بررسی دیجیاتو؛ تبلت پریمیوم هواوی مدیاپد M5 10 Pro

تبلت ها قرار بود دنیا را تصاحب کنند. چهار-پنج سال همه تصور می کردند این ابزار کاربردی به زودی جای کامپیوترهای شخصی را برای بیشتر افراد می گیرد و حتی به عنوان موبایل هم ایفای نقش می کند، ولی این اتفاق هرگز نیفتاد. امروه تبلت ها جایگاه مشخصی ندارند چون نه به اندازه لپ تاپ کاربردی هستند و نه به اندازه موبایل قابل حملند. با این حال هنوز شرکت هایی مثل اپل، سامسونگ، هواوی و لنوو به عنوان بازیگران اصلی این بازار حضور دارند. در این مطلب می خواهیم یکی از جدید ترین تبلت های بازار یعنی هواوی مدیاپد M5 10 Pro را بررسی کنیم.

هواوی در نمایشگاه MWC 2018 سری مدیاپد M5 را به عنوان پیشرفته ترین تبلت هایش معرفی کرد و ما در شهر بارسلون نگاه نزدیک کوتاهی به آنها داشتیم. مدیاپد M5 در سه مدل عرضه می شود که سخت افزار اصلی همه آنها یکسان است؛ مدل مدیاپد M5 8 کوچک تر است و نمایشگر ۸٫۴ اینچی دارد، مدل مدیاپد M5 10 با صفحه ۱۰٫۸ اینچی عرضه می شود و مدل مدیاپد M5 10 Pro هم با قلم استایلوس همراه شده است. در واقع مدیاپد M5 10 Pro پیشرفته ترین مدل خانواده تبلت های هواوی است که در ادامه مشخصاتش را مرور می کنیم:

  • نمایشگر ۱۰٫۸ اینچی IPS LCD با رزولوشن ۱۶۰۰×۲۵۶۰ پیکسل
  • چیپست های سیلیکون Kirin 960
  • ۴ گیگابایت حافظه رَم
  • ۶۴/۱۲۸ گیگابایت حافظه داخلی
  • دوربین اصلی ۱۳ مگاپیکسلی
  • دوربین سلفی ۸ مگاپیکسلی
  • خروجی صدای استریو با چهار اسپیکر
  • باتری ۷۵۰۰ میلی آمپر ساعتی
  • قیمت جهانی حدود ۵۰۰ یورو

همان طور که می بینید با مشخصات یک پرچمدار در حوزه تبلت ها روبرو هستیم که سیم کارت هم می خورد و قابلیت اتصال به شبکه LTE را هم دارد، ضمن اینکه از قلم استایلوس حرفه ای هم پشتیبانی می کند. اما آیا سخت افزار قوی و قابلیت های اضافه می تواند شما را به خریدن یک تبلت اندرویدی وادار کند؟ در ادامه با بررسی تبلت هواوی مدیاپد M5 10 Pro با دیجیاتو همراه باشید.

طراحی و کیفیت ساخت

خانواده هواوی مدیاپد M5 همانند اکثر تبلت های پریمیوم بازار که رقبای آیپد هم هستند، کیفیت ساخت بسیار خوبی دارد. بدنه فلزی یکپارچه از جنس آلیاژ آلومینیوم برس خورده و شیشه ای که در لبه ها اندکی خمیدگی دارد، همگی حس یک محصول خوش ساخت و گران قیمت را به شما منتقل می کنند، چیزی شبیه در دست گرفتن آیپد یا گلکسی تب (سری اس). البته خمیدگی لبه ها در این تبلت فقط برای زیبایی است و کاربرد خاصی ندارد، چون به خاطر حاشیه بیشتر از یک سانتیمتر در اطراف نمایشگر، انگشتتان هنگام سوایپ هیچگاه به لبه ها برخورد نمی کند.

اگر تبلت را به شکل افقی در دست بگیرید، دوربین سلفی بالای نمایشگر و دکمه هوم/حسگر اثر انگشت هم سمت راست آن، یعنی دقیقاً زیر انگشت شست دست راست قرار می گیرد، ضمن اینکه همه چیز از جمله دکمه های پاور و ولوم، درگاه سیم کارت و درگاه USB-C روی لبه سمت راست قرار گرفته اند.

پشت دستگاه نزدیک به لبه های بالا و پایین شاهد روزنه های متعدد خروجی اسپیکر هستیم که صدای استریو را با استفاده از چهار بلندگو پخش می کنند. نزدیک لبه پایینی هم یک کانکتور با سه پین دیده می شود که برای اتصال به کیبورد مخصوص به کار می رود. البته این کیبورد همراه دستگاه عرضه نمی شود و باید آن را جداگانه بخرید.

دو نکته منفی اصلی در طراحی مدیاپد M5 10 Pro دیده می شود، یکی بیرون زدگی تقریباً ۲ میلیمتری دوربین است که تعادل دستگاه را روی سطح صاف به هم می زند و حالت ناخوشایندی را به وجود می آورد. دیگری فقدان جک هدفون است که هنوز هم نمی توان به راحتی با آن کنار آمد. حالا اینکه چرا در تبلتی به این بزرگی جایی برای جک هدفون و هم سطح کردن ماژول دوربین پیدا نشده، سؤالیست که احتمالاً هواوی هم تمایلی برای پاسخ دادن به آن ندارد. با این حال مدیاپد M5 10 Pro یکی از خوش ساخت ترین تبلت های بازار است و یک دستگاه پریمیوم محسوب می شود. البته توجه داشته باشید که هیچکدام از تبلت های سری M5 ضد آب نیستند و باید مراقبت ویژه ای از آنها به عمل آورید.

نمایشگر

هواوی مدیاپد M5 10 Pro نمایشگر ۱۰٫۸ اینچی از نوع IPS LCD با رزولوشن ۱۶۰۰×۲۵۶۰ پیکسل دارد که تراکم ۲۸۰ پیکسل را در هر اینچ به ارمغان می آورد. این میزان تراکم پیکسلی اگرچه در دنیای موبایل پذیرفتنی نیست، ولی برای تبلت ها رقم بسیار خوبی محسوب می شود. نسبت نمایشگر به بدنه در این تبلت به ۷۶ درصد می رسد که حدود ۲٫۵ درصد کمتر از رقیب جدیدش یعنی سامسونگ گلکسی تب S4 است.

همان طور که انتظار می رود، هواوی یکی از بهترین پنل های IPS را در تبلت مدیاپد M5 10 Pro به کار گرفته که از نظر شفافیت، کنتراست و روشنایی در سطح بسیار بالایی قرار دارد. هواوی می گوید الگوریتم های اختصاصی موسوم به ClariVu به شکل خودکار می تواند نسبت کنتراست و وضوح تصویر را تا ۲۰ درصد بالا ببرد. البته از آنجا که امکان غیر فعال کردن این ویژگی وجود ندارد، نمی توان میزان تأثیر آن را درک کرد.

با توجه به کیفیت بسیار خوب نمایشگر، هواوی مدیاپد M5 10 Pro یکی از بهترین گزینه ها در حوزه سرگرمی مانند تماشای فیلم و اجرای بازی خواهد بود، با این حال اگر به مطالعه هم علاقه مندید، هواوی گزینه Eye Comfort را برای کاهش شدت نور آبی و جلوگیری از خستگی چشم در اختیارتان گذاشته است. این تبلت با استفاده از سنسورهای موجود، می تواند دمای رنگ و شدت نور صفحه را بر اساس نور محیط تنظیم کند.

نرم افزار

هواوی می خواهد مدیاپد M5 10 Pro را به عنوان جایگزین لپ تاپ معرفی کند ولی هرچقدر که اپل و سامسونگ در قبولاندن این باور به کاربران موفق شده اند، هواوی هم موفق خواهد بود. سخت افزار قوی لزوماً کار شما را راحت نمی کند و برای اجرای سریع وظایف مختلف به اکوسیستم نرم افزاری قدرتمند هم نیاز خواهید داشت.

همان طور که گفتیم پشت دستگاه در قسمت پایینی، کانکتورهای اتصال به کیبورد مخصوص وجود دارد. البته ما این کیبورد را در اختیار نداشتیم ولی ظاهراً پس از اتصال، تبلت وارد حالت دسکتاپ می شود و می توانید مثل یک لپ تاپ اندرویدی از آن استفاده کنید، درست مثل گوشی های جدید این شرکت (مانند میت ۱۰ یا P20) که با اتصال به نمایشگر خارجی به دسکتاپ مود تغییر وضعیت می دهند. با این حال تجربیات قبلی هم نشان می دهد که به جز در کاربردهای خاص (سرگرمی یا عملیات ساده تحت وب)، تبلت های اندرویدی و آیپدها نمی توانند جایگزین لپ تاپ شوند.

رابط کاربری مدیاپد M5 10 Pro همان EMUI 8.0 است که روی اندروید ۸٫۰ سوار شده و به خوبی با آن آشنا هستید. هواوی تغییر خاصی در این رابط کاربری نداده چون همه چیز به خوبی کار می کند، یعنی حداقل به همان خوبی گوشی های هواوی. از آنجا که با یک تبلت حرفه ای مجهز به استایلوس روبرو هستیم، انتظار داشتیم اپلیکیشن های اختصاصی هم برای استفاده از این قلم وجود داشته باشد ولی چنین نیست. فقط در صورت نیاز می توانید به جای تایپ، متن را با قلم بنویسید. سیستم تشخیص دست خط برای زبان انگلیسی خوب عمل می کند ولی برای زبان فارسی تعریفی ندارد. هواوی اپلیکیشن ماشین حساب MyScript را هم روی این تبلت نصب کرده که با استفاده از آن می توانید عبارت های ریاضی را نوشته و محاسبه نمایید. دقت تشخیص این برنامه کاملاً مطلوب است ولی برای نوشتن فرمول های دشوار باید چند بار تلاش کنید.

اما کارآیی اصلی قلم مدیاپد M5 10 Pro برای طراحی است و بدین منظور، می توانید اپلیکیشن MediBang Paint را به شکل رایگان از گوگل پلی نصب کنید. در این اپلیکیشن بیش از صد نوع قلم و امکانات متعدد نقاشی را در اختیار دارید، ضمن اینکه می توانید از حساسیت قلم به زاویه و فشار هم استفاده کنید. استایلوس همراه این تبلت واقعاً حرفه ای است و می توانید آثار فوق العاده ای را با آن خلق نمایید. در قسمت بعد توضیحات بیشتری در موردش خواهیم داد.

امکانات نرم افزاری مدیاپد M5 10 Pro همانند گوشی های هواوی است و شاید بهتر بود این شرکت چینی قابلیت های ویژه ای را برای آن تدارک می دید. با این حال حتی در بهترین شرایط هم اکوسیستم تبلت های کنونی نمی تواند جایگزین لپ تاپ شود.

استایلوس M-Pen

همان طور که گفتیم مدیاپد M5 10 Pro همراه یک استایلوس به نام M-Pen عرضه می شود. این قلم تا ۴۰۹۶ سطح فشار را تشخیص داده و از تغییر زاویه هم پشتیبانی می کند، بنابراین در زمان طراحی می توانید با تغییر فشار، شدت رنگ و ضخامت قلم را تنظیم کنید.

قلم M-Pen به خاطر وزن مناسب و بدنه آلومینیومی، بسیار خوش دست است ضمن اینکه طراحی زیبایی هم دارد. شارژ قلم از طریق درگاه USB-C انجام می شود که به شکل هوشمندانه ای زیر گیره بالایی پنهان شده. دو دکمه هم روی بدنه تعبیه شده که زیر انگشت شست قرار می گیرند و به راحتی فشرده می شوند. البته فشردن ناخواسته این دکمه ها هم به دفعات اتفاق می افتد و در برنامه های خاص می تواند دردسرساز شود.

برای استفاده از قلم باید واقعاً هنرمند باشید، چون در غیر این صورت کاربرد خاصی برای آن نخواهید یافت. حتی برای نوشتن متن هم تایپ با کیبورد مجازی سریع تر از نوشتن با قلم خواهد بود. اما اگر استعداد و علاقه به طراحی و نقاشی دارید، استایلوس M-Pen می تواند نقطه شروع بسیار خوبی برای ورود به دنیای طراحی دیجیتال باشد.

سخت افزار

مدیاپد M5 10 Pro از نظر سخت افزاری مشابه گوشی های پرچمدار دو سال قبل است. این رویکرد در دنیای تبلت کاملاً رایج شده و اکثر شرکت ها از ترکیب سخت افزاری موبایل های سال قبل خودشان برای این کار استفاده می کنند. چیپست Kirin 960، چهار گیگابایت حافظه رَم و ۶۴ گیگابایت حافظه داخلی، به راحتی نیاز شما را برای اجرای روان اندروید، رابط کاربری هواوی و اپلیکیشن های روز برآورده خواهند کرد.

ما همچون همیشه بنچمارک های مختلف را با استفاده از اپلیکیشن های آنتوتو، گیکبنچ، پی سی مارک و تری دی مارک انجام دادیم. نتایج به دست آمده توسط تبلت هواوی مدیاپد M5 10 Pro را در تصویر زیر می بینید:

با توجه به امتیازات به دست آمده، واضح است که مدیاپد M5 10 Pro هیچ مشکلی برای اجرای بازی ها و اپلیکیشن های سنگین ندارد. در کنار عملکرد روان رابط کاربری و اجرای سریع تمام برنامه ها، ما چند بازی سنگین از جمله آسفالت ۹ را با بالاترین تنظیمات گرافیکی و نرخ فریم مطلوب روی این تبلت اجرا کردیم. همچنین عملیات تشخیص دستخط یا طراحی با براش های سنگین هم در لحظه و بدون مکث انجام می شود که نشان از توان سخت افزاری بالای این تبلت دارد.

کیفیت صدا یکی از برتری های اصلی مدیاپد M5 10 Pro به شمار می رود. چهار اسپیکر تعبیه شده در این تبلت بوسیله شرکت هارمان تنظیم شده و از فناوری اختصاصی Histen هواوی هم بهره می برد.

صدای خروجی این تبلت به شکل استریو، کاملاً واضح و بدون اعوجاج است و حتی می توان با آن موزیک گوش کرد، البته به شرطی که از خیر صدای بیس بگذرید. متأسفانه هواوی جک هدفون را از این تبلت حذف کرده و برای اتصال هدفون محبوبتان باید از دانگل تبدیل USB-C به جک ۳٫۵ میلیمتری استفاده کنید.

دوربین

برخلاف اکثر محصولات جدید هواوی که سه یا چهار دوربین دارند، تبلت مدیاپد M5 10 Pro از یک دوربین اصلی در پشت بدنه و یک دوربین سلفی بهره می برد. دوربین اصلی این تبلت به یک حسگر ۱۳ مگاپیکسلی و لنزی با ضریب اف ۲٫۲ مجهز شده که قابلیت فوکوس خودکار با تشخیص فاز (PDAF) هم دارد ولی از فلاش بی بهره است. در جلوی دستگاه هم شاهد دوربین سلفی ۸ مگاپیکسلی با ضریب اف ۲٫۲ و فوکوس ثابت هستیم.

رابط کاربری دوربین همانیست که در گوشی های هواوی می بینیم. با سوایپ به سمت راست وارد گزینه های از پیش تعریف شده مانند اچ دی آر، تنظیمات دستی، پانوراما، تایم لپس و غیره می رسیم و با سوایپ به سمت چپ منوی تنظیمات ظاهر می شود. انتخاب حالت پرتره هم برای هر دو دوربین و از طریق آیکن مربوطه میسر است، البته فقط دوربین سلفی توانایی محو کردن پس زمینه را دارد.

شاید از خودتان بپرسید چه کسی با تبلت عکاسی می کند، که سؤال خوبیست و پاسخ دقیقی ندارد. احتمالاً هواوی هم به همین دلیل تصمیم گرفته دوربین پیشرفته ای را در مدیاپد M5 10 Pro به کار نگیرد. همان طور که در تصاویر زیر می بینید جز در شرایط نوری بی نقص، عکس ها عمدتاً نویز دارند یا جزئیات به خوبی ثبت نشده. البته فوکوس دقیق و سریع انجام می شود و حالت پرتره هم به خوبی سوژه را از زمینه جدا می کند. در ادامه چند نمونه تصویر ثبت شده با این تبلت را می بینید.

در مجموع کیفیت دوربین های اصلی و سلفی مدیاپد M5 10 Pro برای سرگرمی و در مواقع اضطراری، رضایت بخش است اما وجود نویز زیاد، از دست رفتن جزئیات در شرایط نوری مختلف و فقدان فلاش را می توان از جمله نقاط ضعف این تبلت برشمرد. اگرچه عکاسی با تبلت چندان مرسوم نیست، ولی با توجه به لقب پرو در نام این تبلت، بهتر بود که هواوی دوربین بهتری را در آن به کار می گرفت.

باتری و شارژ

هواوی باتری ۷۵۰۰ میلی آمپر ساعتی را در مدیاپد M5 10 Pro به کار گرفته، یعنی تقریباً همان ظرفیتی که در اکثر رقبای ۱۰ اینچی می بینیم. این باتری غول آسا در سخت ترین شرایط می تواند تبلت را ۲ روز کامل روشن نگه دارد و اگر استفاده مقطعی از آن داشته باشید، شاید یک هفته کاری را در کنارتان باشد. البته تست باتری با اپلیکیشن پی سی مارک رقم نزدیک به ۱۰ ساعت را نشان می دهد که کمتر از انتظار است و با تجربه واقعی استفاده از دستگاه مطابقت ندارد.

خوشبختانه مدیاپد M5 10 Pro از فناوری شارژ سریع هم پشتیبانی می کند تا برای پر کردن آن زیاد معطل نشوید. شارژ کامل این تبلت با استفاده از شارژر ۱۸ واتی همراهش به حدود ۳ ساعت زمان نیاز دارد که رقم خوبی محسوب می شود.

جمع بندی

اپل، سامسونگ و هواوی هنوز هم تلاش می کنند تا تبلت های پریمیوم را به عنوان جایگزین لپ تاپ معرفی کنند، ولی این اتفاق هیچگاه نخواهد افتاد. هواوی مدیاپد M5 10 Pro هم حتی با داک کیبورد اختصاصی اش نمی تواند جای لپ تاپ و کامپیوتر شما را بگیرد ولی در نقش یک تبلت، حرف های زیادی برای گفتن دارد. مرور وب، تماشای فیلم، گوش دادن به موسیقی و اجرای بازی، کارهایی هستند که با تبلت جدید هواوی در سطح بالایی اجرا می شوند.

از طرفی اگر هنرمند و طراح هستید، هواوی مدیاپد M5 10 Pro با استایلوس حرفه ای می تواند شما را وارد دنیای طراحی دیجیتال کند. سخت افزار قدرتمند و قلم پیشرفته در این مسیر به کمکتان می آیند. البته توجه داشته باشید که باید حتماً از اپلیکیشن های ثالث استفاده کنید چون هواوی هیچگونه برنامه اختصاصی را برای کار کردن با قلم در تبلت تعبیه نکرده است.

طراحی افقی این تبلت در موارد متعددی مشکل ساز است، چون اپلیکیشن های زیادی در حالت عمودی بهتر اجرا می شوند ولی وقتی هواوی مدیاپد M5 10 Pro را به شکل عمودی در دست بگیرید، عملاً به دکمه های کنترلی دسترسی نخواهید داشت و وبکم روی حاشیه سمت راست نمایشگر قرار می گیرد.

با این حال به دنبال یک تبلت اندرویدی با سخت افزار قدرتمند، کیفیت ساخت عالی، امکانات مالتی مدیای مطلوب و استایلوس حرفه ای هستید، هواوی مدیاپد M5 10 Pro گزینه خوبی به شمار می رود. در ادامه نقاط قوت و ضعف این محصول را مرور می کنیم.

نقاط قوت هواوی مدیاپد M5 10 Pro
  • کیفیت ساخت عالی
  • نمایشگر شفاف و با کیفیت
  • سخت افزار قدرتمند
  • پخش صدای استریوی با کیفیت از چهار بلندگو
  • کیبورد اختصاصی با حالت دسکتاپ
  • استایلوس حرفه ای
  • شارژدهی مناسب
نقاط ضعف هواوی مدیاپد M5 10 Pro
  • طراحی نامناسب برای استفاده عمودی
  • ضد آب نبودن بدنه
  • بیرون زدگی دوربین اصلی
  • فقدان جک هدفون
  • فقدان امکانات نرم افزاری مخصوص قلم

The post بررسی دیجیاتو؛ تبلت پریمیوم هواوی مدیاپد M5 10 Pro appeared first on دیجیاتو.

کدام پرچمدار پرتره های بهتری می گیرد: آیفون ۱۰، گلکسی اس ۹ پلاس یا پی ۲۰ پرو

تا امروز برای عکاسی پرتره با پس زمینه ی محو به یک دوربین غول پیکر DSLR و لنزی با نسبت کانونی مناسب احتیاج داشتید، اما تلفن های هوشمند که پیش از این دوربین های کامپکت ها از صحنه روزگار حذف کردند، حالا با مقاصد شوم به DSLR های حرفه ای تر نزدیک می شوند. گوشی های امروزی به لطف توان سخت افزاری چشمگیر خود قادر هستند کمبودهایی مثل نداشتن لنز و حسگر بزرگ را با پردازش های نرم افزاری جبران کنند و عملکردی نزدیک به دوربین های حرفه ای نمایش دهند.

این موضوع باعث شده قابلیت ثبت عکس های پرتره به یکی از میدان های اصلی رقابت در بازار موبایل تبدیل شود و تولید کنندگان گوشی تلاش زیادی برای پیاده سازی هرچه بهتر این قابلیت در محصولات اخیر خود به خرج دهند. بر همین اساس پرچمداران اصلی سه تولید کننده اول تا سوم بازار موبایل را انتخاب کردیم تا در این مطلب کیفیت عکاسی پرتره در آنها مقایسه کنیم. این سه پرچمدار نام آشنا آیفون ۱۰ از اپل، گلکسی اس ۹ پلاس از سامسونگ و پی ۲۰ پرو از هواوی هستند. در ادامه با دیجیاتو همراه باشید.

عکاسی پرتره با موبایل

بر اساس توضیح ویکی پدیا، عکس پرتره یعنی تصویری از صورت، گردن و شانه های سوژه. عکاسی پرتره فوت و فن و نکات بسیاری دارد و از زاویه چهره تا نورپردازی را شامل می شود. اما وقتی در مورد حالت پرتره در موبایل های هوشمند صحبت می کنیم، مهم ترین چیز این است که دستگاه به خوبی سوژه را تشخیص دهد، مرز اطراف چهره را شناسایی کند و هرچه در زمینه ی آن قرار دارد را محو نماید. محو بودن زمینه کمک می کند توجه بیشتری روی سوژه باشد و نتیجه به خروجی دوربین های حرفه ای نزدیک تر خواهد بود. بعضی گوشی ها هم به شکل خودکار سوژه را روتوش می کنند تا چهره ی کاربر بی نقص تر باشد.

در این مطلب می خواهیم بهترین پرتره ای که هر موبایل می تواند خلق کند را با رقبا مقایسه کنیم، در نتیجه قابلیت هایی مثل روتوش چهره یا حالت HDR که در برخی مدل ها به شکل پیش فرض فعال هستند را فعال باقی گذاشتیم، اما قابلیتی مثل شبیه سازی نورپردازی استودیویی هنوز در اولین مراحل توسعه قرار دارد و چندان خوب عمل نمی کند، در نتیجه از وارد کردن آن به مقایسه صرف نظر کردیم.

برای انجام مقایسه ۴ سناریوی مختلف در نظر گرفتیم. پرتره با دوربین سلفی در محیط داخلی و خارجی، پرتره با دوربین اصلی در محیط خارجی و یک پرتره با پس زمینه سفید ساده. در تصویری که با زمینه ی سفید گرفته شده تمرکز روی این است که کدام محصول چهره ی بهتری ثبت می کند.

عکاسی پرتره با موبایل

لنز آیفون ۱۰ زاویه دید محدود تری دارد و هیچ روتوشی روی چهره اعمال نمی کند. زاویه دید اس ۹ پلاس و پی ۲۰ پرو باز تر است و به درد سلفی های دست جمعی می خورد. هر دو محصول ضمناً به قابلیت روتوش مجهز هستند، هرچند در اس ۹ پلاس فقط می توانید روتوش را خاموش یا روشن کنید، اما پی ۲۰ پرو این امکان را می دهد که مقدار روتوش را هم بین ۱ تا ۱۰ انتخاب کنید و ما آن را روی ۵ قرار دادیم.

در برش ۱۰۰ درصد تصاویر مشاهده می کنیم که دوربین جلو در گلکسی اس ۹ پلاس بیشترین جزئیات را ثبت کرده و با اختلاف در رده اول قرار می گیرد، حتی با وجود اینکه پی ۲۰ پرو یک دوربین سلفی ۲۴ مگاپیکسلی دارد و این رقم دقیقاً ۳ برابر از پرچمدار سامسونگ بیشتر است.

عکاسی پرتره با موبایل

در این تصویر همچنین تفاوت عملکرد هر محصول در مقدار روتوش بیشتر مشخص می شود. آیفون در واقعیت دست نمی برد، گلکسی اس ۹ پلاس کمی از ایرادات را می پوشاند و در پی ۲۰ پرو می توانید در روتوش کردن به سیم آخر بزنید.

در سناریوی بعدی زمینه سفید را کنار گذاشته و به محیط شلوغ تری رفتیم تا عملکرد دستگاه در تشخیص چهره و تار کردن اطراف آن محک زده شود.

عکاسی پرتره با موبایل

در این مرحله عملکرد هر ۳ گوشی در تار کردن اطراف سوژه قابل قبول است و تفاوت اصلی به نحوه ثبت چهره باز می گردد. باز هم آیفون ۱۰ چهره را همان گونه که هست ثبت می کند، گلکسی اس ۹ پلاس جایی بینابین قرار دارد و نتیجه را بهتر می کند بدون اینکه از واقعیت فاصله بگیرد. پی ۲۰ پرو هم تا هرجا که شما بخواهید در روتوش کردن پیش می رود، هرچند روتوش بیش از حد به چهره ای مصنوعی منجر می شود درست مانند چیزی که در عکس های پرسنلی رخ می دهد.

برای مشاهده پرتره های ثبت شده با دوربین سلفی در ابعاد اصلی اینجا کلیک کنید: آیفون ۱۰گلکسی اس ۹ پلاسپی ۲۰ پرو

وقتی به محیط طبیعی می رویم اضافه شدن نور خورشید کنتراست شدیدی ایجاد می کند و کار به مراتب سخت تر می شود. حالا دیگر تشخیص دادن چهره از زمینه به سادگی قبل نیست و این موضوع عملکرد دوربین را تحت تاثیر قرار می دهد.

عکاسی پرتره با موبایل

برش ۱۰۰ درصد مشاهده می کنیم که آیفون ۱۰ و پی ۲۰ پرو کمی از لبه های مو و صورت سوژه را هم تار کرده اند تا فاصله ای بین زمینه و سوژه ایجاد نشود، اما گلکسی اس ۹ برعکس عمل کرده و برای جلوگیری از تار شدن صورت و موها، اطراف سوژه را کمتر از بقیه زمینه تار کرده است.

عکاسی پرتره با موبایل

هرچند دوربین های عکاسی این کار را بدون نقص انجام می دهند، اما باید توجه داشته باشیم که در مورد دوربین بسیار کوچک جلوی موبایل صحبت می کنیم و عملکرد هر ۳ پرچمدار در این بخش قابل قبول به حساب می آید. وقتی به دوربین عقب سوییچ می کنیم، دستگاه به لطف سنسور بزرگ و اطلاعات بیشتری که از صحنه در اختیار دارد، عملکرد تار کردن زمینه را هم بسیار دقیق تر انجام می دهد.

عکاسی پرتره با آیفون 10

عکاسی پرتره با گلکسی اس 9 پلاس

عکاسی پرتره با هواوی

برای مشاهده پرتره ها در اندازه اصلی کلیک کنید: آیفون ۱۰گلکسی اس ۹ پلاسپی ۲۰ پرو

نکته ای که در تصاویر به چشم می خورد این است که پرچمدار سامسونگ و هواوی بهتر موفق شده اند کنتراست بالای تصویر را حفظ نمایند، در حالی که تصویر ثبت شده با آیفون در بخش های بسیار روشن (روی شانه ی سوژه) دچار حالت over expose شده است و از نظر نوردهی ایراد دارد. اما در مورد محو کردن زمینه، هر ۳ محصول سربلند از این آزمایش بیرون آمده اند، هرچند باز هم به نظر می رسد تصویر گلکسی اس ۹ پلاس جزئیات بیشتری دارد.

عکاسی پرتره با موبایل

بر اساس نمونه عکس هایی که مشاهده کردیم، به نظر شما کدام پرچمدار برای عکاسی پرتره با موبایل گزینه مناسب تری به حساب می آید؟ برای شنیدن نظرات شما مشتاق هستیم.

The post کدام پرچمدار پرتره های بهتری می گیرد: آیفون ۱۰، گلکسی اس ۹ پلاس یا پی ۲۰ پرو appeared first on دیجیاتو.

بررسی استیم ماشین Alienware ؛ غریب خسته

زمزمه‌های تولید سخت افزاری مبتنی بر پلتفرم استیم یا استیم ماشین از اوایل سال ۲۰۱۱ یعنی بیش از ۷ سال پیش شنیده می‌شد. چند سالی طول کشید تا ایده‌ای نسبتا تکامل یافته به ذهن سازندگان کامپیوترهای مخصوص گیم و البته شرکت والو، مالک استیم و بازی‌های شناخته شده Counter-Strike و Half-Life رسید.

اولین نمونه‌های واقعی استیم ماشین و استیم کنترلر سال ۲۰۱۴ جلوی دوربین عکاسان و خبرنگاران خودنمایی کردند و سال ۲۰۱۵ اولین استیم ماشین روشنایی روز را به خود دید و به بازار عرضه شد. مسیری طولانی طی شد و حالا سه سال از آن دوران گذشته ولی نه والو برنامه‌ای برای سیستم عامل مخصوص خود تحت عنوان SteamOS دارد و نه شرکت‌های تولیدکننده دیگر مایل به تولید استیم ماشین هستند.

استیم ماشین‌ها حرکتی رو به جلو نداشتند و متوقف شدند اما به عنوان نمونه یکی از بهترین استیم ماشین‌های عرضه شده در سال ۲۰۱۵ که توسط شرکت Alienware تولید شده را در اختیار داشتیم تا ببینیم که تلاش همه جانبه شرکت‌های نرم افزاری و سخت افزاری به جهت دور زدن ویندوز و ارائه کامپیوترهای کنسول‌نما در اتاق نشیمن تا چه حد موفقیت آمیز بوده.

کنترلر استیم

در نگاه اول کنترلر استیم بسیار عجیب، بزرگ و متفاوت به نظر می‌رسد و مطمئن باشید که همینطور هم هست. وقتی آن را در دست می‌گیرید اولین نکته‌ای که نظر شما را به خود جلب می‌کند ابعاد بزرگ آن در قیاس با دیگر کنترلرهای بازی است. حتی کنترلر ایکس باکس وان هم که به بزرگ بودن شهرت دارد در برابر آن توانایی عرض اندام ندارد. دومین نکته توخالی بودن آن و احساس کاذبی است که منتقل می‌کند.

کنترلر استیم اگرچه به سبب داشتن دو تاچ پد بزرگ، کاملا متفاوت است اما نه احساس راحتی در طولانی مدت دارد و نه حس ارزشمندی خاصی منتقل می‌کند. اگر با کنترلرهای پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان کار کرده باشید قطعا متوجه ارگونومی مناسب هر دو و کیفیت ساخت بالای آن‌ها شده‌اید. از وزن متعادل گرفته تا حس فشردن دکمه‌ها و در دست گرفتن چیزی واقعی، همه مولفه‌هایی هستند که کنترلر کنسول‌های سونی و مایکروسافت را برای سال‌ها جذاب نگه می‌دارد.

استیم کنترلر اما چنین احساسی را در بر ندارد. برای بررسی این محصول، به مدت دو هفته از استیم ماشین به همراه کنترلر خاصی که داشت استفاده کردم تا زیر و بم آن را بشناسم اما نکات مثبتی که قابل اشاره باشند به ندرت خودی نشان می‌دادند. برآمدگی‌های عجیب در قسمت گریپ یا جایی که قرار است کنترلر در کف دست قرار بگیرد، کار را حتی برای کسانی که انگشت شست کشیده دارند هم دشوار می‌کند.

جایگاه دکمه‌های ABXY ابدا مناسب نیست و تاچ‌پدها نه سرعت ماوس را در اختیار کاربر قرار می‌دهند و نه دقت آنالوگ استیک‌ها را. در حقیقت استفاده از آن‌ها بیشتر شبیه به استفاده از نمایشگر موبایل است. هدف‌گیری در پابجی موبایل یا دیگر بازی‌های شوتر موبایلی را تصور کنید… حالا قرار است با پی سی گیمرهای مجهز به ماوس‌هایی با DPI بالا کانتر استرایک بازی کنید!

تنها بدعت قابل قبول والو در طراحی این کنترلر، پدال‌هایی است که در قسمت پشتی قرار گرفته‌اند و دو دکمه جدید در اختیار شما قرار می‌دهند. بسته به اختیاری که بازی‌ها به شما می‌دهند، می‌توانید دکمه‌ها را روی قابلیت‌های مختلف تنظیم کنید مثل پریدن، پرتاب نارنجک یا حتی سینه خیز رفتن.

از یغور بودن و بیش از اندازه حجیم بودن کنترلر گفتیم، فراموش نکنید که نگاهی هم به دکمه‌های LB RB LT RT بیندازید تا بهتر متوجه قصد طراحان آن شوید. گویا دست‌های سترگ و تنومند گیب نیول، مدیرعامل والو الگوی ساخت استیم کنترلر بوده.

کنترلر استیم

تاچ‌پدها اما در هنگام چت کردن و وارد کردن اطلاعات به وسیله کیبورد مجازی کارایی مناسبی دارند که اگر به کار کردن با آن عادت کنید می‌توان لقب بهترین کنترلر برای چت کردن را به آن اعطا کرد. همین، نه بیشتر.

در این حالت کیبورد به دو بخش مجزا از هم تقسیم می‌شود (خط مشکی را در گیف بالا ببینید) و هر سمت از کیبورد به یکی از تاچ‌پدها اختصاص می‌یابد. هر نقطه از تاچ‌پد را که لمس کنید، انگشت مجازی‌تان روی یکی از دکمه‌ها قرار می‌گیرد و با فشردن تاچ‌پد، کلید فشرده می‌شود. ساده و جذاب است.

به وضوح، برتری این دستگاه به کنترلر متفاوتش نیست و احتمالا ترجیح می‌دهید که یک کیبورد و ماوس مجزا به آن وصل کنید تا خیال خودتان را از بابت لذت بردن از بازی‌ها راحت کنید.

سخت افزار استیم ماشین

این دستگاه از یک کارت گرافیک دستکاری شده GeForce GTX 750 Ti انویدیا بهره می‌برد که با دو گیگابایت رم GDDR5 همراه شده. نه خیلی قدرتمند برای امروز و نه خیلی ضعیف برای اجرای عمده بازی‌های چند سال اخیر.

در کنار آن گزینه‌های متنوعی برای انتخاب سی پی یو، رم و هارد دستگاه برای شما وجود دارد.

برای انتخاب هارد دو گزینه ۵۰۰ گیگابایت و ۱ ترابایتی را در اختیار دارید در حالی که رم دستگاه را می‌توان بین ۴ و ۸ گیگابایت انتخاب کرد. برای نیاز بازی‌های امروزی چندان بالا نیست اما باید توجه داشت که استیم ماشین Alienware برای سال ۲۰۱۵ است و مدت‌هاست که شرکت دِل آن را به روزرسانی نکرده.

برای سی پی یو نیز انتخاب‌های مرسوم Core i5 ،Core i3 و Core i7 موجود هستند که به ترتیب با ۳، ۶ و ۸ مگ کش ارائه می‌شوند و سرعت پردازش ۳.۲، ۳ و ۳ گیگاهرتزی دارند. برجسته و قدرتمند نیست اما با توجه به قیمت پایه ۴۵۰ دلاری کافی است.

خبری از درایو نوری نیست و هر نیازی دارید باید از طریق ۴ درگاه یو اس بی (دو USB 2.0 و دو USB 3.0) برطرف کنید. یک ورودی و یک خروجی HDMI هم در قسمت پشتی دستگاه تعبیه شده. مابین پورت‌های HDMI و USB 3.0 نیز یک پورت خروجی صدای اوپتیکال و پورت RJ45 قرار گرفته‌اند.

طراحی این پی‌سی-کنسول ساده است و یک جعبه کوچک بیش نیست. دکمه روشن کردن دستگاه همان صورتک معروف آدم فضایی Alienware است و در قسمت چپ دستگاه یک بریدگی با لوگوی استیم، نشان می‌دهد که ماجرا چیست و این دستگاه چه هویتی دارد.

سیستم عامل استیم و نحوه اجرای بازی‌ها

استیم ماشین

استیم ماشین شرکت Alienware در چند مدل مختلف و با سخت افزارهای متنوع عرضه می‌شود. بنابراین به راحتی نمی‌توان در مورد عملکرد دستگاه حین اجرای بازی‌ها صحبت کرد. بسته به اینکه کدام کانفیگ سخت افزاری را انتخاب کنید، میزان فریم حاصل در بازی‌ها نیز بسیار متنوع خواهد بود.

اما اینجا بحث بر سر سخت افزار نیست. بگذارید از یک چالش مهم‌تر صحبت کنیم که به شکل عجیبی جلوی قدرتنمایی سخت افزار را گرفته است: سیستم عامل استیم یا تقریبا همان حالت Big Picture کلاینت استیم روی ویندوز.

شاید فکر کنید ساختن یک سیستم عامل مختص بازی‌های ویدیویی باعث شده تا عملکرد دستگاه حین اجرای بازی‌ها بهبود یابد و وقت آن رسیده باشد که گیمرها با ویندوز خداحافظی کنند اما نه چنین نیست و تیر توسعه دهندگان این سیستم عامل به سنگ خورد.

خروجی برخی از بازی‌ها مثل Counter-Strike: Global Offensive در مقایسه با ورژن ویندوزی تفاوت خاصی ندارد و به نرمی اجرا می‌شود ولی وقتی به سراغ بازی‌های سنگین‌تری نظیر Bioshock Infinite (انتشار در سال ۲۰۱۳ و پیش از عرضه استیم ماشین) یا Hitman (انتشار ابتدایی در سال ۲۰۱۶ و پس از عرضه استیم ماشین) می‌روید متوجه می‌شوید که اوضاع عجیب نا به سامان است. گاهی اوقات بعضی از بازی‌ها حتی در حالت Low و Very Low تمامی تنظیماتشان نیز قابل بازی نیستند و افت فریم‌های قابل توجهی را تجربه می‌کنند.

برای حل این مشکل اما می‌توان یک کار هوشمندانه کرد: سریعا به گوگل پناه ببرید و سرچ کنید که چطور می‌توان روی استیم ماشین، ویندوز نصب کرد. بله، بله، می‌دانیم که احتمالا برای فرار از پشت میز و صندلی نشینی و محیط ویندوز به استیم ماشین پناه آورده‌اید اما باید پذیرفت که سیستم عامل استیم در ارائه یک تجربه بی نقص یا دست کم، کم نقص شکست خورده.

نصب کردن ویندوز روی استیم ماشین احتمالا هوشمندانه‌ترین کاری است که در همان ابتدای راه اندازی محصول باید انجام بدهید و یک بار دیگر، فراموش نکنید که اگرچه دِل و والو قصد دارند استیم ماشین‌ها را به عنوان کنسول معرفی کنند اما این دستگاه‌ها یک پی‌سی جمع و جور در ردای کنسول هستند.

یکی دیگر از قابلیت‌هایی که سازندگان سیستم عامل استیم به آن می‌بالند، قابلیت استریم بازی‌ها از پی‌سی‌های دیگر حاضر در خانه روی استیم ماشین است. یعنی شما می‌توانید بازی را روی پی سی که در اتاق دارید اجرا کنید و ادامه ماجرا را روی استیم ماشین اتاق نشیمنتان پیگیری کنید. البته که ویژگی جالبی است اما اگر یک پی سی قدرتمند چند صد دلاری دارید، چرا باید هزینه کنید و یک استیم ماشین حداقل ۵۰۰ دلاری بخرید؟

بازی‌ها

از ۴۴۸ بازی موجود در اکانت استیم من، ۱۵۴ بازی برای سیستم عامل استیم نیز پورت شده‌اند. اگر در نظر بگیریم این اکانت استیم همه مدل بازی‌هایی را در خود جای داده و از همه سبکی می‌توان دست کم چند بازی خوب را در آن پیدا کرد، به این نتیجه می‌رسیم که محدودیت سیستم عامل فراموش شده استیم غیر قابل انکار است.

استیم ماشین

سمت چپ تعداد بازی‌های ویندوزی و سمت راست تعداد بازی‌های پورت شده روی سیستم عامل استیم از همان لیست ۴۴۸ تایی.

همه بازی‌های اکانت استیم شما روی سیستم عامل استیم قابل اجرا نیستند و این موضوع زمانی که لیست بازی‌های خودتان را بالا و پایین می‌کنید تا یکی را نصب کنید ولی متوجه می‌شوید برای سیستم عامل استیم پورت نشده واقعا آزار دهنده است.

ماجرا زمانی شکل ناخوشایندتری به خود می‌گیرد که متوجه شوید توسعه دهندگان دیگر میلی به ارائه پورتی جانبی برای سیستم عامل استیم ندارند و حتی والو هم دیگر پیگیر امر نیست.

راه حل اما همان کاری است که چند خط بالاتر ذکر شد. در اولین اقدام ویندوز نصب کنید. والو این سیستم عامل را رها کرده و احتمالا اوضاع آن بهتر نخواهد شد. پس از ظرفیت‌های موجود باید به نحوی دیگر استفاده کرد.

حرف آخر

استیم ماشین و استیم کنترلر

دلیل آنکه به سراغ این دستگاه رفته‌ایم، نگاهی به سیستم عامل استیم و بررسی کنترلر مخصوص آن بوده. به خوبی آگاه هستیم که سخت افزار این دستگاه به نسبت فناوری هر لحظه در حال تغییر امروز کمی قدیمی شده اما برچسب قیمت مناسب آن در قیاس با سخت افزارهای فعلی را هم باید در نظر گرفت.

به هر حال استیم ماشین یک تجربه متفاوت در اختیار کاربران به خصوص پی سی گیمرهایی که می‌خواهند به اتاق نشیمن نقل مکان کنند می‌گذارد و در ارائه این تجربه تا حد امکان دست کاربر را هم باز گذاشته. می‌توانید کنترلرهای دیگر را روی آن تست کنید، می‌توانید ویندوز نصب کنید و حتی با ورودی HDMI آن را به یک مرکز سرگرمی مستقل تبدیل کنید.

همه این‌ها امکان پذیر است به شرطی که زمان بگذارید، آن را بشناسید و با توجه به قیمت مناسبی که دارد (حداقل قیمت جهانی که مناسب است، در بازار ایران اما هیچ چیز سر جای خودش نیست) از امکانات آن بهره بگیرید.

نکات منفی
  • سیستم عامل استیم اصلا مناسب نیست
  • بهتر است از ماوس و کیبورد یا کنترلرهای دیگر استفاده کنید
  • سخت افزاری که قدیمی شده
  • عدم امکان تغییر و ارتقای عمده قطعات سخت افزاری
  • بازی‌های جدید روی سیستم عامل استیم عرضه نمی‌شوند
نکات مثبت
  • یک پی‌سی جمع و جور برای اتاق نشیمن
  • ویندوز عمده مشکلات را حل می‌کند

 

  • این مطلب با همکاری فروشگاه ۲۰۵Store تهیه شده است. برای تهیه کنسول و بازی ها می توانید از وبسایت Infikala دیدن کنید.

The post بررسی استیم ماشین Alienware ؛ غریب خسته appeared first on دیجیاتو.

بررسی دیجیاتو؛ مقایسه هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ و گلکسی J7 پرو [به همراه بررسی ویدیویی]

چندی قبل جدیدترین موبایل اقتصادی هواوی یعنی Y7 پرایم ۲۰۱۸ را برایتان بررسی کردیم تا با نقاط قوت و ضعف آن آشنا شوید. هواوی برای اولین بار زبان طراحی موبایل های ارزان قیمتش را هم تغییر داده و از نمایشگر فول ویو بهره گرفته تا جذابیت بیشتری را برای جوانان، که مخاطبین اصلی سری Y هستند، ایجاد کند.

در این مطلب می خواهیم هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ را با یکی از رقبای اصلی اش که از قضا یکی از پر فروش ترین محصولات بازار کشورمان نیز هست، یعنی سامسونگ گلکسی J7 پرو (مدل ۲۰۱۷) مقایسه کنیم. ابتدا بهتر است نگاهی به مشخصات اصلی این دو گوشی بیندازیم.

  هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ سامسونگ گلکسی J7 پرو
جنس بدنه پلاستیک و فلز فلز
وزن ۱۵۵ گرم ۱۸۱ گرم
نمایشگر ۵٫۹۹ اینچی IPS LCD ۵٫۵ اینچی AMOLED
رزولوشن نمایشگر اچ دی پلاس فول اچ دی پلاس
تراکم پیکسلی نمایشگر ۲۶۹ پیکسل در هر اینچ ۴۰۱ پیکسل در هر اینچ
سیستم عامل اندروید ۸٫۰ اندروید ۷٫۰
چیپست اسنپدراگون ۴۳۰ اگزینوس ۷۸۷۰
حافظه رَم ۳ گیگابایت ۳ گیگابایت
فضای ذخیره‌سازی ۳۲ گیگابایت ۳۲ گیگابایت
دوربین اصلی ۲+۱۳ مگاپیکسلی (f/2.2) ۱۳ مگاپیکسلی (f/1.7)
دوربین سلفی ۸ مگاپیکسلی (f/2.0) ۱۳ مگاپیکسلی (f/1.9)
ظرفیت باتری ۳۰۰۰ میلی آمپر ساعت ۳۶۰۰ میلی آمپر ساعت
قیمت (در زمان انتشار مطلب)
حدود ۱٫۲۵ میلیون تومان حدود ۱٫۵۵ میلیون تومان

همان طور که می بینید Y7 پرایم ۲۰۱۸ و گلکسی J7 پرو از سخت افزار پایه برای اجرای سیستم عامل اندروید برخوردارند و مجموعه امکانات سخت افزاری و نرم افزاری مناسبی را در اختیار کاربر قرار می دهند. در ادامه به مقایسه این دو گوشی می پردازیم. با دیجیاتو همراه باشید.

مقایسه ویدیویی

طراحی و کیفیت ساخت

هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ که به تازگی وارد بازار شده طراحی متفاوتی با بقیه موبایل های اقتصادی بازار (به جز چند محصول دیگر همین شرکت) دارد چون از نمایشگر فول ویو با حاشیه اندک بهره می برد. این موضوع باعث شده تا نسبت نمایشگر به بدنه در این گوشی به ۷۶ درصد برسد که در این رده قیمتی تقریباً بی رقیب است. البته پیش از این به طور کامل در مورد طراحی این گوشی صحبت کرده ایم و به خوبی با زوایای مختلف آن آشنا هستید.

در مقابل گلکسی J7 پرو از طراحی استاندارد سال گذشته با نمایشگر ۱۶:۹ و حاشیه زیاد بالا و پایین صفحه بهره می برد که البته ایرادی هم بر آن وارد نیست، چون حدود ۹ ماه قبل از Y7 پرایم ۲۰۱۸ معرفی شده و در واقع به نسل قبلی موبایل ها تعلق دارد. سامسونگ توانسته حاشیه چپ و راست نمایشگر را تا حد زیادی کاهش دهد و به همین دلیل نسبت نمایشگر به بدنه در گلکسی J7 پرو هم به رقم بسیار خوب ۷۳ درصد می رسد.

این دو گوشی از نظر ضخامت و عرض تقریباً هم اندازه هستند. Y7 پرایم حدود ۶ میلیمتر از گلکسی J7 پرو بلندتر است ولی حدود ۲۶ گرم وزن کمتری دارد. این وزن کمتر به خوبی در دست احساس می شود و ارگونومی بهتری را به همراه دارد، به خصوص برای موبایلی که نمایشگر بزرگ ۶ اینچی را در خود جای داده است.

از نظر کیفیت ساخت هم با دو تلفن همراه کم نقص از دو جنس متفاوت روبرو هستیم. Y7 پرایم ۲۰۱۸ فریم فلزی را بین پنل های شیشه ای و پلاستیکی قرار داده در حالی که گلکسی J7 پرو بدنه یکپارچه فلزی دارد. این تفاوت در جنس بدنه باعث شده تا فقط در میان رده سامسونگ شاهد خطوط آنتن دهی در پنل پشتی باشیم که در مدل مشکی (یا سرمه ای) به خوبی پنهان شده.

در نهایت پسندیدن یکی از این دو دستگاه کاملاً به سلیقه شما بستگی دارد. اگر از بدنه فلزی یکپارچه با طراحی کلاسیک خوشتان می آید باید به سراغ گلکسی J7 پرو بروید و اگر طراحی مدرن تر را می پسندید Y7 پرایم ۲۰۱۸ برای شما ساخته شده است.

نمایشگر

هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ به یک نمایشگر ۶ اینچی از نوع IPS LCD و رزولوشن اچ دی پلاس (۱۴۴۰×۷۲۰ پیکسل) مجهز شده که حدود ۲۷۰ پیکسل را در هر اینچ به تصویر می کشد. از سوی دیگر در گلکسی J7 پرو شاهد صفحه سوپر امولد ۵٫۵ اینچی با رزولوشن فول اچ دی و تراکم پیکسلی ۴۰۰ هستیم.

قبلاً هم گفتیم که نمایشگر Y7 پرایم ۲۰۱۸ را نمی توان جزو نقاط قوتش به شمار آورد. پنل سوپر امولد گلکسی J7 پرو هم روشنایی بیشتری دارد و هم تصاویر را پویا و جذاب تر نشان می دهد، ضمن اینکه از نظر زاویه دید نیز بهتر است. تنها ایرادی که می توان به پنل های سوپر امولد پایین رده گرفت، هاله آبی-سبز رنگی است که روی تصویر دیده می شود و رنگ سفید را تا حد زیادی تغییر می دهد. نمایشگر Y7 پرایم ۲۰۱۸ همانند دیگر صفحات IPS دقت رنگ خوبی دارد اما برخلاف اکثر آنها، از نظر زاویه دید و حداکثر روشنایی چندان مطلوب نیست.

در بخش وضوح و رزولوشن هم اختلاف زیادی بین این دو دستگاه وجود دارد. گلکسی J7 پرو با تراکم بالای ۴۰۰ پیکسل در هر اینچ به راحتی از عهده نمایش محتوای با کیفیت و متن های ریز بر می آید اما رزولوشن اچ دی پلاس برای صفحه شش اینچی Y7 پرایم ۲۰۱۸ به هیچ وجه کافی نیست و با کمی دقت، پیکسل ها را از هم تشخیص می دهید. البته طبیعیست که به خاطر صفحه نمایش بزرگ و کشیده، Y7 پرایم ۲۰۱۸ برای تماشای ویدیو، مرور وب و مطالعه متن بهتر از رقیبش باشد.

نرم افزار

هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ با جدیدترین ترکیب نرم افزاری یعنی اندروید ۸٫۰ و رابط کاربری EMUI 8.0 معرفی شده که البته جز این هم انتظار نمی رود. گلکسی J7 پرو که ماه ها قبل معرفی شده از اندروید ۷٫۰ و نسخه ۸٫۱ رابط کاربری اختصاصی سامسونگ اکسپرینس بهره می برد. در زیر تصاویر صفحه خانگی و گزینه های شخصی سازی از جمله تِم ها و تصاویر پس زمینه برای این دو گوشی را می بینید:

هواوی Y7 پرایم 2018

صفحه خانگی شخصی سازی رابط کاربری هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸

سامسونگ گلکسی J7 پرو

صفحه خانگی شخصی سازی رابط کاربری سامسونگ گلکسی J7 پرو

در نسخه هشتم رابط کاربری اختصاصی اموشن شاهد بهینه سازی های گسترده و هوشمندسازی فرایندهای تخصیص منابع و اجرای فرمان های کاربر هستیم که پیش از این در مورد آن صحبت کرده ایم. امکانات EMUI در گوشی Y7 پرایم ۲۰۱۸ به گوشی های حرفه ای تر هواوی نمی رسد اما باز هم چندین گزینه برای استفاده ساده مانند حالت مینی اسکرین یا داک ناوبری را در اختیارتان می گذارد. از طریق مرکز کنترل «فون منیجر» هم می توانید وضعیت موبایل را به طور کامل تحت نظر بگیرید.

سامسونگ هم در رابط کاربری اختصاصی خود امکانات متعددی را تدارک دیده که برای کاربران قدیمی محصولات این شرکت به خوبی شناخته شده هستند. حالت استفاده با یک دست، گیم لانچر برای اجرای روان بازی ها، و اپلیکیشن مدیریت دستگاه برای بهینه سازی باتری و حافظه، تنها بخشی از این قابلیت ها هستند.

همان طور که قبلاً هم گفتیم، سامسونگ اکسپرینس را می توان بهینه ترین و روان ترین رابط کاربری اختصاصی در دنیای اندروید دانست که حتی روی گوشی های نه چندان قدرتمندی مانند گلکسی J7 پرو هم عملکرد بسیار خوبی دارد. رابط کاربری اموشن هواوی اگرچه نسبت به قبل بهتر شده، اما رابطه خوبی با سخت افزار ضعیف ندارد. حضور اندروید ۸ به شکل پیش فرض در Y7 پرایم ۲۰۱۸ را می توان نقطه برتری این گوشی نسبت به رقیب کره ای دانست، هرچند سامسونگ عرضه آپدیت اندروید برای گلکسی J7 پرو را برای تابستان امسال برنامه ریزی کرده است.

سخت افزار

هواوی در Y7 پرایم ۲۰۱۸ از چیپست اسنپدراگون ۴۳۰ ساخت شرکت کوالکام استفاده کرده که از ۸ هسته پردازشی با فرکانس ۱٫۴ گیگاهرتز و پردازشگر گرافیکی ادرنو ۵۰۵ بهره می برد. سامسونگ هم چیپست ساخت خودش یعنی اگزینوس ۷۸۷۰ با پردازنده هشت هسته ای ۱٫۶ گیگاهرتزی و پردازشگر گرافیکی Mali-T830 MP1 را در گلکسی J7 پرو به کار گرفته است. هر دو گوشی به ۳ گیگابایت حافظه رَم مجهز هستند و با این حساب، سخت افزار پایه برای اجرای مطلوب سیستم عامل اندروید را در اختیار دارند.

برای مقایسه عملکرد این دو دستگاه به سراغ اپلیکیشن های بنچمارک معروف یعنی انتوتو، گیکبنچ، پی سی مارک و تری دی مارک می رویم. در زیر به ترتیب نتایج به دست آمده توسط هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ و سامسونگ گلکسی J7 پرو را در تست های یاد شده می بینید:

همان طور که می بینید، در تست انتوتو اختلاف چندانی بین دو دستگاه دیده نمی شود، چون نقاط قوت و ضعف در بخش های مختلف به خوبی همدیگر را پوشش می دهند. در تست گیکبنچ گلکسی J7 پرو به خاطر فرکانس بالاتر پردازنده، حدود ۲۵ درصد امتیاز بهتری می گیرد. در تست پی سی مارک هم عملکرد تقریباً یکسانی را شاهد هستیم. تنها اختلاف فاحش در تست گرافیکی ۳DMark دیده می شود که پردازشگر گرافیکی ادرنو ۵۰۵ حدود ۸۰ درصد بهتر از Mali-T830 MP1 عمل می کند.

حدود یک ماه استفاده از Y7 پرایم ۲۰۱۸ به ما ثابت کرد که این گوشی به راحتی نیازهای روزمره اعم از مرور وب، پیام رسانی، فعالیت در شبکه های اجتماعی و مالتی مدیا را رفع می کند و حتی از عهده اجرای بازی های سه بعدی نیمه سنگین مانند آسفالت ۸ نیز بر می آید. گلکسی J7 پرو هم به خاطر اندکی قدرت پردازش بیشتر و رابط کاربری بهتر، عملکرد روان و کم نقصی دارد اما نباید انتظار اجرای بازی های سه بعدی سنگین را از آن داشته باشید.

حافظه داخلی در نظر گرفته شده برای این دو گوشی ۳۲ گیگابایت است که برای یک میان رده اقتصادی، رقم مناسبی محسوب می شود و نیاز اکثر کاربران را رفع خواهد کرد. البته گلکسی J7 پرو نسخه ۶۴ گیگابایتی هم دارد که با قیمت بالاتری به فروش می رسد. اگر خواهان افزایش حافظه داخلی هستید، خوشبختانه درگاه اختصاصی کارت حافظه microSD در این دو گوشی تعبیه شده است.

Y7 پرایم ۲۰۱۸ و گلکسی J7 پرو به حسگر اثر انگشت مجهز هستند که به ترتیب روی پنل پشتی و پایین نمایشگر قرار گرفته. سرعت عملکرد حسگر اثر انگشت Y7 پرایم ۲۰۱۸ به شکل محسوسی بیشتر از رقیبش است، ضمن اینکه این گوشی به فناوری فیس آنلاک هم مجهز شده که می تواند با اسکن چهره شما، قفل دستگاه را باز کند. معمولاً در این رده قیمتی چنین قابلیت هایی را نمی بینیم، ولی برخلاف انتظار فیس آنلاک در Y7 پرایم ۲۰۱۸ سرعت خوبی هم دارد. حالا اینکه سرعت بالا را باید به حساب قدرت تشخیص دستگاه بگذاریم یا امنیت پایینش، نمی دانیم ولی تا اینجا که موفق نشدیم تشخیص چهره این گوشی را فریب بدهیم.

Y7 پرایم ۲۰۱۸ و گلکسی J7 پرو فقط از یک اسپیکر برای پخش صدا استفاده می کنند که طبیعتاً گزینه مناسبی برای پخش موسیقی نیست. بلندی صدای هر دو دستگاه در سطح قابل قبولی قرار دارد و هواوی در این قسمت اندکی بهتر عمل کرده است. با این حال افزایش ولوم صدا در هر دو گوشی، کیفیت و وضوح آن را تا حد زیادی پایین می آورد و نویز بر سیگنال اصلی غلبه می کند. اگر صدای با کیفیت می خواهید، باید حتماً از هدفون استفاده کنید.

دوربین

Y7 پرایم ۲۰۱۸ مثل تمام گوشی های جدید هواوی به دوربین دوگانه مجهز شده که یکی از آنها ۱۳ مگاپیکسلی و دیگری ۲ مگاپیکسلی است. دوربین ثانویه در اینجا نقش عمق سنجی و ایجاد عمق میدان مصنوعی را ایفا می کند. گلکسی J7 پرو هم دوربین اصلی ۱۳ مگاپیکسلی دارد اما با ضریب اف کمتر (f/1.7 در مقابل f/2.2 در Y7 پرایم ۲۰۱۸) که عکاسی شبانه را ساده تر و لذت بخش تر می کند.

رابط کاربری دوربین هر دو دستگاه، امکانات خوبی را در اختیار شما قرار می دهند تا با استفاده از آنها، بهترین تنظیمات ممکن را برای سناریوهای مختلف به دست آورید. Y7 پرایم ۲۰۱۸ گزینه های کاربردی HDR، پانوراما و فیلترهای مختلف را دارد ولی از تنظیمات دستی و حالت پرتره بی بهره است، دو گزینه ای که در تمام میان رده های این شرکت دیده بودیم. گلکسی J7 پرو هم حالت های پانوراما، HDR و تنظیمات دستی (به جز فوکوس) را ارائه می کند، ضمن اینکه به تازگی به حالت سلفی پرتره هم مجهز شده که البته فقط در نور کافی فعال می شود.

رابط کاربری دوربین هواوی Y7 پریم ۲۰۱۸

رابط کاربری دوربین سامسونگ گلکسی J7 پرو

بررسی عکس های این دو گوشی نشان می دهد که هردوی آنها در نور روز عملکرد بسیار خوبی دارند و تصاویر حاصل از نظر کنتراست، شارپنس و غنای رنگ کاملاً راضی کننده هستند. گاهی اوقات شاهد تصاویر روشن تر از حد معمول هستیم، به ویژه در گلکسی J7 پرو که دیافراگم بازتری دارد. در مقابل وقتی نور کم می شود (مثلاً در هوای ابری) ضریب اف کمتر به کمک گلکسی J7 پرو می آید تا سرعت شاتر را بالاتر برده و سوژه های متحرک را با وضوح کامل به ثبت برساند. با این حال می توان نمره قبولی را به هر دو دستگاه داد. در ضمن Y7 پرایم ۲۰۱۸ به خاطر بهره مندی از دوربین ثانویه می تواند عمق میدان مصنوعی ایجاد کند تا سوژه به خوبی از بک گراند جدا شود.

در محیط تاریک شاهد کاهش قابل توجه جزئیات در هر دو دوربین هستیم. گلکسی J7 پرو به خاطر جذب نور بهتر، عکس های روشن تری را ثبت می کند و از این نظر برتری محسوسی نسبت به Y7 پرایم ۲۰۱۸ دارد. در مقابل وقتی از فلاش استفاده می کنیم، میان رده هواوی رنگ و جزئیات بهتری را تولید می کند و عملکرد بهتری دارد.

دوربین های سلفی هر دو دستگاه هم در روشنایی روز واقعاً با کیفیت هستند و جزئیات چهره شما را به خوبی تولید می کنند. البته اینجا هم جذب نور بیش از اندازه را شاهد هستیم که تلاش می کند تا چهره ها را تا جای ممکن روشن کند و به تبع آن، مابقی تصویر تا حد زیادی پر نور می شود. در شب باز هم گلکسی J7 پرو در جذب نور موفق تر عمل می کند اما تصویر خروجی هر دو دستگاه به اندازه کافی رضایتبخش نیست، ضمن اینکه فلاش سلفی هم کمک زیادی به کیفیت عکس ها نمی کند.

در مجموع اگر از هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ و گلکسی J7 پرو به اندازه میان رده های حرفه ای یا پرچمداران انتظار نداشته باشید، در بخش دوربین می توانند رضایت شما را جلب کنند. در نور کافی هر دو دستگاه عملکرد خوبی دارند و در نور کم نماینده کره ای کمی بهتر عمل می کند، ضمن اینکه Y7 پرایم ۲۰۱۸ می تواند با دوربین ثانویه کمی به خلاقیت هایتان در عکاسی بیافزاید.

باتری و شارژ

هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ به باتری ۳۰۰۰ میلی آمپر ساعتی مجهز شده که اگرچه رقم بسیار خوبی محسوب می شود، اما نسبت به نسل قبل با کاهش ۲۵ درصدی روبرو هستیم. گلکسی J7 پرو هم باتری ۳۶۰۰ میلی آمپر ساعتی دارد. تست باتری این دو دستگاه با استفاده از اپلیکیشن پی سی مارک نشان داد اختلاف فاحشی در شارژدهی آنها وجود دارد، به گونه ای که Y7 پرایم ۲۰۱۸ تنها ۷ ساعت در این تست دوام آورد اما گلکسی J7 پرو به نتیجه ۱۲ ساعت رسید. با این حساب گوشی اقتصادی هواوی نهایتاً یک روز را با شما همراهی می کند اما رقیب کره ای به راحتی حدود دو روز کامل را در کنارتان می ماند.

همان طور که انتظار می رود، خبری از شارژ سریع در این دو موبایل نیست. هواوی یک شارژر ۵ واتی (۵ ولت ۱ آمپر) را برای Y7 پرایم ۲۰۱۸ در نظر گرفته که برای شارژ کامل گوشی به حدود ۳ ساعت زمان نیاز دارد. پس بهتر است به فکر تهیه شارژر قوی تری برای این گوشی باشید. شارژر همراه گلکسی J7 پرو هم طی ۲ ساعت و نیم باتری پرظرفیت این گوشی را پر می کند.

جمع بندی

همان طور که دیدید هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ و سامسونگ گلکسی J7 پرو دو موبایل شایسته هستند که نقاط قوت زیادی دارند و به خاطر قیمت نسبتاً پایین، می توان به راحتی نقاط ضعف آنها را نیز نادیده گرفت. البته منظور از قیمت پایین، در قیاس با میان رده های حرفه ای یا پرچمداران است وگرنه در شرایط کنونی بازار کالاهای فناوری کشور، حتی گوشی های این رده را هم به سختی می توان تهیه کرد.

هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ چندین قابلیت برجسته دارد که در بین آنها می توان به طراحی به روز با نمایشگر فول ویو، کیفیت ساخت بسیار خوب، نمایشگر بزرگ، سخت افزار مناسب برای کارهای روزمره، پردازشگر گرافیکی قوی تر، فیس آنلاک و دوربین دوگانه اصلی اشاره کرد. گلکسی J7 پرو هم نمایشگر با کیفیت، سخت افزار مناسب، رابط کاربری بهینه، دوربین های قوی و باتری فوق العاده را در اختیارتان می گذارد.

واضح است که هرکدام از این دو گوشی از عهده رفع نیازهای روزمره شما بر می آیند و تفریحات گاه و بیگاه را نیز جوابگو هستند. البته قیمت Y7 پرایم ۲۰۱۸ در حال حاضر حدود ۳۰۰ هزار تومان کمتر از رقیب کره ای است که می تواند ارزش خرید آن را تا حد زیادی بالا ببرد. در ادامه برتری های این دو تلفن همراه را مرور می کنیم.

نقاط قوت هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸
  • طراحی مدرن و زیبا
  • کیفیت ساخت مطلوب
  • ارگونومی خوب
  • نمایشگر بزرگ
  • قابلیت فیس آنلاک
  • سخت افزار مناسب برای کاربری روزمره
  • پردازشگر گرافیکی قوی تر
  • اندروید ۸
  • دوربین اصلی دوگانه
نقاط قوت سامسونگ گلکسی J7 پرو
  • نمایشگر با کیفیت
  • کیفیت ساخت خوب
  • قدرت پردازش بیشتر
  • رابط کاربری روان و بهینه
  • دوربین های خوب برای عکاسی شبانه
  • شارژدهی فوق العاده

The post بررسی دیجیاتو؛ مقایسه هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ و گلکسی J7 پرو [به همراه بررسی ویدیویی] appeared first on دیجیاتو.

تغییر گشودگی دیافراگم در گلکسی اس ۹ چه کاربردی دارد؟

رزولوشن حسگر، تنها عامل تعیین کننده در کیفیت دوربین های موبایل نیست. این موضوع را همه به خوبی می دانیم و شرکت های سازنده هم پس از دوره ی نسبتاً طولانی افزایش رزولوشن، بالاخره به فکر راهکارهای تازه تری برای ارتقاء کیفیت دوربین موبایل افتادند و تلاش کردند تا قابلیت های برجسته دوربین های حرفه ای را به حوزه تلفن همراه نیز وارد سازند.

به تدریج سیستم های فوکوس سریع و ترکیبی، لنزهای ثانویه و بزرگنمایی اپتیکال وارد میدان شدند و گشودگی دیافراگم نیز بیشتر و بیشتر شد تا عملکرد دوربین های موبایل در شب ارتقاء یابد، اما کاهش ضریب اف همیشه خوب نیست و گاهی اوقات مشکلاتی را ایجاد می کند. به همین دلیل سامسونگ امسال برای نخستین بار امکان تغییر مکانیکی ضریب اف و گشودگی دریچه دیافراگم را در گلکسی اس ۹ (و مدل پلاس آن) قرار داد. در این مطلب می خواهیم چند نمونه از کاربردهای این قابلیت را بررسی کنیم. با دیجیاتو همراه باشید.

دریچه دیافراگم چه کار می کند؟
گشودگی دیافراگم در جذب نور، عمق میدان و شارپنس تصویر نقش دارد

در دوربین های حرفه ای، گشودگی دیافراگم یا اپرچر (Aperture) سه نقش اساسی را بر عهده دارد: کنترل نور ورودی از میان لنز، تنظیم عمق میدان، و تا حدودی هم شارپنس. همین موارد برای دوربین های موبایل هم صادق است اما با محدودیت های بیشتر و تأثیر کمتر. در بین این سه مورد، کنترل نور ورودی در گلکسی اس ۹ محسوس تر است و بیشترین کاربرد را در شرایط خاص خواهد داشت. البته تغییر عمق میدان در عکاسی از سوژه های نزدیک هم به خوبی قابل مشاهده است.

افزایش شارپنس در روز

شارپنس به معنای توانایی لنز برای تفکیک جزئیات است و نباید آن را با رزولوشن سنسور اشتباه گرفت. حتی یک تصویر تار و خارج از فوکوس هم رزولوشن کاملی دارد اما شارپ نیست. نکته مهم دیگر این است که شارپنس لنز ثابت نیست و با اپرچر تغییر می کند.

تجربه نشان داده که برای اکثر لنزهای DSLR، دو یا سه استاپ پایین تر از بیشترین گشودگی اپرچر، شارپ ترین تصویر را حاصل می کند. به عنوان مثال اگر حداکثر گشودگی لنز شما f/1.4 باشد، معمولاً روی f/2.8 یا f/4 واضح ترین تصویر ممکن را به دست خواهید آورد.

گلکسی اس ۹ فقط دو حالت گشودگی دیافراگم یعنی f/1.5 و f/2.4 را در اختیارتان می گذارد و در هر دو حالت هم عکس های فوق العاده ای را خواهید داشت، ولی انتخاب ضریب اف بالاتر تأثیر مثبتی در خروجی ایجاد می کند. البته فقط با بررسی پیکسل به پیکسل در بزرگنمایی ۱۰۰ درصد (یا حتی بیشتر) می توانید این تفاوت را احساس کنید، ضمن اینکه افزایش شارپنس در گوشه های تصویر اندکی محسوس تر است. در تصویر فوق می توانید این وضعیت را مشاهده کنید.

افزایش سرعت شاتر در روز

اگر بستن دریچه دیافراگم شارپنس تصویر را افزایش دهد، پس استفاده از ضریب اف ۱٫۵ در روز چه کاربردی دارد؟ یکی از موارد کاربرد دیافراگم باز در روز، زمانیست که می خواهید از سوژه های بسیار سریع عکاسی کنید. برای این کار حتی در نور کافی هم به سرعت شاتر بسیار بالا نیاز دارید و بالا رفتن سرعت شاتر، زمان جذب نور حسگر را کاهش می دهد. برای جبران این کار یا باید میزان حساسیت (ISO) را افزایش دهید که حسگرهای موبایل در اینجا با نویز از شما استقبال می کنند، یا باید دیافراگم را تا جای ممکن باز کنید.

در تصویر فوق اگرچه تفاوت چندانی بین دو عکس دیده نمی شود، ولی با بررسی اطلاعات EXIF می بینیم در شرایط یکسان، انتخاب ضریب اف ۱٫۵ سرعت شاتر را تا دو برابر افزایش می دهد. نتیجه افزایش سرعت شاتر در نور کمتر، بسیار محسوس تر از عکس های فوق خواهد بود.

کاهش عمق میدان

یکی دیگر از کاربردهای باز کردن دریچه دیافراگم در نور کافی، کاهش عمق میدان تصویر و ایجاد بوکه بیشتر است. در گلکسی اس ۹ زمانی که ضریب اف را از ۲٫۴ به ۱٫۵ کاهش دهید، محدوده فوکوس کامل تصویر تا حدی کاهش می یابد و در مقابل، بک گراند نیز محوتر می شود. در عکس زیر می توانید نمونه ای از تغییر عمق میدان و بوکه را مشاهده کنید.

کاهش سرعت شاتر در شب

عکاسی شبانه طرفداران زیادی دارد و به همین دلیل شرکت های سازنده دائماً در حال افزایش توانایی جذب نور دوربین موبایل هستند، اما گاهی اوقات نیاز دارید جذب نور دوربین را کاهش داده و شاتر را برای چند ثانیه باز بگذارید تا رد زیبایی از نور را ثبت کنید. این کار با حداکثر گشودگی دیافراگم، نتیجه ای جز تصویر بیش از حد روشن نخواهد داشت. به عنوان مثال عکس زیر با ضریب اف ۱٫۵ توسط گلکسی اس ۹ ثبت شده است:

حالا با زمان نوردهی یکسان ولی تغییر ضریب اف به ۲٫۴ (یعنی کاهش نور دریافتی حسگر) می توانید عکس بهتری را به دست بیاورید که تاریکی زیبای شب را هم به خوبی حفظ می کند:

سه عکس زیر هم نمونه های دیگر از نوردهی طولانی با ضریب اف ۲٫۴ توسط گلکسی اس ۹ هستند:

همان طور که در ابتدای مطلب هم گفتیم، تغییر گشودگی دیافراگم یکی از مهم ترین تکنیک ها در عکاسی حرفه ای به شمار می رود و دوربین های DSLR گزینه های متعددی را در اختیارتان قرار می دهند. این ویژگی برای نخستین بار در گلکسی اس ۹ به دنیای موبایل آمده و فقط بین دو حالت f/1.5 و f/2.4 تنظیم می شود که اگرچه کاربردیست، ولی هنوز به اندازه کافی محسوس نیست.

در آینده نزدیک و با افزایش حالات تغییر اپرچر یا همان اف-استاپ ها در دوربین های موبایل، شاهد تأثیر ملموس تری در تجربه عکاسی با موبایل خواهیم بود.

شاید به مقالات زیر هم علاقه مند باشید:

The post تغییر گشودگی دیافراگم در گلکسی اس ۹ چه کاربردی دارد؟ appeared first on دیجیاتو.

بررسی دیجیاتو: مقایسه هواوی نوا ۳e و سامسونگ گلکسی A8

بسیاری از کارشناسان دنیای تکنولوژی معتقدند سال ۲۰۱۸ میلادی زمان درخشش موبایل های میان رده است، به خصوص از وقتی که برچسب قیمتی پرچمداران مرزهای ۱۰۰۰ دلار را درنوردید. حالا شرکت ها تلاش می کنند حداقل بخشی از ویژگی های متمایز بهترین موبایل هایشان را به رده های پایین تر انتقال دهند تا خریداران بیشتری را راضی نگه دارند.

ساده ترین و کم هزینه ترین راه برای کمرنگ تر کردن مرز بین این دو دسته، ارتقاء طراحی و کیفیت ساخت میان رده هاست تا موبایلی که در دست می گیرید، حداقل حس و حال یک محصول پریمیوم و حرفه ای را به شما القا کند. هواوی نوا ۳e جدیدترین میان رده بازار است که با طراحی مدرن و متفاوتش در این مسیر قرار گرفته تا با قیمت مناسب، حداکثر رضایت کاربران را فراهم آورد.

پیش از این به خوبی با هواوی نوا ۳e آشنا شده اید و حالا می خواهیم این موبایل را با جدیدترین محصول از رقیب کره ای یعنی گلکسی A8 (مدل ۲۰۱۸) مقایسه کنیم، میان رده پریمیومی که در روزهای پایانی سال ۲۰۱۷ با نمایشگر اینفینیتی و طراحی مدرن معرفی شد. در ادامه مشخصات اصلی این دو دستگاه را مرور می کنیم:

  هواوی نوا ۳e سامسونگ گلکسی A8
جنس بدنه شیشه و فلز شیشه و فلز
وزن ۱۴۵ گرم ۱۷۲ گرم
نمایشگر ۵٫۸۴ اینچی IPS LCD ۵٫۶ اینچی AMOLED
رزولوشن نمایشگر فول اچ دی پلاس فول اچ دی پلاس
تراکم پیکسلی نمایشگر ۴۳۲ پیکسل در هر اینچ ۴۴۱ پیکسل در هر اینچ
سیستم عامل اندروید ۸٫۰ اندروید ۷٫۱٫۱
چیپست کرین ۶۵۹ اگزینوس ۷۸۸۵
حافظه رَم ۴ گیگابایت ۴ گیگابایت
فضای ذخیره‌سازی ۱۲۸/۶۴/۳۲ گیگابایت ۶۴/۳۲ گیگابایت
دوربین اصلی ۲+۱۶ مگاپیکسلی (f/2.2) ۱۶ مگاپیکسلی (f/1.7)
دوربین سلفی ۱۶ مگاپیکسلی (f/2.0) ۱۶+۸ مگاپیکسلی (f/1.9)
ظرفیت باتری ۳۰۰۰ میلی آمپر ساعت ۳۰۰۰ میلی آمپر ساعت
قیمت حدود ۲٫۳ میلیون تومان حدود ۲٫۸ میلیون تومان

* توجه داشته باشید که قیمت گوشی های موبایل در لحظه تغییر می کند و شاید مقادیر فوق برای قیمت این دو دستگاه خیلی دقیق نباشد.

در ادامه به مقایسه این دو موبایل زیبا و پر طرفدار در بازار میان رده های پریمیوم کشورمان می پردازیم. با دیجیاتو همراه باشید.

طراحی و کیفیت ساخت

همان طور که گفتیم یکی از ارزان ترین روش ها برای کاهش فاصله بین پرچمداران و میان رده ها، ارتقاء طراحی و بهبود کیفیت ساخت است. هواوی و سامسونگ در این بخش بسیار خوب عمل کرده و با ترکیب بدنه شیشه ای و نمایشگرهای کم حاشیه توانسته اند محصولات زیبایی را روانه بازار نمایند. البته هواوی در اینجا کمی بهتر عمل کرده و حاشیه بالای نمایشگر را هم تا حد زیادی از بین برده، در نتیجه نسبت نمایشگر به بدنه در نوا ۳e به ۸۰٫۵ درصد می رسد، در حالی که این رقم برای گلکسی A8 حدود ۷۵٫۵ درصد است.

وجود بریدگی بالای نمایشگر یا همان ناچ در نوا ۳e جلوه مدرن تری به این گوشی داده و در دست گرفتن آن، توجه بیشتری را به خود جلب خواهد کرد. البته کاربران زیادی هم هستند که به طراحی کلاسیک و معمول علاقه مندند، یا بهتر است بگوییم از ناچ خوششان نمی آید، به همین دلیل گلکسی A8 برای این دسته از کاربران جذاب تر خواهد بود.

حسگر اثر انگشت هر دو موبایل در پشت بدنه قرار گرفته و دسترسی به آنها نسبتاً ساده است. البته قرار گرفتن حسگر اثر انگشت زیر ماژول دوربین در گلکسی A8 احتمال لمس اشتباه شیشه روی دوربین و کثیف کردن آن را بالا می برد، مشکلی که در پرچمداران دو سال اخیر این شرکت کره ای هم به چشم می خورد.

با وجود نمایشگر بزرگ تر میان رده هواوی، هر دو دستگاه ارتفاع تقریباً یکسانی دارند (نوا ۳e حدود ۰٫۶ میلیمتر کوتاه تر است) اما ضخامت و وزن نوا ۳e به ترتیب ۱ میلیمتر و ۲۷ گرم کمتر از گلکسی A8 است. این اختلاف باعث می شود تا ارگونومی میان رده جدید هواوی به شکل محسوسی بیشتر از رقیب کره ای باشد. البته توجه کنید کاهش ضخامت نوا ۳e به قیمت بیرون زدگی بسیار زیاد ماژول دوربین تمام شده که هم تعادل موبایل روی سطوح صاف را بر هم می زند و هم از نظر بصری چندان دلچسب نیست.

یکی از برتری های گلکسی A8 در این بخش، استفاده از روکش مقاوم گوریلا گلس (احتمالاً نسل پنجم) برای هر دو رویه شیشه ای و دریافت استاندارد IP68 برای مقاومت در برابر آب و گرد و غبار است، در حالی که نوا ۳e چنین ویژگی هایی را ندارد، یا حداقل آنها را اعلام نکرده است. در مجموع می توان گفت هواوی نوا ۳e طراحی متمایز و مدرن تری را در مقابل ظاهر کلاسیک رقیب کره ای به نمایش می گذارد، اما گلکسی A8 مقاومت بیشتری دارد.

نمایشگر

نوا ۳e و گلکسی A8 از نظر نمایشگر در دو کلاس کاملاً متفاوت قرار می گیرند. میان رده هواوی از پنل ۵٫۸۴ اینچی LTPS IPS با رنگ های طبیعی و واقعی بهره می برد؛ در مقابل پنل سوپر امولد ۵٫۶ اینچی در گلکسی A8 رنگ های زنده و پویاتری را به نمایش گذاشته و از قابلیت های اختصاصی مانند حالت همیشه روشن (AOD) برخوردار است.

رزولوشن فول اچ دی پلاس این دو نمایشگر، به ترتیب تراکم ۴۳۲ و ۴۴۱ پیکسل در هر اینچ را برای نوا ۳e و گلکسی A8 حاصل می کند تا واضح ترین تصاویر و نوشته ها را روی آنها ببینید. میان رده هواوی به خاطر نمایشگر بزرگ تر، فضای نسبتاً بیشتری را برای تماشای محتوا در اختیارتان قرار می دهد. امکان تغییر نرم افزاری دمای رنگ در این دو دستگاه و انتخاب حالت نمایش رنگ ها در گلکسی A8 باعث می شود تا به راحتی به تنظیمات مورد پسند خود برسید.

نمایشگر هواوی نوا ۳e یکی از بهترین نمونه های IPS بازار به شمار می رود و از نظر دقت رنگ، روشنایی و زاویه دید فوق العاده راضی کننده است. پنل سوپر امولد گلکسی A8 هم که نیازی به تعریف ندارد، چون همه چیز را جذاب و زنده نشان می دهد اما حتی در حالت Basic هم رنگ سفید واقعی را نداریم و همیشه هاله رنگی مشخصی روی صفحه دیده می شود. با اینکه صفحه نوا ۳e با حداکثر روشنایی ۵۵۰ نیت به راحتی در پر نور ترین محیط ها هم قابل استفاده است، اما صفحه گلکسی A8 در حالت خودکار حدود ۱۰۰ نیت روشنایی بیشتری دارد و زیر نور خورشید هم خوانایی خود را حفظ می کند.

در مجموع می توان گفت این دو میان رده پریمیوم بهترین نمایشگرها را در این بخش از بازار دارند و یقیناً شما را راضی خواهند کرد. اگر طرفدار اشباع رنگ و روشنایی بیشتر هستید باید به سراغ گلکسی A8 بروید اما اگر به رنگ های واقعی و طبیعی علاقه دارید، نوا ۳e انتخاب بهتری برایتان خواهد بود.

نرم افزار و رابط کاربری

هواوی چند ماهیست که میان رده هایش را با جدید ترین نسخه اندروید یعنی اوریو منتشر می کند و نوا ۳e هم به این سیستم عامل و نسخه هشتم رابط کاربری اموشن مجهز شده. گلکسی A8 هم اندروید ۷٫۱ و نسخه ۸٫۵ رابط کاربری سامسونگ اکسپرینس را به همراه دارد. طبیعیست که کاربران قدیمی این دو برند تمایلی به تغییر تجربیات و عادات قبلی ندارند اما اگر کاربر تازه اندروید باشید، به احتمال زیاد سامسونگ اکسپرینس را بیشتر می پسندید.

سامسونگ و هواوی گزینه های مختلفی مانند تِم ها و تصاویر پس زمینه و امکانات شخصی سازی متعددی را در اختیار کاربران قرار می دهند. بنابراین ظاهر هر دو دستگاه را می توانید مطابق سلیقه خود تغییر دهید. در تصویر زیر صفحه اصلی رابط کاربری این دو موبایل و گزینه های شخصی سازی آنها را می بینید.

هواوی نوا 3e

صفحه هوم و گزینه های شخصی سازی هواوی نوا ۳e

صفحه هوم و گزینه های شخصی سازی سامسونگ گلکسی A8

سامسونگ و هواوی امکانات متعددی را برای ساده تر کردن تجربه کاربری در اختیار شما قرار می دهند. مثلاً هواوی نوا ۳e حالت استفاده یک دستی با سوایپ روی نوار ناوبری به سمت راست یا چپ، اسکرین شات سریع با سوایپ سه انگشتی رو به پایین، تغییر ترتیب دکمه های ناوبری و دکمه ناوبری شناور را در اختیارتان می گذارد.

سامسونگ هم گزینه های پیشرفته ای را ارائه می دهد؛ مثلاً با فعال کردن Smart Stay تا زمانی که به موبایل نگاه کنید، صفحه روشن می ماند. حالت استفاده یک دستی هم با سوایپ قطری از گوشه پایین دستگاه فعال می شود. همچنین با استفاده از حسگر انگشت می توانید نوار اعلان را باز کنید.

در مجموع سامسونگ اکسپرینس را می توان از نظر کارآیی و بهینگی، بهترین رابط کاربری اختصاصی در دنیای اندروید دانست که تقریباً تمام کاربران را راضی می کند. با این حال اندروید جدیدتر در نوا ۳e و احتمال بالای به روز رسانی آن به نسخه های بعدی اندروید و EMUI می تواند مزیت رقابتی خوبی برای این موبایل محسوب شود، به خصوص از نظر آپدیت های امنیتی که این روزها در دنیای تلفن همراه از اهمیت بسزایی برخوردار است.

سخت افزار

هواوی و سامسونگ، دو غول برتر دنیای تکنولوژی، از جمله معدود شرکت های خودکفا در زمینه ساخت چیپست موبایل به شمار می روند و تا جای ممکن از چیپ های مجتمع اختصاصی خود در محصولاتشان استفاده می کنند. نوا ۳e به چیپست معروف Kirin 659 مجهز شده و گلکسی A8 هم از چیپ جدید اگزینوس ۷۸۸۵ بهره می برد. هر دو چیپ مجتمع پردازنده هشت هسته ای دارند و چهار گیگابایت حافظه رَم هم آنها را همراهی می کند.

با چیپست Kirin 659 که به خوبی آشنا هستید و می دانید به اندازه کافی برای اجرای فعالیت های روزانه مانند پیام رسانی، حضور در شبکه های اجتماعی، مرور وب با پنجره های متعدد، مشاهده ویدیو و حتی اجرای بازی های سه بعدی نیمه سنگین قدرت دارد. اگزینوس ۷۸۸۵ چیپست نسبتاً جدیدی است و در بررسی تخصصی گلکسی A8 دیدید که این موبایل هم وضعیت مشابهی دارد و گزینه بسیار خوبی برای کاربری عادی و روزمره محسوب می شود. برای مقایسه دقیق توان سخت افزاری این دو دستگاه به سراغ اپلیکیشن های بنچمارک معروف یعنی آنتوتو، گیکبنچ و پی سی مارک می رویم.

در دو تصویر زیر ابتدا نتایج به دست آمده توسط هواوی نوا ۳e در تست های آنتوتو، گیکبنچ و پی سی مارک را می بینید و سپس همین نتایج را برای گلکسی A8 مشاهده می کنید:

همان طور که می بینید گلکسی A8 عملکرد سخت افزاری بهتری نسبت به نوا ۳e دارد و در تست های آنتوتو، گیکبنچ تک هسته ای و گیکبنچ چند هسته ای به ترتیب ۳۲، ۶۰ و ۱۵ درصد امتیاز بهتری می گیرد. در تست پی سی مارک که عملکرد دستگاه در استفاده های روزمره را می سنجد، این دو دستگاه اختلاف چندانی با هم ندارند. در مجموع با اینکه هر دو دستگاه برای استفاده های روزمره کاملاً قدرتمند هستند، اما گلکسی A8 برای کاربردهای سنگین و اجرای بازی مناسب تر است.

در بخش ارتباطات، سامسونگ با تجهیز میان رده اش به مودم LTE Cat11 و بلوتوث ۵ بهتر عمل کرده، در حالی که چیپست قدیمی تر هواوی همچنان از مودم LTE Cat6 و بلوتوث ۴٫۲ بهره می برد. البته نوا ۳e قابلیت بلوتوث دوگانه دارد یعنی به طور همزمان از دو گجت مختلف پشتیبانی می کند. حداکثر سرعت دانلود این موبایل در شبکه LTE یعنی ۳۰۰ مگابیت بر ثانیه هم تا مدت ها برای زیرساخت های ارتباطی کشورمان کافیست.

هر دو موبایل در دو مدل ۳۲ و ۶۴ گیگابایتی عرضه می شوند، البته هواوی مدل ۱۲۸ گیگابایتی نوا ۳e را هم برای بازار چین تدارک دیده است. درگاه کارت حافظه در گلکسی A8 به شکل اختصاصی تعبیه شده اما در میان رده هواوی باید بین سیم کارت دوم و کارت حافظه، یکی را انتخاب کنید. در تصویر زیر مقایسه عملکرد رَم و حافظه داخلی این دو دستگاه را می بینید که هواوی تقریباً دو برابر بیشتر از رقیب کره ای خود امتیاز گرفته است.

نوا ۳e و گلکسی A8 هردو از یک اسپیکر برای پخش صدا استفاده می کنند و به همین دلیل نباید توقع زیادی از آنها داشت. وضوح و بلندی صدای تنها اسپیکر این دو گوشی در حد مطلوب است اما به پای پرچمداران نمی رسد. خوشبختانه جک ۳٫۵ میلیمتری هدفون می تواند موسیقی با کیفیت را در اختیار شما قرار دهد، چون هواوی از فناوری اختصاصی Histen برای پردازش حرفه ای صدا بهره می گیرد و سامسونگ هم از خروجی های-فای ۲۴ بیتی ۱۹۲ کیلوهرتزی پشتیبانی می کند.

دوربین

هواوی نوا ۳e و سامسونگ گلکسی A8 از سه دوربین بهره می گیرند، اما چیدمان متفاوتی را برای این کار در نظر گرفته اند. هواوی یک ماژول ۲+۱۶ مگاپیکسلی را به عنوان دوربین اصلی و یک حسگر ۱۶ مگاپیکسلی را برای دوربین سلفی انتخاب کرده. در مقابل سامسونگ دوربین اصلی ۱۶ مگاپیکسلی و دوربین سلفی دوگانه ۸+۱۶ مگاپیکسلی را در میان رده اش به کار برده است. دوربین های ثانویه هم در این دو گوشی وظیفه متفاوتی را بر عهده دارند؛ حسگر ۲ مگاپیکسلی در نوا ۳e با انجام عمق سنجی برای ایجاد عمق میدان مصنوعی و محو کردن پس زمینه به کار می رود، اما دوربین سلفی ثانویه گلکسی A8 لنز عریض تری دارد تا با استفاده از آن بتوانید سلفی های عریض ثبت کنید.

در تصاویر زیر رابط کاربری دوربین این دو گوشی را می بینید. همان طور که قبلاً هم گفتیم، هواوی گزینه های از پیش تعریف شده بیشتری را در اختیار شما قرار می دهد و تنظیمات دستی کامل تری دارد. هر دو دستگاه از افکت های واقعیت افزوده (AR) پشتیبانی می کنند. با این حال قابلیت ایجاد بوکه روی سوژه های ثابت و ثبت تصاویر پرتره با هر دو دوربین فقط به نوا ۳e اختصاص دارد، در حالی که گلکسی A8 فقط با دوربین سلفی پرتره می گیرد. قابلیت بیکسبی ویژن هم در گلکسی A8 به اسکن بارکد محدود است.

هواوی نوا 3e

رابط کاربری دوربین هواوی نوا ۳e

سامسونگ گلکسی A8

رابط کاربری دوربین سامسونگ گلکسی A8

در ادامه کیفیت تصاویر ثبت شده توسط این دو گوشی در شرایط مختلف را بررسی می کنیم. ابتدا چهار عکس که در نور مناسب گرفته شده را می بینید که همگی کیفیت بسیار خوبی دارند. در این تصاویر رنگ ها کاملاً شاداب و زنده هستند، جزئیات تصاویر به خوبی حفظ شده و نورسنجی هم تا حد زیادی درست صورت گرفته است.

حالت Wide Aperture که به صورت نرم افزاری گشودگی دیافراگم را تنظیم کرده و سوژه را با افکت بوکه از پس زمینه جدا می سازد، یکی از قابلیت های انحصاری نوا ۳e است و در نور کافی عملکرد بسیار خوبی دارد که نمونه ای از آن را در زیر می بینید:

ضریب اف بهتر گلکسی A8 در مقایسه با نوا ۳e در هر دو دوربین باعث می شود تا این گوشی در محیط کم نور عملکرد بهتری داشته باشد. البته عکس های هر دو موبایل در بین میان رده ها قابل قبول هستند و عملکردی بهتر از این را فقط باید بین پرچمداران جستجو کنید. در زیر نمونه عکس های این دو گوشی در شب را می بینید که آخرین مورد به عملکرد فلاش آنها در شب مربوط است.

دوربین های سلفی نوا ۳e و گلکسی A8 هم در نور خوب عکس های فوق العاده ای ثبت می کنند که گاهی اوقات، جزئیات آنها بیش از حد نیاز است. حالت پرتره در نوا ۳e به شکل نرم افزاری و در گلکسی A8 به کمک لنز ثانویه انجام می شود و همان طور که در عکس دوم می بینید، میان رده سامسونگ در اینجا هم بهتر عمل می کند. سلفی شبانه هم که در مجموع اقدام معقولی نیست ولی این دو گوشی تا حدی از عهده اجرای مطلوب تصمیم شما بر می آیند.

در مجموع عملکرد دوربین های اصلی و سلفی هواوی نوا ۳e و سامسونگ گلکسی A8 اکثر کاربران را راضی خواهد کرد، مگر اینکه به عکاسی با پرچمداران یا دوربین های حرفه ای عادت کرده باشید. هواوی امکانات نرم افزاری بیشتری مانند تنظیمات دستی کامل، ثبت پرتره با هر دو دوربین و حالت واید اپرچر را در اختیارتان قرار می دهد. در مقابل، گلکسی A8 در شب عملکرد بهتری دارد، با دوربین جلو پرتره های بهتری می گیرد (فقط در نور کافی، چون در فضای کم نور حالت پرتره عمل نمی کند) و لنز ثانویه عریض آن هم گاهی اوقات به کار می آید.

باتری و شارژ

هواوی نوا ۳e و گلکسی A8 باتری ۳۰۰۰ میلی آمپر ساعتی دارند و با توجه به سخت افزار نسبتاً هم زده، انتظار می رود که شارژدهی مشابهی هم داشته باشند، اما نتایج تست باتری با اپلیکیشن پی سی مارک کاملاً متفاوت است. در این تست، نوا ۳e فقط ۷ ساعت دوام می آورد اما شارژدهی گلکسی A8 به ۱۱ ساعت می رسد که رقم فوق العاده ای است. با این حساب میان رده هواوی نهایتاً یک روز کامل را همراهتان خواهد بود اما رقیب کره ای می تواند تا اواسط روز دوم هم روشن بماند.

این اختلاف در شارژدهی را می توان به مصرف بالای نمایشگر و بهینه نبودن رابط کاربری هواوی نسبت داد، چون تست باتری اپلیکیشن گیکبنچ که روشنایی نمایشگر را تا جای ممکن پایین آورده و فقط عملیات پردازشی سنگین را اجرا می کند، چنین اختلافی را نشان نمی دهد. در این تست، اختلاف شارژدهی دو دستگاه کمتر از ۱۰ درصد است.

خوشبختانه نوا ۳e و گلکسی A8 به فناوری شارژ سریع مجهز شده اند و پر شدن کامل باتری آنها با شارژر همراهشان به کمتر از ۲ ساعت زمان نیاز دارد.

جمع بندی

انتخاب گوشی میان‌رده هیچوقت کار ساده‌ای نبوده، چون هرکدام از آنها قابلیت هایی را در اختیارمان قرار می دهند که دیگران از آنها بی بهره اند. همان طور که دیدید، هواوی نوا ۳e و سامسونگ گلکسی A8 دو موبایل کاملاً شایسته و کارآمد هستند که نقاط قوت زیادی دارند و به راحتی از دیگر میان رده های بازار جدا می شوند.

یکی از برتری های نوا ۳e نسبت به رقیب کره ای، طراحی مدرن با نسل دوم نمایشگر فول ویو است که با بریدگی بالای صفحه شناخته می شود. کیفیت ساخت این دستگاه بسیار خوب است و ارگونومی به مراتب بهتری نسبت به گلکسی A8 دارد. دقت رنگ نمایشگر، اندروید به روز، سخت افزار مناسب برای کاربری عادی، و امکانات سخت افزاری و نرم افزاری مناسب برای عکاسی هم از دیگر شایستگی های این گوشی هستند.

گلکسی A8 بدنه مقاومی دارد و نمایشگر سوپر امولد هم همه چیز را جذاب و زیبا نشان می دهد. سخت افزار قوی تر، رابط کاربری روان، دوربین دوگانه برای سلفی و شارژدهی بسیار خوب هم از برتری های این گوشی نسبت به رقیب چینی هستند. البته این نکته را هم باید در نظر گرفت که گلکسی A8 حدود ۵۰۰-۶۰۰ هزار تومان گران تر از هواوی نوا ۳e است، موضوعی که در انتخاب بسیاری از کاربران اثرگذار است.

در ادامه نقاط قوت و ضعف این دو گوشی را مرور می کنیم.

نقاط قوت هواوی نوا ۳e
  • طراحی زیبا و مدرن
  • نسبت بالای نمایشگر به بدنه
  • ارگونومی بسیار خوب
  • دقت رنگ بالای نمایشگر
  • اندروید ۸
  • ثبت سلفی با هر دو دوربین
  • عمق میدان مصنوعی با دوربین اصلی
نقاط قوت سامسونگ گلکسی A8
  • مقاومت بالای بدنه در برابر آب و گرد و غبار
  • روشنایی بالای نمایشگر
  • رابط کاربری روان
  • سخت افزار قوی
  • عملکرد خوب دوربین ها، مخصوصاً در شب
  • شارژدهی بسیار خوب

The post بررسی دیجیاتو: مقایسه هواوی نوا ۳e و سامسونگ گلکسی A8 appeared first on دیجیاتو.

بررسی فیلم Ready Player One ؛ مرز باریک بین سینما و گیم

استیون اسپیلبرگ در کارنامه هنری خود دائما کانال عوض می‌کند و هربار که مخاطبین سینما فکر می‌کنند که باید این پیرمرد ۷۲ ساله را فراموش کرد چنان مهارتی از خود نشان می‌دهد که انگار انرژی‌ و خلاقیتش همچنان مانند جوان بیست و چند ساله‌ایست که فیلم آرواره‌ها را ساخت و سینما را دگرگون کرد. بعد از سرک کشیدن اسپیلبرگ به فیلم‌های سیاسی در سال‌های اخیر و درخشیدن در این گونه آثار، کمتر کسی توقع ساخت فیلم Ready Player One را از او داشت؛ فیلمی سرتاسر آغشته به دنیای گیم و تکنولوژی که بیننده را مدهوش جلوه‌های بصری خود می‌کند و مخاطبین گیمرش را ذوق زده.

بررسی فیلم Ready Player One

  • استودیو سازنده: برادران وارنر
  • کارگردان: استیون اسپلیبرگ
  • بازیگران: تای شریدان، اولیویا کوک ،بن مندلسون و سایمون پگ
  • بودجه فیلم: ۱۷۵ میلیون دلار

بررسی فیلم Ready Player One

جهانی را تصور کنید که در آن دنیا به واسطه یک بازی آنلاین واقعیت مجازی VR که بین مردم فراگیر شده تبدیل به یک آشوب شده. سال ۲۰۴۵ میلادیست و دانشمند و بازیساز قهاری با نامجیمز هلیدی یک جهان مجازی به نام OASIS‌ساخته که مردم با زدن یک عینک واقعیت مجازی می‌توانند وارد آن شوند و خودشان را از تمام واقعیات زندگی‌شان رها سازند. وید واتز پسر نوجوان یتیمیست که در یک کابین به همراه خاله و شوهرخاله‌اش در حومه شهر زندگی می‌کند و مانند بقیه مردم اسیر و گرفتار جهان OASIS شده.

بررسی فیلم Ready Player One

جیمز هلیدی که خالق این دنیاست به نوعی نقش خدا را برای مخاطبین بازی می‌کند ولی او هم مثل هر آدم دیگری بعد از مدتی می‌میرد و در حین مرگ وصیت‌نامه عجیب و غریب ویدئویی خود را منتشر می‌کند. او در این وصیتنامه می‌گوید که ۳ کلید در جهان پهناور مجازی OASIS پنهان کرده که یافتنش کار هرکسی نیست و با پیدا کردن هر سه کلید، فرد می‌تواند حاکم جدید و کنترل کننده OASIS باشد. این خبر در سرتاسر جهان می‌پیچد و همه مردم را به تکاپو وامی‌دارد. شرکت تکنولوژیک دیگری با نام IOI با استخدام صدها هزار نفر و وارد کردن آنها به بازی ارتشی موسوم به «سیکسر» درست می‌کند که وظیفه‌شان پیدا کردن کلیدهاست. آنها قصد دارند تا بتوانند به این دنیای مجازی حکمرانی کنند و از مردم (گیمرهای داخل بازی) سواستفاده کنند…

بررسی فیلم Ready Player One

نبرد نهایی فیلم یکی از حماسی‌ترین نبردهای تاریخ سینماست و پر از ایستر اگ و شخصیت‌های آشناست

فیلم Ready Player One بر اساس کتابی با همین نام نوشته ارنست سلین ساخته شده (که اخیرا در بازار نشر ایران هم ترجمه شده) که خود نویسنده کتاب مسئولیت نوشتن فیلمنامه را نیز در کنار زک پن (نویسنده چندتا از فیلم‌های ایکس من و مردان سیاهپوش و فرشتگان چارلی) که چندان هم با بازی‌های ویدئویی غریبه نیست (دو بازینامه چهارشگفت انگیز و ایکس‌من در کارنامه هنری او به چشم می‌خورد) بر عهده گرفته است.

بررسی فیلم Ready Player One

ارنست سلین نوینسده با اسپیلبرگ کارگردان راه آمده و باید گفت که فیلم اقتباسی صرفا بن‌مایه‌ اصلی کتاب را گرفته و تغییرات بسیاری را در آن اعمال شده است. بسیاری از این تغییرات به بهتر بودن فیلم کمک کرده و موجب شده که فیلم Ready Player One از جمله آثار سینماتیکی باشد که بهتر از منبع اقتباسی ادبی خود است.

بررسی فیلم Ready Player One

  • تفاوت‌های فیلم با کتاب
  • وجود ایستراگ‌های مختلف در سرتاسر سکانس‌های فیلم از جمله تغییراتیست که به سبب بصری بودن صحنه‌های کتاب داده شده و چشم‌های شما هرجای صحنه را که ببیند یک چیز آشنا از دنیای گیم، انیمه، سینما و کامیک بوک می‌بیند. از دیگر تفاوت‌هایی که فیلم با کتاب دارد می‌توان به خطر لوث شدن داستان کشته شدن برخی قهرمانان داخل کتاب اشاره کرد که البته اسپیلبرگ تصمیم گرفته فیلمش را نوجوانانه‌تر بسازد و قهرمانان را زنده نگه‌دارد. پایان خطر لوث شدن داستان. آنتاگونیست فیلم نیز برخلاف صفحات داخل کتاب یک آدم احمق و تک‌بعدی به نظر می‌آید و اصلا آن پختگی و شخصیت پردازی داخل کتاب را ندارد (معاون او یعنی خانم فنل هم به همین عارضه در فیلم دچار شده و کاراکتر سینمایی‌ او یک شخصیت زاید در آمده تا یک دشمن تمام عیار) با وجود اینکه فیلم بیشتر از کتاب در دنیای واقعی می‌چرخد و سعی می‌کند تا رئال را نیز وارد ماجرا کند، روابط بین شخصیت‌های دنیای واقعی تصنعی از آب در آمده و هیچ شیمی بین کاراکترها وجود ندارد. در آخر باید به برخی تفاوت‌های عمده در مراحل بازی‌ها برای پیدا کردن کلیدهای مفقود شده اشاره کنم که زمین تا آسمان با مراحل داخل کتاب تفاوت دارند.

بررسی فیلم Ready Player One

فیلم Ready Player One یقینا از نظر فیلمنامه (با وجود اینکه نویسنده اصلی در نوشتن آن دخالت داشته) مشکلات عدیده‌ای دارد که بیننده باهوش‌تر سینما نمی‌تواند از آنها گذر کند (مثلا اینکه با وجود فراگیر بودن یک بازی آنلاین چرا تمام اتفاقات و قهرمانان و بدمن‌ها و…فیلم در یک شهر زندگی می‌کنند) ولی به جرات می‌توان گفت که اسپیلبرگ با چنان مهارتی جلوه‌های ویژه را در صحنه‌های اکشن آمیخته که بیننده پاسخ یافتن برای این سوالات را از یاد می‌برد (این اتفاق به خصوص در نیمه اول فیلم شدت بیشتری دارد)

بررسی فیلم Ready Player One

ریتم تند و خلق صحنه‌هایی که تاکنون نظیر آن در پرده سینما دیده نشده برای علاقه‌مندان سینمای اکشن و البته گیمرها دیوانه‌وار است و متاسفانه فیلم نمی‌تواند این ریتم را تا لحظه آخر با خود نگه‌دارد؛ درواقع باید گفت که مدت زمان ۱۴۵ دقیقه‌ای فیلم کمی برای آن طولانیست و اواسط داستان حوصله‌سربر می‌شود..

بررسی فیلم Ready Player One

چند نفرشان را می‌شناسید؟ HE-MAN را دیدید آن پشت؟

تیم بازیگری فیلم چندان چهره‌های شناخته شده‌ای نیستند و کار خودشان را نیز چندان که باید و شاید انجام ندادند ولی همانطور که گفته شد این ایرادات فنی فیلم با خلق صحنه‌های عظیم سینمایی پوشانده می‌شود. فیلم Ready Player One چشم‌نوازی می‌کند و محتوایی را که به خورد بیننده خود می‌دهد را ناقص تحویل می‌دهد اما در آن سورپرایز‌هایی گنجانده که تماشاگر را به وجد بیاورد. در کنار این سورپرایزها آهنگسازی کار با توجه به همین ویژگی‌ها ساخته شده و بسیاری از قطعات مشهور و به یادماندنی بازی‌ها و فیلم‌های معروف دوباره بازسازی شده‌اند. فیلم پا را از بازسازی موسیقی آثار معروف جهان انترتینمنت فراتر هم می‌گذارد و با وارد شدن به فیلم مشهور Shining (درخشش) و بازآفرینی لوکیشن این فیلم، ادای احترامی جانانه به سینمای وحشت می‌کند.

بررسی فیلم Ready Player One

از این اکیپ چطور؟ چند نفر را می‌شناسید؟

اسپیلبرگ مخلوطی از انیمه‌ها و گیم‌ها و کامیک‌ها و فیلم‌ها و سریال‌ها را در هم آمیخته و آن را وارد یک جهان تازه و ابداعی با نام OASIS کرده که ساخت آن در آینده‌ای نه چندان دور با توجه به پیشرفت‌های کنونی چندان هم دور از تعجب نیست. با اینکه فیلم سعی دارد در پس پرده موضوع نوجوانانه و اکشن خالص خود حرف‌هایی هم برای گفتن داشته باشد اما این حرف‌ها چندان هم جدی تلقی نمی‌شوند.

بررسی فیلم Ready Player One

مثلا کاراکتر جیمز هلیدی تا حد زیادی تداعی کننده استیو جابز است و رقابت دو شرکت تکنولوژیک در دنیا برای گرفتن کنترل زندگی مردم بسیار شبیه به رقابت گوگل و اپل در این روزهاست. مواردی از این قبیل در طول فیلم به چشم می‌خورد اما فیلمنامه کشش جدی شدن را ندارد و در حد همان یک بازی ویدیویی عظیم باقی می‌ماند.

بررسی فیلم Ready Player One

همین مساله شبه گیم بودن فیلم شاید در نگاه اول برای بسیاری غیرقابل تحمل باشد، برخی از تماشاگران علاقه چندانی به دیدن یک فیلم با سکانس‌های تمام CGI صرف ندارند و آن را نوعی انیمیشن تصور می‌کنند تا یک فیلم لایو اکشن زنده سینمایی؛ اما بعد از دیدن فیلم Ready Player One احتمالا شما هم مثل من متوجه خواهید شد که OASIS و ساخته جدید اسپیلبرگ در هیچ قالبی جز این شکل جای نمی‌گرفت و هر کس دیگر هم آن را می‌ساخت به این چشم‌نوازی نبود. (ضمن اینکه توصیه شدید می‌کنم فیلم را در بزرگترین ابعادی که می‌توانید ببینید!)

بررسی فیلم Ready Player One

مرز بین بازی‌های ویدئویی و سینمای بلاک‌باستری هالیوود هیچ‌وقت تا به این حد به هم نزدیک نبوده و فیلم به خوبی توانسته هم به گیم‌ها و گیمرهای کلاسیک و هم به نوجوانان تازه‌نفس عاشق گیم و عناوین امروزی ادای احترام کند. از این حیث فیلم Ready Player One قطعا در تاریخ سینما جاودان خواهد ماند.

بررسی فیلم Ready Player One

پی نوشت(نکته جالب): بعد از اکران شدن فیلم Ready Player One گفته می‌شود که فروش دوربین‌های واقعیت مجازی افزایش چشمگیری داشته و مردم بیشتر به استفاده از این دستگاه علاقه‌مند شدند!

 

The post بررسی فیلم Ready Player One ؛ مرز باریک بین سینما و گیم appeared first on دیجیاتو.

آنر چگونه می خواهد به یکی از سه برند برتر دنیای موبایل تبدیل شود؟

برند آنر (honor) در سال ۲۰۱۱ توسط هواوی شکل گرفت و در سال ۲۰۱۳ به صورت رسمی معرفی شد تا با عرضه گوشی‌های مقرون به صرفه، غول تکنولوژی چین را برای حضور قوی‌تر در عرصه جهانی آماده سازد. پیش از این در دیجیاتو محصولات مختلفی از جمله میان‌رده‌های آنر ۵X، آنر ۶X و آنر ۷X یا پرچمدارانی نظیر آنر ۹ را بررسی کرده ایم. در این مطلب قصد داریم بیشتر به گذشته، حال و آینده برند آنر بپردازیم. با دیجیاتو همراه باشید.

درسی در برندینگ جهانی

مبحث برندینگ در دنیای فناوری نقش تعیین کننده ای دارد. قبل از عصر اینترنت، شرکت‌های فعال در عرصه تکنولوژی تلاش زیادی می‌کردند تا محصولات مختلف را با برندهای متنوع عرضه کنند، اما امروزه می‌بینیم اکثر برندها به اندازه کافی واضح یا منحصر به فرد نیستند. این مشکل در مورد شرکت‌های آسیایی، به خصوص چینی ها پررنگ‌تر است چون اسامی چینی به سختی تلفظ می شوند و درک معنای آنها دشوار است. حتی ادای صحیح اسامی معروفی نظیر «هواوی» یا «شیائومی» هم از عهده هر کسی بر نمی آید.

غول تکنولوژی چین با آگاهی از این وضعیت، هنر برندینگ را به کار گرفت. بهترین برندها، آنهایی هستند که از عبارتی منحصر به فرد با قابلیت ثبت به عنوان مارک تجاری تشکل شده اند. همچنین برند باید تصویر مثبتی در ذهن ایجاد کند و در کل جهان پذیرفته شود. همان طور که می دانید هواوی همچنان برای عقد قرارداد با اپراتورهای آمریکایی و فروش محصولاتش در ایالات متحده با مشکل مواجه است و در چنین وضعیتی، برند جداگانه ای مانند آنر می تواند اوضاع را بهتر کند، چنان که در رویدادها و غرفه های آنر معمولاً هیچ اسم یا نشانه ای از هواوی به چشم نمی خورد.

آنر تمام ویژگی های یک برند خوب را دارد: تصویر مثبتی را در ذهن ایجاد می کند، به سادگی مفهومش را انتقال می دهد، و تمام فعالیت های شرکت را تحت یک چارچوب مشخص و واضح در می آورد. اگر به وب سایت رسمی آنر مراجعه کنید هم خواهید دید که همه چیز در قالب یک شعار واحد یعنی «برای دلیران» (For The Brave) گرد هم آمده و پیام مشترکی را به شما منتقل می کنند.

در واقع آنر که بازوی پر قدرت هواوی برای حضور در عرصه جهانی بود، اکنون شخصیتی کاملاً مستقل دارد و به خوبی در سرتاسر جهان شناخته شده است. چندی پیش «جرج ژائو» رئیس این شرکت در مراسم معرفی موبایل آنر ۷X و آنر V10 اعلام کرد طی پنج سال آینده آنر به یکی از سه برند برتر بازار جهانی موبایل تبدیل خواهد شد، هدفی که با توجه به پیشرفت آنها چندان دور از دسترس نیست.

اقتصادی یا پرچمدار؟

آنر یک برند اقتصادی به شمار می رود که هم میان رده اقتصادی معرفی می کند و هم پرچمدار اقتصادی، یعنی گوشی هایی با مشخصات حرفه ای اما قیمتی کمتر از دیگر پرچمداران بازار. در واقع آنر رمز موفقیتش را همین استراتژی ساده می داند: معرفی موبایل هایی با ویژگی های برتر و قیمت رقابتی، طراحی زیبا و البته ارتباط مستقیم با خریداران.

این استارتاپ چینی توانست طی کمتر از ۵ سال و به واسطه مدل کسب و کار اینترنتی با تمرکز بر نوآوری، کیفیت و خدمات، در سرتاسر جهان شناخته شود. توجه اصلی آنر روی جوانان است و سعی دارد تا بیشتر نیازهای این قشر را در نظر بگیرد. بدین منظور، آنر با آزمایشگاه های تحقیقاتی، زنجیره تأمین و شرکای حاضر در بازار همکاری می کند تا بهترین نتیجه را به دست بیاورد. به عنوان مثال می توان به همکاری نزدیک آنر با توسعه دهندگان شرکت گیم لافت برای بهینه سازی بازی های این استودیو روی گوشی های آنر اشاره کرد.

البته در این راه نباید نقش مهم هواوی را نادیده گرفت. آنر با تکیه بر منابع غنی مادی و معنوی شرکت مادر و فناوری های آنها توانسته محصولاتش را با قیمت مناسب وارد بازار کند. استفاده از پلتفرم کارآمد اینترنت برای فروش بی واسطه و دوری از تبلیغات سنگین تلویزیونی و شهری هم یکی دیگر از دلایل کاهش هزینه و قیمت نهایی گوشی های این شرکت است که در موفقیت آنها نقش بسزایی دارد.

گام بعدی چیست؟

همان طور که گفتیم، شعار آنر «برای دلیران» است و زمانی که قصد دارید چنین پیامی را به جامعه هدف خود منتقل کنید، باید خودتان در آن پیشگام شوید. «جرج ژائو» مدیر عامل آنر در کنفرانسی که روزهای پایانی سال گذشته میلادی در لندن برگزار شد، چنین راهی را در پیش گرفت و اعلام کرد آنر می خواهد طی ۵ سال به یکی از سه برند اصلی سازنده موبایل در جهان بدل شود.

ژائو در جریان این رویداد خبری گفت:

در حال حاضر کسب و کار آنر در خارج از چین حدود ۱۵ درصد از درآمدش را تشکیل می دهد. انتظار می رود این سهم تا سال ۲۰۲۰ به ۵۰ درصد برسد و در سال ۲۰۲۲ سهم آنر در بازار جهانی از سهم این برند در بازار چین پیشی بگیرد.

مدیر عامل آنر می گوید جامعه پر شور و وفادار آنر، انگیزه اصلی برای این پیشرفت است و سال ۲۰۱۸ برای تحقق این هدف جاه طلبانه، برای آنها نقش تعیین کننده ای دارد. او در نامه ای خطاب به دوستداران این برند می گوید:

دنیا را تغییر دهید و اجازه ندهید که دنیا شما را تغییر دهد. هدف آنر همین است و همه ما باید برای رسیدن به آن تلاش کنیم.

در ادامه به اختصار، شما را با چند مدل از جدیدترین و محبوب ترین موبایل های آنر آشنا می کنیم.

آنر ۱۰

آنر ۱۰ آخرین پرچمدار این شرکت است که حدود یک ماه قبل به شکل رسمی معرفی شد و از ۲۵ اردیبهشت به بازارهای جهانی راه پیدا کرد. این گوشی تمام مشخصات پرچمداران سال ۲۰۱۸ را به همراه دارد، از جمله طراحی مدرن با رنگ بندی جذاب موسوم به آرورا، نمایشگر فول ویوی ۵٫۸۴ اینچی، سخت افزار قدرتمند، دوربین دوگانه حرفه ای مجهز به هوش مصنوعی و شارژ سریع ۲۲٫۵ واتی. حضور بریدگی بالای نمایشگر یا همان ناچ هم نشان می دهد با محصولی جدید روبرو هستیم.

آنر ۱۰ از حالات مختلف عکاسی بهره می برد که در میان آنها، پرتره نقش پر رنگی دارد، به ویژه حالت نورپردازی استودیویی با استفاده از هوش مصنوعی که شبیه به همین قابلیت در آیفون X به نظر می رسد. حسگر اثر انگشت فراصوت زیر شیشه نمایشگر هم حتی با دست های خیس به خوبی عمل می کند. این گوشی پرچمدار هنوز وارد بازار کشورمان نشده اما خبرها از اتمام موجودی اولیه آنر ۱۰ در روز نخست عرضه آن در اروپا حکایت دارند.

آنر ۹ لایت

گوشی میان رده آنر ۹ لایت اوایل زمستان سال گذشته معرفی شد و چندی پیش هم به بازار کشورمان راه یافت. در بین ویژگی های شاخص این موبایل می توان به طراحی مدرن با نمایشگر فول ویو و بدنه شیشه ای، چهار دوربین برای عکاسی و اندروید ۸ اشاره کرد. برای ساخت لایه پشتی آنر ۹ لایت از لایه های نانو و روش PPVD استفاده شده تا حالت نورپردازی خاص آن را به وجود بیاورد.

آنر ۹ لایت از همان چیپست محبوب Kirin 659 استفاده می کند که در گوشی های متعددی به کار گرفته شده و با کارآیی آن به خوبی آشنا هستید. این موبایل بازخورد مثبتی را از رسانه های معتبر جهان دریافت کرده و تا به امروز آمار فروش خوبی داشته است.

آنر ویو ۱۰

آنر ویو ۱۰ یا V10 دیگر پرچمدار آنر است که اواخر پاییز سال گذشته به شکل رسمی معرفی شد و در CES 2018 از سوی اکثر نشریات معتبر تکنولوژی، یکی از بهترین محصولات این نمایشگاه لقب گرفت. ترکیب سخت افزار قدرتمند از جمله چیپست Kirin 970 و شش گیگابایت رَم، دوربین های حرفه ای و البته قابلیت های هوش مصنوعی با قیمت مناسب، آنر V10 را به یکی از بهترین گزینه های بازار جهانی بدل کرده. آنر دو تیزر تبلیغاتی را هم برای این آنر V10 آماده کرده که دیدن آنها خالی از لطف نیست.

آنر ۷X

آنر ۷X را حتماً به خوبی می شناسید، محصولی که حدود شش ماه قبل معرفی شد و چهار ماه قبل هم به بازار کشورمان راه پیدا کرد. در بررسی کامل آنر ۷X دیدید که این گوشی قابلیت های مناسبی از جمله کیفیت ساخت بالا، طراحی زیبا با نمایشگر فول ویو و سخت افزار مناسب برای رفع نیازهای روزمره را در اختیارتان می گذارد و حتی می تواند با میان رده های گران قیمت تر از سامسونگ مانند گلکسی A7 نیز رقابت کند.

در اینجا می توانید ویدیوی بررسی آنر ۷X توسط دیجیاتو را هم مشاهده کنید:

آنر ۹

آنر ۹ پرچمدار نسل قبل این شرکت محسوب می شود که عملکرد نسبتاً موفقی در بازار داشته. این گوشی در آغاز سال جاری میلادی و تنها با گذشت یک ماه از زمان عرضه به آمار فروش یک میلیونی رسید. در بررسی آنر ۹ توسط دیجیاتو دیدید که با یک موبایل واقعاً قدرتمند و زیبا روبرو هستیم.

البته آنر ۹ به نسل قبل موبایل های این شرکت تعلق دارد و بنابراین از نمایشگر فول ویو با حاشیه اندک، بی بهره است. با این حال عملکرد بسیار خوب دوربین دوگانه این گوشی و سخت افزار قدرتمندش می تواند اکثر کاربران را راضی کند.

The post آنر چگونه می خواهد به یکی از سه برند برتر دنیای موبایل تبدیل شود؟ appeared first on دیجیاتو.

بررسی دیجیاتو: دوربین هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ چه امکاناتی دارد

هرچند هواوی در سالهای اخیر روی ساخت پرچمدارانش تمرکز دارد، اما موبایل های ارزان قیمت را هم فراموش نکرده است، از جمله Y7 پرایم ۲۰۱۸ که محصول اقتصادی جدید این شرکت برای سال جاری به حساب می آید. این تلفن هوشمند به ۳ گیگابایت حافظه رم و ۳۲ گیگابایت حافظه داخلی مجهز است و به طور همزمان از ۱ کارت حافظه همراه با ۲ سیم کارت پشتیبانی می کند.

این تلفن هوشمند می تواند مثل پرچمداران اخیر قفل دستگاه را به جای اثر انگشت با چهره ی کاربر باز کند و به اندروید ۸ اوریو مجهز است که جدیدترین نسخه سیستم عامل گوگل به حساب می آید. اما در سال جاری دوربین دوگانه حتی بین موبایل های اقتصادی هم فراگیر شده و هواوی هم این ویژگی را به نسخه ۲۰۱۸ از Y7 پرایم اضافه کرده است.

تولید کنندگان با حذف برخی ویژگی ها و امکانات موبایل های گران قیمت، محصولات اقتصادی را با هزینه کمتری به دست مصرف کننده می رسانند. پیش از این در بررسی کامل دستگاه با امکانات محصول جدید هواوی آشنا شدیم. اما در این مطلب می خواهیم به طور خاص ببینیم دوربین Y7 پرایم ۲۰۱۸ در ازای رقمی در حدود ۱ میلیون تومان، چه قابلیت هایی برای شما فراهم می کند.

عکس های دوربین Y7 پرایم ۲۰۱۸ در نور روز رنگ های خوبی دارند، اما دستگاه علاقه دارد جاهایی که نورانی است را به شکل over exposed ثبت کند. این موضوع باعث می شود بخش های بسیار روشن تصویر جزئیات چندانی نداشته باشند.

در این تصویر کامیونی که از پشت صحنه عبور می کند جزئیات چندانی ندارد

در این تصویر کامیونی که از پشت صحنه عبور می کند جزئیات چندانی ندارد

استفاده از حالت HDR نتیجه را کمی بهبود می دهد، اما باز هم نباید به اندازه یک دوربین واقعی یا موبایل پرچمدار از Y7 پرایم ۲۰۱۸ توقع داشته باشید. در تصویر پایین عکسی که بدون حالت HDR گرفته شده بیش از حد نورانی است، اما در تصویر HDR با رنگ و نور یکدست تری مواجه هستیم.

یک موضوع هم در مورد رابط کاربری دوربین موبایل های هواوی وجود دارد. بسیاری از موبایل های امروزی به شکل خودکار حالت HDR را فعال می کنند یا در صفحه اصلی رابط کاربری دوربین دکمه ای برای فعال کردن آن به دست کاربر وجود دارد. در رابط کاربری دوربین موبایل های هواوی برای فعال کردن حالت HDR باید ابتدا با سوایپ کردن منوی حالت های عکاسی را ظاهر کنید و سپس HDR را انتخاب نمایید.

همانطور که انتظار می رود حالت های عکاسی در Y7 پرایم ۲۰۱۸ نسبت به پرچمداران هواوی تنوع کمتری دارند، اما جای تعجب اینجاست که حتی حالت پرتره یا عکاسی با تنظیمات دستی که روی موبایل های هم قیمت هواوی مثل پی اسمارت وجود دارند هم اینجا به چشم نمی خورند.

با دوربین Y7 پرایم ۲۰۱۸ می توانید پانوراما بگیرید، مدارک را اسکن کنید، به عکس ها واترمارک یا فیلتر رنگی اضافه کنید و یک حالت هم برای عکاسی از غذا در نظر گرفته شده که در حقیقت آن هم مثل فیلترهای رنگی عمل می کند.

بقیه قابلیت ها نیز در همان صفحه اصلی رابط کاربری هستند و موقع عکاسی به راحتی می توانید آنها را فعال کنید.

در سمت چپ دکمه اول و آخر برای انتخاب دوربین عقب یا جلو و خاموش و روشن کردن فلش کاربرد دارند. وقتی دکمه ی دوم فعال باشد، دستگاه به شکل خودکار چهره ی سوژه را روتوش می کند. مقدار روتوش خودکار نیز با درجه بین ۱ تا ۱۰ توسط کاربر قابل انتخاب است.

البته توجه داشته باشید که اگر روتوش خودکار را تا آخرین درجه اعمال کنید، تصویر کمی مصنوعی می شود، اما رقمی بین ۵ تا ۷ نتیجه خوبی دارد.

دکمه ی بعدی هم برای فعال کردن حالت Aperture کاربرد دارد. وقتی روی این حالت عکاسی کنید، دستگاه زمینه پشت سوژه را مثل دوربین های حرفه ای تار می کند. نکته ی جالب اینکه حتی بعد از عکاسی هم می توانید نقطه فوکوس را تغییر دهید.

این ویژگی به لطف دوربین دوگانه ممکن شده است. دوربین اصلی ۱۳ مگاپیکسلی است و دوربین ۲ مگاپیکسلی دوم وظیفه تشخیص عمق و تار کردن زمینه را بر عهده دارد. البته وقتی عکس های Y7 پرایم ۲۰۱۸ را در ابعاد اصلی نگاه می کنیم، جزئیات تصویر کمتر از آن چیزی هستند که از یک دوربین ۱۳ مگاپیکسلی توقع می رود.

 

تا زمانی که در حال تماشای عکس ها روی نمایشگر کوچک گوشی باشید، مشکلی به چشم نمی آید و جزئیات کافی هستند، مگر اینکه در نور شب عکاسی کرده باشید. Y7 پرایم ۲۰۱۸ مثل بیشتر موبایل های اقتصادی در محیط های تاریک نور کافی جذب نمی کند، در نتیجه مجبور است با پردازش های ثانویه نرم افزاری کیفیت عکس را بهتر کند و این موضوع تا حد زیادی جزئیات را از بین می برد.

ضمناً اینجا هم مشکل over exposed شدن بخش های روشن و under exposed شدن بخش های تیره به چشم می خورد. اگر سوژه به شما نزدیک باشد با فلش زدن می توانید مشکل جذب ناچیز نور را تا حدی رفع کنید.

اما اگر سوژه از حدی دور تر باشد، حتی فلش زدن هم تاثیر چندانی ندارد و دستگاه نمی تواند جزئیات زیادی ثبت کند. دوربین جلوی بدنه هم فلش دارد، اما فلش دوربین جلوی بدنه نیز قدرت زیادی ندارد و بسیاری اوقات تاثیر چندانی در عکس ایجاد نمی کند.

موبایل اقتصادی جدید هواوی در عوض عکس های ماکروی خوبی می گیرد و تا حد زیادی می توانید دوربین را به سوژه نزدیک کنید، بدون اینکه در عملکرد فوکوس دستگاه مشکلی ایجاد شود.

عملکرد ثبت عکس های پانوراما هم به خوبی انجام می شود. کافی است حالت مربوطه را انتخاب کنید و دوربین را به چپ یا راست حرکت دهید تا دستگاه بقیه کار را انجام دهد. برای مشاهده عکس پانوراما در ابعاد اصلی اینجا کلیک کنید.

جزئیات اندک و عدم وجود لرزشگیر موقع فیلمبرداری هم به چشم می خورند و خصوصاً اگر موقع ثبت فیلم حرکت کنید، نتیجه چندان واضح نخواهد بود.

در پایان از شما دعوت می کنیم نمونه عکس های بیشتری از دوربین هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ مشاهده کنید.

The post بررسی دیجیاتو: دوربین هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ چه امکاناتی دارد appeared first on دیجیاتو.

بررسی ویدیویی دیجیاتو: گوشی اقتصادی هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ [تماشا کنید]

گوشی های سری Y هواوی معمولاً برای جلب توجه قشر جوان جامعه ساخته می شوند تا با ترکیب امکانات مناسب و قیمت پایین، بتوانند نیازهای روزمره این دسته از کاربران را برآورده کنند. چند روز قبل با جدیدترین عضو این خانواده یعنی هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ آشنا شدید که حالا با طراحی مدرن و نمایشگر فول ویو، یکی از متمایز ترین محصولات اقتصادی و ارزان قیمت بازار محسوب می شود. در ادامه می توانید بررسی ویدیویی دیجیاتو از این گوشی را مشاهده کنید.

همان طور که دیدید Y7 پرایم ۲۰۱۸ از نظر ظاهری کاملاً پیشرفت کرده و با وجود ابعاد مشابه نسل قبل، حالا نمایشگر فول ویوی ۶ اینچی را در خود جای داده. کاهش حاشیه اطراف نمایشگر، فریم براق و بدنه با کیفیت، همگی در زیبایی این گوشی دخیل هستند. البته مدل آبی رنگ این گوشی به مراتب زیباتر از مدل های مشکی یا طلایی است.

در ویدیو مشاهده کردید که سخت افزار ابتدایی Y7 پرایم ۲۰۱۸ به راحتی از عهده اجرای برنامه های ساده و رفع نیازهای روزمره شما بر می آید، ضمن اینکه بازی های سه بعدی را هم با نرخ فریم مناسبی اجرا می کند. همچنین می توانید چند برنامه را به شکل همزمان در حافظه رَم نگه دارید تا نیازی به لود مجدد آنها نداشته باشید. سیستم عامل به روز و نسل جدید رابط کاربری اموشن هم خیال شما را از نظر امنیت دستگاه راحت می کند، ضمن اینکه قابلیت فیس آنلاک هم در مواقع ضروری به کمکتان می آید.

با این حال، Y7 پرایم ۲۰۱۸ معایب آشکاری هم دارد که مهم ترین آنها، کیفیت نه چندان مطلوب نمایشگر است. صفحه IPS این دستگاه با وجود دقت رنگ مناسب، از نظر غنای رنگ، زاویه دید و حداکثر روشنایی راضی کننده نیست. دوربین های دستگاه هم در نور کافی عملکرد مناسبی دارند ولی در محیط تاریک واقعاً ضعیف هستند. با اینکه هنوز نمی دانیم هواوی این گوشی جدید را با چه قیمتی وارد بازار کشورمان می کند، اما به نظر می رسد با در نظر گرفتن قیمت فضایی دیگر موبایل ها، Y7 پرایم ۲۰۱۸ به یکی از انتخاب های اصلی این بخش از بازار بدل شود.

The post بررسی ویدیویی دیجیاتو: گوشی اقتصادی هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ [تماشا کنید] appeared first on دیجیاتو.