بررسی بازی Night Of Azure 2 ؛ عروس مردگان و اربابان ماه

کمپانی Koei‌ بیشتر به خاطر سری بازی‌های Dynasty Warriors خود و سبک و سیاق Hack And Slash این سری از بازی‌ها شهرت دارد اما در بین لیست بازی‌های این ناشر ژاپنی هرازگاهی نام بازی‌های جدید هم به چشم می‌خورد که برخی از آنها فقط در بازار ژاپن عرضه می‌شوند. شماره نخست Night Of Azure با تاخیر یک‌ساله وارد مارکت بین‌المللی شد و سازنده آن یعنی استودیو Gust از بودجه نسبتا کمی برای خلق کردن بازی برخوردار بود، اما با همان بودجه کم توانست عنوانی آبرومندانه بسازد.

بررسی بازی Night Of Azure 2

ناشر و سازنده بازی حال قسمت دوم بازی را با تاخیری نسبتا طولانی روانه بازار کرده‌اند، تاخیری که احتمالا به‌خاطر عرضه بازی روی نینتندو سوییچ بوده و همچنین این بار بازی در یک نسخه بین‌المللی با پشتیبانی از زبان‌های گوناگون (البته فقط در نمایش زیرنویس) عرضه شده و کار یکسره شده است. اما Night Of Azure 2 با عنوان فرعی Bride of the New Moon چقدر با نسخه یک تفاوت دارد و آیا توانسته نسبت به بازی اول موفقیت بهتری کسب کند؟

  • سازنده: Gust Co. Ltd
  • ناشر: Koei Tecmo
  • پلتفرم ها: پلی استیشن ۴، پی سی، پلی‌استیشن ویتا، نینتندو سوییچ
  • پلتفرم بررسی: پی‌سی، پلی استیشن ویتا

بررسی بازی Night Of Azure 2

سال‌ها پیش نبردی بین اربابان شب و انسان‌ها درگرفت که در اواسط آن با بارش مایعی آبی رنگ در سرتاسر زمین، باعث شد که بسیاری از حیوانات و موجودات کره زمین تبدیل به جانورانی هیولایی شکل شده که نام Fines به آنها اطلاق شد. این مایع آبی‌ رنگ خون شیاطین یا همان اربابان شب بود که خاصیتی پلید دارد. بعد از حضور گسترده Finesها روی زمین و در خطر بودن جان انسان‌ها اتفاق دیگری که می‌افتد اینست که شب بر زمین چیره گشته و هیچ‌گاه روشنای روز به آسمان برنمی‌گردد، مشکل اینجاست که هیولاها در تاریکی شب قدرت و نفوذ بیشتری دارند و خطرناکتر می‌شوند.

بررسی بازی Night Of Azure 2

از همین رو انسان‌های حاضر روی کره زمین تنها راه چاره ای که پیش روی خود می‌بینند اعطای قربانی به ماه یا همان اربابان شب است تا روز به زمین بازگردد. این قربانی با نام «عروس زمان» شناخته می‌شود و در قسمت دوم بازی دختری به نام لیلیانا که دوست دوران کودکی آلوشا هست برای قربانی انتخاب می‌شود. در این میان افراد دیگری در بین انسان‌ها وجود دارند که به مساله قربانی عطا کردن اعتقاد ندارند و باور دارند که می‌توانند در برابر ظلم و قدرت اربابان تاریکی ایستادگی کنند.

بررسی بازی Night Of Azure 2

بازی رو حرکات تیمی خیلی تاکید دارد

دختری به نام روینهد جزو این گروه است و با قرار گرفتن سدراه آلوشا و لیلیانا، آنها را از این موضوع آگاه می‌کند اما در این گیرودار یک Fiend قدرتمند به آنها حمله می‌کند و شمشیری را در قلب آلوشا فرو می‌برد! آلوشا بعد از مدتی در یک آزمایشگاه عجیب و غریب از خواب بیدار می‌شود و می‌فهمد که دوباره به حیات بازگشته است، البته با یک سری تغییرات جزیی! نصف بدن آلوشا مملو از خون آبی است و او در حقیقت یک نیمه انسان- نیمه شیطان شده است. ماموریت آلوشا و روینهد و دیگر افرادی که به تدریج وارد تیم او می‌شوند، پیدا کردن لیلیاناست چرا که بعد از آن حمله بزرگ او ناگهانی غیب شده و معلوم نیست که کجاست…

بررسی بازی Night Of Azure 2

داستان بازی همانند نسخه قبل از یک رمانس خیلی لطیف و عاشقانه بهره می‌برد که از نوع انیمه‌های ژاپنی است. این رمانس در بین کاراکترهای دختر داستان رخ می‌دهد و توضیحات بیشتر پیرامون آن باعث منشوری شدن مطلب و فیلترینگ شخص بنده می‌شود! فقط در این حد کافیست بدانید که بازی در کنار سبک اکشن و نقش‌آفرینی خود، ته‌ مایه‌ای از ژانر Sim Dating بازی‌های ژاپنی را هم در خود گرفته و سکانس‌هایی مانند انیمه‌های ایچی را در خود قرار داده است.

بررسی بازی Night Of Azure 2

البته ماهیت رمانس داستان به ویژه در بخش پایانی واقعا خوب از آب در آمده و من را به شخصه یاد سری Fatal Frame و دوستی عمیق دو کاراکتر دختر آن می‌اندازد که برای نجات یکدیگر دست به هرکاری می‌زنند.

بررسی بازی Night Of Azure 2

در بازی جدید شاهد بازگشت یک سری کاراکترها از عنوان نخست هستیم که این مساله برای طرفداران بازی قدیمی نکته خوبی هست ولی از آن بهتر بهبود یافتن سیستم گیم‌پلی و حتی دوربین بازی را باید مثال زد که شدیدا نسبت به نسخه اول بهبود یافته و البته هنوز برای رسیدن به یک شاهکار جای کار دارد. دوربین بازی پایین تر آمده و دیگر آن حالت شبه ایزومتریک نسخه پیشین را به خود ندارد، بلکه بازی بیشتر حال و هوای اکشن‌های Hack And Slash پیدا کرده.

بررسی بازی Night Of Azure 2شما در طول بازی نهایتا می‌توانید تا ۲ نفر در پارتی (گروهتان) نیرو داشته باشید که یک نفر از آنها به صورت ثابت شخصیت آلوشاست. این مساله برای یک بازی اکشن با حال و هوای ژانر نقش‌آفرینی در سال ۲۰۱۸ خیلی عجیب است ولی سازنده با قرار دادن دو Master (موجوداتی پوکمون مانند که مثل پوکمون‌ها آپگرید می‌شوند) در کنار دو شخصیت مبارز، صحنه‌های نبرد را کمی حماسی‌تر کرده است. البته متاسفانه این موجودات Master دیگر مانند شماره پیشین قابلیت Trasnformation یا همان تبدیل شدن (چیزی همانند دیجیمون‌ها که تبدیل می‌شدند به نسخه‌های قوی‌تر از گونه خود) را ندارند و فقدان این مساله در شماره دوم حس می‌شود.

بررسی بازی Night Of Azure 2

می‌توان گفت سازندگان بازی به صورت افراطی روی کار تیمی در گیم‌پلی بازی تاکید داشته‌اند و شاید دلیل همین تنها دو نفر در تیم بودن هم همین علت باشد. شما در مبارزات می‌توانید با همراه هم‌تیمی خود چند حرکت ویژه از جمله Double و Burst بزنید که با هر یک از کاراکترها این حملات تفاوت پیدا می‌کند. جدا از این حرکات ویژه نقش لیدر و رهبری گروه هم به شما داده می‌شود که با ۸ فرامین از جمله حمله، عقب‌نشینی، من را حمایت کن و… توسط شما کنترل می‌شود. این قبیل موضوعات باعث شده که کار همکاری در گیم‌پلی بازی نقش بسزایی داشته باشد و موجودات Master هم به عنوان مکمل این همکاری حضور دارند.

بررسی بازی Night Of Azure 2

بازی Night Of Azure 2 مثل برخی از عناوین نقش آفرینی جدی امروزی از سیستم زمان در گیم‌پلی خود بهره می‌جوید که مشهورترین مدل آن را در سری بازی Persona نظاره‌گر بوده‌ایم. اما سیستم زمان‌بندی در بازی مورد بحث ما کاملا روی اعصاب است و عملا بازی را به کام گیمر زهر می‌کند! ماه درون بازی به شکل ماه شب شانزدهم است و به تدریج به سمت کامل شدن پیش می‌رود که جالب است بدانید در صورت کامل شدن، بازی Game Over می‌شود و تمام! هیچ راه برگشتی در کار نیست مگر دوباره بازی کردن آن!

بررسی بازی Night Of Azure 2

مشکل اصلی اما اینجاست که شخصیت آلوشا به بهانه عجیب غریبی که سناریو بازی به ما می‌دهد بیشتر از یک مدت زمان خاص نمی‌تواند در جهان بازی بچرخد و مبارزه کند و باید هر ازگاهی برای رفرش شدن به کاشانه اصلی گروه (که یک هتل با استخری پرماجرا! است) برگردد. این مدت زمان در اغلب مواقع روی تایم کوتاه ۲۰ دقیقه ثابت است و ماموریت ها را باید در این زمان کوتاه انجام دهید. همین مساله باعث شده که چرخیدن در محیط بازی و انجام دادن ماموریت های فرعی Side Questها عملا شدنی نباشد و مجبور شوید از خیر بسیاری از آنها بگذرید.

بررسی بازی Night Of Azure 2

این موضوع باعث کوتاهی بازی هم می‌شود چرا که با تمرکز روی بخش داستانی و ماموریت‌های اصلی صرفا نزدیک به ۱۰ ساعت بازی می‌تواند شما را سرگرم کند در حالی که طبق اعلام ناشر این زمان با انجام تمام مراحل فرعی بازی به بیش از ۲۴ ساعت هم می‌تواند برسد، اما برای انجام این کار مجبور هستید سیستم روی مخ هر ۲۰ دقیقه یک بار با هتل سک سک کردن را به جان بخرید که کم پیش می‌آید بتوانید این کار را بکنید! همچنین باید متذکر شوم که بازی دارای چند پایان‌بندی است و برای دیدن همه آنها شاید لازم باشد نصف بیشتر بازی را دوباره تکرار کنید و یا به یوتوب مراجعه نمایید!

بررسی بازی Night Of Azure 2

یکی دیگر از نکته‌های بهبود یافته در بازی جدید، بهبود سیستم لاک کردن روی دشمنان است که خوشبختانه فاجعه نسخه اولیه را به همراه ندارد، جهان بازی هم به نسبت جهان کوچکیست که البته مشکلات ناشی از زمان‌بندی در بازی که در بالا به آن اشاره شد باعث شده که این کوچکی چندان به چشم نیاید.

بررسی بازی Night Of Azure 2

بازی دوم به نسبت نسخه اول با بودجه بهتری ساخته شده اما کماکان مشخص است که ناشر چندان به آن بها نمی‌دهد و بازی به نسبت بازی‌های روز از تامین هزینه‌های کمتری برخوردار بوده است. از همین رو شاهد صداگذاری و دوبلوری شخصیت‌های بازی به زبان انگلیسی نیستیم و سازندگان به زیرنویس ارایه کردن بسنده کرده‌اند. موضوع کمبود بودجه تا حدی روی گرافیک کار هم مشهود است، هرچند بازی از همه جهات از نسخه اول خود (که بسیار شبیه به بازی Folklore پلی‌استیشن ۳ بود) سرتر است اما کماکان با گرافیک خوب بازی‌های امروزی فاصله زیادی دارد. طراحی کاراکترهای اصلی و دخترانی که در بازی حضور دارند هم مانند انیمه‌های ژاپنیست و علاقه‌مندان به این صنعت انیمیشن ژاپنی را به خود جذب می‌کند.

بررسی بازی Night Of Azure 2

نمایی از نسخه ویتا بازی

در یک پاراگراف اگر بخواهم نگاهی کوتاه به نسخه ویتا بازی داشته باشم باید در ابتدای امر خدمتتان عرض کنم که متاسفانه برخلاف نسخه کنسولی و پی‌سی بازی، دستگاه ویتا فقط شامل حال نسخه ژاپنی بازی می‌شود و خبری از عرضه نسخه بین‌المللی روی آن نیست. نسخه ویتا با گرافیکی بسیار ضعیف‌تر و دوربینی عقب‌تر (همانند بازی اول) همراه بوده و متاسفانه افت فریم فراوانی هم در صحنه‌های مبارزات را دارد که جملگی این موارد دست به دست هم داده تا بازی را در این دستگاه نسبتا غیرقابل تحمل کند. اگر دلتان می‌خواهد Night Of Azure 2 را روی یک کنسول دستی امتحان کنید، نینتندو سوییچ بسیار گزینه عقلانی‌تر به نظر می‌رسد.

بررسی بازی Night Of Azure 2

سری Night Of Azure تازه به شماره دوم خود رسیده و هیچ بعید نیست مانند بسیاری از فرنچایزهایی که Koei تاکنون نصفه و نیمه رها کرده، ادامه‌ای برای آن در کار نباشد. اما این بازی تازه در این شماره توانسته یک پله به استانداردهای یک بازی نزدیک شود و ادامه آن احتمالا می‌تواند آن را در ژانر خود بازی با جایگاه خوبی بسازد. کمبوهای مختلف و اکشن پرزرق‌وبرق و کاراکترهای منشوری بازی! عناصری هستند که گیمرها را جذب می‌کند و اسانس نقش‌آفرینی بازی نیز به آن لذت خاصی می‌بخشد که هرچند کامل از آب در نیامده اما کاملا منفی هم نیست.بررسی بازی Night Of Azure 2

Night Of Azure 2 کمی به زمان احتیاج دارد تا بتواند در دل گیمر جا باز کند و اگر این فرصت و حوصله را به آن بدهید، می‌توانید از بازی لذت کافی را ببرید، هرچند همانطور که گفته شد بازی برای تبدیل به یک عنوان عالی تلاش‌های زیادی باید انجام دهد.


  • داستان پراحساس بازی
  • طراحی خوب شخصیت‌های اصلی بازی
  • موسیقی جذاب
  • برخی المان‌های گیم‌پلی
  • کنترل نرم و راحت
  • مشکلات دوربین بازی
  • باگ‌ها و افت فریم در برخی صحنه‌ها
  • گرافیک پایین بازی
  • عدم صداگذاری انگلیسی روی کاراکترها
  • تکراری شدن برخی مراحل
  • سیستم رو اعصاب Time و تاثیر شدید آن در روند بازی

The post بررسی بازی Night Of Azure 2 ؛ عروس مردگان و اربابان ماه appeared first on دیجیاتو.

بررسی Remothered: Tormented Fathers؛ لطفا سکوت را رعایت کنید

Remothered از آن بازی های مستقل تو ویترینی جالبی بود که با دیدنش در استیم نظرم به آن جلب شد. بازی در نگاه اول همه چیز داشت؛ یک ایده جذاب، گیم پلی رعب آور، محیط های تاریک و معماهای گمراه کننده. اما آیا واقعا پس از تجربه کامل بازی هم می توان گفت که Remothered یکی از بهترین بازی های ترسناک اخیر هست یا نه؟

  • سازنده: Stormind Games
  • ناشر: Darril Arts
  • پلتفرم ها: پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان، پی سی
  • پلتفرم بررسی: پی سی

از رنجی که می بریم

Remothered

کابوس رزماری رید (شخصیت اصلی بازی) از جایی شروع می شود که او برای ملاقات با یکی از بیماران روان پریشی که متاسفانه دکترها نتوانسته اند کار خیلی زیادی برایش انجام دهند، شروع می شود. همانند کلیشه هایی که مکررا در بازی های ترسناک شاهدشان هستیم، رزماری پایش را در عمارت بزرگی می گذارد که غرق در تاریکی است.

تا به اینجای کار همه چیز خوب است و بازی یک شروع نسبتا مرموز را پشت سر می گذارد. اما به محض اینکه دکتر رید پایش را در اتاق دکتر فلتون یا همان روان پریش قصه می گذارد، همه چیز به یک باره خراب می شود. تا به اینجای کار همه ما فکر می کنیم که رزماری برای ویزیت کردن فلتون پا به عمارت او گذاشته.

حتی خود فلتون هم چنین فکری می کند و با دیدن رزماری، شروع به گفتن از بیماری اش و تمام درد و رنج هایی که طی این سال ها کشیده می کند. اما در کسری از ثانیه دیالوگ ها رنگ احمقانه ای به خود می گیرند و دکتر رید از ویزیت کردن بیمارش به بازجویی از او در مورد دختر گمشده اش می رسد.

Remothered

رزماری رید و دکتر فلتون در یک قاب.

داستان با دیالوگ های ناپخته رزماری که در ادامه بازی هم به مراتب با آن ها رو به رو می شویم ادامه می یابد تا در آخر مشخص می شود که اصلا قصه پا گذاشتن او در این عمارت، چیزی که بیان کرده نیست. همین موضوع هم باعث شروع یک دشمنی می شود و بازی به یک باره روندی عجیب در پیش می گیرد و هیزم آشوبی توخالی را به آتش می کشد. در عرض چند ثانیه، پیرمردی که تا آن لحظه حتی به زور می توانست روی پایش بایستد، لباس قصابی به تن می کند و با داسی برنده در سرتاسر عمارت خود به جان رزماری رید می افتد.

مابقی داستان هم به همین شکل و به معنای واقعی کلمه «احمقانه» به پیش می رود و هر چه نویسنده Remothered که همان کارگردان و طراح مراحل آن هم هست، سعی می کند با تزریق المان های فلسفی شروع نه چندان جذاب بازی اش را جبران کند، ناکام می ماند و کابوس رزماری را با یک پایان سرهم بندی شده به اتمام می رساند.

چنگ زدن به ریشه ها

Remothered

با اینکه Remothered بی مشکل نیست، اما نمی شود گفت که بازی بدی است. توسعه دهنده با اینکه شاید نتوانسته بازی بی ایرادی تحویلمان دهد، اما توانسته تا اندازه ای با وام گرفتن چند ایده خوب از بازی های صاحب سبک، اثری درخور و نسبتا جذاب از نظر گیم پلی طراحی کند.

بازی تقریبا ترکیبی است از اولین رزیدنت اویل و اوت لست. به نوعی می توان گفت که Remothered، معماری تو در توی محیط و معماهایش را از رزیدنت اویل وام گرفته و حذف اسلحه از دستان گیمر و همچنین تعقیب و گریزهای پی در پی را از اوت لست.

خوشبختانه از این ترکیب جالب، تجربه نسبتا خوبی هم بیرون آمده که می شود با آن تقریبا ۴ الی ۵ ساعتی سرگرم شد. البته گیم پلی بازی چندان بی ایراد هم نیست. خصوصا در سیستم دفاع بازی که قرار است در شرایط حساس ناجیتان باشد، اشکالات بسیاری دیده می شود.

Remothered

مثلا با اینکه سازنده بازی مجبورتان کرده که مدام یک سری جسم سخت را برای پرتاب کردن به سمت دشمنان با خود حمل کنید، اما سیستم نشانه گیری درست و درمانی در اختیارتان قرار نداده که بتوانید با آن، اجسام را دقیقا به هدف مورد نظرتان بزنید.

همین هم باعث می شود که ذره ذره تمایلتان برای پرتاپ اجسام به سر دشمنان را از دست بدهید و به جای سرشاخ شدن با آن ها، فرار را برقرار ترجیح دهید. باقی ایرادات گیم پلی هم تقریبا در همین حد هستند و از آن جایی که Remothered یک بازی مستقل است و بودجه چندان زیادی برای آن خرج نشده، می توان تا حدی از آن ها چشم پوشی کرد و خیلی به سازنده آن خرده نگرفت.

هیس … نگذار صدایت را کسی بشنود

Remothered

همیشه گفته ایم و باز هم می گوییم که صدا گذاری برای یک بازی ترسناک تقریبا همه چیز است. اما باز هم نمی دانم که چرا توسعه دهندگان قرار نیست به این موضوع مهم توجه کنند و حداقل کمی بیشتر برای آن وقت بگذارند. خصوصا اثری مانند Remothered که تمام مدت بازی در تعقیب و گریز هستید و باید به صداها خوب گوش دهید، نیازمند یک صدا گذاری عمیق و درست و حسابی است که متاسفانه در طول بازی اصلا شاهدش نیستیم.

Remothered به جای اینکه صدا را راهنمای راه شما قرار دهد، بدتر با آن گمراهتان می کند و باعث به تله افتادنتان می شود

ایرادات صدا گذاری Remothered متاسفانه یکی دوتا نیستند و اگر بخواهم تک تکشان را برایتان بشمارم، شاید تعدادشان از تعداد انگشتان هر دو دست هم بیشتر شود. اما دو مورد مهم هستند که بیش تر از باقی مسائل توی ذوق می زنند. اول اینکه صدای پای دشمنان بازی اصلا از سمت درستی به گوش نمی رسند و Remothered به جای اینکه صدا را راهنمای راه شما قرار دهد، بدتر با آن گمراهتان می کند و باعث به تله افتادنتان می شود.

از این که بگذریم می رسیم به یک ایراد بزرگتر که مطمئنا همانند من زمانی که با آن مواجه شوید، از خنده روده بر می شوید. کاراکتر اصلی بازی در لحظات حساس، مثلا زمان هایی که در یک کمد قایم شده و آنتاگونیست های بازی احاطه اش کرده اند، به طرز احمقانه ای زیر گریه می زند و یک مشت دیالوگ نه چندان جالب به خوردمان می دهد.

مثلا می گوید که من دیگر طاقت این همه بدبختی را ندارم یا باورم نمی شود که این ها همه واقعی باشند. حالا اگر به ذات قضیه نگاه عمیق تری بکنید می بینید که تا آن لحظه اصلا اتفاق خاصی نیفتاده که کاراکتر اصلی چنین جملاتی را به هم می بافد و مدام در گوش هایمان زمزمه می کند. جالب تر این است که آنتاگونیست های بازی مانند ناشنوایان، صدای شیون های این زن نه چندان با صلابت را نمی شوند و خیلی راحت از کنار تمام آه و فقان هایش می گذرند.

تازه مشکل دیالوگ ها فقط به همین جا ختم نمی شود و پس از مدتی می بینید که دشمنان و همچنین پروتاگونیست بازی، مدام به ورطه تکرار می افتند و یک سری دیالوگ یکسان را پشت سر هم بازگو می کنند. این ایرادات پس از مدتی کمی روی اعصاب می روند و تقریبا تجربه نسبتا خوب بازی را به کابوسی تمام عیار تبدیل می کنند.

گذشته را فراموش کن

Remothered

از گرافیک بازی هم که برایتان نگویم بهتر است. درست است که Remothered یک اثر مستقل به حساب می آید، اما اگر الان به برخی بازی های ایندی نگاه کنید، زیبایی گرافیک هنریشان مسختان می کند. اما متاسفانه گویا تیم سازنده بازی، خیلی حال و حوصله کلنجار رفتن با آنریل انجین ۴ را نداشته اند.

همین هم باعث شده تا با گرافیک تاریخ مصرف گذشته ای طرف باشیم که متاسفانه هیچ چیز قابل قبولی به غیر از فریم خوبی که می دهد، برای ارائه در دست ندارد. تقریبا هر المانی که در قاب Remothered شاهدش هستیم، با یک ایرادی همراه است.

Remothered

شاید این تصویر زیباترین صحنه ای باشد که در طول بازی می توانید ببینید.

مثلا سایه زنی ها به طرز غیرقابل باوری، شبیه به خطوط ناصافی عمل می کنند که توسط یک کودک ۴ ساله کشیده شده. حتی انیمیشن های بدن و صورت هم با مشکلات بسیاری رو به رو هستند و تنها کافیست یک بار با رزماری بدوید تا بفهیمد که موشن کپچرها چه وضعیت تاسف باری دارند.

با این حال، حداقل جای شکرش باقی است که Remothered از لحاظ فنی با مشکل چندان زیادی رو به رو نیست. خوشبختانه حین بازی کردن، با افت فریم های عجیب و غریبی رو به رو نیستیم که اگر اینطور بود دیگر باید قید بازی را به طور کل می زدیم.

جایگاه ترس کجاست؟

Remothered

Remothered استرس زاست، روی اعصاب می رود و محیطی گمراه کننده دارد اما آنقدرها که شاید انتظارش را دارید ترسناک نیست

همه این ها را گفتیم اما یک چیز مهم که در ابتدای متن آن را مطرح کردیم باقی مانده. سوال اینجاست که Remothered: Tormented Fathers با تمام خوبی ها و بدی هایش، آیا اصلا ترسناک هست یا نه؟ در یک کلام، Remothered استرس زاست، روی اعصاب می رود و محیطی گمراه کننده دارد اما آنقدرها که شاید انتظارش را دارید ترسناک نیست.

شاید برای ساعت اول کمی حس ترس به جانتان بیندازد ولی وقتی به بازی و حقه هایش عادت کنید، بعد از مدتی خودتان را کنترلر به دست، در حال تجربه یک سری المان ترسناک معمولی می بینید که حتی نمی توانند باعث شوند کمی از جایتان بپرید.

در کل Remothered تجربه ای همانند اوت لست دارد البته با کمی معمای بیشتر. پس اگر از طرفداران این سبک باشید، Remothered هم برایتان جذاب خواهد بود و می توانید از آن برای چند ساعتی لذت ببرید. اما اگر عقیده دارید که بازی های ترسناک با سلاح ترسناک تر هستند، شاید Remothered گزینه چندان خوبی برایتان نباشد.


  • گیم پلی نسبتا خوب
  • گرافیک فنی قابل قبول
  • موسیقی های استرس زا
  • گرافیک هنری ضعیف
  • داستان سطحی و نه چندان غنی
  • صداگذاری به شدت بد
  • دیالوگ های ضعیف و آزار دهنده
  • المان های ترس نامرئی

The post بررسی Remothered: Tormented Fathers؛ لطفا سکوت را رعایت کنید appeared first on دیجیاتو.

بررسی بازی Minit؛ مرا به خاطرت نگه دار

اگر تکنولوژی به حد و اندازه فعلی پیشرفت نمی کرد، چه می شد؟ اگر دوربین سری بازی های افسانه زلدا همیشه دو بعدی می ماندند، جدیدترین نسخه این سری چه رنگ و بویی داشت؟ اگر از تکنولوژی فعلی برای ساخت یک بازی با المان های دو دهه پیش استفاده می کردیم، چه اتفاقی رخ می داد؟ ساخته جدید Devolver Digital یعنی بازی Minit پاسخ بسیار خوبی به این سوال ها است.

از ساخته های قبلی این استودیو مانند سری Shadow Warrior و بازی تحسین شده Hotline Miami، از همان ابتدا می توان فهمید Minit قرار است تجربه خاصی از بازی های ویدیویی برای شما باشد و این موضوع در طول مدت زمان ۴ ساعتی که بازی طول می کشد، به خوبی به شما ثابت خواهد شد.

ثانیه شماری

بازی با کم ترین اطلاعات دریافتی شروع می شود. به عنوان قهرمان بازی Minit وظیفه دارید به حرف دوستتان گوش داده و به کارخانه خاصی بروید. همین یک خط، بهانه ای برای شکل گیری هسته گیم پلی بازی و معرفی کاراکترهای گوناگون آن می شود.

  • سازنده: Devolver Digital
  • ناشر: Devolver Digital
  • پلتفرم ها: پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان، پی سی
  • پلتفرم بررسی: پی سی

قصه از این قرار است که شما باید با گذشت از محل های متفاوت و موانع درشت و کوچکی به مقصد برسید و البته برای این موضوع، محدودیتی ۶۰ ثانیه ای وجود دارد. یعنی شما با گذشت ۶۰ ثانیه، شکست خواهید خورد. البته مشخص نیست که آیا بعد از این مدت زمان کوتاه، شخصیت تحت کنترل شما می میرد یا این که حافظه اش پاک شده و از خواب بیدار می شود. سرتاسر بازی پر از این سوال های جالب و هیجان انگیز است که در ادامه متن به آن خواهیم پرداخت.

در مدت ۶۰ ثانیه، معماهای گوناگونی جلوی شما قرار می گیرند که هر کدام روش خاصی برای حل کردن دارند. با وجود آن که مدت زمان بازی آن چنان طولانی نیست؛ تعداد معماهای بازی و تنوع آن ها به اندازه قابل قبولی بالا بوده و از آن جا که حالت سخت تری در بازی وجود دارد که زمان شما را از ۶۰ به ۴۰ ثانیه کاهش داده و کمی معماها را سخت تر می کند، قطعاً با تجربه متنوعی روبرو خواهید بود.

بازی Minit

مهم ترین عنصر برای حل تمام معماهای بازی، به یاد سپردن مکانیک حل کردن آن ها است. در طول مراحل ممکن است برای حل معماها چند بار به عمد ۶۰ ثانیه خود را به اتمام برسانید تا مکانیکی خاصی دستگیرتان شود یا دیالوگی را گوش کنید.

این مرگ ها و باختن های پیاپی در واقع یکی از اصلی ترین مکانیک های بازی محسوب می شوند. این قضیه باعث شده تا همیشه چیزهای ناشناخته زیادی برای کشف کردن در بازی وجود داشته باشد و شاید در دفعه دوم یا سومی که مرحله ای را به اتمام می رسانید، با آیتم ها یا شخصیت های متنوعی روبرو شوید.

آیتم های بازی هم متنوع هستند و می توانید با جمع آوری سکه در طول مراحل، آن ها را خریداری کنید. برای جمع آوری سکه ها، باید خلاقیت به خرج داده و کاری را به صورت غیر معمول انجام دهید. مثلا می توانید به گل خاصی آب داده یا به جسم خاصی، برای مدتی طولانی، ضربات متعددی را وارد کنید. همچنین ماموریت های جانبی متنوعی هم در بازی وجود دارند که برای شما امتیاز به ارمغان خواهند آورد.

یکی از نکات مثبت و همچنان عجیبی که در بازی حضور دارد، وجود دکمه مرگ در Minit است. به این معنا که با فشردن کلید خاصی با توجه به پلتفرمی که در آن مشغول انجام این بازی هستید، شخصیت اصلی می میرد و شما مرحله را از سر خواهید گرفت. همین کار کوچک باعث شده تا اگر برای مثال، ۲۰ ثانیه از مدت زمان محدود خودتان را از دست دادید و متوجه اید که در ۴۰ ثانیه پیش رو، کاری از دستتان بر نخواهد آمد، با فشردن کلید مرگ، بازی را از سر بگیرید.

بازی Minit

البته این مردن های پیاپی، به معنای سختی بیش از اندازه بازی نیست و آیتم های فراوانی وجود دارند که سرعت حرکت شما یا سایر قدرت هایتان را بهبود می بخشند. همچنین بخش هایی که بازی ذخیره می شود هم با فاصله درستی کنار یکدیگر چیده شده اند تا سختی بازی Minit منطقی به نظر برسد.

باید گفت بازی کردن Minit به صورت دو نفره هم لذت بخش است و نفر دوم حتی نیاز به استفاده از کنترلر یا فشردن دکمه خاصی نخواهد داشت. همان طور که پیش از این گفتیم، برای رد کردن چالش های مختلف بازی نیاز دارید نحوه حل بعضی از معماها را به خاطر بسپارید و از حافظه خود استفاده کنید. وجود نفر دوم، مخصوصاً در حالت New Game Plus بازی که ثانیه های کمتری در اختیار دارید، به شما برای حل معماهای مراحل کمک شایانی خواهد کرد.

به طور کلی، وقت شما در بازی، به حل کردن معماها، ضربه زدن به شی خاصی و صحبت با سایر کاراکترها خواهد گذشت. استفاده درست از عنصر محدودیت زمان باعث شده تا شما پشت سر هم به تمرین و تکرار برای حل چالش های گوناگون بپردازید، بنابراین ممکن است بعد از مدتی، متوجه شوید زمان زیادی از هنگامی که وارد بازی شده اید، گذشته و شما اصلاً گذشت زمان را حس نکرده اید و این نکته هم، امتیاز مثبتی برای سازندگان این اثر به حساب می آید.

در کنار مراحل متنوع و معماهای گوناگون، تنها ایراد بخش گیم پلی را می توان در این نکته دانست که بخش های خوب بازی، بخش های انتهایی آن هستند و به اصطلاح، بازی دیر جان گرفته و جذاب می شود.

فرصت را از دست نده

بازی Minit پر است از کاراکترهای متنوع و دیالوگ های عجیب و غریب. جدا از تنها سلاح شخصیت اصلی که یک شمشیر است، در طول بازی شخصیت های زیادی را ملاقات کرده و آن ها دیالوگ های عجیبی و متنوعی را به زبان خواهند آورد.

شخصیت های عجیبی که در بازی وجود دارند، دیالوگ های پوچ و جالبی می گویند و همین مورد باعث شده فضاسازی Minit خاص باشد. با وجود آن که تمام صحنه های بازی سیاه و سفید هستند، سازندگان آن از طیف روشنی از سفید و طیف تیره ای از رنگ سیاه برای خلق محیط استفاده کرده اند و همین موضوع باعث شده Minit صرفا یک بازی سیاه و سفید معمولی نباشد و این عمل روی بخش فضاسازی، تاثیر گذار ظاهر شود.

بازی Minit

حس اکتشاف جالبی در بازی Minit وجود دارد که از همان پوچی خاصی فضلی بلزی سر چشمه می گیرد، تقریباً هیچ راهنمای به خصوصی در بازی وجود ندارد و کاملاً بدون اطلاع قبلی، ناگهان آیتم خاصی به بازی اضافه شده یا شما طرز استفاده چیزی که به دست آورده اید، پیدا می شود. این بازی پر از این «چیز ها» است و از همین جهت، می توان متوجه ذهن خلاق و پر از ذوق سازندگان آن شد.

در طول بازی ممکن است بارها این سوال را از خودتان برسید که چرا در حال انجام چنین کاری هستم و چرا این شخصیت، چنین ماموریتی را به من داده است. این سوالات و بی هویتی تقریباً محضی که در بازی Minit وجود دارد، به معنای ضعف طراحان آن در نوشتن سناریو نیست و همه این موارد در کنار هم، حس گنگی را در شما ایجاد خواهند کرد که یکی از امضا های اصلی این بازی به حساب می آید.

در جست و جوی زمان از دست رفته

همان طوری که گفتیم، گرافیک بازی در خدمت فضاسازی و ساختار کلی بوده و موسیقی نیز از چنین قضیه ای معاف نیست. باید بدانید صداگذاری خاصی در بازی وجود نداشته و دیالوگ های شخصیت ها را تنها می توان خواند.

موسیقی بازی که همخوانی خوبی با طراحی پیکسلی شخصیت ها و محیط دارد، تم جالبی داشته و با توجه به محلی که در آن حضور دارید، ترک های متفاوتی برای شما پخش خواهد شد. ممکن است در کافه، با یک موسیقی راک اند رول کلاسیک روبرو شوید یا به هنگام نزدیک شدن به ساحل، نوای آرام تری برای شما پخش شود.

بازی Minit

با توجه به مستقل بودن بازی، نمی توان ایراد شاخصی از Minit گرفت و اگر کمی سخت گیری کنیم. شاید بشود به مواردی همچون کمبود سلاح یا احساس بی هدفی در دقایق ابتدایی بازی اشاره کرد.

بازی Minit سرشار از چنین خلاقیت های ریز و جالبی بوده و همین موضوع باعث می شود تجربه آن خالی از لطف نباشد. تجربه این بازی، شما را یاد دوران اوج بازی های پیکسلی، به خصوص کنسول دستی گیم بوی خواهد انداخت و مراحل آن، برای چهار ساعت زمانی که برای به پایان رساندن بازی نیاز است، شما را پای خود میخکوب خواهند کرد.


  • طراحی مراحل جذاب
  • ایده مرگ در ۶۰ ثانیه جواب داده است
  • طراحی هنری دوست داشتنی
  • ارزش تکرار بالا
  • احساس بی هدفی در ابتدای بازی
  • حضور تنها یک اسلحه در بازی

The post بررسی بازی Minit؛ مرا به خاطرت نگه دار appeared first on دیجیاتو.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT ؛ بزم رزم در میدان آشفته

سری فاینال فانتزی بی‌شک از محبوب‌ترین سری بازی‌های تاریخ در بین گیمرها به شمار می‌رود که تاکنون ۱۵ نسخه اصلی و تعداد زیادی عنوان‌های فرعی تحت نام آن برای کنسول‌های مختلف، گوشی‌های هوشمند و پی‌سی و… ساخته شده است. احتمالا می‌دانید اکثر نسخه‌های این سری هیچ ربط داستانی به یکدیگر ندارند ولی شخصیت‌های درون هر یک از بازی‌ها بین طرفداران سری محبوبیت خاصی دارند و سری Dissidia بیشتر این شخصیت‌ها را گرد هم می‌آورد تا در یک میدان مبارزه به جان هم بیفتند. بازی‌ Dissidia حکم فیلم‌های انتقام‌جویان (اونجرز) و لیگ‌ عدالت‌(جاستیس لیگ) دنیای سینمای امروز را دارد با این تفاوت که ابرقهرمانان در اینجا شخصیت‌های مختلف در سری بازی‌های فاینال فانتزی هستند.

  • سازنده: Team Ninja
  • ناشر: Square Enix، Koei Tecmo
  • پلتفرم ها: پلی‌استیشن ۴
  • پلتفرم بررسی: پلی‌استیشن ۴
بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

نسخه psp بازی به مناسبت بیست سالگی این سری منتشر شد و در زمان خود ترکاند!

آنطور که به نظر می‌آید جرقه ساخت این سری از زمان ساخت بازی Kingdom Hearts 2، دیگر فرنچایز معروف ناشر بازی‌های فاینال فانتزی یعنی اسکوئرانیکس به ذهن عوامل این استودیو رسیده. محبوبیت سیستم مبارزات در سری Kingdom Hearts که حالتی اکشن-نقش‌آفرینی داشت باعث شد تا به سر سازندگان بزند و تصمیم بگیرند شخصیت‌های دنیای والت دیزنی (به‌زودی پرونده‌ای درباره سری Kingdom Hearts در دیجیاتو خواهید خواند ولی اگر چیزی درباره آن نمی‌دانید همین کافیست که لااقل آگاه باشید که این سری بازی تلفیقی از نقش‌آفرینی‌های ژاپنی و قهرمانان دنیای کارتون‌های والت دیزنی است.) را در یک بازی بزرگ به جان هم بیندازند.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

بعدها تصمیم گرفته شد که شخصیت‌های دوست‌داشتنی دیزنی در میادین نبرد همدیگر را کتک نزنند چرا که چندان وجهه جالبی برای بچه‌ها نداشت و آنها جایگزینی برای این کار پیدا کردند: شخصیت‌های جهان وسیع‌تر و بزرگتر فاینال فانتزی.

بعد از اینکه دو سال! طراحی مبارزات طول کشید بازی برای PSP عرضه شد و در زمان خود بیش از ۱ میلیون نسخه فقط در ژاپن فروش داشت و باعث شهرت این سری و جاافتادن بسیاری از کاراکترهای فراموش شده این فرنچایز در بین گیمرها شد.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

بازی موبایلی DISSIDIA FINAL FANTASY OPERA OMNIA هم چند وقتیست که برای گوشی‌های هوشمند عرضه شده و جالب اینکه کاراکترهایی را در خود جای داده که تاکنون در دیگر سری‌های این بازی حضور پیدا نکرده‌اند.

ژانر رزمی (فایتینگ) در بازی‌های ویدئویی کمتر دستخوش تغییرات شده و از نظر من عموما به دو دسته کلاسیک و خلاقانه تقسیم می‌شود. سری کلاسیک آن دربرگیرنده عناوینی چون مورتال کمبت و تکن بوده و بازی‌های خلاقانه‌تر این سری در گرو دست استودیوهای ژاپنیست که ترکیبی از بازی‌های اکشن سوم‌شخص و رزمی را درکنار برخی عنوان‌ها به کار می‌برند. سری Dissidia از جمله بازی‌هاییست که ژانر رزمی در بعد جدیدی تعریف می‌کند و آن را از زاویه دیگری عرضه می‌دارد.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

دلتان برای Cloud با ابهت از فاینال فانتزی ۷ تنگ نشده؟ شمایل جدید او را می‌توانید برای اولین بار در این بازی ببینید و بیشتر برای عرضه نسخه ریمیک قسمت هفتم دلتان قنج برود.

با احتساب عنوان در حال حاضر حدود ۸ بازی داریم که پسوند یا پیشوند نام Dissidia را به‌همراه خود می‌کشند و عوان فعلی یعنی Dissidia Final Fantasy NT انحصارا برای پلی‌استیشن ۴ عرضه شده و در حقیقت نسخه‌ باز‌سازی دستگاه‌های آرکید کشور ژاپن برای کنسول‌هاست. بازی فعلی در ابتدا قرار بود که برای کنسول ویتا عرضه شود ولی طی تفاهمی بین اسکوئرانیکس و شرکت Taito (یکی از شرکت‌های بزرگ سازنده دستگاه‌های آرکید در ژاپن) قرار شد که بازی با حفظ ظاهر گرافیکی خود به عنوان یک بازی نسل هشتمی، برای این دستگاه‌ها عرضه شود.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

دستگاه‌های Arcade فاینال فانتزی دیسیدیا همین‌ها هستند

در بازی Dissidia Final Fantasy NT فعلا تنها ۴ کاراکتر جدید نسبت به نسخه پیشین وجود دارد که البته استودیو سازنده نوید عرضه کاراکترهای جدیدتری را هم در آینده داده است در لحظه انتشار این مطلب چند کاراکتر جدید به صورت DLC برای بازی عرضه شده‌اند). پشتیبانی از ارائه کاراکترهای جدید در بازی مذکور تا سال ۲۰۱۹ هم کشیده می‌شود و به‌نظر می‌رسد که ناشر قصد دارد تعداد کل کاراکترها را از ۲۹ (مقدار فعلی) در نهایت به ۵۰ شخصیت برساند.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

بعد از این توضیحات می‌رسیم به این سوال که آیا بازی جدید سری Dissidia توانسته مانند نسخه اولیه خود انقلابی ایجاد کند یا خیر. در پشت پرده بازی جدید اشخاص مشهور و حاذقی از استودیو اسکوئرانیکس قرار دارند و انتظارات زیادی از بازی می‌رفت که متاسفانه این توقعات چندان برآورده نشده است.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

بسیاری از طرفداران سری بر این باروند که کاراکتر کفکا بهترین نقش منفی این سری در تاریخ فاینال فانتزی است

داستان بازی مانند دو نسخه شماره پیشین خود است و برخلاف سایر عناوین فاینال فانتزی داستان گسترده و پیچیده‌ای را شامل نمی‌شود. الهه‌ای به نام ماتارا در جهانی به نام World B وجود دارد که در حقیقت آینه‌ای به جهان اصلی (جایی که بازی‌های فاینال فانتزی در آن اتفاق می‌افتد) که با اظهار قهرمانان و مبارزان قدرتمند جهان اصلی از آنها می‌خواهد با مبارزه با یکدیگر انرژی برای درمان جهان او را تامین کنند در غیر این صورت نمی‌توانند از این جهان خارج شوند. البته این امر بیشتر شبیه به یک خواهش است تا دستور! ولی خواهشی که تاحدی به‌زور است! قهرمانان هم البته دنیای World B را دوست دارند چرا که تنها در آنجاست که می‌توانند دوستان خود از دوران‌های مختلف (بخوانید بازی‌های مختلف!) را ببینند و این جهان به نوعی بازسازی و شبیه‌سازی شده تمامی دنیاهایشان است.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

از آنسو شیطانی با نام اسپریتیوس با دست به یکی کردن با شخصیت‌های منفی دنیاهای فاینال فانتزی قصد نابودی این جهان و ماتارا را دارد و می‌خواهد از این انرژی بهره ناجوری ببرد و با اظهار اژدهای بزرگ آن را به کنترل خود در بیاورد. اکثر شخصیت‌ها با این جهان و ابعاد ناشناخته آن آشنا هستند و کاراکترهای تازه‌واردی مانند Nactus از فاینال فانتزی ۱۵ و دیگر افراد را راهنمایی می‌کنند تا بتوانند در کنار یکدیگر از شر دشمنانشان خلاص شوند به خانه برگردند.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

نکته عجیب و غریب درباره بخش داستانی که همان اول کار بسان پتک به سر گیمر کوبیده می‌شود اینست که شما باید برای دیدن Cut Sceneها و به طور کل مراحل بخش داستانی (این بخش نزدیک به ۱۵ تا ۲۰ مبارزه را در برمی‌گیرد که برخی از آنها Boss Fight به شمار می‌رود) باید آنها را بخرید! البته اشتباه نکنید و این خریدن را مصادف با لوت باکس‌های مد شده در برخی بازی‌های امروزی ندانید ولیکن باید آیتمی به اسم Memoria داشته باشد تا بتوانید چپترهای جدید را باز کنید و بخش داستانی را پیش ببرید، آیتمی که در خلال مبارزات (چه در حالت آفلاین چه آنلاین) و با Level Up کردن شخصیت‌ها به دست می‌آید.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

از بیشتر بازی‌های سری دو شخصیت (قهرمان اصلی و نقش‌منفی اصلی) در بین کاراکترهاست. نکته جالب اینکه دو قهرمان بازی فرعی Final Fantasy Tactis و Final Fnatasy Zero هم برای اولین بار در سری حضور پیدا کرده‌اند.

این سیستم مسخره و مضحک اعصاب گیمر را به هم می‌ریزد و حتی می‌تواند باعث شود که همان بدو بازی دست از آن بکشد و عطایش را به لقایش ببخشد، البته بخش داستانی بازی انصافا شاهد برخی Cut Sceneهای محشر است که برخی از CGI های آن به رسم قهاری عوامل اسکوئرانیکس هم بسیار با کیفیت ساخته شده و هم آدرنالین را در گیمر بالا می‌برد اما اینکه مجبور شوید ساعت‌ها با هوش مصنوعی یا دیگر گیمرهای دنیا بازی کنید تا بتوانید چند مرحله از بخش داستانی بازی را نظاره‌گر باشید، خیلی خیلی روی مخ است!

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

در کمال تعجب نحوه پیشروی بخش داستانی روی اعصاب‌ترین قسمت بازیست

از بخش داستانی و ادا و اطوار آن بگذریم می‌رسیم به گیم‌پلی بازی. همانطور که پیش‌تر اشاره کردم این گیم‌پلی سری Dissidia است که آن را نسبت به دیگر عناوین موجود در بازار متمایز می‌کند و این گیم‌پلی با کمی بهبود و البته در کمال تعجب یک سری نواقص نسبت به شماره‌های قبل در نسخه جدید هم وجود دارد. وارد شدن استودیو Team Ninja که کارنامه خوبی دارد به این سری از بازی‌ها باعث شد که طرفداران انتظار یک عنوان پرسروصداتر و هیجان‌انگیز و سرعتی‌تر داشته باشند که البته این امر به‌ندرت در سیستم بازی اتفاق افتاده.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

مبارزات عموما سه به سه صورت می‌گیرد (مبارزات تک به تک تنها در بخش Solo آنلاین وجود دارد و در بخش آفلاین به جز موارد تمرینی قابل دسترس نیستند!) و شما در نقش یکی از کاراکترهای بازی وارد میدان مبارزه‌ای می‌شوید که همگی الهام گرفته از مکان‌های معروف در بازی‌های این سری هستند.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

شما می‌توانید قدرت‌ها و آیتم‌های خود را قبل از شروع به مبارزه برای خود و دوستانتان (در بخش آفلاین البته) بچینید. با پیشروی در بازی اسلحه‌ها و قدرت‌های جدیدی به دست می‌آورید که ترکیب آنها با یکدیگر و انتخاب درستشان می‌تواند شما را در میدان مبارزه قدرتمند ظاهر کند. البته این قدرت‌ها باعث شده که مبارزات بازی تاحدی کند پیش بروند و خبری از کبوهای شگفت‌انگیز و… که در یک بازی رزمی لزومشان حس می‌شود، نباشد.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

دو خط نوار در پایین صفحه وجود دارد که یکی میزان سلامتی شماست و دیگری که Bravery نام دارد در حقیقت میزان شدت قدرت ضربات کاراکترها را نشان می‌دهد که با پیشروی در میدان مبارزه و عدم کتک خوردن! بالا و بالاتر می‌رود. شما باید در طول نبرد حواستان به این مقدار رقبا هم باشد چرا که اگر یکی‌شان بتواند به حد بالایی برسد می‌تواند با یک ضربه تارومارتان کند(این عمل را شما هم می‌توانید انجام دهید بالطبع و هرچه قدر این نوار بالاتر می‌رود، هوش مصنوعی رقبا بیشتر متمایل به این پیدا می‌کند که شما را نشانه بگیرد و نه دوتن دیگر را.)

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

چیدمان کاراکترها با یکدیگر در بخش داستانی خوب از آب در آمده. مثلا قهرمان بازی اول و چهارم و با قهرمان نسخه آخر بازی در یک تیم هستند و برخلاف تصور بسیار به یکدیگر می‌آیند

همکاری تیمی در مبارزات سه به سه بسیار نقش حیاتی دارد و کافیست یکی از اعضای تیم ناشی باشد و ناوارد. همان یک نفر می‌تواند پاشنه آشیل تیم شود و مورد هدف دشمن قرار گرفته و با چندین بار کشته شدن (سه بار کشته شدن هر یک از اعضای تیم باعث باخت آنها می‌شود) تیم را به باخت هدایت کند. البته فقدان قابلیت دو نفره آفلاین بازی کردن در اینجا به شدت حس می‌شود و شما مجبورید برای بازی کردن با دوستتان که کنارتان نشسته و استفاده از هوش او به جای هوش مصنوعی بازی (که البته انصافا بد نیست) به اینترنت وصل باشید.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

در بین مبارزات شما می‌توانید خداوندگارهای مختلفی را احضار کنید تا دوش تا دوشتان بجنگند، این موجودات که همیشه در بازی‌های این سری حضور دارند با شکل و شمایل جدیدتری در Dissidia Final Fantasy NT حاضر شده‌اند و برای باز کردن همه‌شان نیاز به Level up کردن کاراکترها و یا پیشروی در بخش داستانی بازی و مبارزات با آنها را دارید (و البته خرد کردن کریستا‌ل‌هایی که به صورت رندوم در میدان نبرد ظاهر شده‌اند و نقش پر کردن نوار قابلیت Summon را به مدت بیست ثانیه دارند.)

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

سبک مبارزات هر شخصیت منحصر به فرد خودش است و برخی مانند Cloud در مبارزات تن‌به‌تن از نزدیک قوی و البته کمی کند هستند و برخی دیگر از فاصله دور با جادو و Spellهای مختلف دمار از دشمنشان در می‌آورند. البته باید گفت که متاسفانه بالانس قدرت بین کاراکترها چندان رعایت نشده و عملا شاهد این هستیم که برخی شخصیت‌ها توانایی بیشتر و بهتری نسبت به دیگر شخصیت‌ها دارند. این مساله حتی با چینش آیتم و جادوی قدرتمند برای کاراکترهای ضعیف‌تر بازهم دیده می‌شود و عملا باعث شده که برخی شخصیت‌ها هیچ وقت گزینه گیمر برای مبارزات نباشند.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

کنترل بازی برای این گیم‌پلی جدید و نامانوس امر مهمی به حساب می‌آید که کمی گیج‌کننده کار شده و گیمر را در یک آشوب می‌اندازد. با اینکه بخش تمرینی جامع و کاملی در بازی وجود دارد اما همین بخش هم دارای نواقصی است که نمی‌تواند همه چیز را به خوبی در خود جای دهد و گیمر عملا با تجربه آزمون و خطا  به یک سری نکات پی می‌برد. شاید اگر کنترل بازی راحت‌تر بود، بیشتر گیم‌پلی جدید و ناب بازی دیده می‌شد ولی این سخت بودن و ناروان بودن آن با وجود عدم داشتن کمبو و… کار را سخت کرده است.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

بخش آنلاین بازی شامل مبارزات تک نفره و چند نفره (پارتی) است که البته لگ‌هایی در طول مبارزات را شامل می‌شود و صدای کاربران را در همه جای دنیا درآورده است. مشکلات سرورهای بازی تا لحظه نوشتن این مطلب کم نیستند و البته قول درست شدن و تقویت آنها داده شده است.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

اگر بتوانید وسط نبرد به این قابلیت دست پیدا کنید که این موجودات را احضار کنید احتمالا برنده مبارزه شما خواهید بود.

بازی Dissidia Final Fantasy NT برای طرفداران پروپاقرص سری فاینال فانتزی در بیشتر لحظات یک حس نوستالژیک زیبایی دارد که از همان انتخاب کاراکتر و دیدن شخصیت‌های نسخه‌های قدیمی این سری در شکل و شمایلی جدید، این حس آغاز شده و با وارد شدن به مکان‌های آشنا از سری‌های قبلی شدت می‌گیرد. با اینکه طراحی کاراکترها زیباست و به‌روزشده شخصیت‌های عناوین قبلی چشم‌گیر است اما مکان‌های مبارزه فقط در ظاهر زیبا هستند و عملا یک منطقه صاف هستند که فیزیک در آنها معنی ندارد.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

طراحی شخصیت‌ها به خوبی صورت گرفته و Cut Sceneهای بازی از گرافیک نسبتا خوبی برخوردار است اما گرافیک هنری بازی در بخش محیطی کاملا مشکل دارد. موسیقی بازی هم ترکیبی از قطعات موزیک دوست داشتنی از کل این سری است و صداگذاری کاراکترها همانند عناوین قبلی فاینال فانتزی در بخش ژاپنی بهتر از آب در آمده است.

بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT

Dissidia Final Fantasy NT نمی‌تواند آن تحول و شگفتی که نسخه PSP آن ده سال پیش در جهان بازی‌های مبارزه‌ای رقم زد، بیافریند و کمبود محتوا و فقدان یک سری المان دیگر در بخش‌های مختلف بازی دست به دست هم داده تا نتواند آن را تبدیل به یک شاهکار در بازی‌های رزمی کند. بازی Dissidia Final Fantasy NT برای طرفداران دنیای فاینال فانتزی یک رویای زیباست و برای دیگر گیمرها یک تجربه جدید از بازی‌های رزمی که البته پتانسیل‌های از دست رفته زیادی دارد که باعث ایجاد آشوب در کلیت بازی شده ولی کماکان می‌تواند تاحدی جذاب باشد.


  • تمامی عناصر فاینال‌فانتزی‌های قدیم از اول تا کنون
  • گیم‌پلی جدید و منحصر به فرد
  • موسیقی بی‌نظیر
  • طراحی خوب کاراکترها
  • نوستالژیک بودن برای طرفداران سری
  • کنترل گیج کننده
  • باز کردن چپترهای بخش داستانی
  • کمبود محتوا در بخش داستانی
  • فیزیک در محیط بازی معنایی ندارد
  • مشکلاتی در بخش آنلاین بازی
  • عدم قابلیت دو نفره بازی کردن به صورت آفلاین در یک بازی مبارزه‌ای

The post بررسی بازی Dissidia Final Fantasy NT ؛ بزم رزم در میدان آشفته appeared first on دیجیاتو.

بررسی بازی Batman: The Enemy Within – Episode 5: Same Stitch؛ وقتی همه می دانند

سرانجام با انتشار بازی Batman: The Enemy Within – Episode 5: Same Stitch فصل دوم از سری بتمن استودیو تل تیل گیمز به پایان راه خود رسید و حال شاهد تقابل نهایی بین بتمن و جوکری که طی این چهار اپیزود تغییر و شکل گیری شخصیت او را مشاهده کردیم، هستیم.

با وجود ضعف هایی که این سری در قسمت های سوم و چهارم خود دچار آن شده بود، قسمت پنجم با پسوند Same Stitch کار خود را در پایان رساندن این قصه به بهترین شکل ممکن انجام می دهد و به یکی از بهترین قسمت های تمام بازی های اپیزودیک تل تیل طی سال های اخیر تبدیل می شود.

جوکر در لباس قهرمان

ایده اصلی ساخت دومین فصل از بتمن تل تیل حول محور شخصیت پردازی «جان دو» به عنوان جوکر بود. سازندگان بازی قول داده بودند جوکر بر اساس انتخاب هایی که بازیکن طی صحنه های مختلف این بازی می گیرد، شخصیت پردازی شده و در این راه با تصمیم گیری های متفاوت، شخصیت او تا حد زیادی تغییر کند.

محوریت قسمت پنجم هم روی روبرو شدن بتمن به عنوان شوالیه تاریکی با جوکری است که خودش با اطمینان یا عدم اطمینان کردن به او شخصیتش را ساخته. در طول بازی با دیالوگ هایی از سمت جوکر روبرو می شوید که شما را در وضعیت عاطفی سنگینی قرار می دهد. او تمام کارهایش را آینه تمام نمایی از تصمیم هایی می داند که چه به خواست شما و چه به خواست نویسندگان بازی در طول چهار قسمت پیش گرفته و حال وظیفه شما به عنوان قهرمان گاتهام است که با او روبرو شوید.

  • سازنده: تل تیل گیمز
  • ناشر: تل تیل گیمز
  • پلتفرم: پی سی، پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان، ای او اس، اندروید، مکینتاش
  • پلتفرم بررسی: ویندوز

هر حرکت جوکر در قسمت پنجم به نوعی نشان می دهد که مقصر هر کدام از مشکلاتی که اکنون چه شما و چه دوستانتان درگیر آن هستید، تصمیمات خود شما بوده و اگر عدالت را رعایت کنیم، کسی بیشتر از بتمن نباید در این مورد پاسخگو باشد.

قسمت پنجم در کنار به پایان رساندن داستانی که از اپیزود اول فصل پیش شروع کرده بود، تمرکز خود را روی شخصیت پردازی معطوف کرده است. به نوعی بازی Batman: The Enemy Within – Episode 5: Same Stitch را می توان نامه اعمالی از هر آن چیزی دانست که تا کنون انجام داه اید.

نویسندگان این اثر سعی کرده اند تاثیر ارتباط انسان ها با یکدیگر در شکل گیری شخصیت آن ها را به نمایش بگذارند و به این جمع بندی برسند که هیچ عقده و مشکل شخصیتی خاصی، بدون دلیل نیست و تا حدود بسیاری زیادی نمی شود به افرادی همچون جوکر خرده گرفت.

داستان این فصل را می توان مفصل ترین و روانکاوانه ترین پاسخ به سوال «چگونه بتمن و جوکر به بزرگ ترین دشمنان یکدیگر تبدیل شدند» دانست. نکته جالب در رابطه با بازی Batman: The Enemy Within – Episode 5: Same Stitch که آن را نسبت به سایر کتاب های مصور یا انیمیشن هایی که سعی در نشان دادن رابطه بین بتمن و جوکر کرده اند متفاوت می کند، در نحوه پاسخ به سوال بالا است.

در طول هر کدام از پنج اپیزود بازی، در بسیاری از موارد می توانید روی شکل گیری شخصیت جان دو به عنوان بتمن تصمیم گیری کنید اما طی داستان بازی به هنرمندانه ترین شکل ممکن این موضوع بیان می شود که فارق از هر تصمیمی که در این رابطه بگیرید، در دنیایی که یکی از شهرهای آن گاتهام است، شخصیت هایی مانند جوکر و بتمن، در نهایت مقابل یکدیگر قرار خواهند گرفت و نمی توان به راحتی حق را به یکی از آن ها داد.

بازی Batman: The Enemy Within - Episode 5: Same Stitch

به نوعی روایت اپیزود پنجم در میزان درک ما از جوکر خلاصه خواهد شد. اگر جوکر در سمت شما باشد، با یکی از هیجان انگیز و متفاوت ترین یاران بتمن طی سال های اخیر روبرو خواهید بود و در صورتی که او در سمت مقابل شما قرار خواهد بگیرد، شخصیت پردازیش دست کمی از بهترین نمونه های جوکر در سینما و کامیک بوک نخواهد داشت .

پیامی که رابطه جوکر و بتمن در این بازی به ما منتقل می کنند، با پیچش های داستانی متعددی بیان شده و از ظرافیت بالایی بهره می برد. جان دو یک شخصیت مقوایی و تو خالی نیست. رفتارهایی که از او سر می زند، حتی اگر مسخره و کودکانه باشد، پیام مهمی را از جانب نویسندگان بازی انتقال می دهد، پیامی که بر پایه همان مشکلات دنیای فعلی گاتهام استوار است.

جدا از جوکر، باید از سازندگان بازی به خاطر شخصیت متفاوت الفرد در این بازی تشکر کرد. آلفرد به عنوان یار همیشگی بتمن، طی قسمت پنجم از حالت منفعل اپیزودهای قبلی خارج شده و حرف های زیادی برای گفتن دارد.

تفاوت های الفرد بازی Batman: The Enemy Within – Episode 5: Same Stitch با نمونه کلاسیک او در سایر مدیا های بتمن را بهتر است خودتان با بازی کردن این عنوان، تجربه کنید و می توان با اطمینان گفت که آلفرد در بازی های ویدیویی که بر اساس شخصیت بتمن ساخته شده اند، تا به امروز، به این اندازه باور پذیر و تاثیر گذار در روند داستان نبوده است.

دیالوگ های بازی  هم با تم کامیک بوکی نوشته شده اند و عنصر طنز بین آن ها خود نمایی می کند. پایان بازی Batman: The Enemy Within – Episode 5: Same Stitch هم با چند سوپرایز درست حسابی همراه شده تا مشکلات بخش داستانی فصل دوم بتمن تل تیل را به راحتی فراموش کنیم.

از نفس افتاده

می توان گفت تل تیل تا حدودی زیادی با عرضه این اپیزود توانسته ساختار روایی بازی های اپیزودیک خود را که دچار تکرار شده بودند، دگرگون کند. البته این اتفاق در بخش گیم پلی نیفتاده و هنوز همان المان های ساده بازی های این استودیو، در بازی Batman: The Enemy Within – Episode 5: Same Stitch هم حضور دارند.

حل کردن معماها جذابیت زیادی ندارد و اکثر آن ها هم در مکان های درستی، تعبیه نشده اند. حالت کاراگاه هم که به عنوان بخشی جدید در سری بتمن حضور داشت، با عرضه هر قسمت، کم رنگ تر از گذشته شده و در اپیزود پنجم، تقریباً هیچ نقش مهمی را ایفا نمی کند.

البته گشتن در محیط بازی به لطف طراحی هنری فوق العاده آن، هنوز هم لذت بخش است و اگر شما از طرفداران کتاب های مصور باشید، قطعاً لذت زیادی از این بخش بازی خواهید برد.

طراحی چهره ها در کنار محیط های متنوع و اجرای روان بازی روی همه پلتفرم ها، باعث شده تا Batman: The Enemy Within را یکی از خوش رنگ و لعاب ترین بازی های ویدیویی چند ماه اخیر بدانیم.

بازی Batman: The Enemy Within - Episode 5: Same Stitch

صداگذاری و موسیقی هم کار خودش را به درستی انجام داده و آن فضاسازی مورد نیاز برای روایت داستانی کاراگاهی در شهری اسرار آمیز همچون گاتهام، انجام گرفته است.

در کل می توان Batman: The Enemy Within را از بهترین بازی های ماجرایی چند سال اخیر دانست که حال با عرضه اپیزود آخرش، به راحتی می توان نتیجه گرفت که ارزش زمان و هزینه شما را خواهد داشت.

شاید مشکلاتی نظیر معماهای آبکی و افت داستان بازی در اپیزودهای سوم و چهارم، بدنه کلی The Enemy Within را دچار خدشه کنند اما بدون شک با تجربه این بازی، با یکی از هیجان انگیز و چشم نواز ترین داستان های میان بتمن و جوکر روبرو خواهید شد.


  • پایان بندی عالی
  • شخصیت جوکر در قسمت پنجم شما را غافلگیر خواهد کرد
  • تاثیرگذار بدون تصمیم ها
  • طراحی هنری عالی
  • اجرای روان روی تمام پلتفرم ها
  • پازل های آبکی
  • گشت و گذارهای بی مورد در محیط

The post بررسی بازی Batman: The Enemy Within – Episode 5: Same Stitch؛ وقتی همه می دانند appeared first on دیجیاتو.

بررسی بازی Chuchel ؛ دنیای دیوانه دیوانه دیوانه

شرکت Amanita Design سازنده عنوان‌های مشهوری در سبک پازل و معمایی است و عموما با عنوان محبوب خود یعنی ماشیناریوم (Machinarium) در بین گیمرها شناخته می‌شود. بازی‌های این شرکت سرشار از احساسات و رنگ و عواطف در کنار معماهای نه زیاد سخت و نه خیلی آسان است که در کنار یکدیگر ویترینی جذاب را برای یک گیم می‌سازند.

بررسی بازی Chuchel

بازی Chuchel (با تلفظ صحیح کوکل که از کشور چک سرچشمه می‌گیرد و به معنای گوله پشم کثیف است، درست مانند شخصیت اصلی بازی) جدیدترین ساخته این استودیو است و مانند عناوین قبلی این شرکت یک بازی منحصر به‌فرد و خاص است که البته در فاز دیگری نسبت به ماشیناریوم یا Samorost طی می‌کند، توگویی متفکران و کارمندان شرکت دورهم جمع شده‌اند و خواسته‌اند با Chuchel هم به خود بخندند، هم به ما بخندند و هم همه یکدیگر با هم بخندیم و دست از سر گیم‌پلی پیچیده و … برداریم.

  • سازنده: Amanita Design
  • ناشر: Amanita Design
  • پلتفرم ها: پی سی ، iOS ، اندروید
  • پلتفرم بررسی: پی‌سی

توصیف کردن بازی Chuchel کار سختیست چرا که اساسا نام بازی بر آن نهادن خودش جای سوال دارد. Chuchel متشکل از یک سری آیتم‌های کوتاه کوتاه است که در قالب مراحل بازی ساخته و پرداخته شده که در طی دیدن آنها کمی، فقط کمی هم فسفر می‌سوزانید و مکان‌نمای ماوس را تکان می‌دهید. Chuchel  موجودیست پشمالو با یک کلاه عجیب و غریب که عاشق گیلاس است و دوستی چهارپا و ریزه میزه هم دارد که از قضا او هم عاشق گیلاس است. این دو نفر مانند سنجاب عصر یخبندان برای یک گیلاس حاضرند هرکاری کنند و برای همین است که بر سر یک گیلاس درشت و قرمز همیشه دعوا دارند.

بررسی بازی Chuchel

بازی در اینجا شما را به مکان‌های مختلف می‌برد که در اکثر آنها هدفتان رسیدن به محبوبتان یعنی همانا آن گیلاس لعنتی است، گیلاسی که یک دست عظیم‌الجثه کرم می‌ریزد و وقتی به آن می‌رسید آن را برمی‌دارد و شما هم مجبورید به مکان‌های مختلف در زمان‌های گوناگون بروید تا به گیلاستان برسید. در برخی مراحل تنها هستید و در برخی دیگر همان دوست کذایی‌تان هم با شماست.

بررسی بازی Chuchel

داستان عجیبیست، نه؟ از آن عجیب‌تر گرافیک بازی و از آن غریب‌تر گیم‌پلی بازی و از همه‌شان عجیب و غریب‌تر صداگذاری و موسیقی بازیست. Chuchel شبیه هیچ عنوان دیگری نیست و مدت زمان کوتاه آن (۲ تا ۳ ساعت) درست مانند دیدن یک انیمیشن کمدی با قابلیت Interactive بودن است. گرافیک بازی بسیار بامزه و خاص است و در برخی صحنه‌ها طراحی‌های بی‌نظیری را به رخ گیمر می‌کشد و در برخی مکان‌ها شوخی‌ها و ارجاعات خاصی هم به عناوین کلاسیک‌تر در دنیای گیم دارد. بازی گرافیک بالایی ندارد و تقریبا روی اکثر سیستم‌های ساده امروزی هم اجرا می‌شود ولی در عین این سادگی، ظرافت‌های خاص و طنز نهانی دارد که آن را دوست‌داشتنی کرده است.

بررسی بازی Chuchel

گیم‌پلی بازی با اینکه سبک‌وسیاقی پازل، همانند عناوین قبلی استودیو سازنده آن، دارد ولی بیشتر حول کلیک کردن روی آیتم‌ها و اشیای مختلف درون صحنه مراحل و انتخاب گیمر می‌گذرد، انتخاب‌هایی که چندان گسترده نیستند و بسیاری از آنها صرفا برای جنبه طنز بازی در آن گنجانده شدند.

بررسی بازی Chuchel

شما باید پازل‌ها را حل کنید تا به صفحه بعد (مرحله بعد) بروید و برخلاف ماشیناریوم و دیگر گیم‌های مشابه لازم نیست در دنیای بازی بچرخید و کارهای مختلفی برای رد کردن یک مرحله انجام دهید، بازی Chuchel بسیار ساده‌تر از این حرف‌هاست و مانند دوش گرفتینست که بعد از کلی خستگی می‌گیرید و با آن حال می‌کنید.

بررسی بازی Chuchel

پازل‌ها در بازی عموما ساده هستند و در برخی موارد هم که کمی عجیب و غریب (بخوانید همان پیچیده) می‌شوند به‌سرعت توسط راهنمایی‌های مختلف برای حل شدن مرحله به گیمر کمک می‌شود. کم پیش می‌آید که به هیچ‌وجه از این کمک‌ها استفاده نکنید چرا که برخی راه‌حل‌ها واقعا به مغز مریض و البته خلاق سازندگان بازی رسیده و بس!

بررسی بازی Chuchel

جدا از مراحل پازل بازی که بخش اعظم آن را تشکیل می‌دهد، مینی‌گیم‌هایی هم در بازی تعبیه شده که شامل عناوین زیادی از جمله Tetris(خانه‌سازی قدیمی خودمان)، Pacman و برخی مینی‌گیم‌های ابداعی خود سازندگان می‌شود.

بررسی بازی Chuchel

صداگذاری و موسیقی در بازی به معنای تام بی‌نظیر است و نمی‌توان هیچ ایرادی از آن گرفت. موسیقی بازی توسط گروه DVA تنظیم شده که سابقه همکاری را با استودیو Amanita Design دارد و با حال و هوای بازی‌های آنها به‌درستی آشناست. در کنار موسیقی صدا و اصوات جادویی Chuchel و دیگر کاراکترها را داریم که با وجود اینکه هیچ معنایی در هیچ زبانی ندارند ولی اثربخش هستند و زبان بدن و قیافه آنها در کنار لحن صوتی که از دهانشان تولید می‌شود کاملا مشخص کننده صحبت‌های آنهاست.

بررسی بازی Chuchel

زبان دنیای Chuchel زبان من‌درآوردی است که واقعا خنده‌دار است و لبخند را بر لبان گیمر در اکثر اوقات می‌نشاند. همین صدا‌پردازی‌هاست که به کاراکترهای بی‌هویت بازی عمق داده و باعث شده که از آنها به‌ویژه از Chuchel خوشمان بیاید و او را یک شخصیت دوست‌داشتنی بدانیم.

بررسی بازی Chuchel

اگر با دیدگاه عناوین قبلی استودیو سازنده بازی به سمت Chuchel می‌روید به‌طور حتم سرافکنده خواهید شد چرا که بازی در هیچ ابعادی ذره‌ای شباهت به بازی‌های قبلی Amanita Design ندارد. اما اگر مانند دست‌اندرکاران این شرکت که دورهمی یک عنوان شگفت‌انگیز و خنده‌دار ساختند تا از شر پیچیدگی‌های گیم‌های امروزی شما را رها کنند باشید، می‌بینید که با شروع کردن بازی دو ساعت است که پای آن نشسته‌اید و متوجه گذر زمان نشده‌اید و بازی را هم به پایان رساندید!

بررسی بازی Chuchel

خبر خوب و نهایی اینکه این بازی هم مثل اکثر آثار استودیوی سازنده آن به زودی برای موبایل‌های هوشمند (حتی شاید هنگام منتشر شدن این مطلب) عرضه خواهد شد.


  • گرافیک هنری زیبا و بامزه
  • فضای به‌شدت مفرح بازی
  • صداگذاری بی‌نظیر
  • موسیقی عالی
  • تجربه‌ای متفاوت
  • داستان ضعیف
  • کوتاه بودن بازی

The post بررسی بازی Chuchel ؛ دنیای دیوانه دیوانه دیوانه appeared first on دیجیاتو.

بررسی بازی Sea of Thieves؛ هرآنچه که می خواهید… شاید تا دو سال دیگر…

تجربه ای که طی سال های اخیر از بازی هایی مثل نو منز اسکای و مس افکت آندرومدا داشتیم نشان داده که وقتی یک توسعه دهنده نمی تواند هدف اصلی بازی اش را در نمایش های پیش از عرضه برای گیمر تشریح کند، احتمالا مشکلی در کار است؛ در واقع بازی یا هدف گذاری مشخصی ندارد یا از محتویات کافی برای ترغیب گیمر به دنبال کردن آن هدف برخوردار نیست.

بنابراین پیش بینی این موضوع کار چندان سختی نبود که بازی Sea of Thieves، انحصاری جدید مایکروسافت و آخرین ساخته استودیوی شهیر Rare هم به سرنوشت مشابهی دچار می شود.

  • سازنده: Rare
  • ناشر: Microsoft Studios
  • پلتفرم ها: ایکس باکس وان، پی سی
  • پلتفرم بررسی: ایکس باکس وان استاندارد

علی رغم چند نمایش بسیار ارزشمند در نمایشگاه E3 و سایر رویدادهای مشابه، سی آو تیوز تا همان لحظات پایانیِ پیش از عرضه، به شکل ملموسی در توصیف آنچه قرار است به گیمرها ارائه دهد مشکل داشت؛ حالا مشخص شده که سازندگان در واقع در حال رازداری نبوده اند و آنچه در تریلرها دیده ایم، تمام کاری است که در بازی اصلی می توان انجام داد، نه بیشتر و نه کمتر.

سی آو تیوز از همان ابتدا با یک ناامیدی بزرگ آغاز می شود. هنگامی که بازی را برای اولین بار اجرا می کنید، احتمالاً انتظار دارید که منویی پر جزییات برای طراحی کاراکتر در اختیارتان قرار گیرد و بتوانید دزد دریایی دلخواهتان را بسازید؛ هرچه نباشد استودیوی Rare وعده یک شبیه ساز کامل از زندگی دزدان دریایی را داده بود.

اما ۸ کاراکتر که به صورت اتفاقی جنریت شده اند تمام آن چیزی است که در اختیارتان قرار می گیرد و باید از میان آنها یکی را انتخاب کنید و وارد بازی شوید. سی آو تیوز به اشکال گوناگونی قابل بازی است؛ می توانید سکان یک کشتی بزرگ را به همراه ۳ دوست یا ۳ بازیکن دیگر در نقاط مختلف جهان به دست گرفته و به دل دریا بزنید یا اینکه کشتی کوچک تری برداشته و سفری تک نفره و چالش برانگیزتر داشته باشید.

بازی Sea of Thieves

سی آو تیوز جهان عظیمی دارد که قرار است اکتشاف آن کاملاً به خودتان بستگی داشته باشد. حتی در ساعات ابتدایی بازی، کوچکترین راهنمایی ای به شما نمی شود و فقط می دانید که در حال آغاز یک ماجراجویی بزرگ برای تبدیل شدن به یک «دزد دریایی افسانه ای» هستید.

این عدم ارائه راهنمایی باعث شده با یک فصل افتتاحیه بسیار گنگ در بازی مواجه باشیم که البته قواعدی بسیار متفاوت با قواعد رایج بازی های ویدیویی دارد و کشف آنها یک سردرد واقعی است. بهترین کاری که یک بازیساز می تواند با بازی خود به انجام برساند، ایجاد حس کنجکاوی نسبت به جهان بازی و نیاز به کشف تک تک المان هایش است، اما طراحی صرف یک جهان بزرگ و سپس رها کردن گیمر در آن، به تنهایی کافی نیست و کنجکاوی در چنین عناوینی، معمولاً بعد از آشنایی با مکانیک های اصلی شکل می گیرد و سپس، شناخت مکانیک های تکمیل کننده یا عناصری که با ادغام آموزه های قبلی به دست می آیند به گیمر سپرده می شود.

بنابراین یک ساعت ابتدایی شما در سی آو تیوز، یک ساعتی کاملاً جهنمی است که باید سعی کنید طی آن چگونگی دریافت ماموریت ها، تفاوت میان ماموریت ها، چگونگی آغاز ماموریت ها، چگونگی هدایت کشتی های عظیم الجثه و به طور کل، تمام قوانین حاکم بر جهان بازی را به تنهایی و بدون حتی یک خط راهنمای نوشتاری از سوی سازندگان کشف کنید.

جهان سی آو تیوز جهانی است که در آن با خوردن موز جانتان احیا می شود و بدون هیچ دلیل خاصی، سه آیتم موز، تخته چوب و گلوله توپ های جنگی داخل بشکه هایی در سراسر جزایر موجود در نقشه قرار گرفته اند.  البته این آیتم ها کارایی خاصی دارند و جدا از موز، از تخته چوب برای پوشاندن سوراخ های ایجاد شده در بدنه کشتی و از گلوله ها برای شلیک با توپ های روی عرشه استفاده می شود.

اما در جهانی که صرف فانتزی بودن، عدم وجود منطق را توجیه می کند، می توانید حدس بزنید که یادگیری قواعد به تنهایی و بدون کمک خارجی می تواند تا چه حد چالش برانگیز باشد.

سی آو تیوز به طور کل میزبان سه انجمن یا گروه است که تامین ماموریت هایتان به عهده آنهاست. این ماموریت ها کاملاً سرراست هستند و از شما می خواهند یا گنجینه های خاصی را پیدا کرده و بازگردانید، یا اسکلت هایی نامیرا را از بین برده و جمجمه هایشان را بازگردانید یا حیوانات خاصی را به دام انداخته و بازگردانید. و این تقریباً تمام کاری است که برای انجام دادن وجود دارد.

پشت سر گذاشتن هر ماموریت، به معنای دریافت میزان اندکی سکه است که از آن برای ارتقای ظاهری تجهیزات دزد دریایی و کشتی تان استفاده می شود و وقتی ۵ ماموریت موفق آمیز را برای یک انجمن خاص پشت سر بگذارید، جواز انجام یک ماموریت اندک سخت تر که در ذات خود ذره ای با ماموریت های قبلی تفاوت ندارد را دریافت می کنید.

طی ساعات ابتدایی که هنوز میزان محتویات داخل بازی برایتان ملموس نیست و تحت تاثیر جهان وسیع سی آو تیوز و زیبایی هایش قرار گرفته اید، انحصاری تازه ایکس باکس همچون یکی از بهترین بازی های نسل به نظر می رسد. وقتی برای اولین بار نقشه یک گنج رابه دست می آورید، کشتی را به سمت جزیره هدف به راه می اندازید و در نهایت گنجینه را یافته و از دل خاک بیرون می کشید، احساسی حقیقتاً شبیه به یک دزد دریایی ماهر خواهید داشت.

اما وقتی همین ماموریت را برای بار پنجم، دهم، پانزدهم و بیستم انجام می دهید دیگر نمی توانید از احساس خوبی که بازی به شما منتقل می کند صحبت کنید. سی آو تیوز خیلی زودتر از آنچه که باید به ورطه تکرار می افتد و از آن جایی که هیچ پاداش قابل توجهی به ازای اتمام ماموریت ها دریافت نمی کنید، این روند تکراری آزاردهنده تر هم می شود. در این بین کوچک ترین روزنه ای از یک داستان هرچند سطحی هم به چشم نمی خورد و سایر کاراکترهای داخل بازی که تعدادشان از انگشتان دو دست فراتر نمی رود، عملاً مجسمه هایی سخنگو هستند که حتی به صورت کامل صداگذاری هم نشده اند؛ تنها پیشرانه بازی، وعده توخالی تبدیل شدن به یک دزد دریایی افسانه ای است.

احتمالاً تنها عاملی که می تواند تکرارپذیری بازی را به برای چند ساعت بیشتر افزایش دهد، سیستم کنترل کشتی ها و نبردهای دریایی است. به جرئت می توان گفت که هیچ بازی دیگری تا به امروز نتوانسته تجربه ای به این حد واقع گرایانه از هدایت کشتی ارائه دهد و وقتی با شیوه کنترل آن، باز کردن بادبان ها، تنظیم جهت‌شان، نقشه خوانی و تمام فعالیت های این چنینی آشنا می شوید دیگر نمی توانید از کشتی رانی در دریاهای متلاطم و هفت‌گانه سی آو تیوز دست بکشید.

هیجان انگیزترین فعالیتی که در سی آو تیوز وجود دارد، نبردهایی است که به صورت اتفاقی با سایر بازیکنان شکل می گیرد. در سی آو تیوز شما می توانید علاوه بر پشت سر گذاشتن ماموریت ها به شکل صادقانه، به سایر کشتی های حاضر در سرور هم حمله کرده و گنجینه هایشان را به غارت ببرید.

بنابراین هر بار که در حال حمل گنجینه هایتان از محل کشف به محل تحویل هستید، سی آو تیوز شدیداً استرس آور می شود و دائماً باید مراقب کشتی هایی باشید که منتظرند تا در لحظه مناسب به شما حمله کنند. مبارزات این چینی سی آو تیوز، آنقدرها که به نظر می رسد استراتژیک نیست و به شلیک توپ ها به کشتی دشمن و مبارزه با دشمنان روی عرشه کشتی خلاصه می شود.

با این حال در حرکت نگه داشتن کشتی و شلیک همزمان توپ به دشمنان و همچنین حفظ فاصله کافی برای اینکه دشمنان نتوانند وارد عرشه کشتی شما شوند خود چالشی است که وقتی به صورت گروهی به تجربه سی آو تیوز می نشینید می تواند بسیار درگیرکننده باشد؛ هرچند که این مبارزات معمولاً به فاصله کوتاهی از آغازشان به پایان می رسند و یکبار دیگر باید به فعالیت های خسته کننده قبلی باز گردید.

روابط اجتماعی، فونداسیون سی آو تیوز هستند و Rare هم پیشنهاد کرده که برای تجربه بازی اش حتما به بازیکنان دیگر بپیوندید. در همین راستا، رویدادهای خاصی هم در جهان بازی شکل می گیرد که می تواند هابی برای نبردهای بزرگ باشد.

در این رویدادها، تصویر یک جمجمه در بخش خاصی از آسمان نقش می بندد که نشان دهنده آزاد شدن یکی از ۹ قلعه موجود در جهان بازی برای غارت است؛ اما این تصویر توسط تمام بازیکنن حاضر در نقشه قابل رویت است. هنگامی که وارد این رویدادها می شوید، باید با اسکلت هایی که در موج های مختلف از راه می رسند مبارزه کنید تا در نهایت قادر به غارت باشید. و به تبع همین سیستم، کم پیش نمی آید که همراه با سایر بازیکنان رقیب وارد یک قلعه شوید و خود را در حال همکاری با یکدیگر در شکست دادن دشمنان، و بعد پشت کردن به یکدیگر به محض اتمام موج دشمنان هوش مصنوعی بیابید.

البته مثل هر بازی تماماً آنلاین دیگری، تجربه سی آو تیوز با سایر بازیکنان به همان اندازه که مفرح است، آزاردهنده هم هست. در صورتی که تمام اعضای خدمه از دوستان شما نباشند و به چند بازیکن اتفاقی بپیوندید، معمولاً در میانه یک ماموریت ناشناخته ظاهر می شوید که هیچ ایده ای از روند پیشرفت آن ندارید و برای مشاهده اینکه یارانتان در چه حالی به سر می برند، فقط و فقط باید از وویس چت استفاده کنید که می تواند برای بسیاری دشوار باشد.

در نهایت مشکلاتی مانند عدم وجود مجازات برای خروج از سرور، استفاده مکرر از انیمیشن فانتزی «استفراغ» روی هیکل شما از سوی سایر بازیکنان و ناهماهنگی های متعددی که به خاطر ذات بازی در ماموریت ها به وجود می آیند، همگی به دلایلی برای رها کردن حالت گروهی و تجربه بازی در حالت تک نفره تبدیل می شوند.

برخلاف آنچه استودیوی Rare در ذهن داشته و پیشنهادی که مطابق با آن به گیمر داده، تجربه سی آو تیوز به صورت تک نفره می تواند واقعاً سرگرم کننده باشد. در این حالت، کشتی جمع و جورتری در اختیارتان قرار می گیرد که البته با سرعت بیشتری هم حرکت می کند؛ با این حال دیگر خبری از یک خدمه کامل نیست و هدایت کشتی کاملاً به خودتان بستگی دارد. در این وضعیت، ممکن است برای مدتی احساس دست و با چلفتی و ناکارآمدی کنید، اما به مرور زمان همه چیز دست تان می آید.

اما تنها نقطه ضعف حالت تک نفره، به مبارزات باز می گردد که در واقع اصلی ترین دلیل این موضوع، مکانیک های بسیار ساده انگارانه و پیش پا افتاده مبارزات است. شمشیربازی که احتمالاً یکی از مهم ترین عناصر در جهان دزدان دریایی به شمار می رود، مکانیکی بسیار دست و پا چلفتانه دارد و هیچ منطق خاصی را دنبال نمی کند؛ فقط باید دکمه حمله را اسپم کنید و در فاصله مناسب با دشمن باقی بمانید تا بالاخره یکی‌ از شما دیگری را از پای در آورد.

زمانی که ماموریت های مرتبط با اسکلت های کاپیتان را دریافت می کنید، اگر به صورت تک نفره مشغول بازی باشید با مشکلاتی در مبارزه مواجه می شوید و بی منطق بودن مبارزات در کنار حمله اسکلت ها به صورت گروهی، بیشتر از آنکه شما را به مقاومت ترغیب کند، به فرار ترغیب می کند. البته بازهم از پیش رو برداشتن دشمنان به صورت تکی غیرممکن نیست، اما گاه بسیار چالش برانگیز است.

علی رغم اینکه مایکروسافت سی آو تیوز را یک «بازی به عنوان سرویس» معرفی می کند که در واقع قرار است به مرور زمان به روزرسانی شود، از نظر گرافیکی با یک دستاورد تمام عیار طرف هستیم که خوشبختانه مشکلات فنی و جلوه های بصری ناخوشایند را به لیست مشکلات بازی اضافه نمی کند.

به لطف گرافیک کمیکی و تماماً پولیش شده اش، سی آو تیوز در ثانیه به ثانیه خود چشم اندازهایی نفسگیر مقابل دیدگان قرار می دهد که بعید است به این زودی ها از آنها خسته شوید. دریای بازی، بدون ذره ای تردید با کیفیت ترین نمونه ای است که می توان در یک بازی ویدیویی یافت و در کنار سایر زیبایی های بصری بازی، اتمسفری را شکل داده که سخت است عاشقش نشوید.

زمانی که در تاریکی شب مشغول کشتی رانی هستید و به ناگاه طوفانی شکل می گیرد و مجبور به هدایت کشتی در شرایط بسیار نامساعد و در وضعیتی که هر لحظه ممکن است با یک صخره برخورد کنید می شوید و صدای جیر جیر ناشی از کش و قوس کشتی در گوشتان طنین انداز می شود، با خودتان آرزو می کنید که ای کاش سی آو تیوز به هنگام عرضه بازی کامل تری بود و همین تجربه دلچسب را در تمام بخش های گیم پلی ارائه می داد.

با این حال، آرزویی که در دل دارید یک رویای دور از دسترس است و سی آو تیوز در وضعیت کنونی، نسخه ای آلفا اما بسیار پولیش شده از یک بازی به مراتب بزرگ تر است که شاید یک یا دو سال دیگر از راه برسد. ماهیت «بازی به عنوان سرویس» سی آو تیوز، انحصاری تازه ایکس باکس را به یک بازی ارلی اکسس یا «دسترسی زودهنگام» تبدیل کرده که البته در عمل به عنوان یک بازی کامل با قیمت کامل عرضه و فروخته می شود.

تنها قابلیتی که می تواند سی آو تیوز را به خریدی معقولانه و مقرون به صرفه تبدیل کند، سرویس گیم پس مایکروسافت و ایکس باکس است که بیش از ۱۲۰ بازی (به همراه سی آو تیوز) را به ازای مبلغ ۱۰ دلار برای یک ماه به شما اجاره می دهد. در چنین وضعیتی، به طور کل تجربه سی آو تیوز برای چند روز یا چند هفته می تواند مفرح باشد، اما دیر یا زود، سایه سنگین کمبود محتوا بر تجربه ای که از بازی کسب می کنید سنگینی خواهد کرد و به این نتیجه می رسید که برخلاف وعده های قبلی، هنوز خیلی مانده تا سی آو تیوز آن چیزی بشود که باید از ابتدا می بود.


  • یکی از خوش‌منظرترین بازی‌های تمام دوران
  • پتانسیل‌های بی شماری که نوید آینده‌ای بهتر را می‌دهند
  • کشتی‌رانی و مبارزات دریایی هیچوقت تا این حد سرگرم کننده نبوده اند
  • عرضه بازی از طریق سرویس گیم پس
  • کمبود محتوا، کمبود محتوا و بازهم کمبود محتوا
  • بی توجهی به بخش تک نفره و تمرکز شدید بر بخش چندنفره
  • ماموریت هایی که دیر یا زود تکراری می شوند و تکراری باقی می مانند
  • قواعد بازی کلافی سردرگم هستند که کشف‌شان بیش از آنکه از سر کنجکاوی باشد، از سر اجبار است
  • هیچ نشانه‌ای از یک داستان‌سرایی هرچند سطحی به چشم نمی‌خورد
  • تبدیل شدن به یک دزد دریایی افسانه‌ای، نه هدفی قابل دستیابی، بلکه شعاری توخالی است
  • مبارزات تن‌به‌تن و نزدیک چیزی بیشتر از فاجعه نیستند

The post بررسی بازی Sea of Thieves؛ هرآنچه که می خواهید… شاید تا دو سال دیگر… appeared first on دیجیاتو.

بررسی بازی Atelier Lydie & Suelle ؛ یک پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان است

سری Atelier از جمله گیم‌های ژاپنی در ژانر نقش‌آفرینی است که در داخل خاک این کشور بیشتر از مرزهای برونی آن طرفدار دارد و سازندگان آن توانسته‌اند در طول بیست سال حضور عناوین خود در کنسو‌ل‌های مختلف، بیش از ۱۸ بازی را برای طرفداران خود عرضه کنند. در ایران سری‌های نقش آفرینی معروف ژاپنی که بیشتر گیمرها می‌شناسند به چند عنوان فاینال فانتزی، پرسونا و یا در نهایت سری Tales و پوکمون محدود می‌شود غافل از اینکه دنیای بازی‌های نقش‌آفرینی ژاپنی بسیار گسترده‌تر از این حرف‌هاست و عناوین زیادی در این بین وجود دارد که هر یک خط داستان قوی جدا و جهان مختص به خود را دارند. با ما همراه باشید تا به بررسی بازی Atelier Lydie & Suelle بپردازیم و از جدیدترین بازی این سری صحبت کنیم.

  • سازنده:  Gust
  • ناشر: Koei Tecmo
  • پلتفرم ها: پلی استیشن ۴ ، پی سی ، پلی‌استیشن ویتا ، نینتندو سوییچ
  • پلتفرم بررسی: پلی‌استیشن ویتا ، پی‌سی

بررسی بازی Atelier Lydie & Suelle

سرآغاز بازی‌های Atelier به سال ۱۹۹۷ برمی‌گردد زمانی که نخستین بازی از این سری در کشور ژاپن برای کنسول پلی‌استیشن ۱ عرضه شد ولی شناخت آن در ابعاد جهانی به چندسال بعد یعنی سال ۲۰۰۵ برمی‌گردد که اولین نسخه بین‌المللی و انگلیسی زبان Atelier با نام Eternal Mana برای کنسول پلی‌استیشن ۲ عرضه شد.

بررسی بازی Atelier Lydie & Suelle

فراز و نشیبی که این سری تا به امروز طی کرده مقاله مفصل جداگانه‌ای را می‌طلبد اما به‌طور خلاصه درباره آن می‌توان گفت که برخلاف دیگر بازی‌های مشهور این ژانر همچون فاینال فانتزی، عناوین Atelier چندان هم به یکدیگر بی‌ربط نیستند و از نظر داستانی وابسته به هم‌ هستند، البته نه در همه موارد. سازندگان ایده جالبی در عرضه بازی‌های Atelier داشتند و سیاستشان به این شکل بوده که آرک‌های (بخش‌های مجزا) داستانی مختلفی را هر چند سال یکبار وارد سری سازند و از آن داستان یک سه‌گانه در بیاورند. تا به امروز شاهد ۵ سه‌گانه از این سری بودیم و چند نسخه فرعی که داستانی جداگانه و مختص به خود را داشتند.

بررسی بازی Atelier Lydie & Suelle

درآوردن سه‌گانه برای یک سری بازی مزایا و معایبی دارد،  نکته مثبت این قضیه اینست که داستان غنی‌تر شده و بهتر می‌توان به آن شاخ و برگ داد و شخصیت‌سازی در آن کرد و نکته منفی ماجرا اینست که شاید تجربه عنوان دوم یا سوم بدون بازی کردن نسخه قبلی برای برخی گیمرهای تازه‌وارد به سری گنگ باشد. خب باید خدمتتان عرض کنم که واقعا هم چنین هست و تیم سازنده بی‌رحمانه بازی‌ها را مرتبط به هم ساخته و مثل عناوینی چون یاکوزا که خلاصه بازی‌های قبلی را در قالب یک کات‌سین بلند سینمایی برای گیمر می‌گذاشت هم پیشروی نکرده و علنا گیمر را وسط ادامه داستان پرتاب می‌کند. خبر خوب اما اینست که آخرین سه‌گانه این سری تاحد زیادی این مشکل را برطرف کرده و داستان هر سه بازی به‌طور مجزا هم قابل فهم و جذاب به‌نظر می‌رسد.

بررسی بازی Atelier Lydie & Suelle

داستان بازی جدید درباره دو خواهر دوقلو به نام لیدی و سویلی است که هر یک خلق و خوی متفاوتی دارد اما هدف هر دویشان تبدیل شدن به یک کیمیاگر قهار و پولدار است چرا که هم این موضوع را به مادرشان قول داده‌اند و هم اینکه پدرشان ناتوان شده و این وظیفه دو خواهر داستان است که نان در بیار خانه شوند. این دو نفر یک شب به انبار خانه‌شان می‌روند،جایی که پدر برای آنها منطقه‌ای ممنوعه اعلام کرده اما دو دختر کنجکاوانه وارد انبار شده و با تعداد زیادی از تابلو نقاشی‌های زیبا روبرو می‌شوند که خاصیت جادویی دارند. این تابلوها هریک دریچه‌ای به سمت یک دنیای جادویی هستند و در واقع دروازه‌ای به سوی دنیاهای دیگر هستند.

بررسی بازی Atelier Lydie & Suelle

در طول ماجراهای داستان بازی حضور شخصیت هایی از بازی‌های قبلی را شاهد هستیم که برای دنبال‌کنندگان سه‌گانه جدید بازی نکته جذابیست. طبق روال همیشه این سری بازی سانسورها و تغییراتی در نسخه بین‌المللی نسبت به نسخه ژاپنی صورت گرفته که برای ورود بی‌دردسر آن به بازار جهانی است (مثلا سن کاراکترها در بازی ژاپنی ۱۴ ساله هست و در بازی بین‌المللی به ۱۷ رسیده و یا برخی شوخی‌ها و دیالوگ‌ها به شوخی زیرهجده سال تقلیل یافته).

بررسی بازی Atelier Lydie & Suelle

همان‌طور که می‌بینید داستان بازی برخلاف دیگر بازی‌های نقش‌آفرینی حول محوریت نجات جهان و مبارزه با یک دشمن خاص و بدذات و… نمی‌چرخد و یک داستان سرراست‌تر و ساده را برای خود در نظر گرفته که با ماهیت سری Atelier همخوانی دارد. بازی‌های این فرنچایز در طول این سال‌ها تبدیل به عنوانی خاص برای طرفداران خود شده و به آنها یک بازی نقش‌آفرینی ریلکس و با داستانی ساده و گیم‌پلی نه‌چندان سخت را ارائه می‌کند، موضوعی که در بازی جدید هم تا حد زیادی رعایت شده ولی می‌توان گفت در برخی موارد به‌جای پیشرفت شاهد عقبگرد سازندگان در برخی المان‌های بازی‌شان هستیم.

بررسی بازی Atelier Lydie & Suelle

گرافیک بازی در نسخه ویتا برای حد و اندازه این کنسول دستی بسیار خوب و چشم‌نواز است اما  در نسخه‌های کنسول‌های خانگی چندان چنگی به دل نمی‌زند. با اینکه مثل همیشه شاهد آرت استایل‌های جذاب و شاد و همچنین اسفاده از ترکیب رنگ‌بندی بسیار خوبی هستیم اما بزرگترین مشکل گرافیک به افت فریم شدید (لااقل در نسخه کنسولی) برمی‌گردد که در برخی موارد عذاب آور است.

از این درهای نامرئی در مکان‌های زیادی از بازی به چشمتان می‌افتد

وجود چنین عیبی در بازی دیگر استودیو Koei یعنی Dynasty Warriors 9 به علت شلوغی بیش‌از حد صحنه کمی منطقی است ولی در بازی جدید Atelier که نهایت ۱۰ کاراکتر در یک صحنه حضور دارند و جهان بازی نیز از نسخه‌های قبلی کوچکتر طراحی شده، غیرقابل قبول است. ضعف گرافیکی آنطور که تحقیق کردم در نسخه سوییچ حتی بیشتر از ویتا دیده می‌شود، همچنین با تجربه شخصی یک‌ساعته بازی روی پی‌سی می‌توانم بگویم که بهترین پلتفرم برای اجرای بازی با کمترین مشکل همانا پی‌سی است!

بررسی بازی Atelier Lydie & Suelle

صداگذاری بازی روی شخصیت‌ها در نسخه‌بین‌المللی حتی فاقد صدای انگلیسی برای کاراکترهاست و از همین رو نمی‌توان زیاد تخصصی درباره نحوه صداپیشگی نظر داد ولی از آنجایی که انیمه های ژاپنی زیادی تاکنون با صدای اصلی‌شان دیدم، می‌توانم بگویم که دوبلوران بازی کمی بیش‌از حد جیغ می‌زنند! این مشکل در برخی انیمه‌های جدید در حال پخش (مثل Black Clover) نیز دیده شده و جدیدا گریبانگیر برخی عناوین ژاپنی شده است!

بررسی بازی Atelier Lydie & Suelle

گیم‌پلی بازی دقیقا یک نقش‌آفرینی خالص ژاپنی است و برعکس عناوین امروزی که سعی کرده‌اند با ترکیب سبک اکشن و نقش‌آفرینی، مخاطبین عمومی‌تر را نسبت به خود جلب کنند، سازندگان در این بازی به نقش‌آفرینی نوبتی ژاپنی پایبند بوده‌اند. موردی که این‌ روز‌ها برای طرفداران این سبک کم پیدا می‌شود و از این حیث یک غنمیت به شمار می‌رود! اما نحوه مبارزات در این ژانر نقش‌آفرینی نوبتی به خوبی دو نسخه قبلی سه گانه Mysterious (سه‌گانه‌ای که بازی Lydie & Suelle: The Alchemists and the Mysterious Paintings در حقیقت پایان آن به حساب می‌آید) نیست.

بررسی بازی Atelier Lydie & Suelle

با اینکه تیم سازنده بازی عنصری همچون Battle Mixرا برای اولین بار در این سری وارد کرده و باعث شده که بتوانید با دو نفر از تعداد نفرات مبارزی که در میدان جنگ دارید (تعداد این افراد نهایتا می‌تواند ۶ نفر باشد) به طور همزمان یک ضربه ویژه بزنید ولی این مورد نمی‌تواند دشمن‌های تکراری و سادگی بیش‌از حد بازی را بپوشاند. البته Boss Fight ها چالشی‌تر طراحی شده‌اند و احضار کردن هیولاهای مختلف (درست مثل Summon در سری فاینال فانتزی) در این گونه موارد به کارتان می‌آید و صدالبته که هیجان مضاعفی برای دقایقی کوتاه به مبارزات بازی می‌بخشد.

بررسی بازی Atelier Lydie & Suelle

بیشتر بازی صرف این می‌شود که در محیط آن چرخ زده و ماموریت‌های فرعی را انجام دهید و همچنین آیتم جمع‌آوری کنید. آیتم‌های بسیار زیادی در بازی هستند که پیدا کردن همه آنها کمی صبر و حوصله می خواهد و خبر خوب اینست که با این آیتم‌ها می‌توانید کیمیاگری کنید و به‌طور خلاقانه اسلحه‌ و زره و آیتم‌های جدیدتر بسازید. البته فرایند کیمیاگری در نسخه جدید کمی پیچیده‌ و نسبت به عناوین قبلی این فرنچایز سخت است و برای فهم کامل آن شاید نیاز باشد که به نوشته‌های درون بازی و حتی فروم‌های اینترنتی طرفداران بازی رجوع کنید. بازی مثل سری پرسونا از سیستم زمان‌بندی استفاده می‌کند و البته همانند پرسونا زمان را مساله بغرنج و استرس زایی تبدیل نمی‌کند اما درکل در جریان بازی هم بی‌تاثیر نیست.

بررسی بازی Atelier Lydie & Suelle

NPCها در بازی (کاراکترهای زیادی که در سطح محیط بازی حضور دارند) برخلاف نسخه‌های قبلی ناکارآمد هستند و گفتگو با آنها اصلا جذاب نیست. سری Atelier Iris به برقراری دیالوگ‌های جالب و روند داستانی (البته فرع داستان) با این کاراکترها معروف است و این مشکل برای بازی جدید عجیب به نظر می‌رسد. هرچند انتخاب دیالوگ‌های مختلف در طول مکالمات باعث می شود که با چند پایان برای بازی روبرو باشیم ولی مشکلات متعدد بازی و همچنین عدم وجود هیچ نکته جذاب و پنهانی برای شروع دوباره بازی، گیمر را از تکرار بازی بر حذر می‌دارد.

بررسی بازی Atelier Lydie & Suelle

سری Atelier با عرضه این سه‌گانه روند نسبتا نزولی را نسبت به سال‌های طلایی خود در نسخه‌های نسل قبلی کنسول‌ها داشته و برای اینکه دوباره احیا شود نیاز به یک سه‌گانه جدید با برطرف کردن مشکلات فعلی دارد. در بین سه گانه Mysterious کماکان بازی اول یعنی Sophie: The Alchemist of the Mysterious Book گل سر سبد ماجراست و آخرین عنوان این سه گانه یعنی بازی فعلی، پایانی نه‌چندان مناسب برای این سری محسوب می‌شود که فقط می‌تواند طرفداران دوآتیشه این سری و البته دوستداران نقش‌آفرینی‌های نوبتی را راضی نگه‌دارد.


  • داستان خوب بازی در کنار اتمسفر پویا و شاد جهان آن
  • آیتم‌های فراوان و قابلیت کیمیاگری
  • موسیقی جذاب و متنوع
  • گیم‌پلی کلاسیک نقش‌آفرینی
  • گرافیک پایین و افت فریم شدید در برخی صحنه‌ها
  • مبارزات ساده
  • پیچیدگی بیش از حد بخش کیمیاگری
  • ضعیف‌تر نسبت به دو نسخه قبلی

The post بررسی بازی Atelier Lydie & Suelle ؛ یک پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان است appeared first on دیجیاتو.

بررسی بازی Ni no Kuni II: Revenant Kingdom ؛ جادوگر شهر قصه‌ها

بررسی بازی Ni no Kuni II واقعا کار سختیست چرا که عظمت این بازی در عین ظاهر ساده آن، جلایی به بازی بخشیده که کندوکاو درباره هر بخش آن سلسله مقالات جدایی را می‌طلبد تا بتوان حق مطلب را درباره آن ادا کرد. بازی Ni no Kuni II توانسته اکثر مشکلات نسخه قبلی را خود برطرف کند و با لشکری از ویژگی‌ها و قصه‌هایی از دنیای جادویی‌اش وارد میدان شود و همه گیمرها را، چه آنان که به بازی‌های نقش‌آفرینی ژاپنی علاقه‌مندند چه آن دسته که نیستند را راضی نگه‌دارد.

  • سازنده: Level-5
  • ناشر: Bandai Namco Entertainment
  • پلتفرم ها: پلی استیشن ۴، پی سی
  • پلتفرم بررسی: پی‌سی

بررسی بازی Ni no Kuni II

افسانه سری بازی‌های Ni no Kuni از سال ۲۰۱۰ با عرضه بازی Ni no Kuni: Dominion of the Dark Djinn روی کنسول Nintedno Dsi آغاز شد و فروش و موفقیت این بازی در بازار ژاپن باعث شد که استودیو سازنده آن یعنی Level 5 (سازنده عناوین بی‌نظیری چون Dragon Quest VIII و Rogue Galaxy و سری Professor Layton) نسخه‌ بازسازی آن را برای کنسول پلی‌استیشن ۳ بسازد و ناشر موفق ژاپنی Namco Bandai پشت عرضه بین‌المللی آن قرار گیرد.

بررسی بازی Ni no Kuni II

بازی Ni no Kuni: Wrath of the White Witch یکی از عناوین بی‌نظیر در سبک و سیاق خود در زمان عرضه بود و توانست امتیازات بالایی از سایت‌های مشهور گیم بگیرد. همکاری استودیو انیمه‌سازی جیبلی (استودیویی که آثار شاخص هایائو میازاکی، بزرگترین کارگردان انیمه ژاپنی را می‌سازد) و موسیقی و داستان بی‌نظیر و البته احساسی بازی همگی باعث شدند که اولین بازی Ni no Kuni بتواند در سال ۲۰۱۳ خوش بدرخشد، سالی که بازی‌های نقش‌آفرینی ژاپنی چندان مطرحی هم در کار نبود و بازی Wrath of the White Witch توانست مانند یک گوهر در میان فقدان بازی خوب نقش‌آفرینی ظاهر شود.

بررسی بازی Ni no Kuni II

نسخه دوم بعد از وقفه‌ای ۶ ساله ساخته و زمانی هم عرضه شده که بازی‌های نقش‌آفرینی ژاپنی قدرتمندی را شاهد بودیم و از همین رو توقعات گیمرهای این سبک نسبت به سال ۲۰۱۳ بسیار بالاتر رفته است. عناوینی چون فاینال فانتزی ۱۵، پرسونا ۵، نیر اتوماتا و… باعث شدند که چالش سخت‌تری پیش‌روی سازندگان بازی قرار بگیرد و زمانی که خبر عدم همکاری استودیو جیبلی در نسخه دوم Ni no Kuni شنیده شد، بسیاری فکر کردند که فاتحه بازی خوانده شده است. اما باید گفت که تیم Level 5 توانسته‌اند با مهارت و خلاقیت خود از زیر سایه عناوین شاهکار این سال‌ها کنار بروند و عنوانی را عرضه کنند که اگر بالاتر از این عناوین قرار نگیرد، به‌طور حتم در کنار آنها خواهد بود.

بررسی بازی Ni no Kuni II

چیزی که همین اول کار باید برایتان روشن کنم این است که سری Ni no Kuni (به معنای جهان دیگر یا کشور دوم) قصد دارد یک سری جدید نقش‌آفرینی ژاپنی باشد و عنوان‌های آن مثل فاینال فانتزی و سایر عناوین این ژانر از نظر داستان ربط خاصی به هم ندارند بلکه شاید در برخی موارد (مثلا جهان بازی) یکی باشند. پس برای فهمیدن داستان بازی دوم هیچ نیازی به تجربه Wrath of the White Witch نخواهید داشت و با خیال راحت می‌توانید سراغ این اثر بروید.

بررسی بازی Ni no Kuni II

داستان بازی Ni no Kuni II: Revenant Kingdom صدها سال پس از نسخه اول در سرزمین Ding Doll Dell می‌گذرد. شخصی به نام رولاند که در جهانی دیگر یک رییس جمهور تقریبا ۵۰ ساله است در جریان یک بمبگذاری ناگهان از خواب بیدار شده و خود را در کاخ پادشاهی Ding Doll Dell می‌بیند آن هم در حالی که بسیار جوان‌تر شده. او با اوان آشنا می‌شود، پسری نوجوان از ایل و تبار Grimalkin (گربه‌ها) که روز تاج‌گذاری‌اش نزدیک است و قرار است به جای پدرش بر مستند قدرت بنشیند، اما وزیر پدر او که از قبیله Mousekin (موش‌ها) است علیه پسر کودتا کرده و رولاند و اوان می‌توانند با کمک چندتن از یاران وفادار پادشاه، از چنگ این وزیر و همراهانش فرار کنند.

بررسی بازی Ni no Kuni II

داستان از اینجا به بعد حول محور اوان و پادشاهی که قصد دارد از نو بسازد می‌گذرد. رولاند که حالا در این جهان گرفتار شده (او گاهی فکر می‌کند این دنیا در حقیقت همان زندگی پس از مرگش است) در این راه به او کمک می‌کند. این دو باید به سرزمین‌ها و شهرهای کوچک Ding Doll Dell سفر کنند و برای خود هم‌پیمانانی جور کنند تا بتوانند در برابر حکومت ناروای فعلی قیام کنند و تخت پادشاهی را پس بگیرند.

بررسی بازی Ni no Kuni II

در همان آغاز داستان دختری به نام تانی نیز با آنها همسفر شده و داستان بازی در برخی موارد پیرامون زندگی او و قبلیه‌اش (که دزدان دریایی هوایی هستند) می‌گذرد. به‌جز تانی شخصیت‌های فرعی متنوع زیادی در بازی حضور پیدا می‌کنند که هر یک داستانک‌های مجزایی دارند که به عمیقی قصه اصلی بازی نیست ولی عملا عنوان Ni no Kuni II: Revenant Kingdom را به یک بازی هزار قصه تبدیل کرده‌اند. داستان بازی‌به‌طور کلی نسبت به نسخه قبلی خود بزرگسالانه تر شده (وجود کاراکتر بزرگتری مانند رولاند هم به‌همین منظور صورت گرفته)

بررسی بازی Ni no Kuni II

اولین موردی که با دیدن اسکرین‌شات‌های بازی یا اگر توفیق این را داشته‌اید که خود آن را تجربه کرده باشید، در اولین سکانس بازی به چشم می‌خورد گرافیک چشم‌نواز و هنری بازی است که ترکیبیست از مانگا (هنر کامیک بوکی ژاپنی) و آثار گرافیکی سه‌بعدی با تم کارتونی. به این موارد رنگ‌بندی شاد و بی‌نظیر و البته فریم ثابت ۶۰ را اضافه کنید تا گرافیک خاص و زیبای بازی (چه از منظر بصری چه از دید فنی) را کامل‌تر درک کرده باشید. جهان بزرگ بازی با جزییات فراوانی که در آن حضور دارد، شاهد کمترین لودینگ‌هاست و این مساله یکی از ویژگی‌های قدرتمند اصلی بازی در برابر رقبای خود است.

بررسی بازی Ni no Kuni II

در نبود استودیو جیبلی برای بخش طراحی کاراکترها و محیط، حس می‌شد که بازی از این منظر نسبت به نسخه قبلی خود عقب بیفتد اما خوشبختانه چند فرد کلیدی از این استودیو کماکان در کنار سازندگان بازی حضور داشتند و با مدیریت و راهنمایی‌های خود در این قسمت توانسته‌اند طراحی بازی را طوری در بیاورند که دقیقا تداعی کننده نسخه اول بازی باشد که با بهبودهای گرافیکی نسل جدید، جذاب‌تر شده است.

بررسی بازی Ni no Kuni II

بزرگترین تفاوت بازی نسبت به نسخه قبلی در گیم‌پلی آن به چشم می‌خورد که دستخوش تغییرات گسترده‌ای شده. گیم‌پلی بازی در چهار ساعت آغازین بازی با اینکه جذاب به نظر می‌رسد ولی کم کم شروع به خستگی و تکراری شدن می‌کند و درست در همین نقطه است که المان‌ها و عناصر متنوع یکی پس از دیگری بر سر گیمر باریده می‌شود!

بررسی بازی Ni no Kuni II

سبک بازی از نقش‌آفرینی نوبتی Turn Based Rpg به سمت اکشن-نقش‌آفرینی یا همان کنترل Real Time پیش رفته که اکثر بازی‌های ژاپنی دچار این عارضه شده‌اند چرا که قصد دارند دیگر گیمرها را به سمت خود جلب کنند. این تغییرات اما در Ni no Kuni II طوری شکل گرفته که انگار عنوان پرسونا به دیدار Kingdom Hearts رفته باشد! منظورم این است که تلفیق این دو سبک به زیبایی هرچه‌تمام‌تر شکل گرفته و طرفداران دوآتیشه بازی‌های کلاسیک‌تر را نیز راضی نگه‌میدارد.

بررسی بازی Ni no Kuni II

شما در مبارزات می‌توانید تا ۶ نفر را در گروهتان داشته باشید و کنترل بین کاراکترها را سوییچ کنید. در حین کنترل کردن یک کاراکتر، هوش مصنوعی دیگر اعضای گروه را کنترل خواهد کرد که به‌طور کلی از پس ماجرا برمی‌آید و ضعیف نیست ولی گاهی کفر آدم را در می‌آورد. نوارهای HP و MP به‌مانند تمام بازی‌های نقش‌آفرینی در بازی حضور دارد و نواری موسوم به ZING به‌طور اختصاصی و جدید در این بازی خودنمایی می‌کند. نواری که با زدن ضربات و کمبوهای مختلف (Light Attack و Heavy Attack) پرشده و باعث می‌شود تا حرکت بعدی‌تان یک حرکت سوپرویژه باشد و مقدار خون بیشتری را از دشمن کم کند.

بررسی بازی Ni no Kuni II

در این بین ۴ قدرت اصلی نیز در بازی وجود دارد که می‌توانید آنها را به‌دلخواه خود بچینید و در میان مبارزات با کلیدهای میانبر از آنها به شرط کم شدن Mp خود استفاده کنید. در کنار اعضای دیگر تیم موجوداتی با نام هیگلز وجود دارند که ناخودآگاه گیمر را یاد پوکمون‌ها می‌اندازند، این موجودات در حقیقت جایگزین Familiarها از نسخه قبلی شده‌اند و بسیار از آنها جالب‌تر و کاربردی‌تر از آب در آمده‌اند. صدها هیگلز در گونه‌های مختلف در جهان بازی وجود دارد که به طرق مختلف می‌توانید آنها را بیابید و وارد تیم خود کنید و در مبارزات از آنها بهره بجویید. وجود هیگلزها در وسط میادین مبارزه پویایی خاصی به مبارزات بخشیده و کمک‌حال خوبی در برخی مواقع هستند، هر گونه هیگلز با توجه به قدرت خاص خود دایره‌ای را در جای جای میدان مبارزه شکل می‌دهد که با قرار گرفتن در میان آن دایره می‌توانید از قدرت آنها استفاده کنید و یا فرامینی همچون حمله به آنها دهید.

بررسی بازی Ni no Kuni II

در کنار مبارزاتی که به صورت دوربین سوم‌شخص روایت می‌شود، سه سبک دیگر گیم‌پلی در بازی گنجانده شده که هر یک به تنهایی می‌توانستند بار بازی را به دوش بکشند. حالتی که دوربین بازی شبیه به دوربین بازی‌های ایزومتریک شده و بالاتر می‌رود و معمولا در حالت رد شدن از جهان پهناور بازی و رفتن از نقطه به نقطه‌ای دیگر به میان می‌آید. در این حالت که نوعی ادای احترام به بازی‌های کلاسیک ژاپنی نقش‌آفرینی است شما در طول مساحت بازی می‌چرخید و ضمن جمع‌آوری آیتم‌ها و… می‌توانید با دشمنان روبرو شوید و البته مبارزات را مثل روال همیشگی (دوربین سوم‌شخص) دنبال کنید

بررسی بازی Ni no Kuni II

در این بخش از بازی ریزترین جزییاتی که انجام داده‌اید هم می‌توانید ببینید. مثلا اینکه چند بار تا به حال پریده‌اید!

حالت دیگر شبیه به بازی‌های Starnghold هست و در آن بازی حالتی استراتژی پیدا می‌کند. این حالت که Kingdom Builder نام دارد مختص ساخت یک قلعه و فرمانروایی خودتان است که نکات زیادی را در خود گنجانده و بخش کاملا مجزایی از نقش‌آفرینی بازیست که در عین حال ارتباط جزیی هم با آن دارد چرا که آپدیت کردن اشخاص و اسلحه‌ها و … را می‌توان از این طریق آسان‌تر ساخت. اصولا مدیریت آپگرید کردن شخصیت‌تان در این بازی حرف اول و آخر را می‌زند و خوشبختانه این مساله برخلاف ظاهرش چندان پیچیده نیست و برای همه گیمرها قابل فهم است.

بررسی بازی Ni no Kuni II

شما باید با جمع‌آوری آیتم‌های مختلف و… کاراکترها و قلعه‌و اسلحه و جادوها و.. را مدیریت کنید و این شخصی‌سازی در بازی به بهترین وجه پیاده‌سازی شده، مثلا شما می‌توانید تعیین کنید که جوایز مبارزات پیرامون چه نوع آیتم‌هایی باشد و روند آنها را مشخص کنید تا به هدف خود (مثلا آپگرید کردن اسلحه به جای قلعه در یک تایم مشخص از بازی) زودتر برسید.

بررسی بازی Ni no Kuni II

حالت سوم و نهایی بازی به بخش مبارزات استراتژی (RTS (Real Time Strategy برمی‌گردد که در آن شما دیگر کاراکتر یک فرد را برعهده ندارید و ارتش خودتان را در دسته‌های چندتایی کنترل می‌کنید. این حالت از بازی به‌شدت مرا یاد سری Kessen در کنسول پلی‌استیشن ۲ انداخت با این تفاوت که به‌نظر می‌رسد سازندگان کمترین وقت را برای این بخش گذاشته‌اند و مبارزات در این بخش تنها در دقایق اولی زیباست و کم کم خسته‌کننده می‌شود. بازی در بخش گیم‌پلی به طور کلی آسان است و البته موارد و ماموریت‌های چالشی‌تری هم برای گیمرهایی که قصد محک زدن مهارت‌های خود را دارند را نیز در خود دارد که می‌تواند هر دو قشر (کژوال گیمر و گیمرهای ماهرتر) را راضی نگه‌دارد.

بررسی بازی Ni no Kuni II

صداگذاری و موسیقی بازی را اگر بخواهیم بررسی کنیم باید بگویم که آرشیو غنی قطعات موسیقی استفاده شده در بازی به تک تک صحنه‌ها و سکانس‌ها به زیبایی می‌نشیند و ارکسترال زنده‌ای که قطعات را ساخته توانسته موزیک‌های حماسی و شاد و حتی غمگین گوش‌نوازی را بیافریند که بازی را از این حیث به یکی از بهترین‌ها در این چند وقت اخیر تبدیل کند. در بخش صداگذاری اما نکته‌ای به چشم می‌خورد که دور از شان بازی به این عظمت و بزرگیست! صداگذاری انگلیسی و ژاپنی به‌طور کامل برای شخصیت‌ها وجود دارد اما تمام سکانس‌ها صداگذاری نشده‌اند و خیلی مواقع گیمر باید مکالمات را به صورت Text بخواند که این مساله برای طرفداران عمومی (نه عاشقان بازی‌های نقش‌آفرینی ژآپنی‌) می‌تواند یک نکته منفی باشد.

بررسی بازی Ni no Kuni II

بازی Ni no Kuni II: Revenant Kingdom توانسته آشتی خوبی برای گیمرهای عمومی نسبت به ژانر نقش‌آفرینی ژاپنی باشد و با جهان پراز قصه خود می‌تواند ساعت‌ها گیمر را سرگرم کند. بخش داستانی بازی چیزی حدود ۳۵ الی ۴۰ ساعت برای پایان بردن زمان می‌برد که با انجام ماموریت‌های فرعی و… این زمان به ۸۰ ساعت هم می‌رسد. (البته بازی برخلاف خیلی از عناوین نقش‌آفرینی بعد از تمام شدن عملا تمام می‌شود و از اول شروع می‌شود.)

بررسی بازی Ni no Kuni II

عنوان Ni no Kuni II: Revenant Kingdom بازی بزرگیست که جز یکی دو مورد خیلی کوچک نقص در بخش صداگذاری و یا مبارزات RTS آن، توانسته ادامه بسیار بهتری از نسخه اول باشد و نوید سرآغاز یک سری بازی نقش‌آفرینی جدید را می‌دهد که در سال‌های آینده بیشتر از آن خواهیم شنید و رقیب سرسختی برای عناوین مشهور این سبک خواهد شد، گرچه حقیقتش را بخواهید همین الان هم رقیب قدری است!


  • داستان زیبای بازی
  • گرافیک چشم‌نواز
  • گیم‌پلی درگیر کننده و کامل
  • دنیای وسیع بازی
  • مدت زمان طولانی گیم‌پلی
  • موسیقی بی‌نظیر
  • تقریبا همه چی!
  • صداگذاری نشدن برخی کات‌سین‌ها
  • مبارزات RTS بازی می‌توانست بهتر باشد

The post بررسی بازی Ni no Kuni II: Revenant Kingdom ؛ جادوگر شهر قصه‌ها appeared first on دیجیاتو.

بررسی بازی Age of Empires: Definitive Edition؛ عشق در نگاه دوم

سری Age of Empires را بدون شک می توان یکی از مهم ترین نام ها در بین بازی های سبک استراتژیک دانست که طی دو دهه ای که از انتشار نسخه اول آن می گذرد، نسخه های مختلف آن تاثیر زیادی روی پیشرفت و معرفی استاندارد های تازه در این سبک، داشته اند و حال مایکروسافت ریمستر قسمت اول از این مجموعه را تحت نام بازی Age of Empires: Definitive Edition منتشر کرده است.

مایکروسافت کار خودش را در ریمستر کردن Age of Empires به خوبی هر چه تمام انجام داده ولی با تجربه بازی در طولانی مدت متوجه می شوید که این بازی، این بار به اندازه گذشته، سرگرم کننده نیست. در ادامه بررسی به دلایل رخ دادن چنین اتفاقی پاسخ خواهیم داد.

خاطرات نچندان شیرین

سه گانه کراش بندیکوت و عنوان Shadow of the Colossus چندی پیش و تحت نسخه ریمستر برای کنسول پلی استیشن ۴ عرضه شدند. بسیاری از کاربران و منتقدان نیز روی خوشی نسبت به این بازی ها نشان دادند. از جنبه های مختلفی می توان دلایل موفقیت عرضه مجدد این بازی ها را بررسی کرد. در بخش اول، هر دو این بازی ها از مخاطبان قدیمی زیادی بهره می بردند که قطعاً حاضر به پرداخت دوباره مبلغی برای تجربه بهتر و با کیفیت تر بازی مورد علاقه شان هستند.

  • سازنده: Forgotten Empires
  • ناشر: Microsoft Studios
  • پلتفرم ها: پی سی
  • پلتفرم بررسی: پی سی

در مورد دوم، می توان گفت که این بازی ها به دلیل ساختاری که در بخش هایی مانند داستان و گیم پلی دارند، با گذشت زمان، هنوز در این بخش ها کهنه و از کار افتاده نشده اند و تجربه دوباره آن ها با استانداردهای فعلی صنعت بازی های ویدیویی، قطعاً لذت بخش خواهد بود.

بازی Age of Empires: Definitive Edition با وجود آن که یکی از بهترین بازی های پی سی در دهه نود میلادی به شمار می رفت، به علت دگرگون شدن کامل استانداردهای این سبک از بازی، کمی کهنه و تا حدودی غیر قابل بازی به نظر می رسد.

ریمستر اخیر مایکروسافت را به نوعی می توان رنگی نو روی ماشین از کار افتاده ای دانست که دیگر حتی با وجود ظاهر زیبایی که دارد، توانایی حرکت را از دست داده است.

ساختار اصلی سری Age of Empires در تمام نسخه های خود، پیشرفت و اداره تمدنی شناخته شده در طول زمان است. شما به عنوان رهبر یک قبلیه یا امپراطوری وظیفه دارید مردم خود را از گذرگاه تاریخ به سلامت عبور داده و زندگی بهتری را برای آن ها فراهم کنید.

با گذشت زمان، تکنولوژی های مختلفی وارد دنیا می شوند و کار شما از جهاتی کاملاً آسان و از بخش هایی، بسیار دشوار می شود. به طور کلی و همانطور که در چند خط بالا خواندیم،  سناریو گیم پلی سری Age of Empires محتوای شیرینی دارد که قطعاً با استاندارد های امروزی نیز سرگرم کننده خواهد بود، البته برای رسیدن به «سرگرم کننده بودن»، به ابزار تازه ای لازم است که بازی Age of Empires: Definitive Edition به هیچ عنوان از آن ها بهره نمی برد.

بازی Age of Empires: Definitive Edition

هوش مصنوعی قدیمی بلای جان این بازی شده و لذت بردن از آن را بسیار دشوار می کند. مراحل زیادی در بخش داستانی را خواهید دید که به علت آن چه قدیمی شدن هوش مصنوعی بازی است، تجربه کردن آن ها، لذت زیادی ندارد.

برای مثال مبارزات بازی در سطح پایینی اتفاق می افتند و مدیریت آن ها، مخصوصاً اگر پیش از این تجربه بازی کردن عناوین جدیدی در سبک استراتژی هم زمان را داشته باشید، کار لذت بخشی نیست. سناریوهایی که برای پیروزی در نبرد یا شرایط مدیریتی خاص وجود دارد، آن قدر محدود است که با تجربه بازی بازی Age of Empires: Definitive Edition در کوتاه مدت، آن ها را حفظ خواهید شد.

البته مشکلاتی که در پاراگراف بالا به آن ها اشاره شد به هیچ عنوان برای این بازی در زمان عرضه اش نقطه ضعف محسوب نمی شدند اما در بازی Age of Empires: Definitive Edition به سوهان روح مخاطب تبدیل می شوند.

متاسفانه عقب افتادگی هوش مصنوعی، تنها مشکل این بازی نیست و باگ های گاه و بی گاه طی مراحل باعث می شود حتی مجبور به تجربه دوباره بعضی از مراحل بازی شوید. اتفاقاتی نظیر گیر کردن سربازان در یکدیگر یا اجسام موجود روی نقشه، موضوعی است که قطعاً در میان مدت آن را تجربه خواهید کرد.

بخش داستانی سرگرم کننده در کنار یک سری از المان های گیم پلی که هنوز با گذشت ۲۰ سال قدیمی نشده اند، تنها نکات مثبت بخش گیم پلی بازی محسوب می شوند، البته مواردی چون هوش مصنوعی ضعیف و باگ های گاه و بی گاه، تا حدود زیادی لذت این موارد را از بین می برند.

لباس زیبا پادشاه

از جهاتی اگر تجربه بازی کردن Age of Empires را داشته باشید، بدون شک Age of Empires: Definitive Edition برای شما خاطر انگیز خواهد بود. این عنوان در زمینه گرافیکی، ریمستر قدرتمندی محسوب می شود. تمام بافت ها، نیروها و ساختمان ها با دقت بالایی دوباره طراحی شده اند، البته این طراحی دوباره از آن جایی ارزشمند است که به هویت بازی لطمه نزده و همان حس همیشگی حضور در یکی از نسخه های این سری بازی را به مخاطب القا می کند.

در بخش صدا گذاری و موسیقی نیز همین قضیه برقرار است و شاهد یک بازآفرینی با کیفیت هستیم. تمام موسیقی های معروف بازی به خوبی دوباره نواخته شده و در مکان های خاصی که حضور داشتند، جاگذاری شده اند. افکت های صوتی و صدای محیطی نیز با جزییات زیادی در بازی بازی Age of Empires: Definitive Edition گنجانده شده تا فضاسازی فوق العاده را به عنوان یکی از نکات مثبت بازی به حساب آوریم.

در کل می توان گفت که سازندگان بازی دقت فوق العاده ای را در ریمستر کردن این عنوان به خرج داده اند و نتیجه کار در بخش های صمعی و بصری فوق العاده از آب در آمده است، مشکلات هوش مصنوعی که در این قسمت شاهد آن هستیم قطعاً در ریمستر نسخه های دوم و سوم از این سری به دلیل تاریخ عرضه جدید تر آن ها وجود نخواهد داشت اما تا زمان، تجربه Age of Empires: Definitive Edition تنها به زنده کردن حس دوباره نوستالژی ارزشمند است.


  • طراحی هنری و فنی عالی
  • موسیقی و صداگذاری دلنشین
  • برخی از المان های گیم پلی هنوز جذاب اند
  • هوش مصنوعی تاریخ مصرف گذشته
  • باگ های عجیب و غریب در گیم پلی
  • کهنه بودن بسیاری از المان های بازی

The post بررسی بازی Age of Empires: Definitive Edition؛ عشق در نگاه دوم appeared first on دیجیاتو.