افزایش چشمگیر سرعت التیام زخمها از طریق بانداژ الکتریکی

چند وقتی است که محققان متوجه شده‌اند که الکتریسیته می‌تواند به درمان زخم ها کمک کند و به همین دلیل دستگاه های الکتروتراپی زیادی در بسیاری از کلینک ها وجود دارد.

حال دانشمندان راهی یافته‌اند که از اثر شفابخش نیروی برق در جراحت کوچک نیز استفاده کنند و کاربر بتواند همواره از آن برای بهبود زخم‌هایش استفاده کند. از این رو آنها موفق شده‌اند بانداژ الکتریکی خاصی توسعه دهند که می‌توان آن را با حرکت بدن شارژ نمود.

این بانداژ که توسط محققین دانشگاه ویسکانسین-مدیسن طراحی شده است، به بند بزرگی متصل می‌شود و کاربر باید آن بند را زیر لباسش بپوشد. در این بند تجهیزاتی به نام نانوژنراتور تعبیه شده که قادرند انرژی را از حرکت بدن کاربر بدست آورند و انرژی مورد نیاز بانداژ الکتریکی را فراهم نمایند.

برای مثال کاربر تنها با نفس کشیدن موجب می‌شود که بند یاد شده تکان خورده و حرکت نماید. بدین ترتیب تنها با نفس کشیدن کاربر، باتری بند یاد شده پر شده و انرژی مورد نیاز برای درمان جراحات تامین می‌شود.

پالس های الکتریکی کم شدت جمع آوری شده آرام به الکترود موجود در بانداژ منتقل می شوند و در تماس مستقیم با بافت آسیب دیده قرار می‌گیرند. محققان برای آزمایش این بانداژ ابتدا از موش ها استفاده کردند و پژوهشگران با این پاسمان موفق شدند جراحتی که فرآیند درمان معمولی آن ۱۲ روز به طول می‌انجامد را طی سه روز بهبود بخشند.

این پالس های الکتریکی شدت کمی دارند و بر خلاف دیگر گجت های الکتروتراپی که حجم بالایی از برق را منتقل می‌کنند، ضرری برای بافت های بدن ندارند. ضمن اینکه جریان پایین برق، می‌تواند سلول های پوست بیشتری را برای درمان جراحات کنارهم جمع کرده و مواد بیوشیمی بهتری برای رشد بهتر بافت مذکور فراهم آورد.

 

تماشا کنید: پوست‌ مالتی تاچ بدن انسان را به کنترلر‌هایی از راه دور تبدیل می‌کند

The post افزایش چشمگیر سرعت التیام زخمها از طریق بانداژ الکتریکی appeared first on دیجیاتو.

تعیین زمان ماندگاری شی خارجی در بدن با خوردن لگو

متخصصان اطفال گاهی اوقات حین سرو کله زدن با کودکان با شرایط غیرمنتظره ای مواجه می شوند که شامل خوردن انواع و اقسام اشیا نیز می شود و حالا این متخصصان برای دستیابی به دانسته های بیشتر در این باره دست به آزمایش جالبی زده اند.

رنگ های جذاب و اشکال بامزه اسباب بازی ها اغلب کودکان را به خوردن آنها ترغیب می کند. این اشیاء حتی اگر از گلوی نحیف کودکان عبور کنند ممکن است مشکلات گوارشی و هاضمه را برای آنها در پی داشته باشند. گروهی ۶ نفره از متخصصان اطفال برای پرداختن به این مشکل داوطلب خوردن لگوهایی کوچک شده اند.

هدف اصلی از این آزمایش مشخص کردن زمانی است که شی خارجی در بدن انسان باقی می ماند. محققان بدین منظور چندین لگوی کوچک را بلیعده و پس از آن مدفوع خود را به منظور پیدا کردن آنها بررسی کرده اند. در این میان عادت مزاجی شرکت کنندگان بر اساس امتیاز SHAT استانداردسازی شده تا نقش آن در نتیجه نهایی مشخص شود.متخصصان اطفالاین تحقیق نشان می دهد که زمان گردش یک شی خارجی غیرخوراکی در بدن چندان زیاد نیست و به صورت میانگین ۱٫۷۱ روز طول می کشد. عوارض جانبی چندانی هم در بدن افراد مشخص نشده که حاکی از نقش کم رنگ یا بی اثر بودن ورود شی خارجی کوچک در دستگاه گوارش است. هرچند نباید فراموش کرد که ابعاد و قدرت بدنی این متخصصان اطفال نسبت به کودکان به مراتب بزرگتر و بیشتر است.

نکته جالب این جاست که یکی از متخصصان مرد هنوز لگو را در مدفوعش پیدا نکرده است. نویسندگان مقاله این مساله را اینگونه توجیه کرده اند که ممکن است زنان در جستجوی مدفوعشان دقت بیشتری به خرج داده باشند.

بلیعده شدن اجسام خارجی توسط کودکان سالانه تلفاتی را به همراه دارد و شاید در وهله اول این مطالعه مضحک به نظر می رسد اما تحقیقاتی از این دست می تواند در پیشرفت علم پزشکی تاثیرگذار باشد.

The post تعیین زمان ماندگاری شی خارجی در بدن با خوردن لگو appeared first on دیجیاتو.

چگونه جنگ جهانی اول موجب تکامل عمل جراحی زیبایی شد؟

عمل جراحی زیبایی در حال حاضر یکی از تخصص‌های پرطرفدار بین جراحان به شمار می‌رود ولی آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید نقطه عطف پیشرفت و تکامل عمل جراحی زیبایی در کدام بازه زمانی و بنا به چه دلایلی بوده؟ در این یادداشت به دوران جنگ جهانی اول سفر خواهیم کرد. دورانی که ۳۷ میلیون فرد نظامی و غیرنظامی جزو تلفات این جنگ به شمار می‌روند که از این رقم وحشتناک، ۱۶ میلیون کشته شدند و سایرین، یعنی ۲۱ میلیون فرد دیگر مابقی عمر خودشان را به صورت مجروح جنگی سپری کردند. در آن زمان جراحان برای درمان و بهبود این دسته از مجروحین جنگی دست به کار شدند و چه چیزی بهتر از عمل جراحی زیبایی برای ترمیم و بازسازی اندام سربازان؟

(هشدار: این یادداشت حاوی عکس‌های دلخراش است!)

جراحان نظامی در طول چهار سال جنگ جهانی اول، تکنیک‌های جدیدی را در میدان نبرد و درمانگاه‌ها ابداع کردند. این تکنیک‌ها به نجات بازمانده‌ها و مجروحین بیشتری نسبت به قبل از خطر مرگ ختم شد که به نوبه خودش پیشرفت بزرگی است. بر اساس همین نوآوری‌ها در علوم پزشکی، گفته می‌شود در خط مقدم غربی ۶/۱ میلیون سرباز بریتانیایی با موفقیت مداوا شده و به جنگ بازگشتند.

ذکر این نکته هم بد نیست که در انتهای جنگ جهانی اول، ۴۸۷/۷۳۵ سرباز بریتانیایی به خاطر وخامت جراحات‌شان، از انجام وظیفه در نقش یک فرد نظامی برکنار شدند. معمولا جراحات حاد و مهلک به خاطر خمپاره‌ها و ترکش‌های ناشی از سلاح‌های دوربرد بود و تقریبا ۱۶ درصد صدمه‌دیدگان، از ناحیه صورت دچار صدمه اساسی شده و از هر سه نفر، یک نفر دچار آسیب حاد طبقه‌بندی می‌شد.

از لحاظ تاریخی، آسیب‌های مهلک در سر و صورت نظامیان باعث می‌شد تا در آن دوران حتی اگر بازمانده‌ها از خطر مرگ نجات پیدا می‌کردند، ناهنجاری‌های زیادی از لحاظ ظاهری را باید تحمل می‌کردند که جدا از شکل و شمایل زننده و کریه، بسیاری از سربازان توانایی مشاهده، تنفس و حتی غذا خوردن را از دست می‌دادند. درست در این دوران بود که یک جراح گوش، حلق و بینی از نیوزیلند به نام هارولد گیلیز (Harold Gillies) در خط مقدم غربی تلاش کرد تا آسیب‌های پوستی موجود در صورت را ترمیم کند. او در زمان جنگ بود که پی برد ترمیم این ضایعه‌ها کار چندان آسانی نیست و به کارگیری نیروهای متخصص می‌تواند باعث پیشرفت و تکامل هر چه بیشتر عمل جراحی زیبایی شود.

عمل جراحی زیبایی

صدمات وارده بر صورت سربازان در جنگ جهانی اول به قدری وحشتناک بود که دکترها و جراحان مجبور شدند روش‌های جدیدی برای کمک به سربازان، بدون قطع عضو امتحان کنند. هارولد گیلیز، پیوند پوست (گرفت) را ابداع کرد که یک لایه پوست تحت شرایط استریل، روی صورت فرد قرار داده می‌شود. جراح در تصویر بالا در درجه اول پوست صورت سرباز مجروح را ترمیم کرده و در درجه دوم، صورتش را به فرم مناسب درآورد. در انتها یک عینک ساختگی برای سرباز ساخت تا به خاطر فقدان کره چشمش از لحاظ ظاهری چندان صورت زشت و غیرقابل‌تحملی نداشته باشد.

سرپرست پزشک ارتش در جنگ جهانی نیز متوجه شد که احداث مراکز تخصصی برای جراحی زیبایی، چه فواید چشمگیری برای التیام صدمه‌دیدگان در بر دارد. در این مراکز تخصصی، آسیب‌های نوروسرجیکال و ارتوپدی با صرف زمان کمتری بهبود می‌یافتند.

به همین خاطر به گیلیز از سوی مقامات اجازه داده شد تا در مسیر پیش روی‌اش مستقیم رو به جلو حرکت کند. او اولین واحد جراحی زیبایی در بریتانیا را در ماه ژانویه سال ۱۹۱۶ میلادی در بیمارستان نظامی کمبریج واقع در آلدرشات احداث کرد. گیلیز در ابتکاری جالب به بیمارستان پایگاه‌های فرانسه سفر کرد تا بیماران مناسب برای عمل جراحی زیبایی را در وهله اول شناسایی کرده و سپس به واحد درمانی خودش منتقل کند.

عمل جراحی زیبایی

در سریال Boardwalk Empire قصه فردی را می‌بینیم که جیک هیوتسان عهده‌دار نقشش بوده. این کاراکتر مورد عمل جراحی زیبایی قرار گرفت و همانطور که متوجه شدید صورتش به واسطه تکنیک پیوند پوست دوباره بازسازی شد.

گیلیز انتظار داشت در نهایت با ۲۰۰ بیمار به مرکز درمانی برگردد ولی به همراه نزدیک به دو هزار بیمار با صدمات وارد بر صورت به آلدرشات بازگشت چرا که سربازان نیروی دریایی و هوایی نیز از سوختگی‌های درجه سوم و چهارم از ناحیه صورت رنج می‌بردند و نیاز به گرفت پوستی داشتند.

گیلیز تکنیک جراحی زیبایی را به عنوان یک «هنر جدیدِ عجیب» به دیگران معرفی می‌کند. با اینکه فعالیت‌هایی در زمینه جراحی زیبایی در این حیطه در گذشته صورت گرفته، بسیاری از تکنیک‌های جراحی که عمل جراحی زیبایی نیز از این دسته مستثنی نیست، با آزمون و خطا پیشرفت‌شان حاصل می‌شود.

عمل جراحی زیبایی

نمای نزدیک از چشم و مژه مصنوعی که به عینک وصل شده.

عمل جراحی زیبایی

تعدادی از بینی‌ها، چشم و مژه‌های مصنوعی برای سربازان مجروح فرانسوی مربوط به سال ۱۹۱۸

عمل جراحی زیبایی

جراحان برای ترمیم صورت فرد از مش‌های کاغذی استفاده می‌کردند تا قالب درستی از صورت بیماران به دست بیاورند. بعد از قالب‌گیری، روی مش مورد نظر گزینه‌های موجود در صورت و پوست طراحی می‌شد.

عمل جراحی زیبایی

نحوه خلق چشم‌های رنگی: مهندسین زبده با استفاده از شیشه تلاش می‌کردند تا کره چشم را برای سربازانی که چشمان‌شان را در جنگ جهانی اول از دست دادند، تهیه کنند. ابتدا حبابی از شیشه به شکل یک کره درآمده و رنگ‌آمیزی می‌شود (شکل بالا سمت چپ)؛ چشم‌های مصنوعی در یک ظرف قرار گرفته و گرما می‌بینند تا رنگ‌ها روی شیشه مورد نظر کاملا خشک شوند (شکل بالا سمت راست)؛ کره چشم صیقل می‌یابد (شکل پایین سمت چپ)؛ کره چشم پولیش شده و نهایی (شکل پایین سمت راست).

یکی از تکنیک‌های اساسی گیلیز در ابداع نوع دیگری از پیوند پوست است که تحت عنوان tube pedicle شناخته می‌شود. در این عمل جراحی، یک لایه ضخیم پوست از بافت زیرین خود جدا شده ولی از بافت سالم بدن کاملا جدا نمی‌شود. سپس این لایه که به آن «فلپ» می‌گویند به یک لوله دوخته شده و در ناحیه آسیب دیده بخیه می‌شود. پس از این مرحله باید منتظر ماند تا خون‌رسانی جدید در ناحیه پیوند شکل بگیرد. تنها در این حالت لوله باز شده و لایه پوستی بدوی بخیه می‌شود.

عمل جراحی زیبایی

یکی از اولین بیمارانی که به این پیوند نیاز داشت والتر یئو نام داشت. افسر ناو جنگی ملکه الیزابت که در نبرد جوتلند در سال ۱۹۱۶ میلادی مژه‌های فوقانی و تحتانی خودش را از دست داد. با پیوند پوست، یک لایه ماسک پوستی در صورت و چشمانش شکل گرفت تا دوباره این بافت از دست رفته، بازسازی شود. با اینکه جراحان در نتیجه نهایی با یک صورت و چهره کاملا بی‌نقص روبه‌رو نشدند ولی بازسازی پوست از لحاظ تخصصی در علوم پزشکی، یک گام به جلو پیش رفت.

عمل جراحی زیبایی

چهار عکس مستند از بازسازی صورت یک سرباز که به طور گسترده‌ای از ناحیه گونه در نبرد سام در ماه جولای سال ۱۹۱۶ میلادی دچار آسیب شده بود.

 

عمل جراحی زیبایی

مطابق شکل بالا، جراحان ترجیح دادند ماسک پوستی را روی صورت بیمار قرار داده و سپس این ماسک را طراحی کنند تا مطابق صورت سرباز باشد. معجزه عمل جراحی زیبایی را می‌توانید به وضوح از مقایسه دو تصویر راست و چپ دریابید.

در گیر و دار جنگ، مراکز جراحی و درمانی بزرگتر جزو نیازمندی‌های واجب ارتش بود. همچنین مکانی برای بازتوانی بیماران مجروح نیز باید احداث می‌شد تا متخصصین دیگری به مراقبت از بیماران بپردازند. گیلیز نقش بزرگی در تشکیل واحد تخصصی در بیمارستان کویین ماری در سیدکاپ واقع در جنوب شرقی لندن ایفا کرد. این بیمارستان با ۳۲۰ تخت خواب افتتاح و در انتهای جنگ، نزدیک به ۶۰۰ تخت خواب دیگر نیز به بیمارستان اضافه شد. بر اساس آمار تاریخی، ۷۵۲/۱۱ عمل جراحی در این مکان انجام پذیرفت.

با این حال جراحی زیبایی و ترمیمی پس از جنگ نیز ادامه داشت. این مرکز بالاخره در سال ۱۹۲۹ میلادی بسته شد و در آن زمان نزدیک به هشت هزار بیمار در بازه زمانی ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۵ با موفقیت درمان شدند.

نوع صدمه‌ها، تکنیک‌های جراحی و صد البته نتیجه نهایی با جزئیات کامل ضبط و ثبت شد. فردی به نام هنری تانکس از سوژه‌های بالینی به عنوان مدل برای نقاشی استفاده کرد. او به عنوان یک پزشک تربیت شده بود ولی ترجیح داد برای پیشرفت علم پزشکی، به سمت نقاشی سوژه‌های پزشکی روی بیاورد.

تانکس به یک نقاش و هنرمند جنگ در خط مقدم غربی تبدیل شد ولی در نهایت به گیلیز ملحق شد تا در کنار نقاشی از بیماران و ضایعه‌هایشان، در طرح و برنامه‌ریزی برای یک متد جراحی کمک‌رسان باشد. البته انجام جراحی‌های سر و صورت با پیچیدگی بیشتر، کم کم به خلق شیوه‌های جدید داروهای بی‌هوشی انجامید. چرا که نحوه تسکین درد بیمار، خود یک چالش بزرگ برای جراحان آن دوران به شمار می‌رفت.

عمل جراحی زیبایی

دو سرباز آسیب دیده که در حال کارت بازی هستند. به چهره و ماسکی که به صورت زده‌اند دقت کنید. این عکس مربوط به ماه آپریل سال ۱۹۱۹ میلادی است.

به همین سبب بیهوشی عمومی به عنوان یک تکنیک تخصصی در دوان جنگ پیشرفت کرد. در گذشته معمولا به یک فرد معمولی در تیم جراحی دستور داده می‌شد تا بیهوشی را اعمال کند. اما پزشکان در دوران جنگ جهانی اول مجبور شدند جهت تسریع عمل‌های جراحی، خودشان نیز این پروسه را یاد بگیرند.

بین نجات‌بخشی بیماران پس از عمل‌های جراحی و بهبود شیوه بیهوشی، یک رابطه مستقیم وجود داشت. هر چند هنگام جنگ، عملیات بیهوشی بیمار بیشتر بر پایه گاز کلرفورم و اتر انجام می‌پذیرفت.

تیم پزشکی کویین ماری بریتانیا متد جالبی را ابداع کرد که در حال حاضر به متداول‌ترین شیوه برای القای بیهوشی عمومی در انسان تبدیل شده است. همچنین پزشک‌ها در آن دوران کشف کردند می‌توان گاز بیهوشی را به واسطه یک لوله از ناحیه بینی و دهان به نای بیمار وارد سازند تا عملکرد گاز بیهوشی سریع‌تر و تاثیر گاز بیهوشی قوی‌تر باشد. یک پزشک اتریشی در سال ۱۹۳۵ اینگونه می‌نویسد:

به غیر از خدمات پزشکی، هیچکس در جنگ پیشین برنده نشد. بالا رفتن سطح دانش، تنها دستاورد بشر به دنبال این فاجعه مهیب و زیان‌بار بود.

The post چگونه جنگ جهانی اول موجب تکامل عمل جراحی زیبایی شد؟ appeared first on دیجیاتو.

آیا عارضه سکته قلبی در زن و مرد تفاوت دارد؟

تقریبا همگی در فیلم و سریال‌های تلویزیونی این صحنه را دیدیم که یک مرد مسن (و اغلب تنها در خانه) ناگهان احساس ناراحتی و درد در ناحیه قلبش حس کرده، به در و دیوار چنگ زده، سینه‌اش را فشرده و در نهایت پس از تقلاهای بسیار زیاد با عارضه سکتی قلبی یا جان به جان آفرین تسلیم می‌کند یا به صورت اورژانسی روانه بیمارستان می‌شود. ولی آیا تا به حال می‌دانستید عارضه سکته قلبی به یک‌باره یک فرد را از پا نمی‌اندازد؟ آیا اصلا برای‌تان سوال شده تجربه یک سکته قلبی در مرد و زن تفاوتی دارد یا خیر؟

بر اساس جدیدترین تحقیقات در حیطه علوم پزشکی، احتمال مرگ به علت عارضه سکته قلبی در خانم‌ها بیشتر دیده شده.

ولی جالب است بدانید از نگاه بیشتر افراد جوامع در کشورهای مختلف، این باور وجود دارد مردها به علت مشغله‌ و دغدغه‌های اقتصادی، بیشتر به سکته قلبی دچار می‌شوند. با این حال نمی‌توان کتمان کرد سکته قلبی هر دو جنس را تهدید نمی‌کند ولی این عارضه قلبی در جنس مذکر، به مراتب کمتر از آن چیزی است که در جنس مونث گزارش شده است.

سکته قلبی

به زبان بسیار ساده سکته قلبی به علت تجمع چربی در دیواره داخلی سرخرگ‌های تغذیه کننده قلب ایجاد می‌شود. سرخرگ‌های تغذیه کننده قلب را تحت عنوان سرخرگ‌های کرونری می‌شناسند.

خیلی وقت پیش ثابت شد ۲۶ درصد خانم‌هایی که به عارضه سکته قلبی دچار شدند، طی یک سال پس از سکته، فوت خواهند شد. این موضوع در حالیست که این میزان در آقایان به ۱۹ درصد خلاصه شده. چرایی این اعداد و ارقام، هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

در طی یک پژوهش، پرونده ۵۰۰  هزار بیمار مبتلا به سکته قلبی در فلوریدا بین سال‌های ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۰ میلادی در چهار گروه طبقه‌بندی شد:

۱-  پزشکان مرد که بیماران‌شان خانم بودند.

۲- پزشکان خانم که بیماران‌شان خانم بودند.

۳- پزشکان مرد که بیماران‌شان مرد بودند.

۴- پزشکان خانم که بیماران‌شان مرد بودند.

این پژوهشگران با طبقه‌بندی پرونده‌ها به دنبال دسترسی به یک الگوی خاصی بودند اما نرخ مرگ و میر در گروه‌ها همان چیزی بود که سایر پژوهشگران انتظارش را داشتند ولی بالاخره در یک گروه، نتیجه جالبی به دست آمد.

 

سکته قلبی

سکته قلبی و آسیبی که به قلب وارد می‌شود. (برای بزرگنمایی تصویر کلیک کنید)

وقتی بیماران خانم با پزشکان مرد مواجه می‌شدند، احتمال مرگ آنها در اتاق اورژانش ۱۲ درصد افزایش یافت. دقیقا معلوم نیست از جنبه روان‌شناسی چه بر سر فیزیولوژی بدن بیماران وارد می‌شود ولی هر منطق و علمی که پشت این قضیه بحث‌برانگیز نهفته، حضور پزشکان خانم معمولا نتایج بهتری برای بیماران به دنبال دارد. البته این قضیه صرفا محدود به جراحان قلب و عروق نیست و ظاهرا در دیگر رشته‌های تخصصی نیز استفاده از نیروی مونث، نتیجه بهتری در بر دارد:

البته این دسته از پژوهشگران این اعداد و ارقام را در مقیاس جامعه آماری ایالت خودشان برآورد کردند که تنها ۵/۲۳ درصد از پزشکان اتاق اورژانس و ۸/۱۰ درصد متخصصین قلب و عروق را قشر خانم‌ها تشکیل داده‌اند. این داده‌های آماری شاید سند خوب و پراهمیتی باشد که چرا عارضه سکته قلبی خانم‌ها را به نسبت مردها بیشتر درگیر می‌کند.

در حالیکه نشانه‌های رایج سکته قلبی مثل فشار در قفسه سینه در هر دو جنس مذکر و مونث وجود دارد، بعضی از خانم‌ها حین سکته قلبی، احساس متفاوتی را تجربه می‌کنند. در خانم‌ها اغلب نشانه‌هایی نظیر بریده بریده شدن تنفس و معمولا در آقایان سرگیجه، فشار در ناحیه پشت بدن، درد چانه و همچنین درد در قسمت بالایی بدن گزارش شده است.

سکته قلبی

دکتر سوزان استینبائم، رئیس موسسه قلب و عروقی بیمارستان لنوکس هیل واقع در شهر نیویورک در این رابطه می‌گوید نشانه‌های عارضه سکته قلبی در خانم‌ها مثل تنفس بریده بریده شده و حالت تهوع می‌تواند هفته‌ها پیش از ایجاد یک سکته قلبی بروز کند. دکتر استینبائم در این رابطه بیشتر توضیح می‌دهد که اگر شما عادت داشتید در یک دوران، فعالیت‌های زیادی انجام بدهید و به یک‌باره در انجام این فعالیت‌های روزمره نفس کم می‌آورید، باید نگران سلامتی‌تان باشید.

او در مکالمه‌اش با انجمن قلب امریکا بیان کرد زمانی یک بیمار داشته که با پس از  ورزش روی تردمیل، آواره‌هایش درد می‌گرفت. بیمار به دندان‌پزشک مراجعه می‌کند تا مشکلش تشخیص یابد ولی از بد ماجرا، فرد بخت ‌برگشته کمی پس از این داستان سکته قلبی می‌کند. دکتر استینبائم پس از معاینه این بیمار که سکته قلبی کرده، درد آرواره را در ابتلا به این عارضه دخیل می‌داند.

وقتی سکته قلبی رخ می‌دهد، یک خانم ممکن است فشاری روی قفسه سینه‌اش حس کند. در هر صورت چندان اهمیتی ندارد یک خانم دقیقا این علامت و نشانه را با یک اثر قدرتمند تجربه کند. این احساسات هر چند خفیف را باید جدی گرفت. چرا که قرار نیست نشانه‌های عارضه سکته قلبی مثل سایر بیماری‌ها پس از مدتی اندک اندک ظاهر شود. قطعا شما با تماشای شخصیت‌های فیلم و سریال‌های تلویزیونی که ناگهان به سکته قلبی دچار می‌شوند، این مسئله را به خوبی درک کرده‌اید که هنگام تجربه یک سکته قلبی، زمان زیادی با مرگ فاصله ندارید. پس نسبت به اتفاقاتی که بر بدن‌تان رخ می‌دهد، هوشیار باشید.

The post آیا عارضه سکته قلبی در زن و مرد تفاوت دارد؟ appeared first on دیجیاتو.

داروهای آنتی‌ بیوتیک مصرف کنیم یا خیر؟

در کشورمان باب شده داروهای آنتی بیوتیک مثل نقل و نبات مصرف شود. حال یا بیمار خوددرمانی را شروع کرده یا پزشک معالج تشخیص می‌دهد بیمارش باید آنتی‌ بیوتیک مصرف کند تا بهبودی حاصل شود. ولی سوال اینجاست آیا حتما باید داروهای آنتی بیوتیک مصرف کنیم یا می‌توان بدون این دسته از داروهای شیمیایی نیز بهبود یافت؟ و سوال مهم‌تر اینکه مصرف بیش از حد آنتی بیوتیک‌‌ها برای سلامتی انسان زیان‌آور نیست؟

داروهای آنتی بیوتیک به عنوان یک پروسه درمانی بسیار قدرتمند به بدن‌مان کمک می‌کند تا از شر بیماری‌هایی که به واسطه باکتری پدیدار شدند، خلاص شویم. هنگامی که بیمار به درستی آنتی بیوتیک را مصرف کند، این داروها به سرعت عفونت را حذف کرده و تاثیر به سزایی در احیای مجدد سلامتی دارند. بسته به قدرت دستگاه ایمنی من و شما، این پروسه بهبودی می‌تواند از چند ساعت تا چند روز تغییر پیدا کند.

نکته اینجاست اگر فرد به علل دیگری بیمار شود، تجویز آنتی بیوتیک نه تنها به احیای سلامتی طرف کمک نمی‌کند، بلکه ممکن است همان سلامتی نسبی بیمار را نیز به خطر بیفتد.

بر اساس یک پژوهش جدید، در حال حاضر مشخص شده هر چقدر ما آنتی بیوتیک بیشتری برای درمان عفونت‌های باکتریایی مصرف کنیم، بدن‌مان نیز مقاومت بیشتری به آنتی بیوتیک مورد نظر نشان می‌دهد. به همین خاطر میزان تاثیر این دسته از داروها به مرور زمان کاهش می‌یابد.

داروهای آنتی بیوتیک

چطور می‌‌توان فهمید داروهای آنتی بیوتیک چه زمانی اثر می‌کنند؟

همانطور که اشاره کردیم، داروهای آنتی بیوتیک با باکتری‌های بدن (چه مضر و چه مفید) مبارزه می‌کنند. اغلب باکتری‌ها موجب التهاب حلق، گوش، سینوس و عفونت‌های ادراری می‌شوند. لذا معمولا آنتی بیوتیک‌ها در درمان آنفولانزا، سرماخوردگی، سرفه و گلودرد کارساز نیستند و تجویز داروهای آنتی بیوتیک در درمان بیماری‌های ویروسی تاثیر خاصی ندارد. با این حال بد نیست از پزشک معالج‌تان در مطب بپرسید علت بیماری شما به خاطر فعالیت ویروس است یا باکتری.

 

داروهای آنتی بیوتیک

 فواید مصرف داروهای آنتی بیوتیک

۱- داروهای آنتی بیوتیک قادرند جلوی رشد انواع و اقسام عفونت‌ها را گرفته و حتی آنها را حذف کنند.

۲- در بعضی از موارد مثل پذیرش بیمار برای عمل جراحی، آنتی بیوتیک‌ها این توانایی را دارند تا پیش از عمل جراحی، از عفونت‌های احتمالی پس از جراحی جلوگیری کنند.

۳- این دسته از داروها از لحاظ عملکردی سریع هستند و ظرف مدت چند ساعت در بدن شروع به کار می‌کنند.

۴- مصرف‌ داروهای آنتی بیوتیک تقریبا آسان است. بیشتر داروها به صورت خوراکی قابل مصرف بوده ولی با این حال پزشک معالج شما تصمیم نهایی را می‌گیرد تا این داروها را چگونه مصرف کنید تا بهترین تاثیر دارویی در بدن‌تان لحاظ شود. چرا که مصرف دارو به صورت تزریقی سریع‌ترین تاثیر را به دنبال دارد.

داروهای آنتی بیوتیک

مضرات مصرف داروهای آنتی بیوتیک

۱- اگر شما هر از گاهی آنتی بیوتیک مصرف می‌کنید، بدن شما به مرور به داروهای شیمیایی مقاومت نشان می‌دهد و موجب کاهش تاثیر آنها در احیای سلامتی‌تان می‌شود.

۲- پیرو مورد نخست، پروسه درمانی با استفاده از آنتی بیوتیک طولانی‌تر شده و به تبع، آسیب بیشتری به دستگاه ایمنی و سایر اندام‌ها وارد خواهد شد.

۳- بعضی از داروهای آنتی بیوتیک عارضه جانبی گوناگونی همچون آسیب به دستگاه گوارشی، صدمه استخوانی و حساسیت به نور آفتاب برای بیمار به دنبال دارند. اگر آنتی بیوتیک جدیدی قرار است مصرف کنید، حتما با پزشک معالج خود در رابطه با عارضه‌های جانبی داروی آنتی بیوتیک صحبت کنید.

دکتر جنیفر روز بوزر، استادیار پزشکی خانواده در دانشگاه طب کِک واقع در کالیفرنیای جنوبی در رابطه با مصرف داروهای آنتی بیوتیک بیان می‌کند:

مصرف بی‌رویه و نامناسب آنتی بیوتیک باعث ایجاد یک خطر بزرگ برای جوامع‌مان خواهد شد. با مصرف آنتی بیوتیک درست زمانی که بدن نیازی به این داروهای شیمیایی ندارد، در حقیقت به باکتری‌ها فرصت دادیم تا در برابر پروسه معالجه مقاومت کنند. به همین خاطر حتی اگر بدن واقعا به آنتی بیوتیک خاصی نیاز مبرم داشته باشد، آن دارو ممکن است تاثیر بسیار کمی داشته باشد. به همین خاطر بیمار ممکن است مدت زمان بیشتری را در بستر بیماری سپری کند. در این حالت حتی امکان فوت (بیماران مسن) نیز وجود دارد.

این موضوع بسیار اهمیت دارد تا شما زمانی از خود و خانواده‌تان در برابر بیماری‌های مختلف محافظت کنید که پزشک معالج برای شما نسخه می‌پیچد. به اشتراک گذاشتن داروهای آنتی بیوتیک در میان خانواده و مصرف باقی‌مانده داروهای قدیمی به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود.

 

داروهای آنتی بیوتیک

چگونه بفهمیم داروی مورد نظر، یک آنتی بیوتیک است؟

با اینکه بیش از ۱۰۰ نوع آنتی بیوتیک در دنیای داروها وجود دارد ولی موارد پرمصرف در ۷ دسته خلاصه شده. اکثر داروهای آنتی بیوتیک دو نام دارند. یک نام تجاری که شرکت داروسازی به عنوان برند روی ورق‌ یا ویال دارو حک می‌کند و دوم نام ژنریک که بر اساس دسته شیمیایی یا ساختمار داروی آنتی بیوتیک برای داروی مورد نظر انتخاب می‌شود (نام ژنریک داروها در داخل پرانتز نوشته شده).

۱- خانواده پنی‌سیلین‌ها همانند پنی‌سیلین و آموکسی‌سیلین

۲- خانواده سفالوسپورین‌ها همانند سفالکسین (کِفلِکس)

۳- خانواده ماکرولیدها همانند اریترومایسین (مایسین-E)، کلاریترومایسین (بیاکسین) و آزیترومایسین (زیتروماکس)

۴- خانواده فلوروکوینالون‌ها همانند سیپروفولکساسین (سیپرو)، لِوفلوکساسین (لواکین) و افلوکساسین (فلوکسین)

۵- خانواده سولفونامیدها همانند کو-تریموکسازول (باکتریم) و تریمتوپریم (پرولوپریم)

۶- خانواده تتراسایکلین‌ها همانند تتراسایکلین (سومایسین، پنمایسین) و دئوکسی‌سایکلین (ویبرامایسین)

۷- خانواده آمینوگلیکوزیدها همانند جنتامایسین (گارامایسین) و توبرامایسین (توبرِکس)

داروهای آنتی بیوتیک

سوال آخر: آیا مصرف داروهای آنتی بیوتیک با دیگر داروها ایرادی ندارد؟

مصرف داروهای آنتی بیوتیک با سایر داروهای شیمیایی ممکن است واکنش نشان داده و سلامتی بیمار را به خطر بیندازد. به عنوان مثال کلاریترومایسین نباید با متاکلوپرامید مصرف شود که یک داروی پراهمیت برای دستگاه گوارش انسان است. بر طبق یک پژوهش جدید، مصرف این دو دارو از دو دسته متفاوت در بازه زمانی یک ماهه موجب تاول زدن پوست، نارسایی حاد کلیوی و سندرم استیون جانسون می‌شود که یک نوع عارضه پیچیده دستگاه ایمنی است. بیمارانی که در مصرف این دو دارو سابقه‌ای بالغ بر ۱۰ سال دارند، عارضه‌هایی همچون گرفتگی عضلات و درد در اندام‌های مختلف را گزارش کردند. این گونه از عارضه‌های جانبی در هر رده سنی و در هر دو جنس مذکر و مونث به صورت یک لیست بلند بالا گزارش شده.

این مثال تنها یک نوع اختلال دارویی به شمار می‌رود که در بازه زمانی به نسبت طولانی ۱۰ ساله، فرد سلامتی خودش را از دست داد. پس بیایید همین امروز یک قول به خودمان بدهیم: خود درمانی هرگز!

The post داروهای آنتی‌ بیوتیک مصرف کنیم یا خیر؟ appeared first on دیجیاتو.

همه چیز درباره گرفتگی عضلانی ؛ انواع، دلایل و درمان‌های پیشگیرانه این عارضه

شما زمانی به گرفتگی عضلانی دچار می‌شوید که عضلات قسمتی از اسکلت ماهیچه‌ای بدن‌تان به صورت غیر ارادی و به زور منقبض می‌شود. در حالی که آن عضلات باید به صورت پیش فرض در حالت استراحت قرار می‌گرفتند. این دسته از عضلات که مخطط (یا اسکلتی) نامیده می‌شود، در حرکت و موقعیت بدن تاثیر حیاتی دارند. هر چند برخی از ماهیچه‌های دیگر نظیر عضلات مخطط موجود در قفسه سینه و شکم، از محتویات داخلی تنه حفاظت می‌کنند.

هنگامی که عضله غیر ارادی به یک‌باره و برخلاف انتظار منقبض می‌شود، در اصطلاح پزشکی می‌گوییم عضله دچار «اسپاسم» شده. اگر اسپاسم دردناک و مداوم باشد، تبدیل به گرفتگی عضلانی مزمن شده و معمولا به کارگیری عضلات با درد همراه است یا دامنه فعالیت عضله مورد نظر برای مدتی کمتر از حالت عادی خواهد شد.

گرفتگی عضلانی

انواع عضلات در بدن انسان: (به ترتیب از راست به چپ) عضله صاف، مخطط و قلبی.

بسته به گرفتگی عضلانی و موقعیت ماهیچه‌ها در بدن، ممکن است گرفتگی عضلات را از چند ثانیه تا چند ساعت تجربه کنید. در برخی از اوقات این گرفتگی‌های عضلانی ممکن است حتی چندین و چند بار در یک ناحیه ظاهر شود که معمولا در افراد کم‌ تحرک این اتفاق تقریبا طبیعیست.

این احتمال نیز وجود دارد گرفتگی عضلانی صرفا در یک بخش کوچک یا در تمام فیبرهای عضله ایجاد شود. حتی ممکن است این عارضه را در چند عضله در کنار هم ببینیم؛ به عنوان مثال ما قادر نباشیم انگشتان دست را  کامل خم کنیم و مجبور شویم این عمل را با فشار و درد انجام دهیم. در بعضی اوقات تارهای عضلانی در جهتی مخالف منقبض می‌شوند و به دنبال آن، اسپاسم شکل می‌گیرد.

گرفتگی عضلانی

فرقی نمی‌کند شما اهل کجا هستید و چه سنی دارید. گرفتگی عضلانی به شدت رایج بوده و گرفتگی عضلانی را تقریبا همه، حتی کودکان حداقل یک بار تجربه کردند ولی با این تفاسیر گرفتگی عضلانی بیشتر در بزرگ‌سالان نمود پیدا کرده و با افزایش سن، این عارضه نیز بیشتر پدیدار می‌شود.

از لحاظ آناتومی بدن، هر عضله‌ مخطط که به واسطه اراده‌ خودمان کنترل می‌شود، به ویژه عضلات ناحیه پا این پتانسیل را دارد تا دچار اسپاسم شود. معمولا بیشترین ناحیه گرفتگی عضلانی، در ناحیه پا گزارش شده. البته باید به این نکته نیز اشاره کرد گرفتگی عضلانی صرفا منحصر به عضلات مخطط نیست و عضلات صاف نیز این قابلیت را دارند تا درگیر شوند. ولی به علت گستردگی مطالب در حیطه فیزیک بدن، در این یادداشت قرار است صرفا اطلاعاتی در رابطه با گرفتگی عضلات مخطط با شما در میان بگذاریم.

گرفتگی‌های عضلانی در عضلات مخطط به سه دسته تقسیم می‌شوند: گرفتگی حقیقی، تِتانی و دیس‌تونیک. این طبقه‌بندی‌ها بر اساس دلایل مختلف در ایجاد اسپاسم و منطقه درگیرکننده ایجاد می‌شود که در ادامه درباره هر یک از این نوع اسپاسم‌ها مختصر صحبت می‌کنیم.

گرفتگی عضلانی

گرفتگی عضلانی حقیقی

اسپاسم حقیقی، متداول‌ترین نوع گرفتگی عضلانیست که قطع به یقین هر فرد آن را حداقل یک بار در ورزش‌های هوازی تجربه کرده. در این نوع گرفتگی عضلانی، یک بخش یا کل عضلات یک ناحیه دچار انقباض می‌شود. جهت جلوگیری از اضافه‌گویی و اتلاف وقت، دلایل به وجود آمدن اسپاسم حقیقی را در چند بند به صورت خلاصه‌وار ذکر می‌کنیم.

* از دست رفتن آب بدن به همراه سدیم

* فعالیت‌های بیش از حد در ورزش‌های هوازی

* آسیب‌های استخوانی نظیر شکستگی مفاصل

* افزایش سن

* عارضه‌ سیروز کبدی که در این بیماری، مایع بدن در حفره شکمی جمع شده و آسیت شکل می‌گیرد.

* بیمارانی که نارسایی کلیوی دارند و تحت درمان دیالیز قرار گرفته‌اند.

* کاهش قابل توجه کلسیم و پتاسیم در خون

* کمبود ویتامین D: به عقیده بسیاری از پزشکان، سرچشمه بسیاری از دلایل فوق در انقباض‌های عضلانی‌ست.

گرفتگی عضلانی

گرفتگی عضلانی نوع تتانی

واژه تِتانی از تاثیر سم تتانوس روی یاخته‌های عصبی گرفته شده. در گرفتگی عضلانی نوع تتانی، سلول‌های عصبی موجود در بدن، در برابر هر محرکه‌ای حساسیت‌پذیری بیش از اندازه‌ای از خود نشان داده و به دنبال آن، حداکثر واکنش انقباضی را در عضله به دنبال خواهند داشت. همین واکنش به ظاهر ساده موجب ایجاد گرفتگی و اسپاسم در عضلات می‌شود. سرچشمه این نوع گرفتگی، کاهش میزان کلسیم و منیزیم در خون است. به همین سبب کمبود یا نقص در عملکرد هورمون پاراتیروئید و تیروئید می‌تواند عارضه تتانی را برای فرد به دنبال داشته باشد.

معمولا تتانی در مقایسه با اسپاسم حقیقی به واسطه وجه شبه بسیار زیاد، به راحتی قابل تمایز نیست. ولی معمولا در عارضه تتانی این احتمال وجود دارد بی‌حسی در منطقه دچار اسپاسم و حتی مناطق دیگر نظیر ناحیه دهان نیز درک شود. گرفتگی عضلانی از نوع تتانی می‌تواند با درد نیز همراه باشد. معمولا با مصرف ویتامین‌های کلسیم با این نوع گرفتگی عضلانی می‌توان مقابله کرد.

گرفتگی عضلانی

گرفتگی عضلانی نوع دیس‌تونیک

در حالت دیس‌تونیک، عضلاتی که نیاز به انقباض ندارند بنا به دلایلی منقبض شده و بسته به منطقه مورد نظر، ممکن است این پرش عضلانی به چشم بیاید. در این نوع گرفتگی عضلانی، تارهای عضله در خلاف جهتی که انتظار داریم، انقباض یافته و چه بسا کارایی اندام مورد نظر را کم می‌کند. معمولا در انقباض دیس‌تونیک، ماهیچه‌های ناحیه دست دچار گرفتگی و پرش عضلانی می‌شوند و به همین خاطر فرد در زمان تایپ کردن، نواختن موسیقی به واسطه آلات مختلف و حتی دست‌خط معمولی‌اش دچار نقص می‌شود. با این حال خوشبینانه نگاه کنید. گرفتگی عضلانی نوع دیس‌تونیک چندان رایج نیست!

گرفتگی عضلانی

سوال: آیا تمام گرفتگی‌های عضلانی در این چند دسته طبقه‌بندی می‌شوند؟

مسلما خیر. گرفتگی‌های عضلانی که انواعش را نام بردیم صرفا در یک فرد سالم و بدون سابقه بیماری است. خیلی از گرفتگی‌ها بعید نیست به بیماری‌های عصبی و ماهیچه‌ای ربط داشته باشد. به عنوان مثال بیمار در مواجهه با بیماری لو گِریگ (آمیوتروفیک لترال اسکلروزیس) ضعف عضلانی را تجربه می‌کند و رفته رفته عضلاتش تحلیل می‌رود. یا در عارضه رادیکولوپاتی، درد شدید عضلانی و بی‌حس شدن اندام‌ها، بیمار را تا سر حد مرگ آزار می‌دهد. حتی در بیماری دیابت که قبلا مفصل صحبت کردیم، بیشتر دلایل هورمونی دارد، ضعف اعصاب محیطی منجر به بروز نوروپاتی شده و به دنبال آن، گرفتگی عضلانی دیس‌تونیک در پاها رویت خواهد شد. اگر قند خون بیمار کاهش پیدا نکند، ممکن است حتی مچ پای بیمار دیابتی قطع شود.

سوال: آیا با مصرف داروهای شیمیایی، دچار گرفتگی عضلانی می‌شویم؟

عارضه اسپاسم و گرفتگی عضلانی جزو عوارض جانبی بسیاری از داروهای شیمیایی است. داروهای دیورتیک (ادرارآور) همانند فروزماید (لازیکس) یا هر دارویی دیگری که باعث از دست رفتن آب بدن شود، این قابلیت را دارند تا اسپاسم را در عضلات کم تحرک بدن ایجاد کنند. برخی از داروهای کاهنده سطح کلسترول خون همانند لواستاتین نیز می‌تواند اسپاسم عضلانی را به همراه داشته باشد.

اگر بخواهیم لیست کامل داروهای شیمیایی (حتی پر کاربرد) را بنویسیم، یک یادداشت ۱۰ هزار کلمه‌ای را باید مد نظر داشته باشید. چرا که اسپاسم عضلانی در اکثر عارضه‌های جانبی داروها وجود دارد. با این حال بسته به قدرت جسمانی و وضعیت دستگاه ایمنی بدن‌تان، اسپاسم را در اندام‌های مختلف‌تان ممکن است تجربه کنید.

گرفتگی عضلانی

ارتباطی بین کمبود ویتامین‌ و گرفتگی عضلانی وجود دارد؟

کمبود ویتامین‌ها همانند تیامین (B1)، پانتوتینک اسید (B5) و پیریدوکسین (B6) می‌تواند در بدن به صورت مستقیم یا غیرمستقیم روی ایجاد گرفتگی عضلانی موثر باشند. البته هنوز علم پزشکی نتوانسته علت مولکولی رابطه بین گرفتگی عضلانی و کمبود این ویتامین‌ها را پیدا کند. ولی در هر صورت فعلا در بالین مشخص شده رابطه مستقیمی بین کمبود ویتامین و گرفتگی عضلانی وجود دارد.

گرفتگی عضلانی

آیا گردش خون ضعیف می‌تواند علت گرفتگی عضلانی باشد؟

در بدن انسان دو نوع گردش خون وجود دارد. گردش خون ریوی و گردش خون سیستمیک. در نوع دوم اگر ماهیچه‌های قلب به اندازه کافی جهت پمپاژ قلب قدرتمند نباشند، اکسیژن کافی به عنوان سوخت سلول‌های عضلانی به اندام‌های تحتانی بدن نمی‌رسد و احتمالا فرد دردهای شدیدی را در ناحیه پا احساس می‌کند.

معمولا این نوع گرفتگی عضلانی در ورزش به خوبی حس می‌شود ولی این اسپاسم دردناک، علت دیگری به جز دلایل فیزیولوژیک ماهیچه‌ای دارد. درد ناشی از گردش خون ناکارآمد در حین ورزش به خاطر تجمع لاکتیک اسید در سلول‌ بافت‌های عضلانی موجود در اندام‌های تحتانی ایجاد می‌شود. چرا که سلول‌ها برای تولید انرژی به سمت چرخه غیرهوازی روی می‌آورند و عضلات در این حالت سریع‌تر خسته می‌شوند و عملکردشان به طرز چشمگیری کاهش پیدا می‌کند. اگر بعد از تلاش‌های مستمر در ورزش طی چند ماه، پیشرفت خاصی در راستای کاهش اسپاسم در هنگام ورزش احساس نکردید، به شدت توصیه می‌کنیم به پزشک معالج‌تان رجوع کرده تا یک تست ورزش را جهت آزمایش سلامتی قلب‌تان ترتیب بدهد.

گرفتگی عضلانی

چطور حین ورزش دچار گرفتگی عضلانی نشویم؟

ساده‌ترین و راحت‌ترین روش، در انجام حرکات کششی پیش از شروع تمرین‌های باشگاهی یا ورزش است. سعی کنید پیش از شروع به فعالیت، مایعات زیادی بنوشید. اگر قرار است یک پیاده‌روی یا حتی ورزش دو به مدت طولانی (نیم ساعت بیشتر) انجام دهید، حتما یک بطری آب کوچک و مقداری خرما یا کشمش به همراه داشته باشید تا آب و مواد معدنی از دست رفته بدن‌تان را احیا کنید. این طرز فکر را دور بیندازید که در فصل پاییز و زمستان کمتر عرق می‌کنیم، پس نیازی به بطری آب نیست. چرا که آب میان بافتی بدن‌تان در طی ورزش‌های هوازی کم خواهد شد. پس این توصیه را جدی بگیرید و نتیجه حیرت‌ برانگیز را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

شاید این سوال نیز برای‌تان پیش بیاید چه میزان باید آب نوشید تا گرفتگی عضلانی در هر بار ورزش به حداقل برسد؟ بد نیست یک بار پیش و پس از ورزش، خودتان را وزن کنید تا در ببرید با یک بار ورزش، چه میزان آب از دست می‌دهید و سپس تصمیم بگیرید به چه طریقی این آب از دست رفته را در حین ورزش مجدد برگردانید. این موضوع را مد نظر داشته باشید ۱ لیتر آب معادل ۱ کیلوگرم وزن دارد. و بر اساس آن، آب مورد نیاز بدن‌تان را تامین کنید. فیزیولوژیست‌های ورزش معتقدند پس از ورزش هوازی، باید به ازای هر ۵/۰ کیلوگرم کاهش وزن بدن، حداقل ۵/۰ لیتر آب نوشید.

گرفتگی عضلانی

آیا داروهای شیمیایی خاصی برای جلوگیری از کاهش گرفتگی عضلانی وجود دارد؟

در سال‌های اخیر تنها داروی شیمایی پر استفاده کوایناین (Quinine) معرفی شده و جالب است بدانید این دارو سال‌های زیادی جهت درمان مالاریا مورد استفاده قرار گرفته است. مکانیسم عملکرد کوایناین در کاهش میزان انقباض‌پذیری ماهیچه تعریف شده. هر چند کوایناین تاثیر متفاوتی در احیای قدرت هر فرد در بر دارد. ولی کوایناین نیز درست همانند دیگر داروهای شیمیایی از عوارض جانبی گوناگونی بهره می‌برد. به عنوان مثال مصرف کوایناین در بانوان باعث سقط جنین و به دنیا آمدن نوازادانی با نقص‌های مختلف می‌شود. همچنین کوایناین در پلاکت‌سازی دستگاه عروقی بدن نیز اختلال ایجاد می‌کند و اگر فرد دچار خون‌ریزی شود، به همین راحتی خونش بند نمی‌آید. این عارضه‌ها باعث شده تا تجویز کوایناین صرفا برای جلوگیری از عارضه گرفتگی عضلانی چندان عقلانی نباشد. به همین خاطر سازمان غذا و داروی ایالات متحده، این دارو را برای درمان این عارضه به هیچ عنوان تایید نمی‌کند و کوایناین در حال حاضر در کشورهای خارجی برای مصارف دیگر به فروش می‌رسد.

گرفتگی عضلانی

گرفتگی عضلانی راجعه چیست و آیا برای سلامتی فرد خطرناک است؟

اگرچه گرفتگی‌های عضلانی آزاردهنده است، با این حال شرایط وخیمی برای سلامتی فرد ایجاد نمی‌کنند. اهمیت گرفتگی‌های عضلانی راجعه در ناراحتی‌هاییست که بیمار در طی یک بازه زمانی شاید طولانی به زبان می‌آورد. اگر احساس می‌کنید برخی از عضلات کمر‌تان هر از گاهی می‌گیرد و با ماساژ و دوش آب گرم این عارضه بهبود پیدا می‌کند، بد نیست بیشتر تحرک داشته باشید و با مصرف مولتی ویتامین، این عارضه را برطرف کنید. اگر فکر می‌کنید عضلات پای شما مدت طولانیست که خواب می‌رود و با وجود انجام ورزش‌های هوازی در بلندمدت، هنوز این گرفتگی‌های عضلانی پابرجاست، به سراغ پزشک معالج‌تان بروید تا اگر ناراحتی‌های قلبی احتمالی برای‌تان پیش، با تجویز داروهای مختلف ختم به خیر شود.

به غیر از موارد اشاره شده، سایر گرفتگی‌های عضلانی گذراست و پس از مدتی با استراحت و نوشیدن مایعات زیاد، این عارضه کاملا حل می‌شود و نیازمند هیچ گونه خود درمانی یا تزریق آمپول‌های شل‌کننده عضلانی نیست.

The post همه چیز درباره گرفتگی عضلانی ؛ انواع، دلایل و درمان‌های پیشگیرانه این عارضه appeared first on دیجیاتو.

با تماشای فیلم ترسناک، چه اتفاقی در بدن‌مان رخ می‌دهد؟

عواطفی مختلفی مثل حس ترس که در ما نهادینه شده، به واسطه یک سری فرآیند‌های پیچیده در بدن‌مان رخ می‌دهد. تقریبا همه می‌دانیم این احساسات مختلف به واسطه محرکه‌های گوناگون شکل می‌گیرد. ولی آیا برایتان سوال شده وقتی پای یک فیلم و سریال می‌ترسیم، چه اتفاقاتی در بدن‌مان رخ می‌دهد؟ آیا تا به حال این موضوع فکر کردید آیا مغز شما متوجه می‌شود شما در خطر نیستید یا واقعا مغزتان انقدر خنگ تشریف دارد و به همین راحتی گول می‌خورد؟

فیلم ترسناک

گام اول؛ تغییرات هورمونی

در درجه اول هورمونی تحت عنوان آدرنالین ترشح می‌شود. این هورمون به همراه نوروآدرنالین در موقعیت‌های تعقیب و گریز در بدن همه ما در درجات مختلف ترشح شده تا خون‌رسانی به عروق عضلات موجود در اندام‌های فوقانی و تحتانی بیشتر شود تا بتوانیم خودمان را نجات دهیم.

جالب است بدانید هورمون دیگری به نام کورتیزول نیز در موقعیت‌های تنش‌زا و وحشت‌ناک ترشح می‌شود. شاید مغز متوجه شود شما صرفا در حال تماشای یک فیلم سینمایی هستید ولی کورتیزول حتی در موقعیت‌های مصنوعی و تخیلی نیز مقدارش بیشتر می‌شود. چه بخواهد واقعا با دو چشم‌ خودتان جن دیده باشید و چه بخواهد پشت صندلی و پای یک فیلم ترسناک هالیوودی بترسید.

فیلم ترسناک

گام دوم؛ افزایش ضربان قلب

پس از افزایش هورمون‌های تعقیب و گریز، نوبت به بالا رفتن تپش قلب و در درجه بعدی انقباض عروقی است. این رویه در یک فرد سالم حتما رخ می‌دهد تا شدت جریان خون بیشتر از قبل شود. چرا که سلول‌های عضلانی باید اکسیژن بیشتری دریافت کنند. به همین خاطر در موقعیت‌های واقعی و تنش‌زا این احتمال نیز وجود دارد تا به نفس نفس بیفتید. ولی معمولا در فیلم‌های ترسناک کمتر  این اتفاق رخ می‌دهد. شاید چون مغز رفته رفته به صحنه‌های ترسناکی که به یک باره جلوی چشم شما ظاهر می‌شود، عادت می‌کند.

فیلم ترسناک

گام سوم؛ کاهش دمای کلی بدن

بعضی از افراد فکر می‌کنند با افزایش ضربان قلب و هورمون‌های آدرنالین، احساس گرمای بیشتری در  فرد ایجاد می‌شود. ولی توجه داشته باشید اکسیژن دریافتی اضافه بر سازمان صرفا به چند اندام مهم و عضلات پیرامونش منتقل می‌شود. بر طبق قوانین فیزیولوژی بدن، اگر اندام‌های نزدیک به قلب از شدت جریان خون بیشتری بهره ببرند، هر اندامی که از قلب دورتر باشد، پس میزان جریان خون کمتری را دریافت می‌کند. این اتفاق دقیقا در زمان هضم غذا نیز رخ می‌دهد و رفته رفته با کاهش جریان خون، اکسیژن دریافتی نیز کمتر شده و فرد احساس خواب‌آلودگی می‌کند.

حال اگر فیلم‌های ترسناکی در حد و اندازه آثاری همچون بچه رزماری (Rosemary’s Baby) که حس تعلیق مثل خوره به جان‌تان میفتد را تماشا کنید، کم کم احساس سرما در انگشتان پایتان را حس می‌کنید. تنها این نوع ترس می‌تواند این چنین حس سرما را در بدن شما به دنبال داشته باشد و فیلم‌های اسلشری مثل «اره» (Saw) که خون کل صفحه نمایشگر را احاطه می‌کند، احساس سرما آخرین چیزی است که شاید درک کنید.

فیلم ترسناک

گام چهارم؛ حس لذت

بله درست خواندید! درست همانند قهرمان یک فیلم ترسناک که بدبختی‌های زیادی را پشت سر گذاشته و طی حوادث ماورالطبیعه دوست و آشنایانش به فنا رفتند، شما نیز همگام با وی شاید بترسید. ولی وقتی فیلم خاتمه می‌یابد و تیتراژ پایانی را مشاهده می‌کنید، ممکن است یک حس رضایت‌مندی از پایانِ قصه فیلم و نجات قهرمان داستان به شما دست بدهد. هر چند، مدتی می‌گذرد که فیلم‌نامه‌نویسان کاری می‌کنند تا تمام کاراکترهای ماجرا یکی پس از دیگری تار و مار شوند و در انتها نیز طی یک غافل‌گیری، تنها بازمانده حادثه را نیز روانه دنیای دیگر می‌کنند.

در هر صورت اینکه شما نیز مثل سایر هواداران سبک وحشت از ترسیدن لذت می‌برید دلیل علمی و فیزیولوژیکی دارد. چرا که حس تعقیب و گریز و سناریوهایی به این شکل، با سطح هورمون دیگری به نام دوپامین ارتباط مستقیم دارد.

دوپامین را در اصطلاح عام به نام هورمون «لذت» نیز می‌شناسند. به خاطر اینکه وقتی شما عملی را انجام می‌دهید که دوست دارید، احساس لذت و رضایت‌مندی این عمل، به خاطر بالا رفتن سطح هورمون دوپامین است.

فیلم ترسناک

اصلا عصب‌شناسان و پزشکان، هورمون دوپامین را نوعی سیستم تشویقی در مغز می‌دانند. به خاطر اینکه شما به آن عملکردی که باعث افزایش سطح دوپامین شده، کم کم عادت کرده و مغزتان مدام شما را وسوسه می‌کند تا دوباره و دوباره و دوباره آن را تجربه کنید. به همین خاطر وقتی شما به پای یک فیلم سینمایی هالیوودی در ژانر ترس می‌نشینید، شاید در چند تجربه اول کمی احساس ناخوشایند در طول فیلم داشته باشید ولی رفته رفته از اینکه یک قصه شما را بترساند به وجد می‌آیید و لذت می‌برید. این لذت به همان میزان دوپامین بستگی دارد که خاطر نشان کردیم.

هورمون دوپامین: علت اساسی پرطرفدار شدن ژانر وحشت!

 ولی شاید همین الان این مسئله در گوشه ذهن‌تان شکل گرفته پس با این حساب چرا خیلی از مردم نسبت به فیلم‌های ترسناک احساس تنفر می‌کنند؟ خب ماجرا اینجاست اگر یک بچه ۱۰ ساله، فیلم‌های نایت شیامالان مثل نشانه‌ها (Signs) یا فیلم جن‌گیر (The Exorcist) را تماشا کند، قطع به یقین قبض روح می‌شود. چون یک بچه ۱۰ ساله هنوز مرز بین واقعیت و تخیل را درک نکرده و این باور در بچه‌ها بیشتر وجود دارد که هیولاها و اجنه در چارچوب دنیای ما و به صورت ماده وجود دارند. به همین خاطر با یک تجربه بسیار بد نسبت به این آثار، در سنین بزرگ‌سالی از تماشای آثار دیگر در این سبک دوری می‌کنند.

فیلم ترسناک

فرق میان یک طرفدار دو آتشه فیلم‌های ترسناک با یک  فرد بزرگ‌سال و بالغ که از این دسته فیلم‌ها متنفر است، بیشتر به خاطر میزان هورمون دوپامین است. وقتی یک فرد عاشق دنیای وحشت ادعا می‌کند فیلم‌های سینمایی در حال حاضر قادر نیستند وی را مثل گذشته بترساند تا حدودی ادعایش قابل قبول است. چون در طول بازه زمانی اولین برخوردش با دنیای فیلم‌های ترسناک تا به امروز، مغزش یاد می‌گیرد در رویارویی با محرکه‌های ترس، چه میزان آدرنالین و کورتیزول بیشتری را باید ترشح کند تا فرد احساس ترس کمتری از خود نشان بدهد.

وقتی هم بیننده احساس ترس کمتری را نسبت به یک فیلم وحشتناک تجربه می‌کند، در مقایسه با دوستانش که به شدت وحشت کرده‌اند، تهِ دلش احساس قدرت می‌کند و این اعتماد به نفس، موجب افزایش سطح هورمون دوپامین می‌شود. به همین خاطر مغز این روند و چرخه هورمونی را سودمند می‌داند و در هر بار مواجه شدن با محرکه‌های ترس سعی می‌کند بهتر از قبل این چرخه را ادامه دهد.

فیلم ترسناک

مغز انسان، پیچیده‌تر از آن چیزی است که در این یادداشت صحبت کرده‌ایم. هنوز کاملا مشخص نشده مغز چگونه قادر است میان محرکه‌های واقعی و مجازی تمایز قائل شود. در هر دو سناریو، مقادیر متفاوتی از هورمون‌ها آزاد می‌شود.به عبارتی ساده‌تر اگر واقعا یک قاتل روانی در نیمه‌های شب به دنبال‌تان بیفتد، میزان هورمون آدرنالین تقریبا ۱۰ برابر بیشتر از همین سناریو است که در یک فیلم سینمایی تجربه می‌کنید.

شاید به همین دلیل است که ساده‌ترین راه برای ترساندن مخاطب در سینما، استفاده از صحنه‌های جامپ اسکر( پریدن ناگهانی یک هیولا در قاب تصویر) است. چرا که تا مغز درک کند این صحنه واقعی نیست، فرد پرمدعا که شاید شغلش شکافتن اجساد نیز باشد، دو متر در سه متر به هوا پریده و یک جیغ بنفش هم بکشد!

The post با تماشای فیلم ترسناک، چه اتفاقی در بدن‌مان رخ می‌دهد؟ appeared first on دیجیاتو.

ساخت رباتی در ابعاد نانو که می‌تواند وارد چشم شود

یک تیم تحقیقاتی چند ملیتی موفق شدند رباتی در ابعاد نانو ایجاد کنند که می‌تواند با سوراخ کردن چشم و بدون آسیب رساندن به این عضو مهم، وارد لایه‌ی های زیرین آن شود.

این ربات که به شکل یک پروانه ساخته شده است، تنها ۵۰۰ نانومتر عرض دارد و از پوشش غیر چسبنده تشکیل شده است. موضوعی که به آن کمک می‌کند به راحتی وارد لایه‌های عمیق چشم شود و در آن حرکت کند.

این ربات کوچک دارای خاصیت مغناطیسی است تا بتوان با ایجاد میدان مغناطیسی از بیرون چشم، هدایت آن را تحت کنترل قرار دارد.

محققان ماتریس لایه‌های داخل چشم را با تار عنکبوتی مقایسه کردند که از دو طرف حالت چسبندگی دارد. برای جلوگیری از گیر کردن این ربات پروانه‌ شکل، محققان پوششی دو بخشی ایجاد کردند که یکی از این بخش‌ها لایه‌ای از مولکلول‌هاییست که روی سطح رویی پروانه قرار گرفته و بخش دیگر لغزنده است.

تصویری از یک میکروربات که برای جراحی چشم مورد استفاده قرار گرفت. این تصویر ارتباطی با متن ندارد.

دکتر «ژیگوانگ وو» یکی از محققان ارشد در انستیتو «مکس پلانک» که در زمینه‌ی سیستم‌های هوشمند فعالیت می‌کند درباره‌ی پوشش این ربات می‌گوید:

برای پوشش ما از طبیعت ایده گرفتیم. در گام دوم، ما از لایه‌ی مایع روی گیاه گوشتخوار استفاد کردیم که سطحی لغزنده روی پریستوم خود دارد تا بتواند حشره‌ها را شکار کند. در واقع کار ما شبیه به پوشش تفلون یک ماهیتابه است.

منظور دکتر «وو» از پریستوم، محیط اطراف دهان گیاه گوشتخوار بود. وی ادامه می‌دهد:

پوشش لغزنده برای ایجاد نیروی محرکه‌ی کافی ربات برای حرکت در چشم بسیار حیاتی است، چرا که میزان چسبندگی بین شبکه‌ی پروتئینی بیولوژیک در چشم و نانوربات ما را به حداقل می‌رساند.

اگر تکنولوژی یاد شده بتواند به نتیجه‌ی مطلوبی برسد، محققان امیدوارند بتوانند با کمک آن برخی دارو‌های مفید برای چشم را از این طریق وارد آن نمایند. از آنجایی که چشم از لایه‌ها و بخش‌های مختلفی تشکیل شده، این موضوع به پزشکان کمک می‌کند تا بتوانند داروی مورد نظر را به بخش‌های خاص و دقیقی از چشم ارسال کنند.

The post ساخت رباتی در ابعاد نانو که می‌تواند وارد چشم شود appeared first on دیجیاتو.

آشنایی با ۱۰ ناهنجاری مادرزادی پر اهمیت قلبی عروقی

ناهنجاری مادرزادی به اختلالاتی گفته می‌شود که از زمان جنینی به خاطر بروز یک سری اشکالات در سطح مولکولی زندگی فرد را به مخاطره میندازد. گاهی این ناهنجاری‌های مادرزادی قابل درمان است و گاهی نیز کمکی از دست کسی برنمی‌آید و جنین در حین رشد و نمو ممکن است جان خودش را از دست بدهد.

اختلال در هر یک از دستگاه‌های بدن در زمان جنینی، می‌تواند به نوبه خود خطرناک باشد ولی در این میان، دستگاه قلبی عروقی از حساسیت بیشتری برخوردار است. اگر اختلال کوچکی در بخش قلبی عروقی رخ دهد، احتمال بسیار زیادی وجود دارد حتی پس از متولد شدن جنین، فرد تا آخر عمرش از یک ناهنجاری مادرزادی رنج ببرد. در این مطلب قرار است به ۱۰ ناهنجاری مادرزادی پر اهمیت در دستگاه قلبی عروقی نگاهی بیندازیم.

ناهنجاری مادرزادی

۱. دکستروکاردی

دکستروکاردی در لاتین به معنای قرار گرفتن قلب در طرف راست است. قلب در حالت طبیعی در میان سینه و کمی مایل به سمت چپ قرار دارد. ولی شاید شنیده باشید بعضی از انسان‌ها، قلبشان در سمت راست بدن‌شان قرار دارد. سروتونین یک عامل کلیدی جهت تنظیم بیان ژن محسوب می‌شود. در هفته سوم جنینی، غلظت سروتونین در سمت چپ بدن بالاتر است و به همین خاطر با ثابت ماندن این غلظت، سلسله ژن‌هایی به صورت آبشاری بیان می‌شوند تا اندامی به نام قلب در ناحیه چپ بدن شکل بگیرد. در طرف راست بدن آنزیمی به نام منو آمینواکسیداز (MAO) حضور فعال‌تری دارد و به خاطر وجود این آنزیم مهم و حیاتی، میزان سروتونین در سمت راست بدن کمتر است. حال اگر نسبت‌های آنزیم و سروتونین برعکس شود، دکستروکاردی رخ می‌دهد.

ناهنجاری مادرزادی

۲. معکوس شدن بطنی

قلب به طور خلاصه از چهار حفره تشکیل می‌شود: ۲ دهلیز و ۲ بطن. ناهنجاری مادرزادی معکوس شدن بطنی از لحاظ ظاهری به راحتی قابل تشخیص است. در این ناهنجاری مادرزادی، بطن چپ در طرف راست و بطن راست در طرف چپ قرار می‌گیرد. این اختلال را تحت عنوان «جابه‌جایی رگ‌های بزرگ» (L-transposition of the great arteries) نیز می‌شناسند. چرا که قاعدتا بر اساس آناتومی بدن، باید از بطن راست، سرخرگ ریوی و از بطن چپ، سرخرگ بزرگ آئورت خارج شود. وقتی بطن‌ها معکوس می‌شوند، این دو سرخرگ همچنان جای‌شان ثابت است. به همین خاطر ناهنجاری «جابه‌جایی رگ‌های بزرگ» به عنوان نام دوم برای این ناهنجاری مادرزادی جا افتاده است.

ناهنجاری مادرزادی

سه نوع از ناهنجاری‌های بین دهلیزی (برای بزرگنمایی رو عکس کلیک کنید)

۳. نقص دیواره دهلیزی (ASD)

همانطور که از نامش پیداست، دیواره بین دو دهلیز نقص دارد. در رابطه با ناهنجاری مادرزادیِ نقص دیواره دهلیزی می‌توان یک مقاله تخصصی جدا نوشت ولی در حد و اندازه این یادداشت بد نیست بدانید نقص دیواره دهلیزی با شیوع ۶/۴ در هر ۱۰ هزار تولد گزارش شده است. همچنین نوزادان دختر به نسبت ۲ به ۱ بیشتر از نوزادان پسر به این ناهنجاری قلبی دچار می‌شوند.

از ناهنجاری‌های این دسته که ممکن است باعث مرگ زودهنگام جنین شود می‌توان به نقص سوراخ دومین، دهلیز مشترک، بسته شدن پیش‌رس سوراخ بیضی، باقی ماندن قنات دهلیزی بطنی اشاره کرد. اگر دقت کنید گفتیم «ممکن»؛ چرا که وقتی جنین به این مشکل گرفتار می‌شود، الزاما قرار نیست جانش را از دست بدهد. چه بسا جنین به دنیا می‌آید ولی پس از مدتی به خاطر پیشرفته شدن اختلالات یا رعایت نکردن خیلی از مسائل، به علت ایست قلبی فوت می‌کند. به همین خاطر هر نقص در دیواره دهلیزی مساوی با مرگ نیست.

ناهنجاری مادرزادی

مقایسه قلب سالم (A) با قلب مبتلا به آترزی دریچه تریکوسپید (B)

۴. آترزی دریچه تریکوسپید

دریچه تریکوسپید یا سه لتی بین دهلیز و بطن راست قرار دارد. آترزی به زبان ساده یعنی انسداد. به همین خاطر با انسداد دریچه سه لتی، رشد قلب نیز دچار تغییرات مهمی می‌شود و این ناهنجاری مادرزادی، بلاهای زیادی سر سر آناتومی قلب می‌آورد.

آترزی دریچه تریکوسپید همیشه با باز بودن سوراخی بیضی که بین دو دیواره دهلیزی قرار داشته، همراه است. با باز ماندن این سوراخ، خون دو دهلیز با یکدیگر در ارتباط خواهد بود. کمی بعد، دیواره بین دو بطن نیز دچار مشکل می‌شود. به همین سبب بطن راست به خوبی تکامل پیدا نکرده و از طرفی دیگر بطن چپ بیش از اندازه رشد می‌کند. آترزی‌ دریچه تریکوسپید به عنوان یک ناهنجاری مادرزادی به شدت خطرناک و مهلک به چشم می‌آید. حتی اگر جنین در موعد مقرر به دنیا بیاید، قطعا با مشکلات تنفسی و ریوی دست و پنجه نرم خواهد کرد.

ناهنجاری مادرزادی

شکل سمت راست بیمار مبتلا به آنومالی ابشتاین و شکل سمت چپ قلب سالم.

۵. آنومالی ابشتاین

در مورد آترزی دریچه تریکوسپید اشاره شده دریچه سه لتی انسداد پیدا می‌کند. در آنومالی ابشتاین، اوضاع کمی بغرنج‌تر می‌شود. دریچه سه لتی از لحاظ موقعیتی، به نقطه‌ای دورتر جابه‌جا شده و تقریبا در حوالی نوکِ بطنِ راست قرار می‌گیرد. در این حالت، دهلیز راست بیش از اندازه مورد نیاز رشد پیدا کرده و بطن راست به همان اندازه کوچک‌تر خواهد شد.

نکته ترسناک اینجاست علائم این بیماری مادرزادی ممکن است تا دوران بلوغ نمایان نشود. دلیل بروز آنومالی ابشتین هنوز کاملا مشخص نشده و به همین خاطر درمان قطعی برای این ناهنجاری مادرزادی در حال حاضر وجود ندارد. به نظر می‌رسد این ناهنجاری مادرزادی، یک اختلال وابسته به جنس است و در خانواده‌هایی که آنومالی ابشتاین را تجربه کرده‌اند، احتمال ابتلای نسل‌های بعدی بیشتر است. این بیماران اگر اندازه و سایز قلب‌شان در حد مناسبی باشد، توانایی انجام فعالیت‌های روزمره‌شان را دارند. با این حال آنها قادر نیستند ورزش‌های سنگین و رقابتی را انجام دهند. چرا که ایست قلبی در کمین‌شان است.

ناهنجاری مادرزادی

شکل سمت راست تترالوژی فالوت. شکل سمت چپ قلب سالم

۶. تترالوژی فالوت

این بیماری مادرزادی به نسبت ۹/۶ در هر ۱۰ هزار تولد شیوع دارد. در دوران جنینی، درست زمانی که قلب در حال تکامل است، دو بخش به نام مخروط قلبی ایجاد می‌شود. مخروط قلبی طی پروسه‌ای بسیار پیچیده در نهایت مجرای خروجی بطن راست و چپ را تشکیل می‌دهد. حال تصور کنید مخروط‌ها به طور نامساوی تقسیم شوند. به دنبال این تقسیم نامتقارن، چهار اختلال مهم به وجود می‌آید. اول اینکه مجرای خروجی بطن راست تنگ می‌شود. دوم اینکه بین دو دیواره بطنی یک نقص بزرگی شکل می‌گیرد. سپس دیوار بطن راست بیش از اندازه رشد می‌کند و در نهایت سرخرگ آئورت حالت طبیعی خودش را از دست می‌دهد. این چهار نقص تحت عنوان تترالوژی فالوت نامیده می‌شود.

ناهنجاری مادرزادی

۷. تنگی آئورت (کوآرکتاسیون آئورت)

تنگی آئورت با شیوع ۳/۲ درهر ۱۰ هزار تولد رخ می‌دهد. آئورت یا هر رگ دیگر در بدن از لحاظ بافت‌شناسی شامل سه لایه است. لایه دوم و میانی سرخرگ‌ها، عضلانی است. به همین سبب بنا به یک سری دلایل ژنتیکی، لایه عضلانی آئورت بیشتر از حد معمول رشد کرده و باعث اختلالی به نام تنگی آئورت می‌شود. تنگی آئورت صرفا یک ناهنجاری مادرزادی ساده نیست و به دنبال این اتفاق معمولا اختلالات دیگری نیز در بدن جنین وجود دارد. معمولا این بیماران فشار خون بیشتری را در دست‌ها نسبت به اندام‌های تحتانی تجربه می‌کنند. چرا که سرخرگ آئورت قرار است بیشتر اندام‌های بدن، از جمله پاها را خون‌رسانی کند.

ناهنجاری مادرزادی

بزرگ سیاهرگ زبرین دوگانه در دو نما کلی و مقطع عرضی

۸. بزرگ سیاهرگ زبرین دوگانه

همزمان با تکامل ساختار قلب، سرخ‌رگ‌ها نیز ایجاد می‌شوند. کمی پس از شروع نمو سرخرگ‌ها، نوبت به ایجاد سیاهرگ‌هاست. این دسته از عروق برخلاف سرخ‌رگ‌ها، خون را از اندام‌ها به سمت قلب می‌آورند تا در نهایت به حفرات دهلیزی ریخته شود. بدن در مجموع دو سیاهرگ بسیار بزرگ دارد: سیاهرگ زبرین و زیرین. سیاهرگ زبرین خون سر، گردن و بخشی از اندام‌های فوقانی و سیاهرگ زیرین، خون سایر بخش‌های بدن را به قلب برمی‌گردانند.

طی یک اختلال در دوران نمو جنین، دو سیاهرگ زبرین شکل می‌گیرد. این ناهنجاری مادرزادی از لحاظ فیزیولوژیکی و آناتومیکی بر بدن تاثیرگذار است.

ناهنجاری مادرزادی

۹. باز ماندن مجرای سرخرگی

در دستگاه قلبی عروقی جنینی، عنصری به نام مجرای سرخرگی به پمپاژ خون کمک کند. کمی پس از تولد، سلول‌های بافتی موجود در مجرای سرخرگی به سرعت تکثیر و  این مجرا در  فاصله یک تا سه ماهگی از لحاظ تشریحی بسته می‌شود. هر چند از میان ۱۰ هزار نفر، مجرای سرخرگی ۸ جنین از بخت بدشان باز می‌ماند. این بیماری مادرزادی یکی از شایع‌ترین ناهنجاری‌های قلبی عروقی است و معمولا باعث به دنیا آمدن نوزادان به صورت نارس خواهد بود. معمولا پس از تولد، این ناهنجاری به همراه سایر مشکلات دیگر نظیر ناهنجاری‌های تنفسی بروز می‌کند.

شیوع این ناهنجاری در دختران دو برابرِ پسران است. علت دقیق این ناهنجاری مادرزادی هنوز کشف نشده ولی محققین پی‌ بردند بین ابتلای مادران به بیماری سرخجه و شیوع این ناهنجاری، تاثیر مستقیمی وجود دارد.

ناهنجاری مادرزادی

۱۰. سندرم دی‌جورج

سندرم دی‌جورج یکی دیگر از ناهنجاری‌های مادرزادی است که خوش‌بختانه دلیلش کشف شده است. سندرم دی‌جورج عارضه‌ایست که به خاطر حذف‌شدگی بخش کوچکی از کروموزوم ۲۲ ایجاد می‌شود. این اختلال صرفا محدود به ناهنجاری‌های قلبی نیست و کودکان پس از تولد از نقائص متعددی در صورت‌شان رنج می‌برند. همچنین غده تیموس بیماران به شدت کوچک شده و عملکرد غده تیموس را نیز تحت الشعاع قرار می‌دهد. از طرفی دیگر غده پاراتیروئید نیز در بیماران سندرم دی‌جورج کارایی کاملی ندارد. بسته به تکامل سایر بخش‌های بدن، ممکن است ناهنجاری‌های بیشتری در قلب دیده شده و چه بسا تترالوژی فالوت را نیز در این بیماران شاهد باشیم. بر اساس جدیدترین مطالعات، از هر ۴۰۰۰ فرد یک نفر به بیماری سندرم دی‌جورج دچار می‌شود.

 

The post آشنایی با ۱۰ ناهنجاری مادرزادی پر اهمیت قلبی عروقی appeared first on دیجیاتو.

گرمایش جهانی چیست و چگونه باید با این بحران مقابله کرد؟

یخچال‌های طبیعی در حال ذوب شدن هستند. سطح دریاها بالاتر آمده‌. جنگل‌های بارانی در حال نابودیست و طبیعت وحشی نیز به دنبال این وقایع، در حال مرگ است. گرمایش جهانی چنین بلایی به سر کره زمین آورده و اگر جلویش گرفته نشود، با آثار بدتری نیز روبه‌رو خواهیم شد.

تقریبا این موضوع را همه می‌دانند که در واقع مقصر رشد بیش از حد پدیده گرمایش جهانی کسی نیست جز خودمان. در حقیقت با تولید و انتشار گازهای گلخانه‌ای در جو، بستر را برای رشد پدیده گرمایش جهانی آسان کردیم. گفتنی است میزان این نوع گازها نسبت به ۶۵۰ هزار سال گذشته بیشتر شده و اگر تدبیری در پیش گرفته نشود، بدتر نیز خواهد شد.

گرمایش جهانی

پدیده گرمایش جهانی باعث تغییر اقلیم کره زمین می‌شود و به دنبال این رویداد، الگوهای آب و هوایی نیز در بلندمدت از مکانی به مکان دیگر تغییر خواهد کرد. با چرخش روزانه کره زمین، گرمای جدیدی دور تا دور زمین پخش می‌شود و در نهایت اقیانوس‌ها نیز نسبت به اثر گرمایشی خورشید تاثیر می‌پذیرند. از طرفی دیگر زندگی موجودات مختلف در هر منطقه جغرافیایی تحت تاثیر تغییرات آب و هوایی به خطر میفتد.

برای کاستن سرعت پدیده گرمایش جهانی چه کمکی از دستمان بر می‌آید؟ در قبال ایجاد پدیده گرمایش جهانی باید چه کار کرد؟ در ابتدا اجازه دهید به دلیل این پدیده بیشتر بپردازیم و اصلا بفهمیم چرا زمین در حال گرم شدن است.

گرمایش جهانی

گازهای گلخانه‌ای: عامل دردسرساز ماجرای گرمایش جهانی

علت نام‌گذاری گازهای گلخانه‌ای برگرفته از پدیده‌ای است که در گلخانه‌ها دیده می‌شود. وقتی نور به درون محیط گلخانه‌ها می‌تابد، محوطه را گرم کرده و سپس با طول موج بیشتر باید از محیط گلخانه خارج شود. ولی به خاطر وجود جدار شیشه‌ای، بخشی از گازها به درون فضای گلخانه برمی‌گردند. به همین خاطر معمولا فضای داخل گلخانه نسبت به محیط بیرون، گرم‌تر به نظر می‌رسد.

پدیده‌ای به همین شکل ولی با مقیاس و ابعادی بزرگتر در سطح کره زمین نیز در حال وقوع است و گازهای شیمیایی متعددی حکم همان جدار شیشه‌ای را ایفا می‌کنند. در این میان دی اکسید کربن، متان و ازن مهمترین گازهای گلخانه‌ای است که توسط دانشمندان کشف شده. به هر اندازه میزان گازهای گلخانه‌ای در جو کره زمین بیشتر شود، میزان گرمای بیشتری نیز در اتمسفر نگهداری می‌شود. این همان پدیده گرمایش جهانی است که همه نگران آثار سو‌ این معضل هستند.

گرمایش جهانی

دانشمندان از سال ۱۸۲۴ میلادی از گرمایش جهانی اطلاع داشتند. درست زمانی که جوزف فوریِر (Joseph Fourier) محاسبه کرد اگر کره زمین اتمسفر نداشت، دمایش به مراتب کمتر از چیزی بود که در حال حاضر حس می‌کنیم. اثر گازهای گلخانه‌ای چیزی است که باعث شده شرایط آب و هوایی زمین قابل زندگی باشد. در حقیقت در سناریوی بدون وجود گازهای گلخانه‌ای، زمین ۱۵ سانتی‌گراد خنک‌تر می‌شد.

در سال ۱۸۹۵ سوانته آرِنیوس، شیمی‌دان سوئدی کشف کرد بشر یک عامل اساسی است که موجب افزایش آثار گازهای گلخانه‌ای با تولید دی اکسید کربن می‌شود. ادعاهای آرنیوس باعث شد از صد سال گذشته به این فکر بیفتیم چطور باید جلوی گرمایش جهانی کره زمین را بگیریم.

سطح گازهای گلخانه‌ای در طول تاریخ حیات کره زمین، افت و خیزهای زیادی داشته است.

سطح گازهای گلخانه‌ای در طول تاریخ حیات کره زمین، افت و خیزهای زیادی داشته و در طی چند هزار سال گذشته تقریبا یک نسبت ثابت حفظ شده است. ولی در چند دهه گذشته این تعادل نسبی به هم خورده و زمین بیشتر به سمت گرم شدن میل پیدا کرده. استفاده بی‌امان مردم از سوخت‌های فسیلی و دیگر آلاینده‌ها، تاثیر گازهای گلخانه‌ای را تشدید کرد.

دانشمندان اغلب از واژه «تغییر اقلیم» صحبت می‌کنند و نه «گرمایش جهانی». چرا که شاید یک منطقه جغرافیایی به شدت گرم شود و از طرفی دیگر، مردم در منطقه‌ای دورتر، هوای سردتری را تجربه کنند. چه بسا در یک منطقه، برف و باران بیشتری بیاید. به همین خاطر گرمایش جهانی با تغییر آب و هوای هر منطقه مرتبط بوده و الزاما قرار نیست کل کره زمین به یک باره گرم شود.

گرمایش جهانی

تغییرات دمایی مگر طبیعی نیست؟

میانگین دمای جهانی و میزان گاز کربن دی اکسید در طول هزاران سال از عمر زمین نوسانات زیادی داشته. این تغییرات بر اساس موقعیت کره زمین نسبت به خورشید شکل می‌گیرد. به همین خاطر عصر یخبندان در کره زمین تا ابد باقی نماند و زمین به سمت گرم شدن پیش رفت.

این نکته را باید اشاره کنیم در آن دوران آلاینده‌هایی مثل وسایل نقلیه وجود نداشت. به همین سبب طبیعت موجود در کره زمین از یک توازن و تعادل مناسبی برخوردار بود. البته طغیان آتش‌فشان‌ها هر از گاهی بر توازن گازهای گلخانه‌ای تاثیر داشت ولی این اثرات دائمی نبوده و پس از مدتی تاثیرش روی اقلیم زمین از بین می‌رفت. در حال حاضر تولید گازهایی مثل کربن دی اکسید، تعادل طبیعت حاکم بر سیاره‌مان را بر هم زده و در حال حاضر می‌بینیم گرمایش جهانی به یک معضل اساسی برای بقای بشریت تبدیل شده است.

گرمایش جهانی

کدام کشورها بیشتر نگران گرمایش جهانی هستند؟ برزیل در صدر و چین در قعر جدول! (برای بزرگنمایی روی تصویر کلیک کنید)

چرا باید گرمایش جهانی را جدی بگیریم؟

شاید بشر بتواند خودش را با تغییرات آب و هوایی تا حدودی تطبیق بدهد ولی اکوسیستم خیر. به همین خاطر یک چالش بزرگ در اینجاست چطور در آینده نزدیک باید از طبیعت در برابر آب و هوای غیر قابل پیش‌بینی حمایت کنیم.

به همین خاطر یک پنل بین‌ دولتی جهت تغییرات اقلیمی (IPCC) در سال ۱۹۸۸ توسط سازمان مترولوژیکال جهانی تاسیس شد تا تغییرات آب و هوایی را بر اساس آخرین اطلاعات علمی ارزیابی کرده و راه حلی ارائه دهند. IPCC هر ۶ سال در میان، ارزیابی مقایسه‌ای را در قالب یک گزارش ارائه می‌کند. همچنین مقالات علمی جالبی نیز توسط اعضای این سازمان نگاشته شده که معضل‌های گرمایش جهانی را به خوبی توضیح می‌دهد. به عنوان مثال در مقاله‌ای به این مقوله پرداخته شده که اضافه شدن ۱.۵ درجه سانتیگراد به میانگین دمای جهانی کره زمین، چه تبعاتی زیان‌آوری به دنبال خواهد داشت.

گرمایش جهانی

چگونه جلوی گرمایش جهانی را بگیریم؟ اصلا امکانش وجود دارد؟

اصلا قبول داریم مقصر گرمایش جهانی کسی نیست جز خودِ بشر ولی راه حل چیست؟ چاره‌اندیشی از جنبه‌های اقتصادی، جامعه‌شناسی و حتی سیاسی عوامل مهمی برای برنامه‌ریزی به شمار می‌‌‌رود. اما حتی اگر همین امروز بتوانیم جلوی انتشار گازهای گلخانه‌ای را بگیریم، کره زمین هنوز گرم باقی می‌ماند. بسته به اینکه جوامع مختلف چه چاره‌ای در پیش می‌گیرند، دانشمندان سرسختانه اعتقاد دارند در هر صورت کره زمین تا ۴ درجه سانتی‌گراد افزایش دما خواهد داشت.

در حال حاضر هدف اینست میزان نسبت گازهای گلخانه‌ای حدود ۴۵۰ تا ۵۵۰ ppm ثابت بماند. تنها در این حال است که اکثر تحلیل‌گران معتقدند جلوی تغییرات افسار گسیخته زیست محیطی گرفته می‌شود. هم اکنون این رقم ۳۸۰ ppm گزارش شده. به همین خاطر دیر یا زود ممکن است این میزان از دامنه اطمینان مد نظر خارج شود. IPCC به زبانی ساده اذعان داشته انتشار گازهای گل‌خانه‌ای به جو کره زمین باید بین ۵۰ تا ۸۰ درصد کاهش پیدا کند.

گرمایش جهانی

تغییرات غیرطبیعی دما. محور عمودی، دما با مقیاس سانتی‌گراد و محور افقی، سال میلادی است. (برای بزرگنمایی روی تصویر کلیک کنید)

محققین دانشگاه پرینستون سلسله رویه‌هایی را تحت عنوان «رویکردهای ثابت‌سازی» پیشنهاد دادند. بر اساس آنالیزهای محققین این دانشگاه، بشر این قابلیت را دارد طی ده سال آینده با استفاده از تکنولوژی مدرن، انتشار گازهای گلخانه‌ای را در حد قابل توجهی کاهش دهد. بر همین اساس، امریکایی‌ها اعتقاد دارند به جای جلوگیری تغییرات اقلیمی به صورت منطقه به منطقه، رویکردی جهت کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای به کار گرفته شود. گفته می‌شود اگر هفت «رویکرد ثابت‌سازی» مطابق انتظارات محققین اجرا شود، تا پنجاه سال پس از اجرای این پروتکل‌ها، گرمایش جهانی چالش خاصی ایجاد نمی‌کند. چرا که میزان گازهای گل‌خانه‌ای در حد ۵۰۰ ppm ثابت خواهد ماند.

بهینه‌سازی انرژی، تولید ماشین آلاتی با مصرف سوخت کمتر، افزایش قابل توجه نیروگاه‌های خورشیدی و بادی، تولید هیدروژن از منابع قابل تجدید، بیوسوخت‌ها (سوخت‌های گیاهی)، گازهای طبیعی و انرژی هسته‌ای رویکردهایی است که دانشمندان برای ثابت‌سازی گازهای گل‌خانه‌ای در نظر دارند. همچنین این قابلیت نیز روی کاغذ وجود دارد کربن دی‌اکسید منتشر یافته از سوخت‌های فسیلی توسط پروسه‌ای مجددا گرفته شده و در اعماق زمین ذخیره شود. این فرآیند، «جداسازی کربن» (Carbon Sequestration) نامیده می‌شود.

گرمایش جهانی

از طرفی دیگر می‌توان روش گذشته را در راستای دیگر روش‌ها به کار گرفت و آن چیزی نیست جز مقابله با تخریب منابع طبیعی یعنی جنگل‌ها. اگر در هر کشور و در هر منطقه‌ جغرافیایی روی این کره خاکی همگی در تلاش بودند جلوی نابودی جنگل‌ها و درختان را بگیرند، شاید مشکل گرمایش جهانی در این حد به یک چالش بزرگ تبدیل نمی‌شد.

The post گرمایش جهانی چیست و چگونه باید با این بحران مقابله کرد؟ appeared first on دیجیاتو.