چه کسی در پرونده سقوط هواپیمای تهران یاسوج مقصربوده است؟

به گزارش بخش حوادث سایت خبرهای فوری، داوود محمدی شب گذشته در برنامه تلویزیون فرمول یک شبکه سیما که با اجرای سید علی ضیاء به صورت زنده پخش می شد، درباره پرونده سقوط هواپیمای تهران یاسوج اظهار داشت: ما در این خصوص فقط ۲۵ جلسه تخصصی داشتیم و وزیر راه و شهرسازی را خواستیم، از کارشناسان خبره کمک کردیم، از بیرون کسانی را آوردیم و ابعاد موضوع را بررسی کردیم. این پرونده در شرف اعلام در صحن علنی مجلس و ارجاع به دستگاه قضایی است.

رئیس کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سوال که چرا با گذشت دو سال هنوز این پرونده جمع بندی نشده؟ گفت: مدارکی باید به فرانسه ارسال می شد و هنوز به جمع بندی نرسیده ایم و نتوانسته ایم بگوییم مقصر کیست. قدیم همیشه می گفتند خلبان که به رحمت خدا رفته مقصر است، اما این بار کمیسیون وارد شده و مته به خشخاش گذاشته و جزئیات را بررسی می کند. به نظر ما فقط خلبان مقصر نیست و عوامل دیگری هم دخالت داشتند.

این خبر چه کسی در پرونده سقوط هواپیمای تهران یاسوج مقصربوده است؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

بستری شدن یک نماینده مجلس در بیمارستان

به گزارش بخش حوادث سایت خبرهای فوری، احمد امیرآبادی‌فراهانی نماینده مردم قم در مجلس و عضو هیئت‌رئیسه پارلمان برای انجام عمل جراحی نخاع در یکی از بیمارستان‌های تهران بستری شد.

براساس این گزارش، امیرآبادی‌فراهانی در سال ۶۵ در عملیات کربلای ۵ منطقه عملیاتی شلمچه در سن ۱۳ سالگی از ناحیه کمر، شکم و پاها مورد اصابت تیر و ترکش قرار گرفته و مجروح شده است؛ وی اکنون برای عمل جراحی نخاع و خارج کردن بقایای ترکش تحت عمل قرار خواهد گرفت.

این خبر بستری شدن یک نماینده مجلس در بیمارستان اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

مرد ۷۳ ساله زن موردعلاقه‌اش را کشت

به گزارش بخش حوادث سایت خبرهای فوری،  مأموران پلیس مرداد امسال با شکایت پسر جوانی در جریان گم‌شدن زنی میانسال قرار گرفتند. این جوان به مأموران گفت: مادرم با من تماس گرفت و خواست به خانه‌اش بروم. وقتی رسیدم مادرم در خانه نبود؛ هرچه با تلفن همراهش تماس گرفتم فایده‌ای نداشت. من فکر می‌کنم اتفاقی برای مادرم افتاده است.

بلافاصله مأموران تحقیقات خود را در این خصوص آغاز کردند و متوجه شدند زن میانسال به نام نسترن از مدت‌ها قبل با مردی که راننده کامیون است در ارتباط بود. وقتی مأموران برای بازجویی از این مظنون به نام فریدون به خانه او رفتند، متوجه شدند او شبانه نقل مکان کرده است. پلیس با ردیابی‌های فنی موفق به دستگیری متهم شد. این مرد ۷۳ ساله در بازجویی‌ها به قتل اعتراف کرد و گفت: بعد از اینکه از همسرم جدا شدم، با نسترن آشنا شدم. ما هشت سال بود که با هم ارتباط داشتیم و من مدام او را صیغه می‌کردم. زندگی خوبی داشتیم، آن‌قدر دوستش داشتم که هرکاری می‌خواست برایش انجام می‌دادم؛ تصمیم داشتم او را عقد دائم کنم. چون دو دختر بزرگ داشتم تا قبل از آن با نسترن عقد دائم نکرده بودم، وقتی دختر‌ها سر خانه و زندگی خودشان رفتند من هم تصمیم گرفتم نسترن را عقد کنم. چندماهی به مسافرت رفتم و وقتی برگشتم از نسترن خواستم به دیدنم بیاید؛ قبول نکرد و گفت: ازدواج کرده است. روز حادثه به خانه‌اش رفتم و گفتم چرا با من این کار را کرده است. من عاشقش بودم و هرچه می‌خواست برایش انجام دادم. پرسیدم چرا من را ترک کرد. نسترن گفت: از زندگی با من خسته شده بود و دنبال ثبات در زندگی‌اش می‌گشت و وقتی با شوهرش آشنا شد تصمیم گرفت با او ازدواج کند.

متهم ادامه داد: وقتی با نسترن صحبت می‌کردم فهمیدم زمانی که او صیغه من بود، خیانت کرده و با مرد دیگری ارتباط برقرار و سپس با او ازدواج کرده است. این مسئله من را خیلی ناراحت کرد. نسترن در آشپزخانه داشت کار می‌کرد. چاقویی که برای تمیزکردن مرغ دستش بود را گرفتم و روی گلویش کشیدم و او را به قتل رساندم.

متهم گفت: جسد را مثله کردم و در کیسه‌های زباله قرار دادم و هر کیسه را در جایی رها کردم.

بازپرس با توجه به جثه ریز متهم و توانایی کم او گفته‌های این مرد را باور نکرد و از او خواست همدستش را معرفی کند، اما متهم اصرار کرد خودش این کار را کرده است. اما در نهایت اعتراف کرد دوستش با او همدست است. متهم توضیح داد: بعد از قتل موضوع را به یکی از دوستانم خبر دادم؛ او اعتیاد داشت و همیشه دنبال پول بود؛ من هم با خودم فکر کردم کمی به او پول می‌دهم و کمک می‌کند جسد را از خانه خارج کنم.

وقتی موضوع را به دوستم گفتم او به خانه مقتول آمد؛ با هم جسد را با چاقو تکه‌تکه کردیم و به فشم بردیم و هرکدام را یک‌جایی رها کردیم. از آنجایی که متهمان جسد را بسیار خرد و هر قطعه را در میان زباله‌های دیگر رها کرده بودند ردی از جنازه کشف نشد، اما متهمان همچنان بر اعتراف خود بر جنایت باقی ماندند. در نهایت با توجه به درخواست قصاص از سوی اولیای دم کیفرخواست علیه مرد مسن و همدستش صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و متهمان به زودی پای میز محاکمه می‌روند. /شرق

این خبر مرد ۷۳ ساله زن موردعلاقه‌اش را کشت اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

همسرکشی در افغانستان، دستگیری در تهران

به گزارش بخش حوادث سایت خبرهای فوری، این مرد که ۲۰ سال دارد، هشتم تیرماه امسال همسر خود را در خانه پدرش به ضرب گلوله کشت و پس از آن همراه خانواده‌اش از افغانستان فرار کرد اما با پیگیری‌های خانواده مقتول در افغانستان این قاتل فراری در شهرک رضوی کاروان دستگیر شد و قرار است در آینده نزدیک به افغانستان فرستاده شود.
چندی قبل مأموران اداره پلیس آگاهی تهران از طریق اینترپل مطلع شدند مرد افغان که همسر خود را به قتل رسانده پس از فرار به ایران آمده است و در تهران زندگی می‌کند.
در تحقیقات بیشتر مشخص شد فرد مطلعی از اقوام مقتول در تهران سکونت دارد. او با حضور در پلیس آگاهی اطلاعات دقیقی از محل سکونت متهم و پدر ۷۰ساله‌اش در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی تهران قرار داد.  این فرد که شوهرخاله مقتول بود، به مأموران پلیس آگاهی تهران گفت: قاتلان فراری یکی از باجناق‌های من و پسرش هستند، روز هشتم تیرماه زمانی که دختر باجناق دیگرم که عروس خانواده آنهاست به خانه پدرش رفته بود، به منزل او رفتند و با اسلحه شکاری دو لول به او شلیک کردند و وی را به قتل رساندند بعد هم خانوادگی فرار کردند و به ایران آمدند.  آن موقع بود که من برای پیداکردن آنها به ایران آمدم و پس از چند ماه رد آنها را در شهرک رضوی پیدا کردم و به خانواده مقتول اطلاع دادم آنها هم موضوع را به پلیس افغانستان گفتند.
کارآگاهان پلیس آگاهی در پی به‌دست‌آمدن این اطلاعات وارد عمل شدند و دو متهم فراری را که پلیس افغانستان درخواست دستگیری آنها را کرده بود، شناسایی و بازداشت کردند. روز گذشته این متهمان برای بازجویی‌های اولیه و تشکیل پرونده به دادسرای جنایی تهران منتقل شدند.
مرد جوان درباره قتل و فرارش به ایران به خبرنگار ما گفت: همسرم دخترخاله من بود اما ما اختلاف داشتیم. او به حرفم گوش نمی‌داد. ‌آن روز با هم دعوایمان شد و مثل دفعات قبل او با حالت قهر به خانه پدر خود رفت، پس از آن یکی از ریش‌سفیدان فامیل به خانه پدرزنم رفت تا با همسرم صحبت کند. همان موقع من از یکی از اقوام حرف‌هایی درباره  اختلاف‌مان شنیدم و از اینکه او هم از موضوع مطلع شده است، عصبانی شدم. اسلحه شکاری دو لول را برداشتم و سراغ همسرم رفتم. وقتی به خانه پدرزنم رسیدم، به همسرم شلیک کردم و بعد فهمیدم او مرده است. تصمیم گرفتم فرار کنم و به ایران بیایم که پدرم هم با من آمد. او در قتل نقشی نداشت و چون بی‌کار بود با من آمد، اما نمی‌دانم چرا خانواده همسرم گفته‌اند او هم در قتل نقش داشته است.
این متهم در ادامه گفت: من اسلحه را بعد از قتل در فاصله کمی از تیراندازی دور انداختم و با پدرم به‌صورت غیرقانونی به ایران آمدم.
در این حال، سرهنگ گودرزی، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران، درباره این پرونده گفت: هر دو متهم پس از سیر مراحل قانونی در اختیار پلیس افغانستان قرار خواهند گرفت. /شرق

این خبر همسرکشی در افغانستان، دستگیری در تهران اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

قاچاق دختران ایرانی در اینستاگرام!

ه گزارش بخش حوادث سایت خبرهای فوری، گزارش تکان‌دهنده جام‌جم از پشت پرده قاچاق دختران ایرانی به کشورهای همسایه از طریق اینستاگرام.


این خبر قاچاق دختران ایرانی در اینستاگرام! اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

تصاویری از سقوط زن ۳۸ ساله به چاه پمپ‌بنزین آزادگان

به گزارش بخش حوادث سایت خبرهای فوری، آتش‌نشانان خود را به فرد مصدوم در انتهای چاه رسانده و موفق شدند این فرد را که دچار مصدومیت شده بود، به بیرون منتقل کرده و تحویل عوامل اورژانس حاضر در محل دادند.

داخل پمپ بنزین در حال بازسازی، مالک اقدام به حفر چند حلقه چاه در زیر هر ستون کرده بود و زنی ۳۸ ساله در داخل چاهی به عمق تقریبی۱۰ متر سقوط کرده و امکان خروج نداشت.

 

این خبر تصاویری از سقوط زن ۳۸ ساله به چاه پمپ‌بنزین آزادگان اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

زلزله ۵.۶ ریشتری کوخرد بستک را لرزاند

به گزارش بخش حوادث سایت خبرهای فوری، این زلزله در ساعت ۱۴:۲۸:۵۰ به مرکزیت کوخرد در شهرستان بستک به مشخصات  ۲۷.۰۵ شمالی و ۵۴.۹۷ شرقی رخ داد.

روابط عمومی هلال احمر هرمزگان افزود: اکیپ‌های ارزیاب از دقایقی قبل به کوخرد و کانون زلزله اعزام شده‌اند و تا دقایقی دیگر ارزیابی‌های اولیه جمع‌بندی می‌شود.

در همین خصوص سید شمس الدین قتالی حسینی،فرماندار شهرستان بستک در گفت و گو با ایسنا، افزود: در همین خصوص جلسه ای فوری در محل فرمانداری برگزار و تمامی تمهیدات لازم اندیشیده شد.

وی اضافه کرد: تاکنون گزارشی مبنی بر خسارت یا آسیب دیدگی در منطقه گزارش نشده است./ایسنا

این خبر زلزله ۵.۶ ریشتری کوخرد بستک را لرزاند اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

باجگیری پسر تهرانی از دختر جوان با فیلم سیاه / مرا به خانه عمویش برد

به گزارش بخش قضایی سایت خبرهای فوری، اواخر شهریور امسال دختر ۲۰ ساله که شبنم نام دارد با گوشی موبایلش سرگرم گشت زنی در دنیای مجازی بود که وارد یک کانال تلگرامی شد و چند روزی بدون این که پیامی در گروه ارسال کند پیام های دیگران را مطالعه کرد تا این که تصمیم گرفت در گروه فعالیت کند.

شبنم در ابتدا چند متن عاشقانه به گروه ارسال کرد و یک ساعت از فعالیتش نگذشته بود که یک پیام شخصی از سوی پسر جوانی به دستش رسید.

پیام عاشقانه برای دختر ۲۰ ساله

پسر جوان با چرب زبانی توانست شبنم را راضی به جواب دادن به پیام هایش کند و دختر جوان که تا آن روز با هیچ پسری در ارتباط نبود با توجه به پیام های عاشقانه پسر جوان خیلی زود دلباخته امین شد.

امین در مدت زمان کوتاه با توجه به پیام های عاشقانه و چرب زبانی هایش خیلی زود توانست اعتماد دختر جوان را جلب کند و در ادامه برای این که بتواند با هم بیشتر در ارتباط باشند شماره تلفن دختر جوان را گرفت و پیام های مجازی به تماس های طولانی بین دختر و پسر جوان تبدیل شد.

امین در تهران زندگی می کرد و وقتی شنید شبنم اهل شهری است که خانواده عمویش در آن جا زندگی می کنند تصمیم گرفت برای دیدن او به سفر برود.

قرار شوم شیطان با دختر جوان

شبنم ابتدا از ملاقات حضوری با امین ترس داشت اما بعد از یک مدت کوتاه که اسیر حرف های امین شده بود پیشنهاد ملاقات حضوری را پذیرفت.

امین وقتی شنید که شبنم حاضر است او را ملاقات کند با پسر عمویش تماس گرفت و اطلاع داد که به خانه آن ها می رود.

پسر جوان به بهانه دیدن پسر عمویش به سفر رفت و با پسر عموی جوانش هماهنگ کرد که عمو و زن عمویش را به بیرون خانه ببرد تا با دختر جوان قرار ملاقات را هماهنگ کند.

شبنم وقتی شنید قرار است به خانه پسرعموی امین برود ابتدا با این پیشنهاد مخالفت کرد اما امین ادعا کرد که جایی در شهر را بلد نیست که با هم بروند و می ترسد کسی آن ها را ببیند و آبروی هر دو برود.

دختر جوان که خام حرف های امین شده بود پذیرفت تا برای دیدن پسر جوان به خانه عموی امین برود.

ترس همه وجود شبنم را فرا گرفته بود تا این که به پشت در خانه عموی امین رسید، در خانه باز شد و پسر جوان با یک شاخه گل رز به جلوی در رفت و دختر جوان را به خانه دعوت کرد.

دختر جوان وقتی در برابر این صحنه قرار گرفت بیشتر از قبل به امین اعتماد کرد و وارد خانه شد، هنوز دقایقی نگذشته بود که امین تصمیم گرفت خواسته شومش را به اجرا بگذارد که در برابر مقاومت دختر جوان قرار گرفت.

امین در این صحنه با تهدید و زور خواسته شیطانی اش را به اجرا گذاشت و پس از اجرای نقشه اش شبنم را تهدید کرد اگر درباره این اتفاق حرفی بزند آبرویش را خواهد برد.

باجگیری شیطان

شبنم در سکوت کامل به خانه برگشت و چند روزی از پسر جوان خبری نبود و فکر می کرد دیگر خبری از امین نمی شود اما یک پیام به دستش رسید.

دختر جوان وقتی دید پیام از سوی امین است شوکه شد و با ترس پیام را باز کرد و با یک فایل فیلم روبه رو شد، صحنه رابطه شوم پسر جوان با شبنم فیلم برداری شده بود و شبنم وقتی این تصاویر را دید شوکه شد و آرزوی مرگ کرد که امین در پیام بعدی او را تهدید کرد که اگر کاری را که می خواهد انجام ندهد دست به انتشار این فیلم در فضای مجازی می زند.

امین خواست تا برای در امان ماندن آبرویش برای او پول واریز کند که شبنم با هر ترفندی بود توانست پول درخواستی را آماده کند و به حساب امین واریز کند، این اخاذی ها ادامه داشت و شبنم از ترس آبرویش از جیب پدرش پول برمی داشت تا این که یک روز پدر ش متوجه این ماجرا شد.

شکایت

پدر شبنم وقتی دید دخترش پول زیادی از جیب او برداشته است پیگیر ماجرا شد، شبنم ابتدا سکوت کرد اما وقتی دید پدرش دست بردار نیست سکوتش را شکست و پرده از اقدام شیطانی پسر تهرانی برداشت.

همین کافی بود تا پدر دختر جوان به اداره پلیس برود و از پسر جوان که دخترش را در دام شومش گرفتار کرده بود شکایت کند.

ماموران در گام نخست به خانه ای که دختر جوان هدف آزار و اذیت قرار گرفته رفتند و مشخص شد عمو و پسرعموی امین ازماجرای اقدام شوم پسر جوان بی اطلاع بودند به همین خاطر تیمی از ماموران با شگرد ویژه ای پسرفریبکار را از تهران به شهرشان کشیدند و پس از دستور قضایی موفق به دستگیری امین شدند.

امین که باور نداشت از تهران خارج شده است تا دستگیر شود، ابتدا خود را بیگناه دانست اما وقتی در برابر دختر جوان قرار گرفت به ناچار لب به سخن باز کرد و به ماموران گفت: ابتدا بدون هیچ نیت و قصدی با دختر جوان آشنا شدم اما وقتی فهمیدم همشهری خانواده پدری ام است تصمیم گرفتم برای ملاقات به خانه عمویم بروم.

وی افزود: وقتی شبنم وارد خانه شد شیطان در من نفوذ کرد و دست به این کار زدم و بعد از مدتی بی پولی تصمیم گرفتم برای رسیدن به پول از دختر جوان اخاذی کنم و از کاری که کردم پشیمانم.

بنا براین گزارش، تحقیقات از این پسر فریبکار از سوی پلیس ادامه دارد.

تحلیل کارشناس / دختران ساده لوح در دام اخاذان شوم

دکتر قربانعلی ابراهیمی جامعه شناس و استاد دانشگاه

پدیده اخاذی از دختران جوان در فضاهای مجازی پدیده ناپسند اجتماعی است که سال هاست آسیب های بی شمار اجتماعی و اخلاقی را سبب می شود. متاسفانه این پدیده ناپسند در عصر کنونی و در دهه های اخیر جنبه مادی گرفته و برخی افراد برای کسب درآمد به این کار اقدام می کنند.

اغلب دخترانی که به دام مردان و پسران شیاد می افتند به دلیل محرومیت و محدودیت های عاطفی در خانواده است که به سمت این مردان و پسران گرایش پیدا می کنند. این اتفاقات نوعی باج گیری جنسیتی به شمار می رود و پسران شیاد از سادگی دخترانی که کمبود عاطفه دارند سوء استفاده می کنند و با فریب آن ها به خاطر نداشتن آگاهی اخاذی می کنند تا به اهداف شوم خود برسند.

دخترانی که با چنین مصائبی رو به رو هستند در جامعه رو به افزایش است و چون آگاهی ندارند مورد سوء استفاده پسران شیاد قرار می گیرند و بعد از دوستی و ارتباط وقتی متوجه می شوند از آن ها عکس یا فیلم تهیه شده است از ترس آبروی شان اخاذی های مالی این مردان پلید را پاسخ می دهند و چون این مردان پلید شگردشان مادی گرایی است دختران ساده را به دام می اندازند و آن ها برای حفظ آبروی شان باج می دهند.

عده ای از این جوانان به خاطر کسب درآمد این شگردهای ناپسند اجتماعی را انتخاب می کنند و اغلب دخترانی که سطح آگاهی شان ضعیف است و خود را در جامعه و خانواده محدود می بینند و در سطح پایین اجتماعی زندگی می کنند زودتر فریب این قبیل باج گیری های جنسیتی را می خورند.

خانواده وظیفه آگاهی دادن به فرزندان را از سن کم دارد و باید آن ها را از حوادث این چنینی آگاه سازند تا در مقابل خطرات مصون بمانند. نقش آموزش و پرورش در این میان نیز مهم است مشاوران تحصیلی در مدارس وظیفه اصلی شان هدایت جوانان به ویژه دختران است.

متاسفانه چون تابوی جنسیتی در جامعه وجود دارد دختران قربانی هوس های شیادانی می شوند که از ترس آبروی شان مجبور به سکوت هستند. زیرا به لحاظ تعلیم و تربیت ضعف هایی داریم و کسانی که ضعف شخصیتی دارند زودتر فریب می خورند. دخترانی که کمبود عاطفی دارند فریب چرب زبانی پسران را می خورد و با برقراری ارتباط دوستانه به خلوت شیطانی آن ها کشیده می شوند و وقتی خود را در دام آن ها اسیر می بینند چاره ای جز باج دادن ندارند زیرا دختران در جامعه با تابوهایی رو به رو هستند و برای دفاع از خود نیازمند بازنگری قوانین حمایتی هستند.

این خبر باجگیری پسر تهرانی از دختر جوان با فیلم سیاه / مرا به خانه عمویش برد اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

عشق ممنوعه رحیم ۱۹ ساله به دخترعمه متاهل / پلیس تهران هر دو را دستگیر کرد

به گزارش بخش حوادث سایت خبرهای فوری، روز ۱۸ مهر امسال بود که زن جوانی به نام فریبا در تماس با اورژانس و پلیس برای نجات جان شوهر ۴۲ ساله‌اش درخواست کمک کرد که تیم های امدادی و پلیس با حضور در محل با جسد جمال که در وسط خانه روی زمین افتاده بود روبه رو شدند.

گفت وگو با قاتل عاشق پیشه

رحیم ۱۹ ساله ادعا می کند ابتدا قصد نداشته خودش دست به قتل بزند و وقتی نقشه‌اش از سوی مرد اجیر شده نا تمام می ماند خودش تصمیم می گیرد دست به قتل بزند.

چند سال است که با فریبا در ارتباط هستی؟

از سه سال قبل که خواهرم فوت کرد.

خواهرت بیماری داشت؟

نه، من و خواهرم سه سال قبل به صورت قاچاقی به ایران آمدیم که در مسیر به خاطر شلوغی محلی که درآن پنهان شدیم خواهرم در آغوش من بود که دیگر نتوانست نفس بکشد و جان داد.

چطور با فریبا ارتباط برقرار کردی؟

بعد از مرگ خواهرم افسردگی گرفتم و مادرم از فریبا خواسته بود که به من زنگ بزند و حرف بزنیم تا کمی حالم بهتر شود که همین تماس های تلفنی در مدت زمان طولانی باعث شد تا به هم علاقه مند شویم و رابطه عاطفی پیدا کنیم.

فریبا دستور قتل داد؟

نه، فریبا از مشکلاتش حرف زد و چون به او علاقه داشتم می خواستم کمکش کنم و حتی چند بار پیشنهاد قتل دادم که او عصبانی شد و خواست دیگر در این باره صحبت نکنم.

شنیدم قصد سفر به ترکیه داشتی؟

وقتی دیدم جمال حاضر به طلاق نیست به فریبا پیشنهاد دادم تا با هم به ترکیه فرار کنیم اما او تاکید داشت که به شوهرش خیانت نمی کند.

چرا جمال را کشتی؟

قرار نبود او را به قتل برسانم.

چه نقشه ای داشتی؟

وقتی شنیدم فریبا به خانه مادرش رفته با یک مرد که از قبل با او صحبت کرده بودم قرار گذاشتم با هم به خانه جمال برویم و او به زور جمال را از ایران خارج و مدتی زندانی کند تا با گذر زمان جمال حاضر به جدایی شود.

پس چرا او را کشتی؟

وقتی مرد جوان سر قرار آمد، سه میلیون تومان به او دادم که پا به فرار گذاشت، بعد از آن عصبانی بودم و تصمیم گرفتم خودم نقشه را اجرا کنم.

چطور جمال را به قتل رساندی؟

وارد خانه شدم و با هم تلویزیون نگاه کردیم که پس از ۱۰ دقیقه، با شالی که روی زمین بود به سمت جمال رفتم و از پشت او را خفه کردم.

چرا به صحنه قتل بازگشتی؟

فکر نمی کردم پلیس مرا دستگیر کند به همین دلیل با مادرم به خانه جمال بازگشتیم که پلیس مرا دستگیر کرد.

حرف آخر؟

پشیمانم و عذاب وجدان دارم، باور کنید فریبا در این ماجرا نقشی نداشته و بیگناه است.

بنا بر این گزارش، متهم برای تحقیقات بیشتر به دستور بازپرس ویژه قتل در اختیار ماموران اداره ۱۰ پلیس آگاهی تهران قرار دارد.

این خبر عشق ممنوعه رحیم ۱۹ ساله به دخترعمه متاهل / پلیس تهران هر دو را دستگیر کرد اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

تل مرد پولدار و پسر معلولش برای تصاحب اموال میلیاردی

به گزارش بخش حوادث سایت خبرهای فوری، وسوسه بالا کشیدن اموال خسرو، رفیق گرمابه و گلستان او را به جایی کشاند که نه‌تنها نقشه قتل او را کشید، بلکه فرزند ۱۲ ساله‌اش را هم به قتل رساند تا بعد از مرگ خسرو وارثی هم در کار نباشد. متهم که با اجیر کردن کارگر کارواش خود نقشه‌اش را عملی کرده بود، بعد از این‌که به وعده‌هایش در مورد همدستش عمل نکرد، توسط همان کارگر به پلیس لو داده شد و پای میز محاکمه قرار گرفت. متهم ردیف اول بعد از محاکمه به دو بار قصاص محکوم شد و قضات، اجیرکننده او را به ۱۵ سال زندان محکوم کردند.

تابستان ۹۴  خبر مفقود شدن خسرو و پسرش از سوی خانواده‌شان به اطلاع ماموران پلیس رسید. آنها در طرح شکایت خود اعلام کرده بودند که پسر خسرو معلولیت ذهنی داشته و بعد از طلاق مادرش با پدر خود زندگی می‌کرده، اما یکباره پدر و پسر غیبشان زده بود.
رسیدگی به پرونده در حالی ادامه داشت که جسد سوخته مرد جوان که در حاشیه جاده پردیس رها شده بود، در کنار جسد پسرش کشف شد و هویت آن به تایید خانواده‌شان رسید .
ماموران در اولین قدم دوربین‌های محل زندگی خسرو را مورد بررسی قرار دادند و تصویر مردی در حال بردن فرزند خسرو از خانه در دوربین به ثبت رسیده بود. قبل از شناسایی دقیق آن مرد؛ چند روز بعد از حادثه، یک ناشناس با ماموران پلیس تماس گرفت و گفت فردی به نام ناصر که در منطقه تهرانپارس کارواش دارد و از دوستان صمیمی خسرو است، قاتل خسرو و پسرش است.
ماموران بعد از آن تماس سراغ ناصر رفتند و در کارواش بازداشتش کردند. مرد جوان ابتدا هر گونه ارتباطی را با قتل خسرو انکار کرد اما وقتی مبایعه‌نامه جعلی فروش املاک خسرو در محل کارش کشف شد دیگر راهی برای فرار از حقیقت نیافت و در اولین اعترافات خود به ماموران گفت که با همراهی کارگر کارواش خود با انگیزه انتقال اموال خسرو، نقشه قتل او و فرزندش را عملی کرده است تا بعد از مرگ خسرو، وارثی هم بر جا نماند.
در پی اعتراف متهم، کارگر کارواش هم دستگیر و مشخص شد او همان کسی بوده که موضوع قتل را به ماموران پلیس اطلاع داده بود. قاسم بعد از دستگیری به ماموران گفت: «ناصر به من وعده داده بود که ۲۰۰ میلیون تومان به من خواهد داد. اما بعد از اجرای نقشه برای پرداخت پول امروز و فردا می‌کرد. برای همین من او را لو دادم. اما فکر نمی‌کردم خودم هم دستگیر شوم.»
با شکایت اولیای دم و اعتراف صریح متهمان، پرونده با صدور کیفرخواست به اتهام مشارکت در قتل متهمان راهی دادگاه کیفری یک استان تهران شد. سال گذشته پرونده در دادگاه رسیدگی شده و متهمان به قصاص محکوم شدند اما با نقض رای از سوی دیوان‌عالی کشور و ایراد نقص به تحقیقات مقدماتی پرونده، باردیگر متهمان پای میز محاکمه ایستاده و این بار سرنوشت متفاوتی نسبت به قبل برای آنها رقم خورد.
قاسم در دادگاه در دفاع از خود گفت: «ناصر نزد همه خود را از افراد با نفوذ حکومتی جا می‌زد. برای همین خسرو به او اعتماد کرده بود. طبق نقشه‌ای که او از قبل کشیده بود، قرار بود به بهانه تفریح در ویلای دماوند خسرو، او را به جاده بکشانیم.روز حادثه و وسط راه، ‌بند کتانی را از پشت سر دور گردن خسرو انداختم و ناصر دستان او را گرفت تا مقاومت نکند و او را به قتل رساندیم. بعد هم جسد او را آتش زدیم و ناصر دنبال پسر خسرو رفت. می‌گفت پسر خسرو را به بهانه این‌که پدرش او را دنبالش فرستاده از خانه خارج کرده است و پسربچه در خانه تنها بوده و به خاطر اعتمادی که به ناصر داشته و او را عمو صدا می‌زده با او همراه شده تا نزد پدرش بیاید. وقتی او را آورد، بند کتانی را دور گردنش انداختم اما دلم نیامد او را خفه کنم. ناصر با بیل به سرش زد و او را کشت.»
این ادعای متهم در دادگاه با اعتراض وکیل اولیای دم روبه‌رو شد؛چرا که علت فوت فرزند خسرو خفگی با بند بود.
بعد از آن ناصر در دفاع از خود گفت: «من هیچ ارتباطی با قتل دوستم ندارم و از هیچ چیز خبر نداشتم. آن روز خسرو با من تماس گرفت و گفت پسرش را به دماوند ببرم. من هم دنبال فرزندش رفتم، اما چون خودم وقت نداشتم از کارگرم خواستم این کار را انجام دهد. نمی‌دانم بعد بین آنها چه اتفاقی افتاد و چرا خسرو و پسرش را کشت.»
متهم در توضیح  کشف اسناد جعلی از املاک خسرو گفت: «اسناد جعلی را به درخواست خود خسرو تنظیم کرده بودم. او به من گفت در قمار باخته و از من خواست اموالش را به نام خودم بزنم تا آنها را از دست ندهد.»
قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهمان، قاسم را به دو بار قصاص نفس و ناصر را از اتهام مشارکت در قتل تبرئه و به اتهام معاونت در قتل به تحمل ۱۵ سال حبس و دو سال تبعید به شهرستان خاش محکوم کردند. /روزنامه جام جم

این خبر تل مرد پولدار و پسر معلولش برای تصاحب اموال میلیاردی اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.