چه کسی در پرونده سقوط هواپیمای تهران یاسوج مقصربوده است؟

به گزارش بخش حوادث سایت خبرهای فوری، داوود محمدی شب گذشته در برنامه تلویزیون فرمول یک شبکه سیما که با اجرای سید علی ضیاء به صورت زنده پخش می شد، درباره پرونده سقوط هواپیمای تهران یاسوج اظهار داشت: ما در این خصوص فقط ۲۵ جلسه تخصصی داشتیم و وزیر راه و شهرسازی را خواستیم، از کارشناسان خبره کمک کردیم، از بیرون کسانی را آوردیم و ابعاد موضوع را بررسی کردیم. این پرونده در شرف اعلام در صحن علنی مجلس و ارجاع به دستگاه قضایی است.

رئیس کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سوال که چرا با گذشت دو سال هنوز این پرونده جمع بندی نشده؟ گفت: مدارکی باید به فرانسه ارسال می شد و هنوز به جمع بندی نرسیده ایم و نتوانسته ایم بگوییم مقصر کیست. قدیم همیشه می گفتند خلبان که به رحمت خدا رفته مقصر است، اما این بار کمیسیون وارد شده و مته به خشخاش گذاشته و جزئیات را بررسی می کند. به نظر ما فقط خلبان مقصر نیست و عوامل دیگری هم دخالت داشتند.

این خبر چه کسی در پرونده سقوط هواپیمای تهران یاسوج مقصربوده است؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

واکنش رامین راستاد به شوخی عجیب مجری تلویزیون با علی دایی

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری،‌ رامین راستاد، بازیگر سینما و تلویزیون در واکنش به شوخی حسین کلهر، با تعداد گل‌های علی دایی در اینستاگرام نوشت: «آقای نمکدون،آقای سلسله جبال نمک، واقعا قحط‌الرجال شده که تو میشی مجری برنامه زنده، اگر تربیت نداری حداقل تحقیق کن و دهنتو باز کن. برای اینکه بفهمی حرف مفت می‌زنی اونم رو آنتن زنده، برو سرچ کن ببین چند گل از ۱۷ گل به تیم مالدیو رو علی دایی زده. اما خوب لابد تو هم معتقدی بدنامی بهتر از گمنامیه…»

این خبر واکنش رامین راستاد به شوخی عجیب مجری تلویزیون با علی دایی اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

منفورهای محبوب

به گزارش بخش فرهنگی سایت خبرهای فوری، از قدیم‌الایام تا الان در قریب به اتفاق فیلم‌، داستان‌ و سریال‌ها این قهرمانان و ضدقهرمان‌ها هستند که قصه‌ها را پیش می‌برند.

اصلا شکست و پیروزی آنهاست که اشکتان را درمی‌آورد و گاهی خنده را روی لب‌هایتان می‌نشاند.

خلاصه آن‌که به قول معروف درگیری خیر و شر و گاهی شخصیت‌های خاکستری یا سیاه و سفیدهاست که باعث می‌شود ماجراها به شکل جذابی ادامه پیدا کنند و شما را برای دقایقی با خود همراه سازند.

در این بین در کنار قهرمان‌های خوب قصه، بدمن‌ها یا همان شخصیت‌های منفی ماجرا، گاهی آن قدر خوب از پس نقششان برمی‌آیند که بعضی وقت‌ها دلتان می‌خواهد جریان به نفع آنها پیش برود یا آن قدر درگیر حس تنفر از آنها می‌شوید که با خودتان می‌گویید امان از دست این منفورهای محبوب.

به همین دلیل باوجود تعداد زیاد چنین شخصیت‌هایی، سراغ برخی از این چهره‌ها رفتیم، کسانی که نقش‌هایی را بازی کرده‌اند که در عین منفی بودن به شکلی توانایی بازیگری‌شان را به رخ کشیده‌اند و امروز شما هم خیلی از آنها را می‌شناسید.

منفورهای محبوب

شوکت
سریال: نرگس
بازیگر: حسن پورشیرزای

جذابیت: پدری مستبد و سنتی که از زورگویی‌های‌ او، خانواده و زیردستانش در عذاب بودند. همه از جذبه شوکت می‌ترسیدند و این قلدری در کلام و بازی هنرپیشه این نقش هم به خوبی جلوه‌گر شده بود. شوکت دوست داشت خانواده‌اش در همان مسیری حرکت کنند که او می‌خواهد. این شخصیت برای به کرسی نشاندن حرفش از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کرد. بازی پورشیرازی و ویژگی‌های خاصی که برای این شخصیت تعریف شده بود، او را به پدرخوانده‌ای بدل می‌کرد که همچنان در ذهن‌ها مانده است.

ناتاشا
سریال: خواب و بیدار
بازیگر: رویا نونهالی

جذابیت: تصویر زن خلافکار آن هم در این ابعاد را پیش از او چندان در تلویزیون به خاطر نداریم. همین کافی است که ناتاشا با آن پوششی که برای آن زمان کمی متفاوت به نظر می‌رسید و همچنین با جسارتی که در اجرای حرکات رزمی و … داشت در ذهن مخاطبان بماند. او دقیق بود و نقشه‌هایش ردخور نداشت، همین ویژگی‌ها این شخصیت را در متن به یک منفی جذاب بدل می‌کرد و در اجرا هم با انتخاب بجای نونهالی باورپذیر از آب درآمده بود.

آرش
سریال: کیمیا
بازیگر: پوریا پورسرخ

جذابیت: مثلا نقش منفی بود. چرا مثلا؟ مخاطب برخلاف دیگر بدمن‌ها چندان از این شخصیت متنفر نمی‌شد، او را قربانی می‌دید و اتفاقا مقابل شخصیت‌های مثبت قصه که مدام در حال تخطئه شخصیت او بودند، گارد می‌گرفت. این تضادی که در شخصیت آرش وجود داشت و برخورد جالب مخاطبان با آن، این شخصیت را به یکی از آن خاکستری‌های جذاب بدل کرده است. او که همیشه هدف برایش وسیله را توجیه می‌کرد چه در زندگی خانوادگی و چه در مسائل کاری و سیاسی همیشه منافع خود را ارجح می‌دانست و به سیاق پدرش با مسائل برخورد می‌کرد.

ناصر
سریال: خط قرمز
بازیگر: شهرام حقیقت‌دوست

جذابیت: رفیق ناباب بودن، اعتیاد داشتن، دروغگویی و دزدی همه ویژگی‌های منفی است که می‌تواند از یک شخص، بدمن تمام عیار بسازد. نقش ناصر در سریال خط قرمز واجد تمام این ویژگی‌‌ها بود، اما در عین بد بودن پیوستگی با مخاطب ایجاد می‌کرد که ناشی از گذشته تلخ او بود. در واقع ناصر، قربانی شرایط خانوادگی و تنهایی محضی بود که با آن دست و پنجه نرم می‌کرد و به همین دلیل بسیاری از بیننده‌ها برای او که مسبب بسیاری از بدبختی‌ها در زندگی شخصیت‌های سریال بود، دل می‌سوزاندند.

پیمان
سریال: تب سرد
بازیگر: کامبیز دیرباز

جذابیت: پیمان، بچه دزد و معتاد بود. از آن خلافکارهای لمپن که به خاطر طبقه اجتماعی که آن را نمایندگی می‌کرد، بیان خاصی هم داشت. همین بیان و به کار بردن تکیه‌کلام‌هایی مثل بچه‌پاستوریزه و… باعث شد، پیمان در ذهن بسیاری بماند. این نقش دیرباز را بیش از پیش، به عرصه تصویر معرفی کرد و تا مدت‌ها با نقش منفی در ذهن مخاطبان جا انداخت.

فرخ
سریال: پس از باران
بازیگر: رحیم نوروزی

جذابیت: زخم‌خورده بود، زخم‌هایش روی هم تلنبار شد و او را به بمب عقده‌ای تبدیل کرد که هر آن امکان انفجارش بود. در نهایت هم بار کینه‌هایی او بر سر خانواده‌اش آوار می‌شود. فرخ، یک بدمن واقعی بود که پله‌پله از معصومیت وجودش، فاصله گرفت و با سرعت به منتهای بدی رسید. او به‌ویژه در سال‌های جوانی شخصیت منفی جذاب‌تری بود و به واقعیت نزدیکی بیشتری داشت.

مایکل هاشمیان
سریال: گاندو
بازیگر: پیام دهکردی

جذابیت: هاشمیان که به عنوان یک جاسوس معروف در گاندو حضور داشت، این نقش را آن قدر شبیه شخصیت واقعیش ایفا کرد که برای مخاطبان جالب و جذاب بود، به‌ویژه لحن و سادگی ظاهری که او از خود بروز می‌داد و در باطن ماجرای دیگری در جریان بود.

آتقی
سریال: آینه عبرت
بازیگر: جواد گلپایگانی

جذابیت: معروف‌ترین و دیرینه‌ترین شخصیت معتاد تلویزیون همین آتقی سریال آینه عبرت است. سریال آینه عبرت هنوز هم برای بسیاری خاطره‌انگیز است و خیلی‌ها شخصیت متفاوتی که گلپایگانی با لحن معتادگونه و قامت خمیده برای آتقی خلق کرده بود را به خاطر می‌آورند. آتقی را البته نمی‌توان جزو آن بدذات‌ها دسته‌بندی کرد، او به این راه کشیده شد اما همچنان انسانیت در وجودش بیدار بود.

غلام
سریال: سفر سبز
بازیگر: مصطفی طاری

جذابیت: غلام از آن نقش‌هایی است که یک شخصیت منفی همه چیز تمام را به تصویر کشیده است. او ابتدا باعث جدا شدن فرزند یک خانواده از آنها می‌شود و بعد از بازگشت آن بچه، بازهم به دنبال سودجویی خودش است. این شخصیت در زندگی خانوادگی‌اش هم در بدی کم نمی‌گذارد و دست بزن، اعتیاد و هرچه بدی است را یک جا دارد.

اصغر کُپک
سریال: خواب و بیدار
بازیگر: مهدی فخیم‌زاده

جذابیت: لحن و چهره اصغر کپک جزو ماندگارترین نقش‌هایی است که در گروه ضدقهرمان‌ها قرار می‌گیرد. فخیم‌زاده در خواب و بیدار علاوه بر لحن و حس ویژه‌ای که دارد، با چهره‌اش به اصغر جان بخشید و او را به یکی از منفورهای محبوب تبدیل کرد.

شیاطین

الیاس
سریال: اغما
بازیگر: حامد کمیلی

جذابیت: الیاس جزو اولین نقش‌هایی بود که در این فضا به عنوان شیطان حضور پیدا کرد، شخصیتی که ورود آن به داستان و صحبتش از خدا و ایمان باعث می‌شد تا در ادامه بیننده را با نمایش شخصیت واقعی‌اش به‌شدت غافلگیر کند.

فرشته
سریال: او یک فرشته بود
بازیگر: بهاره افشاری

جذابیت: افشاری در این سریال ابتدا به مخاطب نزدیک شد و بعد کم‌کم ذات واقعی نقشش را به تصویر کشید. منفی بودن او هم از اول چندان مشخص نبود و در ادامه آشکار شدن شیطان بودن او، باعث می‌شد تا بیننده یک لحظه جا بخورد و بعد هم با این وجه از او همراه شود.

نیما
سریال: سقوط یک فرشته
بازیگر: مهرداد صدیقیان

جذابیت: نیما تداعی‌گر شیطان در این سریال بود؛ شخصیتی که دختر مذهبی را با خود همراه کرده و او را وادار به انجام بسیاری از گناهان می‌کند. تیپ شخصیتی نیما هم جذابیتی داشت که در آن مقطع مخاطبان زیادی را با خود همراه کرد و به‌واسطه همان شخصیت بیننده کمتر غافلگیر می‌شد.

قدیمی‌ها

قاضی شارع
سریال: سربداران
بازیگر: علی نصریان

جذابیت: او نقش قاضی را داشت که در سال‌های دور در سریال سربداران، اغلب با احکامش با مغولان همراه می‌شد و نفع خود را می‌برد. اما ویژگی‌ای که باعث جذابیت نقش او می‌شد، مهارتش در سخنوری و پیچاندن ماجرا به نحوی بود که حتی شاکیان و مخاطبان هم متوجهش نمی‌شدند و او با رندی کارش را پیش می‌برد.

پهلوان اسد
سریال: پهلوانان نمی‎میرند
بازیگر: هادی مرزبان

جذابیت: قاتلی در سیاهی عنوان خوبی برای شخصیت پهلوان اسد است. او که نام پهلوان را یدک می‌کشید از مرام پهلوانی به دور بود و با آزی که داشت، خون رفقایش را می‌ریخت و می‌خواست به جایگاهی بالاتر از آنچه داشت برسد. این شخصیت تا پایان قصه چهره‌ اصلی‌اش رو نشد و مخاطب را غافلگیر کرد. مرموز بودن پهلوان اسد، آن سبیل‌های بناگوش دررفته و چشمان پرخونش، او را به یکی از لعنتی‌های جذاب تبدیل کرد.

شعبان استخوانی
سریال: هزاردستان
بازیگر: محمدعلی کشاورز

جذابیت: لاتی که همه از او حساب می‌بردند، این یکی از شاخصه‌های شعبان استخوانی است که کشاورز با ایفای نقش او و بی‌کلگی‎هایی که داشت، به آن جان چندباره بخشید. این نقش که اشاره‌هایی به شخصیت شعبان بی‌مخ که در دهه ۳۰ بود هم داشت، جزو ماندگارترین شخصیت‌هایی است که با وجود منفی بودن آن، هنوز که هنوز است دوست‌داشتنی است.

حضرت والا
سریال: بانوی عمارت
بازیگر: صالح میرزا آقایی

جذابیت: حضرت والا در این سریال ابتدا نقش شخصیتی را ایفا کرد که حس خانواده‌دوستی و یک فرد حامی را به بیننده منتقل می‌کرد اما رفته‌رفته حسادت او به پسرعمویش که به شازده معروف بود باعث شد تا حضرت والا بخش سیاه نقش و شخصیتش را بروز دهد و در ادامه بیننده را با شخصیت دوگانه‌ای مواجه می‌کند که بین وجه مثبت و منفی او می‌ماند.

حسام‌بیگ
سریال: روزی روزگاری
بازیگر: محمود پاک‌نیت

جذابیت: یک راهزن خوش‌زبان، این شاید اولین تعبیری است که می‌شود در وصف حسام‌بیگ گفت. او در روزی روزگاری راهزنی بود که تکیه‌کلام معروفش یعنی «گوشتو می‌برم میذارم کف دستت» تا مدت‌ها بین مردم می‌چرخید و استفاده می‌شد. پاک‌نیت آنچنان از پس این نقش برآمد که خیلی‌ها هنوز که هنوز است او را به اسم حسام‌بیگ صدا می‌کنند.

قوم الظالمین

از بازیگری که نقش منفی را در فیلمی مرتبط با واقعه کربلا بازی کرده بود، شنیده‌ایم که می‌گفت می‌خواستم آنچنان این نقش را بازی کنم که مخاطب نسبت به آن حس انزجار داشته باشد. هنر در بازی کردن نقش اشقیا و اشرار همین است و ما در تاریخ تلویزیون از این نقش‌های منفوری که با توانایی بازیگر و قلم نویسنده به‌خوبی از آب درآمدند، زیاد داریم.

نمونه‌اش را می‌توان در شخصیت‌های سیاه سریال‌های مذهبی یافت؛ به‌ویژه آثار خوش‌ساخت داوود میرباقری که پر است از بازی‌های خوب. نظیر بازی صدرالدین حجازی در نقش خولی‌، مهدی فخیم‌زاده ایفاگر نقش عمرسعد،‌ انوش معظمی بازیگر حرمله و… .

عمروعاص
سریال: امام علی (ع)
بازیگر: مهدی فتحی

جذابیت: چه کسی است که بازی قدرتمند مهدی فتحی در عمروعاص را از خاطر برده باشد؟ بازی‌ای که در جلوه‌گری زیرکی و آب‌زیرکاهی این شخصیت نقش بسزایی داشت.

این بازیگر با فن بیان فوق‌العاده‌اش دیالوگ‌های آهنگین میرباقری را باصلابت و قدرت بیان می‌کرد و با بازی در این نقش، بهترین اثر کارنامه‌اش را خلق و ماندگار کرد.

شمر
سریال: مختارنامه
بازیگر: محمد فیلی

جذابیت: شاید شنیده باشید که فیلی بازیگر این نقش گفته است فرزندان او بعد از دیدن بازی پدرشان در هیات شمر برای مدتی با او حرف نمی‌زدند. این یعنی بازیگر کارش را به‌درستی به انجام رسانده و تصویر باورپذیری از این شخصیت منفور تاریخ مذهبی ما ارائه کرده است.

او با ایفای صحیح این نقش پلیدی، شقاوت و بدذاتی را که همیشه از شمر در ذهنمان داشتیم، مقابل چشمان به نمایش گذاشت و بازی در این نقش را خاطره‌ها ثبت کرد.

ابن زیاد
سریال: مختارنامه
بازیگر: فرهاد اصلانی

جذابیت: ابن زیاد از آن شخصیت‌هایی است که خباثت را به حد اعلا دارد. این شخصیت تاریخی که از هر نظر یک ضدقهرمان تمام عیار است، در نهایت مکر و پلشتی‌‌اش به خود او بازمی‌گردد و به بدترین شکل کشته می‌شود.

بازی در چنین نقشی با وجود تمام نفرتی که می‌تواند در دل مخاطب ایجاد کند، برای هر بازیگری فرصت ارزنده‌ای است.

فرصتی برای دیده شدن و به رخ کشیدن توانایی‌هایش در ایفای نقش منفی که اغلب برای هنرپیشه جای کار بیشتری دارد. این شخصیت از قدرت و بی‌رحمی به ذلت و بیماری می‌رسد و به همین خاطر بازی در این خط پرنوسان برای اصلانی فرصت بود و او این نقش را با توانایی تمام به تصویر کشید. پیش از او هم داریوش فرهنگ در «معصومیت از دست رفته» این نقش را به خوبی ایفا کرده بود.

امین
سریال: ولایت عشق
بازیگر: رامبد جوان

جذابیت: انتخاب جوان برای بازی در نقش امین دور از ذهن بود اما فخیم‌زاده در سریال ولایت عشق این ریسک را کرد و نتیجه خوبی هم گرفت. بازیگری که بیشتر با شیطنت‌ها و جست‌وخیزهایش در آثار نمایشی و به ویژه‌ کمدی‌ها شناخته می‌شد در این سریال مذهبی – تاریخی یک نقش کاملا جدی و منفی را بازی می‌کرد که اگر بیننده آن سریال بوده‌اید، خنده‌های هراس‌آور او با آن ظاهر متفاوتش را به خاطر دارید و شخصیت امین با بازی رامبد جوان برای همیشه در یادتان مانده است.

معاویه
سریال: امام علی (ع)
بازیگر: بهزاد فراهانی

جذابیت: یکی از آشکارترین ویژگی‌های فراهانی در این نقش، نمایش خباثت و حیله‌گری معاویه به یکی از بهترین اشکال ممکن بود. البته که صدا، لحن و مهارت او در فن بیان هم برای این امر به کمکش آمد.

سنان ابن انس
سریال: مختارنامه
بازیگر: رضا خندان

جذابیت: شخصیت سنان در سریال مختارنامه علاقه فراوانی به خوردن شراب دارد و آن حالت مستی، عصبی بودن و شقاوت را رضا خندان جوری در مقابل دوربین میرباقری بازآفرینی کرد که همیشه تحسین میرباقری را به همراه داشت.

مامون
سریال: ولایت عشق
بازیگر: محمد صادقی

جذابیت: یکی از پراهمیت‌ترین ویژگی‌های ایفای شخصیت‌های تاریخی انتقال درست واقعیت‌هاست.
محمد صادقی در این نقش توانسته بود زیرکی مامون را که در تاریخ هم از آن گفته شده، به خوبی به بیننده منتقل کند. باورپذیر درآوردن آن هم بخش دیگری است که در انعکاس درست شخصیت مأمون بی‌تأثیر‌نبود.

قطام
سریال: امام علی (ع)
بازیگر: ویشکا آسایش

جذابیت: به آثار میرباقری از رعنا تا معصومیت از دست رفته و مختارنامه که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم زن‌ در آثار او جایگاه ویژه‌ای دارد. یکی از نخستین شخصیت‌های منفور اما ماندگاری که او خلق کرده، قطام است. این شخصیت که در سریال امام علی (ع) نقش پررنگ و متفاوتی داشت، زنی کینه‌توز و خودرای بود که دستور قتل امام را صادر کرد. این سریال ویشکا آسایش را به دنیای تصویر معرفی کرد تا جایی که همچنان او برای بسیاری با همین نقش و نام شناخته می‌شود.

این خبر منفورهای محبوب اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

پسر امین حیایی با یک سریال به تلویزیون می‌آید + عکس

به گزارش بخش فرهنگی سایت خبرهای فوری، دارا حیایی فرزند امین حیایی که پیش از این در فیلم «شعله‌ور» حمید نعمت‌الله نقش مقابل پدرش را ایفا می‌کرد، از سه‌شنبه با سریال «از سرنوشت» به تلویزیون می‌آید.

سریال تلویزیونی «از سرنوشت» در سه فصل تولید می‌شود و تهیه‌کنندگی این مجموعه را علی اکبر تحویلیان برعهده دارد که برای ماه رمضان شبکه یک مجموعه تلویزیونی از یادها رفته را آماده و روانه آنتن کرد. بیشترین شهرت تحویلیان در کسوت تهیه‌کننده به عنوان تولیدکننده مجموعه اپیزودیک «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» است. این مجموعه بلندترین سریال اپیزودیک تلویزیون است که مخاطبان خودش را داشت.

این خبر پسر امین حیایی با یک سریال به تلویزیون می‌آید + عکس اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

داریوش ارجمند: من تحت تأثیر دو «علی» هستم؛ علی خامنه‌ای و علی شریعتی

 بداند داریوش ارجمند، بازیگبه گزارش بخش فرهنگی سایت خبرهای فوری، شاید کمتر کسیر نام‌آشنای سینما و تلویزیون، شاگرد دکتر علی شریعتی بوده و یا در دوران رژیم پهلوی به دلیل فعالیت‌های هنری، از سوی ساواک مورد بازخواست قرار گرفته است. خودش می‌گوید: «تنها کسی که با من می‌جنگید، ساواک بود.» بعد از اجرای نمایشنامه «سلطان مار» در اواسط دهه ۴۰، او را به زندان لشکر برده و حتی تهدیدش کرده بودند که اعدامت می‌کنیم و بعد هم از دانشگاه اخراجش کردند.»

اما این پایان ماجرا نبود؛ او به واسطه ارتباطش با دکتر علی شریعتی همواره مورد سوءظن ساواک بود. با این وجود ارتباطش با او را ادامه داد و بعد از خروج شریعتی از ایران نیز قرار بود در پاریس او را ببیند اما با درگذشت دکتر شریعتی این دیدار میسر نشد.

داریوش ارجمند که به خاطر هنرنمایی در نقش مالک اشتر در سریال امام علی(ع)، جایگاه ویژه‌ای در ذهن مردم ایران دارد می‌گوید در همه زندگی‌اش تحت تاثیر دو «علی» بوده است: علی خامنه‌ای و علی شریعتی. 

می‌گوید شریعتی دانشجویانش را تشویق می‌کرد تا در جلسات سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای شرکت کنند و تاکید می‌کرد: «در مسجد کرامت یک روحانی جوانی است به نام سید علی خامنه‌ای. بروید پای صحبتش بنشینید ببینید چه می‌گوید.»

داریوش ارجمند خاطرات جالبی از کلاس‌های درس استادش دکتر علی شریعتی دارد و هنوز هم با اشتیاق درباره آن روزها صحبت می‌کند. می‌گوید دکتر شریعتی ذهن بسیاری از جوانان آن دوره را زیر و رو کرد و شکاکیتی در ذهن همگان به وجود آورد تا بروند و پاسخ سوال‌هایشان را پیدا کنند.

مشروح گفت‌وگو با داریوش ارجمند را در ادامه می‌خوانید؛

شما به واسطه حضور در مشهد که یکی از کانون‌های مهم مبارزه با رژیم پهلوی بود، فضای سیاسی آن دوران را درک کردید. چگونه با فضای جامعه در آن روزها پیوند خوردید؟

من شاگرد اول کلاس مرحوم دکتر شریعتی بودم و در دانشگاه مشهد کار هنری می‌کردم. آقای دانشور هم از نویسنده‌های آن دوره و جوان با استعدادی بود. او ادبیات می‌خواند و من تاریخ را در کلاس دکتر شریعتی می‌خواندم.

من خودم به شدت تحت تاثیر افکار دکتر شریعتی بودم و هنوز هم هستم. او یک انسان مبارز بود. این جمله دکتر شریعتی همیشه در ذهنم می‌ماند که «اگر بند از بندم جدا کنند حسرت گفتن یک «آخ» را بر دلشان می‌گذارم» و واقعا هم گذاشت. او بنابر اعتقاداتش عمل می‌کرد. من قرار بود در پاریس دکتر را ببینم اما دیگر اجل مهلتش نداد.»

به نظر من کتاب‌های دکتر شریعتی آنچنان که خودش بود نیست؛ یعنی باید خودش و نگاهش را می‌دیدی تا او را می‌شناختی. هم فرهنگ شرق را می‌شناخت و هم فرهنگ غرب را. او دنبال حقیقتی بود که در تشیع و اسلام یافته بود. مقتدایش علی ابن ابی‌طالب(ع) بود و تنها اسمی که وقتی می‌شنید لب‌هایش به لرزه می‌افتاد نام حضرت زینب(س) بود. همانطور که قبرش هم الان در کنار مزار حضرت زینب(س) است.

دکتر شریعتی در کلاس درباره چه موضوعاتی صحبت می‌کرد؟

او به ما تاریخ اسلام و تاریخ تمدن درس می‌داد و ذهن بسیاری از جوانان آن دوره را زیر و رو کرد. شکاکیتی در ذهن همگان به وجود آورد تا بروند و پاسخ سوال‌هایشان را پیدا کنند.

به نظر من مهم‌ترین ستون‌های اندیشه‌اش «بازگشت به خویش» است که هنوز هم به آن نیازمندیم. شریعتی استادی بود که با دانشجویان والیبال بازی می‌کرد، در رستوران با آنها می‌نشست و غذا می‌خورد، با آنها چای می‌نوشید و … در حالی که اساتید آن روز دانشگاه این گونه رفتار با دانشجو را کفر می‌دانستند. اما این مرد فاصله دانشجو و استاد را از بین برد و رفیق و راهنمای دانشجوها شد.

او می‌گفت از اسلام درست دفاع کنید و خودش هم صادقانه و با وجدان بیدار، بدون تعصب و با استدلال از مکتب اسلام دفاع می‌کرد. او تمدن یونان، تمدن مصر، مارکسیسم، بودیسم و … را به طور کامل به ما درس می‌داد و بعد با منطق زیرآب همه آن‌ها را می‌زد.

دکتر شریعتی روزگارش را می‌شناخت و به اعتقاد من یک روشنفکر حقیقی بود نه از این روشنفکرهای قلابی که فقط این عنوان را یدک می‌کشند. هم نویسنده بود، هم شاعر بود، هم تاریخ‌دان بود، هم جامعه‌شناس بود، هم مذهب‌شناس بود و مهم‌تر از همه این که در همه اینها حرف تازه و نو داشت.

مهم این بود با وجود اینکه درباره اسلام، درباره تشیع، درباره علی ابن ابیطالب(ع) بسیار حرف زده بودند و کتاب‌ها نوشته بودند اما وقتی دکتر شریعتی درباره این‌ها صحبت کرد یک چهره جدید را معرفی کرد که هیچکس آنطور به آن نگاه نکرده بود.

به نظر من بازگشت به خویشتن، چیزی که دکتر شریعتی به آن توجه کرد بسیار مهم است و ما به آن خیلی نیازمندیم و باید همچنان مطرحش کنیم. ما از ریشه جدا شده‌ایم و در آن شکی نیست. این خیلی مهم است.

اسرائیل، عربستان و آمریکا نماد زر و زور و تزویر هستند 

دوم تفسیری است که دکتر شریعتی از روزگار ما داشت. او وقتی از آن سفر معروفش به حج برگشت تز زر و زور و تزویر را مطرح کرد که هیچکس تا آن موقع این حرف را نزده بود. آن ستون‌هایی که حجاج به آن سنگ می‌زنند نماد چیست؟ همه می‌گفتند شیطان است. قرآن می‌گوید شیطان به هر شکلی ظهور می‌کند. لذا این ستون‌ها پدیده‌ای است که شریعتی در تاریخ آن را کشف کرد. و قبل از او کسی کشف نکرده بود. زر و زور و تزویر. و همچنان هم ادامه دارد.

همین الان هم می‌بیند اسرائیل، عربستان و آمریکا نماد همین سه تا ستون هستند: زر و زور و تزویر. خادمین حرمین شریفین که خدا لعنتشان کند تزویر ریایی اسلام هستند؛ زور که آمریکای جهانخوار است و اسرائیل (یهود) هم که مشخص است. بنابراین این تفاسیر ایشان در حج همه اینها را با زندگی امروز ما تطبیق داد و بدیلش را هم پیدا کرد. ما باید شیطان را در دنیای امروز بشناسیم. امروز شیطان کیست؟ شریعتی این را به ما می‌آموخت.

سومین موضوعی که دکتر شریعتی مطرح می‌کرد و معتقد بود که به جامعه ما صدمه می‌زند منابع تایخی ما است. اعتقاد داشت که باید برگردیم و به اصلاح منابع تاریخی مذهبی‌مان همت کنیم. این سه جنبه‌ای است که این مرد مطرح کرد.

جمله‌ای از شریعتی که تیتر یک روزنامه لوموند شد 

از درگیری‌های دکتر شریعتی با رژیم پهلوی بگویید.

مرحوم دکتر شریعتی از نظام حکومتی دوره خودش در عذاب بود کما اینکه آنها هم با او دشمن بودند و همه کار علیه او کردند: «به اسمش مقاله جعلی چاپ کردند به او گفتند مارکسیست اسلامی و … که همه این بازی‌های ساواک لو رفته بود و ما به همه این تهمت‌ها می‌خندیدیم چون ما در کلاس او را درک کرده بودیم و او را می‌شناختیم.»

او همواره فکر می‌کرد چگونه می‌تواند افکار آدم‌ها را عوض کند. همان موقع‌ها خاطرم هست که هویدا نخست‌وزیر زمان شاه گفته بود بروید ببینید این معلم کیست که ۲۵۰۰ دانشجو را در حسینیه ارشاد دور خود جمع می‌کند؟ این مهم بود. دکتر شریعتی دیدگاه دانشجوها را عوض کرد و به نظر من یکی از ریشه‌های درست و اصلی انقلاب اسلامی اندیشه شریعتی است.

در زمینه‌های گوناگون در عرفان، در عشق، در ریاضی، در نقاشی، در نمایش، در سینما و فیلم او صاحب نظر بود. جمله‌ای که راجع به امام حسین(ع) و کربلا گفته به نظر من دیگر کسی نمی‌تواند مثل آن را بگوید: «آنها که رفتند کاری حسینی کردند؛ آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند اگر نه یزیدی‌اند.» این حرف واقعا یک نبوغ است. حرف ساده‌ای نیست. یا جمله او راجع به شهید که در آن زمان که من دانشجو بودم روزنامه لوموند تیترش کرد: «شهید قلب تاریخ است.» بعد آن را تفسیر کرده بود. می‌گفت زنده ماندن تن به قلب است و قلب به خون زنده است.

نظر دکتر شریعتی درباره آیت‌الله خامنه‌ای

شما در آن دوران به جلسات سخنرانی‌ آیت‌الله خامنه‌ای هم می‌رفتید؟ نظر دکتر شریعتی درباره ایشان چه بود؟

من آن روز که ساواک آقای خامنه‌ای را گرفت در همان مسجد بودم و این‌ها را دیدم. آن زمان دیدگاهی وجود داشت که مثلا هر کس عمامه سرش دارد عقب‌مانده و فناتیک است اما دکتر شریعتی به این موضوع اعتقاد نداشت لذا به ما دانشجویانش می‌گفت در مسجد کرامت یک روحانی جوانی است به نام سید علی خامنه‌ای. بروید پای صحبتش بنشینید ببینید چه می‌گوید. فکر نکنید هر کس عبا و عمامه دارد فناتیک است.

این را هم بگویم که من در همه زندگی‌ام تحت تاثیر دو «علی» بوده‌ام: علی خامنه‌ای و علی شریعتی. همچنان هم همینطور است.

چند وقت پیش صحبت‌های آقای حسن نصرالله را در تلویزیون گوش می‌کردم که از جنگ ۳۳ صحبت می‌کرد. شما ببینید این مرد که نهضت مقاومت را در منطقه رهبری می‌کند چطور درباره آقای خامنه‌ای حرف می‌زند. حسن نصرالله معتقد است که ایشان با غیب ارتباط دارد. او چیزهایی گفت که من حیرت زده شده بودم. این حرف‌ها را سردار سلیمانی هم می‌گفت. از خدا می‌خواهم به آقای خامنه‌ای که این مبارزه شریف را انجام می‌دهد سلامتی و طول عمر بدهد. ما ساخته اندیشه‌های این افراد هستیم. در دانشگاه دکتر شریعتی و در انقلاب امام و آقای خامنه‌ای.

شما با ساواک هم درگیری داشتید؟ چون در بعضی از اسناد ساواک که مربوط به دکتر شریعتی است نام شما هم آمده است.

من در هیچ گروه سیاسی نبودم. ساواک سعی می‌کرد به واسطه اینکه شاگرد دکتر شریعتی بودم من را اذیت کند. من به آنها گفتم پدرم مذهبی بود. من هم مذهبی هستم. پدرم نظامی بود و رئیس بیمارستان شاه رضا در مشهد بود اما واقعا تا سال‌های اخیر اصلا کسی این را نمی‌دانست و من هیچوقت از جایگاه پدرم استفاده نمی‌کردم.

اولین نمایش درباره صحابی پیامبر در تاریخ تئاتر ایران را من در مشهد به روی صحنه بردم که نمایش ابوذر بود. در آن نمایش با آقای شریعتی هم مشورت کردم. قبل از اجرای نمایش ابوذر، دکتر شریعتی یک سخنرانی داشت: «ابوذر طوفانی که در ربذه خاموش شد.» بعد از اینکه نمایش تمام شد، [دکتر شریعتی] آمد بالای صحنه و گفت تمام عقده‌های من ریخت. کاری که دانشگاه الازهر نتوانست انجام دهد شماها انجام دادید.

دکتر شریعتی پشت کتابی که بعد از ابوذر نوشت و به من هدیه داد نوشته بود: «به برادرم داریوش که از رنگ و طرح و نور در ابوذر کلمه ساخته بود و خود در متن بازی حضور داشت.» عنوان کتاب هم «امام علی مشعلی و دژی» است.

پشت بروشور نمایش هم یک جمله با تائید دکتر شریعتی نوشته بودیم: «در شگفتم از کسی که در خانه‌اش نان نمی‌یابد و با شمشیر آخته‌اش بر مردم نمی‌شورد.»

دکتر شریعتی به واسطه چیزهایی که به من یاد داد، زاویه نگاهی که به من داد و همچنان من بر آن زاویه زندگی می‌کنم از او سپاسگزارم و به شادگردی‌اش افتخار می‌کنم و از این که من را در دینم ثابت قدم کرد از او سپاسگزارم. او اولین کسی بود که به ما گفت بازگشت به خویشتن یعنی چه، پالایش منابع تاریخی یعنی چه و زر و زور و تزویر یعنی چه.

بازداشت داریوش ارجمند توسط ساواک

سابقه بازداشت توسط ساواک هم دارید؟

تنها کسی که با من می‌جنگید ساواک بود، چون من با شریعتی راه می‌رفتم و از او تعریف می‌کردم. بعد از کلاس شریعتی نوار سخنرانی‌هایش را به مرکز تئاتر خراسان می‌بردم و برای بچه‌ها پخش می‌کردم.

یک‌بار در ساواک به آقای شریعتی گفته بودند اسم دوستانت را بگو و او نام مرا برده بود.

آنها به من می‌گفتند چاقوکش نواب صفوی! به علی شریعتی می‌گفتند نواب صفوی و به من هم می‌گفتند چاقوکش نواب صفوی!

بازداشت من توسط ساواک به نمایشنامه «سلطان مار» آقای بیضایی مربوط می‌شود. حدود سال ۴۵ یا ۴۶ بود. من را به زندان لشکر بردند و تهدید کردند که اعدامت می‌کنیم و بعد هم از دانشگاه اخراجم کردند.

چرا ساواک نسبت به آن نمایش حساس شده بود؟

آن نمایش هر جا اجرا شد شلوغ شده بود و یک بار آقای رضا دانشور به من گفت داریوش فردا بیا برویم تالار «قال» کنیم. به خاطر این یک جمله من را گرفتند و از من پرسیدند که قضیه چه بوده و شما کی هستید؟ اما هیچ چیز از من پیدا نکردند. بعد از من خواستند نظرم را درباره آن نمایش بنویسم. من تفسیر بلندی درباره نمایش «سلطان مار» نوشتم که واقعا یکی از کارهای باارزش آقای بیضایی است که مبتی بر تعزیه و تخت حوض است. من این را توضیح دادم که آقای ناهیدی آمد و زد زیر گوش من و گفت در جواب بازپرس ساواک فلسفه می‌بافی؟ گفتم شما گفتی نمایش چجوری بود من هم نوشتم. به هر حال فهمیدند که من به گروه و سازمانی وابسته نیستم.

من از زندان بیرون آمدم ولی دوباره سال ۵۰ که جشن‌های تاجگذاری بود، من را از دانشگاه بیرون کردند تا جشن‌ها تمام شود. جریان بازجویی و زندان من هم این بود.

در آن دوران شاهد فعالیت‌های گروه‌های چپ و مارکسیست‌ هم بودید؟ یا با آن‌ها برخوردی داشتید؟

در آن دوران برای من دائما نامه می‌فرستادند و تشویق می‌کردند که به این سازمان و آن سازمان بپیوندم اما من هیچوقت دوست نداشتم چون برای هنر یک ارزشی قائل بودم و معتقد بودم هنر بالاتر از این تشکیلات است. خیلی دوست داشتند من را به تشکیلاتشان وارد کنند اما من نمی‌پسنیدیدم.

نظر شریعتی درباره مارکسیست‌ها

مارکسیست‌ها خیلی با دکتر شریعتی مخالف بودند و با او مبارزه می‌کردند. در فرانسه هم خیلی با مارکسیست‌ها و آنارشیست‌ها بحث و جدل داشتیم. آنها حتی قدرت هضم فرهنگ غرب را هم نداشتند. دکتر شریعتی می‌گفت این مارکسیست‌هایی که در این مملکت هستند هیچکدام مارکسیست را نمی‌فهمند و مارکس را نمی‌شناسند.

از شما ممنونم. اگر صحبتی هست که می‌خواهید اضافه کنید در خدمتتان هستیم.

من هم تشکر می‌کنم و در پایان درود و سلام می‌فرستم به روح امام خمنیی(ره) که انقلاب را به ثمر رساند. و درود می‌فرستم به روح مرحوم شریعتی و سلام و درود می‌فرستم به آقای خامنه‌ای، تنها مردی که امروز در مقابل استکبار ایستاده و با شجاعت به نخست‌وزیر ژاپن می‌گوید من برای این آقا نه پیغام می‌فرستم و نه پیغامش را قبول می‌کنم. شما در تاریخ ایران کسی را دیده‌اید که در برابر یک ابرقدرت اینطور با شجاعت حرف بزند؟ من که رشته‌ام تاریخ است ندیده‌ام؛ به جز امام خمینی(ره) که گفت امریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. البته به نظر من امام ناشناس آمد و ناشناس رفت و هنوز کسی نتوانسته ایشان را درست بشناسد. هر کسی از ظن خود شد یار او. و بخاطر همین است که هنوز هم آقا دارند توصیه می‌کنند که این مرد [امام] را بشناسید. الان هم آقای خامنه‌ای همان راه امام را با شدت و حدّت بیشتری دارد می‌رود و این از اعتقاد و ایمان راسخش برمی‌آید.

این خبر داریوش ارجمند: من تحت تأثیر دو «علی» هستم؛ علی خامنه‌ای و علی شریعتی اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

عذرخواهی علیفر از بینندگان تلویزیون / هیچ جا نمی‌روم و در کشورم می‌مانم

به گزارش بخش ورزشی سایت خبرهای فوری، بینندگان تلویزیون چند هفته است که صدای سرهنگ علیفر را نشنیده‌اند. آخرین باری که گزارشی از او شنیده شد، بازی لوانته و رئال مادرید در بیست و سوم شهریورماه بود که سرهنگ سیدجلال حسینی را بازیکن خط میانی لوانته اعلام کرد.

این گاف آنقدر عجیب بود که شبکه ورزش در اقدامی که برای اولین بار رخ داد، به صورت رسمی اعلام کرد که علیفر را از گزارشگری محروم خواهد کرد. علیفر هم بلافاصله به این تصمیم مدیران شبکه ورزش واکنش نشان داد و گفت از آنور آب پیشنهاد دارد و حالا که سازمانش با او بی‌مهری کرده، ایران را ترک می‌کند.

حالا ۲۰ روز پس از آن صحبت‌ها، علیفر همچنان ایران است و به نظر به‌زودی گزارش کردن فوتبال در تلویزیون ایران را از سر خواهد گرفت. دیروز سایت شبکه ورزش مصاحبه‌ای از او منتشر کرد که نشان می‌دهد شرایط برای بازگشت سرهنگ مهیا شده.

علیفر در این مصاحبه رسماً به خاطر اشتباهش عذرخواهی کرده: «در بازی رئال مادرید و لوانته به دلیل اطلاعات غلطی که از یک سایت خارجی گرفتم، به اشتباه نام سید جلال حسینی را در ترکیب تیم لوانته اعلام کردم. البته در نیمه دوم متوجه اشتباه خود شدم و آن را تصحیح کردم اما الان لازم است یک بار دیگر از بینندگان و فوتبال‌دوستان عذرخواهی کنم. همه ما باید تلاش کنیم تا اطلاعات دقیق و درست به مردم بدهیم و من هم در طول سال‌های گزارشم همین رویه را داشته‌ام.»

او خروجش از ایران را هم تکذیب کرده: «من هیچ جا نرفته‌ام و هیچ جا هم قرار نیست بروم. من فرزند ایران هستم و تا نفس می‌کشم به خاک مقدس سرزمینم وفادارم و افتخار می‌کنم که از طریق سیمای جمهوری اسلامی ایران با مردم کشورم در ارتباط هستم.»

این خبر عذرخواهی علیفر از بینندگان تلویزیون / هیچ جا نمی‌روم و در کشورم می‌مانم اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

نکاتی مهم درباره حیاتی و خبری که خواند

به گزارش بخش فرهنگی سایت خبرهای فوری، این استاد روزنامه‌نگاری درباره‌ عبارتی که در یکی از بخش‌های خبری صداوسیما توسط محمدرضا حیاتی با موضوع «برگزیت» به کار برده شد و تاثیر مخرب این نوع ادبیات  بر مخاطب و فضای رسانه‌ای مطالبی را عنوان کرد.

وقتی از صداوسیما به عنوان دانشگاه یاد می‌کنیم

صدیقی معتقد است: وقتی از صداوسیما و تلویزیون به عنوان دانشگاه یاد می‌کنیم، یعنی منبع تولید و انتشار علم که نتیجه همه‌ی این موارد فرهنگ‌سازی و دامن‌ زدن به فرهنگ درست گفتن است. این اطلاق کاربردش را از دست داده و معنی و ماهیتی که برای یک دانشگاه قائل هستیم، در آن تهی است. صداوسیما خودش را پایبند به قواعدی که شامل حال یک رسانه معتبر می‌شود، نمی‌داند و رسانه‌ای است که هر آنچه را که خود تشخیص می‌دهد و باید بگوید، می‌گوید. حضور مخاطب اصلا موضوع این رسانه نیست. مهم این است که آن تولید پیامی را می‌کند که خود دوست دارد. آنچه که مخاطب دوست نمی‌دارد، موضوعش نیست. این مشکلی است که تلویزیون گرفتارش است و نتیجه آن این است که مجموعه‌ای با آن سابقه و پیشینه دیرین و وسعت و هزینه گزاف و بی‌پایان، آنچه که برایش باقی مانده، حداقل سرگرمی‌هایی است که گاه و بی‌گاه مخاطب خودش را مشغول آن می‌کند؛ برنامه‌هایی مثل «خندوانه»، «دورهمی» و فوتبال و نظایر آن. بنابراین تلویزیون خودش را پایبند به قاعده بازی نمی‌داند.

تلویزیون، دورهمی جمعی که کنار هم نشسته‌اند

به اعتقاد این روزنامه‌نگار پیشکسوت، «تلویزیون نه اطلاع‌رسانی به هنگام می‌کند و نه منطقی عمل می‌کند، بلکه بیشتر واکنشی عمل می‌کند». او می‌افزاید: نتیجه تاخیر در اطلاع‌رسانی دقیق سنجیده و شفاف این است که دانش‌افزایی که از خلال میزگردها، بررسی‌ها و نشست‌ها برمی‌آید، کارکردی برایش ندارد. تلویزیون به‌زعم من دورهمی جمعی است که کنار هم نشسته‌اند. نکاتی را با عناوین مختلف بیان می‌کنند که خودشان آن را قبول دارند. تعریفی که ما از رسانه داریم به هیچ وجه در تلویزیون وجود ندارد و آن کارکرد را از داست داده است. ببینده و شنونده ندارد. اگر موضوع آقای حیاتی هم الان بزرگ شده به این دلیل است که شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها به آن می‌پردازند. خود مرم عنایتی به این موضوع نداشتند و اصلا این موضوع مسئله‌شان نیست. تعداد مخاطبانی که آن برنامه را دیدند خیلی ناچیز و رسانه‌ها به آن پرداختند و دامن زده‌اند و دلیل منطقی آورده‌اند که رسانه‌ای که در آن به عنوان رسانه‌ی ملی یاد می‌شود، مطلقا توجهی به مخاطبش ندارد و مخاطب برایش اهمیتی ندارد.

دو نکته مهم درباره حیاتی

وی درباره‌ی اینکه آیا محمدرضا حیاتی ـ گوینده خبر ـ در قرائت خبر مربوط به «برگزیت» می‌توانست تصمیم‌گیرنده باشد یا نه؟ تصحیح می‌کند: آقای حیاتی بازنشسته صداوسیما هستند و به کار گرفته‌ شده‌اند و به ناچار به هر دلیلی که قطعا برای خودش روشن و قطعی و یقینی است، خودش را فقط گوینده می‌داند و اطلاع دارید که گوینده در صداوسیما محلی از اعراب ندارد. کسی است که متنی را باید بخواند. به نظرم توضیح آقای حیاتی دربرگیرنده دو نکته‌ی مهم است؛ یکی اینکه با این پاسخ سازمان صداوسیما را در جایگاهی قرار داده که نیروهایی که در آنجا کار می‌کنند، وسیله‌اند برای انتقال پیام و آن مجموعه هیچ اختیاری از خودش ندارد. پاسخی که ایشان می‌دهد خیلی تعیین‌کننده است و آن اینکه گوینده در آنجا کاره‌ای نیست. این اتفاق گویای این است و اینکه آقای حیاتی به عنوان یک پیشکسوت و آدمی که جایگاهی در بین مخاطبان به عنوان گوینده پیشکسوت دارد، می‌توانست قبل از انتشار خبر، طرح موضوع کند که این عبارت، عبارت خوبی نیست و غلط است. ما نمی‌دانیم که این را گفته است یا نه. اگر متوجه نشده و خبر را خوانده، فرق می‌کند با اینکه متوجه شده و خبر را گفته، که جای پرسش دارد.

این روزنامه‌نگار پیشکسوت در پایان تاکید می‌کند که این پدیده در صداوسیما ماندگار نخواهد بود و می‌گوید: سیستم‌های نوظهور و جدید ارتباطی تلویزیون را خلع سلاح می‌کند؛ به نوعی که مخاطب می‌تواند با یک دستگاه حداقلی گزارش کند و ارسال کند.

روز چهارشنبه (۱۱ مهر ماه) محمدرضا حیاتی خبری را خواند که در آن بن‌بست سیاسی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا با عبارتی انتقاد برانگیز و غیرحرفه‌ای به لحاظ اصول خبرنویسی توصیف شده بود. /ایسنا

این خبر نکاتی مهم درباره حیاتی و خبری که خواند اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

واکنش محمدرضا حیاتی به خبر جنجالی که در اخبار خواند + فیلم

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری،‌ محمدرضا حیاتی گوینده قدیمی اخبار سیما در واکنش به خبر جنجال سازی که با صدای او از تلویزیون پخش شد و انتقادهای زیادی به همراه داشت گفت:«راستش من خبر را برای اولین بار در دستگاه اتوکیو دیدم ولی به عنوان اخبارگو چاره دیگری هم نداشتم چون ما اختیاری در این زمینه نداریم.



ولی برایم جالب بود که یکی از رسانه ها مقاله تندی هم علیه من نوشته بود.واقعا از دوستان رسانه ای عجیب است که ندانند من خبر را نمی نویسم.»او ادامه داده که هیچ وقت در عمرش حرف بی ادبی نزده است و در برابر خواندن آن خبر اختیاری نداشته است.

این خبر واکنش محمدرضا حیاتی به خبر جنجالی که در اخبار خواند + فیلم اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

پایان اعتراف‌های تلویزیونی؟

به گزارش بخش سیاسی سایت خبرهای فوری، پخش اعترافات تلویزیونی قرار است ممنوع شود؛ این را محمود صادقی، نماینده مجلس شورای اسلامی گفته است. او در پی نهایی‌کردن طرحی است که در صورت قانون‌شدن، می‌تواند پایانی باشد بر فیلم‌هایی که متهمان مختلف برخلاف میل باطنی یا به خواست و اراده خود در مقابل دوربین می‌نشینند و با ابراز ندامت از کرده خود به تشریح نحوه وقوع جرم و اهداف و انگیزه خود می‌پردازند و گاهی برخی نیز بعد از رهایی از زندان، هرچه را گفته بودند انکار می‌کنند و به اماواگر‌های بسیاری دامن می‌زنند.

 پخش اعترافات تلویزیونی دیگر مشتری‌های سابق خود را ندارد و شاید نقطه عطف پخش اعترافات تلویزیونی برای نسل جوان، مربوط به ماجرا‌های اعتراض به نتیجه انتخابات در سال ۸۸ و دادگاه‌های آن روز‌ها باشد، اما پخش اعترافات تلویزیونی مسبوق‌به‌سابقه است و عمری طولانی دارد. حتی باید اذعان داشت آنچه در اوایل انقلاب و در دهه ۶۰ از تلویزیون ملی پخش می‌شد تأثیرگذارتر و پرمخاطب‌تر از این سال‌ها بوده است؛ مانند اعترافات سران حزب توده که هنوز هم راجع به اعترافات آن‌ها بحث و گفتگو می‌شود؛ برای مثال سیدحسین موسوی‌تبریزی، دادستان کل انقلاب، از دیدار با زندانیان، از جمله کیانوری به هفته‌نامه «آسمان» چنین گفته بود: «یک‌بار در جریان بازدید از زندان، کیانوری خواسته بود که با من صحبت کند. با هم صحبت کردیم و به من گفت که این‌ها از من می‌خواهند که اعلام کنم مسلمان شده‌ام. این برای من کاری ندارد که بگویم مسلمان شده‌ام. اما برای شما زشت است. می‌خندند که باور کرده‌اید کیانوری بعد از ۷۰ سال کمونیست‌بودن، مسلمان شده است. خلاصه اینکه می‌گفت: من امام را یک شخصیت انقلابی و ضشدامپریالیسم می‌دانم و او را قبول دارم و از انقلاب هم حمایت می‌کنم، اما اینکه بگویم مسلمان شده‌ام برای شما خوب نیست. من هم تذکر دادم که این کار‌ها را نکنند، البته بعد‌ها دیدم که احسان طبری هم اعتراف کرده و گفته که من مسلمان شده‌ام».

‌اعترافات مهدی هاشمی در ۲ نوار مجزا

به‌هرحال نورالدین کیانوری، دبیرکل حزب توده و محمود اعتمادزاده (م. الف. به‌آذین) و احسان طبری و… در مقابل دوربین‌ها نشستند و با اعتراف به اشتباهات خود به نوعی ادامه‌دهنده روندی بودند که با اعترافات تلویزیونی گروه فرقان از شبکه سراسری آغاز شده بود و تا امروز ادامه داشته است، اما اگر بخواهیم به یکی از مهم‌ترین اعترافات در رسانه ملی اشاره کنیم، شاید اعترافات مهدی هاشمی از تأثیرگذارترین و پرحاشیه‌ترین‌ها تا به امروز بوده باشد. مردی که پس از انقلاب، مسئولیت واحد روابط‌عمومی و عضو شورای‌عالی فرماندهی سپاه بود و مسئولیت نهضت‌های آزادی‌بخش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بر‌عهده داشت و تا انحلال این واحد به فعالیت در این سمت ادامه داد. ری‌شهری، وزیر اطلاعات وقت، دلیل دستگیری سیدمهدی هاشمی را کشف یک خانه تیمی وابسته به تشکیلات نهضت‌های آزادی‌بخش اعلام کرده بود. او بعد‌ها در بیان ماجرای اعترافات مهدی هاشمی نوشته است: «بر پایه گزارشی که به من (ری‌شهری) داده شد، روزی مهدی هاشمی از بازجوی خود درخواست کاغذ و قلم کرد و نامه‌ای خطاب به این‌جانب نوشت. گویا در این نامه، سوگند یاد کرده بود که همه مطالب خود را بازگو کرده و دیگر چیزی برای گفتن ندارد. نامه را به بازجو داد که به من برساند. پس از گرفتن نامه توسط بازجو، ناگهان مهدی هاشمی سراسیمه از بازجو خواست که نامه را به او پس بدهد! بازجو نامه را به او پس داد. هاشمی نامه خود را گرفت و بلافاصله آن را پاره کرد و همچون کسی که از دردی کشنده رنج می‌برد و عقده‌ای او را آزار می‌دهد، شروع به اشک‌ریختن کرد و پس از اندکی گریستن گفت: «به دروغ نوشتم که چیزی برای گفتن ندارم. کاغذ بدهید تا آنچه دارم، بنویسم». پس از این حادثه مهدی هاشمی پذیرفت که در دو مصاحبه شرکت کند: یکی مفصل، مشروط به اینکه تنها به امام (ره)، منتظری و حداکثر سران سه قوه ارائه شود و دیگری کوتاه، برای ارائه به مردم، از طریق رسانه‌ها».

آقای ری‌شهری در ادامه می‌نویسد: «چند روز بعد، خدمت امام رسیدم و ضمن ارائه گزارش کوتاهی از اقدامات انجام‌شده، نوار یادشده را تقدیم ایشان کردم. نکته قابل‌توجه اینکه امام هنگام تقدیم نوار مصاحبه مهدی هاشمی فرمودند: «اگر این نوار را هم برای آقای منتظری بگذارید، باز هم قبول نخواهد کرد و خواهد گفت که این اعترافات را در اثر فشار و شکنجه از او گرفته‌اید»! به امام عرض کردم: «تا امروز حتی یک ضربه شلاق هم به او زده نشده است». در اعتراف تلویزیونی‌ای که پخش شد، مهدی هاشمی، فرد نزدیک به قائم‌مقام رهبری در آن زمان، به دو جرم خود اعتراف کرده بود؛ یکی ارتباط با ساواک در پیش از انقلاب و دیگری دو فقره قتل که در نهایت به اعدام محکوم شد.

پای مدل‌ها هم به اعترافات تلویزیونی باز شد

البته ماجرا‌های اعترافات تلویزیونی همیشه سیاسی و پر از ماجرا‌های پیچیده نبوده، حتی چندسالی است که ممکن است با روشن‌کردن تلویزیون شاهد اعترافات هر متهمی با هر سن‌وسالی باشیم؛ برای نمونه پای خانم مدل که روزی میهمان برنامه تلویزیونی بود و روز دیگر نادم و پشیمان از کار مدلینگ هم به اعترافات تلویزیونی باز شد.

‌دروغین‌بودن اعترافات متهمان ترور دانشمندان هسته‌ای

با لوث‌شدن اعترافات تلویزیونی و کم‌اهمیت‌شدن تأثیرگذاری این سبک روشنگری ازسوی رسانه ملی، یکباره شاهد تکذیب اعترافات تلویزیونی متهمان ترور دانشمندان هسته‌ای بودیم.

مازیار ابراهیمی که در برابر دوربین‌ها به ارتباط با موساد و قتل دانشمندان هسته‌ای اعتراف کرده و از کرده خود بسیار نادم و پشیمان بود و انتظار می‌رفت برای چنین جرمی اعدام شده باشد، یکباره مشخص شد زنده است و در آلمان زندگی می‌کند. ابراهیمی در گفت‌وگویی توضیح داد که او و برخی از افرادی که تن به اعتراف اجباری داده بودند، بر اثر یک اتفاق بی‌گناهی‌شان اثبات شده و آزاد شده‌اند. ادعایی که مسئولانی دولتی مانند سخنگوی دولت آن را تأیید کردند و به گفته محمود صادقی، آن‌ها حقیقتا بی‌گناه بوده‌اند و پس از «احراز بی‌گناهی» آنها، وزارت اطلاعات چهار میلیارد تومان بابت جبران خسارت به این افراد پرداخت کرده است. تأیید پخش اعترافات دروغین باعث انتقاد به این شیوه اطلاع‌رسانی در کشور شد. از جمله منتقدان علی مطهری بود که در مصاحبه‌ای پای حیدر مصلحی را به پرونده ترور دانشمندان هسته‌ای باز کرد و گفت: «دولت و حکومت باید پاسخ‌گو باشند. اینکه تروری اتفاق افتاده و بعد مسئولان امنیتی و اطلاعاتی کشور برای اینکه به‌سرعت جوابی به مردم دهند و مسئولیت را از سر خود باز کنند، اقدام به بازداشت افرادی کنند و بعد هم آنان را تحت فشار مجبور به اعترافاتی درباره ترور دانشمندان هسته‌ای ایران کنند و در صدا‌و‌سیمای جمهوری اسلامی هم نمایش دهند، اصلا متناسب با اخلاق و روش‌های اسلامی ما نیست. از نظام جمهوری اسلامی که وارد عمل شد و این افراد را نجات داد، متشکریم، ولی به‌هرحال دولت و حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات سابق، حتما باید پاسخ‌گوی این موارد باشند. آن‌ها باید بگویند که چرا و به چه دلیل و با چه مجوزی این اقدامات را انجام دادند».

هتک حرمت افراد دستگیر‌شده جرم است

با توجه به حواشی پخش اعترافات تلویزیونی، چندی پیش نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی از تقدیم طرح «ممنوعیت ضبط و پخش اعترافات اشخاص از صداوسیما و دیگر رسانه‌ها» به هیئت‌رئیسه مجلس خبر داده و در توییتی نوشته بود: «به موجب اصل سی‌و‌نهم قانون اساسی هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است. بر این اساس مراجع قضائی و ضابطان دادگستری مکلف‌اند حرمت و حیثیت اشخاصی را که به هر نحو در مظان اتهام و مورد بازجویی و تحقیق قرار گرفته‌اند، رعایت کنند».

‌پاسخ مراجع تقلید به سؤالی درباره پخش اعترافات تلویزیونی

ماجرای ممنوع‌کردن یا غیر‌اخلاقی‌دانستن پخش چنین اعترافاتی به استفتا از مراجع هم رسیده است. سید‌علی مجتهدزاده، وکیل دادگستری، در صفحه توییتر خود تصویری از پاسخ آیت‌الله ناصر مکارم‌شیرازی را به استفتائی درباره پخش اعترافات تلویزیونی پیش از اثبات جرم منتشر کرده است. این مرجع تقلید در پاسخ به این استفتا نوشته است: «تا زمانی که جرم و اتهام شخص متهم ثابت نشده، نمی‌توان اسم و تصویر و اقراری را که داشته است، منتشر کرد و حتی بعد از ثبوت هم اگر جرم مخفی بوده، آشکار‌کردن آن جایز نیست». آیت‌الله بیات‌زنجانی نیز در‌این‌باره گفته است: «این کار علاوه بر اینکه مشروع نیست، از نظر اخلاقی نیز درست در برابر کرامت انسان و حرمت اوست و بنا بر روایات مستند و مورد وثوق این اعترافات در دادگاه نیز قابلیت استناد ندارد».

‌ضبط اعترافات و پخش آن تا ۳ سال حبس خواهد داشت

در همین راستا، محمود صادقی گفته است: «گاه دیده می‌شود صدا‌و‌سیمای جمهوری اسلامی ایران مبادرت به پخش اعترافات اشخاصی می‌کند که در مظان اتهام و مورد بازجویی قرار گرفته‌اند که چه‌بسا پس از تحقیقات بیشتر و رسیدگی قضائی بی‌گناهی آن‌ها ثابت می‌شود». نماینده مردم تهران در مجلس تصریح کرد: «این امر علاوه بر اینکه موجب هتک حیثیت اشخاص می‌شود، به اعتماد عمومی و اعتبار دستگاه‌های حکومتی نزد افکار عمومی آسیب جدی وارد می‌کند. طرح حاضر به‌منظور پیشگیری و مقابله با این اقدام ضبط و پخش اعتراقات ممنوع و برای آن متناسب با مقررات جزائی در موارد مشابه ضمانت اجرای کیفری مقرر شده است».

صادقی عنوان کرد که در متن این طرح آمده است: «ضبط اعترافات اشخاص و پخش آن از صدا‌و‌سیمای جمهوری اسلامی و دیگر رسانه‌های گروهی در هر مرحله از مراحل تعقیب و تحقیقات مقدماتی ممنوع است و مرتکب، اعم از تهیه‌کننده و پخش‌کننده، علاوه‌بر الزام به اعاده حیثیت از متهم به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد».

او خاطرنشان کرد که در این طرح همچنین آمده است: «در صورتی که عمل ضبط یا پخش توسط یا به دستور مقامات یا مأموران وابسته به نهاد‌ها و دستگاه‌های حکومتی انجام شده باشد مقام یا مأمور مذکور علاوه بر مجازات فوق به انفصال از خدمت و محرومیت از یک تا پنج سال از مشاغل حکومتی محکوم خواهد شد».

طرح ممنوعیت پخش اعترافات تلویزیونی در صورت تصویب، به قانونی مترقی در روند قانون‌گذاری ما تبدیل خواهد شد و حداقل دستاوردش گرفتن بهانه از دشمنان انقلاب و نظام است تا با نقد این اعترافات اعتبار رسیدگی به جرائم افرادی را که تن به اعترافات تلویزیونی داده‌اند، زیر سؤال نبرند و مجرمان واقعی بعد از رهایی با رد اعترافات خود مفری برای پنهان‌کردن چهره مجرم خود پیدا نکنند و نقش انسان‌های مظلوم و بی‌اراده را بازی نکنند. از سویی دیگر، شاهد سوءاستفاده‌هایی مانند ماجرای متهمان ترور دانشمندان هسته‌ای نخواهیم بود تا پرونده مهم رسیدگی به این ترور‌ها را به حاشیه ببرد و افراد بی‌گناه را جایگزین مجرمان واقعی کند. /شرق

این خبر پایان اعتراف‌های تلویزیونی؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

بازیگر مختارنامه به دست داعش به شهادت رسید + تصاویر

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری،‌ نمی‌شود مخاطب تلویزیون باشید و اسم «مختارنامه» به گوشتان نخورده باشد یا حتی یک بار هم که شده حتی اتفاقی قسمتی از آن را ندیده باشید، چرا که بعد از چند سال (سال ۸۹) که این مجموعه برای اولین باز از شبکه یک روی آنتن رفت تا امروز بار‌ها و بار‌ها قسمت‌هایی از آن پخش شده است و مدتی پیش هم آی‌فیلم برای چندمین بار پخش آن را به پایان رساند.

مجموعه‌ای ۴۰ قسمتی به کارگردانی داوود میرباقری که جزو کار‌های الف ویژه تلویزیون محسوب می‌شود. تصویربرداری این مجموعه حدود هشت سال زمان برد و بعد هم تا پایان مراحل فنی، آماده‌سازی آن به حدود ده سال نیز رسید. از همان سال‌ها تا الان از آنجا که این مجموعه یکی از پربازیگرترین سریال‌های سیماست، اخبار مختلفی از آن به گوش می‌رسید، یکی از این موارد خبر رفتن چهره‌هایی است که هرکدام سهم و نقشی در آن مجموعه داشتند، کسانی که امروز از آن‌ها تنها به اندازه چند سکانس و خاطره باقی مانده است. با همه این‌ها پخش چندین باره مختار، این مجموعه پرسابقه و ماندگار باعث شد تا ما هم سراغ تعدادی از این چهره‌ها که امروز بین ما نیستند برویم.

نصرت دستمردی

زبیریان:

نصرت دستمردی
نقش: پیشکار عبدا… بن زبیر
کارنامه: دستمردی، علاه بر بازیگری، در بسیاری از پروژه‌های سینمایی دستیار کارگردان و جانشین مدیر تولید نیز بود. این بازیگر در فیلم‌ها و سریال‌هایی مثل فرار بزرگ، میگرن، سال‌های مشروطه و روزی روزگاری بازی داشته است.
درگذشت: دستمردی که به بیماری آلزایمر مبتلا شده بود، سال ۹۵ در ۷۷سالگی رخ در نقاب خاک کشید.


عباس امیری

عباس امیری

نقش: عامر بن مسعود (اولین حاکم زبیری کوفه بعد از مرگ یزید)
کارنامه: نقش‌آفرینی او در نقش آنخ‌مائو، رهبر کاهنان معبد آمون در مجموعه یوسف پیامبر (ع) و بازی در نقش ابوموسی اشعری در سریال امام علی (ع) از شاخص‌ترین آثار این بازیگر است. شبکه، قاعده بازی، رستگاران، روز شیطان، عروس، شوق پرواز و راز شیوا از دیگر فیلم‌ها و سریال‌هایی است که امیری در آن‌ها به ایفای نقش پرداخته است.
درگذشت: او در ۷ اسفند ۸۹ در پی تصادف و سکته قلبی پس از آن به دیار باقی شتافت.

عباس وفایی
نقش: خادم عبدا… بن زبیر
کارنامه: وفایی از سال ۱۳۵۰ فعالیت هنریش را آغاز کرد. امام علی (ع)، شیخ مفید و مومیایی برخی از کارهایی‌اند که او در آن‌ها حضور داشته است.
درگذشت: وفایی در تیر ۹۳ در سن
۵۷ سالگی از این دنیا رفت.


احمد علامه دهر

همراهان مختار:
احمد علامه دهر
نقش: عبدالرحمن بن شریح، او سرداری بود که علیرغم پشت کردن بسیاری از همراهان مختار، به همراه شخصی به نام سائب تا آخر به دفاع از قیام مختار پرداخت و توسط سربازان ابن زبیر کشته شد.
کارنامه: او علاوه بر حضور در مجموعه‌هایی مثل پهلوان اکبر نمی‌میرد، چشم در برابر چشم، سلطان مار، پدرانه، رابعه، پرده‌نشین، تفنگ سرپر، میوه ممنوعه و…، در زمینه طراحی، نقاشی و کاشیگری هم مهارت داشت.
درگذشت: علامه دهر سر صحنه مجموعه تلویزیونی پرده‌نشین به کارگردانی بهروز شعیبی دچار عارضه مغزی می‌شود و پس از ماه‌ها بستری سرانجام ۱۱ مرداد ۹۴ در سن ۶۲ سالگی از دنیا رفت.

محمدقاسم پورستار

نقش: حبیب بن مظاهر (او از یاران امام علی (ع) بود و در کربلا نیز با امام حسین (ع) شهید شد)
کارنامه: او از بازیگرانی است که از اواسط دهه ۵۰ کارش را آغاز کرد و در فیلم‌ها و مجموعه‌هایی مثل مردان آنجلس، مریم مقدس، یوسف پیامبر، بشارت منجی و… ایفای نقش کرده است.
درگذشت: پورستار بعد از سکته قلبی که باعث شد مدتی در بیمارستان بستری شود، در سن ۷۸ سالگی درگذشت.

سیروس تقی‌نژاد

نقش: پیرمرد نابینا (قاتل حصین بن نمیر)
کارنامه: این بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون در آثاری، چون راز شیوا و تاکسی برگشتی حضور داشت و در سریال معمای شاه هم در نقش قوام شیرازی بازی کرده بود.
درگذشت: تقی‌نژاد، بهمن ۹۴ در سانحه تصادف در اتوبان تهران و کرج دیده از جهان فرو بست.

فاضل اجبوری

نقش: ابوذاکر پیرمرد قبیله نشین (بیعت‌کننده با مختار)
کارنامه: اجبوری که جزو هنرمندانی است که بعد از مدتی تدریس وارد تئاتر و بعد هم سینما و تلویزیون شد. او در کارهایی، چون روزی روزگاری، تفنگ سرپر، شیخ بهایی، بوعلی سینا، محیا، افراطی‌ها و… ایفای نقش کرده است و در مقطعی ارتباط زیادی با اصفهانی‌ها در این حوزه داشت.
درگذشت: او سال ۹۱، در سن صد سالگی به دلیل کهولت سن از دنیا رفت.


انوشیروان ارجمند

توابین:
انوشیروان ارجمند
نقش: رفاعه بن شداد (یکی از رهبران توابین)
کارنامه: این بازیگر که پدر برزو و بهار ارجمند از بازیگران سینما و تلویزیون است، در آثاری، چون روزی روزگاری و همچنین سریال امام علی (ع) در نقش اشعث کندی بازی کرده بود و در فیلم سینمایی «دوئل» هم حضور داشت.
درگذشت: ارجمند مدتی به دلیل بیماری قلبی در بیمارستان پارسیان تهران بستری بود و ۲۳ آذر ۹۳ در ۷۳سالگی به دیار باقی شتافت.

رضا آقاربی

نقش: عبدا… بن وال (یکی از توابین)
کارنامه: او از سال ۶۰ فعالیت هنری خود را با بازی در تئاتر آغاز کرد و نخستین تجربه سینمایی‌اش بازی در فیلم پرچمدار بود. آقاربی در مجموعه یوسف پیامبر (ع) نیز در نقش پادیامون، ملازم معبد آمون به ایفای نقش پرداخت، اما اغلب بازی‌های سینمایی او در حوزه دفاع مقدس بود. دایره سرخ، عروس حلبچه، همسفر و فرمان آتش از آثار این بازیگر است.
درگذشت: آقاربی مرداد ۸۷، پیش از روی آنتن رفتن سریال در ۵۰ سالگی بر اثر سکته قلبی از دنیا رفت.

دیگر درگذشتگان:

داوود رشیدی

نقش: نعمان بن بشیر انصاری، امیر کوفه (پدر عمره، زن مختار ثقفی)
کارنامه: این هنرپیشه کهنه‌کار که بازی او در نقش شش انگشتی در سریال هزاردستان در خاطر بسیاری از هنردوستان مانده، در آثاری، چون خانه عنکبوت، شیلات، گل‌های داودی، خسته‌دلان، روز‌های زندگی، ولایت عشق و کوچک جنگلی به ایفای نقش پرداخته است.
درگذشت: رشیدی در سال‌های پایانی زندگی‌اش دچار آلزایمر شده بود و در بامداد ۵ شهریور ۹۵ در ۸۳ سالگی به خاطر ایست قلبی در منزلش به دیار باقی شتافت.

عزیزا… هنرآموز

نقش: ابومفلس (رئیس تشریفات و کاتب دارالاماره کوفه)
کارنامه: مسافر ری، امام علی (ع)، سی امین روز، خانه‌ای در تاریکی، سفر به چزابه، مدرسه پیرمرد‌ها و… برخی از فیلم‌ها و مجموعه‌های خاطره انگیزی اند که هنرآموز در آن‌ها ایفای نقش کرده است. او از اوایل دهه ۵۰ پایش به دنیای تصویر باز شد.
درگذشت: هنرآموز در شامگاه جمعه ۱۵ اسفند ۹۳ به دلیل ابتلا به بیماری ریوی در تهران درگذشت.

پروین سلیمانی

نقش: سلیمه
کارنامه: او پیش از دهه ۴۰ کار بازیگری را با تئاتر شروع کرد و بعد هم آثار زیادی مثل داستان یک شهر، آینه، عروس خاک، گل پامچال، تفنگ سرپر و… را از خود به جا گذاشت.
درگذشت: سلیمانی بعد از ۸۶ سال زندگی به دلیل کهولت سن و تومور مغزی در ۱۲ خرداد ۸۸ درگذشت. آن هم زمانی که پخش سریال مختار هنوز شروع نشده بود.

مهدی تقی‌نیا

نقش: عبدا… ابن وهب
کارنامه: او بازیگر و منتقد پیشکسوت عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون بود که آثاری، چون کیف انگلیسی، یک مشت پر عقاب و فیلم‌های سینمایی از دوردست، ازدواج صورتی، رستگاری در ۸ و ۲۰ دقیقه، مهمان مامان و… را در کارنامه خود دارد.
درگذشت: او در مهر ۹۷ دار فانی را وداع گفت.

محمدرضا غیاث‌آبادی

نقش: مرد کوفی
کارنامه: وی علاوه بر نقش‌آفرینی در سریال مختارنامه، در مجموعه‌هایی مثل شیدایی، شاید برای شما هم اتفاق بیفتد، پنج کیلومتر تا بهشت، شهریار و فاصله‌ها نیز ایفای نقش کرده است.
درگذشت: او ۱۷ فروردین ۹۵ بر اثر عارضه قلبی در بیمارستان امام حسین (ع) از دنیا رفت.
سایرین: داوود آریا، ابوالقاسم پورشکیبایی، یوسف نوروزی، رحیم سعادتی متین، خداداد مجلسی و مجید مقدم نیز از دیگر بازیگران درگذشته این مجموعه تلویزیونی هستند.

سمت راست رضا خندان

اشقیا:

رضا خندان

نقش: سنان بن انس نخعی از قاتلین امام حسین (ع)
کارنامه: خندان، بازیگری را از تئاتر در اهواز آغا کرد و سال ۶۶ وارد سینما شد. دندان مار، رویای جوانی، شور عشق، دو زن و گمشدگان از آثار این بازیگر در عرصه هنر‌های نمایشی است.
درگذشت: این هنرمند شامگاه ۱۰ مهر ۸۹، زمانی که یک قسمت از سریال روی آنتن رفته بود، بر اثر بیماری کلیوی در ۵۷ سالگی از دنیا رفت.

ولی ا… مومنی

نقش: شُرحبیل (فرمانده سپاه شام در جنگ با توابین)
کارنامه: او، گوینده و بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون بود که صدای خاص و پرصلابتش هنوز در خاطره‌ها مانده است. مومنی در فیلم‌های سال‌های حادثه در نقش امام خمینی، سردار جنگل در نقش میرزا کوچک‌خان و در سریال ولایت عشق در نقش طاهر ذوالیمینین بازی کرده بود.
درگذشت: این هنرمند، دی ۹۴ در روز‌هایی که مشغول بازی در سریال «معمای شاه» بود، بر اثر عارضه قلبی دارفانی را وداع گفت.

محمود بنفشه‌خواه

نقش: طبیبِ شمر

کارنامه: دردسر‌های والدین، پاییز پدرسالار، مدرسه پیرمردها، باغچه مینو، بانکی‌ها و سرنخ از جمله آثار بنفشه‌خواه است. این بازیگر برادر رضا بنفشه‌خواه و عموی بیژن بنفشه‌خواه بود.
درگذشت: بنفشه‌خواه در نخستین ساعات روز ۱۸ فروردین ۸۹ پیش از آغاز پخش سریال، بر اثر ایست قلبی درگذشت.

ایرج خدری

نقش: سردسته شرطه‌های کوفه
کارنامه: خدری، عضو سابق تیم ملی بسکتبال ایران بود و قد بلندی داشت. او به واسطه فیزیکش برای بازی در نقش سردسته شرطه‌های کوفه انتخاب شد. این ورزشکار همچنین در چند فیلم و سریال دیگر نیز بازی کرده بود.
درگذشت: خدری که سال‌های پایانی عمر کوتاهش با بیماری و مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم می‌کرد، ۱۹ تیر ۹۵ در ۴۵ سالگی در بیمارستان امام‌حسین دار فانی را وداع گفت.

نقی سیف جمالی

نقش: طبیبِ ابن زیاد
کارنامه: سیف جمالی از اوسط دهه شصت جلو دوربین رفت. او که بخش زیادی از فعالیت‌هایش به حوزه سینما اختصاص دارد، در آثاری مثل معمای شاه، آااادت نمی‌کنیم، مارمولک، کنعان، پذیرایی ساده، خداحافظی طولانی، خانوم و… حضور داشته است.
درگذشت: او هم به دلیل سکته قلبی در ۴ اردیبهشت ۹۶، در ۵۸ سالگی دار فانی را وداع گفت.


حبیب جنت‌مکان


حبیب جنت‌مکان

ویژه

بازیگر شهید

حبیب جنت‌مکان، یکی از بازیگران سریال مختارنامه بود که در سکانس‌هایی از این مجموعه مقابل دوربین رفت. درگذشت او، اما با دیگران قصه خیلی متفاوتی دارد. جنت مکان متولد سال ۴۰ در اهواز بود؛ در دوران جنگ تحمیلی در گردان جعفر طیار اهواز حضور داشت و به درجه جانبازی رسید. او سال‌ها بعد، در جریان جنگ علیه گروه‌های تکفیری هم خود را به جبهه رساند و ۲۷ فروردین ۹۴ در جریان جنگ با داعش در سامرا به شهادت رسید.

این خبر بازیگر مختارنامه به دست داعش به شهادت رسید + تصاویر اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.