آیا طلاق پدر و مادر باعث معافیت فرزند می‌شود؟

این مطلب برای کاربران ویژه میباشد. برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدیوها باید وارد شوید و یا اپلیکیشن هفت صبح را نصب و به کلیه امکانات دسترسی یابید.

نوشته آیا طلاق پدر و مادر باعث معافیت فرزند می‌شود؟ اولین بار در هفت صبح پدیدار شد.

چگونه از شوهر بداخلاق طلاق بگیریم؟

این مطلب برای کاربران ویژه میباشد. برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدیوها باید وارد شوید و یا اپلیکیشن هفت صبح را نصب و به کلیه امکانات دسترسی یابید.

نوشته چگونه از شوهر بداخلاق طلاق بگیریم؟ اولین بار در هفت صبح پدیدار شد.

قرار‌ نیمه شب در گورستان مخوف

به گزارش بخش قضایی سایت خبرهای فوری، این‌ها بخشی از اظهارات سه متهم یک پرونده جنایی است که در یک نیمه شب وحشتناک، شوهر خواهرشان را به قتل رساندند و جسد او را به آتش کشیدند. سه برادر که یکی از آن‌ها نقش کم رنگ تری در این ماجرای هولناک داشت، توسط کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی به روستای شایع در جاده سیمان مشهد انتقال یافتند تا در حضور قاضی ویژه قتل عمد ناگفته‌ها و جزئیات این جنایت فجیع را بازگو کنند.

متهمان این پرونده شگفت انگیز که هنوز از چگونگی لو رفتن ماجرای قتل در حیرت بودند، خیره خیره به یکدیگر می‌نگریستند و در افکار خود با سوالات بی پاسخ زیادی درگیر بودند که نقشه کامل و زیرکانه آن‌ها چگونه فاش شده است! در این هنگام صدای قاضی رشته افکار آن‌ها را برید و به دستور قاضی کاظم میرزایی، سه برادر مقابل دوربین قوه قضاییه قرار گرفتند تا در حضور مقام قضایی به تشریح صحنه جنایت بپردازند.

در بازسازی صحنه قتل که سرهنگ علی بهرام زاده (رئیس دایره قتل عمد پلیس آگاهی) نیز حضور داشت، ابتدا سروان جمالی (افسر پرونده) خلاصه‌ای از محتوای این پرونده جنایی را بازگو کرد و سپس قاضی کاظم میرزایی با یادآوری و تفهیم موادی از قانون مجازات اسلامی به متهمان، از آنان خواست تا در برابر دوربین قوه قضاییه حقیقت ماجرای قتل را شرح دهند.

«محمد- ب» جوان ۴۰ ساله‌ای که طبق تحقیقات پلیسی مدتی قبل از جنایت نیز دو نفر را اجیر کرده بود تا بدون دخالت او شوهر خواهرش را به قتل برسانند، اما این نقشه نافرجام مانده بود، با معرفی کامل خود گفت: حامد (مقتول) خواهرم را اذیت می‌کرد او رفتار‌های نامتعارف و زشتی داشت به طوری که خواهرم حدود چهار سال جدا زندگی می‌کرد. شوهر خواهرم در همین زمان با زن غریبه‌ای ازدواج کرد، ولی آن زن هم با بخشیدن مهریه اش طلاق گرفت تا این که بالاخره با وساطت بزرگترها، خواهرم دوباره به زندگی مشترک خودش با حامد بازگشت. با این حال رفتار‌ها و ارتباطات نامتعارف او همچنان ادامه یافت تا جایی که دیگر این وضعیت برای خواهرم قابل تحمل نبود!

متهم این پرونده جنایی مدعی شد کار او به جایی رسید که حتی قصد داشت با دختر یکی از بستگان نزدیک مان نیز ارتباط برقرار کند. وقتی خواهرم این گونه رفتار‌های زننده را برای من تعریف کرد به حدی خشمگین شدم که نقشه قتل او را طرح کردم و با برادرم مجتبی (متهم ردیف اول) در میان گذاشتم، ولی خواهرم از قصد ما آگاهی نداشت و فکر می‌کرد قرار است او را فقط گوشمالی بدهیم.

این مرد ۴۰ ساله که شغلی فرهنگی نیزدارد در ادامه اعترافات وحشتناک خود افزود: خواهرم در روستای شایع زندگی می‌کرد قرار گذاشتیم با خودروی جک شاسی بلند من ابتدا به گورستان روستا برویم و بعد از آن که در نیمه شب شوهر خواهرم را به قتل رساندیم جسدش را به همان گورستان ببریم و آتش بزنیم که همین کار را هم طبق نقشه انجام دادیم، ولی نفهمیدم چگونه پلیس موضوع را ردیابی کرد و ما دستگیر شدیم.

در ادامه بازسازی صحنه جنایت، «مجتبی» (جوان ۳۰ ساله) نیز در برابر قاضی میرزایی ایستاد و به بیان ناگفته‌هایی از این جنایت وحشتناک پرداخت. او بامعرفی کامل خود گفت: آن شب حدود ساعت یک بامداد بود که سوار بر خودروی جک محمد به گورستان روستا رسیدیم. طبق نقشه خودرو را در انتهای گورستان پارک کردیم و فاصله حدود ۲۰۰ متری را پیاده تا روستا رفتیم. پیامکی برای خواهرم فرستاده بودیم که شب در حیاط را باز بگذارد. وقتی به آن جا رسیدیم به آرامی وارد منزل شدیم. دامادمان به حالت دمر در پذیرایی خوابیده بود! خواهرم که با چشمان نیمه باز منتظر بود دختر کوچکش را بغل کرد و به داخل اتاق برد. من چند شال بزرگ زنانه همراه داشتم که یکی از آن‌ها را دور گلوی دامادمان انداختم و محمد هم محکم پاهایش را گرفت آن قدر دو طرف شال را کشیدم که دیگر بی حرکت شد. سپس جسد را با شال‌های دیگر بستیم، اما هنگام خارج کردن پیکر بی جان حامد از منزل، خواهرم از اتاق بیرون آمد او فکر می‌کرد ما فقط برای گوشمالی شوهرش آمده ایم، ولی وقتی دید که او را کشته ایم همان جا گریه کرد؟!

متهم این پرونده جنایی شگفت انگیز ادامه داد: من راندن موتورسیکلت را به عهده گرفتم و برادرم محمد نیز پشت سر جسد قرار گرفت تا سقوط نکند سپس جسد حامد را با موتورسیکلت خودش به گورستان بردیم و درون خودروی جک گذاشتیم. محمد پشت فرمان خودرو نشست و من هم سوار موتورسیکلت شدم تا این که در میدان امام حسین (ع) موتورسیکلت را در گوشه‌ای انداختم و با خودروی محمد به سمت گلبهار رفتیم جایی که برادرم هاشم نیز در آن جا سکونت داشت. می‌خواستیم اثری از جسد باقی نماند به همین دلیل طبق نقشه به زمین‌های اطراف گلبهار رفتیم. محمد یک گالن ۲۰ لیتری بنزین از جایگاه فروش سوخت خرید و به محل آورد من هم جسد را در حالی به آتش کشیدم که هوا روشن شده بود. در محل ایستادم و آن قدر جسد را تکان دادم که به طور کامل سوخت. اول صبح بود که به مشهد بازگشتیم.

«محمد» به تربت جام و محل کارش رفت تا کسی به او مشکوک نشود روز بعد با ارسال پیامک‌های دیگر از خواهرم خواستیم تا خانه را تمیز کند، ولی از سوی دیگر نگران پیدا شدن جسد بودیم به همین دلیل روز بعد دوباره سوار بر خودروی جک و به همراه محمد به گلبهار رفتیم. محمد به هاشم (متهم دیگر پرونده) پیام داد که چند کیسه بزرگ زباله و دستکش برای انتقال جسد تهیه کند! هاشم که در جریان موضوع بود هفت کیسه پلاستیکی فراهم کرد سپس بقایای جسد را درون آن‌ها ریختیم و به طرف قوچان حرکت کردیم تا این که در اطراف روستای جعفرآباد و در محلی توقف کردیم که گودالی شبیه چاه بود بقایای جسد سوخته حامد را درون چاه ریختیم تا کسی آن را پیدا نکند. همه چیز طبق نقشه و با دقت انجام شده بود که ما به مشهد بازگشتیم. خواهرم به خانواده شوهرش گفته بود که حامد برای کارکردن به تهران رفته است و آن‌ها هم باور کرده بودند، اما نمی‌دانم کجای این نقشه ایراد داشت که کارآگاهان در همان ساعات اولیه اعلام مفقودی و با دستور قاضی میرزایی به سراغ من آمدند!

این گزارش حاکی است: هاشم و همسر مقتول به عنوان متهمان دیگر پرونده نیز اعترافات وحشتناک دو برادر را تایید کردند و بدین ترتیب قاضی با تجربه شعبه (۱) دادسرای عمومی و انقلاب مشهد پایان بازسازی صحنه جنایت را اعلام کرد تا این پرونده جنایی دیگر مراحل قانونی خود را طی کند.

خرداد گذشته بود که زن میان سالی با مراجعه به دایره فقدانی‌های پلیس آگاهی خراسان رضوی از ماجرای گم شدن پسر ۳۰ ساله اش پرده برداشت او به سرهنگ سرایانی (افسر دایره فقدانی) گفت: پسرم از دوم آذر سال گذشته گم شده است و هیچ اطلاعی از او نداریم. عروسم ادعا می‌کند همسرش برای کار به تهران رفته و از پایانه مسافری با او تماس گرفته است، ولی در مدت شش ماه حتی به یک تماس تلفنی هم پاسخ نداده است. عروسم می‌گوید: او به دنبال خوش گذرانی‌های خودش بود. به همین دلیل اجازه نمی‌داد به پلیس گزارش کنیم و ادعا می‌کرد که با این گزارش آبرویمان می‌رود! بنابر گزارش خراسان، کارآگاهان با شنیدن این ماجرا، مراتب را به قاضی میرزایی (قاضی ویژه قتل عمد) اطلاع دادند و این گونه دستورات محرمانه‌ای از سوی مقام قضایی برای بررسی‌های غیرمحسوس خانوادگی آغاز شد.

گروه ویژه‌ای از کارآگاهان با نظارت و فرماندهی مستقیم سرهنگ محمدرضا غلامی ثانی (رئیس اداره جنایی آگاهی) وارد عمل شدند و با رصد‌های اطلاعاتی به سرنخ‌هایی رسیدند که نشان می‌داد همسر حامد و برادرانش رازی عجیب را پنهان کرده اند. بازجویی از متهمان با دستور قاضی میرزایی طی چند ساعت به نتیجه رسید و برادران همسر مرد گم شده به ارتکاب قتل اعتراف کردند.

این خبر قرار‌ نیمه شب در گورستان مخوف اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

زنان در چه شرایطی حق طلاق دارند؟

این مطلب برای کاربران ویژه میباشد. برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدیوها باید وارد شوید و یا اپلیکیشن هفت صبح را نصب و به کلیه امکانات دسترسی یابید.

نوشته زنان در چه شرایطی حق طلاق دارند؟ اولین بار در هفت صبح پدیدار شد.

دردسرهای عشق مرد۶۲ساله به زن۲۳ساله/ عکس زننده من و او برای همسرم ارسال شد

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری،‌ وی گفت: از دوران نوجوانی همواره سعی کردم روی پای خودم بایستم تا به کسی محتاج نشوم به همین دلیل در روزهای تعطیلی مدرسه کار می کردم تا هزینه های خودم را تامین کنم. پدرم مردی با ابهت نظامی گری بود به طوری که با سخت گیری هایش راه هر گونه خلاف و خطا را بر ما بسته بود.

با اتمام تحصیل در مقطع دبیرستان عازم خدمت سربازی شدم، هنوز یک ماه به پایان خدمتم مانده بود که پدرم مرا مجبور به ازدواج با دختر یکی از بستگانش کرد و در حالی که من آمادگی نداشتم با دختر یکی یک دانه فامیل پدرم ازدواج کردم. «شیوا» اگرچه دختری با کمالات بود اما غرور خاصی داشت که هیچ کس نمی توانست در برابر این غرور مقاومت کند. پدرش مردی ثروتمند بود و بسیار از دخترش حمایت می کرد

. ابتدا قرار بود در تجارتخانه پدرزنم مشغول به کار شوم اما به خواست خدا در یکی از ادارات دولتی استخدام شدم و ادامه تحصیل دادم. با این حال هیچ تغییری در رفتارهای سرد و سخت گیرانه همسرم به وجود نیامد. من هم این غرور و خودبزرگ بینی او را تحمل می کردم تا این که فرزندانم بزرگ شدند و اوضاع مالی من نیز روز به روز بهتر شد تا جایی که دیگر در زندگی کمبودی نداشتم و خانواده ام در رفاه و آسایش بودند.

بالاخره هشت سال قبل مُهر بازنشستگی پای ۳۰ سال فعالیت اداری ام خورد و بازنشسته شدم. ابتدا چند ماه را در مسافرت و تفریح خانوادگی گذراندم. بعد از آن برای سپری کردن روزهای بازنشستگی و فرار از تنهایی به پارک ملت مشهد پناه می بردم تا عصرها در کنار دیگر بازنشستگان اوقاتم را با گفت وگو با آن ها بگذرانم.

در این میان مردی با عینک دودی بیشتر از دیگران مرا به سوی خودش جلب می کرد. او بازنشسته خوش برخورد و خوش خنده ای بود که همواره با مزاح و لطیفه گویی ما را به خنده وامی داشت. من هم که کمبود محبت را از همان سال های کودکی در وجودم حس می کردم پایه های یک رفاقت صمیمی را با «ستار» گذاشتم. به طوری که با این آشنایی و دوستی رفت و آمد او به منزل ما آغاز شد.

معاشرت و برخوردهای او به گونه ای بود که همسر مغرور و سرسخت من مدام می گفت: کاش او به جای پدرم بود چرا که پدر همسرم چند سال قبل به رحمت خدا رفت و همسرم دیگر هیچ گاه نمی خندید! خلاصه این رفت و آمدها به جایی رسید که من درباره سرد مزاجی همسرم، با ستار به درد دل پرداختم و سیر تا پیاز زندگی خصوصی ام را برایش بازگو کردم تا این که روزی ستار به آرامی کنار گوشم گفت: تو با این وضعیت مالی خوبی که داری نمی خواهی کمی برای خودت زندگی کنی و غرور همسرت را بشکنی!؟ با این جمله او وسوسه شیطانی بر وجودم غلبه کرد و پیشنهادش را پذیرفتم.

روز بعد ستار زن ۲۳ ساله مطلقه ای را به من معرفی کرد که پر از شور و محبت بود. به همین دلیل رابطه پنهانی من و «مهرانه» شروع شد. او آن قدر به من توجه می کرد و «عزیزجان» می گفت که دیگر همه چیز را در زندگی فراموش کرده بودم. حتی زندگی خصوصی با همسرم را از یاد بردم و به دیدار فرزندانم نمی رفتم.

همه وجودم در چشم ها و لبخندهای مهرانه خلاصه شده بود اما نمی دانستم که همه این ماجراها نقشه شومی برای اخاذی از من است. بالاخره چند ماه بعد ستار عینک رفاقت را از چهره برداشت و من چهره واقعی اش را دیدم. او تهدیدم کرد که اگر مبلغ قابل توجهی به او ندهم، همسرم را در جریان ارتباطم با مهرانه می گذارد.

از آن روز به بعد رفتارهای مهرانه نیز تغییر کرد به طوری که به یک شیطان وحشتناک تبدیل شد. تازه فهمیدم مهرانه اجیر شده ستار بود تا به این وسیله از من اخاذی کند. وقتی به خواسته آن ها توجهی نکردم ستار تصاویر زننده ای از من و مهرانه را برای همسرم فرستاد به گونه ای که زندگی ام به یک جهنم سوزان تبدیل شد. فرزندانم مرا طرد کردند و همسرم دادخواست طلاق داد. /خراسان

این خبر دردسرهای عشق مرد۶۲ساله به زن۲۳ساله/ عکس زننده من و او برای همسرم ارسال شد اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

نحوه حذف نام همسر از شناسنامه بعد از طلاق

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری،‌ همان طور که می‌دانید خانواده یکی از نهاد‌های مهم اجتماعی است که مورد توجه علمای مذهبی، صاحب نظران تعلیم و تربیت، جامعه شناسان و روان شناسان قرار گرفته است.

سنگ بنای تشکیل خانواده ازدواج است در واقع ازدواج ضامن پیدایش خانواده، حفظ و بقای نسل بشر و ابزاری برای رسیدن به خوشبختی و سعادت افراد است، اما بعضاً افراد در انتخاب شریک زندگی دچار اشتباه می‌شوند لذا مجبور به طلاق و انحلال ازدواج می‌شوند.

بعد از طلاق حذف نام همسر سابق از شناسنامه دغدغه بسیاری از زنان و مردان است، زیرا نمی‌خواهند از همسر سابق، نامی در شناسنامه‌شان باشد از همین رو قانونگذار همسو با این اتفاقات و نیز به جهت حمایت روحی و روانی از زن و مرد مقرراتی را در خصوص حذف نام همسر از اسناد سجلی زن و مرد وضع کرده است.

حذف نام همسر از شناسنامه باعث می‌شود تا زوجین به آینده امیدوارتر بوده و بتوانند گذشته خود را راحت‌تر فراموش کنند. بعضاً استرس بودن نام همسر در شناسنامه می‌تواند مانعی بر سر راه ازدواج مجدد باشد.

توجه به این نکته ضروری است که مقررات قانونی تحت شرایط خاصی به افراد اجازه می‌دهد تا نام همسر سابق خود را از شناسنامه حذف کنند در واقع اگر حذف نام همسر سابق به راحتی امکان پذیر باشد باب سوء استفاده در این خصوص باز می‌شود به عنوان مثال ممکن است افرادی برای گرفتن وام متوسل به ازدواج صوری شوند و بعد از طلاق هم نام فرد را از شناسنامه خود حذف کنند و مجدد این کار را انجام دهند.

یا اینکه در مواردی افراد موقع ازدواج مجدد با حذف نام همسر سابق از شناسنامه ازدواج سابق خود را پنهان می‌کنند و زندگی جدید خود را با دروغ شروع می‌کنند برای پیشگیری از این اتفاقات قانون گذار شرایطی را برای حذف نام همسر سابق تعیین نموده است که در ادامه به بررسی این شرایط می‌پردازیم.

حذف نام همسر از شناسنامه در صورت باکره بودن زوجه در حین طلاق

همان طور که می‌دانید بعد از عقد نام طرفین در شناسنامه‌های یکدیگر ثبت می‌شود حال اگر طلاق در این دوران واقع شود و زن در زمان طلاق باکره باشد ثبت احوال با دریافت گواهی پزشکی قانونی مبنی بر تایید باکرگی نام طرفین را از شناسنامه یکدیگر حذف می‌کند.

در واقع در قانون ثبت احوال پیش بینی شده است زوج‌هایی که رابطه جنسی با یکدیگر نداشته اند بعد از طلاق می‌توانند نام همسر خود را از شناسنامه حذف کنند.

البته این در حالی است که تا مدتی قبل سازمان ثبت احوال با بخشنامه‌ای این موضوع را فقط به خانم‌ها محدود کرده بود به این شکل که آن‌ها با تائیدیه پزشکی قانونی مبنی بر باکره بودن می‌توانستند نام همسر سابق خود را از شناسنامه شان پاک کنند.

اما دیوان عدالت اداری این بخشنامه را باطل کرد و در نتیجه این امکان برای آقایان نیز فراهم شد تا در صورتی که خانم باکره تشخیص داده شود، بتوانند نام همسر خود را از شناسنامه حذف کنند.

حذف نام همسر از شناسنامه در صورت باکره نبودن زوجه در حین طلاق

حال اگر زن باکره نباشد و از همسر اول خود جدا شده باشد تا قبل از ازدواج دوم، نام همسر اول در شناسنامه وی باقی خواهد ماند و تنها پس از ازدواج دوم می‌تواند تقاضای حذف نام همسر اول را از شناسنامه خود به ثبت احوال ارائه کند.

در خصوص مرد هم حذف نام همسر اول از شناسنامه وی در صورتی که همسر اول باکره نباشد منوط به ازدواج مجدد و نیز ثبت رسمی ازدواج و ثبت نام همسر دوم در شناسنامه فرد است بنابراین به صرف انتخاب همسر و معرفی آن نمی‌توان از این مقرره قانونی استفاده کرد؛ بنابراین حذف نام همسر اول از شناسنامه در این مورد صرفاً پس از وقوع ازدواج دوم و ثبت آن صورت می‌گیرد، لذا همسر دوم از ازدواج پیشین همسر خود مطلع خواهد شد.

حذف نام زن یا مردی که فوت شده است از شناسنامه همسر

اگر همسر فردی فوت کند در صورت ثبت شدن ازدواج، فرد می‌تواند با مراجعه به ادارات ثبت احوال نسبت به حذف نام همسر فوت شده از شناسنامه اش اقدام و نام همسر فوت شده را از شناسنامه اش حذف کند و نکته قابل توجه در این بین این است که؛ در این قانون اشاره‌ای به فرزندان نشده است، چه اینکه مطابق اطلاق مقرره فوق حذف نام زن یا مرد از شناسنامه دیگری حتی در صورت وجود فرزند نیز امکان پذیر خواهد بود هرچند که نام پدر یا مادر در شناسنامه فرزندان درج خواهد شد.

لازم به ذکر است که در ازدواج موقت لزوماً مشخصات زن و مرد در شناسنامه یکدیگر ثبت نمی‌شود، ولی مشخصات فرزندان متولد و حاصل از این ازدواج در شناسنامه پدر و مادر قید می‌شود و هیچ راهی برای عدم ثبت آن وجود ندارد.

توجه به این نکته ضروری است که اطلاعات ازدواج و طلاق هر فردی با هر تعداد که باشد در سامانه سازمان ثبت احوال موجود است و حتی با حذف آن از شناسنامه نیز از این سامانه پاک نخواهد شد.

مدارک لازم برای حذف نام همسر سابق از شناسنامه

بر طبق ماده ۳۳ قانون ثبت احوال و قوانین مربوط به آن افرادی که به دنبال حذف واقعه ازدواج از شناسنامه خود هستند می‌توانند با ارائه مدارک لازم به اداره ثبت احوال نسبت به این موضوع اقدام نمایند.

برای این کار متقاضی باید اصل و یا کپی طلاق نامه و همچنین دادنامه طلاق غیر مدخوله را به اداره ثبت احوال و یا دفاتر دولت تحویل دهند و در ادامه برای درخواست صدور شناسنامه جدید اقدام کنند سپس مراجع ذی ربط با صدور شناسنامه جدید بدون قید ازدواج پیشین موافقت خواهند کرد.

منظور از طلاق غیر مدخوله این است که در ایام ازدواج رابطه جنسی بین زوجین صورت نگرفته باشد و زن باکره باشد همچنین زوجه موظف خواهد شد تا به دستور دادگاه به پزشکی قانونی مراجعه نماید تا در ادامه در صورت باکره بودن وی گواهی بکارت اخذ شود.

در صورتی که طلاق پس از رابطه جنسی واقع شده باشد زوجین پس از ازدواج مجدد و ثبت آن در دفاتر رسمی ازدواج می‌توانند با ارائه مدارک ازدواج جدید و ثبت آن در شناسنامه به دفاتر ثبت احوال یا دفاتر خدمات دولتی مراجعه و درخواست حذف نام همسر سابق را بدهند.

این خبر نحوه حذف نام همسر از شناسنامه بعد از طلاق اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

ازدواج کردم اما امنیت جانی ندارم!

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، بار اول در حالی به صورت توافقی از همسرم طلاق گرفتم که دیگر نمی‌توانستم تهمت‌ها و توهین‌های او را تحمل کنم. همسر معتادم «ناس» مصرف می‌کرد و من هم مجبور به تحمل این رفتار‌ها بودم، اما بعد از چهار سال که به خاطر فرزندانم دوباره با او ازدواج کردم قصد کشتن مرا داشت تا اموالم را بگیرد و …

زن ۵۰ ساله‌ای که مدعی بود فقط به دلیل وساطت فرزندانم دوباره با «هرمز» ازدواج کردم، اما اکنون امنیت جانی ندارم در تشریح سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری میرزا کوچک خان مشهد گفت: ۱۳ ساله بودم که با پسرعمه مادرم ازدواج کردم، اما بعد از دو سال فهمیدم او به مواد مخدر آلوده است ابتدا سکوت کردم، اما وقتی اعتیاد همسرم زیاد شد و مرا به باد کتک گرفت موضوع را به پدرم گفتم.
پدرم مرا ترغیب به سازگاری در زندگی کرد با این حال زمانی که در ۱۶ سالگی اولین فرزندم را باردار شدم سوء ظن و بدبینی‌های همسرم نیز بر رفتار‌های زشت اش افزوده شد، اما من همه این شرایط را تحمل می‌کردم تا این که در ۲۱ سالگی و زمانی که پسر دومم به دنیا آمده بود دوره‌های آرایشگری را گذراندم و با راه اندازی آرایشگاه کمک خرج خانواده شدم، ولی اوضاع همسرم روز به روز بدتر می‌شد تا حدی که وقتی سومین فرزندم را باردار شدم چاقویی را زیرگلویم گذاشت و با تهمت‌های ناروا ادعا کرد پزشکی گفته است به خاطر اعتیادش نمی‌تواند صاحب فرزندی شود؟!
تحمل این جمله بسیار برایم سنگین بود وقتی موضوع را برای پدرم بازگو کردم او هم عصبانی شد و به همراه هرمز نزد پزشک مورد ادعای او رفت، اما آن پزشک همه چیز را انکار کرد و گفت: وقتی همسرت در سلامتی کامل است اعتیاد در صورتی که مرد ضعف جسمانی نداشته باشد تاثیری در بارداری ندارد!
با وجود این دیگر از رفتار‌های همسرم خسته شده بودم به طوری که حتی از ناس‌هایی که در دهانش می‌گذاشت حالم به هم می‌خورد از سوی دیگر نیز هرمز قول داد وقتی با کمک مالی من طبقه دوم منزلمان را ساختیم سه دانگ آن را به نام من ثبت کند، ولی او به وعده اش عمل نکرد و من هم دیگر از نظر مالی کمکی به او نکردم تا این که همسرم به دلیل برداشت غیرقانونی از حساب بانکی من در دادسرا حاضر شد، اما به اصرار فرزندانم و التماس‌های همسرم از گناهش گذشتم و تعهدی از او گرفتم تا دیگر مرا مورد ضرب و جرح و توهین و فحاشی قرار ندهد با این حال هیچ تغییری در زندگی آشفته ما ایجاد نشد تا این که بالاخره تصمیم به طلاق توافقی گرفتم.
آن زمان همسرم در یک شرکت گازرسانی (گاز مایع) کار می‌کرد و من وادار می‌شدم که صبح زود کامیون را هل بدهم تا روشن شود این درحالی بود که من به خاطر بارداری باید استراحت می‌کردم و کار‌های سنگینی انجام نمی‌دادم بالاخره در این شرایط از هرمز طلاق گرفتم و زندگی دیگری را آغاز کردم چهار سال از این ماجرا گذشته بود که روزی فرزندانم نزد من آمدند و گفتند که رفتار‌های پدرشان به کلی عوض شده است، او دیگر «ناس» در دهانش نمی‌گذارد، بهانه گیری نمی‌کند و اعتیادش را نیز ترک کرده است و سپس از من خواستند فرصت دیگری به هرمز بدهم بالاخره با اصرار فرزندانم و التماس‌های هرمز دوباره با این شرط که اعتیاد نداشته باشد به عقد اودرآمدم، ولی باز هم نتیجه آزمایش اعتیاد مثبت بود.
«هرمز» ادعا کرد به خاطر استرسی که داشته قرص مصرف کرده است، اما در نهایت اتفاق خاصی رخ نداد و همسرم همه رفتار‌های زشت گذشته اش را تکرار کرد به همین خاطر دو باره تصمیم به طلاق توافقی گرفتم، ولی باز هم او در محضر ثبت طلاق حاضر نشد و ادعا کرد باید املاک و دارایی هایم را به نام او سند بزنم «هرمز» مدعی است من با آگاهی کامل از ماجرای اعتیادش دوباره با او ازدواج کرده ام و حالا باید او را تحمل کنم شدت اختلافات ما به جایی رسید که چند روز قبل زمانی که در خواب بودم او ناگهان بالش را روی صورتم قرار داد تا مرا خفه کند، با تلاش زیاد خودم را از چنگش نجات دادم که با فریاد‌های من فرزندانم از طبقه پایین، بالا آمدند و سه نفری مرا از چنگ پدرشان رها کردند.
حالا هم که برای نجات از این شرایط زندگی دست به دامان قانون شده ام همسرم با تهمت‌های ناروا ادعا می‌کند که من از او تمکین نمی‌کنم و …
شایان ذکر است پرونده این زن با صدور دستوری از سوی سرهنگ محسن باقی زاده حکاک (رئیس کلانتری میرزاکوچک خان) در دایره مددکاری اجتماعی کلانتری مورد بررسی کارشناسی قرار گرفت. /خراسان

این خبر ازدواج کردم اما امنیت جانی ندارم! اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

خیانت، عامل ۸۰ درصد طلاق‌ها

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، «برخی زوج‌ها حتی پیش مشاورها هم از مطرح‌ کردن مشکلات جنسی خود شرم دارند. آمار اعلام‌شده درباره مشکلات جنسی زوجین دقیق نیست، چون خیلی از جوانان از مطرح کردن چنین مساله‌ای خجالت می‌کشند. زوج‌هایی پیش ما می‌آیند و چند جلسه حرف می‌زنند و تازه بعد از مدتی مشخص می‌شود مشکل آنها فقط اتاق‌خواب ناآرام‌شان بوده است.» اینها بخشی از اظهارات کارشناسانی است که سال‌ها در این حوزه فعالیت کرده‌اند. اما واژه مشترک در اکثر این مواردْ «شرم» است. شرمی که باز هم به گفته کارشناسان، بخش اصلی آن ناشی از ناآگاهی است. این ناآگاهی از خانواده، مدرسه و جامعه‌ای می‌آید که با وجود ورود به دنیای مدرن، هنوز راه زیادی در پیش دارد.

بیشترین آمار ثبت‌شده طلاق در تاریخ ایران مربوط به سال ۹۶ است

بررسی‌ها نشان می‌دهد تمایل به ازدواج به طور کلی در جوانان ایرانی به شدت پایین آمده است. ۱۰ سال پیش، سه میلیون نفر از جوانان در شرایط سنی ازدواج قرار داشتند و ازدواج نکرده بودند و این رقم در ۲ سال گذشته به بیش از ۱۱ میلیون رسیده است.

همچنین رئیس اداره سلامت و جمعیت وزارت بهداشت، بهار امسال صریحاً اعلام کرد آمار ازدواج از آغاز دهه ۹۰، یعنی طی هشت سال گذشته، کاهش پیدا کرده است. علاوه بر این، تعداد قابل توجهی از ازدواج‌ها هم به بن‌بست می‌خورند. بر اساس آمار ازدواج و طلاق سال ۹۶، تعداد ازدواج‌های ثبت‌شده نسبت به سال ۱۳۹۵، حدود هشت‌ درصد کاهش پیدا کرده، در حالی که تعداد طلاق‌ها به حدود ۱۷۵‌ هزار مورد رسیده که بیشترین آمار ثبت‌شده در تاریخ ایران است.

بی‌پولی یا اتاق‌خواب‌های ناآرام، کدام مهم‌تر است؟

در میان علل و آسیب‌هایی که موجب طلاق زوجین می‌شود، موارد متعددی وجود دارد؛ از مشکلات اجتماعی و اقتصادی موجود در فضای کشور گرفته تا اختلالات شخصیتی، مشکلات خانوادگی و… اما موردی که شاید در تمام این سال‌ها کمتر به آن پرداخته شده و بیشتر در حد یک موضوع درِگوشی باقی مانده، ناسازگاری‌های جنسی زوجین است. بحرانی که به گواه متخصصانش، یکی از اصلی‌ترین دلایل خیانت، طلاق عاطفی، بروز روابط خارج از ازدواج و هر نوع بن‌بستی در زندگی زوجین محسوب می‌شود.

مشکلات جنسی، لایه زیرین معضلات زوجین

بهروز رجبی، روانشناس و روان‌درمانگر، مشکلات زوجین را به چند دسته با فراوانی بالا تقسیم کرد: «مراجعانی که برای مشاوره طلاق به ما رجوع می‌کنند عموماً در چند دسته مشخص تقسیم می‌شوند. خیانت، نداشتن مهارت‌های زندگی، مشکلات اقتصادی و بیماری‌های شخصیتی هم جزو بالاترین آمار در مراجعان است. اما نکته مهم اینکه مسائل جنسی لایه زیرین خیلی از این مشکلات محسوب می‌شود؛ یعنی وقتی مشکلات زوجین را در جلسات مشاوره می‌شکافیم، هم ما و هم زن و شوهر متوجه می‌شوند که نداشتن رابطه جنسی درست چقدر بر مشکلات‌شان تاثیر گذاشته است.»

رجبی معتقد است خیانت به عنوان یک مشکل شایع، ریشه در نارضایتی جنسی زوجین دارد: «طبق نمونه‌برداری‌ای که در تحقیقات ما انجام شده، در حال حاضر در مناطق بالای شهر تهران تعداد طلاق بیشتر از مناطق جنوبی است. در شمال شهر از هر پنج ازدواج، سه وصلت به طلاق منجر می‌شود که این عدد در مناطق جنوب شهر چهار از ۱۰ است. بر اساس همین تحقیقات هم مشخص شده حدود ۸۰ درصد از این طلاق‌ها به خاطر خیانت بوده است. درصدی که پیشتر فقط مختص مردان بود و حالا کیس‌های زنی هم داریم که به خاطر خیانت خودشان مراجعه می‌کنند. نکته مهم این است که خیانت‌ها هم عموماً پیشینه نارضایتی جنسی دارند و اگر زوج‌ها آگاه باشند، در خیلی از موارد مشکل‌شان این‌قدر جدی نمی‌شود.»

او به آمار بالای تعرض به کودکان هم اشاره کرد: «همین الان آمارهای زیادی از تجاوز و کودک‌آزاری در مدارس اعلام می‌شود. اگر به کودک موضوع جنسی آموزش داده شود، اگر با بدنش آشنا شود، اگر از سن کم یاد بگیرد که حریم خصوصی چیست، قطعاً می‌تواند در مقابل این خطرات از خود دفاع کند. اما اجازه نمی‌دهیم این مسائل در مدرسه آموزش داده شود و مشکلاتش را هم در طول سال بارها می‌بینیم و می‌شنویم.»

آموزش جنسی از دوران جنینی آغاز می‌شود

سید مصطفی حسینی متخصص روانشناسی‌شناختی و مدیر یکی از بزرگ‌ترین مراکز مشاوره طلاق در پایتخت است. او بر اساس پرونده‌هایی که در این سال‌ها داشته، آمار طلاق مرتبط با نارضایتی جنسی را حدود ۴۰ درصد اعلام کرد: «اگر قرار باشد صرفاً اختلالات جنسی را به عنوان معیار طلاق‌های فعلی در نظر بگیریم، عدد مشخصی نخواهد بود. اما اگر به بررسی پرونده‌های طلاق بپردازیم، به خوبی می‌بینیم که در بین موارد تعارض زن و شوهر، حتماً مشکلات جنسی و نارضایتی جنسی یکی از مهم‌ترین آنها بوده و با بررسی دقیق‌تر به عدد ۴۰ درصدی هم می‌رسیم.»

به عقیده این روانشناس، تربیت جنسی از دوران جنینی آغاز می‌شود، اما در خانواده‌های ایرانی به آن توجه نمی‌کنند: «تربیت جنسی تک‌تک ما باید از دوران جنینی آغاز شود. شاید برای شما عجیب باشد، اما یک مادر از زمانی که فرزندش در رحم است باید تربیت جنسی را آغاز کند. اما چنین مواردی آگاهی می‌خواهد. سه‌سالگی، پنج‌سالگی، هشت‌سالگی و به تناسب تا دوران بلوغ این آموزه‌ها متفاوت می‌شود؛ مثلاً در پنج‌سالگی صرفاً باید تفاوت‌های زن و مرد به فرزندان آموزش داده شود، اما در دوران بلوغ دختر و پسر باید تمام نکات را یاد بگیرند. پروسه عادت ماهانه، ارتباط جنسی، روند تولید مثل و… را باید برایشان به صورت علمی و درست توضیح داد. البته که همه اینها باید در لوای آموزه‌های روانشناسی و کاملاً استاندارد باشد. اما متاسفانه چنین موضوع مهم و حیاتی‌ای حتی در مدارس و دانشگاه‌ها هم به درستی آموزش داده نمی‌شود. در چنین شرایطی نمی‌توان از جوانان انتظار داشت در زندگی روابط سالم و درستی داشته باشند.»

مسائل جنسی، دماسنج رابطه است

اهمیت روابط جنسی در زندگی آن‌قدر بالاست که دکتر کاویان‌فر، روانشناس تخصصی، زوج‌درمانگر و سکس‌تراپ، آن را به بخش اصلی یک‌سوم ابتدایی زندگی زوجین مرتبط دانست: «اگر زندگی را به سه قسمت تقسیم کنیم، یک‌سوم اولیه که دوران جوانی و بزرگسالی اولیه زوج‌هاست، رابطه جنسی ۷۵ درصد رابطه را شکل می‌دهد؛ یعنی اگر سن یک رابطه ۶۰ سال باشد و زوج هم در ۲۵ سالگی ازدواج کرده باشند، تا ۴۵ سالگی، رابطه جنسی ۲سوم از رابطه را تشکیل می‌دهد. همین مساله و این آمار کوچک، وضعیت زوجین و در واقع اهمیت رابطه جنسی را روشن می‌کند.»

کاویان‌فر رابطه جنسی را به دماسنج روابط تشبیه کرد: «در همین شرایط است که بحران‌هایی همچون روابط خارج از ازدواج، خیانت یا طلاق‌های عاطفی شکل می‌گیرد. مسائل جنسی همچون دماسنج یک رابطه است ولی افراد این مساله را اصلاً جدی نمی‌گیرند. خود من مراجعانی داشتم که ۱۲ سال با یکدیگر زندگی می‌کردند، بدون اینکه رابطه جنسی داشته باشند و در واقع تنها همخانه هم بودند.»

او با اشاره به آمار طلاق‌های ناشی از این مشکل ادامه داد: «بر اساس آمار مراکز مشاوره‌ای که من در آنها کار می‌کنم، عموماً بالای ۵۰ درصد از طلاق‌ها، ریشه در مشکلات عاطفی و جنسی دارد. این رقم تازه مربوط به افرادی است که در این‌باره صحبت می‌کنند. زوج‌هایی هستند که به خاطر آموزه‌های مذهبی حتی از مطرح کردن این مساله در جلسات مشاوره هم نگرانی و شرم دارند.»

سرنوشت مبهم کلینیک‌های جنسی

معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری در سال ۹۶ تفاهمنامه‌ای با وزارت بهداشت برای راه‌اندازی کلینیک‌های سلامت خانواده امضا کرد. کلینیکی که قرار بود خدمات تخصصی مانند مشاوره‌های حقوقی، مشاوره‌های خانوادگی و سلامت جنسی ارائه دهد. اما چالش‌های تخصصی میان وزارت بهداشت و شورای عالی انقلاب فرهنگی روند پیشرفت این کلینیک‌ها را دچار مشکل کرد. اگرچه دولت دوازدهم قول‌هایی درباره پیگیری این کلینیک‌ها داده بود، اما تا به امروز هیچ خبری نشده و به نظر نمی‌رسد این موضوع جزو اولویت‌های وزارت بهداشت و سعید نمکی باشد.

از سوی دیگر حالا ۲ سالی می‌شود که مشاوره طلاق برای زوج‌ها اجباری شده است. اگرچه این قانون شائبه‌های زیادی مبنی بر ایجاد بنگاه درآمدزایی برای برخی مراکز را هم به همراه داشته، اما به گفته محققان باعث کاهش ۲ درصدی آمار طلاق شده است.

نکته مهم اینکه وقتی در جامعه‌ای آموزه‌های جنسی ضعیف است، با مفاهیم آموزشی در مدارس به شدت مقابله می‌شود، آگاهی‌ای را که می‌تواند منجر به کاهش آمار تجاوز و خشونت‌های جنسی شود ضددین و غربی می‌خوانند، و مراکز مشاوره صرفاً به محلی برای نزاع‌های خانواگی- آن هم برای درصد محدودی از مردم- تبدیل شده است، خانواده باید نقش اصلی را ایفا کند و جور تمام این نداشته‌ها را بکشد.

این خبر خیانت، عامل ۸۰ درصد طلاق‌ها اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

«طلاق» و «ازدواج مجدد» را چگونه به فرزندمان توضیح دهیم؟

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، عموما علت مخالفت فرزندان با ازدواج مجدد والدین‌شان را حمایت از والد طرد شده یا آسیب‌دیدگی حس عزت نفس دانست و افزود: مهم‌ترین نگرانی که کودکان در مواجهه با طلاق والدین‌شان دارند این است که تکلیف آنها با ازدواج والدین‌شان چه می‌شود؟

 هر چقدر والدین در این زمینه شفاف‌سازی کنند و فرزندان را از مسائل مربوط به بزرگترها جدا کنند این فرزندان آسیب کمتری را متحمل می‌شوند؛ یعنی والدین به صورت شفاف زمان و علت طلاق خود را با عباراتی مانند «ما همیشه پدر و مادر تو خواهیم ماند اما نمی‌توانیم زن و شوهر خوشحالی در کنار هم باشیم و همین باعث می‌شود خسته‌ات کنیم، به همین دلیل تصمیم گرفتیم زن و شوهر نباشیم و فقط پدر و مادر تو باشیم؛ به این عمل طلاق می‌گویند، اما نه به این معنا که تو خانه نداری، بلکه از این به بعد دارای دو خانه می‌شوی» به فرزندشان توضیح دهند.
وی با اشاره به اینکه والدین باید سعی کنند طلاق‌شان موجب تغییر مکان زندگی فرزندشان نشود، افزود: هر چقدر کودک از محیط خانه، دوستان و مدرسه دور نشود سازگاری بیشتری با این اتفاق دارد.
اویار حسینی در ادامه یادآور شد: معمولا میان زوج‌های ایرانی که قصد طلاق دارند یکی از طرفین تمایلی به این کار ندارد، در این حالت احساس طرد و تحقیر در او باعث می‌شود ذهن فرزندش را به سطل آشغال روانی تبدیل کند که همه بدگویی‌ها و دلایل طلاق‌شان را در آن خالی کند که عموما هضم این رفتار متناسب سن کودک نیست و همین موجب می‌شود والدین جدی‌ترین آسیب را در این زمان به کودک وارد کنند.
بنابر اظهارات این مشاور خانواده، بیشترین سنی که ممکن است افراد در مواجهه با طلاق والدینشان دچار آسیب شوند پیش از دبستان و اوایل دوران بلوغ است، زیرا باتوجه به اینکه در این دو رده سنی به لحاظ شناختی چین و چروک مغز شکل نگرفته و آنها موضوع طلاق والدین‌شان را به شکل دیگری آنالیز می‌کنند؛
به طور مثال یک کودک پیش دبستانی این طور تصور می‌کند که مسئولیت طلاق والدینش با اوست و به دلیل اینکه فرزند بدی بوده یا نتوانسته والدینش را با یکدیگر آشتی دهد آنها تصمیم به جدایی گرفته‌اند، این درحالیست که اواخر نوجوانی حساسیت کمتری درباره ازدواج مجدد والدین وجود دارد.
وی با بیان اینکه فرزندان بر اساس گروه سنی مختلف هیجانات مختلفی نسبت به ازدواج والدین‌شان تجربه می‌کنند، تاکید کرد: چند رفتار والدین در پی ازدواج مجدد اوضاع را تخریب می‌کند، یکی از این اتفاقات آن است که والدی که از سوی همسرش طرد شده با فرزندش درد دل کند، این رفتار اثر مستقیمی بر عزت نفس کودک وارد می‌کند؛ طبق تحقیقات صدماتی که این رفتار بر عزت نفس کودک وارد می‌کند معادل “تجاوز” است
و دومین رفتار اثرگذار آن است که فرزند تصور کند باید مانع طلاق والدینش می‌شده اما نتوانسته، در این حالت آشفتگی به سراغ او می‌آید.
به گفته این مشاور خانواده، پیش شرط ازدواج مجدد موفق آن است که افراد بعد از طلاق مرحله سوگ را طی کرده باشند و مراقب باشند که روابط بر پایه نادرستی شکل نگیرد. یکی از عبارات اشتباهی که والدین در پی ازدواج مجددشان به کار می‌برند آن است که به فرزندشان می‌گویند “می‌خواهیم برای تو پدر یا مادر جدید بیاوریم، این عبارت بسیار نامناسب است، چراکه کودک خود دارای پدر و مادر است و همین عبارت باعث گارد گرفتن اولیه او در برابر همسر جدید پدر یا مادرش می‌شود. صحیح‌ترین عبارتی که می‌توان به این کودک گفت آن است که «پدر یا مادرت با فرد جدیدی ازدواج می‌کند».
اویار حسینی با بیان اینکه کودکان در ازدواج مجدد والدین‌شان رفتارهای مختلفی از خود بروز می‌دهند، گفت: والدینی که قصد ازدواج مجدد دارند اگر کودک‌شان در مواجهه با همسر جدید پدر یا مادرش احساس دلبستگی، امنیت و تکیه‌گاه را داشته باشد، ارتباط دوستانه‌ای شکل می‌گیرد؛
این در حالیست که مواجهه یک نوجوان با ازدواج مجدد والدین، علاوه بر این که فرد باید دلبستگی امنی را احساس کند باید اختلاف سنی زیادی میان آنها وجود نداشته باشد. ممکن است نوجوان به دلیل اینکه بخواهد از والدش انتقام‌گیری کند یا قصد جلب توجه داشته باشد به ضلع سوم این ازدواج تبدیل شود و چالش‌هایی را برای این زوج ایجاد کند،
لذا برای اینکه فرزند قبول کند که فرد جدید، همسر پدر یا مادر اوست باید به آنها توضیح داد که مسائل و تصمیمات مهم زندگی بر عهده پدر و مادر است و همسر پدر یا مادر تنها در بخش‌های فیزیکی مانند لباس، پوشاک و مسکن کمک می‌کنند؛ جا انداختن این طرز تفکر می‌تواند از بسیاری از مسائل و مشکلات ازدواج مجدد جلوگیری کند.
این مشاور خانواده در ادامه با بیان اینکه واژه “نامادری” در جامعه بار معنایی جالبی ندارد به طوریکه اگر مادر فرزندش را تنبیه کند یا کتک بزند می‌گویند مادر است و تربیت فرزند بر عهده اوست، اما اگر همین رفتار از سوی نامادری بروز یابد از او به عنوان “نامادر” یاد می‌شود، گفت: به همین دلیل توصیه می‌شود که این دسته از زوجین پس از شروع زندگی جدید دو سال ابتدایی زندگی خود را تحت نظر روانشناس کودک و نوجوان و زوج درمانگر باشند تا پایه‌های زندگی به درستی شکل گیرد و مرزها برای فرزند شفاف شود. زمانی که شروع زندگی جدید والدین هم از سوی خانواده و هم از سوی روانشناس به تایید رسید باید به مرور کودک را با همسر جدید پدر یا مادر آشنا کرد.  /عصرایران

این خبر «طلاق» و «ازدواج مجدد» را چگونه به فرزندمان توضیح دهیم؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

پژوهش های جالب درباره آثار طلاق بر کودکان: از تصورات غالب تا واقعیت های علمی (+ ۱۰ توصیه کاربردی برای والدینی که از هم جدا شده اند)

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، بزرگترین چالش پیش روی این والدین، معمولا نگرانی در خصوص سلامت روانی فرزندان در گذر از این دوران روحی سخت است. برخی اوقات ترس از آسیب به کودک تا جایی پیش می رود که والدین به زندگی تحت شرایط ناخوشایند و با وجود عدم میل قلبی خود ادامه می دهند. آنها تصور می کنند که با این نوع فداکاری، فرزندشان را از ضرر و زیان طلاق در امان نگاه خواهند داشت.

اما تحقیقات علمی ثابت کرده است که واقعیت با آن چه که ما فکر می کنیم تا اندازه زیادی تفاوت دارد. در واقع تنها درصد کمی از کودکانی که والدین آنها از یکدیگر جدا می شوند، با مشکلات روحی، اجتماعی و رفتاری جدی چه در همان سنین خردسالی و چه در دوران بزرگسالی مواجه خواهند شد. باتوجه به نکات عنوان شده، در ادامه نگاهی دقیق تر به تاثیر طلاق بر زندگی فرزندان و آثار بالقوه آسیب رسان آن خواهیم داشت.

اما تحقیقات علمی ثابت کرده است که واقعیت با آن چه که ما فکر می کنیم تا اندازه زیادی تفاوت دارد. در واقع تنها درصد کمی از کودکانی که والدین آنها از یکدیگر جدا می شوند، با مشکلات روحی، اجتماعی و رفتاری جدی چه در همان سنین خردسالی و چه در دوران بزرگسالی مواجه خواهند شد. باتوجه به نکات عنوان شده، در ادامه نگاهی دقیق تر به تاثیر طلاق بر زندگی فرزندان و آثار بالقوه آسیب رسان آن خواهیم داشت.

بازیابی سریع

جدایی والدین از یکدیگر، بیشترین میزان تاثیرات را در کوتاه مدت بر کودکان به جای می گذارد. اما تحقیقات نشان داده اند که فرزندان به خصوص هرچه سن کمتری در زمان طلاق داشته باشند، با سرعت بیشتری وارد مرحله بازیابی روحی روانی خود خواهند شد.

در سال ۲۰۰۲ مطالعه ای توسط E. Mavis Hetherington استاد بازنشسته روانشناسی از دانشگاه ویرجینیا و همکاران وی انجام شد که نتایج جالبی را به همراه داشت. طبق این پژوهش کودکان در کوتاه مدت، با عوارض مختلفی همچون اضطراب، خشم، شوک و حتی بی اعتمادی رو به رو می شوند. اما تمام این عواطف منفی ظرف مدت یک سال نخست جدایی از بین خواهد رفت. تنها درصد بسیار پایینی از کودکان به صورت طولانی مدت با این عوارض ناخواسته درگیر خواهند بود.

تعداد قابل توجهی از کودکانی که طلاق والدین خود را تجربه کرده اند، در دراز مدت چه از نظر تحصیلی و چه اجتماعی موفقیت های زیادی را به دست می آورند. Paul R. Amato جامعه شناس دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، طی یک بررسی کمّی در سال ۲۰۰۱ تاثیرات احتمالی طلاق بر کودکان ظرف گذشت چندین سال پس از جدایی والدین را مورد مطالعه قرار داد.
در این پژوهش کودکان خانواده هایی که با یکدیگر زندگی می کنند و کودکانی که تجربه طلاق را داشته اند، در سنین مختلف مقایسه شدند. 

محققان کودکان شرکت کننده را در دوران خردسالی و نوجوانی از نظر دستاوردهای آکادمیک، مشکلات رفتاری و عاطفی، آمار بزهکاری و روابط اجتماعی مورد پیگیری قرار دادند. به طور میانگین تفاوت نامحسوسی میان هر یک از دو گروه فوق از نظر فاکتورهای نام برده رویت شد. همچنین مشخص شده است که درگیری میان والدین چه در دورانی که تصمیم جدایی گرفته شده است و چه پس از آن، می تواند قابلیت خود تنظیمی فرزند را تا اندازه زیادی تضعیف کند و باعث شود آنها دیرتر خود را با شرایط جدید وفق دهند و به آرامش برسند.

Hetherington و همکاران در مطالعه ای دیگر که مربوط به سال ۱۹۸۵ می شود، توصیه کردند که در صورت تصمیم گیری والدین برای جدایی از هم، موضوع بسیار قبل تر با فرزندان در میان گذاشته شود تا پیشگیری حداکثری از آثار منفی طلاق به عمل آید.

نگرانی ها

علاوه بر موارد فوق، طلاق والدین می تواند منجر به مشکلاتی شود که تا اواخر دوران نوجوانی و ورود به بزرگسالی خود را نشان نمی دهند. با این حال Judith Wallerstein از دانشگاه کالیفرنیا در کتابی تحت عنوان “میراث غیر منتظره طلاق: یک مطالعه اختصاصی ۲۵ ساله” در سال ۲۰۰۰، اثرات دراز مدت جدایی والدین بر مشکلات ارتباطی فرزندان و ابتلا به افسردگی در دوران بزرگسالی آنها را مورد مطالعه قرار داد. در این مطالعه و شمار زیادی از تحقیقات دیگر نیز مشخص شد که طلاق لزوما به معنای بسته شدن دفتر زندگی کودک و عدم موفقیت وی در آینده نخواهد بود.

Hetherington  و نویسنده همراه وی در سال ۲۰۰۲ در کتاب “بهتر یا بدتر: طلاق تجدید نظر شده است“، مطالعه ای ۲۵ ساله را توضیح می دهد که در آن دو گروه از کودکان (خانواده هایی که کنار یکدیگر زندگی می کنند و آنهایی که از هم جدا شده اند) شرکت داشتند. مشخص شد که ۲۵ درصد از بزرگسالانی که والدین آنها از یکدیگر طلاق گرفته بودند، با مشکلات جدی اجتماعی، عاطفی و روانشناختی دست و پنجه نرم می کردند. همین آمار در گروه مقابل ۱۰ درصد بوده است. یافته های این بررسی نشان دادند که تفاوت میان دو گروه تنها ۱۵ درصد است و همچنان معلوم نیست که این تفاوت ناشی از طلاق بوده و یا به دلایل دیگری همچون استراتژی های نامناسب تربیتی رخ داده است.

Joan B. Kelly از دانشگاه ویرجینیا در یک مطالعه مروری مربوط به سال ۲۰۰۳، نشان داد که عمده ترین مشکل کودکان در دوران بزرگسالی به دنبال جدایی والدین، مهارت های اجتماعی ضعیف است. شمار زیادی از این کودکان قادر به برقراری روابط سالم با هم سن و سالان خود و روابط صمیمی با جنس مخالف در بزرگسالی نبودند. این در حالی است که مقایسه صورت گرفته بین مابقی عوارض طلاق، تفاوت فاحشی را نشان نداده است.

بدین ترتیب می توان گفت که بزرگترین نگرانی والدین، تاثیر طلاق بر مهارت های اجتماعی فرزندان خواهد بود که باید به درستی مدیریت شود. از طرف دیگر خلق و خوی منحصر به فرد هر کودک نیز در سطح مقاومت وی نسبت به پذیرش جدایی والدین اثرگذار خواهد بود. برای مثال بچه هایی که خلق و خوی آسان گیر و گذرا دارند، تمایل کمتری به مقابله و درگیری با عوارض روحی- روانی مختلف نشان می دهند. در مقابل کودکانی که شخصیت های مستقل تر دارند و مهارت حل مسئله آنها قوی است، به احتمال بالا مقاومت بیشتری از خود بروز خواهند داد و به راحتی کمک اطرافیان را نمی پذیرند. 


توصیه های کاربردی برای والدینی که از هم جدا شده اند:

۱ – بدیهی است که همیشه اولین توصیه این است که تا حد امکان از طلاق خودداری کنید ولی این بدان معنا نیست که خود و فرزندان تان در یک جهنم دائمی زندگی کنید. گاهی طلاق لازم است و از این بابت احساس گناه نکنید.

۲ – درگیر عبارت غیر علمی “بچه های طلاق” نشوید. “بچه های طلاق” وجود خارجی ندارند، همه بچه ها، “بچه های ازدواج” هستند و بعد از طلاق نیز همچنان بچه های ازدواج هستند.

۳ – نگرانی هایی که به طور سنتی به ما رسیده، عمدتاً نادرست هستند و اکثر کودکان می توانند بعد از دوران گذر به زندگی عادی برگردند و به رشد روحی و جسمی خود به طور عادی ادامه دهند. اگر بیش از حد نگران بچه ها باشید، خودتان را از بین می برید و اگر خودتان آسیب ببینید، نمی توانید والد خوب و سرزنده ای برای بچه ها باشید.

۴ – در ماه های اول طلاق، بچه ها دلگیر هستند و بهانه گیری می کنند؛ کنترل خودتان را از دست ندهید و بدانید این دوره به زودی خواهد گذشت. درک شان کنید و برنامه هایی برای تنوع بخشی در زندگی شان ایجاد کنید تا فکرشان کمتر درگیر ماجرای طلاق باشد مانند فرستادن آنها به کلاس های ورزشی، موسیقی، مهد کودک، سفر و … .

۵ – برای کاستن از تنش بچه ها، آنها را از دیدارهای منظم با والد دیگر مطمئن کنید.

۶ – از آنجا که نمی توان اثر منفی طلاق بر کودکان را انکار کرد (همانگونه که نمی توان در این باره مبالغه کرد)، وقت، انرژی و دقت بیشتری روی تربیت و ایجاد روابط صمیمانه و دوستانه با بچه ها و به ویژه هم صحبتی با آنها داشته باشید تا بتوانید اثرات منفی را به حداقل برسانید.

۷ – کودکان را هرگز از دیدار فامیل والد دیگر محروم نکنید. هر کودکی دوست دارد با دایی، عمو، عمه و خاله و فرزندان آنها رابطه دوستانه داشته باشد. توصیه جدی می شود که اگر کودک پدر بزرگ و مادر بزرگ دارد مدام آنها را ببیند چرا که تحقیقات نشان داده اند ملاقات منظم با پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها میزان افسردگی در کودکان را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد.

۸ – بعد از طلاق، به تنش و درگیری با همسر سابق تان ادامه ندهید چون این روند باعث تاخیر در روند عادی شدن زندگی کودکان می شود. همچنین علیه والد دیگر حرف نزنید تا ذهن کودک مغشوش نشود. به فرزندتان بگویید که همسر سابق تان پدر/مادر خوبی برای تو هست.

۹ – ممکن است فرزندان شما به ویژه اگر در دوران نوجوانی هستند، روابط صمیمانه تری با دوستان خود بنا نهند. اصل موضوع خوب است ولی دقت کنید که دچار روابط ناسالم با افراد نامناسب نشود.

۱۰ – و نهایتاً درگیر توهم همه چیز دانی نشوید و حتماً از راهنمایی هایی مشاوران متخصص و مجرب برای تربیت کودکان و حل مشکلات احتمالی کمک بگیرید و در این باره مطالعه کنید. یادتان باشد که کودکان در طلاق شما بی تقصیرند و همه مسؤولیت ها متوجه شماست.

این خبر پژوهش های جالب درباره آثار طلاق بر کودکان: از تصورات غالب تا واقعیت های علمی (+ ۱۰ توصیه کاربردی برای والدینی که از هم جدا شده اند) اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.