تجربه حس سوپرمن با کمک هواپیمای کنترلی و عینک واقعیت مجازی [تماشا کنید]

راندن هواپیمایی کنترلی در سرعت بالا کار آسانی نیست و به همین منظور کاربران برای کنترل کردن وسایل نقلیه با سرعت ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت، از عینک های واقعیت مجازی بهره ببرند تا دید اول شخص پیدا کنند و بتوانند بهتر هدایتش کنند. حال یک کاربر موفق شده با استفاده از یک هواپیمای کنترلی ویژه، سرعت را به ۴۲۶ کیلومتر بر ساعت برساند و به لطف عینک واقعیت مجازی، حس سوپرمن را تجربه کند.

این یوتیوبر که نام کاربری Omegoolibird را برای خود انتخاب کرده از بدنه‌ی Vasamodel Fusion استفاده کرده و پروانه‌ی گردان را بجای جلوی هواپیما در عقب آن قرار داده است.

در این هواپیما از یک موتور الکتریکی  Leopard 3674 X2 استفاده شده که می‌تواند سرعت دورانی ۳۵ هزار دور بر دقیقه را فراهم کند. شاید تصور کنید چنین قدرتی به آسانی بدنه‌ی هواپیما را خرد می‌کند اما بدنه‌ مخصوص Vasamodel Fusion برای تحمل چنین سرعت هایی طراحی شده و می‌تواند به حرکت ادامه دهد.

تنها مشکل این وسیله نقلیه، صدای زیاد موتور آن است که حتی در ویدیو نیز به وضوح شنیده می‌شود. با مشاهده این ویدیو شاید تصور کنید که این مدل سریعترین هواپیمای کنترلی جهان به شمار می رود اما برخی کاربران موفق شده اند با مدل‌های آزمایشی به سرعتی معادل ۸۰۰ کیلومتر بر ساعت هم برسند.

با این وجود، استفاده از عینک های واقعیت مجازی و پیدا کردن دید اول شخص از این هواپیما‌، تجربه نابی برای کاربر به ارمغان می آورد و فرد در غالب سوپرمن فرو می‌رود. کاربران با استفاده از این ترکیب می‌توانند پرواز ایمن و بی خطر را تجربه کنند و حس خلبانی بر فراز آسمان را داشته باشند، بدون اینکه لازم باشد چندین ماه کلاس بروند تا بتوانند مجوز خلبانی در آسمان را کسب کنند.

The post تجربه حس سوپرمن با کمک هواپیمای کنترلی و عینک واقعیت مجازی [تماشا کنید] appeared first on دیجیاتو.

پس از دست دادن کاوشگر فرصت، مریخ‌ نورد کنجکاوی هم دچار مشکل شد

مریخ نورد کنجکاوی بار دیگر دچار مشکل شده و این بار ناسا مجبور به انتقال کارها به یک کامپیوتر هدایت کننده دیگر شده است.

روز سه شنبه ناسا اعلام کرد که کامپیوترهای بخش یک به مریخ نورد کنجکاوی ریست شده و روی حالت Safe mode گیر کرده است. این دومین باری است که این کامپیوترها یک ریست پیش‌بینی نشده را طی سه هفته اخیر تجربه می‌کنند. ناسا اعلام کرده که این مشکل مربوط به حافظه کامپیوتر می‌شود.

کنجکاوی به عملیات علمی بازگشت اما ناسا به جای کامپیوترهای بخش یک، مجبور به استفاده از کامپیوترهای بخش دو شده که برای بیشتر ماموریت‌ها از آن استفاده می شد. مشکل حافظه در کامپیوترهای بخش دو در اواخر سال ۲۰۱۸ باعث شده بود تا ناسا دوباره به استفاده از بخش یک برگردد. در این وضعیت، ایجاد مشکلی دوباره برای کامپیوترهای بخش دو می‌تواند ناسا را دچار چالش‌هایی جدی کند.

مریخ نورد کنجکاوی

مهندسین ناسا قصد دارند تا با فرمت کردن دوباره کامپیوتر بخش دو، مشکل حافظه آن را حل کنند. در حال حاضر کنجکاوی بار دیگر از حالت Safe mode خارج شده و می‌تواند دوباره به اکتشافات خود ادامه بدهد.

کنجکاوی پیش از این هم از بازنشستگی نجات پیدا کرده بود و در حال حاضر همچنان به کار خود ادامه می‌دهد.  ناسا قصد دارد تا سال ۲۰۲۰ یک مریخ نورد دیگر را هم به سیاره سرخ بفرستد.

پیش از این کاوشگر فرصت پس از ۱۵ سال فعالیت در کره مریخ سرانجام از کار افتاد.

The post پس از دست دادن کاوشگر فرصت، مریخ‌ نورد کنجکاوی هم دچار مشکل شد appeared first on دیجیاتو.

اولین فرود انسان روی ماه چگونه از تلویزیون به طور زنده پخش شد؟

فرود آپولو ۱۱ روی ماه در سال ۱۹۶۹ و به ویژه قدم گذاشتن نیل آرمسترانگ روی قمر زمین بی شک بزرگترین رویداد تلویزیونی قرن بیستم را رقم زد. دِیک اسلایتون، اولین رئیس دفتر فضانوردان ناسا راهی طولانی را پیمود تا ناسا را متقاعد کند که یک آنتن قابل تنظیم را برای ماه نشین آپولو در نظر بگیرد. هدف از نصب آنتن این بود که آرمسترانگ و باز آلدرین، پیش از رفتن به سطح ماه منتظر رسیدن ایستگاه ردیاب به محدوده دید نباشند تا پخش زنده تسهیل شود. پخش زنده این رویداد اما ریشه در توسعه فناوری ها و شاهکارهای مهندسی داشت که توسط ناسا از یک دهه قبل کلید زده شده بود.

ارتباط با اعماق فضا

در هر مأموریت یک فضاپیما اطلاعات متعددی بین آن و ایستگاه پشتیبانی زمینی رد و بدل می شود. این اطلاعات شامل مواردی از قبیل مسافت سنجی، آپلود اطلاعات مورد نیاز برای کامپیوتر و ارتباطات صوتی است. البته لیست اطلاعات تبادل شده بسیار فراتر از این ها است.

در اوایل سال ۱۹۶۲ ناسا دریافت که مأموریت های آپولو نیاز به یک سیستم ارتباطی منحصر به فرد دارد. برنامه های مرکوری و جمینی، مأموریت هایی بودند که تنها شامل گردش در مدار زمین می شدند و در آنها از سیستم های رادیویی جداگانه ای استفاده شده بود. ارتباط صوتی دو طرفه، آپلود داده ها و دانلود اطلاعات مسیریابی با استفاده از سیستم های UHF و VHF انجام می شدند. از سوی دیگر ردیابی با استفاده از باند C و با شنود توسط رادار زمینی انجام می شد.

نیل آرمسترانگ

نیل آرمسترانگ در حال تمرین روی زمین

این روش در مأموریت های ساده تر جواب می داد اما آپولو قرار بود به مکانی بسیار دورتر از مدار زمین سفر کند. علاوه بر این این بار سه انسان (باز آلدرین، نیل آرمسترانگ و مایکل کالینز) در دو سفینه حضور داشتند و باید تصاویر تلویزیونی زنده آنها به زمین ارسال می شد. به این ترتیب برای این سیستم متفاوت، ناسا نیاز به روش جدیدی برای ارسال و دریافت داده های بیشتری داشت.

راه حل در باند S یکپارچه (Unified S-band) بود که به اختصار USB خوانده می شد.با این راهکار داده های صوتی، تصویری، ردیابی، فاصله یابی و دستورات در یک آنتن واحد ترکیب می شد. داده های صوتی و نیز زیستی روی زیر حامل FM با فرکانس ۱٫۲۵ مگاهرتز ارسال می شد. برای مسیریابی، فرکانس زیر حامل دو فاز مدولاسیون شده ۱٫۰۲۴ مگاهرتز در نظر گرفته شد.

مأموریت آپولو برای فرود به ماه شامل یک ماژول فرماندهی و خدمات بود که در نهایت برای فرود، ماژول ماه نشین از آن جدا می شد و به سمت ماه می رفت و باز می گشت. دو فضاپیما اما در فرکانس های دیگری با هم ارتباط بر قرار می کردند. برای فضاپیمای فرماندهی فرکانس ۲۲۸۷٫۵ مگاهرتز و برای ماه نشین هم فرکانس ۲۲۸۲٫۵ مگاهرتز در نظر گرفته شده بود. به طور خلاصه هر نوع داده ای که بین زمین و فضاپیمای ماه نشین تبادل می شد مستقل بود؛ البته به استثناء داده های مرتبط با پخش زنده تلویزیونی.

نیل آرمسترانگ

جای پای آلدرین روی ماه

برای اینکه فضای فرکانس ارتباطی مورد نیاز جهت ارسال تصاویر تلویزیونی از ماژول ماه نشین آزاد شود، ناسا از مدولاسیون بهره برد. به طور خلاصه، مدولاسیون فرایند گنجاندن سیگنال حاوی اطلاعات در سیگنالی دیگر است. به عبارت دیگر مدولاسیون، سوار کردن سیگنال پیام، شامل داده یا اطلاعات روی یک سیگنال دیگر (به نام حامل) است که معمولاً فرکانس بالاتری دارد. هدف از این کار افزایش برد سیگنال و بهره‌ وری انتقال و استفاده بهتر از پهنای باند کانال است. در مدولاسیون، یکی از مشخصه‌ های سیگنال حامل (مثلاً دامنه، فرکانس، فاز، یا ترکیبی از این‌ ها) با توجه به سیگنال پیام تغییر داده می‌ شوند.

با این راهکار ۷۰۰ کیلوهرتز از پهنای باند آزاد شد تا در اختیار ارسال تصاویر تلویزیونی با استفاده از باند S یکپارچه قرار گیرد. اما باز هم مشکل دیگری پیش رو بود. این میزان پهنای باند هم برای ارسال فیلم دوربین های استاندارد کافی نبود. دوربین های استاندارد آن زمان ویدیوها را با ۵۲۵ خط اسکن و نرخ ۳۰ فریم در ثانیه ثبت می کردند. به عبارتی هر فریم تصویر از ۵۲۵ خط افقی تشکیل شده بود. تمامی این ها به معنی نیاز به ۵ مگاهرتز پهنای باند بود؛ چند برابر بیش از آن چیزی که امکان ارسال آن از ماه وجود داشت.

نیل آرمسترانگ

نیل آرمسترانگ در ماژول ماه نشین پس از ماه نوردی

اما ناسا برای این مورد هم راه حلی یافت. ناسا نیاز به دوربینی داشت که تعداد اسکن ها و نیز نرخ فریم در آن کمتر باشد. محصولی که باید تولید می شد شامل ۳۲۰ خط اسکن بود و تعداد فریم های ثبت شده توسط آن هم به ۱۰ کاهش یافته بود. در نتیجه برای ارسال تصاویر ثبت شده با این فرمت تنها نیاز به پهنای باند ۵۰۰ کیلوهرتز بود.

هنگامی که دستورالعمل های تولید دوربین مشخص شد، ناسا دو قرارداد را با شرکت های RCA و بخش هوا-فضای وستینگ هاوس الکتریک منعقد کرد. RCA قرار بود دوربین مورد استفاده در ماژول فرماندهی را تولید کند و وستینگ هاوس هم نمونه مربوط به ماژول ماه نشین را بسازد.

از ماه به اتاق نشمین خانه ها

وستینگ هاوس طراحی دوربین با اسکن پایین تر از معمول مرتبط با ماژول ماه نشین را به «استنلی لِبِر»، مدیر برنامه دوربین ماهواره تلویزیونی سپرد. دوربین طراحی شده باید در عین سبک بودن در مقابل فشارهای حین پرتاب فضاپیما از زمین و شرایط بی وزنی پس از آن مقاومت می کرد. علاوه بر این تحمل نوسان های شدید دما در فضا هم باید در نظر گرفته می شد.

نیل آرمسترانگ

استنلی لبر و دوربین های آپولو. دوربین سمت راست تصاویر رنگی را از ماژول فرماندهی ارسال می کرد و دوربین سمت چپ ویدیوی زنده قدم گذاشتن نیل آرمسترانگ بر سطح ماه را ثبت کرد.

دوربین همچنین باید به گونه ای طراحی می شد که در دست گرفتن آن با دستکش های بزرگ فضانوردان هم ممکن و البته راحت بود. بدیهی بود که انتظار می رفت تصاویر شفافی را در محیط با کنتراست بالا که شامل سطح روشن ماه و آسمان تاریک بود ثبت کند.

وستینگ هاوس اما برای همه این چالش ها پاسخی یافت: یک لوله تصویر تلویزیونی با نور کم که وزارت دفاع ایالات متحده از آن برای عملیات نظارتی در جنگل های ویتنام بهره می برد. با استفاده از این دوربین حتی می شد در شب یک خلبان سقوط کرده را پیدا کرد. این دوربین به لطف بخشی به نام SEC امکان بازتولید تصویر اشیاء متحرک در نور کم را داشت.

در نهایت محصول تولید شده توسط وستینگ هاوس همان دوربینی شد که اولین قدم نیل آرمسترانگ روی سطح ماه را ثبت کرد. دوربین در یک محفظه خارجی نصب شده بود. وقتی که آرمسترانگ روی لبه ماه نشین آمد، تسمه ای را کشید تا این بخش باز شود. اگر چه این بخش با یک روکش حرارتی پوشانده شده بود اما لنز دوربین از طریق یک سوراخ قادر به ثبت همه اتفاقات بود.

باز آلدرین از داخل کابین با یک فعال کردن یک قطع کننده مدار، دوربین را روشن کرد تا لحظه پایین آمدن آرمسترانگ از نردبان و اولین قدم بر سطح ماه ثبت شود. سیگنال های ویدیو از طریق آنتن ماژول ماه نشین به ایستگاه ردیابی در هانیساکِل کریک در گلدستون در نزدیکی کانبرای استرالیا و نیز رصدخانه پارکس در استرالیا فرستاده شد. ناسا از یک مبدل اسکن استفاده کرد تا تصاویر را برای پخش با سیستم اسکن ۵۲۵ خطی و ۳۰ فریم بر ثانیه بهینه کند.

نیل آرمسترانگ

اندکی قبل از لحظه به یاد ماندنی قدم گذاشتن نیل آرمسترانگ روی ماه

در نهایت ایستگاه ردیاب، سیگنال های مایکرو وِیو ویدیو را به ماهواره اینتل ست فرستاد و در آن سوی دنیا این سیگنال ها از طریق خطوط زمینی شرکت ارتباط راه دور AT&T به مقر کنترل مأموریت در هیوستون تگزاس فرستاده شدند. از این جا بود که ویدیوی فرود برای سراسر دنیا مخابره شد تا بزرگترین رویداد تلویزیونی قرن بیستم را رقم بزند. فرایند تبدیل تصویر مقدار زیادی از کیفیت ویدیو را کاهش داد اما در نهایت پخش زنده اولین قدم انسان روی ماه در سطح جهانی ممکن شد.

The post اولین فرود انسان روی ماه چگونه از تلویزیون به طور زنده پخش شد؟ appeared first on دیجیاتو.

ناسا مهر و موم سنگ‌های کره ماه را بعد از نیم قرن باز می‌کند

ناسا بعد از نزدیک به نیم قرن تصمیم به باز کردن مهر و موم نمونه سنگ هایی گرفته که فضانوردان از کره ماه به زمین آورده بودند.

مدیر ناسا بر ارسال فضانوردان به کره ماه تاکید کرد

این آژانس فضایی از انتخاب دو تیم برای تجزیه و تحلیل مواد تشکیل دهنده این سنگ ها خبر داده که طی ماموریت های تاریخی آپولو ۱۵ و ۱۷ گردآوری شده بودند.

متخصصان «مرکز پروازهای فضایی گادرد» به منظور درک بهتر فراوانی ترکیبات آلی در کره ماه و چگونگی مقاومت این مواد در برابر تشعشعات کیهانی نمونه سنگ ها را بررسی خواهند کرد. در کنار این نمونه های پلمپ شده، تعداد دیگری از سنگ های کره ماه نیز در دمای بسیار سرد نگهداری می شود. سنگ های کره ماهناسا دو طرح پیشنهادی را برای برنامه «تحلیل نمونه نسل بعدی آپولو» (ANGSA) انتخاب کرده و امیدوار است قبل از فرود مجدد بر سطح این کره بیشترین اطلاعات را در مورد آن جمع آوری کند. تیم اول به سرپرستی «جیمی السیلا» ترکیبات فرّار و پیش سازهای احتمالی آمینو اسیدها را بررسی می کند. السیلا درباره اهمیت این پروژه می گوید:

دسترسی به این سنگ ها و استفاده از فناوری های پیشرفته برای پاسخ به سوالات پیرامون کره ماه یک فرصت هیجان انگیز است. احتمالا دانشمندان قبلی هم چنین سوالاتی در ذهن داشته اند اما فناوری آن زمان اجازه یافتن پاسخ را به آنها نداده است.

تیم دوم هم با استفاده از گازهای نجیب سابقه زمین شناسی نمونه سنگ های کره ماه و بازه زمانی قرار گرفتن آنها در معرض تشعشعات کیهانی را بررسی خواهد کرد.

بازگشایی بسته بندی سنگ های کره ماه با پنجاهمین سالگرد فرود انسان بر این کره همزمان شده است. مدیر ناسا در بیانیه ای راجع به بودجه ۲۱ میلیارد دلاری این سازمان مجددا بر تصمیم این آژانس فضایی برای از سرگیری ارسال فضانوردان به کره ماه و سپس مریخ تاکید کرد.

The post ناسا مهر و موم سنگ‌های کره ماه را بعد از نیم قرن باز می‌کند appeared first on دیجیاتو.

ویدیویی از فرود هایابوسا ۲ ژاپنی روی سیارک ریوگو منتشر شد [تماشا کنید]

اوایل اسفند ماه امسال آژانس کاوش های هوافضای ژاپن (JAXA) موفق شد فضاپیمای بدون سرنشین Hayabusa2 را روی سیارک ریوگو فرود آورد و برای دومین بار در تاریخ جهان از سطح سیارکی که ۳۲۰ میلیون کیلومتر دورتر از زمین قرار دارد، نمونه برداری کند. حال این آژانس فضایی، ویدیوی کوتاهی از ماجراجویی هایابوسا ۲ منتشر کرده که توسط دوربین کوچک روی همین فضاپیما فیلمبرداری شده است.

در ویدیو منتشر شده، هایابوسا ۲ یک گلوله به سطح سیارک ریوگو پرتاب می‌کند تا خاک و سنگ آن را بگشاید و خود را به سطح آن متصل نماید. پس از آن فرآیند نمونه برداری از سنگ‌ های خرد شده ادامه پیدا می‌کند.

البته قرار بود این اتفاق در مهرماه امسال رخ دهد اما از آنجایی که این سیارک بیشتر از آنچه تصور می‌شد شن داشته، ماموریت یاد شده عقب افتاده است. جالب اینجاست که سایه این فضاپیما روی سیارک ریوگو افتاده و در این ویدیو قابل مشاهده است. کاربران ریزبین می‌توانند با مشاهده این سایه، به شکل کلی فضاپیمای هایابوسا ۲ پی ببرند.

هایابوسا 2

جالب است بدانید که نخستین نمونه برداری از سطح یک سیارک نیز در سال ۲۰۱۰ توسط ژاپنی ها و با فضاپیمای هایابوسا (نسل قبلی هایابوسا ۲) انجام شده و حالا برای بار دوم، نمونه های جدیدی از یک سیارک به زمین آورده خواهند شد و مطالعه آنها به شناخت بهتر روز های ابتدایی شکل گیری منظومه شمسی کمک خواهد کرد.

فضاپیمای هایابوسا ۲ که از خرداد ماه امسال در کنار ریوگو معلق مانده، ابتدا دو کاوشگر کوچک را به سطح این سیارک فرستاده تا با عکسبرداری و جمع آوری اطلاعات، فرود فضاپیمای اصلی را تسهیل کنند.

بر اساس برنامه JAXA، هایابوسا ۲ قرار است در ماه آینده نیز چند بار روی سطح این سیارک بنشیند تا بتواند بین ۱۰ تا ۱۰۰ میلی گرم نمونه جمع آوری خواهد کرد و در سال ۲۰۲۰ به زمین باز می گردد. دانشمندان نیز با بررسی نمونه های جمع آوری شده، به دنبال کشف پاسخ برخی سؤالات قدیمی مانند احتمال انتقال حیات از طریق سیارک ها به زمین خواهند بود.

The post ویدیویی از فرود هایابوسا ۲ ژاپنی روی سیارک ریوگو منتشر شد [تماشا کنید] appeared first on دیجیاتو.

اولین پیاده روی تماما زنانه فضایی به زودی انجام خواهد شد

ناسا اعلام کرد به زودی ماموریت اولین پیاده روی تماما زنانه فضایی را به سرانجام خواهد رساند.

سوتلانا ساویتسکایا اهل شوروی اولین زن تاریخ بود که یک پیاده روی فضایی را انجام داد. حال ناسا اعلام کرده که در تاریخ ۹ فروردین انی مک‌کلین و کریستینا کوچ اولین پیاده روی زنانه تاریخ را انجام خواهند داد. آن‌ها به وسیله آزانس یک آزانس فضایی کانادایی که مقر آن‌ در مرکز فضایی جانسون ناسا قرار دارد کنترل خواهند شد.

یک سخنگوی ناسا اعلام کرده که اولین پیاده روی تماما زنانه فضایی در حالی انجام خواهد شد که تعداد مسافران ایستگاه فضایی بین المللی به شش نفر خواهد رسید که یکی از دلایل آن حضور ۲ فضانورد دیگر در همین دوره زمانی خواهد بود. جالب است بدانید این یکی از سه وضعیتی محسوب می‌شود که ۶ فضانورد طی یک دوره زمانی یکسان در ایستگاه فضایی بین المللی قرار دارند.

اولین پیاده روی تماما زنانه فضایی

اولین پیاده روی تماما زنانه فضایی

در این میان طی سال آینده، ایستگاه فضایی بین المللی مسافران دیگری را هم به خود خواهد دید. قرار است اولین فضانورد اماراتی در تاریخ ۳ مهر با استفاده از موشک روسی سایوز به ایستگاه فضایی بین المللی اعزام شود. همچنین کمپانی اسپیس ایکس طی هفته‌ای که گذشت کپسول دراگون را به این ایستگاه ارسال کرد که در صورت موفقیت آمیز بودن این ماموریت، کپسول دراگون مسافران زمینی دیگری را نیز به این ایستگاه منتقل خواهد کرد.

طی سال‌های اخیر همواره زنان نقش مهمی را در ماموریت‌های خارج از زمین ایفا می‌کردند. والنتینا ترشکووا اولین زن فضانورد تاریخ بود که در سال ۱۹۶۳ به فضا رفت. در ضمن، در میان زن‌های فضانورد می‌توان انوشه انصاری را به عنوان تنها فضانورد ایرانی پیدا کرد.

The post اولین پیاده روی تماما زنانه فضایی به زودی انجام خواهد شد appeared first on دیجیاتو.

پروژه کتاب آبی؛ تلاش نافرجام آمریکا برای تهدیدسنجی یوفوها

سپتامبر ۱۹۴۷ بود و نیروی هوایی آمریکا با مشکل تازه ای روبرو شده بود. انبوهی از گزارشات به دست آن می رسید که همگی به یک موضوع اشاره داشتند: رویت اجسام عجیب و غریب در آسمان که ترس را بر اندام مردم و نظامیان حاضر در میدان های نبرد انداخته بود. نیروی هوایی آمریکا باید سریع تر متوجه می شد که چه اتفاقی در حال رخ دادن است و در همین راستا بررسی هایش را تحت عنوان پروژه نشانه (ساین) آغاز کرد و پروژه کتاب آبی پی ریزی شد.

تا اوایل سال ۱۹۴۸ میلادی تیم بررسی کننده به این نتیجه رسید که به تخصص خارجی برای تحلیل گزارشات دریافتی اش نیاز دارد و خصوصا یک ستاره شناس می خواهد تا مشخص نماید که چه پدیده هایی به لحاظ اختر شناسی دارای توضیح هستند (مثلا سیاره ها، ستاره ها و شهاب سنگ ها).

برای جی آلن هینک اما که در آن زمان ۳۷ ساله بود و مدیریت رصدخانه مک میلین در دانشگاه ایالتی اوهایو را بر عهده داشت، پیشنهاد کاری نیروی هوایی آمریکا که بعدها نام پروژه کتاب آبی بر آن نهاده شد، پروژه ای بود مثل دیگر پروژه هایی که تا آن زمان انجام داده بود و ابدا خبر نداشت که این پروژه زندگی اش را برای همیشه دستخوش تغییر می کند.

آغاز ماجراجویی

جی آلن هینک

جی آلن هینک در طول جنگ برای نیروی هوایی آمریکا کار کرده بود و تکنولوژی های دفاعی نوینی را برای این سازمان توسعه داده بود که از آن جمله میتوان به نخستین فیوز کنترل شونده از طریق امواج رادیویی اشاره کرد؛ به همین خاطر نیز نیروی هوایی اعتماد و اطمینان کافی را به او داشت و شخص هینک نخستین انتخاب برای پیش بردن پروژه بررسی اجسام ناشناخته در آسمان آمریکا بود.

خودش آن روزها را اینطور توصیف می کند:

روزی، چند نفر از مرکز فنی پایگاه رایت پترسون نیروی هوایی به سراغم آمدند که تقریبا صد کیلومتری با محل زندگی ام فاصله داشت. آنها با شرمی که در چهره شان دیده می شد موضوع اشیاء پرنده ناشناس را مطرح کردند و از من پرسیدن که آیا میتوانم به عنوان مشاور نیروی هوایی در رابطه با این موضوع با آنها همکاری کنم یا خیر. به نظر نمی رسید کاری که از من می خواهند خیلی زمانم را بگیرد و به همین خاطر نیز پیشنهادشان را پذیرفتم.

هینک از همه جا بی خبر ابدا نمی دانست که این پیشنهاد آغاز ماجراجویی چندین ساله اش در پروژه کتاب آبی است که او را به یکی از معروف ترین و جنجال برانگیز ترین دانشمندان قرن بیستم تبدیل می شود. او حتی تصورش را هم نمی کرد که با حضورش در این پروژه دیدگاه هایش در مورد UFOها تا چه اندازه تغییر خواهد کرد. شاید جالب باشد بدانید که او بعدها روی انجام تحقیقات همه جانبه و دقیق پیرامون این موضوع اصرار می ورزید حال آنکه پیشتر نظر دیگری داشت.

قبلا در سال ۱۹۴۸ در مورد UFOها شنیده بودم و درست مانند هر دانشمند دیگری تصور می کردم که آنها وجود ندارند.

پروژه ساین برای یک سال ادامه پیدا کرد و در طول این مدت تیم دست اندر کار ۲۳۷ گزارش دریافتی در این باره را مورد بررسی قرار دادند. هینک در گزارش آخرش خاطرنشان کرده بود که در حدود ۳۲ درصد از آن گزارشات توضیح اخترشناسی داشتند، در حالی که برای ۳۵ درصد دیگر توضیحات دیگری وجود داشت؛ برای مثال حرکت بالون ها، راکت ها یا پرندگان. ۲۰ درصد باقی مانده از گزارشات هم شواهدی در رابطه با UFOها داشتند اما امکان توضیح شان وجود نداشت.

جی آلن هینک

نیروی هوایی آمریکا اما از کاربرد کلمه UFO (به معنای اشیاء پرنده ناشناس) برای توصیف آنها بیزار بود و به همین خاطر آن ۲۰ درصد گزارش هایی که به وجود اشیاء مرموز اشاره داشتند را صرفا در زیرگروه ناشناخته ها طبقه بندی کرد.

در سال ۱۹۴۹ پروژه ساین جای خود را به برنامه دیگری تحت عنوان پروژه کینه (Grudge) داد. در حالی که پروژه ساین همانطور که از نامش بر می آید تلاش می کرد به دنبال نشانه ها برای ارائه توضیحات علمی پیرامون UFOها بگردد، پروژه کینه از همان ابتدا سر ناسازگاری داشت و به کل همه چیز را رد می کرد. هینک که هیچ نقشی در پروژه کینه نداشت اعلام کرد «فرضیه اصلی در پروژه کینه بر نبودن UFOها اصرار دارد.»

گزارش نهایی این پروژه نیز در سال ۱۹۴۹ منتشر شد و جای تعجب ندارد که بگوییم در آن اعلام گردید پدیده UFO هیچ خطری را متوجه ایالات متحده آمریکا نخواهد کرد و صرفا حاصل وحشت عمومی، فریب تعمدی و بیماری روحی است و در پاره ای از موارد شهروندان صرفا اشیائی عادی را رویت اما به شکلی اشتباه آنها را تفسیر کرده اند. در انتهای این گزارش هم اشاره شده بود که موضوع ارزش صرف وقت بیشتر را ندارد.

پروژه کتاب آبی متولد می شود

با در نظر داشتن آنچه در گزارش نهایی پروژه کینه نوشته شده بود بسیاری تصور می کردند که پرونده UFOها برای همیشه مختومه شده است اما موارد مشاهده آنها همچنان ادامه داشت و حتی اپراتورهای راداری نیروی هوایی نیز گزارشاتی سردرگم کننده در این رابطه می دادند. به این ترتیب رسانه های آمریکایی پدیده UFOها را جدی تر از هر زمانی تلقی می کردند. برای مثال مجله لایف در سال ۱۹۵۲ میلادی مقاله ای بلند بالا در رابطه با آنها نوشت و تصویر مربوط به آن مقاله را روی جلدش چاپ کرد. ادوارد مورو از خبرنگاران شناخته شده تلویزیونی آن دوران نیز برنامه ای اختصاصی با این موضوع ساخت و مصاحبه ای با کنث آرنولد انجام داد. آرنولد در سال ۱۹۴۷ میلادی جزو تیم خلبانانی بود که روی منطقه Mount Rainier در واشنگتن به دنبال UFOها می گشتند. نیروی هوایی چاره دیگری نداشت جز اینکه پروژه کینه را بعدها نامش به پروژه کتاب آبی تغییر یافت دوباره احیا کند.

پروژه کتاب آبی / جلد مجله لایف

هینک در سال ۱۹۵۲ میلادی به پروژه کتاب آبی پیوست و تا سال ۱۹۶۹ و همزمان با منحل شدن پروژه از آن جدا شد. پروژه کتاب آبی برای هینک حکم یک کار جانبی را داشت چون آنطور که خودش می گوید همزمان به تدریس در دانشگاه ایالتی اوهایو اشتغال داشت و در خارج از چارچوب آن پروژه سوژه مورد نظر را دنبال می کرد. در سال ۱۹۶۰ میلادی هینک به دانشگاه نورث وسترن در ایوانستون ایلینوی منتقل شد تا ریاست دپارتمان ستاره شناسی آن را بر عهده بگیرد.

در آن دانشگاه نیز درست مانند سابق هینک وظیفه داشت که به بررسی گزارشات مربوط به UFOها بپردازد و دریابد که آیا توضیح منطقی و خوبی به لحاظ اخترشناسی برای آن پدیده ها وجود دارد یا خیر. طبق معمول آن پروژه مقالات علمی متعددی را ارائه کرد و این شانس را به هینک داد تا به بررسی دقیق این موضوع بپردازد و اطلاعات خود در رابطه با موضوع را افزایش دهد.

در حین همین بررسی ها بود که هینک به یک موضوع جالب پی برد: مردمی که گزارشات مربوط بهUFOها را ثبت کرده بودند عموما افراد عادی بودند. او در کتاب سال ۱۹۷۷ خود با موضوع The Hynek UFO Report چنین می گوید:

شاهدانی که با آنها مصاحبه کردم ممکن بود دروغ بگویند، مجنون باشند یا حتی دچار هذیان شده باشند. اما خودم چنین تصوری نداشتم. جایگاه آن افراد در جامعه، سردرگمی شان در مورد رویدادهایی که باور داشتند دیده اند و امتناع همیشگی شان برای صحبت در مورد موضوع همگی تجربه آنها در مشاهده UFO را واقعی جلوه می دادند.

پروژه کتاب آبی

هینک تا پایان عمرش با دیدگاه تمسخرآمیز در مورد آدم هایی که ادعا می کردند UFO دیده اند مخالفت می کرد؛ برخی معتقد بودند که این افراد بیمار هستند و باید درمان شوند، به همین خاطر بسیاری که با این پدیده روبرو شده بودند از مراجعه به هینک یا سازمان های مربوطه خودداری می کردند تا مبادا با این چشم نگریسته شوند. این رفتار نتنها نوعی بی انصافی در حق آن افراد محسوب می شد بلکه دانشمندان را از حجم انبوه اطلاعاتی که میتوانستند در اختیارشان قرار بگیرد محروم می کرد.

چشم ها به آسمان و شوروی

در اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی نیروی هوایی آمریکا با مشکل اضطراری دیگری روبرو شد. در چهارم اکتبر سال ۱۹۵۷ جماهیر شوروی با پرتاب نخستین قمر مصنوعی دنیا به فضا به نام اسپوتنیک تاریخ ساز شد و غرور آمریکایی ها و حس برتری شان در زمینه تکنولوژی جریحه دار شد.

در آن زمان هینک از دانشگاه اوهایو مرخصی گرفته بود تا روی نوعی سیستم دنبال کننده ماهواره ای در هاروارد کار کند. در همان دوران بود که حضور مرتب و مستمر او در برنامه های تلویزیونی آغاز شد. هینک کنفرانس های خبری متعددی برگزار می کرد تا این اطمینان را به آمریکایی ها بدهد که دانشمندانشان از نزدیک اوضاع را رصد می کنند. در ۲۱ اکتبر سال ۱۹۵۷ تصویر هینک به همراه فرد ویپل از ستاره شناسان هاروارد و دان لوتمند از همکارانش در این دانشگاه روی جلد مجله لایف نقش بست و هینک برای نخستین بار در لباس یکی از مشاهیر ملی آمریکا ظاهر شد.

آلن جی هینک

J. Allen Hynek, 1954

اسپوتنیک هر ۹۸ دقیقه به دور زمین می چرخید و از آنجا که بدون هیچ تجهیزاتی می شد حرکتش را مشاهده کرد نگاه های عموم آمریکایی ها رو به آسمان شد و جالب آنکه همچنان گزارشات جسته و گریخته از مشاهده UFOها منتشر می شد.

از دکتر هینک به UFO

در دهه ۱۹۶۰ میلادی هینک نامش را به عنوان متخصص عالی آمریکا و شاید جهان در رابطه با UFOها مطرح کرد و مشاوره دادن به پروژه کتاب آبی به یکی از افتخاراتش بدل شد. با این حال اما در پشت صحنه او مرتبا از اجبار پروژه برای کم ارزش دادن گزارشات مشاهده UFOها سرزنش می کرد و رویه آن پروژه را مورد انتقاد قرار می داد؛ در واقع او معتقد بود کارهایی که در قالب پروژه کتاب آبی انجام می شدند ناکافی هستند و ارتباطاتی که در چهارچوب آن با دانشمندان بیرونی انجام می گرفت ترسناک بودند و روش های آماری مورد استفاده در پروژه کتاب آبی چیزی بیشتر از تعبیرهای هجو آمیز نیستند.

این احساس ظاهرا دو طرفه بود چراکه ظاهرا Hector Quintanilla از فرماندهان نیروی هوایی آمریکا هم همین نظرات را در مورد هینک داشت و در یکی از دست نوشته هایش از او با عنوان بدهکار یاد کرده بود.

شاید سوال کنید که چرا هینک همچنان به همکاری اش با نیروی هوایی ادامه می دهد. او در این رابطه توضیحاتی به این شرح را ارائه می کرد:

پروژه کتاب آبی اندوخته ای از اطلاعات بود و شاید به واسطه ارتباطم با آن پروژه میتوانستم به اطلاعات ارزشمندش دسترسی پیدا کنم.

اما هینک همزمان با خشمی که نسبت به منکران UFO داشت روی خوشی هم به معتقدان آن نشان نمی داد.

برای مثال در سال ۱۹۶۶ میلادی او عازم میشیگان شد تا گزارشات متعدد در مورد نورهای عجیب در آسمان را مورد بررسی قرار دهد. اما وقتی اعلام کرد که آن نورها احتمالا توهمان ایجاد شده از گازهای باتلاقی بوده اند از سوی رسانه ها مورد اسهزاء قرار گرفت و عبارت گاز باتلاقی او سوژه کاریکاتوریست های نشریات شد. مهم تر از آن اینکه دو نماینده کنگره اهل میشیگان از جمله جرالد فورد این حرف ها را نوعی توهین به شهروندان آمریکایی قلمداد کردند و از کنگره درخواست برگزاری جلسه استماع کردند.

آلن هینک / پروژه کتاب آبی

هینک در جریان این جلسه فرصت را مغتنم شمرد تا از تحقیقاتش در نیروی هوایی طی سالیان گذشته بگوید که البته با موفقیت اندکی هم روبرو بود. او در این باره گفت:

به نظر من مجموع اطلاعات گردآوری شده از سال ۱۹۴۸ باید از سوی پنل غیرنظامی دانشمندان اجتماعی و فیزیکی مورد بررسی های دقیق قرار بگیرد تا مشخص شود که آیا مشکلی جدی وجود دارد یا خیر.

طولی نکشید که هینک به خواسته قلبی اش رسید یا دست کم اینطور به نظر می آمد. از آن زمان به بعد بررسی های دقیق تری در کنگره آمریکا پیرامون این موضوع انجام شد و نیروی هوایی کمیته ای غیرنظامی از دانشمندان را تشکیل داد تا موضوع UFOها را مورد بررسی قرار دهند و ریاست آن کمیته نیز بر عهده دکتر ادوارد کاندن فیزیکدان دانشگاه کلورادو بود. هینک در این کمیته عضویت نداشت اما در ابتدای کار امیدوار بود که چنین اتفاقی رخ دهد. دو سال بعد اما همزمان با صدور گزارشی تحت عنوان کاندن (به نام استاد دانشگاه کلورادو) هینک نیز امیدش را در این رابطه از دست داد.

در سال ۱۹۶۹ میلادی پروژه کتاب آبی برای همیشه متوقف شد

او که به شدت از این اتفاقات دلخور بود گزارش منتشر شده را «بی نظم» و «در هم ریخته» خطاب کرد و دیباچه گزارش کاندن را نیز تحریف شده خواند. در آن گزارش چندین مرتبه از یوفوها یاد شده بود با این حال اما دانشمندان توضیحی برای آن نداشتند و در پایان نیز اینطور نتیجه گیری شده بود که مطالعات بیشتر در مورد یوفوها قابل توجیه نیست. این دقیقا همان چیزی بود که هینک نمی خواست.

یک سال بعد یعنی حدودا ۱۹۶۹ میلادی پروژه کتاب آبی برای همیشه متوقف شد.

فصلی تازه پس از پروژه کتاب آبی

پایان کتاب آبی نقطه عطفی برای هینک بود. او دیگر از ناامیدی ها، مصالحه ها و قلدری های نیروی هوایی آمریکا راحت شده بود و یک مرد آزاد بود.

در عین حال اما یوفوها در سرتاسر دنیا مشاهده می شدند و هینک نیز در طعنه به نیروی هوایی آمریکا و در واکنش به مشاهده یوفوها در سراسر دنیا اظهار داشت:

این مردم احتمالا گزارش کاندن را نخوانده اند.

در سال ۱۹۷۲ او نخستین کتاب خود با عنوان «تجربه یوفو» را منتشر کرد که علاوه بر توصیف تلاش هایش در این زمینه بخشی تحت عنوان مشاهدات نزدیک داشت و در آن موارد مشاهده یوفوها طبقه بندی شده بودند.

  • مشاهده های نزدیک نوع اول در واقع به مواردی اشاره داشتند که در آنها فاصله افراد با این اجسام آنقدر نزدیک بود که میتوانستند جزئیاتش را ارائه کنند.
  • در مشاهده نزدیک نوع دوم یوفو اثری فیزیکی داشته (مثلا سوزاندن درختان، ترساندن حیوانات یا از کار افتادن موتور ماشین ها)
  • و در نوع سوم نیز شاهدان حتی سرنشینان در یوفوها را گزارش کرده بودند.

نوع سوم از این طبقه بندی (Close Encounters of the Third Kind) در ادامه موضوع یکی از فیلم های استیون اسپیلبرگ در سال ۱۹۷۷ میلادی شد و ظاهرا این کارگردان مشهور مبلغ هزار دلار را هم بابت استفاده از عنوان Close Encounters of the Third Kind به وی پرداخت کرد و هزار دلار دیگر نیز بابت حق استفاده از داستان های کتاب و ۱۵۰۰ دلار نیز برای سه روز دریافت مشاوره فنی از او. هینک حتی حضوری کوتاه در این فیلم داشت و نقش یک دانشمندان را ایفا می کرد.

در سال ۱۹۷۸ میلادی هینک از دانشگاه بازنشسته شد اما همچنان به گردآوری اطلاعات از یوفوها و ارزیابی گزارشات در این رابطه تحت نظارت مرکز مطالعات یوفو (۱۹۷۳ میلادی تاسیس شد) ادامه می داد. این مرکز همچنان فعال است.

هینک در سال ۱۹۸۶ میلادی و در سن ۷۵ سالگی به خاطر ابتلا به تومور مغزی در گذشت. البته او تا لحظه مرگ معمای یوفوها را حل نکرد اما شاید بیشتر از هر فرد دیگری زندگی اش را صرف مطالعات علمی در این رابطه کرد.

The post پروژه کتاب آبی؛ تلاش نافرجام آمریکا برای تهدیدسنجی یوفوها appeared first on دیجیاتو.

اولین فضانورد اماراتی عازم ایستگاه فضایی بین المللی می شود

قرار است اولین فضانورد اماراتی در تاریخ ۳ مهر با استفاده از موشک روسی سایوز به ایستگاه فضایی بین المللی اعزام شود.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتد پرس، هزاع المنصوری و سلطان النیادی دو فردی هستند که از بین ۴ هزار متقاضی اماراتی برای حضور در فضا انتخاب شده اند. در حال حاضر هر دو این افراد در یک مرکز فضایی نزدیک مسکو مشغول یادگیری مهارت‌های لازم برای زندگی در جاذبه صفر هستند. المنصوری می‌گوید او به عنوان یک خلبان پیش از این تجربه حضور در نیروی گرانشی سطح ۹ را دارد اما زندگی در محیطی بدون جاذبه قطعا چالش دشوارتری محسوب می‌شود

هر دو این افراد در نهایت به فضا می‌روند اما هنوز مشخص نیست کدام یک از آن‌ها نفر اول خواهد بود و این موضوع از آن‌جایی که اولین نفر در واقع به اولین فضانورد اماراتی حاضر در ایستگاه فضایی بین المللی تبدیل خواهد شد، از اهمیت زیادی برخوردار است.

اولین فضانورد اماراتی

یکی دیگر از چالش‌های المنصوری و النیادی طی مدت زمان حضور خود در روسیه به یادگیری زبان روسی و دستورالعمل‌های تکنیکی لازم برای زندگی در ایستگاه فضایی برمی ‌‌گردد که به گفته‌ النیادی سخت‌ترین بخش از ماموریت او محسوب می شود: «روسی تنها زبانی است که ما برقراری ارتباط با خدمتی در فضاپیما استفاده خواهیم کرد و تنها از این زبان برای آموزش در روسیه استفاده می‌شود.»

امارات متحده عربی اولین ماهواره خود را در ماه اکتبر سال گذشته به فضا ارسال کرد. همچنین این کشور قصد دارد در پنجاهمین سال تاسیس خود یعنی ۲۰۲۱، یک مریخ نورد را به سطح سیاره سرخ ارسال کند. در فاصله کمی دورتر، این کشور امیدوار است تا سال ۲۱۱۷ شهری با ۶۰۰ هزار سکنه روی مریخ داشته باشد.

البته النیادی و المنصوری تنها مسافران جدید ایستگاه فضایی بین المللی نیستند و روز گذشته هم کپسول دراگون کمپانی اسپیس ایکس به این ایستگاه متصل شد.

The post اولین فضانورد اماراتی عازم ایستگاه فضایی بین المللی می شود appeared first on دیجیاتو.

تسلا رودستر قرمز رنگ ایلان ماسک بازهم رکوردشکنی کرد

بهمن ماه سال گذشته راکت فالکون هوی شرکت فضایی اسپیس اکس با موفقیت به فضا پرتاب شد و با خود خودروی تسلا رودستر قرمز رنگ ایلان ماسک به همراه استارمن معروف را از مدار زمین خارج کرد. حال گزارش شده که تسلا رودستر ماسک بازهم رکوردشکنی کرده و موفق شده بیشترین مسافت طی شده توسط یک ماشین را بپیماید.

تسلا رودستر ماسک از زمان پرتاب خود، موفق شده که رکورد بیشترین مسافت طی شده توسط یک خوردرو را در کل تاریخ بشکند. در واقع تخمین زده می‌شود طی کردن این مسافت معادل این است یک ماشین تمامی خیابانهای روی کره زمین را ۲۲ مرتبه بپیماید. حال سوال اینجاست که این ماشین اکنون کجا قرار دارد؟

تسلا رودستر ماسک کجاست؟

در حال حاضر تسلا رودستر ایلان ماسک با سرعتی معادل هزاران کیلومتر بر ساعت فضا را می‌پیماید. به عبارت دیگر این ماشین به سرعت جت‌های جنگی رسیده اما در این راه هیچ سوختی مصرف نکرده است. مدار پرتاب راکت فالکون هوی اسپیس اکس مشابه یک تیرکمان عمل کرده و رودستر را با سرعت بسیار زیادی به سمت خورشید پرتاب نموده است.

تسلا رودستر ماسک

چند ماه پیش اسپیس اکس گزارش داد که تسلای رودستر قرمز رنگ ایلان ماسک و مسافرش استارمن تا به حال مدار کره‌ی مریخ را هم رد کرده‌‌اند. البته مریخ اولین ایستگاه این ماشین بوده و تسلا رودستر ماسک قرار است طی این مسیر مدار سیاره‌های دیگری را هم پشت سر بگذارد.

این ماشین هم اکنون مسیر مدار بیضوی خورشید را در پیش گرفته و در این مسیر از کنار عطارد و زهره نیز خواهد گذشت. این ماشین هر ۵۵۷ روز یک بار دور خود را کامل خواهد کرد و اولین گردش این ماشین تا پایان سال ۲۰۱۹ میلادی کامل خواهد شد.

تسلا رودستر ماسک

کارشناسان اسپیس اکس مدعی شده اند اگر اتفاق پیش بینی نشده‌ای رخ ندهد و برخورد یک جرم آسمانی کوچک، تسلا رودستر ماسک را قطعه قطعه نکند، این ماشین میلیون‌ها سال آینده، به دور خورشید خواهد چرخید.

 

تماشا کنید: راکت‌ های اسپیس اکس در مقایسه با مجسمه آزادی چه اندازه‌ای دارند؟

The post تسلا رودستر قرمز رنگ ایلان ماسک بازهم رکوردشکنی کرد appeared first on دیجیاتو.

اولین فضاپیما خصوصی آمریکایی به ایستگاه فضایی بین المللی رسید

سرانجام کپسول دراگون اسپیس ایکس پس از تنها یک روز به ایستگاه فضایی بین المللی رسید تا پس از ۸ سال، اولین سفینه طراحی شده توسط آمریکایی‌ها باشد که به ایستگاه فضایی بین المللی می‌رسد.

در حال حاضر کپسول دراگون با سرنشین‌های فرضی به ایستگاه فضایی بین المللی ارسال شده و اگر ماموریت ۶ روزه خود را با موفقیت انجام دهد، اسپیس ایکس می‌تواند طی تابستان جاری دو فضانورد را تحت نظر برنامه فضایی ناسا به این ایستگاه ارسال کند.

هر دو فضانوردی که به احتمال زیاد به این ماموریت اعزام خواهند شد پیش از این در مقر ماموریت اسپیس ایکس در جنوب کالیفرنیا حضور داشتند تا شاهد اعزام کپسول دراگون بمانند. پس از این اتفاق، آن‌ها به مرکز فضایی کندی در فلوریدا خواهند رفت؛ جایی که کپسول دراگون بعد از پایان ماموریت خود در آن‌‌جا فرود خواهد آمد.

با وجود آن که اسپیس ایکس تا کنون کپسول‌های مختلفی را به ایستگاه فضایی بین المللی ارسال کرده، دراگون تفاوت زیادی با آن‌ها خواهد داشت. این کپسول بدون نیاز به کمک هیچ کدام از فضانوردان و با به کار گرفتن مجموعه‌ای از لیزرها می‌تواند خود را به صورت خودکار به ایستگاه فضایی متصل کند و برای انجام این کار تنها به فشردن چند دکمه نیاز خواهد بود.

طبق برنامه‌ای از پیش مشخص شده، بعد از نصب شدن کامل دراگون به ایستگاه فضایی بین المللی، سه فضانورد حاضر در این محل به دراگون خواهند رفت تا محموله‌های حاضر در آن را به ایستگاه منتقل کنند. دراگون تا روز جمعه در ایستگاه فضایی بین المللی باقی خواد ماند و بعد از آن به سطح زمین در فلوریدا باز خواهد گشت.

اسپیس ایکس پیش از این شام کریسمس فضانوردها را به ایستگاه فضایی بین المللی رسانده بود.

The post اولین فضاپیما خصوصی آمریکایی به ایستگاه فضایی بین المللی رسید appeared first on دیجیاتو.