بررسی فیلم Battle Angel Alita؛ فرشته نابودی به پا می‌خیزد

انیمه و هالیوود هیچ گاه رابطه خوبی نداشتند و تا به امروز هر بار سردمداران هالیوودی سعی کردند تا یک انیمه را تبدیل به یک فیلم سینمایی کنند، حاصل کار یک اثر سینمایی خیلی  بد یا در بهترین حالت یک اثر سینمایی بد از آب در آمده است. فیلم‌هایی مثل دراگن بال یا روح در صدف نمونه‌ای از این موارد شکست خورده به حساب می‌آیند و اکران آنها باعث شد که بسیاری از کارشناسان بر این باور باشند که لزوما یک انیمه خوب نمی‌تواند به یک فیلم هالیوودی خوب تبدیل شود. اهل فن اعتقاد دارند که لایه‌های زیرین داستانی یک انیمه در نوع هالیوودی آن نابود شده و اکثر این آثار از جزییات ریز و جذاب انیمه‌ها غافل می‌مانند.

بررسی فیلم Battle Angel Alita

  • کارگردان: رابرت رودریگوئز
  • نویسنده فیلمنامه: جیمز کامرون
  • استودیو تهیه کننده: فاکس قرن بیستم
  • بازیگران: کریستف والتز، جنیفر کانلی، ماهرشالا علی، رزا سالازار
  • بودجه: ۱۷۰ میلیون دلار

خبر ساخت فیلم Battle Angel Alita به حدود ده سال پیش برمی‌گردد؛ زمانی که جیمز کامرون (کارگردان شهیر هالیوودی و سازنده فیلم‌های بزرگی چون تایتانیک) هنوز صحبتی درباره ساخت فیلم آواتار به میان نیاورده بود. در آن زمان اعلام شد که جیمز کامرون قصد دارد فیلمی لایواکشن بر اساس مانگای محبوب Battle Angel Alita (یا به بیان ژاپنی‌اش Gunmo) بسازد. خبر کوتاه بود و بعدها هم در هاله‌ای از ابهام فرو رفت و کامرون با ساخت آواتار توانست دنیا را به تسخیر خود در بیاورد.

بررسی فیلم Battle Angel Alita

Battle Angel Alita در حقیقت یک مانگا (کمیک از نوع ژاپنی!) است که در ۹ مجلد و در حد فاصل ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۵ توسط یوکیتو کوشیرو نوشته و منتشر شد. البته استقبال از این مانگا باعث شد که در سالهای بعد از انتشار نسخه اولیه، دنباله‌ها و داستانک‌هایی فرعی از دل آن ساخته و منتشر شود. امروزه مانگای Battle Angel Alita: Mars Chronicle که از سال ۲۰۱۴ به طبع چاپ رسیده همچنان هم در حال انتشار است.

Battle Angel Alita در سال ۱۹۹۳ تبدیل به دو انیمه کوتاه OVA شد که مدت زمان هر یک از این قسمتها به حدود نیم ساعت می‌رسید. این دو قسمت بر اساس جلدهای اول و دوم مانگا ساخته شده بودند و در زمان خود با استقبال نسبتا خوبی مواجه نشدند اما بنا به دلایلی استودیو سازنده از ساخت انیمه سریالی اثر صرف نظر کرد. یوکیتو (نویسنده و خالق اثر) گفته که هیچ‌گاه اقتباسی انیمه‌ای در نظر نداشته و سرش شلوغ بوده و وقت نداشته که بتواند روی یک انیمه مجزا و مستقل کار کند.

بررسی فیلم Battle Angel Alita

در هر حال سفر Battle Angel Alita در مدیایی خارج از مانگا همینجا تمام شد تا اینکه به سال‌های اخیر رسیدیم. بعد از اکران موفقیت آمیز فیلم آواتار و تبدیل شدنش به پرفروش‌ترین فیلم تمام اعصار و تاریخ هالیوود تا به امروز؛ جیمز کامرون تصمیم گرفت به پروژه Battle Angel Alita خود بازگردد و آن را فراموش نکند. او پیش‌تر هم سریالی با نام Dark Angel ساخته بود که البته ربطی به Battle Angel Alita نداشت ولی شخصیت اصلی آن هم دختری کم سن و سال بود که بنا به یک سری تغییرات ژنتیکی تبدیل به یک ماشین کشتار شده بود. جیمز کامرون اما به شدت درگیر ساخت قسمت‌های دوم و سوم حماسه بزرگ خود (آواتار) بود و سکان کارگردانی فیلم را به دوست خوبش رابرت رودریگوئز داد و ترجیح داد خود در نقش نویسنده و تهیه کننده ظاهر شود.

بررسی فیلم Battle Angel Alita

انیمه های کوتاه این اثر با اینکه ادامه نیافتند اما همیشه به عنوان آثاری قوی به آن نگاه می‌شود

Battle Angel Alita در سال ۱۹۹۰ داستانی ناب و جدید داشت و شاید امروزه کمی تا قسمتی این داستان کلیشه‌ای به نظر برسد؛ به خصوص اینکه فیلمی به نام Elysium در سال ۲۰۱۳ با بازی مت دیمون اکران شد که از بسیاری جهات در هسته داستانی خود شبیه به آخرین کار جیمز کامرون و رودریگوئز است. در Battle Angel Alita با شهری ویران شده روبرو هستیم که Iron City نام دارد و در بالای این شهر، روی آسمان، یک شهر بزرگ به نام Zalem قرار دارد. ساکنین Iron City افرادی هستند که بضاعت رفتن به Zalem را ندارند و جزو شهروندان درجه یک به شمار نمی‌آیند. برخی از شهروندان آیرون سیتی هم افرادی طرد شده از Zalem هستند که این افراد با داغ کردن یک نقطه روی پیشانی‌شان قابل تشخیص هستند.

در Iron City زندگی در شرایط حداقلی می‌گذرد و گفته می‌شود که آن بالا، در Zalem، اوضاع زندگی کاملا فرق می‌کند. در این بین دانشمندی به نام ایدو (با بازی کریستف) که از ساکنین گذشته Zalem بوده و بنا به دلایلی نامشخص به این شهر فرستاده شده؛ در حال ساخت روبات‌های انسان‌نما و کمک به این ربات‌ها در این شهر نفرین شده است. او در ابتدای فیلم در میان تلمباری از زباله، یکی از مدل‌های پیشرفته این نوع ربات‌ها را پیدا می‌کند و با راست و ریست کردن آن، زندگی تازه‌ای به آن می‌بخشد.

بررسی فیلم Battle Angel Alita

ایدو نام ربات را آلیتا می‌گذارد و به او جهان زیرین را نشان می‌دهد. آلیتا ربات پر جنب و جوشی است که عاشق پرتقال و شکلات شده و هیچ چیزی هم از زندگی گذشته خود به خاطر نمی‌آورد. او کم کم دوستانی برای خود پیدا می‌کند تا اینکه بر اساس یک سری اتفاقات، به چند قابلیت ویژه و مهم خود پی می‌برد که او را به گذشته تاریکش نزدیک می‌کند…

Battle Angel Alita توسط جیمز کامرون نوشته شده و این شخص تا توانسته به منبع اقتباسی خود وفادار مانده است به طوری که بسیاری از دیالوگ‌ها و صحنه‌ها بازسازی عینی صحنه‌های رخ داده در داخل مانگا است. راز اصلی موفقیت فیلم هم در همین نکته نهفته است که کامرون برخلاف بسیاری از کارگردانان سعی نکرده تا المان‌های بیخودی به داستان قوی مانگا اضافه کند. طبیعتا بازسازی نه جلد مانگا و جزییات نوشته شده در آن در یک اثر سینمایی دو ساعته کار سختی است و به همین دلیل هم می‌توان گفت که Battle Angel Alita هم فعلا دو فصل اول این مانگا را در نظر گرفته است. این یعنی اینکه اگر انیمه دو قسمتی این اثر را دیده‌اید، تقریبا بیش از نصف داستان فیلم سینمایی را می‌دانید.

بررسی فیلم Battle Angel Alita

اما چرا می‌گویم نصف؟ چون جیمز کامرون و تیم سازنده سعی کرده‌اند از داستانک‌های فرعی دنیای سایبرپانک مانگا عناصر و المان‌های جذابی را خارج کنند و در فیلم بگنجانند. ورزش‌هایی عجیب و غریب که جوانان Iron City به آن مشغول هستند و یا نبردهای ربات‌ها در میدان مبارزه با یکدیگر که در دو فصل اول انیمه صرفا به آن اشاره می‌شود و روی آن مانور داده نمی‌شود در فیلم به نمایش در می‌آید. جیمز کامرون با هوشمندی داستان و شاکله اصلی قصه فیلم را بر اساس دو فصل ابتدایی مانگا پیش می‌برد و قرض‌هایی هم از گوشه و کنار این جهان پهناور می‌گیرد تا به فیلمنامه خود یک حال اساسی دهد.

بررسی فیلم Battle Angel Alita

با این وجود باید اعتراف کرد که بازهم فیلم نمی‌تواند لایه‌های زیرین داستان انیمه را درست به رگ‌های خود تزریق کند و از پیش کشیدن بحث‌های فلسفی مانگا حذر می‌کند. Battle Angel Alita می‌توانست به اثری علمی-تخیلی تبدیل شود که به مراتب از فیلم‌هایی چون ماتریکس، بیشتر و بیشتر مفاهیم عمقی داشته باشد و شاید بد نبود که کامرون و واچوفسکی‌ها دنیای پر از پتانسیل Iron City را به تصویر بکشند.

بررسی فیلم Battle Angel Alita

شهر Zalem (دقت کردید که تلفظ این شهر دقیقا مصداق ظالم در زبان عربی است و هیچ بعید نیست این واژه برای نویسنده الهام بخش نامگذاری شهری ظالم و ستمگر نسبت به دیگر شهروندان بوده باشد؟) سرزمین موعودی است که تقریبا برای هیچ یک از شهروندان دون پایه آیرون سیتی قابل دسترس نیست. عده‌ای در این بین حضور دارند که ادعا می‌کنند می‌توانند با دریافت پول هنگفت، مردم را به Zalem‌ ببرند.

از آنسو داستان تجارت اعضای بدن روبات‌های انسان نما در دل شب‌های تاریک این شهر خوفناک وجود دارد (که این بخش داستانی قطعا وام گرفته از داستان مشهور آیا اندرویدها خواب گوسفند برقی می‌بینند یا همان بلید رانر خودمان است) و از سوی دیگر جایزه بگیرانی در دل شهر وجود دارند که با خلافکاران می‌جنگند و نقش پلیس‌های امروزی را به طور کثیفی ایفا می‌کنند. تمامی این داستانک‌ها به علاوه چندین مورد دیگر در خلال فیلمنامه پیچیده فیلم وجود دارد و کامرون توانسته تاحد زیادی انسجام را حفظ کند اما در برخی موارد هم افسار از دستش خارج شده و داستان تو در توی فیلم گنگ می‌شود.

بررسی فیلم Battle Angel Alita

درواقع این نکته را باید دانست که اعضای سازنده فیلم قصد دارند تا دنباله‌‌هایی برای فیلم بسازند و طبیعتا هرچه که در آستین داشتند را در این فیلم رو نکرده‌اند اما فیلم به عنوان یک اثر مستقل سینمایی، پرسش‌های بی‌جواب زیادی از خود به جا می‌گذارد که شاید به مذاق برخی تماشاگران خوش نیاید. البته همین اتفاق درباره فیلم قبلی کامرون یعنی آواتار هم تا حدی رخ داد و مردم خیلی هم استقبال کردند! تا لحظه نوشتن این مطلب هم فروش فیلم Battle Angel Alita رقم کمی نبوده هرچند انتظارات را هم برآورده نکرده است.

مانگا و انیمه Battle Angel Alita از یک خشونت ذاتی برخوردار بودند و از نشان دادن خون و خونریزی و البته برهنگی ابایی نداشتند. خالقان نسخه هالیوودی اثر اما کمی تا قسمتی این موضوع را کاهش دادند تا درجه بندی سنی فیلم به R تغییر پیدا نکند. رودریگوئز اما استاد این موضوع است که در قالب یک فیلم PG-13 (رتبه بندی سیزده سال به بالا) صحنه‌هایی خلق کند که چندان با فیلمهای درجه بندی سنی بالا تفاوت نداشته باشد (دسپرادو را به یاد دارید که در آن کابوی‌ها به هم شلیک می‌کردند و هندوانه‌های پشت سرشان با رنگ سرخشان می‌ترکید؟ رودریگوئز همینقدر زبر و زرنگ است!).

بررسی فیلم Battle Angel Alita

خشونت فیلم از نوع فانتزی است و تکه پاره شدن ربات‌ها و جاری شدن روغن درون بدن آنها و پاشیدن آن به در و دیوار و یا آویزان شدن اجزای رباتیک آنها، تقریبا توانسته همان خشونت بی حد و مرز مانگا را تکرار کند. صحنه‌های اکشن فیلم خارق‌العاده از آب در آمده‌اند و ریتم فیلم با اینکه در اواسط تا آخرهای میانه دوم آن کمی از حال می‌افتد، اما تقریبا از اول تا آخر هیجان انگیز است.

مهم‌ترین ویژگی فیلم، جلوه‌های ویژه بی‌نظیر آن است که توسط همان تیم خلاق فیلم آواتار صورت گرفته است. تیم جیمز کامرون در لحظه به لحظه ساخت فیلم حضور داشتند و حالا بعد از تجربه اعجاب انگیزی چون آواتار، بار دیگر اثری سینمایی ساخته‌اند که مثل و مانند آن در هیچ اثری دیده نمی‌شود. Battle Angel Alita از حیث جلوه‌های ویژه و جلوه‌های بصری در بالاترین رتبه‌ای که تصورش را می‌کنید قرار دارد و باید برای تک تک زحماتی که تیم سازنده آن کشیده ایستاده دست زد. خود شخصیت اصلی یعنی آلیتا، با بازی رزا سالازار همراه بوده که البته یک روکش فانتزی روی آن کشیده شده است. طراحی آلیتا با آن چشمان بزرگ که تداعی کننده انیمه است، با استفاده از تکنیک‌های روز سینمای جهان و پیشرفته‌ترین سیستم‌های استاپ موشن، آنقدر طبیعی از آب در آمده که کمتر کسی امکان دارد نسبت به پیاده‌سازی دقیق و درست آن به حیرت نیفتد.

بررسی فیلم Battle Angel Alita

در کنار طراحی کاراکتر آلیتا، خود دنیای Iron City را داریم که بهترین شهر سایبرپانکی خلق شده در سینمای هالیوود به شمار می‌رود و طراحی دیگر ربات‌ها و میدان مسابقه و… آن با صبر و حوصله تمام صورت گرفته است. فیلم Battle Angel Alita با رعایت همین نکات می‌تواند نقصان جزیی فیلمنامه خود را بپوشاند و خودش را تبدیل به اثری بی‌نهایت دیدنی کند. به جز رزا سالازار که نقش اصلی را برعهده دارد، کریستف والتز هم در نقش ایدو ظاهر شده که هم شکل و شمایل کاراکتر مانگا را حفظ کرده و هم توانسته روحیه همین شخصیت را به خوبی به تصویر بکشد. دیگر بازیگران فیلم از جمله ماهرشالا علی و جنیفر کانلی با اینکه حضور مهمی در فیلم دارند اما در واقع به خاطر نپرداختن درست فیلمنامه به شخصیت آنها، کمی تا قسمتی مقوایی از آب در آمده‌اند. این موضوع در مورد کاراکتر شیرن (جنیفر کانلی) بیشتر هم به چشم می‌خورد و معلوم نیست که چرا کامرون بی‌خیال پردازش بهتر و دقیق‌تر این شخصیت در فیلم نخست شده است.

بررسی فیلم Battle Angel Alita

جدا از جلوه‌های بصری فیلم، باید گفت که جلوه‌های سمعی فیلم نیز در جایگاه بسیار بالایی قرار دارد و گل سر سبد این موضوع نیز موسیقی جادویی فیلم به شمار می‌رود. این موسیقی سراسر هیجان و کاملا متناسب با جهان سایبرپانک فیلم، در جای جای صحنه‌ها می‌نشیند و با جلوه‌های ویژه بی‌نظیر فیلم ادغام شده و معجونی محسور کننده را تحویل تماشاگر می‌دهد.

جیمز کامرون و رابرت رودریگوئز بهترین فیلم اقتباسی از مانگا را تا به امروز ساخته‌اند و با وجود کهنه شدن داستان بیست و چند سال پیش، توانسته‌اند به آن شاخ و برگ‌هایی بدهند که داستان همچنان با وجود نقص‌هایش حرفی هم برای گفتن داشته باشد. همانطور که گفتم Battle Angel Alita می‌توانست از یک فیلم اکشن بی‌نظیر تبدیل به فیلمی عمیق‌تر از نظر مضمون داستانی شود اما فیلمساز ترجیح داده که این موضوع را در لایه سطحی خود نگه‌دارد و با ورود جزیی نکات سیاسی به فیلمش، تمامی تماشاگران را برای ادامه آن هایپ کند و چشم به انتظار نگه‌دارد. Battle Angel Alita با این وجود همچنان دیدنی است و یک دگرگونی عظیم در هالیوود به شمار می‌رود و می‌تواند تا مدت‌ها صحنه‌هایش در ذهن بارها و بارها مرور شود و هر بار هم ذهن آدمی را به بهت در بیاورد.

The post بررسی فیلم Battle Angel Alita؛ فرشته نابودی به پا می‌خیزد appeared first on دیجیاتو.

هر آنچه از ترمیناتور (Terminator) تا به امروز می‌دانیم، هاستالا ویستا بیبی!

واقعا کسی هست با شنیدن نام آرنولد شوارتزینگر، به یاد هنرنمایی این بازیگر دوست‌داشتنی در سری فیلم‌های ترمیناتور (Terminator) نیفتد؟ فرنچایزی ماندگار در صنعت سینما که ۲۵ سال از عمرش گذشته و با معرفی Terminator 6 معلوم شده فرنچایز ترمیناتور، این مجموعه کهن‌سال، هنوز مانده تا به آخر راه خود برسد.

جیمز کامرون و گیل ان هرد (Gale Anne Hurd) خالقین ترمیناتور شاید فکرش را نمی‌کردند فیلم سینمایی ترمیناتور تبدیل به اثری شود که بعدها از روی این قصه، دنباله‌های دیگری در سینما، کمیک و حتی بازی‌های ویدیویی ساخته شود. عوامل مختلفی مثل پارامونت پیکچرز تا جایی که می‌توانستند شیره ترمیناتور را کشیدند و اگر خودتان را جزو هواداران پر و پا قرص این سری بدانید، بعد از دنباله دوم که تحت عنوان «روز رستاخیز» اکران شد، به احتمال زیاد با سایر دنباله‌های ترمیناتور چندان خو نگرفتید.

موضوع «سفر در زمان» در سال ۱۹۸۴، یک ایده ناب و تازه بود. هر چند درست یک سال بعد از اکران ترمیناتور ۱، شاهد فیلمی از رابرت زمکیس (Robert Zemeckis) به نام Back To The Future بودیم که توانست از زاویه دید علمی به این مقوله پرداخته و فیلم‌های آینده در سبک علمی-تخیلی را تحت تاثیر خود قرار دهد. با این اوصاف، جیمز کامرون در ترمیناتور از المان «سفر در زمان» به صورت هوشمندانه استفاده کرده تا ایده سفر در زمان، باعث پیچیدگی بیش از حد داستان نشود.

تمام بدبختی‌های فیلم ترمیناتور از نقطه‌ای شروع شد که در آینده‌ای دور، هوش مصنوعی قدرتمندی به نام اسکای‌نت وقتی می‌بیند از پس گروه مقاومتی که انسان‌ها تشکیل داده‌اند برنمی‌آید، تصمیم می‌گیرد روبات‌هایی به زمان گذشته بفرستد تا با سر به نیست کردن مادر جان کانر، رهبر گروه مقاومت، این قائله را به نفع خود به پایان برساند. ولی جان کانر در زمان آینده نیز بیکار ننشسته و با فرستادن سربازی به نام کایل ریس قصد دارد روبات T-800 (با بازی آرنولد شوارتزینگر) را نابود کند.

ترمیناتور

جلوه‌های ویژه بصری در ترمیناتور ۲: روز رستاخیز در آن دوران پدیده‌ای بی بدیل بود.

نکته جالب اینجاست سارا کانر به واسطه رابطه‌ای که با محافظ خود یعنی کایل ریس داشته، حامله می‌شود. در واقع کایل ریس، پدر جان کانر است. پس باید فرض کنیم اسکای‌نت یا هر فردی که پشت این سیستم مخفی شده، از همان اول این واقعیت را می‌دانسته. در فیلم نیز تقابل دو ترمیناتور را با یکدیگر تماشا می‌کنیم که چطور T-800 مغلوب می‌شود. آیا اسکای‌نت واقعا هدفش این بود جلوی به دنیا آمدن جان کانر را بگیرد؟

جیمز کامرون به واسطه فیلم Terminator 2 جدا از چهار جایزه اسکار، جوایز ریز و درشتی را در جشنواره‌های مختلف به خاطر این فیلم توانسته تصاحب کند. شاید این موفقیت دور از انتظار دنباله دوم، یکی از علل مهمی بود که چشم طمع به این فرنچایز را بیشتر کرد و بعدها کارگردان‌های دیگری دنباله‌های سوم و چهارم را برای این فرنچایز در نظر گرفتند. تقریبا همه هواداران دو آتشه مجموعه ترمیناتور اعتقاد دارند این دنباله‌ها به هیچ عنوان در خور ترمیناتورهای جیمز کامرون نبود.

ترمیناتور

چهره خوفناک آرنولد و هارلی دیویدسون، از معدود چهره‌های سینمایی است که نمی‌توان از یاد برد.

در قسمت دوم می‌بینیم جان کانر ۱۰ سال بیشتر سن ندارد و مادر واقعی‌اش، او را ترک کرده تا جان در امان باشد. این بار نیز دو ترمیناتور خوب و بد وارد این خط زمانی شده و به دنبال جان کانر می‌گردند. ولی این بار آرنولد شوارتزینگر در نقش ترمیناتورِ خوبِ داستان وارد قضیه می‌شود. جیمز کامرون این بار در دل ماجرا، جریانی دیگر خلق می‌کند. ترمیناتور آرنی (یا همان آرنولد) تصمیم دارد با ترور مایلز دیسون، جلوی شکل گرفتن اسکای‌نت را در وهله اول بگیرد. در قصه قسمت دوم متوجه می‌شویم دیسون با استفاده از پردازنده‌ و بازوی خراب ترمیناتور T-800 در فیلم قبلی سعی می‌کند تا اسکای‌نت را راه بیندازد. ماجرا در Terminator 2 فراز و نشیبی دیدنی دارد ولی در نهایت با اینکه مایلز دیسون ترور نمی‌شود، روز رستاخیز (Judgment day) در آینده رخ نمی‌دهد؛ روزی که اسکای‌نت، موشک‌های هسته‌ای را قرار بود در کل دنیا پرتاب می‌کند تا نسل بشریت یک بار برای همیشه نابود شود.

نقطه مبهم و بحث برانگیز ماجرا اینجاست اگر جلوی روز رستاخیز در گذشته گرفته شود، پس هیچ جنگی در آینده نیز رخ نداده و ترمیناتوری نیز به سال ۱۹۸۴ برنمی‌گردد تا سارا کانر را به قتل برساند. اصلا کایل ریس به عقب برنمی‌گردد تا جان کانر به دنیا بیاید. این همه حفرات داستانی، دنباله‌های دیگری می‌طلبید تا این ابهامات را کاملا توضیح دهد و به همین منظور ترمیناتور ۳: قیام ماشین‌ها ساخته شد.

ترمیناتور

ترمیناتور ۳ ضعیف‌ترین دنباله در این سری بود ولی تقابل بین آرنولد و ترمیناتور T-X جزو المان‌های مثبت این فیلم بود.

در قسمت سوم توضیح داده شد روز رستاخیز متوقف نشده و صرفا این رویداد تاریخی به عقب افتاده و به جای به وقوع پیوستن روز رستاخیز در ۱۹۹۷میلادی، این اتفاق به سال ۲۰۰۴ موکول شد. این بار جان کانر به قدری بزرگ شده تا خودش برای جلوگیری از این اتفاق ناگوار تلاش کند. در Terminator 3 دیگر خبری از پایان خوب نیست و روز رستاخیز در نهایت رخ می‌دهد و جان کانر نیز در سال ۲۰۳۲ به دست ترمیناتور (آرنولد شوارتزینگر) به قتل می‌رسد. در انتها کیت، همسر جان کانر تلاش می‌کند با برنامه‌ریزی مجدد ترمیناتور قاتل، وی را به گذشته بفرستد تا بلکه خط زمانی تغییر پیدا کند.

ماجرا اینجاست با اکران سومین دنباله، در حقیقت با سه بازه زمانی مختلف روبه‌رو شدیم. خط زمانی اول در فیلم نخست که روز رستاخیز در همان سال ۱۹۹۷ رخ داد. در ترمیناتور ۲ همین خط داستانی جلوتر می‌رود ولی با جلوگیری از روز رستاخیز، خط داستانی دومی شکل می‌گیرد که روز قیامت هیچوقت رخ نداده. و در نهایت خط داستانی سوم که کاملا با هر آنچه دیدیم تفاوت پیدا می‌کند و روز رستاخیز در سال ۲۰۰۴ با موفقیت روی می‌دهد.

ترمیناتور

ترمیناتور: رستگاری فیلم بدی نبود ولی با استانداردهایی که جیمز کامرون روزی به ما نشان داد،‌ فرسنگ‌ها فاصله داشت.

به قدری انتقادها درباره فیلم Terminator 3 زیاد بود که در چهارمین دنباله این سری محبوب، ایده سفر در زمان تقریبا وجود ندارد و ما با یک خط داستانی تقریبا سر راست طرف حساب هستیم. خط زمانی Terminator Salvation به سال ۲۰۱۸ برمی‌گردد. زمانی که جان کانر (با بازی کریستین بیل) به کمک گروه مقاومت سعی دارد تا اسکای‌نت را از قدرت ساقط کند.

در این فیلم سایبورگ‌های هیبریدی را می‌بینیم که نیمی از آنها انسان و نیمی دیگر روبات هستند. مارکوس (سم ورتینگتون) شخصیتی جدید در این سری بوده که به عنوان یک جاسوس دو جانبه سعی در تلاش است جان کانر را ترور کند. ولی در انتها می‌بینیم او با فداکاری خود باعث می‌شود جان کانر از مهلکه جان سالم به در ببرد.

ترمیناتور

ترمیناتور جنیسیس یک فاجعه بود و بی‌وفا به اصل و ریشه‌ خودش؛ ولی تو محبوب من، پیر نشو.

فیلم Terminator Genisys به کارگردانی آلن تیلور نهایت تلاشش را کرد تا کایل ریس (با بازی جای کورتنی) را به سال ۱۹۸۴ بفرست تا دوباره از سارا کانر محافظت کند. جدا از ایفای نقش نسبتا خوب املیا کلارک و آرنولد شوارتزینگر، ترمیناتور جنیسیس یک فاجعه بود! چون فیلم‌نامه‌نویس، تمام آنچه تا الان مطالعه کردید را فدای یک خط داستانی جدید می‌کند. فیلم‌نامه‌نویس آرنولد را در نقش یک ترمیناتور به سال ۱۹۷۳ می‌فرستد تا از سارا کانر که ۸ سال بیشتر نداشته، محافظت کند. سارا این ترمیناتور را پاپس صدا می‌کند.

این خط داستانی بالاخره با خط داستانی فیلم اول در یک شاهراه واحد قرار می‌گیرد. بر همین اساس ما به جای دو عدد ترمیناتور، شاهد چهار ترمیناتور هستیم. اسکای‌نت ترمیناتور T-1000 را در هیبت کایل ریس می‌فرستد تا طبق معمول همیشه کاری کند جان کانر به دنیا نیاید. پس از تعقیب و گریزهای زیاد، بالاخره این ترمیناتور توسط سارا نابود می‌شود.

پاپس در رابطه با همه چیز در آینده به سارا توضیح داده و وی را آماده می‌کند. با این اوصاف سارا می‌خواهد به سال ۱۹۹۷ برود تا جلوی به وقوع پیوستن روز رستاخیز را بگیرد. ولی کایل ریس بر اساس اطلاعاتی که در سر داشته، پیشنهاد می‌دهد به سال ۲۰۱۷ سفر کنند. ولی پاپس با این دو نفر وارد تونل زمان نشده و ترجیح می‌دهد در همان بازه زمانی بماند و منتظر ورود این دو فرد در‌ آینده نزدیک بماند.

ترمیناتور

امیلیا کلارک به شدت زور زد تا به لیندا همیلتون شباهت پیدا کند. ولی این کجا و آن کجا!

سارا و کایل در سال ۲۰۱۷ متوجه می‌شوند سیستم اسکای‌نت در ابتدا جنیسیس نام داشته و این دو تن در تلاش هستند تا جلوی به وجود آمدن اسکای‌نت را بگیرند. در همین این اوضاع، جان کانر نیز سر می‌رسد و می‌بینیم او به یک ماشین هیبریدی (که در فیلم تحت عنوان ترمیناتور T-3000 شناخته شده) تبدیل می شود. جان سعی می‌کند مادر و پدرش را توجیه کند تا به اسکا‌ی‌نت بپیوندند. به همین خاطر قهرمانان ماجرا از شواهد اینگونه برداشت می‌کنند نجان کانر قصد تخریب اسکای‌نت را ندارد. و جان کانر در قالب یک ترمیناتور قدرتمند تلاش کرده تا اسکای‌نت شکل بگیرد.

T-3000 در تعقیب سه قهرمان داستان (پاپس، سارا و کایل) بود تا از نابودی هسته جنیسیس جلوگیری کند ولی در نهایت او ناکام ماند و در ظاهر با پایانی خوش روبه‌رو می‌شویم. ولی در واپسین لحظات فیلم می‌بینیم هسته جنیسیس سالم مانده.

  • جریان کلی فرنچایز ترمیناتور از گذشته تا به امروز به صورت خلاصه‌وار:
  • ۱۹۶۵ – سارا کانر به دنیا آمد.
  • ۱۹۷۳ – ترمیناتور نگهبان (پاپس) از آینده به این زمان سفر کرده تا از سارا کانر کودک محافظ کند.
  • ۱۲ می ۱۹۸۴ – ترمیناتور جدیدی از آینده به این خط زمانی می‌آید تا سارا کانر را به قتل برساند و کایل ریس نیز به دنبال این روبات سفر می‌کند تا آسیبی به سارا کانر وارد نشود. در نهایت ترمیناتور قاتل کلکش کنده می‌شود.
  • ۱۹۸۴ – سارا و کایل با استفاده از یک ماشین زمان به سال ۲۰۱۷ سفر می‌کنند. در حالیکه ترمیناتور محافظ یا همان پاپس منتظر آنهاست.
  • ۲۰۱۷ – جان کانر در هیبت یک انسان هیبریدی (نصف انسان و نصف روبات) از آینده سر می‌رسد و تلاش می‌کند اسکای‌نت را به قدرت برساند. سارا و کایل در این برهه زمانی سعی می‌کنند تا اسکای‌نت شکل پیدا نکند. در سال ۲۰۱۷ و پیش از این اتفاق‌ها، اسکای‌نت در پوسته‌ی جنیسیس (Genisys) پنهان شده بود.
  • ۲۰۲۹ – شعله جنگ بیشتر شده و ترمیناتور T800 (آرنولد شوارتزینگر) و کایل ریس به خط زمانی ۱۹۸۴میلادی فرستاده می‌شوند.
  • بازه زمانی نامشخص – ترمیناتور نگهبان (پاپس) دوباره ‌برنامه‌ریزی شده‌ای به گذشته فرستاده شده تا سارا کانر را نجات دهد.
  • بازه زمانی نامشخص – ترمیناتور مخوف T1000 به گذشته فرستاده می‌شود تا سارا کانر را به قتل برساند.
  • بازه زمانی نامشخص (احتمالا ۲۰۲۹) – جان کانر، رهبر گروه مقاومت به ترمیناتور هیبریدی T-3000 تبدیل و به سال ۲۰۱۷ فرستاده می‌شود تا از قیام اسکای‌نت یا همان جنیسیس اطمینان حاصل کند.

تیم ملر، کارگردان ترمیناتور ۶ که پیش از این دد پول ۱ را به خوبی کارگردانی کرده. آیا میلر می‌تواند ترمیناتور را به روز اوج خود برگرداند؟

احتمال می‌رود جیمز کامرون پس از چند سال دوری از این فرانچایز، به خاطر ایرادات فاحش موجود در ترمیناتور جنیسیس رغبت کرد تا در مقام تهیه‌کننده به این سری برگشته و جانی دوباره به این قصه ببخشد. کامرون تنها گناهش این بود که می‌خواسته پرونده ترمیناتور را پس از دومین جریان، در دنیای سینما ببندد.

در اردیبهشت ماه امسال بود که آرنولد شوارتزینگر در دنیای مجازی به صورت مستقیم از فیلم‌برداری Terminator 6 خبر داد و پس از مدتی دیدیم جیمز کامرون آب پاکی را روی دست هواداران ترمیناتور ریخت و چقدر همگی از این خبر خوشحال شدیم.

به ظاهر کامرون قصد دارد به کمک تیم میلر (کارگردان ششمین دنباله)، خط داستانی جدیدی برای شخصیت‌های اصلی ترمیناتور در نظر بگیرد. از طرفی لیندا همیلتون، بازیگر نقش سارا کانر پس از ۲۵ سال قرار است در Terminator 6 حضور داشته باشد. پس به احتمال بسیار زیاد  قصه ترمیناتور ۶ ادامه ماجراهای ترمیناتور ۲: روز رستاخیز خواهد بود.

ترمیناتور

به عنوان یکی از هواداران سری ترمیناتور و دنیای آخرالزمان روباتیک منتظر هستم تا کامرون یک بار دیگر ما را در دنیایی که روزی خودش ساخته، مجدد غرق کند.کماکان این که جیمز کامرون بارها در مصاحبه‌های مختلف اعلام کرده سری ترمیناتور از قسمت‌ سوم به بعد، به مانند «یک رویای بد» می‌ماند. آیا قرار است در ماه نوامبر سال ۲۰۱۹ میلادی از این کابوس بد بیرون بیاییم؟ باید منتظر ماند.

 

 

 

The post هر آنچه از ترمیناتور (Terminator) تا به امروز می‌دانیم، هاستالا ویستا بیبی! appeared first on دیجیاتو.