راهنمای خرید جیلی امگرند۷ دست دوم؛ مشخصات فنی، آپشن‌ ها و قیمت

بسیاری از کمپانی های چینی که در ابتدای امر تمام هم و غم خود را بر کپی‌کاری از روی دست خودروسازان معتبر بین المللی متمرکز نموده بودند، رفته‌رفته قلق کار دستشان آمد و همان طور که اطلاع دارید، امروزه بیش از پیش پله‌های ترقی را طی نموده‌اند و ما هر روز شاهد ارائه مدل‌های متنوع و جذاب از سوی ایشان هستیم.

یکی از خودروسازان خوشنام سرزمین اژدها شرکت جیلی است که پس از تصاحب کمپانی بسیار مطرح سوئدی یعنی شرکت خودروسازی ولوو، محصولات فوق‌العاده موثرتری را روانه بازار نموده است.

اگر بخواهیم مختصری در باب تاریخچه جیلی به اطلاعتان برسانیم، بایستی بدانید که شرکت جیلی در سال ۱۹۸۶ میلادی توسط آقای لی‌شوفو بنیانگذاری شد. در نقطه شروع، این تولیدکننده تنها به ساخت یخچال‌های خانگی مشغول بود اما پس از مدتی به کار تولید خودرو روی آورد.

اولین اتومبیل جیلی در سال ۲۰۰۲ میلادی روانه بازار شد. نکته جالب اینکه لی‌شوفو برای راه اندازی مجموعه تولیدی‌اش مجبور به وام‌گرفتن از دوستان و آشنایان خود شده بود. به هر روی، روند پیشرفت این مجموعه ادامه یافت تا اینکه در سال ۲۰۱۰ و پس از مذاکرات دو ساله با مسئولان فورد، موفق به تصاحب کمپانی ولوو شد.

این برند چینی برای خود زیرمجموعه‌هایی ایجاد نمود که از جمله می‌توان به ENGLONE و EMGRAND اشاره نمود. خودروهای لوکس جیلی با پسوند امگرند روانه بازار می‌شود که اولین و معروف ترین آنها در ایران، جیلی امگرند EC7 یا همان امگرند۷ است.

حضور امگرند۷ در ایران، ذهنیت نه چندان مثبت بسیاری از ایرانیان را نسبت به خودروهای چینی تغییر داد و با قیمت گذاری مناسب، توانست به سرعت جایگاهی درخور را در قلب مشتریان ایرانی برای خود مهیا نماید. همچنین جیلی امگرند ۷ نخستین خودرو ساخت چین بود که در آزمون‌های ایمنی یورو انکپ موفق به کسب ۴ ستاره ایمنی شد.

هرچند که پس از مدتی بهای این خودرو به بهانه ارائه گیربکس اتوماتیک، مالیات بر ارزش افزوده و … از حدود ۵۴ به ۸۷ میلیون تومان افزایش یافت؛ همین امر باعث شد تا امگرند۷ را از دایره توان مالی بسیاری از افراد جامعه خارج شود.

به بهانه حضور جیلی امگرند۷ در بازار خودروهای دست دوم کشورمان، ما تصمیم گرفتیم تا ویژگی های اصلی این خودرو را برای شما عزیزان تشریح نموده و مقاله‌ای در باب خرید نمونه‌های دست دوم آن به محضرتان پیشکش نماییم؛ بنابراین لطفا در ادامه با دیجیاتو همراه باشید.

طراحی ظاهری و بدنه

به دلیل آنکه طراحی بیرونی جیلی امگرند۷ به اواخر دهه اول قرن ۲۱ میلادی یعنی چیزی حدود ۹-۱۰ سال پیش باز می گردد، در نتیجه نمی‌توان ظاهر این خودرو را چندان مدرن دانست.

اما با این وجود تیپ ظاهری این خودرو همچنان می‌تواند در ایران مورد توجه قرار بگیرد، چرا که بسیاری از رقبای این خودرو در بازار ایران از درجه طراحی پایین‌تری برخوردارند و در قیاس با امگرند۷ چندان زیبا به نظر نمی‌رسند.

در چهره امگرند۷، جلو‌پنجره با خطوط صاف کرومی و حواشی تیره رنگ حضور دارد و چراغ های اصلی جلو با فرم ساده و چند ضلعی (دارای انحنای اندک) در جناحین آن خودنمایی می‌کنند. یک خط حجمی منحنی بر روی سپر با گذر از ناحیه زیرین جلو‌پنجره، دو انتهای چراغ‌های اصلی را به یکدیگر پیوند می‌دهد.

درون کاسه چراغ ها نیز لامپ‌های تلسکوپی و چراغ راهنما یکپارچه قابل مشاهده هستند. در بخش تحتانی سپر جلو یک مجرای نسبتا کوچک اما کشیده به جهت تامین هوای سیستم خنک کننده و دو جایگاه مه‌شکن در طرفین آن طراحی شده است.

دو خط حجمی نسبتا برجسته نیز بر روی درب کاپوت، از ستون A تا دو طرف جلو پنجره امتداد یافته است تا نمای عضلانی‌تری را برای چهره امگرند۷ پدید بیاورند.

از زاویه کناری شاهد برخی خطوط سیال به ویژه در قسمت سقف، ستون‌ها و خط فوقانی فریم پنجره‌ها هستیم که در عین سادگی، نوعی تسلی خاطر را در ذهن بیننده پدید می‌آورند.

یک خط حجمی شانه‌ای از انتهای چراغ عقب تا قسمت فوقانی گلگیر جلو کشیده شده است تا سادگی نمای جانبی EC7 را تقلیل دهد. خطی مشابه نیز در پایین درب‌ها و نزدیک رکاب دیده می‌شود.

در زاویه پشت، جیلی EC7 از طراحی نسبتا پرطمطراق‌تری بهره می برد. طراحی برجسته و طول کوتاه درب صندوق عقب، علاوه بر زیبایی حالتی شبیه به خودروهای فست‌بک را ایجاد نموده است.

شکل هندسی چراغ‌های عقب، شمایلی زیبا پدید آورده و شاید شما را به یاد برخی مدل‌های قدیمی‌تر مرسدس بنز بیاندازد. یک نوار کرومی باریک نیز بر روی درب صندوق، دو چراغ عقب را به هم پیوند داده است.

همچنین به تبعیت از نمای جلویی، یک خط حجمی بر روی سپر وجود دارد که دو انتهای چراغ‌های عقب را پس از گذر از ناحیه زیرین درب صندوق به همدیگر متصل نموده تا جلوه‌ی هماهنگ‌تری با نمای روبروی خودرو ایجاد نماید.

دو چراغ مه شکن -شب‌نما نیز بر روی سپر عقب تعبیه شده‌اند تا خودروهای پشت سر را از وجود جیلی امگرند۷ در مسیر پیش روی ایشان آگاه سازند.

به طور کلی، طراحی ظاهری EC7 به گونه‌ای است که با بهره‌گیری از خطوطی ساده اما روان و سیال توانسته به یک سدان نسبتا جذاب و خانوادگی بدل گردد؛ سدانی که با وجود گذشت چندین سال از ارائه آخرین نمونه صفر کیلومترش در ایران، هنوز هم می تواند انرژی مثبت مشتریان ایرانی را از منظر طراحی ظاهری، به سمت خود جذب نماید.

طراحی داخلی و کابین

امگرند7

بخش‌های داخلی جیلی EC7 به ویژه قسمت داشبورد، دارای سبک طراحی قدیمی و نه چندان مدرنی هستند و هیجان خاصی را در بیننده ایجاد نمی‌نمایند.

غربیلک فرمان به صورت چهارشاخه طراحی شده و از طراحی معمولی برخوردار است. سیستم مولتی‌مدیا با صفحه نمایشگر ۶٫۵ اینچی، دریچه‌های تهویه و نیز کلیدهای تنظیم سیستم تهویه بر روی کنسول میانی داشبورد قابل مشاهده هستند.

صندلی‌های جلو دارای فرمی نسبتا مناسب بوده و با روکش چرمی پوشش داده شده‌اند. یک کنسول استراحتگاه آرنج نیز با پوششی مشابه صندلی‌ها، در فضای بین دو صندلی جلو تعبیه شده است.

صندلی‌های عقبی به فرم نیمکتی طراحی شده‌اند. ظرفیت صندلی‌های عقب بیشتر مناسب ۲ نفر بزرگسال است که البته تا ۳ نفر نیز می توانند کنار هم در این ردیف قرار بگیرند. یک استراحتگاه بازگویی تاشو حاوی دو عدد جالیوانی نیز در میانه صندلی‌ها جاسازی شده است.

از نظر راحتی، صندلی های ردیف جلو فضای مناسبی را برای سرنشینان فراهم می‌آورند و گونه‌های عقبی نیز برای افرادی با قد حدودا تا ۱۸۵ سانتیمتر مناسب هستند. گنجایش صندوق عقب این خودرو ۱۳۱۰ کیلوگرمی نیز معادل ۶۸۰ لیتر است که فضای بسیار فوق العاده‌ای برای جای دادن حجم مناسبی از اسباب و وسایل را در اختیار شما قرار خواهد داد.

به طور کلی کابین امگرند EC7 اگرچه از متریال مرغوب ساخته نشده و طراحی مدرنی نیز ندارد اما می‌تواند به عنوان یک رقیب سطح بالا برای خودروهای سدان داخلی و برخی مدل‌های چینی هم‌رده مطرح شود و مورد توجه قرار گیرد.

تجهیزات و امکانات

تجهیزات و امکانات جیلی ec7 امگرند ۷

ترمز و پایداری دیسکی خنک شونده – ABS – EBD
کیسه هوا کیسه هوای سرنشینان جلو – کیسه هوای جانبی و پرده‌ای
سیستم صوتی سیستم نویگیشن صوتی به همراه پخش DVD با صفحه نمایش ۶٫۵ اینچی
دیگر تجهیزات  گیربکس ۵ دنده دستی – چراغ جلو به همراه تنظیم ارتفاع – چراغ مه‌شکن جلو و عقب – دستگیره در با تریم فلزی – رینگ آلومینیومی ۱۶ اینچی – آنتن درون شیشه – گرمکن شیشه عقب – شیشه‌های جلو و عقب با سیستم HSEA سبز رنگ – سانروف برقی – آینه های برقی با گرمکن و قابلیت جمع شوندگی دستی – تریم داشبورد چرم – رودری ها با تریم چرم – فرمان چرم مجهز به کلیدهای کنترلی – رکاب استیل – چراغ زیر درب راننده – چهار پنجره مجهز به سیستم پاور ویندوز – شیشه‌ها با محافظ نویز – پرده شیشه عقب با قابلیت جمع شوندگی دستی – صندلی های چرم – صندلی ها عقب تاشو – سنسور تشخیص کمک راننده – چراغ های جلو با قابلیت روشن شدن اتوماتیک – آیینه وسط با قابلیت مات شدن – نمایشگر ضربه از کنار درب ها – سنسور عقب – باک بنزین ضد انفجار و ضد نشتی با ۶ لایه مواد پلیمری مخصوص – صندلی برقی راننده با قابلیت تنظیم ۸ حالته – آینه بغل مجهز به راهنما

پیشرانه و مشخصات فنی جیلی ec7 امگرند ۷

مشخصات فنی جیلی EC7 را می توانید در جدول زیر مشاهده نمایید:

موتور ۴ سیلندر ۱۶ سوپاپه
حجم موتور ۱۷۹۲سی سی
حداکثر قدرت ۱۳۸ اسب بخار در ۶۲۰۰ دور در دقیقه
حداکثر گشتاور ۱۷۲ نیوتن متر در ۴۰۰۰ دور در دقیقه
جعبه دنده ۶ دنده اتوماتیک – ۵ دنده دستی
شتاب ۰ تا ۱۰۰ ۱۲ ثانیه
حداکثر سرعت ۱۸۵ کیلومتر در ساعت
وزن ۱۲۸۰ کیلوگرم
اندازه (میلیمتر) ۴۶۳۵ طول – ۱۷۸۹ عرض – ۱۴۷۰ ارتفاع
فاصله بین دو محور ۲۶۵۰ میلیمتر

قیمت و رقبا

نمونه‌های کارکرده امگرند۷ مدل ۲۰۱۳ دنده‌ای، به طور میانگین از بازه قیمتی ۷۰ تا ۹۵ میلیون تومان کشف قیمت می‌شوند. همچنین بهای نسخه اتوماتیک این خودرو (مدل ۲۰۱۴) در رنج ۱۱۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان قرار دارد. (مهر۹۷)

در باب رقبا نیز میتوان به ام وی ام ۵۵۰، دنا پلاس، چری آریزو۵ دنده‌ای و مزدا۳ مدل قدیم اشاره نمود.

مزایا و معایب

نکات مثبت
  • کابین نسبتا جادار و راحت
  • صندوق عقب بسیار جادار
  • ایمنی مناسب
  • کیفیت ساخت قابل بول
  • ظاهر جذابتر نسبت به اکثر رقبای مونتاژ داخل
نکات منفی
  • شتاب و حداکثر سرعت نه چندان مهیج
  • کمبود نسبی قطعات یدکی به خصوص در شهرهای دور دست
  • مشکل شایع انحراف مدل های سدان در مسیر مستقیم
  • سیستم فنربندی نسبتا خشک

The post راهنمای خرید جیلی امگرند۷ دست دوم؛ مشخصات فنی، آپشن‌ ها و قیمت appeared first on دیجیاتو.

تجربه رانندگی با هایما S7 توربو؛ مشخصات فنی، امکانات رفاهی و قیمت

هایما S7 اولین گام ایران خودرو در زمینه همکاری با یک خودروساز چینی برای تولید یک SUV به شمار می رود. رشد روز افزون خودروسازان چینی در بازار ما باعث شد تا ایران خودرو هم به سراغ یکی از این خودروسازان نو ظهور برود.

هایما برند تازه تاسیس چینی که سابقه خودروسازی آن با برند خود به ۱۰ سال هم نمی رسد با عرضه سبد کاملی از محصولات انتخاب مناسبی برای بازار خودرویی ما به شمار می رود.

در گام اول S7 در نسخه تنفس طبیعی به بازار معرفی شد که تولید به نسبت محدودی داشت. در ادامه مدل قدرتمندتر توربو از راه رسید تا اولین گام جدی هایما برای حضور در ایران برداشته شود. هایما S7 آمده بود تا با یک قیمت رقابتی به جنگ هموطنانش برود.

در ادامه با ما همراه باشید تا به بررسی هایما S7 توربو بپردازیم و میزان موفقیت آن در بازار را بسنجیم.

عرضه اولیه هایما به سال ۲۰۱۰ و معرفی آن در نمایشگاه پکن باز می گردد. در طی این مدت هایما سه بار S7 را فیس لیفت کرده است که مدل عرضه شده در ایران به فیس لیفت دوم در سال ۲۰۱۳ میلادی باز می گردد. فیس لیفت جدید در سال ۲۰۱۶ معرفی شد.

طراحی ظاهری

هایما S7 با بهره مندی از جلو پنجره با طرح عمودی متفاوت از هایما S5 با جلو پنجره به شکل افقی است. فرم کلی گلگیر هر دو خودرو شبیه به یکدیگر است. چراغ های جلو هایما S7 نگارنده را به یاد لیفان X60 به عنوان یکی از اولین کراس اورهای چینی موفق در بازار ایران می اندازد.

در دو طرف سپر نیز مه شکن های دایروی شکل قرار دارد. یک خط تیز در امتداد طول کلی خودرو کشیده شده است تا نمای جانبی خودرو را از یکنواختی بیش از حد در بیاورد.

هایما سعی کرده تا با حجم پردازی گلگیر و استفاده از یک خط مورب در بخش پایینی درب ها طراحی این بخش را بهبود بخشد. رینگ های خودرو نیز از نوع ۱۷ اینچی هستند و به طور استاندارد از لاستیک های شرکت هنکوک در آن استفاده شده است.

نمای عقب خودرو هم ساده و عاری از هرگونه خط و خطوط اضافی ترسیم شده است. درب یک تکه صندوق، چراغ های عقب و فرم کلی سپر که یک نوار کرومی بر روی آن قرار گرفته است.

در بخش پایینی دو طرح خروجی اگزوز با قاب کرومی قرار دارد. بر روی سقف خودرو نیز روف رک به نسبت بزرگی قرار داده شده است.

از نظر ابعادی نیز به ترتیب طول، عرض، ارتفاع و فاصله بین دو محور برابر با: ۴۵۳۰، ۱۸۳۰، ۱۷۳۰ و ۲۶۱۹ میلی متر است. نکته جالب توجه فاصله محوری بیشتر S5 به نسبت برادر بزرگ تر خود یعنی S7 است. وزن خودرو نیز ۱۵۴۵ کیلوگرم اعلام شده است.

به طور کلی در این بخش هایما S7 حرف خاصی برای گفتن ندارد و از یک طرح کلاسیک و ساده بهره می برد.

به همین دلیل هایما در مدل S5 با استفاده از حجم پردازی از سادگی و یکنواختی طرح بدنه کاسته است و با استفاده از طراحی به روز چراغ ها همچون محصولات کره ای وضعیت بهتری به نسبت برادر بزرگ تر خود دارد.

گرچه که فیس لیفت جدید S7 در نمای جلو به کلی دگرگون شده است و از مجموع چراغ و جلو پنجره کاملا متفاوتی با مدل عرضه شده در کشور ما برخوردار است.

طراحی داخلی هایما S7

در داخل اتاق نیز طراحی کلی مجموع داشبورد، رودری ها و پشت آمپری شبیه به محصولات سال های قبل خودروسازان کره ای است. به گونه ای که شباهت های بسیار زیادی را می توان بین هایما S7 و دنا که خود از محصولات کره ای الهام گرفته بود، در این بخش مشاهده کرد.

در هر صورت یک صفحه نمایش لمسی ۷ اینچی در بخش بالایی داشبورد قرار دارد. در بخش پایینی آن نیز تنظیمات مربوط به سیستم تهویه مطبوع و سیستم صوتی خودرو قرار گرفته است.

ترمز دستی مکانیکی به همراه دسته دنده و دو جالیوانی نیز تکمیل کننده این بخش هستند. پشت آمپری خودرو نیز از یک طرح کلاسیک دور سنج موتور و کیلومتر شمار بهره می برد که در بین این دو یک صفحه نمایش دیجیتال قرار گرفته است.

هایما S7

طرح کلی رودری ها هم بسیار ساده هستند و شاید تنها دستگیره های کرومی بتواند به این بخش جلوه دهد. تریم دو رنگ داخل اتاق نیز که با چرم صندلی ها و رودری ها ست شده است به همراه دوخت رنگی کمی وضعیت این بخش را بهبود می بخشند.

فضای صندلی های عقب نیز تقریبا مناسب هستند و با این که صندلی ها فرم نیمکتی مانند دارند اما فضای کافی برای پاها در نظر گرفته شده است. فضای صندوق عقب نیز معادل ۴۰۰ لیتر است که توانایی جا دادن یک چمدان سایز بزرگ را دارد.

تجهیزات و امکانات هایما S7 توربو

هایما S7 به ۴ کیسه هوای ایمنی (راننده، سرنشین جلو و جانبی)، ترمز ۴ چرخ دیسک به همراه سیستم های ABS ،EBD، سیستم کمکی حرکت در سربالایی HSA ،ESP و TCS، آینه های برقی مجهز به گرمکن، آینه وسط با قابلیت فاصله نمایش تا مانع عقب، دوربین ۳۶۰ درجه، صندلی راننده برقی در ۸ جهت مجهز به گرمکن، صندلی شاگرد با تنظیم دستی ۴ جهته، سیستم صوتی مجهز به ۶ اسپیکر، سنسور نور، سنسور باران، استارت دکمه ای، کروز کنترل، سان روف، ورود بدون کلید و…مجهز است.

مشخصات فنی

هایما S7 در ابتدا با موتور ۲ لیتری تنفس طبیعی با جعبه دنده دستی و اتوماتیک ۵ سرعته عرضه می شد و در ادامه نسخه توربوشارژر آن با موتور به حجم ۱۷۹۵ cc و جعبه دنده ۶ سرعته اتوماتیک عرضه شد.

این موتور توانایی تولید حداکثر قدرت ۱۷۰ اسب بخار در حداکثر دور ۵۵۰۰ rpm و حداکثر گشتاور ۲۳۰ نیوتن متر در بازه دور ۱۸۰۰ تا  ۴۵۰۰ rpmرا دارا است. این قدرت توسط جعبه دنده ۶ سرعته اتوماتیک به چرخ های جلو ارسال می شود. ضریب تراکم این موتور ۹٫۳:۱ است. توربوشارژر موتور هایما ساخت میتسوبیشی است.

سیستم تعلیق خودرو نیز در جلو از نوع مک فرسون و در عقب از نوع چند اتصاله موسوم به مولتی لینک است.

در ابتدای عرضه مدل توربو با خرابی در بخش واشر سر سیلندر مواجه شد که ایران خودرو نیز فراخوان هایی را در این زمینه صادر کرد. از آن جا که به طور کلی جنس سر سیلندر موتورهای هایما از رزین انتخاب شده، این مسئله می تواند باعث حساسیت بیشتر موتور به شرایط دمایی باشد. همچنین به گفته برخی مالکان مصرف سوخت مدل توربو نیز نسبت به تصورات اولیه و اعداد درج شده در کاتالوگ بالاتر بوده و ارقامی از محدوده ۱۱ تا ۲۰ لیتر در یکصد کیلومتر را شامل می شده که البته با توجه به مشخصات پیشرانه ثبت چنین ارقامی با رانندگی نسبتا سریع قابل پیش بینی به نظر می رسد.

تجربه رانندگی

با نشستن پشت فرمان هایما S7 متوجه ارتفاع به نسبت بالای خودرو از سطح زمین خواهید شد که می تواند دید رو به بیرون را همانند دیگر SUV ها کاهش دهد. فرمان برقی به مقدار بسیار زیادی سبک تر از هایما S5 است و با این که از تایرهای با فاق به نسبت بزرگ (۲۳۵/۶۵) بهره می برد اما شرایط وزنی فرمان را چندان تحت تاثیر قرار نخواهد داد.

با فرمان دادن های سریع و پی در پی سعی کردیم تا میزان لنگر انداختن بدنه را تحت چنین شرایطی بررسی کنیم که با توجه به ابعاد خودرو همانطور که انتظار داشتیم این مورد مشهود است. تنظیمات فنر بندی متمایل به نرمی است و تجربه سواری با هایما S7 را باید نرم توصیف کرد.

اساسی ترین ایراد مدل ۲ لیتری یا همان تنفس طبیعی شتاب گیری بسیار ضعیف آن بود که عملا از پس وزن بالای خودرو بر نمی آید. به همین دلیل مدل توربوشارژر در ادامه عرضه شد.

حال شتاب گیری خودرو بهبود چشم گیری داشته است و به مدد توربوشارژر شاهد شتاب گیری بسیار سریع تر خودرو هستیم به شکلی که شتاب صفر تا صد حدود ۲۰ ثانیه ای مدل ۲٫۰ لیتری معمولی به حدود ۹٫۵ الی ۱۰٫۵ ثانیه در مدل توربو کاهش یافته است. در زمینه قدرت ترمزگیری نیز هایما S7 را باید بسیار معمولی قلمداد کرد که با توجه به موتور قدرتمندتر مدل توربوشارژ این انتظار می رود که سازنده خودرو به تقویت این بخش نیز بپردازد.

عملکرد شاسی و فنربندی هایما S7 توربو در مجموع خوب ارزیابی می شود، اما با توجه به قدرت نسبتا بالای پیشرانه و تک دیفرانسیل بودن خودرو، کم فرمانی در هنگام گذر از پیچ های تند محسوس به نظر می رسد، واکنش ترمزها به فشردن ناگهانی پدال ترمز نیز می توانست بهتر از این باشد. با این وجود از نرمی نسبی سواری و قابلیت مناسب در جذب ناهمواری ها باید به عنوان نقطه قوت هایما S7 در مقایسه با رقبا یاد کرد.

نتیجه گیری

هایما S7 در بازار ما با رقبای هموطن خود همچون تیگو ۵ و جک S5 و  بی وای دی S6 رو به رو شده است که گرچه در شروع توفیقات زیادی با توجه به تازه کار بودن این برند در بازار کسب نکرد اما با یورش سرمایه های سرگردان به بازار خودرو قیمت مدل های مختلف هایما S7 بشدت افزایش پیدا کرد که یکی از دیگر دلایل این اتفاق به عرضه نامنظم ایران خودرو باز می گردد.

در حال حاضر این خودرو در بازار آزاد در حدود ۲۰۰ میلیون تومان قیمت گذاری شده است. در آخرین دور ثبت نام توسط ایران خودرو، این مدل برای آبان ۹۸ پیش ثبت نام شده است. در نهایت ذکر این نکته واجب است که تامین قطعات یدکی می تواند پاشنه آشیل هایما در شرایط فعلی بازار خودرو کشور باشد. از این رو پیشنهاد می کنیم که اگر قصد خرید این خودرو را دارید نسبت به تحقیق و بررسی وضعیت تامین قطعات و خدمات پس از فروش هایما در شهر خود اقدام نمایید.

The post تجربه رانندگی با هایما S7 توربو؛ مشخصات فنی، امکانات رفاهی و قیمت appeared first on دیجیاتو.

راهنمای خرید رنو مگان دست دوم؛ مشخصات فنی، آپشن‌ها و قیمت

ما معمولا خودروهای فرانسوی را به عنوان مرز مشترک میان شاخصه‌هایی نظیر کیفیت نسبی، بهای مناسب، سواری خوب و… می‌شناسیم.

مدل‌های فرانسوی گهگاه در سطح اول جهانی حرف‌های بسیاری برای گفتن داشته‌اند و گاهی نیز با نزول مواجه شده و تنها در کشورهای کمتر توسعه یافته، آنهم به دلایلی همچون قیمت مناسب، نبود رقیب شایسته در بازار و امثالهم توانسته‌اند مورد استقبال قرار بگیرند.

البته در میان خودروسازان مطرح کشور فرانسه، شرکت رنو معمولا سعی کرده تا هم به عنوان یک تولیدکننده با کیفیت و سطح بالا در عرصه جهانی فعالیت نماید و هم محصولات ارزان قیمت را به واسطه برخی زیرمجموعه‌هایش نظیر داچیا رومانی روانه بازار کشورهای فقیرتر نماید تا بدین ترتیب، هم ارزش و اعتبار خود را در بین خودروسازان سطح اول جهان حفظ نموده و هم از نظر مالی بیشترین سود و بیشترین آمار فروش را کسب کند.

رنو۵ مشهورترین خودرو ساخت رنو در ایران بوده که سال‌ها جاده‌های کشورمان به قد و قامت کوچکش مزین شده بود. پس از آن محصولاتی همچون ال۹۰، مگان نسل دوم و ساندرو مجوز ورود به بازار خودروی ایران را گرفتند.اخیرا نیز محصولاتی همچون تلیسمان، کولئوس و مگان جدید از این خودروساز فرانسوی به بازار کشورمان راه یافته‌اند.

مونتاژ نسل دوم رنو مگان از سال ۱۳۸۶ توسط پارس خودرو در ایران آغاز شد و هم‌اینک نمونه‌های دست دوم آن در بازار کشورمان حضور دارند. این خودرو از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۹ میلادی در کشورهای مختلفی تولید می‌شد که در این بازارها نیز مورد توجه واقع شده بود.

در مقاله پیش رو قصد داریم تا نسل دوم رنو مگان را مورد بررسی قرار دهیم تا اگر قصد خرید نمونه دست دوم آن را دارید، اطلاعات خود را درباره آن افزایش داده باشید. پس لطفا در ادامه با دیجیاتو همراه باشید.

طراحی ظاهری و بدنه رنو مگان

از لحاظ ظاهری رنو مگان را می‌توان به یک ورزشکار خوش هیکل که چند ماهی می‌شود از دوره‌های تمرینی مدون خود دور مانده، تشبیه نمود. همچنین چهره این خودروی فرانسوی نیز اگرچه چندان زیبا نیست اما نمی‌توان آن را زشت نامید و هرکس به فراخور سلیقه خودش می‌تواند مجذوب آن شود و یا نسبت به آن کراهت داشته باشد.

چراغ های جلو به صورت مدور تا انتهای گلگیر جلو تداوم داشته‌اند و از روبرو حالتی شبه چهارضلعی را نمایان می‌سازند. در اینجا از جلو‌پنجره یک تکه خبری نیست.

طراحی سپر به گونه‌ای است که انگار جلو‌پنجره را به دو قسمت تقسیم کرده و تا زیر درب کاپوت به حالت مثلث مانند ادامه یافته است.نماد رنو نیز در فضای بین دو دریچه جلوپنجره جانمایی شده است.

رنو مگان

برخلاف نوع طراحی چراغ‌ها و جلوپنجره که حالتی اخم آلود و جدی را جلوه‌گر هستند، شمایل ضربه‌گیر های پلاستیکی مشکی رنگ به همراه دریچه بزرگ ورودی هوا بر روی سپر جلو حالتی خندان را نشان میدهند. دو جایگاه مه شکن نیز در این قسمت تعبیه شده‌ است.این تناقض نسبی در چهره مگان، بیشتر یادآور پوزخندهای افراد خبیث است.

همچنین خطوط حجمی قابل توجهی نیز در نمای روبرو مگان دیده نمی‌شود. در نمای کناری، ارتفاع نسبتا بلند شیشه جلو، برخی خطوط حجم‌دهنده کم عمق(در قسمت زیر فریم پنجره‌ها، از چراغ عقب تا انتهای چراغ جلو و دور گلگیر‌ها) ضربه‌گیر(زه) جانبی درب‌ها و دستگیره‌های همرنگ بدنه قابل مشاهده هستند.

قطر گلگیرها متناسب به نظر می‌رسد و به طور کلی، نمایی تقریبا خاص و فرانسوی را در این بخش از بدنه مگان شاهد هستیم. همچنین طول کوتاه درب صندوق عقب و دماغه کشیده مگان نیز به خوبی از زوایای کناری این خودرو قابل تشخیص است.

در قسمت پشتی رنو مگان نسل دوم، شاهد ظاهری بی آلایش هستیم که فاقد تزئینات اضافی بوده و بارزترین ویژگی قابل ذکر آن در چراغ‌های عقبی کوچک یک تکه، ارتفاع مناسب درب صندوق، شیشه به نسبت کوچک عقب و سپر دو رنگ (مشکی-همرنگ بدنه) خلاصه می‌شود.

رنو مگان

به طور کلی ظاهر رنو مگان چندان مدرن نیست اما از فرمی متناسب برخوردار شده و می توان آن را به یک انسان با وزن و اندام متناسب و نه ورزشکارانه تشبیه نمود. همانطور که ذکر نمودیم، به فراخور سلیقه‌ی هر شخص، رنو مگان می‌تواند زیبا و یا زشت تلقی گردد؛ اما به نظر ما جنبه مثبت قضیه بر نگرش منفی ارجحیت دارد.

طراحی داخلی و کابین رنو مگان

رنو مگان

از نظر فضای داخلی نیز رنو‌ مگان وضعیتی بینابین را داراست؛ نه زشت است و نه آنچنان زیبا که بتوان به تعریف و تمجید از آن پرداخت. می‌شود گفت از سبکی ساده و فرانسوی‌طور پیروی می‌کند.

داشبورد حالتی نسبتا حجیم و منحنی دارد و کنسول میانی آن بسیار ساده و حتی زشت به نظر می‌رسد. طراحی غربیلک فرمان به صورت سه شاخه بوده و نسبتا معمولی و خوش دست به نظر می‌رسد.

رنو مگان

 

سبک طراحی پنل کیلومتر شمار نیز تا حدی بر جنبه‌های اسپرت تاکید داشته است. طراحی خاص اهرم ترمز دستی و جایگاه دکمه‌های بالا برنده شیشه‌ها بر روی دستگیره درب را نیز می توان ویژه‌ترین شاخصه طراحی داخلی رنو مگان دانست.

صندلی‌ها فرم تقریبا مناسبی داشته و در قیاس با بسیاری از خودروهای داخلی راحت و با دوام هستند. از نظر فضای سرنشینان نیز کابین مگان با محدودیت خاصی مواجه نیست و از این منظر کابین نسبتا جاداری را برای شما تدارک دیده است. موقعیت قرارگیری صندلی و دید کابین هم در سطح مناسبی قرار دارد.

رنو مگان

 

میزان ظرفیت صندوق عقب مگان هم به گونه‌ای است که برای جای دادن اسباب و بنه مورد نیاز برای مسافرت یک خانواده چهار الی پنج نفره ایرانی کافی به نظر می‌رسد. یک کنسول استراحتگاه آرنج نیز مابین دو صندلی ردیف عقب تعبیه شده است.

تجهیزات و امکانات رنو مگان

هم اکنون در بازار ۳ مدل رنو مگان E1 1600، E2 1600 و نسخه ۲۰۰۰ اتوماتیک وجود دارد که هر کدام دارای سطوح مختلفی از امکانات هستند. امکانات و تجهیزات هر کدام را می توانید در جداول زیر مشاهده نمایید:

تجهیزات رنو مگان ۲۰۰۰

ترمز EBV – ABS – EBA
کیسه هوا کیسه هوای سرنشینان جلو
سیستم صوتی ۴ بلندگو و قابلیت پخش CD – کنترل سیستم صوتی بر روی فرمان
سایر سیستم تهویه مطبوع با کنترل خودکار – کارت هوشمند – دکمه استارت – روشن و خاموش شدن خودکار چراغ‌ها (سنسور نور) – چراغ مه‌شکن جلو – آینه‌های جانبی برقی به همراه گرمکن – شیشه بالابر برقی جلو و عقب – کامپیوتر سفری – پرده شیشه عقب و جانبی – سنسور باران

رنو مگان

تجهیزات رنو مگان ۱۶۰۰

ترمز EBV – ABS – EBA
کیسه هوا کیسه هوای سرنشینان جلو
سیستم صوتی سیستم صوتی با قابلیت پخش CD در مدل E2 – کنترل سیستم صوتی بر روی فرمان
سایر سیستم تهویه مطبوع با کنترل دستی – کارت هوشمند – دکمه استارت – روشن و خاموش شدن خودکار چراغ‌ها (سنسور نور) – چراغ مه‌شکن جلو در مدل E2 – آینه‌های جانبی برقی به همراه گرمکن در مدل E2 – شیشه بالابر برقی جلو و عقب در مدل E2 – کامپیوتر سفری – پرده شیشه عقب و جانبی در مدل E2

پیشرانه و مشخصات فنی

رنو مگان

رنو مگان در ایران به همراه دو پیشرانه ۱۶۰۰ سی‌سی و ۲۰۰۰ سی سی چهار سیلندر تنفس طبیعی عرضه می‌شد. موتور ۱۶۰۰ سی‌سی دارای توان ۱۱۵ اسب بخار در ۶۰۰۰ دور در دقیقه و گشتاور ۱۵۱ نیوتن متر در ۴۲۵۰ دور در دقیقه است. این پیشرانه با یک گیربکس ۵ سرعته دستی برای انتقال نیرو به چرخ‌های جلو جفت شده است. وزن این مدل برابر ۱۳۰۰ کیلوگرم عنوان شده است.

پیشرانه ۲۰۰۰ سی‌سی نیز دارای توانی معادل ۱۳۲ اسب بخار در ۵۵۰۰ دور در دقیقه و گشتاور ۱۸۸ نیوتن متر در ۴۲۵۰ دور در دقیقه است که وظیفه انتقال نیروی آن را یک گیربکس ۴ سرعته اتوماتیک برعهده گرفته است.  وزن نمونه ۲۰۰۰ نیز بالغ بر ۱۳۸۵ کیلوگرم است.

رنو مگان

ظرفیت باک سوخت هر دو مدل معادل ۶۰ لیتر بوده و مصرف ترکیبی آنها برابر ۶٫۸ (۱۶۰۰) و ۷٫۸ (۲۰۰۰) لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر عنوان شده است. واضح است که نمونه های دست دوم اندکی بیش از این مقدار سوخت مصرف می‌نمایند. شتاب هر دو نسخه در حدود ۱۱ ثانیه ذکر شده که احتمالا برای مدلهای دست دوم، به طور میانگین تا ۱۳ الی ۱۵ ثانیه متغیر خواهد بود.

رقبا و قیمت رنو مگان دست دوم

از جمله رقبای مگان دست دوم در ایران میتوان به مدل های کارکرده مزدا۳ قدیمی و جدید، دنا پلاس، جک جی۵، ام وی ام ۵۵۰ و چری آریزو۵ اشاره نمود.

بهای مگان در نسخه E2 1600 (مدلهای ۸۸ تا ۱۳۹۰)، در حدود ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان رقم خورده است. نسخه E1 نیز در بازه قیمتی ۶۰ تا ۸۰ میلیون تومان قیمت گذاری شده است. همچنین ارزش ریالی مدل ۲۰۰۰ رنومگان در بازار ایران (مدل ۸۹ تا ۱۳۹۱) در رنج قیمتی ۱۰۰ تا ۱۳۰ میلیون تومان قرار می‌گیرد. (مهر۹۷)

رنو مگان

مزایا و معایب رنو مگان

نکات منفی
  • کابین جادار و راحت
  • مصرف سوخت متعادل
  • عملکرد فنی و شتاب مناسب
  • ایمنی بسیار خوب (اولین خودرو جهان با پنج ستاره ایمنی)
  • بازار خرید و فروش نسبتا خوب برای انواع دست دوم آن
نکات منفی
  • تجهیزات نه چندان کافی و به‌روز
  • تکنولوژی قدیمی گیربکس در نسخه اتوماتیک
  • هزینه های بالای نگهداری نسبت به قیمت کلی خودرو

The post راهنمای خرید رنو مگان دست دوم؛ مشخصات فنی، آپشن‌ها و قیمت appeared first on دیجیاتو.

راهنمای خرید زوتی T600؛ مشخصات فنی، آپشن‌ها، قیمت و شرایط فروش

حضور خودروسازان چینی در بازار خودروی ایران را می‌توان در حکم یک شمشیر دولبه قلمداد نمود. یک لبه‌ی بسیار برنده این شمشیر به سمت خودمان نشانه رفته و می‌تواند اندک انگیزه‌های موجود در خودروسازان ایرانی را به جهت طراحی و تولید خودروهای بومی (و نه بومی سازی شده) از بین ببرد؛ چرا که خودروسازان چینی اینک قادرند علاوه بر آن که محصولاتی متنوع با طراحی ظاهری بسیار مدرن تولید کنند، بلکه این محصولات را چنان قیمت‌گذاری نمایند که کمتر تولیدکننده دیگری یارای رقابت با آنها داشته باشد.

همچنین مونتاژ محصولات چینی در کشورهایی نظیر ایران سود سرشاری را نصیب مونتاژکاران نموده و در نتیجه انگیزه ایشان را در گام نهادن به مسیر طراحی و تولید خودروهای بومی (با هزینه‌های فوق‌العاده بیشتر) بسیار کاهش می‌دهد.

اما لبه دیگر این شمشیر برنده بدین ترتیب است که خودروسازان داخلی خواهند توانست با الگوبرداری و کمک گرفتن از چینی‌ها گام به سوی تولید محصولات بومی برداشته و کم‌کم مدل‌های تولیدی با برند بومی را روانه بازار نمایند که البته با توجه به سابقه‌ای که از خودروسازان داخلی سراغ داریم، چنین امری دور از ذهن به نظر می‌رسد.

هر چند که گامهای کوچکی مانند طراحی خودروی رهام توسط سایپا، در این زمینه برداشته شده اما قطعا این قدم‌های کوچک برای طی یک چنین مسیری طولانی کافی نخواهد بود.

درحال حاضر خودروسازان داخلی تمایل زیادی به مونتاژ و تولید خودروهای چینی دارند چراکه از سویی با اعمال تحریم‌های ناعادلانه ایالات متحده بر اقتصاد کشورمان، خودروسازان معتبر اروپایی ژاپنی و کره‌ای از بازار ایران خارج شده‌اند و از سوی دیگر سود مناسبی از عرضه تولیدات چینی نصیب مونتاژکاران داخلی خواهد شد.

شرکت سایپا نیز چند سالی است که با کمپانی چینی زوتی وارد همکاری شده و اولین محصول مشترک این دو به آریو اس ۳۰۰ (زوتی زد ۳۰۰) ختم شد که هم اینک نیز توسط سایپا به بازار ایران عرضه می‌شود.

کمپانی زوتی در سال ۲۰۰۶ در شرق کشور چین و شهر ژجیانگ بنیان نهاده شد و سابقه همکاری با برندهایی نظیر تویوتا دایهاتسو و فیات را نیز در کارنامه خود دارد.

این خودروساز امروزه در حدود ۱۵ نوع محصول مختلف را به تولید می‌رساند که T600 یکی از آنهاست. ‏T600 یک کراس اوور میان رده در بین تولیدات زوتی محسوب شده و قرار است توسط سایپا به بازار ایران راه یابد که احتمالا در صورت قیمت‌گذاری منصفانه می‌تواند تمایل بسیاری از مشتریان داخلی را به سمت خود جذب نمایند.

در این مقاله قصد داریم تا ابعاد مختلف شخصیتی و ظاهری زوتی T600 را مورد کنکاش قرار داده و به بررسی کامل این محصول چینی بپردازیم. بنابراین در ادامه با دیجیاتو همراه باشید.

طراحی ظاهری و بدنه

طراحی ظاهری زوتی T600 به گونه ای است که از فاصله دور با برخی محصولات فولکس واگن نظیر تیگوان و توآرگ اشتباه گرفته می‌شود؛ البته این شباهت قطعا تصادفی نبوده و زوتی در طراحی ظاهری T600 از محصولات فولکس واگن الگوبرداری نموده است.

T600 در سال ۲۰۱۳ رونمایی شده و همانطور که ذکر شد، از نظر ظاهری به محصولات فولکس واگن در آن دوران شباهت فراوانی دارد.

در نمای روبروی یک جلوپنجره کشیده با زمینه مشکی رنگ مشاهده می‌شود که دو نوار کروم رنگ افقی به همراه نماد زوتی در پس آن به چشم می‌خورند.

دو طرف جلوپنجره به کاسه چراغ‌های اصلی با فرمی بسیار ساده منتهی می‌شود که هیچ گونه هیجان خاصی را نمی‌توان در بطن و ظاهر این کاسه چراغ‌ها جست و جو نمود.

لامپ های ال ای دی روشنایی در روز (دی‌لایت) در قسمت پایینی کاسه چراغ به صورت یک نوار افقی جای داده شده‌اند و چراغ‌های راهنما نیز درون کاسه‌چراغ‌های اصلی به صورت یکپارچه قرار گرفته‌اند.

بخش اعظم سپر جلو توسط یک هواکش بزرگ به فرم ذوزنقه و جایگاه های مه شکن به شکل چهار ضلعی با گوشه‌های نرم، اشغال شده و رنگ مشکی را در این ناحیه از سپر غالب نموده‌ است.

مه شکن ها به شکل بیضی طراحی شده و سه نوار کرومی به همراه تزئینات کروم رنگ در حاشیه‌های دریچه ورودی هوا، در این ناحیه چشم را نوازش می‌دهند. یک شکاف نیز در پایین ترین بخش سپر قابل مشاهده است.

به طور کلی نمای روبروی زوتی T600 با توجه به آنکه در حدود ۶ سال از طراحی آن می‌گذرد، نسبتا ساده بوده و فاقد فاکتورهای اسپرت و جوان پسندانه است.

در نمای جانبی، زوتی T600 از وقار متشخصانه ای برخوردار گردیده است. دماغه کشیده به همراه شیب انتهای عقبی سقف، در این نما توجه بینندگان را به خود جلب می‌نماید؛ فریم پنجره‌ها از ابعاد و فرم مناسبی برخوردار است که در زیبایی خودرو موثر جلوه می‌کند.

به منظور کاهش سادگی فرم بدنه، یک خط حجمی نسبتا عمیق از گوشه چراغ عقب تا بخش فوقانی گلگیر جلو امتداد یافته و در آن ناحیه به خوبی محو شده است. همچنین یک حجم دیگر در ناحیه زیرین درب ها و دور گلگیرها طراحی شده تا جلوه‌ی عضلانی‌تری به این خودرو اعطا نماید.

سایز چرخ‌ها با توجه به ابعاد خودرو مناسب بوده و ریل سقفی نقره‌ای به همراه اسپویلر تعبیه شده بر روی شیشه عقب، دستگیره‌های کرومی و آینه جانبی راهنمادار، ظاهر مناسبی را برای زوتی T600 پدیده آورده‌اند.

در نمای عقب شاهد چراغ‌های بزرگ قرمز رنگ هستیم که از زوایای نسبتا تیز در طراحی آنها استفاده شده است. این چراغ ها به صورت دو تکه طراحی شده و بخشی از آنها بر روی درب صندوق جای داده گرفته است. یک نوار کرومی نسبتا عریض که بر روی آن به عبارت zotye auto حک شده نیز فضای خالی بین دو چراغ را به خود اختصاص داده است.

زوتی T600

محل نصب پلاک در یک فرورفتگی بر روی درب صندوق جانمایی شده است. سپر عقب نسبت به درب صندوق به صورت برجسته طراحی شده و نسبتا حجیم به نظر می‌رسد. در قسمت تحتانی سپر عقب نیز محدوده پلاستیکی مشکی رنگ مشاهده می‌شود و دو عدد چراغ شب نما – مه شکن کشیده و باریک به فرم چهار ضلعی، دوجانب میانی سپر را به قلمروی خود تبدیل نموده اند.

به طور کلی طراحی ظاهری زوتی T600 اگرچه می‌توان گفت تقریبا فاقد فاکتورهای هیجان برانگیز است اما به عنوان یک خودروی کراس اوور خانوادگی، زیبا و باوقار به نظر رسیده و حتما می‌تواند نظر مثبت خانواده‌های ایرانی را جذب نماید.

ابعاد بدنه زوتی T600 به شرح زیر است:

طول: ۴۶۳۱ میلی متر، عرض: ۱۸۹۳ میلی متر، ارتفاع: ۱۶۹۴ میلی متر، فاصله محوری: ۲۸۰۷ میلی متر، فاصله کف خودرو تا زمین: ۱۸۵ میلی‌متر

طراحی داخلی و کابین زوتی T600

زوتی T600

طراحی داخلی کابین به گونه‌ای است که در عین سادگی کاملا زیبا و مدرن به نظر می‌رسد. داشبورد انحنای مناسبی داشته و بر روی آن تزیینات پلاستیکی به رنگ پیانو بلک یا طرح چوب (بسته به تریم انتخابی) دیده می‌شود.

صفحه نمایشگر لمسی نسبتا بزرگ در میانه داشبورد، جلوه نسبتا مدرنی به کابین تی۶۰۰ بخشیده است. در ناحیه زیرین صفحه نمایشگر، کلیدهای گردان و کنترلگرهای سامانه تهویه جانمایی شده‌اند و در بخش فوقانی نمایشگر نیز دریچه های تهویه با طراحی چهار ضلعی فرم، قابل رویت هستند.

در ناحیه پشت اهرم تعویض دنده، ‌بر روی کنسول نسبتا عریض میانی ، دو عدد جا لیوانی تعبیه شده که در انتها به یک استراحتگاه آرنج با پهنای زیاد، در بین صندلی‌های جلو ختم می شود.

غربیلک فرمان طراحی ساده اما نسبتا اسپرتی داشته و در بعضی تریم ها با روکش چرم مصنوعی پوشش داده شده است. پنل کیلومتر شمار به صورت مکانیکی – سنتی طراحی شده و از حالت سیلندری با نمای اسپرت برخوردار است.یک صفحه نمایشگر کوچک تک رنگ در بین دو عقربه دورسنج و سرعت شمار تعبیه شده که به ارائه اطلاعات ضروری مشغول است.

زوتی T600

جنس متریال داشبورد و پنل درب‌ها از نوع پلاستیک خشک بوده و کیفیت زیادی ندارد اما به هر حال قابل تحمل است. البته نسخه فول آپشن، کیفیت کابین به دلیل استفاده از چرم مصنوعی در نقاط مختلف تا حدی رضایت بخشی ارتقا یافته است و فضای داخلی آن لوکس‌تر به نظر می‌رسد. صندلی‌ها با روکش شبه چرمی پوشش یافته‌اند که این نوع پوشش با رنگی مشابه در قسمت بازوئی پنل درب‌ها (بسته به نوع تریم انتخابی) دیده می‌شود.

فرم صندلی‌های جلو نسبتا راحت و کاربردی به نظر می‌رسد که می‌تواند پهلوها و انحنای کمر سرنشینان را به طرز مناسبی مورد حمایت قرار دهد. صندلی‌های عقب نیز اگرچه دارای فرمی نیمکتی شکل هستند اما تقریبا مناسب و راحت به نظر می‌رسند.

از نظر فضای کابین هم سرنشینان زوتی T600 با هیچگونه کمبود فضا مواجه نیستند؛ به ویژه سرنشینان بلندقد در ردیف عقب از نظر فضای پا، سر و زانوها محدودیت خاصی را تجربه نخواهند کرد که با توجه به کلاس بدنه و ابعاد این خودرو، انتظاری جز این نیز از کابین تی۶۰۰ نمی‌رود.

زوتی T600

همچنین یک استراحتگاه آرنج که دو عدد جالیوانی بر روی آن تعبیه شده نیز در بخش میانی دو صندلی عقب تعبیه شده است. متاسفانه فضای صندوق عقب زوتی T600 با توجه به ابعاد بدنه این خودرو، اصلا مناسب به نظر نمی‌رسد و تنها ۳۴۴ لیتر فضا را در اختیار اسباب و لوازم شما قرار می‌دهد.

به طور کلی کابین T600 از نظر کیفیت و مرغوبیت متریال حرف چندانی برای گفتن ندارد اما در عوض از طراحی دلنشین و نسبتا مدرنی برخوردار است که فضای مناسبی را به جهت راحتی و آسایش سرنشینان، در اختیار ایشان قرار می‌دهد و می‌تواند تا حد زیادی، موجبات خرسندی خانواده‌های ایرانی را فراهم نماید. البته در این میان فاکتور قیمت نیز می‌تواند بسیار تعیین کننده باشد.

امکانات و تجهیزات زوتی T600

زوتی T600

هنوز به طور دقیق مشخص نیست که زوتی تی۶۰۰ با چه سطحی از امکانات و تجهیزات رهسپار بازار ایران خواهد شد، با این وجود پاره‌ای از امکانات موجود در مدلهای موجود در بازار چین و سایر کشورها به شرح زیر است:

سقف پانوراما، استارت دکمه‌ای، تودوزی چرم، کروز کنترل، ترمز پارک برقی، اتوهلد، مانیتور، سیستم تهویه دوگانه اتوماتیک، سنسور نور، چراغ‌شوی، نور زنون، شش کیسه هوا، سیستم کنترل پایداری، دوربین ۳۶۰ درجه، سنسور پارک عقب، قفل کودک، رهیاب ماهواره‌ای، بلوتوث، شش بلندگو و …

پیشرانه و قوای محرکه

زوتی T600

برای زوتی T600 دو پیشرانه بنزینی چهار سیلندر توربوشارژ در نظر گرفته شده که اولی با حجمی معادل یک و نیم لیتر، قدرتی برابر با ۱۵۶ اسب بخار را در دور موتور ۵۵۰۰rpm تولید می‌نماید. حداکثر گشتاور این مدل به ۲۱۵ نیوتن متر در بازه ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰rpm می‌رسد. شتاب صفر تا صد نمونه ۱٫۵ لیتری با گیربکس ۵ سرعته دستی به صورت دیفرانسیل جلو، در حدود ۱۰ ثانیه برآورد شده است.

نهایت سرعت این خودرو به عدد ۱۸۵ کیلومتربرساعت می‌رسد. همچنین یک گیربکس اتوماتیک ۶ سرعته دو کلاچه نیز برای این خودرو در نظر گرفته شده است.

پیشرانه دیگری که در زوتی T600 از سال ۲۰۱۵ به انجام وظیفه گماشته شده، نمونه دو لیتری توربوشارژ است که قادر به تولید توان خروجی برابر ۱۸۸ اسب بخار در دور موتور ۵۵۰۰RPM بوده و نهایت گشتاور آن در بازه ۲۴۰۰ تا ۴۴۰۰rpm معادل ۲۵۰ نیوتن متر است.

زوتی T600

این پیشرانه همراه با گیربکس ۵ سرعته دستی و یا ۶ سرعته اتوماتیک عرضه می‌شود. شتاب صفر تا صد این مدل با وزن ۱۵۴۱ کیلوگرم در حدود ۹ ثانیه برآورد شده و حداکثر سرعت آن نیز به رقم ۱۸۵ کیلومتر در ساعت می‌رسد. تا لحظه نگارش این مطلب، اطلاعات موثقی از اینکه کدام نسخه از زوتی T600 به بازار ایران عرضه خواهد شد، در دست نیست.

رقبا و محصولات مشابه

زوتی T600

 

در صورت حضور زوتی T600 در بازار ایران، این خودرو بایستی با حریفانی همچون جک S5، چری تیگو۵، هایما S5، بی وای دی S6 و حتی بی وای دی S7 رو در رو شود.

قیمت و شرایط فروش زوتی T600

زوتی T600

نسخه پایه زوتی T600 با جعبه‌دنده دستی و سطح آپشن‌های استاندارد، در بازار چین به قیمت ۸۰ هزار یوآن (۱۱ هزار دلار) به فروش میرسد. نسخه‌ی ۱.۵ لیتری توربوشارژ همراه با گیربکس اتوماتیک به انضمام امکانات تقریبا کامل رفاهی و ایمنی، ۹۸ هزار یوآن (۱۴ هزار دلار) قیمت دارد. با این تفاسیر، بازه‌ی قیمتی ۱۳۰ تا ۱۷۰ میلیون تومان(در صورت ثبات قیمت ها) را برای زوتی T600 مجهز به پیشرانه ۱.۵ لیتری، می‌توان در نظر گرفت. بهای زوتی T600 همراه پیشرانه‌ی ۲ لیتری توربوشارژ و امکانات کامل معادل ۱۱۶ هزار یوآن (۱۷ هزار دلار) در بازار چین است که با توجه به قیمت احتمالی بالاتر از ۲۰۰ میلیون تومان در ایران، شانس زیادی برای حضور در ایران ندارد.

مزایا و معایب زوتی T600

نکات مثبت
  • طراحی ظاهری دلنشین و خانواده پسند
  • طراحی داخلی مناسب
  • قوای محرکه متناسب
نکات مثبت
  • متریال نسبتا نامرغوب در نسخه پایه
  • گنجایش کم صندوق عقب

The post راهنمای خرید زوتی T600؛ مشخصات فنی، آپشن‌ها، قیمت و شرایط فروش appeared first on دیجیاتو.

بررسی دیجیاتو: آنر ۱۰

هرچند قیمت پرچمداران روز به روز بالاتر می رود، اما خوشبختانه کیفیت گوشی های میان رده نیز به مرور بهتر می شود و حالا حتی با رقمی زیر ۴۰۰ دلار می توانید آنر ۱۰ را خریداری کنید، محصولی که پرچمدار زیر برند جوان پسند هواوی به حساب می آید.

این محصول از نظر سخت افزاری با هواوی پی ۲۰ برابری می کند و برخی از ویژگی های پرچمداران گران قیمت روز بازار را در اختیار شما قرار می دهد از جمله صفحه نمایش کم حاشیه و بدنه زیبا ساخته شده از شیشه و فلز.

در ادامه با بررسی آنر ۱۰ همراه شوید.

طراحی و نمایشگر

دوربین آنر ۱۰ از پشت بدنه حدود ۱ میلی متر بیرون زدگی دارد و اولین بار است که در سری آنر چنین اتفاقی رخ می دهد. جنس بدنه مثل آنر ۹ از شیشه ۱۵ لایه ساخته شده که شرکت چینی آن را Aurora یا شفق می نامد. این شیشه ی چند لایه، نور را به دام می اندازد و از هر زاویه که به بدنه نگاه کنید خطوط نورانی متفاوتی می بینید، در نتیجه بدنه ی دستگاه دیرتر از یک موبایل معمولی تازگی خود را برای شما از دست می دهد.

عرضه این تلفن هوشمند در بازارهای آسیایی مثل سنگاپور با قیمت ۴۳۰ دلار آغاز شد و حالا که مدتی در بازار حضور داشته با قیمت زیر ۴۰۰ دلار هم پیدا می شود، اما امکان ندارد از روی طراحی کیفیت ساخت بدنه بتوانید حدس بزنید با یک گوشی نه چندان گران قیمت طرف هستید.

مثل پرچمداران روز بازار، شیشه و فلز روی بدنه با ظرافت به هم می رسند و هیچ نشانی از زبری یا بی دقتی در طراحی به چشم نمی خورد. پشت بدنه قوس ملایمی دارد که برای لمس دلپذیر است و باعث می شود دستگاه با ارگونومی مناسبی در دست قرار گیرد. البته بخشی از ارگونومی مناسب دستگاه هم به ابعاد نه چندان بزرگ بدنه باز می گردد.

آنر ۱۰ از نظر اندازه با نسل قبل از خود تفاوت چندانی ندارد، اما با حذف حاشیه ها، ابعاد صفحه نمایش از ۵/۱ اینچ به ۵/۸ اینچ افزایش یافته است. در عوض حالا باید مثل بیشتر گوشی های جدید بازار، وجود زائده سیاه رنگ را در بالای صفحه نمایش تحمل کنید.

شرکت سازنده علاوه بر حذف حاشیه ها، نسبت صفحه نمایش را هم در آنر ۱۰ از ۱۶ به ۹ به ۱۹ به ۹ تغییر داده است. در تصویر زیر مشاهده می کنید تغییرات انجام گرفته چه میزان صفحه نمایش بیشتری فراهم می کنند.

اما قبل از اینکه به صفحه نمایش بپردازیم باید بگوییم آنر جدید در ۴ رنگ مشکی، خاکستری، سبز و آبی عرضه می شود. حسگر اثر انگشت مثل قبل زیر صفحه نمایش است، اما کاملاً با شیشه ی صفحه نمایش یکدست و هم سطح ساخته شده است، در نتیجه به سختی می توانید بدون نگاه کردن پیدایش کنید. بقیه ویژگی ها نیز مطابق معمول هستند، از جمله جک ۳/۵ میلی متری هدفون که پایین بدنه کنار درگاه USB-C به چشم می خورد.

صفحه نمایش آنر ۱۰ از رزولوشن +Full HD بهره می برد و در هر اینچ ۴۳۲ پیکسل دارد، در نتیجه از نظر میزان جزئیات نمره قبولی را دریافت می کند. اما این صفحه نمایش IPS LCD برای کسانی ساخته شده که به نمایشگر OLED پرچمدارانی مثل آیفون یا سری گلکسی اس سامسونگ علاقه دارند، چون رنگ هایش به شدت گرم و اغراق شده هستند.

البته اگر بخواهید می توانید با مراجعه به منوی نرم افزاری دستگاه حالت نمایش رنگها را بین گزینه Normal (معمولی) و Vivid (زنده) انتخاب کنید. در هر کدام از این حالت ها باز هم می توانید با استفاده از نمودار و گزینه های پایین صفحه رنگها را کمی گرم یا سرد تر کنید.

اگر حالت Vivid را انتخاب کنید روشنایی سطح نمایشگر به ۵۰۸ نیت می رسد که کمی از آنر ۹ (بررسی دیجیاتو) کمتر است اما برای استفاده در محیط های پر نور کفایت می کند. روی حالت های دیگر رنگی حداکثر روشنایی به ۴۴۹ نیت کاهش پیدا می کند و تقریباً با آنر ۸  برابر است. اما در همه ی حالت ها نسبت کنتراست صفحه نمایش بین ۱۴۰۰ تا ۱۵۵۰ قرار دارد و نمره قبولی را دریافت می کند. یعنی رنگ های تیره واقعاً تیره هستند و رنگ های روشن با روشنایی مناسبی نمایش داده می شوند.

در منوی تنظیمات یک گزینه هم وجود دارد که زائده سیاه رنگ بالای نمایشگر را به یک حاشیه عادی تبدیل می کند. اگر صفحه نمایش دستگاه OLED بود، پیکسل های داخل فرورفتگی بالای نمایشگر کاملاً خاموش و محو می شدند، اما چون با صفحه نمایش LCD مواجه هستیم این حاشیه مشکی نورانی خصوصاً در شب کاملاً به چشم می آید.

البته جالب این است که حتی در صورت پوشاندن ناچ یا بریدگی های نمایشگر، باز هم دستگاه نوتیفیکیشن ها را همانجا نمایش می دهد، اما روی زمینه ی مشکی.

دوربین

آنر ۱۰ هم مثل پرچمداران هواوی به دوربین دوگانه مجهز است، یک دوربین ۲۴ مگاپیکسلی سیاه و سفید و دیگری ۱۶ مگاپیکسلی که رنگی است. هر دو دوربین با ضریب اف ۱/۸ عکاسی می کنند اما دوربین سیاه و سفید که رزولوشن بالاتری دارد جزئیات را ثبت می کند و دیگری وظیفه اضافه کردن رنگها را بر عهده دارد. هواوی از زمان P9 (بررسی دیجیاتو) همین رویه را در پیش گرفته و اعتقاد دارد وجود دو دوربین رنگی و سیاه و سفید باعث افزایش کیفیت عکسها می شود.

اما مهمترین تغییر نسبت به نسل قبلی اضافه شدن هوش مصنوعی به دوربین دستگاه است. وقتی دکمه AI Camera را روشن کنید، دستگاه سوژه را از بین ۵۰۰ سناریوی مختلف در ۲۲ دسته بندی تشخیص می دهد و به شکل خودکار بهترین تنظیمات را روی تصویر اعمال می کند. هوشمند بودن دوربین آنقدر برای سازنده مهم است که عبارت AI Camera را پشت بدنه کنار لنز دوربین حک کرده است.

AI Camera به شکل پیشفرض فعال است و عکسهایی که با این حالت گرفته می شوند عموماً نسبت به حالت عادی رنگهایی اغراق شده تر دارند.

اما حتی بدون اعمال افکت های هوشمند نیز کیفیت عکس های دوربین آنر ۱۰ بسیار خوب است. جزئیات تصاویر کافی هستند، کنتراست بالاست و در نور روز هیچ نویزی به چشم نمی خورد.

وقتی در حالت خاموش بودن AI Camera عکاسی می کنید رنگ ها نزدیک تر به واقعیت ثبت می شوند، اما در این حالت کنتراست هم کاهش پیدا می کند، یعنی اختلاف بین روشن ترین بخش تصویر با تیره ترین بخش کمتر می شود.

به گفته ی سازنده این تلفن هوشمند زوم هیبریدی دارد، یعنی اگر موقع عکاسی تا ۲ برابر بزرگنمایی کنید از کیفیت تصویر کم نمی شود. اما با نگاهی به عکس ها مشخص است که زوم هیبریدی آنر ۱۰ به خوبی محصولی مثل P20 نیست و کمی کاهش کیفیت به چشم می خورد که نشان می دهد دستگاه از زوم دیجیتالی بیشتر از زوم اپتیکال کمک می گیرد.

یک نقطه ضعف دیگر دوربین هم اینکه لرزشگیر اپتیکال ندارد و این موضوع می تواند موقع عکاسی یا فیلمبرداری به تار شدن تصویر منجر گردد.

موقع عکاسی در شب باید توجه داشته باشید که گوشی شما نصف یک پرچمدار قیمت دارد و توقع خود را با هزینه پرداختی تنظیم کنید. در عکس هایی که شب می گیرد کمی نویز به چشم می خورد و جزئیات به اندازه عکس های روز نیست، چون دستگاه به شکل دیجیتالی سعی می کند نویز را کم کند و این موضوع به کاهش جزئیات تصویر منجر می شود.

اگر حالت AI Camera را فعال کنید رنگها گرم تر و روشنایی تصویر بیشتر می شوند، اما میزان نویز هم کمی افزایش پیدا می کند.

اما اگر حالت Monochrome را فعال کنید دستگاه فقط از دوربین سیاه و سفید ۲۴ مگاپیکسلی برای عکاسی استفاده می کند. در این صورت عکسهای شب جزئیات بیشتر و نویز کمتری دارند.

حتی عکسهای روز هم روی حالت سیاه و سفید کنتراست مناسب تری دارند، در نتیجه جزئیات بیشتری هم قابل مشاهده است. مثلاً برگ های درختان که روی حالت رنگی به شکل توده ای سبز رنگ بودند حالا در اینجا واضح تر به نظر می رسند. علاوه بر این چون نویز چندانی در حالت سیاه و سفید وجود ندارد دستگاه هم تلاش کمتری می کند به شکل دیجیتالی نویز را کاهش دهد، در نتیجه جزئیات هم کمتر نمی شود.

آنر ۱۰ به همان دوربین سلفی ۲۴ مگاپیکسلی مجهز است که در P20 و P20 Pro (بررسی دیجیاتو) مشاهده کرده بودیم. تعداد پیکسل های این دوربین یکی بالاترین رقم های بازار است، اما بر خلاف پرچمدارانی مثل P20، دوربین سلفی آنر ۱۰ فوکوس خودکار ندارد و این موضوع ممکن است موقع عکاسی به تار شدن سوژه منجر شود. اما گذشته از این مورد، کیفیت سلفی کاملاً برای یک موبایل زیر ۴۰۰ دلار مناسب است.

وقتی از دوربین اصلی به دوربین سلفی سوییچ می کنید به شکل خودکار حالت پرتره فعال می شود و زمینه سلفی ها را تار می کند. برای روتوش خودکار چهره کاربر نیز می توانید حالت Beauty را روشن کنید و درجه ی آن را بین ۱ تا ۱۰ مشخص نمایید. طبعاً هرچه شدت روتوش بیشتر باشد چهره مصنوعی تر می شود.

در این محصول حتی حالت شبیه سازی نور استودیویی هم وجود دارد. هرچند بیشتر حالت های نورپردازی تفاوت چندانی ایجاد نمی کنند و حالتی که زمینه را سیاه می کند نیز چندان دقیق نیست.

آنر ۱۰ ویدیوها را با رزولوشن ۴K و نرخ حداکثر ۳۰ فریم ضبط می کند. کدک مورد انتخاب شما می تواند h.265 یا h.264 باشد که اولی جدیدتر است و حجم کمتری مصرف می کند، اما دومی توسط ابزارهای بیشتری پشتیبانی می شود. میزان جزئیات و رنگ ویدیوهای آنر ۱۰ خوب هستند و کیفیت صدا نمره قبولی را دریافت می کند، اما فقدان لرزشگیر اپتیکال در شرایط پر حرکت احساس می شود.

سخت افزار

آنر ۱۰ مثل پرچمداران هواوی به چیپست کایرین ۹۷۰ مجهز است. این چیپست قدرتمند از ۴ هسته A73 با قدرت حداکثر ۲/۴ گیگاهرتز و ۴ هسته A53 با قدرت ۱/۸ گیگاهرتز ساخته شده که گروه دوم مصرف انرژی پایینی دارند و برای پردازش های سبک به کمک کاربر می آیند. چیپ گرافیکی دستگاه نیز Mali-G72 MP12 است. این نسخه از مدل ۱۸ هسته ای که در پرچمدارانی مثل گلکسی اس ۹ به کار رفته بود ضعیف تر است، اما باز هم یکی از قوی های بازار به حساب می آید.

آنر ۱۰ در بازارهای خاورمیانه با حافظه رم ۴ گیگابایت و ۱۲۸ گیگابایت حافظه داخلی عرضه می شود، اما در بازارهای دیگر نسخه مجهز به ۶۴ گیگابایت حافظه داخلی یا ۶ گیگابایت حافظه رم نیز عرضه می شوند.

طبعاً با این خصوصیات سخت افزاری امتیاز بنچمارک های آنر ۱۰ با هواوی P20 برابری می کند. این تلفن هوشمند در بنچمارک Geekbench چه در حالت تک هسته ای و چند هسته ای، از نظر قدرت سخت افزاری هم سطح گوشی های مجهز به چیپست اسنپدراگون ۸۳۵ (مثل نوکیا ۸) قرار می گیرد.

امتیاز بنچمارک های گرافیکی هرچند به پرچمداران مجهز به ادرینو ۹۳۰ یا Mali-G72 MP18 نمی رسد، اما برای یک گوشی زیر ۴۰۰ دلاری بسیار مناسب هستند و نشان می دهند دستگاه از توانایی اجرای بازی های سنگین برخوردار است.

اسپیکر

آنر ۱۰ فقط یک اسپیکر دارد که پایین بدنه قرار گرفته است، اما از نظر کیفیت صدا به راحتی می تواند با پرچمداری مثل هواوی P20 برابری کند. کیفیت پخش صدا و قدرت بیس در حد یک تلفن هوشمند مناسب است و بلندی صدا برای لذت بردن از بازی ها یا پخش فیلم در فضای خارج از منزل کفایت می کند.

باتری

آنر ۱۰ مثل هواوی پی ۲۰ به یک باتری با ظرفیت ۳۴۰۰ میلی آمپر ساعت مجهز است و این رقم برای یک محصول ۵/۸ اینچی با صفحه نمایش +FHD کاملاً مناسب به حساب می آید. آنر ۱۰ با این باتری می تواند تا ۱۱:۳۰ ساعت به پخش ممتد ویدیو یا ۱۲ ساعت وبگردی ادامه دهد. یعنی حتی یک روز بسیار شلوغ هم باتری دستگاه را پیش از بازگشت به منزل تمام نمی کند.

باتری نسبتاً بزرگ آنر ۱۰ برای شارژ کامل به ۲ ساعت زمان نیاز دارد اما به لطف فناوری SuperCharge هواوی با شارژ به مدت نیم ساعت تا ۶۰ درصد ظرفیت باتری کامل می شود.

حسگر اثر انگشت

حسگر اثر انگشت آنر ۱۰ با فناوری فراصوتی کوالکام کار می کند و از حسگرهای معمول کمی کند تر است، اما به لطف بروزرسانی اخیر سریعتر شده و حتی به نظر می رسد سریع تر از آنر ۹ عمل می کند. همانطور که در بخش طراحی نیز اشاره کردیم حسگر اثر انگشت کاملاً با سطح نمایشگر یکدست است و بدون نگاه کردن نمی توانید محل دقیق آن را پیدا کنید.

این موضوع موقع استفاده از دستگاه در تاریکی می تواند دردسر ساز شود اما در عوض برای استفاده کردن از جسچرهای حسگر اثر انگشت خوب است. اگر می خواهید لیست اپلیکیشن هایی که اخیراً باز کردید را مشاهده کنید، انگشت خود را روی حسگر به سمت چپ بکشید. برای بازگشت به عقب یکبار وسط حسگر را لمس کنید و برای رفتن به صفحه خانگی کافی است انگشت خود را روی حسگر نگه دارید.

علاوه بر حسگر اثر انگشت، در آنر ۱۰ می توانید قفل دستگاه را با اسکن کردن چهره ی خود نیز باز کنید، درست مثل یک پرچمدار گران قیمت امروزی.

جمع بندی

آنر ۱۰ بدون شک یکی از بهترین گوشی های زیر ۴۰۰ دلار در بازار به حساب می آید. این محصول زیبا صفحه نمایش با کیفیتی دارد و از قدرت سخت افزاری کافی برای اجرای پردازش های سنگین برخوردار است. دوربین دستگاه هم کیفیت خوبی دارد و می تواند به شکل خودکار سوژه را تشخیص دهد، اما از برخی ویژگی های محصولات گران قیمت مثل لرزشگیر اپتیکال بهره مند نیست.

خوشبختانه آنر ۱۰ با وجود سخت افزار قدرتمند خود باتری بزرگی دارد و با هر شارژ کامل به راحتی می تواند یک روز شما را همراهی کند. اما متاسفانه در حال حاضر برنامه ای برای عرضه این محصول ارزشمند در بازار آشفته ی ایران وجود ندارد.

نکات مثبت
  • طراحی زیبا و کیفیت ساخت بالا
  • قدرت سخت افزاری مناسب
  • حافظه داخلی پر ظرفیت
  • عمر باتری مناسب
نکات منفی
  • عدم عرضه در ایران
  • عدم مقاومت در برابر آب
  • عدم پشتیبانی از کارت حافظه

The post بررسی دیجیاتو: آنر ۱۰ appeared first on دیجیاتو.

تست و بررسی هاوال H2؛ مشخصات فنی، آپشن‌ها، قیمت و شرایط فروش

در نمایشگاه خودروی سال گذشته تهران بود که گروه خودروسازی بهمن محصولات شرکت هاوال را به نمایش گذاشت و خبر از آغاز همکاری با این شرکت چینی را داد. شرکت گریت وال چین به عنوان متولی این برند یکی از بزرگ ترین گروه های خودروسازی کشور چین است به نوعی که در کلاس خودروهای کراس اوور (SUV) لقب بزرگ ترین تولید کننده کشور چین را به یدک می کشد.

در اولین گام بهمن موتور با پر فروش ترین کراس اوور کشور چین یعنی هاوال H2 کار را آغاز کرد که سال گذشته و در حین پیش فروش سر و صدای بسیار زیادی هم حول و حوش آن اتفاق افتاد. در هر صورت فرصتی پیش آمده تا به بررسی این کراس اوور چینی بپردازیم.

پیشینه

هاوال H2 در سال ۲۰۱۴ و در نمایشگاه خودروی پکن رونمایی شد. نام گذاری جدید محصولات شرکت گریت وال با برند هاوال از سال ۲۰۱۳ آغاز شده بود و H2 به عنوان یکی از اولین محصولات تحت این برند معرفی شد. در ادامه این کراس اوور در نمایشگاه گوانگژو سال ۲۰۱۶ مدل دیگری تحت نام H2s معرفی کرد که ظاهر اسپرت تر با امکانات و قوای محرکه به روز تری دارد.

از نظر ابعادی (ابعاد به mm) هاوال H2 به ترتیب طول، عرض و ارتفاعی برابر با: ۴۳۳۵، ۱۸۱۴، ۱۶۹۵ دارد و فاصله بین دو محور آن نیز ۲۵۶۰ mm است. وزن این خودرو توسط بهمن موتور اعلام نشده است و حتی اگر سری به وب سایت خود هاوال هم بزنید به رقم مشخصی بر نخواهید خورد. اما در بررسی های خارجی این کراس اوور وزن آن کمی بیش از ۱۵۰۰ kg اعلام شده است.

طراحی ظاهری

در نگاه اول جلو پنجره این خودرو با خطوط افقی آن را بیشتر شبیه به محصولات آئودی کرده است. این مسئله در مدل جدیدتر این خودرو بیشتر احساس می شود. با دقت در ظاهر خودرو متوجه خواهید شد که چراغ های جلو به جلو پنجره تمام کرومی چسبیده اند، چراغ های مه شکن نیز توسط یک تکه پلاستیک سیاه رنگ محاط شده و در ادامه چراغ های روشنایی روز در پایین ترین بخش سپر جلو قرار دارند.

در نمای کناری خودرو نیز از خط شانه ای به نسبت محو استفاده شده است و طراحی ستون ها و شیشه ها عاری از هر گونه خطوط تند و تیز است. تنها نکته خاص این بخش قرار گیری نام هاوال بر روی ستون C با پشت زمینه قرمز رنگ است که به نظر تنها راه حل این شرکت برای ایجاد یک حالت خاص و متفاوت در این بخش بوده است.

روف روک نیز با پوشش کرومی در بالای سقف قرار دارد و رینگ ها نیز از نوع ۱۸ اینچی هستند. در نمای عقب نیز هاوال از طراحی ساده ای برخوردار است. چراغ عقب دو تکه بوده و بخشی از آن بر روی درب عقب قرار دارد. طراحان این شرکت با استفاده از قطعات کروم کاری شده و فونت بزرگ نام هاوال را بین دو چراغ عقب قرار داده اند.

در هر صورت نمی توان نقطه قوت هاوال H2 را طراحی ظاهری آن قلمداد کرد گرچه کیفیت قطعات ظاهری مناسب ارزیابی می شود.

طراحی داخلی

با ورود به اتاق این کراس اوور متوجه خواهیم شد که تریم مشکی به همراه قطعات آلومینیومی نقره ای رنگ ظاهر یکدستی به آن بخشیده است. یکی از نقاط قوت هاوال H2 همین استفاده از قطعات به نسبت با کیفیت در داخل اتاق است که این مسئله حتی در برادران بزرگ تر آن بیشتر احساس می شود.

طراحی داشبورد ساده و کاربردی به نظر می رسد. سیستم تهویه مطبوع مرکزی در بالاترین بخش کنسول واقع شده است. صفحه نمایش ۸ اینچی لمسی نیز در یک قاب کرومی در مرکز کنسول قرار دارد و در کنار آن دکمه استارت قرار گرفته است.

در ادامه کلید های مربوط به تنظیمات سیستم صوتی و تهویه مطبوع قرار دارد. اهرم تعویض دنده به همراه ترمز دستی الکترونیکی و دو جا لیوانی بسیار کاربردی نیز تکمیل کننده این بخش هستند.

طراحی رودری ها نیز مناسب است و با این که تودری ها فضای چندان زیادی ندارند اما می توان عنوان کرد که جا لیوانی های مرکزی می تواند این ضعف نسبتا کوچک را پوشش دهند.

از آن جا که هاوال در مدل ۴ چرخ متحرک نیز عرضه می شود (در حال حاضر هاوال H2 تنها در نسخه محور متحرک جلو عرضه می شود) شاهد تونل میل گاردان در بخش مرکزی هستیم که می تواند در زمینه فضای پای سرنشینان عقب مخاطره انگیز ظاهر شود.

هاوال H2

اما به طور کلی به علت ارتفاع بالای صندلی ها و همینطور فضای مناسب سر و شانه، صندلی های عقب برای دو سرنشین مناسب به نظر می رسد. فضای صندوق عقب نیز در حدود ۳۷۰ لیتر است که برای قرار دادن یک چمدان سایز بزرگ و همینطور یک کیف سایز بزرگ کافی به نظر می رسد.

با خواباندن صندلی های عقب نیز می توانید به حجمی معادل ۸۹۰ لیتر دسترسی پیدا کنید. همچنین یک چرخ فول سایز نیز در بخش زیرین صندوق تعبیه شده است.

تجهیزات و امکانات:

هاوال H2 از نظر سطح تجهیزات و امکانات به ۶ کیسه هوای ایمنی (راننده و سرنشین، جانبی، پرده ای) سیستم های ایمنی ترمز ABS ،ESC ،BA ،EBD ،HHC ،TCS، فرمان الکتریکی، تهویه مطبوع دوگانه، سنسور دنده عقب، نشان دهنده نقاط کور، سان روف برقی، صندلی های چرمی، گرمکن صندلی های جلو، تنظیم برقی صندلی راننده در ۶ جهت به همراه تنظیم گودی کمر، استارت دکمه ای، سیستم ورود بدون کلید، کروز کنترل، سنسور باران، آینه برقی، ۴ اسپیکر و ۲ تیوتر، نمایش فشار باد لاستیک ها TPMS، ترمز دستی برقی و…مجهز است. همچنین هاوال توانسته ۵ ستاره ایمنی از موسسه ایمنی ANCAP استرالیا دریافت کند.

قوای محرکه

موتور ۱٫۵ لیتری توربوشارژر ۴ سیلندر این خودرو ۱۴۷ اسب بخار قدرت در دور ۵۶۰۰ rpm تولید می کند. حداکثر گشتاور ۲۱۰ نیوتن متری نیز در دورهای ۲۲۰۰ تا ۴۵۰۰ rpm در دسترس است. این نیرو توسط جعبه دنده ۶ سرعته اتوماتیک به چرخ های جلو ارسال می شود.

البته قدرت موتور و گشتاور اعلام شده این کراس اوور توسط بهمن خودرو به ترتیب ۱۴۰٫۸ اسب بخار و ۲۰۲ نیوتن متر گشتاور اعلام شده که کمتر از رقم اعلامی سازنده است. این مسئله می تواند مربوط به کیفیت بنزین ایران و میزان اکتان موجود در آن باشد.

سیستم تعلیق نیز در جلو از نوع مک فرسون و در عقب از نوع چند اتصاله است. مصرف سوخت ترکیبی آن نیز ۹ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر اعلام شده است و ظرفیت باک آن معادل ۵۵ لیتر است.

 

پشت فرمان هاوال H2

در حالت عادی ارتفاع صندلی هاوال بالاتر از آن چیزی است که انتظارش را دارید و از این نظر می توان آن را شبیه به خودروهای دو دیفرانسیل قلمداد کرد. با شروع حرکت جعبه دنده رفتار مناسبی برای رانندگی شهری دارد و موتور نیز تحت چنین حالتی پاسخگویی مناسبی دارد.

در حین حرکت با سرعت ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت دور موتور در حدود ۲۰۰۰rpm است. گرچه در حین رانندگی شهری جعبه دنده با کم کردن دور موتور امکان پاسخ گویی سریع را از دریچه گاز موتور می گیرد و در شتاب گیری های ناگهانی شاهد تاخیر نسبی هستیم.

در حین تخته کردن پدال گاز  هاوال شما را سر بلند می کند و با توجه به وزن بالای این کراس اوور شاهد شتاب گیری خوبی از آن هستیم.

هاوال H2 از فرمان الکتریکی بهره می برد در نتیجه با یک فرمان سبک وزن طرف هستیم. سواری هاوال را باید نرم توصیف کرد که با توجه به رینگ های ۱۸ اینچی و لاستیک های کومهو انتظار سواری خشک تری را داشتیم. هاوال H2 در حین فرمان دهی های سریع و ناگهانی دچار بادی رول می شود به اصطلاح حالت گهواری پیدا می کند. مسئله ای که بیشتر در خودروهای دو دیفرانسیل و SUV های قدیمی احساس می شود.

مصرف سوخت نیز در حدود رقم اعلام شده توسط سازنده این خودرو است. ترمزها هم عملکرد به نسبت مناسبی دارند اما گهگاهی پس از چندین بار ترمزگیری شدید حالت اسفنجی پیدا می کنند.

نتیجه گیری

هاوال قرار بود در اولین پیش ثبت نام با قیمت ۹۵ میلیون تومان عرضه شود اما بلافاصله قیمت نهایی آن به مرز ۱۱۲ میلیون تومان و فراتر از آن رسید. در حال حاضر در بازار آزاد هاوال H2 در حدود ۱۶۰ تا ۱۷۰ میلیون تومان قیمت خورده است و به نسبت زمان و با توجه به وضعیت اقتصادی حال کشور روز به روز بر قیمت آن افزوده می شود. هاوال H2 در بازار کشور استرالیا ۲۵،۹۹۰ دلار استرالیایی در نسخه Luxury قیمت خورده است. مهم ترین رقبای این کراس اوور اغلب شرکت های چینی هستند که می توان به هایما S5، تیگو  ۵ New و ام وی ام X33 اشاره کرد.

The post تست و بررسی هاوال H2؛ مشخصات فنی، آپشن‌ها، قیمت و شرایط فروش appeared first on دیجیاتو.

راهنمای خرید چری تیگو ۵؛ بررسی مشخصات فنی، معایب، آپشن، قیمت و شرایط فروش

چری اتومبیل در سال ۱۹۹۷ به صورت یک شرکت دولتی در چین تاسیس شد و در سال ۱۹۹۹ میلادی فعالیت خودروسازی خود را با گرفتن مجوز استفاده از شاسی سئات Toledo از فولکس واگن، آغاز و از سال ۲۰۰۱ صادرات محصولاتش به خارج از چین را آغاز کرد. از سال ۲۰۰۳ به بعد چری بزرگترین صادر کننده خودرو در چین به شمار می رود و بیشترین رشد صنعتی را در بین رقبای هموطنش داشته است. البته در سال ۲۰۱۸ میلادی چری قریب به ۵۰ درصد سهامش را به کمپانی CAOA در برزیل فروخت و اکنون حاصل ادغام این دو شرکت، CAOA CHERY نامیده می شود. علاوه بر تولید محصولات خود، چری مونتاژ محصولات خانواده جگوار-لندروور را نیز بر عهده دارد.

این کمپانی در سال ۲۰۰۴ با نام MVM به ایران آمد و تا الان به خوبی جای پایش را محکم کرده است. ۳ محصولی که در ایران تحت خود برند چری به فروش می رسند آریزو ۵، تیگو ۷ و تیگو ۵ هستند که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت. تیگو ۵ تاکنون ۲ بروزرسانی تجربه کرده است که اولی بدنه و دومی کابین را دستخوش تغییراتی مثبت کرده اند. از نظر فروش در بازار تشنه کراس اوور ایران، با مدیریت بسیار عالی مدیران خودرو، تیگو ۵ توانسته از زمان عرضه اش، در سال ۹۴، به فروش و جایگاه مناسبی در میان رقبا دست پیدا کند. در ادامه با بررسی دقیق تر این محصول چری همراه دیجیاتو باشید.

طراحی خارجی

می دانیم که چینی ها در تقلید در طراحی و تولید تبحر خاصی دارند. این خصلت را می توان در برخی از محصولات چری نیز مشاهده نمود چنانکه پیش از این شاهد کپی برداری در طراحی نسل اول چری X33 از نسل دوم تویوتا راو ۴ بوده ایم. اما حال اوضاع تغییر کرده و چری در تلاش است تا سبک و سیاق خاص خود در طراحی محصولات بالارده اش پیاده کند. منظور این نیست که خودرویی مانند تیگو ۵ حاصل نبوغ خالص طراحان چریست؛ با همان نگاه اول به بخش دماغه متوجه شباهت خودرو به محصولات پیشین رنجروور می شوید که یقینا نتیجه همکاری چری با این خودروساز انگلیسی است، اما شباهت با یکسان بودن فرق دارد.

به گفته طراحان تیگو ۵، برای خلق این خودرو از ماهی و امواج سطحی آب الهام گیری شده، کافیست تا به سوراخ های مشبک جلو پنجره این خودرو دقت کنید تا متوجه شباهت آن ها با آناتومی بدن ماهی شوید. در طرفین جلو پنجره چراغ های ساده ای قرار دارند که در مدل فیس لیفت از گرافیکی زیبا بهره می برند.

نوار گرافیکی درون چراغ های جلو تا حدودی یادآور محصولات سئات است و با خط کرومی درون جلوپنجره در یک راستا قرار گرفته، به این صورت شاهد ترکیبی زیبا در این قسمت هستیم. در طرفین سپر جلو چراغ های مه شکن گرد قرار گرفته اند و در بالای آن ها نوار های LED جدید وجود دارند که ظاهری اسپرت تر به خودرو داده و حکم چراغ روشنایی روز یا Daylight را ایفا می کنند.

نمای جانبی تیگو ۵ واقعا جذاب از آب درآمده است. بخش های پلاستیکی قسمت رکاب، که دور تا دور بدنه را فراگرفته اند، در کنار محافظت از رنگ خودرو در مسیرهای نسبتا دشوار در تشدید حس یک کراس اوور خیلی خوب عمل می کنند. از طرفی نوار کرومی قرار گرفته روی این بخش به جذابیت آن افزوده است. برآمدگی مناسب روی گلگیرها در کنار خط هدایت شونده امتداد یافته از درون چراغ های عقب، که در امتداد دستگیره درها تا گلگیر جلو ادامه یافته، حجم و جزئیات خوبی به بدنه خودرو داده اند. شیب ملایم سقف به سمت عقب و همچنین نوار کروم احاطه کننده شیشه های کناری بخش کناری این کراس اوور را چشم نوازتر کرده اند.

بخش عقب کمترین نمره از نظر طراحی را می گیرد. چراغ های عقب تیگو ۵ با وجود برخورداری از گرافیکی مدرن در مدل فیس لیفت شده، هنوز بیش از حد بزرگ بوده و هماهنگی خاصی با سایر قسمت ها ندارند.

در مدل فیس لیفت نیز با اضافه شدن بخش کروم رنگ به زیر سپر عقب، سراگزوزهای قبلی اندکی کوچک شده، به داخل این بخش انتقال پیدا کرده اند و این مجموعه، نمای بخش عقب را تا حدود زیادی ارتقا بخشیده. از طرفی هنگامی که از پشت به این خودرو نگاه می کنید ممکن است متوجه یک ناهمگونی در فرم کلی بدنه شوید. مشکل اینجاست که بدنه تیگو ۵ پهنای کمی دارد. این مسئله جدا از اینکه ایراید ظاهریست، احتمال واژگونی خودرو را در سرعت ها بالا بیشتر می کند.

طراحی کابین

اگر پیش از اولین مواجه با کابین تیگو ۵، مدت زمان زیادی را درون کابین سانتافه نسل سوم سپری کرده باشید با محیطی آشنا مواجه می شوید. برای مثال شکل کلی فرمان و خطوط کار شده روی بخش بالایی داشبورد و حتی فرم دریچه های هوا همگی یادآور کابین سانتافه هستند. اما در مجموع کابین تیگو ۵ برخلاف کابین کابین جک S5 یک تقلید کامل نیست. طراحان چری با آنچه ما اسمش را الگوبرداری می گذاریم کابینی خوب و ارگونومیک خلق کرده اند. فرمان خوش دست با روکش چرم و دوختی قرمز، که در سرتاسر کابین وجود داشته و کنتراستی جذاب ایجاد می کند، توسط نشانگر های خوش رنگ و لعاب پشتش تکمیل می شود.

داشبورد و اغلب بخش های کابین از پلاستیک خشک ساخته شده اند که با توجه به رده قیمتی این کراس اوور چنین انتظاری می رود. غیر از فرمان خودرو، در بخش های دیگر مثل دسته دنده، زیر آرنجی وسط و روی درها، دسته دنده و همچنین صندلی ها نیز پوشش چرم بکار رفته که کیفیت و ظاهر خوبی دارد.

کابین نسخه قبل از فیس لیفت

در بخش هایی از کابین نیز قطعات کروم و مشکی براق و مات استفاده شده که از سادگی کابین کم کرده اند. البته قطعات مشکی براق در بخش غربیلک فرمان تنها در نسخه های پس از فیس لیفت وجود دارند. طراحی دکمه های تهویه هوا و صفحه نمایشگر نیز به روز و خوب ارزیابی می شوند.

در اولین فیس لیفت روی تیگو ۵ ۲۱ بخش از این خودرو تغییر داده شده اند. از جمله این تغییرات می توان به بزرگتر شدن صفحه نمایش از ۷ به ۸ اینچ اشاره کرد که به دوربین عقب دینامیک (در تیپ اکسلنت) مجهز است. علاوه بر این، گرم‌ کن صندلی، آینه های جمع شونده برقی، ۲ ایربگ جانبی در مدل فول و نشانگر فشار باد تایر نیز به امکانات تیگو ۵ اضافه شده اند. همچنین داخل کابین به نسبت تیگو ۵ اولیه از نظر میزان ورود صدای موتور به داخل ایزوله تر شده و صدای پیشرانه با اینکه در رانندگی سریع با دور موتور بالای ۴۰۰۰ به داخل کابین نفوذ می‌ کند اما در رانندگی عادی شهری کابین خودرو آرام باقی می ماند.

از نکات برجسته کابین تیگو ۵ می توان به صندلی های عقب آن اشاره کرد که فضای پا و بالای سر مناسبی در اختیار سرنشینان عقب قرار می دهد. طول خودرو ۴۵۰۶ و ارتفاع بین دو محور ۲۶۱۰ میلیمتر در نظر گرفته شده است اما فضای واقعی ردیف عقب بزرگتر از ابعاد خارجی خودرو حس می شود به طوری‌ که تا حدودی رضایت خریدار را جلب می کند. فضای صندوق بار تیگو ۵ ۳۷۰ لیتر گنجایش دارد که رقم چندان زیادی برای چنین خودرویی نیست. این مقدار با خواباندن صندلی های عقب تا ۱۰۰۰ لیتر افزایش پیدا می کند.

مشخصات فنی

چری بدون تغییر نسبت به نمونه قبل از فیس لیفت، همچنان از پیشرانه ۴ سیلندر به حجم دقیق ۱۹۷۱ سی سی، به قدرت ۱۳۹ اسب بخار در دور موتور ۵۷۰۰ دور در دقیقه با ۱۸۲ نیوتن متر گشتاور در دور موتور ۴۵۰۰ دور در دقیقه برای تیگو ۵ استفاده می کند. این خودرو در برخی بازارها با پیشرانه ۱٫۵ لیتری مجهز به سیستم توربوشارژ نیز عرضه می شود. درست است که رقبای هموطن تیگو ۵ مثل جک اس ۵ اتومات و هایما اس ۷ از پیشرانه های توربو بهره می برند و در حین راندن فرزتر از این خودرو حس می شوند، اما با توجه به کیفیت پایین سوخت در ایران، پیشرانه تنفس طبیعی تیگو ۵ کم دردسرتر از دو خودروی نام برده شده دیگر خواهد بود.

تیگو ۵ با این پیشرانه به زمانی بیشتر از ۱۳ ثانیه برای رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت از حالت سکون نیاز دارد و نهایت سرعتش ۱۶۵ کیلومتر در ساعت است. جعبه دنده CVT این خودرو نیز قابلیت تعویض دستی دارد که ۷ ضریب مختلف را در اختیارتان قرار می دهد. تیگو ۵ با این مجموعه گیربکس و پیشرانه مصرف سوختی در حدود ۹٫۵ لیتر را برای دارنده رقم می زند. ضمن اینکه این کراس اوور تنها به صورت دیفرانسیل جلو به فروش می رسد.

ایمنی و امکانات رفاهی

تیگو ۵ دارای ۵ ستاره از موسسه C-NCAP است. آنطور که خود چری می گوید این خودرو در E-NCAP نیز تست شده و ۵ ستاره دریافت کرده که البته پس جستجو در اینترنت نتایج خاصی که گواه بر این ادعا باشد دستگیرمان نشد. تیگو ۵ جدید در دو تیپ لاکچری و اکسلنت در بازار عرضه شده است. عمده تفاوت این دو مدل بیشتر به تجهیزات ایمنی مانند تعداد ایربگ ها که در تیپ اکسلنت ۴ عدد و در تیپ لاکچری ۲ عدد بوده و همینطور سیستم های کمکی EBA، HHC، DTC، ASR، ESP برمی گردد اما از نظر فنی هر دو مدل یکسان هستند و تفاوتی ندارند. بد نیست بدانید که دو سیستم TCS و ASR سامانه های کنترل ترکشن تلقی می شوند و از سر خوردن چرخ ها ممانعت به عمل می آورند.
HHC که در اغلب کراس اوور های جدید به چشم می خورد، پس از ترمزگیری در سربالایی ها از بازگشت خودرو به سمت پایین جلوگیری می کند.

از امکانات رفاهی این خودرو می توان به صندلی چرمی با قابلیت گرم شدن، تنظیمات برقی صندلی راننده در ۶ جهت، سانروف برقی، کروز‌کنترل، مانیتور ۸ اینچی لمسی با قابلیت اشتراک گذاری محتوا با دیوایس های هوشمند، دوربین دید عقب دینامیک در تیپ اکسلنت و استاتیک در تیپ لاکچری، سنسور عقب، فرمان چرمی با کنترل روی آن، سیستم کنترل فشار باد لاستیک، سیستم صوتی با ۶ عدد بلندگو، کروز کنترل، سیستم تهویه اتوماتیک دوگانه و نمایشگر درجه هوای محیط و سیستم ورود به خودرو و استارت بدون کلید از جمله تجهیزات ارائه شده در تیگو ۵ هستند.

کابین تیگو ۵ مدل ۹۷

البته آخرین مدل تیگو ۵ که با تیگو ۵ مدل ۹۷ شناخته می شود تغییراتی بیشتری در کابین دیده که به آن ها اشاره می کنیم. تنها تغییر ظاهری در بیرون این خودرو، اضافه شدن ۴ سنسور پارک بر روی سپر جلو است. اما در بخش کابین تریم داخلی تغییر کرده و به صورت ترکیب دو رنگ مارون و مشکی قابل سفارش خواهد بود. همچنین مانیتور خودرو به ۱۰ اینچی عمودی تغییر کرده و تنظیم سیستم تهویه از طریق آن انجام می شود. سنسور باران نیز به خودرو اضافه شده و نمایشگر اطلاعات خودرو در میان عقربه ها تغییر کرده است.

تجربه رانندگی

خودروهای کراس اوور اصولا به دلیل ارتفاع و وزن بیشتر، از هندلینگ و قابلیت های قابل توجهی در رانندگی اسپرت برخودار نیستند چرا که پیاده کردن تنظیمات مطلوب برای اینگونه خودروها سخت تر از نمونه های سواریست و مثلاً سیستم تعلیق نرم و قدرتمند خودروهای آفرود و شاسی بلند اصولا قابلیت های درخور توجهی را در رانندگی پر شتاب از خود نشان نمی دهد، مگر آنکه از سیستم های فنربندی متغیر استفاده شود که خوب هزینه بالایی دارد و از طرفی باعث افزایش قیمت خودرو مورد نظر می شود؛ تیگو ۵ نیز از این قاعده پیروی می کند.

در نمونه های اولیه تیگو ۵ وجود مکثی کوتاه هنگام شتابگیری اولیه محسوس بود که به‌ کندی گیربکس CVT آن مربوط بود و زمانی در حدود ۱۶ تا ۱۷ ثانیه را برای رسیدن به ۱۰۰ کیلومتر در ساعت موجب می شد. اما در نمونه های جدید، گیربکس بهتر از قبل با موتور جفت شده و به این ترتیب مکث ابتدای حرکت تا حد زیادی نا‌محسوس و عدد شتابگیری به حدود ۱۵ ثانیه کاهش یافته است. خودرو از روی دکمه کنار دسته دنده در ۲ مد اکو و اسپرت قابل تنظیم است که تاثیرشان بیشتر در عکس العمل موتور به نسبت فشردن پدال گاز خلاصه می شود.

گیرکبس CVT این خودرو همانطور که پیش‌تر گفته شد قابلیت شبیه سازی گیربکس دستی ۷ سرعته را نیز داراست. شاید تنها در زمان نیاز به دنده های سنگین و گذر از سرازیری نیاز به استفاده از حالت دستی حس شود چراکه دو حالت اسپرت و اکو مد به خوبی دور موتور را در اهداف تعریف شده حفظ می کنند. از نکات جالب حالت دستی گیربکس تیگو ۵ خودسر نبودن آن است بطوریکه اگر دور موتور را تا محدوده قرمز پیش ببرید مجموعه دنده اقدام به تعویض ضریب نمی کند.

تیگو ۵ قبل از فیس لیفت

هنگام رانندگی با خودرو به نظر می رسد تیگو ۵ جدید، در مواجه با ناهمواری های سطح مسیر واکنش های نرمتری از خود نشان می دهد اگرچه مدل های اولیه نیز از سواری نرم و مناسبی برخوردار بودند. ترمز ها هم به لطف دیسکی بودن در هر دو محور و سامانه های کمکی در مدل اکسلنت به خوبی خودرو را مهار کرده و خیال راننده و سرنشینان را آسوده نگه می دارند.

با بهینه سازی های انجام شده از طرف چری همچنان در هنگام رانندگی پر شتاب با کندی ملموسی مواجه می شوید که ناشی از وزن ۱٫۵ تنی این خودرو و خروجی پیشرانه ناکافیست. در پیچ های تند تیگو ۵ تا حدودی کم فرمانی بروز می دهد اما سیستم ESP این نقض را تا حدی می پوشاند. فرمان الکتریکی در نظر گرفته شده برای این کراس اوور نیز حساس به سرعت بوده و با افزایش سرعت سفت تر شده و دقت بیشتری فراهم می کند. در مجموع تیگو ۵ کیفیت سواری خوبی دارد و موردی آزاردهنده ای از خود نشان نمی دهد.

رقبا در بازار

چری تیگو ۵ جدید هم اکنون در بازار کشورمان با رقبایی همچون جک S5 اتومات، BYD S6 و هایما S7 توربو روبروست. رنو داستر نیز از رقبای غیر چینی این خودرو به شمار می رود که به دلیل ظاهر نامناسبش از بخت و اقبال خوبی در بازار برخوردار نبوده است اما خودروی خوب و استخوان داریست. تیگو ۵ از نظر کیفی از دو رقیب چینی دیگر بهتر است، ضمن اینکه شامل گارانتی ۵ ساله یا ۱۵۰۰۰۰ کیلومتری نیز می شود؛ امکانات رفاهی خوبی دارد و از نظر ظاهری نیز مانند BYD S6 قدیمی حس نمی شود. پیشرانه تنفس طبیعی آن نیز عمر بیشتری به همراه دارد و به لطف اشتراک فنی با سایر مدل های مدیران خودرو قابلیت تعمیر پذیری خوبی دارد.

قیمت و شرایط فروش


آخرین شرایط فروش تیگو ۵ اوایل شهریور اعلام شد که به صورت پیش فروش محصولات چری به صورت نقدی با تحویل ۹۰ روزه بود. در بازار اما تیگو ۵ تیپ luxury یا IL حدود ۲۰۰ میلیون تومان و تیپ excellent یا IE حدود ۲۱۰ میلیون تومان قیمت دارد. البته با جستجو در سایت های  خرید و فروش می توان قیمت های مناسب تری یافت.

نکات مثبت و منفی

نکات مثبت
  • امکانات رفاهی خوب در مدل های جدید
  • سطح ایمنی مناسب در مدل های جدید
  • طراحی خوب در خارج و داخل خودرو
  • کیفیت مناسب کابین
  • گارانتی طولانی
نکات منفی
  • پهنای کم بدنه فرم کلی آن را خراب کرده
  • سفتی صندلی های عقبnفضای بار کم برای یک کراس اوور
  • شتابگیری نسبتا کند
  • وزن بالای خودرو

The post راهنمای خرید چری تیگو ۵؛ بررسی مشخصات فنی، معایب، آپشن، قیمت و شرایط فروش appeared first on دیجیاتو.

بررسی دیجیاتو: آیفون XS Max؛ مرثیه ای برای یک رویا

در کلاس روزنامه نگاری به ما گفتند این تیتر آنقدر استعمال شده که دیگر قابل استفاده نیست و اصلاً سمتش نروید، اما خواهش می کنم این یکبار را هم تحمل کنید چون در حال حاضر، هیچ عنوان بهتری برای بررسی گران ترین آیفون تاریخ وجود ندارد.

آیفون جدید XS Max نوشته می شود و «تِن اس مکس» تلفظ می شود، اما بعد از چرخی در پاساژ پایتخت تهران تصمیم گرفتیم ما هم مثل همه فروشندگان و خریداران، «ایکس اس مکس» صدایش کنیم و همرنگ جماعت شویم.

البته هرچه صدایش کنیم باز هم قیمتش تا ۱۵۰۰ دلار می رسد و خریدش برای بیشتر ما ایرانیان به یک رویا می ماند، رویایی که فقط مرثیه اش نصیبمان می شود. امروز دیگر مقاله ی بررسی، راهنمای خرید به حساب نمی آید و صرفاً ژورنالی است برای آشنا شدن با آخرین دست یافته ها در دنیای ساخت موبایل.

از شما دعوت می کنیم در ادامه با عملکرد و خصوصیات بزرگترین آیفون تاریخ آشنا شوید. با تشکر از فروشگاه عیاران که آیفون را برای این بررسی در اختیار دیجیاتو قرار داد. برای خرید آیفون های جدید و رجیستر شده به آدرس این فروشگاه در مجتمع کامپیوتری پایتخت، طبقه همکف پلاک ۱۶ مراجعه کنید یا با شماره تلفن ۸۸۸۸۶۸۴۹ تماس حاصل نمایید.

نمایشگر و طراحی

استیو جابز همیشه حتی قبل از اینکه خودمان هم بدانیم، می دانست مردم چه چیزهایی دوست دارند. او با معرفی اولین آیفون به حکمرانی گوشی های دکمه ای پایان داد و ثابت کرد که کاربران، گوشی های تمام لمسی می خواهند. اما یک چیز را حسابی اشتباه می کرد.

استیو جابز سال ۲۰۱۰ گفته بود گوشی ای که توی دست راحت نباشد را کسی نمی خرد و همیشه اصرار داشت ابعاد آیفون از حدود ۴ اینچ بیشتر نشود. اما حالا در سال ۲۰۱۸ خبر می رسد که فروش نسخه ی مکس، از آیفون ایکس اس معمولی ۳ تا ۴ برابر بیشتر بوده است.

البته تعجبی هم ندارد. در حال حاضر آیفون ایکس اس برای کاربران آیفون ۱۰ جذابیتی ندارد. بقیه خریداران هم وقتی می بینند آیفون ایکس اس با آیفون ۱۰ تفاوت چندانی ندارد ترجیح می دهند محصولی را خریداری کنند که یکسالی در بازار حضور داشته و افت قیمت زیادی را تجربه کرده است. اما نمایشگر چشمگیر و بزرگ نسخه مکس می تواند برای هر خریداری جذابیت داشته باشد.

سینمای خانگی همراه

کیفیت صفحه نمایش OLED آیفون از تلویزیون منزل بسیاری از ما بیشتر است، پس هرچه بزرگتر باشد بهتر. اپل هم این موضوع را می داند و حالا اندازه صفحه نمایش جدیدترین آیفون را به ۶.۵ اینچ رسانده است. در حقیقت اپل برای ساخت آیفون ایکس اس مکس، صفحه نمایش کم حاشیه ی آیفون ۱۰ را در ابعاد غول پیکر آیفون ۸ پلاس پیاده سازی کرده است.

بررسی آیفون XS Max

مقایسه اندازه آیفون ۸ پلاس (راست) و آیفون XS Max (چپ)

خوشبختانه حاشیه های ناچیز یعنی اگر آیفون ایکس اس مکس را کنار آیفون ۸ پلاس قرار دهیم، از نظر ابعاد تفاوتی به چشم نمی خورد. در حالی که گوشی اول نمایشگر ۶.۵ اینچی دارد و دومی ۵.۵ اینچ. حالا دیگر طراحی قدیمی آیفون ها با حاشیه ضخیم و دکمه ی فیزیکی به پایان رسیده و دوران زائده سیاه رنگ بالای نمایشگر آغاز شده است.

خوشبختانه آیفون به لطف صفحه نمایش OLED، موقع پخش ویدیو پیکسل های داخل بریدگی بالای نمایشگر را خاموش می کند تا به جای زائده ی سیاه رنگ مثل آیفون های قبلی در بالای تصویر حاشیه صاف و سیاه رنگ داشته باشیم. اما در مواقع دیگر چاره ای نیست و باید انقدر از دستگاه استفاده کنید تا ذهن شما وجود زائده مزاحم را نادیده بگیرد.

همان همیشگی

به هر حال این زبان طراحی است که اپل به عنوان آینده ی آیفون معرفی کرده و به این زودی ها قرار نیست جایی برود. خصوصاً که در نبود دکمه ی فیزیکی، باز کردن قفل دستگاه با اسکن چهره ی کاربر انجام می شود و تجهیزات سخت افزاری مربوط به این عملکرد، به هیچ عنوان قابل مخفی کردن نیستند.

خوشبختانه کیفیت صفحه نمایش آنقدر بالاست که با اغماض بتوانیم وجود زائده سیاه رنگ در بالای صفحه نمایش را پذیرا باشیم. نمایشگر آیفون ایکس اس مکس در تست های سایت دیسپلی میت نمره +A را به دست آورده است که از تمام تلفن های هوشمند موجود در بازار بالاتر به حساب می آید.

به گفته ی دیسپلی میت حداکثر روشنایی صفحه نمایش آیفون ایکس اس مکس به ۶۶۰ نیت رسیده که از نسل قبلی ۲۶ نیت بالاتر است و وقتی این محصول را کنار آیفون ۱۰ قرار می دهید کاملاً محسوس به نظر می رسد.

اپل برای اینکه موقع افزایش اندازه کیفیت صفحه نمایش کاهش پیدا نکند رزولوشن را در نسخه مکس به ۱۲۴۲ در ۲۶۸۸ افزایش داده است، در نتیجه تراکم پیکسل ها روی رقم ۴۵۸ در هر اینچ ثابت مانده و از این نظر با آیفون XS و آیفون ۱۰ برابری می کند.

بررسی آیفون XS Max

فقط تصور کنید تماشای ویدیوهای HDR روی این صفحه نمایش چه لذتی دارد. علاوه بر این میزان بازتاب از سطح نمایشگر فقط ۴/۷ درصد است و از این نظر یکی از بهترین های بازار به حساب می آید، در نتیجه حتی در محیط باز و زیر نور شدید خورشید هم می توانید از کیفیت بسیار بالای صفحه نمایش بهره مند شوید.

بررسی را با ویژگی های صفحه نمایش آغاز کردیم و تمرکز زیادی روی این بخش داشتیم، چون صفحه نمایش عمده ترین تفاوتی است که باعث می شود نسخه مکس را به جای مدل های دیگر امتحان کنید. به هر حال اولین بار است که صفحه نمایش آیفون به این ابعاد و کیفیت رسیده است. البته در مورد کیفیت ساخت بدنه هم هر چقدر تعریف کنیم باز هم کم گفتیم.

هرگز راضی نباش

به شخصه در طول سال با ده ها گوشی مختلف کار می کنم، هربار آیفون جدیدی از راه می رسد، از خودم می پرسم این آخر خط است یا کیفیت ساخت گوشی های موبایل می تواند بهتر از این شود؟ هربار هم اپل در سال بعد ثابت می کند هنوز کمی بهتر امکان پذیر است.

شاید هم به خاطر این باشد که امسال قیمت آیفون با یک خودروی اقتصادی برابری می کند، اما واقعاً احساس می کنم کیفیت ساخت بالاتر رفته است. روی بدنه، شیشه و فلز با ظرافت تمام مثل دریا و ساحل به هم می رسند و آیفون ایکس اس مکس با هر لمس، نهایت حس کیفیت را منتقل می کند.

هرچقدر جستجو کنید، هیچ گوشه ای از دستگاه از مواد بی کیفیت استفاده نشده و هیچ لبه زبری وجود ندارد که موقع لمس، دست کاربر را آزار دهد. فقط باز هم عمده ترین مشکل طراحی، بیرون زدگی چشمگیر دوربین است که مثل خوره به جان آیفون های اخیر افتاده و کار کردن با گوشی وقتی به پشت روی میز قرار دارد را دشوار می کند.

بررسی آیفون XS Max

آیفون جدید در ۳ رنگ طلایی، خاکستری و نقره ای عرضه می شود که اولی و دومی خصوصاً طلایی تا اینجا پرفروش ترین رنگها بودند و نقره ای طالب کمتری داشته است.

آخرین نکته هم اینکه آیفون های جدید در این نسل موفق شده اند گواهی IP68 را کسب کنند که یک شماره از قبل بیشتر شده و نشان می دهد دستگاه تا نیم ساعت در عمق ۲ متری سالم می ماند، یعنی نیم متر بیشتر از قبل. در حقیقت باید گفت اگر یک آیفون ایکس اس مکس و یک پراید هم قیمتش را داخل آب بندازید، احتمالاً فقط آیفون سالم خارج می شود.

نرم افزار

بررسی آیفون XS Max

آیفون های جدید به شکل پیش فرض با iOS 12 عرضه می شوند. در این نسخه شاهد تجربه کاربری روان تر هستیم و امکاناتی هم اضافه شده که به زودی در بررسی کامل iOS 12 به جزئیاتش خواهیم پرداخت. اما در ادامه به طور خلاصه به امکانات جدید نرم افزاری در آیفون ایکس اس مکس اشاره می کنیم.

در این نسخه امکان ساخت میان بر های جدید برای سیری فراهم شده است. با این قابلیت که Siri Shortcuts مثلاً برای دستگاه تعریف کنید وقتی می گویید “Hey Siri, cheer me up” دستگاه سریعاً پلی لیست مورد علاقه شما را در اپل موزیک پخش کند. یا هر دستور دیگری که دوست دارید مثل نمایش مسیر بازگشت به منزل روی نقشه.

منوی میانبر های سیری

تعدادی هم انیموجی های جدید مثل اژدها و دایناسور داریم و از آنها مهمتر قابلیت Memoji است که مشابه آن را در پرچمداران سامسونگ دیده بودیم و حالا اپل عقب ماندگی خود را در مورد آنها جبران کرده است. با استفاده از این قابلیت می توانید یک نسخه کارتونی از خودتان بسازید و به عنوان اموجی از آن استفاده کنید.

البته بر خلاف سامسونگ این بار کار به شکل نیمه خودکار انجام نمی شود و خودتان باید یکی یکی تمام جزئیات صورتتان را بسیازید. خوشبختانه تنوع زیادی وجود دارد و اگر وقت کافی صرف کنید نتیجه نهایی تا حد زیادی به خودتان شبیه می شود. در نهایت می توانید با نسخه کارتونی خودتان ویدیو بسازید و برای دیگران بفرستید.

سیستم عامل موبایل اپل در این نسخه به شما امکان می دهد مدتی که از هر اپلیکیشن استفاده کرده اید را مشاهده کنید و اگر احساس می کنید زیاده روی کرده اید، روی اپلیکیشن های مورد نظر خود محدودیت زمانی ایجاد کنید، مثلاً در طول روز فقط یکساعت امکان استفاده از تلگرام یا اینستاگرام را داشته باشید.

در این نسخه مدیریت نوتیفیکیشن ها هم ساده تر شده است. مثلاً به جای اینکه ۴۰ نوتیفیکیشن جدا جدا داشته باشید، نوتیفیکیشن های هر اپلیکیشن با همدیگر دسته بندی شده و به شکل مرتب تری نمایش داده می شوند.

در تمام طول مدت استفاده از آیفون ایکس اس مکس تقریباً با هیچ کندی یا کاهش سرعتی در هیچ کدام از بخش ها مواجه نشدیم، غیر از بخش اموجی و انیموجی ها که با کمی تاخیر اجرا می شدند. علاوه بر این عملکرد فیس آیدی هم دقیق و سریع تر شده است و این موضوع اهمیت زیادی دارد، چون حالا دکمه ای برای باز کردن قفل وجود ندارد و کاربر به جای اثر انگشت باید از اسکن چهره ی خود استفاده کند.

بررسی آیفون XS Max

اپل می گوید حالا فیس آیدی با استفاده از یادگیری ماشینی تغییرات شما را تشخیص می دهد و بهتر از قبل کاربر را شناسایی می کند. مثلاً اگر از یک کلاه یا عینک جدید استفاده کنید، فیس آیدی باز هم به خوبی کار می کند و مشکلی وجود نخواهد داشت.

سخت افزار

بررسی آیفون XS Max

بخشی از تجربه بی نظیر آیفون ها هم قطعاً به سخت افزار فوق العاده قدرتمند آنها بر می گردد، به گونه ای که هر سال با معرفی آیفون های جدید، شاهد سطح تازه ای از عملکرد سخت افزاری در دنیای موبایل هستیم. آیفون های امسال نیز از این قاعده مستثنی نیستند و چیپست A12 بایونیک اپل توانست رکوردها را جابجا کند. با این سطح از توان سخت افزاری، طبیعیست که آیفون های ۲۰۱۸ هیچ مشکلی در اجرای سنگین ترین برنامه ها، بازی ها و فعالیت ها نخواهند داشت.

اپل به رسم همیشه A12 بایونیک را قوی ترین و هوشمند ترین چیپست دنیای موبایل و اولین چیپست ۷ نانومتری دنیا می داند که به دست مصرف کننده نهایی می رسد، و تعجبی ندارد که هواوی با این موضوع مخالف است. این چیپست همانند نسل قبل یعنی A11 شش هسته پردازشی دارد اما دو هسته قدرتمند آن ۱۵ درصد قوی تر بوده و هسته های کم مصرف آن هم ۵۰ درصد انرژی کمتری مصرف می کنند. پردازشگر گرافیکی چهارهسته ای این چیپست هم ۵۰ درصد قوی تر از قبل شده. البته اینها آماریست که اپل ارائه کرده و در عمل، این سطح از اختلاف بین آیفون XS مکس و آیفون X دیده نمی شود.

تست آیفون XS Max با اپلیکیشن های آنتوتو و ۳DMark نشان داد با ابرقدرت های جدیدی در دنیای موبایل روبرو هستیم. این گوشی با عبور از مرز روانی ۳۰۰ هزار و دستیابی به ۳۳۰ هزار امتیاز در بنچمارک آنتوتو، نشان داد که فعلاً رقیبی ندارد و باید با نسل بعد گوشی های اندرویدی رقابت کند. امتیاز گرافیکی آیفون XS Max در تست های Ice Storm Unlimited و Sling Shot Extreme هم به ترتیب به ۷۶۵۰۰ و ۴۳۰۰ رسیده و اجرای روان سنگین ترین بازی های گرافیکی تا مدت ها تضمین می کند. البته افزایش حافظه رَم از ۳ به ۴ گیگابایت هم نقش قابل توجهی در ارائه تجربه کاربری بی نقص بر عهده دارد.

مقایسه نتایج به دست آمده توسط آیفون XS Max و آیفون X نشان می دهد که این گوشی در تست های آنتوتو و ۳DMark به ترتیب حدود ۳۰ و ۲۰ درصد بهتر عمل می کند. البته این اختلاف عملکرد در دنیای واقعی و استفاده عادی چندان محسوس نیست و فعلاً دلیل خوبی برای خریدن آیفون جدید به شمار نمی رود، مگر اینکه بخواهید برای آینده ی نامعلوم سرمایه گذاری کنید. به هر حال شکی نیست که آیفون XS Max و برادر کوچک ترش قوی ترین موبایل های حال حاضر دنیا هستند و در هیچ زمینه ای شما را ناامید نخواهند کرد.

آیفون های ۲۰۱۸ در زمینه امکانات ارتباطی نسبت به نسل قبل کاملاً پیشرفت کرده اند؛ آیفون ها برای نخستین بار از شبکه LTE گیگابیتی پشتیبانی می کنند، یعنی سرعت دانلود اسمی این گوشی ها در شبکه LTE پیشرفته به ۱۰۲۴ مگابیت بر ثانیه می رسد (البته اندرویدی ها ماه هاست که این مرز را رد کرده اند). همچنین برای اولین بار شاهد آیفون دو سیم کارت هستیم و آیفون XS Max در بعضی بازارها (به خصوص چین) با پشتیبانی از دو سیم کارت عرضه می شود. البته ظاهراً در حال حاضر آنتن دهی آیفون های ۲۰۱۸ با مشکل مواجه شده که دلیلش هم هنوز مشخص نیست.

اپل امسال ظرفیت حافظه گوشی هایش را هم ارتقاء داده و آیفون XS Max با ظرفیت های ۶۴، ۲۵۶ و ۵۱۲ گیگابایتی به دست خریداران می رسد. البته این سیاست بیشتر به نفع اپل است تا خریدار، چون این شرکت یک تریلیون دلاری بیشترین سود ممکن را از افزایش ظرفیت حافظه به دست می آورد. با این حال کاربرانی که می خواهند همه چیز را روی گوشی نگه دارند حالا دیگر با مشکل کمبود حافظه مواجه نخواهند شد.

واقعیت افزوده

بالا گرفتن تب هوش مصنوعی در دنیای تکنولوژی و به خصوص حوزه موبایل، باعث شد تا اپل و چند شرکت دیگر سال گذشته پردازنده اختصاصی AI را داخل چیپست هایشان قرار دهند. امسال هم یکی از اجزای اصلی چیپست A12 اپل پردازنده اختصاصی هوش مصنوعی آن یعنی Neural Engine است که به پردازنده اصلی کمک می کند تا نیازهای کاربر را بر اساس مدل های پیشرفته یادگیری ماشین برطرف کنند. البته این پردازنده به مراتب بهتر از قبل شده و حالا به جای ۶۰۰ میلیارد، ۵ هزار میلیارد عملیات را در هر ثانیه پردازش می کند، یعنی حدود ۹ برابر سریع تر.

با بهره گیری از این پردازنده سریع در آیفون XS، حالا سیری کمی سریع تر به فرمان ها پاسخ می دهد، انیموجی و میموجی ها با سرعت و دقت بیشتری اجرا می شوند، عکاسی پرتره و نورپردازی های استودیویی هم اندکی بهتر شده اند، به خصوص اینکه حالا می توانید پیش نمایش نورپردازی استودیویی روی سوژه های در حال حرکت را هم ببینید که البته بی شباهت به فیلم های ترسناک هم نیست.

تعداد اپلیکیشن هایی که بتوانند از پلتفرم هوش مصنوعی Core ML و پردازنده اختصاصی AI به خوبی استفاده کنند هنوز زیاد نیست ولی اپل یکی از کاربردی ترین نمونه ها یعنی برنامه Homecourt را در مراسم رونمایی به نمایش گذاشت. با این برنامه می توانید به جای بهره گیری از چندین دوربین و حسگر، فقط با دوبین آیفون XS یک بازیکن را در زمین بسکتبال زیر نظر گرفته و آمار عملکردش مانند نوع پرتاب، زاویه پا، زاویه پرتاب، زمان پرواز، سرعت و ارتفاع توپ را ثبت کنید. همه این مشاهدات، محاسبات و پیش بینی ها به شکل لحظه ای انجام می شود که در واقع قدرت پردازنده آیفون XS را به رخ می کشد. در ویدیوی زیر می توانید دموی این برنامه را ببینید:

در حال حاضر برنامه هایی نظیر Memrise و Pixelmator Pro از مدل های یادگیری ماشین برای تشخیص متن یا ویرایش تصویر استفاده می کنند و اپلیکیشن ها و بازی های واقعیت افزوده هم در سطوح مختلف دیده می شوند. با این حال برای بهره مندی از پتانسیل بالای این حوزه هنوز باید منتظر باشیم.

کیفیت صدا

تجربه مالتی مدیای کامل زمانی به دست می آید که صدا و تصویر به شکل بی نقص کنار هم قرار بگیرند. کیفیت نمایشگر آیفون ها و به خصوص صفحات اولد آیفون X یا آیفون XS همیشه خوب بوده و حالا امسال اپل تلاش کرده با اسپیکرهای استریوی قوی تر، کیفیت صدا را هم بالاتر ببرد، ولی آیا موفق به این کار شده است؟

واقعیت این است که آیفون XS و برادر بزرگ ترش از نظر کیفیت و حجم صدا هم اندازه هستند و نسبت به آیفون X مقداری بهبود یافته اند، ولی این تفاوت به اندازه کافی محسوس نیست تا بتوان آن را در فهرست نکات تعیین کننده برای خرید آیفون های جدید دانست. تفکیک صدای استریو و حجم صدا در آیفون XS کمی بهتر شده و تقریباً هم تراز با بهترین گوشی های پرچمدار دنیای اندروید قرار می گیرد.

اپل چند سال است که با جک هدفون در موبایل هایش خداحافظی کرده و امسال با توقف تولید آیفون SE و آیفون ۶s دیگر هیچکدام از گوشی های اپل را با این درگاه محبوب نخواهید دید. این شرکت هزار میلیارد دلاری حالا حتی میخ را محکم تر کوبیده و مبدل ۹ دلاری جک ۳٫۵ میلیمتری به لایتنینگ را هم از داخل جعبه آیفون برداشته تا با خیال راحت شما را به پذیرفتن واقعیت وادار کند: اینکه آینده از آن ایرپاد و هدفون های بیسیم است. ظاهراً اپل هنوز به استانداردهای جدید aptX برای انتقال صدای های-فای از طریق بلوتوث هم اعتقادی ندارد.

دوربین

بررسی آیفون XS Max

آیفون های ۲۰۱۸ همان ترکیب دوربین دوگانه ۱۲ مگاپیکسلی که در آیفون X به کار رفته بود را در اختیار دارند. یکی از این دو دوربین به لنز واید با ضریب اف ۱٫۸ و دیگری به لنز تله با ضریب اف ۲٫۴ مجهز شده و هردو از لرزشگیر اپتیکال بهره می برند. فلاش چهارگانه دورنگ را هم که به این ترکیب اضافه می کنیم، می بینیم که روی کاغذ همان ترکیب دوربین سال قبل را داریم.

آنچه آیفون های جدید را از مدل های قبل متمایز می کند، نسل جدید سنسور مورد استفاده در دوربین اصلی آن است که هم پیکسل های بزرگ تری دارد (۱٫۴ میکرون در مقایسه با ۱٫۲۲ میکرون) و هم برای فوکوس از پیکسل های بیشتری کمک می گیرد. پردازشگر سیگنال تصویری جدید اپل هم به اندازه ای قدرتمند است که می تواند چندین فریم با نوردهی های مختلف را به شکل همزمان ثبت کرده و با ترکیب آنها یک عکس HDR با جزئیات کامل را تولید کند. اپل این قابلیت را Smart HDR نامیده.

یکی دیگر از قابلیت های جدید دوربین آیفون که برای خریداران احتمالی آیفون XR اهمیت زیادی دارد، توانایی ثبت پرتره با تنها یک دوربین است (که مدتهاست در گوشی های اندرویدی وجود دارد). آیفون XS Max برای این کار از دوربین اصلی، توانایی عمق سنجی ISP و پردازشگر هوش مصنوعی کمک می گیرد. امسال همچنین می توانید عمق میدان مصنوعی و مقدار افکت بوکه پس زمینه را هم به دلخواه تنظیم کنید.

همه قابلیت های مورد بحث نویدبخش تحول اساسی در بخش دوربین آیفون های ۲۰۱۸ هستند، به خصوص اینکه برای عکاسی شبانه، عکاسی HDR و ثبت پرتره. بررسی نمونه عکس های ثبت شده توسط آیفون XS Max هم دقیقاً همین موضوع را نشان می دهند. در ادامه نمونه عکس های ثبت شده با آیفون XS Max را مرور می کنیم.

عکس ها در نور کافی فوق العاده شفاف و خوش آب و رنگ هستند و نمی توان ایرادی از آنها گرفت. جزئیات تصاویر فوق العاده است اما نکته ای که توجه شما را به خود جلب می کند، قدرت فوکوس دوربین است. آیفون XS Max در فواصل مختلف به قدری سریع و دقیق روی سوژه ها فوکوس می کند که نیاز به هرگونه دخالت از سوی شما را از بین می برد، یعنی هیچگاه لازم نیست صفحه را برای تغییر فوکوس لمس کنید. ما این تجربه را تا به حال در هیچ گوشی اندرویدی ندیدیم.

همان طور که در مقایسه تصویر فوق می بینید، بزرگنمایی اپتیکال در نور روز کاملاً بی نقص عمل می کند و تفاوت خاصی را در خروجی کار ایجاد نمی کند. البته باید توجه داشت که رقبای اصلی اپل به بزرگنمایی های بالاتر (۳ یا حتی ۵ برابر) روی آورده اند و شاید ۲X زوم طی ماه های آتی چندان به چشم نیاید. از آنجا که اپل دوربین ثانویه با لنز تله را ارتقاء نداده، بزرگنمایی در شب به افزایش نویز و کاهش کیفیت منجر می شود و استفاده از آن در محیط های بسیار کم نور، چندان کاربردی نیست.

آیفون XS Max در شب تا حدودی بهتر از آیفون X عکس می گیرد و همان طور که گفتیم، این موضوع به سنسور جدید دوربین اصلی بر می گردد که پیکسل های بزرگ تری داشته و نور را بهتر و بیشتر جذب می کند. در تصاویر فوق می بینیم حتی در محیط های تاریک هم جزئیات بخش های روشن و تیره تصویر به خوبی حفظ شده و به هیچ وجه خبری از نویز نیست. یکی از مشکلاتی که هنگام عکاسی شبانه به آن بر می خورید، بازتاب نور محیط در لنز دوربین یا اصطلاحاً فِلِر است. این مشکل زمانی تشدید می شود که تعداد منابع نور در محیط زیاد باشد.

ولی یکی از بهترین ویژگی های دوربین آیفون XS Max یا به عبارتی اعجاز اپل را می توان در قابلیت Smart HDR دانست که در سخت ترین شرایط نوری هم تصاویری با جزئیات خوب را تحویلتان می دهد. مثلاً در تصویر فوق که دقیقاً پشت به نور ثبت شده و حتی چشم انسان هم نمی توانست به درستی چهره را تشخیص دهد، آیفون XS Max توانست جزئیات چهره و منظره پشت سر را به خوبی حفظ کرده و حتی با دقت کامل، حالت پرتره را هم اعمال نماید.

دوربین سلفی آیفون XS Max تفاوتی با نسل قبل نکرده و همان سنسور ۷ مگاپیکسلی با ضریب اف ۲٫۲ را در اختیار دارد. تصاویر سلفی همانند همیشه کیفیت مناسب و رنگ های واقعی دارند و برخلاف دیگر سازندگان، اپل به شما کمک می کند تا عکس واقعی خودتان را بدون هرگونه افکت ثبت کنید. قابلیت تغییر عمق میدان و تنظیم مقدار افکت بوکه روی پس زمینه هم گاهی اوقات به دردتان می خورد و می توانید با کاهش دادن آن، خطاهای جزئی پرتره را هم اصلاح کنید. با وجود ارتقاء هوشمندی این گوشی، نورپردازی استودیویی هنوز چندان کاربردی نیست و نتیجه مطلوبی را تحویل نمی دهد، به خصوص گزینه آخر (Stage Light Mono) که معمولاً بخش های زیادی از چهره را از بین می برد.

کیفیت فیلمبرداری آیفون XS Max تقریباً مثل قبل است، فقط دوربین سلفی آن حالا می تواند ویدیوهای فول اچ دی را با نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه ضبط کند. با این حال از نظر ضبط صدا شاهد پیشرفت بسیار خوبی هستیم، چون آیفون های ۲۰۱۸ می توانند صدا را به شکل کاملاً استریو و تفکیک شده ضبط کند. ویدیوهای ۴K ضبط شده با این گوشی فوق العاده با کیفیت و روان هستند، اما آپلود کردن آن روی سامانه های ویدیویی کشورمان بخش اعظم این کیفیت را از بین می برد.

باتری

شرکت ها هر سال تمام تلاش خود را به کار می بندند تا توان سخت افزاری محصولاتشان را افزایش دهند و در این راه هم کاملاً موفق هستند، ولی وقتی نوبت به باتری می رسد کفگیر نوآوری به ته دیگ می خورد. خیلی هم به اعداد مربوط به کاهش مصرف انرژی چیپست ها توجه نکنید چون در بهترین حالت فقط در شرایط خاص و آزمایشگاهی به وقوع می پیوندند.

اپل باتری ۳۱۷۴ میلی آمپر ساعتی را در آیفون XS Max به کار گرفته که در مقایسه با آیفون XS حدود ۲۰ درصد بیشتر است، ولی شارژدهی هر دو دستگاه تقریباً در یک سطح قرار دارد و با نسل قبل هم تفاوت چندانی نکرده است. تجربه چند روزه ما با این گوشی نشان داد که نهایتاً یک روز کامل می توانید روی باتری این گوشی حساب کنید، آن هم در شرایطی که استفاده عادی داشته باشید. اپل هنوز در زمینه شارژدهی اختلاف قابل توجهی با پرچمداران دنیای اندروید دارد.

باتری آیفون XS Max با شارژری که داخل جعبه قرار دارد ظرف مدت نیم ساعت تا ۲۰ درصد شارژ می شود و سرعت شارژر با شارژر بی سیم سامسونگ نیز همینقدر است. اما اگر آداپتور فست شارژر ۳۰ وات خود اپل را به همراه کابل مورد نیاز خریداری کنید، ظرف نیم ساعت ۵۵ درصد از ظرفیت باتری شارژ می شود. واقعاً جای تعجب دارد که اپل ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ دلار از خریداران آیفون XS Max می گیرد اما حتی یک آداپتور مجهز به قابلیت شارژ سریع داخل بسته بندی این گوشی غول پیکر قرار نمی دهد.

جمع بندی

بررسی آیفون XS Max

در تحریریه دیجیاتو هم مثل هر جای دیگر سلایق متنوع هستند. بعضی طرفدار سرسخت اندروید به حساب می آیند و بعضی دیگر دل در گروی آیفون دارند. اما آیفون ایکس اس مکس زیر دست هرکس که می رسید نتیجه یکسان بود؛ اول اذعان به زیبایی نفسگیر و کیفیت ساخت بالای دستگاه و بعد هم آهی از بابت شنیدن قیمت روز بازار! احتمالاً ایران تنها کشوری باشد که بازار خودرو و موبایل در آن پیوند خورده اند و یکی از گران ترین گوشی های بازار هم قیمت با ارزان ترین خودروهای صفر تولید داخل به فروش می رسند.

بررسی آیفون XS Max

اگر توانایی خرید آیفون ایکس اس مکس را دارید به شما تبریک می گوییم، اول بابت توانایی اقتصادی شما و بعد از آن هم بابت محصول دلربایی که خریداری می کنید. موقعی که قیمت آیفون از هزار دلار بالاتر رفت بسیاری اعتقاد داشتند اپل اشتباه کرده و کاربران چنین رقم هایی را نمی پردازند، اما حالا آیفون ایکس اس مکس با قیمتی بین ۱۱۰۰ تا ۱۵۰۰ دلار (گران تر از برخی مدل های مک بوک) یکی از خواستنی ترین گوشی های اپل است.

بررسی آیفون XS Max

این آیفون شما را در بهترین و بزرگترین صفحه نمایشی اپل تاکنون ساخته غرق می کند و از نظر قدرت سخت افزاری، در لیگی فراتر از دنیای اندروید قرار دارد. اپل یک بار دیگر موفق شده استانداردهای خود را افزایش دهد و محصولی بسازد که قلب بیننده را آب می کند.

با تشکر از فروشگاه عیاران که آیفون را برای این بررسی در اختیار دیجیاتو قرار داد. برای خرید آیفون های جدید و رجیستر شده به آدرس این فروشگاه در مجتمع کامپیوتری پایتخت، طبقه همکف پلاک ۱۶ مراجعه کنید یا با شماره تلفن ۸۸۸۸۶۸۴۹ تماس حاصل نمایید.

نکات مثبت
  • بهترین صفحه نمایش در دنیای موبایل
  • توان پردازش بالاتر از دنیای اندروید
  • رنگ طلایی جدید به جای رزگلد
  • تجربه کاربری بسیار روان
  • بهبود عملکرد دوربین
نکات منفی
  • ارگونومی نسبت به مدل های کوچکتر
  • عدم وجود فست شارژر در بسته بندی
  • عمر باتری کمتر از رقبای ارزان تر
  • بیرون زدگی دوربین
  • قیمت
  • همکاران تحریریه
  • نگارش بررسی در همکاری با حمید مقدسی
  • عکس فرامرز نادری

The post بررسی دیجیاتو: آیفون XS Max؛ مرثیه ای برای یک رویا appeared first on دیجیاتو.

راهنمای خرید رنو ساندرو معمولی و رنو ساندرو استپ وی؛ بررسی مشخصات فنی، معایب، آپشن، قیمت و شرایط فروش

صنعت خودروی ایران از دیرباز در ارتباط با رنوی فرانسوی بوده و ساندرو یکی از چندین ماحصل این رابطه است. اولین محصول رنو در سال ۱۲۹۷ هجری شمسی به ایران آمد و این نشان را در خاکمان ماندگار کرد. البته حضور رنو به عنوان تولید کننده در ایران سابقه ای بسیار کمتر دارد؛ چراکه در سال ۱۳۸۱ بود که این شرکت با تدوین قراردادی با سازمان گسترش و نوسازی، آمد تا شریک استراتژیک صنعت خودروسازی ایران باشد.

http://www.khodronevis.com/files/fa/news/1397/4/19/49086_715.jpg

نخستین خودروی تولیدی رنو در ایران تندر ۹۰ بود. تولید این سدان خانوادگی در اسفند سال ۱۳۸۵ آغاز شد. حدود ۴ سال بعد پای خودروی مگان و بعد از آن تندر پیکاپ نیز به ایران باز شد. ۹ سال از آغاز تولید تندر ۹۰ گذشت تا سرانجام نوبت به تولید و عرضه خودرویی رسید که بسیاری آن را نسخه هاچبک تندر ۹۰ می دانند؛ محصولی به نام رنو ساندرو. یک سال بعد نسخه کراس این خودرو با پسوند استپ وی در، سال ۱۳۹۵ وارد بازار کشور شد و فروش آن نیز از نیمه دوم همان سال آغاز گشت.

ساندرو در مرکز پژوهشی و تحقیقاتی تکنوسنتر رنو در فرانسه و با همکاری دو تیم برزیلی و رومانیایی طراحی شد. پس از تکمیل توسعه آن، ساندرو برای بار نخست در دسامبر ۲۰۰۷ و در کشور برزیل به عنوان مدلی ساخت رنو معرفی شد. چندی بعد و در مارس ۲۰۰۸ این خودرو با برند داچیا در نمایشگاه ژنو نیز معرفی و در اروپا عرضه شد. داچیا ساندرو در برخی کشور ها از جمله ایران، هند، مصر، روسیه، آمریکای جنوبی، مکزیک و آفریقای جنوبی با نشان کمپانی رنو عرضه می شود.

در اکتبر سال ۲۰۰۸ بخش رنو برزیل، با فاصله ای ده ماهه از آغاز فروش و عرضه ساندرو، از نسخه استپ وی آن پرده برداشت که نسخه کراس اوور ساندرو محسوب می شد. این خودرو از نظر ظاهر دارای تفاوت هایی با نسخه عادی ساندرو است.

پلتفرم ساندرو با دو خودروی تندر ۹۰ و رنو کلیو نسل دوم یکسان بوده و با کد X90 شناخته می شود. کد اتاق آن نیز B90 است که متفاوت از اتاق تندر ۹۰ با کد L90 نامگذاری شده، شناخته می شود. بنابراین، ساندرو نسخه هاچبک تندر ۹۰ حساب نمی شود. همچنین بد نیست بدانید که ساندرو در سگمنت سوپرمینی یا ساب کامپکت جای می گیرد. برای بررسی دقیق تر این خودرو در ادامه همراه دیجیاتو باشید.

ابعاد و طراحی بدنه

به دلیل اشتراک پلتفرم با تندر ۹۰، این دو خودرو در برخی نقاط بدنه تشابهاتی با یکدیگر دارند. این تشابهات نامحسوس مسبب برداشتی نادرست از وجوه اشتراک این دو خودرو شده اند. ارتفاع این دو خودرو از سطح زمین ۱۲ سانتی متر بوده و با یکدیگر یکسانند؛ اعداد برای ارتفاع کل آن ها نیز به همین منوال هستند.

یکی از خواص اشتراک پلتفرم همین تناسبات ابعادی نزدیک به هم است. بطوریکه ساندرو تنها ۶ میلیمتر از برادر سدان خود پهن تر است. فاصله طولی دو محور جلو و عقب در این هاچبک ارزان قیمت، ۲۵۸۸ میلیمتر بوده که از فاصله ۲۶۳۰ میلیمتری موجود در تندر ۹۰ حدود ۱۰ سانتی متر کمتر است. پس باید انتظار فضای پای کمتری برای سرنشینان عقب نسبت به آنچه در تندر شاهدش هستیم داشت. گرچه فضای عقب ساندرو برای یک خودرو در این کلاس و در مقایسه با رقیبی مثل ۲۰۷i یا ۲۰۶ خوب و مناسب ارزیابی می شود.

افزایش ارتفاع از سطح زمین در استپ وی نسبت به مدل معمولی قابل پیشبینی است؛ ۶ سانتی متر ارتفاع بیشتر نسبت به ساندرو معمولی با استناد به کاتالوگ شرکتی. به خاطر اضافه شدن برخی المان ها به بدنه تفاوت هایی جزئی در ابعاد با ساندرو پدید آمده اند که عبارتند از افزایش ۴، ۷ و ۵۰ میلی متری به ترتیب در طول، عرض و ارتفاع مدل استپ وی. نکته جالب و شاید خنده دار که شاید شما نیز به آن پی برده باشید عدم هم خوانی (تفاوت به مقدار ۱۰ میلیمتر) میزان افزایش ارتفاع از سطح زمین و میزان افزایش ارتفاع کلی مدل استپ وی است.

در شرایط واقعی و با صرف نظر از ارقام درج شده درون کاتالوگ استپ وی و ساندرو معمولی در حداکثر حالت ممکن ۲٫۵ سانت با یکدیگر تفاوت ارتفاع دارند که چنین اختلافی با گفته های شرکت مسئول فروش، در نوع خود بسیار عجیب است! این تغییرات ظاهری برای موجب شده اند تا ساندرو استپ وی در نسخه دستی ۵۰ کیلوگرم و در نسخه اتوماتیک ۴۷ کیلوگرم افزایش وزن تجربه کند.

در نمای خارجی، ساندرو ظاهری ساده و خسته کننده دارد. برخلاف وفور خطوط تیز در بدنه تندر ۹۰، در ساندرو، از ترکیب این خطوط با منحنی استفاده شده که ترکیبی قابل تحمل تر را ایجاد می کنند. باید اعتراف کرد که هرچه قدر طراحی این خودروی اقتصادی خسته کننده و بدور از هیجان و خلاقیت است، اما به اندازه تندر ۹۰ چشم را آزار نمی دهد.

در بخش دماغه استفاده از چراغ های درشت با طرح داخلی معمولی و شیب به سمت جلو پنجره ای ساده تر از خود چراغ ها، بخش دماغه را تا حدودی اخمو جلوه داده است. قطعاً استفاده از ورودی هوای بزرگ ۴ ضلعی در پخش پایین سپر در القای چنین حسی بی تاثیر نیست. دو مه شکن گرد در طرفین این ورودی و فرورفتگی باریکی که در میانه راهش میزبان پلاک خودروست، از دیگر نکات موجود در طراحی بخش دماغه ساندرو هستند.

در نمای جانبی، کمان مقعر روی درها بیشتر از سایر بخش ها نظر بیننده را به سمت خود جلب می کنند. گلگیرها نیز برآمدگی مناسبی دارند و فضای کافی را برای تعویض رینگ و لاستیک متفرقه مهیا کرده اند. در بخش پایین درها زه کناری پهنی در امتداد برش های موجود روی سپر های جلو و عقب قرار دارد که تا حدودی سادگی این بخش را کاهش داده است. آینه های جانبی بزرگتر این خودرو نیز دید بسیار خوب و کاملی را در اختیار راننده قرار داده و فرمی بهتر از نمونه بکار گرفته شده در خودروی تندر ۹۰ دارند.

دستگیره درهای کناری، به همراه زه و آینه های این بخش در مدل دارای گیربکس دستی مشکی رنگ هستند، اما در مدل اتوماتیک، این المان ها همرنگ با بدنه می شوند که از تفاوت های ظاهری قابل ذکر در دو نمونه ساندرو معمولیست. رینگ های ۱۵ اینچی این خودرو نیز ظاهری قدیمی و از مد افتاده دارند و درون تایرهای ۱۸۵ جای گیرفته اند.

نمای عقب ساندرو از دیگر نقاط بدنه ساده تر است. برخلاف اکثر خودروهای هاچبک، چراغ ترمز کوچک عقب، در درون خودرو و پشت شیشه عقب جای گرفته. چراغ های عقب ساده با بخشی سفید رنگ به شکل حرف C درون آنها تا حدودی ِادآور چراغ عقب های تندر ۹۰ هستند. فرورفتگی روی سپر در تقارن کامل با آنچه روی سپر جلو شاهدش بودیم به شر برده و پلاک خودرو و مه شکن عقب در پایین آن قرار گرفته اند.

وجود مه شکن در سمت چپ عقب خودرو چندان به دیده خوش نمی آید و دلیل منطقی نیز برای این مسئله نمی توان عنوان کرد.

در نسخه استپ وی تغییراتی را در اجزای بدنه شاهدیم که تا حدود بسیار زیادی از بی روح بودن بدنه آن نسبت به ساندرو عادی کاسته اند. در اصل این تغییرات بسیار انگشت شمارند، اما به لطف بکارگیری استادانه، نتیجه ای فراتر از انتظار داده اند. برخی از اجزا صرفاً به نقره ای تغییر رنگ داده شده اند؛ آینه های کناری و دستگیره درها از این قاعده پیروی کرده اند. سپرها جلو و عقب و قاب داخلی چراغ های جلو نیز اکنون مشکی رنگ هستند که مورد آخر در چهره ساندرو تاثیر مثبت بسزایی داشته.

حذف زه کناری و آمدن رکاب به جای آن و قرار گرفته ضربه گیر های پلاستیکی روی گلگیر و باربند روی سقف به اضافه مقداری افزایش ارتفاع در القای فرم بدنه شبه کراس اوور موفق و خوب عمل کرده اند. ضمن آنکه به لطف یکسان نبودن رنگ این المان ها با رنگ بدنه، کنتراستی بسیار مناسب را در بخش های مختلف ساندرو استپ وی شاهد هستیم. ۲ نکته دیگر که نباید از قلم انداخت تغییر ظاهر رینگ ها (همچنان ۱۵ اینچ) و تغییر رنگ بخش بالای جلو پنجره به کروم است که باز هم هر دو در ارتقا ظاهر خودرو موثر بوده اند.

اما ساندرو استپ وی در دو راهی منتهی به دو سگمنت هاچبک و کراس اوور گیر افتاده و نمی داند از خودش چه می خواهد. از نظر ما استپ وی همان ساندرو است و تنها سعی دارد با ایستادن بر نوک انگشتان پاهایش خود را در زمره خودروهای کراس اوور کامپکت جای دهد.

طراحی کابین

همین اول کار خیالاتان را راحت می کنیم. استپ وی و ساندرو معمولی هیچ تفاوتی با یکدیگر در این بخش ندارند. طراحی کلی کابین ساندرو را می توان نسخه بروزرسانی شده تندر ۹۰ دانست. فرم تیز و خشن داشبورد تندر اکنون جای خود را به خطوط دوار و منحنی داده اند. البته همچنان کابین ساندرو فاقد هرگونه جذابیت بصری بوده و بسیار خسته کننده و بی روح است.

فرمان، دستگیره در و دسته دنده ساندرو شبیه موارد استفاده شده در کابین مگان هستند. قاب دور دریچه کولر های دایره ای شکل، پنل کنسول میانی و برخی از قطعات استفاده شده روی درهای کناری به رنگ نقره ای درآمده اند تا کمی از یکنواختی فضای کابین کاسته شود.

فرمان خودرو با غربیلک بزرگش ظاهری کاملا ساده دارد. این فرمان در نسخه اتومات قابلیت تنظیم ارتفاع دارد که نسخه گیربکس دستی فاقد آن است. در پشت فرمان، آمپر خودرو جای دارد که به لطف سفید بودن صفحاتش اکنون کمی جذاب تر از آنچه در تندر ۹۰ شاهدش بودیم شده است.

کامپیوتر سفری این بخش اطلاعاتی نظیر مصرف سوخت، میزان مسافت طی شده از ابتدا، ساعت و چندین مورد دیگر را نمایش می دهد. البته برخی از این موارد مانند مصرف سوخت نسبتاً لحظه ای که در هر ۵۰۰ متر بروزرسانی می شود چندان دقیق و قابل اطمینان نیستند. همچنین در نسخه اتوماتیک تفاوتی دیگر نسبت به نمونه گیربکس دستی وجود دارد و آن امکان کنترل سیستم صوتی از پشت فرمان است، دقیقاً مشابه با خودروی پژو ۲۰۶٫

در قسمت میانی داشبورد ابتدا شاهد سیستم صوتی هستیم که فاقد امکانات خاصی بوده و تولید شده توسط شرکت Blaupunkt آلمان است. این دستگاه پخش از پورت AUX و USB نیز پشتیبانی می کند و در مدل های جدیدتر دارای قابلیت پشتیبانی از بلوتوث است. همچنین کیفیت خروجی از ۴ اسپیکر درون کابین که روی درها قرار گرفته اند با وجود مقداری خفگی بیش از حد کاملاً خوب و قابل قبول است و بسیاری از خودروهای تولید داخل را پشت سر می گذارد. همچنین حداکثر حجم صدا تا قبل از بهم ریختگی آن نمره قبولی می گیرد.

در پایین دستگاه پخش صوت، ۵ دکمه بزرگ قرار دارد. دو دکمه کناری مربوط به بالا و پایین کردن شیشه های کناری اند، سایر دکمه ها مربوط به قفل مرکزی، چراغ خطر و سیستم ضد بخار شیشه عقب هستند. سیستم تهویه هوای ساندرو فاقد تهویه اتوماتیک است اما در هوای گرم و تابستانی این روزها عملکرد مناسبی دارد و ناامیدتان نمی کند. کابین ساندرو مثال بارزی از اقدام در راستای کاهش هرچه بیشتر هزینه تولید است؛ محل قرار گیری کلیدهای شیشه بالابر جلو را در نظر بگیرید یا نبود دماسنج محیط خارجی، حتی فندک خودرو نیز فاقد چراغ است. دسته دنده ساندرو اتوماتیک، مانند برخی قسمت های دیگر، دقیقا مثل مگان و تندر۹۰ اتوماتیک ایران‌خودرو است و ظاهری عجیب و بد شکل دارد.

داشبورد خودرو ۸ لیتر فضای خالی در اختیارتان قرار می دهد و جادار است. در جلوی دنده دو جا لیوانی وجود دارد که به صورت پیش فرض در یکی از آن ها ظرف مخصوص خاکستر جای گرفته است. فضای پا در بخش عقب همانطور که پیشتر اشاره کردیم برای هاچبکی با این جثه به اندازه کافیست.

چنین فضای جاداری را در صندوق عقب ساندرو نیز شاهد خواهید بود. حجم صندوق عقب این خودرو ۳۲۰ لیتر است و در مقایسه با حجم ۲۴۵ لیتری صندوق ۲۰۶ واقعاً عالیست و با خواباندن صندلی های عقب این فضا دو چندان خواهد شد. همچنین طاقچه عقب نیز کاملاً جادار بوده و در این کنار فضای سر سرنشینان، چه در جلو و چه در عقب، هم عالیست.

تمام بخش های کابین ساندرو از پلاستیک خشک ساخته شده، اما لمس آن، حس خیلی بدی را انتقال نمی دهد. کیفیت مونتاژ ساندرو هم واقعاً خوب است، در نسخه های ابتدایی مشکلاتی از قبیل سر و صدای اضافه موجود در سقف وجود داشتند که اکنون برطرف شده اند و بی دلیل نیست که این هاچبک اقتصادی، به‌طور معمول در ارزشیابی‌های ماهانه‌ شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران (ISQI) با کسب چهار ستاره از پنج ستاره همواره یک گام از رقبای چینی و ایرانی خود بالاتر می ایستد. پس از بررسی نمونه ای با کارکرد بالای ۲۸۰۰۰ کیلومتر هیچگونه صدای اضافی در کابین به گوش نمی خورد که همین موارد جز مهمترین نقاط قوت ساندرو در برابر خودروهای پرآپشن تر محسوب می شوند. در مجموع می توان گفت، رنو ساندرو به خوبی با استانداردهای کمپانی رنو در زمینه مونتاژ و تولید مطابقت داده شده و از این بابت کاملاً قابل اعتماد است.

مشخصات فنی

پارس خودرو ساندرو را در ایران تنها با پیشرانه‌ K4M 696 عرضه می‌ کند؛ پیشرانه‌ ای که مدت زیادیست در خودروی تندر ۹۰ نیز به‌ کار گرفته شده و می شود. این موتور ۱۵۹۸ سی سی حجم دارد و از آرایش چهار سیلندر خطی با ۱۶ سوپاپ بهره می‌ گیرد. توان حداکثر آن معادل ۱۰۵ اسب بخار در دور موتور ۵۷۵۰ دور بر دقیقه و حداکثر گشتاور تولیدی این پیشرانه برابر ۱۴۰ نیوتن‌متر است که در دور موتور ۳۷۵۰ دور بر دقیقه حاصل می‌ شود.

شرکت مونتاژ عرضه کننده، همانطور که به آن اشاره شد، رنو ساندرو را در دو نسخه دستی و اتوماتیک روانه‌ بازار کرده است. سیستم انتقال قدرت مدل دستی از نوع ۵ سرعته و مصرف سوخت ترکیبی آن بر اساس کاتالوگ معادل ۶٫۷ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر است که در استفاده روزانه این مقدار تا ۷ الی ۷٫۴ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر افزایش خواهد یافت. مدل اتوماتیک این خودرو از سیستم انتقال قدرت ۴ سرعته با قابلیت تعویض دستی بهره می‌ برد و به‌صورت ترکیبی در هر ۱۰۰ کیلومتر، حدود ۸٫۳ لیتر مصرف سوخت دارد.

طبق اطلاعات موجود در وب‌ سایت شرکت پارس‌ خودرو، حداکثر سرعت ساندرو و استپ وی در مدل‌ های دستی و اتوماتیک به‌ ترتیب ۱۷۵ و ۱۷۰ کیلومتر بر ساعت بوده و این دو به‌ ترتیب در مدت ۱۰٫۵ و ۱۱٫۵ ثانیه از حالت سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می رسند. اعداد و ارقام برای مدل استپ وی نیز به همین صورت هستند، تنها مصرف نسخه اتوماتیک در کاتالوگ ۸ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر عنوان شده که کمی از نسخه هاچبک عادی کمتر است.

در مدل دنده ای نیز گیربکس استپ وی تقویت شده و عملکرد متفاوتی نسبت به مدل هاچبک معمولی دارد. رنو برای محور جلوی رنو ساندرو، سیستم تعلیق مستقل مک‌ فرسون با بازوی جناقی را برگزیده و در محور عقب آن از سیستم تعلیق نیمه‌ مستقل با فنر های مارپیچ استفاده کرده است. ترمزهای جلو و عقب رنو ساندرو همانند بسیاری از خودروهای هاچ‌ بک دیگر این بازه قیمتی و موجود در بازار به‌ ترتیب از نوع دیسکی و کاسه‌ ای هستند.

امکانات رفاهی و ایمنی

از آنجایی که با خودرویی به واقع کومونیسمی و مخصوص بازارهای در حال توسعه طرف هستیم؛ بنابراین نمی‌توان انتظار داشت امکانات رفاهی رنو ساندرو راضی‌ کننده و جذاب باشند. تجهیزات رفاهی ساندرو (که اگر بتوان آن ها را تجهیزات نامید پس مواردی مانند سیستم های خودران بیشتر به داستان تخیلی شباهت خواهند داشت) به مواردی مانند چراغ مه‌ شکن جلو، آینه‌های جانبی برقی، سیستم صوتی مجهز به پورت USB و در برخی مدل ها بلوتوث، چهار بلندگو، کنترل سیستم صوتی زیر غربیلک فرمان (مدل اتوماتیک)، قفل مرکزی به‌ همراه کنترل از راه دور و سیستم ضد سرقت اشاره کرد.

همان‌طور که اشاره کردیم، در داخل ساندرو خبری از تجهیزاتی مانند نمایشگر لمسی، سیستم موقعیت‌یابی، کروز کنترل، سیستم کنترل پایداری و سیستم سرگرمی مدرن نیست. طبق اطلاعاتی که در وب‌سایت شرکت پارس‌خودرو ذکر شده، سیستم‌های ایمنی رنو ساندرو شامل کیسه‌‌ی هوای راننده، کیسه‌ی هوای سرنشین جلو به‌ همراه سوئیچ غیرفعال‌سازی آن، ترمز ضد قفل ABS به‌ همراه توزیع الکترونیکی ترمز و کمربند ایمنی سه‌نقطه‌ای برای سرنشین‌های عقب است. ضمن آنکه برای نصب صندلی‌ کودک نیز قلاب‌ های ISOFIX در نظر گرفته شده است.

تجربه رانندگی با ساندرو

پلتفرم بکار گرفته شده در ساندرو، مشابه با تندر ۹۰، در محور جلو به سیستم تعلیق مستقل مک فرسون با بازوی جناقی و در عقب به میل پیچشی با مقطع H و فنر مارپیچ مجهز شده است. این مجموعه در کنار اصلاحاتی که نسبت به آنچه در تندر ۹۰ دیده ایم قابلیت های دینامیکی تقریباً بهتری را فراهم می کنند.

سیستم تعلیق ساندرو را به نوعی می توان ساخته شده برای جاده های ایران توصیف کرد. تنظیمات نرم و فاصله نسبتاً زیاد ۱۲ سانتی متری از کف زمین، واکنش تعلیق خودرو را نسبت به ناهمواری های سطح مسیر دلپذیر می کنند. در هنگام عبور از سرعتگیرها ساندرو هیچگاه مانند ۲۰۶ خشک برخورد نکرده و به اتاق ضربه وارد نمی کند. البته در کنار چنین حسنی ایراد بزرگ و نگران کننده ای وجود دارد؛ هندلینگ نامطمئن. به لطف دو مورد گفته شده بدنه ساندرو در پیچ های تند حرکات اضافه دارد، چسبندگی آن مناسب نیست و به طبع لذتی در راندن آن وجود ندارد. این موارد در مدل استپ وی به دلیل ارتفاع بیشتر قطعاً بیشتر به چشم خواهند آمد. بنابراین در نبود سیستمی مانند ESP در این دو خودرو استفاده از تایرهای پهن تر ۱۹۵ و ۲۰۵ را پیشنهاد می کنیم که چسبندگی بیشتر را در کنار سنگین تر شدن سیستم فرمان به ارمغان می آورند، تاثیر مثبت آنها در ارتقا ظاهری نیز غیر قابل انکار است.

روند شتاب گیری ساندرو چندان رضایت بخش نیست و این مسئله در نسخه گیربکس اتوماتیک بیستر حس می شود. در نسخه دستی به زحمت می توانید زیر ۱۲ ثانیه از ۰ به ۱۰۰ کیلومتر در ساعت برسید. گیربکس ۴ سرعته تیپ تیرونیک نیز این شرایط را بهتر نمی کند. برای مثال، اگر در جاده باشید و بخواهید با تخت گاز رفتن گیربکس با کشیدن معکوس به دادتان برسد در ۹۰ درصد شرایط نامید می شوید. بنابراین اصلاً ریسک سبقت گرفتن با ساندرو در شرایط نامطلوب را نکنید؛ چنین معضلی گیربکس ساندرو را خنگ و احمق نشان می دهد.

البته به لطف وجود سیستم تیپ ترونیک، با حرکت دادن دسته دنده به سمت خودتان و در حالت M، می توانید کمی تا قسمتی خود مختار شوید؛ گرچه همچنان در صورت رسیدن به حداکثر و حداقل دور موتور در هر ضریب دنده گیربکس خود به خود اقدام به تعویض می کند. از طرف دیگر گیربکس ساندرو بسیار روان عمل می کند. برای مقایسه گیربکس اتوماتیک ۲۰۶ را تصور کند؛ مصداق یک عذاب الهی! ساندرو عکس آن است. در شرایط کاملا نرمال این گیربکس کمال همکاری را با سایر مجموعه ها داشته و به موازات آن ها نرم کار می کند.

سیستم ترمز با وجود موارد پایه ای همچون ABS و EBD  قابل اطمینان است و در سرعت بالا نیز اعتماد به نفس کافی را در شرایط حساس به راننده تزریق می کنند. سیستم فرمان با پیشروی عقربه سرعت سنج موج بر نداشته و به خاطر هاچبک بودن بدنه فرمانپذیری بهتری نسبت به تندر ۹۰ را شاهدیم.

آینه های کناری ساندرو دید خوبی از اطراف فراهم می کنند و به دلیل نشیمنگاه و ارتفاع بالای خودرو نسبت به بسیاری از اتومبیل های دیگر، دید مناسبی به اطراف خواهید داشت و گذر از معابر سخت اصلاً دردسرساز نمی شود؛ البته جای خالی سنسور دنده عقب به شدت خالیست و نصب آن را توصیه می کنیم.

صندلی های ساندرو به بدی تندر ۹۰ هستند. خشک و بسیار غیر ارگونومیک. پس از ۲ ساعت رانندگی با ساندرو احتملاً احساس کمر درد خواهید داشت چرا که فرم نیمکتی این صندلی ها به بدترین شکل بدنتان را در آغوش می گیرند. همچنین تنظیم زاویه پشتی صندلی های جلو که با پیچی سفت در کنارشان انجام می شود کاری طاقت فرسا و جانکاه است.

رقبای ساندرو و ساندرو استپ وی در ایران

اغلب رقبای ساندرو از میان خودروهای تولید داخل و چینی هستند؛ شاید بتوان نزدیک‌ ترین رقیب خارجی این خودروی هاچ‌ بک را برلیانس H320 با موتور ۱٫۶ لیتری دانست در داخل کشور به‌ فروش می‌ رسند. از دیگر رقبای این ساندرو می توان به پژو ۲۰۷ جدید، ام وی ام ۳۱۵، دانگ فنگ H30 Cross و لیفان X50 اشاره کرد. نزدیک ترین جایگزین ها برای مدل استپ وی نیز اغلب چینی هستند. محصولاتی مانند چانگان CS 35، ام وی ام X22، هایما S5 توربو و جک S3.

قیمت و شرایط ساندرو و ساندرو استپ وی در بازار

قرمز، سرمه ای، مشکی ذغالی، مشکی و سفید گزینه های قابل انتخاب خریداران این دو خودرو برای تعیین رنگ بندی بدنه هستند. شرکت پارس‌خودرو رنو ساندرو را با گارانتی ۲۴ ماهه یا ۴۰ هزار کیلومتری عرضه می‌کند.

در شرایط بحرانی فعلی و با وجود شک و شبهات بسیار در رابطه با ادامه همکاری رنو با سایپا، خبری از شرایط فروش و پیش فروش از سوی سایپا نیست. تنها راه خرید ساندرو و استپ وی مراجعه به بازار است. در زمان تکمیل این نوشته در بازار نسخه گیربکس دستی ساندرو با قیمت در حدود ۹۶ میلیون و نسخه اتومات با قیمت ۱۱۲ میلیون تومان خرید و فروش می شوند. استپ وی در نسخه دستی برچسب قیمتی ۱۰۹ میلیونی بر دوش خود حمل می کند که در مدل دارای گیربکس اتوماتیک این رقم به حوالی ۱۲۱ میلیون تومان افزایش می یابد.

خلاصه تفاوت‌ های رنو ساندرو و رنو ساندرو استپ‌ وی

  • دو خودروی ساندرو و استپ‌ وی به لحاظ فنی بسیار مشابه اند و پارس‌خودرو در نسخه‌ی استپ وی ساندرو از همان پیشرانه‌ی ۱۰۵ اسب بخاری درون ساندرو و تندر ۹۰ استفاده کرده است. استپ وی از لحاظ ظاهری نیز همان ساندروی هاچبک است در لباسی فاخر که قصد دارد خود را کراس اووری کامپکت جلوه دهد؛ آن هم تنها به لطف کمی ارتفاع بیشتر.
  • رنو با بهره‌گیری از ضربه‌ گیر هایی به رنگ مشکی روی گلگیرها و سپر استپ‌ وی، به این خودرو ظاهری ماجراجویانه و عضلانی‌ تر اعطا کرده و علاوه‌ بر این قطعاتی به رنگ نقره ای در نقاط مختلف بدنه بکار گرفته که یکی از معدود وجه‌ های تمایز بین استپ‌ وی و ساندرو هستند.
  • طول و عرض دو خودرو با یکدیگر یکسان اما ارتفاع استپ وی حدود ۵۰ میلی‌ متر (طبق کاتالوگ) از این ساندرو هاچبک بیشتر است. رنو دو باربند نیز به‌ صورت استاندارد روی سقف استپ‌ وی نصب کرده است تا خودرو مرتفع تر حس شود. در درون کابین نیز دو خودرو هیچ تفاوتی نداشته و کاملاً خسته کننده اند.

نقاط ضعف و قدرت ساندرو و ساندرو استپ وی

نکات مثبت
  • سواری نرم در هر دو خودرو
  • فشای بار و اتاق جادار با توجه به کلاس بدنه
  • دوام فنی مناسب
  • فروانی نسبی قطعات یدکی فنی
  • هندلینگ قابل قبول نسخه معمولی
  • کیفیت مونتاژ خوب
نکات منفی
  • ظاهر به شدت خسته کننده در ساندرو معمولی
  • افزایش قیمت غیر معقول استپ وی با توجه به تغییرات اندک
  • امکانات رفاهی کم
  • صندلی های غیر ارگونومیک
  • خنک کاری سطح متوسط کولر
  • هندلینگ ضعیف نسخه استپ وی
  • مصرف سوخت نسبتا بالا نسبت به مشخصات پیشرانه و گیربکس
  • طراحی بد داشبورد

 

The post راهنمای خرید رنو ساندرو معمولی و رنو ساندرو استپ وی؛ بررسی مشخصات فنی، معایب، آپشن، قیمت و شرایط فروش appeared first on دیجیاتو.

راهنمای خرید سیتروئن C3؛ مشخصات فنی، آپشن‌ها، قیمت و شرایط فروش

اما ایرانی‌ها سالیان سال است که دیگر به استنشاق گازهای خروجی از اگزوز خودروهای فرانسوی عادت کرده ایم. بزرگترهای ما ژیان خاطره بازی‌ها کرده‌اند، کوچکترها چاره‌ای جز انتخاب محصولات فرانسوی نداشته‌اند.

همین الان که چندین سال از بازنشسته شدن زانتیا در ایران می‌گذرد مدل های کم کارکرد این خودرو در بازار به نسبت بسیاری از خودروهای جدیدتر، با بهایی گران تر دادوستد می‌شوند.

دلمان به حال C5 می سوزد که به دلیل پاره‌ای مشکلات نتوانست به جایگاه واقعی خود در بازار ایران دست یابد و به سرنوشتی مشابه پسرعمویش یعنی پژو ۴۰۷ دچار شد.

citroen

به هر حال چه بخواهیم و چه نخواهیم بخش عمده بازار خودروی ایران به دست شرکت های فرانسوی افتاده است. شرکت سیتروئن یکی از قدیمی ترین کمپانی‌های فرانسوی است که سابقه حضورش در ایران به بیش از نیم قرن باز می‌گردد.

سه سال پس از تاسیس شرکت ایران خودرو، گروه خودروسازی سایپا در سال ۱۳۴۴ فعالیت خود را آغاز نمود. نام این شرکت مخفف ترجمه فرانسوی عبارت «شرکت ایرانی تولید اتومبیل سیتروئن» است.

لازم به ذکر است که شرکت فرانسوی سیتروئن در سال ۱۹۱۹ توسط آندره سیتروئن تاسیس شد و با ارائه مدل تیپ A در همان سال توانست اعتباری برای خود دست و پا نماید. همچنین این شرکت موفق شد اولین خودروی دیفرانسیل جلوی دنیا را در سال ۱۹۳۴میلادی به بازار عرضه نماید و در آن زمان به عنوان چهارمین خودروساز بزرگ جهان شناخته شود.

یکی از دوست داشتنی‌ترین محصولات شرکت سیتروئن در ایران، خودروی ژیان است که با تعلیق بسیار نرم خود توانست بسیاری را عاشق خود سازد. پس از آن نیز خودروی زانتیا توانست یکه تاز عرصه سرعت و هیجان در بین محصولات داخلی شود و نام سیتروئن را در بازار ایران زنده نگاه دارد.

با اعمال تحریم های بین المللی علیه کشورمان، سیتروئن نیز مجبور شد ناخواسته بازار پرمنفعت ایران را ترک گفته و شاهد اشغال جایگاه خود توسط برندهای گمنام چینی باشد.

پس از رفع تحریم‌ها در سال ۱۳۹۴، خودروساز فرانسوی که نمی‌توانست بیخیال بازار ایران شود، مذاکرات را با شریک قدیمی‌اش آغاز نموده و نقشه راه آینده خود را در ایران ترسیم نمود.

سیتروئن C3

نوبرانه‌ترین حاصل تعامل میان شرکت سایپا و سیتروئن، تولید خودروی هاچبک سیتروئن C3 است که در سایت سایپا کاشان به تولید می‌رسد. با دیجیاتو همراه باشید تا بر جنبه‌های مختلف این خودرو اشراف کامل پیدا کنید.

طراحی ظاهری و بدنه سیتروئن C3

سیتروئن C3

طراحی ظاهری C3 به گونه‌ای است که شباهت خاصی به سایر هاچبک‌های موجود و مرسوم در ایران ندارد. نمای روبروی این خودرو تشکیل شده از جایگاه‌های سه گانه سیستم روشنایی در دو طرف و شکاف‌های ورودی هوا، به علاوه جلوپنجره کشیده با نشان سیتروئن در وسط آن.

دو نوار کرومی از کناره‌های نماد سیتروئن به طرز زیبایی تا نوار چراغ های سه گانه امتداد یافته و همپوشانی مطلوب و دلنشینی را با این بخش پدید آورده‌اند.

کاسه چراغ خودرو در ناحیه زیرین چراغ‌های نواری سه‌گانه، بر روی سپر جلو به فرمی شبیه به چهار گوش-بیضی بر تاریکی های پیش رو غلبه خواهند نمود.

سیتروئن C3

چراغ‌های مه‌شکن نیز در محدوده مشکی سپر، در حالی که توسط جایگاه قرمز رنگ احاطه شده‌اند، راهگشای شما در شرایط آب و هوایی بارانی و مه گرفته خواهند بود.

از این زاویه رنگ متمایز (قرمز) سقف، آینه‌های جانبی و جایگاه مه شکن‌ها، هماهنگی بصری تاثیرگذاری را به وجود آورده اند. خطوط حجم‌دهنده خاصی از این زاویه دیده نمی‌شود و طراحان C3 استفاده از فرم غیر ورزشکاری و غیر عضلانی را ارجح دانسته‌اند.

سیتروئن C3

نمای جانبی سیتروئن C3 نیز از سه رنگ اصلی سفید، مشکی و قرمز (بسته به نوع رنگ آمیزی بدنه) به صورت محدود تشکیل شده است. سایز و فرم پنجره ها مناسب به نظر رسیده و دید نسبتا خوبی را ایجاد می‌نمایند.

در محدوده پایینی درب‌ها، قطعه بزرگ پلاستیکی سیاه رنگ به چشم می‌خورد که مجموعه‌ای از برآمدگی های مربع فرم درون آن پخش شده‌اند. از این قطعه به عنوان ضربه گیر بدن استفاده شده و «air bump» نام دارد.

سیتروئن C3

زه پلاستیکی در سرتاسر بخش زیرین خودرو از سپر جلو گرفته تا دور گلگیرها امتداد یافته و به سپر عقب رسیده است. شکل و شمایل طراحی رینگهای ۱۶ اینچی سیتروئن C3 نیز همانند فرم کلی خودرو، خاص و البته زیبا به‌نظر می‌رسد.

رنگ قرمز سقف نیز از این زاویه تأثیر به سزایی در زیباتر جلوه دادن این خودرو داشته است. در اینجا خبری از آنتن کوسه ای ریل باربند و اسپویلر عریض نیست و در مجموع می‌توان اینطور بیان نمود که نمای جانبی سی۳ بیش از حد شلوغ و گیج کننده به نظر می‌رسد. اما به هر حال این سبک از طراحی نیز می تواند طرفداران خاص خود را داشته باشد.

سیتروئن C3

نمای عقب سیتروئن به تبعیت از انتهای جلویی خودرو، دارای چراغ های نسبتا بزرگ به فرم چهارگوش است که با گرافیک داخلی به همین سبک و سیاق و استفاده از مربع های متحدالمرکز همراه شده است.

قسمت عمده سپر عقب را پلاستیک مشکی رنگ با فرمی سینوسی فرا گرفته که از قضا فاقد هرگونه علائم هشدار دهنده نظیر چراغ ترمز و یا چراغ شب نما است.

نماد سیتروئن در میانه درب صندوق عقب از فاصله نسبتا دور نیز قابل رویت خواهد بود. سایز شیشه عقب کوچک به نظر می‌رسد و می‌تواند دید را مختل سازد. یک اسپویلر نسبتاً کوچک نیز در بالای شیشه عقب جاسازی شده که چراغ ترمز را نیز در دل خود جای داده است.

سیتروئن C3

مانند سایر بخش‌های بدنه، حجم‌دهی چندانی در این بخش صورت نگرفته و تنها در ناحیه تحتانی درب صندوق و بالای محل نصب پلاک کمی انحنا ایجاد شده است. جایگاه پلاک نیز فرورفتگی روی سپر را به عنوان مأمن خود اختیار نموده است. همچنین استفاده از آنتن سنتی در این خودرو جزو نکات منفی آن محسوب شده و می‌تواند به زیبایی خودرو لطمه بزند.

ضمنا ابعاد بدنه سیتروئن C3 به شرح زیر است:

طول: ۳۹۹۶ میلی‌متر، عرض: جلو(۱۷۴۹)/عقب(۱۸۲۹) میلی‌متر، ارتفاع: ۱۴۷۴ میلی‌متر، وزن: ۱۲۵۰-۱۳۰۰ کیلوگرم

سیتروئن C3

در مجموع طراحی سیتروئن c۳ همانطور که در تصاویر مشاهده می کنید، تا حد زیادی خاص و متمایز جلوه می‌کند و بسته به سلیقه شما می‌تواند زیبا و یا زشت تلقی گردد.اما به هر روی، با افزایش تردد این خودرو در جاده های کشورمان احتمالا به تدریج از جنبه‌های نامأنوس طراحی ظاهری C3 کاسته شده و زیبایی های آن بیش از پیش جلوه گر شود.

طراحی داخلی و کابین سیتروئن C3

سیتروئن C3

با ورود به کابین سیتروئن C3، اولین نکته‌ای که نظر افراد نکته سنج را به سمت خود جلب می‌نماید، استفاده از اِلمان های طراحی چهارضلعی، به تبعیت از عناصر بیرونی خودروست.

این نوع طراحی را می‌توان به وضوح در فرم دهی دریچه‌های تهویه، قسمت میانی- سرتاسری داشبورد که نواری قرمز رنگ به دور آن کشیده شده است، فضای خالی تحتانی صفحه‌ی نمایشگر، دستگیره درب‌ها، الگوی طراحی روی پنل درب ها و… مشاهده نمود.

فرم دریچه‌های تهویه کناری شباهت زیادی به شکل و شمایل چراغ‌های عقب دارد. روکش پارچه‌ای صندلی با دوخت قرمز و طرح‌های شش ضلعی، چندان با کیفیت به نظر نمی‌رسد و فرم کلی صندلی ها نیز آنچنان مناسب مسافرت و نشستن های طولانی طراحی نشده است.

به جز سطح میانی داشبورد (محدوده محصور به نوار قرمز رنگ شامل دریچه های تهویه) که با چرم مصنوعی پوشش داده شده ، مابقی ادوات داشبورد از پلاستیک با درجه کیفیت متوسط (مرغوب‌تر از مواد بکار رفته در خودروهای چینی) ساخته شده و به قسمت مرکزی غربیلک فرمان خودرو نیز سرایت کرده است.

نکته متمایز دیگر کابین سیتروئن C3، استفاده از دستگیره‌های بندی شکل، به جهت بستن درب خودرو است که حالتی اسپرت و متفاوت را پدید آورده است.

سیتروئن C3

پنل کیلومتر شمار پشت غربیلک فرمان دارای حالتی سیلندری، ساده اما جذاب است و جلوس صفحه نمایشگر لمسی ۷ اینچی در وسط داشبورد، بر حقایق تکنولوژیک و آینده‌نگرانه سیتروئن C3 صحه می‌گذارد.

چندین دکمه مختلف نظیر فلاشر و گرمکن شیشه عقب نیز به صورت یک ردیف افقی در بخش زیرین نمایشگر به صف شده‌اند. استارت دکمه‌ای نیز در ناحیه تحتانی این بخش و در مجاورت فضای خالی چهار ضلعی کنسول میانی تعبیه شده است.

کابین سیتروئن C3 از نظر فضاهای کاربردی دارای قسمتهای مختلفی است که یک نمونه از آنها در قسمت جلویی اهرم تعویض دنده طراحی شده و برای قرار دادن اشیائی نظیر تلفن همراه مناسب به نظر می‌رسد. همچنین بر روی پنل درب‌ها، محدوده ای با رنگ متفاوت به منظور قرار دادن اشیای مختلف تعبیه شده است.

با توجه به هاچبک بودن بدنه این خودرو، اگرچه نباید انتظارات زیادی از فضاهای سر، پا و شانه‌ها در ردیف عقب خودرو داشت، اما حجم این فضا در مقایسه با هاچبک های قدیمی گروه پژو سیتروئن نظیر پژو ۲۰۶ در وضعیت بسیار بهتری قرار دارد.

سیتروئن C3

فقدان مواردی نظیر تنظیم برقی صندلی‌های جلو و عدم تنظیم گودی کمر از جمله نقاط ضعف صندلی‌های ردیف جلو محسوب می‌شوند. همچنین نبود دستگیره‌های سقفی نیز جزو نکات منفی کابین سیتروئن C3 به شمار می‌رود.

سیتروئن C3

در مجموع طراحی داخلی این خودرو به مانند فضای بیرونی آن، خاص و جسورانه به نظر رسیده و می‌تواند اقشار مختلف به ویژه جوانان را به سمت خود جلب نماید. سیتروئن C3 برای استفاده‌های شهری کاملا مناسب خواهد بود اما به منظور انجام مسافرت های طولانی به ویژه برای خانواده‌های پر جمعیت گزینه چندان مناسبی به نظر نمی‌رسد.

مشخصات فنی و قوای محرکه سیتروئن C3

سیتروئن C3

پیشرانه به کار رفته در سیتروئن C3 به واسطه حضور یافتن در محصولاتی نظیر DS6، پژو ۲۰۰۸ و پژو ۵۰۸، حالا دیگر در حکم غریبه‌ای آشنا برای ما ایرانی‌ها به نظر می‌رسد.

این پیشرانه از نوع چهار سیلندر خطی توربو شارژ است که دارای حجمی برابر با ۱٫۶ لیتر بوده و قوای خروجی آن برابر ۱۶۳ اسب بخار است . ماکزیمم گشتاور تولید شده توسط این پیشرانه برابر ۲۴۳ نیوتن متر است که در بازه ۱۴۰۰ تا ۴۰۰۰rpm توانایی خود را به رخ خواهد کشید. همچنین حداکثر توان خروجی آن در دور موتور ۶۰۰۰rpm پدیدار خواهد شد.

وظیفه انتقال چنین نیرویی بر عهده گیربکس ۶ سرعته اتوماتیک ساخت آیسین ژاپن گماشته شده که تحت عنوان EAT6 شناخته می‌شود. حجم باک سوخت این سیتروئن C3 معادل ۴۵ لیتر است و میزان مصرف سوخت خودرو به صورت ترکیبی در حدود ۶٫۷ لیتر برصد کیلومتر عنوان شده است.

EAT6

ترمزهای استفاده شده در هر چهار چرخ از نوع دیسکی بوده و فرمان خودرو نیز از نوع برقی است. همچنین میزان شتاب صفر تا ۱۰۰ سیتروئن C3 با توجه به مشخصات فنی پیشرانه و گیربکس آن، احتمالا زیر ۹ ثانیه خواهد بود.

تجهیزات و امکانات

سیتروئن C3

تجهیزات ایمنی
ایمنی
  • کیسه هوای راننده و سرنشین جلو
  • کیسه هوای جانبی
  • کیسه هوای پرده‌ای
  • ABS/ EBD/ ESP/ ASR/ EBA
  • سیستم کمکی حرکت در سربالایی HAC
  • سیستم هشدار زمان استراحت راننده
  • سیستم کنترل فشار باد تایر (TPMS)
  • سیستم ضد سرقت موتور (ایموبیلایزر)
  • دزدگیر ضد سرقت پیشرفته
  • دوربین و سنسور پارک عقب خودرو با قابلیت نمایش فاصله
  • کمربندهای ایمنی جلو با قابلیت محدود کردن فشار وارده و پیش کشنده دوگانه
  • کمربند عقب سه نقطه‌ای با قابلیت محدود کردن فشار وارده
  • چراغ اخطار و هشدار صوتی نبستن کمربند راننده
  • ISOFIX برای صندلی های عقب
  • چراغ عقب هالوژن و ۳ بعدی
  • چراغ جلو هالوژن
  • چراغ های روشنایی در روز LED
  • چراغ راهنمای روی آینه بغل
  • برف پاک کن اتوماتیک شیشه جلو
  • برف پاک کن شیشه عقب خودرو با کارکرد اتومات در دنده عقب
  • فرمان تلسکوپی
  • قفل مرکزی
  • قفل مرکزی اتومات درب‌ها هنگام حرکت
  • نمایشگر قفل بودن درب‌های خودرو
  • قفل کودک
  • چراغ هشدار در صورت ترمز شدید
  • پشت سری صندلی عقب
  • محافظ جانبی مشکی روی بدنه (®Airbump)
راحتی
  • کروز کنترل و محدودکننده سرعت
  • سیستم ورود بدون کلید
  • سیستم روشن/خاموش بدون کلید
  • تهویه مطبوع خودکار
  • آینه های جانبی با تنظیم برقی
  • گرمکن آینه های جانبی
  • آینه های جانبی تاشونده برقی
  • چراغ‌های اتوماتیک جلو
  • قابلیت تنظیم ارتفاع چراغ‌های جلو از داخل خودرو
  • شیشه های برقی جلو و عقب خودرو One-touch و Anti-pinch
  • درب باک برقی
  • روکش چرمی فرمان
  • چراغ همراهی تا منزل
  • چراغ خوش‌آمدگویی
  • گرمکن شیشه عقب
ارتباطی
  • نمایشگر لمسی ۷ اینچی چند رسانه‌ای
  • قابلیت نمایش صفحه تلفن همراه در نمایشگر لمسی خودرو
  • سیستم اتصال به تلفن هوشمند
  • کنترل سیستم صوتی روی فرمان
  • کامپیوتر سفری
  • اتصال بلوتوث
  • پورت IPOD
  • ورودی صدای AUX-IN
  • پورت USB
  • بلندگو ۶ عدد
  • نمایش دمای محیط بیرون
  • سیستم پخش دیجیتال DBA
  • خروجی ۱۲ ولت

 

تجربه رانندگی

سیتروئن C3

سیتروئن C3 یک محصول مدرن و کاملا به روز فرانسوی است که با نشستن پشت فرمان آن و لمس دکمه استارت، این خصیصه را می توان با تمام وجود درک نمود.

ارگونومی کابین وضعیت مطلوبی دارد. پس از تنظیم آینه ها و صندلی ها، حرکت خود را آغاز نمودیم. اولین نکته‌ای که پس از حرکت توجه ما را به خود جلب می نماید، فرمان برقی این خودرو است که مقاومت کمی از خود نشان داده و نرمی بالایی دارد.

عکس‌العمل پیشرانه نسبت به اعمال فشار بر روی پدال گاز، با اندکی وقفه همراه است و اثری از واکنش آنی مشاهده نمی‌شود. در پدال های ترمز نیز شرایطی مشابه حاکم است البته اصلا نگران کننده نیست و فقط با وقفه ای بسیار بسیار اندک همراه است.

سیتروئن C3

در ابتدای حرکت با این خودرو وارد مسیرهای شهری تنگ و پر ترافیک شدیم. در بدو امر عادت نداشتن به ابعاد خودرو، شاید انسان را کمی دچار سردرگمی نماید اما پس از مدتی به یکی از بهترین تجربیات رانندگی در سطح معابر شهری پرترافیک تبدیل می‌شود.

سیتروئن C3 با توجه به ابعاد آن و مقاصد اصلی از طراحی این نوع خودرو به عنوان یک هاچ‌بک شهری، عملکرد بسیار خوبی از خود در سطح شهر نشان داده و ما را با ویژگی‌های یک اتومبیل شهری اروپایی واقعی آشنا می‌سازد.

سیتروئن C3

سواری سیتروئن C3 هم مانند بسیاری دیگر از محصولات این شرکت، نرم و آرامش بخش است. دامنه جابجایی فنرها و سیستم تعلیق در جذب ضربات و رفع تاثیر آنها بر کابین حین عبور از روی ناهمواری های مختلف به گونه‌ای است که کمترین ناخرسندی را در سرنشینان پدید می آورد.

نکته جالب توجه و بسیار خوشایند دیگری که می تواند موجبات رضایت شما را فراهم آورد، میزان مصرف سوخت اندک این خودرو در سطح شهر است که در پاره‌ای موارد تا ۵ لیتربرصد کیلومتر نیز تقلیل می‌یابد.

با ورود به بزرگراه فرصتی فراهم شد تا پیشرانه پرتوان این خودرو را به چالش بکشیم. به یاری گیربکس شش سرعته با ضرایب دنده نسبتا کوتاه، سرعت خودرو در طی یک چشم به هم زدن، به حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ کیلومتر بر ساعت افزایش می‌یابد.

سیتروئن C3

در مسیری نسبتا خلوت و با وجود ورزش باد مخالف، سرعت خودرو را تا ۱۸۰ کیلومتر بر ساعت افزایش دادیم که سیتروئن به خوبی از عهده آن برآمد.

همانند برخی دیگر از محصولات فرانسوی، غربیلک فرمان خودرو حس درستی از عوارض و شرایط سطح جاده به راننده منتقل نمی‌نماید و نرم بودن سیستم تعلیق، شرایط را برای ناپایداری و بازی بدنه، بیش از پیش مهیا می‌کند.

تعلیق عقب خودرو از نوع چند بازویی موسوم به مولتی لینک نیست و یک اکسل یک تکه به همراه بازوی پایه کوتاه است به همین دلیل سرنشینان عقبی به مقدار بیشتری ضربات وارده به اتاق را حس خواهند کرد.

سیتروئن C3

سیتروئن سبک رانندگی متفاوتی را به نسبت رقبای آلمانی عرضه می کند و نبود پدال شیفتر پشت فرمان نیز گواه این امر است اما به طور کلی کیفیت هندلینگ و پایداری خودرو در سطح بالایی ارزیابی می شود.

با رانندگی پرفشار ترمز خودرو دچار کاهش قدرت محسوسی نشد و همانند دیگر اجزا عملکرد نرمی دارد.جایگاه نه چندان مناسب دسته دنده حس و حالی در حد و اندازه های دیگر بخش ها ندارد و می توان آن را به عنوان یکی از نقاط ضعف C3 بر شمرد.

سیتروئن C3

در بازاری که اکثر خودروهای آن چندان حس و حال رانندگی مناسبی را عرضه نمی کنند و عملا شما با نشستن پشت فرمان آن ها لذت چندان زیادی از رانندگی با آن ها نمی برید، C3 نقش یک چشمه در کویر را در این بازه قیمتی بازی می کند.

در واقع C3 دارای شخصیتی است که از پیشینیانش به ارث برده، اما سیتروئن دست از تلاش برنداشته و سعی در حفظ ارزش های برند خود کرده است.

رقبا و محصولات مشابه

سیتروئن C3

سیتروئن C3 در بازار ایران بایستی به رقابت با خودروهایی نظیر: هیوندای i10، کیا پیکانتو، پژو ۲۰۰۸ و رنو کپچر بپردازد.

قیمت و شرایط فروش

سیتروئن C3

 

سیتروئن C3 در اولین مرحله عرضه به بازار ایران، با قیمت ۱۳۰ میلیون تومان از سوی سایپا سیتروئن پیش فروش شد. احتمالا با ورود این خودرو به بازار، با توجه به التهابات موجود در بازار شاهد متوسط بهای ۱۵۰- ۱۶۰ میلیون تومانی آن در بازار آزاد خواهیم بود.

مزایا و معایب

نکات مثبت
  • پیشرانه پرتوان با شتاب گیری خوب
  • هماهنگی مناسب پیشرانه و گیربکس
  • ظاهر هیجان‌انگیز
  • کیفیت سواری مطلوب
  • امکانات و تجهیزات گسترده
نکات منفی
  • تنظیمات تمام دستی و نبود تنظیم گودی کمر در صندلی‌ها
  • نداشتن سانروف
  • عرضه سری نخست تنها با رنگ سفید و سقف قرمز
  • احتمال کمبود قطعات یدکی در بلند مدت
  • کمبود مراکز خدمات پس از فروش
  • افت قیمت احتمالی در نسخه های دست دوم
  • امکان ایجاد تکان‌های ناخواسته در اتاق به دلیل نرمی سیستم تعلیق

The post راهنمای خرید سیتروئن C3؛ مشخصات فنی، آپشن‌ها، قیمت و شرایط فروش appeared first on دیجیاتو.