بررسی انیمیشن آخرین داستان؛ تو داد و دهش کن، فریدون تویی

ایران از کهن‌ترین سرزمین‌های تاریخ جهان است و پر از افسانه و اسطوره‌های به یاد ماندنی دارد. شاهنامه فردوسی یکی از بزرگترین این اسطوره‌هاست که حکیم ابوالقاسم فردوسی در آن داستان‌های مختلفی را گردآوری کرده و آن را در یک مجموعه عظیم قرار داده است. شاهنامه یکی از بزرگترین و بهترین آثار ادبی جهان به شمار می‌رود و در جهان غرب هم مورد توجه بسیاری از هنرمندان و بزرگان عرصه‌های مختلف هنری است. اما راستش را بخواهید تا به امروز ما در کشورمان نتوانستیم آنچنان که باید، به شاهنامه و یا در کل به اساطیر ایران باستان خود ادای دین کنیم و در برابر آنها و پدیدآورندگان آن مدیون هستیم.

بررسی انیمیشن آخرین داستان

درست است که ارباب حلقه‌ها و یا بازی تاج و تخت، این روزها حرف اول را در قصه‌های اساطیری می‌زنند و عده‌ای هم در داخل کشور متاسفانه بر این باور هستند که شاهنامه قدیمی شده و نباید به آن رجوع کرد؛ اما باید بدانیم که اولا تمامی داستان‌های مشهور اخیر به یک نوعی اقتباس از اساطیر کهن هستند و دوما نه ما و نه کشور دیگری نتوانسته ادای دین خود را نسبت به شاهنامه و دیگر اساطیر ایرانی بجا بیاورد و این داستان‌ها هنوز بکر مانده‌اند. استودیو خصوصی انیمیشن سازی هورخش که از سال ۱۳۸۴ تاسیس شده؛ با همین تفکر راه را پیش می‌رود و می‌خواهد که این افسانه‌ها را به جایی که سزاوارشان هستند برساند.

استودیو هورخش برای تحقق رسیدن به این امر از سالیان پیش به پیدایش افسانه آخرین داستان خود دست زد و تصمیم گرفت که مجموعه کاملی را عرضه کند تا جوانان امروزی را به کمک هنرهای مدرن امروزی، با این داستان‌ها آشنا کند. شنیده‌ها حکایت از این دارد که آغاز این پروژه بزرگ از سال ۱۳۸۹ بوده اما در هر حال اولین جرقه‌های اصلی آن در سال ۱۳۹۴ رقم خورد؛؛ زمانی که اولین جلد از کمیک بوک «جمشید» از این استودیو بیرون آمد و سرآغاز انیمیشن «آخرین داستان» با آن رسما شروع شد. استودیو هورخش ۴ جلد کمیک به عنوان پیش زمینه داستانی انیمیشن خود عرضه کرد و حالا با تکمیل انیمیشن آخرین داستان، کار را به مرحله نهایی رسانده‌ است. البته شاید هنوز برای گفتن مرحله نهایی کمی زود باشد چرا که این استودیو سورپرایزهای دیگری هم برای طرفداران خود دست و پا کرده و حالا حالاها با جهانی که خلق کرده، کار دارد.

بررسی انیمیشن آخرین داستان

کمیک‌های جمشید در ۴ مجلد و از سال ۹۴ شروع به انتشار پیدا کردند، کمیک‌هایی که در حقیقت پیش زمینه داستانی انیمیشن آخرین داستان را شکل می‌دهند.

  • کارگردان: اشکان رهگذر
  • استودیو تولید کننده: استودیو هورخش
  • صداپیشگان: لیلا حاتمی، پرویز پرستویی، باران کوثری، حامد بهداد
  • بودجه: نامشخص

اگرچه پیش از آخرین داستان استودیوهای دیگری هم سعی کرده بودند تا داستان‌هایی از شاهنامه را به صورت انیمیشن به تصویر بکشند (انیمیشن قلب سیمرغ یکی از این موارد است و (انیمیشن هایی چون راز سیاوش را هم که بهتر است کلا دورش را فاکتور بگیریم.) اما آخرین داستان از بین آثار ساخته شده تاکنون بهتر از همه عمل می‌کند

انیمیشن آخرین داستان در ادامه کمیک‌های جمشید آغاز می‌شود. دوران پادشاهی جمشید، دوران طلایی تاریخ اساطیری ایران است. مرگ از میان مردمان برم‌خیزد و گرسنگی و تشنگی بر می‌افتد. جمشید اسطوره‌ای است که از فر ایزدی برخوردار است (به بیان راحت‌تر می‌توان آن را یک قدرت الهی دانست. فر یک فروغ ایزدی است که به دل هر کس بتابد از همگنان خود برتری می یابد) و در راه ساخت اولین آرمانشهر بشری یعنی جمکرد تلاش بسیار می‌کند. داستان جمشید با این جملات آغاز می‌شود و بر اساس افسانه‌ها، به سقوط او ختم می‌شود. آخرین داستان در همین‌جا آغاز می‌شود.

جمشید که تکبر و غرور تمام زندگانی‌اش را فرا گرفته و از ایزدان روی برگردانده، به دیوها حمله می‌کند و این موضوع که برخلاف عهد و پیمان میان او و این موجودات است، منجر به جنگی بزرگ می‌شود. سربازان جمشید و دیوها با یکدیگر می‌جنگند و در نهایت جمشید از سرزمین خود می‌رود و فرمانروایی را به مرداس می‌سپارد. مرداس اما چند روز بعد می‌میرد و فرزندش ضحاک پادشاه ایران می‌شود و یگانه دختر جمشید به اسم شهرزاد را در قصر محبوس نگه می‌دارد چرا که به او علاقه خاصی دارد. ضحاک اما با اهریمن عهد و پیمان می‌بنند و به واسطه این پیمان، دیوها سربازانش می‌شوند.

او دستور می‌دهد تا مالیات را دوبرابر کنند و اگر مردم نمی‌توانند این مالیات را بپردازند، پس باید جوانان خود را برای کار به قصر بفرستند. این کار او باعث اعتراضات مردم شده و زمانی که او ار سربازانش می‌خواهد که فرزندان نوزاد مردم را برای خوردن مغزشان به کاخ بیاورند، اعتراضات گسترده می‌شود. کاوه آهنگر سردمدار این اعتراضات است و با کمک فرزندش روزبه و دیگر مردمان قصد دارد تا بر علیه پادشاه قیام کند..

بررسی انیمیشن آخرین داستان

دقایق اولیه آخرین داستان با نماهایی POV شروع می‌شود و این موضوع می‌تواند علاقه تیم سازنده این اثر به بازیسازی را نشان دهد و البته خلاقیت آنها را. این صحنه‌ها در انیمیشن سازی بدیع هستند و آغاز کوبنده انیمیشن آخرین داستان از دید یک سرباز در میان جنگ انسان‌ها و دیوها، نویدبخش اثری حماسی-اکشن است و خوشبختانه این ریتم تا پایان انیمیشن همراه آن باقی می‌ماند. حفظ ریتم در طول مدت زمان انیمیشن از جمله موارد بسیار سختی بوده که فیلمنامه از پس آن برآمده و با وجود مدت زمان نسبتا طولانی اثر، کم پیش می‌آید که بیننده احساس خستگی کند.

بررسی انیمیشن آخرین داستان

سینمای ایران همیشه از کمبود فیلمنامه‌نویس حرفه‌ای رنج برده است. حال اگر بخواهیم در حوزه نوپای ساخت فیلم‌های سینمایی انیمیشن به دنبال فیلمنامه‌نویس حرفه‌ای باشیم، اوضاع بسیار بغرنج‌تر به نظر می‌رسد. فیلمنامه انیمیشن آخرین داستان برداشتی آزاد از افسانه‌های مختلف ایران زمین است. نویسنده و کارگردان اثری یعنی اشکان رهگذر (که موسس استودیو سازنده فیلم هم هست) با ذکاوت و دانش خود نسبت به متون نوشته شده درباره این اساطیر در منابع مختلف، داستان را تعریف می‌کند و گرچه در بسیاری از جهات با خود اساطیر باستانی تفاوت‌های فاحشی را به وجود می‌آورد، اما داستانی جذاب را با بازنویسی این اساطیر به سبک خود می‌کند.

اشکان رهگذر به جای اینکه به تکرار بازگو کردن داستان‌ها دست بزند، خلاقیت از خود نشان داده و جذابیت‌هایی را به داستان افزوده که آن را امروزی‌تر کند و البته هیجان انگیزتر. داستانی که او نوشته شاید به مذاق برخی از میهن‌پرستان دوآتشه و باستان‌شناسان خوش نیاید، اما در حقیقت تخلصی ماهرانه از کتب مختلفی چون شاهنامه، بندهش، وندیداد و اوستا و… است.

البته ناگفته نماند که این تخلص، در برخی از جاها به بیراهه رفته است. شاکله اصلی داستانی که از نو آفریده شده، هسته بسیار زیبایی دارد اما پرداخت به آن در برخی جاها درست صورت نگرفته است. به نظر می‌رسد حجم زیاد محتوای اسطوره‌های داخل داستان باعث شده که نویسنده بسیاری از موارد را از قلم بیندازد و یا با تصور بر اینکه لابد مخاطب این چیزها را می‌داند، از گفتن‌شان حذر کرده است. مثلا با اینکه اشارات کوتاهی به ماجرای شانه‌های ضحاک و چرایی خوردن مغز مردمان می‌شود اما به هیچ وجه این موضوع واکاوی نمی‌شود و برای مخاطب ناآگاه به این موضوع، قطعا گمراهی به همراه می‌آورد.

بررسی انیمیشن آخرین داستان

فیلمنامه در بخش‌هایی هم با شتاب عمل می‌کند و از روی برخی المان‌های مهم داستانی به سرعت می‌گذرد. این موضوع احتمالا برای کاهش مدت زمان انیمیشن صورت گرفته (همین نسخه فعلی هم چیزی حدود دو ساعت است که فراتر از حالت عادی اکثر انیمیشن‌های دنیاست) ولی باعث شده که یک سوم پایانی نسبت به آغاز داستان گیج کننده‌ باشد. حقیقتش را بخواهید به وضوح مشخص است که نویسنده می‌خواسته داستان را در بخش‌های انتهایی زودتر به سرانجام برساند و نوع روایت آن را نسبت به شروع ماجرا، سرسری رد کرده است.

  • داستان گرشاسپ
  • گرشاسپ نامه خود حکایتی بسی بلند و طولانی است، ولی پایان بندی قصه گرشاسپ می‌تواند ایده خوبی برای پایان افسانه انیمیشن آخرین داستان باشد. در پایان قصه رشادت‌های او گرشاسپ به خاطر گول خوردن از یک پری، به آتش توهین می‌کند و از همین سبب اردیبهشت با او بد می‌شود. در نهایت یک دیو مونث به نام بوشاسپ که در حقیقت دیو خواب‌ها است گرشاسپ را به یک خواب ابدی فرو می‌بره که در نهایت در روز رستاخیر، زمانی که ضحاک از دل دماوند بیرون می‌آید، توسط فرشته‌ها از خواب بیدار می‌شود.
  • ناگفته نماند گرز گاو هم اسلحه معروف گرشاسپ است که از پدربزرگش به او می‌رسد و نسل به نسل می‌چرخد تا به رستم و فرامرز می‌رسد و بعد از پسر فرامرز، آذربرزین، مشخص نیست که سرنوشتش چه شده است.
  • البته روز رستاخیر این افسانه‌ها خود داستان‌های مفصل و جالبی دارد و نبرد پهلوانان در ابتدای کار آن قرار دارد. گرشاسپ در ابتدا با کیخسرو و طوس در می‌افتد و در نهایت با آنها وارد یک تیم شده و ضحاک را می‌کشند. همانطور که می‌بینید پتانسیل‌های بسیار بسیار بسیار زیادی در این داستان‌ها و اساطیر وجود دارد و جهانی که استودیو هورخش خلق کرده، در حال حاضر بخش کوچکی از جهان و داستان‌هایی است که می‌تواند در آن جریان داشته باشد. این ادامه هم مسلما با حمایت مردمی خلق می‌شود و در صورت این حمایت‌ها می‌توان امیدوار بود که تیم سازنده به فکر گسترش و رشد جهان داستانی باستانی ایرانی خود باشد.

بررسی انیمیشن آخرین داستان

شخصیت‌های بسیاری از دل ۴ جلد کمیک جمشید در انیمیشن آخرین داستان حضور دارند که مهم‌ترین آنها وزیر ارشیا (یک شخصیت خلق شده توسط خود نویسنده انیمیشن که در اساطیر باستانی وجود ندارد) است. کاراکترهایی چون شهرزاد، جمشید، ضحاک و مرداس و… نیز پیش‌تر در کمیک‌ها حضور داشتند و اگر آنها را خوانده باشید و بعد به دیدن انیمیشن بنشینید، حس و حال بسیار جالبی پیدا خواهید کرد. این اولین بار است که در ایران کاراکترهایی از دل کاغذهای یک کتاب مصور روی پرده سینما جان می‌گیرند و این موضوع به شدت هیجان انگیز است.

خشونتی که در انیمیشن وجود دارد شاید در نگاه اول کمی ترسناک باشد اما کاملا بجاست. چه خوشمان بیاید چه خوشمان نیاید، اساطیر باستانی همه ملل‌ها آکنده از مسائل خشن هستند و اوج این موارد را می‌توان در بازی God Of War که برگرفته از اساطیر یونان (و یا نسخه جدید آن، برگرفته از اساطیر نورث) است دید. داستان و فضای این روایت مستلزم خشونت حاضر در انیمیشن بوده و تیم سازنده بدون خودسانسوری اثر خود را به کاری ارزشمند تبدیل کرده‌اند که شاید دیدن آن برای بچه‌های زیر ۱۲ سال،لااقل بدون حضور والدین، چندان منطقی نباشد.

شخصیت پردازی در انیمیشن آخرین داستان، برخلاف فیلمنامه چندان قابل تعریف نیست و این مشکل اصلی انیمیشن است. نویسنده برای قهرمان پروری کاراکترهای خود چندان وقت نمی‌گذارد و نمی‌تواند آن چیزی که در ذهنش بوده را درست به فیلم بیاورد. ضحاک قرار است یک شبه ضد قهرمان باشد ولی عملا یک شخصیت مقوایی است و نشان دادن خاطرات و توهماتش نمی‌تواند کمکی برای به یاد ماندنی شدنش بکند. آفریدون هم که قهرمان اصلی قصه به شمار می‌رود از المان‌های قهرمانی آنچنان چیزی در چنته ندارد و طراحی‌اش (با کمال تعجب) برخلاف سایر کاراکترها ویژگی خاصی ندارد که بتواند او را متمایز کند. شخصیت‌هایی چون ارشیا و شهرزاد و… هم به واسطه دوبلورانشان به دل می‌نشینند وگرنه شخصیتهایی هستند که عمقی ندارند و این نقطه ضعف در پردازش کاراکترها گریبانگیر آنها هم شده است.

  • فر ایزدی چیست؟
  • در نزد ایرانیان باستان سلطنت عطیه ای الهی شمرده می شد زیرا اعتقاد داشتند اهورامزدا شاهنشاه را توسط نیرویی معنوی که آن را خورنه، خورنو  یا « فرّ شاهی » می گفتند بر می گزیند و تا زمانی که از وی خشنود باشد این فرّه ایزدی برقرار می ماند . در تمام کتیبه های هخامنشی به این امر که سلطنت موهبتی الهی است و از جانب آهورامزدا به ایشان عطا گردیده ، اشاره شده است. کسی می توانست به مقام ظل الهی برسد که دارای فره ایزدی باشد. بارزترین جلوه فر تابندگی آن است. مثلاً در شاهنامه چون طهمورث از بدی پالوده می‌گردد فر ایزدی از او تافتن می‌گیرد. معروف‌ترین این تابندگی‌ها به جمشید برمی‌گردد چنان‌که جزء دوم نام وی یعنی «شید» به معنی درخشان است و نام اصلی وی «جم» است.

بررسی انیمیشن آخرین داستان

صداپیشگانی که در انیمیشن آخرین داستان حضور داشته‌اند، همگی از ستارگان سینما هستند. این جمع از بازیگران به گفته سازندگان این مجموعه با تیم آنها همراه شده‌اند و تقریبا هیچ یک از گزینه‌های مدنظر گرفته شده به استودیو هورخش نه نگفته است. حدس می‌زنم دستمزد چندانی هم در کار نبوده و این ستارگان وطن دوست، با عشق و علاقه خود وارد روند ساخت این انیمیشن شدند و انصافا اکثر آنها از جان و دل مایه گذاشته‌اند. گل سر سبد صداپیشگان پرویز پرستوی است که سابقه دوبلوری در انیمیشن را پیش‌تر هم داشته (او در انیمیشن جمشید و خورشید هم صداپیشگی کرده است) و شخصیت ارشیا و تن صدایش را به زیبایی خلق می‌کند.

لیلا حاتمی که نقش راوی و البته شهرزاد را بر عهده دارد هم صدای خود را به این انیمیشن قرض داده و توانسته به زیبایی داستان را برای بینندگان تعریف کند. حامد بهداد هم نقش منفی ماجرا را برعهده دارد و صدایش را به ضحاک قرض داده است. نام‌های دیگری چون حسن پورشیرازی، اشکان خطیبی، بیتا فرهی، شقایق فراهانی، ملیکا شریفی نیا، زهیر یاری، باران کوثری، بانیپال شومون و فرخ نعمتی هم در لیست صداپیشگان به چشم می‌خورند که اکثرشان کار خود را به درستی و تعداد معدودی از آنها هم با ناشی‌گری کارشان را انجام داده‌اند. در مجموع اما می‌توان گفت بخش صداپیشگی انیمیشن آخرین داستان نمره نسبتا کاملی دریافت می‌کند و این بخش با آوازهای بی‌نظیری که در طول مدت انیمیشن پخش می‌شود هم تکمیل می‌شود.

بررسی انیمیشن آخرین داستان

جدا از آوازها، موسیقی انیمیشن نیز حماسی خلق شده و به شدت با حال و هوای داستان جور در می‌آید. کریستف رضاعی (که در عالم سینما بسیار گزیده کار می‌کند) رسالت خود را در قبال این اساطیر به درستی انجام داده و آهنگ جادویی‌اش می‌تواند تا مدتها در ذهن تماشاگر باقی بماند. آهنگ تیتراژ آخر انیمیشن هم اثری است از استاد شهرام ناظری که می‌تواند حجت این بخش را تمام کند. علی رحیمی نوازنده دف و فرید الهامی نوازنده تنبور این قطعه هستند که با پیشنهاد کریستف رضاعی، آهنگساز این انیمیشن شکل گرفت.

سبک و سیاق طراحی آخرین داستان به شدت یادآور کمیک‌های همین مجموعه، به ویژه دو جلد آخر آن است. انیمیشن آخرین داستان به صورت دوبعدی ساخته شده و انیماتورها به زیبایی هرچه تمام‌تر کار خود را انجام داده‌اند. آنها با توجه به بودجه و امکاناتی که در کشور برایشان فراهم بوده توانسته‌اند اثری در حد و اندازه استانداردهای جهانی بسازند و کاملا مشخص است که اگر با بودجه و امکانات بهتری برخوردار بودند، می‌توانند یک انیمیشن هالیوودی به تمام معنا بسازند و چیزی از آنها کم نداشته باشند. کیفیت در حال حاضر انیمیشن هم دست کمی از این استانداردهای جهانی ندارد و فقط در صحنه‌های عظیم نبرد کم و کاستی‌هایی دیده می‌شود که می‌توان کاملا از آنها چشم پوشی کرد.

انیمیشن آخرین داستان مسیر بسیار بلند و طولانی را برای رسیدن به سینماها طی کرده و قرار است در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در کنار دو انیمیشن دیگر برای اولین بار در سالن‌های سینمای کشور اکران شود. تیم سازنده این اثر،‌استودیو هورخش سابقه خوبی در امر بازیسازی داشته و این بار توانایی انیماتورهای خلاق خود را در زمینه ساخت یک انیمیشن سینمایی بلند محک زده است. صنعت انیمیشن در کشور رو به رشد است و اوضاع با چندین سال پیش کاملا فرق کرده و به نظر می‌رسد که ایران و تولیدکنندگان ملی با حمایت‌های مردمی می‌توانند از این صنعت میلیاردی در جهان، سهمی داشته باشند.

چیزی که بعد از دیدن انیمیشن آخرین داستان به مخاطب دست می‌دهد، یک حس خوب است از اینکه بالاخره اثری حدودا درخور و شایسته درباره اساطیر ایران ساخته شده است؛ شاید نکات ضعف فیلمنامه برای عده‌ای خیلی پررنگ به چشم بیاید اما در کل با اثری روبرو هستیم که توسط عده‌ای جوان هنرمند و خوش ذوق ساخته شده که می‌تواند در مارکت جهانی هم حرفی برای گفتن داشته باشد.

بررسی انیمیشن آخرین داستان

نگاهی به اسطوره جمشید، ضحاک، فریدون و کاوه آهنگر

حالا که انیمیشن آخرین داستان بر اساس داستان جمشید و ضحاک و فریدون روانه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر شده و برداشتی آزاد از این اساطیر داشته، بد نیست که نگاهی تطبیقی و جزیی‌تر به اصل این اساطیر داشته باشیم و تفاوت‌های انیمیشن و آنها را دریابیم تا بیشتر به ذکاوت و چیره‌دستی خالقین این انیمیشن پی‌ ببریم. بدیهی است که این قسمت شامل اسپویل شدن تمامی داستان اساطیری بوده و باید تاکید کرد که حتی این نوشته هم الزاما اصل داستان نیست چرا که ماجرای ضحاک و جمشید بارها و بارها به طرق مختلف در کتب گوناگون تاریخی نوشته شده است؛ اما سعی شده داستانی که بیشتر در تاریخ گفته شده و شاهنامه به آن پایبند است در زیر آورده شود. یادتان هم نرود برای تطبیق اصل داستان به انیمیشن، باید با مجموعه ۴ جلد کمیک پیش در آمد آن نیز آشنا باشید.

تفسیرهایی متعدد از اسطوره ضحاک انجام شده است. بخشی از تفسیرهای این اسطوره بر تطبیق آن با خاطره قومی مواجهه با دشمنان بیگانه مبتنی است که در مورد ضحّاک، تفسیرهایی با این رویکرد انجام شده است. با توجه به تازی بودن ضحاک در شاهنامه و یکسان پنداشتن «دشت سواران نیزه­گذار» با صحاری عربستان، برخی پژوهش‌گران اعتقاد دارند، اسطوره ضحاک، نشانی از پیکارهای سخت آریا نژادان مهاجر با تیره‌­های سامی­نژاد چون آشوری‌­ها، سومری ­ها و بابلی‌­ها به هم‌راه دارد.

بررسی انیمیشن آخرین داستان

داستان جمشید و ضحاک و این اساطیر در بسیاری از کتب از جمله شاهنامه روایت شده و اقتباسی که استودیو هورخش از این افسانه‌ها کرده، یک اثر تلفیقی از روایات گوناگون شاهنامه و کتابهایی چون بندهش بوده است. روایت اصلی اما به چه شکلی است؟ به این شکل است که تهمورس (در برخی روایات پدر جمشید اعلام شده و در برخی روایات برادر بزرگ جمشید) معروف به دیوبند فردی بوده که دیوها می‌جنگیده و آنها را به اسارت در می‌آورده. او حتی شیطان را به اسارت خود در می‌آورد و او را اسب خودش می‌کند. بعد از مرگ تهمورس تخت پادشاهی به جمشید شاه می‌رسد و او بعد از لشکرکشی‌ها و فتوحات بسیار، توهم خدایی می‌زند و کم کم تصور می‌کند که خودش یک ایزد است و مردم باید او را ستایش کنند. جمشید همچنین به ساخت و ساز قلعه و دیوارهای دفاعی و راهروهای مخفیانه و… به شدت علاقه داشت و دستور داده بود تا دور تا دور قلعه را دیوار بسازند.

مردم تا حد زیادی بعد از اینکه جمشید توهم خدایی می‌زند با او در می‌افتند و نسبت به کارهای او اعتراض می‌کنند. در این بین به یکی از پادشاهان جنوب که از ملازمان‌های جمشید هم بوده، فردی به نام  مرداس گفته می‌شود که به معترضین بپیوندد و او از این کار ممانعت می‌کند. پسر او که بیوراسب (او همان شخصی است که بعدها ضحاک می‌شود) نام دارد از این تصمیم پدرش سخت آشفته می‌شود و تصمیم می‌گیرد که او را از میان ببرد و برای همین هم چاله‌ای در مسیر برگشت او به قصر حفر می‌کند و او را می‌کشد. این پسر بعد از پدرش به تخت پادشاهی تکیه می‌زند و شروع به حکمرانی می‌کند. جمشید هم که اوضاع مملکت را علیه خود می‌دید از مهلکه می‌گریزد و بیوراسب هم سربازان خود را پی او می‌فرستند ولی پیدا کردن جمشید بیش از صد سال به طول می‌انجامد و بعد از یافتن او هم به دستور پادشاه، جمشید توسط برادرش سپیتور (که در کمیک‌های جمشید شاهدش بودیم) به دو نیم تقسیم می‌شود.

بررسی انیمیشن آخرین داستان

در افسانه‌های ایران باستان آمده که خوردن گوشت از زمان تهمورس آغاز شد و تا پیش از آن انسان‌ها گوشت نمی‌خوردند و آن را کاری حیوانی می‌دانستند که ایزدان از انجام آنن منعشان کرده بودند. جمشید اما حتی کسی بود که به پرورش ماهی دست زد و طعام ماهی را بعد از گوشت حیواناتی چون گاو و گوسفند بر سر سفره‌ها آورد و برخی از مردم این گوشت خوردن را نوعی توحش می‌دانستند.

اما بیوراسب علاقه شدیدی به طعم گوشت داشت. آشپزی هم که در پخت و طبخ گوشت بسیار ماهر بود و بلد بود که با گوشت‌های مختلف، غذاهای لذیذی درست کند در دربار پیدا شده بود و بیوراسب  از دستپخت او به شگفت آمده بود. پادشاه به آشپز می‌گوید هرچه می‌خواهی از من بخواه و آشپز فقط تقاضا می‌کند که دو بوسه بر جفت شانه‌های پادشاه بزند و بیوراسب این کار را قبول می‌کند. این آشپز که در حقیقت همان اهریمن در کالبد انسانی خود است بوسه‌های سمی‌اش را روی شانه‌های می‌زند و از نظرها محو می‌شود.

بیوراسب که درد شدید در شانه‌های خود حس می‌کند آن شب را تا صبح با درد و مشقت بیدار می‌ماند و فردایش می‌بیند که دو مار از جای بوسه‌ها سر بر آورده‌اند. او فورا مارها را با شمشیر نابود می‌کند اما دوباره مارها سر بر می‌آورند. پادشاه و درباریان وقتی می‌بینند که مارها تمامی ندارند و با کشتنشان دوباره یک جفت مار دیگر از شانه‌ها بیرون می‌آیند، به حکیم‌های شهر دستور می‌دهند که بیایند و شاه را مداوا کنند. اهریمن بار دیگر، این بار در کالبد یک حکیم ماهر وارد قصر شده و به پادشاه می‌گوید که این مارها به هیچ وجه نابود نخواهند شد و برای اینکه پادشاه از دست آنها مصون بماند و مارها به او کاری نداشته باشند، باید هر روز به آنها مغز انسان بدهد وگرنه مارها علیه او خواهند شد.

بررسی انیمیشن آخرین داستان

بیوراسب هم دستور می‌دهد که برایش مغز انسان بیاورند و مجبور می‌شود که هر روز دو نفر انسان را بکشد و کاسه مغز آنها را خالی کرده و به خورد مارها بدهد. البته در افسانه‌ها آمده که دو آشپز به نام های ارمایل و گرمایل ترفندی پیدا می‌کنند و با کشتن یک گوسفند، جان یکی از قربانیان را نجات می‌دهند. آنها مغز گوسفند را با مغز یک انسان ترکیب کرده و به خورد مارها می‌دهند و خوشبختانه مارها متوجه این موضوع نمی‌شوند و از خوراکشان رضایت دارند. این دو نفر نجات یافتگان را به کوه‌های کردستان پناه می‌دادند و هیچ‌کس از زنده ماندن آن جوانان خبر نداشت، حتی والدین‌شان.

بیوراسب که کم کم به اژی‌دهاک یا همان ضحاک (به معنای مار اهریمنی) معروف شده بود با قدرت به سلطنت خود ادامه می‌دهد و بیش از نهصد سالی این سلطنت را ادامه می‌دهد (ضحاک بر طبق افسانه‌ها یک روز مانده به هزار سال حکمفرمانی کرده بود). او اما یک روز خوابی می‌بیند که بر اساس طالع آن مشخص می‌شود که آفریدون (که به معنای پسر سوم است) او را می‌کشد. در نتیجه او دستور می‌دهد که هر کس در کشور فرزند سوم پسر خود را به دنیا آورد، سریعا او را بکشند.

بررسی انیمیشن آخرین داستان

آبتین، یکی از همین شهروندان است که از همه جا بی‌خبر، خبر به دنیا آمدن پسر سومش را با ذوق و شوق به سربازان ضحاک می‌دهد و آنها درجا او را می‌کشند. مادر آفریدون به نام فرانک که ماجرای کشته شدن همسرش را می‌فهمد، با آفریدون فرار می‌کند و سالیان سال از چشم پادشاه و سربازانش دور می‌مانند. در اکثر کتاب‌ها و روایات افسانه‌ای، مشخص نیست که آفریدون تا بزرگ شدنش چطور زندگی کرد و چگونه توانست که با شجاعت مادرش فرانک در این سالیان دراز از دست پادشاه در امان بماند.

بررسی انیمیشن آخرین داستان

از آنسو فردی به نام کاوه آهنگر که در برخی روایات ۱۷ فرزند پسر داشته و شانزده تا از آنها به دربار رفته بودند و خبری از زنده ماندن یا نماندشان نداشته، در یک مراسم خیابانی علیه ضحاک قیام می‌کند و مردمان زیادی هم با او متحد می‌شوند. آفریدون هم از آنسو با عده‌ای شورشی دیگر همراه می‌شود و گروهک‌های متعددی علیه ضحاک قیام می‌کنند. ضحاک اما با دیوهای سربازانش جلوی مردم ایستادگی می‌کند اما کاوه به همراه آخرین فرزندش کارن (یا همان قارن) و آفریدون و بسیاری از مردمان دیگر جلوی او ایستادگی می‌کنند.

در نهایت در طی نبردی نهایی، آفریدون می‌تواند ضحاک را شکست دهد ولی هنگامی که می‌خواست او را بکشد سروش ایزدی بر او ظاهر شده و به او می‌گوید که با کشتن ضحاک، تمام شیطان‌ها و خباثت‌هایی که درون این مرد و مارهایش جمع شده در دنیا آزاد می‌شود و نباید او را کشت. به همین دلیل هم هست که آفریدون تصمیم می‌گیرد با کمک کاوه آهنگر او و مارهایش را به غل و زنجیر ببندند و او را در دل کوه دماوند به زنجیر بکشند.

بررسی انیمیشن آخرین داستان

آفریدون در نهایت با شهرناز و ارنواز، دو دختر جمشید که همچنان در قصر مانده‌اند و هیچ‌کدام‌شان هم تن به وصلت با ضحاک ندادند، ازدواج می‌کند و از آنها سه فرزند به اسم سلم و تور و ایرج پیدا می‌کند.

شاید در ادامه انیمیشن سازی‌های استودیو هورخش بتوانیم نظاره‌گر ساخت انیمیشنی بر اساس داستان سلم و تور و ایرج داشته باشیم، سه برادری که با خوبی و خوشی کنار یکدیگر زندگی می‌کردند و بعد از فوت پدرشان هر یک پادشاه یک منطقه از کشور می‌شوند. ایرج که ساده دل بود فرماندهی مرکز ایران را بر عهده می‌گیرد و به سلم و تور دو طرف مرزهای ایران می‌رسد. یک بار که فردی به نام کوشک (برادر زاده ضحاک که حاصل تجاوز برادر ضحاک به یک زن زیبارو در یک روستا بوده و به نام گوش پیل گوش هم معروف است) در جنوب کشور شورش می‌کند و سلم و تور برای خوابانیدن اعتراض او می‌روند، تصمیم می‌گیرند با او دست به یکی کرده و علیه ایرج شورش کنند. این داستان می‌تواند دستمایه جالبی برای ساخت انیمیشن دیگری باشد. و در پایان می‌توان انیمیشن را به یک سه گانه تقسیم کرد و روایت پایانی این سه گانه هم می‌تواند داستان رستاخیز ضحاک باشد که از شکاف دل دماوند بیرون می‌آید و گرشاسپ که در تمام این سالها خواب بوده هم بیدار می‌شود و علیه او قیام می‌کند؛ البته در کنار کیخسرو و دیگران پهلوانان ایران.

بررسی انیمیشن آخرین داستان

بیایید باور  باور کنیم ما چیزی از هیچ افسانه و بازی و سری فیلم سینمایی هالیوودی از نظر محتوا کم نداریم و باید به پرداخت مناسب و دقیق آن برسیم؛ پرداخت درستی که انیمیشن آخرین داستان اولین گام را در آن برداشته و می‌توان به ادامه دار شدن این روند توسط این استودیو و یا سایر سازندگان، امیدوار بود.

The post بررسی انیمیشن آخرین داستان؛ تو داد و دهش کن، فریدون تویی appeared first on دیجیاتو.

بررسی انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse؛ بازگشت قهرمانانه مرد عنکبوتی

اسپایدرمن یا همان مرد عنکبوتی خودمان بیش از ۵۵ سال سن دارد و تاکنون به هیبت‌های مختلفی و در مدیای گوناگونی به تصویر کشیده شده است. از لایو اکشن عجیب و غریب ژاپنی‌اش بگیر تا به شکل لگویی در کنار دیگر قهرمانان مارول. تاکنون اما اسپایدرمن را در قالب یک انیمیشن سه بعدی سینمایی ندیده بودیم و سونی تصمیم گرفته این رویا را به واقعیت تبدیل کند و در تحقق این رویا تقریبا سنگ تمام گذاشته است. انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse چیزی است که هم طرفداران می‌خواهند و هم اینکه ناآشنایان به این دنیا را تبدیل به طرفدار می‌کند و این یعنی یک بازی برد برد.

بررسی انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse

  • کارگردان: پیتر رمزی، رادنی راثمن
  • استودیو تهیه کننده: سونی پیکچرز
  • صداپیشگان: نیکلاس کیج، کریس پاین،شامیک مور
  • بودجه: ۹۰ میلیون دلار

از زمانی که سونی حق و حقوق کاراکتر اسپایدرمن را از مارول خرید سال‌ها می‌گذرد و این کمپانی تاکنون چند باری سعی کرده تا از این حق تالیف به خوبی بهره ببرد. سونی سه گانه‌ای به کارگردانی سام ریمی ساخت که از نظر بسیاری از هواداران قسمت دوم آن جزو بهترین فیلم‌های ابرقهرمانی تاریخ سینما محسوب می‌شود. لجبازی سونی با سام ریمی اما باعث شد که پروژه طولانی مدتی که او برای این کاراکتر در نظر گرفته بود تا حد زیادی از هم بپاشد.

بررسی انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse

ریمی بارها در مصاحبه‌های خبری اعلام کرده بود که تا ۵ شماره برای اسپایدرمن ایده در ذهنش دارد و سونی ناگهان به او اعلام کرد که قسمت سوم، آخرین اثر او در مقام کارگردان این فرنچایز خواهد بود؛ نتیجه این شد که ریمی سعی کرد فشرده‌ای از ایده‌های سینمایی‌اش را وارد یک اثر واحد سینمایی کند و قسمت سوم را با تعدد کاراکترها جلوی دوربین ببرد و خروجی کار چندان خوب نشود. قسمت پایانی سه گانه سام ریمی مهری بر پایان رسیدن دوره اسپایدرمن در سینما بود و سونی تا مدتها نتوانست تا بار دیگر این شخصیت را به پرده نقرای بازگرداند.

سرانجام چند سال بعد سونی دوباره آستین بالا زد و سری Amazing Spider-man را با تیمی جدید ساخت؛ سری که همچنان به خاطر یدک کشیدن نام این شخصیت فوق محبوب با استقبال و فروش خوبی روبرو شد اما در واقعیت نسبت به سه گانه قبلی یک عقبگرد محسوب می‌شد. با اینکه قسمت دوم سری جدید طوری پایان یافت که نوید ساخت قسمت سوم را می‌داد (و حتی شخصیت منفی آن یعنی راینو با بازی پائول جیامتی مشخص شده بود و برای ثانیه‌ای به تصویر کشیده شده بود) اما سونی تصمیم گرفت سیاست جدیدی را اتخاذ کند.

بررسی انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse

محبوبیت بالای فیلم‌های مارول و دیزنی و فروش هنگفت آنها و تیم حاذقی که پشت پرده این فازهای سینمایی قرار داشت و صد البته خواسته هواداران سونی را بر این داشت که شخصیت اسپایدرمن خود را به دیزنی و مارول قرض دهد و ادامه راه سینمایی او را به آنها بسپارد. اسپایدرمن بار دیگر ریبوت شد و این بار تام هالند جوان ایفاگر این نقش شد و توانست بار دیگر جانی تازه به این کاراکتر دهد و بیشتر طرفداران را راضی کند (البته شخصا همچنان توبی مگوایر در سه گانه قدیمی سام ریمی را بهترین بازیگر اسپایدرمن سینما می‌دانم) کاری که سونی با شخصیت اسپایدرمن کرد، دقیقا کاری بود که استودیو فیلمسازی یونیورسال با کاراکتر هالک کرد و با اینکه حق و حقوق این شخصیت را خریده بود اما آن را به طور امانی به دیزنی و مارول قرض داد.

بررسی انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse

سونی اما با زیرکی تمام همچنان بخش عمده‌ای از دنیای اسپایدرمن را برای خود نگه داشت و صرفا حق و حقوق ساخت لایو اکشن سینمایی را به مارول و دیزنی واگذار کرد. مسئولان این استودیو اعلام کردند که آنها همچنان حق و حقوق بیش از صد کاراکتر از دنیای اسپایدرمن را دارند و تصمیم گرفته‌اند که بر اساس این جهان بزرگ، فیلم‌های مجزایی بسازند. اسپایدرمن در بین شخصیت‌های مارول از دشمنان و دنیای گسترده‌ای برخوردار است و سونی نقش منفی‌های این دنیا از جمله ونوم را به فیلم مجزایی تبدیل کرد و برگ برنده‌اش را با ساخت انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse رو کرد.

دنیای انیمیشن اسپایدرمن جهان جدیدی است که سونی به تازگی آن را تاسیس کرده و کارش را با همین اثر Spider-Man: Into the Spider-Verse شروع کرده؛ اثری که تلفیق زیبایی از داستان‌های متعدد این کاراکتر به شمار می‌رود و تا جای ممکن هم به کمیک‌های این ابرقهرمان وفادار مانده است. اگر از طرفداران کمیک بوک‌ باشید و داستان‌های مصور مارول را در طول این سال‌ها دنبال کرده باشید، حتما آگاهی دارید که کمیک‌ها بارها و بارها دستخوش تغییراتی در روایت داستانی شده‌اند و دنیایی به مراتب وسیع‌تر و پیچیده‌تر از جهان‌های سینمایی مارول دارند و اسپایدرمن هم از این قاعده مستنثی نمانده است.

بررسی انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse

داستان‌های این شخصیت بارها دچار دگرگونی‌های متعددی شده و یکی از شاخص‌ترین آنها به حضور یک فرد جدید در کنار قهرمان همیشگی این سری یعنی پیتر پارکر برمی‌گردد: مایلز قهرمان سیاهپوستی که یکی از جدیدترین انسان‌های دنیای اسپایدرمن است که لباس و توانایی عنکبوتی پیدا کرده و از قضا طرفداران بسیاری هم در دنیا پیدا کرده است. قهرمان Spider-Man: Into the Spider-Verse هم مایلز است و شاهد روایت داستان او هستیم، مایلزی که تاکنون در هیچ نسخه سینمایی حرفی از آن زده نشده و اخیرا در بازی جدید به آن اشاراتی شد. به نظر می‌رسد سونی و مارول قصد دارند که مایلز را بیشتر از پیش پروموت کنند و این قهرمان سیاهپوست دنیای اسپایدرمن را در کنار پیتر پارکر در دیگر رسانه‌هایی جز کامیک هم توسعه دهند.

انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse داستان جدیدی دارد و مانند فیلم‌های این سری با قصه تکراری گزیده شدن و نشان دادن پیشینه شخصیت اصلی داستان شروع نمی‌شود و از همین حیث حس تازگی شدیدی دارد. از آنطرف سازندگان کاملا به این امر آگاه بودند که ممکن است طرفدارانی در دنیا باشند که اسپایدرمن را صرفا از طریق انیمیشن‌ها و آثار سینمایی بشناسند و لزوما کمیک خوان و یا گیمرهای قهار نباشند و برای همین داستان پیچیده و جدید خود را طوری روایت کرده‌اند که برای اکثریت قابل فهم باشد. البته که دانستن جزییات ریز و درشت می‌تواند به فهم داستان کمک بیشتری کند و یا آن را جذاب‌تر سازد اما برای یک تماشاگر عادی هم همچنان جذابیت‌های خود را دارد؛ تماشاگری که البته لااقل چندتا فیلم از اسپایدرمن را دیده باشد.

بررسی انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse

اسپایدرمن جهان‌های موازی بسیاری دارد که یک سری از آن به سری Ultimate شهرت دارد و در این سری داستان‌های اسپایدرمن حول محوریت شخصیت مایلز می‌چرخد و پیتر پارکر در آن کشته شده است. داستان انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse هم با همین روند آغاز می‌شود و با کشته شدن پیتر پارکر توسط کینگ پین آغاز می‌شود. مایلز که جوانکی دبیرستانی است و به تازگی یک عنکبوت عجیب و غریب نیشش زده، متوجه شده که قابلیت‌های مرد عنکبوتی را داراست ولی بعد از گذشت مدتی که از مرگ پیتر پارکر می‌گذرد، او دقیقا یک شخص با ریخت و قیافه پیتر فقید را ملاقات می‌کند با این تفاوت که مویش بلوند نیست.

بررسی انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse

خطر لو رفتن داستان: مایلز متوجه می‌شود که کینگ پین در دنیاهای موازی دستکاری کرده و باعث شده که جهان‌های گوناگون با یکدیگر قاطی شوند. او می‌فهمد که در هر دنیا یک اسپایدرمن مخصوص به خودش وجود دارد و حالا نزدیک به ۵ اسپایدرمن متفاوت از جهان‌های مختلف به دنیای او آمدند. پیتر پارکری که عمده ما می‌شناسیم و داستان‌هایش را در فیلم‌های اولیه این سری دیدیم، همان پیتری است که مایلز با او ملاقات کرده و حالا سنی ازش گذشته و بدنش هم از فرم خارج شده و شکم در آورده است.

اسپایدرمن نوآر (که اگر گیمر پیگیری بوده باشید او را از بازی Spider-Man: Shattered Dimensions به یاد می‌آورید) از سا‌ل‌های جنگ جهانی پایش به این دنیا باز شده و گوئن استیسی هم دختری است که از دنیای مختص خودش آمده (در دنیای او پیتر پارکر در حقیقت همان شخصیت منفی لیزارد یا مارمولک است و در همان داستان‌های اولیه کشته میشود) اسپایدرمن دیگری هم از دنیای انیمه و ژاپنی‌ها با نام پنی پارکر (با نام اختصار SP//dr در کمیک‌ها از او یاد می‌شود) آمده که در حقیقت دخترکی با شمایل انیمه‌ها است و با یک روبات عنکبوتی بزرگ وارد میدان نبرد می‌شود. در نهایت حس شوخ طبعی و بار کمدی انیمیشن هم فراموش نشده و اسپایدرهم یا همان خوک عنکبوتی را داریم که یک شخصیت کارتونی، بامزه و خنده‌دار است و در حقیقت عنکبوتی بوده که یک خوک رادیواکتیوی گازش زده است! پایان خطر لو رفتن داستان.

بررسی انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse

هر آنچه پیش‌تر از فیلم‌های اسپایدرمن دیده بودید را باید فراموش کنید چرا که اینجا با چندین نوع مرد و زن و حتی حیوان عنکبوتی روبرو هستیم و دشمنان این شخصیت نیز کاملا دگرگون شده‌اند. در سری Ultimate دکتر اختاپوس در حقیقت زنی به نام دکتر اکتاویا هست و یا شخصیت منفی اسکورپیون (کژدم) در این دنیا حالتی روباتیک دارد. سازندگان به سری Ultimate وفادار بودند و سعی کرده‌اند که آن را از نو احیا کنند چرا که پایان بندی این سری در بازار کمیک چندان مورد توجه قرار نگرفت و نتوانست آنطور که باید طرفداران را راضی نگه‌دارد.

از معدود تغییراتی که در داستان اصلی زده شده حضور شخصیت منفی به نام Prowler است که از دشمنان دیرینه مرد عنکبوتی به شمار می‌رود اما سالیان سال مهجور باقی مانده بود و هیچ‌گاه به درستی به آن پرداخت نشده بود؛ این کاراکتر اما حالا در انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse می‌درخشد و بار دیگر احیا می‌شود و گمان می‌کنم که در آینده حرف‌های زیادی برای گفتن خواهد داشت.

بررسی انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse

تمامی چهره‌ها و طراحی‌ها و حتی داستان‌ها از سری Ultimate وام گرفته و با اینکه این سری در بین برخی از طرفداران چندان جالب توجه نبود اما تازگی خاصی دارد و انتخاب هوشمندانه‌ای برای روایت یک اسپایدرمن جدید در پرده سینما بوده است.

شخصیت منفی انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse در اصل کینگ پین است و به جرات می‌توان گفت کینگ پین داخل این انیمیشن تاکنون در سریال‌ها و بازی‌های مرد عنکبوتی به این زیبایی خلق نشده است. حتی کینگ پین سریال دیردویل نمی‌تواند به پای این کاراکتر برسد و او یکی از بی‌رحم‌ترین نقش‌های منفی است که تاکنون در یک انیمیشن به آن برخورد کرده‌اید. کینگ پین خانواده (همسر و پسرش) را از دست داده و می‌خواهد با تداخل دنیاها دوباره آنها را پیدا کند و در این راه از هیچ کاری دریغ نمی‌کند. او می‌کشد و می‌بلعد و بی‌احساس با دشمنانش و دوستانش وارد جنگ می‌شود و صرفا می‌خواهد به هدف خودش برسد. هیبت عظیم‌الجثه او نیز با اینکه کاریکاتوری است ولی برای اولین بار می‌تواند قدرت خارق‌العاده او در برابر ابرقهرمانان را توجیه کند.

بررسی انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse

شخصیت پردازی در انیمیشن جدید اسپایدرمن به بهترین نحو شگل گرفته و بیشتر افراد حاضر در انیمیشن با وجود اینکه کاراکترهایی کاملا تازه هستند ولی می‌توان با آنها صمیم شد. البته افرادی چون Prowler با وجود اینکه ابهت خاص خود را دارند اما خبری از پیشینه آنها نیست. در هر صورت شخصیت‌های انیمیشن آنچنان طرفدار پیدا کرده‌اند که قرار است از روی برخی از آنها آثار مجزا و انیمیشن‌های کوتاهی ساخته شود و تا به لحظه نوشتن این مطلب فعلا ساخته شدن یک سری انیمیشن کوتاه از روی اسپایدرهام (خوک عنکبوتی) تایید شده است.

https://digiato.com/?post_type=digi_posts&p=988007&preview=true

فیلمنامه قرص و محکم و دیالوگ‌های بجای انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse باعث شده که با محتوای غنی روبرو باشیم و امیدوار باشیم که این محتوا دنباله‌هایی موفق در خود خواهد داشت. صداپیشگان نیز به خوبی کار خود را انجام داده‌اند و کریس پاین و نیکلاس کیج که از دیگران معروف‌تر هستند با اینکه شاید در کل چند خط دیالوگ ادا می‌کنند اما در همین برهه زمانی کوتاه می‌توانند به یاد ماندنی ظاهر شوند. صداپیشه شخصیت پیتر پارکر بی‌نظیر عمل می‌کند و کاراکتر مایلز نیز با صدای شامیک مور(خواننده رپ) همراه شده که حس و حال جوانی و قهرمانی خوبی را تداعی می‌کند.

شوخی‌ها و ایستراگ‌های گوناگونی در طول انیمیشن وجود دارد و صدای استن لی فقید و حضور افتخاری او بار دیگر در این اثر وجود دارد؛ حضوری که احتمالا جزو آخرین دیدارهای او با طرفدارانش با صدای واقعی خودش خواهد بود و صحنه‌ای که در آن از او یاد می‌شود، حس تراژدی خاصی را به همراه دارد.

بررسی انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse

با شروع گزیده شدن مایلز توسط عنکبوت، المان‌های کمیک و حباب‌های نوشتاری مرسوم در این گونه کتاب‌ها در جای جای صحنه‌های انیمیشن به تصویر در می‌آید و مرز بین انیمیشن و یک موشن کامیک را لحظه به لحظه باریک‌تر می‌کند. این جلوه‌های بصری در کنار بریدن تصاویر و در کنار هم قرار دادن آنها بیش از پیش انیمیشن را به یک داستان مصور نزدیک می‌کند و فضای اکشن فیلم به همراه موسیقی بی‌نظیر آن لحظات ناب و جانانه‌ای را جلوی چشمان تماشاگر به تصویر می‌کشد. سبک گرافیکی خاص انیمیشن هم به منحصر به فرد بودن آن کمک دوچندانی کرده و باعث شده که Spider-Man: Into the Spider-Verse شبیه به هیچ اثری که پیش‌تر دیده‌اید نباشد.

سونی توانسته این بار از دل دنیای اسپایدرمن اثری بیرون بیاورد که بتواند بار دیگر به آن افتخار کند و هواداران را از خودش راضی نگه‌ دارد. دست روی داستانی گذاشتن که فقط خوانندگان کمیک (و شاید گیمرهای حرفه‌ای) از آن آگاهی داشتند، ریسک بزرگی بوده که تیم سازنده به جان خریده و توانسته به خوبی از پس روایت آن بر بیاید. اسپایدرمن حالا بعد از درخشش خود در دنیای بازی‌های ویدئویی، در صنعت انیمیشن حرفی برای گفتن دارد و باید امیدوار بود که در فیلم بعدی خودش هم بتواند به همین شکل بدرخشد.

بررسی انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse

تنها پس از چند روز از اکران فیلم و استقبال هواداران، در صفحات مجازی سیل عظیمی از درخواست‌های متعدد نسبت به ساخته شدن ادامه این سری از سوی مردم روانه استودیو سونی می‌شود و مردم خواستار حضور اسپایدرمن‌های مختلف دیگری که شاید حتی یک بار در یک کمیک ظاهر شدند هستند. آنها از ایده جهان‌های موازی اسپایدرمن به شدت استقبال کرده و به نظر می‌رسد که کار سونی با یونیورس جدیدی که ساخته است حالا حالاها تمام نشود.

The post بررسی انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse؛ بازگشت قهرمانانه مرد عنکبوتی appeared first on دیجیاتو.

نقد انیمیشن Grinch؛ چگونه گرینچ کریسمس را دزدید

انیمیشن Grinch اقتباس جدیدیست از کتابی که کودکان موقع کریسمس آن را می‌خوانند و در آن بیشتر و بیشتر به ارزش دوستی و در کنار هم بودن پی‌ می‌برند. این اثر با مفاهیم مثبت درون بطن خود می‌تواند یکی از بهترین گزینه‌ها برای دیدن کنار کودکان باشد، برای بررسی بیشتر انیمیشن Grinch با دیجیاتو همراه باشید.

نقد انیمیشن Grinch

دکتر سئوس نویسنده بسیار معروف آمریکاییست و در طول دوران حیات خویش بیش از ۵۰ کتاب برای کودکان نوشت. او سال ۱۹۹۱ درگذشت ولیکن همچنان کتاب‌هایش از فروش فوق‌العاده‌ای و محبوبیت بالایی به سر می‌برند و هالیوود نیز در سال‌های اخیر بیکار ننشسته و شروع به ساخت آثار اقتباسی از روی کتاب‌های او کرده است.

اولین نشانه‌ای که هالیوود آن را هدف گرفت، کاراکتر گرینچ بود؛ یک موجود سبز رنگ پشمالو که در سال ۱۹۵۷ در یکی از کتاب‌های دکتر سئوس متولد شده بود و در سال ۲۰۰۰، استودیو یونیورسال فیلمی با شرکت جیم کری از روی این کاراکتر ساخت. گرینچ اما کماکان محبوبیت خود را در بین کودکان حفظ کرده و کم کم شبیه به یک قصه کلاسیک و قدیمی شده، از همین رو انیمیشن Grinch نیز در دستور تولید استودیو یونیورسال قرار گرفت و با نزدیک شدن به کریسمس،این انیمیشن روانه اکران سینماها شده است.

  • کارگردان: اسکات موزیر، یارو چینی
  • استودیو تهیه کننده: یونیورسال پیکچرز
  • صداپیشگان: بندیکت کامبربچ، راشیدا جونز، پریل ویلیامز
  • بودجه: بین ۷۵ تا ۱۲۵ میلیون دلار

استودیو Illumination Entertainment که با ساخت انیمیشن‌های از من متنفر باش و مینیون‌ها شهرت پیدا کرده، مامور ساخت آثار اقتباسی از کتب دکتر سئوس شده و از سال ۲۰۱۲ ماموریت خود را آغاز کرده است. انیمیشن Lorax اولین کار این استودیو در این زمینه بود که با استقبال خوب منتقدان و گیشه روبرو شد و مفاهیم آموزشی در آن توانست والدین سرتاسر دنیا را راضی نگه‌ دارد. اصولا آثار دکتر سئوس حاوی پیام‌های آموزشی زیادی هستند که در زیباترین و بهترین قالب داستان ارائه می‌شوند و بدون آنکه آنچنان لحن شعاری داشته باشند، حرف خود را به دل مخاطب راه می‌دهد.

نقد انیمیشن Grinch

بعد از انیمیشن Lorax، پروژه گرینچ استارت زده شد و تصمیم بر این شد که هیولای سبز متنفر از کریسمس، کاراکتر قهرمان انیمیشن بعدی آنها باشد. همچنین «یارو چینی» که در نقش دستیار کارگردان انیمیشن دیگر استودیو Illumination یعنی Secret Life Of Pets ظاهر شده بود، این بار خود در مقام کارگردان اثر نشسته است.

صداگذاری گرینچ نیز به بندیکت کامبربچ رسید؛ بازیگری که احتمالا او را از نقش آفرینی‌اش در سریال شرلوک هولمز و یا در هیبت ابرقهرمان مارول، دکتر استرنج، بشناسید. کامبربچ در زمینه صداگذاری هم شاهکاری را در کارنامه هنری خود دارد که شاید از آن اطلاعی نداشته باشید، او صداپیشه اژدهای اسماگ در سه گانه هابیت، دنباله ارباب حلقه‌ها، بوده و ثابت کرده که می‌تواند در امر دوبلوری نیز همانند بازیگری‌اش، قدرتمند ظاهر شود. جدا از سه گانه هابیت، او وظیفه نریشین چندین مستند و کتاب صوتی را نیز برعهده داشته است و کاملا با این بخش از هنر بازیگری آشناست.

یکی از برگ‌های برنده اصلی انیمیشن Grinch نیز همین صدای کامبربچ است که به زیبایی روی گرینچ نشسته و توانسته دیالوگ‌ها را به طرز بامزه‌ای ادا کند و شخصیت دوگانه این ضدقهرمان دوست داشتنی را به خوبی نمایان سازد. گرینچ، موجود سبز رنگیست که در کنار یک روستا به اسم Whoville زندگی می‌کند و خودش را از اهالی شاد این روستا در مصونیت نگه داشته است.

او در دل کوه‌های کنار روستا برای خود خانه‌ای دارد و به همراه تنها یار و همدمش، سگی به نام مکس، روزگار خود را سپری می‌کند و با همه عالم و آدم درگیر است. گرینچ یک غر غروی تمام عیار است که حس تنفر از سر و رویش می‌بارد و قبلش سه برابر کوچکتر از چیزیست که باید باشد و احتمالا به همین دلیل، نمی‌تواند هیچکس و هیچ چیزی را دوست داشته باشد.

نقد انیمیشن Grinch

بیشترین چیزی که گرینچ از آن نفرت دارد، جشن سال نوی میلادی و ایام کریسمس است، او از اینکه مردم در تکاپوی جشن کریسمس هستند انزجار دارد و مجبور می‌شود برای تهیه مایحتاج زندگی‌اش، در نزدیکی این تعطیلات سری به روستا بزند و خریدهایی کند. در همین سر زدن کوتاه او به روستا متوجه می‌شود که قرار است کریسمس امسال به طرز ویژه‌ای برگزار شود و چندین برابر از سال‌های گذشته با‌شکوه‌تر باشد، این خبر باعث می‌شود که گرینچ کهیر بزند و از خود بی‌خود شود. او نمی‌داند باید در مقابل هیولای کریسمس چه کند و می‌داند که اگر این جشن با ابعاد بسیار بزرگتری برگزار شود، او از نفرت بیش از حد دق خواهد کرد و برای همین تصمیم می‌گیرد که نگذارد جشن کریسمس امسال اهالی روستا، درست برگزار شود…

نقد انیمیشن Grinch

  • از روی فیلم سینمایی گرینچ محصول سال ۲۰۰۰ یک بازی ویدیویی ساخته شد که برای کنسول‌های دریم‌کست، پلیس استیشن و ویندوز و البته کنسول دستی گیم بوی کالر نیز عرضه شد.
  • بازی تا حد زیادی به خط داستانی فیلم وفادار بود ولی ماموریت‌های متنوع و مختلفی نیز برای گرینچ در نظر گرفته شده بود. این بازی از نظر منتقدین امتیازات کمی بیشتر از متوسط دریافت کرد و سال‌ها بعد در سال ۲۰۰۷ نیز یک بازی دیگر تحت نام گرینچ برای کنسول دستی Nintendo Ds عرضه شد که مستقیما از کتاب و شخصیت‌های کتاب اقتباس شده بود. نسخه دی اس بازی برخلاف عنوان قبلی از گرافیکی دو بعدی بهره می‌برد و بیشتر حول مراحل دزدیدن وسایل کریسمس خانه‌ها می‌چرخید تا ماموریت‌های جانبی و خط داستانی کتاب.

پرل ویلیامز خواننده روایتگر داستان انیمیشن گرینچ هست و روایت خود را همانند آثار دکتر سئوس به صورت شعر و جملاتی موزون می‌خواند. کتب دکتر سئوس به دلیل داشتن این اشعار و جملات هم وزن و قافیه‌دار، خوانش بسیار روان و جذابی را برای کودکان به همراه دارد و خالقین انیمیشن Grinch توانسته‌اند که همین لحن صاف و ساده را نیز در انیمیشن خود پیاده سازی کنند.

این بار برخلاف عنوان قبلی این استودیو یعنی لوراکس، انیمیشن آنچنان روی موزیکال بودن مانور نمی‌دهد و ترانه‌هایی که در آن شنیده می‌شود از زبان کاراکترها نیست و قطعات موسیقی هستند که اکثر آنها بازخوانی و بازسازی ترانه‌های معروف کریسمس همچون جینگل بلز هستند. البته در این میان قطعه معروف You’re a Mean One, Mr. Grinch نیز بازخوانی شده است و سبک و سیاق جاز این آثار با شخصیت غرولند کنان گرینچ، همخوانی جالبی گرفته است.

نقد انیمیشن Grinch

انیمیشن Grinch بر اساس کتابی ساخته شده که نهایتا ۷۰ صفحه دارد و از این تعداد صفحه، بازهم نهایتا صد خط جمله در می‌آید و بیشتر حجم کتاب به تصویرسازی اثر پرداخته است. سازندگان نیز با علم بر این موضوع، داستان خود را زیاد کش نداده‌اند و از اینکه بخواهند افسانه گرینچ را همانند فیلم ساخته ۲۰۰۰ استودیو یونیورسال، دستخوش تغییرات زیادی کنند، حذر کرده‌اند. آنها همچنین در طراحی‌های خود بسیار وفادارانه به کتاب عمل کرده‌اند و با مقایسه هیبت کاراکترهای آنها و طراحی‌های اصیل خود کتاب دکتر سئوس، شباهت‌های فوق‌العاده‌ای پیدا می‌کنید. پس می‌توان به جرات گفت که سازندگان از ماموریت تبدیل کردن این نقاشی‌های دو بعدی به یک اثر سه بعدی، کاملا سربلند بیرون آمده‌اند.

  • گرینچ تاکنون بارها و بارها تبدیل به انیمیشن کوتاه شده است. اولین بار در سال ۱۹۶۶ یک انیمیشن کوتاه سیاه و سفید بر اساس آن ساخته شد و یازده سال پس از آن در یک برنامه ویژه شب هالووین انیمیشنی تحت نام Grinch Night از روی آن ساخته و پخش شددر سال ۱۹۸۲ نیز گرینچ و شخصیت دیگری از دنیای دکتر سئوس یعنی گربه در کلاه در یک انیمیشن کوتاه گردهم آمدند.

گرینچ شخصیت اول و آخر این انیمیشن است و تمامی داستان روی دوش اوست و به همین دلیل هم تمام بار طنز و… فیلم نیز به دوش کامبربچ گذاشته شده است. گرینچ و کارهایش واقعا نفرت‌انگیز هستند و تماشاگر از اینکه او را در حین آزار و اذیت شهروندان روستا می‌بیند، واقعا لجش در می‌آید. اما صداپیشگی قهارانه کامبربچ توانسته از دل گرینچ نیز به ما آگاهی دهد و به مخاطب بفهماند که چرا او تبدیل به چنین شخصیت نفرت انگیزی شده و دلمان برایش بسوزد. شخصیت پردازی خود کاراکتر گرینچ و البته سگ بامزه او،مکس، تماشایی از آب در آمده ولی باقی شخصیت‌ها به خاطر مدت زمان کم انیمیشن، پرداخت خوبی ندارند.

نقد انیمیشن Grinch

گرچه داستان کوتاه انیمیشن باعث می‌شود که بسیار کم به این موضوع پرداخته شود و دگرگونی‌های این شخصیت نیز بسیار ناگهانی و غیرمنطقی رخ بدهد، اما باید حواسمان باشد با یک اثر مختص کودکان روبرو هستیم و خواستار داستان پیچیده بودن در آن، کمی تا قسمتی غیرمنطقی است.

آثار دکتر سئوس مخصوص بچه‌ها هستند و استودیو Illumination Entertainment هم این را سرلوحه آثار اقتباسی از روی کتب او قرار داده است. در حقیقت انیمیشن Grinch یکی از سالم‌ترین انیمیشن‌ها با کمدی سالم و پیام‌های اخلاقی بسیار تاثیرگذار است که قطعا هر والدینی را بعد از تماشای آن کنار کودکش، راضی نگه می‌دارد.

نقد انیمیشن Grinch

انیمیشن Grinch در سالی اکران شده که انیمیشن خوب در آن کم دیده شده و با قحطی عناوین قابل تقدیر روبرو هستیم، این اثر هم گرچه به پای انیمیشن لوراکس نمی‌رسد ولی در این بیابان امسال حکم لنگه کفش را دارد و می‌تواند گلیم خودش را از آب بیرون بکشد و مخاطبین کم سن و سالش و همراهان آنها را سرگرم کند. ضمن اینکه برای بار چندم تاکید می‌کنم انیمیشن Grinch متعلق به بندیکت کامبربچ هست و بس، او ستاره این اثر محسوب می‌شود.

The post نقد انیمیشن Grinch؛ چگونه گرینچ کریسمس را دزدید appeared first on دیجیاتو.