خشک شدن جوهر قلم در جامعه

مجله خبری زوم نیوز : حال این روزهای کتاب در جامعه ما وخیم است و برای احیای آن نیازمند اقدامات اورژانسی هستیم، این در حالی است که امروز که روز قلم نامگذاری شده حتی اهل قلم هم بر بالین این تن زخم خورده حاضر نیستند و دلشکسته تر و ناامید تر از آن هستند که در این روز دور هم جمع شوند و در کمال آزادی بیان و اندیشه درباره مشکلات و نیازهای خودشان و آثارشان گفت‌وگو کنند، خلاصه این روزها کسی برای بهبود حال بهترین دوستانمان دل نمی سوزاند.
از مسئولینی که همچنان درگیر مرزبندی ها و من و تویی ها هستند انتظار چندانی برای تیمار کتاب ها و صاحبانشان نمی رود، آن هم در شرایطی که تیتراژها پایین، کتاب فروشی ها خلوت و اهل قلم در سکوت رفته اند.

چهاردهم تیرماه در تقویم رسمی کشور به عنوان «روز قلم» نام‌گذاری شده است، روز قلم تنها بهانه ای است تا  کارکرد قلم در بالا رفتن رفاه اجتماعی و اقتصادی یادآوری شود، اینکه مردم بدانند که ملت های اهل قلم و کتابخوان تا چه میزان در تعیین سرنوشت بهتر برای خودشان و فرزندانشان سهیم هستند .

۱۴ تیر یا سیزدهم تیر یا روزهای دیگر سال فرقی ندارد مهم این است که در جامعه فضایی ایجاد شود تا همه به خواندن کتاب و دانستن اندیشه های اهل پژوهش و تحقیق علاقه مند شوند و با ایجاد فضای مناسب برای فعالیت صاحبان قلم و اندیشه شاهد بالندگی بیشتر در کشورمان شویم.

برای بهبود حال کتاب و کتابخوانی در جامعه باید هر چه سریعتر با همفکری صاحبان قلم و به دست اوردن دلشان، مشکلات این قشر از بداخلاقی‌ها و  بی توجهی ها گرفته تا عدم حمایت‌های مالی و نبود حق کپی رایت تلاش کرد.

تنها یادگار شاعر خون جوانان ویرانه ای بیش نیست

زوم نیوز – مهتاب بهریان: خانه عارف «ابوالقاسم عارف قزوینی» شاعر و تصنیف‌ساز پرآوازه‌ی قزوینی دوره قاجار  ، ویران شده و کسی نیست که بر این ویرانی ها حتی نیم نگاهی بیاندازد.
به گزارش پایگاه زوم نیوز، تنها یادگار شاعر خون جوانان ویرانه ای بیش نیست در حالیکه اداره کل میراث فرهنگی قزوین سال ۱۳۷۹ نقشه‌ی این خانه را با هدف ثبت در فهرست آثار ملی تهیه کرد و آن را در سال ۱۳۸۴ به شماره ۱۲۹۰۴در فهرست آثار ملی ایران ثبت کرد ، خانه سراینده‌ی شعر «از خون جوانان وطن لاله دمیده» ، به عنوان تنها یادگاری از این هنرمند بزرگ با بی مهری مسئولین ویران شده و در خرابه هایش هم نمی توان سراغ روزگاری را گرفت که در آن شاعری با احساس و میهن دوست می زیسته است.

اما سوال اینجاست چرا در کشوری که مردم با مشکلات شدید اقتصادی مواجه هستند کسی به ظرفیت های گردشگری که می تواند اقتصاد کشور را زیر و رو کند توجهی ندارد و به راحتی فرهنگ و تاریخمان نادیده گرفته می شود ؟

الهام حاجی ملکی، دبیر انجمن دوستداران یادمان‌ها و کارشناس مرمت بناها و بافت‌های تاریخی درباره‌ی آخرین وضعیت خانه‌ی «عارف قزوینی» پیشتر درباره این خانه گفته بود ، در زمان ثبت این خانه‌ی تاریخی، آن تقریبا همه‌ی عناصر خانه را در خود داشته است، اما متاسفانه تنها چیزی که امروز از این بنا وجود دارد، تنها یک اتاق و یک زیرزمین است، این در حالی است که چند سال پیش شهرداری دیوار اصلی این خانه را برای تعریض معبر تخریب کرد، اما خوشبختانه با ممانعت مالک از عقب‌نشینی آن جلوگیری شده است .

اما سوال اینجاست چرا در کشوری که مردم با مشکلات شدید اقتصادی مواجه هستند کسی به سرمایه های گردشگری که می تواند اقتصاد کشور را زیر و رو کند توجهی ندارد و در حالی که کشورهای دیگر از ذره های ظرفیت های گردشگری خود برای جذب گردشگر و شغل آفرینی استفاده می کنند ، در کشور ما به راحتی فرهنگ و تاریخمان نادیده گرفته می شود و خانه‌ی یک شخصیت ملی تخریب می شود و مسئولان هیچ تلاشی برای حفاظت از این میراث های ارزشمند که در وجب به وجب ایرانمان یافت می شود ، به عمل نمی‌آورند؟

چگونه می شود که در کشوری کسی به مفاخر و شخصیت های تاریخی خود نبالد و با وجود هزینه هایی که هیچ توجیهی برای مصارفشان نمی شود، از روی جهالت یاد و نام شخصیتی های ملی که در زمان خود برای مبارزه با استبداد و استعمار از هیچ تلاشی دریغ نکردند به تاراج می رود .

امیدواریم پیکر مویایی پیدا شده و منتسب به رضاشاه، فردی که در تاریخ ایران اثر گذار بوده،  این چنین دچار بی مهری و جهالت نشود.

ابوالقاسم عارف قزوینی یکم بهمن ماه ۱۳۱۲ در شهر همدان درگذشت و پیکرش در همان شهر و در کنار مقبره «ابوعلی سینا» به خاک سپرده شد.

اشعار سروده شده توسط هوش مصنوعی حتی کارشناسان را فریب داد

هوش مصنوعی در بسیاری از زمینه ها هنوز نمی تواند انسان را فریب دهد. با این حال محققان مایکروسافت در همکاری با پژوهشگرانی از دانشگاه کیوتو ژاپن تلاش کرده اند نوعی هوش مصنوعی را توسعه دهند که می تواند با الهام از تصاویر شعر بسُراید. در ادامه افرادی را مورد آزمایش قرار دادند تا دریابند آیا تفاوت این شعرها با نمونه های سروده شده توسط انسان ها برایشان قابل تشخیص است؟

محققان برای آموزش هوش مصنوعی، از شبکه های عصبی برای تحلیل هزاران شعر سروده شده توسط انسان ها بهره بردند. از سوی دیگر هوش مصنوعی به گونه ای آموزش داده شد که برخی از اشعار را با مشاهده یک تصویر به مرتبط ترین شکل ممکن بسراید. در نهایت از انسان ها نیز درخواست کردند شعرهایی را بسرایند.

با همکاری اعضای تحریریه دیجیاتو تلاش کردیم متن اصلی به طرزی شاعرانه ترجمه شود که البته با وضعیت شعرهای هوش مصنوعی انتظار چندان بالایی از هیچ کسی نداشته باشید.

یکی از شعرها که با نشان دادن تصویر یک خرچنگ مرده به هوش مصنوعی سروده شده، به این شرح است:

اکنون من از خود خسته ام

بگذار آبی بیکران باشم

زیر آسمان عریان شکار شدم

آب سرد و هوای آبی داغ

نوری که سوسو می زند هرگز نمی رسد

به نظر می رسد ….

هوش مصنوعی

شعر دیگری که بر اساس تصویری از یادبود جنگ سروده شده به این شرح است:

در شهری بزرگ بودم

می چرخیدم و فریاد می زدم

صدای جاده

مرا با خود برد

کوه ها گذشتند

خیابان ها رفتند

سکوت باریدن گرفت

هنوز سکوت باقیست

فرو رفته در درخشش خود

سمت راست و چپ مغز انسان

و شعری دیگر که بر اساس تصویر یک چشم انداز معنوی سروده شده:

خورشید می درخشد

باد می رقصد

درختان عریان

و تو می رقصی …

در انتها شعرهای سروده شده توسط هوش مصنوعی و نیز انسان ها به ۵۰۰ فرد که شامل ۳۰ متخصص شعر بودند،  نشان داده شد. عجیب اینکه بیشتر این افراد نتوانستند تفاوت بین شعرهای سروده شده توسط انسان و نیز هوش مصنوعی را تشخیص دهند. در نهایت باید گفت که برخی از شعرهای سروده شده توسط این هوش مصنوعی مضحک بودند و البته برخی دیگر جالب و پیچیده به نظر می رسیدند.

نظر شما در مورد این اشعار چیست؟ آیا شاعرانه به نظر می رسند یا خنده دار؟

 

تماشا کنید: فناوری مبتنی بر هوش مصنوعی انویدیا بخش های حذف شده تصاویر را اصلاح می کند 

The post اشعار سروده شده توسط هوش مصنوعی حتی کارشناسان را فریب داد appeared first on دیجیاتو.

ترانه‌ی بزرگ‌ترین آرزو

آه اگر آزادی سرودی می‌خواند
کوچک
همچون گلوگاهِ پرنده‌یی،
هیچ‌کجا دیواری فروریخته بر جای نمی‌ماند.

 

سالیانِ بسیار نمی‌بایست
دریافتن را
که هر ویرانه نشانی از غیابِ انسانی‌ست
که حضورِ انسان
آبادانی‌ست.

همچون زخمی
همه عُمر
خونابه چکنده
همچون زخمی
همه عُمر
به دردی خشک تپنده،
به نعره‌یی
چشم بر جهان گشوده
به نفرتی
از خود شونده، ــ

 

غیابِ بزرگ چنین بود
سرگذشتِ ویرانه چنین بود.

 

آه اگر آزادی سرودی می‌خواند
کوچک
کوچک‌تر حتا
از گلوگاهِ یکی پرنده!

 

دیِ ۱۳۵۵
رم