تشت شیر ، رابطه های عاشقانه و سکسیم

مریم بهریان
روزنامه نگار – روانشناس بالینی

زوم نیوز _ مریم بهریان : تقسیم بندی انسان ها به جنس مرد و جنس زن با ظهور نخستین انسان های خردمند آغاز شد و پس از آن با شکل گیری نظام های سلسله مراتبی ، به غیر از شکل گیری این تقسیم بندی ، مردان از جایگاه مناسب تری نسبت به زنان برخوردار بودند .
دکتر نوح هراری استاد تاریخ و نویسنده کتاب انسان خردمند درباره نظام خیالی سلسله مراتبی زن و مرد می گوید ، سلسله مراتب جنسیت در تمامی جوامع شناخته شده بشری از اهمیت بسیار برخوردار بوده است . در طول تاریخ در بسیاری از جوامع زنان چیزی جز مایملک مردان یا پدران یا شوهران یا برادران خود نبوده اند .

باورهای مرد سالارانه و باور به این که زنان حق مردانه زندگی کردن ندارند ، در طول تاریخ وجود داشته است و همواره این سوال مطرح می شود که آیا تقسیم بندی انسان ها به مرد و زن و دیکته کردن الگوهای رفتاری که نمونه های آن را به وفور در محصولات رسانه ای مانند فیلم و سریال های تلویزیونی و کتاب های درسی می بینیم محصول تخیل است یا یک تقسیم بندی طبیعی بوده و ریشه های عمیق زیستی دارد؟ و به نقل از نویسنده کتاب انسان خردمند این سوال مطرح می شود که آیا توضیحی زیست شناختی هم برای برتری اعطایی مرد و زن وجود دارد ؟

در طول دهه های گذشته همواره با این مسئله که جنس در کتاب های درسی و سریال های تلویزیونی رسانه ملی ، نقش های از پیش تعیین شده و دم دستی دارد و مردان به عنوان هسته و محور اصلی داستان ها ظاهر می شوند ، آشنا بوده ایم ، آشنایی کودکان با دنیای مرد سالانه از همان نخستین سال های زندگی که دوران هماند سازی و نقش پذیری و شکل گیری شخصیت نام گذاری شده است ، خبر از استحکام پایه های یک جامعه نابرابری نژادی در آینده می شود.
در کنار نقش هایی که به ما از کودکی دیکته می شود که اکثر آن ها به جز بارداری و شیردهی ، ربطی به الگوهای زیستی ندارند به تازگی در شبکه های اجتماعی شاهد قدرت نمایی پنهان زنانی هستیم که خود قربانی نظام مرد سالارانه هستند ، زنانی که در رسانه ملی ، چند همسری مردان را تبلیغ می کنند و شست و شوی پای همسر در شیر را نسخه ای برای کاهش حل مسائلی مانند بالا رفتن آمار طلاق ، افزایش نرخ روابط فرا زناشویی ، ارتقای نمودار مربوط به سن دختران مجرد در جداول آماری و خشونت و پرخاشگری و نزاع های زن و شوهری می دانند .

اگر بخواهیم نقادانه به چنین تبلیغات رسانه ای نگاه کنیم ، سوالاتی از این قبیل مطرح می شوند که پاسخ به آن هامی تواند دو پارگی های فرهنگی حاکم بر جامعه در حال گذار ما را کم رنگ تر کند .

در حالی که آمارها خبر از تحول چشمگیر زنان در زمینه های مختلف می دهد ، چرا هنوز هم باید در رسانه ملی شاهد فرهنگ سازی های از کار افتاده و بدون کاربرد از این دست باشیم که نقش زنان را به عنوان پرستار ، التیام بخش خستگی های مرد و فردی سازشکار و مطیع عادی سازی کرده و به همان نسبت حضور پر رنگ آن ها را در نقش های جدی اجتماعی و تصمیم گیری های مدنی و شهروندی عجیب و غیر قابل دسترس می سازد .

دکتر هراری در کتاب انسان خردمند می نویسد ، عضو مونث یک نظم خیالی بشری است . این اسطوره های فرهنگی بوده اند که در طول تاریخ ، نقش های منحصر به فرد زنانه مثل پرورش و حمایت از فرزندان و شوهر ، و پیروی از شوهر را برای او تعیین کرده اند و از آنجا که اسطوره ها این نقش ها را تعیین کرده اند مفهوم مردانگی و زنانگی و نقش های شان از جامعه به جامعه دیگری متفاوت شده است .

در حقیقت جنسیت یک مسئله فرهنگی است تا یک مقوله زیستی و در واقع می توان گفت ، خصایص مردانه و زنانه ویژگی های بین الاذهانی هستند و مرد از آب در آمدن ساده ترین کار دنیا است . اما جوامع مرد سالار همچنان برای استمرار این دیکتاتوری فرهنگ سازی می کنند و تا زمانی که عشق و دوست داشتن به شیوه های بی اساس و غیر قابل باوری از این دست ترویج می شوند باید به امید واهی بر پیشرفت رابطه های عاشقانه در جوامع امروزی پوزخند زد .