علم، عشق و دستاوردهای بزرگ؛ ۷ زوج دانشمندی که تاریخ ساز شدند

در طول تاریخ دانشمندانی که با اکتشافات و دستاوردهایشان نام خود را جاودانه کردند کم تعداد نبودند اما برخی از مشهورترین آنها در کنار زوج خود به پیشرفت های چشمگیر رسیدند. در زندگی و دستاوردهای ۷ زوج دانشمند مشهور را …

The post علم، عشق و دستاوردهای بزرگ؛ ۷ زوج دانشمندی که تاریخ ساز شدند appeared first on دیجیاتو.

ایزاک آسیموف: مهاجری که داستان های علمی-تخیلی و جهان را متحول کرد

ایزاک آسیموف یکی از بزرگ ترین نویسندگان داستان های علمی و تخیلی قرن ۲۰ میلادی است که همراه با خانواده اش در جوانی به آمریکا مهاجرت کرد. آسیموف در سال ۱۹۲۰ میلادی در اتحادیه جماهیر شوروی متولد شد. پدرش که …

The post ایزاک آسیموف: مهاجری که داستان های علمی-تخیلی و جهان را متحول کرد appeared first on دیجیاتو.

ماجرای اولین تماس گوشی موبایل که جهان را متحول کرد

مارتین کوپر در مقابل هتل هیلتون در خیابان ششم منهتن نیویورک ایستاده بود و یک دستگاه بزرگ پلاستیکی با وزن بیش از یک کیلوگرم و با رنگ بژ  را در دست گرفته بود. کوپر ۹ شماره را فشرد و منتظر …

The post ماجرای اولین تماس گوشی موبایل که جهان را متحول کرد appeared first on دیجیاتو.

۱۳ نقل قول الهام بخش از استیو جابز

در کتاب تاریخ بشریت نام استیو جابز به عنوان یکی از نوآورترین مدیران ثبت شده است. به باور بسیاری از کارشناسان او یک کارآفرین فوق العاده و فردی با بینشی عمیق بود. در واقع مدیرعامل قبلی اپل با تصمیمات و …

The post ۱۳ نقل قول الهام بخش از استیو جابز appeared first on دیجیاتو.

کدام پیش بینی های استیو جابز در مورد آینده تکنولوژی درست از آب درآمدند؟

در عصری زندگی می کنیم که ترک خانه بدون موبایل برایمان غیرممکن است. اما در اواسط دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی حتی تصور دستگاهی نظیر آیفون هم برای اغلب شرکت های فعال در عرصه تکنولوژی و مصرف کنندگان آنها دشوار …

The post کدام پیش بینی های استیو جابز در مورد آینده تکنولوژی درست از آب درآمدند؟ appeared first on دیجیاتو.

جان فون نویمان؛ یک ذهن زیبای ترسناک

جان فون نویمان یکی از معدود کسانی است که نوشتن مقاله ای کوتاه درباره زندگی و دستاوردهایش کار ساده ای نیست. رد پای این نابغه مجاری در اغلب کشفیات و اختراعات مهم قرن گذشته از توسعه کامپیوتر، نظریه کوانتومی و ماشین های خود همانندساز گرفته تا تولید بمب اتم و اولین ویروس کامپیوتری دیده می شود. در نتیجه نویسنده برای کاهش حجم مقاله باید بر خلاف میلش روی بخش هایی از زندگی و دستاوردهای درخشان او خط بکشد.

این ریاضیدان، مخترع، متخصص کامپیوتر و فیزیکدان یهودی زمانی که در دانشگاه مشهور پرینستون درس می داد آنقدر مطالب را سریع و در سطح بالا بیان می کرد که حتی نابغه های این دانشگاه هم نمی توانستند پا به پای او پیش بروند.

جان فون نویمان کارش را به عنوان ریاضیدان محض شروع کرد اما بعدا استعداد ناب خود را در حوزه های بسیاری به رخ کشید. البته او در طول جنگ جهانی زوایای تاریک ذهنش را هم به نمایش گذاشت و نفرتش از هیتلر و نازی ها باعث شد که در توسعه بمب اتم با آمریکایی ها وارد همکاری شود.جان فون نویمان

«ادوارد تلر»، از فیزیکدان های برجسته آمریکایی درباره او به موضوع جالبی اشاره کرده است:

جان طوری با کودک سه ساله من صحبت می کرد که انگار سطح درکشان یکی است. گاهی اوقات فکر می کنم حین صحبت با ما هم از همین اصل پیروی می کند.

«یوجین ویگنر»، برنده نوبل فیزیک هم درباره سطح هوش جان می گوید:

من آدم های باهوش زیادی را می شناسم. پلانک، فون لائو و هایزنبرگ [سه برنده نوبل] از رفقای نزدیک من هستند و آلبرت اینشتین هم دوست خوب من است اما مغز هیچکدام از  آنها به اندازه فون نویمان سریع و دقیق نبود. من اغلب این موضوع را در حضور خودشان هم می گفتم و آنها هم مخالفتی با من نداشتند.

کودکی و تحصیلات

جان فون نویمان با نام اصلی یانوش در ۲۸ دسامبر ۱۹۰۳ از خانواده ای یهودی در مجارستان به دنیا آمد. نویمان ها اصالتا روسی های مهاجر ساکن مجارستان بودند اما در این کشور چندان مورد استقبال قرار نمی گرفتند؛ دلیل آن هم احتمالا به ثروت و دارایی های این گروه برمی گشت.

جان از همان کودکی از نبوغ بالایی برخوردار بود و در زمینه های زبان، حفظ مطالب و ریاضیات استعداد بالایی از خود بروز داد. او در شش سالگی حاصل ضرب اعداد چند رقمی و تقسیم دو عدد ۸ رقمی را ذهنی محاسبه می کرد و با زبان یونانی باستانی هم آشنایی پیدا کرده بود. دو سال بعد به حساب دیفرانسیل و انتگرال مسلط شد و در کنار آن زبان های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی را هم مطالعه می کرد.جان فون نویمان

در سال ١٩١١ به دبیرستان «فَساری گِمناتسیم» بوداپست رفت. نبوغ او در آموزشگاه سریعا توجه معلمان را جلب کرد و قرار بود مدارج را به صورت جهشی طی کند اما پدرش اصرار داشت که تنها در رده مناسب سنش تحصیل کند، از این رو خودآموزهایی برای یادگیری بیشتر مطالب علمی در اختیارش قرار گرفت.

نویمان رشته ریاضی محض را برای تحصیلات دانشگاهی انتخاب کرده بود اما پدرش او را قانع کرد که مهندسی شیمی را به خاطر آینده بهتر در صنعت انتخاب کند. هرچند او به اصرار پدر در دانشگاه برلین شیمی می خواند اما همزمان و بدون حضور در کلاس به تحصیل ریاضی  در دانشگاه بوداپست هم ادامه می داد.

جان فون نویمان در ۲۰ سالگی مقاله ای را در مورد تعریف اعداد ترتیبی ارائه کرد که بازخورد قابل توجهی دریافت کرد و هنوز هم در ریاضیات کاربرد دارد. او تحصیلاتش در هر دو دانشگاه را با نمرات ممتاز تمام کرده و برای ادامه مطالعات به زوریخ رفت که نهایتا به اخذ مدرک دکترای ریاضی در ۲۲ سالگی انجامید. «جرج پولیا»، ریاضیدان برجسته مجاری درباره او می گوید:

تنها دانش آموزشی است که همیشه از او هراس داشتم. یکبار مساله ای حل نشده را برای دانش آموزان شرح ادم و جان در پایان همان جلسه راه حل آن را ارائه کرد.

تدریس در معتبرترین مراکز آموزشی

جان که دوستان هموطنش او را یانشی صدا می زدند در حالی که تازه ۲۲ ساله شده بود، به عنوان استادیار دانشگاه برلین استخدام شد. او جوانترین شخصی بوده که تا  آن زمان این کرسی را اشغال می کرد اما تصمیم گرفت در کنار تدریس، ریاضیات حاکم بر نظریه کوانتومی را نیز کشف کند که قوانین دنیای زیر اتمی را بیان می‌کرد.

آنچه که شهرت فون نویمان را از مرزهای آلمان و مجارستان فراتر برد انتشار مقاله ای درباره «نظریه بازی ها» بود که در  آن سود یک شرکت ‌کننده در بازی ورق، دقیقاً متعادل با زیان سایر شرکت کنندگان است. این نظریه احتمال پیش بینی رویدادهای به ظاهر تصادفی با دقت بالایی را ممکن می کند.

کاربردهای این نظریه بر خلاف نام آن بسیار فراتر از پوکر و قمار است چرا که زندگی عادی را هم به بازی میان افرادی تشبیه کرد که نگران منافع خود هستند و به رقبای خود چندان اعتماد ندارند. همین امر سبب شد که در اقتصاد، زیست‌شناسی، مهندسی، علوم سیاسی، روابط بین‌الملل، علوم رایانه، بازاریابی، فلسفه و حتی پیدا کردن روش بهینه برای برد در بازی های تصادفی مورد استفاده قرار بگیرد.جان فون نویمانعلاوه بر این او سطح ریاضیات را در علم اقتصاد تا حد قابل توجهی تقویت کرده و در زمینه آمار ریاضی و دینامیک سیالات نیز تئوری های شاخصی را مطرح کرد. ساختار خود جایگزینی آنالیز ریاضی فون نویمان، مقدمه‌ای بر کشف ساختار DNA شد.

به لطف دستاوردهای گسترده در ریاضیات جان فون نویمان در ۲۹ سالگی شهرتی فراگیر برای خود دست و پا کرده بود. او پس از دریافت چندین دعوتنامه از آمریکا همراه مادر و برادرش راهی ینگه دنیا شد.

وی در ۱۹۳۳ به سمت استادی دانشگاه پرینستون رسید اما سرعت بالای تدریس و سطح بالایی مفاهیمی که سعی می کرد به دانشجویان منتقل کند باعث نارضایتی دانشجویان میشد و به همین خاطر تصمیم گرفت راهی موسسه مطالعات پیشرفته پرینستون شود.

توسعه بمب اتم و کشتار جمعی ژاپنی‌ها

جان فون نویمان در اواخر دهه ۱۹۳۰ و همزمان با بالا گرفتن آتش جنگ در اروپا جان در زمینه انفجار و محاسبات «خرج زره شکاف» ابزارهای جنگی شهرت زیادی پیدا کرده بود. به خاطر نفرت از هیتلر و بلاهایی که در اروپا بر سر یهودیان می آمد تصمیم گرفت به ارتش آمریکا ملحق شود اما به خطر سن بالا درخواستش رد شد.

با این حال ارتش نمی توانست به سادگی از کنار چنین نابغه ای بگذرد و به همین خاطر از او دعوت شد که از توانایی فوق العاده اش برای حل مسائل پیچیده در طرح های نظامی از جمله پروژه معروف منهتن استفاده کند.

پروژه منهتن به طرحی مربوط می شد که متفقین برای ساخت اولین بمب اتمی جهان در نظر داشتند. متخصصان قبل از او مفاهیم اولیه را آماده کرده بودند اما سوال اصلی که به چینش دقیق مواد منفجره برای ایجاد موج عظیم مربوط می شد بی پاسخ مانده بود. حل این مساله بزرگترین متخصصان را درمانده کرده بود اما فون نویمان پاسخش را پیدا و ارائه کرد. جان فون نویمان

جان فون نویمان نه تنها در توسعه لنزهای انفجاری و طراحی کامل بمب اتم نقش عمده ای داشت بلکه محاسبات مربوط به انفجار این بمب در ژاپن را نیز صورت داد که شامل ارتفاع مناسب پرتاب برای ایجاد حداکثر تخریب، حوزه انفجار و تعداد کشته های احتمالی می شد.

نبوغ او در این پروژه به حدی بود که در  آن زمان آمریکایی ها به شوخی می گفتند که فون نویمان و چند دانشمند مجارستانی دیگر در واقع مریخی هایی هستند که برای مخفی کردن هویتشان به زبان مجاری حرف می زنند.

علی رغم کشتار عظیمی که در اثر انفجار این بمب ها رخ داده بود، فرماندهان ژاپنی از تسلیم شدن خودداری می کردند و به همین خاطر آمریکایی ها تولید بمب ویرانگر هیدروژنی را در دستور کار قرار دادند که قرار بود توسط فون نویمان توسعه یابد. این بمب حداقل هزار برابر بمب های اتمی قبلی انرژی داشت و می توانست مسیر تاریخ را عوض کند. خوشبختانه امپراتور ژاپن برای جلوگیری از قتل عام گسترده تر حاضر به تسلیم شد تا پروژه بمباران هیدروژنی سرزمین آفتاب تابان بایگانی شود.

با این حال دولتمردان آمریکا که حالا در قامت یک ابر قدرت خود را تثبیت کرده بودند، شدیدا به دنبال یافتن پاسخ این سوال بودند که آیا بمب هیدروژنی عملا منفجر می شود یا خیر؟ نویمان با استفاده از رایانه ای اولیه و محاسبات پیچیده پاسخ این سوال را پیدا کرد: بله.

در نخستین آزمایش بمب هیدروژنی درستی محاسبات فون نویمان ثابت شد. این بمب خانمان برانداز در جزیره مرجانی «انوتاک» در اقیانوس آرام منفجر شد و آنگونه که شاهدان می گویند این جزیره زیبا و بهشت گونه تنها در چند ثانیه تا شعاع ۸۰ کیلومتری به جهنم تبدیل شد. پس از ظاهر شدن شعله ای خیره کننده همه ساختمان ها از زمین محو شدند، آب دریا به جوش آمده و شن ها ذوب شدند.

موفقیت های حیاتی باعث عضویت او در کمیسیون انرژی اتمی آمریکا شد. وی همچنین به عنوان مشاور بسیاری از رده های بلندپایه ارتش نیز خدمت می کرد اما برای محدود کردن رقابت تسلیحاتی با شوروی نظریه ای به عنوان «نابودی حتمی» را مطرح کرد که به عدم درگیری اتمی طرفین منجر شد. بر اساس این نظریه قدرت تخریب سلاح اتمی آنقدر بالا است که در صورت حمله هر یک از طرفین، آغاز کننده حمله نیز از تلفات جنگ اتمی جان سالم به در نخواهد برد.

توسعه کامپیوترها

جان فون نویمان نه تنها در بهینه سازی انیاک، اولین کامپیوتر دنیا نقش مهمی ایفا کرد بلکه برنامه مرتب سازی ۲۳ صفحه ای را به صورت دستنویس برای کامپیوتر «ادواک» نوشت که در صفحه اول آن عبارت «فوق محرمانه» با مداد نوشته شده بود. او همچنین در زمینه فلسفه هوش مصنوعی نیز با آلن تورینگ، پدر علم کامپیوتر همکاری هایی داشته است.

نویمان به تعریف نوعی خاصی از معماری کامپیوتر پرداخت که در آن هم داده و هم برنامه در یک آدرس مشابه حافظه ذخیره می شوند. وی هفتاد و چهار سال قبل و زمانی که در حال نوشتن گزارشی برای انیاک بود ایده واحد محاسبه و منطق (ALU) را مطرح کرد. این معماری بعدا به پایه ای برای طراحی کامپیوترهای مدرن تبدیل شد.

او در سال ۱۹۵۳ ایده محاسبات تصادفی را معرفی کرد اما نظریه‌اش آنقدر پیچیده بود که تا دهه ۱۹۶۰ و توسعه کامپیوترهای پیشرفته تر امکان پیاده سازی  آن وجود نداشت.جان فون نویمان

از دیگر دستاوردهای جان فون نویمان باید به توسعه اولین نرم افزار مدل سازی آب و هوا با همکاری «گریگوری چارنی» و اجرای نخستین پیش بینی جوی عددی در کامپیوتر انیاک اشاره کرد.

نظریه مشهور «تکینگی فناوری» نیز نخستین بار توسط او مطرح شد. بر پایه این تئوری شتاب در فناوری در نهایت باعث می شود که هوش مصنوعی از هوش بشر پیشی گرفته و منجر به تغییرات شگرف یا حتی پایان تمدن بشری شود.

ماشین های خود همانند ساز

یکی دیگر از نظریات جالب فون نویمان اتوماتای سلولی یا ماشین های خود همانند ساز بود که به تشریح سیستمی غیر بیولوژیکی اما با قابلیت تولید مثل یا خود همانندسازی می پرداخت. او برای اثبات این ایده در ۱۹۴۹ یک برنامه کامپیوتری خود تکرار شونده را طراحی کرد که به عنوان نخستین ویروس کامپیوتری شناخته می شود؛ در واقع فون نویمان را در کنار پدر بمب اتم باید پدر ویروس های رایانه ای نیز بدانیم.

جان فون نویمان

دریافت مدال افتخار از رییس جمهور وقت آمریکا

او در ۱۹۵۲ یک اتوماتای سلولی دو بعدی را طراحی کرد که به صورت خودکار پیکربندی اولیه سلول هایش را کپی می کرد. جان فون نویمان ربات هایی از این دست را قادر به حرکت، تکرار و تکامل می پنداشت که در طول نیم میلیون سال قادر به همانندسازی جهان هستند.

در دهه ۸۰ میلادی تعدادی از متخصصان با تکیه بر این ایده به دنبال توسعه فضاپیماهایی با قابلیت حرکت در فضا، تهیه مواد خام مورد نیاز برای ساخت نسخه های جدید از خودشان و توسعه ایستگاه های تامین انرژی بودند.

درگذشت جان فون نویمان

در سال ۱۹۵۷ این نابغه در میانه های یک زندگی پر فراز و نشیب و در سن ۵۳ سالگی بر اثر ابتلا به سرطان استخوان درگذشت.در آخرین روزهای زندگی او ارتش آمریکا که از افشای اطلاعات نظامی توسط فون نویمان به خاطر مصرف داروهای قوی واهمه داشت، وی را تحت تدابیر امنیتی شدید قرار داده بود.

برای اثبات عظمت علمی جان فون نویمان نیازی به ذکر جوایز متعدد او نیست و کافی است بدانیم یکی از دهانه های سمت پنهان ماه به افتخار وی فون نویمان نامگذاری شده است.

The post جان فون نویمان؛ یک ذهن زیبای ترسناک appeared first on دیجیاتو.

ملکه انگلستان اولین پست اینستاگرامی اش را منتشر کرد

الیزابت دوم، ملکه انگلستان بعد از بازدیدی که روز گذشته از موزه علوم لندن داشت، اولین پست اینستاگرامی خود را منتشر کرد.

الیزابت دوم که طولانی ترین دوران سلطنت را در دنیا داشته پیشتر از توییتر و ایمیل هم استفاده کرده و در بازدید روز گذشته خود با انتشار نخستین پست اینستاگرامی اش یک رکورد دیگر را به نام خود ثبت کرد.

البته باید اشاره کنیم ملکه انگلستان که هم اکنون ۹۲ سال سن دارد با استفاده از اکانت خانواده سلطنتی اقدام به انتشار این پست کرد و نباید از او انتظار داشت که یکی از همان سلفی های آشنا در محیط اینستاگرام را از خود منتشر کند.

اما در خصوص اولین پست اینستاگرامی ملکه انگلستان باید بگوییم تصویر مربوط به نامه ای می شد که چارلز بابیج ریاضیدان، مخترع و پیشگام علوم کامپیوتر برای جد پدریش ارسال کرد.

پست اینستاگرامی ملکه انگلستان

او در توضیحات این عکس چنین نوشت:

امروز من این افتخار را داشتم تا در مورد نوآوری های بچه ها در زمینه کدنویسی کامپیوتری بدانم و به همین بهانه این پست اینستاگرامی را در موزه علوم منتشر می کنم که پیشگام تکنولوژی، نوآوری و الهام بخش نسل های آینده است.

همانطور که در ابتدا گفتیم ملکه انگلستان چندان هم با تکنولوژی غریبه نیست. او اولین ایمیل خود را در سال ۱۹۷۶ میلادی ارسال کرد و وبسایت مربوط به خانواده سلطنتی را در آن معرفی نمود. او در سال ۲۰۱۴ هم اولین توییت خود را ارسال کرد.

اکانت اینستاگرامی خاندان سلطنتی انگلستان ۴.۷ میلیون دنبال کننده دارد

هدف ملکه الیزابت دوم در بازدیدش از موزه علوم اعلام نمایشگاه تابستانه برای تجلیل از تکنولوژی و ارتباطات در لندن بود. او این پست را با ۴.۷ میلیون دنبال کننده خاندان سلطنتی انگلستان در اینستاگرام به اشتراک گذاشت و بلافاصله بعد از انتشار آن هزاران لایک و کامنت را برایش دریافت کرد.

ملکه انگلستان

جالب است بدانید اطلاعات الیزابت دوم در رابطه با رسم و رسوم اینستاگرام (آموزش جامع استفاده از اینستاگرام) و استفاده از هشتگ (هرآنچه باید در مورد هشتگ ها و کاربردشان بدانیم) در آن هم کم نیست. او نخستین پست اینستاگرامی خود را در روز سه شنبه منتشر کرد که با نام سه شنبه های نوستالژیک شناخته می شود و شهروندان انگلیسی در این روز از هفته با هشتگ #tbt گریزی به گذشته و عکس های قدیمی می زنند.

The post ملکه انگلستان اولین پست اینستاگرامی اش را منتشر کرد appeared first on دیجیاتو.

اسحاق نیوتون؛ از حقایق پشت پرده این اسطوره دنیای علم باخبر شوید

کتاب اسحاق نیوتون که در سال ۲۰۰۳ چاپ شد، خوانندگان را با زندگی و ذهنیات یکی از بزرگترین متفکران تاریخ آشنا می‌کند. این اثر برخلاف موارد دیگر به معرفی زندگی و دستاوردهای نیوتون نمی‌پردازد بلکه با موشکافی عادات، وسواس‌های فکری و بی‌نظمی این دانشمند برجسته تصویری کمتر شناخته شده تر از او را به تصویر می‌کشد.

این سبک نگارش به خلق اثری افشاگرانه منجر شده که جوایزی را هم برای نگارنده به ارمغان آورد.

کتاب مورد بحث به قلم «جیمز گلیک» به رشته تحریر درآمده که برخی او را یکی از بهترین نویسندگان علمی تاریخ می‌دانند. او با استفاده از تکنیک غیر داستانی به خوبی تاریخ علم و آثار فناوری را به تصویر می‌کشد و به لطف قلم شیوایش جوایز بسیاری از جمله «نگارش علوم ادبی PEN/EO Wilson» و «انجمن سلطنتی وینتون» را از آن را خود کرده است. نوشته‌های وی حتی جزو نامزدهای نهایی جوایز «پولیتزر» و «کتاب ملی» نیز بوده‌اند.

جیمز گلیک نویسنده کتاب اسحاق نیوتن

جیمز گلیک نویسنده کتاب اسحاق نیوتن

از مشهورترین آثار گلیک باید به «اطلاعات: تاریخچه، نظریه، سیلاب» و «نابغه: زندگی و دانش ریچارد فاینمن» اشاره کرد.

شاید از خودتان بپرسید خواندن این کتاب چه مزیتی دارد؟ جواب این است که از حقایق پشت پرده نیوتون افسانه ای باخبر می‌شوید.

اسحاق نیوتون احتمالا مشهورترین دانشمند تاریخ بشریت است اما این شهرت بر زندگی واقعی او آنقدر سایه انداخته که بخش زیادی آن به خاطر باورهای غلط و غیر مستدل مبهم باقی مانده‌اند.

احتمالا تعدادی از این داستان‌های غیر واقعی مثل آتش گرفتن آزمایشگاه مجهز او توسط سگش «دایاموند» یا کشف جاذبه زمین بعد از سقوط یک سیب روی سرش به گوش شما هم خورده اند.

نیوتون اما شخصیتی فراتر از این داستان‌ها دارد. تئوری‌ها و کشفیات او حتی امروز هم به صورت گسترده کاربرد دارند و برخی پایه‌های فیزیک مدرن بر قوانین حرکت او بنیان نهاده شده‌اند.

البته دانشمند انگلیسی جدای از توان علمی شخصیت و ایده‌های جالبی هم دارد که با شناخت دنیای پیرامون نیوتون و تغییراتی که او در آن ایجاد کرد، می‌توان آنها بهتر درک کرد. دوران نیوتون همزمان با عصر افسانه‌ها و جادوی سیاه بود که حتی این متفکر بزرگ هم علی‌رغم تلاش برای رواج منطق در جامعه، از اثرات اسرارآمیز و خرافاتی آن در امان نماند.

تئوری‌های او دنیا را تکان داد اما در راه علم با مناقشه و جدل‌های بسیاری دست و پنجه نرم کرد.

نیوتون در دوران هرج و مرج بریتانیا به دنیا آمد و از همان ابتدا حس کنجکاوی زیادی از خود نشان میداد.

 کتاب اسحاق نیوتن

اسحاق نیوتون روز کریسمس ۱۶۴۲ در مزرعه ای واقع در «لینکولن شایر» انگلستان به دنیا آمد. پدرش که حتی خواندن و نوشتن هم بلد نبود، پیش از تولد او از دنیا رفته بود.

تولد نیوتون با هرج و مرج و جنگ داخلی انگلیس همزمان شده بود. طرف‌های درگیر این مناقشه نیروهای وفادار به تاج و تخت از یک سو و در سوی دیگر سربازان وفادار به پارلمان بودند که به خاطر استبداد شاه چارلز، عدم توجه او به نمایندگان و سیاست‌های فرقه‌ای با هم درگیر شده بودند.

در آن زمان دنیا هنوز در سایه عقاید خرافی، جادوگری، کیمیاگری و باورهای قرون وسطایی به سرمی‌برد. ساده‌ترین مسائل علمی که امروز از نظر ما بدیهی تلقی می‌شوند، درآن دوران هنوز ناشناخته بودند. برای مثال زمانی که از گرانش سخن به میان می‌آمد بیشتر منظورشان رفتار و طرز راه رفتن دیگران بود نه نیرویی که اجسام را به زمین می‌کشد.

در واقع دنیا آنقدر غرق در بی سوادی بود که هیچکس حتی تصور تولد نابغه ای که با سلاح ریاضی و تجربه اوضاع را دگرگون کند، به خود راه نمی‌داد.

با این حال حس کنجکاوی نیوتون از همان آغاز دید متفاوتی به دنیای اطراف به او داده بود تا جایی که حتی به نحوه حرکت خورشید هم علاقه داشت. اسحاق جوان با استفاده از یک ریسمان نحوه حرکت خورشید در آسمان را اندازه می‌گرفت و اشکال هندسی مختلفی از جمله ساعت آفتابی سه بعدی را طراحی کرده بود.

تلسکوپ بازتابی اسحاق نیوتن

او در مدرسه کینگز گرانتهام با اصول زبان‌های لاتین، یونانی، عبری و الهیات آشنا شد. کلاس‌های ریاضی به اسحاق نحوه محاسبه اشکال، فضاها و نقشه برداری را آموزش دادند. او صرفا برای حفظ دروس به مدرسه نمی‌رفت و به زودی با دانشی که به دست آورده بود شروع به ساخت فانوس و آسیاب‌های آبی و بادی کرد. با رسیدن به سن بلوغ نیوتون دچار بحران‌های هویتی و وجودی شد و مطمئن نبود از زندگی چه می‌خواهد.

اسحاق نیوتن از دانش آموختگان دانشگاه کمبریج است

در حالی که خانواده و نزدیکانش فکر می‌کردند اسحاق هم مثل آنها در کشاورزی و چرای گوسفندان غرق می‌شود، خود او می‌دانست که دست تقدیر سرنوشت دیگری را برایش رقم زده است.

او در دانشگاه کمبریح فوق العاده بود اما در انزوا بیشتر درخشید

به لطف پشتیبانی مدیر مدرسه گرانتهام و عمویش که روحانی محترمی بود، اسحاق به دانشگاه کمبریج راه پیدا کرد. او در ژوئن ۱۶۶۱ در کالج «ترینیتی» پذیرفته شد که بهترین مرکز بین ۱۶ دانشکده مختلف کمبریج بود.

کتاب اسحاق نیوتن

نقاشی قدیمی از دانشگاه کمبریج

از این زمان او فقط به دفترچه ۱۴۰ صفحه ای، چند شمع، مرکب و یک قلم نیاز داشت چرا که ذهن کنجکاو و هوشمندش بقیه کارها را می‌کرد.

اساس برنامه درسی اسحاق را آثار فیلسوف شهیر یونانی «ارسطو» و به ویژه نظریات او در مورد مواد، فرم، زمان و حرکت شکل می‌داد. با این وجود از ایده‌های مدرن‌تر افرادی مثل گالیله هم غافل نبود.

برای اینکه بهتر درک کنید که نیوتون در چه فضایی درس می‌خواند باید به ایده حرکت اشاره کنیم. شاید امروزه عجیب به نظر برسد اما در قرن هفدهم حرکت هم به عنوان فرایند و هم جابه‌جایی در نظر گرفته می‌شد.

بر این اساس نه تنها جسم در حال جابجایی بلکه حتی میوه در حال گندیدن و سنگ در حال تبدیل شدن به مجسمه را هم باید متحرک در نظر گرفت.

نخستین کسی که در برابر این نظریه قد علم کرد گالیله (مروری بر زندگی گالیله) بود که دقیقا در سال تولد نیوتون از دنیا رفت. البته او عقاید علمی درست زیادی داشت ولی از ترس کشته شدن توسط نهاد کلیسا ناچار به سکوت بود.

تا آن زمان هندسه، مشاهده و اندازه گیری در آزمایشات قوانین طبیعت جایی نداشتند اما در دوره نیوتون مطالعه علمی بر پایه تحقیقات تجربی با مقبولیت بیشتری همراه بود.

نیوتون این شانس را داشت که در دوران تحصیلش ابزارهای علمی و ساعت‌های دقیق‌تر گسترش پیدا کردند، شاید این مساله ساده به نظر برسد اما با در اختیار داشتن یک ساعت دقیق آزمایش‌های علمی مبتنی بر زمان با سهولت و اعتبار بیشتری انجام می‌شد.

علاقه اسحاق به انزوا و صبر بی پایان باعث می‌شد از ساعت‌ها کار در آزمایشگاه خسته نشود.

در سال ‍۱۶۶۴ شیوع طاعون در انگلیس به قدری بالا گرفت که کمبریج ناچار به تعطیل کردن کالج‌هایش شد. اغلب دانشجویان از این مساله برای خلاص شدن از دست مطالعات سنگین بهره بردند اما نیوتون یک دانشجوی معمولی نبود.

کتاب اسحاق نیوتن

طاعون در کمبریج

او به خانه بازگشته و مطالعاتش را با اشتیاق بیشتری از سر گرفت. مطالعات او در این زمان بر نورشناسی و رنگ متمرکز بود و حتی دست به مشاهده مستقیم خورشید از طریق آینه زد که با خطر زیادی برای چشم همراه بود.

او همچنین نظریات انقلابیش در زمینه مکانیک را با تشریح حرکت و استفاده از فرمول‌های ریاضی ارائه کرد. وی در ۱۲ صفحه سناریوهای مختلفی نظیر نقاط در حال حرکت به سمت مرکز دایره و نقاطی که به صورت موازی در حرکت بودند را شرح داد. وی در این دوران معتقد بود که همه چیز در حال حرکت یا به عبارت دیگر جاری است.

پس از فروکش کردن طاعون نیوتون مورد توجه انجمن سلطنتی قرار گرفته و به کرسی استادی کمبریج رسید.

او پیش از رسیدن به این منصب، گام محکمی را برای ارائه تمام و کمال نظریه مربوط به علم حرکت برداشته بود که شامل مطالعاتی در مورد ماهیت گرانش و تاثیر آن بر اشیاء متحرک بود.

هرچند اغلب افراد به داستان ساختگی نشستن نیوتون زیر درخت سیب و مشاهده افتادن آن یا حتی سقوط سیب بر سر نیوتون باور دارند اما باید بگوییم که ماجرای واقعی اینقدر هیجان انگیز نیست. در واقع کشفیات او ناشی از ساعت‌ها بررسی سقوط اجسام، حرکت آنها در سطح شیب دار و ثبت و ضبط مشاهدات بوده است.

کتاب اسحاق نیوتن

در اکتبر ۱۶۶۷ «اسحاق بارو»، استاد ریاضی نیوتون که به سمت استاد ریاضیات Lucasian منصوب شده بود از او خواست که در آماده کردن متن سخنرانی به وی کمک کند. نیوتون هرگز فکرش را نمی‌کرد که تنها دو سال بعد خودش به این سمت منصوب شود اما این اتفاق رخ داد.

نزدیک سه قرن بعد این کرسی همچنان در کمبریج پا برجاست و چندین سال قبل به استیون هاوکینگ فقید سپرده شده بود.

به لطف دستیابی به این کرسی برجسته نیوتون حالا آزمایشگاه مخصوص خودش را داشت و ساعت‌ها پشت درهای آن به آزمایش، مشاهده و تحقیق می‌پرداخت.

نمونه اولیه نخستین تلسکوپ بازتابی جهان را ساخت

او پیش از وارد شدن به دهه سوم زندگی نمونه اولیه نخستین تلسکوپ بازتابی جهان را ساخت. نمونه‌های قبلی از نوع انکساری بودند که تصویری کوچک، مبهم و تحریف شده را تولید می‌کردند.

تلسکوپ نیوتون با دریافت سطح بالاتری از نور، رصد آسان سیاره‌هایی مثل ونوس و مشتری را میسر می‌کرد. مدت زیادی طول نکشید که انجمن سلطنتی به عنوان برجسته ترین نهاد علمی بریتانیا از او دعوت کرد نتیجه تحقیقاتش در مورد نور و رنگ منتشر کند.

این دانشمند بزرگ در مقاله‌اش فرایند هدایت نور خورشید از طریق منشورها و ایزوله سازی هر رنگ را تشریح کرد. نتایج آزمایش نیوتون را به این باور رساند که نور از ذرات تشکیل شده است. پیش از این تصور می‌شد که خود منشورها رنگ‌های مختلف را تولید می‌کنند اما او معتقد بود که تنها کار منشورها جداسازی رنگ‌ها از همدیگر است.

این مقاله انتقادهایی را میان برخی از اعضای انجمن سلطنتی برانگیخت، تا جایی که «رابرت هوک» تا پایان عمر به یکی از منتقدان پر و پا قرص اسحاق نیوتون بدل شد.

منتقد سرسختی به نام رابرت هوک و حامی دلسوزی به نام ادموند هلی

کتاب اسحاق نیوتن

نقاشی چهره رابرت هوک

اگرچه نیوتن مقاله‌ای اثرگذار در رابطه با نور و رنگ ارائه کرد، اما، طولی نکشید که از انتشارش پشیمان شد. او دوست نداشت که آثارش از سوی دیگران، خصوصا دانشمندان قدیمی که باور داشتند به خاطر جایگاهشان می‌توانند هر سخنی را در نقد جوانان بر زبان بیاورند، مورد انتقاد قرار بگیرد.

سردمدار این منتفدان رابرت هوک بود. او یافته‌های نیوتن در رابطه با رنگ و نور را بی ارزش جلوه داد و حتی تا جایی پیش رفت که آنها را «فرضیاتی محض» خواند.

چند ماهی طول کشید تا خشم نیوتن از هوک فروکش کند و اینبار او بود که به رقیب علمی‌اش تاخت و از شواهد ریاضی محکمی که در مقاله‌اش آورده بود به سختی دفاع کرد.

اما حتی این حرف ها هم نتوانست حس حقارتی که در نیوتن ایجاد شده بود را برطرف کند. او تصمیم گرفت تا دو سال گوشه نشینی اختیار کند و بعد از اتمام این دوران با مقاله‌ای تازه مجددا در مجامع علمی ظاهر شد. مقاله تازه نیوتن قرار بود به جای آنکه بلافاصله منتشر شود، در دسامبر سال ۱۶۷۵ در جامعه سلطنتی انگلستان خوانده شود. موضوع مقاله مجددا به خواص نور مربوط می‌شد اما او همزمان از نظرات خود در رابطه با حرکت گفته بود و برخی نظریه‌های قبلی اش در رابطه با الکتریسیته ساکن را تشریح کرده بود.

یکبار دیگر هوک در مقام مخالفت با ایده‌های اسحاق نیوتن برآمد و منصوب شدن هوک به سمت ریاست جامعه سلطنتی انگلستان در سال ۱۶۷۷ میلادی هم کمکی به برطرف شدن اختلافات میان آنها نکرد.

با این حال اما برخی باور دارند که عناد هوک با اسحاق نیوتن سودمند واقع شده. مخالفت‌های او نیوتن را وادار کرد که در برخی زمینه‌ها پای را فراتر از حد معمول بگذارد.

کتاب اسحاق نیوتن

نظریه نور و رنگ

مهم‌تر از همه اینکه فشارهای دائمی هوک بر نیوتن برای ارائه شواهد ریاضی باعث شد که نیوتن جدی‌تر کار کند و سرسختانه روی اصول فرضایت خود پافشاری نماید. تلاش‌ها و مجاهدت‌های علمی او روی موضوع مدار زمین را می‌توان مثال خوبی در این باره دانست که در نهایت به انتشار مقاله سال ۱۶۸۴ او با موضوع «در باب حرکت اجرام در مدار» منتهی شد.

نیوتن ضمن مواجهه با انتقادات هوک، یک حامی وفادار هم داشت؛ مردی به نام ادموند هلی که از اخترشناسان و ریاضیدانان شهیر انگلستان بود و حالا یک ستاره دنباله دار به نامش است.

هلی از اسحاق نیوتن برای انتشار نخستین کتابش در سال ۱۶۸۶ حمایت مالی می‌کرد. این اثر که «فلسفه اصول ریاضی» نام دارد بی‌تردید مهم‌ترین کتاب چاپ شده تاریخ در حوزه ریاضیات محسوب می‌گردد. کتاب مذکور در برگیرنده سه قانون بنیادین نیوتن است و هنوز هم به کودکان سراسر دنیا درس داده می‌شود.

طبق قانون اول نیوتن، اجرام در حرکت تا زمانی که با مقاوتی روبرو نشوند به حرکت خود ادامه می‌دهند و براساس قانون دوم، نیرو باعث ایجاد حرکت می‌شود.

قانون سوم هم می‌گوید برای هر عملی یک عکس عمل برابر وجود دارد.

خلاصه کلام آنکه نیوتن هم با جامعه سلطنتی انگلستان روبرو بود و هم ضرابخانه سلطنتی.

مدت زمان زیادی از انتشار کتاب اولش نمی‌گذشت که شروع به آماده‌سازی نسخه به روز شده آن کرد. او دوست داشت که دسترسی به اثرش را ساده‌تر کند تا همه دنیا با نظریات مبتنی بر ریاضیات او آشنا شوند.

رابرت هوک رقیب سرسخت او در سال ۱۷۰۳ میلادی درگذشت و طولی نکشید که اسحاق نیوتن ریاست جامعه سلطنتی انگلستان را بر عهده گرفت. این دستاورد تا حدودی به تلاش‌های نیوتن مربوط می‌شد چراکه او جامعه سلطنتی را مجاب کرد از تمرکز بر مسائل اسرارآمیز بکاهد و در مقابل توجهش را به اثبات قوانین طبیعی با کمک ریاضیات معطوف کند.

با وجود این دستاوردها نیوتن همچنان فکر می‌کرد که هنوز کارهای بیشتری را برای انجام دادن در پیش دارد. هرچند، در موقعیتی نبود که یک مقاله جنجالی دیگر را منتشر کند.

نیوتن در برهه ای ریاست ضرابخانه سلطنتی انگلستان را بر عهده داشت و پروژه طراحی پول غیرقابل جعل را دنبال می کرد

او تازه یک فرمول ریاضی را برای جاذبه ارائه کرده بود و نشان داده بود که جاذبه نیرویی فراگیر است اما هنوز نتوانسته بود علت و سرچشمه این نیرو را تشخیص دهد. همین فقدان اطلاعات به دستاویزی برای مخالفان او بدل گردید و طولی نکشید که این سوال در ذهن بسیاری شکل گرفت که آیا از نظر نیوتن نیروی جاذبه منشاء ماورائی دارد؟

با این حال اما او به خاطر ریاست بر جامعه سلطنتی کمتر از این مخالفان واهمه داشت. او به واسطه مسئولیت تازه‌اش اختیارات بیشتری به دست آورده بود و دیگر از افراد معترض نمی‌ترسید. در آن زمان همچنین بریتانیا دیگر زیر یوغ کلیسای کاتولیک قرار نداشت. آنها آثار و نظریه‌های نیوتون را هم مرز با کفر قلمداد می‌کردند. با این حال اما سرتاسر اروپا به پاس پیشرفت‌هایی که در صنعت چاپ رخ داده بود، از نظریه‌های او با خبر بودند و به واسطه قدرت نشریات چاپی جدید، هم مخاطبانی در سرتاسر دنیا برای نیوتن شکل گرفته بود.

حدودا در همین دوران بود که نیوتن موفقیت دیگری را کسب کرد. نیوتن به سمت ریاست ضرابخانه سلطنتی منصوب شد و اگر بخواهیم روشن تر بگوییم او مسئولیت پول انگلستان را بر عهده گرفت.

البته این موفقیت آنطور که ممکن است به نظر برسد عجیب نیست. در آن دوران مرتبا بر اهمیت ریاضیات در تمامی مسائل دنیا از جمله کشتی رانی، آمارگیری از جمعیت و اقتصاد اضافه می‌شد؛ به بیان دیگر در اختیار داشتن یک پول بدون نقص و کارا اهمیت بسیار زیادی در محاسبات سیاسی آن دوران داشت.

اسحاق نیوتن پیشتر چند سالی را به عنوان یکی از مدیران عالی رتبه در ضرابخانه انگلستان فعالیت کرده بود اما در سال ۱۷۰۰ میلادی رسما به عنوان مدیر ارشد این نهاد منصوب شد و ضمن پذیرش مسئولیت‌های این پست، برنامه‌ریزی‌هایی را برای تهیه پول جدیدی انجام داد که جعل کردنش دشوار باشد.

شغل پیشنهادی به نیوتن از کلاس اجتماعی خوبی برخوردار بود و درآمد زیادی را هم عاید او می‌کرد. جالب آنکه تصدی این پست توسط نیوتن شهرت جهانی خوبی را هم برای او به وجود آورده بود.

تردیدی در هوش و نبوغ او باقی نمانده بود و مردم سرانجام تصمیم گرفتند که به حرفهایش گوش دهند و نظراتش را جدی بگیرند.

نیوتن در سال‌های آخر عمرش از سوی محقق دیگری به نام گاتفرید لیبنیز به چالش کشیده شد اما اختلاف نظر آنها راه به جایی نبرد و هیچکدامشان زنده نبودند تا در اثبات فرضیاتشان سخنرانی کنند.

گاتفرید لیبنیز یک ریاضیدان آلمانی بود و همزمان با نیوتن ادعا می‌کرد که ابداع کننده علم حسابداری بوده و هر دوی آنها یکدیگر را به کپی کردن کار دیگری متهم می کردند.

همانطور که در بالا اشاره کردیم این مناقشه راه به جایی نبرد و عمر نیوتن و رقیبش کفاف آن را نداد تا حرف خود را به کرسی بنشانند. در واقع مشخص کردن اینکه هرکدامشان دقیقا چه سبکی را از دیگری اقتباس کرده و چه کاری را به صورت مستقل انجام داده کاری بس دشوار بود.

با این حال اما آنچه مشکل را بغرنج‌تر می‌کرد آن بود که نیوتن ادعاهایش را براساس مقالاتی مطرح می‌کرد که روی کاغذ آورده اما منتشرشان نکرده بود. در واقع کارهای اولیه او در زمینه حسابداری خُرد در طول سال‌هایی انجام شده بود که طاعون در کمبریج شیوع پیدا کرده بود و او از بیم مبتلا شدن به شهر دیگری مهاجرت کرده بود.

نیوتن در حالی که به سنگ کلیه مبتلا بود و ثروت زیادی داشت درگذشت

در نهایت جان والیس یکی از ریاضیدانان همکار نیوتن در کمبریج او را ترغیب کرد که برخی از مقالات مبتکرانه خود را که از دهه ۱۶۶۰ میلادی سرگرم تهیه و تدارکشان بوده منتشر کند. بخشی از این مقالات در کتاب دوم او با عنوان رساله ای درباره بازتاب، تفکیک، انفجار و رنگ نور منتشر شد و بخش‌های دیگری از آن نقش مرجع را در بیانیه‌های علمی جامعه سلطنتی ایفا می‌کرد و به آنها استناد می‌شد. نیوتن هم از تمام قدرت سازمانی خود برای رد ادعاهای لیبنیز و تبرئه خود از اتهام سرقت علمی استفاده می‌کرد. با وجود این تلاش‌ها اما لیبنیز از سرسختی و مخالفت با او دست بر نمی‌داشت و همچنان بر مواضع خود استوار بود.

لیبنیتز همچنان از نیوتن انتقاد می‌کرد و او را به ناتوانی برای یافتن علت جاذبه متهم می‌نمود. این دانشمند آلمانی تبار همچنین این باور نیوتن که قوانین جاذبه حتی در محیط خلاء هم پابرجا هستند را به استهزاء می‌گرفت.

لیبنیز تا واپسین لحظه‌های مرگش روی حرف خود ماند و با نزدیک شدن به زمان مرگش (در سال ۱۷۱۶) با ارسال نامه‌ای به یکی از دوستان خود اینطور نوشت: «خدانگهدار خلاء، اتم‌ها و کل فلسفه نیوتن».

با این حال اما این عناد و دشمنی برخلاف اختلافاتی که نیوتن با هوک داشت، نقطه روشنی در طول حیات وی محسوب نمی‌شد و نقشی در بهبود و پیشبرد علم نداشت.

اسحاق نیوتن در ۳۱ مارس سال ۱۷۲۷ میلادی مثل یک قهرمان این زندگی را بدرود گفت. او عنوان شوالیه را دریافت کرد و حتی در وست مینیستر ابی لندن در کنار بسیاری از سلاطین انگلستان دفن شد. نیوتن در طول زندگی‌اش مصائب و سختی‌های زیادی را پشت سر گذاشت و در حالی که به سنگ کلیه مبتلا بود هیچگاه لب به گلایه و فریاد نگشود.

کتاب اسحاق نیوتن

علاوه بر این تصور می‌شود که نیوتن در تمام طول زندگی‌اش مجرد مانده و آنچه مسلم است او هیچ وارثی ندارد، هرچند که ثروتش چشمگیر بود. او جهان را از دوران تاریکش خارج نمود و کاری کرد که در عصر مدرن، جهان برپایه قوانین درک شود.

دوران حرفه‌ای نیوتن مملو از موفقیت بود و صرفا در برهه‌هایی با شگفتی همراه می‌شد. براساس یکی از فرضیات این دانشمند، زمین در ناحیه خط استوا به خاطر جاذبه و حرکاتش متورم می‌شود و این فرضیه بعد از سفر ۱۰ ساله یک هیئت فرانسوی به استوا، در سال ۱۷۳۳ میلادی اثبات شد.

شخصیت اسحاق نیوتن جدای از عشق و علاقه‌اش به علوم و ریاضیات جنبه پنهان دیگری هم داشت.

در دهه ۱۹۳۰ میلادی و بعد از فروش ملک متعلق به یکی از خویشاوندان دور نیوتن، تعداد زیادی مقاله علمی برجا مانده از او پیدا شد که نشان می‌داد او در تمام طول عمرش مشغول مطالعه در زمینه کیمیاگری بود. به بیان دیگر او یک عمر در این رابطه خیالپردازی می‌کرده و شاید آنطور که در برخی کتاب‌ها به وی اشاره شده صرفا ارائه کننده استدلال‌های خشک نبوده است.

با نگاهی اجمالی به تاریخچه فعالیت‌های نیوتن هم این حقیقت آشکار می‌شود. هرجا که بی نظمی بوده او در مقام نظم آفرینی برآمده و دفاع او از ریاضیات و استدلال شاید شناخته شده‌ترین مشخصه این دانشمند بوده اما به واسطه همین روحیه بوده که او تمایل به کشف نادانسته‌ها هرچند از نوع عجیب و غریبش را داشته.

خلاصه پایانی

اسحاق نیوتن یکی از اثرگذارترین افرادی است که تا بحال روی زمین زیسته. او با تکیه بر شواهد ریاضیات برای همیشه راه و رسم بررسی فرضیات و استنتاج فرایندهای موجود در این عالم را متحول کرد. بخشی از اثرگذاری نیوتن به این حقیقت بر می گردد که او در طول دوره روشنفکری زندگی کرد؛ برهه ای از تاریخ که جهان افسانه‌ها را پشت سر گذاشته بود و دیگر باوری به سحر و جادو نداشت. روش شناسی مبتنی بر ریاضیات نیوتن و همچنین مقیاس کشفیات بنیادینی که او انجام داد استانداردهای پرسش‌های علمی نسل‌های بعدی را ساخت.

 

این مطلب به همت یونس مرادی و مریم موسوی تهیه شده

The post اسحاق نیوتون؛ از حقایق پشت پرده این اسطوره دنیای علم باخبر شوید appeared first on دیجیاتو.

به مناسبت روز جهانی زن؛ مروری بر فعالیت‌های زنان برنده جایزه نوبل

امروز ۱۷ اسفند ماه (۸ مارس) روز جهانی زن است. در طول تاریخ زنان بسیاری، در حوزه های مختلفی از جمله علم و دانش محدودیت ها را کنار زدند و رقبای مرد خود را شکست دادند. آنها توانستند محدوده های علم را گسترش دهند و زندگی بهتری را برای همه ما رقم بزنند. امروز بهترین فرصت است که مروری بر فعالیت های ۱۱ نفر از زنانی داشته باشیم که با برنده شدن جایزه نوبل، تاریخ ساز شدند.

ابتدا مروری کوتاه بر نوبل داشته باشیم. آلفرد نوبل در سال ۱۸۳۳ در استکهلم سوئد به دنیا آمد و به همراه پدر مهندسش ماده منفجره ای را بر پایه نیتروگلیسیرین ساخت. این ماده موفقیت تجاری فوق العاده ای را برایش در پی داشت. پس از مرگ این دانشمند در سال ۱۸۹۶، وصیت نامه اش جنجال زیادی به پا کرد. او آرزوی ایجاد سازمانی را داشت که جوایزی را به افرادی که بیشترین خدمت را در حوزه های فیزیک، شیمی، پزشکی، ادبیات و صلح به بشریت کرده اند، اعطا نماید. به همین دلیل بخش عمده ثروت خود را به این موسسه اعطا کرد. در ادامه به لیست از زنان مشهوری خواهیم پرداخت که برنده جایزه نوبل شدند.

ماری کوری

روز جهانی زن

ماری کوری، شیمیدان و فیزیکدان در لهستان به دنیا آمد و بعدها به فرانسه مهاجرت کرد. فعالیت های کوری در قرن بیستم توجه جهانیان را جلب کرد و موجب شد در هر دو زمینه فیزیک و شیمی یکی از مشهورترین دانشمندان تاریخ بشریت لقب بگیرد و دو بار جایزه نوبل را از آن خود کند. فعالیت های ماری کوری در زمینه رادیواکتیو حتی امروزه هم در زندگی ما کاربردهای متنوعی دارد.

این دانشمند اولین بار در سال ۱۹۰۳به دلیل کشف پدیده رادیواکتیو جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد. بار دیگر در سال ۱۹۱۱ به خاطر کشف عناصر رادیو اکتیو رادیوم و پولونیوم مفتخر به دریافت جایزه نوبل شیمی شد.

ایرن کوری

روز جهانی زن

ایرن تلاش کرد راه مادر خود را ادامه دهد و درباره موضوع نوظهور رادیو اکتیویته تحقیق کرد. ایرن در جریان تحفیقات خود دریافت که رادیواکتیو را می توان به صورت مصنوعی هم تولید کرد. همین موضوع بود که در سال ۱۹۳۵ جایزه نوبل شیمی را برایش به ارمغان آورد. کارهای ایرن در زمینه ایزوتوپ های رادیو اکتیو پایه های تحقیقات زیست پزشکی و درمان سرطان امروزی را بنا کرد.

گرتی ترزا کوری

روز جهانی زن

در پرتغال متولد شد و در حوزه بیوشیمی فعال بود. کارهای او نقش جدایی ناپذیری در پزشکی امروزی دارند. تحقیقات کوری شامل متابولیسم انسان می شد و در نهایت به کشفی منجر شد که امروزه به نام چرخه کوری می شناسیم. بر اساس این فرایند هنگامی که از عضلات خود استفاده می کنید اسید لاکتیک در جریان خون و سلول های عضلانی افزایش پیدا می کند. به دنبال آن اسید لاکتیک به کبد می رود، به گلوکز تبدیل می شود و از طریق جریان خون دوباره به عضله باز می گردد تا به گلیکوژن تبدیل شود. این چرخه به طور دوره ای ادامه پیدا می کند.

کشف کوری چارچوب های درک دیابت را بنا نهاد و با برنده شدن جایزه نوبل پزشکی در سال ۱۹۴۷، اولین زن آمریکایی شد که جایزه نوبل در حوزه علوم را برده است.

ماریا ژئوپرت مایر

روز جهانی زن

ماریا مایر فیزیکدان و ریاضیدان آلمانی بود که مشارکت های متعددی در حوزه فیزیک داشت. ایده پیشنهاد او از مدل پوسته هسته در اتم موجب شد در سال ۱۹۶۳ نوبل فیزیک را از آن خود کند. مایر همچنین روی جداسازی ایزوتوپ در پروژه بمب اتم کار کرده بود.

دوروتی هاجکین

روز جهانی زن

دوروتی مری کروفوت هایجکین در زمینه شیمی فعالیت می کرد. این دانشمند بیشتر به دلیل تحقیقات در حوزه توسعه ترکیبات بیوشیمی مشهور بود. اما جایزه حوزه شیمی که در سال ۱۹۶۴ برنده شد به کشف ساختار پنی سیلین و ویتامین ب ۱۲ مرتبط بود. او دریافت که این ترکیبات برای مبارزه با کم خونی حیاتی هستند.

هاجکین همچنین به پیشرفت تکنیک بلور شناسی پرتو ایکس کمک کرد، ابزاری که امکان درک ساختار سه بعدی ترکیبات بیوشیمیایی را برای دانشمندان فراهم می کند.

روزالین سوسمن یالو

روز جهانی زن

یالو در نیویورک متولد شد و فعالیت هایش به حوزه پزشکی کمک فراوانی کرد. در سال ۱۹۷۷ نوبل پزشکی به دلیل توسعه رادیو ایمونواسی به او اهدا شد. این شیوه فوق حساس، بافت های بدن را با استفاده از ایزوتوپ های رادیواکتیو آزمایش می کند تا غلظت هورمون ها، ویروس ها، ویتامین ها، آنزیم ها و داروها اندازه گیری شود.

باربارا مک‌کلینتاک

روز جهانی زن

درسال ۱۹۸۳ جایزه نوبل پزشکی را به خاطر کشف سازه جدا شدنی دریافت کرد. سازه جدا شدنی، یک بخش یا توالی DNA است که می تواند جایگاه نسبی خود روی ژنوم یک یاخته را پس و پیش کند. این جابجایی و پس و پیش شدن به دو روش می‌تواند روی دهد: «رونوشت و چسبیدن» و «برش و چسبیدن».

علاوه بر این با مطالعه روی کروموزوم های ذرت به کشف مقاومت باکتری ها در برابر آنتی بیوتیک ها و درمان بالقوه ای برای بیماری خواب آفرقایی کمک کرد.

ریتا لِوی مونتالچینی

روز جهانی زن

عصب شناس ایتالیایی بود که به دلیل فعالیت، بی باکی و شخصیت کاریزماتیکش مورد تحسین قرار می گرفت. کشف سال ۱۹۵۴ او درباره عامل رشد عصب، جایزه نوبل پزشکی سال ۱۹۸۶ را برایش به همراه داشت. این عامل یک پروتئین است که از طریق تحریک بافت عصبی اطراف موجب رشد سلول ها می شود و در بیماری هایی از جمله آلزایمر نقش دارد.

گرترود الیون

روز جهانی زن

تحقیقاتش به توسعه داروهایی برای مبارزه با بیماریهایی از جمله مالاریا، ایدز و سرطان خون منجر شد. علاوه بر این داروی ایموران را توسعه داد که از رد اعضای پیوند زده شده به بدن پیشگیری می کند. الیون در سال ۱۹۸۸ جایزه نوبل پزشکی را دریافت کرد.

کریستیان نوسلاین-فولهارت

روز جهانی زن

زیست شناس آلمانی که فعالیت هایش به تشریح اختلالات مادرزادی در انسان کمک کرد و در سال ۱۹۹۵ برنده جایزه نوبل پزشکی شد.

فرانسواز باره سینوسی

روز جهانی زن

ویروس شناس اهل فرانسه است که تلاش هایش به تشخیص بیماری که میلیون ها انسان در سراسر جهان را آلوده کرده کمک کرد. در سال ۱۹۸۳ یک ویروس پسگرد را در بیمارانی با غدد لنفاوی متورم کشف کرد. این ویروس به لنفوسیت ها (نوعی از گلبول های سفید خون که در سیستم ایمنی نقش مهمی دارند) حمله می کرد. ویروس کشف شده بعدها HIV (ویروس نقص ایمنی انسانی) نام گرفت؛ همان ویروسی که بیماری ایدز را موجب می شود.

The post به مناسبت روز جهانی زن؛ مروری بر فعالیت‌های زنان برنده جایزه نوبل appeared first on دیجیاتو.

ایوان بلس؛ پادشاه افشاگران دنیای تکنولوژی از تجربیات خود می‌گوید

اگر افشاگری در کار نباشد، می توان گفت که خبرهای دنیای موبایل ها کسالت بار می شوند. خوشبختانه گروهی از افراد هستند که با منابع دخیل در صنعت گوشی های هوشمند در ارتباطند و اطلاعات دستگاه هایی که قرار است در آینده عرضه شوند را فاش می کنند. این اطلاعات حتی گاه چندین ماه پیش از معرفی رسمی افشا می شوند. وبسایت فون آرنا با یکی از مشهورترین افراد پشت پرده افشاگری ها مصاحبه کرده؛ ایوان بلس که حتماً بارها نامش را شنیده اید و باید گفت که عمده افشاگری هایش درست از آب در می آیند.

ایوان بلس که در توییتر با نام کاربری [email protected] شناخته می شود برای حدود یک دهه است که بخش مهمی از هیجان پیش از عرضه موبایل ها به حساب می آید و در این سال ها در چندین نشریه فعالیت کرده است. اما حرفه او به عنوان افشاگر از سال ۲۰۱۲ آغاز شد؛ زمانی که حساب کاربری مشهور evleaks را راه اندازی کرد. از آن به بعد بود که شاهد افشاگری های متعددی از سوی او بودیم. در ادامه با بخشی از مصاحبه فون آرنا با ایوان بلس همراه باشید:

فون آرنا: پیش از اینکه در توئیتر با evleaks ظاهر شوی، برای وبسایت های انگجت و PocketNow کار می کردی. چرا شغلت به عنوان سردبیر را ترک کردی و به افشای فناوری روی آوردی؟ آیا این هدف تو برای انجام این کار در سطح حرفه ای بود یا صرفاً با گذر زمان اتفاق افتاد؟

ایوان بلس: «من در واقع افشاگری را از زمانی که در PocketNow سردبیر بودم شروع کردم اما این به تدریج رخ داد و «افشاگر شدن» هرگز تصمیم آگاهانه ای نبود.»

ایوان بلس

تصویری از ایستگاه نبرد ایوان بلس که نشان می دهد در پشت صحنه کارهایی که می کند چه می گذرد.

فون آرنا: آیا از سوی شرکت ها یا اشخاص به دلیل ارسال پستی تهدید شدی؟ یا شرکتی تلاش کرده رشوه پرداخت کند تا برای افشاگری نکردن در مورد آنها استثنا قائل شوی؟ مورد قابل توجهی از این تعاملات [به خاطرت می رسد]؟ (بدون اینکه نیاز باشد اسمی ببری).

ایوان بلس: «من هیچگاه به هیچ دلیلی توسط هیچ شرکتی تهدید نشدم. هیچ وقت هم به دلیل منع شدن از افشاگری، پولی به من پیشنهاد نشد. اکثراً سازنده های تجهیزات اصلی یا اپراتورها من را به حال خودم رها کرده اند.»

فون آرنا: افشاگری مورد علاقه خاصی داری؟ چه چیزی آن را خاص کرده؟

ایوان بلس: «داستانی که همیشه مورد علاقه من است و برخی ممکن است آن را به عنوان یک افشاگری در نظر بگیرند، مورد غیر مترقبه پیش از معرفی آیفون ۴ اس است. در آن زمان فرض بر این بود که آیفون ۵ نام خواهد داشت و با جستجو در گوگل در فلیکر به دنبال تصویری ثبت شده با یک آیفون نامشخص گشتم. با خوش شانسی یک تصویر وجود داشت؛ عکسی از یک بشقاب سوشی که توسط یک مهندس اپل ثبت شده بود و مکان جغرافیایی ثبت شده آن (Geotag) در قلب مقر کوپرتینو بود.»

ایوان بلس

فون آرنا: این طور گمان می ورد که تولید کننده ها معمولاً خودشان اطلاعات درز پیدا کرده را فراهم می کنند تا تحریکی ایجاد کنند. با توجه به تجربه تو آیا چنین چیزی معمول است؟

ایوان بلس: «قطعاً این اتفاق می افتد اما من نمی گویم که معمول است. این یک قانون سخت نیست اما عموماً هر چه کسب و کار یک شرکت گوشی هوشمند موفق تر باشد، احتمال دخیل شدن در افشای کنترل شده کمتر است.»

فون آرنا: به نظر تو کدام شرکت در حفظ اسرار توسعه [محصول] خود بهتر عمل می کند و کدام بدتر؟

ایوان بلس: «فکر نمی کنم موضوع خوب و بد باشد. همه شرکت ها می دانند چطور محصولاتشان را پیش از معرفی مخفی نگه دارند. تنها سوالی که باقی می ماند این است که آیا به اندازه کافی برای غافلگیری ارزش قائل می شوند که برنامه زمان بندی معرفی را با در نظر گرفتن آن تنظیم کنند؟»

ایوان بلس

فون آرنا: آیا مشهور بودن در اینترنت بر زندگی تو اثر گذاشته؟ آیا مردم در خیابان تو را می شناسند و می خواهند با تو دست دهند؟

ایوان بلس: «نه؛ تقریباً هیچ وقت. در واقع فقط همین اواخر بود که یک نفر که تصادفاً من را ملاقات کرده بود به من نزدیک شد: راننده پست فِدِکس ساختمان من.»

فون آرنا: اگر درگیر شدن در فناوری برایت یک گزینه نبود، برای گذران زندگی چه کار می کردی؟

ایوان بلس: «برای هر کسی که من را دنبال می کند این موضوع باید روشن باشد؛ (با خنده): یک کارشناس خبره سیاسی می شدم.»

فون آرنا: کدام ترند گوشی هوشمند است که اگر از بین برود خوشحال می شوی؟

ایوان بلس: «خداحافظ؛ حفره [نمایشگر] نفرت انگیز.»

ایوان بلس

فون آرنا: کدام تکنولوژی امروزی باعث می شود که بگویی” «واو» (شگفت زده شوی)؟

ایوان بلس: «قطعاً تاشوها یا رول شونده ها؛ من معتقدم که وقتی در نهایت شیشه های واقعی را با این فرم فاکتور ترکیب کنند قواعد بازی عوض خواهد شد».

فون آرنا: آیا تصور می کنی نگرانی دولت ایالات متحده از تولید کننده های چینی قابل توجیه است؟

ایوان بلس: «در زمینه تجهیزات شبکه معتقدم که احتمالاً بله، اما در مورد گوشی های مصرف کنندگان فکر می کنم این تهدید احتمالاً اغراق شده باشد.»

فون آرنا: اولین گوشی موبایلت چه بود؟

ایوان بلس: «اولین گوشی هوشمند من. تریو ۶۰۰ پالم/هنداسپرینگ که یک دستگاه کوچک شگفت انگیز بود، دروازه بزرگی برای دنیای کامپیوترهای جیبی.»

فون آرنا: الان چه گوشی هوشمندی داری؟

ایوان بلس

ایوان بلس: «الان از وان پلاس ۶ تی نسخه مک لارن مدل ویژه بررسی استفاده می کنم.»

The post ایوان بلس؛ پادشاه افشاگران دنیای تکنولوژی از تجربیات خود می‌گوید appeared first on دیجیاتو.