عملیات بلوط؛ آزادسازی موسولینی توسط کماندو‌های ویژه رایش سوم

سیاست های استبدادی دولت هیتلر و تجاوز به خاک کشورهای دیگر باعث شده در آثار و فیلم های مربوط به در جنگ جهانی دوم کمتر از عملیات های متهورانه «رایش سوم» یاد شود؛ با این وجود نیروهای نازی به لطف جنگ افزارهای قدرتمند و فناوری های پیشرفته ماموریت های حیرت انگیز بسیاری را پیاده سازی کردند. یکی از این عملیات‌های نظامی که ۷۵ سال قبل فیلمبرداری و در قالب مستند پخش شد، افراد بسیاری را در سراسر جهان انگشت به دهان گذاشت.

سقوط موسولینی بعد از دو دهه حکومت

سال ۱۹۴۳ دوران چندان خوبی برای «بنیتو موسولینی»، نخست وزیر ایتالیا نبود. شکست تحقیرآمیز در آفریقای شمالی، تلفات فاجعه بار در پی اعزام نیروها به جبهه های شرقی و کشیدن شدن جبهه های نبرد به دروازه های «سیسیل» زیبا تنها بخشی از ناکامی های وی در این سال بود.

در ۱۹ جولای ۱۹۴۳ بمب افکن‌ های متفقین رم را برای چندمین بار بمباران کردند. در این رویداد بیشتر مناطق مسکونی شهر، دو فرودگاه اصلی و بخش های باستانی «کلیسای سن لورنس» هدف قرار گرفتند که در پی آن نارضایتی ها از عملکرد موسولینی به بالاترین حد خود رسید.

برخلاف آلمان که به لطف سیاست مشت آهنین در سیطره کامل هیتلر و هوادارانش بود، ایتالیا هنوز پادشاه و انجمنی داشت که در صورت لزوم توانایی لازم برای به زیر کشیدن نخست وزیر وقت را داشتند.اعضای خشمگین دولت موسولینی که به خود لقب «ایل دوچه» به معنی پیشوا داده بود، علیه وی اقدام کردند. وی فردای همان روز به کاخ «شاه ویکتور امانوئل سوم» احضار شد. موسولینی بی خبر از همه جا فکر می کرد که قصد شاه تنها برگزاری یکی دیگر از جلسات هفتگی کسل کننده است اما «امانوئل سوم» پیام مبنی بر جایگزینی او با «مارشال بادولیو» را به او ابلاغ کرد:

دوچه عزیز، شرایط قابل قبول نیست، ایتالیا از هم پاشیده است. سربازان دیگر علاقه ای به جنگیدن ندارند. در حال حاضر تو منفورترین شخص در ایتالیا هستی.

بنیتو موسولینی در حالی که از این خبر شوکه شده بود کاخ را ترک کرد. او در ۲۱ سال گذشته بر تمام این کشور حکومت کرده بود و حالا اعضای دولت خودش بدون هیچگونه تشریفاتی او را از دفترش بیرون انداخته بودند. با این حال اوضاع قرار بود از این بدتر شود چرا که وی بلافاصله به دستور شاه توسط پلیس نظامی ایتالیا موسوم به «کارابینیری» دستگیر شد.

زمانی که خبر سقوط موسولینی به گوش متحد او یعنی هیتلر رسید، بسیار برآشفته شد. به هر حال اگر دیکتاتوری در بیخ گوش او به این آسانی برکنار می شود، شاید همین سرنوشت شوم در انتظار وی هم باشد.

شناسایی قلعه عقاب از طریق تصویربرداری هوایی

پیشوا که حالا از متحد شدن ایتالیای پس از موسولینی و متفقین بیم داشت، پروژه ضمیمه کردن متصرفات قبلی ایتالیا به قلمرو خود و آزاد کردن دوچه را در دستور کار قرار داد. ایتالیایی ها نیز که از تصمیم پیشوا بو برده بودند، به صورت مداوم محل بازداشت موسولینی را تغییر می دادند تا آلمانی ها قادر به پیدا کردن ردپای وی نباشند. از سوی دیگر هیتلر عزم خود را برای رهایی همپیمان سابقش جزم کرده بود و از این رو یکی از تکاوران زبده «اس اس» به نام سروان « اوتو اسکورزنی » را به ایتالیا فرستاد تا در قالب عملیاتی با کد «بلوط» (Eiche) محل اختفای بنیتو موسولینی را پیدا کرده و وی را نجات دهد.

اوتو اسکورزنی

اوتو اسکورزنی در کنار هیتلر

اسکورزنی که فرزند یک مهندس عمران اتریشی بود، علاوه بر زخم عمیقی که روی صورتش داشت، در جریان تهاجم شوروی از ناحیه پشت سر مورد اصابت گلوله انفجاری قرار گرفته بود و به همین خاطر به عنوان کارمند دفتری در برلین خدمت می کرد. وی در همین دوران تکنیک هایی جدید و غیرمتداولی را برای اجرای عملیات تکاوری در جنگ توسعه داد.

او که با تکنیک های ردیابی الکتریکی نیز بیگانه نبود در مدتی کوتاه و از طریق شنود سیگنال های رادیویی به مکان بازداشت موسولینی در «هتل کمپو»  واقع در «کوهستان آپنینی» جنوب ایتالیا پی برد. حالا نوبت به حل مشکل دوم رسیده بود که به چگونگی دسترسی به این مکان مربوط می شد.

اسکورزنی بهترین راهکار برای شناسایی منطقه را عکسبرداری هوایی می دانست که با تکیه بر نیروی هوایی قدرتمند آلمان ها و فناوری های پیشرفته آنها در زمان خود میسر می شد. وی بدین منظور به همراه یکی از همکارانش یونیفرم نیروهای آفریقایی را به تن کرده و با هدف تصویربرداری هوایی با استفاده از یک دوربین خودکار عازم منطقه شدند. در بین راه دوربین خودکار از کار می افتد اما تکاور آلمانی بدنه «پرپلکس» هواپیما را سوراخ کرده و با استفاده از دوربین دستی خود چندین تصویر را از زوایای مختلف ثبت می کند. (به نقل از Michael F. Dilley در کتاب «پشت جبهه ها»)

در تصاویر ثبت شده مشخص شد که هتل مذکور بر فراز یک تپه قرار داشته و امکان حمله با پاراشوت به آن وجود ندارد. با این حال تکه زمینی کوچک در آن نزدیکی از ویژگی های لازم برای فرود ناوگانی از گلایدرها مناسب تشخیص داده شد.

اجرای عملیات بلوط

صبح روز ۱۲ سپتامبر ۱۹۴۳ اوتو اسکورزنی همراه با تیمی از ماموران سرویس اطلاعاتی، کماندوهای «وافن اس اس» و نیروهای چترباز «لوفت وافه» (نیروی هوایی آلمان) سوار بر ۱۰ گلایدر ترابری DFS 230 عازم هتل مذکور شدند. این گلایدرها که توسط «انستیتوی تحقیقات» طراحی شده بودند، ظرفیت حمل ده نفر یا ۱.۲ تن بار را داشته و در عملیات های «فورت ابن-امل»، «نبرد کرت»، جنگ در شمال آفریقا و جبههٔ شرقی کارایی خود را ثابت کرده بودند.

حین نزدیک شدن به مکانی که سروان آلمانی برای فرود در نظر گرفته بود، مشخص شد که آن نقطه نه زمینی مسطح بلکه صخره ای با شیب تند است، با این حال دیگر برای تغییر تصمیم دیر شده بود. آنها ناچار به فرود آوردن گلایدر روی همان شیب تند شدند که به مصدومیت چند نفر از نیروها منجر شد.اوتو اسکورزنیدر پایین کوه دو واحد از نیروها ایستگاه قطاری که توریست ها را به سوی قله می برد، تسخیر کرده و تمام خطوط ارتباطی به دنیای خارج را قطع کرد. هتل محل اقامت موسولینی توسط دویست نفر از پلیس های نظامی حفاظت می شد اما اوتو اسکورزنی در عملیات بلوط فکر اینجا را هم کرده بود. وی بدین منظور یک ژنرال ایتالیایی به نام «فرناندو سولتی» را همراه خود برده بود که به محض نزدیک شدن ایتالیایی ها فریاد زد یا خود را تسلیم کرده یا آماده اعدام به جرم خیانت شوند. کارابینیری ها که کاملا گیج شده بودند، سلاح های خود را روی زمین گذاشته و تسلیم مهاجمان شدند.

نیروهای آلمانی بلافاصله جستجو برای موسولینی را شروع کردند و پس از یافتن او اسکورزنی با ادای احترام به وی گفت: «دوچه، من از سوی پیشوا آمده ام، شما آزادید». بنیتو که در این لحظه احساسی شده بود با صدای گرفته ای گفت:

می دانستم دوستم آدولف هیتلر مرا به حال خودم رها نمی کند.

اوتو اسکورزنی پس از ثبت تصاویر افتخار آمیز با دیکتاتور سابق ایتالیا از طریق بی سیم خواستار ارسال یک فروند هواپیمای فرود و برخاست کوتاه Fieseler Fi 156 شد تا موسولینی را روانه آلمان کند.

اوتو اسکورزنی

موسولینی در کنار کماندوهای آلمانی

هواپیمای مذکور به لطف مهارت یکی از خلبانان مشهور به نام «گرلاخ» در شیب نزدیک هتل فرود آمد. گرچه این پرنده برای حمل دو نفر طراحی شده بود اما سروان آلمانی هم با اصرار فراوان برای اسکورت موسولینی با آنها همراه شد. گرچه اینکار ریسک بالایی داشت اما او ترجیح می داد با موسولینی سقوط کند تا اینکه بعدا به بهانه ناکامی در مرحله آخر این ماموریت توسط پیشوا مجازات شود.

هواپیما سرانجام با موفقیت وارد مقصد شد و از اینرو عملیات بلوط به عنوان یکی از موفق ترین پروژه های کماندویی در تاریخ شناخته می شود، بدون شلیک حتی یک گلوله انجام شد. سرعت اجرای این ماموریت انقدر زیاد بود که تا زمان آزادسازی هدف، هنوز یکی از گلایدرها فرود نیامده بود.

پس از آزادی

زمانی که هیتلر روز ۱۴ سپتامبر در مرکز فرماندهی «آشیانه گرگ» واقع در جنگل های خارج از «راستنبورگ» با دوست قدیمی‌ و رهبر سابق ایتالیا دیدار کرد بسیار شوکه شد چرا که وی در این مدت وزن زیادی از دست داده و از نظر ظاهری اوضاع خوبی نداشت.اوتو اسکورزنیهیتلر پس از مدتی یک جمهوری سوسیال را در شمال ایتالیا برپا کرده و موسولینی را به عنوان رهبر دست نشانده آن انتخاب کرد. بنیتو تا این زمان دریافته بود که برای هیتلر با دیگر زیردستان او فرق چندانی ندارد. او در مصاحبه با «مادلین مولیر» تایید کرد بود که پایان کارش نزدیک است:

هفت سال قبل من شخص قابل توجهی بودم اما حالا تفاوت چندانی با یک جسد ندارم. بله خانم کار من تمام شده و ستاره ام سقوط کرده است. در درونم حس مبارزه باقی نمانده، هرچند به تلاش ادامه می دهم اما میدانم که این کار یک نمایش مضحک است. منتظر پایان این تراژدی هستم و ظاهرا آخرین تماشاچی آن منم.

حدس موسولینی درست بود و مدتی پس از فروپاشی جمهوری سوسیال ایتالیا، نیروهای پارتیزان او و معشوقه اش را حین فرار به سمت مرزهای آلمان نازی دستگیر کردند.اوتو اسکورزنیآنها پس از برپایی یک دادگاه صحرایی دیکتاتور سابق و همسرش را اعدام کرده و جنازه آنها را برای عبرت عمومی مدتی از یک پمپ بنزین آویزان کرده بودند که بعدا به دستور پاپ پایین آورده شد. برخی بر این باورند که جنازه وی پس از سوزاندن به دریا ریخته شده است.

سرنوشت اسکورزنی

از سوی دیگر عملیات بلوط برای اوتو اسکورزنی یک درجه تشویقی و صلیب آهنی شوالیه را به همراه آورد. بر اساس برخی شایعات وی قصد داشته طی عملیاتی به نام «پرش بلند» چرچیل، استالین و روزولت را که برای برگزاری محرمانه «کنفرانس تهران» به ایران آمده بودند، ترور کند. بر این اساس آلمان ها با رمزگشایی مکالمات نیروی دریایی آمریکا از این کنفرانس مطلع شده بودند اما سرویس اطلاعاتی شوروی با دستگیری تیم پیشرو کماندوهای آلمانی مانع از اجرای آن شد. اسکورزنی به لطف اشغال موفق مجارستان طی عملیات «مشت آهنین» به دریافت درجه سرهنگ دومی از سوی هیتلر نائل شد.

وی بعدها از سقوط یک هواپیمای نظامی نیز جان سالم به در برد. این تکاور آبدیده پس از شکست آلمان نیز از زندان متفقین فرار کرد و تا زمان مرگ به دلیل سرطان، به عنوان مشاور نظامی در آرژانتین و مصر به فعالیت خود ادامه داد.

The post عملیات بلوط؛ آزادسازی موسولینی توسط کماندو‌های ویژه رایش سوم appeared first on دیجیاتو.

گفتگو با محمدمهدی تندگویان: فیلترینگ در شان ما نیست

بیشتر از یک ماه صبر کردم تا «محمدمهدی تندگویان» که حالا در سمت معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان است، زمان مصاحبه را مشخص کند.

تندگویان در بخش‌های مختلفی ایفای نقش کرده است اما بیشتر از آنکه به سیاسی بودن مشهور باشد، به عنوان فردی اجرایی شناخته می‌شود. او پیش از آنکه به وزارت ورزش و جوانان بیاید عضو شورای شهر تهران و در جایگاه سخنگوی فراکسیون اصلاح‌طلبان بود، با این حال او اعتقاد داشت که شورای شهر باید اقدامات اجرایی داشته باشد و کمتر در مسائل سیاسی دخالت کند.

تندگویان همان‌گونه که در تمامی مصاحبه‌هایش صریح و دقیق صحبت می‌کند در این مصاحبه هم شجاعانه به تمام سوالات پاسخ می‌دهد و از آنجائیکه در کودکی، پدر خود شهید «محمدجواد تندگویان» را از دست داده و تحت تعلیم پدر بزرگ خود قرار گرفته، فردی اجرایی تربیت شده است. بی‌پروا صحبت می‌کند و عملگراست، به همین دلیل است که روحیات او با روحیات نسل جوان همخوانی دارد.

خیابان جردن ابتدای سلطانی، ساختمان سبز رنگ وزارت ورزش و جوانان مشخص است، معاونت ساماندهی امور جوانان هم طبقه چهارم همین ساختمان است. روی دیوار سالن انتظار و بالای میزکار معاون وزیر دو عکس از پدر شهیدش نصب شده، عکس‌هایی که سیاه سفیدند و قدیمی اما هنوز هم تاثیرگذار هستند.

پس از پذیرایی و کمی صحبت در مورد شرایط کاری جوانان مخصوصا جوانان سرپرست خانوار که ذهن تندگویان را به خود مشغول کرده، او نگاهی به ساعت خودش نگاهی می‌اندازد و مصاحبه یک ساعت و نیمی در مورد فیلترینگ، تجارت الکترونیک و اشتغال جوانان، بازی‌های رایانه‌ای، اجرای طرح سرباز مهارت در شرکت‌های دانش بنیان و توانمندسازی تشکل‌ها و استارت‌آپ‌های جوان، شروع می‌شود.

محمدمهدی تندگویان

پگاه طوسی  ـ دیجیاتو: شما به عنوان کسی که در فضای مجازی فعال هستید و سمت معاون ساماندهی امور جوانان را در وزارتخانه ورزش و جوانان دارید، فکر می کنید احساس نارضایتی جوانان که در شبکه‌های اجتماعی از جمله توییتر و اینستاگرام دیده می‌شود از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

جوانان دیده نمی‌شوند؛ گویا سال‌هاست که دولت، قانون‌گذاران و مسئولان آنها را فراموش کرده‌اند

محمد مهدی تندگویان: طیف و مدل ناراحتی جوانان بسیار گسترده است اما حرف اصلی آنها عدم توجه و دیده نشدن است. این نارضایتی‌ها شاخه‌های مختلفی مانند اشتغال، ازدواج و تحصیلات را دارد. اما اصل کلی که جوانان به آن می‌پردازند این است که آنها دیده نمی‌شوند؛ گویا سال‌هاست که دولت، قانون‌گذاران و مسئولان آنها را فراموش کرده‌اند. بخش دیگر ناامید شدن از قول‌ها و گفته‌های مسئولان است. در این سال‌ها شاید ما توانسته باشیم ۳۰ درصد از آنچه را که قول داده بودیم عملیاتی کنیم و ۷۰ درصد آن تبدیل به شعارهای مقطعی شده که بیشتر در زمان انتخابات ریاست جمهوری شنیده می‌شود و هیچ کدام از آنها عملیاتی نشدند.

مشکلاتی که اشاره کردید وجود دارد؛ اما به نظرتان مشکل و خشمی که می‌بینیم چقدر واقعی است، یا آنطور که آقای ظریف می‌گوید این‌‌ها ربات هستند؟

نارضایتی، متفاوت از توهین، اغتشاش و براندازی‌‌ست. به نظر من نارضایتی که توام با یک انتقاد منصفانه است و بحث اصلی آن دیده شدن، استفاده از طرح‌ها و ایده‌ها و بکارگیری آنها در جایگاه‌های مختلف است؛ کاملا از این موارد جداست.

جوانانی که من در اطراف خود می‌بینم و آنها اعتراض می‌کنند، اعتراض‌شان از نوع امیدبخش است. به من می‌گویند ما طرح و ایده داریم اما کسی بهایی به ما نداده و نهادهای مختلف ما را کنار گذاشتند؛ این مدل‌های اعتراض کاملا واقعی است. آنها جوان‌هایی هستند که استعدادهای بسیار خوبی دارند که می‌توانند به کشور اقتصاد اشتغال و هم نسلان خود کمک کنند ولی یا دیده نمی‌شوند یا زمانی که وارد بازار کار می‌شوند توسط نهادهای مختلف با آنها برخورد می‌شود. این مدل اعتراضات بسیار واقعی است.

بخشی از اعتراضات ممکن است پروپاگاندا و جو سازی برخی سایت‌ها باشد اما عمده اعتراضاتی که در کنار خود می‌بینم بچه‌هایی نیستند که بخواهند وارد اغتشاش شوند و مطالبات آنها به حق است.

محمدمهدی تندگویان

با اختیاراتی که شما در این جایگاه دارید چه حمایت‌هایی برای این دسته از جوانان انجام داده‌اید؟

مدل وظایف و اختیارات ما همان چیزی‌ست که در قانون مشخص شده‌است. برای جوانان کل کشور طرح‌ها و ایده‌های بسیاری داریم اما باید دید قانون چه اختیاراتی به ما داده است. با توجه به اختیاراتی که قانون به ما داده و تعریفی که برای معاونت جوانان شده است راه حل ما برای ساماندهی جوانان تشکل‌گرایی و NGO است؛ این تنها مدلی‌ست که قانون اجازه داده از جوانان حمایت‌های مادی و معنوی داشته باشم.

من همیشه از جوانان درخواست کرده‌ام که اگر قصد استفاده از خدمات و تسهیلات سازمان ما را دارند، از طریق تشکل‌ و NGO وارد شوند. معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری نیز وجود دارد که از جوانان نخبه‌های علمی حمایت می‌کند اما این نوع حمایت در حیطه من نیست اما تشکل‌ها و NGO ها جزو سرفصل‌های کاری ما هستند.

توصیه من به جوانان این است اگر ایده و طرحی دارند که منجر به درآمدزایی و اشتغالزایی خواهد شد، ایده خود را ثبت کنند؛ در سامانه ما درخواست خود را بنویسند تا ما بتوانیم چتر حمایتی خود را در روی سر آنها داشته باشیم. ما تا الان تمامی وام‌هایی که قول داده بودیم را اهدا کردیم و در حدود تعیین شده وظایف‌مان را انجام دادیم.

کمی بیشتر در مورد توییتر صحبت کنیم؛ در مورد فضایی که تبدیل به شبکه اجتماعی سیاستمداران و بزرگان شده و تقریبا حاکمیت، دولت و برخی اعضای مجلس درآن حضور دارند. به عنوان یک شهروند احساس نمی‌کنید که بسته بودن توییتر، حقوق شهروندی شما را نقض می‌کند؟

از نظر من محدود کردن هر نوع آزادی مشروعی اشتباه است

من کلی‌تر از این پاسخ می‌دهم. از نظر من محدود کردن هر نوع آزادی مشروعی اشتباه است و این فقط شامل فیلتر کردن شبکه‌های مجازی مثل فیسبوک، توییتر، تلگرام و سایت‌های دیگر نمی‌شود. خیلی موضوعات مشروع دیگر وجود دارد که بی دلیل با آنها برخورد می‌شود.

ساده‌ترین مورد تماشای بازی فوتبال در ورزشگاه و پارک است. این ساده‌‌ترین نوع آزادی برای جوانان و خانواده‌هاست که با آن ممانعت می‌شود. تشکل های هنری بسیاری وجود دارند که در زمینه‌های هنری مانند تئاتر و موسیقی کار می‌کنند. این تشکل‌ها اعتبار خود را از ما و مجوزهای لازم را از وزارت ارشاد دریافت می‌کند و حتی از نهادها و اماکن مختلف هم مجوز دریافت کرده اما زمان اجرای کنسرت جلوی او را می‌گیرند. این یک آزادی مشروع است که از آن جلوگیری می‌کنند.

فیلتر کردن توییتر و تلگرام چه فایده‌ای دارد به جز اینکه به جوان و مردم یاد می‌دهند این سد را بشکنند و فیلترشکن نصب کنند. در واقع خودمان بی‌قانونی را در کشور ترویج می‌دهیم. درحالیکه اگر فضای باز را ترویج کنم و به جای برخورد نحوه استفاده درست را آموزش داده و فرهنگسازی کنیم نتیجه آن خواهد شد که فضای آزاد در دسترس همه قرار گیرد و اگر کسی اشتباهی انجام می‌دهد، همان فضا و مردم با آن برخورد کنند. شما در جاهای مختلف دیدید که الان وقتی کسی کامنتی می‌گذارد که بی‌ادبانه و گستاخانه باشد کاربران با آن برخورد می‌کنند. چرا مردم معتقدند که ما اصالت داریم ادبیات کهن داریم و نباید به این سمت حرکت کنیم. اما زمانی که ما دخالت می‌کنیم بازتاب منفی می‌شود.

محمدمهدی تندگویان

با افزایش استفاده از فیلترشکن، خودمان بی‌قانونی را در کشور ترویج می‌دهیم

ما در تلگرام که کار می‌کردیم، کانال خبری داشتیم اما چه اتفاقی افتاد؟ استفاده از تلگرام برای ما دولتی‌ها ممنوع شد و بستری که در آن کار می‌کردیم را از دست دادیم اما طرف مقابل یعنی شبکه‌های برانداز، مخالف نظام و حتی شبکه‌هایی که موضوعات اخلاقی دارند در حال فعالیت هستند و مردم و جوانان درحال استفاده هستند.

یعنی بستری که در آن اخبارهای خوب و بد بالانس بود از بین رفت و یک سویه شد. این هیچ کمکی به ما نکرد. از سوی دیگر وقتی می‌بینم که جوانی روی گوشی‌ خودش فیلترشکن نصب کرده دیگر نمی‌توانم اعتراض کنم. یک موقعی بود که می‌دانستیم نصب فیلترشکن فقط برای موضوعات خاص است و به افراد تذکر می‌دادیم اما الان خودمان هم وقتی می‌خواهیم وارد توییتر شویم از فیلترشکن استفاده می‌کنیم. کاری که جوان‌ها می‌کنند.

کلیه آزادی‌های مشروع اگر آزاد باشد و روی آنها رصد و پایش انجام شود دستاورد ما بهتر از وضعیت فعلی است که هیچ کنترلی روی آن نداریم. وقتی نمی‌گذاریم جوان وارد ورزشگاه شود و بازی را تماشا کند او وارد یک فضای خصوصی می‌شود که نمی‌توانیم نظارتی بر آن داشته باشیم. چه بسا در این فضا کارهایی انجام دهد که بعدا به آسیب‌های اجتماعی منجر شود.

به جای فیلترینگ باید فرهنگ‌سازی انجام شود تا مردم نحوه استفاده صحیح را یاد بگیرند. دقیقا مانند پروسه ورود دستگاه‌های VHS که در ابتدا غیرقانونی بود اما کم‌کم پذیرفته شد و مردم استفاده از آن را یاد گرفتند. البته شاید معدود افرادی هم بودند که استفاده بدی از آن داشتند.

به نظر شما چرا پیام رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی داخلی توفیقی در جذب مخاطب عام ندارند؟

کشورهایی هستند که در این حوزه عملکرد مشابه دارند. من حدودا ۶ سال در چین زندگی کردم در چین هم همینطور است. دولت و حاکمیت استفاده از برخی نرم‌افزارهای ارتباطی را ممنوع کرده‌ و آنها را بسته‌اند اما در ازای آنها نرم افزاری ارائه شده که همان قدرت، توانایی و امنیت را دارد و به راحتی مردم از آنها استفاده می‌کنند.

اما وقتی که ما نتوانسته‌ایم به هر دلیل این فضا را به وجود بیاوریم جایگزین کردن مشابه‌ داخلی ادعای بیخودی است. یعنی اگر روزی نرم افزاری با توانمندی‌های بالا به وجود آمد به مرور مردم آن را جایگزین نمونه‌های خارجی می‌کنند. در چین حتی سایت‌های نقشه‌یابی مثل «گوگل مپ» هم فیلتر است ولی به ازای آن نرم افزاری وجود دارد که تمام خواسته‌های شما را پاسخ می‌دهد.

من هم آرزو دارم که ایران به جایی برسد که شبکه‌های کارآمد و قوی خود را داشته باشد اما زمانی که این اتفاق نیفتاده است نمی‌توانیم مردم را محدود کنیم و از آنها بخواهیم از نمونه‌های داخلی استفاده کنند.

محمدمهدی تندگویان

واقعیت این است که تلگرام برای جوانان اشتغالزایی کرده بود و عده ای از همین راه به مشتریان خود دسترسی داشتند و با این وضعیت اشتغال، از آن کسب درآمد می‌کردند. امروز به نظر شما فیلترینگ تلگرام چقدر بر اشتغالزایی جوانان تاثیر گذاشت؟

این حقیقت است که تلگرام در اشتغالزایی جوانان تاثیر داشت. مگر می‌شود با واقعیت مخالفت کرد. زمانی‌که من در شورای شهر بودم طرحی در همین زمینه مطرح کردم که در نهایت به نتیجه نرسید.

بحث تجارت الکترونیک موضوعی واقعی است. سایت آمازون در چندین کشور مشغول به فعالیت است و مردم از آن استفاده می‌کنند و بسیار هم رایج شده. هیچ‌کس نمی‌تواند آن را کتمان کند. در ایران نیز چنین بسترهایی ایجاد شد. سایت‌هایی در حال فعالیت هستند که شما با همان‌ها در حال خرید و فروش هستند. ماشین می‌گیرید و رفت و آمد می‌کنید. کسب و کارهایی که خرید و فروش، تاکسیرانی و آژانس‌های تهران را زیر سوال بردند و بسیار واقعی هستند.

من در شورا بحث کردم که سهم شهر تهران از تجارت الکترونیک چیست و چقدر است؟ کسی به این موضوعات توجه نمی‌کند. در تمام دنیا مالیات کسانی‌که تجارت الکترونیک دارند معلوم است و باید پرداخت شود چرا که بسترهای مشخصی دارند از آنها حمایت می‌شود و باید مالیاتی که بپردازند هم مشخص است. اما در اینجا به سراغ آن نرفته‌ایم. تجارت الکترونیک موضوع جدی است و هر بستری که به توسعه آن کمک کرده و مردم از آن استفاده کرده‌اند، بستر کاملا درستی است و ما باید نگاه خود را تغییر دهیم.

همیشه به دولت، اقتصاددانان، بازاریان و فعالان اقتصادی گفته‌ام که اگر جوانان را در حوزه تجارت الکترونیک جدی نگیرید، جوانان شما را به راحتی کنار می‌زنند. همین الان ببینید که چند درصد مراجعه حضوری برای خرید کالاهای مختلف وجود دارد؟ از نرم‌افزارها و کالاهای دیجیتال گرفته تا پوشاک، مبلمان و سایر موارد.

تقریبا همه موارد در فضای مجازی خرید و فروش می‌شود. اگر نگاهی به فضای واقعی بازار بیندازید متوجه خواهید شد که بافت سنتی با مشکل مواجه شده‌اند. این بسیار خوب است چون اگر بخش سنتی به فضای تجارت الکترونیک بپیوندند و استانداردسازی کالا صورت بگیرد که شبکه‌ای گسترده همه آنها را کنترل کند و در عین حال تنظیم قیمت بازار هم شکل بگیرد، در نهایت همه چیز به نفع مردم خواهد شد.

محمدمهدی تندگویان

با این حال این روزها زمزمه فیلترینگ اینستاگرام هم شنیده می شود. آیا با فیلترینگ اینستاگرام مساله تجارت الکترونیک جوانان دوباره ضربه نمی‌خورد؟ اگر بله پس چرا عده‌ای به دنبال چنین کاری هستند؟ آیا اینها تلاشی برای خدشه دار کردن فعالیت جوانان در حوزه تجارت الکترونیک نیست؟

این شبکه‌ها قابل فیلتر شدن نیستند، فیلتر کردن یک بازی است که درد هیچ‌کس را دوا نمی‌کند. عملا گروه‌ها و شبکه‌هایی که در تلگرام کارهای تجاری می‌کردند مانند قبل فعال هستند، کار خود را انجام می‌دهند و تنها اتفاقی که افتاد این بود که روی گوشی همه ما یک فیلترشکن نصب شد.

رفع فیلتر هم درخواست جوانان است هم نیاز و هم واقعیت روز است

این موضوع برای شان دولت و حکومت ما خوب نیست. البته شما مطلع هستید که این فیلترینگ از سوی دولت نبود. متاسفانه در ایران دستگاه‌های فرادستی وجود دارند که دولت هم حریف آنها نمی‌شود. علیرغم آنکه نظر ما این بود که نباید اینطور با مردم رفتار کنیم، نباید فلیتر کنیم و ما هم شعار حقوق شهروندی را می‌دهیم و دولت هم روی این موضوع مصر است. منتها نهادهای فرادستی وجود دارند که هماهنگ با دولت نیستند.

شما برای رفع فیلتر چه کردید؟

در این مورد همیشه صحبت کرده‌ایم و خواستار رفع فیلتر بودیم اما کسانی وجود دارند که از ما تاثیرگذارترند، مانند وزیر مربوطه آقای جهرمی که البته او هم جایی نبوده که فیلترینگ را محکوم نکرده باشد. من هم نسبت به درخواست جوانان صراحتا اعلام می‌کنم که رفع فیلتر هم درخواست جوانان است هم نیاز و هم واقعیت روز است.

یعنی اگر این بستر را ایجاد نکنیم، این ما هستیم که در بحث تجارت الکترونیک عقب می‌مانیم. رئیس جمهورهای تمام دنیا در توییتر با مردم ارتباط دارند گزارش‌های خود را در توییتر منتشر می‌کنند و در همان‌جا از مردم درخواست همراهی می‌کنند و به سوالات‌شان پاسخ می‌دهند. در واقع تمام فاصله‌ها برداشته شده و در ایران هم باید اتفاق بیفتد.

محمدمهدی تندگویان

شما چه حمایت هایی در این زمینه از استارتاپ ها انجام می دهید؟ تاکنون از چند استارتاپ حمایت شده و چه نتایجی داشته؟

مدل کار ما حرکت به سوی جامعه مدنی و توسعه یافتگی است

ما مدل متفاوتی داریم. قبلا هم تشکل‌ها و NGO ها وجود داشتند که برخی‌شان از وزارت کشور، بهزیستی و کمیته امداد مجوز می‌گرفتند. منتها ما شبکه کشوری ایجاد کردیم و مدل کار ما حرکت به سوی جامعه مدنی و توسعه یافتگی است. ابتدا انجام کار ما در وزارت ورزش و جوانان ۸۰ تشکل داشتیم که الان به دو هزار رسید و تقریبا به همین میزان درخواست داریم که در حال بررسی هستند.

ما دو سال قبل برای آنها انتخابات استانی برگزار کردیم و الان در کشور مجامع استانی تشکل‌های مردم نهاد جوانان را داریم. یعنی در هر استان با یک مجمع مشخص روبرو هستید که تشکل هر استان را ساماندهی می‌کنند. این تشکل‌ها قابل بررسی، پایش، خبرگیری و امتیازدهی هستند. بنابراین اگر تشکلی در مجموعه ما فعال نباشد خود به خود از سیستم ما خذف می‌شود چون مجامع استانی در حال بررسی آنها هستند.

حوزه فعالیت این تشکل‌ها بیشتر در چه بخش‌هایی است؟

در یک سالی که من وارد شدم اول از همه خواستم که حوزه فعالیت این تشکل‌ها بررسی شود. بنابراین در کنار مجمع ملی تشکل‌های مردم نهاد که به زودی دایر خواهد شد،۳ شبکه راه اندازی کردیم که روی اشتغال و تخصص تاکید دارد. یکی از شبکه‌ها در حوزه گردشگری است و مجموع تشکل‌های این حوزه که عمدتا بوم گردی انجام می‌دهند در یک شبکه و ۷ پهنه کشوری جای گرفتند. دبیرخانه خودش در تبریز فعال شده و پذیرش گردشگران خارجی را هم آغاز کرده است.

در این سیستم گردشگر بر اساس محل‌هایی که انتخاب کرده است وارد استان‌ها می‌شود و تورلیدر هر استان گردشگر را گردانده و به تورلیدر استان دیگر می‌سپارد.

ما برای بچه‌ها آموزش‌های توانمندسازی داریم و به آنها آموزش می‌دهیم اما کار اجرایی با خود آنهاست. پس از آموزش به افراد مدرک داده می‌شود، البته مدرک برخی به دانشگاه تهران فرستاده شده تا بر اساس عملکرد آنها مدرک داده شود. اردیبهشت ماه اولین دوره برگزار شد و در ماه‌های آینده دوره‌های بعدی برگزار می‌شود.

محمدمهدی تندگویان

برای تشکیل یک تشکل جوان که تحت حمایت شما قرار گیرند، اعضای تشکل باید در چه رده سنی باشند؟

قانون تا سن ۲۹ سال را اجازه می دهد ما در همین زمینه از شورای عالی درخواست کردیم که رنج سنی ۱۵ تا ۲۹ سال را به ۱۸ تا ۳۵ سال تغییر دهند چراکه برای هر دو مورد هم دلایل خود را داریم. از ۱۵ تا ۱۸ سال کاری نمی‌شود برای جوان کرد چراکه نمی‌توانند شخصیت حقوقی داشته باشند یا حساب بانکی باز کنند و این سن تحت نظارت و اختیار آموزش و پرورش است اما از ۱۸ سال به بعد جایگاهی است که ما می‌توانیم ورود پیدا کنیم بنابراین کف سنی را باید به ۱۸ سال رساند.

۳۵ سال هم با توجه به معیارهای بین المللی مطرح شده است. کشورهایی که در این زمینه کار می کنند معمولا رنج سنی را تا ۳۵ سال تعریف کرده اند و البته این موضوع کمی مرتبط به سن امید به زندگی در کشورهاست. ضمن انکه برخی از کشورها همین سن ۲۹ سال را سقف قرارداده اند. در ایران با توجه به مدل تحصیلات و دوره سربازی پسران از ۲۷ و ۲۸ سالگی می‌توانند به دنبال اشتغال برود و دو سال فایده‌ای برای برنامه ریزی و به وجود آوردن تشکل ندارد.

ما بر اساس مدل زندگی ایرانی از شورای عالی درخواست کردیم تا زمان بدهند و امیدواریم که جلسه شورا طی یک دو ماه اخیر برگزار شود.

چه تسهیلاتی از سوی وزارت ورزش و جوانان به تشکل‌ها و استارتاپ‌های تحت پوشش این وزارت خانه داده می‌شود؟

تشکل‌ها تا زمانی که سرمایه و اندوخته‌ای نداشته باشند معاف از مالیات و بیمه هستند. همچنین به آنها وام تعلق می‌گیرد.

محمدمهدی تندگویان

گفتگویی با وزیر ارتباطات در مورد سمن جوانان داشتید. وزارت جوانان این میان چه نقشی دارد؟

ما دو شبکه دیگر هم داریم. یکی از آنها شبکه استارتاپ است که دبیرخانه آن در استان زنجان است و سایتی با همکاری جهاد دانشگاهی احداث کردیم. مدل کاملا استارتاپی دارد. جوان زمانی که وارد می‌شود ۷ هفته آموزش می‌بیند، شرکت ثبت می‌کند همان‌جا ما به آنها اجازه کار می‌دهیم و به دستاورد می‌رسد. اگر خودش خواست جهاد دانشگاهی سهامدار شرکت می‌شود و از مجموعه ما خارج می‌شود و اگر درآمدزا شده بود خودش به تنهایی وارد بازار کار می‌شود. در همین چند ماهی که شروع به کار کردیم یکی از استارتاپ‌ها با ارزش اسمی ۶ تا ۷ میلیارد تومان از مجموعه ما خارج شد و استارتاپ‌های دیگر که هر کدام ارزش خود را داشتند.

در حال تولید یک اپ هستیم که تبدیل به بازاری برای کارآفرینان ما بشود

در عین حال شبکه استارتاپی هم ایجاد کردیم. از مجموعه تشکل خود را در کشور همه آنهایی که فعالیت استارتاپی دارند را عضو شبکه کرده ایم برای آنها دوره‌های آموزشی می‌گذاریم و هدف ما این است که یک بازارچه استارتاپی داشته باشیم.

شبکه سوم شبکه کارآفرین‌ها هستند که در استان گیلان راه اندازی کردیم و برای کل بچه‌های کار آفرین عضو دوره های آموزشی برگزار شد. طرح «ایده شو» در همان‌جا مطرح شد. در این طرح افراد می‌توانند ایده‌های خود را مطرح کنند، بعد اساتید نمره و امتیاز می‌دهند و اگر رای بیاورد وارد پروسه اجرایی خواهد شد. مثلا کارآفرین اول کشور در استان فارس در یکی از شهرستان ها موجب اشتغالزایی ۲۷۰ نفر شده است.

در حال تولید یک اپ هستیم که تبدیل به بازاری برای کارآفرینان ما بشود و فروش هم در آن انجام شود. تا کارافرینان بتوانند مبادلات خود را انجام دهند نمایندگی استانی داشته باشیم. البته نه مانند سایت ها و اپ های موجود که آگهی بازار هستند. به صورت پایلوت در استان ایلام راه اندازی شده است تا معایب آن رفع شود. جوانان سراسر کشور می توانند عضو شبکه شوند اما جوانانی که وارد شبکه می شود تا یک حدی اجازه فروش دارد و اگر بیشتر از آن شد باید ثبت تشکل انجام دهد. چون هدف غایی ما این است که برای توسعه یافتگی باید به سمت تشکل گرایی و NGO برویم. چراکه من به عنوان دولت یک جوان را نمی‌توانم به تنهایی حمایت کنم و حتما باید تشکلی ثبت شود.

امسال توانستیم برای آنها وام تهیه کنیم. سقف وام ۱۰۰ میلیون تومان است با بازپرداخت ۴ درصد تهیه کردیم. از اول سال تا کنون از ۱۷ میلیارد تومان در سطح کشور تسهیلات پرداخت کرده ایم. و تا اخر سال اگر تائیدیه‌ها و مجوزهای لازم را کسب کننده تا پایان سال ۷۰ میلیارد تومان وام پرداخت خواهیم کرد. طرح در کمیته طرح استانی تایید و بررسی می‌شود و اگر مطمئن شویم طرح سود‌آور خواهد بود و فرد به بدهکار بانکی تبدیل نمی شود او را به بانک ها معرفی خواهیم کرد تا تسهیلات خود را دریافت کند.

محمدمهدی تندگویان

چند نفر اعضای تشکل‌ها هستند؟

در کل کشور ۸۰۰ هزار نفر جوان حضور دارند که در این شبکه ها عضو و مشغول به کار هستند.

طرحی به نام خانه استارتاپ ها در استان البرز رقم خورد. اما خبری از آن نشد. چرا؟

امسال اعتبار حمایتی خوبی گذاشیتم تا فعال شود. در استان البرز دچار تغییرات مدیریتی شدیم؛ معاون جوانان استان البرز سال گذشته تغییر کرد و به همین دلیل مشکلات زیادی پیش رو داریم و به دستاورد خوبی نرسیده ایم. تنها استان فعال زنجان است.

یکی از دغدغه های دیگر جوانان سربازی است. اقداماتی در این باره صورت گرفته که سربازی در شرکت‌های دانش بنیان باشد. پشت این اقدامات معاونت فناوری ریاست جمهوری، آقای ستاری هستند. شما در این باره چه کاری کردید؟ آیا قصد ورود به این مساله را دارید؟

دستور رهبری است که کسانی که وارد سربازی می‌شوند با مهارت از سربازی خارج شوند

در این موضوع مشترک هستیم. ما و تمام وزارت خانه هایی که در حوزه «سرباز مهارت» کار می کنند یک ستاد کلی ست که همه در آن عضو هستیم. قبل از اینکه ما وارد شویم این پیشنهادات به ستاد نرفته بود. مدل آقای ستاری را ما به ستاد مهارت افزایی سربازان پیشنهاد دادیم و توافق انجام شد. این یک دستور رهبری است مبنی بر اینکه کسانی که وارد سربازی می‌شوند با مهارت از سربازی خارج شوند. ستاد کل نیروهای مسلح این دستور را اجرایی کرده است با یک تعداد مشخصی که تا پایان سال به آنها مهارت آموزش داده می شود و سربازی آنها تمام می شود. البته این تعداد هر سال افزایش پیدا خواهد کرد.

ما تفاهم نامه ای را بین وزیر ورزش و سردار باقری امضا کردیم که بچه هایی که در تشکل های اشتغالزا و کارافرینی ما شرکت کرده و حضور دارند و مورد تائید ما هستند بتوانند از موضوع امریه استفاده کنند. ما سهمیه محدودی داریم و نمی توانیم تمام اعضا و تشکل ها را شامل این موضوع کنیم.

سهمیه سالانه چقدر است؟

هنوز عددی تائید نشده بر اساس سهمیه‌ای که می‌گیریم ممکن است نهایتا سالی ۱۰۰۰ نفر باشد. شاخصه هایی اعلام میشود که جوانان بتوانند انها را اعلام کنند در سایت ثبت و ارائه کنند ما بررسی کنیم و به ستاد معرفی می کنیم تا بتوانند ۶ ماه اخر خدمت خود را  در تشکل خود بگذرانند. معاونت علمی و فناوری هم همین است و نخبگان می توانند ۶ ماه از سربازی خود را در حوزه خود بگذرانند.

محمدمهدی تندگویان

تاکنون همکاری با انجمن بازی‌ها و ورزش‌های الکترونیک داشته‌اید؟

ایران درآمد هنگفتی از بازی‌های نرم‌افزاری و رایانه‌ای ندارد

تا حالا انجمن به ما مراجعه نکرده است. احساس می کنم که فعال نیست یعنی ما فعالیت کشوری از آنها ندیده ایم. بچه‌های ما در حوزه های نرم افزاری بازی سازی فعالیت دارند و پیشنهاد دادند فدراسیونی راه اندازی کنیم که در مسابقات بین المللی شرکت کنیم.

الان بازی‌های نرم افزاری و بازی‌های رایانه‌ای درآمد هنگفتی ایجاد کرده اما ایران در آن سهمی ندارد یا حداقل پایگاهی ندارد که آنها را حمایت کند. ولی بچه‌های تشکل در این زمینه فعال هستند.

البته بنیاد ملی بازی های رایانه ای و تیم داریم که در بازی های ترکیه مدال کسب کردند.

این موارد خیلی محدود است. من با وزیر ورزش این موضوع را مطرح کرده‌ام چون این حوزه امکان ایجاد فدراسیون و لیگ سازی و مسابقات داخلی دارد ولی تا امروز من چنین اتفاقی را در سطح کشور ندیده ام که تیم های کشوری وجود داشته باشد. لیگ کشوری وجود ندارد که اعضای تیم ها از تمامی استان ها وجود داشته باشد.

علاقمندان زیادی در این زمینه وجود دارند اما همانطور که اشاره کردید به صورت دولتی سازمان یافته نشدند و حمایتی از آنها نشده است. شما قصد ندارید برای آنها اقدامی کنید؟

باید تعیین تکلیف شود. یک بخش آن در حوزه ورزش است و من نمی توانم درباره آن تعیین تکلیف کنم. یکی دو بار از وزیر خواهش کردیم این موضوع را تعیین تکلیف کنند. یا این موضوع را از حوزه ورزش خارج کند و به حوزه جوانان واگذار کند چون در وزارت ورزش و جوانان ما چندین معاونت داریم.

یکی معاونت ورزش حرفه‌ای‌، معاونت همگانی داریم که بازی های رایانه‌ای به عهده آنهاست. ولی چون برداشت ما این بوده که هر دو حوزه ضعیف عمل کردند درخواست کردیم که اگر ستاد و انجمن آنها فعال نیست این حوزه را به ما واگذار کنند تا جوانانی که در این حوزه‌ها در تشکل‌ها فعال هستند کار را شروع کنند.

لیگ کشوری برپا کنند ممبرهای مشخص داشته باشند، جوان ها را عضو کنیم و بعد با یک رصد مشخص حضور بچه‌ها را در مسابقات بین المللی ممکن کنیم اما هنوز حریف فدراسیون‌ها و معاونت‌های ورزشی نشدیم. ما معاونت ورزش‌های حرفه‌ای داریم که تمام لیگ‌ها تحت نظر آن هستند و اگر این یک بازی محسوب شود باید در معاونت ورزش‌های حرفه‌ای شکل بگیرد یا حداقل در ورزش همگانی‌؛ منتها تا امروز هیچ کدام از دو حوزه نتوانسته‌اند کاری انجام دهند.

ماه گذشته دو لیگ داخلی خصوصی برگزار شد که اسپانسر هم دارند و به شدت فعال هستند.

فدراسیون بازی های رایانه ای باید تحت حمایت وزارتخانه وجود داشته باشد. آقایان هم می گویند که ما داریم اما عملکرد خوبی ندارند. ما آماده هستیم که این فدراسیون را راه اندازی کنیم. چون این یک مدل برنامه ای نیست که نیاز به استادیوم و فضاهای عمرانی و بودجه هنگفت داشته باشد. فقط یک مدل شبکه سازی است که کار جوان هاست، کار مدیران سن و سال دار نیست.

بنیاد ملی بازی های رایانه ای هم زیر نظر وزارت ارشاد است و دخالت های محتوایی دارد و دخالت بازی سازی و لیگ حرفه ای نیست. این اتفاق باید در کشور بیفتد، تشکل های من پیشنهادات بسیاری خوبی داده‌اند انها آمادگی راه اندازی لیگ را دارند اما قانون به ما این اجازه را نداده که بتوانیم چنین کاری کنیم.

در جشنواره خوارزمی بخشی به نام جوان در خوارزمی وجود دارد منتها همکاری از شما ندیدیم و گویا تمام ماجرا به وزارت آموزش و پرورش گره خورده است، آیا خوب نیست که وزارت ورزش و جوانان به عنوان متولی امور جوانان در این جشنواره حضور داشته باشد؟

ما حاضریم با سایر وزارت‌خانه ها همکاری داشته باشیم منتها من یک تاکید دارم که بحث نخبه اجتماعی برای ما ارزشمندتر از نخبه علمی است نه اینکه آنها بی ارزش باشند اما آنها پایگاه و حمایت‌های خود را دارند.

همه حرف و تلاش ما برای حمایت از بخش خاکستری جوانان است. جوانی که ممکن است اهل مذهب سیاست و گروه ها نباشد حتی اهل علم هم نباشد اما او جوان ایرانی است و او باید وارد خانه جوانان استان ها شود تا بتوانیم برایشان تشکل ایجاد کرده و آنها را حمایت کنیم. اتفاقا از میان همین جوانان نخبگان بسیار خوبی به وجود می‌آید. زمانی که جوان ۲۷ ساله برای ۲۷۰ نفر اشتغالزایی کرده و به آنها حقوق و دستمزد می‌دهد ارزش او در شرایطی که کشور در ان دچار شده بسیار بالاتر از یک تحصیل‌کرده است. من این جوانان را بیشتر دوست دارم و حاضرم برای آنها جشنواره برگزار کنم یا با وزارتخانه‌ها توافق کنم چون این بخش از جوانان نادیده گرفته شده اند.

در کشور ما به جوانانی که دیپلم دارند اما برای دیگران و خودشان اشتغالزایی کرده اند هیچ اهمیتی نمی دهند

در کشور ما بسیار به موضوعات علمی و اعتقادی زیاد پرداخته شده است اما به جوانانی که دیپلم دارند اما برای دیگران و خودشان اشتغالزایی کرده اند هیچ اهمیتی نمی دهند. مدرک گرایی تاثیر مخربی بر جوانان و کشور گذاشته است. من در این مدت که به وزارت ورزش آمدم ۱۸ استان را دیدم و موارد عجیبی بین آنها بود. مثلا در روستایی کوچک فردی دکترای ژنتیک گرفته است، خوب این چه فایده دارد؟

ما آمایش اشتغال و تحصیلات در کشور نداشتیم و نداریم. کسی نیست اعلام کند که ما به کدام رشته ها بیشتر نیاز داریم و به کدام رشته ها کمتر. باید مرکز مشاوره داشت که آنها را هدایت کرد که برخی رشته ها را نخوانند چون در شهر و روستای تو اشتغالی برای این رشته وجود ندارد. بعد از آن مجبور میشوند به سمت کلانشهرها مهاجرت کنند، کار اشباع شده، بیکار می‌مانند و تبدیل به حاشیه نشینی شهری و اسیب‌های اجتماعی می‌شود.

محمدمهدی تندگویان

در واقع از نظر شما تخصص‌گرایی بر مدرک‌گرایی ارجحیت دارد؟

با تولید مدرک خیانت می کنیم

ما با تولید مدرک خیانت می کنیم به جوانان خود و آنها را تبدیل می‌کنیم به حاشیه نشینی شهری درصورتیکه می‌توانستند مهارت درستی را آموزش ببینند که در شهر خود کار کنند. مثلا جوشکاری در برخی جاها دستمزد بالاتر از پزشک دارد.

ما بچه‌های خود را عملیاتی تربیت نمی‌کنیم و مهارتی به آنها آموزش نمی‌دهیم. چرا باید جوانان را به سمت دانشگاه و مدرک گرایی سوق دهیم درصورتیکه اول باید آنها را به سمت مهارت گرایی سوق دهیم.

بنابراین ما از نخبگان اجتماعی حمایت می‌کنیم و برای آنها جشنواره برگزار می‌کنیم. چنانکه تاکنون هم برای شبکه گردشگری این کار را کردیم. از شبکه کارآفرینان هم همینطور که در آن از زنان سرپرست خانوار که اشتغالزایی می‌کنند حمایت کردیم جایزه و وام دادیم تا کار خودش را گسترش دهد.

به دنیای دیجیتال برگردیم. به عنوان یک عضو سابق شورای شهر تهران، به نظرتان آیا تحقق تهران هوشمند ممکن است؟ وضعیت هوشمندسازی شهر تهران چقدر می‌تواند بر بهبود زندگی شهری تاثیر داشته باشد؟

شهر هوشمند در ایران تقریبا محال است و در تهران ۱۰۰ درصد محال است

تا تکلیف دولت و مدل حضور آن در تهران مشخص نشود به هیچ جایی نخواهیم رسید. مشکل مردم شهر تهران این است که دولت تمام هزینه های خود را به مردم شهر تهران تحمیل می کند. ما شهروندان چرا باید هزینه حضور دولت را در تهران متحمل شویم؟ ترافیک شهر من چرا ایجاد شده است؟ تهران چگونه می‌تواند هوشمند شود وقتی که دولت تابع هیچ کدام از اصول شهرسازی و شهرداری نیست. جواب به نظر من صفر درصد است.

سایر کشورها چه راهی در پیش گرفتند تا شهرهای هوشمند داشته باشند؟

در کشوری مانند مالزی یک پایتخت سیاسی و یک پایتخت اداری تشکیل شد و کل بدنه دولت از شهر خارج شد و نقطه دیگری رفت و برای آنجا امکاناتی مثل مترو هم در نظر گرفته شد. اما وزارتخانه‌ای در تهران چندین ساختمان دارد. تردد اعضا و کارمندان آن چه تاثیری بر ترافیک دارد. همین وزارتخانه دو ساختمان دارد یکی در سئول یکی هم در جردن و اگر من در روز دو جلسه داشته باشم باید دائما در این مسیر تردد کنم. چرا مردم باید هزینه ترافیک من و کارمندان دولت را بپردازند؟

دولت تمام هزینه های خود را به مردم شهر تهران تحمیل می کند

تا تکلیف دولت و هزینه های سربار و ترافیک و نهادهایی که در این شهر دارد مشخص نشود این شهر هوشمند نخواهد شد. هوشمند یعنی مدیریت یکپارچه شهری. من در شهری کار می‌کنم به عنوان شهرداری که امکان مدیریت بر خیلی از نهادها را ندارم. پس چطور می‌توانم مدیریت یکپارچه داشته باشم؟

در کشورهای پیشرفته حاکمیت محلی با شهرداری هاست و بنابراین شهرداری ها مدیریت یکپارچه انجام می‌دهند و شهر هوشمند می‌شود اما در ایران ما حاکمیت محلی نداریم. شهر هوشمند در ایران تقریبا محال است و در تهران ۱۰۰ درصد محال است.

محمدمهدی تندگویان

دولت الکترونیک تاکنون چه مزیت‌ها و صرفه جویی‌هایی برای شما داشته؟

بخش هایی از دولت الکترونیک اجرایی شده و از نتایج آن جمع شدن کارتابل های فیزیکی و حذف کاغذ بوده که سرعت عمل را افزایش داده است. اما فراگیر نیست؛ یعنی مسئولان نمی‌توانند از خانه یا در زمان سفر لینک شوند و مکاتبات خود را انجام دهند. ایمنی هنوز در شبکه ایجاد نشده و هنوز مکاتبات محرمانه به صورت دستی انجام می‌شود.

در مدیریت شهری خیلی از موضوعات مانند سامانه‌های شهرسازی مثل کمیسیون ماده ۷ که مربوط به باغات است هنوز الکترونیکی نشده است. من دو سال تمام وقت خود را گذاشتم تا الکترونیکی شود اما حریف شهرداری نشدم و هنوز هم کارها دستی انجام می‌شود.

دولت الکترونیک محقق نشده چون زیرساخت های آن محقق نشده

ما فروشگاه خوبی داریم مانند شهروند اما چقدر می‌توان از سایت شهروند خرید مجازی کرد؟ تا جایی که من اطلاع دارم هیچ‌کس رضایتی از این موضوع ندارد. اقتصاد شهری و تبدیل آن به اقتصاد الکترونیک بخشی از پروژه دولت الکترونیک است که هنوز در آنها موفق نشده‌ایم. تجارت‌های الکترونیک شهری هم قاعده و سازمان مشخصی ندارد؛ اگر شما کالایی را الکترونیکی بخرید و بعد دچار مشکل و دعوا بشوید هیچ نهادی وجود ندارد که بتوانید از آن شکایت کنید.

پس از نظر شما دولت الکترونیک موفق عمل نکرده است؟

دولت الکترونیک محقق نشده چون زیرساخت های آن محقق نشده است. سرعت انتقال داده‌های ما هنوز کم است و عدد و رقم ها هنوز معقول نیست. شبکه ها گسترده نشده و نمی‌توان دولت الکترونیک را محقق کرد. مکاتبات ما تا استان‌ها به صورت الکترونیک انجام می‌شود و بیشتر از آن در دل استان ها به صورت دستی انجام می‌شود.

The post گفتگو با محمدمهدی تندگویان: فیلترینگ در شان ما نیست appeared first on دیجیاتو.

۵۷ سال در انتظار سفر به فضا؛ مری فانک ۸۰ ساله همچنان امیدوار است

«با کمال تاسف باید اعلام کنیم که برنامه Pensacola لغو شده است و امکان انجام آن وجود ندارد. امضا رندولف لاولیس.» این در واقع متن تلگرامی است که در سپتامبر سال ۱۹۶۱ میلادی برای یکی از داوطلبان بانوی سفر به فضا ارسال شد و سرنوشت وی را تغییر داد.

در واقع بودجه ای که قرار بود هزینه این سفر را تامین کند و با ارسال تیمی ۱۳ نفره از بانوان عنوان نخستین زن فضانورد را نصیب آمریکا کند، حذف شده بود. ۱۳ نفر برای حضور در آن سفر نامزد شده بودند و تمامی تست های فیزیکی و روانشناختی را پشت سر گذاشه بودند اما به خاطر آن اتفاق یاس و ناامیدی وصف ناشدنی بر آنها چیزه شده بود.

یکی از آن بانوان خانم مری والاس فانک (Mary Wallace (‘Wally’) Funk) بود که در سال ۱۹۳۹ متولد شده بود. او فرزند خانم و آقای فانک بود که در نیو مکزیکوی آمریکا یک فروشگاه پنج طبقه داشتند. او حالا ۸۰ سال دارد و با وجود آنکه ۵۷ سال از زمان دریافت آن تلگرام می گذرد هنوز امیدوار است که عازم فضا شود.

فانک بانویی سخت با روحیات مردانه است که سوار بر ون خود خیابان های تگزاس را زیر پا می گذارد. به رانندگی با دستانش اعتقادی ندارد و بیشتر ترجیح می دهد که زانوهایش را روی فرمان ماشین گذاشته و آن را هدایت کند. او در زمینه خلبانی هم تبحر دارد و گهگداری برای خالی نبودن عریضه در نقش بازرس سوانح هوایی ظاهر می شود و با این سن حتی در مسابقات نمایشی هوایی شرکت میکند. با این همه مشغله اما فانک همچنان امیدوار است که روزی عازم  فضا شود.

خبر خوب اینکه او در سال ۲۰۱۰ میلادی مبلغ ۲۰۰ هزار دلار را به شرکت ویرجین گالاکتیک متعلق به ریچارد برنسون پرداخت تا با سفینه فضایی SpaceShipTwo عازم سفر دلخواهش شود. خبر بد اینکه پروازهای ویرجین گالاکتیک همچنان در مرحله تست قرار دارند و در تازه ترین به روز رسانی برنسون اعلام کرده که سال آینده این سفرها آغاز می شوند.

نکته دیگر آنکه ولی در پایین ترین نقطه جدول قرار دارد و ۶۵۰ نفر دیگر قبل از او هستند که زودتر عازم این سفر خواهند شد . از آن جمله میتوان به جاستین بیبر و کیتی پری از خواننده های مطرح آمریکایی یاد کرد. به محض آنکه سفرهای فضایی ویرجین گالاکتیک شروع شوند در هر پرواز تنها ۶ مسافر می توانند حضور داشته باشند.

در همین رابطه اخیرا خبری به گوش ولی رسید مبنی بر آنکه شخصی با پرداخت یک میلیون دلار در یک مزایده، بلیط یکی از سفرهایی که قرار است لئوناردو دیکاپریو در آن حضور داشته باشد را خریداری کرده و به این ترتیب فاصله ولی به خاطر حضور این مسافران ثروتمند تا صدر جدول مرتبا بیشتر و بیشتر می شود.

اگر خاطرتان باشد در سال ۲۰۱۴ میلادی فضاپیمای ویرجین گالاکتیک در سال ۲۰۱۴ میلادی و طی یکی از پروازهای آزمایشی خود دچار سانحه شد و در جریان این اتفاق یکی از خلبان ها بلافاصله جان خود را از دست داد و دیگری به شدت مجروح گردید. همین مساله موجب شد که برنامه ویرجین گالاکتیک برای چند سالی به تاخیر بیافتد.

اما برای آنکه ولی و ۱۲ همسفرش شایستگی لازم برای حضور در برنامه سفر مرکوری ۱۳ را دریافت کنند همانطور که در بالا اشاره کردیم تست های سختی را پشت سر گذاشتند. آنطور که خودشان می گویند با آنها مانند خوکچه های هندی برخورد شد و معاینات پزشکی سفت و سختی را پشت سر گذاشتند.

در یکی از آزمایشات آب یخ به داخل گوش هایشان ریخته شد تا حالتی شبیه به سرگیجه در آنها ایجاد گردد و عکس العمل شان بررسی شود و در حالی که الکترودهای زیادی به بدنشان متصل بود برای مدت ۱۰ ساعت در فضایی تاریک درون یک تانکر آب شناور بودند. ولی همه این تست ها را با موفقیت پشت سر گذاشت و ثابت کرد که زنان هم میتوانند مانند مردان در آن آزمایشها خوب عمل کنند و گاهی اوقات حتی بهتر از آنها ظاهر شوند.

در نهایت نام فضانوردان زن (astronettes) روی آنها گذاشته شد. با این حال اما Jackie Cochran (نخستین زنی که دیوار صوتی را شکسته بود) و بودجه این پروژه را تامین نموده بود به انها خیانت کرد و بودجه خود را بنابر دلایل واهی از آن حذف نمود. پروژه سفر ۱۳ بانوی امریکایی به فضا به این شکل منتفی شد و Valentina Tereshkova بانوی روس نامش را به عنوان نخستین زنی به ثبت رساند که عازم سفر فضایی شده بود.

تا به حال ۶۱ بانو به فضا سفر کرده اند و آزمایشاتی که روی افراد متقاضی انجام میگیرد سختی گذشته را ندارد. با این حال اما امروزه فضانوردان باید در هر زمینه ای تایید شوند. آنها معمولا دارای مدرک دانشگاهی در زمینه علوم فضانوردی هستند و کارشناسی ارشد در زمینه مهندسی مکانیک دارند. یک فضانورد همچنین به طور متوسط میتواند به پنج زبان زنده دنیا از جمله ماندرین (چینی) سخن بگوید تا بتواند تعاملات لازم را با دیگر فضانوردان داشته باشد.

The post ۵۷ سال در انتظار سفر به فضا؛ مری فانک ۸۰ ساله همچنان امیدوار است appeared first on دیجیاتو.

۱۰ نوآور برتر تاریخ بشر و خدماتی که به جهان ارائه دادند

طبیعت نوآوری در فاصله گرفتن از وضعیت یکنواخت موجود است و انسان های نوآور معمولاً زمانی شکوفا می شوند که تا حدی از روزمرگی و شرایط عادی دور شده باشند.

نوآوری سطوح مختلفی دارد و در برخی موارد می تواند با پایان دادن به روش های قدیمی، نقطه آغازی برای متدهای جدید باشد. ما نیز در این مطلب قصد داریم شما را با ۱۰ نفر از برترین نوآوران تاریخ که هرکدام به نوعی موجب تغییر پارادایم های غالب زمان خود شدند، آشنا کنیم. با دیجیاتو همراه باشید.

سای لون

نوآور

بسیاری از نویسندگان و پژوهشگران غربی از کارل مارکس گرفته تا فرانسیس بیکن، کشور چین را به عنوان خاستگاه اصلی بسیاری از نوآوری های دنیای مدرن می دانند. در بین ابداعات چینی که به چهار اختراع بزرگ معروفند، یعنی قطب نما، باروت، ساخت کاغذ و چاپ، تنها یکی از آنهاست که اعتبارش به شخص خاصی تعلق دارد.

سای لون در سال ۱۰۵ میلادی کاغذ را اختراع کرد

بر اساس شواهد تاریخی، سای لون یا تسای لون که یکی از خدمتکاران دادگاه امپراطوری چین بود، در سال ۱۰۵ میلادی کاغذ را اختراع کرد. البته مانند بسیاری از ابداعات دیگر، کاغذ نیز با تکامل یک ایده موجود اختراع شد. قرن ها بود که انسان برای نوشتن و انتقال پیام، از پاپیروس استفاده می کرد؛ اما مشکل پاپیروس ظرافت و قیمت بالا در کنار کندی فرآیند نوشتار و راحتی از بین رفتن آن بود.

سای لون نیز با توجه به این موضوع، به دنبال جایگزینی برای پاپیروس گشت و توانست از ترکیب چوب خیس خورده، کنف، پارچه کهنه و تور ماهیگیری نخستین برگه های کاغذ را تولید کند.

این محصول علاوه بر سهولت استفاده، راحت تر تولید و حمل می شد و سای لون نیز پیش از ارائه آن به کل کشور، فرمول و فرآیند خود را بهبود داد. کاغذ جدید نیز به سرعت در چین و بعد در کل دنیا فراگیر و جایگزین پاپیروس شد.

برادران رایت

نوآور

چه طور ممکن است دو برادر حلب ساز اختراعی را به ثبت برسانند که در حالت عادی، تنها یک کمپانی قدرتمند با منابع انسانی و مالی قابل توجه از پس آن برمی آید؟ ساده ترین پاسخ به این سؤال پشتکار پایان ناپذیر است.

در ۱۷ دسامبر سال ۱۹۰۳ میلادی برادران رایت بالاخره نخستین پرواز با یک هواپیمای موتوردار قابل هدایت را انجام دادند

ویلبر و اورویل رایت دو برادر از شهر دیتون ایالت اوهایو آمریکا بودند که در محل زندگی خود به تعمیر دوچرخه می پرداختند. آنها در کودکی تحت تأثیر اختراعات آلفونس پناود فرانسوی که یکی از پیشگامان علم هوانوردی بود قرار گرفتند و زمانی که بزرگ شدند، رؤیای ساخت یک ماشین پرنده واقعی را دنبال کردند.

البته پیش از برادران رایت، بسیاری از ماجراجویان و مخترعان نیز اقدام به ساخت هواپیما کرده بودند؛ اما این دو برادر نوآور آمریکایی که علوم مهندسی را خود فراگرفته بودند، پس از هر شکست دوباره به تخته های طراحی باز می گشتند و به رفع نواقص طرح می پرداختند.

در ۱۷ دسامبر سال ۱۹۰۳ میلادی برادران رایت بالاخره نخستین پرواز با یک هواپیمای موتوردار قابل هدایت را انجام دادند و دو سال بعد از اولین هواپیمای کاربردی دنیا رونمایی کردند. ابداعی که سرآغاز صنعت هوانوردی بود و کره زمین را به دنیای کوچکتری تبدیل کرد.

لئوناردو داوینچی

نوآور

لئوناردو داوینچی بیشتر شهرت خود را به خاطر نقاشی هایی مانند مونالیزا و شام آخر به دست آورده و معمولاً از او به عنوان یکی از بزرگترین هنرمندان کل دوران یاد می شود. اما جالب است بدانید که داوینچی یک دانشمند و مهندس با استعداد هم بود و مخترعی نوآور به حساب می آمد.

ایده اولیه وسایلی مانند دوچرخه، هواپیما، هلیکوپتر، مسلسل و چتر نجات در طرح های داوینچی یافت شده است

به عنوان یکی از ذهن های خلاق دوران رنسانس، لئوناردو در تاریخ ۱۵ آوریل سال ۱۴۵۲ میلادی در دهکده وینچی ایتالیا متولد شد. ایده های داوینچی بسیار جلوتر از زمان خود بودند و بنیان های طراحی وسایلی مانند دوچرخه، هواپیما، هلیکوپتر، مسلسل و چتر نجات را که قرن ها بعد ساخته شدند بنا نهادند.

از دانش عمیق داوینچی در زمینه ساختار بدن (که در طرح ها و نقاشی هایش مشهود است) تا درک بالای او از علوم فیزیک، ریاضی و نجوم، کلید اصلی نوآوری های لئوناردو اهل دهکده وینچی را می توان هماهنگ کردن دانش و استعدادش برای ایده پردازی دانست.

گالیلئو گالیله

نوآور

گالیله اختراعات و اکتشافات بسیاری داشت اما مهمترین شاخصه این نوآور ایتالیایی، پرسشگری و به چالش کشیدن علوم و باورهای رایج بود. او در ۱۵ فوریه سال ۱۵۶۴ میلادی در شهر پیزا به دنیا آمد و پدرش یکی از موسیقیدانان برجسته زمان بود.

تلسکوپ گالیله بزرگنمایی ۲۰ برابری داشت

شاید شاخص ترین و با اهمیت ترین اختراع گالیله، تلسکوپ او باشد که بر اساس طرح دوربین های تک چشمی دانشمندان هم عصرش ساخت. البته دوربین های مذکور توانایی بزرگنمایی ۳ برابری داشتند، حال آن که اختراع گالیله بزرگنمایی ۲۰ برابری داشت و به او اجازه می داد اجرام آسمانی را با دقت مورد مطالعه قرار دهد.

گالیله با استفاده از همین وسیله توانست ناهمواری های سطح ماه را بررسی کند، چهار قمر بزرگ سیاره مشتری را ببیند و یک ابرنواختر را مشاهده نماید. اکتشافات اینچنینی گالیله را قادر ساختند که نظریه خورشید مرکزی کوپرنیک را اثبات کند و تئوری حاکم، مبنی بر مرکزیت زمین در عالم، را زیر سؤال ببرد.

البته طبق معمول سخنان این دانشمند به مذاق کلیسای کاتولیک خوش نیامد و آنها گالیله را تکفیر کرده و به زندان انداختند. اما بعدها در مجازاتش تخفیف قائل شده و گالیله را تا سال ۱۶۴۲ و پایان زندگی در خانه اش در توسکانی حبس کردند.

ایدا لاولیس

نوآور

ایدا لاولیس دختر شاعر معروف انگلیسی لرد بایرون بود و از همان ابتدا در محیطی اشرافی بزرگ شد. اما بر خلاف بسیاری از دختران اشراف زاده قرن ۱۹، به تحصیل علم پرداخت و با شخصیت نوآور و ایده پردازی که داشت، پایه های انقلاب کامپیوتری که یک قرن بعد رخ داد را بنا کرد.

ایدا لاولیس پایه های انقلاب کامپیوتری را بنا کرد

لاولیس در سن ۱۷ سالگی با چارلز ببیج که روی دستگاهی به نام «موتور آنالیز» کار می کرد آشنا شد. این دستگاه که به نوعی یکی از نخستین کامپیوترها بود، توجه ایدا را جلب کرد و با تلاشی که لاولیس برای پیشبرد پروژه انجام می داد، لقب «جادوگر اعداد» را از طرف ببیج برایش به ارمغان آورد.

اما مهمترین تأثیری که ایدا روی پروژه داشت، ایده پردازی درباره امکان استفاده از سمبل ها در کنار اعداد و همچنین نمایش وجود چیزهای مختلف با استفاده از ارقام بود که در واقع پل عبور از محاسبات به رایانش به حساب می آمد.

البته ایدا لاولیس در جوانی مرد اما میراث ارزشمندی را بر جای گذاشت که راهنمای مسیر آلن تورینگ پدر علم محاسبه نوین و هوش مصنوعی شد.

توماس ادیسون

نوآور

توماس آلوا ادیسون که معمولاً از او به عنوان بزرگترین مخترع تاریخ یاد می شود، در سال ۱۸۴۷ میلادی در ایالت اوهایو آمریکا متولد شده و در طول دوران کاری اش بیش از ۱۰۰۰ پتنت به نام خود ثبت کرده است.

ادیسون که همواره در کنار ابداعات تکنولوژی و علمی نگاهی هم به کسب و کار داشت و موضوع ثبت اختراع را جدی می گرفت، همیشه روی ایده هایی تمرکز می کرد که بتوان آنها را به محصول نهایی و قابل فروش تبدیل کرد و یکی از مشکلات روزمره زندگی را با آن حل نمود.

ادیسون همواره موضوع ثبت اختراع را جدی می گرفت

قلب تپنده فعالیت های ادیسون مرکز تحقیقاتی منلو پارک او در نیوجرسی بود که تنها برای یک هدف آن هم اختراع کردن تأسیس شده بود و نخستین مرکز در نوع خود به شمار می آمد. تیم ادیسون در این مرکز روی ایده های جدید کار می کردند و محصولات قابل تولید در ابعاد گسترده را روانه کارگاه های صنعتی می نمودند.

از جمله اختراعات ادیسون می توان به تلگراف، گرامافون، باتری های آلکالین، دوربین فیلمبرداری (نسخه ابتدایی) و از همه مهم تر نخستین لامپ الکتریکی کاربردی اشاره کرد که چنین اختراعاتی، یکی از مهمترین عوامل رشد صنعتی آمریکا در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ بودند.

ماری کوری

نوآور

ماری کوری بر خلاف بسیاری از کاشفان و مخترعان نوآور هم عصر خود، نتایج کارش را به صورت پتنت ثبت نکرد و بدون چشم داشت به مسائل مالی، پژوهش های خود را در اختیار جامعه علمی قرار داد تا باقی دانشمندان بتوانند تحقیقاتش را کامل تر کنند.

ماری کوری در علوم فیزیک و شیمی مفتخر به دریافت جایزه نوبل شده است

مادام کوری که سال ۱۸۶۷ در لهستان به دنیا آمد، به دلیل فضای حاکم آن دوران در اروپای شرقی، به عنوان یک دختر از تحصیل در کالج محروم بود و به همین خاطر دانش خود را از طریق یک نهاد مخفی به نام دانشگاه پروازی فرا گرفت. او سپس برای ادامه تحصیل به فرانسه و دانشگاه سوربن (که دختران را می پذیرفت) رفت و به یکی از بزرگترین دانشمندان تاریخ بدل شد.

ماری کوری که بیشتر به خاطر پژوهش هایش در زمینه مواد رادیواکتیو و کشف عنصر پولونیوم شناخته می شود، نخستین فردی است که توانسته دو جایزه نوبل (یکی در زمینه فیزیک و دیگری در زمینه شیمی) دریافت کند و تئوری رادیواکتیویته را پایه ریزی نماید.

البته این بانوی نوآور تأثیرات مرگبار مواد رادیواکتیو روی بدن انسان را به صورت ناخواسته کشف کرد و در سال ۱۹۳۴ به خاطر سرطان خونی که از طریق تابش مواد رادیواکتیو در بدنش ایجاد شده بود، درگذشت.

هدی لامار

نوآور

هدی لامار یکی از آن مثال هاییست که درباره قضاوت نادرست از روی ظاهر می توان زد. وی که یک بازیگر اتریشی-آمریکایی بود، به صورت نه چندان آشکار تحقیقات علمی انجام می داد و نتایج کارهای او به خلق فناوری هایی مانند بلوتوث و وای فای در سال های بعد انجامید.

هدی لامار بازیگر هالیوود بود

لامار که علوم ارتباطات و مهندسی مخابرات را به صورت خودآموز فراگرفته بود، در کنار بازیگری هالیوود، روی فناوری های بی سیم کار می کرد و طی جنگ جهانی دوم، روشی را برای انتشار امواج اختراع کرد که دقت اژدر زیردریایی های متحدین را به طرز چشمگیری افزایش داد.

فناوری به کار رفته در زیردریایی ها بعدها تکامل یافت و حالا در قالب تکنولوژی های ارتباطی بی سیم به صورت روزمره توسط بسیاری از مردم دنیا مورد استفاده قرار می گیرد.

روزالیند فرانکلین

نوآور

مانند بسیاری از بانوان تأثیرگذار دنیای علم، روزالیند فرانکلین نیز برای تحصیلات با مشکل مواجه بود و پدرش از تقبل هزینه های دانشگاه سر باز می زد. البته در نهایت روزالیند به دانشگاه کمبریج راه یافت و توانست مدرک دکتری خود را سال ۱۹۵۱ در رشته شیمی فیزیک دریافت کند.

مهم ترین دستاورد فرانکلین، نقش اساسی او در پژوهشی است که به عنوان بزرگترین کشف قرن بیستم شناخته شده و ساختار DNA انسان را در یک عکس پرتو ایکس نشان می دهد. البته بسیاری از همکاران مرد او همواره روزالیند را پایین تر از خود دیده و در حد یک دستیار به او می نگریستند.

پژوهش های روزالیند فرانکلین به ترسیم ساختار DNA انجامید

یکی از این همکاران شخصی به نام موریس ویلکینز بود که بدون اطلاع فرانکلین، تحقیقات او را با فردی به نام فرانسیس کریک به اشتراک گذاشت و این دو با استفاده از اطلاعات پژوهش روزالیند فرانکلین، نخستین مدل DNA را ترسیم کردند. این دستاورد که منجر به دگرگونی علم پزشکی و داروسازی شد، در سال ۱۹۶۲ جایزه نوبل را نصیب ویلکینز و کریک کرد.

البته فرانکلین روزالیند چهار سال قبل بر اثر سرطان فوت کرده بود و از آنجایی که جایزه نوبل به افراد فوت شده تعلق نمی گیرد، نقش او نیز در این دستاورد مورد شناسایی قرار نگرفت. هرچند تا به امروز کمپین های زیادی برای بازگرداندن اعتبار کشف ساختار DNA به فرانکلین راه اندازی شده، اما همچنان این بانوی دانشمند و نوآور مورد بی مهری جامعه علمی قرار دارد.

تیم برنرز لی

در سال ۱۹۸۹ میلادی، تیم برنرز لی که در آزمایشگاه CERN سوئیس کار می کرد، برای نخستین بار مرورگری برای هایپرتکست ابداع نمود و تا ماه اکتبر سال بعد، هسته های اصلی شبکه جهانی اینترنت را پی ریزی کرد که ما آنها را با نام های HTML ،URL و HTTP می شناسیم.

این نوآور انگلیسی که در ابتدا ابزار مورد اشاره را به منظور ارتباط دانشمندان سراسر دنیا برای تبادل اطلاعات علمی بنا کرده بود، متوجه پتانسیل بالای ایده خود شد و کاربردهای آن را فراتر از دنیای آکادمیک یافت. فعالیت های بعدی آقای لی و توسعه ایده اولیه اش نحوه تعامل انسان ها با یکدیگر را برای همیشه تغییر داد.

The post 10 نوآور برتر تاریخ بشر و خدماتی که به جهان ارائه دادند appeared first on دیجیاتو.

مروری بر زندگی توماس واتسون؛ مردی که IBM را به اوج رساند

وقتی به تاریخچه صنعت کامپیوتر نگاه می کنیم، در میان نام های بسیاری که به پیشرفت آن کمک کرده اند، IBM جایگاه ویژه ای دارد و گویی این کمپانی به تنهایی نیروی خلاقی بود که توسعه رایانه ها را به پیش می برد.

برای نسل های اولیه کاربران کامپیوتر، «IBM PC» مفهوم اصلی رایانه بود و هرچیز دیگری یک کپی ضعیف و ارزان قیمت به شمار می آمد؛ جایگاهی که مسلماً به صورت تصادفی به دست نیامده بود.

البته بسیاری از افراد معتقدند که IBM استحقاق جایگاه مذکور را نداشت و صرفاً به واسطه سیستم بازاریابی و فروش قدرتمند، توانسته بود در صنعت کامپیوتر رشد کند. در این دیدگاه توماس جفرسون، مردی که باعث اوج گیری IBM شد، یک فروشنده قهار در نظر گرفته شده که  علاقه ای به محصولات تولیدی نداشت و بیشتر به دنبال جذب مشتری و کسب درآمد بود.

با چنین فرضی IBM حتی ممکن بود وارد صنعت مواد غذایی یخ زده شده و در آنجا به موفقیت برسد. اما واقعیت چیز دیگریست…

سال های نخست زندگی تا ورود به بازار کسب و کار

توماس جان واتسون در تاریخ ۱۷ فوریه ۱۸۷۴ میلادی در یک خانواده اسکاتلندی به دنیا آمد که در دوران قحطی سیب زمینی در کشورشان، به آمریکا مهاجرت کرده بودند. خانواده واتسون در زمینه تجارت چوب فعالیت داشتند که احتمالاً نخستین گام های ورود او به بازار کسب و کار از همین جا آغاز شد.

پدر توماس علاقه داشت پسرش را در لباس وکالت ببیند اما پس از دوران مدرسه، توماس تصمیم دیگری گرفت و به دنبال معلمی رفت. البته تنها یک روز تدریس کافی بود که واتسون جوان برای همیشه قید معلم شدن را بزند.

نخستین شغل توماس واتسون حسابداری برای یک قصابی بود

در نتیجه گام بعدی، ورود به دنیای کسب و کار بود که البته بنا به شرط پدر، همراه با تحصیلات مربوطه همراه شد. توماس نیز دوره های مختلف حسابداری و بازرگانی را طی کرد و به عنوان نخستین شغل، حسابداری یک قصابی را در ازای دریافت ۶ دلار در هفته بر عهده گرفت.

IBM

اما توماس واتسون نمی توانست پشت میز نشینی و حسابداری را به عنوان مسیر زندگی خود انتخاب کند و به همین خاطر، تصمیمی گرفت که زندگی اش را برای همیشه تغییر داد. او به همراه یک بازاریاب دوره گرد، به فروش چرخ خیاطی و پیانو پرداخت.

هرچند واتسون در ابتدا فروشنده خوبی نبود و در حالی که افسار اسب ها را در دست داشت، تکنیک های بازاریابی را از هم سفر خود می آموخت. اما او بالاخره توانست در بازاریابی ماهر شود و تا جایی پیش رفت که هنگام خروج از شرکت، رئیسش پیشنهاد فروش و انتقال کل کسب و کار را به واتسون داد.

یادگری مهارت فروش در شرکت NCR

پس از چند تلاش نافرجام برای اشتغال ثابت، توماس واتسون بالاخره در شرکت NCR (کمپانی ملی صندوق های فروشگاهی) استخدام شد و تحت تأثیر مدیر بازاریابی خود که یک مرد ایرلندی به نام «جان رنج» بود، مهارت های اساسی فروش که در سال های بعد نیز به کمکش آمدند را فرا گرفت.

البته در این شغل نیز واتسون ابتدا موفقیت چندانی کسب نکرد اما با راهنمایی ها و آموزش های رنج، کم کم رشد نمود و به جایی رسید که در ۲۵ سالگی بهترین بازاریاب منطقه شد. در این دوران فروش NCR به شدت کاهش یافت؛ چرا که از طرفی بازار از صندوق های فروشگاهی (دخل) اشباع شده بود و از سوی دیگر، رقبا بخش هایی از بازار را تصرف کرده بودند.

واتسون در ۲۵ سالگی بهترین بازاریاب منطقه شد

توماس جوان در این شرایط مجبور شد دست به کارهایی بزند که اگرچه خود از آنها شرمنده بود، اما برای بقای کسب و کار الزامی به نظر می رسیدند. او ابتدا بخش کوچکی از توان تولید شرکت را در اختیار گرفت و محصولات رقبا را عیناً کپی کرد، با این تفاوت که تولیدات تحت نظر واتسون، ایرادات ریز و درشت مختلفی داشتند و در بازار موجب نارضایتی از رقبا می شدند.

IBM

در مرحله بعد، برای مقابله با مراکز رقیبی که صندوق های دسته دو NCR را دریافت کرده و در ازای آنها محصولات خود را با تخفیف ویژه به مشتریان می فروختند، استراتژی دامپینگ را در دستور کار قرار داد و با برپا کردن فروشگاه کوچکی در کنار هر مرکز، صندوق های NCR را با قیمت ناچیز به مشتریان عرضه کرد.

سیاست مذکور هرچند ضرر زیادی را متوجه شرکت کرد، اما در نهایت رقبا را ورشکست نمود و باعث شد واتسون به عنوان قهرمان شرکت ترفیع رتبه بگیرد. البته این موفقیت دیری نپایید و به دلیل مشاجره توماس با رئیس کمپانی، او از شرکت اخراج شد.

از CTR تا IBM

توماس واتسون در سال ۱۹۱۴ وارد شرکت CTR (Computing-Tabulating-Recording) شد که در زمینه تولید ماشین های مرتب سازی خطی و کارت های پانچ شونده برای آنها می پرداخت. البته CTR علاوه بر این، انواع ساعت، ترازو و ماشین حساب های ساده را هم تولید می کرد.

شرکت CTR در زمان ورود واتسون با مشکلات مالی بسیاری دست و پنجه نرم می کرد

در زمان ورود واتسون به CTR، این شرکت اوضاع مناسبی نداشت و با مشکلات مالی بسیاری دست و پنجه نرم می کرد. به همین خاطر توماس در اولین اقدام خود، با استفاده از تجربه قبلی در شرکت NCR و اداره یک واحد تولیدی، دست به اصلاحاتی در طراحی و کارایی محصولات CTR زد و برای این کار، از ماشین های تولید شده توسط رقیب اصلی (کمپانی Powers) الگوبرداری کرد؛ کاری که تا حدودی به مهندسی معکوس شبیه بود و مقامات شرکت چندان از این کار خوشحال نشدند.

IBM

اما مانند گذشته اقدامات واتسون برونداد خوبی داشت و در سال ۱۹۱۵ او رئیس شرکت شد. فروش ماشین های محاسباتی CTR تحت مدیریت توماس واتسون رشد قابل توجهی داشت و از ۴ میلیون دلار در سال ۱۹۱۴، به ۸ میلیون دلار در سال ۱۹۱۷ رسید.

در سال ۱۹۱۹ مهندسان CTR با رهبری واتسون نوع جدیدی از ماشین های محاسباتی را ساختند که با الکتریسیته کار کرده و کارت پانچ ها را به صورت خودکار پردازش می کردند. این محصول جدید که به پرینتر داخلی مجهز بود، درآمد شرکت را بیش از پیش افزایش داد و در سال ۱۹۲۰ به ۱۴ میلیون دلار رساند.

در سال ۱۹۲۴، واتسون ۵۰ ساله که حالا مدیر عامل CTR بود، نام شرکت را به «International Business Machines» تغییر داد و اینگونه بود که IBM متولد شد.

دوران IBM

در سال ۱۹۲۹ میلادی، تنها ۲ درصد از کل حسابداری کشور آمریکا توسط ماشین های محاسباتی انجام می شد که این موضوع از دید واتسون فرصت مناسبی برای رشد به نظر می رسید. در این زمان یکی از اساتید دانشگاه کلمبیا به نام بنجامین وود که در زمینه ثبت نمرات هزاران برگه امتحانی به مشکل برخورده بود، با کمپانی IBM تماس گرفت و درخواست راه حل کرد.

واتسون نیز پس از انجام مذاکرات و درک پتانسیل بالای این مشارکت، تعداد زیادی از ماشین های محاسباتی خود را به همراه تیمی از مهندسان IBM روانه دانشگاه کلمبیا کرد تا نحوه کار با دستگاه های ارسالی را به وودز و همکارانش آموزش دهند.

واتسون پس از مدتی خود به دانشگاه کلمبیا رفت و از ماشین های محاسباتی IBM دیدن کرد. او از روند کار بسیار راضی بود اما آقای وودز نظر دیگری داشت؛ او معتقد بود که ماشین های IBM توانایی انجام امور با سرعت بسیار بالاتری را دارند و چون با الکتریسیته کار می کنند، تنها محدودیت آنها سرعت نور است.

نخستین کامپیوتر واقعی IBM مدل ۷۰۱ بود که در سال ۱۹۵۲ معرفی شد

واتسون با شنیدن ایده های وودز او را به عنوان نخستین فردی که در IBM مدرک دکتری داشت به استخدام شرکت درآورد. خبر همکاری IBM و دانشگاه کلمبیا به گوش فضانوردی به نام «والاس اکرت» رسید که واتسون را متقاعد کرد یک مرکز محاسبات نجومی به نام خود احداث کند. IBM ماشین های محاسباتی مورد نیاز و تنها ماشین حساب مکانیکی موجود در آن زمان را به مرکز مذکور اهدا کرد که این ماشین حساب، گام نخست توسعه کامپیوترهای الکترومکانیکی در سال های آینده بود.

در سال ۱۹۳۶، فردی به نام «هاوارد ایکن» که از ساز و کار محصولات IBM اطلاع داشت، ایده توسعه کامپیوتر را در ذهن خود می پروراند اما امکانات و بودجه لازم برای پرورش ایده اش را در اختیار نداشت. او به ناچار از IBM درخواست کمک کرد و توماس واتسون بودجه یک میلیون دلاری را برای توسعه طرح ایکن تخصیص داد.

بودجه مذکور پس از تولید اولین نمونه، به پنج میلیون دلار افزایش یافت و بدین ترتیب در سال ۱۹۹۴ میلادی، از کامپیوتر «Aiken Mark I» رونمایی به عمل آمد.

IBM

دو سال بعد IBM محاسبه گر الکترونیکی SSEC را معرفی کرد که با ۱۲۵۰۰ لامپ و ۲۱۴۰۰ رله، توانایی ذخیره کردن ۸ عددِ ۲۰ بیتی در حافظه الکترونیکی، ۱۵۰ عدد در رله ها و ۲۰ هزار عدد در نوارهای پانچ شده را داشت. SSEC نخستین کامپیوتری بود که در اختیار همگان قرار گرفت و تا چندین سال برای انجام امور مختلف از طراحی توربین های بادی تا اکتشاف چاه های نفت مورد استفاده قرار گرفت.

گام بعدی، توسعه کامپیوترهای تمام الکترونیکی بود که در این زمان دو ایده پرداز به نام های جی پرسپر اکرت و جان ماچلی به IBM آمدند و برای ساخت دستگاه مورد نظر خود از این شرکت کمک خواستند. اما توماس واتسون که از برتری محصولات خود مطمئن بود، پیشنهاد اکرت و ماچلی را نپذیرفت؛ آنها نیز برای پیشبرد کار خود به کمپانی Remington Rand روی آوردند.

نتیجه کار نیز کامپیوتر «Univac» بود که با فاصله نسبتاً زیادی، نسبت به محصولات IBM برتری داشت. اما اشتباهات پیاپی Remington Rand و تعویق در عرضه عمومی محصول نهایی باعث شد IBM فرصت از دست رفته را بازیابد و در سال ۱۹۴۶، کامپیوتر مدل ۶۰۳ خود را با تیراژ ۵۰۰۰ دستگاه راهی بازار کند.

البته نخستین کامپیوتر واقعی IBM مدل ۷۰۱ بود که در سال ۱۹۵۲ معرفی شد. با این حال محصول مذکور همچنان در بعضی ویژگی ها نسبت به رقیب عقب تر بود و در حالی که Univac از نوار مغناطیسی استفاده می کرد، ۷۰۱ همچنان به کارت های پانچ شده احتیاج داشت.

در سال ۱۹۵۲ توماس واتسون پسر مدیریت IBM را در دست گرفت

اما عقب ماندن IBM یک مزیت دیگر داشت؛ تمام مشتریان قبلی کمپانی از کارت های پانچ شده استفاده می کردند و به همین خاطر پذیرش محصولی که با بایگانی آنها سازگاری داشت برایشان راحت تر بود. IBM با استفاده از همین فرصت ۲۰ دستگاه مدل ۷۰۱ را با اجاره ماهانه ۲۴ هزار دلار در اختیار مشتریانش قرار داد و جای پای خود را در بازار محکم تر کرد.

در سال ۱۹۵۲، توماس واتسون پسر مدیریت IBM را در دست گرفت و واتسون پدر تا سال ۱۹۵۶ و مرگ بر اثر سکته قلبی در سن ۸۲ سالگی، عضو هیئت مدیره باقی ماند. البته میراثی که توماس جان واتسون از خود به جا گذاشت، راه را برای پیشرفت IBM هموارتر کرد؛ مسیری که پسرش در سال های بعد با موفقیت ادامه داد.

The post مروری بر زندگی توماس واتسون؛ مردی که IBM را به اوج رساند appeared first on دیجیاتو.

بیوگرافی رکسانا ورزا؛ از موفق ترین و ثروتمندترین ایرانیان حوزه فناوری

فناوری یکی از حوزه هایی که است که اغلب متخصصان آن را مردان تشکیل می دهند و از میان معدود زنانی که به این حوزه وارد می شوند، تعداد اندکی شانس موفق شدن دارند. با این حال یکی از دختران ایرانی تبار آنچنان در این زمینه خوش درخشیده که در سی سالگی بر صندلی مدیریت بزرگترین مرکز استارتاپی جهان تکیه زده است.

« رکسانا ورزا » در حالی که سی و چند سال بیشتر ندارد، مدیر بزرگترین پردیس استارتاپی جهان به نام «استیشن اف»، عضو «شورای نوآوری اتحادیه اروپا» (EIC) و از اعضای هیئت مدیره قدیمی ترین خبرگزاری جهان به نام AFP است.رکسانا ورزا

تحصیلات دانشگاهی ورزا به فناوری ارتباط نداشته اما علاقه، سرنوشت و از مهمتر پشتکار او را در مسیر تبدیل شدن به یکی از موفق ترین و در عین حال ثروتمندترین ایرانیان قرار داده است.

دوران کودکی

رکسانا در خانواده ای تحصیل کرده به دنیا آمد که در سال ۱۹۷۹ از ایران مهاجرت کرده بودند. پدرش فارغ التحصیل دانشگاه معتبر «استنفورد» و مادرش معلم زبان بود که علاقه وافری هم به علم و دانش داشتند. او در سال ۱۹۸۵ در کالیفرنیای آمریکا به دنیا آمد که امروزه به لطف سیلیکون ولی به مهد فناوری دنیا تبدیل شده است.

اگرچه او هرگز در ایران زندگی نکرده اما در شبکه های اجتماعی و همچنین در مصاحبه با Frenchy از علاقه خود به ایران گفته است:

قبول دارم که افراد علاقمند به ایران مرا به راحتی تحت تاثیر قرار می دهند.

تصاویری که رکسانا ورزا از فرهنگ و غذاهای ایرانی در اینستاگرام به اشتراک گذاشته است

رکسانا در دو دهه اول زندگی علاقه چندانی به تکنولوژی نداشت چرا که هم در دبیرستان و هم در دانشگاه رشته زبان و ادبیات فرانسه را دنبال کرد و در سال ۲۰۱۶ موفق به دریافت مدرک لیسانس از دانشگاه UCLA فرانسه شد.

او در این دوران هنوز به موفقیت خاصی دست پیدا نکرده و در دوران ناامیدی به سر می برد:

در سال ۲۰۰۵ کار به خوبی پیش نمی رفت و کاملا مایوس بودم. به سختی می توانستم فرانسه صحبت کنم و علی رغم ارسال رزومه برای چند شرکت پاسخی از سوی آنها دریافت نکردم

مهاجرت به فرانسه

رکسانا در سال ۲۰۰۷ به «آژانس سرمایه گذاری بین المللی فرانسه» پیوست که بعدها با «یوبی فرانس» ادغام شده و موسسه دولتی «بیزینس فرانس» را تشکیل دادند. هدف این موسسه تقویت اقتصاد این کشور از طریق جذب سرمایه گذاری خارجی و تسهیل صادرات است.

دو سال فعالیت در این مرکز و کمک به موسسات و استارتاپ های آمریکایی برای گسترش تجارت به فرانسه، رکسانا را به اکوسیستم استارتاپی و فناوری علاقمند ساخت.رکسانا ورزاوی پس از مدتی برای تحصیلات آکادمیک مرتبط به حوزه استارتاپی به فرانسه مهاجرت کرد و بین سال های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ به صورت همزمان دو رشته تجارت بین الملل و سیاست اقتصادی را در دانشگاه های «مدرسه اقتصاد لندن» و «موسسه‌ مطالعات سیاسی پاریس» دنبال کرد.

تحصیل همزمان در دو رشته دانشگاهی اشتهای سیری ناپذیر او را اغنا نمی کرد و به همین خاطر وبلاگی به نام techbeguette را برای بررسی مسائل پیرامون استارتاپ ها راه اندازی کرد. مطالب مفید و کامل این وبلاگ پای او را به وب سایت معتبر «تک کرانچ» باز کرد که به بررسی اخبار و حواشی فناوری می پردازد.

وی پس از جدا شدن از تک کرانچ رهبری فعالیت های استارتاپی مایکروسافت در فرانسه را به عهده گرفت که شامل برنامه هایی با عنوان Bizspark و Ventures می شود. آنها در قالب این دو طرح امکان تامین سرمایه و استفاده رایگان از خدمات مایکروسافت را در اختیار استارتاپ ها قرار می دادند که به رشد این اکوسیستم در فرانسه کمک شایانی کرد.

فعالیت در این مراکز باعث شد که وی در سال ۲۰۱۳ و مدت کوتاهی پس از ورود به دنیای تکنولوژی از سوی «بیزینس اینسایدر» به عنوان یکی از ۳۰ زن مهم دنیای فناوری با سن کمتر از ۳۰ سال برگزیده شود. ,وی از سوی نشریات معتبر «ونیتی فیر»، «لوفیگارو» و «ایونینگ استاندارد» هم در میان افراد شاخص فناوری قرار گرفته است.رکسانا ورزا

از دیگر فعالیت های رکسانا ورزا در این دوران می توان به تاسیس استارتاپ StartHer برای توانمندسازی و ایجاد فرصت اشتغال برای زنان در زمینه های فناوری و کارآفرینی اشاره کرد که از طریق برگزاری رویداد و دوره های آموزش کدنویسی صورت می گیرد. یکی دیگر از اقدامات وی برگزاری کنفرانس های بین المللی FailCon است که بر مبنای ایده «شکست پل موفقیت است» بنا شده. طی این رویداد کارآفرین ها، سرمایه گذاران و توسعه دهندگان با شکست های دیگران آشنا شده و از آن درس می گیرند.

مدیریت سیلیکون ولی فرانسه

وی به لطف سابقه درخشان ارائه مشاوره، نظارت و رهبری تعداد بسیار زیادی از استارتاپ های اروپایی و سخنرانی در رویدادهای مرتبط به آنها به عنوان مدیر بزرگترین پردیس استارتاپی دنیا انتخاب شده است. این مرکز که «استیشن اف» نام دارد، در فضایی به مساحت ۳۴ هزار متر مربع و با ارتفاعی برابر با برج ایفل در فرانسه بنا شده است.

رکسانا ورزا

استیشن اف

این مرکز رشد ۲۵۰ میلیون یورویی که سال گذشته به صورت رسمی توسط «امانوئل ماکرون»، رئیس جمهور فرانسه افتتاح شد، فضای اداری را برای هزار استارتاپ و همچنین دفاتر شرکت هایی نظیر اپل، آمازون، فیسبوک، مایکروسافت و موتور جستجوی «ناور» فراهم می کند.

بنای این مرکز که برخی از آن با عنوان سیلیکون ولی فرانسه یاد می کنند، توسط طراحی فرانسوی به نام Eugène Freyssinet بنا شده که مبدع سیستم پس کشی محسوب می شود. استیشن اف با برخورداری از صد آپارتمان، ده ها اتاق جلسه و کنفرانس آمده تا به قول ماکرون فرانسه را به «ملت استارتاپی» آینده تبدیل کند.

علی رغم اینکه در استارتاپ ها روی سادگی روندها تاکید می شود، پیوستن به برنامه های پشتیبانی این مرکز اصلا ساده نیست و با توجه به حساسیت های بسیار در مورد ایده های محرمانه ای که ممکن است در سال های آتی اقتصاد فرانسه و حتی دنیا را تحت تاثیر قرار دهند، رفت و آمد در استیشن اف نیازمند کارت شناسایی ویژه است.

رکسانا ورزا

رکسانا ورزا در کنار نیکولا سارکوزی و بنیانگذار استیشن اف

این مکان به اندازه ای اهمیت پیدا کرده که برخی از سران خارجی در کنار بازدید از مکان هایی نظیر برج ایفل و موزه لوور، اغلب سری هم به استیشن اف می زنند.

رکسانا ورزا چند سال قبل به دعوت یکی از شرکت های ایرانی سفری به زنجان داشت. وی در این باره می گوید:

وقتی به همکارانم گفتم که قصد سفر به ایران را دارم همه متعجب بودند و می خواستند بدانند اوضاع در ایران از چه قرار است.

وی با تاکید بر اینکه در طول مدت اقامت در ایران سوال های بسیاری راجع به چگونگی راه اندازی استارتاپ، مطرح شدن در رسانه ها و غیره از او پرسیده شده، توصیه هایی زیر را برای این دسته از افراد دارد:

هیچ فرمولی برای موفق شدن وجود ندارد. افرادی که تغییرات بزرگ ایجاد می کنند کسانی اند که مشکل را دیده و دوست دارند آن را حل کنند. از نظر من مهم نیست ایده شما از کجا آمده اما باید به آن باور داشته باشید.

رکسانا هم در همان نگاه اول متوجه شده که در ایران مهندسان بسیار و سرمایه گذاران انگشت شماری وجود دارند. با این حال از نظر وی پتانسیل بازار کشور موقعیت بسیار خوبی برای سرمایه گذاران است.رکسانا ورزادر حالی که اغلب افراد برجسته در فناوری ایلان ماسک، استیو جابز یا بیل گیتس را الگوی کارآفرینی خود میدانند، رکسانا نظرات کاملا متفاوتی دارد:

الگوی اول من مادربزرگ ۸۱ ساله ام است که هنوز هم به شعر گفتن ادامه می دهد. «مونیا رخا» و «پاولین لایگنیو» هم دو همکار سابقم هستند که تاثیر زیادی روی من داشته اند.

یکی از طرح های جانبی که رکسانا ورزا در استیشن اف پیاده کرده «برنامه مبارزان» نام دارد. در این طرح افرادی که جنگ،آوارگی یا بیماری خطرناکی را پشت سر گذاشته و حالا به دنبال محقق ساختن ایده هایشان هستند با هم به رقابت می پردازند. افرادی که در این رقابت پیروز شوند، تا یک سال به صورت رایگان از امکانات استیشن اف بهره خواهند برد.

او در یک مصاحبه کلمه «تعارف» را به عنوان واژه مورد علاقه خود ذکر کرده بود چرا که همزمان ماهیت آزاردهنده و دوست داشتنی رفتارهای ایرانی را نشان می دهد.

استیشن اف احتمالا شکل کسب و کارهای فرانسوی را متحول می کند و از اینرو مدیریت چنین مرکزی می تواند قله اهداف بسیاری باشد. با این حال رکسانا ورزا تاکید می کند که هنوز در ابتدای راه قرار داشته و اهداف بزرگتری در سر دارد.

The post بیوگرافی رکسانا ورزا؛ از موفق ترین و ثروتمندترین ایرانیان حوزه فناوری appeared first on دیجیاتو.

اظهارات جالب کارمند سابق کاخ سفید درباره نحوه استفاده ترامپ از توییتر

یکی از کارکنان سابق کاخ سفید در اظهاراتی جالب مدعی شده که علاقه بیش از حد ترامپ به توییتر باعث شده که وی توییت های با منشن خود را چاپ کرده و از دیگران بخواهد آنها را با صدای بلند بخوانند.

«جاستین مک کانی»، مدیر سابق رسانه های اجتماعی ترامپ در مصاحبه با «نیویورک مگزین» به بیان رفتار عجیب ترامپ در رابطه با وب و شبکه اجتماعی اینترنت پرداخته است.

به گفته وی رییس جمهور ایالات متحده از اینترنت سر رشته چندانی ندارد و سال گذشته وی را وادار به چاپ توییت هایی می کرد که در آنها منشن شده بود. علاوه بر این او و کارکنان دیگر باید این توییت ها را با صدای بلند خوانده و به توییت های با منشن ترامپ پاسخ می دادند. مک کانی مدعی است که ترامپ علاقه وافر خود به توییتر را اینگونه نشان داده:

می خواهم بیشتر از این ها ببینیم. بیشتر برایم بیاور، بیشتر بیاور

بر این اساس ترامپ پس از چاپ توییت ها دور مواردی که در پی پاسخ به آنها بود را با ماژیک مشکی خط می کشید. رییس جمهور آمریکا با پی بردن به قدرت بالقوه فضای مجازی چندین بلاگ ویدیویی ارزان قیمت را هم راه اندازی کرده بود اما از نظر وی رسانه های اجتماعی رایگان به مراتب قدرت بیشتری دارند. توییتر ترامپ

مک کانی در حال این ادعاها را مطرح کرده که ترامپ از سال ۲۰۱۲ و پس از استفاده از موبایل های اندرویدی شخصا از توییتر هم استفاده می کند. علاوه بر این سابقه نخستین توییت اکانت وی به سال ۲۰۰۹ بازمی گردد.

توییتر ترامپ و پست های اغلب جنجالی آن تا کنون سرو صداهای زیادی را به دنبال داشته که از این میان می توان به غیر فعال شدن اکانت وی توسط یکی از کارکنان توییتر و در خواست کاربران برای غیرفعال شدن اکانت وی اشاره کرد.

او اخیرا در مورد خاموش شدن صداهای مخالف در توییتر و فیسبوک هشدار داده بود، با این حال ارزش مالی حضور ترامپ در توییتر باعث شده این پلتفرم واکنشی به توییت های جنجالی او نشان ندهد.

The post اظهارات جالب کارمند سابق کاخ سفید درباره نحوه استفاده ترامپ از توییتر appeared first on دیجیاتو.

هزینه تامین امنیت بزرگان تکنولوژی؛ فیسبوک و آمازون در صدر

این روز ها بزرگان تکنولوژی به اشخاص بسیار مهم تبدیل شده‌‌اند. برای مثال جف بزروس اکنون ثروتمندترین فرد تاریخ مدرن به شمار می‌رود و درگیری‌ های لفظی زیادی هم با رییس جمهور ایالات متحده یعنی دونالد ترامپ پیدا کرده است. از سوی دیگر مارک زاکربرگ مدیر عامل فیسبوک بار ها به کنگر‌ های مختلف سفر کرده تا درباره‌ اشتباهات اخیر کمپانی‌اش توضیحاتی ارائه بدهد. همانطور که می‌دانید شهرت دردسر هم می‌آفریند و به همین دلیل است که این افراد همواره باید تخت نظر باشند تا امنیت آنها تامین گردد.

امنیت

چندی پیش گزارش شده بود که فیسبوک ۱۰ میلیون دلار برای امنیت زاکربرگ هزینه می‌کند و این رقم نسبت به عدد مشابه سال گذشته که تنها ۷.۳ میلیون دلار بود، بیش از ۲۰ درصد افزایش یافته است.

بررسی هزینه تامین امنیت بزرگان تکنولوژی نشان می دهد که قسمت بزرگی از درآمد این شرکت‌ ها صرف تامین امنیت مدیران ارشدشان می‌شود.

«مارک زاکربرگ» مدیر عامل فیسبوک

امنیت

در سال ۲۰۱۷ میلادی، ۸.۹ میلیون صرف تامین امنیت میلیاردر بنیانگذار فیسبوک شده است که این رقم نسبت به مبلغ مشابه در سال میلادی گذشته ۵۳ درصد افزایش یافته است. البته باید درنظر داشت که تنها ۷.۳ میلیون دلار صرف مامورین امنیتی زاکربرگ شده و ۱.۵ میلیون دلار دیگر هزینه‌ی تمام شده برای استفاده هواپیمای شخصی بوده است.

شریل سندبرگ مدیر عملیاتی فیسبوک

امنیت

شریل سندبرگ یک معاون معمولی به حساب نمی‌آید چرا که تا به حال دو کتاب نوشته و همواره سمینار‌ هایی در باره مسائل مختلف نظیر نقش زنان در کسب‌و‌کار را برگزار می‌کند.سال گذشته فیسبوک تقریباً ۲.۷ میلیون دلار بای حفظ امنیت او هزینه کرده که تقریباً از دو برابر رقم مشابه در سال ۲۰۱۵ کمی بیشتر است.

جف بزوس مدیر عامل آمازون

امنیت

بنیانگذار آمازون در حال حاضر نه تنها ثروتمندترین فرد کره‌ی زمین است، بلکه به ادعای نشریه‌ی بلومبرگ ثروتمندترین فرد تاریخ مدرن به شمار می‌رود , ارزش دارایی کلی‌اش بیش از ۱۵۰ میلیارد تخمین زده می‌شود. با این حال نسبت به دو مدیر ارشد فیسبوک هزینه‌ی کمتری را خرج امنیت خود می‌کند.

شرکت آمازون از سال ۲۰۱۰ به بعد سالانه ۱.۶ میلیون دلار را صرف هزینه ی تامین امنیت مدیرعاملش می‌کند. این در حالی است که در سال ۲۰۰۹ این رقم به ۱.۷ میلیون دلار رسید بود اما پیش از آن همواره در حدود ۱.۲ میلیون دلار برای امنیت جف بزوس خرج شده است.

لری الیسون رییس هیئت مدیره اوراکل

امنیت

با اینکه موسس کمپانی اوراکل در سال ۲۰۱۴ سمت مدیرعاملی را کنار گذاشت و عنوان رییس هیئت مدیره را برگزید اما از آن زمان به بعد هزینه ‌های امنیتی او تغییری نکرده است. اوراکل هم سالانه ۱.۵ میلیون از بودجه خود را صرف تامین امنیت الیسون می‌کند.

ساندار پیچای مدیر عامل گوگل

امنیت

اگرچه هر کدام از بنیانگذاران گوگل یعنی لری پیج و سرگی برین که ارزش دارایی آنها ۵۰ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود، سالانه یک میلیون دلار به عنوان حقوق دریافت می‌کنند اما این شرکت هزینه‌ امنیتی خاصی برایشان در نظر نگرفته. با این وجود کمپانی مادر گوگل یعنی آلفابت هر سال ۶۸۳.۵ هزار دلار برای تامین امنیت ساندار پیچای هزینه می‌کند.

تیم کوک مدیر عامل اپل

امنیت

همانطور که می‌دانید ماه گذشته کمپانی اپل به اولین شرکت تبدیل شد که ارزش کلی سهامش رقم یک تریلیون دلار را می‌شکند. به همین دلیل تیم کوک قرار است به علت وفاداری و عملکرد مطلوبش ۱۲۰ میلیون دلار تحت هنوان پاداش دریافت کند. علاوه بر این کمپانی کوپرتینویی سالانه ۳۱۷.۳ هزار دلار برای تامین امنیت او کنار می‌گذارد.

پاول جاکوبز رییس هیئت مدیره کوالکام

امنیت

کوالکام  از شرکت‌ های تولیدات نیمه هادی معروف به شمار می‌رود و چندی پیش هم موفق نشد که بزرگترین قرارداد خود را با مبلغ ۴۷ میلیارد دلار به سرانجام برساند. با این وجود این کمپانی که درگیری حقوقی دیرینه‌ای هم با اپل دارد، سال قبل ۲۹۱.۸ میلیون دلار صرف تامین امنیت پاول جاکوبز رییس هیئت مدیره‌‌اش کرده است.

جینی رومتی مدیر عامل IBM

امنیت

این کمپانی که به خاطر ساخت ابررایانه هایی با توان شکست اساتید بزرگ شطرنج شناخته می شود، سال گذشته ۱۷۷.۵ هزار دلار برای تامین امنیتی مدیر عامل خود هزینه می‌کند. به ادعای این کمپانی مبلغ یاد شده صرف سفر‌هایی با هواپیمای شخصی، پرسنل امنیتی، چک آپ سالانه و دیگر هزینه‌های اضافی شده است.

The post هزینه تامین امنیت بزرگان تکنولوژی؛ فیسبوک و آمازون در صدر appeared first on دیجیاتو.

خبر کذب مرگ ملاله یوسف زی به آشنایی او با ایلان ماسک در توییتر منجر شد

روز گذشته ایلان ماسک مدیرعامل میلیاردر تسلا و اسپیس اکس توییت های همراه با طنزی را با ملاله یوسف زی فعال حقوق کودکان و برنده جایزه صلح نوبل رد و بدل کرد و جنجالی در این شبکه اجتماعی به پا نمود.

ماجرا زمانی آغاز شد که نشریه خبری The Onion مقاله ای با این تیتر منتشر کرد:

خبرهای بد بیشتر برای ایلان ماسک: ماشینی که ماسک به فضا فرستاد روی زمین سقوط کرده و به ملاله یوسف زی اصابت نموده.

یوسف زی نیز در پاسخ به انتشار این خبر آن را ریتوییت کرده و با منشن نمودن نام ایلان ماسک اضافه کرد: از این سوی دنیا سلام.

اما این خبر ظاهرا به مذاق ایلان ماسک نیز خوش آمد و او هم لینک خبر را در توییتر خود منتشر کرد و با چند اموجی قلب، روح و چهره عرق کرده به ملاله سلام داد. یوسف زی نیز برای آنکه همچنان این مزاح را ادامه دهد توییت کرد: به هر حال ماشین را نگه داشته ام!

رودستر ایلان ماسک

مقاله نشریه Onion به همان رودستر آلبالویی رنگ تسلا اشاره داشت که ماسک اوایل سال جاری میلادی همراه با فالکون هوی به فضا فرستاد. این ماشین به همراه مانکنی که سرنشینش است هم اکنون در مدار میان زمین و مریخ قرار دارد. البته احتمال برخورد رودستر تسلا با زمین وجود دارد با این حال چنین اتفاقی ممکن است میلون ها سال دیگر رخ د هد.

بعد از این اتفاق ماسک و یوسف زی یکدیگر را در توییتر فالو کردند. جدای از بحث این شوخی ها ماسک در هفته های اخیر روزهای پر همهمه ای را پشت سر گذاشته است. وی چندی پیش توییت هایی را ارسال کرد و در آنها مدعی شد که می خواهد وبسایتی برای سنجش صداقت روزنامه نگاران راه اندازی کند.

او حتی نام دامنه Pravduh.com را برای این منظور ثبت کرده که در واقع بازی با حروف تشکیل دهنده آژانس خبری روسی Pravda است. علاوه بر این گزارش هایی هم در برخی نشریات منتشر شده که توانایی تسلا برای عمل به تعهداتش و تولید تعداد کافی از سدان مدل ۳ را به چالش می کشند.

در کنار این مسایل، نگرانی ها در رابطه با ایمنی ماشین های تسلا و همچنین شرایط کاری در کارخانه این شرکت واقع در کالیفرنیا هم رو به افزایش است. با این حال رد و بدل شدن این توییت ها میان ماسک و یوسف زی اندکی به تلطیف اوضاع کمک کرد و توجه علاقمندان به تسلا را برای اندک زمانی از مصائب آن منحرف نمود.

The post خبر کذب مرگ ملاله یوسف زی به آشنایی او با ایلان ماسک در توییتر منجر شد appeared first on دیجیاتو.

رئیس هیئت مدیره گروه ال جی در سن ۷۳ سالگی درگذشت

کو بُن-مو رئیس هیئت مدیره گروه ال جی که نقشی کلیدی در تبدیل شدن این برند کره ای به چهارمین شرکت بزرگ خوشه ای در دنیا را داشت امروز بعد از یک سال جدال با بیماری مغزی صعب العلاج در سن ۷۶ سالگی در گذشت.

وی که در سال ۱۹۹۵ میلادی و در حالی که ۵۰ سال داشت به عنوان سومین رئیس هیئت مدیره ال جی منصوب گردید موفق شد سه کسب و کار کلیدی تازه شامل بخش الکترونیک، شیمیایی و مخابراتی را برای این شرکت راه اندازی کند و آنطور که گفته میشود نقشی کلیدی در توسعه اقتصاد ملی کره جنوبی ایفا کرده است.

رئیس هیئت مدیره ال جی

این کمپانی خوشه ای به دنبال بروز بحران مالی در آسیا در اواخر دهه ۱۹۹۰ میلادی و تغییرات ساختاری عمده ای که به رهبری دولت کره در این کشور انجام شد، زیر لوای کو، برند سازمانی اش را از Lucky Goldstar  به ال جی تغییر داد و واحد نیمه هادی اش را هم به هیوندای واگذار کرد که حالا با نام SK Hynix  فعالیت می کند.

از جمله مهم ترین شرکت های زیرشاخه گروه ال جی می توان به ال جی الکترونیکس، ال جی دیسپلی (سازنده نمایشگر) و LG Chem (تولید کننده باتری خودروهای الکتریکی) اشاره نمود.

گفتنی است گروه ال جی پیش از مرگ رئیس هیئت مدیره خود هولدینگی را به منظور ساده سازی ساختار مالکیت این شرکت راه اندازی کرده بود.

یکی از هولدینگ های متعلق به این شرکت خوشه ای روز پنجشنبه گذشته اعلام کرد که مدیر بیمار آن در نظر داشته پسرش را نامزد عضویت در هیئت رئیسه کند تا در ادامه پست ریاست آن را به دست بگیرد.

وارث اصلی وی به نسل چهارم این کسب و کار خانوادگی تعلق دارد. وی که ۶ درصد از سهام LG Corp را در اختیار دارد به عنوان یکی از مدیران ارشد ال جی الکترونیکس مشغول فعالیت است.

Koo Bon-joon، برادر کوچک تر Koo بزرگ که هم اکنون به عنوان نایب رئیس هیئت مدیره این شرکت فعالیت دارد عملا در سال های گذشته مدیریت این کمپانی خوشه ای را بر عهده داشته و در غیاب برادر جانشین او بوده است.

The post رئیس هیئت مدیره گروه ال جی در سن ۷۳ سالگی درگذشت appeared first on دیجیاتو.