۸ نکته که پیش از بازی کردن Just Cause 4 باید بدانید

شرکت مایکروسافت در رویداد E3 2018 دست پرتر از همیشه ظاهر شد و در کنار انتشار ویدیوهای جدید از بازی‌های معرفی شده، عناوین بسیاری را برای نخستین بار به نمایش گذاشت. یکی از این عناوین، بازی Just Cause 4 بود که با نمایش تریلری هیجان انگیز، توجه بسیاری را به خود جلب کرد.

ترکیب داستان‌های چند خطی با آزادی عمل زیاد و اکشنِ با چاشنی تخیل در نسخه‌های پیشین باعث شد تا اکنون بازی Just Cause 4 در لیست عناوین مورد انتظار بسیاری از اکشن دوستان قرار بگیرد. به همین دلیل نیز تصمیم گرفتیم تا در یکی دیگر از سری مقاله‌های هشت نکته، به بررسی نکات مهم و تغییرات این بازی نسبت به نسخه‌های پیشین بپردازیم.

بازی Just Cause 4

گذشته شخصیت اصلی مورد کنکاش قرار خواهد گرفت

از آن‌جایی که سازندگان هدف خود برای ساخت این سری را می‌دانستند، تمرکز خود را روی گیم‌ پلی می‌گذاشتند تا بدین ترتیب محصولی سرگرم کننده را روانه بازار کنند. به همین دلیل نیز نه تنها هیچ گاه شاهد داستانی پر پیچ و خم نبوده‌ایم که مخاطب را به خود جلب کند، بلکه با وجود انتشار ۳ نسخه از این سری، مخاطبان هنوز اطلاعات چندانی از گذشته‌ ریکو رودریگز، شخصیت اصلی این سری، ندارند.

این‌طور که به نظر می‌رسد، بازی Just Cause 4 قرار است دریچه‌های تازه‌ای از گذشته‌ی ریکو را برای مخاطب باز کند. با توجه به اطلاعات موجود، مادر ریکو اهل جزیره مدیچی و پدرش نیز اهل جزیره سولیس بوده است. پس از اینکه ریکو در نسخه سوم جزیره مدیچی را از شر ژنرال سباستیانو خلاص می‌کند، حالا نوبت به سولیس می‌رسد تا بار دیگر مردمش رنگ آرامش را ببینند.

در جریان اتفاقاتی که در نسخه‌های پیشین رخ داد، ریکو متوجه می‌شود یک ارتش خصوصی به نام بلک هند (Black Hand) وجود دارد که با دریافت پول، نیروهای آموزش دیده و حرفه‌ای خود را به عنوان مزدور در اختیار فرد پرداخت کننده قرار می‌دهد. ماجرا اما زمانی به ریکو ارتباط پیدا می‌کند که نیروهای این ارتش خصوصی به عنوان مزدور در خدمت سالوادور مندوزا (شخصیت منفی نسخه اول) و ژنرال سباستیانو بوده‌اند.

ریکو همچنین متوجه می‌شود که ارتباطی میان مرگ پدرش و ارتش خصوصی بلک هند وجود دارد. بنابراین تصمیم می‌گیرد تا با سفر به جزیره سولیس، نه تنها ارتش خصوصی به فرماندهی گابریلا مورالز را برای همیشه از بین ببرد، بلکه پی به ارتباط پدرش با این ارتش ببرد. با توجه به سابقه استودیو آوالانچ در ساخت بازی، انتظار چندانی از بخش داستانی نمی‌رود اما طرفداران امیدوارند که داستان مقداری جدی گرفته و شخصیت اصلی سری نیز بالاخره از حالت تک بعدی خارج شود.

بازی Just Cause 4

نقشه بازی بر اساس آفریقای جنوبی طراحی شده است

استودیو آوالانچ برای طراحی لوکیشن‌های تخیلی نسخه‌های پیشین، از مکان‌های واقعی الهام می‌گرفته است. برای طراحی نسخه‌ی اول از منطقه کارائیب، نسخه‌ی دوم از آسیای جنوب شرقی و نسخه‌ی سوم از جزایر مدیترانه بهره برده است. اینبار اما نوبت به کشور آمریکای جنوبی رسیده است تا منبع طراحان بازی Just Cause 4 برای خلق دنیایی گسترده و خیره کننده باشد.

با توجه به اطلاعاتی که تاکنون منتشر شده است، نقشه‌ی بازی در حدود ۱۰۲۴ کیلومتر مربع مساحت خواهد داشت. شاید با شنیدن این موضوع که نقشه‌ی بازی، بزرگ ترین نقشه این سری نیست ناامید شوید اما سازندگان وعده دادند که این نقشه در میان نسخه‌های سری دارای بیشترین مناطق خشکی خواهد بود.

کشور سولیس که در واقع یک جزیره است، دارای ۴ منطقه آب و هوایی مختلف از جمله جنگل، صحرا، چمنزار و کوهستان خواهد بود که از این لحاظ امیدوار کننده به نظر می‌رسد؛ زیرا تنوع محیطی نسخه‌ی سوم نسبت به Just Cause 2 مقداری کاهش یافته بود. همچنین طبق گفته‌ی سازندگان، نه تنها هر کدام از این مناطق آب و هوایی دارای زیست بوم‌های متفاوتی هستند، بلکه هر یک از آن‌ها ۲ الی ۴ زیر مجموعه دارند که از لحاظ ویژگی‌های فیزیکی و جغرافیایی از یکدیگر متمایز خواهند بود.

بازی Just Cause 4

سیستم آب و هوا نسبت به گذشته بهبود یافته است

این روز‌ها، سیستم آب و هوای پویا به یکی از ویژگی‌های جدا نشدنی عناوین جهان باز تبدیل شده است و می‌توان آن را در تمامی عناوین این سبک مشاهده کرد. بازی Just Cause 4 نیز از این قاعده مستثنا نیست و سازندگان وعده داده‌اند که سیستم آب و هوای بازی بهتر و پویاتر از همیشه خواهد بود.

وقتی از سیستم آب و هوای پویا در Just Cause 4 صحبت به میان می‌آید، منظور باد و باران ملایم، روزهای ابری یا گرم تابستانی نیست، بلکه از سیستمی صحبت می‌کنیم که تاثیر مستقیمی روی گیم پلی بازی دارد و چالش‌های بیشتری را در هنگام انجام عملیات‌ها پیش روی کاربر می‌گذارد.

در کنار ویژگی‌های معمول سیستم‌های آب و هوای پویا، در بازی شاهد طوفان‌های شن کشنده و تورنادوهای نابودگر نیز خواهیم بود. قدرت تخریب‌ تورنادوها بسیار بالاست و هر چه که بر سر آن‌ها قرار بگیرد، از پل و ساختمان گرفته تا ماشین و انسان، محکوم به نابودی است. بنابراین باید مراقب باشید که بیش از حد به این بلای طبیعی نزدیک نشوید، زیرا در غیر اینصورت به داخل آن بلعیده خواهید شد.

بازی Just Cause 4

کشتن دشمنان سخت تر از همیشه خواهد بود

به دو دلیل کشتن دشمنان در بازی Just Cause 4 سخت تر و چالش بر انگیز از نسخه‌های پیشین این سری خواهد بود. نخستین دلیل به بهبودهایی مربوط می‌شود که اعضای استودیو آوالانچ در انجین گرافیکی اِیپکس اعمال کرده‌اند. تعدادی از این بهبودها باعث شده‌اند تا هوش مصنوعی دشمنان بهبود یافته و عملکرد بسیار بهتری را از خود به نمایش بگذارند. این بهبود نه تنها روی تک تک دشمنان تاثیر گذاشته است، بلکه باعث شده تا عملکرد گروهی آنان نیز بهتر از گذشته شده و بر حسب شرایطی که در آن قرار دارند، تاکتیک‌های متفاوتی را برای مقابله با ریکو به کار بگیرند.

دومین دلیل، مربوط به اتفاقاتی می‌شود که در Just Cause 3 رخ داده است. اگر بسته‌های الحاقی این بازی، یعنی Bavarium Sea Heist ،Mech Land Assault و Sky Fortress را تجربه کرده باشید، باید بدانید که ارتش خصوصی بلک هند توانست تا به تجهیزات و سلاح‌های پیشرفته شرکت ادن (eDEN Corporation) دست یابد. کارشناسان این ارتش نیز پس از دستیابی، شروع به بررسی آن‌ها کرده و روند تولید سلاح‌ها، زره و تجهیزات پیشرفته تر را آغاز کردند تا بدین ترتیب درگیری مسلحانه با نیروهای بلک هند دشوارتر از همیشه باشد.

بازی Just Cause 4

تمامی سلاح‌ها دارای دو حالت تیراندازی خواهند بود

تا به این لحظه که حدوداً ۶ ماه از معرفی رسمی بازی Just Cause 4 می‌گذرد، دو ویژگی توجهات بسیاری را به خود جلب کرده است. نخستین ویژگی، سیستم آب و هوای پویا، به خصوص تورنادوهای ویرانگر و دومین ویژگی نیز آتش ثانویه (Secondary Fire) بوده است. کارشناسان ارتش خصوصی بلک هند توانستند تا با بهره گیری از تجهیزات شرکت ادن قابلیت جدیدی را به سلاح‌های نیروهای خود اضافه کنند تا بدین ترتیب دو کاربرد داشته باشند.

البته قابلیت آتش ثانویه که به برخی اسلحه‌ها اضافه شده، باور پذیر و کاملاً مرسوم است؛ برای مثال، تفنگ‌های تهاجمی در کنار شلیک گلوله‌، نارنجک نیز پرتاب می‌کنند. اما نمونه‌های عجیب و غریب که مختص استودیو آوالانچ است هم به تعداد بالایی در بازی قرار دارد؛ برای مثال، می‌توان به سلاح تک تیراندازی اشاره کرد که قابلیت شلیک راکت‌های هدایت شونده را داراست.

بازی Just Cause 4

 Grapple Hook به صورت کامل قابل شخصی سازی است

یکی از محبوب ترین ویژگی‌های گیم پلی سری جاست کاز که با انتشار هر نسخه‌ شاهد بهبود آن بوده‌ایم Grapple Hook یا کمند است. در نسخه‌ی سوم شاهد اضافه شدن چند ویژگی جدید به کمند ریکو بوده‌ایم و او می‌توانست با استفاده از این ابزار دو آیتم را به یکدیگر بکوبد یا از آن برای طی کردن یه مسیر نسبتاً طولانی استفاده کند.

با توجه به ویدیوهایی که تاکنون از بازی Just Cause 4 منتشر شده است، کمند نه تنها باز می‌گردد، بلکه ویژگی‌های جدیدی نیز به همراه خواهد داشت. یکی از این ویژگی‌های جدید، پرتاب بالن‌ به سمت هدف مورد نظر است. برای مثال در یکی از ویدیوها نشان داده شد که ریکو می‌تواند با پرتاب چند بالن به یک آیتم خاص همانند کانتینر یا ماشین، آن را پرواز در بیاورد. البته طبق گفته‌های سازندگان، مورد اشاره شده تنها یکی از ویژگی‌های جدید کمند خواهد بود و کاربر می‌تواند با انجام برخی از ماموریت‌های فرعی، این ابزار پرکاربرد را با اساس سلیقه‌ی خود به صورت کامل شخصی سازی کند.

بازی Just Cause 4

نسخه‌های ایکس باکس وان ایکس و پلی استیشن ۴ پرو به‌روزرسانی مخصوص دریافت خواهند کرد

هر چند استثناهایی وجود دارد اما می‌توان گفت حدوداً تمامی عناوین بزرگی که این روزها برای کنسول‌های نسل هشتمی منتشر می‌شوند، یک به‌‌روزرسانی مخصوصِ کنسول‌های میان نسلی ایکس باکس وان ایکس و پلی استیشن ۴ پرو دریافت می‌کنند. طبق وعده‌های سازندگان Just Cause 4 در استودیو آوالانچ، بازی نامبرده نیز به‌‌روزرسانی مخصوص این دو کنسول دریافت خواهد کرد.

متاسفانه سازندگان تنها به تایید همین موضوع بسنده کرده‌اند و جزئیات دیگری را به اشتراک نگذاشته‌اند. به همین دلیل، در حال حاضر مشخص نیست که به‌‌روزرسانی‌های مخصوص این دو کنسول چه تغییراتی را در جلوه‌های بصری اعمال می‌کنند. البته انتظار می‌رود شاهد افزایش جزئیات گرافیکی و بالا رفتن وضوح تصویر باشیم. در ضمن، این امکان نیز وجود دارد که سازندگان برای ارائه‌ تجربه‌ای روان‌تر روی این دو کنسول قدرتمند، به جای افزایش وضوح تصویر، نرخ فریم را افزایش دهند.

بازی Just Cause 4

محیط‌های بازی تخریب پذیر تر از همیشه خواهند بود

همان‌طور که پیش از این به آن اشاره شد، سازندگان بازی Just Cause 4 پیش از آغاز روند توسعه، تغییراتی را در انجین گرافیکی بازی اعمال کردند. این تغییراتی نه تنها باعث شده‌اند تا هوش مصنوعی بهبود یابد، بلکه باعث شده تا محیط‌های بازی تخریب پذیر از همیشه باشند؛ از ساختمان‌ها گرفته تا پل‌های فلزی، درختان هواپیماهای غول پیکر، همه و همه در این بازی نابود می‌شوند. این ویژگی بدون شک در افزایش لذت بخشی گیم پلی در هنگام نابود کردن پایگاه‌های دشمن موثر خواهد بود. همچنین این نکته را باید اضافه کرد که تخریب محیط‌‌ها امری ضروری در بازی محسوب نمی‌شود اما با انجام اینکار سطح Chaos کاربر افزایش می‌یابد. در نتیجه، تعداد بیشتری از نیروهای خودی در محل درگیری حضور پیدا خواهند کرد.

The post 8 نکته که پیش از بازی کردن Just Cause 4 باید بدانید appeared first on دیجیاتو.

۸ نکته که پیش از بازی کردن Fallout 76 باید بدانید

در تقریبا دو ماهی که تاکنون از آغاز پاییز گذشته است، عناوین بسیاری منتشر شده‌اند که از قابل توجه ترین آن‌ها می‌توان به شاهکار راکستار، یعنی Red Dead Redemption 2 و جدیدترین نسخه از سری بازی‌های کال او دیوتی اشاره کرد.

حالا هم فال اوت ۷۶ آمده و فرصتی شده تا در یکی دیگر از سری مطالب ۸ نکته، به نکاتی از این بازی اشاره کنیم که بهتر است قبل از اقدام به خرید، از آن‌ها مطلع باشید.

فال اوت 76

۱) این بازی پیش در آمدی بر تمامی نسخه‌‌های سری فال اوت است

هر چند فال اوت ۷۶ یک بازی چندنفره است اما سازندگان بازی در شرکت بتسدا ماموریت‌های داستانی را فراموش نکرده‌اند و در نتیجه می‌توان انتظار یک ماجراجویی تازه را در دنیای آخرالزمانی داشت. قبل از اینکه به توضیح فضای داستانی فال اوت ۷۶ بپردازیم، بهتر است نگاهی به تاریخچه‌ی داستانی سری فال اوت داشته باشیم. داستان از سال ۲۰۷۷ آغاز می‌شود؛ زمانی که اولین موشک هسته‌ای شلیک شد تا آغاز جنگی باشد که نتیجه‌ی آن نابودی زمین و تمدن چند هزار ساله‌ی انسان‌ها باشد. نسخه‌ی اول این سری در سال ۲۱۶۱، نسخه‌ی دوم در سال ۲۲۴۱، نسخه‌ی سوم ۲۲۷۷، نیووگاس در سال ۲۲۸۱ و نسخه‌ی چهارم نیز در سال ۲۲۸۷ جریان داشت.

در حالی که انتظار می‌رفت با توجه به روند شماره‌ گذاری‌ها نسخه‌ی جدید دنباله‌ای بر نسخه‌های پیشین باشد، بازی فال اوت ۷۶ پیش درآمدی برای تمامی‌ نسخه‌های این سری محسوب می‌شود. داستان از پناهگاه‌ ۷۶ آغاز می‌شود که احتمالاً نام آن برای برخی از طرفداران قدیمی این سری آشناست، زیرا اشاراتی به آن در نسخه‌های سوم و چهار شده بود. با این وجود، بازی فال اوت ۷۶ برای نخستین بار قرار است ما را به این پناهگاه ببرد که قرار بود درهای آن ۲۰ سال پس از پایان جنگ، یعنی در سال ۲۰۹۷ باز شود اما این اتفاق ۵ سال دیرتر رخ داد تا اتفاقات فال اوت ۷۶ در سال ۲۱۰۲ جریان داشته باشد. به محض اینکه کاربر از پناهگاه خارج شود، پیامی از طرف یک کاراکتر با نام سرپرست یا Overseer دریافت می‌کند که شامل دستور العمل‌هایی می‌شود؛ دستور العمل‌هایی که در واقع ماموریت‌های داستانی هستند.

فال اوت 76

۲) نقشه‌ی بازی بر اساس ویرجینیای غربی طراحی شده است

وقتی به پرونده‌ی کاری بتسدا نگاه می‌کنیم، یکی از موضوعاتی که توجه ما را به خودش جلب می‌کند، نقشه‌ها و محیط‌های گسترده‌ای است که این شرکت بازی سازی برای عناوین خود خلق می‌کند. برای اثبات این ادعا می‌توان به نسخه‌های سری بازی‌های فال اوت و The Elder Scrolls V: Skyrim اشاره کرد. خوشبختانه این ویژگی را در بازی فال اوت ۷۶ نیز شاهد خواهیم بود، زیرا طبق ادعای سازندگان، وسعت نقشه‌ی این بازی ۴ برابر نسخه‌ی پیشین این سری، یعنی فال اوت ۴ است.

در نسخه‌های پیشین این سری لوکشین‌های مختلفی را از جمله سواحل غربی آمریکا و لس آنجلس دیده بودیم و سازندگان تصمیم گرفتند برای خلق نقشه‌ی فال اوت ۷۶ از ویرجینیای غربی الگو برداری کنند که طبق گفته یکی از سازندگان، ایالتی ایده آل و مملو از شهرهای کوچک و مناطق مخفی و مرموز دولتی است. نقشه‌ی بازی که آپالاشیا نام دارد، شامل برخی از لوکشین‌های واقعی می‌شود که برای مثال می‌توان به the World Ski Resort ،Lewisburg ،the Mothman Museum و Bolton Greens اشاره کرد.

فال اوت 76

۳) تعداد کاربران در هر سرور زیاد نخواهد بود

مد بتل رویال را می‌توان یکی از عجیب ترین اتفاقات چند سال اخیر صنعت گیم نامید که تاثیر بسزایی روی تغییر ذائقه‌ی گیمرها داشته است. این تاثیر آنقدر فراگیر بوده است که ناشران سری بازی‌های کال او دیوتی و بتلفیلد تصمیم گرفتند تا این مد محبوب را در نسخه‌ی جدید از این دو سری قرار دهند. همه چیز اما از سال ۲۰۱۲ و با انتشار مد Hunger Games برای بازی ماینکرافت آغاز شد. پس از این اتفاق، مدی مشابه تحت عنوان DayZ برای بازی Arma II منتشر شد که بعدها به صورت مستقل در دسترس علاقه مندان قرار گرفت.

موج اصلی محبوبیت بتل رویال در میان گیمرهای سرتاسر جهان با انتشار بازی PlayerUnknown’s Battlegrounds یا به اختصار PUBG به راه افتاد و با انتشار فورتنایت ادامه یافت. البته بازی فورتنایت در اوایل انتشار خود به دلیل الگو برداری‌های زیاد از PUBG مورد انتقاد قرار گرفت اما پس از مدتی و با انتشار به‌روزرسانی‌های مختلف این انتقادات فروکش کرد و اکنون آنقدر محبوب شده است که هر از چند گاهی اخبار عجیب و غریبی را پیرامون آن می‌شنویم. برای مثال، چندی پیش مشخص شد که برخی والدین برای کودکان خود مربی استخدام می‌کنند تا مهارت‌های فرزندانشان را در بازی فورتنایت بهبود دهند.

با در نظر گرفتن این اتفاقات، وقتی بازی فال اوت ۷۶ معرفی شد و سازندگان از آن به عنوان یک بازی آنلاین یاد کردند، بسیاری انتظار داشتند تا بازی نامبرده الگو برداری از سبک مد بتل رویال باشد اما با توجه به صحبت‌های سازندگان این‌طور نخواهد بود. تاد هاوارد در جریان رویداد E3 2018 اعلام کرد قرار نیست در دنیاهای مشترک بازی صدها یا هزاران کاربر را شاهد باشیم، بلکه در نهایت تنها چند دَه کاربر در یک سرور قرار می‌گیرند تا بدین ترتیب حس واقع گرایانه‌ تری از یک عنوان آخر الزمانی القا شود. هاوارد همچنین در ادامه‌ی صحبت‌های خود از حاضران خواست تا فال اوت ۷۶ را با یک بازی در سبک MMO یا بتل رویال اشتباه نگیرند!

فال اوت 76

۴) مبارزات بازیکن علیه بازیکن (PvP) بازی متفاوت از عناوین مشابه است

وقتی اسم مدهای چندنفره‌ی بازیکن علیه بازیکن به میان می‌آید، نخستین چیزی که به ذهن هر گیمری خطور می‌کند، یک نقشه با تعدادی کاربر حاضر در آن است که باید همدیگر را به هر روش ممکن بکشند. پس از معرفی شدن بازی فال اوت ۷۶ و تایید حضور تعداد مشخصی از کاربران در یک دنیای مشترک، نگرانی‌هایی نسبت به این موضوع در میان طرفداران قدیمی سری بازی‌های فال اوت به وجود آمد. سری بازی‌های فال اوت در سبک نقش آفرینی ساخته شده‌اند و در چنین عناوینی گشت و گذار آزادانه در محیط یکی از المان‌های مهم بازی است. با در نظر گرفتن این موضوع و اینکه تعداد دیگری از کاربران نیز به عنوان رقیب در نقشه حضور دارند، بسیاری از طرفداران را بر آن داشت که احتمالا دیگر خبری از گشت و گذارهای بی دردسر نخواهد بود، زیرا هر زمان که بخواهند به لوکیشن‌های مختلف بروند، احتمالاً مجبور به درگیری با دیگر کاربران خواهند شد.

خوشبختانه سازندگان فال اوت ۷۶ که از این مشکل باخبر بوده‌اند، راه حل‌هایی را برای آن در نظر گرفته‌اند. با توجه به اطلاعات منتشر شده، اگر یک کاربر به کاربر دیگری حمله کند اما او از مبارزه سر باز بزند و تصمیم به فرار بگیرد، کاربر مهاجم می‌تواند او را بکشد اما پاداشی دریافت نخواهد کرد. همچنین این کاربران به «قاتلان تحت تعقیب» تبدیل خواهند شد و به صورت نقاط قرمز رنگ روی نقشه‌ی دیگر کاربران نمایش داده می‌شوند. پاداش کاربران جایزه بگیر از کَپ‌های (واحد پول داخل بازی) قاتلان کم خواهد شد. راه حل سازندگان به همین مورد ختم نمی‌شود. آن‌ها از این موضوع آگاه بوده‌اند که قرار دادن چنین قانونی شاید بتواند برخی از کاربران را از حمله به دیگران باز دارد اما بدون شک روی همه‌ی آن‌ها تاثیر گذار نخواهد بود. بنابراین، قابلیتی را در بازی قرار دادند که به واسطه‌ی آن یک کاربر می‌تواند خود را «صلح جو» معرفی کند. در این صورت، هیچ کاربری توانایی حمله به او را نخواهد داشت. همچنین در صورت فعال بودن این قابلیت، خود کاربر نیز توانایی حمله به دیگران را ندارد.

فال اوت 76

۵) سیستم جدیدی تحت عنوان «انتقام» به بازی اضافه شده است

یکی دیگر از نگرانی‌های طرفداران بازی فال اوت ۷۶، تقابل کاربران با لول پایین و کاربران با لول بالاتر بوده است. به‌ طور حتم، کاربری که مدت زمان بیشتری در بازی حضور داشته، سلاح‌ها، تجهیزات و قابلیت‌های بهتری را در مقایسه با یک تازه وارد در اختیار دارد که تقابل این دو را نا عادلانه می‌کند. بتسدا که از این موضوع با خبر بوده، بازی را به گونه‌ای طراحی کرده است که کاربران با لول بالاتر توانایی کشتن کاربران با لول پایین‌تر از ۵ را ندارند.

این تصمیم سازندگان تا حدودی مشکل رویایی کاربران با لول‌های مختلف را حل می‌کند اما زمانی که کاربر به سطح ۵ می‌رسد، پس از آن ممکن است با کاربران با لول بالاتر روبرو شود که در بسیاری از موارد شانس بسیار کمی برای پیروزی وجود دارد. با وجود این، باز هم جای هیچ گونه نگرانی نیست. در بازی مکانیک‌هایی قرار داده شده که می‌توانید با استفاده از آن‌ها از ضرر دیدن تا جای ممکن جلوگیری کنید. نخست اینکه جاهایی به خصوص در نقشه‌ی بازی قرار دارد که می‌توانید جانک‌های جمع آوری شده را در آن‌جا قرار دهید. دیگر کاربران تحت هیچ شرایطی به این مکان‌ها دسترسی نخواهند داشت. مورد دوم هم سیستم «انتقام» نام دارد. با اضافه شدن این سیستم، اگر بخواهید از یک کاربر به خاطر کشتن شما در گذشته انتقام بگیرید، پاداش دو برابر حالت عادی خواهد بود.

فال اوت 76

۶) سیستم VATS تغییراتی نسبت به گذشته داشته است

سری بازی‌های فال اوت ویژگی‌های بسیاری دارد که باعث محبوبیت آن در بین گیمرها شده است اما گان پلی هیچ کدام از نسخه‌های این سری هرگز نتوانستند نظر مثبت طرفداران بازی‌های تیراندازی را به خود جلب کند. البته در فال اوت ۳ شاهد معرفی یک مکانیک جدید تحت عنوان Vault-Tech Assisted Targeting System یا به اختصار VATS بودیم که با انتشار نسخه‌های جدید، شاهد بهبود تدریجی آن بوده‌ایم.

این سیستم با کند کردن زمان، به کاربر اجازه می‌داد تا نقطه‌های مختلف هدف را بررسی کرده و آن نقاطی را مورد هدف گلوله قرار دهند که بیشترین صدمه را دریافت می‌کنند. قرار دادن چنین مکانیکی در یک بازی نقش آفرینی تکنفره تصمیم بسیار درستی بود و همین مسئله نیز باعث محبوبیت آن شد. موضوعی که در حال حاضر اهمیت دارد، ذات آنلاین و چندنفره‌‌ی فال اوت ۷۶ است که چندان هماهنگی با سیستم VATS ندارد.

به همین دلیل، سازندگان تصمیم گرفتند تا تغییری را در VATS اعمال کنند که هماهنگی بیشتری میان این سیستم و درگیری‌های کاربر علیه کاربر به وجود بیاورد. با توجه به صحبت‌های سازندگان، VATS از این پس به صورت ریل تایم (Real Time) عمل می‌کند. این بدان معناست که با فعال شدن این سیستم، دیگر روند بازی آهسته نمی‌شود و با همان سرعت باید نقاط مختلف بدن دشمن‌تان را هدف بگیرید.

فال اوت 76

۷) موجودات جهش یافته‌های جدیدی در بازی وجود دارند

با در نظر گرفتن فضای داستانی سری فال اوت، همیشه از نسخه‌های مختلف این سری انتظار موجودات جهش یافته داشته‌ایم و این موضوع برای بازی فال اوت ۷۶ نیز صدق می‌کند. با توجه به اطلاعات منتشر شده، علاوه بر موجودات جهش یافته که پیش از این در نسخه‌های پیشین این سری دیده بودیم، موجودات جهش یافته‌ی جدیدی نیز در بازی حضور خواهند داشت. برای مثال، می‌توان به Grafton Monster ،Scorchbeast ،Orange-Eyed Bug و Mothman اشاره کرد که مورد آخر بر اساس افسانه‌های محلی ویرجینیای غربی طراحی شده است. نکته‌ای که باید توجه کرد، این است که تعداد موجودات جهش یافته‌ی جدید بیشتر از این موارد است و در اینجا به تعداد محدودی اشاره شده است.

فال اوت 76

۸) فال اوت ۷۶ چه زمانی و برای چه پلتفرم‌هایی عرضه می‌شود؟

اگر از زمان معرفی رسمی فال اوت ۷۶ تاکنون منتظر عرضه‌ی آن بوده‌اید، باید بگویم که روز‌ هجران به پایان رسید. این بازی از دیروز برای سه پلتفرم پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و پی سی عرضه شد.

The post 8 نکته که پیش از بازی کردن Fallout 76 باید بدانید appeared first on دیجیاتو.

هشت نکته‌ای که باید پیش از تجربه Red Dead Redemption 2 بدانید

دیگر انتظارها رو به پایان است و هر روزی که می‌گذرد به لحظه انتشار Red Dead Redemption 2 نزدیک‌تر می‌شویم. پر بی‌راه نیست بگویم Red Dead Redemption 2 یکی از مورد انتظارترین بازی‌های تاریخ است و نمی‌شود از کنار آن به راحتی گذشت.

حتی کسانی هم که خیلی اهل بازی کردن نیستند با تماشای تریلرهای Red Dead Redemption 2 به وجد می‌آیند و قلقلک می‌شوند که به پای تجربه‌اش بنشینند. اما پیش از تجربه این اثر مورد انتظار بد نیست این ۸ نکته را به طور کامل بخوانید تا بفهمید دقیقا قرار است با چه چیزی رو به رو شوید.

۱) جهان بازی بزرگترین جهانی است که راک استار تا به حال ساخته


Red Dead Redemption 2

لحظه‌ای که برای اولین بار چشممان به جهان پهناور و زیبای Red Dead Redemption 2 افتاد، لحظه‌ شگفت انگیز و مبهوت کننده‌ای بود. در آن لحظه نمی‌شد از صفحه چشم برداشت و زیبایی وصف ناپذیر دنیای بازی را تحسین نکرد. منظره‌ای را می‌دیدیم که شاید هیچ وقت نمی‌توانستیم آن را در یک بازی ویدیویی متصور شویم. در یک کلام آن لحظه واقعا شگفت‌انگیز بود.

حالا بر اساس گفته‌های وبسایت تلگراف که توانسته ۶ ساعت Red Dead Redemption 2 را تجربه کند، مشخص شده که جهان بازی بزرگترین جهانی است که راک استار تا به حال خلق کرده. جهان Red Dead Redemption 2 به قدری پهناور است که کل نقشه قسمت اول فقط بخش کوچکی از آن را تشکیل می‌دهد. جهانی که در موردش صحبت می‌کنم پویایی وصف ناپذیری هم دارد و هر جای آن که پا بگذارید چیزی برای کشف و تعامل پیدا خواهید کرد.

۲) مردم شهر با مورگان در تعامل هستند و کارهای او را به خاطر می‌سپارند


Red Dead Redemption 2

در یکی از مصاحبه‌های اخیر، راک‌استار به این موضوع اشاره کرد که برای طراحی NPCهای بازی از هزار بازیگر مختلف استفاده کرد. این خبر جالب و البته مهمی است که حتی فکر کردن به آن هم هوش را از سر هر کسی می‌برد. جالب اینکه تمام کاراکترهایی که در جهان بازی‌ حاضر هستند برای خود شخصیت منحصر به فردی دارند که تعامل با آن‌ها را متفاوت و در عین حال پیچیده می‌کند.

از طرفی شاید برای اولین بار باشد که برای NPCهای یک بازی جهان‌باز، فاکتور حافظه در نظر گرفته شده و آن‌ها می‌توانند اعمال مورگان را به خاطر بیاورند و نسبت به آن‌ها واکنش نشان دهند. این یعنی اگر بی‌خود و بی جهت یکی از کاراکترها را بکشید یا کتک بزنید، خانواده او این موضوع را هرگز فراموش نخواهند کرد و احتمالا به روش خودشان، این رفتار شما را پاسخ خواهند داد.

۳) باید به سلاح‌ها مدام رسیدگی کنید


Red Dead Redemption 2

در Red Dead Redemption 2 یک ریولور پر از گلوله یا هر چیز دیگری که بتوانید با آن یک موجود زنده را نقش بر زمین کنید، حکم زبان شما را در تعامل با غرب وحشی دارد. از آنجایی هم که مورگان در بازی نقش یک یاغی تحت تعقیب را ایفا می‌کند، مسلما سلاح‌هایش مهم‌ترین دارایی او به حساب می‌آیند و باید در مراقبت از آن‌ها نهایت تلاشش را بکند.

از این رو مجبورید که در طول بازی مدام سلاح‌هایتان را تمیز و روغن کاری کنید تا در عملکردشان خلالی ایجاد نشود. خصوصا وقت‌هایی که سلاح‌ها خیس شوند این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و به طور کلی اگر سریعا برای خشک کردنشان اقدام نکنید زنگ خواهند زد و در شرایط سخت دستتان را در پوست گردو می‌گذارند.

۴) شکار کردن باید به درست‌ترین شکل ممکن صورت بگیرد


Red Dead Redemption 2

شکار یکی از بخش‌های اصلی بازی به حساب می‌آید و به دلیل اینکه سیستم بقا و ارتقا، سیر شدن و حتی به دست آوردن پوشاک به این موضوع وابسته است، باید سعی کنید آن را به بهترین و تمیزترین شکل ممکن انجام دهید. از این رو پیدا کردن مناسب ترین سلاح برای شکار یک حیوان خاص اهمیت زیادی پیدا می‌کند و می‌بایست پیش از اینکه دست به کار شوید حسابی در مورد حرکت‌های بعدیتان فکر کنید.

این موضوع روی سیستم خرید و فروش گوشت و پوست نیز تاثیر بسزایی دارد. به طوری که اگر سلاحتان بیش از حد به پوست یا گوشت حیوان شکار شده آسیب رسانده باشد، کیسه پولی که به دست‌تان می‌رسد قطعا سبک تر خواهد بود.

۵) زمان روایت داستان بازی به پیش از وقایع قسمت اول باز می‌گردد


Red Dead Redemption 2

داستان Red Dead Redemption 2 به دورانی از تاریخ اشاره دارد که در آن حکم پایان غرب وحشی صادر شده و آمریکا آرام آرام دارد پا در ورطه مدرن شدن می‌گذارد. وقایع بازی درست ۱۲ سال قبل از اتفاقات Red Dead Redemption رخ داده‌اند و اصلا می‌توانیم در اولین تریلر داستانی بازی، جان مارستون جوانی را ببینیم که هنوز جای زخم‌های صورتش تازه هستند.

در Red Dead Redemption 2 با یاغی‌های دار و دسته ون در لیند همراه می‌شویم و به پای قصه فرار آن‌ها از دست افرادی که می‌خواهند به غرب وحشی پایان دهند خواهیم نشست. اینکه چه اتفاقاتی قرار است رخ دهد معلوم نیست اما امیدواریم با داستانی پر پیچ و تاب و جذاب همراه باشیم.

۶) بیش از ۲۰۰ نوع گونه جانوری در بازی وجود دارد


Red Dead Redemption 2

در بازی بیش از ۲۰۰ گونه جانوری مختلف، از خرس و گرگ بگیرید تا کرکس و تمساح وجود دارند و به هر کدام از آن‌ها زیستگاهی خاص اختصاص پیدا کرده. همه این حیوانات نیز در رویارویی با شما رفتاری منحصر به فرد از خود نشان می‌دهند و باید به مرور یاد بگیرید که با شکار یا شکارچیان چطور رفتار کنید.

تازه اسب‌ها نیز تنوع خاص خودشان را دارند و در طول بازی با ۱۹ نوع مختلف آن‌ها آشنا خواهید شد. هر نوع اسب توانایی و قدرت خاصی خواهد داشت که با رام کردن و نشستن بر زین آن‌ها می‌توانید اهداف گوناگونی را دنبال کنید.

۷) باید به خودتان هم برسید


Red Dead Redemption 2

اگر The Witcher 3 را بازی کرده باشید حتما می‌دانید که ریش‌‌ گرالت به مرور بلند می‌شود. این ویژگی برای مورگان هم تعریف شده و با گذشت ساعت‌ها و روزها به صورت ریل تایم ریش و موی او نیز بلند خواهند شد. جالب اینکه مورگان می‌تواند حین اصلاح به ریش و سبیلش مدل‌ دهد و ظاهرش کمی تغییر کند.

علاوه بر این، بدن مورگان نیز با گذشت زمان کثیف می‌شود و لباس‌هایش بوی بد به خود می‌گیرند. این بوی بد در گیم‌پلی بازی خصوصا حین شکار به شدت تاثیر گذار است و باعث می‌شود حیوانات از دور دست‌ها بتوانند حضور شما را در محل زندگیشان حس کنند. به همین خاطر نباید حمام کردن را فراموش کنید.

خوابیدن و غذا خوردن نیز دو نیاز اساسی مورگان هستند که بی‌توجهی به آن‌ها باعث ضعف جسمانی او می‌شود. در ضمن باید حواستان به رژیم غدایی مورگان هم باشد و اگر پشت سر هم در بازی به خوردن یک غذای تکراری مشغول شوید، وضعیت مزاجیتان بهم می‌ریزد و ناتوانی به شما مستولی می‌شود.

۸) می‌توانید کل بازی را به صورت اول شخص تجربه کنید


Red Dead Redemption 2

یکی از تغییرات جالبی که روی نسخه نسل هشتمی GTA V صورت گرفت، اضافه شدن حالت اول شخص به بازی بود. طوری که خریداران این نسخه می‌توانستند از همان روز اول بازی را با دوربین اول شخص به پایان برسانند و تجربه‌ای تازه و در عین حال متفاوتی از مراحل جذاب GTA V داشته باشند.

حالا خبر خوش این است که همین اتفاق برای Red Dead Redemption 2 نیز رخ داده و شما می‌توانید از همان اولین دقایق شروع دوربین را به حالت اول شخص ببرید و بازی از درون چشمان مورگان تجربه کنید.

The post هشت نکته‌ای که باید پیش از تجربه Red Dead Redemption 2 بدانید appeared first on دیجیاتو.

۸ نکته که پیش از بازی کردن Assassin’s Creed: Odyssey باید بدانید

شاید بی‌راه نباشد که بگوییم موفقیت بی‌نظیر سری بازی‌های ویچر موجب شد تا اولین جرقه برای طرح ایده‌ای جهت رها شدن اساسینز کرید از تکرار مکررات زده شود. عرضه سالیانه سری بازی‌های اساسینز کرید و حداکثر استفاده از پتانسیل‌های بالای این فرانچایز در کوتاه‌ترین زمان ممکن آنچنان لطمه‌ای به بازی وارد کرد که ادامه موفقیت و محبوبیت بالای آن در هاله‌ای از ابهام قرار گرفت!

اما یوبی‌سافت به موقع توانست طناب نجاتی برای فرانچایز موفق خود به ته چاه بیاندازد و آرام آرام آن را به سمت بالا بکشد. ایجاد تغییرات بنیادین در بطن بازی و اضافه کردن المان‌های نقش آفرینی که پس از The Witcher 3: Wild Hunt تبدیل به فرمولی جهت رسیدن به موفقیت و کسب رضایت کاربران محسوب می‌شود، از جمله تمهیدات این استودیو برای بهبود شرایط اوضاع وخیم اساسینز کرید بود.

حاصل تفکرات جدید یوبی‌سافت، اساسینز کرید: اوریجینز بود. بازی با وجود تمام تغییراتی که نسبت به نسخه‌های کلاسیک سری داشت توانست نظرات مثبت کاربران و منتقدین را جلب کند و برای اولین بار پس از سال‌ها کور سوی امیدی برای نجات این فرانچایز ایجاد کند.

استودیو یوبی‌سافت کوبِک پس از عرضه اساسینز کرید: سیندیکیت کار خود را برروی ساخت قسمتی جدید با نام اساسینز کرید: آدیسی آغاز کرد که در کنفرانس E3 2018 یوبی‌سافت بصورت سورپرایزی بزرگ از آن رونمایی شد.

اولین اطلاعات منتشر شده حاکی از پررنگ‌تر شدن المان‌های نقش آفرینی و افزایش آزادی عمل بازیکنان حین پیشروی در بازی بود. میتوان از این قابلیتها و تغییرات جدید میتوان به اضافه شدن امکانات متنوع شخصی سازی، بهبود گیم پلی و اضافه شدن المانهای نقش آفرینی به آن، انتخاب دیالوگ‌ها و حتی تاثیرگذاری بر پایان بازی اشاره کرد. راهی جدید که با کنار زدن تمام کلیشه‌ها در خصوص قسمتهای پیشین به دنبال ایجاد تجربه‌ای جدید و منحصر به فرد است تا باز هم این فرانچایز را به دوران اوج خود باز گرداند.

زمان کمی تا عرضه بازی مانده است و پیش از رسیدن به روز موعود، تصمیم گرفتیم تا هشت نکته که پیش از تجربه اساسینز کرید: آدیسی نیاز دارید بدانید را مورد بررسی قرار دهیم. با ما تا پایان همراه باشید.

 

به یونان خوش آمدید!

پس از ایتالیا، آمریکا، فرانسه، انگلستان و درنهایت مصر نوبت به یکی از درخشان‌ترین و جذاب‌ترین تمدن‌های باستانی جهان یعنی یونان رسیده است. پس از معرفی اساسینز کرید: آدیسی یوبی‌سافت درخصوص انتخاب خود بیان کرد که وجود بستری مناسب برای قسمتی جدید از بازی به همراه علاقه و درخواست شدید کاربران برای انتخاب این تمدن موجب شده است تا درنهایت یونان باستان به عنوان دنیای جدید اساسینز کرید انتخاب شود.

آدیسی در برهه‌ای از تاریخ قرار گرفته است که ۴۰۰ سال پیش از وقایع اوریجینز رخ می‌دهد. ما به سال ۴۳۱ پیش از میلاد سفر می‌کنیم و از این حیث آدیسی تصویرگر قدیمی‌ترین دوره تاریخ در سری بازی‌های اساسینز کرید محسوب می‌شود.

در این دوره از زمان که مردم همچنان به عبادت خدایان اساطیری خود مانند زئوس مشغولند، جنگی داخلی موجب می‌شود تا تمدن آتن با تهدیدی جدی روبه‌رو شود. در این جنگ که پلوپونز نام دارد تمدن آتن در برابر اسپارتان‌ها قرار میگیرد تا وقایع و اتفاقات این جنگ تبدیل به بستری برای روایت داستان آدیسی شود.

طبق اطلاعات منتشر شده توسط یو‌بی‌سافت، وقایع داستانی آدیسی به هیچ عنوان مرتبط با اوریجینز نیست و حتی ارتباط داستانی این عنوان با دیگر قسمت‌های اساسینز کرید بسیار کم است. درواقع، این انتخاب شخصی شماست که مطابق فرقه قاتلان رفتار کنید یا تبدیل به یک جنگجوی اسپارتان شوید.

 

انتخاب شخصیت بازی به عهده شماست

برای اولین بار در سری بازی‌های اساسینز کرید شاهد این هستیم که کاربر می‌تواند شخصیت مورد نظر خود را ابتدای بازی انتخاب کند. درواقع این انتخاب در راستای اضافه شدن المان‌های نقش آفرینی به بازی در اختیار کاربران قرار گرفته است.

دو شخصیت حاضر در بازی الکسینوس و کاساندرا نام دارند که دراصل خواهر و برادر هستند. نیازی نیست از این بابت که با انتخاب یکی از آنان مراحل یا رویدادهای داستانی متفاوتی را از دست خواهید داد نگران باشید. چرا که انتخاب هریک، تغییری در روند بازی ایجاد نخواهد کرد و تنها جنسیت و ظاهر شخصیت بازی است که تغییر خواهد کرد.

حتی خصوصیات اخلاقی، مراحل و ماموریت‌های این دو شخصیت نیز کاملا یکسان است و انتخاب‌ها و اتفاقات مشابهی برایشان رخ می‌دهد. یکی از بزرگ‌ترین تغییرات آدیسی نسبت به عناوین قبلی در این سری بازی‌ها این است که الکسینوس و کاساندرا پیش از اینکه یک قاتل باشند، جنگجویانی هستند که برای رسیدن به پول دست به هرکاری می‌زنند.

 

اینبار نه یک قاتل، بلکه یک مزدور هستید

سری بازی‌های اساسینز کرید همیشه روند ثابتی را دنبال کرده‌اند. در هریک از قسمت‌های این بازی با یک قاتل جدید از فرقه اساسین‌ها آشنا شده‌ایم که داستان بازی حول این شخصیت بیان می‌شود. آما در آدیسی خبری از فرقه قاتلان نیست بلکه شما در واقع جنگجویی هستید که از سپاه اسپارتان‌ها رانده شده‌ و حال برای امرار معاش روی به مزدوری آورده است.

اطلاعات دقیقی از خانواده شخصیت بازی در دسترس نیست و یکی از اهداف فرعی بازی پیدا کردن هویت اصلی الکسینوس یا کاساندرا است. طبق اطلاعات منتشر شده، شما از کودکی خانواده خود را گم کرده اید و حال به دنبال این هستید تا بتوانید آنان را پیدا کرده و اصل و نسب خود را شناسایی کنید.

با وجود اینکه شما یک سرباز اخراج شده از سپاه اسپارتان محسوب می‌شوید، این حق انتخاب را دارید تا برای آتنی‌ها، اسپارتان‌ها یا حتی هردو کار کنید. براساس انتخاب شما مراحل بیشتری دردسترس قرار خواهد گرفت و می‌توانید با پیشروی در آن‌ها به جبهه مورد نظرتان کمک کنید.

جالب است بدانید شما تنها مزدوران حاضر در بازی نیستید. لیستی پنجاه نفره از مزدوران قدرتمند در بازی وجود دارد که شما از انتهای لیست کار خود را آغاز می‌کنید. با پیشروی در بازی و کسب پول و قدرت یا بوسیله کشتن دیگر مزدوران می‌توانید جایگاه خود را در این لیست ارتقاء دهید.

جایگاه بالاتر و بهتر در میان مزدوران موجب می‌شود تا شهرت شما افزایش پیدا کند. این مسئله می‌تواند به ضرر یا به نفعتان تمام شود. منفعت این مسئله این است که حین مراجعه به برخی مغازه‌ها برای خرید یا تعمیر تجهیزاتتان ممکن است از تخفیف قابل توجهی بهره‌مند شوید.

اما درچه صورتی ارتقاء رتبه در این لیست به ضرر شما می‌شود؟ در شرایط عادی و به دور از هرگونه ایجاد اختلال در کار دیگر مزدوران شما با مشکلی روبه‌رو نخواهید شد و می‌توانید با خیال راحت به انجام ماموریت های خود بپردازید.

اما درگیری با آنان و مداخله در فعالیت‌هایشان ممکن است منجر به وقوع نبردهایی ناخواسته در حین بازی شود. نکته دیگر در خصوص مزدوران بازی این است که برخی از آنان تنها و برخی در ارتباط با یکدیگر مشغول فعالیت هستند. این مسئله بدین معناست که با کشتن یکی از آنان، باید با متحدان او نیز روبه‌رو شوید و حتی ممکن است از طرف آنان برای سر شما جایزه‌ای قرار داده شود.

 

انتخاب دیالوگ‌ها، بزرگ‌ترین المان نقش آفرینی آدیسی است

عناوین زیادی طی سال‌های گذشته تلاش کرده‌اند تا با اضافه کردن قابلیت انتخاب دیالوگ داشتن حق انتخاب را به کاربران تلقین کنند. هدف یوبی‌سافت از اضافه کردن این قابلیت به آدیسی پیروی از این موج نبوده است، بلکه این استودیو به دنبال ایجاد یک عنوان نقش آفرینی تمام عیار است.

انتخاب دیالوگ در آدیسی نه تنها می‌تواند عکس العمل‌های متنوعی را در پیش داشته باشد، بلکه در مواردی موجب می‌شود تغییرات اساسی در خط داستانی بازی بوجود آید. همین مسئله موجب می‌شود تا درنهایت شاهد وجود چند پایان متنوع برای بازی بر اساس انتخاب کاربران باشیم.

اما المان‌های نقش آفرینی موجود در آدیسی تنها مربوط به انتخاب دیالوگ و داستان‌سرایی نمی‌شود، بلکه در گیم‌پلی بازی نیز المان‌های متعدد نقش آفرینی دیده می‌شود. یوبی‌سافت همچنان به آزادی عمل کاربران اعتقاد دارد و همچون اوریجینز شاهد حضور سه روش مختلف برای پیشروی در بازی یعنی Assassins ،Warriors و Hunters هستیم.

این بار درخت قابلیت‌ها در بازی طراحی بهتری دارد و کاربران به سادگی می‌توانند برحسب روش بازی خود، قابلیت‌های جدیدی را با استفاده از امتیازات کسب شده آزاد کنند. روش استفاده از این قابلیت‌ها متفاوت است و دیگر با پر شدن نوار آدرنالین شاهد پیاده‌سازی یکی از حرکات کشنده به صورت خودکار نخواهیم بود.

شما می‌توانید ۴ قابلیت مختلف برای تیراندازی و ۸ قابلیت مختلف برای نبردهای تن به تن برروی هریک از کلید‌های کنترلر یا کیبورد خود در نظر بگیرید. در حین نبردهای تن به تن و پس از انجام برخی حملات ساده، با پر شدن نوار آدرنالین به شما این انتخاب داده می‌شود تا از میان قابلیت‌های انتخاب شده یکی را به دلخواه و برحسب شرایط انتخاب کنید.

هرکدام از سه روش نام برده دارای قابلیت‌های خاص خود هستند. برای مثال قابلیت شلیک چند تیر بصورت همزمان برای استفاده از کمان، قابلیت اتش زدن شمشیر جهت افزایش آسیب وارد شده برای حالت Warrior و قابلیت Rush Assassination برای حالت Assassin که به شما اجازه می‌دهد با پرتاب نیزه لئونیداس به سمت یک دشمن و حمله فوری به سوی دشمنی دیگر، هردو را در یک لحظه از پای دربیاورید.

شما می‌توانید با آزادسازی متنوع قابلیت‌ها از هر حالت و استفاده خلاقانه از آنان در نبردهایتان به سادگی زمینه مرگ چند دشمن در یک چشم به هم زدن را فراهم کنید. درواقع، این سیستم یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جدید آدیسی است که موجب می‌شود کاربران از آزادی عمل بالایی برای انتخاب و پیاده سازی استراتژی مورد نظر خود در نبردها برخوردار باشند.

 

نیزه لئونیداس، جایگزین هیدن بلید

درکنار داستانی که سری بازی‌های اساسینز کرید همواره بیان می‌کنند، یک بخش داستانی مجزا نیز وجود دارد که مرتبط با قومی است که از آنان با عنوان تمدن اولیه یاد می‌شود. Apple of Eden یا سیب بهشتی یکی از  آیتم هایی تلقی میشود که توسط دانش فرازمینی این تمدن ساخته شده بود و در قسمت دوم بازی مدت زمان زیادی را به همراه اتزیو صرف دستیابی به آن کردیم.

در آدیسی نیز با حضور یک آیتم دیگر از تمدن اولیه مواجه هستیم. این بار سلاحی با نام Spear of Leonidas یا نیزه لئونیداس که جایگزین هیدن بلید‌های محبوب اساسینز کرید محسوب می‌شود. شما می‌توانید با استفاده از این نیزه دشمنان خود را مخفیانه از پای دربیاورید یا در حین نبرد آن را به سمتشان پرتاب کنید.

قرار است نیزه لئونیداس نقش مهم و پررنگ‌تری نسبت به یک سلاح معمولی ایفا کند. شما می‌توانید با پیشروی در بازی و آپگرید کردن این نیزه قابلیت‌های جدیدی به آن اضافه کنید که در نبردها بسیار کاربردی خواهند بود.

 

بازگشت جنگ‌های دریایی

یکی از محبوب‌ترین و شاخص‌ترین خصوصیات اساسینز کرید: بلک فلگ نبردهای دریایی آن بود. خوشبختانه در آدیسی شاهد بازگشت نسخه‌ای بهبود یافته از نبردهای دریایی هستیم که طبق اظهارات یوبی‌سافت جزو شاخص‌ترین قسمت‌های این بازی محسوب می‌شود.

کشتی شما آدرستیا نام دارد و دیگر خبری از توپ‌های جنگی برای حمله به دیگر کشتی‌ها نیست. بلکه این بار با پرتاب نیزه و تیر یا با استفاده از دماغه کشتی به سوی  دشمنانتان هجوم می‌برید. درواقع کمتر شدن برد تجهیزات مستقر برروی کشتی موجب شده تا نبردهای درایی آدیسی با فاصلهای کمتر و بسیار فیزیکیتر دنبال شوند.

تقریبا تمامی دشمنان و برخی از افراد حاضر در دنیای بازی این قابلیت را دارند تا به عنوان خدمه کشتی‌تان مورد استفاده قرار گیرند. برای به خدمت گرفتن دشمنانتان کافی است بجای کشتن آنان، از گزینه همکاری استفاده کنید و در ازای توافق، جانشان را ببخشید. بدین صورت می‌توانید از آنان برروی کشتی یا به عنوان همراه در جنگ‌های زمینی استفاده کنید.

هریک از افراد خدمه براساس قابلیت‌ها و ویژگی‌هایی که دارند موجب می‌شوند عملکردهای متنوعی در جنگ‌های دریایی داشته باشند و قابلیت‌های مختلفی برای استفاده از آنان در اختیار شما قرار گیرد.

یوبی‌سافت اعلام کرده است که با افزایش پویایی و سرعت نبردهای دریایی، کاربران می‌توانند استراتژی‌های مختلفی را برای نبرد با دشمنان پیاده سازی کنند. البته لازم به ذکر است که همچنان لول کشتی‌ها در نبردهای دریایی حرف اول را می‌زند و عامل اصلی پیروزی یا شکست محسوب می‌شود. بدین ترتیب، شما نمیتوانید به یک کشتی بسیار قدرتمند حمله کنید و امیدوار باشید که در جنگ پیروز خواهید شد.

قابلیت‌های شخصی سازی متنوعی نیز در این قسمت برای رضایت کاربران درنظر گرفته شده است. شما می‌توانید ظاهر کشتی یا حتی زره و ظاهر خدمه خود را براساس سلیقه شخصیتان تغییر دهید.

 

دنیایی پویا با اتفاقاتی غیرقابل پیش‌بینی

یکی از خصوصیات منحصر بفرد آدیسی پویایی دنیایی است که بازی در آن جریان دارد. این مسئله موجب می‌شود تا کاربر صرف نظر از اثرات تصمیمات و فعالیت‌های خود، با اتفاقاتی رندوم و غیرقابل پیش‌بینی مواجه شود.

نسخه‌ای از یونان که با آن روبه‌رو هستیم شامل ۲۷ ایالت مختلف می‌شود که هر یک از آنان توسط آتنی‌ها یا اسپارتان‌ها اداره می‌شود. هرگاه یکی از این مناطق با مشکل روبه‌رو شود، تضعیف شده و به متحدان خود درخواست کمک می‌دهد تا بتواند قدرت و کنترل خود را باز پس گیرد.

ایالت‌های تضعیف شده می‌توانند تبدیل به هدف ساده‌ای جهت حمله و تصرف توسط شما یا دیگر دشمنان تبدیل شوند. شما حتی می‌توانید با از بین بردن انبار مهمات یا کاروان‌های حاوی منابع موجب تضعیف یک ایالت شوید. این سیاستی است که می‌تواند روند تصرف یک ایالت و از بین بردن حکمران آن را برای شما ساده‌تر کند.

البته هدف شما تنها تصرف و از پا دراوردن حکم‌رانان این ایالت‌ها نیست. بلکه می‌توانید با امضا کردن قرارداد به آنان در تجهیز کردن و قدرت گیری مجدد کمک کنید و بدین صورت درآمدزایی کنید. همانطور که پیش‌تر نیز گفته شد، انتخاب طرفین از میان اسپارتان‌ها و آتنی‌ها کاملا به عهده کاربر است و شما می‌توانید به دلخواه به یکی یا هردوی آنان کمک کنید.

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های آدیسی شرکت‌ در نبردهای عظیمی است که بین ایالت‌های تحت سلطه آتنی‌ها و اسپارتان‌ها رخ می‌دهد. تجمع بالای سربازان و پویایی نبرد میان آنان باعث می‌شود تا به خوبی حس حضور در جنگ به شما منتقل شود. می‌توانید با حضور در این نبردها به یکی از طرفین کمک کنید و تا جای ممکن مشغول از بین بردن فرماندهان و سربازان سپاه دشمن شوید.

همچنین با قدرتمندتر شدن شما، بازی ساده‌تر نخواهد شد. ایالت‌های ابتدایی بازی که دارای دشمنانی با لول پایین هستند برحسب افزایش قدرت و لول شما، به مرور قوی‌تر خواهند شد. این مسئله موجب می‌شود حضور در نقاط مختلف بازی همچنان چالش برانگیز باشد و از این مسئله که برحسب ساده بودن برخی مناطق از حضور در آنان اجتناب کنید جلوگیری شود.

 

آزادی عمل بالا در شخصی‌سازی و انتخاب تجهیزات

بخش ساخت، خرید و استفاده از تجهیزات و زره‌ها تفاوت چندانی با اوریجینز ندارد و تقریبا شاهد سازوکار یکسانی در آدیسی هستیم. تفاوت اصلی در این قسمت این است که قسمت پوشیدنی شما به پنج قسمت مختلف تقسیم شده است و شما می‌توانید برای هر قسمت یک پوشیدنی مختلف را انتخاب کنید. همچون اوریجینز، ارزش و قدرت هر سلاح یا زره براساس درجه کمیاب بودن آن تعیین می‌شود و این ابزار برهمین اساس ممکن است دارای خصوصیات ویژه‌ای نیز باشند.

ابزارهای لجندری در بازی را می‌توانید با شکست دادن فرماندهان قدرتمند، لوت کردن پایگاه‌ها یا خرید از مغازه‌ها بدست بیاورید. ابزارهای لجندری علاوه بر داشتن بالاترین امتیاز و عملکرد نسبت به دیگر ابزارها دارای برخی خصوصیات و قابلیت‌های منحصر بفرد هستند که در نبردها و بسیاری از شرایط مختلف به شما کمک می‌کنند. استفاده از این خصوصیات برروی سایر سلاح‌ها و ابزارها نیز ممکن است و شما پس از آزادسازی یک قابلیت می‌توانید با پرداخت هزینه مورد نیاز، آن را به سایر ابزار خود نیز اضافه کنید.

همچنین دیگر خبری از وجود چند کمان مختلف در بازی نیست. شما مجهز به یک کمان هستید که می‌توانید آزادانه قابلیت‌های مورد نظر خود را برروی آن سوار کنید. یوبی‌سافت در پاسخ به بسیاری از نارضایتی‌ها درخصوص سیستم کمان در اوریجینز، تغییرات زیادی در آدیسی پیاده کرده است تا نظر مثبت کاربران را جلب کند.

 

۱۳ مهر شاهد عرضه اساسینز کرید: آدیسی خواهیم بود. اما پیش از عرضه بازی و با وجود تمام اطلاعات منتشر شده از آن، نظر شما در خصوص اساسینز کرید: آدیسی چیست؟ آیا تفکرات و تمهیدات یوبی‌سافت درخصوص ایجاد تغییراتی بنیادین در سبک بازی می‌تواند عامل موفقیت این فرانچایز در آینده باشد؟ نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.

 

The post 8 نکته که پیش از بازی کردن Assassin’s Creed: Odyssey باید بدانید appeared first on دیجیاتو.

پیش نمایش FIFA 19 و نگاهی به دمو بازی؛ چالشی ترسناک اما دلنشین

بدون شک بارها با هوادارانی از سری بازی های فیفا روبرو شده ایم که مدعی هستند نسخه جدیدی که اخیراً منتشر شده تفاوتی با نسخه سال قبل ندارد و تنها ترکیب تیم های حاضر در آن به روز رسانی شده اند؛ این ادعا در مرحله اول درست به نظر می رسد، چراکه اغلب تفاوت هایی که معمولاً در بازی های فوتبالی الکترونیک آرتز اعمال می شوند نامحسوس هستند.

اما کافی است بعد از تجربه کامل فیفا ۱۸، دوباره سری به فیفا ۱۷ زده و از نظر گرافیکی و گیم پلی آنها را در ذهن خودتان مقایسه کنید. در این حالت به وضوح می فهمید چه تغییرات حساس و پیشرفت های قابل توجهی در نسخه جدیدتر اعمال شده بوده اما در واقع به وضوح احساس نمی شده اند.

در مورد فیفا ۱۹ نیز دقیقاً همین مسئله مطرح است؛ بعد از تجربه دموی این بازی (که البته ممکن است تغییراتی نیز در نسخه نهایی داشته باشد) حس روان تر و زیباتر بودن فوتبال ارائه شده به شکلی عمیق اما نامحسوس قابل لمس است. به نظر می رسد دیگر همه چیز بر پایه پاس صحیح و یا شوت به موقع و در چارچوب بنا نشده، بلکه تداوم بازی سازی زیبا و روان، و خستگی و درگیرکنندگی ناشی از یک مسابقه واقعی در فضای پیش رو قابل مشاهده است.

الکترونیک آرتز اغلب خلاءهایی که در بطن بازی وجود داشت را پر کرده و اشکالاتی که واقعاً شاید در تجربه فیفا ۱۸ حس نمی شد را برطرف ساخته است. به عنوان مثال با شناختی که از نسخه قبلی داریم می توان گفت در نبردهای نفر به نفر میانه میدان، معمولاً بازیکنی که قدرت بدنی بالاتر یا در مواردی متفاوت سرعتی بالاتر از حریف داشت با اجرای انیمیشینی تعیین شده در گیم پلی بازی، توپ را تصاحب می کردند.

اما این مسئله در فیفا ۱۹ کمی فرق دارد؛ حالا زرنگی بازیکن و ترفندهایی که می توان با مکانیزم دریبل ارتقا یافته ای که از سوی الکترونیک آرتز معرفی شده انجام داد، سنگینی ترازو را به نفع کاربر حرفه ای تر سوق می دهد. هرچند نباید ناگفته بماند همه این موارد در کنار بخش ها و قابلیت های جدیدی قرار می گیرند که به عنوان مجموعه ای از المان های نو به فیفا ۱۹ اضافه شده اند.

اگرچه این پیشرفت های نامحسوس حاصل در گیم پلی است که تفاوت ایجاد می کند، مودهای جدیدی که نمایان هستند بیشتر نظر مخاطبین را به خود جلب می کنند و اهرم به مراتب قوی تری برای ترغیب کاربر به خرید نسخه جدید است.

همانطور که حتماً می دانید مهم ترین افزونه ای که به فیفا ۱۹ آمده و الکترونیک آرتز هم مانور تبلیغاتی زیادی روی آن انجام داده، لیگ قهرمانان اروپا یا UEFA Champions League است؛ انحصاری پرطرفدار که دست توسعه دهندگان را برای معرفی بخش های جدید و ارائه المان های درگیرکننده تر در Ultimate Team حسابی باز گذاشته است.

در دموی فیفا ۱۹ تنها به ۲ مود برای تجربه بازی دسترسی دارید: مسابقات Kick Off مرحله گروهی جام باشگاه های اروپا و بخشی از خط داستانی The Journey با هنرنمایی الکس هانتر جوان، این بار در پیراهن تیم رئال مادرید.

همانطور که در تریلرهای منتشر شده پیش از این دیده بودیم، مسابقات اروپایی فیفا ۱۹ با گزارشی جدید اما کامل متشکل از تیم Derek Rae (گزارشگر باسابقه اسکاتلندی) و Lee Dixon (بازیکن سابق باشگاه آرسنال) فضایی تازه را بعد از مدت ها به مجموعه بازی های فیفا آورده اند و احتمالاً مدتی زمان می برد تا دیالوگ های پرکاربرد آنها را از حفظ شویم!

البته لازم به ذکر است ری و دیکسون تنها گزارش رقابت های لیگ قهرمانان اروپا را بر عهده دارند و سایر بازی ها همچنان با صدای مارتین تایلر و الن اسمیت گزارش خواهند شد؛ به این ترتیب امیدواریم چند خطی دیالوگ جدید به این گزارش ها اضافه شده و یا تغییری در بالانس استفاده از برخی جملات که خیلی تکراری به نظر می رسند اعمال گردیده باشد.

فضای لیگ قهرمانان اروپا به بهترین شکل ممکن در جای جای رقابت های حاضر در بازی قابل مشاهده است و الکترونیک آرتز توانسته به خوبی از پس آن بر بیاید؛ موسیقی مخصوص این مسابقات حال و هوای شورانگیزی به شروع مسابقات می دهد و بنرهای عظیم بهترین بازیکنان تیم میزبان به علاوه جو بسیار هیجان انگیزتر استادیوم ها تجربه ای دوست داشتنی ارائه می کنند.

تنها دو استادیوم در دموی فیفا ۱۹ قابل بازی هستند، سانتیاگو برنابئو ورزشگاه اختصاصی باشگاه رئال مادرید که در واقع همکار رسمی EA Sports نیز به شمار می آید و متروپولیتانو استادیوم تازه خریداری شده باشگاه اتلتیکو مادرید؛ به وضوح می توان دریافت امسال بیش از گذشته به لالیگا توجه شده و به عبارت دیگر اگر تا پارسال فقط در برخی از استادیوم های لیگ برتر انگلستان مثل آنفیلد و اولدترافورد می توانستیم شور و هیاهویی همراه با شعارهای گوش خراش و شگرف را تجربه کنیم، امسال اغلب استادیوم های لیگ اسپانیا هم جذابیت بیشتری خواهد داشت. هرچند متاسفانه امسال هم خبری از نیوکمپ نیست!

همانطور که بالاتر گفته شد المان های فیزیکی و مکانیزم های کنترلی بهینه شده ای در فیفا ۱۹ وجود دارد که گیم پلی را به طور کلی روان تر و جذاب تر از گذشته می کند، اما مهم ترین چیزی که در اولین مسابقه با آن مواجه می شوید، سیستم جدید شوت زنی بازیکنان است.

در مرحله اول از این اتفاق ناراحت خواهید شد و شاید حتی کمی بترسید؛ چراکه تصور می شود این مکانیزم جدید، بازی کردن و به خصوص گل زدن را سخت تر می کند. اما با تجربه دمو می توان به سادگی گفت اینطور نیست و تنها چندبار تلاش و آزمون و خطا کافی خواهد بود تا با سیستم جدید کاملاً اخت شوید.

در این مکانیزم هنگام شوت زدن با هر فوتبالیست نواری رنگی در بالای سرش پدیدار می شود که از رنگ های قرمز رنگ در دو طرف و رنگ زرد و سبز در میانه نوار تشکیل شده است؛ به این ترتیب که با زدن دکمه شوت برای بار اول، نوار رنگی فوقانی فعال شده و با کلیک دوم ضربه به توپ وارد می شود. هرچه نشانه ی روی نوار بیشتر به رنگ سبز متمایل باشد، شوت با دقت بیشتری به سمت دروازه حریف زده می شود و بالعکس.

حتماً سال های گذشته گاهی اوقات به الکترونیک آرتز خرده می گرفتید که چرا شوت بسیار به موقع و ضربه مناسب شما وارد چارچوب نشد در حالی که قبلاً در موقعیتی مشابه برای تیم حریف یا حتی خودتان این موقعیت به گل تبدیل شده است. تا فیفا ۱۸ مکانیزم اثربخشی شوت بازیکنان بر اساس الگوریتمی تقریباً تصادفی طراحی شده بود که بسته به شانس شما شوت مشابه یک بازیکن یک بار گل می شد و بار دیگر به آسمان می رفت.

اما حالا با معرفی سیستم جدید یاد شده، اثر شانس و اقبال تا حد زیادی کمتر شده؛ باید تاکید کنیم در شوت زنی هیچ الزامی در زدن ضربه دوم نیست، در واقع با یک بار کلیک کردن نیز نشانه شوت بازیکن تا وسط نوار حرکت کرده و خود به خود ضربه زده می شود، اما در این حالت درست مانند سال های قبل عمل می کند و اثربخشی شوت شما کاملاً به موقعیت و بخت و اقبال ربط خواهد داشت.

ولی اگر از ضربه دوم به دکمه شوت روی کنترلر استفاده کنید، این مهارت واقعی خود بازیکن خواهد بود که دقت و عملکرد شوت را تعیین می کند. اگر کاربر بتواند عادت کند به موقع ضربه دوم را بزند شوت با اشاره به عبارت Good Timing به سمت دروازه حریف روانه می شود و احتمال گل شدن آن بسیار بالاتر خواهد بود. به عنوان مثال با بازیکنی مثل کوین دبروینه که مهارت بالایی در شوت زنی از راه دور دارد، یک بار ضربه زدن امکان خطا رفتن توپ را بالا می برد اما با یک زمان بندی مناسب می توان هر دروازه بانی را در موقعیتی مناسب مغلوب کرد.

ناگفته نماند نرخ رنگ های سبز و قرمز نوار هر بازیکن با توانایی شوت زنی وی (البته نه خیلی زیاد) متناسب است؛ به عنوان مثال هری کین با توانایی شوت ۹۰ رنگ سبز زیادی دارد، اما نوار بالای سر یک مدافع معمولی در موقعیت مشابه تقریباً قرمز است.

با وجود اینکه نسخه دمو ممکن است کمی با محصول نهایی متفاوت باشد و حتی ایراداتی اساسی همراه داشته باشد، پیشرفت های گرافیکی فیفا ۱۹ به وضوح قابل مشاهده است؛ در کنار ارتقای کلی رنگ ها و نورپردازی و صیقلی تر بودن همه چیز، جزئیات چهره بازیکنان مشهور بیش از گذشته نظر مخاطب را جذب می کند.

اگرچه هنوز چهره ها عالی به نظر نمی رسند، اما پیشرفت بسیار خوبی در جزئیات صورت بازیکنان اعمال شده و خوشحالی، عصبانیت و یا ندامت بسیار واقعی تری در جریان بازی و موقعیت های مختلف دیده می شود و به طور کلی Face Expressions ارتقا داشته است.

با تجربه دمو و تماشای تریلرهای فیفا ۱۹ با همه چیز نمی توان آشنا شد، پس فعلاً می بایست منتظر عرضه نسخه نهایی این بازی محبوب در تاریخ جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷ باقی ماند؛ EA Sports FIFA 19 برای کنسول های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان، پی سی و نینتندو سوییچ و با رزولوشن تصاویر ۴K و کیفیت HDR در کنسول های میان نسلی منتشر خواهد شد. به زودی می توانید با بررسی کامل فیفا و بخش پرطرفدار Ultimate Team به صورت مجزا و البته مفصل در دیجیاتو همراه باشید.

The post پیش نمایش FIFA 19 و نگاهی به دمو بازی؛ چالشی ترسناک اما دلنشین appeared first on دیجیاتو.

۸ نکته که پیش از بازی کردن Agony باید بدانید

«دوزخی گشتیم و محکوم بدین آمدیم که با آرزو اما بی‌امید به سر بریم»

به راستی که کمدی الهی دانته منبعی قویست و الهام بخش بسیاری از هنرمندان در عصرهای مختلف بوده است؛ هنرمندانی چون ویلیام بلیک و سالوادور دالی. ما این اثر بخشی را در فرم‌های مختلفی از جمله شعر، نقاشی، داستان، فیلم و هم‌چنین بازی های ویدئویی دیده‌ایم. در این مطلب سعی نخواهیم کرد در رابطه با چرای این اثر‌گذاری و علت‌های آن صحبت کنیم بلکه می‌خواهیم با یکی از آثار دیگری که منبع الهام آن کمدی الهی بوده‌ است آشنا شویم: بازی Agony.

بازی روح یک انسان را به تصویر می‌کشد که به دلیل گناهانش به اعماق جهنم سقوط کرده‌، اما چون جهنم حافظه افراد را از بین می‌برد هیچ خاطره‌ای از گناهانش ندارد. شما در نقش این روح سرگردان به دنبال پاسخی برای سوالات خود و رهایی از جهنم، در جست و جوی الهه‌ی سرخ، کسی که در ساخت جهنم دست داشته‌ است، وارد یک ماجراجویی وحشتناک و راز آلود می‌شوید.

قابل ذکر است استودیو مدمایند مسئولیت ساخت بازی Agony را بر عهده دارد و به تازگی تاسیس شده است. جالب است بدانید که کل افراد تشکیل دهنده ساخت بازی ۹ نفر هستند، اما هر کدام از این افراد در ساخت بازی‌های بزرگی چون The Division و ویچر ۳ تجربه دارند.

قبل از شروع بازی حتما یک تریلر از آن ببینید

اگر تصور می‌کنید بازی Agony نیز مانند دیگر بازی های سبک وحشت است که با کمی سورپرایز و صدا‌های ترسناک تاثیر زیادی بر شما نخواهد گذاشت از الان باید این هشدار را بدهم که به هیچ وجه این گونه نیست. در ادامه با بعضی از عناصر بسیار وحشتناک این بازی آشنا خواهیم شد، اما چه چیزی بهتر از تماشای یک تریلر چند دقیقه‌ای برای درک بازی؟ فقط یادتان نرود یک سطل در کنار خود داشته باشید.

انتظار دیدن هر چیزی را داشته باشید

بازی Agony برای ساخت جهنم سعی کرده از تعاریفی که تا حالا در دیگر فیلم ها و بازی ها نمایش داده شده‌‌اند فاصله بگیرد. موسس استودیو مد‌مایند در مصاحبه‌ای گفته است اصلی ترین منبع الهام برای توسعه این عنوان کمدی الهی دانته بوده‌ و آن ها سعی کرده‌اند برای ساخت دنیای بازی از ایده دیگران و مفاهیمی که آن ها به نام دوزخ ارایه داده‌اند تا جای ممکن فاصله بگیرند. به گفته وی این کار باعث می‌شود تا مفهوم جهنم را بتوان از دیدگاه ویژه خود و به صورت جدیدی ارایه کرد. به همین دلیل احتمال دارد در طول بازی با صحنه‌هایی رو‌به‌ رو شوید که تا کنون کابوسش را نیز ندیده‌اید.

همه چیز از پوست و گوشت ساخته شده‌است

یکی از نکات جالبی که سازندگان برای طراحی محیط این عنوان به کار برده‌اند استفاده از گوشت و پوست و استخوان در جای جای بازی است. سازندگان از کلیشه‌های موجود در طراحی محیط فاصله گرفته‌اند، برای مثال به جای ساخت دیوار‌ها از سنگ و چوب دیواری از آدم‌های متصل به یکدیگر و در حال شکنجه را در نظر گرفته اند. در طول بازی ممکن است با پلکانی روبه‌رو شوید که تماما از آدم‌های به هم چسبیده ساخته شده است و یا از درهایی رد شوید که دندان‌ها و به نوعی لوزه‌ی یک موجود بزرگ باشند. رگ‌های خونی، استخوان‌ها، مومیایی هایی که به دیوار وصل شده‌اند و تکان می‌خورند تصاویری هستند که به وفور در بازی یافت می‌شوند و خلاقیت بسیار خوبی در ساخت آن ها صرف شده است.

نسخه کامپیوتر بازی را می‌توان وحشتناک‌تر بازی کرد

محتوای بازی به حدی خشن و بی مرز بود که سازندگان مجبور شده‌اند بازی را سانسور کنند تا بتوانند این عنوان را روی کنسول های پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان نیز عرضه کنند. طبق گفته سازندگان محتوای بازی آنچنان دستخوش تغییرات نشده‌است و تمام چیز‌هایی که تا کنون در تریلر‌ها و تبلیغات نشان داده‌اند سر جای خود باقی‌مانده‌اند. آن های حتی پا را فراتر گذاشته‌اند و ذکر کرده‌اند که تجربه بازی حتی با سانسور، بسیار سنگین‌تر‌ از چیزی است که در تریلر ها مشاهده کرده‌اید. نکته جالب تر این است که دارندگان کامپیوتر‌های شخصی می‌توانند با یک پچ، محتویات سانسور شده را به بازی اضافه کنند و خشونت صد در صدی که سازندگان برای بازی در نظر داشتند را تجربه کنند.

در طول بازی می‌توانید شیاطین را نیز کنترل کنید

برای پیشروی در بازی دو مکانیک اصلی وجود دارد؛ مخفیانه عمل کردن و در اختیار گرفتن بدن دیگر موجودات جهنمی. برای مورد اول که همانند بازی‌های دیگر است شما با راه رفتن آرام یا خزیدن سعی می‌کنید از رویارویی مستقیم با شیاطین دوری کنید. اما در مکانیک دوم بازیکن می‌تواند وارد بدن دیگر جهنمیان شود. در ابتدا نمی‌توان هر موجودی را به تسخیر در‌ آورد اما با پیشرفت در بازی این قابلیت قدرت بیشتری می‌گیرد و به شما امکان ورود به بدن دیگر شیاطین قدرتمند را می‌دهد. در ادامه با استفاده از این شیاطین می‌توانید موانع مقابل خود را با خشونت تمام از پیش رو بردارید و یا این که تصمیم بگیرید مخفیانه بخزید و دالان‌های مختلف بازی را کاملا بگردید.

مرگ بازی را متوقف نمی‌کند

در طول بازی اگر بمیرید مانند دیگر بازی‌ها به عقب بر نمی‌گردید، بلکه در همان جان روح سرگردان شما از بدنی که در آن بودید خارج شده و به سراغ میزبان دیگری می‌رود. سه نوع میزبان در بازی وجود دارد، انسان‌های گناهکار، شیاطین و روح‌های سرگردان. هنوز چیز زیادی از مکانیک‌ها مشخص نیست اما احتمالا هر کدام مزایا و معایبی دارند یا این که به راحتی نمی‌توان هر میزبانی را تسخیر کرد.

شاید یکی از نکاتی که دلهره موجود در بازی را کم کند همین قابلیت نمردن و رفتن به بدنی دیگر باشد. به هر حال ترس از مرگ و باختن آیتم‌های جمع‌آوری شده، هر آدمی را دچار دلهره و استرس می‌کند. امیدوارم که سازندگان برای این موضوع تدابیری اندیشیده باشند.

آیا بازی فقط شامل یک خط داستانی است؟

خط اصلی داستانی بازی شامل ۱۲ تا ۱۴ ساعت گیم‌پلی است. اگر این مقدار برایتان کافی نیست باید ذکر کرد که بازی دارای ۷ پایان مختلف و اصلی است و در طول آن آیتم‌های مختلفی از جمله نقاشی‌ها، آینه‌ها، قلب موجودات و نوشته‌های داستانی وجود دارند که برای گرفتن تمام آن‌ها و دیدن همه پایان‌ها نیاز به بازی کردن بیش از ۳۵ ساعت دارید.

همچنان کافی نیست؟ سازندگان برای کسانی که به دنبال چیزی غیر از خط داستانی هستند نیز یک مد به نام Agony در نظر گرفته‌اند. در این مد شما فقط یک جان دارید و باید هر چقدر که می‌توانید در آن زنده بمانید و آیتم جمع کنید. نکته جالب این است که نقشه بازی هر دفعه چیز جدیدی خواهد بود چرا که به صورت روتین تولید می‌شود. در انتها شما با دیگر بازیکنان مقایسه می‌شوید تا رقابتی واقعی برای بقا شکل بگیرد.

هم‌چنین سازندگان گفته‌اند در صورت بازخورد مناسب از بازی، یک نسخه متفاوت برای واقعیت مجازی خواهند ساخت که گیم‌پلی و روایت آن مخصوص این پلتفرم باشد. چه چیزی بیشتر از دیدن موجودات دهشتناک دوزخ در اطرافتان ترسناک‌تر خواهد بود؟

منتقدین چه دیدگاهی به بازی داشتند؟

متاسفانه باوجود انتظارات بالا از بازی Agony میانگین امتیازات این عنوان آن‌چنان درخور نمایش هایش نبوده است. بازی روی رایانه‌های شخصی میانگین امتیاز ۴۷ را دارد که ناامید کننده است. منتقدان گفته‌اند باوجود خلق محیطی نفرت انگیز، گیم‌پلی بازی خسته کننده می‌شود و انگیزه‌ای که در اول بازی وجود دارد به مرور تبدیل به بی‌علاقگی می‌شود.

The post ۸ نکته که پیش از بازی کردن Agony باید بدانید appeared first on دیجیاتو.

۸ نکته که پیش از بازی کردن Detroit: Become Human باید بدانید

آرزوی یک بازی ساز است که دردها، مشکلات و تجربه هایی که بشریت داشته را در بازی اش مطرح کند. ایده معمولاً از کمبودها نشات می گیرد؛ چیزهایی که نیستند و یا در جای اشتباه قرار دارند. ایده ها درباره رفع یک نیاز و بیان یک مشکل به روشی جدید هستند. یک بازیساز همانند یک معمار، ساختمانی طراحی می کند اما با این تفاوت که آدم های درون ساختمان را نیز خلق کرده است.

دیوید کیج فرانسوی، سازنده آثار محبوبی چون Heavy Rain و Fahrenheit، می خواهد قدم بزرگی در زمینه کاری اش بردارد؛ دست گذاشتن روی نقاط حساسی که جامعه بشری با آن درگیر است. خشونت های خانگی، نژادپرستی، بیگانه هراسی و نابسامانی های اقتصادی مسائلی هستند که در بازی انحصاری Detroit: Become Human تحلیل می شوند.

بازی دیترویت با ساخته های قبلی دیوید کیج و استودیو کوانتیک دریم کمی متفاوت است؛ از طرفی تلاش می کند بیشتر شبیه بازی ویدیویی باشد تا یک فیلم سینمایی و از طرف دیگر می خواهد به انتقادهایی که درباره ساخته های او و استودیوی Quantic Dream می شود خاتمه دهد. می پرسید چطور؟

این مطلب می خواهد درباره تمام این مسائل صحبت کند. ۸ نکته ای که پیش رویتان قرار دارد بینش خوبی نسبت به داستان و گیم پلی بازی دیترویت خواهد داد. با دیجیاتو همراه باشید.

چرا نام شهر «دیترویت» برای بازی انتخاب شد؟

در مصاحبه ای که سایت پولیگان با دیوید کیج داشت، از او پرسیدند که چرا نام دیترویت را برای بازی انتخاب کرده است. او گفته که «به صورت غریزی» این ایده به ذهنش رسید.

از دیدگاه او این شهر صنعتی آمریکایی پتانسیل آن را داشت تا میزبان داستانی شود که کیج می خواست آن را روایت کند. کیج اشاره کرد که تاریخچه دیترویت او را به فکر وا می دارد:

اتفاقات بسیاری در شهر دیترویت رخ داد به خصوص در زمینه حقوق شهروندی و مسائلی این چنین. در واقع، پیشینه دیترویت منبع الهام این بازی بود

کیج هیچ علاقه ای نداشت تا درباره شورش نژادی سال ۱۹۴۳ و یا شورش خیابان دوازدهم سال ۱۹۶۷ صحبت کند. وقتی از او خواستم تا رابطه بین حقوق شهروندی مردم آمریکا و داستان بازی Detroit: Become Human را توضیح دهد، از آن سرباز زد. کیج چندان علاقه ای ندارد تا مسائل را پیچیده کند، او هنوز می خواهد یک اثر سینمایی – تعاملی بسازد که تاثیرگذار باشد.

ربات ها برعلیه انسان ها، یا انسان ها برعلیه ربات ها؟

داستان بازی در سال ۲۰۳۸ میلادی رخ می دهد؛ برهه ای که ربات های انسان نما یا «اندروید»ها در میان مردم زندگی می کنند. اندرویدها بسیار شبیه به انسان های معمولی اند به حدی که تشخیص آن ها در نگاه اول اصلاً آسان نیست. اندرویدها برای راحت کردن زندگی مردم طراحی شده اند و هدف دیگری ندارند.

خودآگاهی و داشتن احساس دو فاکتوری است که اندرویدها توانایی رسیدن به آن در بازی Detroit: Become Human را دارند. تریلرها و پسوند بازی یعنی «تبدیل شدن به انسان» نیز بر این موضوع گواهی می دهد.

در تمام داستان ها، این ربات ها بودند که با پیشرفت بسیار تصمیم می گیرند برعلیه انسان ها قیام کنند و آن ها را از بین ببرند. دیترویت خلاف جهت رودخانه شنا می کند؛ بازی سعی می کند درباره ظلمی که انسان ها علیه اندرویدها انجام می دهد صحبت کند. آیا ربات ها برای حق خودشان می جنگند؟ سوال دیگر این است که آیا اندروید هیچ حقی دارد؟

اگر از دیدگاه فلسفی به این موضوع نگاه کنیم، به دلیل داشتن احساس و خودآگاهی اندرویدها را باید یک موجود تصور کنیم؛ موجودی که حقی برای زندگی دارد. آیا بقیه مردم شهر دیترویت چنین نظری دارند؟

قهرمان های این بازی چه کسانی هستند؟

قهرمان هایی که در دیترویت نقش آن ها را برعهده می گیریم نیز اندروید هستند.

کارا، جنس مونث مدل AX400 که سال ۲۰۳۲ وارد بازار شد، جزو اندرویدهایی است که برای انجام دادن کارهای خانه و بچه های کوچک طراحی شده که می تواند به ۳۰۰ زبان صحبت کند و ۹۰۰۰ نوع غذا بپزد. اتفاقاتی که در بازی رخ می دهد منجر خواهد شد تا کارا بعد از آنکه دارای احساس و ادراک شد، به جستجوی کارخانه ای که در آن ساخته شده برود.

مارکوس، مدل RK200 هدیه ای از شخص الیجا کامسکی بود که وظیفه نگهداری از کارل، نقاش پیر را به عهده داشت. کارل شاکله ذهنی مارکوس را شکل می دهد و بعد از اتفاقات رخ داده در بازی، مارکوس تبدیل به یک انقلابی می شود.

کانر، مدل RK800 که جزو اندرویدهای پیشرفته به حساب می آید وظیفه حل پرونده های مربوط به «اندرویدهای منحرف» را دارد. هنوز معلوم نیست که دارای خودآگاهی هست یا خیر، اما کانر طوری برنامه ریزی شده تا برای انجام ماموریت هایش حتی از خود بگذرد. ذات متفاوت کانر نسبت به مارکوس و کارا تناقض جالبی دارد که روایت درست آن می تواند بازی را بسیار جذاب کند.

فلوچارت انتخاب ها؛ پاسخی برای منتقدان

اگر با ساختار کارهای دیوید کیج آشنایی داشته باشید، می دانید که بازی های استودیو کوانتیک دریم همانند دیگر بازی های ویدیویی نیست. فیلم سینمایی را تصور کنید که می توانید نحوه روایت آن را تغییر دهید؛ می توانید داستان را عوض کرده یا سرنوشت شخصیت های بازی را با زدن یک دکمه تعیین کنید.

در چنین بازی هایی وجود پایان های متفاوت، ارزش به شدت زیادی دارند. به هر حال، ۶۰ دلار دادن برای یک فیلم سینمایی زیاد است؛ ما یک بازی ویدیویی خریده ایم. همین جا است که منتقدان خودشان را نشان می دهند.

به عقیده آن ها دیوید کیج یک فیلم سینمایی ساخته و این توهم را به مخاطبان می دهد که توانایی انتخاب دارند؛ درحالی که با زدن دکمه های مختلف تنها دارند دکمه Play یک فیلم سینمایی را می زنند.

دیوید کیج ریسک بزرگی کرد و در بازی جدید خود درخت انتخاب ها را به صورت واضح در بازی تعبیه کرد؛ شما می توانید تمام انتخاب هایی که می توانید و یا می توانستید داشته باشید را ببینید. حالا همه چیز برای مخاطبان واضح است و دیگر چیزی برای مخفی کردن نیست.

دیوید کیج با نشان دادن فلوچارت انتخاب ها به همه نشان داد که چقدر راه های مختلف در یک چپتر ۱۰ دقیقه ای وجود دارد؛ اما سوال بزرگ این جا است که تمام بخش های بازی این چنین غنی هستند یا تنها تریلر و دموی نشان داده شده؟ آیا واقعاً پایان ها آنطور که تصور می کنیم متفاوت اند؟

فلوچارت انتخاب ها؛ دیترویت نسبت به اجدادش بیشتر یک بازی ویدیویی است

با وجود آنکه در بازی هیچ وقت کلمه «Game Over» را نمی بینید، اما دیترویت نسبت به عناوینی همچون Heavy Rain یا Beyond: Two Souls بیشتر شبیه یک بازی ویدیویی است.

با وجود فلوچارت، شما می توانید به نقاط کلیدی یک سکانس برگردید و کاری را به نحوی دیگر انجام دهید یا یک راه جدید پیدا کنید. این آزادی عمل به شما اجازه می دهد تا به راحتی تمام حالت های اتمام بازی را ببینید و دیگر چندین بار بازی را تمام نکنید.

اگر راهی را رفتید که در آن یک شخصیت کلیدی یا شخصیت خودتان بمیرد، بازی ادامه پیدا می کند و یک پایان متناسب با کارهایی که انجام داده اید نمایش داده خواهد شد. دیوید کیج درباره فلوچارت می گوید:

اضافه شدن درخت انتخاب ها مسئله بزرگی برای ما بود، راهی بود تا به مردم نشان دهیم «ببینید، این نحوه روایت تو در این صحنه است، اما چیزهایی هست که هنوز ندیده ای.»

کیج امیدوار بود که مردم در دور اول بازی کردن دیترویت، از فلوچارت استفاده نکنند و بار تصمیماتی که می گیرند را به دوش بکشند. در دورهای بعدی استفاده از فلوچارت می تواند ارزش تکرار بازی را نیز بالا ببرد.

اگر بخواهید می توانید در بخش آنلاین بازی ببینید بقیه بازیکن ها چه انتخاب هایی کردند و درخت انتخاب اکثر مردم به چه شکلی است.

 رزولوشن دیترویت روی پلی استیشن ۴ پرو چقدر خواهد بود؟

بازی Detroit: Become Human را می توانید با رزولوشن ۲۱۶۰p و با ویژگی های گرافیکی همچون Volumetric Light و HDR روی کنسول پلی استیشن ۴ پرو تجربه کنید. روی پلی استیشن ۴ معمولی این رقم ۱۰۸۰p است. روی هر دو کنسول این بازی با فریم ریت ۳۰ نمایش داده می شود که برای دارندگان کنسول پرو کمی ناامید کننده است.

با وجود انجین جدیدی که سازندگان طراحی کرده اند، گرافیک بازی به شدت زیبا و چشم نواز است. از این نکته نباید چشم پوشی کرد که گرافیک یک فیلم سینمایی تعاملی باید زیباتر از بازی های ویدیویی مرسوم طراحی شود و سازندگان کارشان را به خوبی انجام داده اند؛ البته از کاهش کیفیت گرافیک نسبت به تریلرها نباید گذشت.

میانگین نمرات بازی در سایت های معتبر چقدر شد؟ زمان مورد نیاز برای اتمام بازی چقدر است؟

طبق گفته سازندگان برای اتمام بازی در دور اول به ۸ تا ۱۰ ساعت زمان نیاز دارید. همانطور که گفته شد چندین راه برای اتمام بازی وجود دارد که با ترکیب فلوچارت باعث شده ارزش تکرار بازی چندبرابر شود. پس اگر از طرفدار سرسخت کارهای دیوید کیج بازی بین ۱۰ تا ۱۵ ساعت زمان خود را صرف بازی خواهید کرد.

دیترویت از دیدگاه منتقدان درمجموع عنوانی موفق بوده و با کسب نمره ۸۰ از سایت متاکریتیک توانسته نظر آن ها را جلب کند. هنوز هم افرادی بودند که دادن آزادی عمل به مخاطبان را زیرسوال بردند اما همه آن ها تاکید داشتند که اگر با داستان بازی ارتباط برقرار کنید، عاشق Detroit: Become Human خواهید شد.

The post 8 نکته که پیش از بازی کردن Detroit: Become Human باید بدانید appeared first on دیجیاتو.

تباهی سرخ پوست زنده؛ هر آنچه درباره Red Dead Redemption 2 می دانیم [به روز رسانی تاریخ ۱۳۹۷/۰۲/۱۴]

[به روز رسانی تاریخ ۱۳۹۷/۰۲/۱۴]

به لطف انتشار تریلر سوم بازی و ارائه یک نسخه دمو ۴۰ دقیقه ای پشت درهای بسته، Red Dead Redemption 2 چهره واضح تری از خود به نمایش گذاشته. ابتدا بهتر است نگاهی به تریلر منتشر شده بیاندازید؛ این مطلب هم اطلاعات خوبی به شما می دهد.

پایان دوران غرب وحشی نزدیک است و قانون مداران آخرین بازماندگان گروه های تبهکاری را دستگیر می کنند. این افراد تسلیم می شوند یا در غیر این صورت کشته خواهند شد.

 

درست است؛ اتفاقات بازی در سال ۱۸۹۹ یعنی ۱۲ سال قبل از نسخه اول رخ می دهد و درست است؛ جان مارستون بازمی گردد. آیا Red Dead Redemption 2 پیش درآمدی برای نسخه اول است؟ نویسنده سایت معتبر IGN بعد از تجربه دموی بازی استفاده از کلمه «پیش درآمد» برای نسخه دوم را بی انصافی خواند.

تعاریفی که از بازی شده، گواهی می دهد که نسخه دوم این سری می خواهد استانداردهای جدیدی در زمینه تعامل بازیکن با NPC ها و محیط پیاده سازی کند. با دیجیاتو همراه باشید.

قهرمان یا ضد قهرمان؛ آرتور مورگان کیست؟

تباهی سرخ پوست زنده تیتری بود که برای سرگذشت آرتور مورگان انتخاب شد؛ یاغی، دزد و آدمکش برجسته گروه داچ.

آرتور آن شخصیت تک بعدی و به شدت ضدقهرمانانه تریلر دوم نیست. بعد از صحبت با اعضای کمپانی راک استار و تجربه ای که اعضای سایت IGN از بازی داشتند، نظرشان نسبت به این موضوع عوض شد.

آرتور مورگان با وجود هیکل درشت و رفتار خشن، دست راست داچ به حساب آمده و نقش کلیدی در مدیریت گروه را برعهده دارد.

جان مارستون، قهرمان نسخه اول بازی

آرتور در زمان هایی که دست به تبهکاری و دزدی نمی زند، معمولاً مشغول جمع آوری منابع و غذا برای خانواده اش است. او اجازه دارد که از این مسئولیت شانه خالی کند، اما خوش طینتی او با گفتن «خب، یه کاریش می کنم» نمایان می شود.

او سعی می کند جدل بین اعضای گروه را خفه کند و رهبر خوبی برای خانواده خود باشد. بعضی مواقع او غرورش را نادیده گرفته و تصمیم می گیرد برخلاف خواسته خود به بقیه کمک کند.

مثلاً طی صحبتی که با بیل ویلیامسون داشته، او می گوید: «هر زمان که من یه کار اشتباه می کنم، به عنوان یه احمق شناخته میشم اما هر وقت تو توی دردسر میوفتی … آاااه، انگار اینم جزو کارای دیگس.»

آرتور اعتقاد دارد که بعضی موارد باید خانواده را در اولویت قرار داد. در Red Dead Redemption 2 تیراندازها، فراری ها و یاغی ها جزو خانواده آرتور به حساب می آیند.

در دوران کودکی آرتور توسط داچ ون در لیند تربیت شد و طبیعتاً تفکرات داچ نیز به او انتقال داده شده. این وفاداری بین داچ و آرتور چیزی است که در بازی قرار است به چالش کشیده شود.

در نسخه دوم احتمالاً شاهد سقوط گروه داچ خواهیم بود و در این بین، آرتور که دچار بحران وجودی است چه تصمیماتی در قبال خانواده خود اتخاذ می کند؟ آیا همانند جان مارستون «دیوانه شده، و ناگهان خانواده برایش دیگر معنایی ندارد»؟

 

دموی ۴۰ دقیقه ای بازی، ژورنالیست ها را به وجد آورده

متن زیر چکیده مطلب اکلس سیمونزدر سایت IGN است و از تجربه خود درباره این بازی صحبت می کند.

تا به حال در هیچ بازی چنین چیزی ندیدم. هرچیزی جایگاه خود را داشته و هرکسی هدف خود را دارد. از طرفی، هیچ چیز تصنعی نیست.

مثلاً در بازی های دیگر همه چیز طوری قرار دارد انگار زندگی بدون حضور شما جریان دارد. کافی است به سمت جاروزنی که سرش به سمت پایین است هفت تیر خود را به نشانه تهدید درآورده و آن وقت متوجه خواهید شد که او در یک حلقه بی نهایت از جاروکشیدن حبس شده.  همه ضعف ها در یک نقاب بزرگ قرار دارند تا شما باور کنید در یک دنیای زنده نیست.

Red Dead Redemption 2 نیازی ندارد تا شما چیزی را باور کنید. ذات این بازی باورپذیر است و مردم واقعاً وجود دارند. آن ها کار و برنامه خود را دارند و حضور شما در دنیایی که آن ها زندگی می کنند اهمیتی ندارد؛ البته اگر قصد نزدیک شدن به آن ها نداشته باشید.

هفت تیر خود را به سمت جاروزن نشانه بگیرید و بستگی به اخلاق جاروزن، امکان دارد زانو زده و درخواست بخشش کند یا برعکس، او هم هفت تیر خود را درآورد انتقام بگیرد.

یک ارتباط به شدت عمیق و ریشه ای بین شما، رفتار شما و محیط اطرافتان وجود دارد که Red Dead Redemption 2 روی آن تاکید بسیار خاصی دارد.

راک استار از شما نمی خواهد که نقش آرتور مورگان، یاغی و قهرمان بازی را برعهده بگیرید. راکس استار از شما می خواهد تا در دنیای بازی زندگی کنید.

اردوگاهی که اعضای گروه داچ در آن زندگی می کنند به مثابه یک جامعه زنده رفتار می کند. هرکس مشغول انجام کاری است، برخی نیز در حال گفتگوهای بسیار عمیقی هستند و دیگران درباره کارهای روزمره صحبت می کنند.

هر چه باشد، اردوگاه شما جایی برای کار کردن است؛ لباس ها باید شسته شود، برای آتش روشن کردن به چب نیاز دارید و … . هرکدام از اعضای گروه وظیفه ای دارند که باید آن ها را به انجام برسانند. اگر چند دقیقه به محیط نگاه کنید متوجه خواهید شد که همه چیز در حال وقوع است و هرچیزی جای خودش است.

آرتور نقش مهمی در تهیه منابع و غذای اردوگاه را برعهده دارد. اگر در این موضوع کوتاهی شود، تاثیرش را روی کل اتمسفر اردوگاه خواهید دید. مثلاً در صورت تهیه غذا روحیه اعضا بالا می رود، مردم به شادی و پایکوبی پرداخته و از شما تشکر می کنند. اگر با کمبود غذا مواجه شوید، اعضای گروه سریع واکنش نشان می دهند و با عصبانیت از کمبود غذا صحبت می کنند.

به عنوان یکی از اعضای مهم گروه داچ، آرتور می تواند با خرید غذا یا شکار حیوانات غذای آن ها را تامین کند و در قبال آن، پاداش دریافت می کند.

البته راک استار تاکید دارد که اردوگاه، بدون انجام وظایف شما نیز سرپا خواهد بود. آن ها بسیار تلاش کردند تا بین مسئولیت های آرتور و دیگر کارها تعادل ایجاد کنند.

شکارکردن بخش کلیدی بازی به شمار می آید. اگر با تیرکمان حیوان را شکار کنید، کیفیت گوشت بهتر خواهد بود. از طرفی، به مرور زمان حیوانی که شکار کنید فاسد خواهد شد و باید هرچه زودتر به اردوگاه ببرید.

پرسون آشپز اردوگاه است و هنگامی که آرتور از کنار وی رد می شود، پرسون می گوید که گوشتمان در حال اتمام است. هنگامی که پرسون این جمله را می گوید کات سینی نمایش داده نمی شود و دوربین جایش را عوض نمی کند تا نمایانگر شروع یک ماموریت جدید باشد.

شما در قلب ماجرا هستید و تعامل شما معمولاً از طریق نزدیک شدن به یک NPC و ادامه صحبت با آن ها میسر می شود.

در نهایت مورگان می تواند درخواست پرسون را نادیده بگیرد یا با فرد دیگری صحبت کند.

همه ما می دانیم که بازی ویدیویی یک نقطه شروع و پایان دارد، اما راک استار تمام تلاشش را می کند تا مرز بین ماموریت های داستانی و ماموریت های فرعی را از بین ببرد؛ گویی همه فرصت هایی هستند که آرتور در زندگی خود به آن ها برخورده است.

همانطور که گفته شد قدرت انتخاب شما در Red Dead Redemption 2 بسیار بالا است و این موضوع برای کوچک ترین موارد نیز صدق می کند. هنگامی که آرتور از اردوگاه بیرون می آید با آدم های مختلفی مواجه می شود؛ بعضی از آن ها باادب و خوش برخورد هستن و برخی رفتار صمیمانه ای از خود بروز نمی دهند.

شما روی برخوردی که آرتور از خود نشان می دهد اختیار کامل دارید. به لطف سیستم پیچیده تعاملی که راک استار تدارک دیده، در پایین صفحه سمت راست تعدادی انتخاب برای شما وجود دارد؛ همانند «سلام کردن» یا «مقابله به مثل».

این انتخاب ها بستگی به فاکتورهایی همچون جایی که هستید، با چه کسی صحبت می کنید و انتخاب هایی که در تعاملات قبلی داشته اید، به صورت پویا تغییر می کند.

با وجود آنکه بخش اعظمی از HUD در دموی بازی خاموش بود، کاملاً مشخص بود که راک استار آزادی عمل وحشتناکی را برای مخاطبان تدارک دیده.

اینکه چگونه آرتور خود را نشان دهد نیز در رفتار دیگران موثر است: اگر با تفنگ غلاف شده در شهر دور بزنید دیگران با شما برخورد خوبی خواهند داشت.

کافی است تفنگ خود را درآورده تا واکنش لحظه ای مردم اطرافتان را ببینید؛ راهزنان و کلانتر امکان دارد با شما درگیر شوند و شهروندان معمولی با اظهار ضعف از شما بخواهند که اسلحه را کنار بگذارید. اگر همان اسلحه را به سمت آن ها نشانه بگیرید، احتمالا زانو خواهند زد یا اگر کلانتر یا راهزن باشد، همان لحظه بهتان شلیک کند!

المان های زیادی روی برخورد دیگران با شما موثر است. در بخشی آرتور نزدیک زمین یک مزرعه دار می شود، او اصلاً از این موضوع خوشش نمی آید و به او می گوید که دور شود.

با موارد بسیاری در این ۴۰ دقیقه مواجه شدیم که مو بر تنمان سیخ شد. جزئیات در بازی بیداد می کند و توجه به جریان داشتن بازی و دنیای تپنده آن، تا حالا در یک بازی دیده نشده.

قدرت انتخاب بسیار بالا، موجب می شود حتی روی رفتاری که آرتور از خود بروز می دهد مسلط باشید، چه برسد به انجام ماموریت ها.

از طرفی، سطح تعامل مخاطب با دنیای بازی به شدت بالا رفته و این موضوع در گیم پلی بازی به شدت بروز پیدا می کند. در بخش بانک زنی  شما می توانید از طریق های مختلف به هدف خود برسید؛ مثلاً نحوه فشار روانی که روی بانکدار ایفا می کنید باعث می شود تا زودتر به هدف خود برسید. در مقاطعی نیز تصمیمات لحظه ای از شما خواسته می شود (باز هم در بخش پایین سمت راست صفحه) که فرضاً قفل در بانک را باز کند یا آن را منفجر کند تا سریع پول ها را بردارد.

اعضای گروه داچ از چپ به راست: داچ ون در لیند، بیل ویلیامسون، خاویر اسکوئلا، آرتور مورگان، ناشناس، میکا بل، سادی آدلر، ناشناس

Red Dead Redemption 2 فراتر از یک پیش درآمد برای نسخه اول است

با وجود آنکه داستان این بازی قبل از نسخه اول اتفاق می افتد و دیدی به گذشته جان مارستون نیز دارد، اما طبق گفته سازندگان این بازی تنها یک پیش درآمد از بازی اول نیست و نمی خواهد خلاهای داستانی نسخه اول را پر کند.

رابطه Red Dead 2 با جدش پیچیده تر و جذاب تر از این حرف ها است. راب نلسن در این باره می گوید:

شاید کلمه مکمل بتواند به خوبی بیانگر هدف نسخه دوم باشد. آن ها با هم وجود دارند، به هم متصل اند. ارتباط های زیادی بین دو داستان وجود دارد و بسیاری از شخصیت ها در دو داستان مشترک اند.

Red Dead Redemption 2 و داستان آرتور یک افسانه مستقل به حساب می آید. ما خیلی دوست داشتیم که بازیکنان داستان آرتور را تجربه کنند. شما قطعه ای از جان مارستون را می توانید در شخصیت آرتور ببینید. در راه با بیل، خاویر و شخصیت های قدیمی و جدید دیگر آشنا می شوید. در نسخه دوم اطلاعات بسیار زیادی درباره داچ و گروهش نیز کسب خواهید کرد.

ما می دانیم که بسیاری از مردم نسخه اول را بازی نکرده اند. مطمئن باشید عدم تجربه نسخه اول هیچ خللی در جذابیت بازی وارد نخواهد کرد. اگر نسخه اول را بازی کرده اند، چیزهای جالبی نیز برای شما وجود دارد.

 

شاید یکی از مهم ترین دلایلی که Red Dead Redemption طرفداران سرسخت پیدا کرده، جان مارستون قهرمان شخصیت این سری محبوب باشد.

او خودش را در تریلر سوم نشان داد، و مشخص است که نقش او همانند اعضای گروه داچ خواهد بود؛ ما لحظات بسیار مهمی را با وی سپری خواهیم کرد اما این بازی داستان او نیست.

با وجود محبوبیت اسم Red Dead Redemption، راک استار متوجه شد که افراد زیادی هستند که نسخه اول را تجربه نکرده اند.

آن ها تصمیم گرفتند تا قهرمان بازی را عوض کنند تا این مشکل حل شود. مارستون در داستان بازی حضور دارد، اما نیازی نیست برای درک اتفاقات رخ داده نسخه اول را تجربه کرده باشید؛ این گونه دست سازنده برای داستان پردازی به شدت باز است.


تنها یک بازی ویدیویی توانست غرب وحشی را به خوبی هر چر تمام تر وارد خانه های مردم کند؛ Red Dead Redemption یا رستگاری سرخ پوست مرده، یکی از به یادماندنی ترین بازی های نسل قبل بود. هیچ کس فکرش را نمی کرد که استودیو راک استار اثری هم رده با دیگر ساخته خود، یعنی Grand Theft Auto به وجود آورد.

Red Dead Redemption به حدی محبوب شد که خیلی ها آن را به سری GTA ترجیح می دادند و بی صبرانه منتظر انتشار نسخه بعدی آن بودند. استاد ساخت عناوین جهان باز، یعنی راک استار، بازی را ۸ سال پیش منتشر کرد و از آن موقع تا همین چند ماه پیش خبری از نسخه دنباله برای آن نبود.

افرادی که با راک استار آشنایی دارند، می دانند که هیچ وقت این استودیو بازی سطح پایین یا حتی متوسط تولید نکرده و طرفداران خودش را بابت عمل یا موضوعی در محصولات خود، ناامید نمی کند. به همین دلیل، اکثر بازیکن ها و طرفداران می دانند که Red Dead Redemption 2 پتانسیل تبدیل شدن به یکی از بهترین بازی های نسل جدید را دارد.

تا به حال اطلاعات زیادی درباره بازی منتشر نشده؛ جای خالی تریلری که گیم پلی بازی را نمایش دهد به خوبی دیده می شود. خوشبختانه، با توجه به همین اندک مدارکی که در اینترنت پخش شده، می توان فهمید که با چه چیزی طرف هستیم؛ بازی به نسخه اول شباهت های بسیاری دارد و از همه مهم تر، نسخه اول یک بازی تقریباً بی نقص بود و نمی توان انتظار تغییرات عظیمی داشت.

در این مطلب درباره تاریخ انتشار و تاخیرهای متوالی، تصمیم راک استار درباره نسخه پی سی بازی، نمایش و تحلیل تریلرهای نمایش داده شده و تغییراتی که راک استار برای نسخه دوم بازی انجام داده صحبت خواهد شد. با دیجیاتو همراه باشید.

 

تاریخ عرضه و انتشار بازی روی کامپیوترهای خانگی؛ چراهایی که بی پاسخ ماند

Red Dead Redemption 2 در ابتدا قرار بود پاییز سال ۲۰۱۷ منتشر شود، اما بعد از مدتی تاریخ عرضه به بهار سال ۲۰۱۸ موکول شد. با تاخیری دوباره، حالا می توان مطمئن بود که تاریخ عرضه بازی ۲۶ اکتبر (۴ آبان) سال ۲۰۱۸ خواهد بود.

این موضوع را باید درنظر داشت که تاخیر خوردن عناوین راک استار، امری طبیعی است؛ هنگامی که یک بازی از راک استار معرفی شده و تاریخ عرضه آن معرفی می گردد، همه طرفداران می دانند که باید مدت زمان بیشتری منتظر بمانند. نکته جالب تر این است که هیچ کس درباره این قضیه ابراز نگرانی یا ناراحتی نمی کند؛ زیرا تاخیر زمان انتشار یک محصول به معنای عدم اطمینان سازنده از کیفیت کار خود، و دیرتر رسیدن بازی ویدیویی به مخاطبان است که مورد اول برای راک استار صدق نمی کند.

همه می دانند که راک استار عناوین درجه یک می سازد و هنگامی که صحبت از تاخیر می آید، طرفداران مطمئن هستند که این استودیو آمریکایی در حال ساخت یک اثر بسیار باکیفیت است؛ تا زمانی که انتظارات بالای طرفداران برآورده نشود، آن ها دست از توسعه و بهبود محصول خود برنمی دارند.

خود راک استار در بیانیه ای درباره این موضوع صحبت کرد:

ما بابت تاخیر رخ داده عذرخواهی می کنیم. بسیار امیدوار بودیم که بازی زودتر منتشر شود، اما زمان بیشتری برای توسعه بازی نیاز داشتیم.

بابت صبری که دارید سپاس گزاریم و امیدواریم هنگامی که بازی به دستتان می رسد، شما هم با ما هم عقیده بشوید که این تاخیر ارزشش را داشت. در همین حال، تعدادی اسکرین شات از بازی برایتان تدارک دیده ایم. بسیار مشتاقیم که اطلاعات بیشتری طی هفته های آتی با شما در اشتراک بگذاریم.

متاسفانه هنوز هیچ خبری مبنی بر انتشار Red Red Redemption 2 روی کامپیوترهای خانگی به گوش نرسیده و موضوع کاملاً عجیبی است. با وجود آنکه نسخه اول بازی هنوز به طور مستقیم برای پی سی منتشر نشده، شما می توانید از طریق سرویس Playstation Now به آن دسترسی داشته باشید. سیاستی که راک استار برای این سری درپیش گرفته کاملاً با سری Grand Theft Auto فرق دارد؛ نسخه پنجم این سری فروش بسیار بالایی روی کامپیوترهای خانگی داشته و بخش مهمی از سود بازی را تشکیل می دهد.

امید است که راک استار سیاست خود را عوض کند و بازی Red Dead Redemption 2 را با کمی تاخیر برای کامپیوترهای خانگی عرضه کند.

داستان رستگاری سرخ پوست مرده ۲ قبل از نسخه اول رخ می دهد؛ دلایل و فرضیات

هنگامی که تریلر رونمایی از بازی در اینترنت منتشر شد، حجم عظیمی از مردم شروع به تحلیل ثانیه به ثانیه تریلر کردند؛ کاری که برای طرفداران فوق العاده جذاب و تفسیر آنان نیز خواندنی است. در یک ویدیویی توضیح داده شد که صحنه حرکت بوفالوها در کنار قطار، صحنه نشان دادن آبادی کثیف و گلی و جمله ای که در آخر گفته می شود «This is Over»، همه گواه این موضوع هستند که Red Dead Redemption 2 از نظر داستانی قبل از نسخه اول رخ می دهد!

طبق گفته آنها، بوفالو گونه ای بسیار کمیاب در کشور آمریکا است و حتی در زمان نسخه اول، بوفالوها در بازی کم بودند. در این تریلر، بوفالوهای زیادی دیده می شدند که نشان می دهد باید اتفاقات رخ داده در نسخه دوم، قدیمی باشد. صحنه نشان دادن آبادی و کثیف بودن محیط نیز نشان از تازه ساخت بودن آن ها داشته و نمایانگر زمانی قدیمی تر است که ساختمان های چوبی کنار یکدیگر تشکیل می شدند و محیط کاری گلی بود.

مهم تر از همه آن ها، جمله «This is Over» گفته شده در انتهای تریلر بود که برخی فکر می کردند گوینده این جمله یکی از شخصیت های منفی نسخه اول، Dutch Van Der Linde است. (بعداً مشخص شد که صدای آرتور مورگان، شخصیت اصلی نسخه دوم این سری بوده) جان مارستون، شخصیت اصلی بازی Red Dead Redemption و داچ ون در لین، قبل از وقوع داستان نسخه اول با یکدیگر همدست بودند و در گروه گنگستری خودشان فعالیت می کردند.

تا قبل از انتشار تریلر دوم، که در ادامه مطلب آن را خواهید دید، اکثر طرفداران حدس زدند که Red Dead Redemption 2 پیش درآمدی بر نسخه اول است. با لو رفتن نقشه بازی و در نهایت انتشار تریلر دوم، تقریباً همه چیز مشخص شد.

دزدی سال؛ نقشه بازی لو رفت

خوشبختانه علاوه بر دو تریلر یکی از مهم ترین منابع اطلاعاتی در دسترس، نقشه اصلی بازی است؛ البته این نقشه قرار نبود در اینترنت پخش شود و جزو مواردی بود که باید از دید مردم مخفی می ماند. به هر حال، همه چیز طبق برنامه آن ها پیش نمی رود! نقشه بازی به شکل زیر است:

بدیهی است که نقشه بازی نسبت به نسخه قبل بسیار بزرگ تر و تنوع محیطی بسیار بیشتر شده است. بخش بسیار بزرگی از نقشه را آب تشکیل می دهد و با توجه به نشان دادن قایق در تریلر اول، احتمالا شاهد راه های آبی و حتی مراحلی مربوط به این موضوع خواهیم بود. Tall Trees و Great Plains که بخش جنگلی و محبوب نسخه اول را شامل می شد، در نسخه دوم نیز حضور دارد.

طبق اطلاعات روی نقشه، این بار با محیط های جنگلی و کوهستانی بیشتری سر و کار داریم که اتمسفر متفاوتی با قسمت قبلی – محیط بیابانی و خشک – دارد؛ مثلاً در Red Dead Redemption بازیکن از محیط بیابانی Armadillo بازی را شروع می کرد. با توجه به اطلاعات روی نقشه، در نسخه دوم بازی محله جنگلی و نیمه کوهستانی Grizzlies نقطه شروع بازی است.

اگر به تاریخ رجوع کنیم، پیشرفت کشور آمریکا و تمدن سازی ابتدا از شرق کشور شروع شد و تا غرب امتداد پیدا کرد (اصطلاح غرب وحشی از اینجا آمده). در نسخه اول ریل های قطار سراسر نسخه ی اول را دربر گرفته بود و از Tall Trees و Great Plains می گذشت، در حالی که نقشه نسخه دوم نشان می دهد هنوز ریل های قطار به این دو محله نرسیده است.

شهرها، آبادی ها، مناظر طبیعی برجسته، کاروانسراها، زندان ها، مخفیگاه گنگسترها و … در نقشه نشان می دهد که سازندگان چقدر به جزئیات توجه کرده و یک محیط غنی را برای بازیکن ها به وجود آورده اند. هرچقدر بیشتر به نقشه دقت کنید به نکات جالب تری می رسید.

میدان های نفتی عظیم؛ نبردگاه بازیکن با دشمنان، یا بازیکنان با همدیگر؟

بخش آنلاین بازی GTA V طرفداران بسیاری دارد و باعث شده در فهرست پرفروش ترین بازی های انگلستان، هنوز هم نام این پدیده بازی های ویدیویی دیده شود. تغییرات بسیاری که نسخه پنجم این سری در بخش آنلاین دید، قاعدتاً در توسعه بازی Red Dead Redemption 2 بی تاثیر نیست.

راک استار به خوبی می داند چگونه یک محتوای آنلاین عالی بسازد و طرفداران را بعد از پنج سال پشت بازی خود میخکوب کند؛ پس مهم ترین تغییری که در نسخه دوم ایجاد خواهد شد مربوط به بخش آنلاین بازی است که بدون شک از ساختارهای بازی GTA V الهام می گیرد. در خبری که دیجیاتو درباره محتوای بازی متشر کرده، گفته شد:

همانند دوربین اول شخصی که در GTA V شاهد آن بودیم، در Red Dead Redemption 2 نیز می توانیم مراحل را با این دوربین به اتمام برسانیم. مطابق شایعات این قابلیت همزمان در بخش تک نفره و چندنفره بازی قابل استفاده است.

از دیگر شباهت های بازی به GTA V می توان در بخش ماموریت های اتفاقی که روی نقشه ظاهر می شوند اشاره کرد. ظاهراً می توانید به روش های مختلف دشمنان خود را شکنجه داده تا آن ها اطلاعات مورد نیازتان را در اختیار شما قرار بدهند.

جدا از بخش داستانی بازی، اطلاعات تازه ای از بخش چندنفره بازی نیز منتشر شده است. مانند GTA V نقشه بخش داستانی و چندنفره بازی یکسان خواهد بود اما این بار با جزییات بیشتری نسبت به GTA V طراحی شده است.

از طرفی محتوای چندنفره بازی مدهای جدیدی را نیز شامل می شوند:

در بخش آنلاین بازی، سه حالت بتل رویال، Revive and Survive و Money Grab در دسترس خواهند بود. هنوز مشخص نیست که حالت بتل رویال بازی چه شباهت ها و تفاوت هایی با عناوین موفقی مانند PUBG خواهد داشت.

در حالت Revive and Survive باید برای احیای سلامتی هم تیمی ها و زنده ماندن خود تلاش کنید و در Money Grab نیز دو تیم برای کسب پول بیشتر به رقابت خواهند پرداخت.

برای اطلاعات بیشتر درباره گیم پلی می توانید به این لینک مراجعه کنید. بررسی بازی Player Unknown’s Battleground نیز می تواند دید خوبی درباره مود بتل رویال، محبوبیت آن و خود بازی PUBG به شما بدهد.

امیدواریم راک استار باز هم طرفداران را سوپرایز کند و بخش های جدیدی را به بازی اضافه کند. با توجه به فاصله بسیار زیاد نگارش این مطلب و زمان عرضه بازی، باید منتظر اطلاعات بیشتری ماند.

نیمه تاریک جان مارستون؛ آیا او بازمی گردد؟

راک استار درباره تریلر دومی که از بازی منتشر شده، چنین می گوید:

تریلر جدید Red Dead Redemption 2، حول دو شخصیت آرتور مورگان و داچ ون در لیند می چرخد. این دو افراد اصلی «گروه خلافکاری داچ» هستند که برای زنده ماندن دست به دزدی، مبارزه و یاغی گری در قلب آمریکا می زنند.

با توجه به داستان نسخه اول، چهار عضو کلیدی این گروه خلافکار را افراد زیر تشکیل می دهد:

  • جان مارستون: شخصیت اصلی بازی Read Dead Redemption که جزو اعضای کلیدی این گروه محسوب می شد و بعدها از آن بیرون می آید؛ تا به رستگاری برسد.
  • آرتور مورگان: شخصیت اصلی بازی Red Dead Redemption 2؛ مردی که در تریلر مشاهده کردید.
  • بیل ویلیامسون: او را در اوایل نسخه اول می بینید؛ فردی که بعداً تصمیم می گیرد راه خودش را با گروه جدا کند و یک گروه خلافکاری مستقل تاسیس کند
  • داچ ون در لیند: مهم ترین شخصیت منفی نسخه اول و از مهم ترین شخصیت های نسخه دوم؛ رئیس گروه خلافکاری داچ؛ مردی که مسبب اکثر اتفاقات نسخه اول و دوم است.

آیا او جان مارستون است؟

آیا جان مارستون بازمی گردد؟ با توجه به نکات گفته شده، جواب یک «بله» بزرگ است. هیچ شکی نیست Red Dead Redemption 2 قرار است خاطرات زیادی برای طرفداران زنده کند. اگر یادتان باشد، داچ برای نوع زندگی و کارش توجیه فلسفی خودش را داشت. پرداختن به آن و دیدن جان مارستون در کنار بیل، داچ و رابطه آن ها با آرتور می تواند حتی جذاب تر از داستان نسخه اول باشد. تا زمان انتشار بازی نمی توان دقیق نظر داد.

البته این فرض وجود دارد که بازی همانند GTA V توسط سه شخصیت دنبال شود. در این صورت، سه شخصیت آرتور، جان و بیل می توانند کاندید خوبی باشند. هیجان انگیز نیست؟

لطفاً به من و اسبم اجازه دهید در آب شنا کنیم … و انتظاراتی دیگر

رستگاری سرخ پوست مرده یک بازی همه چی تمام بود. شخصیت شما یکی از هفت تیرکش های مهم منطقه به حساب می آمد و ماموریت های خطرناکی انجام می داد.

حالا کافی است همین فرد تا زانو وارد رودخانه شود تا عبارت گیم اور روی صفحه نمایش بیاید. حتی با اسبتان هم وارد آب شوید اوضاع عوض نمی شد. خوشبختانه این موضوع هیچ لطمه ای به گیم پلی و تجربه بازی نزد اما با توجه به نقشه و وسعت زیاد مناطق آبی در نسخه دوم، انتظار می رود آرتور بتواند در آب شنا کند.

مورد دیگری که ذکر آن خالی از لطف نیست، وجود ماموریت های بسیار عجیب غریب و ناگهانی نسخه اول بود که شخصیت و احساسات شما را به چالش می کشید. امیدواریم چنین مراحلی در بازی بیشتر باشد و مطمئناً راک استار این موضوع را از یاد نخواهد برد.

موسیقی متن فوق العاده نسخه اول، که بخشی از هویت بازی تبدیل شده بود، موضوعی است که راک استار نباید آن را فراموش کند و در نسخه دوم نیز باید سنگ تمام بگذارد.

 

The post تباهی سرخ پوست زنده؛ هر آنچه درباره Red Dead Redemption 2 می دانیم [به روز رسانی تاریخ ۱۳۹۷/۰۲/۱۴] appeared first on دیجیاتو.

۸ نکته که پیش از بازی کردن Extinction باید بدانید

بازی ویدیویی Extinction را می توان در یک جمله توصیف کرد: تلفیق دو اثر Shadow of the Colossus و Attack on Titan با اتمسفر اروپایی قرون وسطی.

آیا این جمله برای توصیف بازی کافی است؟ شاید هم بلی، شاید هم خیر. گیم پلی بازی Extinction شاید عنصر خلاقانه خاصی نداشته باشد، اما چیزی نیست که در اکثر عناوین کلان بودجه مشاهده کنیم.

برای بسیاری از گیمرهای ایرانی و خوانندگان بخش گیم دیجیاتو، بازی ویدیویی Extinction می تواند یک اثر جدید و بسیار سرگرم کننده باشد.

بازی Attack on Titan که نقد و بررسی قسمت دوم آن را می توانید در این لینک بخوانید، حول محور کشتن غول های عظیم الجثه می چرخد.

سازندگان توانستند به خوبی ایده های ناب مانگا و انیمه سری را در بازی ویدیوی پیاده سازی کنند اما حوصله سربر شدن گیم پلی بازی بعد از چند ساعت، ضربه بزرگی به جذابیت Attack on Titan زد.

در Extinction هم وضعیت به همین منوال است؛ غول های عظیم الجثه را بکشید. منتها تفاوت های بسیاری بین بازی Extinction و عناوین مشابه وجود دارد.

به همین دلیل نمی توان حدس زد که آیا Extinction واقعاً تبدیل به اثری سرگرم کننده و موفق تبدیل خواهد شد یا خیر. در این مطلب ۸ نکته که پیش از بازی کردن Extinction باید بدانید را جمع آوری کرده ایم تا دید بهتری نسبت به بازی پیدا کنید. با دیجیاتو همراه باشید.

چگونه انسان ۱/۵ متری می تواند غول ۴۰ متری را با شمشیر بکشد؟

در پیش نمایش Attack on Titan 2 چنین توصیفی از کشتار تایتان ها شد:

سبک هک ان اسلش بازی، با چاشنی پلتفرمر تنها چیزی بود که از یک بازی حمله به تایتان انتظار می رفت؛ پرش کنید، با قلاب به تایتان متصل شوید و اعضای بدن تایتان را با شمشیر خود ببرید. قوانین فیزیک را هم به کلی فراموش کرده و هر لحظه بخواهید با استفاده از قلاب، همانند موشک به هر قسمت از بدن تایتان حمله ور شوید

به لطف قلاب ها، می توانستید به راحتی به تمام نقاط نقشه دسترسی پیدا کنید؛ مرد عنکبوتی را تصور کنید که با تارهایش یک مسیر طولانی را طی می کند، تارهای خود را به ساختمان ها می زند و با آن خود را به سمت جلو هل می دهد. حالا فرض کنید همین مرد عنکبوتی بخواهد غول های عظیم الجثه نیز بکشد.

در بازی Extinction نیز همین گونه باید غول ها را بکشید با این تفاوت که خبری از قلاب نیست. ابتدا باید دنبال راهی برای قطع کردن اعضای بدن غول ها باشید. در نقد و بررسی Attack on Titan هم چنین جملاتی گفته شده:

 … و به ناحیه پشت گردن غول‌ها، یعنی تنها نقطه ضعف آنها، ضربه بزنند و آنها را بکشند.

که دقیقاً همین موضوع برای Extinction صدق می کند. هدف شما این است که سر غول ها را قطع کنید. شاید با خود بگویید نقل قول از دیگر مطالب نشانه تنبلی بیش از حد نویسنده است (که تا حدی درست فکر می کنید) اما حقیقتاً هسته اصلی بازی Extinction چیزی جز کپی از بازی نه چندان معروف Attack on Titan نیست.

به هر حال چه کسی بدش می آید که فرمول کشتن غول ها به مرحله پخته تر و بهتری برسد؟ آیا Extinction می تواند چنین کاری کند؟

سوپرمن بدون قابلیت پرواز؛ بخش پلتفرمر بازی به شدت دستتان را آزاد می گذارد

به جرات می توان گفت با آزادی عملی که سازندگان در اختیارتان گذاشته اند، از مرد عنکبوتی هم دستتان برای گشت و گذار بازتر خواهد بود.

سرعت شخصیت اصلی بازی بسیار بالا است و از طرفی می توانید روی تمام ساختمان به صورت عمودی و حتی افقی بدویید. حتی بعد از دو بار پرش هنگامی که در هوایید با قابلیت Dash می توانید چندین متر را بیشتر در هوا طی کنید.

شلاق به شما اجازه می دهد همانند قلاب به بخش های مختلف ساختمان و حتی غول ها آویزان شوید و خود را به سمت های مختلف پرتاب کنید.

پلتفرمر سرعتی بازی گشت و گذار در شهر  را به حدی آسان می کند که در عرض چندثانیه به هر جایی که می خواهید برسید

این آزادی عمل ارزش خود را هنگام مبارزه با غول های عظیم الجثه نشان می دهد.

«کشتن هر غول به مثابه حل یک پازل می ماند»

سازندگان به شدت روی جمله ای که خواندید تاکید داشته اند. هر غول براساس نوع لباس و ساختار زره هایی که می پوشد، روند کشتن متفاوتی دارد. مثلاً بعضی زره ها که روی پا و دست غول ها قرار دارد، نمی گذارد که بلافاصله آن ها را قطع کنید و نیاز دارید ابتدا آن ها را بشکنید.

هر زره ساختار خود را دارد؛ مثلاً برای بازکردن زره های طلایی باید سه زنجیر وابسته به زره را بشکنید. زره های استخوانی زمانی تخریب پذیر هستند که آتشین نباشند. زره های فولادی به هیچ وجه نمی شکنند؛ غول هایی که چنین زره ای را می پوشند غیر قابل نفوذ اند. هیچ راهی جز دوری از آنان ندارید.

شاید کشتن هر غول همانند حل یک پازل نباشد، اما چنین تنوعی می تواند بازی را از ورطه تکرار نجات دهد؛ تا حدی.

مدیریت بحران، درجه سختی چالش برانگیز؛ چیزی که بازیکن را روی لبه تیغ نگه می دارد

در هر مرحله یک سری ماموریت به شما داده می شود؛ همانند آنکه چندین غول بکشید، مردم را نجات دهید یا نگذارید شهر بیش از حد توسط غول ها نابود شود.

تخریب پذیری محیط فوق العاده بالا است به حدی که تمام ساختمان ها می توانند توسط غول ها نابود شوند. هر ضربه مهلک آن ها می تواند یک ساختمان بلند را از بنیان خراب کند. پس اگر فرضاً از شما بخواهند که ۷۰ درصد شهر سالم بماند و ۵ غول را در آن بگذارند کار سختی در پیش دارید.

از طرفی مردم شهر از اولویت بالاتری برخوردارند و باید از طریق کریستال های جادویی که در جای جای بازی قرار دارد، نگذارید غول ها به مردم آسیب بزنند و از آن ها محافظت کنید.

ترکیب همه آن ها درکنار یکدیگر و از طرفی وجود غول هایی که کشتن آن ها زمان زیادی می طلبد (یا حتی غیرقابل کشتن هستند) می تواند فضای استرس زایی را برای مخاطب ایجاد کند که در جذابیت بازی نقش بسزایی دارند.

غول ها برخلاف بازی Attack On Titan اصلاً احمق نیستند و همانند وحشی ها همه چیز را به سرعت نابود می کنند. سرعت حرکت دستان آن ها به شدت بالا است و در صورتی که برخورد مستقیم با آن ها داشته باشید امکان مرگ شما وجود دارد.

اگر پاهای آنان را قطع کنید قدرتشان چندبرابر می شود و اگر ضربه بخورید قطعاً می بازید. ناگفته نماند که بعد از مدتی اعضای بدن غول ها دوباره احیا می شوند.

مبارزه با Minion ها و چاشنی زیاد سبک هک ان اسلش؛ مکملی خوب برای غول کشی

علاوه بر موجودات عظیم الجثه، باید با هیولاهای کوچک نیز سر و کله بزنید که بخش دیگری از بازی را تشکیل می دهد. همانند بازی های سبک Hack N Slash رایج، مکانیزم های خاصی جهت مبارزه با آن ها وجود دارد و به همین دلیل نباید جذابیت این بخش را نادیده گرفت.

می توانید روی هیولاها کمبو (ضربات پی در پی و مرتبط به هم) سوار کنید، آن ها را به هوا پرتاب کرده و کمبو را ادامه دهید؛ در صورت نیاز می توانید آن ها را با شدت محکم به زمین پرت کنید.

اگر می خواهید با یک ضربه، آسیب بسیاری به محیط بزنید، حملات Rune یا Rune Attack حین کمبوزدن می تواند راه حل خوبی باشد. جاخالی دادن حین کمبو و بازگشت به عقب نیز جزو عناصری است که به بخش مبارزات با Minion ها عمق بیشتری می بخشد.

همین Minion ها بعضی مواقع می توانند هنگام مبارزه با غول ها یک چالش بزرگ تر به حساب آیند و نگذارند شما به کارتان برسید؛ خصوصا هنگامی که روی گردن غول هستید و هیولاهای پرنده به شما حمله می کنند.

دو بخش Extinction و Skirmish؛ خبری از بخش همکاری و یا رقابتی نیست

Extinction بخش چندنفره ندارد و این یکی از نقاط ضعف بزرگ بازی به حساب می آیند. مبارزه غول ها دربرابر انسان ها به صورت آنلاین، چیزی است که در بازی Attack on Titan احساس می شد و سازندگان می توانستند به خوبی از این پتانسیل به نفع خود استفاده کنند، که نکردند.

به جای آن می توانید در بخش Skirmish نقشه و ماموریت ها را خودتان طراحی کنید و با دیگران به اشتراک بگذارید؛ مثلاً مکان غول ها، مینیون ها و کریستال های جادویی  را مشخص کرده و مواردی از این قبیل.

در بخش Extinction موج بی نهایتی از دشمنان به شهر حمله ور می شوند و شما باید تا جای ممکن از شهر محافظت کنید. همین؟ نخیر؛ می توانید حالت رقابتی گرفته و با دوستانتان سر امتیازهایی که کسب کردید کل کل کنید … همین؟ بله.

سبک گرافیکی فانتزی و استفاده از رنگ های تند و گرم؛ فورتنایت هیولاها؟

تفاوت بارزی که Extinction با همتایان خود دارد در سبک گرافیک آن است. استفاده از رنگ های گرم و شکل فانتزی محیط، بافت ها و اتمسفر محیط بازیکن را یاد بازی محبوب بتل رویال فورتنایت می اندازد.

متاسفانه چیزی که در تریلرها دیده شده، نه تنها مخاطب را انگشت به دهن نگه نمی دارد بلکه برخی طراحی های ضعیف و بافت های کم کیفیت می تواند ذوق بازیکن را خراب کند. تخریب پذیری بازی هم اصلاً در حد و اندازه یک بازی نسل هشتم نیست.

با توجه به اینکه تصاویر و تریلرهای منتشر شده مربوط به نسخه آلفا است، امیدواریم با بهبود گرافیک تکنیکی و طراحی بصری موجب شود تا Extinction به سطح بالاتری برسد.

استودیو Iron Galaxy؛ سازنده Extinction چه پیشینه ای دارد؟

بعد از مدت ها انجام کارهای مختلف، بلاخره استودیو «کهکشان آهنی» توانست اولین بازی تقریباً کلان بودجه یا AA خود را بسازد. بازی Extinction شاید نتواند فوق العاده عمل کند اما قدم بزرگی برای پیشرفت سازندگان خواهد بود.

این استودیو برای توسعه دهندگان بزرگتر دیگر کار می کند؛ بیشتر به عنوان مشاور بخش تکنیکی و انتشار عناوین روی کنسول های مختلف.

نسخه نینتندو سوییچ بازی اسکایریم و کرش بندیکوت نسخه کامپیوتر که به زودی منتشر می شود، می تواند مثالی از کارهای این استودیو باشد که تا حالا وظیفه پورت بازی های مختلف داشته.

حالا Iron Galaxy باید در بخش گیم دیزاین و طراحی هنری خود را تغذیه کند تا علاوه بر بخش تکنیکی، در بخش های دیگر نیز موفق ظاهر شود.

The post 8 نکته که پیش از بازی کردن Extinction باید بدانید appeared first on دیجیاتو.