهد کرد. شاید جالب باشد بدانید که او بعدها روی انجام تحقیقات همه جانبه و دقیق پیرامون این موضوع اصرار می ورزید حال آنکه پیشتر نظر دیگری داشت.

قبلا در سال ۱۹۴۸ در مورد UFOها شنیده بودم و درست مانند هر دانشمند دیگری تصور می کردم که آنها وجود ندارند.

پروژه ساین برای یک سال ادامه پیدا کرد و در طول این مدت تیم دست اندر کار ۲۳۷ گزارش دریافتی در این باره را مورد بررسی قرار دادند. هینک در گزارش آخرش خاطرنشان کرده بود که در حدود ۳۲ درصد از آن گزارشات توضیح اخترشناسی داشتند، در حالی که برای ۳۵ درصد دیگر توضیحات دیگری وجود داشت؛ برای مثال حرکت بالون ها، راکت ها یا پرندگان. ۲۰ درصد باقی مانده از گزارشات هم شواهدی در رابطه با UFOها داشتند اما امکان توضیح شان وجود نداشت.

جی آلن هینک

نیروی هوایی آمریکا اما از کاربرد کلمه UFO (به معنای اشیاء پرنده ناشناس) برای توصیف آنها بیزار بود و به همین خاطر آن ۲۰ درصد گزارش هایی که به وجود اشیاء مرموز اشاره داشتند را صرفا در زیرگروه ناشناخته ها طبقه بندی کرد.

در سال ۱۹۴۹ پروژه ساین جای خود را به برنامه دیگری تحت عنوان پروژه کینه (Grudge) داد. در حالی که پروژه ساین همانطور که از نامش بر می آید تلاش می کرد به دنبال نشانه ها برای ارائه توضیحات علمی پیرامون UFOها بگردد، پروژه کینه از همان ابتدا سر ناسازگاری داشت و به کل همه چیز را رد می کرد. هینک که هیچ نقشی در پروژه کینه نداشت اعلام کرد «فرضیه اصلی در پروژه کینه بر نبودن UFOها اصرار دارد.»

گزارش نهایی این پروژه نیز در سال ۱۹۴۹ منتشر شد و جای تعجب ندارد که بگوییم در آن اعلام گردید پدیده UFO هیچ خطری را متوجه ایالات متحده آمریکا نخواهد کرد و صرفا حاصل وحشت عمومی، فریب تعمدی و بیماری روحی است و در پاره ای از موارد شهروندان صرفا اشیائی عادی را رویت اما به شکلی اشتباه آنها را تفسیر کرده اند. در انتهای این گزارش هم اشاره شده بود که موضوع ارزش صرف وقت بیشتر را ندارد.

پروژه کتاب آبی متولد می شود

با در نظر داشتن آنچه در گزارش نهایی پروژه کینه نوشته شده بود بسیاری تصور می کردند که پرونده UFOها برای همیشه مختومه شده است اما موارد مشاهده آنها همچنان ادامه داشت و حتی اپراتورهای راداری نیروی هوایی نیز گزارشاتی سردرگم کننده در این رابطه می دادند. به این ترتیب رسانه های آمریکایی پدیده UFOها را جدی تر از هر زمانی تلقی می کردند. برای مثال مجله لایف در سال ۱۹۵۲ میلادی مقاله ای بلند بالا در رابطه با آنها نوشت و تصویر مربوط به آن مقاله را روی جلدش چاپ کرد. ادوارد مورو از خبرنگاران شناخته شده تلویزیونی آن دوران نیز برنامه ای اختصاصی با این موضوع ساخت و مصاحبه ای با کنث آرنولد انجام داد. آرنولد در سال ۱۹۴۷ میلادی جزو تیم خلبانانی بود که روی منطقه Mount Rainier در واشنگتن به دنبال UFOها می گشتند. نیروی هوایی چاره دیگری نداشت جز اینکه پروژه کینه را بعدها نامش به پروژه کتاب آبی تغییر یافت دوباره احیا کند.

پروژه کتاب آبی / جلد مجله لایف

هینک در سال ۱۹۵۲ میلادی به پروژه کتاب آبی پیوست و تا سال ۱۹۶۹ و همزمان با منحل شدن پروژه از آن جدا شد. پروژه کتاب آبی برای هینک حکم یک کار جانبی را داشت چون آنطور که خودش می گوید همزمان به تدریس در دانشگاه ایالتی اوهایو اشتغال داشت و در خارج از چارچوب آن پروژه سوژه مورد نظر را دنبال می کرد. در سال ۱۹۶۰ میلادی هینک به دانشگاه نورث وسترن در ایوانستون ایلینوی منتقل شد تا ریاست دپارتمان ستاره شناسی آن را بر عهده بگیرد.

در آن دانشگاه نیز درست مانند سابق هینک وظیفه داشت که به بررسی گزارشات مربوط به UFOها بپردازد و دریابد که آیا توضیح منطقی و خوبی به لحاظ اخترشناسی برای آن پدیده ها وجود دارد یا خیر. طبق معمول آن پروژه مقالات علمی متعددی را ارائه کرد و این شانس را به هینک داد تا به بررسی دقیق این موضوع بپردازد و اطلاعات خود در رابطه با موضوع را افزایش دهد.

در حین همین بررسی ها بود که هینک به یک موضوع جالب پی برد: مردمی که گزارشات مربوط بهUFOها را ثبت کرده بودند عموما افراد عادی بودند. او در کتاب سال ۱۹۷۷ خود با موضوع The Hynek UFO Report چنین می گوید:

شاهدانی که با آنها مصاحبه کردم ممکن بود دروغ بگویند، مجنون باشند یا حتی دچار هذیان شده باشند. اما خودم چنین تصوری نداشتم. جایگاه آن افراد در جامعه، سردرگمی شان در مورد رویدادهایی که باور داشتند دیده اند و امتناع همیشگی شان برای صحبت در مورد موضوع همگی تجربه آنها در مشاهده UFO را واقعی جلوه می دادند.

پروژه کتاب آبی

هینک تا پایان عمرش با دیدگاه تمسخرآمیز در مورد آدم هایی که ادعا می کردند UFO دیده اند مخالفت می کرد؛ برخی معتقد بودند که این افراد بیمار هستند و باید درمان شوند، به همین خاطر بسیاری که با این پدیده روبرو شده بودند از مراجعه به هینک یا سازمان های مربوطه خودداری می کردند تا مبادا با این چشم نگریسته شوند. این رفتار نتنها نوعی بی انصافی در حق آن افراد محسوب می شد بلکه دانشمندان را از حجم انبوه اطلاعاتی که میتوانستند در اختیارشان قرار بگیرد محروم می کرد.

چشم ها به آسمان و شوروی

در اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی نیروی هوایی آمریکا با مشکل اضطراری دیگری روبرو شد. در چهارم اکتبر سال ۱۹۵۷ جماهیر شوروی با پرتاب نخستین قمر مصنوعی دنیا به فضا به نام اسپوتنیک تاریخ ساز شد و غرور آمریکایی ها و حس برتری شان در زمینه تکنولوژی جریحه دار شد.

در آن زمان هینک از دانشگاه اوهایو مرخصی گرفته بود تا روی نوعی سیستم دنبال کننده ماهواره ای در هاروارد کار کند. در همان دوران بود که حضور مرتب و مستمر او در برنامه های تلویزیونی آغاز شد. هینک کنفرانس های خبری متعددی برگزار می کرد تا این اطمینان را به آمریکایی ها بدهد که دانشمندانشان از نزدیک اوضاع را رصد می کنند. در ۲۱ اکتبر سال ۱۹۵۷ تصویر هینک به همراه فرد ویپل از ستاره شناسان هاروارد و دان لوتمند از همکارانش در این دانشگاه روی جلد مجله لایف نقش بست و هینک برای نخستین بار در لباس یکی از مشاهیر ملی آمریکا ظاهر شد.

آلن جی هینک

J. Allen Hynek, 1954

اسپوتنیک هر ۹۸ دقیقه به دور زمین می چرخید و از آنجا که بدون هیچ تجهیزاتی می شد حرکتش را مشاهده کرد نگاه های عموم آمریکایی ها رو به آسمان شد و جالب آنکه همچنان گزارشات جسته و گریخته از مشاهده UFOها منتشر می شد.

از دکتر هینک به UFO

در دهه ۱۹۶۰ میلادی هینک نامش را به عنوان متخصص عالی آمریکا و شاید جهان در رابطه با UFOها مطرح کرد و مشاوره دادن به پروژه کتاب آبی به یکی از افتخاراتش بدل شد. با این حال اما در پشت صحنه او مرتبا از اجبار پروژه برای کم ارزش دادن گزارشات مشاهده UFOها سرزنش می کرد و رویه آن پروژه را مورد انتقاد قرار می داد؛ در واقع او معتقد بود کارهایی که در قالب پروژه کتاب آبی انجام می شدند ناکافی هستند و ارتباطاتی که در چهارچوب آن با دانشمندان بیرونی انجام می گرفت ترسناک بودند و روش های آماری مورد استفاده در پروژه کتاب آبی چیزی بیشتر از تعبیرهای هجو آمیز نیستند.

این احساس ظاهرا دو طرفه بود چراکه ظاهرا Hector Quintanilla از فرماندهان نیروی هوایی آمریکا هم همین نظرات را در مورد هینک داشت و در یکی از دست نوشته هایش از او با عنوان بدهکار یاد کرده بود.

شاید سوال کنید که چرا هینک همچنان به همکاری اش با نیروی هوایی ادامه می دهد. او در این رابطه توضیحاتی به این شرح را ارائه می کرد:

پروژه کتاب آبی اندوخته ای از اطلاعات بود و شاید به واسطه ارتباطم با آن پروژه میتوانستم به اطلاعات ارزشمندش دسترسی پیدا کنم.

اما هینک همزمان با خشمی که نسبت به منکران UFO داشت روی خوشی هم به معتقدان آن نشان نمی داد.

برای مثال در سال ۱۹۶۶ میلادی او عازم میشیگان شد تا گزارشات متعدد در مورد نورهای عجیب در آسمان را مورد بررسی قرار دهد. اما وقتی اعلام کرد که آن نورها احتمالا توهمان ایجاد شده از گازهای باتلاقی بوده اند از سوی رسانه ها مورد اسهزاء قرار گرفت و عبارت گاز باتلاقی او سوژه کاریکاتوریست های نشریات شد. مهم تر از آن اینکه دو نماینده کنگره اهل میشیگان از جمله جرالد فورد این حرف ها را نوعی توهین به شهروندان آمریکایی قلمداد کردند و از کنگره درخواست برگزاری جلسه استماع کردند.

آلن هینک / پروژه کتاب آبی

هینک در جریان این جلسه فرصت را مغتنم شمرد تا از تحقیقاتش در نیروی هوایی طی سالیان گذشته بگوید که البته با موفقیت اندکی هم روبرو بود. او در این باره گفت:

به نظر من مجموع اطلاعات گردآوری شده از سال ۱۹۴۸ باید از سوی پنل غیرنظامی دانشمندان اجتماعی و فیزیکی مورد بررسی های دقیق قرار بگیرد تا مشخص شود که آیا مشکلی جدی وجود دارد یا خیر.

طولی نکشید که هینک به خواسته قلبی اش رسید یا دست کم اینطور به نظر می آمد. از آن زمان به بعد بررسی های دقیق تری در کنگره آمریکا پیرامون این موضوع انجام شد و نیروی هوایی کمیته ای غیرنظامی از دانشمندان را تشکیل داد تا موضوع UFOها را مورد بررسی قرار دهند و ریاست آن کمیته نیز بر عهده دکتر ادوارد کاندن فیزیکدان دانشگاه کلورادو بود. هینک در این کمیته عضویت نداشت اما در ابتدای کار امیدوار بود که چنین اتفاقی رخ دهد. دو سال بعد اما همزمان با صدور گزارشی تحت عنوان کاندن (به نام استاد دانشگاه کلورادو) هینک نیز امیدش را در این رابطه از دست داد.

در سال ۱۹۶۹ میلادی پروژه کتاب آبی برای همیشه متوقف شد

او که به شدت از این اتفاقات دلخور بود گزارش منتشر شده را «بی نظم» و «در هم ریخته» خطاب کرد و دیباچه گزارش کاندن را نیز تحریف شده خواند. در آن گزارش چندین مرتبه از یوفوها یاد شده بود با این حال اما دانشمندان توضیحی برای آن نداشتند و در پایان نیز اینطور نتیجه گیری شده بود که مطالعات بیشتر در مورد یوفوها قابل توجیه نیست. این دقیقا همان چیزی بود که هینک نمی خواست.

یک سال بعد یعنی حدودا ۱۹۶۹ میلادی پروژه کتاب آبی برای همیشه متوقف شد.

فصلی تازه پس از پروژه کتاب آبی

پایان کتاب آبی نقطه عطفی برای هینک بود. او دیگر از ناامیدی ها، مصالحه ها و قلدری های نیروی هوایی آمریکا راحت شده بود و یک مرد آزاد بود.

در عین حال اما یوفوها در سرتاسر دنیا مشاهده می شدند و هینک نیز در طعنه به نیروی هوایی آمریکا و در واکنش به مشاهده یوفوها در سراسر دنیا اظهار داشت:

این مردم احتمالا گزارش کاندن را نخوانده اند.

در سال ۱۹۷۲ او نخستین کتاب خود با عنوان «تجربه یوفو» را منتشر کرد که علاوه بر توصیف تلاش هایش در این زمینه بخشی تحت عنوان مشاهدات نزدیک داشت و در آن موارد مشاهده یوفوها طبقه بندی شده بودند.

  • مشاهده های نزدیک نوع اول در واقع به مواردی اشاره داشتند که در آنها فاصله افراد با این اجسام آنقدر نزدیک بود که میتوانستند جزئیاتش را ارائه کنند.
  • در مشاهده نزدیک نوع دوم یوفو اثری فیزیکی داشته (مثلا سوزاندن درختان، ترساندن حیوانات یا از کار افتادن موتور ماشین ها)
  • و در نوع سوم نیز شاهدان حتی سرنشینان در یوفوها را گزارش کرده بودند.

نوع سوم از این طبقه بندی (Close Encounters of the Third Kind) در ادامه موضوع یکی از فیلم های استیون اسپیلبرگ در سال ۱۹۷۷ میلادی شد و ظاهرا این کارگردان مشهور مبلغ هزار دلار را هم بابت استفاده از عنوان Close Encounters of the Third Kind به وی پرداخت کرد و هزار دلار دیگر نیز بابت حق استفاده از داستان های کتاب و ۱۵۰۰ دلار نیز برای سه روز دریافت مشاوره فنی از او. هینک حتی حضوری کوتاه در این فیلم داشت و نقش یک دانشمندان را ایفا می کرد.

در سال ۱۹۷۸ میلادی هینک از دانشگاه بازنشسته شد اما همچنان به گردآوری اطلاعات از یوفوها و ارزیابی گزارشات در این رابطه تحت نظارت مرکز مطالعات یوفو (۱۹۷۳ میلادی تاسیس شد) ادامه می داد. این مرکز همچنان فعال است.

هینک در سال ۱۹۸۶ میلادی و در سن ۷۵ سالگی به خاطر ابتلا به تومور مغزی در گذشت. البته او تا لحظه مرگ معمای یوفوها را حل نکرد اما شاید بیشتر از هر فرد دیگری زندگی اش را صرف مطالعات علمی در این رابطه کرد.

The post پروژه کتاب آبی؛ تلاش نافرجام آمریکا برای تهدیدسنجی یوفوها appeared first on دیجیاتو.