خرید گرینلند برای ترامپ چه قدر آب می خورد؟

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری به نقل از بیزینس اینسایدر، نخستین بار وال استریت ژورنال به نقل از منابع آگاه خبر داد که دونالد ترامپ از مشاورانش خواسته است تا امکان خرید جزیره گرینلند از دانمارک را بررسی کنند. گرینلند که بزرگ‌ترین جزیره جهان محسوب می‌شود ۵۶ هزار نفر جمعیت دارد و یک حکومت خودمختار تحت کنترل دانمارک است.

اگرچه درخواست ترامپ برای خرید گرینلند کمی عجیب است اما مقامات این جزیره واکنش تندی نسبت به این مساله از خود نشان داده‌اند. وزارت خارجه گرینلند در حساب توئیتری خود نوشت: گرینلند غنی و دارا منابعی با ارزش نظیر معادن، خالص‌ترین آب و ماهی است، ما برای تجارت آماده‌ایم اما فروشی نیستیم! کیم کیلسن، نخست وزیر گرینلند نیز گفت: گرینلند برای فروش نیست اما آماده تجارت و همکاری با هر کشوری از جمله آمریکا هستیم.

ایده خرید گرینلند توسط آمریکا ایده جدیدی نیست: در سال ۱۹۴۶ هری ترومن، رئیس جمهور وقت آمریکا ایده خرید این جزیره از دانمارک را به ازای ۱۰۰ میلیون دلار مطرح کرد که ارزش امروزی آن معادل ۱.۳ میلیارد دلار است. این ایده اگر چه در نهایت رد شد اما مقامات گرینلند به آمریکا اجازه تاسیس یک پایگاه هوایی را دادند.

با توجه به توسعه اقتصادی گرینلند در سال‌های اخیر، خرید این جزیره برای آمریکا احتمالا بیش از ۲ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت. البته خرید سرزمین های خارجی توسط دولت‌های آمریکا مساله جدیدی نیست: آمریکا در سال ۱۹۱۷ میلادی مجمع‌الجزایر “ویرجین” را از دانمارک خریداری کرده بود. این کشور در سال ۱۸۰۳ نیز توانست ایالت لوئیزیانای فعلی را به مبلغ ۱۵ میلیون دلار ( ۳۴۰ میلیون دلار ارزش فعلی) از فرانسه خریداری کند که مساحت این اراضی تقریبا برابر با یک شانزدهم مساحت گرینلند است.

آمریکا در سال ۱۸۶۷ نیز آلاسکا را از روسیه به مبلغ ۷.۲ میلیون دلار خریداری کرد که معادل ۱۲۵ میلیون دلار امروزی است.

این خبر خرید گرینلند برای ترامپ چه قدر آب می خورد؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

جبل طارق رسما درخواست آمریکا درباره گریس۱ را رد کرد

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری، دولت محلی جبل طارق روز یکشنبه رسما درخواست آمریکا برای ادامه توقیف نفتکش «گریس ۱» (آدریان دریا) حامل نفت ایران را رد کرد.

به نوشته پایگاه «گیبرالتار کرونیکل»، در بیانیه دولت محلی جبل طارق عنوان شده است که درخواست واشنگتن برای توقیف این نفتکش «ماهیتا» با تحریم‌های آمریکا مرتبط است و از آنجا که این تحریم‌ها یکجانبه بوده و با نظام تحریم‌های اتحادیه اروپا همخوان نیست، امکان اجرای آن وجود ندارد.

در بخشی از این بیانیه آمده است: «نظام تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه ایران اساسا با نظام تحریم‌های ایالات متحده [علیه ایران] متفاوت است.»

این بیانیه می‌افزاید: «[از همین رو] حاکمیت مرکزی جبل طارق [در زمینه توافق استرداد] نمی‌تواند برای ارائه مساعدت توقیفی مورد درخواست ایالات متحده، از دیوان عالی حکم دریافت کند. ناتوانی حاکمیت مرکزی در دریافت حکم مورد درخواست نتیجه اجرای قوانین اتحادیه اروپا و تفاوت میان نظام تحریم‌های اتحادیه اروپا و ایالات متحده در ارتباط با ایران است.»

کشتی گریس حدود دو ماه پیش با بیش از دو میلیون بشکه نفت ایران توسط نیروی ویژه ارتش انگلیس در نزدیکی ساحل جبل طارق توقیف شد. لندن مدعی بود که این کشتی قصد داشته محموله خود را به سوریه تحویل دهد و این اقدام ناقض تحریم‌های اتحادیه اروپاست. جمهوری اسلامی ایران با رد ادعای انگلیس در مورد مقصد کشتی، تأکید کرده است که تحریم‌های اتحادیه اروپا یکجانبه است و ایران الزامی به پایبندی به این تحریم‌ها ندارد.

پس از اقدامات تقابلی و رایزنی‌های دیپلماتیک ایران، روز پنج‌شنبه دیوان عالی جبل طارق بالأخره به آزادی این کشتی حکم داد. با این وجود وزارت دادگستری آمریکا از جبل طارق خواست بر اساس توافق استرداد قضایی متقابل، این کشتی را توقیف کرده و به آمریکا تحویل دهد. جبل طارق اعلام کرده بود این درخواست را بعد از آزادی کشتی مورد بررسی قرار می‌دهد. با بیانیه امروز، جبل طارق رسما این درخواست را رد کرده است.

گریس ۱ که اکنون به آدریان دریا تغییر نام داده و تحت پرچم جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته، در حال حاضر در ساحل شرقی جبل طارق لنگر انداخته و در حال آماده‌سازی مقدمات ترک این منطقه است. گفته می‌شود این نفتکش پس از استقرار خدمه جدید، به مسیر خود ادامه می‌دهد.

این خبر جبل طارق رسما درخواست آمریکا درباره گریس۱ را رد کرد اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

اجبار کارگران در آمریکا: در سخنرانی ترامپ شرکت کنید یا حقوق نمی‌گیرید

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری، کارگران کارخانه در آمریکا، در سه‌شنبه هفته گذشته وادار به شرکت در سخنرانی ترامپ شدند.

به نقل از سی‌ان‌ان، مقامات شرکت “پتروشیمی پنسیلوانیا” به کارگران خود اعلام کردند که مجبور به شرکت در مراسم سخنرانی ترامپ نیستند اما در صورت غیبت در این مراسم باید مرخصی رد کرده یا از دستمزد روزانه خود صرف نظر کنند.

به کارگران شرکت‌کننده در سخنرانی ترامپ نیز اعلام شد که به سخنرانی رئیس‌جمهور آمریکا اعتراض نکنند. مقامات اتحادیه کارگری “مجتمع رویال داچ شل” از انتخاب دوباره ترامپ در سال ۲۰۲۰ حمایت خواهند کرد.

ترامپ در جمع کارگران کارخانه رویال داچ شل/ سه شنبه ۲۲ مرداد- ۱۳ آگوست/ فاکس‌نیوز

“پولو سندوال” خبرنگار سی‌ان‌ان یک کپی از دستورالعمل‌های ارائه شده برای اجبار کارگران به حضور در  سخنرانی ترامپ را به دست آورده است. این کپی توسط یکی از کارکنان این مجموعه در “بیور کانتی” پنسیلوانیا برای سی‌ان‌ان ارسال شده است.

 در بخشی از این بخشنامه آمده است:

“حضور شما اجباری نیست و نبود شما یک غیبت موجه محسوب می‌شود. اگر چه کسانی که در این مراسم شرکت نکنند دستمزد و اضافه کاری روز جمعه خود را دریافت نخواهند کرد”.

روز جمعه در آمریکا روز کاری محسوب می‌شود و روزهای شنبه و یکشنبه تعطیل است.

“کورتیس اسمیت” سخنگوی “رویال داچ شل”، حذف حقوق روز کاری جمعه و بخشی از اضافه‌کاری‌‌ها برای کارگران غایب را تائید کرده است اما نحوه اعلام این خبر با بیانیه را رد می‌کند.

نشریه خبری پیتسبورگ نیز از ارسال یادداشت و اولتیماتوم به کارگران گزارش داد.

کارگران کارخانه اعلام کرده‌اند، که در صورت غیبت در مراسم سخنرانی، حقوق روز  خود را از دست می‌دهند

این روزنامه نوشت: به کارگران اخطار داده شده بود که در این مراسم “فریاد نزنند، سر و صدا راه نیندازند، اعتراض و یا هر چیزی که نوعی مقاومت به شمار آید در کار نباشد“. با این وجود سخنگوی شرکت “رویال داچ شل” با رد این موضوع اعلام کرده این سخنان از طریق شرکت منتقل نشده است.

وی افزود: متوجه شدیم برخی از کارگران  قصد حضور در سخنرانی را ندارند و خواهان استفاده از مرخصی‌ آخر هفته هستند. او عدم پرداخت دستمزد برای روز جمعه و حذف دستمزد اضافه‌کاری را قانون همیشگی شرکت در استفاده از حق مرخصی اعلام کرد.

این خبر اجبار کارگران در آمریکا: در سخنرانی ترامپ شرکت کنید یا حقوق نمی‌گیرید اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

ایران میانجی بحران یمن

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری، روند بحران یمن متفاوت تر از گذشته پیش می رود. در مارس ۲۰۱۵ هنگامی که عربستان سعودی جنگ را علیه مردم یمن و انصارالله آغاز کرد، تمام کشورها و گروه هایی که از ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی در جنگ یمن حمایت می کردند بر این عقیده بودند که باید انصارالله و نیروهای مردمی از صنعا عقب نشینی کنند و حکومت بار دیگر در اختیار منصورهادی به عنوان رییس جمهور مستعفی یمن قرار گیرد. از همین رو تمام کرسی های دولت هادی در مجامع بین المللی حفظ و به عنوان نماینده دولت قانونی یمن شناسایی شد. در آن زمان دولت مستعفی یمن در جنوب یمن مستقر شد و حداقل می توانست مدعی باشد که بخشی از کشور را در اختیار دارد و در راستای یکپارچگی این کشور می خواهد بار دیگر به صنعا بازگردد. حالا دیگر جنوبی هم برای او وجود ندارد و دیگر هیچ نقشی را نمی توان برای او در آینده یمن متصور شد. شمال یمن را حوثی ها، ارتش و نیروهای مردمی یمن تحت کنترل گرفته اند و در جنوب نیز نیروهای جدایی طلب جنوب حضور دارند و در این میان در مجامع بین المللی دولتی در حال نمایندگی از مردم یمن است که هیچ جایگاهی در هیچ نقطه یمن ندارد و حتی نمی تواند به یک منطقه از یمن بازگردد و مردم از او حمایت کنند. در همین نقطه است که شرایط یمن پس از ۴ سال جنگ، قحطی و کشتار افراد بی گناه وارد مرحله جدیدی شده است. انصارالله یمن را دیگر نمی توان بخشی از مشکل این کشور دانست بلکه این گروه اکنون بخشی از راه حل است که اگر جامعه بین المللی بخواهد در راستای پایان بحران یمن قدم بردارد باید با همه طرف های درگیر از جمله انصارالله نیز وارد گفت وگو شود. نتیجه این تغییر دیدگاه را می توان در نشستی که روز گذشته در وزارت امورخارجه ایران برگزار شد به آسانی مشاهده کرد. هیات انصارالله یمن به رهبری محمد عبدالسلام، سخنگوی این جنبش که چند روزی است در تهران به سر می برد روز یکشنبه با هیاتی از سفرای اروپایی در تهران دیدار کرد. این جلسه که با ابتکار وزارت امورخارجه ایران برگزار شد، ریاست آن را علی اصغر خاجی، دستیار وزیرخارجه در امور ویژه سیاسی برعهده داشت که دو پرونده مهم سوریه و یمن را پیگیری می کند. در سوی دیگر سفرای کشورهای بریتانیا، ایتالیا، فرانسه و آلمان (E۴) نیز حضور داشتند و طرفین در خصوص ابعاد مختلف بحران یمن با یکدیگر گفت وگو کردند. راب مک ایر، سفیر بریتانیا در تهران اولین فردی بود که روز گذشته خبر این نشست را منتشر کرد و نوشت از وزارت خارجه ایران بابت میزبانی نشست میان همکاران من از ایتالیا، فرانسه و آلمان با هیات انصارالله تشکر می کنم. او در ادامه نوشت این بسیار حایز اهمیت است که بتوانیم درباره روند سیاسی و بحران انسانی در یمن رایزنی کنیم. گزارش های اولیه از این نشست حاکی از آن است که هیات های حاضر در جلسه ابتدا دیدگاه های خود را در خصوص تحولات یمن ارایه دادند. همچنین در این نشست طرفین تاکید کردند هر چه سریع تر باید جنگ در یمن پایان یابد و روند کمک رسانی به مردم یمن نیز تسریع شود. همچنین در پایان همه طرف ها بر راهکار سیاسی حل بحران یمن تاکید کردند و اجرای کامل توافقنامه صلح استکهلم را لازم دانستند و آن را مقدمه ای برای حل و فصل نهایی سیاسی بحران یمن عنوان کردند.

گفتنی است، ایران و اروپا پیش از این ۵ دور مذاکره درخصوص بحران یمن با یکدیگر انجام دادند اما آخرین نشست آن مربوط به اسفند ماه سال ۱۳۹۷ بود که میان ۴ کشور اروپایی همچنین نماینده اتحادیه اروپا با مقام های ایرانی در بروکسل برگزار شد و در عمل حدود ۶ ماه بود که مذاکرات جدی میان اتحادیه اروپا و ایران در بحث یمن شکل نگرفته بود. بسیاری بر این باور هستند که فشارهای عربستان بر اتحادیه اروپا عاملی شد تا رایزنی ها میان ایران و اروپا به قوت خود ادامه پیدا نکند. اما اروپایی ها نمی توانند نادیده بگیرند که ایران نقش عمده ای در به ثمر نشستن توافق استکهلم و تشویق انصارالله برای قبول آن انجام داد. ایران نیز همواره از اجرای کامل تعهدات توافق استکهلم حمایت کرده است.

محمدجواد ظریف، وزیر امورخارجه کشورمان که هفته گذشته با محمدعبدالسلام، سخنگوی انصارالله دیداری دوجانبه داشت، عنوان کرد ایران همواره از انجام گفت وگو های یمنی- یمنی و اجرای کامل توافقات استکهلم حمایت می کند.

در حال حاضر واقعیت آن است که اروپایی ها اگر قصد دارند که به جنگ در یمن و بحران انسانی در این کشور پایان دهند نباید ایران را بخشی از مشکل در یمن ببینند. آنها چه بخواهند چه نخواهند، ایران تاثیرگذار ترین کشور بر انصارالله یمن است. اگرچه ایران بارها تاکید کرده که هیچ کمک نظامی به آنها نمی کند اما هیچ گاه نفوذ معنوی خود در یمن را انکار نکرده است. راه حل واقعی بحران یمن از دل مذاکره با همه طرف ها بیرون خواهد آمد. اگر یک طرف کنار گذاشته شود قطعا این جنگ بی سرانجام هیچ پایانی نخواهد داشت و تنها این مردم بی گناه یمن هستند که هر روز بیشتر آسیب می بینند.

بحران دامنه دار در عدن

در حالی که نمایندگان انصارالله یمن از هفته گذشته رایزنی های گسترده ای را در تهران انجام دادند و روز گذشته نیز با سفرای اروپایی در تهران نیز دیدار کردند اما اختلافات در میان ائتلاف سعودی همچنین در عدن افزایش پیدا می کند. طبق گزارش ها جمعه شب یک هیات نظامی مشترک عربستان سعودی و امارات وارد عدن شدند تا در مورد خروج نیروهای انتقالی جنوب از مواضعی که هفته گذشته در عدن در اختیار گرفتند، گفت وگو کنند. یکی از اعضای کابینه دولت مستعفی یمن به خبرگزاری فرانسه گفت: این هیات به عدن رفتند تا نیروهای جدایی طلب جنوب از مراکز مربوط به دولت مستعفی در عدن خارج شوند. این در حالی است که هزاران یمنی در جنوب در حمایت از نیروهای جدایی طلب در بندر عدن راهپیمایی کردند. هر چند گفته می شود که نیروهای وفادار به شورای انتقالی جنوب از کاخ ریاست جمهوری عدن خارج شده اند اما کماکان در پست های کلیدی عدن حضور دارند. آنها از سال ۲۰۱۴ سعی کردند تحت فرمان منصورهادی برای حفظ حکومت او تلاش کنند اما حالا رویه خود را تغییر داده اند. گفتنی است هر چند عربستان سعودی نیروهای جدایی طلب را تهدید به حمله هوایی کرده است اما آنها کماکان در مواضع خود مستقر هستند. اما فعلا تا زمان تنظیم این گزارش چشم اندازی برای استقرار دولت هادی در عدن وجود ندارد. برخی منابع عنوان کردند که اعضای دولت هادی از عربستان خواسته اند تا امارات را از ائتلاف تحت رهبری خود خارج کند اما به نظر می رسد آنها اطلاع ندارند که بدون امارات عملا دیگر ائتلافی وجود نخواهد داشت.

با این حال الجزیره روز گذشته گزارش داد که نیروهای جدایی طلب جنوب مراکز اصلی تحت کنترل دولت مستعفی یمن در عدن را از بیم حمله هوایی به این مراکز تخلیه کرده اند. وزیر اطلاع رسانی دولت مستعفی یمن در توییتر خود عنوان کرده که شورای جدایی طلبان جنوبی قصد دارد، وزارت کشور و پالایشگاه عدن را به واحدهای گارد ریاست جمهوری تحت نظارت نیروهای ائتلاف واگذار کند. گفته می شود که نیروهای جدایی طلب دفتر مرکزی دولت هادی، دیوان عالی، بانک مرکزی همچنین بیمارستان اصلی عدن را تخلیه کرده اند.

اما منابع جدایی طلبان جنوب به رویترز گفته اند که نیروهای آنها از قبل کاخ ریاست جمهوری و بانک مرکزی را ترک کرده بودند و مراکز دولتی تعطیل شده را بناست به یک نماینده از سوی عربستان سعودی و امارات واگذار کنند.

اما آنها عنوان کرده اند، مراکزی که نشان دهنده بازگشت دولت هادی به شهر است را در اختیار آنها قرار نمی دهند. در بیانیه ای که جدایی طلبان صادر کردند، تاکید داشتند که ما عقب نشینی نمی کنیم و به دنبال غنیمت نخواهیم بود و هواپیماها نیز ما را نمی ترسانند. خضر السلیمانی، مدیر دفتر امورخارجه جدایی طلبان در نیویورک به الجزیره گفت که نیروهای جنوبی به خواسته مردم دست به چنین اقدامی زده اند. او ادامه داد که دولت می تواند خواسته مشروع مردم را نادیده بگیرد اما ما این کار را نمی کنیم و در زمین وارد عمل می شویم. او در ادامه گفت: خواست مردم جنوب استقلال و بازگشت به دهه ۹۰ میلادی است. این خواسته مربوط به چند وقت اخیر نیست بلکه دهه هاست که مردم جنوب این درخواست را دارند. با این حال گفته می شود، جدایی طلبان جنوب به نشستی بدون زمان مشخص در عربستان سعودی دعوت شده اند. با این حال فرماندهان این شورا از آتش بس و گفت وگو در ریاض استقبال کرده اند.با این حال برخی نگران اختلافات میان عربستان و امارات در یمن شده اند. نشریه اسراییلی هاآرتص در تحلیلی عنوان می کند که تشکیل جریان های جدید به وسیله شورشیان در یمن می تواند اختلافات و احتمال درگیری میان امارات و عربستان را گسترش دهد و همین موضوع ممکن است موضع ایران را تقویت کند. زاوی بارل در مقاله خود در این نشریه می نویسد نه تنها اکنون یک جنگ جدید در یمن در حال توسعه است بلکه آن را می توان اختلافاتی دانست که می تواند تبدیل به یک درگیری واقعی میان عربستان و امارات شود. شاید در نگاه اول به نظر برسد که این یک تحول ناشی از اختلاف نظرهای استراتژیک و ایدئولوژیک بین عربستان و امارات بر سر حمایت از نیروهای مختلف در یمن است.هر چند محمدبن سلمان، ولیعهد عربستان و محمد بن زاید، ولیعهد امارات هر دو اختلاف نظر را انکار می کنند اما از سفر اخیر بن زاید به عربستان سعودی در این هفته هیچ خبر جالبی به دست نیامد. هر چند محمد بن زاید بر همکاری دوجانبه میان دو کشور در بحث یمن تاکید کرد اما حاضر نشد از نیروهای جدایی طلب بخواهد که عدن را ترک کنند چراکه تصرف عدن می تواند تنها دستاوردی باشد که امارات متحده از جنگ یمن به دست آورد. اگر جنبش جدایی طلب جنوب بتواند موفق به ایجاد کشوری مستقل شود، امارات دین سنگینی را به گردن آنها بابت این پشتیبانی خواهد داشت.زاوی بارل می نویسد، عربستان سعودی که دولت هادی را پرورش داده است برای حفظ آن مجبور شده تا دست به دامان حزب وابسته به اخوان المسلمین در یمن شود و با آنها همکاری کند چراکه هادی در میان آنها تا حدی پایگاه دارد و این در حالی است که عربستان گروه های وابسته به اخوان را تروریستی می داند و این خود یک تضاد عقیدتی برای سعودی ها محسوب می شود.از طرفی دیگر مجموعه شرایط نشان می دهد که جدایی طلبان تا چه حد از ریاض متنفر هستند و نمی خواهند دیگر گوش به فرمان عربستان فعالیت کنند. از طرف دیگر برخی تحلیلگران یمنی بر این عقیده هستند که این اختلافات ممکن است به پیشبرد راه حل دیپلماتیک نیز کمک کند چراکه حوثی ها و جدایی طلبان راحت تر می توانند با یکدیگر همکاری کنند و اگر حوثی ها به ایجاد یک کشور مستقل در جنوب رضایت دهند قطعا جدایی طلبان نیز با حوثی ها همراهی خواهند کرد.

تا امروز یک دستور هم از ایران نگرفتیم

عبدالملک الحوثی، رهبر جنبش انصارالله یمن عصر روز شنبه درباره آخرین تحولات میدانی و سیاسی یمن سخنرانی کرد. به گزارش فارس، وی در بخش هایی از سخنان خود به عملیات روز گذشته یگان پهپادی ارتش یمن و انصارالله علیه میدان نفتی «الشیبه» وابسته به آرامکو اشاره کرد و آن را بزرگ ترین عملیات یمنی ها از ابتدای جنگ ائتلاف سعودی علیه یمن خواند. رهبر جنبش انصارالله یمن خاطرنشان کرد که عملیات پهپادی یمن درس مشترک و هشداری مهم برای امارات است. سیدعبدالملک الحوثی گفت که پالایشگاه الشیبه از بزرگ ترین پالایشگاه های نفت عربستان سعودی است که دارای مخازن نفتی بسیاری زیادی است. وی خطاب به دشمنان یمن گفت هر اندازه که دشمنی شما ادامه پیدا کند، اصرار ما برای ادامه مبارزه هم بیشتر می شود. توانایی نظامی ما در صورت ادامه تجاوزات ائتلاف سعودی، روز به روز افزایش پیدا می کند.رهبر جنبش انصارالله یمن در ادامه به تحولات اخیر عدن اشاره کرد و گفت که آنچه در مرکز جنوب یمن رخ داده، ارتباطات روشنی با توطئه های ائتلاف متجاوز به یمن دارد. وی تصریح کرد: هدف دشمنان در جنوب یمن، اشغالگری و تجزیه این کشور است و این موضوعی است که ما از ابتدای جنگ به آن اشاره کرده ایم. سید عبدالملک الحوثی افزود: شورای انتقالی جنوب یمن و حزب اخوانی الاصلاح (تحت حمایت عربستان) و دولت مستعفی یمن به ریاست عبدربه منصور هادی از جمله گروه های هستند که تصمیم به ایستادگی در کنار ائتلاف متجاوز را گرفته اند. این گروه ها هرگز تصور نمی کردند که کشورهای عضو ائتلاف برای رسیدن به آرزوهای توسعه طلبانه خود و کشاندن جنوب یمن به ورطه نابودی، گوی سبقت را از هم بربایند. وی در ادامه سخنرانی خود به حمایت های ایران از ملت یمن اشاره کرد و گفت که جمهوری اسلامی ایران در همبستگی با ملت یمن و محکومیت تجاوزگری ها، موضع ویژه و ممتاز و قوی و صریحی گرفته است. وی با بیان اینکه ما تا به امروز حتی یک دستور از ایران دریافت نکرده ایم، اظهار کرد که طرف ایرانی به روابط خود با دیگران احترام می گذارد و با یمن هم به عنوان یک کشور آزاد و مستقل تعامل دیپلماتیک دارد.

حمله پهپادهای انصارالله به تاسیسات نفتی عربستان

تلویزیون المسیره یمن روز گذشته خبر داد که انصارالله حمله ای پهپادی را به تاسیسات نفتی عربستان سعودی در منطقه ای دور افتاده انجام داده است. اما در ابتدای امر هیچ تایید فوری از سوی مقامات عربستان سعودی یا غول نفتی آرامکو صورت نگرفت.انصارالله در ماه اخیر با تقویت موشک ها و هواپیماهای بدون سرنشین خود توانسته مواضع حساس و استراتژیک عربستان سعودی را هدف قرار دهد. کانال خبری المسیره به نقل از سخنگوی ارتش یمن گزارش داد: ده ها هواپیمای بدون سرنشین طی عملیاتی تاسیسات نفتی الشیبه مربوط به کمپانی آرامکو را هدف قرار داده است. هر چند در ابتدای امر آرامکو سعی کرد این حمله را تایید یا تکذیب نکند. با این حال انصارالله یمن عنوان کرد که این حمله در نزدیکی مرز عربستان با امارات صورت گرفته که بزرگ ترین حمله در اعماق پادشاهی عربستان از سال ۲۰۱۵ میلادی است. انصارالله وعده داده در صورت ادامه تجاوزهای سعودی عملیات های گسترده تری را علیه عربستان انجام دهد. با این حال ریاض اگرچه این حمله را تایید و اما عنوان کرده که آسیب جدی به تاسیسات نفتی وارد نشده است. در ماه مه نیز حوثی ها حمله ای را با هواپیماهای بدون سرنشین به دو جایگاه پمپاژ در عربستان انجام دادند که باعث انفجارهای مهیب و قطع جریان انتقال نفت عربستان سعودی شد و هر چند در آن زمان عربستان اصرار داشت که میزان آسیب بسیار کم بوده اما برخی تصاویر نشان از انفجارهای گسترده در آن تاسیسات نفتی داشت. /روزنامه اعتماد

این خبر ایران میانجی بحران یمن اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

اثر هنری پنهان لئوناردو داوینچی راز خود را فاش کرد

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری، تحقیقات جدید در مورد یکی از مشهورترین آثار لئوناردو داوینچی، اطلاعات جدیدی را درباره یک ترکیب‌بندی که زیر نقاشی اصلی پنهان است، آشکار کرده است.

 نقل از بی بی سی کارشناسان طرح‌های ابتدایی فرشته و مسیح نوزاد را در زیر سطح نقاشی بانوی صخره‌ها (باکره صخره‌ها) پیدا کرده‌اند.

این طراحی‌ها با نقاشی نهایی که در گالری ملی لندن است، تفاوت چشمگیری دارند.

طراحی‌های پنهان با استفاده از نقشه های فلورسانس پرتو ایکس و تصویربرداری با اشعه مادون قرمز و تصویربرداری فراطیفی کشف شده‌اند.

در تحقیقات و بررسی‌هایی که در سال ۲۰۰۵ روی این نقاشی انجام شده بود، تغییر حالت و پیکره باکره مشخص شد. اما برای پیکره‌های دیگر این نقاشی تنها نشانه‌های کوچکی از تغییر مشاهده شد.

لری کیت، رئیس بخش مرمت گالری ملی معتقد است این اکتشافات “بینش جدیدی از نحوه تفکر داوینچی در اختیار ما می‌گذارد”.

تحقیقات جدید نشان می دهد که در طرح اولیه، فرشته و مسیح نوزاد بالاتر قرار داشته‌اند و صورت فرشته رو به پایین بوده است.

مشخص نیست که چرا لئوناردو ترکیب‌بندی اولیه خود را کنار گذاشته است.

کیت به بی‌بی‌سی گفت “این طراحی‌ها به ما کمک کرده تا به روایت جامع‌تری از شخصیت داوینچی به عنوان یک هنرمند دست یابیم. هنرمندی که همواره در حال تغییر و اصلاح اثرش بوده”.

ماریکا اسپرینگ، رئیس بخش علوم گالری می‌گوید: “در اولین دور تحقیقات (در سال ۲۰۰۵) ، پیکره باکره بسیار واضح بود. این بار فرشته و مسیح نوزاد را که قبلا نمی‌دیدیم توانستیم به وضوح ببینیم، می‌بینیم. در آن زمان تنها خطوطی مبهم دیده می‌شد”.

آقای کیت می‌گوید: “ما تنها از بخشی از ترکیب‌بندی آگاه بودیم. اما حالا درک بیشتری از ساختار این نقاشی داریم”.

عنوان کامل این نقاشی “باکره با سنت جان تعمید دهنده نوزاد، مسیح نوزاد را به همراه یک فرشته ستایش می‌کنند” است.

نسخه متفاوتی از این نقاشی در موزه لوور پاریس است. هر دو نسخه در نمایشگاهی در سال ۲۰۱۱ در کنار هم به نمایش درآمدند.

این خبر اثر هنری پنهان لئوناردو داوینچی راز خود را فاش کرد اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

کج‌فهمی ترامپ از نظام سیاسی ایران

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری، یک پایگاه تحلیلی آمریکایی در گزارشی به تبیین چرایی شکست دونالد ترامپ در رسیدن به اهدافش در چارچوب اقتصادی علیه ایران پرداخته است و اصلی‌ترین عامل آن را فهم نادرست ترامپ از ساختار سیاسی ایران می‌داند؛ ایران دارای نظامی دموکراتیک است و برخلاف کره‌شمالی، افراد تصمیم‌گیرنده متعددی در آن حضور دارند. از این‌رو ترامپ نمی‌تواند تنها با یک نفر در ایران به توافق برسد و باید برای این ‌کار دیپلماسی چندلایه‌ای را اجرایی کند. بنابراین نه‌تنها خواسته‌های ترامپ از تهران بسیار غیرموجه هستند، بلکه مشخص نیست که چگونه فردی می‌تواند از یک دولت دموکراتیک انتظار داشته باشد تا به سادگی در برابر زورگویی‌های کشوری دیگر تسلیم شود به جای آنکه به مردم خود اطمینان دهد که برای آنها مقاومت می‌کند.

 پایگاه تحلیلی-خبری «چارجد افرز» در مطلبی شکست سیاست فشار حداکثری ترامپ را با تفسیر نشانه‌های کنونی امری مبرهن می‌داند و می‌نویسد: زمانی که دولت ترامپ تصمیم گرفت تا آمریکا را از توافق هسته‌ای با ایران خارج کند، کاخ‌سفید قماری را با ایران کلید زد تا بتوانند به یک توافق جامع‌تر دست یابند؛ توافقی که علاوه‌بر موضوع برنامه هسته‌ای ایران باید مسائل دیگری نظیر برنامه موشکی بالستیک و اقدامات منطقه‌‌ای ایران را نیز شامل شود. استراتژی دولت ترامپ اکنون در سه جبهه فعال است: افزایش حمایت از عربستان‌سعودی و دیگر شرکای منطقه‌ای واشنگتن برای مقابله با تهران، تحریم‌های فلج‌کننده علیه اقتصاد ایران و اعمال همزمان تحریم‌های ثانویه علیه آن دسته از کشورهایی که تجارت با ایران را ادامه دهند و لغو معافیت‌های تحریمی برای خرید نفت ایران تا منبع اصلی درآمدهای ارزی دولت آن با محدودیت گسترده‌ای مواجه شود.

این گزارش ادعا می‌کند که به‌کارگیری این تاکتیک‌ها البته تاثیرات بسزایی را برای نیل به اهداف کوتاه‌مدت در برابر ایران داشته‌اند. اقتصاد ایران با لطمات جدی مواجه شد و صادرات نفت ایران نیز از ۵/ ۲ میلیون بشکه در روز به کمتر از یک میلیون سقوط کرده است. تحریم‌ها همچنین موجب شده است تا کمک‌های ایران به برخی گروه‌های هم‌پیمانش در منطقه کاهش یابد. با این حال برخلاف انتظار، حملات حوثی‌های یمن که از «هم‌پیمانان» ایران به‌شمار می‌آیند به مرزها و پایگاه‌های نظامی عربستان سعودی نسبت به گذشته با شدت بیشتری دنبال می‌شود و راکت‌های آنها به فرودگاه‌های ریاض نیز می‌رسد. به‌علاوه آمریکا هنوز نتوانسته است منافع مشترکی را ذیل این استراتژی با متحدان اصلی خود ایجاد و دنبال کند. در واقع هیچ‌یک از این تاکتیک‌ها نتوانسته‌اند ایران را در برابر خواسته‌های دولت ترامپ تسلیم کنند.

درحالی‌که دولت ترامپ بارها به‌طور علنی از ایرانی‌ها برای مذاکره دعوت کرده، تهران اما در پاسخ به‌شدت هرگونه مذاکره پیرامون شروط واشنگتن را رد کرده است. هنوز هم بی‌اعتمادی عمیقی که نسبت به این دولت در دل مقامات ایرانی وجود دارد قابل لمس است؛ دلیل نگاه به‌شدت منفی تهران به دولت ترامپ، اظهارات پیشین ارشد‌ترین مقامات وی به تمایل و ضرورت براندازی رژیم ایران باز‌می‌گردد. از سوی دیگر چهار دهه تخاصم علنی دو طرف علیه یکدیگر موجب آن شده است تا مذاکرات رودررو به نوعی تابو برای دو کشور بدل شود. ایران اما در مقابل پیشنهاد برگزاری مذاکرات در سطوح پایین‌تر را مطرح کرده تا در ازای به تصویب رساندن پروتکل الحاقی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، تحریم‌های اقتصادی علیه این کشور لغو شوند.

از سوی دیگر تهران تقابل‌گرایی خود را در خلیج‌فارس افزایش داده و منهدم ساختن پهپاد بدون سرنشین آمریکا نیز در راستای همین تغییر تاکتیک انجام شد. از آنجا که ایالات‌متحده سیاست حداکثری خود را به‌تنهایی درپیش گرفته است، ایران درحال مذاکره با متحدان آمریکا است تا دونالد ترامپ را متقاعد به عقب‌نشینی و تعلیق تحریم‌ها در ازای کاهش تنش کنند. به‌علاوه درحالی‌که توقیف نفتکش بریتانیایی «استنا ایمپرو» توسط ایران باید به‌طور طبیعی ایجاد منافع مشترک برای مقابله با ایران در خلیج‌فارس را درپی می‌داشت، اما فرانسه و آلمان به درخواست واشنگتن برای حضور در کارگروه گشت نظامی در این آب‌ها ذیل پرچم رهبری آمریکا پاسخ منفی دادند. اگرچه بریتانیا با چنین طرحی ازسوی آمریکا موافقت کرده است، اما جرمی ‌هانت، وزیرخارجه پیشینبریتانیا به‌تازگی اعلام کرده بود که کشورش هرگز خود را دنباله‌رو سیاست فشار حداکثری واشنگتن نمی‌کند و می‌کوشد تا با همکاری دیگر اعضای اروپایی برجام، این توافق را حفظ کند.

به‌علاوه دولت ترامپ هنوز نتوانسته است خود را با ماهیت دولت ایران آشنا و سازگار کند. فهرست بلند بالای شروط آمریکا برای توافق با ایران مبنی بر کنار گذاشتن کامل مشی سیاست‌خارجی تهران بسیار غیرواقع‌بینانه است. همچنین ایران دارای نظامی دموکراتیک است و برخلاف کره‌شمالی، افراد تصمیم‌گیرنده متعددی در آن حضور دارند. از این‌رو ترامپ نمی‌تواند تنها با یک نفر در ایران به توافق برسد و باید برای این‌کار دیپلماسی چندلایه‌ای را اجرایی کند. بنابراین نه‌تنها خواسته‌های ترامپ از تهران بسیار غیرموجه هستند، بلکه مشخص نیست که چگونه فردی می‌تواند از یک دولت دموکراتیک انتظار داشته باشد تا به‌سادگی در برابر زورگویی‌های کشوری دیگر تسلیم شود به‌جای آنکه به مردم خود اطمینان دهد که برای آنها مقاومت می‌کند.

در نهایت نیز برجسته‌ترین نشانه‌ای که می‌توان با استناد بر آن به شکست دیپلماسی زر و زور واشنگتن اذعان کرد، آن است که سایه آغاز جنگ بین دو کشور بسیار پررنگ‌تر از گذشته است. در ۲۰ ژوئن، نیروهای سپاه پاسداران در تنگه هرمز یک پهپاد ۱۲۰ میلیون دلاری و فوق پیشرفته پنتاگون را هدف قرار داده و سرنگون کردند. ترامپ نیز با برگزاری یک جلسه اضطراری در کاخ‌سفید فرمان انجام یک حمله نظامی تلافی‌جویانه را صادر کرد که اندکی بعد با مشورت مقامات نظامی از این کار منصرف شد و حمله را لغو کرد.

این شرایط به همگان ثابت کرد که تنها یک زورآزمایی محدود نظامی نیز می‌تواند به‌سادگی به یک جنگ تمام‌عیار بدل شود.

در شرایط کنونی ایران هیچ‌ تمایلی برای مذاکره با آمریکا ندارد و رفتار تقابل‌گرایانه خود را افزایش داده است. از طرفی شرکای اروپایی واشنگتن نیز که با فشارهای حداکثری دونالد ترامپ بر ایران مخالف هستند در تلاشند تا برجام را به هر صورتی حفظ کنند. شاید بهترین استراتژی برای آمریکا آن باشد که خواسته‌های جاه‌طلبانه از ایران را در حوزه سیاست‌خارجی رها کند و برای تعدیل رفتار ایران به دیپلماسی چندجانبه و مشروط کردن لغو تحریم‌ها به پذیرش برخی تغییرات واقع‌گرایانه در برجام توسط ایران، روی بیاورد. این رویکرد فضای لازم را برای ایران ایجاد می‌کند تا ضمن حفظ رضایت هم‌پیمانان خود در منطقه، دلیل موجه و معتبری برای مذاکره با واشنگتن داشته باشد، در غیر این صورت آمریکا باید مسیر تخاصم با ایران را به‌تنهایی و در انزوای بین‌المللی طی کند. /دنیای اقتصاد

این خبر کج‌فهمی ترامپ از نظام سیاسی ایران اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

ترامپ از ریاست جمهوری ۲۰۲۰ انصراف خواهد داد

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری، ایندیپندنت، «آنتونی اسکاراموچی» دستیار سابق دونالد ترامپ که در سال ۲۰۱۷ برای مدت کوتاهی مدیر ارتباطات کاخ سفید سفید بود، در مصاحبه با یک نشریه آمریکایی اعلام کرده است که ترامپ تا ماه مارس (اسفند ۹۸ یا فروردین ۹۹) از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا انصراف خواهد داد.

اسکاراموچی که در سال ۲۰۱۷ تنها یک هفته پس از منصوب شدن به سمت مدیریت ارتباطات کاخ سفید از سمت خود برکنار شد، به نشریه آمریکایی «ونتی فر» گفته است: «ترامپ از رقابت‌های انتخاباتی انصراف خواهد داد، زیرا شکستش در انتخابات ظرف ماه های آینده محرز خواهد شد. احتمالاً او در ماه مارس از رقابت‌های انتخاباتی کناره‌گیری خواهد کرد، زیرا تا آن زمان مشخص خواهد شد که او هیچ شانسی برای پیروزی در انتخابات نخواهد داشت.»

این مقام سابق دولت ترامپ افزود: «ترامپ عزت نفس پایینی دارد؛ چیزی در حد یک کبوتر کوچک. آیا شما فکر می‌کنید که او به نتایج نظرسنجی‌ها نگاه خواهد کرد و همچنان قادر خواهد بود این تحقیر را تحمل کند؟»

بر اساس آخرین نظرسنجی شبکه خبری فاکس‌نیوز -که یک رسانه نزدیک به جمهوری‌خواهان است- دونالد ترامپ در حال حاضر از حمایت ۳۹ درصد از رأی‌دهندگان آمریکایی برخوردار است، در حالی که نامزدهای پیشتاز حزب دموکرات از جمله «جو بایدن» معاون رئیس‌جمهور سابق آمریکا و سناتورهای دموکرات «برنی سندرز»، «الیزابت وارن» و «کامالا هریس» بیش از ۴۵ درصد حمایت مردمی دارند. /برنا

این خبر ترامپ از ریاست جمهوری ۲۰۲۰ انصراف خواهد داد اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

چین؛ ریشه رکود بعدی اقتصاد جهان

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری، برای مدتی، این وارونگی جزئی بود؛ در برخی تفاضل بازدهی اوراق قرضه کوتاه‌مدت و میان‌مدت، نرخ‌ها به سطح زیر صفر کاهش یافت، درحالی‌که فاصله بازدهی اوراق خزانه‌داری۱۰ تا ۲۰ ساله، در نرخ‌های مثبت باقی ماند. منحنی‌ بازدهی‌ معکوس شده به آن معنی است که سرمایه‌گذاران انتظار دارند نرخ‌های بهره کاهش یابند، وضعیتی که عمدتا در زمان‌های رکود اقتصادی تجربه می‌شود. چنین رکودی برای نمایان شدن معمولا مدتی زمان می‌برد، مدتی که معمولا بین ۱۲ تا ۱۸ ماه است. بنابراین با یک حساب سرانگشتی می‌توان گفت که رکود اقتصادی بعدی آمریکا در بازه بین مارس ۲۰۲۰ تا فوریه ۲۰۲۱ احتمالا رخ خواهد داد. البته این احتمال نیز وجود دارد که منحنی بازدهی، علائمی اشتباه را روایت کند. بنابراین گرچه وارونگی منحنی‌ بازدهی خبر خوبی نیست، اما نمی‌تواند چندان عامل نگرانی باشد. آمارهای اقتصادی آمریکا نظیر سطح فروش خرده‌فروشی و اشتغال درحال‌حاضر وضعیت مطلوب فصلی را گزارش می‌کنند.

در واقع منحنی بازدهی وارونه‌شده تنها یک نشانه است و به تنهایی نمی‌تواند عاملی برای رکود اقتصاد آمریکا باشد. برخی صاحب‌نظران معتقدند وارونگی منحنی بازدهی یک پیشگویی خود اثبات‌کننده است که با القای ناامیدی شرکت‌ها مخارج خود را کاهش می‌دهند، امری که نتیجه آن می‌تواند کاهش فعالیت‌های اقتصادی و رکود باشد. در این رابطه اما تشدید ناامیدی‌های ناشی از وارونگی منحنی بازدهی‌ در اوایل امسال نتوانست اقتصاد را از ریل خارج کند. بنابراین در صورتی که رکودی رخ دهد احتمالا ناشی از برخی شوک‌ها خواهد بود. اما چه شوک‌هایی؟ به اعتقاد پاول کروگمن، اقتصاددان آمریکایی و ستون‌نویس روزنامه «نیویورک‌تایمز» چنین رکودی احتمالا ناشی از برخی عوامل جزئی است، عواملی همچون جنگ‌تجاری، ضعف بازار مسکن و پایان دوره تقاضای قدرتمند ناشی از کاهش نرخ‌های مالیات. به گفته این اقتصاددان وقوع چنین رکودی قطعا محتمل است. در این رابطه بسیاری از عوامل تنها مختص اقتصاد آمریکا هستند.

نگرانی بزرگ‌تر اما درحال‌حاضر این است که اقتصاد جهان وضعیتی ضعیف‌تر از نمونه آمریکایی دارد. سرعت رشد اقتصادهای چین و آلمان، دو غول صادرکننده اقتصاد جهان و از شرکای تجاری اصلی آمریکا، نیز به شدت کند شده است. این به آن معنی است که در صورتی که اقتصاد آمریکا دچار رکود شود، بخش عمده اقتصاد جهان را با خود به زیر خواهد کشید. آمریکایی‌ها تمایل دارند تصور کنند بازارها و مصرف آنها دو عامل اصلی رونق و شکست اقتصادی جهان هستند. به عقیده اقتصاددانان اما درحال‌حاضر شاید این گزاره درست نباشد. در عوض، هر نوع رکود امروز از اقتصاد چین ناشی خواهد شد. در سال‌های اخیر، چینی‌ها بیش از هر اقتصاد دیگری در رشد جهانی نقش داشته‌اند. وضعیتی که براساس پیش‌بینی‌ها در سال‌های پیش‌رو نیز صادق خواهد بود. بنابراین زمانی که سرما بر اقتصاد چین غالب شود، اقتصاد جهان به سرماخوردگی مبتلا خواهد شد. بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۷، چین سهمی بیش از ۳۰ درصدی در رشد مصرف جهانی داشت. بر این اساس برخی شرکت‌ها، آینده کسب‌وکارهای خود را بر مبنای میلیاردها دلار مخارج مصرف‌کنندگان چینی برنامه‌ریزی کرده‌اند. کاهش مخارج مصرف‌کنندگان چینی نه‌تنها منجر به کاهش فروش کسب‌وکارهای آمریکایی و سایر اقتصادهای ثروتمند می‌شود، بلکه شرکت‌های چندملیتی را نیز مجبور به کاهش مخارج سرمایه‌گذاری خود می‌کند. به گزارش «بلومبرگ» عوامل مختلفی وجود دارد که رشد اقتصادی چین را تهدید می‌کند. مهم‌ترین عامل شاید در برهه کنونی جنگ‌تجاری با آمریکا باشد. حملات تعرفه‌ای دولت آمریکا علیه واردات محصولات چینی و ایجاد محدودیت بر صادرات شرکت‌های تکنولوژی، ظاهرا باعث شده است تولیدکنندگان چینی برای سرمایه‌گذاری‌های آینده محتاط‌تر شوند. /دنیای اقتصاد

این خبر چین؛ ریشه رکود بعدی اقتصاد جهان اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

چرا ترامپ می‌خواهد گرینلند را بخرد؟/ این کار شدنی است؟

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری، گرینلند از آن جاها نیست که در یک روز معمولی اسمش در رسانه‌ها تکرار شود. اما گزارش روز جمعه وال‌استریت ژورنال درباره تمایل دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا به خرید گرینلند موجب شد تا همه نگاهها متوجه این جزیره یخ‌زده شمالگان شود.

در دنیای امروز، خریدن خاک کشوری توسط کشور دیگر غیرقابل تصور است. مسایلی مانند حاکمیت ملی یا حق تعیین سرنوشت از سویی و تصویر منفی از مرزگشایی و سخت‌گیری‌های حقوق بین‌الملل برای تغییر نقشه سیاسی کشورها از سویی دیگر، موجب شده‌اند تا اساسا سالهاست که کسی با چنین ادبیاتی درباره خاک کشورهای دیگر صحبت نکند.

درباره “خرید گرینلند” نیز، این موضوع به شکل رسمی از سوی دولت آمریکا مطرح نشده و مساله در حد یک گزارش مطبوعاتی باقی مانده. و طبیعتا هم حکومت محلی گرینلند و هم دولت دانمارک که گرینلند را بخشی از خاک خود می‌داند، خیلی سریع به موضوع واکنش منفی نشان دادند.

اما این به معنای پایان ماجرا نیست. موضوع فراتر از خریدن و فروختن گرینلند، به پرسشی بنیادین‌تر درباره اهمیت این جزیره و پرسش بزرگ “قطب شمال” گره خورده و به همین دلیل، پاسخ منفی دانمارک و گرینلند به ایده فروش این جزیره، تلاش برای تسلط بر آن را متوقف نمی‌کند.

گرینلند کجاست؟

گرینلند بزرگترین جزیره جهان است که به عنوان بخشی از سرزمین‌های اطراف قطب شمال یا شمالگان دسته‌بندی می‌شود. این جزیره که بین اقیانوس‌های منجمد شمالی و اطلس قرار دارد، بخشی از خاک دانمارک است و از خودمختاری ویژه بهره می‌برد.

مساحت این جزیره دو میلیون و ۱۷۰ هزار مترمربع است؛ یک و سه‌دهم برابر مساحت ایران. اما به رغم بزرگی گرینلند، آنچه که در نقشه‌های مسطح از این جزیره تصویر می‌شود، به شکل نسبی بزرگتر از دنیای واقعی است. علت این مساله هم تغییر شکل مناطق شمالی در این نقشه‌هاست.

با این حال بخش بزرگی از این جزیره به دلیل شرایط سخت آب و هوایی، خالی از سکنه است و در سراسر این سرزمین پهناور تنها ۵۶ هزار نفر زندگی می‌کنند. ۹۰% این گروه نیز قومی از اسکیموهای قطب شمال به نام “اینوئیت” هستند. حدود ۸۰% از گرینلند از یخ پوشیده شده و در برخی مناطق قطر این یخ تا چهار کیلومتر است.

این جزیره سالها مستعمره دانمارک بود. اما در جریان جنگ جهانی دوم و بعد از اینکه آلمان، دانمارک را اشغال کرد، آمریکا کنترل جزیره را به دست گرفت و آن را یک سرزمین “تحت‌الحمایه” نامید. بعد از جنگ، گرینلند دوباره به دانمارک بازگردانده شد تا اینکه در سال ۱۹۵۳، این کشور گرینلند را به خاک خود ضمیمه کرد.

گرینلندی‌ها در حال حاضر خودمختاری قابل توجهی دارند و به جز امور نظامی و سیاست خارجی، کنترل همه امور در دست خودشان است. بر اساس قانون اساسی، اگر مردم در رفراندومی خواستار استقلال شوند، کپنهاگ نمی‌تواند با آن مخالفت کند. اما در حال حاضر این جزیره از نظر مالی به دانمارک وابسته است و کپنهاگ از طریق یارانه‌هایش که تا نیم میلون دلار در سال است، به گرینلند کمک می‌کند.

گرینلند چه اهمیتی دارد؟

قبل از هر چیز، گرینلند منابع طبیعی دارد: سنگ آهن، سرب، روی، ذغال سنگ و حتی طلا و الماس. علاوه بر اینها برخی جغرافی‌دانان معتقدند که گرینلند بر روی یکی از بزرگترین منابع باقی‌مانده نفت جهان قرار دارد که احتمالا استخراجش در آینده به صرفه خواهد بود.

اما این بدان معنا نیست که گرینلند اقتصاد پویایی دارد یا در حال حاضر، بود و نبودش به نفع خزانه دانمارک است. برعکس، بر اساس تصمیمات حکومت محلی، این جزیره بر روی دست دولت دانمارک خرج می‌گذارد چرا که ساکنینش با مشکلاتی مانند بیکاری دست و پنجه نرم می‌کنند و در عین حال نظام خدمات حمایتی هزینه‌بر و دست و دل‌بازی دارد.

با این وصف چرا باید کسی مانند رئیس‌جمهوری آمریکا به فکر خریدن این جزیره باشد؟ به رغم اینکه برخی منابع طبیعی و پیش‌بینی‌ها درباره آینده این جزیره را از جمله دلایل احتمالی می‌دانند، اما فارغ از گمانه‌زنی‌ها نگاهی به اسناد وزارت دفاع آمریکا نشان می‌دهد که دولت‌های این کشور در ارتباط با مساله قطب شمال و تسلط بر منابع آن، نگرانی‌هایی دارند.

چنانکه در گزارش اخیر وزارت دفاع آمریکا به کنگره این کشور آمده، قطب شمال، محلی است که دیر یا زود به میدان رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل خواهد شد و استراتژی این کشورها از جمله چین و روسیه نیز در قبال این منطقه تهاجمی‌تر خواهد شد.

دولت آمریکا تخمین می‌زند که حدود ۲۲ درصد نفت و گاز جهان در قطب شمال قرار دارد و به همین دلیل، کنترل این منطقه یا تسلط بر بخشی از آن می‌تواند اثر قابل ملاحظه‌ای بر قدرت بازیگران جهانی داشته باشد. این میان، روسیه به دلیل جغرافیای کشور از امتیاز ویژه‌ای برای افزایش نفوذ بر قطب شمال برخوردار است. و البته چین نیز سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی را در گرینلند آغاز کرده است.

اما حضور روسیه در قطب یا سرمایه‌گذاری‌های چین بدان معنا نیست که دست و پای آمریکا بسته است. آمریکا علاوه بر مالکیت آلاسکا که موجب می‌شود همچنان به عنوان بازیگر جدی در قطب شمال حضور داشته باشد، با کشورهای اسکاندیناوی و کانادا رابطه خوبی دارد و همواره در تلاش بوده تا گرینلند را نیز به زیر سلطه خود درآورد.

موقعیت استراتژیک گرینلند موجب شد تا آمریکا از زمان جنگ سرد، دولت دانمارک را راضی کند تا اجازه بدهد که در این جزیره حضور نظامی داشته باشد و ضمن ساخت پایگاه، رادارهایی را در آنجا تاسیس کند.

موفقیت آمریکا برای تسلط بر گرینلند و ساخت پایگاه نظامی در آنجا، نتیجه تغییر سیاست ۲۰۰ ساله بی‌طرفی دانمارک در پایان جنگ جهانی دوم بود. در این زمان این کشور کوچک اروپایی به پیمان ناتو پیوست و در واقع به یکی از یاران آمریکا در بلوک غرب تبدیل شد. یکی از ارزش‌های استراتژیک کشوری مانند دانمارک (کشوری که مساحتش در شمال اروپا از آذربایجان شرقی هم کمتر است) همین مالکیت گرینلند است.

آیا ترامپ می‌تواند گرینلند را بخرد؟

اهمیت استراتژیک گرینلند موجب شده تا تلاش کاخ سفید برای تسلط یا افزایش نفوذ بر گرینلند سیاست تعجب‌آوری نباشد. دونالد ترامپ حتی نخستین رئیس‌جمهوری نیست که به فکر خرید این جزیره و الحاق آن به ایالات متحده افتاده است.

دو تن از نزدیکان دونالد ترامپ نیز در مصاحبه با نیویورک تایمز توضیح داده‌اند که ارزش گرینلند برای او، ارتباط این جزیره با امنیت ملی آمریکاست. حتی یکی از نمایندگان جمهوریخواه کنگره به نام مایک گلگر در واکنش به بازتاب رسانه‌ای ایده خریدن گرینلند نوشت: “این ایده آنقدر که در تیترها به نظر می‌آید، ایده دیوانه‌واری نیست. این یک ابتکار هوشمندانه ژئوپولتیک است.”

به هرحال در نهایت چنین ایده‌ای به معنای قطع کامل دست چین و روسیه از این جزیره است که می‌تواند به یک امتیاز ژئوپولتیک قابل توجه برای آمریکا تبدیل شود.

ضمن اینکه اصولا آمریکا یدطولایی در خرید سرزمین‌های دیگر و الحاق این سرزمین‌ها به خاک خود دارد. آمریکا در قرن ۱۹ بخش پهناوری از سرزمین‌های آمریکای شمالی را به نام “لوئیزیانا” از فرانسه و ایالت کنونی آلاسکا را از روسیه خرید. آمریکا حتی برای بخش‌هایی از فلوریدا یا کالیفرنیا و تگزاس هم به کشورهای اسپانیا یا مکزیک پول‌هایی پرداخت کرده است.

اما از آن روزگار و مکانیزم بین‌المللی خرید و فروش‌هایی که تحت تاثیر نگاه امپراتوری‌های استعمارگر شکل گرفته بود، دهه‌ها گذشته است. سنت‌های حقوقی نوین با به رسمیت شناختن حق حاکمیت ملی برای همه جهانیان (فارغ از نژاد و میزان ثروتشان) موجب می‌شود که حتی صحبت از چنین خریدی نیز، غیرمعمول و چه بسا توهین‌آمیز به نظر برسد.

در عین حال چنین طرح ماجراجویانه‌ای، راه‌حل دموکراتیک و محکمه پسند هم دارد: اینکه گرینلندی‌ها با ابزارهایی مانند رفراندوم، به استقلال کامل دست یابند و سپس از طریق همین ابزارها، خود تصمیم بگیرند که به اتحاد ایالات آمریکایی بپیوندند؛ راه پر پیچی که فعلا نه چشم‌اندازی برای تحققش وجود دارد و نه ساکنین و نخبگان گرینلند تمایلی برای پیمودنش نشان داده‌اند.

این خبر چرا ترامپ می‌خواهد گرینلند را بخرد؟/ این کار شدنی است؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

افشاگری سی ان ان از ارتش سری پوتین

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری، خیابان‌ها مملو از پوسترهای تبلیغاتی تحت عنوان “روسیه: دست در دست ارتش شما” شده است. یک ایستگاه رادیویی محلی هم زبان روسی آموزش می‌دهد. نیروهای جدیدی که جذب این ارتش شدند به زبان روسی آموزش می‌بینند و از تسلیحات روسی استفاده می‌کنند

به گزارش شبکه خبری سی‌ان‌ان، اما کمپین روسیه در این کشور جنگ‌زده چیزی جز افزایش نفوذ مسکو، بیرون راندن رقبا و بازطراحی خود به عنوان یک بازیگر مهم در این منطقه نیست.

ماه‌ها بررسی سی‌ان‌ان نشان می‌دهد، هزینه این جاه‌طلبی در قلب آفریقا از سوی یوگنی پریگوژین، میلیاردر روس که به کرملیننزدیک است و با عنوان “سرآشپز” ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه شناخته می‌شود، تامین می‌شود. او بابت تامین مالی آژانس تحقیقات اینترنت که در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ آمریکا مداخله کرد، هدف تحریم‌های واشنگتن قرار دارد.

تشکیلات پریگوژین شامل شرکتی موسوم به “لوبای اینوست” می‌شود که هزینه‌های این شبکه رادیویی در جمهوری آفریقای مرکزی را تامین می‌کند. این شرکت همچنین آموزش جذب نیرو در جمهوری آفریقای مرکزی را با حدود ۲۵۰ مزدور روس و تعداد دیگری که در راه هستند، تامین مالی می‌کند. از دیگر فعالیت‌های این شرکت می‌توان به اکتشاف الماس و طلا در این کشور غنی از ذخایر معدنی اشاره کرد.

پریگوژین برای جهان مزدوران یا مقاطعه‌کاران نظامی خصوصی ناشناخته است. گمان می‌رود او نیروی محرکه یک مقاطعه‌کار سری موسوم به واگنر باشد که سربازانش در سوریه و شرق اوکراین ایفای نقش می‌کنند. یکی از شرکای کهنه‌کار او ریاست این شرکت را بر عهده دارد.

ترجمه بیلبورد: آفریقای مرکزی و روسیه دست در دست هم؛ حرف کم و عمل بسیار

یک نیروی روسیه برای اولین بار درباره زندگی‌اش در یک ارتش مخفی که رسما وجود ندارد، صحبت می‌کند. او در چچن علیه جدایی‌طلبان جنگیده است و در دفاع از بشار اسد، رئیس‌جمهوری سوریه در سوریه بوده است. او تمایلی ندارد نامش فاش شود چون می‌ترسد صحبت درباره این نیروی سایه که به گسترش قدرت روسیه و نفوذ در مناطق بی‌ثبات جهان کمک می‌کند، اقدامات تلافی‌جویانه در پی داشته باشد.

او می‌گوید حقوقش را از واگنر می‌گیرد. او افزود: “این فقط یک یگان مبارزه است که هر چه پوتین بگوید، انجام می‌دهد.”

این اتهامی است که کرملین رد می‌کند. پوتین ماه ژوئن درباره مقاطعه‌کاران نظامی در سوریه گفت: این افراد جانشان را به خطر می‌اندازند و این نوعی مشارکت در مبارزه با تروریسم است… اما این ربطی به کشور روسیه و ارتش روسیه ندارد.

اما تحلیلگران می‌گویند، غیر قابل تصور است که واگنر بدون تایید پوتین وجود داشته باشد. در حقیقت کمپین آموزش آن در مولکینو واقع در جنوب روسیه وابسته به پایگاه نیروهای ویژه روسیه است و تحت حفاظت سربازان قرار دارد و بازدید کننده اجازه حضور نمی‌یابد.

پریگوژین پیشتر هرگونه ارتباط با واگنر را تکذیب کرده است. او یا دیگر مقام‌های شرکت‌هایش حاضر به گفت‌وگو با سی‌ان‌ان نشدند اما این میلیاردر پس از سرمایه‌گذاری در اوکراین و سوریه، به نظر روی آفریقا متمرکز شده است و شرکت‌های تابعه آن در لیبی،‌سودان و جمهوری آفریقای مرکزی کار می‌کنند.

مقر مزدوران در جمهوری آفریقای مرکزی در زمین‌های کاخ سابق ریاست جمهوری در بارنگو است که دو ساعت از بانگی فاصله دارد. سال ۲۰۱۷ شورای امنیت  سازمان ملل یک ماموریت آموزشی روسیه را تایید کرد اما دیگر دولت‌ها انتظار نداشتند که مردان پریگوژین این خلاء را پر کنند. جای شگفتی نیست که مربیان صورت‌هایشان را می‌پوشانند و با ما صحبت نمی‌کنند.

یکی از آن مردانی که حاضر به گفت‌وگو می‌شود، والری زاخاروف، از افسران اطلاعاتی پیشین ارتش روسیه است که در دهه ۹۰ میلادی در چچن بوده است و اکنون مسوول آموزش است. او به سی‌ان‌ان گفت: کار ما عملا به معنای بازگشت روسیه به آفریقا است. ما در زمان شوروی در بسیاری از کشورها حضور داشتیم و روسیه دوباره به همان موضع بازگشته است. ما هنوز ارتباطاتی داریم و تلاش داریم تا آن‌ها را دوباره برقرار کنیم.

زاخاروف این مربیان را “سربازان ذخیره” توصیف می‌کند. اما نه او و نه دیگران نمی‌توانند توضیح دهند که چه کسانی آن‌ها را به آنجا فرستاده و پولشان را پرداخت می‌کند. همچنین نقش او هم در این کشور تا حدی نامشخص است. زاخاروف به سی‌ان‌ان گفت به عنوان مشاور امنیتی برای رئیس‌جمهوری جمهوری آفریقای مرکزی کار می‌کند.

به اعتقاد او، واگنر در جمهوری آفریقای مرکزی فعالیت ندارد و او هرگز پریگوژین را ندیده است. زاخاروف می‌گوید: به لحاظ قانونی، چنین چیزی وجود ندارد و بنابراین ما اینطور در نظر می‌گیریم که وجود ندارد. تا جایی که به جمهوری آفریقای مرکزی مرتبط است، مقاطعه‌کار نظامی خصوصی (واگنر) وجود ندارد.

اما شبکه خبری سی‌ان‌ان مدارکی در دست دارد که نشان می‌دهد زاخاروف دست‌کم یک بار در ژوئیه ۲۰۱۸ از سوی شرکت پریگوژین تامین شده است.

رئیس‌جمهوری جمهوری آفریقای مرکزی که کارفرمای زاخاروف است، به سی‌ان‌ان گفت هیچ ارتباطی میان حمایتی که روسیه در آموزش نظامی فراهم می‌کند با “دیگر عوامل” وجود ندارد. اما سفر دو روزه به بانگی  از ارتباط نزدیک میان مزدوران و معدن‌چیان حکایت دارد. اسناد نشان می‌دهد شرکت لوبای اینوست حق اکتشاف طلا و الماس در هفت سایت را گرفته است.

یک نوجوان محلی می‌گوید، روس‌ها ۱۸ ماه است آمده‌اند، همان زمانی که مربیان نظامی می‌رسیدند. او همچنین می‌گوید روس‌ها از مقر مزدوران در بارنگو آمده‌اند. این نوجوان می‌گوید صدها تن در این منطقه اکنون برای روس‌ها کار می‌کنند و هرچه بیابند باید تحویل عوامل محلی روس‌ها بدهند.

ژنرال استفان تاونسند، رئیس جدید فرماندهی آمریکا در آفریقا این مزدوران در برنگو را “شبه ارتشی” و کاملا مرتبط با کرملین توصیف کرده است. او ماه آوریل در جلسه کنگره آمریکا تاکید کرد: آن‌ها از این‌ها برای آموزش برخی از نیروهای مسلح محلی استفاده می‌کنند. برخی از این کارها ممکن است بی‌خطر باشند. برخی از آن‌ها احتمالا چندان هم بی‌خطر نیستند.

این خبر افشاگری سی ان ان از ارتش سری پوتین اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.