چرا Ring of Elysium از پابجی بهتر است؟

هیچکس بهتر از یک اشنا نمی‌تواند راه و رسم ضربه زدن به شما را بشناسد. شاید به خاطر همین مسئله است که از گذشته تاکنون هروقت سرقتی رخ می‌دهد اولین شک و تردید به سمت آشنایان می‌رود. نقاط قوت یا نقاط ضعف شما می‌توانند بهترین استراتژی را در اختیار سوء استفاده کنندگان قرار دهند و چه کسی بهتر از آشنایان از آن‌ها آگاه است؟

Tencent Games همان آشنایی است که راه و رسم ضربه زدن به شرکای خود را از بهر است. تِنسِنت همان آشنایی است که نقاط ضعف پابجی و نقاط قوت فورتنایت را مانند کف دست خود می‌شناسد و بهتر از هرکس دیگری می‌تواند برروی آنان مانور داده و از آن‌ها به عنوان برگ برنده خود استفاده کند.

هنوز هم نمی‌توانیم درخصوص این ابر کمپانی چینی که به تازگی وارد دنیای حرفه‌ای بازی سازی شده و اولین محصول جهانی خود برای کامپیوترهای شخصی را با سروصدای زیادی روانه بازار کرده نظر دهیم. آیا تِنسِنت یک سوء استفاده‌گر است یا یک مغز متفکر که نیمه پر لیوان را دیده و بر اساس آن طرح ریزی می‌کند؟

Ring of Elysium چراغ خاموش به راه خود ادامه داد. خود را در مسیر نگه داشت و درکنار بزرگان سبک بتل رویال پیش رفت. در میانه راه برخی از رقبای کم جان‌تر خود را کنار زد و آنان را لوت کرد تا با آمادگی بیشتری به سراغ رقبای تراز اول خود برود.

پیشروی Ring of Elysium آنقدر ظریف و نامحسوس بود که وقتی برای مدتی در کنار جاده نگه داشت، لباس خود را عوض کرد و استراتژی جدیدی درنظر گرفت هیچکس متوجه او نشد. این توقف Ring of Elysium را می‌توان به تعویض تایرهای مسابقات فرمول یک و دستان فرز و پرسرعت تکنسین‌ها و مکانیک‌ها تیم فرمول یک را به مغز هوشمند تِنسِنت تشبیه کرد.

حال Ring of Elysium دوباره به مسیر مسابقه برگشته. اما این بار نامحسوس و چراغ خاموش پیشروی نمی‌کند، بلکه برای رقبای پیش روی خود نور بالا می‌زند و با سرعت هر چه تمام‌تر به سمتشان ویراژ می‌دهد.

در مطلبی که درخصوص پابجی منتشر کردیم و اوضاع و احوال بد این بازی را مورد بررسی قرار دادیم گفتیم که علت موفقیت پابجی خوش شانس بودن آن بوده است. خوش شانس بودن به این خاطر که بدون رقیب به کار خود ادامه داد و هیچ بازی دیگری با تمرکز بر ارائه یک تجربه واقع‌گرایانه از سبک بتل رویال وارد بازار نشد.

سکانس پیش روی پابجی را شامل سه رقیب بزرگ آن شامل فورتنایت، بلک اپس ۴ و بتلفیلد ۵ توصیف کردیم که در برابر پابجیی که به زانو درآمده ایستاده‌اند. حالا این سکانس تغییری بزرگ به خود دیده و پابجی علاوه بر سه رقیب بزرگ خود، رقیب دیگری را بالای سر خود می‌بیند که تبسمی از سر اطمینان برروی لبان خود دارد.

Ring of Elysium همان رقیب تازه وارد است که با اطمینان و رضایتی کامل از آینده خود، به چشمان پابجی نگاه می‌کند که در آن شک و تردید زیادی موج می‌زند.

آیا با عرضه Ring of Elysium می‌توان اظهار کرد که شکست پابجی اتفاقی قریب الوقوع است؟ در این مطلب به بررسی تمام نقاط قوتی می‌پردازیم که موجب می‌شوند Ring of Elysium نسبت به پابجی عنوانی موفق‌تر محسوب شود.


Ring of Elysium کاملا رایگان است

Ring of Elysium

می‌توانید با مراجعه به فروشگاه استیم و به صورت رایگان Ring of Elysium را دریافت کنید

پابجی هم‌اکنون با قیمت ۳۰ دلار فروخته می‌شود و بسیاری از خریداران تازه بازی از آن ناراضی هستند و به همین خاطر آمار ریفاند یا پس داده شدن آن بسیار بالاست. برای یک کاربر ایرانی، پرداخت هزینه‌ای این چنین زیاد برای دریافت بازیی که از کیفیت بالایی برخوردار نیست یک اشتباه محض محسوب می‌شود.

در این میان فورتنایت رایگان است، اما نیاز به استفاده از ابزارهای تغییر آی‌پی برای اینکه بتوانید به سرورهای بازی متصل شوید یکی از معضلات آن محسوب می‌شوند. عناوین رایگان دیگری مانند H1ZI نیز وجود دارند که بیشتر جنبه فان دارند و به خوبی حس و حال یک رقابت نفس گیر را منتقل نمی‌کنند.

Ring of Elysium شوالیه‌ای با اسب سفید برای تمام دوست داران بازی‌های بتل رویال است. بازی نه تنها کاملا رایگان است، بلکه حجم زیادی هم ندارد و به سادگی پس از شش گیگابایت دانلود آماده بازی می‌شود. بازی از طریق استیم قابل دریافت است و برای تجربه آن نیازی به نصب و استفاده از لانچرهای ثانویه ندارید.

تمام این مزایا موجب می‌شوند Ring of Elysium بهترین گزینه موجود برای کاربران ایرانی محسوب شود. سه سرور مختلف در شمال آمریکا، آسیا و اروپا دردسترس است تا درنهایت بتوانید با کمترین میزان لگ از تجربه بازی لذت ببرید.

Ring of Elysium برای درآمدزایی روشی مشابه فورتنایت پیش رو گرفته، اما آن را بهتر از اپیک گیمز پیاده کرده است. با صرف نظر از سیستم پیاده شده توسط بلوهول در پابجی که افتضاحی بیش نبود، بیایید خصوصیات فصل‌های فورتنایت و Ring of Elysium را بررسی کنیم.

شما فورتنایت را بصورت رایگان دریافت می‌کنید. به صورت دلخواه می‌توانید بتل‌پس را با ارز داخل بازی یا با قیمت ۱۰ دلار خریداری کنید. چالش‌های اضافه شده به بازی شامل ۱۰۰ مرحله می‌شود که طی ۱۰ هفته می‌بایست آنان را طی کرده و هر مرحله به شما آیتمی کازمتیک و جذاب می‌دهد و می‌توانید آنان را به صورت دائمی نگه‌داری کرده و استفاده کنید.

Ring of Elysium نیز همانند فورتنایت رایگان است. می‌توانید به دلخواه ادونچرپس بازی را با ارز داخلی آن (که فعلا چندان در دسترس نیست و تنها از طریق برخی چالش‌ها به دست می‌آید) یا با قیمت ۹٫۵ دلار خریداری کنید. چالش‌های اضافه شده به بازی شامل ۱۰۰ مرحله می‌شود که می‌بایست طی ۸ هفته آنان را کامل کنید.

هر مرحله به شما یک آیتم کازمتیک زیبا می‌دهد که می‌توانید آن را به صورت دائمی نگه دارید. اما علاوه بر این رویه که با پرداخت هزینه همراه است، کاربرانی که بازی را رایگان تجربه می‌کنند نیز می‌توانند جوایزی دریافت کنند.

در صورت رایگان تجربه کردن Ring of Elysium، به شما ۷۰ مرحله داده می‌شود که هر دو مرحله آیتمی کازمتیک دریافت می‌کنید. این آیتم‌ها به زیبایی و جذابی آیتم‌های ادونچرپس نیستند اما همچنان به زیباتر شدن کارکتر شما کمک می‌کنند.

سیستم خرید صندوقچه در بازی وجود ندارد و تنها راه دریافت این آیتم‌های تزئینی از طریق بازی کردن و انجام چالش‌های هفتگی یا روزانه و دریافت XP مقدور می‌باشد.

تِنسِنت کاربرانی که به صورت رایگان Ring of Elysium را تجربه می‌کنند نادیده نگرفته و برای آنان نیز جوایزی را در نظر گرفته که این مسئله قابل تحسین است.


Ring of Elysium دارای ظاهری مانند پابجی و باطنی مشابه فورتنایت است

همانطور که گفته شد Ring of Elysium یکی دیگر از بازی‌های واقع گرایانه در سبک بتل رویال است. پابجی با وجود اینکه اولین بازی در این زمینه بود، اما هیچوقت نتوانست تجربه‌ای دلچسب از یک شبیه سازی واقعی را ارائه دهد.

Ring of Elysium با وجود ظاهری واقع گرایانه، نرمی و طراحی مشابهی از فورتنایت دارد. البته هنوز برخی انیمیشن‌های بازی کند هستند و تجربه‌ای روان مانند فورتنایت را در اختیار شما قرار نمی‌دهند. اما مشخص است تِنسِنت برای طراحی Ring of Elysium بیشتر فورتنایت را مد نظر قرار داده.

حضور برروی پشت بام و پناه گرفتن برروی سطح شیبدار سقف آن‌ها یکی از اولیه استراتژی‌های موجود در فورتنایت است. جالب است که در Ring of Elysium نیز دسترسی به پشت بام تمام خانه‌ها ممکن است و حضور در چنین شرایطی به خوبی ایمنی شما را تضمین می‌کند.

وجود گلایدر و اسنوبورد به شما کمک می‌کند با آزادی عمل بیشتری در محیط جابجا شوید و حتی با رقبایتان درگیر شوید. استفاده صحیح و به موقع از این ابزار می‌تواند تفاوت‌های بزرگی در نتیجه نهایی یک رقم رقم بزند و حتی بهترین روش برای دوری کردن از یک نبرد نابرابر باشند.


Ring of Elysium تجربه‌ای منحصر به فرد از بتل رویال را ارائه می‌دهد

دیگر خبری از یک دایره تکراری که برروی صفحه پدیدار می‌شود تا شما و رقبایتان را به مرکز خود هل دهد نیست. تِنسِنت طراحی جدیدی برای این مکانیزم در نظر گرفته و نقشه بازی را به مناطق مختلفی تقسیم کرده. طوفان قسمت‌های مختلف نقشه را در بر می‌گیرد و شما را وادار می‌کند تا در مدت زمانی مشخص خود را به مناطق امن برسانید.

بازی تنها یک برنده ندارد و ممکن است تا سقف چهار نفر در آن به پیروزی برسند. راه رسیدن به پیروزی نیز هلیکوپتر نجاتی است که در آسمان شهر رویت می‌شود و نردبان نجات خود را به پایین می‌اندازد. شما می‌بایست به دور از چشم دیگران خود را به نردبان برسانید یا ابتدا همه را کشته و سپس سوار هلیکوپتر شوید.

نردبان هلیکوپتر طعمه مناسبی است تا بازیکنانی که صبر کمتری دارند یا ریسک پذیری بالاتری دارند به سمت خود بکشاند. در این میان برخی بازیکنان تصمیم می‌گیرند نقش شکارچی را بازی کرده و منتظر بمانند تا دیگر بازیکنان را روی نردبان هدف قرار دهند.

بازی برای این شکارچی‌ها هم برنامه‌ای تدارک دیده تا با هیجان بیشتری بازی را به پایان برسانند. پس از به اتمام رسیدن زمان مقرر طوفان Ymir فرا می‌رسد و برف و کولاک همه جا را فرا می‌گیرد. نقشه بازی به رادار تبدیل می‌شود و محل  دیگر بازیکنان را به شما نشان می‌دهد.

درحالیکه بخاطر قرارگیری در طوفان به مرور از جانتان کم می‌شود و مانند پابجی بوستی هم در اختیار ندارید تا پس از استفاده نوار سلامتیان بازیابی شود، باید تصمیم خود را بگیرید و یا به سراغ نردبان بروید یا رقبایتان.

همین مسئله موجب می‌شود برخلاف پابجی که در بیشتر مواقع بازیکنان آنقدر صبر می‌کنند تا آخرین دایره آنان را برخلاف میلشان به سمت حریف بکشاند، لحظات پایانی بازی با یک سناریو جذاب و هیجان انگیز برایتان پیش برود.


خوشبختانه Ring of Elysium اپتیمایز شده است

پابجی را می‌توان یکی از معدود مثال‌هایی دانست که برخلاف رودخانه شنا کرد و بجای پیشرفت و بهتر شدن، روز به روز ضعیف‌ و پرایرادتر شد. بازی زود از حالت آزمایشی یا Early Access خارج شد و حتی آن زمان یعنی یک سال و نیم پیش وضعیت بهتری نسبت به حال حاضر داشت.

کاربران طی چند ماه گذشته به خوبی از خجالت BlueHole سازنده بازی درآمده‌اند و در قسمت نظرات استیم تا جای ممکن نقدهای منفی منتشر کرده‌اند، به این امید که تلنگری به این استودیو زده شود و در راستای بهتر کردن شرایط بازی قدمی بردارد.

خوشبختانه Ring of Elysium دچار هیچ یک از این حواشی نشده و کاربران از پرفورمنس آن رضایت کامل دارند. باید توجه داشت که نسخه آزمایشی بازی هم‌اکنون در دسترس است و قطعا در آینده شاهد اوپتیمایز شدن بیشتر و بهبود بهتر پرفورمنس بازی خواهیم بود.

آپشن‌های گرافیکی زیادی در اختیار شما نیست اما همین تنظیمات موجب می‌شوند بازی با یک ظاهر زیبا و پرجزئیات، به سادگی و با یک فریم ریت مناسب روی سیستم‌های متوسط اجرا شود. جزئیات تکسچرها بالاست و انتخاب تنظیمات واقع‌گرایانه باعث می‌شود تا از طبیعت برفی بازی لذت ببرید.

تنها مشکل بازی نبود حالت Full Screen با امکان انتخاب رزولوشن‌های مختلف است که موجب می‌شود درصورت استفاده از یک مانیتور عریض یا ۴K با کمی مشکل رو به رو شوید. البته این مشکل نیز به سادگی قابل حل است و می‌توانید با مراجعه به تنظیمات ویندوز و تغییر رزولوشن صفحه، بازی را در ابعادی مناسب اجرا کنید.


آب و هوای داینامیک را در Ring of Elysium تجربه خواهید کرد

نقشه ابتدایی Ring of Elysium را می‌توان به نقشه Erangel پابجی تشبیه کرد که هم اکنون از دسترس خارج شده است. یکی از نکات مثبت و جالب نسخه سابق بازی وجود آب و هوای کاملا داینامیک بود که جذابیت بازی را بسیار زیاد می‌کرد.

نقشه Sanhawk در پابجی نیز دارای آب و هوای نسبتا داینامیک است و حتی بلوهول در یکی از ایونت‌های بازی این نوع آب و هوا را به نقشه Erangel نیز اضافه کرد، اما هیچکدام آن چیزی که کاربران انتظار داشتند نبودند.

تغییرات آب و هوا در Sanhawk تنها به صورت مه و باران است و به ندرت پیش می‌آید که در یک بازی آب و هوایی بجز آفتابی تجربه کنید. مه نیز به دلیل غلظت زیاد شما را کور و باران نیز بخاطر صدای زیاد شما را کر می‌کند. به همین خاطر نمی‌توان تغییرات آب و هوایی را پابجی را نکته‌ای مثبت و تاثیر گذار محسوب کرد.

در نسخه سابق Ring of Elysium علاوه بر نور پردازی مختلف بر حسب ساعات مختلف روز، شاهد آب و هوای ابری، باران ملایم، باران تند و طوفان و رعد و برق نیز بودیم که تقریبا طی هر بازی شرایط را برای بازیکنان تغییر می‌داد.

اما در نسخه جدید بازی تغییرات آب و هوایی محدود به بارش برف هنگام نزدیک شدن طوفان بازی و سپس طوفان و کولاک به هنگام قرار گیری در طوفان محدود می‌شود. خبری از باران و رعد و برق نیست اما ممکن است با بازگشت دوباره نقشه سابق بازی شاهد بازگشت این تغییرات آب و هوایی نیز باشیم.

نور پردازی بازی همانند سابق است و براساس زمان بندی تعیین شده محیط بازی از صبح تا ظهر روشن‌تر می‌شود. همین خصوصیات ساده و کم اهمیت در Ring of Elysium موجب شده‌اند تا یکنواختی خارج شده و کمی شاداب‌تر شود.

سازندگان بازی از ابتدا نوید اضافه شدن حال شب و دوربین‌های دید در شب را داده بودند. حال طبق جدیدترین اعلان منتشر شده توسط تِنسِنت گفته شده است که به زودی آماده تاریکی باشید! اطلاعات بیشتر قرار است طی چند روز آینده منتشر شود تا به زودی شاهد اضافه شدن یکی از جذاب‌ترین خصوصیات ممکن به Ring of Elysium باشیم.


امکانات بیشتری برای حمل و نقل در Ring of Elysium دردسترس شماست

Ring of Elysium به شما امکان انتخاب از میان سه کلاس مختلف را می‌دهد. کلاس گلایدر به شما یک گلایدر می‌دهد که می‌توانید از آن برای پرواز کردن در محیط‌های باز و در مسافت‌های کوتاه و نزدیک استفاده کنید. یکی از محدودیت‌های گلایدر این است که برای استاده از آن باید روی بلندی قرار گیرید و این شرایط همیشه مهیا نیست.

کلاس دیگر به شما یک اسنوبورد می‌دهد تا با سرعت برروی محیط بازی اسکی کنید. می‌توان گفت این کلاس از نظر سهولت در استفاده بهترین انتخاب ممکن است چرا که بجز یک شیب جزئی روی زمین، نیازمند شرایط دیگری برای شروع حرکت نیست.

کلاس آخر نیز تجهیزات کوهنوردی در اختیارتان قرار می‌دهد تا بتوانید از برخی نقاط صعب العبور بالا بروید. برای حرکت در محیط بازی نیز زیپلاین‌هایی طراحی شده تا بتوانید با آویزان شدن از آن‌ها سریعا به نقاط مورد نظرتان برسید.

علاوه بر سه کلاس نام برده، نوعی حمل و نقل عمومی نیز وجود دارد. خطوط تلکابین سراسر بازی شما را از نقطه‌ای به نقطه دیگر منتقل می‌کنند و در میان تمام روش‌های موجود می‌توان تلکابین را کندترین اما ایمن‌ترین وسیله موجود دانست.

دیگر وسایل نقلیه موجود در بازی از تنوع بالایی برخوردارند و شامل اتومبیل‌های جیپ، مانستر یا هیولا، فولکس واگن‌های قدیمی، اسنوموبیل و… می‌شوند. پیدا کردن آنان نیز در محیط بازی ساده است و تقریبا در کنار تمام جاده‌ها و محیط‌های شهری می‌توانید یک اتومبیل پیدا کنید.

تمام این امکانات در اختیارتان قرار داده است تا دغدغه فرار از طوفان را نداشته باشید و بیشتر وقت بازی شما به جابجایی نگذرد. مسئله‌ای که در پابجی بسیار آزار دهنده است و کمبود وسایل نقلیه در نقشه‌های Erangel و Miramar موجب می‌شود تا درصورت دور بودن نقاط امن، مدت زیادی از وقت خود را صرف دویدن در دشت و صحرای بازی کنید.

دایره یا مناطقی که دچار طوفان می‌شوند یک وسیله هستند، نه یک هدف فرعی. طبیعیست زمانی که نقش این پدیده در بازی پررنگ‌تر از هدف اصلی می‌شود، بازی جذابیت خود را برای مخاطب از دست می‌دهد. هدف Ring of Elysium نیز از بین بردن این مشکل است.

تمام ابزار و لوازم موجود در Ring of Elysium در اختیار شما قرار می‌گیرد تا بیشتر از اینکه وقت خود را صرف فرار از محیط‌های طوفانی کنید، درگیر شوتینگ بازی و رقابت با دیگران باشید.


به لطف وجود اینونتوری هوشمند، سرعت پیشروی در Ring of Elysium بسیار بالاست

همانطور که در قسمت قبل نیز گفته شد، یکی از مهم‌ترین هداف Ring of Elysium از بین بردن دغدغه‌های فرعی و سرعت بخشیدن به پیشروی در بازی است. درهمین راستا اینونتوری بازی هوشمند و تقسیم بندی شده است تا مدت زمان کمتری برای چیدمان آن صرف کنید.

تعویض اسلحه در پابجی یکی از زمان گیر‌ترین فعالیت‌های ممکن است. ابتدا می‌بایست تجهیزات نصب شد برروی آن را جدا کرده و پس از برداشتن اسلحه جدید، دوباره آن را از نو سر هم کنید. انجام این کار در شرایطی که محیط اطرافتان امن است و خطری شما را تهدید نمی‌کند مشکلی محسوب نمی‌شود.

اما بسیاری از مواقع یک مکث کوتاه در فضای باز موجب می‌شود مورد حمله دیگران قرار بگیرید. به همین خاطر بسیاری از مواقع کاربران ریسک تعویض اسلحه را به خود نمی‌دهند و ترجیح می‌دهند آیتم‌های مورد نیازشان را لوت کرده و سریعا محل را ترک کنند.

شاید بسیاری از کاربران بگویند این پروسه نیز جزئی از جذابیت‌های بازی است و براساس واقع گرایانه بودن بازی آن را توجیه کنند. اما وجود برخی جزئیات در بازی‌های ویدیویی و تکرر بیش از اندازه آن‌ها خستگی و کسالت را به همراه دارد.

Ring of Elysium از رخ دادن چنین مشکلاتی جلوگیری می‌کند. تِنسِنت از قابلیت تجهیز خودکار پابجی موبایل استفاده کرده و آن را در Ring of Elysium نیز استفاده کرده. نتیجه این است که پس از برداشتن یک اسلحه جدید، بصورت خودکار تمام تجهیزات مناسب در داخل اینونتوریتان روی آن سوار می‌شود.

پس از انتخاب اسلحه به صورت خودکار عملیات ریلود کردن آن شروع می‌شود و از ابتدا برروی گزینه Auto یا شلیک پشت سر هم تنظیم می‌شود. اینونتوری شما نیز کاملا تفکیک شده است و همه چیز در دسته بندی‌های مشخص جمع آوری می‌شوند تا دسترسی به آن‌ها ساده‌تر باشد.

تمام این موارد موجب می‌شوند تا سرعت پیشروی شما در Ring of Elysium بسیاری بیشتر از پابجی باشد. به همین خاطر بیش‌تر از اینکه زمان شما صرف مجهز کردن سلاح‌ها یا جابجایی در محیط بازی شود، صرف حضور در میدان نبرد و درگیری با رقبایتان می‌شود تا تجربه بازی لذت بخش‌تر شود.


سیستم چالش‌های بهتر Ring of Elysium به نسبت پابجی

جوایز کسب شده در پابجی به سرعت از شما پس گرفته می‌شوند

پابجی در پیاده سازی ساده‌ترین ویژگی‌ها نیز نمی‌تواند درست عمل کند و نتیجه همیشه افتضاح‌ترین شکل ممکن خواهد بود. وقتی بلوهول سرانجام تصمیم گرفت تا برای ایجاد انگیزه در بین کاربران سیستم چالش را به بازی اضافه کند، تصورات برخورد با مکانیزمی بسیار بهتر بود.

شما در پابجی به ازای تکمیل چالش‌های روزانه یا هفتگی مقداری XP دریافت می‌کنید. این امتیازات به دست آمده باعث می‌شوند لول شما به مرور بالاتر برود و به ازای هر لول صندوقی در اختیار شما قرار می‌گیرد.

محتویات یا جوایز موجود در این صندوق عموما آیتم‌های کازمتیک و تزئینی هستند که تنها برای مدت کوتاهی با شما باقی می‌مانند! پس از گذشت این مدت زمان آیتم‌ها از اینونتوری شما پاک می‌شوند و دیگر نمی‌توانید از آنان استفاده کنید.

سیستم چالش‌های روزانه و هفتگی در Ring of Elysium بسیار ساده‌تر و متنوع‌تر است. برخی از این چالش‌ها به مرور زمان و با پیشروی در ادونچرپس بازی در اختیار شما قرار می‌گیرند. بقیه نیز به صورت روزانه اعلام می‌شوند و شما می‌توانید آنان را انجام دهید.

انجام دادن این چالش‌ها امتیازاتی در اختیارتان می‌گذارد که موجب می‌شود در ادونچرپس بازی (چه به صورت رایگان و چه پولی) پیشرفت کنید و لولتان بالاتر رود. سرانجام نیز با رسیدن به لول‌های مشخص شده آیتمی کازمتیک را به صورت دائمی دریافت خواهید کرد تا از آن تا هر زمان که خواستید استفاده کنید.


آینده پیش روی Ring of Elysium بسیار روشن‌تر است

با بررسی مشکلات پابجی نیز عنوان کردیم که پابجی به دست بلوهول و اقدامات بی‌ثمر آن از بین رفت. در جدیدترین اخبار منتشر شده تایید شده است که این استودیو قصد دارد به زودی مپی با حال و هوای زمستان به پابجی اضافه کند.

یعنی باز هم همان روند قدیمی. اضافه کردن محتوایی اضافه بدون حل کردن مشکلاتی که بازی با آنان دست به گریبان است.

اما مسئله درخصوص Ring of Elysium کمی متفاوت‌تر است. تِنسِنت از تمام سوء مدیریت‌های بلوهول آگاه است و تا کنون نیز تمام تلاش خود را کرده تا Ring of Elysium دچار حاشیه‌ها و مشکلات پابجی نشود.

پتانسیل‌های بالای این بازی موجب می‌شوند تا به سادگی اعلام کنیم Ring of Elysium آینده روشن‌تری نسبت به پابجی خواهد داشت. مشخص نیست تا چه زمانی بلوهول مشکلات پابجی را نادیده می‌گیرد و تلاش می‌کند تا از باقی مانده بازی هم کسب درآمد کند، اما اگر آن روز فرا برسد شاید بتوان به پابجی نیز امیدوار شد.

نظر شما درخصوص Ring of Elysium چیست؟ آیا این بازی می‌تواند جایگزین پابجی شده و موفقیت‌های آن را تکرار کند؟ نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.

The post چرا Ring of Elysium از پابجی بهتر است؟ appeared first on دیجیاتو.

آیا پابجی مرده است؟

عرصه هنر و به خصوص هالیوود در طول تاریخ ستاره‌های زیادی را به خود دیده‌ است که به سرعت افول کرده‌اند. آرتیست‌های جذاب و هنرمندی که ناگهان تبدیل به ستاره‌هایی پر نور و درخشان شدند، اما طاقت نیاوردند و سوختند و سقوط کردند. زمان درخشش این ستاره‌ها، زمان درآمدزایی و سرمایه‌گذاری و تعریف و تمجید بود و زمان سقوطشان مملو از توهین و تحقیر و بی‌توجهی‌ها. پابجی (PUBG) ستاره صنعت بازی‌سازی بود، ستاره‌ای که این روزها رو به خاموشیست.

سوال اصلی اینجاست، چه شد که برنده جایزه برترین بخش چند نفره از TGA 2017 نتوانست صدر نشینی و موفقیت خود را ادامه دهد و پسرفت کرد؟ در این مقاله به بررسی تمام دلایل و عواملی می‌پردازیم که موجب شدند Player’sUnknown Battlegrounds یا به اختصار پابجی از عرش به فرش سقوط کرده و حال و روز خوبی نداشته باشد.

پابجی

سال ۲۰۱۷ برای صنعت بازی‌سازی سالی عجیب و غیرمنتظره بود. درحالیکه بازی‌های بزرگ و پرهزینه مانند COD World War II یا استاروارز بتل‌فرانت ۲ به شدت توسط کاربران کوبیده‌ می‌شدند و خبری از یک انتشار بزرگ و موفق نبود، عرضه دو بازی از دو استودیو نه چندان مشهور ورق را برگرداند و تمام معادلات را به هم زد.

پابجی توسط Bluehole و فورتنایت توسط اپیک‌گیمز با سبک بتل رویال منتشر شدند و همچون یک سونامی سهمگین صنعت بازی‌سازی را فرا گرفتند. طولی نکشید تا رکوردها شکسته شدند و تیتر اول تمام مجلات و وبسایت‌های مرتبط با تکنولوژی مملو از مطالبی درخصوص این سبک تازه بال و پر گرفته و موفقیت دور از انتظار آن شد.

درهمین هیاهو بود که منتشر شدن خبری کوتاه شوک بزرگی را به تمام کاربران وارد کرد. برندن گرین، کارگردان خلاق پابجی در حساب توییتر خود اعلام کرد که این بازی با ثبت رکورد ۱,۳۴۲,۸۵۷ بازیکن آنلاین بطور همزمان رکورد پیشین ۱,۲۹۵,۱۱۴ نفری Dota 2 را شکسته است. رکوردی که تنها هشت روز پس از رسیدن به یک میلیون بازیکن همزمان شکسته شد، یعنی ۳۵ درصد افزایش کاربر در عرض هشت روز!

موفقیت باورنکردنی پابجی در جذب کاربران و افزایش روزانه تعداد کاربرانی که به طور همزمان در حال تجربه بازی بودند توقف ناپذیر بود. طولی نکشید تا یکی از بزرگ‌ترین رکوردهای تاریخ صنعت بازی‌های ویدیویی توسط پابجی ثبت شود.

آمار و ارقام پابجی که نشان دهنده افت چشمگیر بازی در چند ماه اخیر است

شروع سال ۲۰۱۸ با ثبت رکورد ۳,۲۳۶,۰۲۷ کاربر آنلاین بصورت همزمان و همچنین میانگین بازیکن ۱,۵۸۴,۸۸۶ نفری برای پابجی همراه بود. رکوردی که قطعا سالیان سال در دستان این بازی خواهد بود و شکسته شدن آن در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

همین نقطه، یعنی ژانویه ۲۰۱۸ تبدیل به نقطه شکست پابجی شد. گلوله شلیک شده از اسلحه بلوهول به بالاترین ارتفاع ممکن رسید و چرخید و رو به پایین حرکت کرد. پابجی همانطور که به سرعت بالا رفته بود، به سرعت سقوط کرد و طی یک ماه ۱۹۳,۸۷۱ بازیکن را از دست داد تا روند کاهش بازیکنانی که به صورت همزمان پابجی را تجربه می‌کردند و میانگین بازیکنان ماهانه آن استارت بخورد.

طبق آمار رسمی منتشر شده توسط استیم، طی ۳۰ روز گذشته بالاترین تعداد کاربرانی که به طور همزمان در حال تجربه پابجی بوده‌اند ۹۶۵,۵۰۷ نفر بوده است، یعنی بیش از دو میلیون نفر کمتر نسبت به ۹ ماه گذشته.

شاید با خودتان بگویید هنوز هم آمار و ارقام پابجی قابل توجه است و کمتر بازیی این روزها تا این اندازه توسط کاربران مختلف تجربه می‌شود. اما مشکل اینجاست میزان نارضایتی و انتقادات کاربران از پابجی طی روزها و ماه‌های گذشته آنقدر زیاد بوده است تا شکی برایمان باقی نماند که مسیر پیش روی پابجی چیزی جز سقوط نیست و به زودی این آمار و ارقام باز هم کاهش چشمگیری پیدا خواهند کرد.

اکثر نقدهای اخیر کاربران از پابجی بشدت منفی بوده است

اما مشکل اصلی از کجا شروع شد؟ کدام گام بلوهول اشتباه بود که موجب شد ستاره درخشانش ناگهان سقوط کند؟ بیایید از ابتدا تا کنون تمام مشکلات و حواشی که پابجی با آنان روبه‌رو بود را بررسی کنیم تا متوجه حال وخیم این بازی شویم.

مارچ ۲۰۱۷ برای اولین بار پابجی تحت نسخه Early Access یا نسخه‌ای که هنوز مراحل ساخت آن تکمیل نشده است با قیمت ۳۰ دلار به بازار عرضه شد. ۶ ماه بعد یعنی سپتامبر ۲۰۱۷ ورژن ۱٫۰ پابجی به صورت رسمی برای کامپیوترهای شخصی منتشر شد و بازی با افزایش قیمتی کوچک و با ۴۰ دلار روی فروشگاه استیم قرار گرفت.

درواقع اولین اشتباه بلوهول همینجا بود، پابجی کیلومترها تا خارج از شدن از Early Access فاصله داشت و مشکلات و ایرادات فنی آن بیشتر از حدی بود که آماده ارائه نسخه رسمی باشد. حتی الان که نزدیک دو سال از عرضه پابجی گذشته باز هم این ایرادات فنی برطرف نشده‌اند و کاربران به شدت از این وضع ناراضی هستند.

اگر یک کامپیوتر با سخت افزاری به روز و قدرتمند دارید طبیعتا با مشکلات زیادی مواجه نخواهید شد. اما کاربرانی که سیستمی متوسط دارند با بیشترین مشکلات پرفورمنس روبه‌رو می‌شوند و به سختی می‌توانند از بازی با کیفیتی مناسب لذت ببرند.

درست است که بازی‌های روز دنیا برای تجربه مناسب نیاز به سخت افزاری قدرتمند دارند و نمی‌توان انتظار داشت این بازی‌ها همچنان روی سیستم‌های قدیمی یا متوسط با نهایت کیفیت اجرا شوند. اما پابجی به هیچ عنوان قابل قیاس با چنین بازی‌هایی نیست.

پابجی در قبال آنچه از کاربران طلب می‌کند، محتوای قابل قبولی ارائه نمی‌دهد. تکسچرها و طراحی گرافیکی بازی در حد متوسط است و حتی با بالاترین تنظیمات، باز هم به نسبت بازی‌های واقع گرایانه دیگر حرف زیادی برای گفتن ندارد. درصورت اوپتیمایز بودن بازی، کاربران می‌توانستند به سادگی روی یک کامپیوتر متوسط با کیفیتی مناسب و فریم‌ریت قابل قبول پابجی را تجربه کنند، اما این مسئله رویایی بیش نیست.

تمامی بازی‌های مولتی‌پلیر و آنلاین برای تهییج کاربران و ارائه آماری درست از عملکرد آنان دارای سیستم رنک‌ بندی، نوار رسیدن به اهداف یا جوایز متنوع و مختلف هستند. اما پابجی بر اساس عملکرد شما به پرداخت مقداری BP (ارز دیجیتالی بازی) کفایت می‌کند و درنهایت شما با استفاده از این ارز می‌توانید صندوقچه‌هایی را خریداری کنید که باز کردن برخی از آنان نیازمند خرید کلید با ارز واقعیست.

هیچ نوار رسیدن به اهدافی وجود ندارد و حتی قسمت آمار و ارقام بازی که نشان دهنده تعداد پیروزی‌ها، تعداد کاربرانی که کشته‌اید و… است با هر بروزرسانی خالی می‌شود! این بدین معناست که زحمات چند ماهه شما برای کسب آمار و ارقام قابل توجه در بازی تنها با منتشر شدن یک بروزرسانی از بین می‌رود و دوباره از صفر شروع خواهید کرد.

یک سال و نیم پس از عرضه بازی سرانجام بلوهول تصمیم به درج سیستم رنک بندی براساس مهارت کاربران تقریبا مشابه سیستمی که در کانتر شاهد هستیم گرفته است. درواقع می‌توان این بروزرسانی را مثال کامل نوش دارو پس از مرگ سهراب تلقی کرد.

سیستمی که می‌بایست از ابتدا در بازی قرار می‌گرفت تا موجب شود بازیکنان هم سطح با یکدیگر بازی کنند یا کاربران برای رسیدن به سطح بالاتر و بازی کردن در شرایطی حرفه‌ای‌تر تلاش کنند خیلی دیر به بازی اضافه شد. شاید زمانی که دیگر وجود آن برای کسی اهمیت نداشته باشد.

به شخصه پس از ۳۴۰ ساعت وقت گذرانی در پابجی، بجز یک سناریو تکراری که براساس سبک بتل رویال روایت می‌شود چیز دیگری تجربه نکردم. مهم نیست چند ساعت و با چند نفر یا با چه شرایط و سیاستی بازی را تجربه می‌کنید، هر بار با یک سناریو تکراری شامل پریدن از هواپیما، مجهز شدن به سلاح و زره و کشتن دیگران و تلاش برای بقا مواجه هستید.

تغییرات در پابجی با کندترین سرعت ممکن رخ می‌دهند. هفت ماه پس از انتشار بازی، دومین نقشه با نام Miramar به بازی افزوده شد. برخلاف محیط‌های شلوغ و بافت‌های شهری متعدد Erangel (اولین نقشه بازی) و همچنین وجود پوشش‌های گیاهی متنوع، میرامار بیابانی بی‌آب و علف با فضاهای مسطح زیاد و محیط‌های شهری کم بود که از همان ابتدا دردسرهای زیادی را به همراه داشت.

صرف نظر از طراحی ضعیف میرامار، ایرادات فنی این نقشه موجب شدند تا کاربران زیادی به امید شروع در Erangel بازی را ترک و آن را دوباره شروع کنند. باگ‌های عجیب، نقص سیستم پراکندگی لوت و دراپ، مشکلات پرفورمنس و فریم ریت در برخی نقاط خاص بازی، دیر لود شدن تکسچرها در محیط‌های شهری و… تنها بخشی از مشکلاتی بودند که کاربران حین تجربه میرامار با آن دست و پنجه نرم می‌کردند.

با انتشار میرامار نه تنها کار برای بلوهول تمام نشد، بلکه تازه شروع شد. ارائه بروز رسانی‌های هفتگی و بازسازی دوباره نقشه و اضافه کردن لوکیشن‌های مختلف درکنار بهبود پرفورمنس و رفع باگ‌های میرامار تا مدت‌ها برنامه پیش روی بلوهول بود.

پس از رسیدن به یک سطح قابل قبول، کار روی نقشه‌ای با مقیاس کوچک‌تر اما پیرو طراحی Erangel در دستور کار بلوهول قرار گرفت. سرانجام ۹ ماه پس از انتشار میرامار و با کش و قوس‌های فراوان، Sanhok به بازی اضافه شد تا تجربه‌ای پرسرعت‌تر از پابجی را برای کاربران به ارمغان بیاورد.

درواقع هدف از بیان این قسمت توجه به اختلاف زمانی سنگین میان ارائه محتوای جدید توسط بلوهول در پابجی است تا متوجه شوید کاربران چه مدت را صرف یک تجربه تکراری کرده‌اند.

البته اضافه کردن نقشه‌های جدید تنها استراتژی بلوهول برای ایجاد محتوای جدید در پابجی نبوده است. ارائه چالش‌ها یا مسابقات هفتگی به همراه اضافه شدن مُدهای مختلف به سرورهای غیراصلی بازی از دیگر تمهیدات این استودیو بود که چندان موفقیت آمیز نبودند.

حتی چالش‌های هفتگی پابجی باز هم سناریوی تکراری این بازی را با ظاهری متفاوت روایت می‌کنند. پرش از هواپیما و کشتن دیگر بازیکنان اما این بار با محدودیت در استفاده از تجهیزات و اسلحه‌های موجود. حتی سیستم جوایز متنوعی نیز برای این بخش درنظر گرفته نشده و درنهایت با پیروزی در این چالش‌ها چیزی که به دست می‌آورید بسیار بی‌ارزش‌تر از جوایز حالت استاندارد پابجی است.

اضافه کردن نقشه جدید و چالش‌های هفتگی یا ماهانه تنها تدابیر بلوهول برای ایجاد تحول در محتوای پابجی نبود. به مناسبت عرضه نقشه سوم بازی یعنی Sanhok بلوهول تصمیم گرفت تا با تقلید از فورتنایت و سیستم Battle Pass این بازی نوعی چالش جدید و مرحله‌ای را در پابجی ایجاد کند که نتیجه آن فاجعه‌ای بیش نبود.

نمایی از سیستم بتل پس بازی و آیتم هایی که در هر لول به شما اهدا می‌شد

بیایید ابتدا سیستم بتل‌پس فورتنایت را بررسی کنیم. شما بازی را بصورت رایگان دریافت می‌کنید. به صورت دلخواه می‌توانید بتل‌پس را با ارز داخل بازی یا با قیمت ۱۰ دلار خریداری کنید. چالش‌های اضافه شده به بازی شامل ۱۰۰ مرحله می‌شود که طی ۱۰ هفته می‌بایست آنان را طی کرده و هر مرحله به شما آیتمی کازمتیک و جذاب می‌دهد و می‌توانید آنان را به صورت دائمی نگه‌داری کرده و استفاده کنید.

شما پابجی را با قیمت ۴۰ دلار خریداری می‌کنید. بتل‌پس بازی ۱۰ دلار قیمت داشت و راهی جهت خرید آن با ارز داخل بازی وجود نداشت. این بتل‌پس شامل ۳۰ مرحله می‌شد که طی ۳۰ روز می‌بایست آن را تکمیل می‌کردید. هر مرحله از این چالش به شما آیتمی کازمتیک می‌داد که برخی از آنان را طی مدت زمان خاصی می‌توانستید استفاده کنید و سپس از شما پس گرفته می‌شد!

سیاست جاه‌طلبانه یا به عبارتی طماعانه بلوهول در طراحی این بتل‌پس به سرعت با انتقاد و بازخورد منفی کاربران همراه شد و موجی از نارضایتی‌ها را روانه این استودیو و سازندگان بازی کرد. بلوهول حتی در تقلید و پیاده سازی سیستم بتل‌پس موفق نبود و با برخی سیاست‌های اشتباه ایده خود را به تباهی کشاند.

کاش مشکلات پابجی ختم به همین‌ جا می‌شد، اما مشکل بزرگ دیگری از ابتدا همراه پابجی بود که کاربران زیادی را آزار داد. طبیعیست که تمام بازی‌های ویدیویی و مخصوصا بخش مولتی‌پلیر بسیاری از این بازی‌ها با حضور هکرها روبه‌رو هستند و این مسئله متاسفانه امری عادی محسوب می‌شود.

اما وضعیت پابجی بسیار پیچیده‌تر بود. فروش بدافزارها یا نرم افزارهای هک پابجی در فروشگاه‌های اینترنتی چینی و قیمت پایین آنان موجب شد تا بسیاری از کاربران در این منطقه به سراغ استفاده از آنان بروند و تجربه بازی را به کام دیگر بازیکنان تلخ کنند.

کاربران از همان ابتدا کمپینی را با عنوان RegionLock یا جدا کردن سرورهای کاربران چینی شروع کردند، اما از آنجایی که پابجی با همکاری یکی از بزرگ‌ترین کمپانی‌های تکنولوژی چین یعنی Tencent مدیریت می‌شود انجام این کار برای بلوهول غیرممکن بود.

راه حل بلوهول برای مبارزه با هکرها چه بود؟ اضافه کردن سیستم آنتی‌چیت برای شناسایی و متوقف کردن هکرها اولین راهکار ارائه شده بود. راهکاری که منتهی به بلاک شدن بسیاری از هکرها شد اما درنهایت دور زده شد و هکرها راه جدیدی برای ورود به بازی پیدا کردند.

ارائه بروز رسانی‌های متعدد برای بهبود سیستم آنتی‌چیت بازی تنها استراتژی بلوهول برای مبارزه با هکرها بود. با وجود اینکه بسیاری از کاربران ادعا می‌کنند هیچوقت با هکرها مواجه نشده‌اند، بنظر می‌رسد این مشکل بیشتر در سرور آسیای بازی وجود دارد. اما قابلیت تغییر سرور در بازی به بازیکنان این اجازه را می‌دهد تا در سرورهای نقاط مختلف جهان بازی کنند و همین مسئله موجب پراکندگی هکرها در تمام سرورها شد.

سرانجام بلوهول مدتی قبل تصمیم گرفت RegionLock نه به شکل زندانی کردن کاربران چینی بلکه به شکل انتخاب خودکار ریجن و برداشتن قابلیت انتخاب سرور را در بازی پیاده سازی کند. نتیجه این کار چه بود؟ پیاده سازی اشتباه و پر از ایراد سیستم انتخاب خودکار ریجن همچون تبری تیز و بُرنده بر تنه پابجی فرود آمد و کاربران زیادی را از آن فراری داد.

اولین مشکل ایجاد شده این است که شما و دوستانتان از دو کشور مختلف دیگر نمی‌توانید با یکدیگر بازی کنید، چرا که بازی برحسب موقعیت شما یک سرور مختلف را به هرکدامتان توصیه می‌کند و عملا حضور در یک سرور امکان پذیر نیست.

این تصویر به خوبی مشکل Desync بازی را توضیح می‌دهد

متاسفانه سیستم انتخاب خودکار سرور به درستی موقعیت کاربران را تشخیص نمی‌دهد و آنان را به اشتباه در سرورهای اشتباه می‌اندازد. همین مسئله موجب می‌شود تا علاوه بر بالا رفتن پینگ و لگ‌های شدید که عملا تجربه بازی را غیرممکن می‌کنند فاجعه‌ای به نام Desync رخ دهد.

در پابجی Desync به این شکل عمل می‌کند که هیت‌باکس سرور کمی از هیت‌باکس کاربر عقب‌تر است. این اختلاف زمانی بین هماهنگی دو هیت‌باکس موجب می‌شود در حین درگیری با دیگر بازیکنان اگر پشت یک درخت یا دیوار پناه گرفتید، باز هم امکان مرگتان وجود داشته باشد چرا که همچنان گلوله دشمنان به شما اصابت می‌کند.

DR DisRespect یکی از بزرگ‌ترین استریمرهای پابجی طی چند ویدیو به وجود Desync در بازی اشاره کرد و آن را به همراه تدابیر اشتباه بلوهول عامل مرگ پابجی دانست. Shroud، نفر اول تورنومنت جهانی پابجی و یکی دیگر از مشهورترین استریمرهای بازی پس از مشکلات بازی اعلام کرد که دیگر سراغ بازی نخواهد رفت تا زمانیکه بلوهول به تعهدات خود درخصوص کمپین FixPubg# عمل کند.

کمپین FixPubg# چه بود؟ بلوهول برای دخیل کردن کاربران در پروسه رفع مشکلات پابجی کمپینی را به راه انداخت تا کاربران با ارائه پیشنهادات و گزارشات از مشکلات بازی به بالا رفتن سرعت تغییرات کمک کنند. متاسفانه نتیجه کار کاملا معکوس بود و ارائه هر بروز رسانی مانند سیستم انتخاب خودکار ریجن که بالاتر به آن پرداختیم به جای برطرف کردن مشکلات بازی، ده‌ها مشکل جدید به آن افزودند!

بیس و بدنه پابجی با هزاران مشکل مختلف درگیر است و در این میان بلوهول برای رسیدن به سود بیشتر بجای اینکه تمام تمرکز خود را روی بهبود شرایط بازی بگذارد، تصمیم به انتشار پابجی روی پلتفرم‌های دیگر گرفته است.

نمایی از نسخه موبایل پابجی که تجربه ای بهتر از بازی را برای شما به ارمغان می‌آورد

پورت بازی روی ایکس باکس وان هم چنگی به دل نمی‌زند و تمام باگ‌ها و ایرادات فنی و عدم وجود محتوای مناسب در این نسخه نیز حضور دارند. اما از آنجایی که کمپانی Tencent خود وظیفه انتشار نسخه موبایل پابجی را به عهده گرفته بود مشاهده می‌کنیم که PUBG Mobile بشدت متفاوت است و هیچ کدام از ایرادات مطرح شده در آن وجود ندارد.

بازی کاملا اوپتیمایز شده و به خوبی روی تلفن‌های هوشمند میان رده با تنظیمات پایین اجرا می‌شود. هکری در کار نیست و کاربران با خیال راحت بازی می‌کنند. لول‌بندی، ماموریت‌های هفتگی یا ماهانه، جوایز روزانه، صندوقچه‌هایی که بدون نیاز به خرید کلید باز می‌شوند، آیتم‌هایی که می‌توانید جایزه بگیرید و سپس از آن استفاده کنید و… همه از جمله ویژگی‌های مثبت نسخه موبایل پابجی هستند. و درنهایت مهم‌ترین نکته اینکه پابجی روی تلفن‌های هوشمند رایگان است.

شاید با خواندن این مقاله با خودتان بگویید وجود این حجم از مشکلات و اشتباهات در یک بازی غیرممکن است. کوچک‌ترین مشکلات در یک بازی ختم به ایجاد هیاهو در فضای اینترنت می‌شوند و درنهایت به بازی و سازندگان آن لطمه وارد می‌کنند، اما چطور با پابجی اینگونه رفتار نشد؟

پابجی خوش شانس بود. ارائه تجربه‌ای واقع‌گرایانه از بتل‌رویال، چیزی که همچنان مشابه آن دیده نشده است و موفقیت در جلب توجه گیمرهای هاردکور از جمله عواملی بودند که پابجی را در این مدت سرپا نگه داشتند.

بسیاری از کاربران جزئیات بالای پابجی در وجود تجهیزات، گیم‌پلی سخت و درگیرانه، فیزیک واقع‌گرایانه سلاح‌ها و… را می‌پسندند و برای تجربه آن جایگزینی پیدا نکرده‌اند. همین مسئله موجب می‌شود تا با وجود مشکلات فراوان باز هم پابجی آخرین سنگر دوست‌داران یک بتل‌رویال واقع گرایانه باشد.

تاکنون بزرگ‌ترین رقیب پابجی فورتنایت بوده است که این دو بازی با وجود اختلافات فراوان در طراحی و فیزیک و… به سادگی در کنار یکدگیر فعالیت کردند و هریک کاربران خاص خود را داشتند. اما داستان از این نقطه به بعد کمی برای پابجی متفاوت‌تر خواهد شد.

اوج گرفتن فورتنایت در کنار عرضه بلک اپس ۴ که این روزها تبدیل به محبوب‌ترین بازی در توییچ شده است خطراتی هستند که شدیدا پابجی را تهدید می‌کنند. حال تصور کنید که عرضه بتلفیلد۵ هم پیش روی ماست و عملا وجود سه رقیب قدرتمند در مقابل پابجی که به زحمت سر پا ایستاده است سکانسی قابل پیش‌بینی را در ذهن تمام کاربران ترسیم می‌کند.

پابجی نمرده ، بلکه به دست بلوهول زنده به گور شده. هر سیاست اشتباه، هر بروزرسانی غیرموفق، هر تعلل در ارائه محتوایی جدید و هر بار نادیده گرفتن خواسته کاربران مشتی خاک بود که بر تابوت پابجی ریخته شد.

آیا روزی پابجی می‌تواند از گور خود بیرون بیاید، رقبای خود را کنار بزند و باز هم به صدر جدول محبوب‌ترین بازی‌‌های ویدیویی برگردد؟ نظرات خود را در این خصوص با ما به اشتراک بگذارید.

The post آیا پابجی مرده است؟ appeared first on دیجیاتو.

پابجی را با حال و هوای یک بازی ترسناک تجربه کنید [تماشا کنید]

زمان زیادی تا هالوین باقی نمانده و قرار است پابجی هم به عنوان یکی از پر سر و صداترین بازی‌های امسال، میزبان رویدادی با حال و هوای این مراسم باشد.

با آغاز این رویداد که با انتشار یک ویدیو سینمایی جذاب معرفی شده، کاراکترهایی مثل دلقک ترسناک، قصاب، مومیایی، پرستار، اسلکت و کدوتنبل هالوین به پابجی اضافه خواهند شد که حس و حالی شبیه به عناوین ترسناکی همچون سایلنت هیل و رزیدنت اویل را به بازی داده‌اند.

در این ویدیو، یکی از کاراکتر زن پابجی که روی بسیاری از کاورهای این بازی هم دیده می‌شود، برای پیدا کردن مهمات به انبار متروکه‌ای رفته و در آن‌جا با یک پرستار ترسناک روبرو می‌شود که به صورت ناگهانی به او حمله می‌کند؛ صحنه‌ای که به هیچ‌ عنوان انتظارش را ندارید که در عنوانی مثل PUBG شاهد آن باشید.

پابجی در حال حاضر برای پی سی، ایکس باکس وان، iOS و در نهایت اندروید در دسترس است. البته چانگ هان کیم، مدیرعامل PUBG Corp پیش از این گفته بود که آن‌ها در حال شناخت سایر پلتفرم‌ها هستند و بعد از رسیدن به سطح خاصی از کیفیت روی ایکس باکس وان، سراغ دیگر کنسول‌ها نیز خواهند رفت.

او همچنین نسبت به ورود پابجی به حوزه‌هایی همچون سینما، سریال تلویزیونی، انیمیشن و دیگر سرگرمی‌های دیجیتال ابراز امیدواری کرده بود و بنابر این توضیحات، معرفی نسخه پلی استیشن ۴ این عنوان طی ماه‌های آینده دور از انتظار نیست.

با وجود آن که پابجی هنوز هم طرفداران بسیار زیادی دارد و از محبوب‌ترین بازی‌های چندنفره طی چند ماه اخیر محسوب می‌شود، آمار بازیکنان آنلاین آن به‌خصوص بعد از انتشار نسخه جدید کال او دیوتی یعنی بلک آپس ۴ با کاهش قابل مشاهده‌ای روبرو بوده است. بسیاری از کاربران به خاطر باگ‌های آزار دهنده و وجود تعداد زیادی افراد متقلب در سرورها از سازندگان پابجی انتقادات زیادی کرده‌اند.

The post پابجی را با حال و هوای یک بازی ترسناک تجربه کنید [تماشا کنید] appeared first on دیجیاتو.

بازی های بتل رویال؛ چرا محبوب و چرا دیگر بس است



این روزها به ندرت پیش می‌آید که سبکی جدید قدم به دنیای بازی‌های ویدیویی بگذارد و با مقبولیت و استقبال بالای گیمرها مواجه شود. بیشتر بازی‌هایی که هر سال روانه بازار می‌شوند، همان شوترهای اول شخص پرطرفدار هستند، نقش آفرینی‌هایی که بیش از هر موقع دیگری محبوب شدند و یا بازی‌های ورزشی و ریسینگی که چون گذشته بهترین نیستند.

البته سبک جدید بتل رویال که یکی از شگفتی‌های ده سال اخیر دنیای بازی است، پاراگراف بالا را زیر سوال می‌برد. این سبک که درست از روح رمانی به همین نام و سری فیلم‌های هانگر گیمز تغذیه می‌کند، امروزه به چنان محبوبیتی رسیده که عنوانی چون فورتنایت حالا درآمدی بیشتر از ۱ میلیارد دلار برای سازنده‌هایش کسب کرده است.

اما در این مطلب می‌خواهیم ابتدا به طور خلاصه به تاریخچه و نقطه آغاز این سبک جدید پرداخته، در ادامه عوامل موفقیت آن را بررسی کرده و در انتها توضیح دهیم که چرا بهتر است هر چه زودتر با آن وداع کنیم.

چطور همه چیز شروع شد؟

بازی H1Z1 یکی از اولین عناوین بتل رویال مستقل بود که البته هرگز نتوانست به محبوبیت بازی های امروزی برسد.

به نظر می‌رسد اولین باری که چنین ایده ای در یک بازی ویدیویی به کار برده شد، سال ۲۰۱۲ میلادی بود که مادی به نام Hunger Games برای عنوان بسیار محبوب و پرطرفدار ماینکرفت منتشر شد. پس از آن ماد مشابه دیگری به نام DayZ این بار در نسخه دوم سری Arma به وجود آمد و کمی بعد به عنوانی کاملا مستقل تبدیل شد.

اما اگر تا آن زمان نامی از بتل رویال و بازی‌های آن به گوش‎تان نرسیده بود، تعجبی ندارد چرا که Player Unknown’s Battlegrounds یا به اختصار PUBG اولین عنوانی بود که تقریبا اکثر ما را با این سبک آشنا کرد و نام بتل رویال را بر سر زبان‌ها انداخت. طراح اصلی بازی نیز چون دیگر عناوین کارش را با مادی در Arma 2 و در ادامه با بازی مستقلی به نام H1Z1 شروع کرد تا آنکه به استخدام استودیو Bluehole در آمد و ایده قدیمی اش یعنی همان PUBG را به صورت دسترسی زودهنگام منتشر کرد.

البته کار به همین جا ختم نشده و فورتنایت که در اوایل انتشارش به تقلیدی کورکورانه از پابجی متهم می‌شد، چنان طیف وسیعی از مخاطبین را جذب خود کرد که امروزه به پدیده ای در فرهنگ عام تقریبا تمام مردم دنیا تبدیل شده است. باور نمی‌کنید؟ کافی است بخش اخبار دیجیاتو را در یک ماه اخیر دنبال کرده باشید تا با عنوان‌های عجیبی چون استخدام مربی توسط والدین برای فرزندانشان در بازی یا درآمدهای کهشکشانی آن مواجه شوید. فراگیر شدن ایموت‌ها یا همان حرکات رقص فورتنایت که خود مقوله جذاب و فراگیر دیگری است.

اما اگر فکر می‌کنید پابجی و فورتنایت تنها بازی‌های بتل رویالی هستند که صنعت بازی را به تسخیر خود در آورده‌اند، سخت در اشتباه هستید. سری به شبکه استیم بزنید و تنها نگاهی به بازی‌های منتشر شده در چند ماه اخیر بکنید. بی اغراق با ده‌ها عنوان مختلف رو به رو می‌شوید که هر کدام به نحوی تلاش دارند موفقیت‌های دو بازی نامبرده را تکرار کنند.

بدون شک فورتنایت را می‎توان یکی از شگفتی‎های دهه اخیر دنیای بازی دانست.

اما چرا بتل رویال به این اندازه محبوب است؟

برای آنکه سبکی چون بتل رویال در چنین زمان کوتاهی به این موفقیت و محبوبیت برسد و به راستی راه صد ساله را یک شبه طی کند، بی شک عوامل زیادی نقش بازی می‌کنند. اولین برتری چنین عناوینی دقیقا سبک جدید و متفاوت آن‌ها است. در صنعتی که هر سال دکمه‌های کنترلر را برای پاس دادن در بازی‌های ورزشی فشار می‌دهیم و یا بر حسب عادت پاییز هر سال منتظر شوتر تکراری دیگر هستیم، عنوانی با سبک نو می‌تواند غوغا به پا کند، البته اگر تقریبا بی نقص اجرا شود.

ساخت و طراحی ژانری جدید تنها دلیل موفقیت فورتنایت یا پابجی نیست وگرنه بی شمار بازی مستقل روی شبکه استیم پیدا می‌شود که تقریبا تمام شاکله آن‌ها متفاوت از عناوین مرسوم امروزی است اما حتی در تامین هزینه‌های ساخت خود نیز ناتوان هستند. چرا راه دور برویم؟ همان ماد ماینکرفت و بازی‌های H1Z1 و DayZ نتوانستند در جا انداختن سبک بتل رویال کار چندانی از پیش ببرند.

از اجرای درست که بگذریم، در خود ذات سبک بتل رویال جذابیت‌هایی نهفته است که به معنای واقعی کلمه می‌تواند هر مخاطبی را جذب خود کند. برای درک بهتر این جذابیت‌ها بهتر است کمی از علم روان شناسی و به طور خاص‌تر نظریه «هرم سلسله مراتب نیازهای مزلو» کمک بگیریم. هرم نیازهای مزلو بر خلاف ظاهرش، نظریه ای ساده و قابل درک است، این هرم نیازهای اساسی انسان و اولویت اهمیت آن‌ها را نشان می‌دهد.

همان طور که در هرم زیر می‌توانید ببینید، اولین نیازهای مهمی که هر انسانی برای رفع آن تلاش می‌کند، نیازهای فیزولوژیکی مثل تامین غذا، آب، خواب و سلامت است. پس از فراهم آمدن این نیازها، نوبت به امنیت می‌رسد و همین روند تا بالا و نیازهای دیگری چون عزت نفس و شکوفایی فردی ادامه پیدا می‌کند. حالا ربط این هرم با موفقیت عنوانی چون فورتنایت چیست؟ بازی‌های بتل رویال به خوبی بسیاری از طبقه‌های این هرم نیاز را نشانه می‌گیرند.

هرم سلسله نیازهای مزلو درجه اولویت و اهمیت نیازهای مختلف انسان را به ترتیب نشان می‎دهد.

طبقه اول و دوم این هرم همان نیازهایی هستند که تقریبا در هر بازی ویدیویی پیاده می‌شوند و تا حد زیادی جذابیت بازی‌ها مدیون آن‌ها است. تقریبا در هر عنوانی که فکرش را بکنید، شما برای تامین سلامت و امنیت کاراکتر خود تلاش می‌کنید. از روی موانع می‌پرید، به سمت نیروهای دشمن تیراندازی می‌کنید و حتی در اکثر بازی‌های بتل رویال چون یک انسان نخستین به دنبال موانع می‌گردید، وسایل جدید می‌سازید و به شکار و جنگ می‌روید.

برخی از بازی‌های خاص و قدرتمندی چون The Last of Us و با کمی ارفاق عناوین چند نفره دست‌هایشان را برای گرفتن طبقه سوم نیز دراز می‌کنند. لست آو آس با داستان بی نظیرش روی نیازهایی چون دوستی و خانواده دست می‌گذارد و بازی‌های چند نفره هم تا حدودی نیاز انسان به ارتباط برقرار کردن را قلقلک می‌دهند، صد البته اگر آن هم تیمی را که با شدت ۱۵۰ دسی بل با هدست درست در گوش شما داد می‌زند، نادیده بگیریم.

اما عناوین بتل رویال جاه طلبانه قدم‌هایشان را بسیار فراتر می‌گذارند. همکاری چند نفره در مسابقات تیمی فورتنایت یا پابجی لزوم برقراری ارتباط و صحبت کردن (بخوانید طبقه سوم) را بیش از هر بازی چند نفره دیگری به ما تذکر می‌دهند و حتی پرچم خود را در طبقه‌های بعدی نیز به اهتراز در می‌آورند. مزلو در طبقه چهارم از نیازهایی چون احترام و اعتماد به نفس می‌گوید، حالا شما لذت و اعتماد به نفس ناشی از اول شدن در یک مسابقه ۱۰۰ نفره بتل رویال را با صدها بار اول شدن در بازی شوتری چون کال آو دیوتی مقایسه کنید.

عنوانی چون پابجی با دست گذاشتن روی نیازهای برقراری ارتباط و حل مشکل، تبدیل به تجربه‎ای لذت بخش برای مخاطب خود می‎شود.

نگاهی به طبقه آخر نیازهای اساسی انسان بکنید، در میان نیازهای نامبرده شده «حل مشکل» را می‌بینید. حالا به یاد آورید که چطور پابجی به خصوص در حالت تیمی شما را تشویق می‌کند تا برای حل مشکل که در این مورد فرار کردن از دست تیمی دیگر یا نابود کردن آن‌ها است، استراتژی و برنامه بچینید. همین موارد به تنهایی کافی است تا بتل رویال به خودی خود سبکی جذاب باشد، دیگر حالا مدیریت و بازاریابی عالی اپیک گیمز را به معادله اضافه کنید که چطور فورتنایت را تقریبا به تمامی پلفترم‌های ممکن آورده است.

چرا بهتر است دیگر بتل رویال را کنار بگذاریم؟

در قسمت ابتدایی مطلب از این گفتم که چطور با رفتن به استیم با سیل عظیمی از بازی‌های بتل رویال منتشر شده تنها در چند ماه اخیر مواجه می‌شوید اما شاید این عبارت به تنهایی نتواند عمق فاجعه را نشان دهد. بنا است تنها در همین سال جاری نزدیک به ۱۶ بازی بتل رویال عرضه شوند و در این رقم همان بازی‌های کوچک و بزرگ مستقل در نظر گرفته نشده‌اند، عناوینی که بسیاری از آن‌ها با هدف مسخره بازی و تقلید از بازی‌های بزرگ چون پابجی ساخته شده و ناگهان با استقبالی عجیب رو به رو شدند.

در کنار تمامی این عناوین مختص به بتل رویال، بسیاری دیگر از سری‌های قدیمی چون بتلفیلد و کال آو دیوتی نیز برای بخش چند نفره خود به سراغ این سبک رفته‌اند و شاید کمی باورش عجیب باشد اما تحت تاثیر همین جو، بتل رویال به شکلی راهش را به نسخه جدید فیفا نیز باز کرده است. به بیان بهتر، تقریبا هر بازی سازی این روزها فکر می‌کند که به نحوی باید یا یک بازی بتل رویال بسازد و از المان‌های آن در ساخته اش استفاده کند.

بازی‎های بتل رویالی که در یک الی سه سال اخیر عرضه شده و یا به زودی منتشر می‎شوند. البته ده‎ها عنوان مستقل دیگر را نیز به این لیست اضافه کنید. (برای بزرگ شدن روی عکس کلیک کنید)

چه خوب یا چه بد، پیدایش سبک بتل رویال و بازی‌های پرفروش آن یکی از عجایب بزرگ چند سال اخیر دنیای گیم است. دلایل زیادی وجود دارد که به خاطر آن باید از ظهور این سبک نو خوشحال باشیم. مهم‌تر از همه، عناوینی چون پابجی و فورتنایت فرصتی بوده و شاید تا مدتی دیگر باشند تا کمی از کلیشه‌های صنعت دور شویم. گیرایی این بازی‌ها به اندازه ای است که تا مدت‌ها سرگرم کننده باقی بمانند، بروزرسانی‌های پیوسته نیز دوام آن‌ها را به خوبی تضمین می‌کنند.

یکی از بهترین تجربه‌های گیمینگ چند ماه اخیر خود من شب‌هایی پی در پی بود که با دیگر دوستانم در قالب تیم‌هایی چهار نفره از هواپیما بر فراز آسمان میرانمار در پابجی به پایین می‌پریدیم یا در دنیای فانتزی فورتنایت تمام تلاشمان را می‌کردیم که بار دیگر اول شویم، راستش را بخواهید این تجربه‌ها همچنان هم لذت بخش هستند. اما فورتنایت، پابجی و چند عنوان شاخص دیگر را که کنار بگذاریم، اکثر بازی‌های بتل رویال تنها تقلید‌هایی ضعیف و بی کیفیت هستند.

زمانی که بهتر به آن فکر می‌کنید، همه چیز درست مانند یک لوپ احمقانه به نظر می‌رسد. همه ما به بهانه تجربه ایده ای نو و فرار از کلیشه‌ها به بازی‌های بتل رویال پناه آوردیم و حالا خود این عناوین در حال تبدیل شدن به کلیشه‌هایی خسته کننده هستند. اگر زمانی بود که از عرضه چندین شوتر اول شخص تنها در چند ماه خسته شده بودید، حالا گویا هر دو سه هفته یکبار باید انتظار بتل رویال دیگری را داشته باشیم.

ایراد کار از خود سبک بتل رویال و یا حتی لزوما از بازی‌هایی که به سراغ المان‌های آن می‌روند، نیست. بخش Last Man Standing به حق یکی از جذاب‌ترین حالت‌های بازی فیفا استریت بود و چه بهتر که حالا به بهانه محبوبیت بتل رویال در قالبی متفاوت قرار است به فیفا ۱۹ بیاید. تصور آوردن دنیای بتل رویال به میدان‌های جنگ بتلفیلد با آن تنوع وسایل نقلیه نیز هیجان انگیز است.

بتلفیلد ۵ و نسخه چهارم سری بلک آپس از جمله بازی‎های شوتری هستند که در بخش چند نفره به سراغ بتل رویال رفته‎اند، هر چند در حال حاضر اطلاعات زیادی از آن‎ها نداریم.

رو آوردن مخاطب‌ها به بتل رویال و استفاده سازنده‌ها از فرصت‌های به وجود آمده، همان داستان تکراری بازی‌های ارلی اکسز (دسترسی زودهنگام) و لوت باکس‌ها است. ایده‌هایی که به تنهایی خوب هستند اما بازی سازان و فعالان صنعت با استفاده ای افراطی آن‌ها را به لجن می‌کشانند.

چه ایده ای بهتر از عرضه زودهنگام یک بازی با قیمت کمتر و کامل کردن آن با بهره بردن از نظرات کاربران و گیمرها؟ اما همان طور که بستر ارلی اکسز از این هدف والی به فرصتی برای عرضه بازی‌های بی کیفیت و ناقص پایین کشیده شد، این روزها نیز تقریبا هر بازی سازی از استودیو‌های مستقل گرفته تا شرکت‌های بزرگ، به سفره ای که جلویشان انداخته شده، چنگی می‌زنند تا شاید درآمدی سرسام آور به جیب بزنند.

حتی هجوم عموم مردم به فورتنایت و تبدیل شدن آن به یک پدیده بزرگ در عین حال که فرصتی خوب برای آشنا کردن دیگران با صنعت و دنیای بازی‌های ویدیویی است، اما افراط آن‌ها در بازی کردن بار دیگر خبرهایی چون خودکشی و ضررهای چندان توجیه نشده بازی‌های ویدیویی را به تیتر اول سایت‌ها می‌آورد. آفت‌هایی که سال‌ها است بسیاری تلاش می‌کنند از آن جلوگیری کرده و قدمی در بهبود درک عموم مردم بردارند.

فراموش نکنید تقریبا همه ما از تجربه عناوین خوب بتل رویال یا به طور خاص‌تر، فورتنایت و پابجی، لذت می‌بریم اما به خاطر تمامی دلایل بالا است که اعتقاد داریم وقت آن رسیده قطار عرضه عناوین این سبک برای مدتی توقف کند یا حداقل در بهترین حالت از سرعتش بکاهد چرا که در بلند مدت می‌تواند آسیب‌های فراوانی به صنعت بازی بزند. نظر شما در مورد مزایا و معایب فراگیر شدن سبک بتل رویال چیست؟ از کدام بازی‌ها بیشتر لذت می‌برید؟ دیدگاه‌های خودتان را حتما با ما به اشتراک بگذارید.

The post بازی های بتل رویال؛ چرا محبوب و چرا دیگر بس است appeared first on دیجیاتو.

اولین مسابقات بزرگ پابجی معرفی شد؛ اتفاقی بزرگ در تابستان امسال

چند وقتی است که PlayerUnknown’s Battlegrounds یا پابجی تلاش می کند مسیر خود را به سمت ورزش های الکترونیکی باز کند. سازندگان بازی یعنی برندان گرین و شرکت بلوهل علاوه بر خلق یک بازی بسیار رقابتی، با پیاده سازی تکنولوژی هایی نظیر سیستم پخش دوباره سه بعدی و همکاری با چیپ سازهایی نظیر AMD شرایط ورود این بازی به ورزش های الکترونیکی را مهیا و بهینه کرده اند.

اما حالا وقت آن رسیده که پابجی بعد از چند تورنمنت نسبتا کوچکی که در طی یک سال گذشته برگزار کرده بود، قدم جدیدی بردارد. اولین دوره از مسابقات «میجور» پابجی در روز ۲۵ ژولای آغاز خواهد شد. در ورزش های الکترونیکی، «میجور» معمولا به مسابقاتی گفته می شود که خود سازنده بازی مسئول برگزاری آنها است از دید سازنده (و متعاقبا طرفداران بازی) میجور مهم ترین مسابقه و چالش اصلی آن بازی است. می توان میجورها در رشته های مختلف را با جام جهانی در ورزش فوتبال یا مسابقات گرند اسلم در تنیس مقایسه کرد.

تجربیات گذشته پابجی در صحنه ورزش های الکترونیکی آنقدر موفق نبوده. اولین مسابقات برگزار شده بازی پابجی در زمانی بود که بازی هنوز در حالت دسترسی زودهنگام (Early Access) قرار داشت و پر از اشکالات و باگ های مختلف بود. این امر باعث شد که پابجی و عبارت eSports Ready (آماده برای ورزش های الکترونیکی) به لطیفه ای بزرگ در جامعه دنبال کنندگان ورزش های الکترونیکی تبدیل شود.

اما این اختلالی در برنامه های میجور به وجود نیاورده. اولین دوره از مسابقات میجور پابجی شامل ۲۰ تیم است و در دو حالت سوم شخص و اول شخص برگزار خواهد شد. برای هر کدام از این رشته های مبلغ ۲ میلیون دلار جایزه تعیین شده است. تیم هایی که می خواهند به این مسابقات راه پیدا کنند باید اول در مسابقات ناحیه ای که در آمریکای شمالی، اروپا و آسیا برگزار می شوند، شرکت کنند.

این اولین دوره از مسابقات بزرگ برگزار شده در پابجی بعد از تورنمنت دعوتی Gamescom PUBG Invitional است که ماه گذشته در آلمان برگزار شد، اما فقط ۳۵۰,۰۰۰ دلار جایزه برای آن تعیین شد.

The post اولین مسابقات بزرگ پابجی معرفی شد؛ اتفاقی بزرگ در تابستان امسال appeared first on دیجیاتو.

فورتنایت به خوبی پابجی روی موبایل نیست

بعد از کلش رویال و پوکمون گو، فورتنایت موبایل در حال حاضر بهترین گزینه برای تبدیل شدن به ترند جدید تلفن های هوشمند به شمار می رود. بازی هم قبل از انتشار نسخه نهایی سر و صدای زیادی پیدا کرد، هم توانست یک موج تازه روی اسمارت فون ها به راه بیاندازد و هم واقعا خوب است. سابقه نیز نشان داده که خیلی از ترندهای موبایل این سه ویژگی را داشته اند.

در حال حاضر حدود ۷۰۰ نفر مشغول ساخت فورتنایت هستند.

فورتنایت موبایل به قدری موفق ظاهر شده که حتی برای کدهای دعوتش یک بازار سیاه به راه افتاد و کاربران حاضر بودند در ازای چند دلار نسخه آزمایشی بازی را تجربه کنند. این موفقیت ها نیز با خروج بازی از مرحله بتا ادامه یافت و گزارشات نشان می دهند که در ماه نخست ورژن موبایل فورتنایت بیش از ۲۵ میلیون دلار فروخته است.

تقریبا دو ماه پیش فروش ماهیانه ساخته اپیک گیمز روی تمام پلتفرم ها به حدود ۱۳۰ میلیون دلار رسید و اگر بازی به روند رو به رشدش ادامه داده باشد به لطف نسخه موبایل، فورتنایت فروشش را به ۱۵۰ میلیون دلار رسانده است. اینکه سهم هر پلتفرم از این درآمد چه قدر بوده مشخص نیست ولی همین رقم نیز خبر از استقبال عجیب بازیکن ها از فورتنایت موبایل می دهد.

آن هم در صورتی که بازی فعلا تنها روی iOS انتشار یافته و پیشبینی ها نشان می دهند با عرضه ورژن اندروید، فقط درآمد نسخه اسمارت فون ها تا پایان امسال به پانصد میلیون دلار می رسد. یعنی فورتنایت موبایل می تواند حتی بیشتر از دیگر پلتفرم ها برای اپیک گیمز درآمدزایی کند.

تمام این حرف ها را زدیم تا به یک سوال برسیم: آیا فورتنایت موبایل همانند کلش رویال، به اندازه موفقیت هایش خوب هست یا مثل پوکمون گو محبوبیت زیادش را مدیون جوی است که پیرامونش به راه افتاد؟ بعد از چند ساعت تجربه هر دو نسخه موبایل و پلی استیشن ۴، می توان گفت بازی چیزی بین این دو قرار دارد.

فورتنایت موبایل

اگرچه حالت بتل رویال فورتنایت یک کپی از پابجی است ولی درآمد ساخته اپیک گیمز در یک بازه زمانی خاص از منبع الهامش پیشی گرفت.

فورتنایت موبایل نه فقط برای اپیک گیمز بلکه در حالت کلی تر، صنعت بازی های موبایل یک دستاورد بزرگ به حساب می آید. بازی دارای تک تک المان های نسخه پلتفرم های خانگی بوده و به همین خاطر بازیکن ها می توانند با کاربران پی سی و بقیه کنسول ها به تجربه این عنوان بنشینند، ویژگی که البته اولین بار نیست می بینیم.

اما اپیک گیمز با پورت خیلی خوبش فاصله بین موبایل و بقیه پلتفرم ها را بیش از پیش کمتر کرد و اگر پابجی موبایل نشان داد که دیوایس های دستی توانایی این را دارند تا میزبان عناوین بیشتری از پی سی و کنسول ها باشند، فورتنایت موبایل پایش را فراتر گذاشت و ثابت نمود که می توانیم شاهد پورتی کاملا یکسان در تلفن های هوشمند باشیم.

Fortcraft

نمایی از فورتکرفت (FortCrat) که کپی فورتنایت بوده و توسط سازندگان Rules of Survival ساخته شده است. تاریخ عرضه نسخه نهایی این عنوان هنوز مشخص نیست.

از لحاظ مکانیزم های پایه گیم پلی، فورتنایت موبایل هیچ تفاوتی با نسخه پلتفرم های خانگی ندارد. همانند آن، صد بازیکن با یک هدف در محیطی بزرگ رها می شوند: بقا. در ابتدای بازی، از اتوبوس پرنده ای به سمت پایین می پرید و هر جایی که خواستید فرود می آیید. اکنون باید با پتکی که دارید منابع لازم برای ساخت و ساز را بگیرید و با جستجوی محیط اسلحه و آیتم های مناسب پیدا کنید.

تکلیف تجهیزات که مشخص هستند، به بازیکن در درگیری با بقیه بازیکن ها کمک می کنند. اما با منابعی که به دست می آورید، قابلیت ساخت استحکامات مختلف را دارید. در فورتنایت سازنده از ویژگی «ساخت و ساز» برای افزایش استراتژی مبارزات استفاده کرده است و اگر می خواهید در نبردها رتبه اول را به نام خودتان بزنید باید در این بخش تبحر نسبتا خوبی داشته باشید.

فورتنایت موبایل

برخلاف نسخه پلتفرم های خانگی، در بازی جهت هر صدایی که می شنوید روی صفحه مشخص می شود تا راحت تر بتوانید تصمیم گیری کنید.

چیزی که روی تلفن های هوشمند تقریبا غیر ممکن است. فورتنایت موبایل با وجود برگ برنده های زیادش، در همان ابتدا بزرگترین نقطه ضعفش را نشان می دهد؛ در بخش ساخت و ساز بازی اصلا برای صفحات لمسی بهینه نیست. در فورتنایت موبایل، اگر می خواهید به بخش ساخت و ساز دسترسی پیدا کنید باید چند مرحله را از پیش رو بردارید.

ابتدا روی آیکون مورد نظر در پایین صفحه ضربه بزنید، سپس بین سازه ها یکی را برگزینید و در نهایت آن را بسازید. مشابه این فرآیند شاید در نسخه کنسولی بازی نیز وجود داشته باشد ولی در اینجا با صفحات لمسی رو به رو هستید. این کار خودش چند ثانیه طول می کشد و برای عنوانی سرعتی همانند فورتنایت، این وقفه اصلا مناسب نیست.

Fortnite ios

نمایی از چینش دکمه ها؛ متاسفانه در فورتنایت موبایل خبری از دویدن اتوماتیک، ژیرسکوپ و یک سیستم چت صوتی درون بازی نیست.

بازی هیچ قابلیت شخصی سازی برای مکان دکمه ها ندارد. برعکس پابجی موبایل که با دست باز می توانید بخش کنترل را تغییر دهید، در فورتنایت باید با همان جایگذاری های پیش فرض دکمه ها کنار بیایید. مثلا خودم به شخصه ترجیح می دادم نشستن و پریدن از طریق سوایپ انجام گردد و بخش ساخت و ساز (یا حداقل قسمتیش) به سمت راست صفحه برود.

اما به واسطه نبود قابلیت شخصی سازی کنترل مجبوریم با وضعیت کنونی کنار بیاییم. به همین خاطر هم وقتی که با بازیکن های کنسول ها یا پی سی به تجربه بازی می پردازید، حتی برای ضعیف ترین گیمرهای این پلتفرم ها حکم دست گرمی را دارید و خیلی زود نقش تماشاچی را می گیرید؛ صفحات لمسی با این همه محدودیت کنونی بازی کجا و موس، کیبورد و کنترلر فیزیکی کجا.

در پابجی موبایل، مکان تک تک دکمه ها را می توانید تغییر دهید. این عنوان از کنترلر فیزیکی هم پشتیبانی می کند.

فورتنایت موبایل اثر قابل توجهی است. تک تک ویژگی های نسخه کنسولی در پورت اسمارت فون ها پیاده شده و بازی حداقل روی آیفون ۷ به بعد نه تنها گرافیک بالایی دارد بلکه تجربه ای کاملا پایدار نیز از خودش به جای می گذارد ولی وقتی پای کنترل به میان می آید، بازی کاملا از نفس می افتد.

فورتنایت ترکیبی از سه بخش «اکشن»، «بقا» و «ساخت و ساز» است و روی موبایل، دست تان برای استفاده از بخش سوم اصلا باز نیست. به عبارت دیگر یکی از مهمترین ارکان گیم پلی را با صفحات لمسی از دست می دهید و اگر می خواهید این مشکل را نبینید، مجبورید دست به دامن کنترلرهای موبایلی شوید. عجیب تر اینجاست بازی در حال حاضر از کنترلرهای فیزیکی پشتیبانی نمی کند.

پابجی

نمایی از پابجی موبایل؛ بازی در مدت زمان کوتاهی بیش از ده میلیون بار دانلود شد.

البته در پابجی موبایل نیز کنترل بازی تعریفی ندارد و با وجود نقدهای خیلی مثبتی که نسخه غربی این عنوان گرفت، خیلی ها به کنترل آن اعتراض داشتند. با این حال با همین کاستی ها، همچنان یک تجربه نسبتا کامل انتظارتان را می کشید. در فورتنایت موبایل اگرچه همه چیز شبیه به نسخه های پلتفرم های خانگی است اما برخلاف پابجی موبایل استفاده از بعضی بخش ها اصلا ساده نیست.

در بازی های اکشن موبایل هم نبود یک کنترل مناسب می تواند همه چیز را تحت الشعاع قرار دهد. فورتنایت موبایل اثر جریان سازی است و پیاده سازی این حجم از ویژگی ها روی تلفن های هوشمند چالش های زیادی دارد. با این وجود برای داشتن بهترین تجربه از فورتنایت موبایل، پیشنهاد می کنیم به سراغ یک دیوایس بزرگ و کنترلر فیزیکی (وقتی که پشتیبانی از آن به بازی اضافه شد) بروید.

فورتنایت
  • فورتنایت
  • قیمت: رایگان با پرداخت درون برنامه ای
  • سازنده: Epic Games
  • سیستم عامل: iOS
  • حجم: ۲۰۰۰ مگابایت

The post فورتنایت به خوبی پابجی روی موبایل نیست appeared first on دیجیاتو.

به زودی امکان انتخاب نقشه و آیتم های جدیدی به بازی PUBG اضافه خواهند شد

امکان انتخاب نقشه به زودی به بازی PUBG اضافه خواهد شد. پیش از این سازندگان این عنوان به دلیل آن چه که خود ایجاد مشکل برای جمعیت بازیکنان می دانستند، از اضافه کردن چنین قابلیتی طفره می رفتند.

در پست جدید وبلاگ سازندگان این بازی آمده که آن ها به راه حلی رسیده اند که در صورت وجود قابلیت انتخاب نقشه، بالانس جمعیت کاربران مخصوصاً در مناطقی همچون آمریکای شمالی و اروپا دچار مشکل نشود.

البته استودیو PUBG Corp به این نکته اشاره می کند که ممکن است با اضافه شدن نقشه های بیشتر به بازی، وجود چنین قابلیتی دردسر ساز شود و به همین جهت آن ها از نزدیک به بررسی وضعیت بالانس تعداد کاربران نقشه ها خواهند پرداخت.

بازی PUBG

همان طور که در تصویر بالا می بینید، ویژگی انتخاب نقشه می تواند به این صورت در بازی حضور داشته باشد. شما می توانید بین نقشه های در دسترس، نقشه یا نقشه هایی که می خواهید بازی کنید را علامت بزنید و آن هایی که در دسترس نیستند هم به صورت قفل شده نمایش داده خواهند شد.

اگر شما بیش از یک نقشه را انتخاب کرده باشید، در یکی از آن ها به صورت تصادفی حضور خواهید داشت. پیش بینی می شود بعد از پشت سر گذاشتن مراحل آزمایشی، این قابلیت را خیلی زود در پابجی ببینیم.

در ضمن PUBG Corp قول اضافه شدن نقشه های بیشتری به پابجی را داده است. نقشه سوم بازی در حال حاضر با نام Savage شناخته می شود و طبق اطلاعاتی که اخیراً منتشر شده، غارهای زیرزمینی متعددی در آن حضور خواهند داشت. این غارها بعد از تکمیل ساخت و انجام تست های مربوطه، به نقشه Savage اضافه خواهند شد.

از آن جایی که نقشه Savage نسبت به دو نقشه دیگر PUBG کوچک تر است، مانند رقیب اصلی این بازی یعنی فورتنایت، نبردهای سریع تری در محیط مبارزه آن جریان خواهد داشت.

توسعه دهندگان این عنوان تلاش می کنند با اضافه کردن آیتم های بیشتر به PUBG، با اپیک گیمز، سازنده فورتنایت که عملکرد خوبی در این زمینه داشته است، رقابت کنند.

همچین، به زودی وسایل نقلیه و سلاح های جدیدی به پابجی اضافه خواهند شد. در حال حاضر حضور کالسکه سه چرخه که از آن ها در آسیای شرقی به عنوان تاکسی استفاده می شود، در بازی تایید شده است.

در انتها باید گفت دارندگان اشتراک سرویس ایکس باکس لایو گلد در کنسول ایکس باکس وان، می توانند تا روز دوشنبه هفته بعد به صورت رایگان بازی PUBG را تجربه کنند.

The post به زودی امکان انتخاب نقشه و آیتم های جدیدی به بازی PUBG اضافه خواهند شد appeared first on دیجیاتو.

روایت بتل رویال؛ چرا فورتنایت از پابجی جلو افتاد؟

بازی های بتل رویال بزرگترین اتفاق دو سال اخیر بازی های آنلاین بودند و پابجی هم تا چند ماه پیش پیشتاز این سبک بود. اما انتشار فورتنایت تمام معادلات را تغییر داد. نکته بسیار جالب این است که پس از انتشار فورتنایت، بسیاری از طرفداران بتل رویال از بازی به عنوان کپی و تقلید کامل از پابجی انتقاد کردند.

اما با این حال ظرف فقط چند ماه، فورتنایت توانست به یکی از رقبای اصلی پابجی تبدیل شود و حالا به جایی رسیده که عملا از پابجی محبوب تر شده است. در این مقاله قصد داریم به تصمیم های درست Epic Games و فورتنایت و تصمیم های غلط پابجی و Bluehole بپردازیم.

بازی مجانی

شکست دادن بازی های مجانی عملا غیر ممکن است. حتی اگر شما جزو طرفداران دو آتشه پابجی یا هر بازی دیگری باشید، بالاخره با شنیدن تعریف یک بازی مجانی وسوسه می شوید آن را دانلود و امتحان کنید؛ چون هزینه ای نمی پردازید. پابجی در حال حاضر ۳۰ دلار قیمت دارد و ای نقمیت هم واقعا برای یکی از بهترین بازی های سال منصفانه است، اما بازی های مجانی باز هم مثل یک بیماری واگیردار به سرعت پخش می شوند.

اپیک گیمز با این ترفند بازیکنان و طرفداران بتل رویال را ترغیب به دانلود بازی کرد و در کار خود هم موفق بود. اما این تنها دلیل موفقیت بازی نیست.

بازی روی پی سی، کنسول و موبایل

فورتنایت در حال حاضر برای دو کنسول مایکروسافت و سونی موجود است. در حالی که پابجی همین اواخر فقط برای ایکس باکس وان عرضه شد و این نسخه هم شدیدا نیاز به ویرایش و پیشرفت دارد. از طرف دیگر بازی فورتنایت بسیار سبک است و روی بسیاری از پی سی های قدیمی هم اجرا می شود. این در مقابل بازی بسیار سنگین و غیر بهینه پابجی نقطه قوت بزرگی است.

از طرف دیگر، اپیک گیمز امروز رسما بازی را برای تمام کاربران iOS نیز ارائه کرد؛ دقیقا همان نسخه ای که کاربران پی سی و کنسول بازی می کنند. شما می توانید با آی پد یا کنسول و پی سی بازی کنید. بازی هنوز برای دستگاه های اندروید عرضه نشده ولی اپیک گیمز می گوید طی چند ماه آینده بازی برای اندروید هم عرضه خواهد شد.

تیم خلاق و فعال، محتوای جدید و جذاب

این در کنار مجانی بودن یکی از مهمترین دلایل موفقیت فورتنایت است. تقریبا هر هفته چیز جدیدی به بازی اضافه می شود. اسکین، نواحی جدید در مپ، سلاح ها، ایونت های فصلی و خیلی چیزهای دیگر مکررا در بازی تغییر می کنند و به همین دلیل بازی هیچوقت برای بازیکنان کهنه و کسل کننده نمی شود. چون همیشه چیز جدیدی برای دیدن یا امتحان کردن وجود دارد.

برای مثال طی دو ماه گذشته سلاح های متفاوتی از جمله، کلت با صدا خفه کن، تفنگ شکار، توپ دستی و مینی گان به بازی اضافه شده اند و چیز جدیدی به بازی آورده اند بدون اینکه صدمه ای به شیوه بازی بزنند و باعث نارضایتی بازیکنان شوند. یا در مپ بازی نواحی جدیدی مثل Tilted Towers، Shifty Shafts و Lucky Landing (که برای جشن گرفتن سال نوی چینی ساخته شده و پر از ساختمان هایی با معماری چینی است) اشاره کرد.

اپیک گیمز دائما در حال طراحی و اصلاح بازی است. یکی از کارهای جالب آنها با بازی این است که تمامی تغییرات آپدیت ها را در پچ نوت ها ذکر نمی کنند و بازیکنان در زمان بازی کردن متوجه تغییرات می شوند که اکثرا سورپرایزهای جالب و هیجان انگیزی است.

بهترین محتوای فروشی

اپیک گیمز بازی را به صورت رایگان منتشر کرده است ولی از همه چیز که بگذریم باید از بازی درآمد هم داشته باشد. خوشبختانه اپیک گیمز از اشتباهات بازی هایی مثل استار وارز درس گرفته در بازی نمی توان با پول دادن به پیروزی نزدیک تر شد. ولی آنها نقاط قوت بازی را به خوبی شناخته و به بهترین شکل ممکن از آنها استفاده کرده اند. شما در بازی می توانید لباس ها، اسکین ها، چترها و کلنگ هایی با شکل و شمایل مختلف بخرید.

نقطه قوت فورتنایت این است که این اسکین ها و محتوا به قدری جذاب و «باحال» هستند که باعث می شوند صرف پول واقعی برای انیمیشن ها و پیکسل های رنگارنگ درون یک بازی برای بازیکن منطقی و حتی الزامی شود. به صورت خلاصه اپیک گیمز یکی از بهترین نمونه های فروش آیتم های ظاهری را در فورتنایت پیاده کرده است.

بازی کارتونی: نقطه ضعف یا قوت؟

یکی از نکاتی که میان بازیکنان بحث زیادی روی آن می شود سبک گرافیکی و گیم پلی بازی است. طرفداران پابجی معتقد هستند که پابجی بازی بهتری است چون شباهت بسیار بیشتری به واقعیت دارد، اما آیا این واقعا نقطه قوت محسوب می شود؟

از نظر ظاهری، بازی فورتنایت شدیدا تداعی کننده سبک کارتونی بازی محبوب Team Fortress 2 و گرافیک فانتزی اوورواچ است و هر دوی اینها هم بازی های موفقی هستند. بنابراین می توان گفت که این سبک کارتونی می تواند حود نقطه قوتی باشد. وسواس پابجی و سازندگان آن روی نزدیک شدن به واقعیت امر قابل ستایش و در نوع خود جذابی است. اما در نهایت واقعی بودن استاندارد همه بازی ها نیست و نباید هم باشد.

شخصیت های کارتونی، انیمیشن های رقص و اداهای مختلف، ساختمان ها و سلاح های رنگارنگ جو بسیار گرم و دلپذیری در بازی به وجود می آورد و این در مقابل سبک بسیار واقع گرایانه و گاها ترسناک پابجی در زمین های جنگلی و بیابانی تضاد جالبی به وجود آورده است.

سلیقه شخصی، تعیین کننده اصلی

در نهایت تعیین کردن بازی برتر میان این دو واقعا کار  غیر ممکنی است. سبک بتل رویال بسیار وسیع است و فورتنایت و پابجی دو قطب کاملا مخالف این سبک هستند. هر کدام نقاط قوت و ضعف خود را دارند (که پیش تر راجع به آنها صحبت کردیم). یک بازی دو مپ دارد و یکی دیگر هم در راه است و بازی دیگر سعی می کند بازیکنان را در یک مپ نگه دارد ولی محتوا را دائما تغییر می دهد.از طرف دیگر سیستم های درگیری و تیراندازی و حتی حرکت کردن هم کاملا در بازی متفاوت هستند.

در نهایت به شما هم پیشنهاد می کنیم که هر دو بازی را امتحان کنید و ببینید کدام با سلیقه شما سازگارتر است.

The post روایت بتل رویال؛ چرا فورتنایت از پابجی جلو افتاد؟ appeared first on دیجیاتو.