آیت‌الله جنتی: اگر برجام را آتش می‌زدیم امروز مایه دردسر نمی‌شد / ترامپ مثل ببر فریاد می‌زند و مثل گربه می‌ترسد

به گزارش بخش سیاسی سایت خبرهای فوری،  ششمین جلسه هیئت مشترک رئیسه خبرگان رهبری با کمیسیون داخلی دوره پنجم با حضور آیت الله جنتی، حجت الاسلام احمد خاتمی، حجت الاسلام ابراهیم رئیسی، حجت الاسلام موحدی کرمانی و آیت الله عباس کعبی شروع به کار کرد.

آیت الله جنتی رئیس مجلس خبرگان رهبری در این جلسه طی سخنانی اظهار داشت: رهبرمعظم انقلاب کاملا مراقب اوضاع هستند و تمام قدرتشان را برای ارشاد و هدایت مسئولان و برخورد با فساد داخلی به کار می گیرند. امروز هر چه از عزت و عظمت داریم به برکت هدایت و راهنمایی ایشان و قبل از ایشان نیز هرچه داریم از امام راحل بود.

اهم اظهارات رئیس مجلس خبرگان بخوانید؛

امروز با مسئله دشمنی های دیوانه وار آمریکا و دیگرانی که کمتر از آمریکا نیستند روبرو هستیم و پیروزی های خیلی خوبی داشتیم که دشمن از آن عصبانی است. پیروزی هایی که حاصل سیاست های م در سوریه، عراق و یمن بوده و دشمن را به عقب نشینی واداشته که اینها همه به برکت مقاومت است. باید با همت در راه مقاومت کردن باقی ماند.

این اواخر نیز این دیوانه آمریکایی خیال کرد که مردم ایران جشن ۴۰ سالگی انقلاب خود را نخواهند دید ولی مردم ما با حضور باشکوه در ۲۲ بهمن جواب این خیال پردازی ها را دادند.

مردم امروز با گرانی، تورم، فساد مالی و اداری موجود می‌سازند ‌و تحمل‌ می کنند،کمترین کاری که ما می توانیم بکنیم دعای شبانه روزی برای این مردم فداکار است و باید هرکاری که از دستمان بر می آید برایشان انجام دهیم.

مقاومت های ملت ایران سبب شده تا ما قدرتی دشمن شکن پیدا کنیم. شوخی نیست که نخست وزیر ژاپن به ایران بیاید و پیام رئیس جمهور آمریکا را به ما بدهد و بعد رهبر انقلاب به او بگدید که ما آمریکا را در حدی نمی دانیم که با واسطه پیامی به ما بدهد. این مسئله باعث تحقیر آمریکا شد و از نتایج مقاومت است.

سپاه پاسداران در قضیه سرنگونی پهپاد آمریکا سیلی محکمی به ترامپ زد و معلوم بود که از این اقدام خیلی دردشان آمده و شاهد بودیم که پس از آن دور جدید تحریم های علیه مقامات کشورمان و حتی مقام معظم رهبری را شروع کردند.

متاسفانه امروز بر کشوری که ۳۰۰ میلیون جمعیت دارد فردی رهبری می کند که خودش نیز نمی داند چکار انجام می دهد.من نمی‌فهمم که آمریکا چرا دنبال هرج و مرج در دنیاست و در خود دنیا هم صدای مردم از حرف‌های ترامپ درآمده و می‌گویند ترامپ مثل ببری است که فریاد می‌زند ولی مثل گربه‌ای است که می‌ترسد.اخیرا نیز نامه ای نوشته است مبنی بر اینکه ما اموال تمام کسانی که با ایران ارتباط دارند را مسدود می کنیم و مقام معظم رهبری را تحریم می کند. مگر رهبری در خارج از کشور سرمایه ای دارد که مسدودش کنند؟

ما باید اهداف مقام معظم رهبری را پیگیری کنیم.ما باید بیانیه گام دوم را به شکل گفتمان مطرح کنیم و نباید اجازه دهیم که این بیانیه کهنه شود وظیفه ما خبرگان است که مفاد این بیانیه را پیگیری کنند.

مقام معظم رهبری راهنمایی های بسیار خوبی کرده‌اند ولی متاسفانه ما همان طور که به قرآن که مایه سعادت دنیا و آخرت ماست بی توجه هستیم به بیانات رهبری نیز توجه نمی‌کنیم. ایشان در بیانیه گام دوم اقتصاد را نقطه کلیدی و تعیین کننده ارزیابی کرده اند و مردم و مسئولان را از مصرف بی اندازه و اسراف بر حذر داشته اند. همچنین به عملکرد های ضعیف که اقتصاد کشور را دچار چالش کرده از جمله تصدی گری دولت اشاره کرده‌اند.

چرا بیشتر اقتصاد کشور باید دست دولت باشد؟ این مسئله برخلاف عقل و قانون اساسی است. باید فکری به حال بی توجهی به اقتصاد مقاومتی و امید بستن به دشمن شود، چرا عده ای نمی توانند بفهمند که دشمن در برابر ما قرار دارد، دشمن قلب ما را هدف گرفته و سایه ما را با تیر می زند. برخی ها باور نمی کنند که از دشمن انتظار دوستی نمی توان داشت. اگر دشمن روی خوش نشان می دهد چون می‌خواهد از پنجره‌ای وارد شود که ما از در آن بیرونش انداخته ایم.

با ادامه وضعیت موجود مشکلات ما حل نمی‌شود؛ امروز نیروهای جوان و آتش به اختیار آمادگی کامل برای فعالیت دارند. نیازی نیست که این نیرو ها را در پستهای بالا و حساس بکار گیری کنید ولی لازم آید که آنها را در یک مسیر تدریجی جایگزین نیروهای کنونی کنیم.

مبارزه با فساد اخلاقی، سیاسی و اقتصادی یکی دیگر از اصول است که باید به آن توجه شود، ما می خواهیم این مطالب را به شکل گفتمان در آوریم و در میان طلاب و حوزه های علمیه گفتمان رهبر انقلاب را جا بیندازیم.

مبارزه با فساد باید مردمی شود و مردم باید در این زمینه مطالبه گری کنند. اگر مردم به این مسئله توجه نداشته باشند نتیجه مطلوب گرفته نمی شود. امروز باید جوانهای با ایمان و جهادگر و پاکدست به کار گرفته شوند.ما باید نسبت به وضع موجود تا آنجا که می توانیم به مسئولان هشدار دهیم. نمی توانیم نسبت به شرایط کنونی بی تفاوت باشیم.

برجام مایه دردسر شده است و اگر آنروزی که رهبری فرمودند، ما آن را آتش می زدیم امروز با این شرایط مواجه نبودیم. البته امروز هم که دولت در حال کاهش تعهدات برجامی است کار خوبی ایت و باید آن را ادامه دهد و از این اروپایی ها منافق نیز هیچ انتظاری نباید داشت.

یکی از ارکان اروپا، انگلیس است که دشمنی دیرینه ای با ما دارد و امروز نیز اوگدامه دارد و در راستای همین دشمنی نفتکش ما را در روزهای اخیر توقیف کرده است. اینها به تعهدات خود عمل نمی کنند و ما باید بتوانیم روی پای خود بایستیم و با مقاومت به نقطه هدفمان برسیم و می رسیم. ما علی‌رغم تمامی مشکلات و سختی ها ولی ناامید نیستیم و با امید به خدا و بندگان خدا به اهدافمان می رسیم.

جلسات ما باید نتایج عملی داشته باشد و به جایی برسیم که با یک فساد مبارزه کرده باشیم.همچنین از آقای رئیسی تشکر می کنیم که اخیرا با ۶۰ قاضی متخلف برخورد کردند، چرا که دستگاهی که می‌خواهد مبارزه با فساد کند خود باید عاری از فساد باشد.

پس از پایان سخنرانی رئیس مجلس خبرگان رهبری،‌احمد خاتمی با قرائت دستور جلسه مشترک هیئت رئیس خبرگان رهبری تشکیل  کمیسیون داخلی دور پنجم را اعلام کرد.

وی با بیان اینکه دستور جلسه این کمیسیون چهار محور اصلی دارد، محورها را اینگونه معرفی کرد

 ۱. مقاومت در عرصه های مختلف داخلی و خارجی

۲. مسئله رونق تولید

۳. مساله حل مشکلات مردم و ارتباط بیشتر مسئولان با مردم

۴.  مساله تحریم مقام معظم رهبری و مقابله با این حرکت مذبوحانه و بی‌ارزش /تسنیم

این خبر آیت‌الله جنتی: اگر برجام را آتش می‌زدیم امروز مایه دردسر نمی‌شد / ترامپ مثل ببر فریاد می‌زند و مثل گربه می‌ترسد اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

تنها کسی که از گزینه رهبری آینده اطلاع دارد کیست؟

به گزارش بخش سیاسی سایت خبرهای فوری، به تازگی محسن اراکی، عضو مجلس خبرگان رهبری در مصاحبه با فارس اعلام کرده که لیستی از گزینه‌های رهبری وجود دارد که تنها سه نفر از اعضای مجلس خبرگان رهبری که عضو کمیسیون ویژه هستند از آن اطلاع دارند. او در پاسخ به سوالی درباره کمیسیون تعیین مصادق رهبری در مجلس خبرگان گفته بود: «کمیسیونی وجود دارد که از آن به کمیسیون تحقیق تعبیر می‌شود؛ کمیسیون ویژه‌ای است و وظیفه‌اش این است که تمام کسانی که در معرض واجدیّت شرایط رهبری باشند را شناسایی کند و لیستی از آن‌ها تهیه کند. چون مسئله صددرصد محرمانه است و با توجه به تجربه ناموفقی هم که در گذشته از مسئله اعلام قائم مقام رهبری به‌وجود آمده، تصمیم گرفته شده در کمیسیون ویژه‌ای که وجود دارد، فقط ۳ نفر این اسامی را نزد خودشان نگه دارند و از دایره این کمیسیون ۳ نفره خارج نشود.»

آیت‌الله محسن حیدری نماینده مردم استان خوزستان در مجلس خبرگان رهبری، در این باره اظهار می‌کند: وظیفه کمیسیون ویژه شناسایی افرادی است که در معرض شرایط رهبری برای آینده هستند. یعنی این کمیسیون کسانی که الان در قید حیات هستند و امکان دارد به عنوان گزینه مطرح شوند شناسایی می‌کند.

به گفته این عضو مجلس خبرگان رهبری افرادی که در لیست گزینه‌های رهبری آینده نظام قرار می‌گیرند، دائم از سوی کمیسیون ویژه رصد می‌شوند و موضع‌گیری‌ها و عملکردهای آنان در پرونده‌ای ثبت می‌شود تا کمیسیون ویژه در روز مبادا اطلاعات خود را مطرح کند تا مجلس خبرگان تصمیم‌گیری کند.

حیدری با تاکید بر محرمانه بودن اعضای کمیسیون ویژه می‌گوید: در این مورد رئیس مجلس خبرگان رهبری هم مانند بقیه اعضای خبرگان است و حق سوال پرسیدن ندارد. یعنی اعضای کمیسیون ویژه حتی حق افشای اطلاعات خود را به رئیس مجلس خبرگان هم ندارند. تنها کسی که می‌تواند اطلاع داشته باشد و از آنها سوال کند خود رهبری هستند.

او توضیح می‌دهد: این مساله اختیارش با رهبری است. ایشان می‌تواند از نام افرادی که در لیست کمیسیون ویژه قرار گرفته‌اند مطلع شوند. اگر لازم دانستند می‌توانند سوال کنند و اگر لازم ندانستند و نپرسیدند بر کمیسیون ویژه لازم نیست اطلاعات خود را برای ایشان افشا کند. /ایرنا

این خبر تنها کسی که از گزینه رهبری آینده اطلاع دارد کیست؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

چرا کفن امام در روز تشییع تعویض شد؟ / ماجرای نامه به هاشمی‌رفسنجانی در جریان انتخاب رهبر

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، بخش‌هایی از این گفت‌وگو را بخوانید:

* شب ۱۴ خرداد که امام به لقاءالله پیوست من در منزل بودم، اما خواب راحتی نداشتم به خاطر اینکه هم یکی از اساتید بزرگم را از دست داده بودم که سال‌ها در محضر ایشان درس پس داده بودم  و دیگر اینکه نگران آینده انقلاب بودم که بعد از فوت امام (ره) چه پیش‌آمدی رخ خواهد داد و مسئله رهبری چگونه حل خواهد شد. خلاصه آن شب بسیار سخت بود و صبح آن شب نیز ما به جلسه خبرگان رفتیم.

* خارجی‌ها منتظر بودند که با رفتن ایشان انقلاب هم از بین برود. بنابراین قصد داشتند توطئه‌هایی انجام دهند تا با غروب عمر امام عمر انقلاب اسلامی هم به پایان برسد و نظام جمهوری، اسلامیتش را از دست بدهد. آنان این پیش بینی را می‌کردند، اما ما همواره به لطف الهی معتقد بودیم که همان طور که تا امروز انقلاب را یاری کرده بعد از آن هم انقلاب را یاری خواهد کرد و توکل و اعتقادمان بر عنایات الهی بود، اما در عین حال نگرانی شدید هم داشتیم.

* {در پاسخ به این سوال که آیا در شورای انقلاب یا مجلس خبرگان بحثی درباره محل دفن امام و مراسم انجام شد}: احتمال این وجود دارد که بین ۳ -۴ نفر یعنی آیت‌الله خامنه‌ای، موسوی‌اردبیلی، هاشمی‌رفسنجانی و حاج سیداحمدآقا افرادی و همچنین آیت‌الله مشکینی که معمولا در کنار امام راحل بودند، این صحبت‌ها مطرح شده باشد.

* جمعیت مردم در آن روز تشییع پیکیر امام بسیار زیاد بود و از جمعیت آنان از تشییع جنازه  تا بهشت زهرا کاسته نمی‌شد و لابد مطلع هستید که در آن روز نه تنها چارچوب تابوت شکسته شد بلکه قسمت‌های عمده‌ای از کفن امام هم پاره شد تا جایی که مجبور شدند پیکر ایشان را با هلی‌کوپتر به بیت منتقل کنند و مجددا برای تدفین برگردانند. در آن زمان کفن ایشان را عوض کردند، زیرا قسمت عمده‌ای از آن را مردم به تبرک برداشته بودند یعنی نه تنها چارچوب تابوت را برای تبرک برده بودند بلکه قسمت‌های عمده‌ ای از کفن ایشان هم پاره شده بود، به همین سبب هم مجبور شدند تا پیکر امام را ببرند، کفن جدید بپوشانند و مجددا برای تدفین بیاورند. آن ازدحام فوق العاده، آن جمعیت بی‌نظیر و آن ابراز علاقه و احساسات موجب شد تا پیکر امام را با سختی بسیار به خاک بسپارند موضوعاتی  که البته مردم به خوبی می‌دانند.

* پس از انتخاب رهبر جدید تشییع جنازه اتفاق افتاد به بیانی دیگر یعنی شب ۱۳ خردادماه  امام فوت کردند و عصر ۱۴ خرداد رهبر جدید انتخاب شد بنابراین فکر ما از جهت انتخاب رهبری راحت و آزاد بود و این مسئله تاحدی تسلای غمی بود که به آن دچار شده بودیم.

* بعد از اینکه وصیت‌نامه خوانده شد، پس از رحلت امام (ره) ابتدا بحث شورایی شدن رهبری مطرح شد، زیرا در آن زمان هنوز قانون اساسی بازنگری نشده بود و این موضوع رای نیاورد. من چون دیدم موضوع شورایی شدن رهبری بسیار وقت‌گیر شده است یک یادداشتی را به آقای هاشمی دادم مبنی بر اینکه من چنین روایتی را از امام شنیدم که آیت‌الله خامنه‌ای صلاحیت رهبری را دارد و از [آقای] هاشمی خواستم که این را مطرح کند و گفتم شما شاهد گفته‌های امام بودید و در محضر امام حضور داشتید. همان‌طور که بارها در تلویزیون هم دیده شده آقای هاشمی رو می‌کنند به نمایندگان مجلس خبرگان و می‌گویند فلان فرد می‌خواهد من درباره توصیه امام چنین شهادتی بدهم، آیا آمادگی شنیدن آن را دارید و همه گفتند اگر اکنون نگویید پس کی می‌خواهید این موضوع را مطرح کنید، بنابراین ایشان این صحبت‌ها را مطرح کردند که امام اشاراتی را دو الی سه بار درباره رهبری آیت‌الله خامنه‌ای مطرح کردند.

این خبر چرا کفن امام در روز تشییع تعویض شد؟ / ماجرای نامه به هاشمی‌رفسنجانی در جریان انتخاب رهبر اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

آیت‌الله خامنه‌ای به کسی باج نمی‌دهد!

به گزارش بخش سیاسی سایت خبرهای فوری، آیت الله محمد مومن، روحانی و فقیه برجسته و عضو شورای نگهبان و مجلس خبرگان رهبری ۲ اسفند ماه امسال جان به جان آفرین تسلیم کرد. وی که از افراد مورد اعتماد امام (ره) بود سال ۱۳۶۲ به عضویت شورای نگهبان منصوب شد و تا سال ۱۳۹۷ در سمت خود ابقاء شد.

حال در حواشی رحلت این فقیه عالم، روایات وی در فضای مجازی دست به دست می‌شوند. یکی از روایات خواندنی این روحانی به صراحت و صداقت رهبری طی فتنه ۸۸ مربوط می‌شود که شنیدن آن خالی از لطف نیست. در این روایت آیت الله مومن به اعتقاد و اعتماد واقعی آیت الله خامنه‌ای به مردم اشاره نموده‌اند.

شرح این روایت از زبان ایشان:

“حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اعتقاد و اعتماد واقعی به مردم و قدرت آن‌ها دارند. مطلقا خلاف گویی در ایشان و در کارش و در دستگاهش وجود ندارد. ایشان با صراحت و صداقت بار‌ها تاکید کرده‌اند که کار وقتی بر دوش عموم باشد پیش می‌رود که نمونه آن نیز جمع شدن فتنه ۸۸ بود که توسط خود مردم انجام شد و این نکته در پیش‌برد امور حوزه و دانشگاه هم باید مورد توجه قرار گیرد.

بنده به حمد‌الله از آغاز با آقا رفیق بوده‌ام و در آقای خامنه‌ای غیر خدا ندیده‎ام، باید دعا کنیم به خدا به حق جد ایشان، این شخصیت را برای ما حفظ کند. آیت‌الله خامنه‌ای مسلمان واقعی است و به هیچ‌کس هم باج نمی‌دهد. “

رواین

زندگینامه مرحوم آیت الله مومن؛ عضو مجلس خبرگان رهبری و فقهای شورای نگهبان

این خبر آیت‌الله خامنه‌ای به کسی باج نمی‌دهد! اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

زندگینامه مرحوم آیت الله مومن؛ عضو مجلس خبرگان رهبری و فقهای شورای نگهبان

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، آیت‌الله محمد مومن از فقهای شورای نگهبان و نماینده مردم قم در مجلس خبرگان رهبری، عصر پنج شنبه دارفانی را وداع گفت.

محمد دانش‌زاده قمی مشهور به محمد مؤمن، روحانی و فقیه ایرانی در  سال ۱۳۱۶ در قم به دنیا آمد.  او از مجتهدین معاصری بود که از اواسط دوره اول شورای نگهبان  از سال ۱۳۶۲ با حکم بنیانگذار کبیر انقلاب سید روح‌الله موسوی خمینی به عضویت فقهای شورای نگهبان منصوب شد و  تا پایان حیات خود در این شورا عضویت داشت و آخرین بار در ۲۵ تیر ۱۳۹۲ بود با حکم رهبر معظم انقلاب در سمت خود به عنوان فقیه شورای نگهبان ابقاء شد. در این نوشتار قصد داریم زندگی او به صورت کوتاه  بررسی کرده و سوابق علمی و مبارزاتی او را با یکدیگر مرور کنیم.

آیت‌الله محمد مومن، در روز پنج شنبه، دهم ذی‌القعده سال ۱۳۵۶ هجری قمری برابر با ۲۳ دی ۱۳۱۶ هجری شمسی در خانواده‌ای مذهبی و علاقه‌مند به خاندان مکرم پیامبر اسلام (ص) در شهر قم چشم به جهان گشود. پدرش مرحوم حاج عباس مؤمن که فردی سرشناس و مورد اعتمادمردم بود، با پیشه کشاورزی روزگار می‌گذراند و نزدیک به صد سال زیست و سرانجام در سال ۱۳۷۷ هجری شمسی دار فانی را وداع گفت. مادر او نیز زنی پاکدامن و وارسته بود که چهار سال پیش از پدرش یعنی در سال ۱۳۷۳ در گذشته بود. پدر و مادر ایشان نیز متولد قم بودند و تا آنجا که خود از آن اطلاع داشت، خاندانش حدود ۲۰۰ سال بود در قم سکونت داشتند. کودکی آیت‌الله مومن با تنگی معیشت خانواده همراه بوده، به گونه‌ای که ایشان را برای آینده‌ای پر از جهاد و مبارزه آماده ساخت.

تحصیلات خود را در هفت سالگی آغاز کرد و در مکتب خانه‌ای واقع در محله «باغ پنبه» قم، به فراگیری قرآن مشغول شد، پس از آن به مکتب دیگری رفته در آنجا کتاب نصاب الصبیان و برخی از کتب دیگر را آموخت. پس از مدتی با سفارش برخی به پدر ایشان و موافقت پدر، تحصیلات خود را در مدارس اسلامی و ملی آن زمان، به تحصیل علوم دبستانی اشتغال پیدا کرد و در مدت دو سال تا کلاس ششم ابتدائی تحصیل کرد،بعد از آن سال اول دبیرستان را خواند، به دلیل کم بودن سن قانونی نتوانست در آزمون پایان سال شرکت کند.

مومن1

در سال ۱۳۳۲ به تحصیل علوم دینی روی آورد و طی دو سال، ادبیات عرب، بخش بسیاری از «مطوّل» و همه «معالم الاصول» را فرا گرفت و هم زمان، به دلیل تنگی معیشت خانواده، به آموزگاری نیز می‌پرداخت. پس از آن، با توسل به حضرت علی بن موسی‌الرضا (ع) و امام عصر (عج) توانست رضایت پدر خود را جلب نماید و صرفاً به تحصیل علوم دینی بپردازد. «شرح لمعه» و «قوانین الاصول» را در طی یک سال فرا گرفت و «مکاسب» و «رسائل» شیخ انصاری را پس از دو سال به اتمام رساند و در ششمین سال تحصیل، جلد اول «کفایه» را آموخت و در درس خارج اصول و فقه شرکت جُست. هم زمان با تحصیلات فقهی و اصولی، به تحصیل حکمت الهی و فلسفه نیز می‌پرداخت و «شرح منظومه» سبزواری و «الهیات شفا» و بخش عمده «اسفار» را فرا می‌گرفت.

در اواخر سال ۱۳۴۲ برای تحصیل عازم نجف اشرف شد و به مدت شش ماه از محضر استادان حوزه علمیه بهره‌های فراوان برد و سپس به ایران بازگشت و تا سال ۱۳۵۳ به تحصیل خود ادامه داد.

حضرت آیت‌الله مؤمن در دوران تحصیل خود از محضر استادان برجسته‌ای بهره برده است؛ از جمله «شرح منطق» حاجی سبزواری را نزد «حاج شیخ محمد واعظ زاده» و «مکاسب» شیخ انصاری را نزد آیت الله مشکینی و آیت الله شاه آبادی و شیخ ابوالفضل خوانساری و دیگر اساتید آن زمان فرا گرفت همچنین «رسائل» شیخ انصاری را نزد «آیت الله حاج شیخ محمد شاه آبادی» و جلد اول «کفایه الاصول» را نزد مرحوم «آیت الله سلطانی» و مقداری از جلد دوم آن رانزد مرحوم «آیت الله حاج میرزا محمد مجاهدی تبریزی» فرا گرفت.

وی در درس اصول حضرت امام خمینی (ره) شرکت کرد و چند ماهی نیز در درس فقه آیت الله بروجردی حاضر شد و سپس به درس خارج فقه امام(ره) که در باره «مکاسب محرمه و بیع» بود، رفت و پایه‌های استنباط فقهی خود را نزد آن بزرگوار مستحکم کرد. پس از تبعید امام (ره) در سال ۱۳۴۲، به درس فقه و اصول «آیت‌الله محقق داماد» رفت و پس از آن مرحوم، از درس خارج فقه «آیت‌الله حاج آقا مرتضی حائری» بهره برد.

استاد او در «فلسفه» و «شرح منظومه» سبزواری، مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی (ره) بود و بعد از آن برای تحصیل الهیات «شفا» و «اسفار» به درس «علامه سید محمد حسین طباطبایی» (ره) رفت و سال‌ها به حضور در درس تفسیر ایشان نیز توفیق یافت. ایشان عمده استادان خود را در حوزه، مرحوم امام، مرحوم محقق داماد و مرحوم شیخ مرتضی حائری می‌داند و درباره آن‌ها می‌گوید: «این سه بزرگوار، صرف باز گو کردن در نظرشان نبود؛ بلکه تحقیقی بحث می‌کردند؛ مخصوصاً امام که وقتی مسأله‌ای را می‌خواست طرح بکند، مانند این بود که اصلاً خودش می‌خواهد این مسأله را عنوان کند. با کمال دقت مطرح می‌کردند و حرفهای علمای دیگر را مطرح می‌کردند و نقض و ابرام می‌کردند و طلبه را اجتهادی بار می‌آوردند».

از هم مباحثه‌ای‌های آیت‌الله مومن، می‌توان از «آیت الله حاج میرزا ابوالحسن مصلحی اراکی» (فرزند آیت‌الله اراکی)، «آیت‌الله طاهری خرم آبادی»، «آیت‌الله حاج سید محمد حسینی کاشانی»، «مرحوم ربانی املشی»، «شهید حیدری نهاوندی» و «استاد حاج شیخ حسن تهرانی» نام برد. همچنین شاگردان بسیاری از محضر ایشان، کسب فیض نموده‌اند که در بین آنها، می‌توان از  «حسن روحانی»، دبیر شورای امنیت ملی، «حجت‌الاسلام والمسلمین فیاضی»، «حجت‌الاسلام والمسلمین ناظم زاده»، «حجت‌الاسلام والمسلمین برهانی» و «حجت‌الاسلام والمسلمین اختری»، سفیر ایران در سوریه نام برد. اینان برخی از شاگردان وی بوده که در مباحث سطح عالی از تدریس وی بهره بردند. همچنین در درس خارج اصول و فقه ایشان، فضلای متعددی شرکت کرده‌اند که عده‌ای از آن‌ها هم اکنون به تدریس خارج فقه و اصول و سطوح عالی حوزه اشتغال دارند.

زندگی آیت‌الله محمد مؤمن با تلاشهای علمی و فرهنگی فراوانی همراه است. ایشان در طی سالهای متمادی به تربیت طلاب جوان همت گماشته است و در این میان، شاگردان ممتازی را به جامعه علمی و سیاسی کشور تقدیم داشته است. ایشان پس از فراگیری یک دوره کامل اصول، به تدریس چند دوره «رسائل» شیخ انصاری، مقداری از «مکاسب» و «شرح تجرید الاعتقاد»، «بدایه‌الحکمه» و «نهایه‌الحکمه» و بخشی از «اسفار و عرشیه» نائل آمد. با پیروزی انقلاب اسلامی و کم شدن حجم مسؤولیتها، در سال ۱۳۶۲ به تدریس درس خارج اصول پرداخت که هم اکنون به تدریس دوره سوم آن اشتغال دارد. تدریس بحث معاملات «تحریرالوسیله» حضرت امام خمینی (ره)، کتاب قضا و شهادات و عمده حدود و مسائل مستحدثه در قالب درس خارج فقه از دیگر برنامه‌های درسی ایشان برای پرورش طلاب جوان و طالب اجتهاد بوده است ایشان هم اینک به تدریس مبحث حکومت اسلامی نیز مشغول است.

از آیت الله مؤمن، آثار فراوانی در مطبوعات به چاپ رسیده است. همچنین ایشان در زمینه علوم اسلامی کتب شایان توجهی به جامعه علمی کشور تقدیم  کرده است که به برخی از آن‌ها می‌توان به  تقریرات درسهای اصول، مکاسب محرمه و بیع حضرت امام خمینی (ره) با حواشی معظم له بر آن، تقریرات درس مرحوم آیت الله محقق داماد در مبحث صوم و صلات، یک دوره کامل اصول فقه استدلالی با نام «تسدید الاصول»، ده رساله فقهی در موضوعات و مسائل مستحدثه با نام «کلمات سدیده»، ولایت امام و پیامبر (ص) بر امر قانونگذاری کلی، ولایت امام و پیامبر (ص) بر جامعه اسلامی و حاشیه بر اسفار و شواهد الربوبیّه اشاره کرد.

مومن 2

از دیگر فعالیتهای علمی و فرهنگی ایشان می‌توان از تدوین و تنظیم آیین نامه‌های داخلی شورای مدیریت حوزه علمیه قم یاد کرد که در دوره تصدی ایشان انجام گرفت و هم اکنون با همت مسئولان آن مرکز سیر تکاملی خویش را می‌پیماید.

دفتر زندگانی آیت الله محمد مومن، پیش و پس از انقلاب، سرشار از مبارزه و هدایتهای سیاسی است. در حدود سال ۱۳۴۳ در مجلس آن روز، لایحه کاپیتولاسیون مطرح شد. به دنبال این قضیه، امام خمینی (ره) در نطق‌های آتشین خود، ضمن محکوم کردن این مسأله، همه مسلمانان و علمای اسلام را به مبارزه با آن دعوت کردند.

رژیم شاه که از افشاگریهای امام خمینی (ره) می‌هراسید ایشان را دستگیر و پس از دو ماه آن بزرگوار را در منزلی در قیطریه تهران محصور و ممنوع الملاقات می‌کند در اواخر سال ۱۳۴۲ به قصد زیارت عتبات عالیات و حضور در درس خارج علماء نجف اشرف به عراق مشرف شد و نزدیک ۶ ماه این سفر به طول انجامید پس از آن در مرداد ماه ۱۳۴۳ به ایران مراجعت می‌کردند.

به دنبال دستگیری مجدد حضرت امام (ره) و تبعید به ترکیه، آیت الله مؤمن به عنوان سفر زیارتی قصد تشرف به نجف اشرف داشت را که مرحوم حاج شیخ مرتضی حائری از ایشان خواست تا پیامی را به «آیت الله سید محسن حکیم» ابلاغ نماید. قرار بود آیت الله مؤمن این پیام را از طریق امام موسی صدر (ره) یا حاج شیخ نصرالله خلخالی (ره) به سمع آیت‌الله حکیم برساند. پیام این بود که هم اکنون، حاج آقا روح‌الله (حضرت امام خمینی) در صف مراجع تقلیدند و دستگیری و تبعید ایشان، در واقع، توهین به مرجعیت شیعه خواهد بود. از این رو، لازم است آیت‌الله سید محسن حکیم، نسبت به این مسأله واکنش نشان داده، خواستار بازگشت ایشان و رفع تبعید معظم له شوند.

از فعالیتهای دیگر که در کارنامه مبارزاتی آیت الله مؤمن می‌درخشد، رساندن مفاد نامه تعدادی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، مبنی بر اعلام مرجعیت امام خمینی (ره) به دست امام خمینی (ره) بود. مفاد این نامه را آیت‌الله مومن، در نجف اشرف به محضر امام (ره) تقدیم کرد. امام خمینی (ره) که همیشه از قبول مرجعیت و عناوینی این گونه سرباز می‌زد، ابتدا بدان اعتراض می‌کند. آیت‌الله مومن با بیان وضعیت حساس آن دوره، جنبه‌های سیاسی و مبارزاتی این تصمیم را خدمت امام (ره) عرض می‌نماید و به ایشان عرض می‌کند علت تصمیم اعضاء جامعه مدرسین مبنی بر اعلام مرجعیت این است که آن‌ها تنها حضرتعالی را برای مقابله با رژیم فاسد شاه صالح می‌دانند از این رو وظیفه خود دانستند تا حضرتعالی را به عنوان مرجع تقلید معرفی کنند. بدین گونه امام (ره) در برابر این اعلام مرجعیت، سکوت می‌فرماید.

مومن 3

حضور ایشان در جلسات جامعه مدرسین، در پیش از انقلاب، و پی‌گیری مصوبات و بیانیه‌های آن از فعالیتهای درخشان ایشان است که سرانجام به دستگیری و تبعید ایشان در سال ۱۳۵۳ منجر شد. ایشان به سه سال اقامت اجباری در شهداد کرمان محکوم شد که پس از گذراندن هفت یا هشت ماه اقامت در شهداد بقیه مدت را در تویسرکان به تبعید گذراند، اما تبعید ایشان باعث نشد که افشاگری‌ها و مبارزات سیاسی ایشان پایان یابد؛ بلکه در آنجا نیز با بیان احکام اسلامی و در لابلای آن، مسائل مهم انقلاب، ماهیت رژیم شاه را بر مردم آشکار می‌کردند و آن‌ها را به تقلید و پیروی از مرجعیت شیعه، به ویژه امام خمینی (ره)، که در آن زمان پرچمدار مبارزه بود، دعوت می‌کردند.

با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، فعالیتهای آیت الله مؤمن در قالب مسؤولیتهای اجرایی و روشنگریهای درسی و اخلاقی ادامه یافت.

از جمله مهم‌ترین مسئولیتهای ایشان، پس از پیروزی انقلاب اسلامی شامل مسؤولیت انتخاب و اعزام قضات شرع دادگاههای انقلاب در سراسر کشور به دستور حضرت امام خمینی (ره)،  ریاست دادگاه عالی انقلاب اسلامی،  عضویت شورای عالی قضایی، عضویت در شورای نگهبان با حکم امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۲ و ابقاء در آن مسؤولیت با حکم مقام معظم رهبری، مدیریت حوزه علمیه قم و عضویت در شورای عالی سیاستگذاری حوزه علمیه قم از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۴ و نیز عضویت در دوره چهارم شورای عالی حوزه علمیه قم، نمایندگی در دوره اول و دوم مجلس خبرگان رهبری از طرف مردم سمنان و در دوره سوم به نمایندگی از مردم قم و ریاست مجمع فقه اهل بیت (ع) نام برد.

آیت‌الله مؤمن که در اواخر عمر خود  به تدریس در حوزه علمیه قم اشتغال داشت و در مکتب اجتهاد و فقاهت، شاگردان مفیدی را به عالم اسلام تقدیم کرد.

زندگی‌نامه آیت‌الله شاهرودی؛ از ارتباط با شهید صدر و امام تا تاسیس “مجلس اعلا”+ عکس

این خبر زندگینامه مرحوم آیت الله مومن؛ عضو مجلس خبرگان رهبری و فقهای شورای نگهبان اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

اسناد منتشرنشده از اصالت دونامه امام(ره) در خصوص آیت‌الله منتظری و نهضت آزادی

به گزارش بخش سیاسی سایت خبرهای فوری، متن پاسخ و مستندات مربوطه به شرح زیر است:

در ارتباط با ابراز تردیدی که نسبت به نامه مورخ ۶۸/۱/۶ حضرت امام خمینی (خطاب به آیت الله منتظری) اخیرا در برخی  رسانه ها انتشار یافته است؛ همانگونه که چند روز قبل  و پیش از آن در سالهای گذشته نیز موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی – به عنوان نهادی که بر اساس حکم حضرت امام و به موجب نص قانون نحوه حفظ یاد و آثار امام خمینی (مصوب سال ۱۳۶۸) مسئولیت اظهار نظر کارشناسی در باره آثار امام را عهده دار می باشد – در چندین نوبت و به تفصیل اصالت و قطعیت انتساب هر دو نامه به حضرت امام را اعلام نموده است؛ به منظور تنویر بیشتر افکار عمومی، چهار سند قاطع، که بیانگر شهادت صریح حاضران در جلسه شامگاه ۶ فروردین سال ۶۸ (شب هفتم فروردین) در حضور حضرت امام خمینی و مرحوم یادگار حضرت امام می باشد را منتشر می نماییم.

با این توضیح که این سندها، شهادت کتبی سه تن از اعضای هیئت رئیسه وقت مجلس خبرگان رهبری: حضرت آیت الله خامنه ای، مرحوم آیت الله مشکینی و مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و همچنین اظهارات آیت الله امینی است که در همان روز ۶ فروردین ۱۳۶۸ – در جلسه هیئت رئیسه با حضور ایشان و آیت الله طاهری خرم آبادی و آیت الله مومن – درباره تصمیم حضرت امام و نامه ایشان بحث کرده اند و تصمیم گرفته می شود که خدمت حضرت امام بروند.

حضرات نام برده به جز آیت الله طاهری و آیت الله مومن در شامگاه همان روز ۶ فروردین (یعنی شب هفتم فروردین ۶۸) خدمت حضرت امام می رسند. در این جلسه که مرحوم یادگار امام نیز حضور داشته است، مطالب این نامه و درخواست عدم انتشار و تعدیل آن مورد گفتگوهای جدّی قرار می گیرد.

در سال ۱۳۷۹و ۸۰ ، تولیت موسسه (حجت الاسلام و المسلمین  سید حسن خمینی) طی نامه هایی از محضر این بزرگواران با اشاره به حضور ایشان در جلسه در محضر امام و با اشاره به تشکیک هایی که در مورد اصالت این نامه از سوی برخی جریانات مطرح گردیده است، درخواست می کند تا «برای محروم نماندن آیندگان از حقیقت امر» شهادت خویش را مرقوم فرمایند. سه شهادت نامه مکتوبی که ذیلا ملاحظه می فرمایید در پاسخ به این درخواست مرقوم شده است.

صراحت متن این سه مرقومه در اثبات اصالت نامه ۶/۱ حضرت امام خمینی  بی نیاز از هرگونه توضیح است.

متن سند شماره ۱- مرقومه رهبر معظّم انقلاب اسلامی ، حضرت آیت الله خامنه ای (دام ظلّه):

بسمه تعالی

با سلام و تحیّت   در شب هفتم فروردین ۶۸ اینجانب و حضرات نامبرده بالا در خدمت حضرت امام راحل قدّس الله روحه بودیم و بیشترین گفتگو درباره‌ی آن نامه بود و اینکه از رسانه ها پخش بشود یا نه و سرانجام تصمیم نهائی امام این شد که نامه پخش نشود و فقط برای مخاطب نامه فرستاده شود. ساعتی قبل از آن هم فرزند گرامی امام مرحوم حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج احمد آقا متن نامه را برای نامبردگان قرائت کردند. صدور آن نامه از ذهن و قلم شریف امام جای کمترین تردید نیست.

و السلام علیکم

سید علی خامنه ای ۲۲/۱۰/۷۹

1

متن سند شماره ۲ – مرقومه آیت الله علی مشکینی (ره):

بسم الله الرحمن الرحیم

پس از اهداء سلام و تحیات، در اوائل فروردین ۶۸ شبی در حضور امام راحل قدّس سرّه با نامبردگان فوق بودیم و صحبت در اطراف انتشار و عدم انتشار نامه مزبور بود و از معظّم له درخواست عدم انتشار و یا تخفیف مفاد آن می شد و اگر کسی در آن حال سخنان ایشان را درباره آقای منتظری می شنید نه فقط یقین می کرد که نامه نامه ایشان است بلکه یقین می کرد که ایشان در نوشتن نامه ارفاق نموده و رعایت برخی از مصالح را کرده است، و در واقع «سبقت رحمته غضبه»  و به هرحال بنده می دانم و شهادت می دهم که نامه فوق الذکر نامه معظّم له و مطالب آن منظور ایشان بوده و اگر کسی شک دارد «قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین»

و السلام علیکم و رحمه الله

 الاقل علی المشکینی ۳۱/۱/۸۰

2

متن سند شماره ۳ – مرقومه آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی (ره):

بسم الله الرحمن الرحیم

عصر آنروز دفتر امام (ره) از من و آیت الله خامنه ای خواسته بود که این نامه امام را به قم ببریم و به دست آقای منتظری برسانیم و هیئت رئیسه مجلس خبرگان در دفتر اینجانب جلسه داشت برای تصمیم گیری در مورد تشکیل جلسه خبرگان به منظور اجرای دستور امام در خصوص عزل آقای منتظری.

حضار آقایان فوق الذکر به اضافه آقایان مومن و طاهری خرّم آبادی بودند. به اتفاق آراء با ابلاغ چنین نامه تندی و نیز تشکیل جلسه خبرگان موافق نبودند، تصمیم گرفتیم که به جماران برویم و نظرمان را به محضر امام بگوییم و هروقت به دفتر امام رسیدیم و امام اجازه ملاقات دادند یادگار امام هم به جمع ما پیوستند.

از امام درخواست کردیم که از ارسال نامه خودداری فرمایند امام نپذیرفتند و سپس درخواست شد که از اعلان متن نامه منصرف شوند که فقط پذیرفتند تا فردا منتشر نشود و سپس هنگام طلوع فجر فرستاده امام به خانه اینجانب آمد و گفت امام فرموده اند نامه از صدا و سیما پخش نمی شود، و توسط فرد دیگری برای آقای منتظری ارسال می شود.

اکبر هاشمی ۱۱/۲/۸۰

3

ضمنا آیت الله هاشمی رفسنجانی علاوه بر شهادت مکتوب فوق، در خاطراتشان نیز جریان این جلسه و مسائل آن را بازگو کرده اند.

سند شماره ۴- اظهارات آیت الله امینی:

متن اظهارات و شهادت شفاف آیت الله امینی  در همین رابطه نیز به عنوان سند چهارم – به شرح ذیل –  بی نیاز از توضیح است:

«در روزهای اول سال ۶۸، مرحوم آقای مشکینی به من تلفن کردند و گفتند که امام از طریق حاج احمد آقا برای هیئت رئیسه خبرگان پیام مهمی فرستاده‌اند. منظور امام کاملاً برای ما روشن بود و از عواقب آن به‌شدت نگران شدیم. سرانجام و پس از مشورت زیاد به این نتیجه رسیدیم که با آقای هاشمی رفسنجانی تماس بگیریم و مشورت کنیم. همین کار را هم کردیم و به ایشان تلفن زدیم و جریان را گفتیم. ایشان گفت که من در این مورد حرف دارم، به تهران بیایید تا موضوع را در هیئت رئیسه مطرح و در باره آن مشورت کنیم و تصمیم بگیریم. وقتی را برای تشکیل جلسه تعیین کردیم و به آیت‌الله خامنه‌ای که در مشهد بودند، اطلاع دادیم تا ایشان هم خود را به تهران برسانند. جلسه در دفتر آقای هاشمی تشکیل و پیام امام در مورد دعوت خبرگان برای تشکیل اجلاسیه خبرگان مطرح شد. آقای هاشمی گفت: امام مدت‌هاست درباره عزل آقای منتظری تصمیم خود را گرفته و یکی دو بار هم به من فرموده‌اند که مسئله آقای منتظری را تمام کنید؛ اما من چون از عواقب این کار بیمناک هستم، با خواهش و التماس از ایشان خواسته‌ام تأمل بفرمایند بلکه راه حل بهتری پیدا شود، اما امام دوباره تاکید فرمودند من تصمیم خود را گرفته‌ام و هر چه زودتر قضیه را تمام کنید.

در روز ۶ فروردین سال ۶۸ خبردار شدیم که امام شخصاً وارد عمل شده و نامه عزل آقای منتظری را برای آقای هاشمی فرستاده‌اند تا ایشان به اتفاق آقای خامنه‌ای آن را برای آقای منتظری ببرند. یک نسخه را هم به صدا و سیما فرستادند که خوانده شود؛ اما آقای هاشمی به حاج احمد آقا گفته بود که بهتر است جلوی خوانده شدن نامه را از صدا و سیما بگیرید تا ما بیاییم و حرف‌هایمان را به امام بزنیم، خواندن نامه دیر نمی‌شود! به هرحال درآن جلسه بحث‌های ما چندین ساعت طول کشید و درباره تمام جوانب امر از جمله انگیزه امام برای مستقیم وارد شدن به موضوع و آثار و عواقب اجتماعی آن، پخش یا عدم پخش فوری نامه، لزوم یا عدم لزوم تشکیل اجلاس خبرگان و امثال اینها بحث شد.

نهایتاً تصمیم گرفتیم خدمت امام برسیم و نظراتمان را بگوییم و کسب تکلیف کنیم. جمع بندی نظرات هم این بود اول از امام بخواهیم ولو موقتاً هم شده از عزل ایشان صرف‌نظر کنند. دیگر اینکه مفاد این نامه از صدا و سیما پخش نشود. از تشکیل اجلاس خبرگان صرف نظر شود یا دست‌کم به تعویق بیفتد. لحن نامه هم ملایم‌تر شود که دست‌کم وجهه حوزوی آقای منتظری محفوظ بماند . با دفتر امام تماس گرفتیم و تقاضای وقت ملاقات کردیم. حاج احمد آقا گفت که دیروقت است و امام این وقت شب به کسی وقت ملاقات نمی‌دهند. گفتیم که کار فوری و لازمی داریم و می‌آییم.

من و آقای هاشمی و آقای خامنه‌ای و آقای مشکینی به سمت جماران حرکت کردیم و ساعت نه شب به آنجا رسیدیم. حاج احمد آقا باز هم تکرار کرد که گمان نمی‌کند امام در این وقت شب به کسی اجازه ملاقات بدهند، با این همه به اطلاع ایشان خواهد رساند. بعد هم نسخه‌ای از نامه امام را به آقای هاشمی داد و ایشان نامه را خواند. تلخی ناشی از اندوه و عاطفه و حسرت امام و در عین‌حال لحن قاطع ایشان، چنان تأثیر عمیقی روی روح و روان من گذاشت که هنوز هم وقتی خاطره آن لحظه را به یاد می‌آورم، به‌شدت متأثر می‌شوم.

حاج احمد آقا برگشت و گفت که امام برای ملاقات تشریف می‌آورند. ساعت حدود نه و نیم بود. که خدمت ایشان رسیدیم. ابتدا آقای هاشمی با لحن ملتمسانه‌ای گفت که ما همواره در هنگام بروز مشکلات بزرگ از شما کمک گرفته‌ایم، حالا هم فکر می‌کنیم انتشار این نامه و عزل آقای منتظری برای نظام عواقب ناگواری داشته باشد. حالا هم از شما می‌خواهیم در این باره عجله نکنید، شاید در آینده راه حل بهتری پیدا شود، برای تشکیل اجلاس خبرگان هم شتاب نکنید و اجازه بدهید جوانب امر را دقیقاً بسنجیم و خدمت شما عرض کنیم، بعد از آن هر امری بفرمایید اطاعت خواهیم کرد. بعد هم آقای مشکینی و آقای خامنه‌ای نکاتی را بیان کردند.

امام در حالی که آثار اندوه در چهره‌شان آشکار بود، فرمودند: «من درباره عواقب و جوانب این امر کاملاً فکر کرده و تصمیم خود را گرفته‌ام و چون و چرا هم ندارد. من گفته بودم که متن نامه مرا در اخبار بخوانند، اما کوتاهی شد. من از ابتدا با انتخاب ایشان مخالف بودم، اما نخواستم در کار خبرگان دخالت کنم. گفته‌ام که در تمام ادارات عکس ایشان را جمع کنند. تشکیل اجلاس خبرگان هم ضرورت ندارد و خودم رأساً ایشان را خلع می‌کنم امام می‌خواستند مسئولیت این کار را شخصاً به عهده بگیرند. به آقای هاشمی و آقای خامنه‌ای هم فرمودند که لازم نیست شما نامه عزل آقای منتظری را ببرید، می‌دهم کس دیگری ببرد، شما هم دیگر برای دیدار با ایشان به قم نروید.» – (در گفتگو با مجله پاسدار اسلام)

***

ضمنا یادآور می شوم در بعد از ظهر روز ششم فروردین همراه با برادرم حجت الاسلام آقای محمد علی انصاری که قرار شد ایشان نامه حضرت امام را به آقای منتظری بدهند، عازم قم شدیم. بعد از نماز مغرب و عشاء نامه تحویل آقای منتظری شد. شرح گفتگویمان با مرحوم حاج شیخ حسن ابراهیمی که از افراد مورد اعتماد آقای منتظری و از مریدان حضرت امام بود که بواسطه اقدامات سید مهدی هاشمی چند سال اخیر در دفتر آیت الله منتظری در حاشیه قرار گرفته بود، در این مجال نمی گنجد.

دغدغه ایشان پیشگیری از شدت یافتن تقابل آقای منتظری با حضرت امام بعد از کنار رفتن ایشان از این سمت  بود. فردای آنروز نامه ۷/۱ آیت الله منتظری که در ابتدای آن نوشته بودند «پس از سلام و تحیت، مرقومۀ شریفه مورخ ۶ / ۱ / ۶۸ واصل شد» برای حضرت امام ارسال گردید.

امام خمینی نیز در پاسخ ، نامه معروف ۸/۱/ ۶۸ را خطاب به ایشان نوشتند که همزمان منتشر گردید. حضرت امام درخواست مصرانه اعضای هیئت رئیسه خبرگان در عدم پخش نامه ۶/۱ را پذیرفته بودند. در دفتر امام و موسسه نیز قرار بر عدم انتشار آن گردید. آیت الله منتظری در آخرین نامه شان به امام (۷ فروردین ۶۸) نوشته بودند: « مطمئن باشید همان طور که از آغاز مبارزه تا کنون در همه مراحل همچون سربازى فداکار و از خود گذشته و مطیع در کنار حضرت عالى و در مسیر اسلام و انقلاب بوده‌ام، اینک نیز خود را ملزم به اطاعت و اجراى دستورات حضرت عالى مى‌دانم؛ زیرا بقا وثبات نظام اسلامى مرهون اطاعت از مقام معظم رهبرى است».

ایشان در این نامه با تعابیری از قبیل «دشمنان زیادى همچون منافقین کوردل، که دستشان به خون هزاران نفر از مردم و شخصیتهاى عزیز ما و از جمله فرزند عزیز خود من آغشته است، و سایر جناحهاى مخالف و ضد انقلاب و سازشکار و لیبرال مآبهاى کج فکر» از این جریانات تبرّی جسته بود.

متأسفانه بقایای همان باندی که قائم مقام رهبری را رودر روی امام قرار داده بود، بیمناک از اینکه ایشان بر آنچه که در این نامه نوشته است پایدار بماند و رشته های آنان را که چند سال برای آن تلاش کرده بودند پنبه کند دست به کار شدند و زمینه تقابل سالهای بعد از رحلت حضرت امام و حوادث تلخی که پدید آمد را فراهم ساختند. شرح شب نامه های باند مذکور – و دو جریانی که خود مرحوم آیت الله منتظری در نامه آخرشان به امام از آنها نام برده است – در رابطه با نامه ۶/۱ که ابتدا وجود چنین نامه ای را منکر شدند و سپس با انتشار دست نوشته ای بازنویس شده و مخدوش از آن، برای تشکیک در خط و امضا ی آن زمینه سازی کردند، نیازمند فرصتی دیگر است.

به ذکر این نکته بسنده کنم که هشت سال بعد از رحلت حضرت امام و پس از آنکه مرحوم حجت الاسلام و المسلمین آقای فاکر تصویری مخدوش از نامه را در آذر ۱۳۷۶ منتشر ساخت، موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی برای نخستین بار ناگزیر از انتشار تصویر اصل نامه همراه با بیانیه ای توضیحی گردید.

و اما در خصوص نامه مربوط به نهضت آزادی نیز همانگونه که پیش از این بارها اعلام شده است کمترین شبهه ای نسبت به اصالت این نامه و صدور آن از سوی حضرت امام وجود ندارد (و اصل دستخط هر دو نامه در آرشیو اسناد آن حضرت موجود می باشند) تأکیدا نکات زیر را یاد آور می شوم:

۱-در همان ایامی که پس از رحلت حضرت امام، تشکیک در مورد نامه ایشان به وزیر کشور (در خصوص نهضت آزادی) از سوی مسئولین نهضت مطرح گردید و حتی تهمت جعل آن را به مرحوم یادگار امام مطرح کرده و همراه با مطالبی کذب منتشر کردند، موسسه از جنبه عمومی، و مرحوم یادگار حضرت امام (به عنوان شاکی خصوصی) رسما شکایت کردند. با آنکه به لحاظ حکم صریح (۱۷ شهریور ۶۷) امام خمینی و نصّ قانون، اعلام نظر موسسه در مورد اصالت نامه برای دادگاه  کفایت می کرد، با تأکید مرحوم یادگار امام برای رفع هر گونه شبهه ای، مراتب کارشناسی خط و امضای نامه مذکور توسط کارشناسان رسمی تشخیص خط از سوی دادگستری با استفاده از دستگاه و ابزاری که همراه داشتند به عمل آمد که گزارش تصدیق آن در پرونده مربوطه ثبت گردیده است. حقیر به عنوان نماینده نهاد شاکی در جوار یادگار حضرت امام (رحمه الله علیه) که نسخه اصل نامه را همراه با نمونه هایی متعدد از دست خط های امام راحل جهت تطبیق و بررسی کارشناسان اعزامی به ایشان ارائه کردند، حضور داشتم. بنا بر این، اینکه بعضا گفته اند که دادگاه به درخواست کارشناسی اعتنا نکرده است صد درصد خلاف واقع می باشد.

۲ – در جلسه رسمی دادگاه رسیدگی کننده به دومین شکایت موسسه که در مجتمع قضایی شهید قدوسی برگزار گردید  بنا به درخواست مشتکی عنه مبنی بر تقاضای رویت دستخط نامه حضرت امام و اعلام قبلی دادگاه، نسخه اصل نامه مزبورتوسط اینجانب به ریاست محترم دادگاه ارائه و توسط ایشان طبق تشریفات آیین دادرسی در دادگاه به رویت مشتکی عنه (آقای دکتر یزدی و همچنین وکیل ایشان، آقای صدر حاج سید جوادی) رسید که مراتب آن نیز توسط منشی دادگاه ثبت و در پرونده مربوطه ضبط می باشد. بنا براین،  اینکه بعضا گفته اند که درخواست رویت نسخه اصل نامه مورد موافقت و اقدام دادگاه قرار نگرفته است ، کاملا خلاف واقع می باشد (والله شاهد علیم). چنانکه این ادعا که گفته اند، پرونده شکایت مذکور مورد  رسیدگی نهایی و صدور حکم قرار نگرفته است نیز کذب می باشد. دادگاه پس از طی مراحل بازپرسی و تحقیقات و برگزاری دو جلسه رسمی نهایی، رأی خویش را مبنی بر محکومیت انتشار دهنده اتهامات فوق الاشاره، صادر و ابلاغ نموده است.

 ضمنا ذکر این نکته نیز قابل توجه است که در نخستین مرحله که شکایت موسسه و مرحوم یادگار حضرت امام در حال رسیدگی بود و بنده قبلا در مرحله بازپرسی در شعبه مربوطه برای ادای شهادت و توضیحات و ارائه مستندات موسسه حضور یافته بودم، و با آنکه مرحوم یادگار امام در آن ایام دچار کمر درد شدید بودند و قانونا استماع توضیحات ایشان در رابطه با شکایتشان و اخذ مستندات – بواسطه بیماری ایشان – می توانست در محل استقرارشان انجام شود و ریاست محترم قوه قضائیه و دادگاه مربوطه نیز که از کسالت شدید ایشان مطلع بودند همین روال را پیشنهاد کردند اما مرحوم حاج احمد آقا برای اینکه کمترین شائبه ای مبنی بر تبعیض نباشد تأکید داشتند که شخصا به بخش مربوطه در قوه قضائیه بروند. حقیر در معیت ایشان شاهد بودم که با چه سختی و تحمل درد، به دادگستری رفتند و توضیحات و اطلاعات خویش را به مسئولین شعبه رسیدگی کننده به شکایت ارائه دادند. در این مرحله نیز نامه دستخط حضرت امام که همراه برده بودیم به رؤیت مسئولین دادگاه رسید و تصویر آن همراه با سایر مستندات جهت درج در پرونده تحویل گردید.

۳ – مهمترین استدلالی که قبلا و متأسفانه در روزهای اخیر نیز با تأکید بیشتری مطرح گردیده و به استناد آن انتساب این نامه به حضرت امام را مورد تردید قرار داده اند این است که گفته اند مفاد و مطالب این نامه با ادبیات و مواضع حضرت امام در رابطه با نهضت آزادی سازگار نیست. این استدلال بی اساس و خلاف واقع است. علاوه بر مواضع و بیانات صریح فراوانی که از حضرت امام در رابطه با خطرات تفکر ملی گرایی در مقابل تفکر اصیل اسلامی از دوران اقامت در نوفل لوشاتو و از آغاز پیروزی انقلاب بیان داشته اند که به آسانی در مجموعه آثار و صحیفه امام در دسترس می باشد(پیوست۱)، بطور خاص از ایشان در پاسخ به مواضع نهضت آزادی پس از ماجرای لانه جاسوسی آمریکا و در موضوع جنایتهای منافقین و مسائل مربوط به دفاع مقدس و بسیاری از رخدادهای سالهای رهبری امام مطالب فراوانی در سخنان حضرت امام  وجود دارد که در حقیقت تفصیل همان نکاتی است که ایشان به اختصار در نامه خطاب به وزیر کشور مرقوم فرموده اند.

به عنوان نمونه، با دقت در فرازی از پیام قبول قطعنامه و فرازهایی از پیام مهم امام خطاب به حوزه های علمیه(معروف به منشور روحانیت) که هر دو پیام  در زمان حیات ایشان از صدا و سیما مکرر پخش گردید و در روزنامه ها منتشر شد، به وضوح این واقعیت را در می یابیم که مضمون همان مطالبی که در نامه مذکور آمده است و با ادبیاتی مشابه، در این پیام ها نیز بیان گردیده است. (پیوست۲)

در پایان، از همه عزیزانی که در معرض گفتگو در باب مسائل حساسیت برانگیز مربوط به وقایع دوران زندگی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و آثار ایشان قرار دارند تقاضا می کنیم که در اینگونه مسائل با تحقیق قبلی و تأمل کافی اظهار نظر فرمایند و همچنین از رسانه هایی که داعیه دفاع از ارزشهای انقلاب را دارند انتظار داریم در شرایطی که دشمنان ایران رسما وارد جنگ روانی و اقتصادی علیه کشورمان شده اند از طرح موضوعاتی که مسئله روز مردم و نظام نبوده و زمینه ساز اختلاف می گردد و اسباب میدانداری رسانه های بیگانه را فراهم می سازد اجتناب ورزند.

حمید انصاری

قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی

۲۹/۱۱/۱۳۹۷

پیوست ۱: «اینکه من مکرّر عرض مى‌کنم که این ملّى گرایى اساس بدبختى مسلمین است براى این است که این ملّى گرایى، ملت ایران را در مقابل سایر ملتهاى مسلمین قرار مى‌دهد، و ملت عراق را در مقابل دیگران و ملت کذا را در مقابل کذا. اینها نقشه‌هایى است که مستعمرین کشیده‌اند که مسلمین با هم مجتمع نباشند. در عراق، حکومت عراق، حکومت سابقتر از این حکومت- که این بدتر از آن است- اینها طرح مى‌کردند که ما مى‌خواهیم مجد بنى امیه را احیا کنیم در مقابل اسلام. اسلام که آمده بود همه مجدها را فانى کند در مجد اللَّه، اینها مى‌گفتند ما مجد بنى امیه را باید احیا کنیم و این چیزى نبود که شعور اینها برسد، تلقینى بود که ابرقدرتها مى‌کردند که اسلام متفرق بشود، مسلمین با هم متفرق بشوند، دشمنِ هم بشوند. در ایران از سالهاى طولانى، اشخاص بى‌اطلاع از اساس مسائل، و لو فرض کنید بعضى‌شان مغرض نبودند، اینها هم هى طبل ملّیت را کوبیدند» صحیفه امام ج۱۳ ص ۸۷

« از مسائلى که طراحان براى ایجاد اختلاف بین مسلمین طرح و عمال استعمارگران در تبلیغ آن بپاخاسته‌اند، قومیت و ملیت است که دولت عراق سالهاست بدان دامن‌مى‌زند. و در ایران نیز دستجات محدودى دانسته یا ندانسته از آن ترویج و تأیید مى‌کنند. و در سایر نقاط از ترک و کُرد و دیگر طوایف هم همان راه را پیش گرفته‌اند و مسلمانان را در مقابل هم قرار داده‌اند و حتى به دشمنى کشیده‌اند؛ غافل از آنکه حب وطن، حب اهل وطن و حفظ و حدود کشور مسئله‌اى است که در آن حرفى نیست؛ و ملى گرایى در مقابل ملتهاى مسلمان دیگر، مسئله دیگرى است که اسلام و قرآن کریم و دستور نبى اکرم (ص) بر خلاف آن است؛ و آن ملى گرایى که به دشمنى بین مسلمین و شکاف در صفوف مؤمنین منجر مى‌شود بر خلاف اسلام و مصلحت مسلمین و از حیله‌هاى اجانب است که از اسلام و گسترش آن رنج مى‌برند.» صحیفه امام ج۱۳ ص۲۰۹

« از ملى گرایى خطرناکتر و غم‌انگیزتر، ایجاد خلاف بین اهل سنت و جماعت با شیعیان است، و القاى تبلیغات فتنه‌انگیز و دشمنى‌ساز بین برادران اسلامى و ایمانى است.» صحیفه امام ج۱۳ ص۲۰۹

« با نام «ملیت» و «ملى گرایى»، گرچه در بین آنان مردانى متعهد و دلسوز بودند، لکن با اقلیت فاحش آنان و در تنگنا قرار دادنشان کار مثبتى نمى‌توانستند انجام دهند»  وصیتنامه امام خمینی

پیوست ۲: « آیا ملت شجاع ایران در مقابل جنگ اقتصادى، تبلیغاتى، روانى و حملات ددمنشانه عراق به شهرها و موشک‌باران مناطق مسکونى و بمبارانهاى مکرر شیمیایى عراق در ایران و حلبچه، مقاومت نکرده است؟ آیا ملت عزیز ایران در مقابل توطئه منافقین و لیبرالها و زراندوزى و احتکار سرمایه داران و حیله مقدس مآبان مقاومت نکرده است؟ آیا همه این حوادث و جریانات براى ضربه زدن به اصول انقلاب نبوده است؟ که اگر نبود حضور مردم، هر یک از این توطئه‌ها مى‌توانست به اصول نظام ضربه بزند. که خدا را سپاس مى‌گزاریم که ملت ایران را موفق نمود تا با قامتى استوار به رسالت خود عمل کند و صحنه‌ها را ترک نگوید.» پیام قبول قطعنامه – صحیفه امام ج۲۱ ص۸۶

« امروز که بسیارى از جوانان و اندیشمندان در فضاى آزاد کشور اسلامى‌مان احساس مى‌کنند که مى‌توانند اندیشه‌هاى خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامى بیان دارند، با روى گشاده و آغوش باز حرفهاى آنان را بشنوند. و اگر بیراهه مى‌روند، با بیانى آکنده از محبت و دوستى راه راست اسلامى را نشان آنها دهید. و باید به این نکته توجه کنید که نمى‌شود عواطف و احساسات معنوى و عرفانى آنان را نادیده گرفت و فوراً انگِ التقاط و انحراف بر نوشته‌هاشان زد و همه را یکباره به وادى تردید و شک انداخت. اینها که امروز این گونه مسائل را عنوان مى‌کنند مسلماً دلشان براى اسلام و هدایت مسلمانان مى‌تپد، و الّا داعى ندارند که خود را با طرح این مسائل به دردسر بیندازند. اینها معتقدند که مواضع اسلام در موارد گوناگون همان گونه‌اى است که خود فکر مى‌کنند. به جاى پرخاش و کنار زدن آنها با پدرى و الفت با آنان برخورد کنید. اگر قبول هم نکردند، مأیوس نشوید. در غیر این صورت خداى ناکرده به دام لیبرالها و ملیگراها و یا چپ و منافقین مى‌افتند؛ و گناه این کمتر از التقاط نیست‌» صحیفه امام، ج‌۲۱، ص: ۹۹

« من امروز بعد از ده سال از پیروزى انقلاب اسلامى همچون گذشته اعتراف مى‌کنم که بعض تصمیمات اول انقلاب در سپردن پستها و امور مهمه کشور به گروهى که عقیده خالص و واقعى به اسلام ناب محمدى نداشته‌اند، اشتباهى بوده است که تلخى آثار آن به راحتى از میان نمى‌رود، گر چه در آن موقع هم من شخصاً مایل به روى کار آمدن آنان نبودم ولى با صلاحدید و تأیید دوستان قبول نمودم و الآن هم سخت معتقدم که آنان به چیزى کمتر از انحراف انقلاب از تمامى اصولش و هر حرکت به سوى امریکاى جهانخوار قناعت نمى‌کنند، در حالى که در کارهاى دیگر نیز جز حرف و ادعا هنرى ندارند. امروز هیچ تأسفى نمى‌خوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا که از اول هم نبوده‌اند. انقلاب به هیچ گروهى بدهکارى ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهاى فراوان‌ خود را به گروهها و لیبرالها مى‌خوریم، آغوش کشور و انقلاب همیشه براى پذیرفتن همه کسانى که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولى نه به قیمت طلبکارى آنان از همه اصول‌»  پیام منشور روحانیت – صحیفه امام، ج‌۲۱، ص: ۲۸۶

«من به آنهایى که دستشان به رادیو- تلویزیون و مطبوعات مى‌رسد و چه بسا حرف‌هاى دیگران را مى‌زنند صریحاً اعلام مى‌کنم: تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرالها بیفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین اسلام این مردم بى‌پناه را از بین ببرند، تا من هستم از اصول نه شرقى و نه غربى عدول نخواهم کرد» پیام منشور روحانیت – صحیفه امام، ج‌۲۱، ص: ۲۸۶

« امروز غرب و شرق به خوبى مى‌دانند که تنها نیرویى که مى‌تواند آنان را از صحنه خارج کند، اسلام است. آنها در این ده سال انقلاب اسلامى ایران ضربات سختى از اسلام خورده‌اند و تصمیم گرفته‌اند که به هر وسیله ممکن آن را در ایران که مرکز اسلام ناب محمدى است نابود کنند. اگر بتوانند با نیروى نظامى، اگر نشد، با نشر فرهنگ مبتذل خود و بیگانه کردن ملت از اسلام و فرهنگ ملى خویش و اگر هیچ کدام از اینها نشد، ایادى خودفروخته خود از منافقین و لیبرالها و بى‌دینها را که کشتن روحانیون و افراد بیگناه برایشان چون آب خوردن است و در منازل و مراکز ادارات نفوذ مى‌دهند که شاید به مقاصد شوم خود برسند. و نفوذیها بارها اعلام کرده‌اند که حرف خود را از دهان ساده‌اندیشان موجّه مى‌زنند.» پیام به مهاجرین جنگ تحمیلی – صحیفه امام ج۲۱ ص ۳۲۶

« چهارچوب دوستى من در درستى راه هر فرد نهفته است. دفاع از اسلام و حزب اللَّه اصل خدشه ناپذیر سیاست جمهورى اسلامى است. ما باید مدافع افرادى باشیم که منافقین سرهاشان را در مقابل زنان و فرزندانشان در سر سفره افطار گوش تا گوش بریدند. ما باید دشمن سرسخت کسانى باشیم که پرونده‌هاى همکارى آنان با امریکا از لانه جاسوسى بیرون آمد. ما باید تمام عشقمان به خدا باشد نه تاریخ. کسانى که از منافقین و لیبرالها دفاع مى‌کنند، پیش ملت عزیز و شهید داده ما راهى ندارند. اگر ایادى بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوى دیگران شده‌اند، از این حرکات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچ گونه گذشتى طرد خواهند کرد.» /جماران

ماجرای گم شدن مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در عربستان و شرط جالب یک حاجی برای کمک به ایشان

این خبر اسناد منتشرنشده از اصالت دونامه امام(ره) در خصوص آیت‌الله منتظری و نهضت آزادی اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

از شایعه تشکیل شورای رهبری تا نظرسنجی در فضای مجازی

به گزارش بخش سیاسی سایت خبرهای فوری، با وجود آن که روابط عمومی دفتر آیت‎الله طباطبایی‌نژاد، امام جمعه اصفهان و همچنین آیت‌الله مجتهد شبستری از اعضای مجلس خبرگان رهبری خبر تقاضای رهبر انقلاب برای تشکیل شورای رهبری را تکذیب کردند، اما این شایعه زمینه‌ساز برخی نظرسنجی‌ها در این زمینه شد.

۲۱ بهمن‎ماه، در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی، خبری در فضای مجازی منتشر شد مبنی‎بر اینکه مقام معظم رهبری دستور داد‎ه‌اند شورای رهبری برای جایگزینی ایشان تشکیل شود. بر اساس این شایعه، «آیت‎‎الله سید یوسف طباطبایی‌نژاد، نماینده مردم اصفهان در مجلس خبرگان گفته بود رهبری برای تعیین سرنوشت جانشین خود از خبرگان، تقاضای تشکیل شورای رهبری به مدت سه سال را نموده‎ تا پس از سه سال یک نفر به‎عنوان رهبر بعدی کشور معرفی گردد و خبرگان رهبری نیز اسامی ۹ نفر را برای تشکیل شورای رهبری اعلام نموده‎ است‎.»

تکذیب دفتر امام جمعه اصفهان

هنوز چند ساعت از انتشار این خبر نگذشته بود که روابط عمومی دفتر آیت‎الله طباطبایی‌نژاد، امام جمعه اصفهان در اطلاعیه‎ای اعلام کرد که خبر تقاضای رهبر انقلاب برای شورای رهبری کذب، غیر واقعی و ساخته عوامل خارجی و داخلی نظام جمهوری اسلامی ایران است که توسط یکی از سایت‎های وابسته به صهیونیست به دروغ از قول امام جمعه اصفهان منتشر شده ‎است.

همزمان با انتشار این خبر جعلی در شبکه‎های اجتماعی، برخی کاربران اصولگرا در توییتر نظرسنجی‎هایی قرار دادند و گزینه‎های احتمالی برای جایگزین رهبر انقلاب را به رأی گذاشتند. آیت‎الله سید احمد خاتمی، حجت‌الاسلام سید ابراهیم رئیسی، آیت‎الله سید احمد علم‌الهدی و سید حسن نصرالله از جمله گزینه‎های مطرح شده بودند.

نظر رهبر معظم انقلاب درباره «لایک کردن عکس افراد بی‌حجاب در شبکه‌های اجتماعی»، «درآمد خواننده و نوازنده» و «حجاب در اماکن ورزشی»

شورای رهبری، محذوف در بازنگری قانون اساسی

در قانون اساسی پیش از اصلاح در سال ۱۳۶۸، به شورای رهبری اشاره شده بود و این که که مجلس خبرگان رهبری در صورت نبود برجستگی لازم برای رهبری در هیچ یک از مراجع تقلید نسبت به دیگری می‌توانست آن را با حضور سه یا پنج مرجع واجد شرایط رهبری تشکیل دهد. اما در بازنگری قانون اساسی شورای رهبری حذف شد.

کمیسیون اصل ۱۰۷ و ۱۰۹ قانون اساسی

یکی از کمیسیونهای مهم مجلس خبرگان کمیسیون اصل ۱۰۷ و ۱۰۹ قانون اساسی است، اصولی که به وظیفه خبرگان در زمینه انتخاب رهبر جدید و وِیژگیهای رهبر می‌پردازد.

آیات و حجج اسلام سید هاشم حسینی بوشهری، قربانعلی دری نجف آبادی، سید علی اصغر دستغیب، سید ابراهیم رییسی، سید علی شفیعی، عبدالمحمود عبداللهی، محسن مجتهد شبستری، مرتضی مقتدایی، سید ابوالحسن مهدوی، عبدالنبی نمازی و ابوالقاسم وافی اعضای کمیسیون اصل ۱۰۷ و ۱۰۹ قانون اساسی، منتخب پنجمین اجلاسیه مجلس خبرگان «دوره پنجم» را تشکیل می‌دهند.

مجتهد شبستری: چنین چیزهایی در خبرگان مطرح نیست

حالا آیت‌الله محسن مجتهد شبستری، یکی از اعضای کمیسیون اصل ۱۰۷ و ۱۰۹ مجلس خبرگان رهبری نیز  خبر تقاضای مقام معظم رهبری برای تشکیل شورای رهبری و انتخاب جانشین وی را تکذیب کرد.

این عضو مجلس خبرگان همچنین گفت که اصلاً چنین موضوعاتی در مجلس خبرگان مطرح نشده ‎است و بعید هم می‎دانم چنین باشد.او همچنین در پاسخ به گزینه‎های احتمالی از جمله آیت‎الله خاتمی و حجت‌الاسلام رئیسی، اضافه کرد: اصلاً و ابداً چنین چیزهایی در خبرگان مطرح نیست. /ایرنا

بازتاب بیانات امروز رهبر انقلاب در رسانه‌های خارجی

این خبر از شایعه تشکیل شورای رهبری تا نظرسنجی در فضای مجازی اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.