«طلاق» و «ازدواج مجدد» را چگونه به فرزندمان توضیح دهیم؟

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، عموما علت مخالفت فرزندان با ازدواج مجدد والدین‌شان را حمایت از والد طرد شده یا آسیب‌دیدگی حس عزت نفس دانست و افزود: مهم‌ترین نگرانی که کودکان در مواجهه با طلاق والدین‌شان دارند این است که تکلیف آنها با ازدواج والدین‌شان چه می‌شود؟

 هر چقدر والدین در این زمینه شفاف‌سازی کنند و فرزندان را از مسائل مربوط به بزرگترها جدا کنند این فرزندان آسیب کمتری را متحمل می‌شوند؛ یعنی والدین به صورت شفاف زمان و علت طلاق خود را با عباراتی مانند «ما همیشه پدر و مادر تو خواهیم ماند اما نمی‌توانیم زن و شوهر خوشحالی در کنار هم باشیم و همین باعث می‌شود خسته‌ات کنیم، به همین دلیل تصمیم گرفتیم زن و شوهر نباشیم و فقط پدر و مادر تو باشیم؛ به این عمل طلاق می‌گویند، اما نه به این معنا که تو خانه نداری، بلکه از این به بعد دارای دو خانه می‌شوی» به فرزندشان توضیح دهند.
وی با اشاره به اینکه والدین باید سعی کنند طلاق‌شان موجب تغییر مکان زندگی فرزندشان نشود، افزود: هر چقدر کودک از محیط خانه، دوستان و مدرسه دور نشود سازگاری بیشتری با این اتفاق دارد.
اویار حسینی در ادامه یادآور شد: معمولا میان زوج‌های ایرانی که قصد طلاق دارند یکی از طرفین تمایلی به این کار ندارد، در این حالت احساس طرد و تحقیر در او باعث می‌شود ذهن فرزندش را به سطل آشغال روانی تبدیل کند که همه بدگویی‌ها و دلایل طلاق‌شان را در آن خالی کند که عموما هضم این رفتار متناسب سن کودک نیست و همین موجب می‌شود والدین جدی‌ترین آسیب را در این زمان به کودک وارد کنند.
بنابر اظهارات این مشاور خانواده، بیشترین سنی که ممکن است افراد در مواجهه با طلاق والدینشان دچار آسیب شوند پیش از دبستان و اوایل دوران بلوغ است، زیرا باتوجه به اینکه در این دو رده سنی به لحاظ شناختی چین و چروک مغز شکل نگرفته و آنها موضوع طلاق والدین‌شان را به شکل دیگری آنالیز می‌کنند؛
به طور مثال یک کودک پیش دبستانی این طور تصور می‌کند که مسئولیت طلاق والدینش با اوست و به دلیل اینکه فرزند بدی بوده یا نتوانسته والدینش را با یکدیگر آشتی دهد آنها تصمیم به جدایی گرفته‌اند، این درحالیست که اواخر نوجوانی حساسیت کمتری درباره ازدواج مجدد والدین وجود دارد.
وی با بیان اینکه فرزندان بر اساس گروه سنی مختلف هیجانات مختلفی نسبت به ازدواج والدین‌شان تجربه می‌کنند، تاکید کرد: چند رفتار والدین در پی ازدواج مجدد اوضاع را تخریب می‌کند، یکی از این اتفاقات آن است که والدی که از سوی همسرش طرد شده با فرزندش درد دل کند، این رفتار اثر مستقیمی بر عزت نفس کودک وارد می‌کند؛ طبق تحقیقات صدماتی که این رفتار بر عزت نفس کودک وارد می‌کند معادل “تجاوز” است
و دومین رفتار اثرگذار آن است که فرزند تصور کند باید مانع طلاق والدینش می‌شده اما نتوانسته، در این حالت آشفتگی به سراغ او می‌آید.
به گفته این مشاور خانواده، پیش شرط ازدواج مجدد موفق آن است که افراد بعد از طلاق مرحله سوگ را طی کرده باشند و مراقب باشند که روابط بر پایه نادرستی شکل نگیرد. یکی از عبارات اشتباهی که والدین در پی ازدواج مجددشان به کار می‌برند آن است که به فرزندشان می‌گویند “می‌خواهیم برای تو پدر یا مادر جدید بیاوریم، این عبارت بسیار نامناسب است، چراکه کودک خود دارای پدر و مادر است و همین عبارت باعث گارد گرفتن اولیه او در برابر همسر جدید پدر یا مادرش می‌شود. صحیح‌ترین عبارتی که می‌توان به این کودک گفت آن است که «پدر یا مادرت با فرد جدیدی ازدواج می‌کند».
اویار حسینی با بیان اینکه کودکان در ازدواج مجدد والدین‌شان رفتارهای مختلفی از خود بروز می‌دهند، گفت: والدینی که قصد ازدواج مجدد دارند اگر کودک‌شان در مواجهه با همسر جدید پدر یا مادرش احساس دلبستگی، امنیت و تکیه‌گاه را داشته باشد، ارتباط دوستانه‌ای شکل می‌گیرد؛
این در حالیست که مواجهه یک نوجوان با ازدواج مجدد والدین، علاوه بر این که فرد باید دلبستگی امنی را احساس کند باید اختلاف سنی زیادی میان آنها وجود نداشته باشد. ممکن است نوجوان به دلیل اینکه بخواهد از والدش انتقام‌گیری کند یا قصد جلب توجه داشته باشد به ضلع سوم این ازدواج تبدیل شود و چالش‌هایی را برای این زوج ایجاد کند،
لذا برای اینکه فرزند قبول کند که فرد جدید، همسر پدر یا مادر اوست باید به آنها توضیح داد که مسائل و تصمیمات مهم زندگی بر عهده پدر و مادر است و همسر پدر یا مادر تنها در بخش‌های فیزیکی مانند لباس، پوشاک و مسکن کمک می‌کنند؛ جا انداختن این طرز تفکر می‌تواند از بسیاری از مسائل و مشکلات ازدواج مجدد جلوگیری کند.
این مشاور خانواده در ادامه با بیان اینکه واژه “نامادری” در جامعه بار معنایی جالبی ندارد به طوریکه اگر مادر فرزندش را تنبیه کند یا کتک بزند می‌گویند مادر است و تربیت فرزند بر عهده اوست، اما اگر همین رفتار از سوی نامادری بروز یابد از او به عنوان “نامادر” یاد می‌شود، گفت: به همین دلیل توصیه می‌شود که این دسته از زوجین پس از شروع زندگی جدید دو سال ابتدایی زندگی خود را تحت نظر روانشناس کودک و نوجوان و زوج درمانگر باشند تا پایه‌های زندگی به درستی شکل گیرد و مرزها برای فرزند شفاف شود. زمانی که شروع زندگی جدید والدین هم از سوی خانواده و هم از سوی روانشناس به تایید رسید باید به مرور کودک را با همسر جدید پدر یا مادر آشنا کرد.  /عصرایران

این خبر «طلاق» و «ازدواج مجدد» را چگونه به فرزندمان توضیح دهیم؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

پژوهش های جالب درباره آثار طلاق بر کودکان: از تصورات غالب تا واقعیت های علمی (+ ۱۰ توصیه کاربردی برای والدینی که از هم جدا شده اند)

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، بزرگترین چالش پیش روی این والدین، معمولا نگرانی در خصوص سلامت روانی فرزندان در گذر از این دوران روحی سخت است. برخی اوقات ترس از آسیب به کودک تا جایی پیش می رود که والدین به زندگی تحت شرایط ناخوشایند و با وجود عدم میل قلبی خود ادامه می دهند. آنها تصور می کنند که با این نوع فداکاری، فرزندشان را از ضرر و زیان طلاق در امان نگاه خواهند داشت.

اما تحقیقات علمی ثابت کرده است که واقعیت با آن چه که ما فکر می کنیم تا اندازه زیادی تفاوت دارد. در واقع تنها درصد کمی از کودکانی که والدین آنها از یکدیگر جدا می شوند، با مشکلات روحی، اجتماعی و رفتاری جدی چه در همان سنین خردسالی و چه در دوران بزرگسالی مواجه خواهند شد. باتوجه به نکات عنوان شده، در ادامه نگاهی دقیق تر به تاثیر طلاق بر زندگی فرزندان و آثار بالقوه آسیب رسان آن خواهیم داشت.

اما تحقیقات علمی ثابت کرده است که واقعیت با آن چه که ما فکر می کنیم تا اندازه زیادی تفاوت دارد. در واقع تنها درصد کمی از کودکانی که والدین آنها از یکدیگر جدا می شوند، با مشکلات روحی، اجتماعی و رفتاری جدی چه در همان سنین خردسالی و چه در دوران بزرگسالی مواجه خواهند شد. باتوجه به نکات عنوان شده، در ادامه نگاهی دقیق تر به تاثیر طلاق بر زندگی فرزندان و آثار بالقوه آسیب رسان آن خواهیم داشت.

بازیابی سریع

جدایی والدین از یکدیگر، بیشترین میزان تاثیرات را در کوتاه مدت بر کودکان به جای می گذارد. اما تحقیقات نشان داده اند که فرزندان به خصوص هرچه سن کمتری در زمان طلاق داشته باشند، با سرعت بیشتری وارد مرحله بازیابی روحی روانی خود خواهند شد.

در سال ۲۰۰۲ مطالعه ای توسط E. Mavis Hetherington استاد بازنشسته روانشناسی از دانشگاه ویرجینیا و همکاران وی انجام شد که نتایج جالبی را به همراه داشت. طبق این پژوهش کودکان در کوتاه مدت، با عوارض مختلفی همچون اضطراب، خشم، شوک و حتی بی اعتمادی رو به رو می شوند. اما تمام این عواطف منفی ظرف مدت یک سال نخست جدایی از بین خواهد رفت. تنها درصد بسیار پایینی از کودکان به صورت طولانی مدت با این عوارض ناخواسته درگیر خواهند بود.

تعداد قابل توجهی از کودکانی که طلاق والدین خود را تجربه کرده اند، در دراز مدت چه از نظر تحصیلی و چه اجتماعی موفقیت های زیادی را به دست می آورند. Paul R. Amato جامعه شناس دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، طی یک بررسی کمّی در سال ۲۰۰۱ تاثیرات احتمالی طلاق بر کودکان ظرف گذشت چندین سال پس از جدایی والدین را مورد مطالعه قرار داد.
در این پژوهش کودکان خانواده هایی که با یکدیگر زندگی می کنند و کودکانی که تجربه طلاق را داشته اند، در سنین مختلف مقایسه شدند. 

محققان کودکان شرکت کننده را در دوران خردسالی و نوجوانی از نظر دستاوردهای آکادمیک، مشکلات رفتاری و عاطفی، آمار بزهکاری و روابط اجتماعی مورد پیگیری قرار دادند. به طور میانگین تفاوت نامحسوسی میان هر یک از دو گروه فوق از نظر فاکتورهای نام برده رویت شد. همچنین مشخص شده است که درگیری میان والدین چه در دورانی که تصمیم جدایی گرفته شده است و چه پس از آن، می تواند قابلیت خود تنظیمی فرزند را تا اندازه زیادی تضعیف کند و باعث شود آنها دیرتر خود را با شرایط جدید وفق دهند و به آرامش برسند.

Hetherington و همکاران در مطالعه ای دیگر که مربوط به سال ۱۹۸۵ می شود، توصیه کردند که در صورت تصمیم گیری والدین برای جدایی از هم، موضوع بسیار قبل تر با فرزندان در میان گذاشته شود تا پیشگیری حداکثری از آثار منفی طلاق به عمل آید.

نگرانی ها

علاوه بر موارد فوق، طلاق والدین می تواند منجر به مشکلاتی شود که تا اواخر دوران نوجوانی و ورود به بزرگسالی خود را نشان نمی دهند. با این حال Judith Wallerstein از دانشگاه کالیفرنیا در کتابی تحت عنوان “میراث غیر منتظره طلاق: یک مطالعه اختصاصی ۲۵ ساله” در سال ۲۰۰۰، اثرات دراز مدت جدایی والدین بر مشکلات ارتباطی فرزندان و ابتلا به افسردگی در دوران بزرگسالی آنها را مورد مطالعه قرار داد. در این مطالعه و شمار زیادی از تحقیقات دیگر نیز مشخص شد که طلاق لزوما به معنای بسته شدن دفتر زندگی کودک و عدم موفقیت وی در آینده نخواهد بود.

Hetherington  و نویسنده همراه وی در سال ۲۰۰۲ در کتاب “بهتر یا بدتر: طلاق تجدید نظر شده است“، مطالعه ای ۲۵ ساله را توضیح می دهد که در آن دو گروه از کودکان (خانواده هایی که کنار یکدیگر زندگی می کنند و آنهایی که از هم جدا شده اند) شرکت داشتند. مشخص شد که ۲۵ درصد از بزرگسالانی که والدین آنها از یکدیگر طلاق گرفته بودند، با مشکلات جدی اجتماعی، عاطفی و روانشناختی دست و پنجه نرم می کردند. همین آمار در گروه مقابل ۱۰ درصد بوده است. یافته های این بررسی نشان دادند که تفاوت میان دو گروه تنها ۱۵ درصد است و همچنان معلوم نیست که این تفاوت ناشی از طلاق بوده و یا به دلایل دیگری همچون استراتژی های نامناسب تربیتی رخ داده است.

Joan B. Kelly از دانشگاه ویرجینیا در یک مطالعه مروری مربوط به سال ۲۰۰۳، نشان داد که عمده ترین مشکل کودکان در دوران بزرگسالی به دنبال جدایی والدین، مهارت های اجتماعی ضعیف است. شمار زیادی از این کودکان قادر به برقراری روابط سالم با هم سن و سالان خود و روابط صمیمی با جنس مخالف در بزرگسالی نبودند. این در حالی است که مقایسه صورت گرفته بین مابقی عوارض طلاق، تفاوت فاحشی را نشان نداده است.

بدین ترتیب می توان گفت که بزرگترین نگرانی والدین، تاثیر طلاق بر مهارت های اجتماعی فرزندان خواهد بود که باید به درستی مدیریت شود. از طرف دیگر خلق و خوی منحصر به فرد هر کودک نیز در سطح مقاومت وی نسبت به پذیرش جدایی والدین اثرگذار خواهد بود. برای مثال بچه هایی که خلق و خوی آسان گیر و گذرا دارند، تمایل کمتری به مقابله و درگیری با عوارض روحی- روانی مختلف نشان می دهند. در مقابل کودکانی که شخصیت های مستقل تر دارند و مهارت حل مسئله آنها قوی است، به احتمال بالا مقاومت بیشتری از خود بروز خواهند داد و به راحتی کمک اطرافیان را نمی پذیرند. 


توصیه های کاربردی برای والدینی که از هم جدا شده اند:

۱ – بدیهی است که همیشه اولین توصیه این است که تا حد امکان از طلاق خودداری کنید ولی این بدان معنا نیست که خود و فرزندان تان در یک جهنم دائمی زندگی کنید. گاهی طلاق لازم است و از این بابت احساس گناه نکنید.

۲ – درگیر عبارت غیر علمی “بچه های طلاق” نشوید. “بچه های طلاق” وجود خارجی ندارند، همه بچه ها، “بچه های ازدواج” هستند و بعد از طلاق نیز همچنان بچه های ازدواج هستند.

۳ – نگرانی هایی که به طور سنتی به ما رسیده، عمدتاً نادرست هستند و اکثر کودکان می توانند بعد از دوران گذر به زندگی عادی برگردند و به رشد روحی و جسمی خود به طور عادی ادامه دهند. اگر بیش از حد نگران بچه ها باشید، خودتان را از بین می برید و اگر خودتان آسیب ببینید، نمی توانید والد خوب و سرزنده ای برای بچه ها باشید.

۴ – در ماه های اول طلاق، بچه ها دلگیر هستند و بهانه گیری می کنند؛ کنترل خودتان را از دست ندهید و بدانید این دوره به زودی خواهد گذشت. درک شان کنید و برنامه هایی برای تنوع بخشی در زندگی شان ایجاد کنید تا فکرشان کمتر درگیر ماجرای طلاق باشد مانند فرستادن آنها به کلاس های ورزشی، موسیقی، مهد کودک، سفر و … .

۵ – برای کاستن از تنش بچه ها، آنها را از دیدارهای منظم با والد دیگر مطمئن کنید.

۶ – از آنجا که نمی توان اثر منفی طلاق بر کودکان را انکار کرد (همانگونه که نمی توان در این باره مبالغه کرد)، وقت، انرژی و دقت بیشتری روی تربیت و ایجاد روابط صمیمانه و دوستانه با بچه ها و به ویژه هم صحبتی با آنها داشته باشید تا بتوانید اثرات منفی را به حداقل برسانید.

۷ – کودکان را هرگز از دیدار فامیل والد دیگر محروم نکنید. هر کودکی دوست دارد با دایی، عمو، عمه و خاله و فرزندان آنها رابطه دوستانه داشته باشد. توصیه جدی می شود که اگر کودک پدر بزرگ و مادر بزرگ دارد مدام آنها را ببیند چرا که تحقیقات نشان داده اند ملاقات منظم با پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها میزان افسردگی در کودکان را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد.

۸ – بعد از طلاق، به تنش و درگیری با همسر سابق تان ادامه ندهید چون این روند باعث تاخیر در روند عادی شدن زندگی کودکان می شود. همچنین علیه والد دیگر حرف نزنید تا ذهن کودک مغشوش نشود. به فرزندتان بگویید که همسر سابق تان پدر/مادر خوبی برای تو هست.

۹ – ممکن است فرزندان شما به ویژه اگر در دوران نوجوانی هستند، روابط صمیمانه تری با دوستان خود بنا نهند. اصل موضوع خوب است ولی دقت کنید که دچار روابط ناسالم با افراد نامناسب نشود.

۱۰ – و نهایتاً درگیر توهم همه چیز دانی نشوید و حتماً از راهنمایی هایی مشاوران متخصص و مجرب برای تربیت کودکان و حل مشکلات احتمالی کمک بگیرید و در این باره مطالعه کنید. یادتان باشد که کودکان در طلاق شما بی تقصیرند و همه مسؤولیت ها متوجه شماست.

این خبر پژوهش های جالب درباره آثار طلاق بر کودکان: از تصورات غالب تا واقعیت های علمی (+ ۱۰ توصیه کاربردی برای والدینی که از هم جدا شده اند) اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

رهبر انقلاب در دیدار جمعی از زوج‌های جوان: شکرگزار نعمت ازدواج باشید/افزایش فرزند باید به‌صورت یک فرهنگ درآید

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، به نقل از دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، متن فرمایشات رهبر انقلاب در این دیدار که در فروردین ماه سال جاری و در مشهد مقدس برگزار شده، به‌شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

یک جمله‌ای من عرض کنم؛ اوّلاً نعمت ازدواج  ــ چه برای پسر، چه برای دختر ــ نعمت بزرگی است که خیلی‌ها توجّه ندارند. اینکه خدای متعال به شما توفیق بدهد و کمک کند که همسر خوبی پیدا کنید، یکی از بزرگ‌ترین نعمتهای الهی است؛ این نعمت را باید شکر بکنید. شکر این نعمت هم به این است که آن شکلی را که خدای متعال برای خانواده‌ها، برای زن، برای شوهر تعیین کرده و اخلاق خانوادگی‌ای را که در اسلام مقرّر شده، به‌طور کامل رعایت کنید. و قدر این زندگی را بدانید؛ سعی کنید ان‌شاءاللّه هرچه بیشتر این زندگی را اسلامی کنید، این یک نکته است.

مطلب دوم؛ این حدیثی که من خواندم از قول پیغمبر اکرم(ص) که «تَناکَحوا تَناسَلوا تَکثُروا»(۱)، خدای متعال از مسلمانها خواسته که زیاد بشوند، افزایش پیدا کنند، واقعاً هم این جور است که اگر چنانچه عدد ملّت مسلمان ــ حالا در یک کشور اسلامی مثل کشور ایران یا در فضای اسلامی مثل امّت اسلامی ــ زیاد باشد، این زمینه و امکان برای رشد و تعالی در آنها وجود دارد؛ یعنی وقتی که عدّه زیاد است، افراد صالح در آن قهراً زیادترند، توانایی‌ها قهراً بیشتر است، نیروی انسانی قهراً  راقی‌تر(۲) است؛ این چون طبیعی است اگر چنانچه جمعیّت زیاد باشد. جمعیّت کم، مقهور(۳) واقع می‌شود. امروز در دنیا آن کشورهایی که جمعیّت‌های زیادی دارند، به‌برکت آن به خیلی امکانات دست یافته‌اند؛ چین یک نمونه‌ است، هند یک نمونه‌ است؛ با اینکه مشکلاتی هم دارند امّا در عین حال خود این جمعیّت زیاد به‌عنوان یک ارزش اجتماعی، ارزش سیاسی، یک ارزش بین‌المللی برای آنها توانسته موفّقیّتهایی را به‌وجود بیاورد، بنا بر این نسل باید افزایش پیدا کند؛ این‌که من تکرار می‌کنم، تأکید می‌کنم، به‌خاطر این است.

و البتّه امروز در کشور ما مردم گوش می‌کنند، حرفی ندارند؛ آن کسانی که این حرف به آنها می‌رسد، حرفی ندارند و گوش می‌کنند منتها مسئولینی که بایستی عملاً دنبال کنند و زمینه‌ها را فراهم کنند، آن کار لازم را انجام نمی‌دهند. البتّه مسئولین [رده] بالا می‌گویند “قبول داریم امّا مسئولین میانی درست عمل نمی‌کنند”؛ به هر حال افزایش فرزند باید به‌صورت یک فرهنگ دربیاید. شما ببینید، در بعضی از کشورهای غربی ــ مثلاً در آمریکا ــ خانواده‌ای پانزده تا بچّه دارند، بیست تا بچّه دارند و از این قبیل، تشویق [هم] می‌شوند و هیچ کس مذمّتشان نمی‌کند. امّا نوبت به کشور ما که می‌رسد، این طرف قضیّه تشویق می‌شود، [یعنی] کم‌فرزندی و مانند اینها، بنابراین این هم یک نکته است که ان‌شاءاللّه باید مورد توجّه باشد.

نکته‌ی آخر این است که زن و شوهر در صراط حق و راه حق به همدیگر کمک کنید. زن می‌تواند کمک کند به شوهرش برای اینکه در صراط حق پایدار باشد، ثابت‌قدم باشد و پیش برود؛ مرد می‌تواند همین کمک را به زن بکند. مثل دو شریک، مثل دو هم‌سنگر با هم زندگی کنید. عملاً، هم در شریعت، هم در واقعیّت خارجی، زن و شوهر نزدیک‌ترین افراد به هم هستند؛ هرچه می‌توانید صمیمیّت را، صفا را، محبّت را بین خودتان افزایش بدهید. محبّت مایه‌ی اصلیِ زندگیِ شیرین خانوادگی است؛ سعی کنید محبّت را روز‌به‌روز افزایش بدهید که به‌دست خود انسان هم هست و انسان می‌تواند این کار را بکند.

ان‌شاءاللّه که خداوند بر شما مبارک کند به‌برکت این بقعه‌ی مبارک امام رضا و این ایّام متبرّک و مبارک.

۱) جامع‌الاخبار، ص ۱۰۱

۲) ترقّی‌کننده

۳) مغلوب، شکست‌خورده».

این خبر رهبر انقلاب در دیدار جمعی از زوج‌های جوان: شکرگزار نعمت ازدواج باشید/افزایش فرزند باید به‌صورت یک فرهنگ درآید اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

دیدار پس از ٧ سال در ترمینال جنوب

به گزارش بخش حوادث سایت خبرهای فوری، تصویر مبهمی از مادرش در ذهنش مانده بود. خیلی کوچک بود که او را از مادرش جدا کردند و ٧‌ سال تمام با پدر و خواهر ناتنی‌اش آواره و سرگردان بود. در تمام این سال‌ها دلش پیش مادرش بود. با این‌که هر چه بزرگتر می‌شد، یاد و تصویر مادرش از ذهنش فاصله می‌گرفت، باز هم آرزو داشت فقط یک بار مادر را در آغوش بگیرد؛ تا این‌که بالاخره مامور کلانتری ٢٠٨ ترمینال جنوب به این دوری ٧ ساله پایان داد. علی و مادرش همدیگر را پیدا کردند، دوری به سر رسید و این مادر و پسر صبح دیروز زندگی تازه‌ای را در کنار هم آغاز کردند. علی بعد از چندین‌ سال دوری، سرنوشتش این‌بار جور دیگری رقم خورد و رفت تا با مادری که همیشه یاد او را در دلش زنده نگه داشته بود، زندگی تازه‌ای را شروع کند. مادر و پسری که صبح دیروز در ترمینال جنوب تهران شادترین لحظه زندگی‌شان را ثبت کردند و همدیگر را در آغوش گرفتند. با اعلام این خبر از سوی سرهنگ دوستعلی جلیلیان، سر کلانتر هفتم پلیس پیشگیری پایتخت، خبرنگار  توانست با مادر و این پسر و پلیس زنی که نجات‌بخش بود، صحبت کند. مادر علی که از صدایش هم شوق و خوشحالی نمایان است، ماجرای این ٧‌ سال دوری را روایت کرد:

 دقیقا چه زمانی از پسرتان دور شدید؟

٧‌ سال پیش بود؛ سه روز مانده به تمام‌شدن تعطیلات عید نوروز پسرم را از دست دادم و دیگر او را ندیدم.

چه شد که از او جدا شدید؟

شوهرم این کار را کرد. او کلاهبرداری کرده بود و من نمی‌دانستم. شب عید بود که برای سفر از نیشابور به تهران آمدیم. همان‌جا   اعتراف کرد و به من گفت که به خاطر کلاهبرداری دیگر نمی‌تواند به نیشابور برگردد؛ شوکه شدم. از آن‌جا که قبل از آن هم خیلی از این شهر به آن شهر می‌رفتیم و مرا مجبور می‌کرد در شهرهای مختلف زندگی کنم، این‌بار در مقابلش ایستادم و گفتم من در تهران نمی‌مانم. از آوارگی خسته شدم. نمی‌توانم با یک کلاهبردار زندگی کنم. گفتم بچه‌ام را برمی‌دارم و به نیشابور می‌روم. گفت حق نداری پسرم را با خودت ببری. آن زمان علی دو سال و نیمه بود. هر کاری کردم، اجازه نداد پسرم را با خودم ببرم. من هم با خودم گفتم شوهرم نمی‌تواند حتی یک روز هم از پس نگهداری علی بر بیاید. برای همین اگر بروم او هم خیلی زود پیش من برمی‌گردد به همین دلیل خودم به نیشابور برگشتم ولی از فردای همان روز دیگر نه علی را دیدم و نه شوهرم را؛ گوشی‌اش را خاموش کرد و دیگر هیچ‌وقت آنها را پیدا نکردم.

شوهرت چطور کلاهبرداری می‌کرد؟

خودروهای مختلف را به چند نفر می‌فروخت و مرتب هم محل زندگی‌مان را تغییر می‌داد.

شما علت این‌جا به‌جایی‌ها را نمی‌پرسیدید؟

می‌گفت به خاطر کارم مجبورم به شهرهای مختلف بروم. وقتی بیشتر پرس‌وجو می‌کردم، می‌گفت تو در کارهای من دخالت نکن.

در این مدت ٧‌ سال چطور نتوانستید که پسرتان را پیدا کنید؟

شوهرم گوشی‌اش را خاموش کرد؛ مثل همیشه جا و مکان درست‌وحسابی هم نداشت. هر چه التماس فامیل‌ها و بستگانش را می‌کردم، فایده‌ای نداشت؛ هیچ‌کس جایش را به من نمی‌گفت. همه می‌گفتند خبری از شوهرم ندارند. خدا می‌داند در این مدت چقدر تلاش کردم ولی فایده‌ای نداشت.

چطور پسرتان را پیدا کردید؟

چهارشنبه ظهر بود که تلفنم زنگ خورد. خانمی پشت خط بود، گفت از کلانتری ترمینال جنوب در تهران تماس می‌گیرد. اسم و فامیلم را گفت و از من پرسید آیا علی را می‌شناسم. با هیجان گفتم بله مادرش هستم. وقتی گفت که پسرم پیش او است و من باید او را پیش خودم بیاورم از خوشحالی نزدیک بود بیهوش شوم. آن پلیس زن بهترین خبر دنیا را به من داد و وقتی فهمیدم چطور برای پیداکردن من تلاش کرده است، واقعا دوست داشتم که دستش را ببوسم. بلافاصله به تهران رفتم و پسرم را دیدم.

وقتی پسرتان را دیدید، چه احساسی داشتید؟

بزرگ شده بود؛ اما صورتش همان صورت بچگی‌هایش بود؛ حالا دیگر هیچ چیز از خدا نمی‌خواهم.

فقط همین یک فرزند را دارید؟

نه من زمانی که با شوهرم ازدواج کردم، یک دختر داشتم که الان ٢٠ ساله است. اتفاقا شوهرم هم یک دختر داشت که الان ١۶ ساله است.

از هیچ تلاشی برای پیدا کردن مادر دریغ نکردم

تمام تلاشش را برای پیداکردن مادر علی کرد؛ پسر ٩ ساله‌ای که به همراه خواهر نوجوانش در ترمینال جنوب سرگردان شده بودند. سروان بوداغی از کلانتری ٢٠٨ ترمینال جنوب و سرکلانتری هفتم پلیس پایتخت، پلیس زنی بود که بعد از دیدن علی و خواهر ناتنی‌اش به هر دری زد تا آنها را به مادرشان برساند. مادر علی را پیدا کرد، ولی هنوز خبری از خانواده دختر ١۶ ساله ندارد. دو خواهر و برادری که بعد از دستگیرشدن پدرشان، در شیراز آواره و سرگردان شدند و هر دو با یک اتوبوس راهی سرنوشتی متفاوت در تهران شدند. سروان بوداغی ماجرای این پرونده را روایت کرد:

چه شد که با علی و خواهرش آشنا شدید؟

این پسر ٩ ساله و دختر ١۶ ساله هر دو در ترمینال جنوب بودند. اول مرداد ماه ساعت ۶ صبح بود که این دو نفر به کلانتری ترمینال جنوب آمدند. گفتند پدرشان دستگیر شده و خودشان هم کسی را ندارند که نزدش بروند. از هر دو پرسیدم مادرتان کجاست؟ هیچ‌کدام از مادرشان خبر نداشتند. علی می‌گفت که سال‌هاست از مادرش دور است و با پدرش زندگی می‌کند، دختر ١۶ ساله هم همین‌طور. آن‌جا بود که تصمیم گرفتم مادر هر دو را پیدا کنم.

 چطور مادر علی را پیدا کردید؟

در ابتدا با آنها کمی صحبت کردم، حال روحی خوبی نداشتند و می‌گفتند در این مدت همیشه یا در خودرو و یا در خانه‌های اجاره‌ای مختلف زندگی می‌کردند. علی بیشتر مشتاق بود تا مادرش را ببیند به مادربزرگ‌شان زنگ زدم، ولی او گفت مشکلات فراوانی دارد و نمی‌تواند بچه‌ها را پیش خودش ببرد. با امتناع مادربزرگ از پذیرش نوه‌اش، پسر نوجوان و خواهرش به بهزیستی تحویل داده شدند و همزمان پرونده تشکیل‌شده برای این فرد به دایره مددکاری کلانتری ترمینال جنوب ارجاع شد. به هر طریقی بود کسی را پیدا کردم که مادر علی را می‌شناخت اما قرار شد نامش فاش نشود. او بود که مرا راهنمایی کرد و درنهایت مادر علی را پیدا کردم. وقتی تماس گرفتم خیلی خوشحال شد. در همین راستا صبح دیروز این پسر از بهزیستی ترخیص و پس از ٧ سال دوری اجباری به مادرش تحویل داده شد.

وضعیت خواهر علی چطور است؟

او همچنان در بهزیستی است؛ اصلا مادرش را نمی‌شناسد و احساسی هم به او ندارد ولی بدش نمی‌آید که مادرش را پیدا کند. دارم تلاش می‌کنم تا مادر او را هم پیدا کنم. امیدوارم این دختر هم به‌زودی به مادرش برسد.

می‌ترسم دوباره مرا از مادرم جدا کنند

علی پسرک ٩ ساله که حالا مرتب می‌خندد، دوست ندارد لحظه‌ای از مادرش جدا شود. او درباره سال‌های ‏دور از مادرش می‌گوید: «در این سال‌ها با پدرم زندگی می‌کردیم. من و خواهر ناتنی‌ام. گاهی ‏اوقات روزها و شب‌ها در خودرو زندگی می‌کردیم. پدرم یک جا نمی‌ماند. گاهی وقت‌ها برای یک ماه یا دو ‏ماه خانه‌ای مبله اجاره می‌کرد و ما آن‌جا می‌ماندیم. در این مدت نه مدرسه می‌رفتیم و نه کسی را می‌‏دیدیم. من تصویر مبهمی از مادرم در ذهنم مانده بود، ولی خیلی دوست داشتم او را از نزدیک ببینم. تا این‌که ‏دو سه هفته قبل از این‌که به تهران بیاییم، پدرم دستگیر شد. آن زمان شیراز در یک خانه اجاره‌ای بودیم. دو ‏سه هفته با ١٠٠‌هزار تومان پول به همراه خواهرم زندگی کردیم. ولی تصمیم گرفتیم به تهران بیاییم تا شاید ‏بتوانیم پیش یکی از بستگانمان برویم. به سراغ دوست پدرم رفتیم. او برایمان بلیت خرید و ما با اتوبوس به ‏تهران آمدیم. در ترمینال جنوب بود که یک مامور مرد ما را دید. ما به کلانتری رفتیم. یک پلیس زن به ‏سراغمان آمد. خیلی مهربان بود و سعی کرد کمکمان کند. من گفتم که دوست دارم مادرم را ببینم. او هم ‏مادرم را پیدا کرد. وقتی گفت مادرت پیدا شده، باور نمی‌کردم. بالاخره او را دیدم و حالا هم خیلی خوشحالم. ‏دلم نمی‌خواهد لحظه‌ای از مادرم جدا شوم. مرتب می‌ترسم که دوباره مرا از او جدا کنند. دوست دارم تا ‏آخر عمر در کنار مادرم بمانم. البته دلم برای خواهر ناتنی‌ام هم تنگ می‌شود و دوست دارم او را هم ببینم. ‏امیدوارم او هم به مادرش برسد.»‏ /روزنامه شهروند

این خبر دیدار پس از ٧ سال در ترمینال جنوب اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

آشنایی با خانواده ١٨ نفره روحانی ٣٧ ساله

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، درباره حجت‌الاسلام محمدمسلم وافی یزدی صحبت می‌کنم؛ پدر پرجمعیت‌ترین خانواده‌ جوان ایرانی. محمدمسلم پانزده‌ سال داشت که با همسرش که یک‌سال‌ونیم با او تفاوت سنی دارد، ازدواج کرد. حالا از این زندگی ٢٢‌ سال گذشته و محمدمسلم با صدای بلند و محکم می‌گوید: «من پدر ١٢ فرزند هستم».

بله شاید برای برخی از ما عجیب به نظر بیاید؛ اما پدر پرجمعیت‌ترین خانواده‌ جوان ‌ایرانی از شیوه زندگی خود دفاع می‌کند و معتقد است: «فرزندان هدیه‌ای از سوی خداوند هستند».

او در گفت‌وگو خود را با داشتن این تعداد فرزند خوشبخت معرفی می‌کند  و از ازدواج دیرهنگام انتقاد می‌کند. آن‌چه در ادامه می‌آید، شرحی از این گفت‌وگو است.

 شما پدر چند فرزند هستید؟

من «محمدمسلم» پدرِ ١٢ فرزند هستم. ١١ فرزندم به دنیا آمده‌اند و دوازدهمی نیز در راه است.

 نام فرزندانتان چیست؟

هفت دختر و چهار پسر به نام‌های مطهره، محدثه، مهدی، مهدیه، کوثر، ابوالفضل، فاطمه، زینب، معصومه، جواد دارم. همه بچه‌ها در رشته‌های مختلف ورزشی، هنری و درسی جزو ممتازان شهر و استان هستند.

 ظاهرا اسم یکی‌ از پسرها جا اُفتاد؟

بله؛ عباس.

 چند ‌سال دارید؟

٣٧ سال؛ من‌ متولد سال ۶٠ هستم.

 نخستین فرزندتان در چند سالگی به دنیا آمد؟

در روزهای پایانی پانزده سالگی‌ام فرزند اول من به دنیا آمد.

 فاصله سنی شما با همسرتان چقدر است؟

همسرم یک‌سال‌ونیم از من کوچک‌تر است.

 فرزند دوقلو هم‌ دارید؟

خیر؛ شاید باورش سخت باشد اما همسرم با وجود ١٢  فرزند، هنوز آرزوی داشتن فرزند دو قلو را دارد.

 مشکل مالی ندارید؟

مردم مشکل خرج ندارند، مشکل مردم برج است. برج مردم بالاست؛ برج یعنی خرج اضافه.
انسانی که درست خرج کند و مسائل شرعی مانند خمس و زکات را هم رعایت کنند، خدا به زندگی‌اش برکت می‌دهد. اگر منظور از مشکل مالی خرید تلویزیون ١۵ میلیونی است، ما نمی‌توانیم چنین تلویزیونی تهیه کنیم. به همین جهت ما سعی می‌کنیم که لوازم و اسباب ضروری را فراهم کنیم. یک مثال از معصومان با چنین تعبیری نقل شده است که خداوند در گوسفند برکت قرار داد. چگونه؟ گوسفند سالی یک یا دو بره می‌زاید، در مقابل سگ هر بار که تولید مثل می‌کند، چندین توله به دنیا می‌آورد؛ ولی می‌بینیم که گله گوسفند وجود دارد اما گله سگ وجود ندارد، با این‌که مردم فراوان گوسفند را ذبح می‌کنند و از گوشت آن استفاده می‌کنند. علاوه بر این‌که تمام اجزای گوسفند برخلاف سگ قابل استفاده است؛ این معنای برکت در زندگی است و وقتی خداوند در مال حرام برکت را قرار نداد، یعنی این‌که در صورت زیادی هم خیری در آن نیست. من باور دارم هیچ‌کسی با داشتن فرزندان زیاد دچار مشکل نمی‌شود به این دلیل که روزی را خدا می‌رساند. موضوع برکت پیداکردن درآمد را باید در عمق زندگی جست‌وجو کرد چون این مسأله چیزی نیست که بتوان با چند جمله آن را تعریف کرد؛ به ‌طور مثال در زندگی‌ام خداوند دامادهایی را در مسیر زندگی دخترانم قرار داد که جهیزیه سنگین نمی‌خواستند. درست است که ما وسیله روزی‌رساندن هستیم اما بگذارید پاسخ تعجب شما را از قرآن کریم بدهم. خداوند در آیه ٣١ سوره اسراء می‌فرماید که «وَ مَا مِن دَابَّهٍ فی الأَرْضِ إِلا عَلی ‌الله رِزْقُهَا؛ هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر این‌که روزی او بر خداست.» پیامبراکرم(ص) فرموده است: «ازدواج کنید تا زیاد شوید؛ زیرا من در روز قیامت به واسطه شما بر سایر امت‌ها مباهات می‌کنم.»

تا حالا با مشکل مالی‌ مواجه شده‌اید که نیاز به قرض و وام داشته باشید؟

من اصلا در زندگی‌ام وام نگرفته‌ام. دوستان گاهی می‌آیند و می‌گویند که چون گرفتاریم، می‌خواهیم وام بگیریم، من می‌گویم چون وام می‌گیری، گرفتاری. برخی‌ می‌گویند که صدقه نمی‌دهیم، چون پول نداریم؛ من می‌گویم که چون صدقه نمی‌دهی، پول نداری. هر چه اعتماد ما به خدا بیشتر باشد، زندگی راحت‌تر است؛ متاسفانه هنوز برخی درک نکرده‌اند که کثرت نسل رزق‌آور است؛ نه مشکل‌ساز. من باور دارم هیچ‌کسی با داشتن فرزندان زیاد دچار مشکل نمی‌شود به این دلیل که روزی را خدا می‌رساند. درواقع مشکل کسانی که کم‌بودن روزی را دلیل فرزند کمتر می‌دانند این است که به رزاق‌بودن خداوند متعال باور ندارند و به اشتباه خود را مسئول این کار می‌دانند. من چنین اعتقادی ندارم و خدا هم به درآمد کم من برکت بسیار داده است؛ به ‌طوری که در کسب روزی خانواده‌ام کمک‌های الهی را بارها و بارها دیده‌ام.

 نوه هم دارید؟

بله؛ در حال حاضر دو نوه دارم.

اجازه هست در مورد میزان درآمدتان سوال کنم؟

شهریه یک طلبه حدود هفتصد تا هشتصد و پنجاه تومان است. برای تبلیغ هم چون من در یک گروه جهادی در مناطق محروم تبلیغ می‌کنم، معمولا عرف نیست پولی دریافت شود. حالا شاید برخی از روحانیون مشهور مبالغی دریافت کنند.

دختران‌تان هم ازدواج کرده‌اند؟

بله؛ دو تا از فرزندانم.

در چه سنی؟

١۴ و ١۵ سالگی.

مهریه‌شان چقدر بود؟

پنج سکه.

این روزها نقدهای بسیاری در مورد ازدواج در سنین پایین مطرح می‌شود؛ نظر شما در مورد این انتقادات چیست؟

اینها شوخی است. آمار طلاق مشخص است اگر به سایت آمار مراجع کنید، بیشتر طلاق‌ها مربوط به ازدواج در سنین بالاست. مگر در ایران چنددرصد در سن پایین ازدواج می‌کنند که این میزان سروصدا می‌کنند. چرا نمی‌گویند ازدواج دیرهنگام چه آسیب‌هایی به دنبال دارد. ما معتقد به ازدواج به‌هنگام هستیم. این‌که ازدواج پسر ١۵ ساله برای والدین امروز تعجب‌برانگیز و ناممکن به نظر می‌رسد، به خاطر این است که در مدلی اشتباه بزرگ شده‌اند که فرزندانی مسئولیت‌ناپذیری را پرورش می‌دهند. این روزها در کشورهای دیگر مثل روسیه و آلمان برای ازدیاد جمعیت برنامه بسیاری دارند و حتی در این خصوص یارانه نیز ارایه می‌دهند؛ اما در کشور ما شعار «فرزند کمتر زندگی بهتر» توسط فردی چندین‌ سال در کشور  تبلیغ شد که درنهایت به این نتیجه رسیده‌اند که این موضوع از ابتدا غلط بوده است.

 یعنی ازدواج در ١۴ و ١۵ سالگی به‌هنگام است؟

مدل تربیتی مهم است. اگر با مدل تربیتی صحیح فرزند رشد کند، بله. وگرنه فرزندی ممکن است در ٢٠ سالگی هم شرایط ازدواج را نداشته باشد. تربیت صحیح فرزند در خانواده نقطه آغاز این حرکت است؛ زیرا وقتی فرد در یک مدل اشتباه بزرگ شود، طبعا در آینده نمی‌تواند مطابق مدل صحیح زندگی کند. مگر مادران ما در چند سالگی ازدواج کرده‌اند؟ باید نگاه‌مان را تغییر داده و فراتر نگاه کنیم. فرزند تنها یک موجود مصرف‌کننده نیست؛ بلکه مایه خیر و برکت و باقیات صالحات برای پدر و مادر است.

 پدر و مادرتان در چند سالگی ازدواج کردند؟

همین ١۵ و ١۶ سالگی. پدرم توصیه داشت ١۵  سال‌تان که تمام شد، ازدواج کنید.

 چند خواهر و برادر دارید؟

٢٠ تا.

 در طول این سال‌ها مشکلی در  بیمه فرزندان‌تان نداشتید؟

سال‌ها ما بیمه نبودیم البته مریض هم نشدیم؛ الان هم که بیمه هستیم، باز هم الحمدلله از بیمه استفاده نمی‌کنیم.

رابطه‌تان با فرزندان چگونه است؟

پدرم روحیه شادی داشت؛ ما هم مثل بابا شدیم البته با توجه به حضور فرزندان بزرگتر در خانه بسیاری از مشکلات و چالش‌ها توسط همان فرزندان ارشد حل می‌شود و ما کمتر درگیر تنش‌ها می‌شویم. در روزهای هفته به نوبت به امور همه بچه‌ها رسیدگی می‌کنیم. مسئولیت‌پذیری بچه‌ها یکی از قواعد مهم در خانواده وافی است. همه بچه‌ها از کودکی یاد می‌گیرند که باید در قبال یکدیگر مسئول باشند، عیب‌های یکدیگر را گوشزد کنند و تا اندازه‌ای که می‌توانند به خواهر و برادرهای خود کمک کنند. پس نباید تعجب کنید که در خانواده ما دختربزرگتر خانواده به برادر کوچکتر از خودش غذا بدهد، اینها تمرینی برای مسئولیت‌پذیری است.

اهل تفریح‌کردن  با بچه‌ها هستید؟

بله؛ سینما و پارک می‌رویم، فوتبال بازی می‌کنیم.

ماشین هم دارید؟

یک سمند داشتم که شرایط اقتصادی این چند ‌سال باعث شد بفروشم؛ چند وقت پیش یک پیکان از دوستان به امانت گرفتم و با خانواده به دریا رفتیم.

دختر شیرین‌تر است یا پسر؟

من فکر می‌کنم دختر.

فرزندان پسر هم طلبه هستند.

بله؛ یکی از فرزندانم طلبه است.

در خانواده‌تان ایدئولوژی مختلفی وجود دارد؟

خیر؛ ببینید معمولا تغییر ایدئولوژی زمانی در فرزندان رخ می‌دهد که پدر و مادر رویکردی تند و سختگیر و تحکمی داشته باشند، در خانواده ما به دلیل عدم این رویکرد یک‌دستی حاکم است؛ به ‌طور مثال فرزندم در ستاد مرزی فعالیت می‌کند که من هم با او هم‌نظرم.

اهل تولد و جشن هم هستید؟

خیر ببینید این‌که موضوع عادت شود را نمی‌پذیرم اما معمولا وسایل مورد نیاز خانواده را با عنوان هدیه به اعضای خانواده می‌دهم.

تا حالا کتاب خاصی به بچه‌ها معرفی کرده‌اید؟

ما هر روز ساعتی را با تمام اعضای خانواده به کتاب‌خواندن اختصاص می‌دهیم؛ دخترها بیشتر کتاب‌های خاطرات شهدا و پسرها رمان‌هایی مثل صادق چوبک را می‌خوانند. اما اگر کتابی بخواهم معرفی کنم، من کتاب «رسمِ جهاد» روایت‌هایی از تجربه‌های کار جمعی در جهادسازندگی به روایت حسینعلی عظیمی از سوی انتشارات دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب که در ۲۰۰ صفحه منتشر شده است را به همه مخاطبان روزنامه‌تان پیشنهاد می‌کنم. این کتاب را به خانواده خود نیز معرفی کرده‌ام.

کوتاه در مورد خانواده محمدمسلم

خانواده وافی لقب پرجمعیت‌ترین خانواده جوان ایرانی را به ‌خود گرفته‌اند. حجت‌الاسلام محمدمسلم وافی یزدی با داشتن ٣٧‌ سال پدر ١٢ فرزند است. ٢ دختر بزرگ این خانواده در حدود ١۴ سالگی ازدواج کرده‌اند و حالا این خانواده دو داماد و دو نوه نیز دارد. آقای وافی در حال حاضر در حوزه علمیه مشغول تحصیل است و در عین حال مسئولیت گروه جهادی فرهنگی روایتگران نور را برعهده دارد که طلبه‌هایی را به استان‌های گوناگون اعزام می‌کنند. /روزنامه شهروند

این خبر آشنایی با خانواده ١٨ نفره روحانی ٣٧ ساله اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

پاسخ وزیر نیرو به سوال فرزندت کجاست؟+فیلم

به گزارش بخش سیاسی سایت خبرهای فوری، رضا اردکانیان، وزیر نیرو، با حضور در برنامه فرمول یک از شبکه یک سیما به سوال مجری برنامه در مورد فرزندش پاسخ داد.



این خبر پاسخ وزیر نیرو به سوال فرزندت کجاست؟+فیلم اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.