بررسی فصل هشتم سریال American Horror Story ؛ آرماگدون از دید امریکایی‌ها

ماهیت یک قصه یا یک باور دینی در هر جای دنیا، می‌تواند شکل‌های مختلفی به خود بگیرد و صرفا این دسته از داستان‌ها، محدود به یک جغرافیای خاص نیست. سازنده‌های سریال American Horror Story پس از هفت سال قصه‌گویی، به سراغ یک قصه مشترک بین مردم دنیا می‌روند و آن چیزی نیست جز آرماگدون یا همان آخرالزمان.

سوال اینجا است رایان مورفی، کارگردان سریال چطور به این نتیجه رسید آخرالزمان گزینه خوبی برای این سریال ترسناک محسوب می‌شود و برای موفقیت این فصل، چه تدابیری به کار گرفته است. اصلا فصل هشتم با عنوان «آخر الزمان» چه گلی به سر این مجموعه زده و آیا می‌توانیم امتیاز خوبی به این فصل بدهیم یا خیر.

  • سازندگان: رایان مورفی، برد فلچوک
  • بازیگران: سارا پالسن، ایوان پیترز، جسیکا لنگ، کودی فِرن
  • شبکه: اف‌اکس
  • کمپانی سازنده: قرن بیستم فاکس، رایان مورفی پروداکشنز و فلچوک تله‌ویژن

اگر از سبک وحشت در دنیای سینما و تلویزیون لذت می‌برید، احتمالا نام سریال American Horror Story را حداقل یک بار شنیده‌اید. سریالی که در هر فصل به یک موضوع مشخصی می‌پردازد و بر اساس یک پی‌رنگ جدا، قصه آن فصل پر و بال گرفته و پرونده‌اش در انتهای همان فصل فیصله می‌یابد. در این سریال داستان یک خانه ارواح را در فصل اول، قصه یک تیمارستان مخوف را در فصل دوم و جریان‌های یک خانه جادوگری را در فصل سوم به خوبی تماشا کردیم و بر اساس سه فصل نخست می‌توان ادعا کرد آن دوره سه ساله، دوران طلایی سریال American Horror Story بود.

بررسی فصل هشتم سریال American Horror Story

در محیط‌های بسته اگر به یک‌باره این چنین نمایی را دیدید، ذوق‌زده نشوید. شاید چون دکور محیط به اندازه کافی ساده بود که فیلم‌بردار را مجبور کردند از این نماهای عجیب و غریب ضبط کند.

سریال در فصل‌های بعدی دیگر طراوت و تازگی گذشته را نداشته و دست‌اندرکاران سریال پس از آزمون و خطاهای زیاد بالاخره به این نتیجه رسیدند باید به سراغ قصه‌ای بروند که کمتر کسی به خودش جرات پرداختن به آن را داده. به همین خاطر ایده و مضمون آخر الزمان برای قصه‌پردازان این سریال یک موضوع بدیع و تازه بود. چه چیزی بهتر از یک قصه ترسناک در دل اتفاقات آخرالزمان؟

ماجرا درست از نقطه شروع حوادث آخرالزمان آغاز می‌شود و با بازیگرهای نام‌آشنای این سری روبه‌رو می‌شویم. قصه با یک ریتم تند و سریع تعریف می‌شود و به قدری شتاب می‌گیرد که تا به خودتان بیایید، متوجه می‌شوید حداقل سه یا چهار قسمت از این سریال را تماشا کرده‌اید. باید اعتراف کرد سریال American Horror Story پس از مدت‌ها جذابیت از دست رفته‌اش را پس گرفته و بعید می‌بینم کسی به پای افتتاحیه این سریال بنشیند و از فرط بی‌حوصلگی خوابش ببرد!

بررسی فصل هشتم سریال American Horror Story

جدا از قاب‌بندی جالب و فنی این نما، تماشای مجدد هتل کورتز و یکی از کاراکترهای اصلی فصل پنجم برای هواداران این سریال جذابیت دارد.

همانطور که گفتیم سریال American Horror Story یک آنتولوژی است؛ به این معنا که هر فصل، یک قصه جدید را تعریف می‌کند. ولی برای اولین بار در این سری نویسندگان ماجراهای فصل هشتم، از جریانات فصل اول، سوم و همچنین اطلاعات جزئی از فصل پنجم استفاده کرده و با پیوند زدن جریان‌های فصل‌های گذشته، یک قصه جدید در قالب آخرالزمان به خوردمان می‌دهند.

پس اگر موفق به تماشای این فصل‌ها نشده‌اید، بهتر است از تماشای فصل هشتم صرف نظر کنید. البته با این حال باز هم می‌توان از قصه فصل هشتم سر در آورد ولی وقتی پیش‌زمینه شخصیت‌های فصل سوم را نمی‌دانید و اصلا هیچ ایده‌ای ندارید حتی در فصل نخست چه اتفاقاتی رخ داده، مسلما مثل ما مخاطبین این سریال که این فصل‌ها را تماشا کردیم از این سریال لذت نخواهید برد. حداقل ما متوجه‌ایم کوردیلیا کیست. محفل جادوگری بر چه اساس و روالی کار می‌کند و جادوگر اعظم چه قابلیت‌هایی دارد.

داستان این ماجرا، به شدت خطی است و برخلاف گذشته، قصه چندان پر و بال نمی‌گیرد. علتش هم کاملا واضح است، اصلا در طی ۱۰ اپیزود نمی‌گنجد قصه از این شاخه، به آن شاخه بپرد. اتفاقا قصه‌گویان فصل هشتم خیلی هم هنر کردند که در طی ۱۰ اپیزود، این همه درباره داستان صحبت کردند و با یک پایان‌بندی قابل احترام، پرونده این فصل را بستند.

بررسی فصل هشتم سریال American Horror Story

این نما لایق یک صفت ترکی است: «هردن بیر»! به معنای شلخته و بی‌حساب و کتاب. با این حال به قدری تعامل بین مایکل و مادربزرگ عصبانی‌اش قوی و پخته درآمده که اصلا شاید هنوز متوجه کله یک بنده خدا، پایین صفحه نشده‌اید.

با اینکه قصه‌های ترسناکِ این سریال، از یک فضاسازی خشن و خشونت‌آمیز بهره می‌برند و کارگردان در نشان دادن صحنه‌های منزجرکننده هیچ ابایی ندارد، هر ساله سریال توسط منتقدین و سایر عموم مورد ستایش قرار می‌گیرد.

  • «جیسکا لنگ» در فصل‌هایی که حضور داشته توانسته در جشنواره‌های معتبری مثل گولدن گلوب، در بخش بهترین بازیگر زن نامزد دریافت جایزه باشد. اما بنا به دلایلی عجیب، جسیکا لنگ پس از پخش فصل چهارم، از عدم تمایلش در حضور مجدد در این سری با رسانه‌ها صحبت به میان آورد ولی خوشبختانه پس از چند سال دوری‌ از مجموعه، دوباره وی را در فصل هشتم زیارت کردیم. البته این بار، او تک ستارهِ محبوبِ دنیای این سریال نیست.

با اینکه تیم بازیگری سریال American Horror Story همیشه یکی از نقطه قوت‌های این مجموعه به شمار می‌رود، ستاره جدیدی در فصل هشتم این سری خوش می‌درخشد. کودی فِرن (Cody Fern) در نقش مایکل لنگدان و پسر ابلیس ظاهر می‌شود و با اینکه فِرن در کارنامه‌اش اثر درخشانی در دنیای سینما و تلویزیون ندارد، ولی به زیبایی هر چه تمام‌تر از عهده این نقش بسیار سخت، پیروز بیرون می‌آید.

او در عین حال که باورپذیر بازی می‌کند، جنبه دیگری از عواطف و احساسات کاراکتر مایکل را به خوبی نشان می‌دهد. تعامل بین مایکل و مادربزرگش (جسیکا لنگ) جزو قسمت‌هایی است که دلتان نمی‌خواهد سکانس مورد نظر به اتمام برسد و در طول سریال آرزو می‌کنید مایکل یا مادربزرگش بیشتر جلوی دوربین ظاهر شوند.

بررسی فصل هشتم سریال American Horror Story

از آن دست نماهایی که به شخصه دوست دارم. دوربین با زاویه پایین (low angle) در انتقال چند مفهوم بسیار کاربردیست. شما در همین نما عمق یک فاجعه را می‌بینید که یک فرد بازمانده در آن پرسه می‌زند. دنیای پساآخرالزمانی به واسطه نماهایی از این قبیل در این سریال نشان داده می‌شود.

و اما مثل همیشه، سریال American Horror Story از جنسِ ترسِ متفاوتی نسبت به آثار رایج و متداول در دنیای سینما و تلویزیون بهره می‌برد. اصلا به همین خاطر رایان مورفی نام این سریال را «داستان ترسناک امریکایی» گذاشته. قصه‌های وهم‌برانگیز این سریال مثل داستان‌هایی است که مادربزرگ‌ها طی یک شب‌نشینی و زیر کرسی برای ما تعریف می‌کردند.

نوع روایت، نحوه تعریف و پرداخت مناسب به قهرمان و لولوخرخره قصه، همگی باعث می‌شد تا از ترسی که پشتِ داستان مادربزرگ نهفته، به شدت لذت ببریم. با این تفاسیر، این سریال برای به هیجان آوردن مخاطبش، در حد اندکی از سکانس‌های خون و خون‌ریزی بهره می‌برد. بالاخره سازنده‌ها بعد از این همه سال آزمون و خطا متوجه شدند چه میزان خشونت بصری لازم است. خوشبختانه (یا شاید هم متاسفانه برای هواداران سبک وحشت) میزان جلوه‌های بصری در به نمایش کشیدن خشونت در حد و اندازه ماجراهای تیمارستان در فصل دوم نیست و اگر از این جنبه به فصل دوم نمره کامل ۱۰/۱۰ بدهیم، فصل هشتم با ارفاق نمره ۱۰/۴ می‌گیرد.

برای فصل هشتم تدوین حساب شده‌تری نسبت به گذشته در نظر گرفته شد که در القای هیجان تاثیر به سزایی داشته. رایان مورفی و براد فلچوک این فصل را به دو نیمه تقسیم کردند. نیمه ابتدایی در رابطه با روند اجرای آخرالزمان و دنیای پساآخرالزمانی است و نیمه انتهایی در قالب چند فلش بک طولانی، در رابطه با چگونگی ایجاد آخرالزمان و قدرت پیدا کردن مایکل لنگدان، پسر ابلیس روایت می‌شود.

بررسی فصل هشتم سریال American Horror Story

جدا از اینکه شاید شما این غول بیابانی را نشناسید، همچنان زاویه دوربین پایین به بالا تا اپیزودهای آخر وجود دارد. اینجا نیز همان مفهوم در پانویس تصویر قبلی به ما منتقل می‌شود: «این یارو که جلوی دوربینه، خیلی قدرتمنده!».

ای کاش شبکه FX به خاطر ارتباط فصل هشتم سریال با فصل‌های گذشته‌اش، تعداد اپیزودهای بیشتری در اختیار کارگردان‌ها قرار می‌داد. چون قصه این فصل مخاطبش را از جنبه اکشن ارضا می‌کند ولی از آن سو، شخصیت‌پردازی و پرداختن به کاراکترهای فرعی در سناریو به شدت می‌لنگد. ظاهرا فرض بر این اصل بنا شده مخاطبی که فصل هشتم سریال American Horror Story را می‌بیند، فصل‌های گذشته را تمام و کمال دیده و با شخصیت‌های قبل به خوبی ارتباط برقرار کرده.

فصل هشتم، اشتباهات فصل‌های گذشته این سری را تکرار نمی‌کند و ماجرایش آنچنان پر و بال نمی‌گیرد که حفرات داستانی زیادی شکل بگیرد.

آخرالزمان، اشتباهات فصل‌های گذشته این سری را تکرار نمی‌کند و ماجرایش آنچنان پر و بال نمی‌گیرد که حفرات داستانی زیادی پیرامون جریانات اصلی شکل بگیرد. قصه با یک پی‌رنگ مشخص و ساده روایت می‌شود: ظهور مایکل در نقش پسر ابلیس، نحوه قدرت‌گیری‌اش، شروع آخرالزمان و در نهایت تقابل مایکل با دنیا و ساحره‌هایی که قرار است نقش منجی را داشته باشند.

به همین خاطر قصه‌گوهای این فصل با یک روایت چفت و بسط‌دار، برای تمام حفرات داستانی محتمل، پاسخی باورپذیر در نظر می‌گیرند. هر چند در انتهای ماجرا، قصه کمی حالت فانتزی به خود می‌گیرد ولی چه کسی قرار است این مسئله را یک نقص بزرگ برای یک سریال در سبک ترسناک بداند؟

اگر بتوانید از تماشای فصل اول، سوم و پنجم این سریال لذت ببرید و این قدرت را پیدا کنید پیش از تماشای فصل هشتم سریال American Horror Story تمام «اگر»های دیگر را در گوشه‌ای از خودآگاه‌تان زندانی کنید، بعید می‌بینم از تماشای آخرالزمان لذت نبرید. ولی اگر تنها یک «اگر» در ذهن‌تان حک شود، احتمالا قصه این فصل و اهریمنی که در آن حضور دارد، در تمام طول مدت تماشای سریال روی اعصاب‌تان رژه می‌رود و به خودتان لعنت می‌فرستید چرا شرط و شروطِ نویسندهِ وب‌سایت دیجیاتو پیرامون تماشای فصل هشتم سریال American Horror Story را جهت تماشا پذیرفتید.

The post بررسی فصل هشتم سریال American Horror Story ؛ آرماگدون از دید امریکایی‌ها appeared first on دیجیاتو.

بررسی فصل اول سریال The Haunting of Hill House ؛ به معنای واقعی کلمه بترس

صحبت درباره سریال The Haunting of Hill House (تسخیر خانه هیل) کار چندان آسانی نیست. چرا که نه کلیشه‌ای است و نه به یک سریال جدید دیگر شباهت دارد. در حقیقت ما در بطن این سریال شاهد یک نوع قصه‌گویی ناب، یک شیوه جدید و یک سری مفاهیم ارزشمند هستیم. ولی شاید بپرسید مگر می‌شود یک سریال انقدر موفق و خاص ظاهر شود؟ جدا از اسم و رسم شبکه نتفلیکس، اجازه دهید به شما کاملا توضیح بدهم چرا باید سریال The Haunting of Hill House را ببینیم. حتی اگر یک سریال تا به امروز در سبک وحشت تماشا نکرده‌ایم.

  • سازندگان: مایک فلانگان
  • بازیگران: میشل هیوسمن، کارلا گیوجینو، هنری توماس
  • شبکه: نتفلیکس
  • کمپانی سازنده: امبلین تلویزیون، پارامونت تلویزیون

یک قصه‌گویی ناب

بررسی سریال The Haunting of Hill House

سریال The Haunting of Hill House ماجرای خانواده پرجمعیت «کرین» را تعریف می‌کند. این زوج با پنج فرزندشان قرار است چند ماه در عمارتی بزرگ مستقر شوند و پس از مرمت، با یک قیمت کلان خانه هیل را فروخته و پولی به جیب بزنند. ولی از آنجایی که این عمارت، پیشینه‌ای طولانی و وحشتناکی دارد، هدف هیو و اولیویا کرین به عنوان یک زوج رویاپرداز به بار نمی‌نشیند.

در همان اول بسم الله و درست زمانی که هیچی از سریال نمی‌دانیم، به یک باره متوجه می‌شویم شخصیت‌هایی که اصلا روح‌مان نیز خبر ندارد که هستند، جان‌شان در خطر است. فقط می‌فهمیم هیو، پدر خانواده با حالتی وحشت‌زده می‌خواهد فرزندش استیو را از خانه بیرون بکشد.

بررسی سریال The Haunting of Hill House

محوطه خانه مخوف هیل که در حد و اندازه همین قاب در دو سه قسمت ابتدایی فصل اول از آن اطلاع داریم.

در همان گیر و دار سکانس اول اشباحی را به واسطه چند نما به چشم می‌بینیم. آنها کیستند؟ چرا هیو تلاش می‌کند فرزندانش را از خانه فراری بدهد؟ چرا مادر خانواده همراهشان نیست؟ تمامی این سوالات فقط در پنج دقیقه ابتدایی افتتاحیه سریال برای‌تان ایجاد می‌شود.

باید اعتراف کرد ریتم قسمت اولِ سریال The Haunting of Hill House پس از سکانس مقدماتی طوفانی که دیدیم، به شدت افت می‌کند. این سریال به شما می‌فهماند قرار است دیالوگ‌گویی‌های زیادی را تحمل کنید و این رویه تا ۱۰ قسمت این فصل، کم و بیش وجود دارد. شاید این دیالوگ‌های زیاد، در ابتدا کمی آزاردهنده به نظر برسد و چه بسا حین تماشای بعضی از قسمت‌ها، یک چرت هم بخوابید! ولی سریال The Haunting of Hill House به قدری با ذهن شما بازی می‌کند که خودتان در انتهای فصل، انگشت به دهان می‌مانید.

یک شیوه جدید

بررسی سریال The Haunting of Hill House

شیوه، متد، تکنیک یا هر چه دلتان می‌خواهد خطاب کنید. سریال The Haunting of Hill House قصه‌ای ساده را به زیبایی هر چه تمام‌تر و با تدوین بسیار حرفه‌ای تعریف می‌کند. شما در همان قسمت اول سریال، سر و ته ماجرا را می‌فهمید. هر چند تا پایان فصل اول، جوابی مستقیم و شفافی پیرامون علت به وقوع پیوستن ماجراهای ماورالطبیعه ارائه نمی‌شود. البته یک مورد استثنا وجود دارد. در این فصل در می‌بریم «بانوی گردن خمیده» چه کسی است و چرا نلی، یکی از دخترهای خانواده از کودکی با این هیولا دست و پنجه نرم کرده.

قصه‌گویان سریال The Haunting of Hill House در فصل نخست به رویه‌ای پرخطر و ریسکی روی آوردند. چرا که شیوه قصه‌گویی این سریال در میان سایر آثارِ حال حاضر، منسوخ و کمتر استفاده می‌شود. قصه‌گویان این سریال، قصه هر یک از کاراکترهای خانواده کرین را در هر اپیزود برای‌مان تعریف می‌کنند. آنها توضیح نمی‌دهند دقیقا در گذشته دور، چه بر سر خانه هیل آمده و چرا عمارت به این شکل، مخوف از آب درآمده. شاید در فصل‌های آینده این نکات ابهام‌برانگیز در قالب چند قسمت توضیح داده شود.

سریال The Haunting of Hill House پر شده از فلش‌بک‌های متعدد که شاید در ابتدای ماجرا، سفر در زمان به واسطه این فلش‌بک‌ها برای مخاطب سخت باشد. ولی هر چه از جنبه‌های مختلف، سریال را دنبال می‌کنیم، به این شیوه قصه‌گویی نیز عادت کرده و چه بسا از کشف رویدادهای شب قتل مادر خانواده، به وجد می‌آییم.

بررسی سریال The Haunting of Hill House

دوربین نزدیک به شانه کاراکتر قرار می‌گیرد و با پرسه زدن شخصیت، دوربین نیز به سبک بازی‌های ویدیویی سوم شخص، حرکت داده می‌شود. معمولا بعضی از صحنه‌ها خیلی زود کات نمی‌خورند و ما نیز مشتاقانه شخصیت فلک‌زده را دنبال می‌کنیم و همگام با وی، شاید ما هم بترسیم.

اگر توجه به فضاسازی‌ها در این سریال بهتر از یک اثر سینمایی نباشد، کمتر نیز نیست. کارگردان به همراه نویسندگان سناریوی این فصل، فضاسازی‌ها را به امان خدا ول نکرده‌ و حتی محوطه بیرون خانه را نیز در چند نمای لانگ شات تماشا می‌کنیم. احتمالا فلانگان تصمیم داشته با الهام از آثار هیچکاک، صرفا بر القای حس ترس بین کاراکترها تمرکز کند. چرا که هیچکاک به جغرافیای یک مکان اهمیت چندانی قائل نبود. حال می‌خواهد آن اثر یک فیلم سینمایی در ژانر وحشت باشد یا جنایی. کاملا مشخص است سازنده‌های این سریال، تحت تاثیر آثار کلاسیکِ هالیوود، قصه این سریال را نوشته و به تصویر کشیدند.

برخلاف انتظارات، اغلب ضرب‌ آهنگ تند و سریعی در این سریال دیده نمی‌شود.

 البته شیوه و متد فلانگان صرفا محدود به قصه‌گویی نیست. حس تعلیق، این احساس عجیب و غریب به قدری در سریال The Haunting of Hill House به بازی گرفته می‌شود که ناخودآگاه خودتان کم کم حس می‌کنید هر آن ممکن است یک اتفاق بد بیفتد یا حتی گاهی اوقات توهم می‌زنید یک شبح را در یک نما مشاهده کردید. حس نامانوسی که دلیلش را در همان قسمت اول از زبان استیو، فرزند ارشد خانواده کرین می‌شنویم: «مغز، چیز قدرتمندیه، علی الخصوص ذهن یک آدم عزادار».

در پایان هر قسمت از این سریال، معمولا یک اتفاق ترسناک رخ می‌دهد یا دست کم سرنخی از جریان اصلی قصه به دست می‌آید که اپیزودها به همین راحتی و بدون یک نقطه اوج به پایان نرسند. با این حال نقطه قوت قصه جهت ترساندن مخاطب را باید در دو معما دانست: علت مرگ اولیویا در نقش مادر خانواده و ماهیت واقعی اتاق عمارت با در قرمز.

بررسی سریال The Haunting of Hill House

از این دست نماهایی که دوربین می‌چرخد و ما نیز رسما اشهد خودمان را می‌خوانیم!

بازی با ذهن و مطرح کردن سوالات جدید پیرامون حوادث قبلی، شیوه‌ خوبی برای جذب مخاطب به سریال است. البته شاید آسان‌تر بود تا یک تدوین تداومی بر کل ماجراهای خانه هیل از ابتدا تا انتها در نظر گرفته می‌شد. به این معنا که تمام رویدادهای قصه در دنیای این سریال به ترتیب زمانی از ابتدا تعریف می‌شد. ولی آنچه مسلم است، با به کارگیری تدوین تداومی این همه سوال در ذهن‌مان شکل نمی‌گرفت. از طرفی دیگر به علت شناخت ارواح ساکن بر خانه هیل، شاید دیگر حس ترسی نیز نسبت به آنها پیدا نمی‌کردیم.

به جز چند پلان، قرار نیست به یک باره در دنیای سریال The Haunting of Hill House زهره ترک شوید. همه چیز باورپذیر به نظر می‌رسد ولی نوع و جنس ترس متفاوت از دیگر آثار سریالی نظیر داستان‌های ترسناک امریکایی (American Horror Story) است. یک خانه جن‌زده یا تسخیر شده به خودیِ خود ترسناک نیست. بلکه به واسطه جریان‌سازی‌هایی که رخ می‌دهد، این حس به ما القا می‌شود. ولی با تماشای قسمت اول سریال در می‌بریم اتفاقی در خانه هیل به وقوع پیوسته و تمام شده. اینکه در هر قسمت، یک راز و یک حقیقت از این ماجرا کشف می‌کنید، اندک اندک حس ترس در وجودتان رخنه کرده و مو بر بدن‌تان سیخ می‌شود. این همان شیوه‌ جدید و جذابی است که در ابتدای این بررسی درباره‌اش صحبت کردیم.

یک سری مفاهیم ارزشمند

مدت زمان زیادی می‌گذرد که مفاهیم خاصی در سریال‌های جدید دیده نمی‌شود چه برسد به اینکه این مفهوم، ارزشمند باشد یا نباشد. صنعت ساخت سریال و صد البته سیاست‌های شبکه‌های بیسیک و کابلی به سمتی سوق پیدا کرده که سرگرم شدن مخاطب، هدف اول و آخر شبکه‌ها باشد و بس. مفاهیم و مضامین اخلاقی می‌خواهید؟ آموزه‌های ویدیویی تِد (TED) شاید به دردتان بخورد، نه خزعبلاتی که اغلب در سریال‌های جدید می‌بینیم!

به همین خاطر این شبکه‌ها با سیاست‌هایشان ما را به عنوان مخاطب به گونه‌ای تربیت کرده‌اند که دنبال مفاهیم اخلاقی نگردیم و صرفا به سرگرم شدن بسنده کنیم. دقیقا به همین دلایل، احتمالا مخاطبان زیادی اصلا تا به حال نام سریال آیینه سیاه (Black Mirror) را نشنیده‌اند. ولی سوال اینجاست آیا فکر می‌کنید سریال The Haunting of Hill House قرار است شما را صرفا بترساند و سوال مهم‌تر اینکه آیا شما تنها به خاطر این هدف قرار است این سریال را تماشا کنید؟

بررسی سریال The Haunting of Hill House

فیلم‌برداری معمولا به گونه‌ای است که پس زمینه‌ها در هر نما، عمق دارند. شما در این قاب می‌توانید روح «زن گردن خمیده» را مشاهده کنید که به کاراکترها زل زده و دیگران روح‌شان از این موضوع خبر ندارد! ایجاد حس تعلیق در این گونه از فیلم‌برداری به وفور در این سریال دیده می‌شود.

اگر هدفتان فقط برای ترسیدن است، پس به نظرم فکر تماشای سریال تسخیر خانه هیل را از سرتان بیرون کنید. با تماشای این سریال قرار نیست تا یک هفته کابوس ببینید. اصلا سریال این قدرت را ندارد ترسی ماندگار را در ذهن‌تان حک کند و به این منظور نیز ساخته نشده. فلانگان به همراه بازیگران خردسال و بزرگسالش این سریال را ساخته تا مفاهیمی مثل «بودن در خانواده» و «عشق» را منتقل کند: اینکه باید قدر یکدیگر را بدانیم. اینکه برای چندرغاز درآوردن، دروغ نبافیم و اطلاعاتی را که خودمان باور نداریم، نشر ندهیم. اینکه اگر عضوی از خانواده به کمک و توجه نیاز داشت، وی را دست به سر نکنیم و شاید فردا دیر باشد. اینکه اگر برادرمان به دام اعتیاد افتاد، در حد توان کمک حالش باشیم و طردش نکنیم. و از همه مهمتر اینکه‌ اگر پدر و مادرتان خبط و خطایی را مرتکب شده‌اند، یک عمر سرزنش‌شان نکنیم.

پرونده خانواده کرین با پایان‌بندی به نسبت خوب، بدون پرداختن به حواشی گذشته و بیوگرافی خانواده هیل خاتمه پیدا می‌کند. در حال حاضر ما تماشاگرهای این سریال ناراحتیم از پایان یافتن فصل اول و نگرانیم نسبت به این موضوع که در فصل‌های آینده قرار است چه اتفاقاتی بیفتد.

شرلی جکسون رمانی به نام «تسخیر خانه هیل» را در سال ۱۹۵۹ میلادی به رشته تحریر درآورد. رمانی هولناک با تمی گاتیک که توانسته برخلاف انتظارات نویسنده، سر و صدا کند. تا حدی که استیون کینگ، نویسنده مطرح ژانر وحشت، کتاب تسخیر خانه هیل را جزو آثار مورد علاقه‌اش معرفی می‌کند. سریالی که نتفلیکس تحویل‌مان داده، اقتباسی کاملا آزاد از این رمان مشهور است و ماجرای رمان با سریال زمین تا آسمان تفاوت دارد. همچنین فیلمی تحت عنوان The Haunting با اقتباس از این رمان، در سال ۱۹۹۹ میلادی اکران شد که علی رغم ایفای نقشِ لیام نیسن، کاترین زتا جونز و اون ویلسون، منتقدین این فیلم را چندان تحویل نگرفتند.

آیا فصل دوم می‌تواند در حد و اندازه فصل نخست ظاهر شود؟ در فصل اول بازیگران خردسال را در مقام فرزندان خانواده تماشا کردیم. به همین خاطر با سبک قصه‌گویی این سریال که بین گذشته و حال روایت می‌شود، بعید به نظر می‌رسد داستان خانواده کرین ادامه پیدا کند. در خوش‌بینانه‌ترین حالت این بار به گذشته‌های خانه هیل سفر خواهیم کرد. درست زمانی که عمارت هیل ساخته شد.

در هر صورت فصل دوم سریال The Haunting of Hill House چه پیش‌درآمدی باشد بر ماجراهای خانواده کرین و چه دنباله‌ای بر حوادث حال حاضر، به شدت منتظرش هستم.

امضا: یک طرفدار دو آتشه سبک وحشت

 

The post بررسی فصل اول سریال The Haunting of Hill House ؛ به معنای واقعی کلمه بترس appeared first on دیجیاتو.