در صورت ورود دادستانی به پرونده «نجفی» حکم او چه تغییری خواهد کرد؟

به گزارش بخش قضایی سایت خبرهای فوری، از دیدگاه قانون، جرائم به دو دسته قابل گذشت و غیرقابل گذشت تقسیم‌بندی می‌شوند.

در جرائم قابل گذشت، به شکایت شاکی نیاز است تا پرونده در دادگاه مطرح شود و هر وقت هم شاکی رضایت خود را اعلام کند، پرونده مختومه می‌شود.

اما در جرائم غیر قابل گذشت، ممکن است پرونده با شکایت شاکی شروع شود، ولی حتی شاکی رضایت هم بدهد، رسیدگی متوقف نمی‌شود.

دلیل آن این است که جرم‌هایی مثل قتل، سرقت، کلاهبرداری و … دارای جنبه عمومی هستند و موجب اخلال در نظم عمومی شده و امنیت جامعه را خدشه دار می‌کند؛ بنابراین در موضوع قتل میترا استاد توسط محمدعلی نجفی شهردار اسبق تهران، چون جرم یک جرم غیرقابل برگشت بوده و جنبه عمومی دارد حتی با اعلام بخشش از سوی اولیای دم مقتول، باز هم از نظر جنبه عمومی، جرم متهم، بررسی و برایش مجازات تعیین می‌شود.

در این پرونده ویژه، حمید گودرزی وکیل نجفی گفته بود: با وجود اینکه خانواده میترا استاد اعلام بخشش کرده اند، اما ما همچنان به وظیفه قانونی خود عمل کرده و اعتراض خود را به رأی صادره از سوی شعبه ۹ دادگاه کیفری یک تهران خواهیم داشت.

وی با اشاره به جنبه‌های عمومی و خصوصی این قتل گفته بود:زمانی که جنبه خصوصی یک قتل که قصاص است رفع می‌شود، جنبه عمومی آن مطرح می‌شود و جنبه عمومی قتل طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی در این حکم نیز مطرح است و، چون ما قتل را شبه عمد می‌دانیم به همین دلیل اعتراض خود را به دادگاه ارسال می‌کنیم تا پرونده به دیوان عالی کشور رفته و نهایتا فرجام خواهی خواهیم کرد.

فرید خدائی فر مستشار دادگاه کیفری استان تهران در این رابطه می‌گوید: در ماده ۶۱۲ قانون مجازات مجازات اسلامی مقرر شده هر کس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته باشد یا شاکی داشته، ولی از قصاص، گذشت کرده باشد یا به هر علت قصاص نشود در صورتی که اقدام وی موجب اخلال در نظم، صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران شود دادگاه مرتکب را به حبس از ۳ تا ۱۰ سال محکوم می‌کند.

این درحالی است که احمد محمدی سهروردی عضو هیأت مدیره انجمن آیین دادرسی مدنی ایران گفت: دادستانی در مواقعی که باید قاضی به جنبه عمومی قتل حکم دهد، می‌تواند ورود کند و حکم حبس را افزایش دهد.

وی ادامه داد: دادستانی به عنوان مدعی العموم می‌تواند حکم عمومی قتل را افزایش دهد و به عنوان وکیل جامعه اگر احساس کند حکم داده شده بازدارندگی لازم را ندارد و جرم و تنبیه آن کافی نیست می‌تواند حکم را از حداقل به حداکثر برساند.

این خبر در صورت ورود دادستانی به پرونده «نجفی» حکم او چه تغییری خواهد کرد؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

محاکمه زنی که سر شوهرش را بریده بود / او می خواست با تاکسی جسد را منتقل کند

به گزارش بخش حوادث سایت خبرهای فوری، زن معتاد که پس‌ از قتل شوهر سابق اش قصد داشت جسد او را با تاکسی به محل دیگری منتقل کند اما نقشه اش بر ملا و دستگیر شد. حالا با گذشت ۲ سال از این جنایت قرار است این زن در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه ‌شود.

هفتم اردیبهشت سال ۹۶ زنی در تماس با پلیس از وقوع جنایت توسط یکی از همسایه‌هایش خبر داد و گفت: در حال بیرون رفتن از ساختمان بودم که رد خونی روی پله‌ها دیدم. زن همسایه هم در حالی که بسته پتو پیچ شده‌ای در کنارش قرار داشت سرگرم صحبت با یک راننده تاکسی بود در همین لحظه راننده تاکسی از خودرو پیاده شد تا بسته را به داخل خودرو منتقل کند اما ناگهان دست یک مرد را در میان پتو دید و با داد و فریاد از مردم کمک خواست و من نیز به کمکش رفتم و توانستیم زن همسایه را دستگیر کنیم. داخل پتو هم با جسد تکه تکه شده مردی روبه‌رو شدیم. بدین ترتیب مأموران کلانتری ۱۲۸ تهران نو با حضور در محل زن جوان را دستگیر کردند.

وی بلافاصله به قتل همسر سابقش اعتراف کرد و گفت: شوهرم معتاد بود و رفتار بدی با من داشت تا اینکه ۱۵ سال قبل از شوهرم جدا شدم اما بعضی اوقات به دیدنم می‌آمد تا اینکه از دخترم شنیدم که پدرش اعتیادش را ترک کرده و از من خواست که دوباره با هم زندگی کنیم اما هنوز چند روزی نگذشته بود که متوجه شدم شوهرم هنوز اعتیاد دارد و همانند سابق با من بدرفتاری می‌کرد به‌همین خاطر تصمیم به انتقام گرفتم.

این زن گفت: روز حادثه به بهانه دیدن او را به خانه کشاندم و غذایش را مسموم کردم. وقتی بیهوش شد او را هدف ضربات چاقو قرار دادم و سرش را بریدم. دختر این زن که در دادسرا حاضر شده بود نیز به بازپرس پرونده گفت: مادرم انسان خوبی است. باور نمی‌کنم که دست به این جنایت زده باشد. صبح دیروز این پرونده به شعبه دهم دادگاه کیفری ارجاع داده شد تا زن جوان به اتهام قتل شوهر سابقش محاکمه شود.

این خبر محاکمه زنی که سر شوهرش را بریده بود / او می خواست با تاکسی جسد را منتقل کند اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

ورود دادستانی به پرونده قتل میترا استاد / نجفی محاکمه می شود

به گزارش بخش قضایی سایت خبرهای فوری، دیدگاه قانون، جرائم به دو دسته قابل گذشت و غیرقابل گذشت تقسیم‌ بندی می شوند.

در جرائم قابل گذشت، به شکایت شاکی نیاز است تا پرونده در دادگاه مطرح شود و هر وقت هم شاکی رضایت خود را اعلام کند،پرونده مختومه می‌شود. اما در جرائم غیر قابل گذشت، ممکن است پرونده با شکایت شاکی شروع شود ولی حتی شاکی رضایت هم بدهد، رسیدگی متوقف نمی‌شود.

دلیل آن این است که جرم هایی مثل قتل، سرقت، کلاهبرداری و …دارای جنبه عمومی هستند و موجب اخلال در نظم عمومی شده و امنیت جامعه را خدشه دار می‌کند.

بنابراین در موضوع قتل میترا استاد توسط محمدعلی نجفی شهردار اسبق تهران، چون جرم یک جرم غیرقابل برگشت بوده و جنبه عمومی دارد حتی با اعلام بخشش از سوی اولیای دم مقتول، باز هم از نظر جنبه عمومی، جرم متهم، بررسی و برایش مجازات تعیین می شود.

در این پرونده ویژه، حمید گودرزی وکیل نجفی گفته بود: با وجود اینکه خانواده میترا استاد اعلام بخشش کرده اند اما ما همچنان به وظیفه قانونی خود عمل کرده و اعتراض خود را به رأی صادره از سوی شعبه ۹ دادگاه کیفری یک تهران خواهیم داشت.

وی با اشاره به جنبه های عمومی و خصوصی این قتل گفته بود:زمانی که جنبه خصوصی یک قتل که قصاص است رفع می شود ،جنبه عمومی آن مطرح می شود و جنبه عمومی قتل طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی در این حکم نیز مطرح است و چون ما قتل را شبه عمد می‌دانیم به همین دلیل اعتراض خود را به دادگاه ارسال می‌کنیم تا پرونده به دیوان عالی کشور رفته و نهایتا فرجام خواهی خواهیم کرد.

فرید خدائی فر مستشار دادگاه کیفری استان تهران در این رابطه می گوید: در ماده ۶۱۲ قانون مجازات مجازات اسلامی مقرر شده هر کس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته باشد یا شاکی داشته ولی از قصاص، گذشت کرده باشد یا به هر علت قصاص نشود در صورتی که اقدام وی موجب اخلال در نظم، صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران شود دادگاه مرتکب را به حبس از ۳ تا ۱۰ سال محکوم می کند.

این درحالی است که احمد محمدی سهروردی عضو هیأت مدیره انجمن آیین دادرسی مدنی ایران در گفت‌وگو با خبرنگار قضایی فارس گفت: دادستانی در مواقعی که باید قاضی به جنبه عمومی قتل حکم دهد، می تواند ورود کند و حکم حبس را افزایش دهد.

وی ادامه داد: دادستانی به عنوان مدعی العموم می تواند حکم عمومی قتل را افزایش دهد و به عنوان وکیل جامعه اگر احساس کند حکم داده شده بازدارندگی لازم را ندارد و جرم و تنبیه آن کافی نیست می تواند حکم را از حداقل به حداکثر برساند. /رکنا

این خبر ورود دادستانی به پرونده قتل میترا استاد / نجفی محاکمه می شود اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

راز دار زدن دختر ۱۳ ساله توسط شوهرخاله اش،فاش می شود؟

به گزارش بخش حوادث سایت خبرهای فوری، با اعلام این خبر ماموران پلیس به خانه خاله سهیلا رفتند و با جسد حلق‌آویز دختر نوجوان در نزدیکی گاوداری روبه‌رو شدند. شوهر خاله سهیلا به نام سعید در بازجویی ها به پلیس گفت : باجناقم و همسرش به سفر رفته بودند و به همین دلیل مدتی بود سهیلا به خانه ما آمده و با ما زندگی می‌کرد تا با پسر چهار ساله ما بازی کند. من و همسرم در حیاط خانه مان گاوداری داریم و از این طریق زندگی مان را می‌گذرانیم . سهیلا دختر پرجنب و جوشی بود و مدام با فرزندمان بازی می کرد .آن روز عصر من و همسرم به گاوداری رفته بودیم و مشغول دوشیدن شیر گاوها بودیم .وقتی از گاوداری بیرون آمدیم با جسد حلق‌آویز سهیلا روبه رو شدیم و نمی دانیم او چرا خودش را کشته است .

خاله سهیلا نیز که از این ماجرا شوکه بود به ماموران گفت :خواهرم وقتی به سفر رفت سهیلا را به ما سپرد. او علایمی از افسردگی نداشت و نمی دانم چرا دست به خودکشی زده است.

قتل نه خودکشی

جسد دختربچه با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و پلیس به بررسی پرداخت .در بررسی صحنه جرم مشخص شد طناب با گره های بسیار محکم به درخت بسته شده و به نظر می‌رسد گره‌ها کار یک مرد باشد. با به دست آمدن این سرنخ، شوهر خاله سهیلا بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت اما حرف های قبلی اش را تکرار و ادعا کرد از نحوه مرگ دختر نوجوان بی اطلاع است .

اعتراف عجیب

سعید در بخش دیگری از بازجویی های فنی لب به اعتراف گشود و گفت: من طناب را به درخت بسته بودم تا سگ ها را به آن آویزان و آن ها را تنبیه کنم. آن روز سهیلا مشغول بازی بود که به شوخی به او گفتم حالا که مرا اذیت می کنی خوب است تو را هم مانند سگ ها از درخت آویزان کنم .من طناب دار را دور گردن او انداختم اما او در یک لحظه ترسید و تقلا کرد و طناب کشیده شد . سهیلا نا خواسته خفه شد و من سعی کردم او را بلافاصله پایین بیاورم اما نشد .وقتی دیدم دخترنوجوان نفس نمی کشد همسرم را خبر کردم و با پلیس و اورژانس تماس گرفتیم.

راز شیطانی

به دنبال اظهارات سعید ،وی بازداشت شد .در این میان پزشکی‌قانونی نیز در گزارشی صراحتاً اعلام کرد سهیلا قبل از مرگش مورد آزار قرار گرفته است.

تبرئه و فرار

با افشای این ماجرا سعید در دادگاه کیفری استان مرکزی پای میز محاکمه ایستاد و در حالی که منکر جرمش بود از اتهام قتل و آزار دختر نوجوان تبرئه و آزاد شد . سعید بلافاصله پس از آزادی اراک را ترک کرد اما با اعتراض پدر و مادر سهیلا به حکم صادره پرونده بار دیگر به جریان افتاد .در این میان روشن شد سعید به محل نامعلومی گریخته و احتمالاً زندگی پنهانی در پیش گرفته است .

۴ سال بعد تلاش چهار ساله پلیس برای پیدا کردن ردی از سعید بی نتیجه ماند تا این که پلیس تهران دریافت وی به پایتخت فرار کرده و به عنوان پیک موتوری در یک رستوران مشغول به کار است.

بدین ترتیب پرونده در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به جریان افتاد و قضات دادگاه دستور بازداشت موقت وی را صادر کردند.

بازداشت سعید

سرانجام به دنبال چند ماه کار اطلاعاتی  دیروز سعید در حالی که سوار بر موتور می‌خواست غذایی را از رستوران محل کارش به دست یک مشتری برساند با نیابت قضایی دستگیر و به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران منتقل شد. سعید در دادگاه تهران جرمش را انکار کرد و گفت که دختر نوجوان را آزار نداده و او را نکشته است. وی با دستور بازداشت موقت به اراک فرستاده شد تا بار دیگر از خود دفاع کند. /روزنامه خراسان

این خبر راز دار زدن دختر ۱۳ ساله توسط شوهرخاله اش،فاش می شود؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

برادر «میترا استاد» از بخشش «محمدعلی نجفی» خبر داد

به گزارش بخش قضایی سایت خبرهای فوری، مسعود استاد برادر میترا استاد همسر محمد علی نجفی شهردار سابق تهران که بدست وی به قتل رسید، بامداد امروز در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «به واسطه پادرمیانی بزرگان و  کرمانشاه و کشور و همچنین وکلای عزیزمان آقای مسعود افرازه و  محمود حاجلویی، پدرم ، مادرم و مهیارمان ، آقای محمد علی نجفی را بخشیدیم و از خون عزیزمان گذشتیم و خرسندیم که هیچ معامله ای با خون آن بزرگوار نکردیم و امیدواریم آقای محمد علی نجفی در این چند صباح باقیمانده به دور از سیاست به تزکیه نفس بپردازد . اجر همه خیر خواهان و هدایت همه بدخواهان به راه راست را از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم».

محمدعلی نجفی شهردار سابق تهران که سابقه وزارت و معاونت رییس جمهور در دوران سازندگی، اصلاحات و تدبیر و امید را در کارنامه دارد ۷ خرداد ماه امسال همسر دومش را در منزل شخصی به قتل رساند و همان روز با معرفی خود به پلیس به قتل اعتراف کرد. وی در دادگاه به قصاص محکوم شد. /مهر

این خبر برادر «میترا استاد» از بخشش «محمدعلی نجفی» خبر داد اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

قتل دلخراش زن متاهل در اوج رابطه عاطفی با عشق ممنوعه! + جزئیات

به گزارش بخش حوادث سایت خبرهای فوری، مرد جوان به خاطر علاقهدوران جوانی به دختری با وجود ازدواج او مجرد ماند و در رویایش به امید روزی نشست تا با عشق ممنوعه ازدواج کند.

قتل در جنوب تهران

ظهر ۷ مرداد امسال بود که مرد جوان پس از تعطیلی مغازه‌اش به سمت خانه‌شان در شهرک ولیعصر رفت و وقتی وارد خانه شد با جسد همسرش روبه رو شد و با سرو صدا از اهالی محل درخواست کمک کرد.

مرد همسایه وارد خانه مرد جوان شد و با مشاهده جسد زن ۳۹ ساله، پلیس را با خبر کرد و در این مرحله تیمی از ماموران کلانتری در محل حاضر شدند.

تحقیقات جنایی

در بررسی‌های ابتدایی احتمال می‌رفت زن جوان دست به خودکشی زده باشد، اما با توجه به مرموز بودن این پرونده، تیمی از ماموران اداره ۱۰ پلیس آگاهی تهران به دستور بازپرس ویژه قتل در محل حاضر شدند.کارآگاهان که همراه تیم تشخیص هویت در محل حاضر شده بودند، پی بردند که روی بدن زن جوان آثار ضرب و جرح وجود دارد و چهار ساعت از زمان مرگ وی می‌گذرد که در این مرحله جسد برای بررسی علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد.

تیم پلیسی در این مرحله شوهر زن جوان را هدف تحقیق قرار دادند که گفت: صبح به سرکار رفتم و دخترم نیز به خانه یکی از بستگانم رفته بود، من بعد از تعطیلی مغازه به خانه رفتم که با جسد زنم روبه رو شدم.وی افزود: من و همسرم اختلاف داشتیم، اما هیچ وقت فکر نمی‌کردم قصد خودکشی داشته باشد و با دیدن جسد زنم داخل خانه شوکه شدم.

یک سرنخ

کارآگاهان در صحنه جرم و در کنار جسد زن جوان یک کارت عابربانک به نام یک مرد جوان پیدا کردند و همین سرنخ در اختیار ماموران قرار گرفت تا این که چند روز بعد پزشکی قانونی اعلام کرد که زن جوان از ناحیه گردن خفه شده است و فرضیه خودکشی به قتل تبدیل شد.

با توجه به کشته شدن زن جوان و پیدا شدن کارت عابر بانک مرد ناشناس، تجسس‌های پلیسی برای افشای راز این جنایت معمایی در پلیس آگاهی تهران آغاز شد.

کارآگاهان در گام نخست موبایل قربانی جنایت را تحت بررسی قرار دادند و مشخص شد مهسا با مرد ناشناسی ارتباط پنهانی داشته است و از چندی قبل با هم در ارتباط هستند.

سکوت دختر

در این مرحله دختر ۱۸ ساله این خانواده هدف تحقیق قرار گرفت و به ماموران گفت: پدر و مادرم همیشه با هم اختلاف داشتند و سر هر مسئله کوچکی با هم درگیر می‌شدند.

وی افزود: چندی قبل متوجه شدم مادرم با یک مرد آشنا شده است و از من خواست تا درباره این ماجرا سکوت کنم و حتی یک روز که تولدم بود، مرد غریبه که اسماعیل نام دارد به من کادوی تولد داد و با توجه به اختلافات پدر و مادرم تصمیم گرفتم درباره رابطه مادرم با اسماعیل سکوت کنم.

دختر جوان ادامه داد: بعد از فوت مادرم، اسماعیل بار‌ها پیامک‌هایی به من داد و در بیشتر آن‌ها درباره مادرم و دلتنگی‌اش حرف می‌زد.

بازداشت مرد عاشق پیشه

همین اطلاعات کافی بود تا ماموران اداره جنایی پلیس آگاهی تهران برای دستگیری اسماعیل وارد عمل شوند و با تحقیقات میدانی و اطلاعاتی خانه اسماعیل شناسایی شد و روز شنبه ۱۹ مرداد در عملیاتی غافلگیرانه مرد جوان دستگیر شد و در بازرسی از خانه اسماعیل، مدارک شخصی زن جوان در خانه وی پیدا شد.

مرد جوان که دلباخته عشق قدیمی‌اش بود وقتی پیش روی ماموران قرار گرفت ادعا کرد که عاشق مهسا بوده، اما او را به قتل نرسانده است.

اسماعیل گفت: سال‌ها قبل با مهسا آشنا شدم و آن روز‌ها دلباخته و عاشقش شدم و تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم، اما وقتی به خواستگاری‌اش رفتم خانواده‌اش مخالفت کردند و این مخالفت باعث شد تا دیگر نتوانم با مهسا در ارتباط باشم و در همه این سال‌ها همیشه به او فکر می‌کردم تا این که شنیدم مهسا با یک مرد ازدواج کرده است.

وی ادامه داد: عاشق مهسا بودم و بعد از او دیگر نتوانستم عاشق کسی شوم و در این مدت مجرد بودم تا این که چندی قبل به صورت خیلی اتفاقی مهسا را پیدا کردم و با هم به صورت پیامکی در ارتباط بودیم و همیشه از اختلافاتش با همسرش حرف می‌زد.
اسماعیل گفت: مدتی سعی کردم با نصیحت و حرف هایم او را آرام کنم تا به زندگی‌اش ادامه دهد، اما کار از کار گذشته بود و اختلاف او با شوهرش زیاد بود به حدی که همیشه با هم درگیر بودند تا این که یک روز مهسا خواست کمکش کنم.

مهسا تصمیم گرفته بود طلاق بگیرد و در این مدت دوستی قدیمی ما شکل جدیدی به خود گرفت و من که سال‌ها چشم انتظار دختر مورد علاقه‌ام بودم وقتی شنیدم تصمیم دارد بعد از جدایی از همسرش با من زندگی کند با او همراه شدم.

مرد عاشق پیشه گفت: در این مدت با مهسا به صورت پنهانی در ارتباط بودم و کمکش کردم تا مراحل جدایی از همسرش را انجام دهد و، چون می‌دانستم نیاز به پول دارد همیشه به او پول می‌دادم و روز‌های آخر یک کارت بانکی‌ام را در اختیارش قرار دادم که وقتی به دادگاه می‌رود در صورت نیاز به پول از آن برداشت کند و قصد داشتم از همان ابتدا خودم را به او ثابت کنم.همه چیز خوب پیش می‌رفت و دختر ۱۸ ساله مهسا نیز از رابطه دوستی ما با خبر بود تا این که شنیدم مهسا فوت کرده است.

بار دیگر به گذشته برگشتم، روز‌هایی که قصد داشتم با دختر مورد علاقه‌ام ازدواج کنم، اما مخالفت خانواده‌اش او را از من گرفت و این بار قصد داشتیم دوباره با هم ازدواج کنیم، اما او برای همیشه مرا تنها گذاشت.

باور کنید من در مرگ او نقشی نداشتم و در این سال‌ها منتظر بودم که با او ازدواج کنم و نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده و چه کسی با او دشمنی داشته که مهسا را به قتل رسانده است.

بنا به این گزارش، بازپرس غلامی از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران با توجه به تنها مظنون این پرونده که اسماعیل است دستور داد تا وی برای تحقیقات بیشتر در اختیار ماموران اداره ۱۰ پلیس آگاهی تهران قرار گیرد.

تحلیل کارشناس
عشق‌های موازی
دکتر امان ا… قرایی مقدم جامعه شناس و استاد دانشگاه
افرادی که قبل از ازدواج عاشق می‌شوند، ولی به هر دلیلی نمی‌توانند با فرد مورد علاقه شان ازدواج کنند هنگام انتخاب فرد دیگری به عنوان همسر دچار تعارض می‌شوند و خطراتی زندگی مشترک جدیدشان را تهدید می‌کند. برخی افراد این پدیده را عشق اول می‌نامند و ذهنیت شان به این گونه است که عشق اول فراموش نشدنی است. گاهی اوقات در برخی پرونده‌های جنایت‌های هولناک یا خیانت‌هایی که به طلاق و جدایی منتهی شده است دیده می‌شود زن و مرد بعد از ازدواج به دلیل انتخاب اشتباه و مسیر نادرستی که در زندگی مشترک در پیش گرفته اند یاد عشق اول می‌کنند و همین مسئله بنیان زندگی شان را از بین می‌برد. این گونه رابطه‌های آسیب زا به شدت خطرناک است، زیرا از روی منطق و تصمیم گیری عقلانی نیست و این افراد ارزش‌ها و هنجار‌های اجتماعی و خانوادگی را زیر سوال می‌برند. زندگی این قبیل افراد که یاد خاطرات عشق قدیمی شان می‌کنند متزلزل بوده است و استحکامی ندارد و گاهی به دلیل ترس از طلاق و جدایی به روابط خارج از چارچوب خانواده پناه می‌برند که آسیب‌های اجتماعی بی شماری را رقم می‌زنند. عشق‌های کاذب گذشته به دلیل تقلید از رسانه‌ها و فضای مجازی شکل می‌گیرد و دوست یابی‌های گسترده و کمرنگ شدن معنویات در وجود افراد سبب می‌شود خیانت و جنایت در جامعه گسترش یابد. برخی والدین متاسفانه وظیفه اصلی یک زندگی مشترک و مسئولیت پذیری را به فرزندان خود آموزش نمی‌دهند و برخی فرزندان به دلیل شرایط نامساعد خانوادگی برای فرار از آن موقعیت‌ها دست به انتخاب نادرست همسر می‌زنند و به دلیل پایین بودن میزان رضایتمندی از زندگی زناشویی و سست بودن بنیان خانواده با عشق‌های قدیمی خود ارتباط می‌گیرند وقتی مسئولیت‌های زندگی به فرزندان آموزش داده نمی‌شود تصورات اشتباه درباره ازدواج و زندگی مشترک شکل می‌گیرد و احساسات جای خود را به منطق می‌دهد و همین موضوع سبب وقوع رخداد‌های ناگوار در جامعه می‌شود. از سوی دیگر کاهش سن روابط قبل از ازدواج موضوعی چند وجهی است که علت‌های بی‌شماری دارد. سهل‌انگاری خانواده و نبود نظارت والدین بر روابط و هیجانات نوجوانان و جوانان یکی از دلایلی است که در سال‌های اخیر به روابط جنسی نوجوانان و جوانان منجر شده است به طوری که این روابط در سنین پایین دیده می‌شود و گاهی ازدواج‌هایی از روی بی منطقی صورت می‌گیرد.

این خبر قتل دلخراش زن متاهل در اوج رابطه عاطفی با عشق ممنوعه! + جزئیات اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

جوانی که در بازیگری درخشید اما محکوم به اعدام است

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، فرزاد خوشدست، کارگردان فیلم مستند سینمایی «خط باریک قرمز» که در این اثر، روایتی مستندگونه از تعدادی مجرم نوجوان در کانون اصلاح و تربیت را به تصویر کشیده در گفت‌وگویی بیان کرد: یکی از بچه‌هایی که با ما در این فیلم همکاری کرد و بازی خوبی از خود نشان داد، به دلیل اتهام به قتل حالا حکمش تایید و به قصاص محکوم شده است. او سنش از ۱۸ سال رد شده و برای گرفتن رضایت باید مبلغ زیادی پرداخت کند و اگر پول را پرداخت نکند قطعا قصاص خواهد شد.

او در ادامه بیان کرد: فیلم ما برای چند جشنواره خارجی پذیرفته شده، برای جشن خانه سینما نامزد بهترین فیلم شده، برای جشن مستقل مستند انتخاب شده و تنها مستند ایرانی است که جایزه بنیاد آسیایی نت‌پک را دریافت کرده است. همه از این اتفاقات خوبی که برای فیلم افتاده خوشحالیم، اما از اعماق قلبم هیچ کدام این‌قدر اهمیت ندارد که بتوانیم این نوجوان را نجات بدهیم.

کارگردان «زنی که نام ندارد» با بیان این‌که من با مسئولان بسیاری درباره موضوع این فیلم صحبت کرده‌ام، تاکید کرد: در اکران خصوصی این اثر در حضور افرادی چون آقای رستم‌وندی رئیس سازمان امور اجتماعی کشور، آقای احمد مازنی نماینده مجلس شورای اسلامی، سردار مهری رییس سازمان وظیفه عمومی ناجا، علی هاشمی دبیرکل اسبق ستاد مبارزه با مواد مخدر و در کل هفت نفر از مسئولان کشوری گفتم اگر این پسر قصاص شود تا هر زمانی که این فیلم در دنیا بچرخد و در فستیوال‌ها نمایش پیدا کند وقتی از سرنوشت شخصیت فیلمم بپرسند باید بگوییم اعدام شد. این بدترین اتفاقی است که می‌تواند برای کشورمان رخ دهد؛ اما اگر این نوجوان که در ساختار کار ما تغییر شخصیت داشته، نجات پیدا کند آن وقت گفته می‌شود توانسته‌ایم در کنار ساخت یک اثر ملی، جریان‌سازی و فرهنگسازی اجتماعی کنیم.

خوشدست افزود: چند روز پیش که با این محکوم در کانون صحبت می‌کردم به من گفت به خاطر کارهایی که در آن پنج ماه در جریان فیلم «خط باریک قرمز» انجام دادیم من فرق خودم را با بقیه زندانی‌ها که برای کار انتخاب نشدند می‌فهمم؛ البته او هنوز از حکمی که برایش صادر کرده‌اند خبر ندارد. شنیدن این حرف برایم بسیار لذت‌بخش بود؛ اما حالا با تمام این احوالات و تغییرات باید اعدام شود.

فرزاد خوشدست با بیان ماجراهای روز اجرا، به این پسر که ممکن است اعدام شود اشاره کرد و افزود: وقتی اجرای نمایش تمام شد و می‌خواستیم برگردیم همین پسر هنگام سوار شدن به اتوبوس پایش می‌لرزید، به توماج گفتم لطفأ برو ببین چه شده است.‌ پسر می‌لرزید و غمگین به توماج‌ گفته بود اگر قبل از این‌که با چاقو به دوستم حمله کنم، این کار را انجام می‌دادم هرگز  مرتکب قتل نمی‌شدم. پس می‌توان گفت این فیلم می‌خواهد ثابت کند استفاده از روش‌های هنری می‌تواند آرامش را به جامعه برگرداند و از خشونت موجود در جامعه بکاهد. حالا چرا باید این پسر که نگاهش به زندگی و جهان اطرافش تغییر کرده جانش گرفته شود؟ /خبرآنلاین

این خبر جوانی که در بازیگری درخشید اما محکوم به اعدام است اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

کانال جسد در جنوب تهران را قاتلان می شناسند؟! مردم از دیدن اجساد وحشت دارند + فیلم

به گزارش بخش حوادث سایت خبرهای فوری، کانال قرار بود آب کشاورزی را انتقال دهد؛ حالا نه تنها همین کار را نمی‌کند که هرچندگاهی جسدی را هم با خود می‌آورد.

اهالی می‌گویند جسد‌ها یا کشته شده‌ یا غرق شده‌اند. تا حالا چندتایی هم بچه کشته شده‌اند. کانال لایروبی نشده و هرکه در آن بیافتد جانش را از دست می‌دهد.

از طرفی جای مناسبی برای گم‌ و گور کردن جسد‌ها و قتل‌هاست. این گزارش را ببینید تا درباره کانال جسد در تهران بیشتر بدانید.



 

 

این خبر کانال جسد در جنوب تهران را قاتلان می شناسند؟! مردم از دیدن اجساد وحشت دارند + فیلم اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

سرنوشت متفاوت ۲ جوان که دوست‌شان را کشتند

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، زن و مردی ۱۰ سال قبل به مأموران خبر دادند فرزندشان گم شده است. آن‌ها به مأموران گفتند پسرشان به نام بهنام در تهران تنها زندگی می‌کرد و چندروزی است که از او خبری ندارند.

پدر بهنام گفت: من و همسرم بیشتر اوقات شهرستان هستیم و پسرم در خانه‌ای که در تهران داریم تنهاست. چندروزی بود که به شهرستان رفته بودیم. پسرم با ما هر روز در ارتباط بود، اما سه روز بود که هرچه زنگ می‌زدیم او گوشی تلفن را جواب نمی‌داد و خودش هم زنگ نمی‌زد. به تهران آمدیم و متوجه شدیم کسی در خانه نیست. وضعیت خانه نشان می‌دهد چندروزی است که او به خانه نیامده است. پسرمان یک پراید داشت که آن ماشین هم گم شده است.

پلیس با به‌دست‌آمدن شماره پلاک خودرو و کارت سوخت آن تحقیقات خود را در این خصوص آغاز کرد و مشخص شد روزی که بهنام گم شده، دو جوان با ماشین او در یک پمپ بنزین اطراف تهران سوخت‌گیری کرده‌اند. با شناسایی آن دو جوان به نام‌های مازیار و حامد هر دو بازداشت شدند و تحقیقات از آن‌ها آغاز شد.

مازیار به پلیس گفت: ما از بهنام پنج میلیون تومان طلب داشتیم و چندباری گفتیم پول را بدهد، اما نمی‌داد تا اینکه روز حادثه به خانه‌اش رفتیم و گفتیم می‌خواهیم با او صحبت کنیم. او ما را سوار ماشینش کرد و با هم بیرون رفتیم تا موضوع را حل کنیم، اما در راه دعوا کردیم و من با ضربات چاقو بهنام را زدم و بعد با کمک حامد جسد را به بیابانی بردیم و آتش زدیم.

این در حالی بود که پدر بهنام ادعای مازیار را که مورد تأیید دوستش بود رد کرد و گفت: چند روز قبل از حادثه پسرم به من گفت: دوستانش از او پول می‌خواهند من هم گفتم اگر مطمئن نیستی پول را برمی‌گردانند پس بهتر است قرض ندهی و او هم پول را نداد. این دو جوان دروغ می‌گویند و باید سزای عمل خود را ببینند. قتل بهنام همه جرمی که متهمان انجام داده بودند نبود؛ پلیس متوجه شد حامد چند سال قبل از همدستی با مازیار برای قتل بهنام جوان دیگری را نیز کشته است. حامد دوستش فرهاد را با ضربات چاقو به قتل رسانده و جسدش را دفن کرده بود. حامد به قتل آن دوستش نیز اعتراف کرد و گفت: او را به‌خاطر یک اختلاف به قتل رساند. به این ترتیب پرونده جداگانه‌ای برای قتلی که حامد مرتکب شده بود تشکیل شد.

دو متهم در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شدند و هر دو به‌خاطر قتل‌هایی که مرتکب شده بودند به قصاص محکوم شدند. حامد به اتهام معاونت در قتل بهنام و جنایت بر میت به ۱۰ سال حبس نیز محکوم شد.

رأی صادره مورد اعتراض متهمان قرار گرفت، اما در دیوان عالی کشور به تأیید رسید. چند سال بعد حامد به اتهام قتل دوستش که قبل از قتل بهنام کشته شده بود قصاص شد، اما مازیار همچنان در زندان ماند تا اینکه خانواده او موفق شدند با پرداخت مبلغی رضایت مادر مقتول را بگیرند، اما پدر بهنام همچنان بر قصاص اصرار داشت. با گذشت ۱۰ سال از ماجرا مازیار با ارسال نامه‌ای به دادگاه خواستار تعیین تکلیف شد. او در توضیح درخواستش گفت: زمانی که این اتفاق افتاد من ۲۳ ساله بودم و حالا ۱۰ سال از ماجرا گذشته و من هنوز در زندان هستم. پدر مقتول راضی به گذشت نیست و می‌گوید باید در زندان بمانی تا بمیری. قبول دارم اشتباه بزرگی مرتکب شدم، اما من کنترل اعصاب خودم را نداشتم و در چنین شرایطی دست به این کار زدم. در این سال‌ها که در زندان بودم خیلی تغییر کردم. توبه کردم و تلاش کردم مثل یک انسان خوب زندگی کنم. من می‌دانم کاری که من و حامد کردیم خیلی کار اشتباهی بود و باید اختلاف حسابمان را از راه قانونی حل می‌کردیم یا اینکه موضوع را به پدرش می‌گفتیم. من از این قتل پشیمان هستم. بار‌ها این موضوع را به خانواده بهنام گفته‌ام.

او درباره سرنوشت دوستش گفت: او نتوانست از خانواده مقتول دیگر رضات بگیرد. ما چندسالی با هم در زندان بودیم و عاقبت او قصاص شد. من توبه کرده‌ام و همچنان هم تلاش خودم را برای گرفتن رضایت از پدر مقتول می‌کنم، اما درخواست دارم با توجه به اینکه ۱۰ سال از ماجرا گذشته و پدر مقتول هم کاری نکرده است دادگاه تکلیف من را روشن کند.

قضات بعد از گفته‌های متهم برای بررسی درخواست او وارد شور شدند. /روزنامه شرق

این خبر سرنوشت متفاوت ۲ جوان که دوست‌شان را کشتند اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

بیمار روانی که اصرار می‌کرد: «من قاتل آیت‌الله مطهری هستم!»

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، ساعت ۳ بعدازظهر چهارشنبه ۱۷ مرداد ۵۸، درست یک ماه و هشت روز پس از ترور آیت‌الله مطهری به دست گروه فرقان، مردی ۳۵ ساله به کمیته مستقر در شهربانی رشت مراجعه و خود را قاتل ایشان معرفی کرد. این فرد که اکبر بسوده (معروف به منوچهر) نام داشت، راننده تریلر، اهل کرمانشاه، ساکن ایلام، متاهل و دارای یک فرزند بود.

روزنامه کیهان مورخ ۱۸ مرداد ۱۳۵۸ که یکی از تیترهای صفحه نخست خود را با جمله «قاتل استاد مطهری خود را معرفی کرد» به این ماجرا اختصاص داده بود، ماوقع را این‌طور شرح داده است:

وی ساعت ۳ بعدازظهر دیروز به کمیته مستقر به شهربانی رشت رفت و خطاب به سرهنگ رقابی، رئیس شهربانی‌های استان گیلان گفت: «من قاتل استاد مطهری هستم، مرا دستگیر کنید.»

رئیس شهرانی ابتدا تصور می‌کرد که با یک دیوانه روبه‌رو شده است، اما سوال و جواب‌های بعد مسئله را جدی‌تر نشان داد و به دستور رئیش شهربانی افراد کمیته و ماموران آگاهی به تحقیق از متهم پرداختند.

اکبر بسوده که ظاهری ناراحت داشت و مرتب این پا و آن پا می‌شد در پاسخ سوال یکی از ماموران که: «چطور شد که پس از چند ماه، امروز خودت را معرفی کردی؟» گفت: «ناراحتی و عذاب وجدان موجب شد که من خود را معرفی کنم. از متهم خواسته شد تا جزئیات ماجرا را تشریح کند.

وی گفت: شبی که استاد را به قتل رساندم، چند ساعت قبل دو نفر که سوار بر پیکان سفیدی بودند به من مراجعه و پیشنهاد کردند باری را که متعلق به آن‌هاست با اتومبیل خود حمل کنم. من هم قبول کردم. اما هنوز چند لحظه از پیشنهاد آن‌ها نگذشته بود که یکی از دو نفر خطاب به من گفت: «حتما تو مسلمانی و دلت می‌خواهد که اسلام، پیشرفت کند؟» و موقعی که پاسخ مثبت مرا شنید، گفت: «یک روحانی‌نما و ضدانقلاب در تهران است که به اسلام و انقلاب اسلامی خیانت می‌کند و بدین جهت ما می‌خواهیم او را بکشیم.»

من ابتدا در مقابل این حرف‌های او سکوت کردم و مردی که با من حرف می‌زد، زمانی که سکوت مرا دید به حربه دیگری متوسل شد و گفت: «مثل این‌که وضع مالی تو خوب نیست و احتیاج به کمک داری؟» و بعد افزود: «اگر تو حاضر شوی و این روحانی‌نمای ضدانقلاب را بکشی ما صد هزار تومان به تو می دهیم. پنجاه هزار تومان همین الان و پنجاه هزار تومان هم بعد از قتل.»

اکبر بسوده در این‌جا مکثی کرد و سپس سری تکان داد و گفت: «من که آن موقع در وضع مالی بسیار بدی قرار داشتم، شیطان وسوسه‌ام کرد و با پیشنهاد آن‌ها موافقت کرد.»

وی افزود: «من قبلا درجه‌دار ارتش بودم که استعفا کردم و در تمام عمر نیز آزارم به هیچ‌کس نرسیده بود. روزی که استاد مطهری به قتل رسید، آن دو نفر یک اسلحه کالیبر ۴۵ و یک جفت دستکش به من دادند و گفتند هر موقع که به تو اشاره کردیم شلیک کن. من باز هم می‌گویم که قبل از ارتکاب چنین جنایتی اصلا استاد مطهری را نمی‌شناختم و هیچ‌گونه خصومتی هم با او نداشتم. اما نمی‌دانم چطور شد که تمام پیشنهادات این دو نفر را پذیرفتم. آن‌ها قبلا تمام نقشه‌ها را برای من تشریح کردند و گفتند: «شخصی که مورد نظر ماست به اتفاق چند تن از دوستانش در یکی از خانه‌های همین حدود است و تا ساعتی دیگر خارج می‌شود و تو باید به محض این‌که او از خانه بیرون آمد، او را صدا کنی و همین که صدایش را شنیدی به سوی او شلیک نمایی» و من هم همین کار را کردم.

وقتی که به میعادمان رفتیم آقای مطهری در حالی که چند نفر پشت سرشان حرکت می‌کردند از منزلی خارج شد، من ابتدا استاد شهید را به نام صدا کردم و همین که با پاسخ وی را شناختم به سویش شلیک کردم و بلافاصله پا به فرار گذاشتم. اما ناگهان دیدم دو نفری که در پیکان سفید منتظر من نشسته بودند فرار کردند.

من سراسیمه به کوچه خلوتی دویدم و احتمالا اسلحه را در بین راه به خانه‌ای پرتاب کردم و پنجاه هزار تومان پولی که از دو نفر گرفته بودم نیز گم شد. سرانجام در یک خیابان فرعی سوار تاکسی شدم و به سه‌راه آذری رفتم و از آن‌جا با تریلر خود به سوی کرمانشاه حرکت کردم. بعد از دو روز که متوجه شدم چه شخصیتی را کشتم دچار ناراحتی و عذاب وجدان شدم. چند بار قصد داشتم که به مطبوعات مراجعه کرده و اقرار کنم، تا امروز که به دیدن همسرم که اهل رشت است آمدم و خود را معرفی کردم.

روزنامه کیهان در انتهای این گزارش اطلاع داد که تحقیقات بیش تر از متهم توسط افراد کمیته و ماموران آگاهی رشت ادامه دارد.

همسر متهم اما در بازجویی ادعاهای متهم را رد کرد و گفت: «شوهرم دچار اختلال روانی بوده و چند بار قصد خودکشی داشته و تاکنون دارای هیچ‌گونه سابقه جنایی هم نبوده است.»

بعدها البته معلوم شد که همسر متهم درست می‌گفته، این فرد قاتل شهید مطهری نبوده و در اثر اختلالات روانی چنین اعترافی کرده است.

این خبر بیمار روانی که اصرار می‌کرد: «من قاتل آیت‌الله مطهری هستم!» اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.