اعترافات بازیگر جوان ایرانی به قتل هولناکی که انجام داد / نفهمیدم چه شد که چاقو را در شکم سیاوش فرو کردم + تصاویر

به گزارش بخش حوادث سایت خبرهای فوری، ما روی صحنه تنها بازیگری را دیدیم که روبه‌رویمان ایستاد و با بُغضی گفت: «من یک اشتباه کردم و می‌خواهم بخشیده شوم. همه اشتباه کرده‌اند، شما تا حالا اشتباه نکرده‌اید؟ شما هم می‌خواهید بخشیده شوید؟»، اما هیچکدام نمی‌دانستیم چقدر گفتن این جمله‌های به‌ظاهر ساده برای «میلاد» که سه سال و هفت ماه است به دلیل مشارکت در قتل عمد زندانی است و اکنون حکم قصاصش آمده، سخت و دردآور می‌تواند باشد.

میلاد در ملایر به دنیا آمد و به دلیل آنکه باید کار می‌کرده تا خرج خود را در بیاورد، تا اول راهنمایی بیشتر درس نخوانده است. وقتی بچه بوده، پدرش فوت کرده و یک ساله بوده که مادرش دوباره ازدواج کرده است. از نوجوانی برای کار به تهران آمده، اما اکنون بیش از سه سال است به دلیل مشارکت در قتل عمد، در کانون اصلاح و تربیت تهران زندانی است.

میلاد که چندی پیش گزارشی درباره‌ی او با تیتر بازیگری زیر سایه حکم اعدام منتشر شد، به تازگی در مصاحبه‌ای که در کانون اصلاح و تربیت با او انجام شد، گفت: من از ۱۲ سالگی تنها زندگی کردم، زیرا خرجم را نمی‌دانند و ناپدری، من را اذیت می‌کرد و کتک می‌زد. مجبور شدم به تهران بیایم و در مانتو دورزی و مزون لباس عروس کار کنم. این کار را بلد بودم، چون شاگرد مانتو دوزی در ملایر بودم. در ملایر هم سرکار رفتم، چون خانواده به من خرج نمی‌دادند. بعد از دوسال یعنی ۱۴ سالگی به ملایر برگشتم و با دوستم به گچساران رفتم و نزدیک یک سال و نیم گچ کاری کردم. در آمد خوبی داشتم و ماهی دو میلیون تومان پول در می‌آوردم. با درآمدم هم، اجاره خانه می‌دادم و لباس می‌خریدم. صاحب کارم در تهران که ماجرای زندگی مرا می‌دانست، به من غذا می‌داد و حتی مدتی هم پیش زن و بچه صاحب کارم زندگی کردم.

این پسر که حدود یک هفته است، خودش هم از تایید شدن حکمش مطلع شده، درباره جرمی که مرتکب شده است، این‌گونه توضیح می‌دهد: از بچگی با سیاوش (مقتول) رفیق بودیم و بچه ملایر بود. مدتی که در تهران کار می‌کردم، خانواده او گفتند سیاوش را به تهران ببر تا او هم کار کند. او را آوردم، اما کار نمی‌کرد. بعد از مدتی گفتم سیاوش، نمی‌خواهد این مدلی کار کنی. تو برو خانه، من برایت پول می‌فرستم. او گفت من محتاج پول تو نیستم، اما من گفتم با خانواده‌ات صحبت می‌کنم و دلیل برگشتت را توضیح می‌دهم. به همین دلیل برگشتیم ملایر، نزدیک دو هفته در ملایر بودم و به خانواده او گفتم نمی‌خواهد پیش من کار کند و به تهران برگشتم. وقتی سیاوش فهمید خانه ما در ملایر خالی است، با پدرش وسایلمان را دزدید. پسر ناپدری من این صحنه را دیده بود و به خانواده خبر داد. مادرم شماره من را نداشت، اما نمی‌دانم چگونه با من تماس گرفت و هر حرفی از دهانش در می‌آمد به من گفت. گفت مگر نگفتم با سیاوش رفاقت نکن، او دزد است، اما باور نمی‌کردم. به سیاوش زنگ زدم و او گفت من این کار را نکردم و بعد به مادرم زنگ زد، او را تهدید کرد و ناسزا گفت.

او ادامه می‌دهد: مادرم صدای سیاوش را ضبط کرده بود و برای من پخش کرد. من هم گریه می‌کردم. همان زمان هم‌جرم من (محمد) از سر کار برگشت و به او گفتم سیاوش این کار را کرده است. سیاوش داماد خانواده محمد بود و از او عقده داشت، چون پدر و مادرش را اذیت کرده بود. گفت زنگ می‌زنم به سیاوش تا به تهران بیاید و بعد اذیتش کنیم. او دزدی کرده بود و در تهران فراری بود. هم‌جرمم او را به زیباشهر آورد و با هم به خارج از شهر و بیابانی که در نزدیکی خانه‌مان بود، رفتیم. هم‌جرمم دو چاقو با خود آورده بود. او به سیاوش گفت چرا میلاد را اذیت کردی و او می‌گفت من این کار را نکردم. گفتم من صدایت را شنیدم، گفت حالا مشکل داری توانستم و این حرف‌ها را به مادرت گفتم؟ محمد او را گرفت و به من گفت، میلاد او را بزن. اول به او مشت زدم بعد اصرار کرد با چاقو بزن و چاقو را از زیر پایش و زیر خاک‌ها در تاریکی پیدا کردم و داخل شکم سیاوش فرو کردم. وقتی او داد زد، فهیدم چه کردم. چاقو از دستم افتاد و سیاوش برداشت تا ما را بزند، هم‌جرمم او را زد و چاقو را گرفت. محمد هم در دادگاه قتل را گردن من انداخت. محمد، سیاوش را همان‌جا خاک کرد. پس از قتل، محمد ماجرا را برای پسرعمویش تعریف کرد. یک روز که به شهرستان رفتم تا به دایی‌ام سر بزنم، مادرم زنگ زد و گفت بیا تهران کارت دارم. او از ماجرا خبر داشت و می‌خواست مرا تحویل دهد، اما پسرعموی هم‌جرمم پلیس آورد و من را گرفتند. درواقع یک و نیم ماه بعد از حادثه دستگیر شدم.

میلاد مدتی بعد از ورودش به کانون اصلاح و تربیت و آمدن گروه هنری فرزاد خوشدست و پروژه «خط باریک قرمز» در این تیم قرار میگرد و به عنوان بازیگر از بین ۲۵۰ نفر انتخاب میشود تا با آن‌ها همکاری کند، او در این باره میگوید: از بازیگری خوشم آمد البته قبلا هم علاقه داشتم، اما موقعیتش نبود تا اینکه آقای خوش دست و توماج دانش بهزادی آمدند و از ۲۵۰ نفر تست گرفتند و ۱۰ و ۱۲ نفر انتخاب شدیم. فکر نمی‌کردم انتخاب شوم. اعتماد کردم، چون از رفتار و صحبت کردنشان بدی ندیدم.

این پسر درباره تاثیر حضورش در این نمایش بر روی شخصیت و زندگی‌اش معتقد است: میلادِ بعد از تئاتر ساکت‌تر شده است و یاد گرفتم با کسی که می‌خواهم ارتباط برقرار کنم چگونه صحبت کنم و چه رفتاری داشته باشم. تا قبل از بازی در تئاتر به مرخصی نرفته بودم و وقتی انتخاب شدم و میخواستیم برای اجرای نمایش بیرون برویم، کمی تردید داشتیم، اما حس خوبی داشتم. چون آن‌ها در حق من خوبی کرده بودند و اطمینان کرده بودند اصلا به فرار فکر نکردم و پشیمان هم نیستم که فرار نکردم. درست است جانم مهم بود، اما فرار کردن من، چند نفر دیگر را درگیر می‌کرد و دوست نداشتم برای کسی اتفاقی بیفتد.

او درباره تجربه و حسش از زمانی که نمایش را روی صحنه اجرا کرد و بعد از آن، گفت: موقع تئاتر به مردم نگاه می‌کردم و بعضی حرف‌هایمان قبول می‌کردند و برخی تیکه می‌انداختند و باور نکردند. من گفتم من را ببخشید یک خانم گفت نمی‌بخشمت. توماج از قبل به من گفت ممکن است هر حرفی را به تو بگویند و فحش بدهند، اما تو کار خودت را بکن. دوست نداشتم برگردم داخل زندان و دوست داشتم بعد از اجرا در جشنواره با مادرم به خانه برگردم، دلم برایشان تنگ شده بود. دم اتوبوس به توماج گفتم کاش آن موقع که این اتفاق قتل پیش نیامده بود با شما آشنا می‌شدم و من را سر تئاتر می‌بردید تا این فکر در ذهن ما نمی‌آمد که قتل کنیم. این تئاتر و تمام تمرینات روی من تاثیر گذاشت.

میلاد که روی نقاطی از بدنش جای خودزنی‌هایی دیده می‌شود که به اوایل ورودش به زندان برمی‌گردد، بیان می‌کند: من با رفتار و طرز صحبت کردنم بعد از آزادی می‌توانم ثابت کنم آدم خوبی هستم. خیلی شب‌ها به این فکر می‌کنم، ممکن است حکم اجرا شود. دو سه بار با خانوده شاکی صحبت کردم که اگر می‌خواهند قصاص شوم زودتر این کار را انجام دهند، چون دیگر نمی‌توانم تحمل کنم و اگر بمیرم بهتر از این است که زجر بکشم. من ۲۲ سالم است، بزرگتری ندارم که برای من پادر میانی کند. مددکار به من گفت درخواست دیه کنم و گفته بود باید به ورامین برود و خانواده شاکی خیلی مبلغ بالایی خواسته‌اند. من پول ندارم و کسی را هم ندارم.

این پسر ادامه می‌دهد: من روی صحنه تئاتر گفتم که «من یک اشتباه کردم، می‌دانم و می‌خواهم بخشیده شوم. همه اشتباه کرده‌اند، شما تا حالا اشتباه نکردید؟ شما هم می‌خواهید بخشیده شوید؟» آن لحظه واقعا به این جملات فکر کردم و بغضم گرفت و دیالوگ را به زور گفتم. بعد با خودم گفتم همه اشتباه کردند، اما برای من لو رفته است و برای بقیه کسی متوجه نشده است. زیاد فیلم نگاه نمی‌کنم، چون حوصله ام نمی‌کشد، اما به یکی از دوستانم گفتم اگر آزاد شدیم پیش آقای خوشدست برویم و اگر خواست بازیگر شویم. من خودم بازی محمدرضا گلزار و جواد رضویان وامین حیایی را دوست دارم و برنامه عصر جدید را می‌بینم.

میلاد با مخاطب قرار دادن فرزاد خوشدست به عنوان کارگردان «خط باریک قرمز» با بیان اینکه “بعد کار تئاتر باور نداشتم دوباره برگردید و یاد من کنید” گفت: امیدوارم من را ببخشند و به آغوش خانواده برگردم. همیشه دوست داشتم درس بخوانم، اما نمی‌توانستم. برادر ناتنی من درس خوانده است. آقای بیرانوند هم مثل من از لرستان آمده است و من هم پرسپولیسی هستم. فکر می‌کنم دلیل موفقیت او این است که زرنگ بود و برای رسیدن به موفقیت تلاش کرد و به کسی هم کاری نداشت. اولین کاری که بعد از خارج شدن از اینجا انجام می‌دهم این است که پیش مادرم می‌روم و سپس سر کار می‌روم و دوباره شاگردی مزون لباس میکنم و بعد کار خودم را راه می‌اندازم. از وقتی اینجا آمده ام دیگر حوصله ندارم، اما زمانی که در مزون کار میکردم بسیار با حوصله بودم و دوست دارم کارم تمیز باشد و خراب نشود.

او بعد از گفتن این جمله که دوست دارد زندگی تشکیل دهد و بچه داشته باشد، ادامه می‌دهد: با بچه ام خوب رفتار می‌کنم، نمیخوام اتفاقی که برای خودم پیش آمد برای بچه ام هم رخ دهد. بزرگترین حسرت زندگی من این است که کاش آن موقع کسی بود که جلوی من را میگرفت و نمی‌گذاشت این اتفاق بیفتد، کاش سیاوش جواب تلفن هم‌جرمم را نمی‌داد و در حد یک دعوا همه چیز تمام می‌شد. بعد از این اتفاق بدترین شرایط زندگی‌ام وقتی بود که حکم قصاص به من دادند. من اگر قاضی بودم و میخواستم حکم دهم نگاه می‌کردم که طرف مقابلم قبلا رفتارش چگونه بوده و یا اینکه بعدا هم دوباره مرتکب چنین کاری میشود یا نه، بعد حکم می‌دادم.

میلاد در پایان صحبت‌هایش می‌گوید: هیچ اتفاقی به غیر از روزی که به خاطر اجرای تئاتر در جشنواره از کانون خارج شدیم، در زندگی‌ام وجود نداشته که خیلی خوشحالم کند. بزرگترین آرزویم این است که خدا مرا ببخشد و کاش الان مادرم از در بیاید تو!

این خبر اعترافات بازیگر جوان ایرانی به قتل هولناکی که انجام داد / نفهمیدم چه شد که چاقو را در شکم سیاوش فرو کردم + تصاویر اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

شرکت‌کننده جنجالی «عصر جدید»: مهمان برنامه بودم نه متقاضی / «عصر جدید» غربی است نه «پانتومیم»

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، حامد نصرآبادیان از مدرسان و فعالان عرصه پانتومیم و تئاتر ایران است که در قسمت اخیر برنامه «عصر جدید» شبکه سه حاضر شد و به اجرای پانتومیم پرداخت. این اجرا و واکنش هیأت داوری برنامه «عصر جدید» نسبت به آن بازتاب بسیاری در فضای مجازی داشت.

نصرآبادیان پس از فروکش کردن تب و تاب واکنش‌ها نسبت به حضور خود در این برنامه، گفت: فکر می‌کنم این قسمت از برنامه باید در دهه اول فروردین روی آنتن می‌رفت ولی بنا به شرایط خاص این قسمت از جمله نداشتن فینالیست، با تأخیر پخش شد.

«خوانده شده» بودم نه «خواهان»

او در ادامه سخنان خود یادآور شد: من در برنامه «عصر جدید» به عنوان خوانده شده شرکت کردم و نه خواهان شرکت در برنامه؛ در اصل به عنوان یک مهمان در این برنامه حضور داشتم. زیرا دوستان نازنینی که در برنامه بودند از من دعوت کردند که در «عصر جدید» شرکت کنم.

این مدرس حوزه رسانه اظهار کرد: علیرغم احترامی که برای آقای احسان علیخانی به‌عنوان یک برنامه‌ساز موفق قائلم، تصورم بر این است که تیم داوری باید کاشف به استعدادی باشد که این امر خود یک مهارت برتر است. البته این نکته را به دلیل اینکه حائز اهمیت و رتبه در برنامه «عصر جدید» نشده‌ام، نمی‌گویم بلکه به خاطر رسالت خبرنگاری و تدریس در دانشکده خبر عرض می‌کنم و اگر امتیازی هم می‌آوردم حتماً بازتابش را منعکس می‌کردم.

نصرآبادیان متذکر شد: تصورم بر این است که با توجه به اینکه هر کدام از شرکت‌کنندگان در رشته‌های مختلف شرکت می‌کند چهار داور نازنین باید اشراف بیشتری به استعدادهای مختلف و متنوع داشته باشند. تصورم بر این است که آقای علیخانی به عنوان برنامه ساز باید تدبیر بهتری برای انتخاب تیم داوری می‌اندیشید.

این فعال و مدرس عرصه پانتومیم تصریح کرد: پانتومیم من به یک اجرای غربی متهم شد، ولی تصور من بر این است که اتفاقاً من در یک برنامه غربی شرکت کردم زیرا هیچ نشانی از موسیقی ایرانی، آوا و دستگاه‌های ایرانی در موسیقی برنامه، نشانی از معماری ایرانی در طراحی صحنه و همچنین بخش‌های دیگر برنامه «عصر جدید» وجود ندارد؛ در حالی که پانتومیم مرز نمی‌شناسد و نشانی از هیچ ملیت و کشور خاصی ندارد.

او افزود: در کار تلویزیونی که شما دیدید به دلیل اینکه کارگردانی تلویزیونی باید انجام می‌شد و قاعدتاً برداشت‌ها، پلان‌ها و دوربین‌های مختلفی واکنش مخاطب را می‌گرفت، فریم‌هایی از حرکات ناخواسته گم شد. قصد من این بود که از طریق تلویزیون پانتومیم را شکل دیگری یعنی برخلاف همیشه که در تلویزیون و یا در برنامه‌های خانگی به آن پرداخته شده، به مخاطب نشان دهیم.

چالش‌ جدید «عصرجدید»؛ استعدادیابی یا شوی حرفه‎ای‌های‌ دیده‌نشده؟

کارگردانی تلویزیونی اجرایم را عقیم کرد

این هنرمند عرصه پانتومیم و تئاتر تأکید کرد: متأسفانه به سبب کارگردانی تلویزیونی و ماهیت برنامه تلویزیونی که برداشت‌ها و کات‌های مختلفی در تدوین به سبب واکنش مخاطب می‌خورد، حلقه‌هایی از اتفاقات پانتومیم گم و قصه در این وسط عقیم شد. آن چیزی که در روایت تصویر تلویزیون در شبکه سه ارائه شد، اجرای تمام و کمال پانتومیم من نبود. به عنوان مثال من استفاده‌هایی از تصاویری که به عنوان عکس روی پرده سیکلو می‌افتاد می‌کردم که مخاطب آن‌ها را ندید.

نصرآبادیان با بیان اینکه به گروه برنامه‌ساز «عصر جدید» بابت ساخت این برنامه تبریک می‌گویم، افزود: به گروه سازنده «عصر جدید» پیشنهاد می‌دهم اگر تصمیم به ساخت دوره‌های بعد این برنامه را دارند، در گروه داوری برنامه تجدید نظر داشته باشند. مثلاً آقای عظیمی‌نژاد از آهنگسازان خوب و با سابقه کشور است و وقتی در برنامه‌ای یک آهنگساز به عنوان داور حضور دارد باید ساز را هم روی صحنه بیاوریم، ولی وقتی نشان دادن ساز در صدا و سیما مجاز نیست، حضور آهنگساز به عنوان داور هم اشتباه است. وقتی قرار است خوانندگی مورد داوری قرار گیرد باید خواننده‌ای که تخصص لازم در این زمینه را دارد به عنوان داور حضور داشته باشد. همین موضوع در خصوص داوری بخش‌های دیگر مثل ورزشی نیز صادق است. /خبرآنلاین

این خبر شرکت‌کننده جنجالی «عصر جدید»: مهمان برنامه بودم نه متقاضی / «عصر جدید» غربی است نه «پانتومیم» اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

چالش‌ جدید «عصرجدید»؛ استعدادیابی یا شوی حرفه‎ای‌های‌ دیده‌نشده؟

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، تازه‌ترین قسمت برنامه «عصر جدید»، شامگاه شنبه ۱۷ فروردین روی آنتن رفت و فاطمه رادمنش با نمایشی تک نفری که ارائه داد، توانست نظر داوران را جلب کند و به عنوان فینالیست نهایی این بخش انتخاب شود. اجرای او آنچنان داوران را به ذوق آورد که باعث شد تا رویا نونهالی از شدت شوق روی صحنه حضور پیدا کند و او را در آغوش بگیرد. اجرایی تماشایی از صفحه‌ای درخشان از تاریخ ایثار و انتظار مردم کشورمان که بدون شک قابل تحسین بود اما انتخاب این “بازیگر” به عنوان فینالیست برنامه با واکنش‌های متعددی در شبکه‌های اجتماعی همراه شد، دلیل این اتفاق هم سابقه‌ای بود که رادمنش در حوزه تئاتر داشت. رادمنش، بازیگر و کارگردان باسابقه تئاتر خیابانی است که به عضویت کانون نمایشگران خیابانی خانه تئاتر هم درآمده و در طول فعالیتش موفق به دریافت جوایزی چون جایزه بهترین بازیگر زن تئاتر خیابانی جشنواره تئاتر فجر و همچنین جایزه بازیگری و کارگردانی جشنواره تئاتر مقاومت شده است.

سابقه حرفه‌ای این بازیگر و حضورش در برنامه «عصر جدید» که مختص استعدادیابی است، این پرسش را در ذهن‌ها ایجاد می‌کند که انتخاب افرادی که در رشته خود حرفه‌ای هستند به عنوان فینالیست مسابقه چه متر و معیاری دارد و «عصر جدید» آیین‌نامه‌ای مبنی بر چگونگی حضور افراد در اختیار شرکت‌کنندگان قرار داده است یا نه؟

آیین‌نامه‌ای خیلی باز!

برنامه‌های استعدادیابی همچون «عصر جدید» در نقاط مختلف دنیا همواره از آیین‌نامه مدون و مشخصی برخوردار هستند که شرکت‌کنندگان را با جزییات برنامه و شرایطی که برای حضور نیاز است آشنا می‌کنند. همچنین درباره چگونگی حضور افراد باسابقه و حرفه‌ای در برنامه نیز اطلاعاتی ارائه می‌دهند اما «عصر جدید» از این قاعده مستثنی است. آنها آیین نامه‌شان خیلی باز است .

با مراجعه به سایت رسمی این برنامه، بخشی به نام قوانین و شرایط به چشم می‌خورد که وقتی وارد آن می‌شویم، آیین‌نامه‌ای مشاهده نمی‌کنیم و تنها چند خط توضیح درباره قابلیت برنامه و همچنین رعایت قوانین صداوسیما به چشم می‌خورد. آنها مسابقه را بر اساس شعارهای‌شان برنامه ریزی کرده اند. بر اساس دیده شدن!

ضوابط

در واقع به نظر می‌رسد که «عصر جدید» آیین‌نامه حرفه‌ای مختص برنامه ندارد و فقط بر اساس شعارهایش هر کسی برای‌شان ویدئو فرستاده باشد را دعوت می‌کنند.سخنان فاطمه رادمنش بر روی این مسئله صحه می‌گذارد، او در این باره می‌گوید: «من از آیین‌نامه اطلاع ندارم و اگر چنین چیزی باشد آن را نخواندم. ضمن آنکه غیر از من در بخش‌های مختلف آدم‌هایی هستند که در شغل و حرفه‌شان حرفه‌ای هستند و در این برنامه‌ استعدادیابی شرکت می‌کنند و فکر نمی‌کنم در آیین نامه محدودیتی وجود داشته باشد، همانطور که یک خواننده حرفه‌ای هم در برنامه حضور پیدا کرد.»

راز مرد مغناطیسی “عصر جدید” چه بود؟

ایراد کار کجاست؟

پرسش دیگری که پس از برنامه شنبه‌شب «عصر جدید» در شبکه های اجتماعی ایجاد شد و به شدت دست  به دست شد، این بود که آیا هیات داوران و سازندگان برنامه از سابقه هنری رادمنش در تئاتر آگاه بوده‌اند یا خیر؟ و اگر آگاهی وجود داشته است، فردی که سابقه فعالیت حرفه‌ای هم دارد، در رقابت با مهمانان کاملا آماتور باید به فینال راه پیدا کند و رقبای غیرحرفه‌ای را پشت سر بگذارد؟

 واکنش‌های کاربران شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد مخاطبان این برنامه انتظار دارند عصر جدید شاهد حضور افرادی با استعداد ذاتی و بدون هیچگونه سابقه و آموزشی باشند، آدم‌هایی که از جنس خود تماشاگران برنامه هستند.

 عوامل «عصر جدید» از یکی از شعارهای برنامه با عنوان «عصر جدید، فرصتی برای دیده شدن» برای توضیح انتخاب خود استفاده کنند اما رادمنش اینگونه توضیح می‌دهد: «عوامل برنامه «عصر جدید» و هیات داوران از پیشینه و شرایط من کاملا اطلاع داشتند، حتی در هنگام ضبط برنامه، آقای علیخانی خطاب به هیات داوران توضیح داد که من لیسانس و فوق لیسانس تئاتر دارم و چندین جایزه هم گرفته‌ام. خانم نونهالی هم در جواب او گفت معلوم است این سطح از بازیگری از دانش بازیگری می‌آید. البته این بخش از برنامه در هنگام پخش حذف شده بود.»

اگرچه عوامل برنامه‌ها توضیحاتی درباره این انتقادها دارند. این اولین بار نبود که یک مهمان  نیمه حرفه‌ای و یا حتی حرفه‌ای به عصر جدید می‌آمد. مثلا ورزشکاری که رکورددار روپایی زدن بود یا افرادی حتی مثل ساسان پرکان که  قبلش حسابی رسانه‌ای شده بودند یا میلاد عمرانلو که خودش یک موزیسین حرفه‌ای بود و به برنامه رفته بود و رای هم نیاورد!

یکی از عوامل عصر جدید در این باره می‌گوید: «ما هیچ محدودیتی برای دعوت از مهمانان نداریم. این را اصلا در ضوابط شرکت و حتی شعارهای برنامه هم گفتیم.. گفتیم فرصتی برای دیده شدن. ما فرصت دیده شدن را می‌خواهیم به آنهایی بدهیم که کمتر دیده شده اند.»

اتهام عصر جدید حالا پنهان کردن هویت حرفه‌ای مهمان‌شان برای مخاطب میلیونی تلویزیون است اما آنها اعتقاد دارند بخش بیوگرافی این مهمان نادیده گرفته شده است: «ما برای همه مهمان‌ها بخش بیوگرافی داریم. خانم رادمنش هم در معرفی خود توضیح داده کارشناسی ارشد تئاتر دارد و سال‌ها تئاتر خیابانی کار کرده است. خب وقتی در بیوگرافی معرفی شده، چرا باید توضیحات استودیویی را که برای همه حاضرین دیگر هم گفته شده، تکرار کنیم؟ خانم رادمنش مثل همه برای ما ویدئو فرستاده، ضوابط را رعایت کرده، هیات انتخاب او را پذیرفته و اجرایش را هم داوران ما پذیرفتند. »

این عضو سازنده عصر جدید به عنوان نکته پایانی هم می‌گوید:«این انتخاب اتفاقا یعنی مصداق شعار فرصتی برای دیده شدن که ما در اهداف مان داشتیم. “خانم رادمنش تا حالا این همه روی صحنه نمایش رفته” این گفته دوستان منتقد است اما تازه امروز او و اسمش را مردم شناخته اند.»

علاقه به نمایش استعداد ذاتی برای طیف گسترده مخاطبان

وقتی از رادمنش می‌پرسیم با این‌که یک چهره شناخته شده تئاتری است، چرا در این برنامه شرکت کرده است، او پاسخ می‌دهد: «اول اینکه در این برنامه شرکت کردم که معرفی شوم، چون چالش این برنامه، بسیار برای من جدید و جذاب بود. همه آدم‌هایی که در رقابت با آن‌ها بودم از صنف من نبودند و تعداد خیلی کمی از آن‌ها بازیگر بودند. برای من بسیار چالش سختی بود و من چون کارهای سخت را دوست دارم، حضور در این برنامه استعدادیابی را انتخاب کردم تا با فعالان سایر رشته‌ها رقابت کنم.»

این بازیگر تئاتر ادامه می‌دهد: «دومین دلیل اینکه تلویزیون است و طیف بسیار وسیعی از مخاطبان کشورم را پوشش می‌دهد و به این دلیل دوست داشتم شرکت کنم و مخاطبان بیشتری کار من را ببینند. نه آنکه مشهور شوم و سینماگران من را انتخاب کنند، شاید این اتفاق هم رخ بدهد. من وقتی اجرای تئاتر می‌کنم در نهایت سه، چهار هزار تماشاگر کار من را می‌بینند اما وقتی به تلویزیون می‌آیم خیلی از مردم در خانه‌هایشان کار من را می‌بینند، پس چرا که نه؟»

آیا به مخاطب دروغ گفته شده؟

پرسش کلیدی درباره «عصر جدید»، حالا این است. مسابقه خبرساز و حالا دیگر صاحب مخاطبی که گسترده شده، متهم است به اینکه آیا در تبلیغاتش این طور تلقین کرده بوده که فقط مسابقه استعدادیابی برای مبتدی ها و آماتورهاست اما حالا آنها به شعارهای شان ارجاع می دهند و حتی خیلی اغراق شده می گویند اگر حسین رضازاده هم چالش شرکت در مسابقه و داوری شدن را بپذیرد، درهای عصرجدید به رویش باز است! نکته ای که البته شاید باید از ابتدا احسان علی‌خانی و دوستانش در این باره فقط به شعارهای‌شان بسنده نمی‌کردند و این مسئله را شفاف می‌گفتند. با این وجود همین حالا هم روشنگری درباره اینکه فرصت دیده شدن فقط برای استعدادهای آماتور کشف نشده نیست و نیمه حرفه‌ای‌ها و حتی حرفه‌ای‌ها می‌توانند این چالش را بپذیرند که بروند و ببازند، این اتهام از آنها برداشته می‌شود.

هرچند هنوز خیلی‌ها به برنامه انتقادات ساختاری دارند اما در این باره در نمونه‌های خارجی نیز درهای مسابقه حتی روی حرفه‌ای‌ها بسته نیست. اگرچه این را خیلی شفاف در آیین‌نامه‌های‌شان آورده‌اند. /خبرآنلاین

عذرخواهی رامبد جوان به خاطر سانسور خندوانه

این خبر چالش‌ جدید «عصرجدید»؛ استعدادیابی یا شوی حرفه‎ای‌های‌ دیده‌نشده؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

ویدئویی زیرخاکی از بازیگری آریا عظیمی‌نژاد در دوران کودکی

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، شاید ندانید اما آریا عظیمی‌نژاد داور مسابقه عصر جدید در کودکی تجربه بازیگری نیز داشته است. ماجرا به برنامه ای در حوزه کودک و نوجوان با عنوان «خانه عروسک‌ها» باز می گردد. در این برنامه جمشید عظیمی نژاد فارغ التحصیل رشته ادبیات آشنا با موسیقی و تئاتر به همراه دختر و پسرش پوپک و آریا در کنار عروسک‌ها نقش‌آفرینی می‌کردند.

سری نخست این مجموعه سال ۵۸ ضبط و پخش شد و ادامه‌اش سال ۵۹ روی آنتن رفت. گفتنی است  آریا عظیمی نژاد طی گفتگویی در سال  ۹۲ گفت: پدرم سه سال پیش بر اثر سکته فوت شد.

اتفاق غیرمنتظره‌ای که منجر به قطع ناگهانی خندوانه شد + فیلم

این خبر ویدئویی زیرخاکی از بازیگری آریا عظیمی‌نژاد در دوران کودکی اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

عملکرد متفاوت مغز بازیگران طی ایفای نقش

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری و به نقل از گاردین، این سوال برای پژوهشگران نیز سال‌ها مطرح بوده است، به همین دلیل آنها برای پی بردن به آن اخیراً مطالعه‌ای را انجام داده‌اند.

پژوهشگران دانشگاه مک‌مستر (McMaster University) کانادا در مطالعه اخیر خود دریافته‌اند فعالیت مغز بازیگران بسته به نقشی که در حال ایفای آن هستند، متفاوت است.

دکتر “استیون براون” (Steven Brown) نویسنده ارشد این مطالعه از دانشگاه مک‌مستر گفت: به نظر می‌رسد زمانی که بازیگران در حال ایفای نقش هستند، خود را سرکوب می‌کنند، تقریباً مثل اینکه شخصیت فیلمنامه، بازیگر را تحت کنترل خود قرار می‌دهد.

“براون” و همکارانش طی این مطالعه ۱۵ بازیگر تئاتر را که در حال تمرین برای بازی نمایش “رومئو و ژولیت” نوشته “ویلیام شکسپیر” بودند، مورد بررسی و آزمایش قرار دادند. طی این آزمایش آنها ابتدا چند سوال از بازیگران درمورد نقشی که قرار است بازی کنند، پرسیدند؛ سپس در گام بعدی، پژوهشگران سوالات مختلفی از هر بازیگر پرسیدند و مغز آنها را طی مراحل مختلف در آزمایشگاه اسکن کردند.

هنگامی که بازیگران درون اسکنر ام. آر. آی قرار داشتند، از آنها خواسته شد تا به پاسخ چند سوال که درباره نمایش مذکور است و بر روی صفحه نمایش ظاهر می‌شد، فکر کنند. ازهر یک از بازیگران سوالات مختلفی پرسیده شد، اما از آنها خواسته شد که در هر سوال علاوه بر نظر شخصی خود در ۳ جایگاه دیگر نیز قرار گیرند و پاسخ دهند. اولین پاسخ نظر شخصی خودشان، در دومین پاسخ آنها باید خود را به جای نزدیک‌ترین دوست خود قرار می‌دادند و می‌گفتند واکنش او نسبت به این سوال چه خواهد بود، در گام سوم آنها باید در نقش همان عشاق قرار می‌گرفتند.

آخرین کاری که آنها باید انجام می‌دادند، این بود که نظر شخصی خود را با لهجه انگلیسی بیان کنند (از آن‌جایی‌که تمام شرکت کنندگان این آزمایش اهل کانادا بودند، لهجه کانادایی داشتند).

پس از اتمام آزمایش، پژوهشگران دریافتند فعالیت مغز بسته به موقعیتی که شخص در آن قرار می‌گیرد، تغییر می‌کند.

پژوهشگران دریافتند: هنگامی‌که بازیگران ابتدا نظر شخصی خود را بیان می‌کنند و سپس در جایگاه دوست صمیمی خود قرار گرفته و به جای او فکر می‌کنند، یک افت در اسکن فعالیت بخش قشر پیش‌پیشانی مغز ایجاد می‌شود.

اما نکته جالب مطالعه این بود که پژوهشگران گفتند هنگامی‌که افراد خود را به جای رومئو و ژولیت قرار می‌دادند، ما شاهد افزایش فعالیت بخش “پیش‌گوه” مغز آنها بودیم. این بخش از مغز با آگاهی و جنبه‌های توجه مرتبط است.

پیش‌گوِه یا پرکونئوس (Precuneus) بخشی از لوب آهیانه‌ای بالایی در مغز است. پیش‌گوه در درز طولی میانی بین دو نیم‌کره مغزی پنهان شده است. پیش‌گوه را گاه به عنوان ناحیه داخلی قشر آهیانه‌ای بالایی توصیف می‌کنند. پیش‌گوه مسئول حافظه چندبخشی، پردازش دیداری-فضایی و خودآگاهی است.

بنابراین پژوهشگران نتیجه گرفتند مغز افراد بسته به موقعیت‌هایی که در آن قرار می‌گیرند، فعالیت متفاوتی دارد.

یافته‌های این مطالعه در مجله ” Royal Society Open Science ” منتشر شد. /ایسنا

اقامت طولانی در فضا چه تاثیری بر مغز فضانوردان می‌گذارد؟

این خبر عملکرد متفاوت مغز بازیگران طی ایفای نقش اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

نمایش همجنس گرایی در سالن‌های تهران!

به گزارش بخش فرهنگی سایت خبرهای فوری، باشگاه خبرنگاران جوان از رسانه های اصولگرا با نگاهی انتقادی به تئاترهای این روزها نوشته: وقتی مطلع می‌شوید نمایشی توسط یک کارگردان با سابقه آثاری خوب در حال اجراست با رغبت بیشتری به دیدن اثر جدیدش در یکی از سالن‌های شهر می‌روید، اما وقتی به تماشای اثر می‌نشینید کاری متفاوت از کارهای قبلی این کارگردان را می‌بینید که اجرای چنین نمایشی توسط این کارگردان جای تعجب دارد.

این نمایش با اقتباس از یکی از نمایشنامه‌‌های خارجی تنسی ویلیامز در حال اجراست؛ نمایشی که از ابتدا منتظر اجرای تمیز و حرفه‌ای هستی و تصور می‌کنی که اینبار دیگر موسیقی و سلبریتی در کار نیست، اما به یکباره با دیالوگ‌هایی مواجه می‌شویم که از رختخواب و اتاق خواب بیرون نمی‌آید.

موضوع دیگر در این نمایش، ابهام ارتباط نامناسب بین دو دوست است؛ بنابر این گزارش موضوع نمایش درباره‌ «بریک» جوانی الکلی است که به خاطر خودکشی بهترین دوست و همبازیش در فوتبال احساس گناه دارد، احساسی گناهی که تا آخر نمایش ابهام است که بریک چرا آنقدر با دوستش رابطه‌ی صمیمی دارد و «مگی» همسر «بریک» هم به خاطر این ابهام از شوهرش رنج می‌کشد. این ابهام در همان اواسط نمایش برای مخاطب اینطور برداشت می‌شود که «بریک» با دوستش رابطه‌ی صمیمی غیر معمولی داشته و این برای همسر «بریک» هم ابهام شده نمایشی که در پس آن صحبت از همجنسگرایی است.

تاتر

اما در خلال نمایش همسر «بریک» در حالی که باردار نمی‌شود اذعان می‌کند که حامله است از همین بخش نمایش هم دیالوگ‌های نامناسب خواهر «بریک» که خانه‌شان در همسایگی آنهاست شروع می‌شود و می‌گوید ما صدایی از شما نشنیده‌ایم چطور باردار هستی و دیالوگ‌های دیگری که قابل بیان نیست.

آنچه که سوال شده مجوز اجرای چنین نمایشی است یعنی چطور اثری با این محتوا مجوز اجرا می‌گیرد! آن هم در سالن پر تماشاگری که نیمه دولتی است. هرچند به گفته‌ی برخی هنرمندان، تئاتر چند سالی است که رها شده و نظارت درستی بر آن نمی‌کنند. همچنین در این سال‌ها استفاده از کلمات رکیک، حرکات موزون و نشان دادن رابطه‌های نامناسب در آثار نمایشی بیشتر از هر موقع به چشم می‌خورد و در پی آن هم با بی توجهی مسئولان این حوزه همراه بوده، معلوم نیست معاونت هنری وزارت ارشاد و مرکز هنر‌های نمایشی چه زمانی قرار است برخورد قاطعی در مواجهه با این آثار داشته باشند!

صادقی: صحنه‌های جنسی، یک نوع ترفند تجاری است برای پول درآوردن

قطب الدین صادقی بازیگر نمایشنامه نویس و کارگردان ، در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا این روز‌ها اجرای آثار با محتوای نامناسب بیشتر از گذشته شده، اظهار کرد: این سوال را از خالقانشان و مسئولانی که اجازه‌ی چنین آثاری را می‌دهند، باید پرسید! من خودم هم خیلی از این آثار را نمیبینم و در کارهایم هم اینطور موضوعات را نمی‌پردازم، ولی به طور حتم بحرانی وجود دارد.

وی ادامه داد: شاید این موضوعات در جامعه خیلی مطرح شده که در تئاتر هم آمده البته پرداختن به شوخی‌های جنسی و موضوعات جنسی را نمی‌پسندم که فقط برای جذب مخاطب است و معتقدم تماشاگر را هم نمی‌توان با این شگرد‌های نامناسب جذب کرد، زیرا به نظر من تئاتر یک بیان فرهنگی فخیم است که با آن می‌توان مسائل بزرگ بشریت را مطرح کرد.

تاتر 2

صادقی تصریح کرد: نگاه افرادی که به این موضوعات می‌پردازند به گیشه است می‌خواهند مخاطب تفنن طلب را با این صحنه‌ها سرگرم کنند مثل صحنه‌های جنسی و کافه‌ای که در فیلم‌های خارجی وجود دارد؛ این مسئله یک نوع ترفند تجاری است برای پول درآوردن.

رسالت هنر نمایش انتقال معنا و مفهوم موضوعاتی مناسب و تاثیرگذار برای مردم و چه بسا خانواده‌هاست، اما در این سال‌ها تئاتر در مسیر نامناسبی گام برمیدارد. در واقع برای جذب مخاطب از رقص و آواز تا دیالوگ‌ها و موضوعات سخیف پیش رفته و اگر خوشبینانه بگوییم، هنر نمایش هنوز به ابتذال نرفته و اگر وضع موجود به این صورت پیش برود به ابتذال هم کشیده می‌شود. نکته‌ی قابل توجه، حضور برخی کارگردان‌هایی است که آثار حرفه‌ای بسیاری در سال‌های گذشته به صحنه بردند، اما اکنون آن‌ها هم وارد این مسیر اشتباه شدند.

شاید بهتر باشد؛ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هرچه زودتر تذکری جدی‌تر به مدیران زیر مجموعه‌ی خودش بدهد، زیرا موضوع قبح شکنی ارتباطات حرام در سالنهای نمایش است و اگر حتی دو اثر هم به این شکل و با این محتوا‌های نامناسب اجرا شود، تاثیراتی خوبی روی مخاطب نخواهد داشت.

اینجا قلمرو مولتی‌میلیاردرها است؛ با احتیاط وارد شوید + عکس

این خبر نمایش همجنس گرایی در سالن‌های تهران! اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.