ماجرای صف‌کشیدن مشتریان یک آرایشگاه زنانه برای ارتباط با اجنه مشکل‌گشا!

به گزارش بخش حوادث سایت خبرهای فوری، «کارش ردخور نداره. بچه‎دار نمی‌شی؟ ماشینت رو دزد برده؟ با شوهرت مشکل داری؟ بدخواه و حسود داری؟ یه سر برو سراغش، دست خالی برنمی‎گردی»؛ هرکس در زندگی‎اش دست‎کم یک‎بار یکی از این توصیه‎ها را شنیده‎است. زمان پدرومادرهای‎مان، معرفی کردن و رجوع به رمال، دعانویس و آینه‎بین عیب‎وعاری مخفی کردنی نبود. بعد‌ها تا دور به ما برسد، وضع روزگار عوض شد. تعداد درس‎خوانده‎ها زیاد، دسترسی به متخصصان حوزه‎های مختلف و کمک گرفتن ازشان، راحت و اتفاقات و دلیل رخ‎دادن یا ندادن‎شان فهمیدنی‎تر شد. پس حالا طبیعتا برای هر گره و مشکلی، باید سراغ اهلش یعنی مثلا پزشک، روان‎شناس و پلیس را بگیریم، اما همه این کار را نمی‎کنند.

گواهش بی‎شمار کانال و صفحه طالع‎بینی و دعانویسی در فضای مجازی با کلی عضو و طرفدار و فراوان طالع‎بین و دعانویس در کوچه‎پس‌‎کوچه‎ها و خانه‎های قدیمی و آرایشگاه‎ها با کلی مراجعه‎کننده معتقد به آن هاست.  برای سر درآوردن از کار غیب‎گو‌ها یا درست‎ترش مدعیان غیب‎گویی، رفتیم پیش یکی از کارکشته‎های‎شان. خانم دعانویس میان‎سال توی سالن آرایشگاهش، نسخه مشکلات‎مان را پیچید که گزارش مفصل‎اش را در ادامه می‎خوانید.

همچنین با یک کارشناس دینی گفتگو کردیم تا بفهمیم مدعیان عوالم نهانی، اعتبارشان را از کجا به‎دست می‎آورند و منشأ اعتقاد مردم به آن‎ها چیست؟ بدیهی است در این پرونده منظور از دعانویسی و غیب‌گویی و ارتباط با اجنه و… اشاره به افرادی دارد که درصدد سودجویی از مشکلات مردم هستند و بدون علم کافی درباره منابع دعا و… با استفاده از حقه‌ها و ترفند‌هایی قصد سرکیسه کردن مردم را دارند.

دعانویسی در آرایشگاه زنانه

به دوستان، آشنایان و همکارهایم سپرده ‎بودم برایم یک دعانویس خبره پیدا کنند. کلی اسم و نشانی به دستم می‎رسد که یکی‎شان توجهم را بیشتر از همه جلب می‎کند؛ خانمی در سالن آرایشگاهش در یکی از مناطق‎ نسبتا خوب شهر، برای مشتری‎های آشنا و قابل اعتماد دعا می‎نویسد. یک روز بعد از پایان کار می‎روم تا ته‎وتوی ماجرا را دربیاورم. آن‎چه می‎خوانید تجربه یک ساعت حضور من در محضر دعانویسی است که خیلی‎ها معتقدند از او جواب گرفته‎اند.

تسخیر سرنوشت با وِرد و فوت!

ساعت از ۷ بعدازظهر گذشته به آرایشگاه مرموز می‎رسم. از مشتری خبری نیست و خوشحالم که می‎توانم بدون مزاحم کارم را انجام بدهم. با احتیاط به خانم میان‎سالی که پشت میز نشسته ‎‎است، می‎گویم «من مشکلی دارم که گفتن شما می‎تونین حلش کنین»، جواب می‎دهد: «فال قهوه؟» نامطمئن می‌گویم؛ بدجوری به مشکل خورده‎ام و دوستم او را به من معرفی کرده و گفته دعاهایش خیلی عالی است.

اصرارم را که می‎‏بیند با چند سوال مطمئن می‏شود از اتحادیه آرایشگری نیامده‎ام و بالاخره قبول می‎کند. می‎گوید: «خب! خودت میگی مشکلت چیه یا من بگم؟». هیجان‎زده می‎گویم: «شما بگین»، انگار توقع چنین چیزی را نداشته است، جواب می‎دهد: «نه، خیلی بهم فشار میاد»، اصرارم بی‎فایده است. شروع می‎کنم به تعریف یک قصه غیرواقعی سوزناک. بعد از چند دقیقه باور می‎کند، دختر بیچاره‎ای هستم که همیشه کارهایش گره می‎خورد، در مصاحبه حضوری یک شغل خوب رد شده و حالا با آرزوی بازگشت معشوق خیالی‎اش به او امید بسته ‎است. دلش برایم می‎سوزد، تأکید می‎کند: «تو آرایشگاه از این کارا نمی‎کنم. می‎دونی اگه اتحادیه بفهمه، چی می‌شه؟ ولی، چون دختر صاف و ساده‎ای هستی بشین و روتو برگردون!».

آهسته حرف زدن با موجودی که نیست!

صندلی‎ام را برمی‌گردانم و از گوشه آینه روی دیوار چهره‎اش را می‏بینم. یک سررسید و دفترچه روی میز است، چیز‌هایی توی دفترچه می‌نویسد. بعد به یک نقطه خیره می‎شود و می‌پرسد: «کجا می‎خواستی کار کنی؟»، «اونی که دوسش داری رو کیا می‎شناسن؟» «چند وقته با همین؟» و کلی سوال دیگر. جواب‎های پرتی می‎‏دهم، ولی حواسم را جمع می‎کنم که حرف‎هایم یادم نرود، چون بعضی از سوال‎هایش را در فواصل مختلف چندبار تکرار می‎کند تا مطمئن شود دروغ نمی‎بافم. بعد شروع می‏ کند به زمزمه کردن و آهسته حرف زدن با موجودی که من نمی‏بینم، بهش می‌گوید: «خیلی خب، باشه بهش می‌گم»! بعد از چند دقیقه گپ و مشورت با کسی که وجود ندارد، می‎خواهد رویم را برگردانم. در همین لحظه پرده‏ جلوی در ورودی، کنار می‎رود و خانم جوانی با ظاهری مرتب و مستأصل وارد می‌شود. می‎گوید: «کارم خیلی گیره، فال قهوه فوری می‌خوام». خانم آرایشگر که نگران است من سوتی بدهم و لو برود، مشتری را فوری دست به‎سر می‎کند: «فالگیرمون الان نیست، شماره‎شو یادداشت کن و از خودش وقت بگیر». بعد از رفتن او و رفع شدن خطر، با منت بهم یادآوری می‎کند: «خیلی شانس آوردی امروز سرم خلوته. من برای هرکسی این کارو نمی‎کنم، تو جای دخترمی و می‎خوام مشکلت حل بشه». دوباره در قالبش فرو می‎رود و بعد از کمی تمرکز می‎گوید: «اینا دارن می‎گن مادر پسره زیرپاش نشسته که نیاد تو رو بگیره! می‌گن فکرش رو از سرت بیرون کن، چون رفته سراغ یکی دیگه». خنده و تعجبم را کنترل می‎کنم. کمی هم عصبی‎ام که چرا دارم این همه مهمل را درباره ماجرایی الکی و عاشق بی‎وفایی که اصلا وجود ندارد، تحمل می‎کنم.

با لحنی دلسوزانه ادامه می‌دهد: «تعجب نکن، مرد‌ها همین‎اند. امروز عاشق و فردا فارغ» به او می‎گویم: «ما خیلی تو چشم بودیم. نمی‎شه فهمید طلسمی، دعایی چیزی برامون گرفتن یا نه؟» می‎‏گوید: «نه دخترجان. حتی اگه جادوتون هم کرده‎باشن کل‎اش ۴۰ روز دوام داره. اول و آخرش مادرشه که دشمن‎تونه و نمی‎ذاره به هم برسین. قیدشو بزن یکی بهتر میاد سراغت». به آن‎هایی فکر می‎کنم که برای گره‎های مهم زندگی‎شان به کسی اعتماد می‎کنند که به‎راحتی با خالی‎بندی گول می‎خورند.

با ناراحتی می‌پرسم: «یعنی راهی نیست؟ می‌گن قبلا کار خیلی ‏ها رو راه انداختین». خوشحال می‎شود و یکی از تجربه‎های موفقیت‎آمیزش را برایم تعریف می‎کند: «یه خانومی بود که حامله نمی‎شد. دعا بهش دادم، اومد بهم گفت بعد ۱۳ سال باردار شده. الان که دارم می‌گم مو‌های تنم سیخ شده». هاج‎وواج نگاهش می‎کنم. فکر می‎کند مسحورِ توانایی‎اش شده‎ام، ولی درواقع ماتِ این همه دروغ و توهم‎ام.

رفع طلسم با ۵ تا تخم مرغ!

دوباره شروع می‎کند به حرف زدن با موجودی که وجود ندارد و بهش جواب می‎دهد: «خیلی خب! بهش می‌گم». وارد فاز روان‎کاوانه‎ می‎شود:

«ببین، تو یه ترس تو وجودته که باعث می‌شه همیشه ته صف باشی و هیچی نشی؛ ترس از این‎که با طرفت ازدواج نکنی، ترس از این‎که استخدامت نکنن. همین ترس‎هاست که نمی‎ذاره موفق بشی. حالا که این پسره رفته پی یه دختر دیگه تو هم مهرشو از دلت بکن، اما اگه اصرار داری برگرده یه دعای محبت شدید برات می‎نویسم. تا یه هفته بخونش. هر روز برای خودت اسپند با نمک و فلفل دود کن. این وِردی هم که نوشتم به تعداد کلمات ابجدِ اسمت بخون و رو به طرف فوت کن! البته صبر کن، اینا دارن می‏گن هنوز با کسی وارد رابطه عمیق نشده و کار کارِ مادره‎است!» می‎خواهم بدانم دیگر چه ترفندی بلد است که رو نکرده، بهش اصرار می‎کنم هرکار دیگری از دستش برمی‎آید انجام بدهد.

 «برو پنج تا تخم مرغ بخر. زود برگرد تا برات رفع طلسم و جادو کنم. ولی دخترم تو این دوره زمونه که دخترا صد مدل آرایش می‎کنن و به خودشون می‏رسن تو زیادی ساده‏ای. بیا پیش خودم پوستت رو پاک سازی کنم». از پیشنهاد صمیمانه و درواقع بازارگرمی‎اش تشکر می‎کنم. می‎روم و با کیسه تخم‌‎مرغ برمی‌گردم. یکی‌یکی تخم‎مرغ‎ها را برمی‏دارد و به پیشانی، کف دست‎ها و پاهایم می‏کشد. ازم می‎خواهد اسم دوست‎ها و فامیل‎هایم را بگویم. با هر اسم، خطی روی تخم‎مرغ می‎کشد. بعد سکه‎ای روی رأس تخم‎مرغ می‎گذارد، بهم می‎گوید اسم‎هایی را که یک‎بار گفته‎ام تکرار کنم. روی یکی از اسم‎هایی که در دنیای واقعی وجود ندارد، تخم‎مرغ می‎شکند.

هربار این اتفاق تکرار می‎شود. فکر کنم حیرتم را از توی چشم‎هایم می‎خواند که می‎گوید: «الکی که نیست. اگه تونستی تخم‎مرغ رو این‎طوری بشکنی جایزه داری». به‎دلیل اسراف تخم‎مرغ‎ها حرص می‎خورم و با سر حرفش را تأیید می‎کنم. حوصله‎ام سر رفته است و دیگر اسمی به ذهنم نمی‎رسد. شروع می‎کند به پچ‎پچ کردن. با شکستن دو تخم‎مرغ باقی‎مانده، همسایه سمت چپی و کسی که چهارشنبه من را دیده ‎است به چشم زدن و نظر بد داشتن، متهم می‎کند و سر و ته قضیه را هم می‎آورد. مبلغ حق دعا را می‎گیرد، به‎طور تهدیدآمیزی می‎گوید «شماره‎مو داری، ولی اگه جواب نگرفتی، هی زنگ نزنی بگی چرا و چی شد. من دیگه کارمو کردم». /خراسان

این خبر ماجرای صف‌کشیدن مشتریان یک آرایشگاه زنانه برای ارتباط با اجنه مشکل‌گشا! اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

شوخی امین حیایی در «عصر جدید» خبرساز شد

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، ماجرا از این قرار بود که در جریان تعریف مجری برنامه از ماجرای محبوس شدن نوجوان سبزه‌روی چابهاری که چندماهی است با پشتک زدن‌هایش مشهور شده است، حیایی به شوخی گفت، باید انقدر خودش را می‌شسته تا سفید شود!

احسان محمدی با اعتقاد بر اینکه ما نیاز داریم در این زمینه هم به پختگی برسیم، گفت: باید هشدار بدهیم که موضوعی مانند نژادپرستی هم جزو خطوط قرمز است و انتظار می‌رود در برنامه‌های تلویزیونی رعایت شود.

محمدی در این زمینه توضیح داد: ما چون فرصت تعامل و تقابل با نژادهای مختلف را کمتر داشته‌ایم نمی‌توانیم میزان نژادپرستی آن را تایید و یا تکذیب کنیم؛ اینکه اگر در موقعیتی خاص قرار بگیریم، نگاه ما به آن، نژادپرستانه است یا به عنوان یک انسان و شهروند به موضوع نگاه می‌کنیم. چون زمینه محک خوردن این لحظه‌ها به وجود نیامده است؛ من نمی‌توانم با قاطعیت بگویم نژادپرست هستیم یا نه اما نشانه‌های آن را در ایران خیلی پررنگ نمی‌بینم.

وی درباره‌ی حاشیه پیش‌آمده در برنامه «عصر جدید» یادآور شد: مطمئن هستم آقای حیایی به حواشی این ماجرا در فضای مجازی، واکنش نشان می‌دهند و آقای احسان علیخانی هم معمولاً به شبکه‌های اجتماعی خوب واکنش نشان می‌دهد.

وی سپس گفت: انتظار می‌رفت در این برنامه این حساسیت کمی درک شود و این بخش را از برنامه حذف کنند. شاید بخشی از آن به خاطر بی‌تجربگی است. فشار رسانه‌ای را اتفاق خوبی می‌دانم که کارگردان‌ها، تهیه‌کنندگان و ناظران را وادار کند که به مسائلی اینچنین بیشتر حساسیت نشان دهند.

این کارشناس رسانه با بیان اینکه به هیچ وجه نمی‌پذیرد که مردم ایران دیدگاه نژادپرستانه دارند، درعین حال گفت: ما نسبت به این موضوع جهل معنا و واژگان داریم که نمی‌دانیم چه بار معنایی دارد. بازیکن تیم آرسنال برای تیم بوخوم در آلمان بازی می‌کند. ویدئویی از او در تمام دنیا پخش شد که یک نفر به او توهین نژادپرستانه کرده بود. این بازیکن در آن لحظه گریه و زمین بازی را ترک کرد. این ویدئو میلیون‌ها بار در تمام دنیا دیده شد؛ در حالی که نژادپرستی امر بسیار قابل نکوهش است و پیگرد قانونی دارد و طرف را به دادگاه می‌برند و ممکن است شغلش را از دست بدهد.

وی سپس با اشاره به حواشی نژادپرستی در دنیا گفت: در فوتبال اسپانیا در لالیگا دنی آلوز (بازیکن بارسلونا) برای زدن کرنر رفت. یکی از تماشاگران به طرفش موز پرتاب کرد که یک اشاره نژادپرستانه بود. اتفاقاً این بازیکن پوست موز را کند و خورد و خیلی علیه این ماجرا تاختند. در فوتبال انگلستان تا دهه ۷۰ ـ ۸۰ وقتی بازیکنان سیاهپوست صاحب توپ می‌شدند، در ورزشگاه‌ها صدای میمون درمی‌آوردند؛ به دلیل اینکه آنها با کشورهای آسیای شرقی، آمریکای لاتین و سیاهپوست هم‌جوار هستند، به همین دلیل تنش و تضادهای بسیار پیش می‌آید. وقتی که تنش و تضاد پیش می‌آید آن موقع لزوم ایجاد قانون پیش می‌آید و بعد شکستن آن قانون جرم تلقی می‌شود. ما این مساله را نداریم و تا زمانی که به این جزئیات اطلاع پیدا نکنیم به حساسیت آن پی نخواهیم برد.

عیسی اندوی، دروازه‌بان سیاهپوست ذوب آهن بارها مطرح کرد که به او توهین نژادپرستانه می‌شود؛ در حالی که شعاری که تماشاگران می‌دادند نشانه‌ای از قدرت بود. در کشورهای توسعه‌یافته مثل آلمان رفتار نژادپرستی وجود دارد و من نمی‌پذیرم در ایران نشانه‌هایی از آن وجود داشته باشد. گرچه ما دچار توهم از محبوبیت و قدرت ایرانی هستیم که این به تصوری برمی‌گردد که از تاریخ و تمدن چند هزارساله‌مان داریم.

احسان محمدی گفت: اینکه ما بگوییم آقای حیایی رفتار نژادپرستانه‌ای داشته، اینگونه نبوده است؛ چراکه اصولاً ما ایرانی‌ها سفیدپوست نیستیم؛ ایران نژادسفیدپوست ندارد. برخلاف صحبت‌هایی که گفته می‌شود ما در ایران کمتر نشانه‌هایی از نژادپرستی داریم. مهمترین تقابلی که در همه این سال‌ها صورت گرفته است، برخورد با افغان‌ها بوده است که به هر حال یک انزوای تاریخی داریم و کمتر فرصت تعامل با مردم کشورهای دیگر را در درازمدت داریم و آشنا به این مساله نیستیم. در طول این سال‌ها ما حتی با افغان‌هایی که با ما فرهنگ مشترک و زبان مشترک دارند، رفتارهایی داشته‌ایم که می‌شود رگه‌هایی از خودبرتربینی را در آن دید. وقتی می‌گوییم هنر نزد ایرانیان است و بس در این جمله، یک صنعت اغراق و یک خودبرتربینی وجود دارد. اینکه نسبت به حوزه خلیج فارس همیشه از یک منظر بالاتری حرف زده‌ایم. در ادبیات فارسی ما هم این نگاه بالا به پایین وجود داشته اما رفتار ما در این حوزه نژادپرستی نیست بلکه یک نوع خشم است. /ایسنا

این خبر شوخی امین حیایی در «عصر جدید» خبرساز شد اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

ماجرای موجود عجیب در دریاچه ارومیه چه بود؟

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، حجت جباری قره باغ با اشاره به فیلم پخش شده در فضای مجازی، مربوط به وجود موجودی عجیب در دریاچه ارومیه گفت: هیچ گونه موجود زنده‌ای قادر به زندگی در دریاچه ارومیه نیست و در شرایط فعلی آب دریاچه ارومیه فقط آرتمیاارویانا قادر به زندگی است.

وی ادامه داد: شوری دریاچه ارومیه به قدری زیاد است که فقط سخت پوست آرتمیا ارومیانا قادر به زندگی است.

معاون فنی حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی گفت: ما دائماً در حال پایش شرایط زیست محیطی دریاچه ارومیه هستیم و در شرایط کنونی هیچ گونه جانوری زنده در دریاچه ارومیه قادر به رشد و تکثیر نیست.

وی با اشاره به عدم صحت فیلم منتشر شده در فضای مجازی ادامه داد: در فیلم مورد نظر هیچ نشانه مستند و مشخصی از دریاچه ارومیه وجود ندارد و قابل استناد نیست. /ایسنا

این خبر ماجرای موجود عجیب در دریاچه ارومیه چه بود؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

منع مردم از دسترسی به گوگل نتیجه عکس می‌دهد؛ فضای مجازی پادگان نیست

به گزارش بخش فناوری سایت خبرهای فوری، «عبدالله رضیان» عضو کمیسیون صنایع مجلس به دبیر شورای عالی فضای مجازی:

نباید عده‌ای بالا بنشینند و برای مردم نسخه بپیچند چرا که منع کردن مردم از دسترسی‌ها نتیجه عکس می‌دهد. فضای مجازی پادگان نیست که مردم را به خط کنیم.»

مسئولیت ریاست این شورا با رئیس‌جمهور است و باید سیاست‌های کلان فضای مجازی را تعیین و ابلاغ کنند و اینکه دبیر شورای عالی فضای‌ مجازی خودش منتقد اقدامات دستگاه‌های دولتی در حوزه شبکه ملی اطلاعات شده‌، مایه تعجب است. /ایرنا

این خبر منع مردم از دسترسی به گوگل نتیجه عکس می‌دهد؛ فضای مجازی پادگان نیست اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

ماجرای شایعه ممنوعیت بستنی خوردن برای بانوان

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، از شایعه تا واقعیت: همزمان با هفته عفاف و حجاب شایعه‌ای در فضای مجازی به نقل از رئیس بسیج جامعه زنان منتشر شد. منتشر کنندگان مدعی شدند که مینو اصلانی از اجرایی شدن طرح «ممنوعیت خوردن بستنی توسط بانوان در اماکن عمومی» خبر داده است.

اما واقعیت این است که اصلاً چنین موضوعی صحت ندارد و مینو اصلانی، رئیس بسیج جامعه زنان در گفت‌وگویی چنین موضوعی را تکذیب کرد و عنوان کرد: حق پیگرد قانونی این شایعات را برای خود محفوظ می‌دانم.

به نظر می‌رسد همزمان با هفته عفاف و حجاب چنین شایعاتی برای به حاشیه بردن موضوع عفاف و حجاب و با هدف برهم زدن آرامش مردم و افکار عمومی به خصوص زنان جامعه ساخته می‌شود. /فارس

این خبر ماجرای شایعه ممنوعیت بستنی خوردن برای بانوان اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

پشت پرده هشتگ‌های برانداز و تظاهرات سراسری چه گروهی هستند؟ + فیلم

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری، روز گذشته عکس‌هایی از کمپ منافقین در آلبانی منتشر شد که اعضای این گروه ضدانقلاب و تروریستی پشت کامپیوتر، مشغول فعالیت در فضای مجازی برای تاثیرگذاری بر فضای کشور هستند که با واکنش طنز کاربران نیز مواجه شد.

در ماه‌های اخیر چندین هشتگ در فضای مجازی به خصوص توئیتر درباره ایران مشهور شد و توئیت‌های متعدد و فراوانی ذیل این هشتگ‌ها در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.

این هشتگ‌ها شامل #تظاهرات_سراسری، IranRegimeChange# و #براندازم هستند و البته هشتگIraniansSupportTrump# که در ذیل آن تعداد زیادی اکانت فارسی زبان، از ترامپ برای تحریم و یا حمله نظامی به ایران حمایت می‌کنند.

این هشتگ‌ها بیشتر در اغتشاشات دی ماه سال گذشته و همچنین اغتشاشات سال جاری دیده شدند. این هشتگ‌ها در واقع این طور وانمود می‌کردند که اکثریت مردم ایران خواهان براندازی نظام و یا تغییر حکومت در ایران هستند و بدین وسیله به مردم جهان و رسانه‌های بزرگ و کوچک القا می‌شد که این خواسته‌ی مردم ایران است.

  •  اما واقعیت ماجرا

اخیرا شبکه خبری الجزیره انگلیسی گزارشی مستند منتشر کرده که از عملکرد منافقین در فضای مجازی علیه ایران پرده برمی‌دارد. الجزیره در این گزارش مستنداتی را منتشر می‌کند که نشان می‌دهد پس از واگذاری کمپ جدید به منافقین در کشور آلبانی، این محل به یک کارخانه اکانت‌سازی برای فعالیت در فضای مجازی علیه ایران تبدیل شده است.

الجزیره در این مستند، با دو تن از اعضای سابق منافقین که موفق به فرار از کمپ آلبانی شده‌اند، مصاحبه کرده و آنها اطلاعات زیادی از پشت صحنه فعالیت در توئیتر و فضای مجازی را برای اولین بار بازگو کرده‌اند.

این اعضای سابق منافقین، صراحتا اعلام می‌کنند که هشتگ‌های #تظاهرات_سراسری، IranRegimeChange# و #براندازم را برای تاثیرگذاری روی رسانه‌های اصلی و مردم ایران توسط منافقین ساخته شده و آنها موظف بوده‌اند که روزانه طبق دستورالعملی که به آنها داده می‌شود، روی موضوعات مختلف پیرامون این هشتگ‌ها و سایر هشتگ‌ها و کمپین‌های مجازی، علیه ایران فعالیت کنند.

طبق آنچه که این دو عضو فراری منافقین از کمپ آلبانی گفته‌اند، وظیفه این افراد کامنت‌گذاری، ریتوئیت، لایک و . . . بوده تا بدین وسیله هشتگ‌ها در توییتر بالا آمده و ترند شوند، تا از این طریق اولا روی ذهن مردم ایران تاثیر بگذارند و اغتشاشات را مدیریت کنند و سپس در رسانه‌های دنیا و اذهان مردم جهان، مردم ایران را مخالف حکومت مستقر در کشورشان جلوه دهند.



این خبر پشت پرده هشتگ‌های برانداز و تظاهرات سراسری چه گروهی هستند؟ + فیلم اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

کشف جانور عجیب در خانه مرد اندونزیایی + فیلم

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری، در این ویدیو موجودی با اندازه‌ای متوسط با دو بال و چهار شاخک به طول‌های مختلف در حال بالا رفتن از سقف اتاق دیده می‌شود.صاحب این خانه که ویدیو را در فضای مجازی منتشر کرده این موجود را “بیگانه” خوانده است.این مرد اندونزیایی گفته شبی که این ویدیو را ضبط کرده بارانی بوده و او پس از بیدار شدن با این موجود عجیب و غریب روی سقف خانه خود مواجه شده است.



این خبر کشف جانور عجیب در خانه مرد اندونزیایی + فیلم اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

قیمه‌ها را چرا می‌ریزید روی ماست‌ها جناب مهدی هاشمی؟

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، « فضای مجازی جای مسائل مهم و خبرهای سیاسی است نه این خبرهای زرد.» این، فقط همین بخش آخر گفته‌های مهدی هاشمی شاید غافلگیرکننده‌تر از همه شوکی است که خبرهای زندگی خصوصی‌اش در صبح یک روز جمعه، شبکه‌های اجتماعی را درنوردید.

مهدی هاشمی که از «سلطان و شبان» تا «ضدگلوله» با بازی‌هایش کلی خاطره داشته‌ایم و همیشه تا حالا که حوالی ۷۰ سال دارد، زوجش با گلاب آدینه برای‌مان عزیز بوده جمله‌ای گفته و از مردم خواسته در شبکه‌های اجتماعی خبر زرد ازدواج مجددش را پخش نکنند و آن را طوری بی‌اهمیت قلمداد کرده که انگار این مردم بودند که برای تجسس وارد حریم زندگی‌اش شده‌اند.

ماجرا اما درباره او و آنچه خودش گفته تکذیب‌کنندگان یعنی دخترش و خانم آدینه از آن بی‌خبر بوده اند که تکذیبش کرده‌اند، اصلا چیزی نبوده که کسی غیر از خودشان بازش کرده باشد.

آقای هاشمی، زندگی شخصی‌تان حریم بسته و امن خودتان است و اصلا اینکه چه کرده‌اید به هیچ یک از ما ارتباطی ندارد که ما را چه به دانستن اخبار اندرونی‌تان.

قصه شما حتی مثل قصه محمدعلی نجفی و مرحوم میترا استاد هم نیست که کسی عکس‌هایش را لو داده باشد.

وقتی همسر جدیدتان یکباره برای اینکه احتمالا همسر اول‌تان و همه آنهایی که نمی‌دانند، بدانند او کجای زندگی‌تان ایستاده، ویدئویی منتشر می‌کند که می‌داند کل شبکه‌های اجتماعی را درخواهد نوردید، دیگر این مردم نیستند که سرک به زندگی شما می‌کشند یا اخبار زرد را پیگیری می‌کنند. این شما و این همسر محترمتان هستید که همه را به زندگی‌تان فراخوانده‌اید.

این شمایید که هنجارهای اخلاقی جامعه را زیر پا گذاشتید. این شمایید که اگر به ادبیات خودمانی مورد استفاده در ویدئوتان بخواهیم پاسخی برای‌تان داشته باشیم، باید گفت قیمه‌ها را ریخته‌اید روی ماست‌ها! قیمه‌ها را چرا می‌ریزید روی ماست‌ها جناب مهدی هاشمی؟ /خبرآنلاین

این خبر قیمه‌ها را چرا می‌ریزید روی ماست‌ها جناب مهدی هاشمی؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

فحاشی طوسی به یک خبرنگار / زشتی تعابیرغیر قابل باور بود

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، پیرو اخبار ضد و نقیضی که اخیراً در رسانه‌ها درباره بازگشایی مجدد پرونده سعید طوسی به دستور حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی منتشر شد، صبح امروز خبرنگار ایرناپلاس، در تماسی با سعید طوسی در فضای مجازی، از او درخواست مصاحبه جهت بیان توضیحات خود کرد که وی در پاسخ، با رکیک‌ترین الفاظ، خبرنگار ایرناپلاس را مورد فحاشی قرار داد.

زشتی تعابیر استفاده شده به حدی غیرقابل باور بود که سردبیری مجموعه شخصاً برای اطمینان از اینکه شماره در اختیار آقای طوسی است، با آن تماس گرفت. در این تماس اطمینان حاصل شد که شماره متعلق به آقای طوسی است، اما وی به محض مواجه شدن با پرسش سردبیر، اقدام به قطع مکالمه کرد.

گفتنی است، علاوه بر اینکه خبرگزاری ایرنا و شخص خبرنگار، پیگیری حقوقی این موضوع را حق خود می‌دانند، اسناد مربوط به فحاشی‌های رکیک سعید طوسی موجود است که در صورت لزوم منتشر خواهد شد. /انتخاب

این خبر فحاشی طوسی به یک خبرنگار / زشتی تعابیرغیر قابل باور بود اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

ابوالفضل پورعرب با ادبیاتی بی‌پرده بیان داشت؛ ‌سیاستمداران باید از شرم بمیرند

این روزها اکثر چهره‌های سرشناس زبان به اعتراض از اوضاع روز مملکت گشوده اند. ‌برخی از طریق فضای مجازی و برخی دیگر هم در مصاحبه‌ها؛ چرا که احساس می‌کنند به خاطر شهرت و موقعیتی که به واسطه محبوبیت نزد مردم به دست اورده‌اند باید صدای مردم بشوند.

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری به نقل از سینماروزان ابوالفضل پورعرب در گفتگویی صریح با انتقاد از اوضاع اقتصادی مردم گفت: باید از آن روزی ترسید که ماهایی که یک روز گفتیم مرگ بر شاه دوباره به خیابان بریزیم و بگوییم به همه چیز اعتراض داریم!!

پورعرب بیان داشت: صاحبان مملکت باید بفهمند که حال مردم خوب نیست. وقتی می بینیم پدری بجای مرغ مجبور است پای مرغ یا گردن مرغ برای فرزندش بخرد باید از شرم بمیریم! واقعا باید به سیاستمداران بی کفایت گفت بروید و بمیرید!! تا کی؟؟

پورعرب ادامه داد: سالها پیش نخست وزیری به نام امیرعباس هویدا بود که گفت من سیزده سال قیمت کبریت را ثابت نگه داشتم ولی یک نفر ازش نپرسید چطور این کار را کردی؟؟ لااقل رمز و راز ثبات قیمت را از هویدا می پرسیدند و بعد اعدامش میکردند! یا میگفت سالها قیمت خودکار بیک را ثابت نگه داشتم ولی یک نفر نپرسید که چطور توانستی چنین کاری کنی!!؟؟

وی افزود: مسئولان باید تسلط و شناخت بیشتری از حقوق مردم و شیوه ارتباطات بین‌المللی داشته باشند. هر چقدر هم که حقوق ملت را کتمان کنند باز هم مجبور خواهند شد از جایی به بعد آن را به رسمیت بشناسند.

این خبر ابوالفضل پورعرب با ادبیاتی بی‌پرده بیان داشت؛ ‌سیاستمداران باید از شرم بمیرند اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.