بررسی دیجیاتو: لپ تاپ MSI GS65 8RF؛ حمله همه جانبه به دنیای اولترابوک ها

لپ تاپ های گیمینگ به سمت باریک تر و سبک تر شدن پیش می روند و گاهی اوقات حتی لباس مبدل می پوشند تا کمتر توی چشم باشند. شرکت تایوانی MSI به عنوان یکی از تولیدکنندگان اختصاصی سخت افزار گیمنگ …

The post بررسی دیجیاتو: لپ تاپ MSI GS65 8RF؛ حمله همه جانبه به دنیای اولترابوک ها appeared first on دیجیاتو.

بررسی دیجیاتو: گوشی میان‌رده آنر ۱۰i

بازار گوشی های میان رده آن قدر متنوع شده که انتخاب از بین گوشی های برندهای مختلف را مشکل کرده است. در بین برندهایی که میان رده های متعددی را عرضه کرده و در کشور ما هم حضور فعالی دارند، …

The post بررسی دیجیاتو: گوشی میان‌رده آنر ۱۰i appeared first on دیجیاتو.

هواوی Y7 Prime 2019 در مقابل هواوی Y9 2019؛ کدام یک را بخریم؟

هواوی به عنوان غول تکنولوژی چین از جمله شرکت هاییست که در دنیای موبایل، راه صد ساله را یک شبه پیموده و طی مدتی کوتاه توانسته به جایگاه دومین سازنده بزرگ تلفن همراه در جهان برسد. درآمد سرشار این کمپانی …

The post هواوی Y7 Prime 2019 در مقابل هواوی Y9 2019؛ کدام یک را بخریم؟ appeared first on دیجیاتو.

نگاه نزدیک دیجیاتو: مودم روتر ایسوس DSL-AC88U

تا پیش از این حتماً واژه پرچمدار را بیشتر برای گوشی ها شنیده اید اما باید مودم روتر ایسوس DSL-AC88U را در بین رقبا با صفت پرچمدار همراه کنیم. این دستگاه، مودم ADSL را با روتر وای فای قدرتمند و قابلیت های کاربردی ترکیب کرده است. محصول نه چندان جدید ولی کم رقیب ایسوس می تواند گزینه اول کاربرانی باشد که در پی مودم روتری پریمیوم و با امکانات فراوان هستند.

ایسوس DSL-AC88U

ایسوس این محصول را بر اساس مدل قدیمی تر RT-AC88U طراحی کرده؛ روتری که فاقد مودم ADSL بود اما در عوض از ۸ درگاه LAN (به جای ۴ درگاه در مدل DSL) بهره می برد. در مدلی که در این مطلب قصد داریم نگاهی به ویژگی هایش داشته باشیم، برخی از قابلیت های عمدتاً کم استفاده تر روتر RT-AC88U حذف شده است.

طراحی

ایسوس DSL-AC88U طراحی ظاهری RT-AC88U را وام گرفته است: بدنه مشکی با خطوط زاویه دار متعدد. علاوه بر این حفره هایی در قاب بالایی به چشم می خورد که بیشتر از اینکه کاربردی برای دفع حرارت داشته باشند، زیبایی دستگاه را دو چندان کرده اند.

ایسوس DSL-AC88U

وزن دستگاه ۷۹۵ گرم و ابعادش بزرگ و دست و پاگیر است. روتر از بخش انتهایی هایی تا جلو شیب ملایمی دارد. ظاهر قاب بالایی بدنه با یک روکش مات پوشیده شده و  همین قسمت میزبان چراغ های LED پر تعداد کارکرد روتر است. ۴ آنتن با ترکیب رنگ های مشکلی و قرمز هم ظاهر خشن و گیمینگ مودم روتر را کامل می کنند.

ایسوس DSL-AC88U

در پشت روتر ۴ درگاه شبکه LAN در کنار یک درگاه WAN (همه با پشتیبانی از سرعت یک گیگابیت بر ثانیه) و یک درگاه DSL به چشم می خورند. یک درگاه USB 2.0، کلید خاموش و روشن، پورت شارژر ۱۹ ولتی و کلیدهای WPS و ریست از موارد دیگر موجود در پشت دستگاه هستند.

ایسوس DSL-AC88U

دو عدد از آنتن ها به بخش پشتی و دو تای دیگر به کناره های دستگاه وصل می شوند. آنتن ها از محل اتصال امکان تنظیم به صورت ۳۶۰ درجه را دارند اما با بازویی که برایشان در نظر گرفته شده می توانید بین ۳ حالت صفر، ۴۵ یا ۹۰ درجه آنها را تنظیم کنید.

ایسوس DSL-AC88U

در جلوی دستگاه هم شاهد کلیدهای خاموش کردن LED های روتر و غیر فعال کردن وای فای در سمت راست و درگاه USB 3.0 در سمت چپ هستیم. پورت USB 3.0 در پشت یک درپوش مخفی می شود و اتفاقاً یکی از نکات منفی طراحی به همین بخش بر می گردد. اگر ظریف ترین حافظه های فلش موجود در بازار را هم به این درگاه وصل کنید باید با موضوع باز ماندن درب که به ظاهر زیبا و قرینه روتر لطمه می زند، کنار بیایید.

ایسوس DSL-AC88U

از آنجایی که دستگاه فاقد هر گونه فن است، در زیر دستگاه حفره های متعددی برای انتقال حرارت در نظر گرفته شده است.

ایسوس DSL-AC88U

امکانات و قابلیت ها

ایسوس DSL-AC88U که بیش دو سال از زمان عرضه اش می گذرد، تقریباً هر آنچه از یک مودم روتر خانگی پیشرفته انتظار دارید (و شاید فراتر از آن) را در اختیارتان می گذارد. پردازنده ای دو هسته ای در کنار ۵۱۲ مگابایت رم به این محصول ایسوس نیرو می دهند و رابط کاربری دستگاه، ASUSWRT در عین کامل بودن روان اجرا می شود.

ایسوس DSL-AC88U

در اولین راه اندازی می توانید به سادگی تنظیمات اساسی اولیه از جمله نوع اتصال به اینترنت، امنیت وای فای، نام کاربری و پسورد رابط وب روتر را تنظیم کنید. البته بعد از پیکربندی هم به این گزینه ها دسترسی دارید.

مودم DSL

مودم با استاندارد معمول این روزهای ایران یعنی ADSL2 سازگار است. اما چند سالی است که استانداردهای جدیدتر از جمله VDSL هم به کشورمان راه یافته و اکنون در بسیاری از مجتمع های مسکونی شرکت های متعددی این سرویس را به کاربران ارائه می دهند. ADSL2 از نظر تئوری دستیابی به حداکثر سرعت دانلود ۲۴ مگابیت بر ثانیه را ممکن می کند اما با مودم روتر ایسوس با استاندارد VDSL2 امکان رسیدن به سرعت دانلود و آپلود ۳۰۰ و ۱۰۰ مگابیت بر ثانیه فراهم می شود. نهایت سرعت مودم اما با استاندارد G.fast به دست می آید: دانلود و آپلود ۹۰۰ و ۵۰۰ مگابیت بر ثانیه.

با اینکه اکنون در ایران استانداردهای ADSL بیش از بقیه رواج دارند اما اگر در مکان شما VDSL ارائه می شود این محصول ایسوس قطعاً نیاز شما به عنوان یک مودم را بر آورده می کند. در کنار این ها اگر در آینده استاندارد G.fast هم ارائه شد، نیازی به خرید یک دستگاه جداگانه نخواهید داشت.

ایسوس DSL-AC88U

البته باید اشاره کرد که VDSL و خصوصاً G.fast در مقایسه با ADSL محدودیت فاصله با ارائه دهنده سرویس بیشتری دارند. ADSL به طور معمول امکان ارائه اینترنت تا فاصله ۵ کیلومتری را دارد اما این میزان برای VDSL و G.fast به ترتیب به یک کیلومتر و نیز ۵۰۰ متر می رسد.

وای فای ۸۰۲٫۱۱AC و درگاه های گیگابیتی

استانداردهای وای فای پشتیبانی شده توسط این روتر ۸۰۲٫۱۱ac است. نهایت سرعت شبکه وای فای دستگاه به ۳۱۶۷ مگابیت بر ثانیه برای هر دو باند ۲٫۴ و ۵ گیگاهرتز می رسد. حداکثر پهنای باند روی باند ۲٫۴ گیگاهرتز ۱۰۰۰ مگابیت بر ثانیه و برای فرکانس ۵ گیگاهرتز تا ۲۱۶۷ مگابیت بر ثانیه است. فناوری MU-MIMO هم ارسال و دریافت داده ها توسط چندین دستگاه به طور همزمان را تضمین می کند.

امکان سوییچ خودکار بین چند لاین اینترنت

Dual WAN قابلیتی است که تقریباً همیشه شما را به اینترنت متصل نگه می دارد. با استفاده از این امکان در صورتی که یکی از خط های اینترنت شما قطع شود، روتر به صورت خودکار اینترنت شما را از طریق خطی دیگر متصل می کند. به عنوان مثال تصور کنید اینترنت اصلی از طریق ADSL تأمین می شود و در عین حال می خواهید حتی با قطع شدن این خط، باز هم به اینترنت دسترسی داشته باشید. کافی است یک دانگل سیم کارت خور USB (تنها مدل های پشتیبانی شده) را به روتر وصل کنید تا با تنظیماتی ساده نقش خط دوم اینترنت را ایفا کند.

ایسوس DSL-AC88U

روتر می تواند به صورت خودکار قطع شدن خط اول را تشخیص داده و به اینترنت دانگل سوییچ کند. هرگاه هم که اینترنت خط اول دوباره برقرار شد، به لاین اول سوییچ می کند (البته این قابلیت انتخابی است). ایسوس DSL-AC88U می تواند اینترنت را از طریق DSL، دانگل یا دستگاه دیگری که به درگاه WAN متصل شده بین دیوایس های شما به اشتراک بگذارد.

قابلیت مهم دیگر روترهای پرچمدار ایسوس Load Balance است. با استفاده از این قابلیت می توانید به طور همزامان از هر دو خط اینترنت استفاده کنید؛ به گونه ای که ترافیک کل اینترنت به نسبت مشخص روی دو خط تقسیم شود. البته جای این قابلیت در DSL-AC88U خالی است.

قابلیت های متنوع درگاه های USB

شرکت تایوانی در زمینه قابلیت های مرتبط با USB از سال ها قبل هم از بسیاری رقبا جلوتر بود. با اتصال هارد دیسک اکسترنال یا حافظه فلش به لطف بهره مندی از پروتکل های FTP، سامبا و … می توانید فایل هایتان را روی شبکه یا اینترنت به اشتراک بگذارید. پرینترهای سازگار هم با اتصال به درگاه USB امکان به اشترک گذاری در شبکه را دارند. این موضوع خصوصاً برای پرینترهای قدیمی تر که فاقد ماژول شبکه LAN یا وای فای هستند کاربردی به نظر می رسد. امکان استفاده از دانگل های USB سیم کارت خور هم ویژگی دیگری است که به آن اشاره کردیم.

ایسوس DSL-AC88U

قابلیت جالب دیگر دانلود مستر است که در واقع یک ابزار دانلود فایل توسط خود روتر محسوب می شود. تصور کنید کامپیوتر خود را خاموش کرده اید و می خواهید دانلودهای شبانه تان با روتر انجام شود. کافی است لینک فایل ها را از قبل در دانلود مستر وارد کنید تا روی حافظه USB متصل به روتر دانلود شوند. این قابلیت همچنین برای فایل های تورنت کاربرد دارد.

تقسیم بندی پهنای باند برای تک تک کاربران

مدیریت ترافیک QoS در روتر ایسوس اعمال محدودیت بر اساس سرویس ها و مک آدرس کاربران را ممکن می کند. البته محدودیت های این قابلیت، روتر را به گزینه ای خانگی بدل می کند و به دلیل سادگی بیش از حد نباید روی استفاده آن برای شرکت های بزرگ حساب کنید.

یکی از امکاناتی که جای خالی آن در DSL-AC88U احساس می شود WTFast است. پینگ مناسب از دغدغه های گیمرها در بازی های آنلاین است. گاه زمان بالا یا نوسان پینگ و گاهی هم لگ های مرتبط با اینترنت مشکل ساز می شود. ایسوس به منظور حل این مشکلات قابلیتی به نام WTFast را در برخی روترهای خود ارائه کرده که با متصل کردن کاربر به شبکه اختصاصی نزدیک به سرور بازی، نوید رفع مشکلات زمان پینگ، تغییرات شدید آن و نیز از دست رفتن بسته ها (Packet Loss) را می دهد. این قابلیت در مدل هایی از جمله RT-AC88U ارائه شده البته مدل DSL فاقد آن است.

محافظت از دستگاه های متصل با راهکار ترندمیکرو

ایسوس برای توسعه فایروالِ روترهای پرچمدار خود با شرکت امنیتی ترندمیکرو همکاری کرده. بخش AiProtection شبکه به طور دائمی مانیتور می شود تا بد افزارها، ویروس ها، سایت های مخرب و سایر تهدیدات تشخیص داده شوند.

ایسوس DSL-AC88U

این سیستم شامل ۴ فاز کلی است. فاز اول به شما کمک می کند ریسک های امنیتی روتر را که با تغییرات در تنظیمات می توانید رفع کنید بیابید. در فاز دوم سایت های مخرب مسدود می شوند. در صورتی که کاربر تلاش کند با مرورگر به چنین سایت هایی وارد شود، روتر به جای صفحه اصلی سایت، اخطاری مبنی بر مسدود شدن را در مرورگر نشان می دهد.

ایسوس DSL-AC88U

فاز سوم، از حملات اسپم و محروم سازی از سرویس (DDoS) به هر یک از دستگاه های متصل به شبکه جلوگیری می کند. علاوه بر این بسته های داده ورودی مخرب مسدود می شوند تا شبکه از حمله در امان باشد. در نهایت در فاز آخر روتر مانع از آلوده کردن دستگاه های دیگر توسط سایر دیوایس های آلوده شبکه شما می شوند.

سخن پایانی

مودم روتر DSL-AC88U جدیدترین استانداردهای DSL را با امکانات روترهای پرچمدار ایسوس (از جمله AiProtection و درگاه های USB متعدد) ترکیب کرده. این محصول برای آن دسته از کاربرانی طراحی شده که به دنبال دستگاهی پریمیوم هستند و در عین حال قرار نیست در چند سال آینده آن را با مدل جدیدتری جایگزین کنند.

مودم روتر ایسوس DSL-AC88U با گارانتی ۳ ساله شرکت آونگ عرضه می شود.

The post نگاه نزدیک دیجیاتو: مودم روتر ایسوس DSL-AC88U appeared first on دیجیاتو.

جعبه گشایی دیجیاتو: گوشی پرچمدار سامسونگ گلکسی اس ۱۰ پلاس

سامسونگ چند روز قبل و درست در آستانه کنگره جهانی موبایل بارسلون، دهمین نسل از پرچمدارای محبوبش یعنی خانواده گلکسی اس ۱۰ را معرفی کرد. این گوشی ها نسبت به نسل قبل تفاوت چشمگیری دارند و تقریباً هیچ بخشی را نمی بینیم که دستخوش تغییر نشده باشد. امروز گلکسی اس ۱۰ پلاس به دست ما رسید و در ویدیوی زیر می توانید جعبه گشایی و نگاه نزدیک به این گوشی پرچمدار را مشاهده کنید.

سامسونگ در گلکسی اس ۱۰ زبان طراحی اینفینیتی را به تکامل رسانده و به آن اینفینیتی-او (Infinity-O) می گوید. ویژگی شاخص این طراحی، کاهش قابل توجه حاشیه بالای صفحه و حضور حفره داخل نمایشگر است، حفره ای که دوربین(های) سلفی را میزبانی می کند. پرچمدار جدید سامسونگ را به خوبی می توان با واژه های لوکس و پریمیوم توصیف کرد.

نمایشگر گلکسی اس ۱۰ پلاس هم عنوان نام تجاری جدیدی به خود گرفته و حالا با عبور از سوپر امولد، شاهد دینامیک امولد هستیم. این نمایشگر برای اولین بار از استاندارد +HDR10 پشتیبانی می کند و طبق بررسی های انجام شده از سوی شرکت های تخصصی، بالاترین دقت رنگ را در دنیای موبایل دارد. البته در حالت عادی نمی توان تفاوت بین نمایشگر این گوشی و دو نسل قبلی از خانواده گلکسی اس را تشخیص داد.

سامسونگ گلکسی اس 10 پلاس

یکی دیگر از ویژگی های شاخص گلکسی اس ۱۰ حضور حسگر اثر انگشت اولتراسونیک زیر نمایشگر است که طبق تجربه کوتاه ما، به خوبی عمل می کند اما احتمالاً با گلس ها و روکش های محافظه صفحه، میانه خوبی ندارد. قابلیت شارژ وایرلس دستگاه های دیگر یا به قول سامسونگ Wireless PowerShare هم ویژگی دیگریست که البته هنوز نمی توان در مورد عملکردش نظر قطعی را صادر کرد.

به زودی می توانید بررسی کامل گلکسی اس ۱۰ پلاس را در دیجیاتو مطالعه کنید.

The post جعبه گشایی دیجیاتو: گوشی پرچمدار سامسونگ گلکسی اس ۱۰ پلاس appeared first on دیجیاتو.

بررسی دیجیاتو: مودم ۴G فضای بیرونی ییکام P11

همه ما با شرایطی مواجه شده ایم که موبایل به سختی آنتن می دهد، پورت های مخابرات پر شده و از هیچ شرکتی نمی توانید اینترنت ADSL بگیرید. اینترنت TD-LTE هم در منطقه شما جواب نمی دهد؛ اما پشت بام خوبی با فضای باز وسیع در اختیار دارید. در این وضعیت مودم های ۴G خارجی می توانند از معدود راه حل های دسترسی به اینترنت باشند.

مودم ییکام P11 که در کشورمان عرضه شده، با سیم کارت های ۴G سازگار است و تأییدیه سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی را هم دریافت کرده. در دیجیاتو فرصتی فراهم شد تا در تعطیلات بهمن ماه علاوه بر آزمایش در تهران، به مناطقی با آنتن دهی ضعیف تر برویم و کارکرد مودم را محک بزنیم. ابتدا بیایید نگاهی به مشخصات فنی و اقلام همراه دستگاه داشته باشیم.

مشخصات فنی در یک نگاه
  • پشتیبانی از شبکه های ۲G/3G/4G
  • حداکثر سرعت LTE: آپلود ۵۰ مگابیت بر ثانیه و دانلود ۱۵۰ مگابیت بر ثانیه (LTE CAT 4)
  • دمای کارکرد منفی ۳۰ تا مثبت ۶۰ درجه سانتیگراد
  • مقاوم در برابر نفوذ آب و گرد و غبار با استاندارد IP66
  • مجهز به آنتن داخلی پر قدرت با بهره ۸dBi
  • قابلیت قفل شدن روی یک یا چند باند فرکانس خاص
  • چراغ های LED روی دستگاه برای نمایش شرایط کارکرد
  • محافظت در برابر تخلیه الکترواستاتیکی تا ۱۵ هزار ولت
  • قابلیت نمایش اطلاعات آماری ترافیک ارسال و دریافت شده
  • تغذیه برق از طریق آداپتور PoE با کابل شبکه
  • ابعاد ۲۵۲ در ۱۱۲ در ۵۸ میلی متر و وزن ۵۶۰ گرم
اقلام همراه دستگاه:
  • پایه ها و اتصالات مورد نیاز برای وصل کردن مودم به دیوار یا لوله
  • درگاه های مقاوم در برابر آب و گرد و غبار برای سیم کارت و کابل شبکه
  • یک درگاه شبکه RJ45 با سرعت ۱۰/۱۰۰ مگابیت بر ثانیه
  • آداپتور PoE با خروجی ۱۵ ولت و ۰٫۵ آمپر جریان مستقیم
  • دفترچه راهنمای انگلیسی

طراحی

مودم Yeacomm در نگاه اول طراحی ساده ای دارد، کمی شکننده به نظر می رسد و البته چندان هم زیبا نیست. با این حال زیبایی، در یک مودم نه چندان بزرگ که قرار نیست روی میز کار یا سالن پذیرایی منزلتان قرار بگیرد، چندان هم اهمیتی ندارد.

بدنه اصلی، فارق از پایه اتصال، به صورت دو تکه طراحی شده: بخش بالایی، یکپارچه و بدون هیچ گونه درزی است اما در زیر، دریچه ای برای محافظت از سیم کارت و کلید ریست در برابر نفوذ آب و گرد و غبار، به همراه یک پیچ پلاستیکی بزرگ مجهز به واشر برای آب بندی کردن کابل شبکه توجهتان را جلب می کند. همین سبک طراحی، مزایا و معایب خاص خود را دارد. قسمت خوب آن جا است که به لطف این طراحی دستگاه به خوبی در برابر نفوذ آب و گرد و غبار مقاوم شده و ما از این موضوع در قرار گرفتن مودم ییکام پی ۱۱ در معرض بارش باران هم اطمینان پیدا کردیم. اما بخش ناراحت کننده، سخت شدن فرایند نصب است.

مودم ییکام P11

تصور کنید دستگاه را در مکانی با دسترسی مشکل نصب کرده اید و تصمیم می گیرید سیم کارت را عوض کرده یا کابل را جدا کنید.. در بیشتر دستگاه های مشابه این کار به سادگی باز کردن یک درب پلاستیکی است اما در مودم ییکام P11 باید دست به ابزار شوید. شرایط وقتی سخت تر می شود که پیچ ها و درپوش سیم کارت با باز شدن احتمالاً به زمین می افتند و داغ گم شدن مهمترین بخش آب بندی مودم را روی دلتان می گذارند.

مودم ییکام P11

درپوش کابل شبکه هم مشکل دیگر است. از آنجایی که با مکانیزم پیچی در جایش محکم می شود، باز کردنش هم دردسرهای خاص خود را دارد. در بخش نصب و راه اندازی بیشتر در این باره توضیح می دهیم.

چراغ های نمایش دهنده وضعیت اما در زیر دستگاه قرار گرفته اند و به راحتی می توانید شرایط کارکرد را بررسی کنید البته ترجیح می دادیم LED ها کمی پر نورتر بودند تا در نور فضای بیرون هم به راحتی دیده شوند. چراغ ها عملکردهای زیر را نمایش می دهند:

  • قدرت آنتن دهی دستگاه با چهار LED
  • تغذیه برق عادی دستگاه
  • شناسایی سیم کارت
  • فعال بودن اتصال به شبکه LAN
  • کارکرد عادی دستگاه

مودم ییکام P11

طراحی پایه اجازه تنظیم در جهات مختلف و با زاویه محدود رو به بالا یا پایین را می دهد. در صورتی که مودم را روی لوله نصب کنید بست فلزی ویژه امکان چرخاندن به جهات مختلف را هم ممکن می کند.

نصب و راه اندازی

مودم ییکام P11 را می توانید با دو پیچ و رولپلاک به دیوار نصب کنید که در این صورت امکان تنظیم جهت به چپ و راست را از دست می دهید. ما در تمامی مکان های مورد آزمایش مودم را روی لوله و با استفاده از بست فلزی ارائه شده در جعبه نصب کردیم تا امکان تنظیم دقیق تر را داشته باشیم. زاویه آنتن دهی مودم در دفترچه راهنما یا سایت سازنده مشخص نشده اما در تنظیم دقیق متوجه شدیم که زاویه چندان هم محدود نیست. به همین دلیل شاید بتوانید با نصب با پیچ و رولپلاک هم به آنتن دهی مطلوب برسید.

مودم ییکام P11

یکی از مواردی که در نصب کمی وقتمان را گرفت به طراحی درپوش کابل شبکه بر می گشت. از آنجایی که نمی توانید سوکت شبکه را از درپوش رد کنید، باید اول کابل بدون سوکت را رد کرده و بعد سوکت را پرس کنید. به همین دلیل قطعاً به یک آچار سوکت زن شبکه نیاز خواهید داشت و البته کمی تجربه. پیشنهاد می کنیم به هیچ وجه قید استفاده از درپوش آب بندی را نزنید.

همان طور که گفتیم درگاه سیم کارت هم با طراحی خاصش ممکن است مشکل ساز شود و بهتر است قبل از نصب، سیم کارت را در مودم قرار داده و درپوش را با پیچ ها محکم کنید.

پس از نصب باید کابل متصل به مودم را به درگاه PoE آداپتور ارائه شده وصل کنید. آداپتور PoE علاوه بر انتقال داده ها، برق مورد نیاز مودم را هم روی همان کابل شبکه منتقل می کند ضمن اینکه برای اتصال درگاهِ LAN روی آداپتور به درگاه شبکه کامپیوتر یا روتر نیاز به یک کابل دیگر دارید. توجه داشته باشید که آداپتور PoE ضد آب نیست و باید در فضای داخلی استفاده شود.

مودم ییکام P11

برای تنظیم دستگاه می توانید از ۴ عدد LED روی مودم که نام RF در کنارشان حک شده استفاده کنید. با این حال ما برای تنظیم دقیق تر از رابط وب دستگاه استفاده کردیم. در منطقه با پوشش آنتن دهی ضعیف تر (در رویان) تلاش کردیم با تماس با پشتیبانی اپراتورها از مکان دقیق آنتن ها مطلع شویم که البته به نتیجه دقیقی نرسیدیم. با این حال استفاده از نقشه اپراتورها تا حدودی کارمان را راه انداخت و مکان حدودی آنتن های اطراف را پیدا کردیم.

مودم را به سمت مکان حدودی آنتن ها نصب کردیم و با مراجعه به پنل کاربری دستگاه (با ورود آدرس آی پی پیش فرض ۱۹۲٫۱۶۸٫۰٫۱ در مرورگر)، تنظیمات دقیق تر را تا رسیدن RSRP و SINR به بالاترین اعداد ادامه دادیم. RSRP یا «قدرت دریافت سیگنال مرجع» در شبکه های سلولی LTE نشان دهنده شدت سیگنال دریافتی و SINR هم نمایش دهنده «نسبت سیگنال به نویز و سیگنال به تداخل» است.

رابط کاربری

رابط کاربری مودم Yeacomm طراحی مرتب و نسبتاً ساده ای دارد و در عین حال امکانات کافی را در اختیارتان می گذارد. با این حال بدون ایراد هم نیست.

مودم ییکام P11

در همان صفحه اول و قبل از لاگین شدن تقریباً هر آنچه در نگاه اول انتظار دارید بدانید را در اختیارتان می گذارد: مواردی از جمله مدت زمان کارکرد، شناسایی سیم کارت، دسترسی به اینترنت، جزئیات آنتن دهی (از جمله RSRP و SINR) و اتصال به شبکه ۳G یا ۴G.

مودم ییکام P11

پیام های کوتاه فارسی به درستی نشان داده می شوند. با این حال گاهی شماره فرستنده درست نمایش داده نمی شود. کلمه های انگلیسیِ در میان فارسی هم گاهی به هم می ریزد. زمان اشتباه پیام ها مشکل دیگری است که البته با تنظیم منطقه زمانی آسیا-تهران در تنظیمات مودم به سادگی حل می شود.

مودم ییکام P11

قابلیتی که از دیدنش خوشحال شدیم امکان قفل کردن شبکه روی ۴G، ۳G یا حالت خودکار است. برخی از مودم ها هنوز از این امکان بی بهره اند و گاهی به طور خودکار بین ۳G یا ۴G سوییچ می کنند.

مودم ییکام P11

امکان جالب دیگر اعمال محدودیت سرعت برای کاربران است. با این حال آن قدر ابتدایی است که چندان هم به کارتان نمی آید. تعریف کردن محدودیت تنها از طریق آدرس آی پی امکان پذیر است و امکان تنظیم جداگانه حداکثر سرعت آپلود و دانلود وجود ندارد. علاوه بر این مکانیزم صف بندی بسته های داده مشخص نیست و به همین دلیل نمی توان روی کارکرد دقیق آن حساب کرد. در آزمایش های ما این قابلیت فقط تا حدودی درست کار کرد.

در کل باید اشاره کرد که رابط کاربری روان و سریع بوده و کار با آن راحت است. با این حال برخی از تنظیمات از جمله فعال یا غیر فعال کردن پین سیم کارت به کندی انجام می شوند. یک مورد عجیب به منوی برای تنظیمات وای فای مرتبط بود. Xiamen Yifan، شرکت سازنده مودم، در برخی کشورها ییکام P11 را به همراه یک روتر وای فای عرضه می کند و به نظر می رسد فرم ویر طراحی شده برای این دو دستگاه شباهت هایی داشته باشند. ظاهراً سازنده زحمت حذف این بخش از فرم ویر مودم را به خود نداده است.

آزمایش سرعت و عملکرد در رویان، نمک آبرود و تهران

برای بررسی تصمیم گرفتیم مودم را در مناطق مختلفی آزمایش کنیم. برخی از این مکان ها بر اساس نقشه اپراتورها دسترسی مناسبی به اینترنت ۴G نداشتند. مودم ییکام را با سیم کارت های ۴G ایرانسل و همراه اول آزمایش کردیم. برای بررسی بیشترین میزان سرعت، سرورهای داخلی و خارجی را روی سیم کارت های مختلف آزمایش کردیم. علاوه بر این مودم را به یک روتر وایرلس وصل کرده و اینترنت را بین کاربران به اشتراک گذاشتیم.

علاوه بر مودم ییکام P11 از دستگاه های زیر در آزمایش استفاده کردیم:

  • مودم داخلی دی لینک DWR-953 نسخه A2 مجهز به دو آنتن با بهره ۳dBi برای تست سیم کارت های ۴G
  • گوشی هواوی میت ۱۰ برای سیم کارت های ۴G

به منطقه ای در حوالی شهر رویان در استان مازندارن رفتیم. بر اساس نقشه مناطق تحت پوشش در وبسایت ایرانسل، منطقه مورد نظر تنها چند ۱۰ متر با خروج از لبه پوشش ۳G فاصله داشت. با این حال پوشش ۴٫۵G، کامل بود اما در کمال تعجب خبری از پوشش ۴G نبود. باید اشاره کرد که ایرانسل در وبسایت خود توضیح داده که مناطق تحت پوشش نمایش داده شده روی نقشه به صورت تقریبی هستند و ممکن است در برخی موارد از دقت کافی برخوردار نباشند.

نقشه همراه اول در این منطقه کلی تر به نظر می رسید و تنها خبر از ارائه اینترنت پر سرعت نوترینو می داد. نتایج بیشترین سرعت های بررسی شده سیم کارت های ۴G با مودم ییکام P11، مودم دی لینک DWR-953 و گوشی هواوی میت ۱۰ به این ترتیب بود:

مودم ییکام P11

در این منطقه ییکام P11 عمکرد بسیار خوبی از خود نشان داد. در پینگ (هر چه کمتر باشد بهتر است)، تفاوت چندانی بین ۳ دستگاه وجود نداشت. در سرعت دانلود اما تفاوت مودم خارجی با مودم داخلی و گوشی هواوی قابل توجه بود. علاوه بر این با اینکه سرعت آپلود هواوی میت ۱۰ مناسب بود اما گاه با افت شدیدی مواجه می شد. در مودم های دی لینک و ییکام P11 با چنین مشکلی مواجه نشدیم. در زمینه سرعت دانلود و آپلود و استفاده مداوم هم با ییکام P11 مشکلی نداشتیم.

برای آزمایش بیشتر به منطقه نمک آبرود مازنداران رفتیم. بر اساس نقشه ایرانسل این منطقه پوشش ۴G ،۳G و ۴٫۵G خوبی داشت. نقشه سایت همراه اول هم از پوشش مناسب اینترنت نوترینو خبر می داد. نتیجه آزمایش سیم کارت های ۴G روی سه دستگاه به این صورت بود:

مودم ییکام P11

عملکرد ییکام P11 در این مکان عالی بود. بیشترین سرعت دانلود و آپلود به ۸۸٫۹۶ و ۴۶٫۴۶ مگابیت بر ثانیه رسید. هواوی میت ۲۰ با اینکه به سرعت های بالاتر دست پیدا کرد اما این بار هم با نوسان شدید در سرعت آپلود روبرو بود و گاه تا ۵۰ درصد کند تر می شد.

مودم ییکام P11

به تهران آمدیم تا در منطقه بلوار جردن آزمایش کارایی مودم با سیم کارت های ۴G را به اتمام برسانیم. بر اساس نقشه های مناطق تحت پوشش در وبسایت ایرانسل و همراه اول پوشش آنتن دهی در این منطقه کامل بود. در آزمایش ها به نتایج زیر دست پیدا کردیم:

مودم ییکام P11

در تهران با وجود پوشش کامل اما به سرعتی که در تست های قبلی تجربه کردیم دست پیدا نکردیم و ییکام P11 تقریباً در تمامی آزمایش ها ضعیف تر از مودم داخلی دی لینک و گوشی هواوی میت ۱۰ ظاهر شد. با توجه به اینکه پوشش اینترنت ۴G در این منطقه مناسب بود اما به دلیل ازدحام شبکه بیشتر در محیط شهری و نیز تداخل فرکانسی بالاتر استفاده از یک مودم فضای بیرونی چندان هم منطقی به نظر نمی رسد و  به جای آن مودم های داخلی یا استفاده از اینترنت گوشی منطقی تر است.

جمع بندی نتایج سرعت

در استفاده چند روزه و در مکان های مختلف از عملکرد مودم ییکام P11 راضی، شگفت زده و گاه نا امید شدیم. در مناطقی که پوشش شبکه چندان مناسب نبود، در مقایسه با مودم داخلی عملکرد عالی از خود به جای گذاشت. در همین مناطق گاه گوشی هواوی سرعت دانلود بالاتری ارائه می داد اما سرعت آپلود به وضوح پایین تر و معمولاً با نوسان شدیدی همراه بود.

مودم ییکام P11

بالاترین سرعتی که با ییکام P11 دست یافتیم. از نظر تئوری، مودم به لطف پشتیبانی از رده بندی ۴ (LTE CAT 4) امکان دستیابی به سرعت دانلود ۱۵۰ مگابیت بر ثانیه را دارد اما در عمل به علت حداکثر سرعت درگاه شبکه ۱۰۰ مگابیت بر ثانیه، سرعت نهایی هم محدود می شود.

در تجربه بازی آنلاین World of Tanks نوسان پینگ یا لگ های گاه و بیگاهِ بسیار کم تعدادی را شاهد بودیم و می توان عملکرد در این زمینه را بسیار خوب ارزیابی کرد. اما در تهران که پوشش کامل اینترنت ۴G را داشتیم، کارایی مودم رضایتمان را جلب نکرد. در این شرایط که مودم داخلی یا گوشی به خوبی آنتن می دهند و تداخل شبکه و تعداد بالای کاربران در سطح شهر مانع رسیدن به سرعت های بالا و با ثبات می شوند، خرید یک مودم سیم کارت خور فضای خارجی چندان منطقی به نظر نمی رسد.

دلایل خرید یا عدم خرید مودم ییکام P11

از آنجایی که با اینترنت ۳G یا ۴G محدود به کابل های مسی و دردسرهایشان نیستید، مودم ییکام P11 می تواند به عنوان جایگزینی برای اینترنت ADSL به کارتان بیاید. TD-LTE اپراتورهای مختلف هم گزینه دیگری است که مودم هایشان هزینه کمتری روی دستتان می گذارد اما با تهیه این مودم ها معمولاً به سیم کارت های همان اپراتور خاص محدود هستید.

مودم ییکام P11، با ۴G و ۳G سازگار است و هر وقت که اراده کنید می توانید سیم کارت دیگری داخلش قرار دهید. با این حال نباید از قیمت بالایش به راحتی گذشت. علاوه بر این ییکام P11 به یک درگاه LAN مجهز است و می توانید آن را به کامپیوتر خود متصل کرده و از اینترنت استفاده کنید، اما اگر قرار باشد دستگاه های دیگر از جمله موبایل ها به اینترنت وصل شوند به یک روتر وای فای هم نیاز دارید.

در مقابل، مودم های سیم کارت خور ۴G داخلی از جمله دی لینک مدل DWR-953 نسخه B1 می تواند یکی از انتخاب ها باشد و اینترنت را با شبکه LAN یا وای فای در اختیار دستگاه ها قرار دهد. اما گاهی آنتن های همین مودم ها قدرت کافی برای ارائه اینترنت پر سرعت را ندارند و معمولاً سرعتی به مراتب پایین تر از مودم های خارجی را ارائه می دهند. در نمک آبرود این موضوع را به وضوح متوجه شدیم. در این شرایط مودم های فضای باز از جمله ییکام P11 انتخاب بهتری هستند.

مودم ییکام P11

اما اگر قصد استفاده از دستگاه های خارجی را دارید چرا به دنبال اینترنت وایرلس نقطه به نقطه (Point to point) یا نقطه به چند نقطه (Point to multipoint) نباشید؟ این سرویس ها هم گاه گزینه خوبی هستند اما محدودیت های فراوانی دارند. ابتدا باید شرکت ارائه دهنده خدمات اینترنتی را بیابید که در منطقه شما چنین سرویسی را ارائه دهد. در بسیاری از نقاط دور دست هیچ شرکتی چنین سرویسی را ارائه نمی دهد اما در شهرهای بزرگ شرایط از این نظر بهتر است. علاوه بر این آنتن های خارجی این سرویس، بر خلاف مودم های سیم کارت خور، نیاز به دید مستقیم به آنتن شرکت ارائه دهنده دارند که گاه با برج ها و ساختمان های بلند چنین دیدی میسر نیست.

برای تجهیزات اینترنت وایرلس نقطه به نقطه گاه باید هزینه خرید تجهیزات سمت خود و شرکت ارائه دهنده را متقبل شوید. برای نقطه به چند نقطه اما به طور معمول تنها نیاز به تهیه تجهیزات سمت خودتان را دارید. هزینه کلی می تواند از صفر (برخی شرکت های معدود، تجهیزات را به صورت امانی در اختیار می گذارند)، مقداری کمتر از قیمت مودم ییکام P11 و گاه تا چندین برابر متغیر باشد.

مشکل نهایی اینترنت بیسیم نقطه به نقطه (یا چند نقطه) تداخل فراوان و احتمال افت های ناگهانی سرعت یا از دست رفتن بسته های داده (Packet Loss) در شهرهای پر جمعیتی از جمله تهران است. در مقایسه، مودم های سیم کارت خور معمولاً کمتر با این مشکل مواجه هستند.

مودم ییکام P11

در انتها باید به سرعت پینگ اشاره کرد. در این زمینه به طور معمول اینترنت های بیسیم بهترین زمان پینگ را دارند که گاه به کمتر از ۱۰ میلی ثانیه روی آزمایش بهترین سرور می رسد. در مورد ADSL شرایط می تواند بهتر یا بدتر از مودم های سیم کارت خور باشد و دلایلی از جمله فاصله تا شرکت مخابرات، کیفیت کابل و … بر آن تأثیر فراوانی می گذارند. در آزمایش های ما ییکام P11 در پینگ عملکرد با ثبات و قابل قبولی را ارائه داد و اگر چه در مقایسه با برخی گزینه های اینترنت پر سرعت، بهترین نیست اما می تواند حتی برای بازی های آنلاین هم راضیتان کند.

مزایا:

  • سرعت دانلود و آپلود عالی
  • امکان انتخاب بین حالت های اتصال: ۴G ،۳G یا خودکار
  • قدرت بالای آنتن داخلی
  • مقاومت عالی در برابر نفوذ آب و گرد و غبار
  • طراحی مناسب رابط کاربری
  • سازگاری با اپراتورهای موبایل آزمایش شده
  • تأیید شده توسط سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی

معایب:

  • طراحی نامناسب درپوش سیم کارت
  • قیمت بالا
  • چراغ های LED کم نور که در فضای خارجی به سختی دیده می شوند

مودم ییکام P11 را می توانید با گارانتی ۱۲ ماهه شرکت نتسا خریداری کنید.

The post بررسی دیجیاتو: مودم ۴G فضای بیرونی ییکام P11 appeared first on دیجیاتو.

بررسی دیجیاتو: لپ تاپ گیمینگ ام اس آی GL63 8RD؛ اژدهای آرام

دنیای گیمینگ، دنیای محصولات لوکس و پر زرق و برق است؛ محصولاتی که طبیعتاً قیمت بالایی هم دارند و با واژه «اقتصادی» بیگانه اند. با این حال به لطف تلاش شرکت های مختلف، تجربه لذت بخش بازی های ویدیویی آنقدرها هم دور از دسترس نیست و هنوز هم می توان محصولات اقتصادی را در بازار دید. شرکت تایوانی MSI به عنوان یکی از بزرگ ترین تولید کنندگان این حوزه هم چندی پیش از لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD رونمایی کرده که در این مطلب قصد داریم آن را بررسی کنیم.

بررسی لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD

لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD به سری GL تعلق دارد که در کنار سری GV پایین ترین جایگاه را بین محصولات گیمینگ این شرکت به خود اختصاص داده است. در واقع این محصول را می توان یک لپ تاپ مالتی مدیای فوق العاده قدرتمند و یک لپ تاپ گیمینگ سطح پایه دانست که از نظر کارآیی به سری های GS یا GT نمی رسد. ابتدا بیایید مشخصات این لپ تاپ را مرور کنیم:

  • نمایشگر ۱۵٫۶ اینچی با رزولوشن FHD
  • پردازنده نسل هشتمی اینتل Core-i7
  • ۸ گیگابایت حافظه رم از نوع DDR4
  • ۱۲۸ گیگابایت اس اس دی
  • ۱ ترابایت هارد دیسک
  • کارت گرافیک انویدیا جیفورس GTX 1050 Ti با ۴ گیگابایت رم GDDR5
  • کیبورد با نور پس زمینه
  • باتری ۶ سلولی با ظرفیت ۴۱ وات ساعت
  • وزن ۲٫۲ کیلوگرم
  • قیمت حدود ۱۰۰۰ دلار

لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD مشخصات و قیمت مناسبی دارد ولی آیا می توان برای اجرای بازی های روز روی آن حساب کرد؟ در این بررسی تلاش می کنیم تا سؤال فوق را جواب بدهیم. با دیجیاتو همراه باشید.

طراحی و کیفیت ساخت

بررسی لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD

لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD از نظر ظاهری تفاوت چندانی با نسل قبلی یعنی GL62 نداشته است. رنگ قرمز به عنوان شاخص دنیای گیم روی تمام لبه ها، بالای دکمه های تاچ پد و اطراف دکمه های کیبورد دیده می شود و لوگوی اژدهای MSI هم در محل همیشگی یعنی روی در دستگاه جا خوش کرده است. جالب اینکه وزن ۲٫۲ کیلوگرمی و ضخامت ۲۹ میلیمتری دستگاه شباهتی به محصولات گیمینگ ندارد و به لپ تاپ های خانگی عادی نزدیک تر است. به همین دلیل حمل و نقل این لپ تاپ خیلی شما را اذیت نخواهد کرد.

بررسی لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD

مهم ترین عامل در کاهش وزن این دستگاه، بدنه پلاستیکی آن است. شرکت MSI از پلاستیک باکیفیت برای ساخت لپ تاپ GL63 8RD استفاده کرده که تا حدودی حس استحکام را به شما منتقل می کند، اما به شدت لک پذیر است و تمیز کردنش هم به این راحتی ها ممکن نیست. حذف درایو DVD که عملاً کاربردی ندارد هم گام مثبتی است تا فضای بیشتری برای قطعات داخلی و به خصوص، سیستم خنک سازی فراهم شود.

بررسی لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD

این لپ تاپ مجموعه نسبتاً کاملی از پورت ها را در اختیار دارد. روبرو و پشت دستگاه هیچ درگاهی را نمی بینیم، لبه سمت چپ میزبان قفل کنسینگتون، درگاه شبکه (RJ45)، خروجی HDMI، درگاه مینی دیسپلی، یک پورت USB 3.1، یک پورت USB 3.1 Type C، خروجی هدفون و ورودی میکروفون است. روی لبه سمت راست هم دو درگاه USB 3.1، کارت خوان چندکاره و سوکت شارژ را می بینیم.

بررسی لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD

در مجموع با در نظر گرفتن رده قیمتی، لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD کیفیت ساخت مطلوبی دارد، اما نه آنقدر که پریمیوم یا جان سخت به نظر برسد. استفاده از آلومینیوم برس خورده در ساختار دستگاه می توانست عمر ظاهری و عملیاتی دستگاه را به مراتب بیشتر کند.

کیبورد و تاچ پد

بررسی لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD

همان طور که گفتیم جامعه گیمرها علاقه خاصی به رنگ قرمز دارند (البته بعضی ها هم سبز پسندند). کیبورد لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD هم نور پس زمینه قرمز دارد و حاشیه قرمز کلیدها، زیبایی کار را دوچندان می کند. شدت نور قرمز را هم می توانید به دلخواه در سه درجه تنظیم کنید. البته مدل های پیشرفته تر از لپ تاپ های گیمینگ MSI نور پس زمینه RGB دارند که و حتی می توانید رنگ هر کلید را به دلخواه تغییر دهید.

در مورد عملکرد کیبورد فقط کافیست لوگوی برند مشهور دنیای گیمینگ یعنی SteelSeries را ببینید تا حساب کار دستتان بیاید. کیبورد این لپ تاپ با ارتفاع حدود ۲ میلیمتری بازخورد نسبتاً خوبی دارد و حتی تایپ کردن با آن هم لذت بخش است، اما طبیعیست که به کیبوردهای مکانیکی نمی رسد. MSI مثل همیشه به شکل پیش فرض جای دکمه های فانکشن و ویندوز را عوض کرده تا در زمان بازی به اشتباه دکمه ویندوز را فشار ندهید، اما در صورت نیاز می توانید این دکمه ها را به وضعیت استاندارد تغییر دهید.

بررسی لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD

تاچ پد لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD هم به خوبی از عهده وظایفش بر می آید؛ حساسیت خوبی به لمس دارد و از فرمان های چندلمسی هم پشتیبانی می کند. خود تاچ پد با بدنه یکپارچه شده ولی خوشبختانه دکمه ها مجزا هستند و کلیک پذیری مناسبی دارند. البته تاچ پد در محیط گیمینگ کاربرد خاصی ندارد و اگر مثل من به ماوس عادت کرده باشید، برای کارهای روزمره هم به سراغ تاچ پد نمی روید.

نمایشگر

بررسی لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD

مدل های پیشرفته تر از لپ تاپ های گیمینگ MSI را می توان با نمایشگرهای ۴K خریداری کرد، اما در سری GL به رزولوشن فول اچ دی محدود هستید که لزوماً چیز بدی نیست، چون با سخت افزار دستگاه سازگاری بیشتری دارد. در همین رزولوشن با سه انتخاب روبرو هستیم: پنل معمولی، پنل IPS و پنل گیمینگ ۱۲۰ هرتزی با پاسخدهی ۳ میلی ثانیه. دستگاهی که به دست ما رسیده از مدل دوم بهره می برد، یعنی پنل فول اچ دی از نوع IPS ساخت ال جی با زاویه دید عریض.

رزولوشن فول اچ دی در ابعاد ۱۵٫۶ اینچ، تراکم ۱۴۱ پیکسل را در هر اینچ به وجود می آورد که برای استفاده روزمره کافیست و اگر خیلی به نمایشگر نزدیک نشوید، پیکسل ها را از هم تشخیص نخواهید داد. این نمایشگر طبق انتظاری که از پنل های IPS داریم، رنگ ها را به زیبایی به تصویر می کشد و با کنتراست، حداکثر روشنایی و زاویه دید مطلوبی هم روبرو هستیم. به خاطر مات بودن صفحه، حتی در فضای بیرونی هم می توانید از لپ تاپ استفاده کنید.

بررسی لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD

اگر در محیط کاملاً تاریک به صفحه سیاه نگاه کنید، اندکی نشت نور از لبه ها دیده می شود، یعنی بکلایت کاملاً یکدست نیست. با این حال در زمان مشاهده محتوای ویدیویی یا اجرای بازی هیچ مشکلی را از این لحاظ احساس نخواهید کرد. در مورد نرخ رفرش صفحه و زمان پاسخدهی پیکسل ها هم نگران نباشید، چون با توجه به سخت افزار موجود، نیازی به نرخ بالای ۶۰ فریم نخواهید داشت. اگر قصد دارید برای کارهای گرافیکی و طراحی از این دستگاه استفاده کنید هم بهتر است بدانید طبق اطلاعات موجود، پنل مورد بحث به ترتیب ۳۷ و ۵۹ درصد فضای رنگی ادوبی RGB و sRGB را پوشش می دهد.

کارآیی

بررسی لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD

به بحث جذاب و تعیین کننده کارآیی سخت افزاری لپ تاپ گیمینگ GS63 8RD می رسیم. همان طور که گفتیم مدلی که به دست ما رسیده از پردازنده نسل هشتمی اینتل Core i7-8750H، هشت گیگابایت حافظه رم DDR4-2666 و کارت گرافیک انویدیا جیفورس ۱۰۵۰Ti بهره می برد. برای ذخیره سازی هم یک حافظه SSD ساخت شرکت کینگستون با ظرفیت ۱۲۰ گیگابایت و یک هارد دیسک یک ترابایتی ساخت شرکت توشیبا را در اختیار دارید.

این پیکربندی سخت افزاری از نظر من کمی ناهمگون است: پردازنده فوق العاده قدرتمندی که به راحتی از عهده اجرای سنگین ترین کارها بر می آید؛ کارت گرافیک پایه ای که بازی های روز را در سطح معمول اجرا می کند؛ و هشت گیگابایت حافظه رم که نشانه ای از دنیای گیمینگ ندارد. خوشبختانه حافظه رم این لپ تاپ را می توانید تا ۳۲ گیگابایت ارتقاء دهید اما برای این کار باید پنل پشتی دستگاه را به طور کامل باز کنید.

برای تست کارآیی لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD ابتدا به سراغ هارد و SSD می رویم. نتایج بنچمارک با اپلیکیشن CrystalDiskMark را در ادامه می بینید:

همان طور که می بینید عملکرد حافظه SSD که روی درگاه M.2 سوار شده، در حد SSD های استاندارد SATA III است و سرعت خواندن و نوشتن اطلاعات روی آن به حدود ۵۰۰ مگابایت بر ثانیه می رسد که به مراتب بهتر از هارد دیسک معمولی (حدود ۱۰۰ مگابایت بر ثانیه) اما چند برابر کمتر از SSD های NVMe (با سرعتی بالاتر از ۲۰۰۰ مگابایت بر ثانیه) است. البته سرعت خوانش ترتیبی اطلاعات، معیار اصلی برتری SSD به هارد دیسک نیست و مزیت این حافظه ها در دسترسی تصادفی به اطلاعات است که نقش تعیین کننده ای در استفاده روزمره دارد. به همین دلیل با نصب ویندوز و نرم افزارهای کاربردی روی SSD تجربه لذت بخشی از محیط ویندوز خواهید داشت. با توجه به حجم بسیار زیاد بازی های امروزی، حافظه SSD این لپ تاپ فقط می تواند یکی دو عنوان را در خود نگه دارد.

برای تست قدرت پردازش لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD ابتدا برنامه Cinebench R15 را اجرا می کنیم که نتیجه به دست آمده را در ادامه می بینید:

امتیاز بالای ۱۰۰۰ در تست CPU بسیار دلگرم کننده است، بدین معنا که می توانید از این لپ تاپ برای طراحی سه بعدی حرفه ای و رندرگیری استفاده کنید. نسل قبلی پردازنده های لپ تاپ مانند ۷۷۰۰HQ یا حتی ۷۸۲۰HK در این تست به امتیازی در حدود ۷۰۰ می رسیدند اما در نسل هشتم با افزایش تعداد هسته های فیزیکی (از ۴ به ۶) و افزایش حافظه کش (از ۶ به ۹ مگابایت) شاهد ارتقاء قابل توجه عملکرد هستیم. در مورد کارآیی کارت گرافیک در تست Cinebench R15 هم نتیجه همان چیزیست که از جیفورس ۱۰۵۰Ti انتظار می رود، اما این برنامه معیار خوبی برای توان پردازش گرافیکی نیست و بهتر است به سراغ برنامه های حرفه ای تر برویم.

نتیجه تست کارآیی کلی سیستم با استفاده از برنامه PCMark 10 را در تصویر زیر می بینید:

کسب امتیاز نزدیک به ۵۰۰۰ در تست PCMark 10 نشان می دهد لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD در واقع یک دستگاه مالتی مدیای تمام عیار است و به راحتی می توانید از آن برای پردازش تصویر، ویرایش ویدیو و طراحی گرافیکی استفاده کنید. توجه داشته باشید که در این تست، قدرت پردازنده اصلی، سرعت حافظه رم و کارآیی حافظه SSD نقش اصلی را ایفا می کنند.

برای ارزیابی کارآیی گرافیکی به سراغ برنامه ۳DMark رفتیم و سه تست Time Spy و Fire Strike و Sky Diver را اجرا کردیم که نتایج مربوطه را در ادامه می بینید:

تست Time Spy بر پایه DirectX 12 و با رزولوشن ۱۴۴۰×۲۵۶۰ پیکسل رندرگیری می کند و برای سنجش قوی ترین سیستم های گیمینگ طراحی شده است. کسب امتیاز حدود ۲۵۰۰ در این تست با میانگین حدود ۱۵ فریم بر ثانیه نشان می دهد که لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD در میان حرفه ای ها حرف زیادی برای گفتن ندارد.

تست Fire Strike بر پایه DirectX 11 و رزولوشن تمام اچ دی گزینه معقولی برای ارزیابی لپ تاپ های گیمینگ به شمار می رود و کسب امتیاز حدود ۷۰۰۰ با میانگین بالای ۳۰ فریم بر ثانیه کاملاً رضایت بخش است. با توجه به این تست شما می توانید اکثر بازی های روز را با گرافیک متوسط و حتی بعضی بازی ها را با گرافیک بالا اجرا کنید.

کسب امتیاز بالای ۲۰ هزار در تست Sky Diver به عنوان یکی از تست های پایه لپ تاپ های گیمینگ هم نشان می دهد اگر فقط قصدتان بازی کردن باشد و از خیر جزئیات گرافیکی سطح بالا بگذرید، می توانید عناوین زیادی را با نرخ فریم بسیار خوب به اجرا درآورید.

برای اطمینان از نتایج به سراغ بازی جدید و نسبتاً سنگین Shadow of Tomb Raider رفتیم. این بازی روی لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD در حالت پیش فرض با تنظیمات گرافیکی بالا (High) و با نرخ ۳۷ فریم بر ثانیه اجرا می شود. تصویر زیر نتیجه بنچمارک داخل بازی را نشان می دهد:

اگر تنظیمات گرافیکی را روی پایین ترین (Lowest) و بالاترین (Highest) قرار دهید به ترتیب به نرخ ۵۸ و ۳۱ فریم بر ثانیه می رسید که رقم های قابل قبولی هستند. حالا به شما بستگی دارد که نرخ فریم بالاتر را ترجیح دهید یا تصاویر چشم نواز تر را، ولی در هر دو صورت تجربه قابل قبولی خواهید داشت.

بررسی لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD

بازی Need for Speed Payback که از عناوین مورد علاقه من است هم به شکل مطلوبی روی لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD اجرا می شود. حتی اگر تمام تنظیمات گرافیکی را روی بالاترین حالت قرار دهید، باز هم افت فریم محسوسی را در زمان بازی شاهد نخواهید بود. با این حال برای تجربه رانندگی روان تر، بهتر است کمی از شدت المان های گرافیکی محیط بکاهید.

البته توجه داشته باشید که تمام تست های فوق در زمان اتصال لپ تاپ به شارژر انجام شده اند. با قطع شارژر دیگر خبری از این آمار و ارقام نیست و افت شدیدی در کارآیی دستگاه برای اجرای بازی ها به وجود می آید. مثلاً برای اجرای روان نید فور اسپید باید تنظیمات گرافیکی را تا جای ممکن پایین آورده یا رزولوشن را روی ۷۲۰×۱۲۸۰ قرار دهید.

خنک کنندگی

بررسی لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD

شرکت MSI در لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD از سیستم خنک سازی CoolerBoost5 استفاده کرده تا خیال شما را از نظر دمای دستگاه زیر فشار پردازش سنگین راحت کند. این سیستم از دو فن بزرگ، هفت لوله انتقال حرارت و ۴ خروجی تشکیل شده است، ضمن اینکه به خاطر حذف درایو نوری فضای بیشتری برای گردش هوا در اطراف قطعات اصلی وجود دارد.

نتیجه تصمیمات MSI کاملاً لذت بخش است، چون سر و صدای این لپ تاپ حتی در زمان اجرای بازی هم نهایتاً به ۴۰ دسیبل می رسد که پایین تر از محدوده آزاردهنده محسوب می شود و در فضاهای کاری عادی توجه کسی را جلب نمی کند. پس از حدود نیم ساعت اجرای بازی یا پردازش سنگین شاهد گرم شدن کیبورد و قسمت بالای بدنه هستیم اما کلیدهای پرکاربرد مثل WASD به خوبی در برابر حرارت عایق شده اند تا حواس شما را از جریان بازی پرت نکنند.

اگر برای مدت طولانی می خواهید دستگاه را زیر بار کامل قرار دهید یا خدای نکرده قصد اورکلاک دارید، بهتر است از توربو فن استفاده کنید که با دکمه اختصاصی بالای کیبورد فعال می شود. اینجاست که با یک موجود پر سر و صدا روبرو می شویم. حالا نه اینکه صدای جاروبرقی بدهد، ولی نگاه متعجب اطرافیان را به همراه خواهد داشت.

پخش صدا

بررسی لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD

لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD به دو اسپیکر سه واتی مجهز شده که زیر بدنه تعبیه شده اند و در مقایسه با لپ تاپ های عادی، کیفیت و قدرت بسیار بهتری دارند. توازن صداهای زیر و بم به خوبی رعایت شده و فقط در حجم صدای خیلی زیاد شاهد نویز و اعوجاج صدا هستیم. اسپیکرهای این دستگاه برای تماشای فیلم و بازی کردن مناسبند، ولی اکثر گیمرها ترجیح می دهند از هدفون های مخصوص استفاده کنند تا بیشتر در جریان بازی قرار بگیرند.

اگر به تنظیمات دقیق و شبیه سازی صدای فراگیر علاقه دارید، خوشبختانه می توانید از نرم افزار اختصاصی MSI یعنی Nahimic 3 استفاده کنید که گزینه های کاملی را برای تنظیم صدای ورودی و خروجی در زمان گوش دادن به موسیقی، تماشای فیلم، بازی کردن و ارتباط اینترنتی در اختیار شما قرار می دهد.

باتری

بررسی لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD

تمام لپ تاپ های گیمینگ کم و بیش با معضل باتری درگیر هستند اما این موضوع در دستگاه های باریک و کم حجم، برجسته تر می شود. لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD با باتری ۴۱ وات ساعتی هم با چنین مشکلی روبروست. برای استفاده معمول و عادی مثل مرور وب و گوش دادن به موسیقی می توانید حدود ۳ الی ۴ ساعت روی این لپ تاپ حساب کنید، اما در شرایط لود کامل بیشتر از یک ساعت انتظار شارژدهی نداشته باشید. مسئله دوم که قبلاً به آن اشاره کردیم هم افت محسوس کارآیی دستگاه روی باتری است و اجرای بازی ها را با مشکل مواجه می کند.

شارژر همراه لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD که مانند بقیه شارژرهای این شرکت ابعاد بزرگی دارد، می تواند طی ۲ ساعت دستگاه را به طور کامل شارژ کند، ولی اگر به طور همزمان مشغول اجرای بازی باشید، این زمان حدود نیم ساعت افزایش خواهد یافت.

جمع بندی

بررسی لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD

دنیای لپ تاپ های گیمینگ دنیای عجیبی است. اگر بخواهید یک دستگاه همه چیز تمام بخرید، لپ تاپی سنگین و حجیم نصیبتان می شود که قابلیت حمل و نقل ندارد و عملاً به یک دسکتاپ تبدیل خواهد شد. دستگاه های باریک و سبک هم که بالاخره یک جایی لنگ می زنند. در واقع ایجاد تعادل بین ویژگی های فیزیکی، کارآیی سخت افزاری و مهم تر از همه، قیمت لپ تاپ کار سختیست.

در مورد لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD می شود از دو منظر صحبت کرد. اگر بحث گیمینگ را کنار بگذاریم، با یک لپ تاپ مالتی مدیای فوق العاده قدرتمند روبرو هستیم که جان می دهد برای پردازش ویدیو و طراحی سه بعدی، به خصوص اینکه قیمت دستگاه با نمونه های مشابه غیر گیمینگ برابری و حتی رقابت می کند.

در بحث گیمینگ اما با یک دستگاه پایه روبرو هستیم که توانایی اجرای اکثر بازی های روز را دارد، به شرطی که دنبال نرخ فریم بالا و جزئیات گرافیکی عالی نباشید. اگر تنظیمات بازی ها را دستکاری کنید، اکثر آنها با نرخ حداقل ۳۰ فریم بر ثانیه اجرا می شوند که برای گیمرهای نه چندان حرفه ای رقم مناسبیست.

بررسی لپ تاپ گیمینگ MSI GL63 8RD

در مجموع لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD از شرکت خوشنام MSI برای افرادی که می خواهند با حداقل هزینه به دنیای گیم وارد شوند، محصولی قابل قبول خواهد بود. در ادامه نقاط قوت و ضعف این دستگاه را مرور می کنیم.

نقاط قوت لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD
  • طراحی مناسب برای دنیای گیم
  • پردازنده فوق العاده قدرتمند
  • عملکرد کم صدا در اکثر شرایط
  • نمایشگر با کیفیت و مات
  • کیفیت صدای مطلوب
  • قیمت مناسب
نقاط ضعف لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD
  • بدنه لک پذیر از جنس پلاستیک
  • ظرفیت پایین حافظه رم
  • فقدان درگاه تاندربولت و حافظه NVMe
  • فقدان پنل جداگانه برای ارتقاء آسان هارد و رم
  • شارژدهی پایین باتری

The post بررسی دیجیاتو: لپ تاپ گیمینگ ام اس آی GL63 8RD؛ اژدهای آرام appeared first on دیجیاتو.

بررسی دیجیاتو: گوشی آنر ویو ۲۰؛ زیبا، جذاب، همه فن حریف

احتمالاً شما هم هرچقدر حافظه تان را زیر و رو کنید چیزی از آنر ویو ۱۰ به یاد نمی آورید. این گوشی پرچمدار حدود یک سال قبل معرفی شد و با سخت افزار قدرتمند و قیمت فوق العاده رقابتی در بازارهای جهانی نسبتاً خوش درخشید، اما یک عنصر اساسی به نام «تمایز» را کم داشت. حالا آنر سنگ تمام گذاشته تا آنر ویو ۲۰ در دنیای موبایل ماندگار شود.

روند معرفی آنر ویو ۲۰ هم در نوع خودش جالب توجه است. این گوشی ابتدا نوزدهم آذر ماه در رویدادی در هنگ کنگ به نمایش درآمد، سپس پنجم دی ماه به شکل رسمی در چین معرفی شد و نهایتاً دوم بهمن ماه در رویدادی در پاریس به شکل جهانی عرضه شد. ما چند روز قبل در دفتر آنر این گوشی را از نزدیک ملاقات کردیم و حالا همزمان با عرضه جهانی، نسخه نهایی آنر ویو ۲۰ به دستمان رسیده است تا نگاه دقیق تری به آن داشته باشیم.

آنر ویو ۲۰ که به آنر V20 هم معروف است، اختلاف قابل توجهی با نسل قبل دارد. یعنی هرچقدر آنر V10 کلاسیک و معمولی بود، آنر V20 متمایز و بدیع است. نمایشگر بدون حاشیه، نورپردازی جذاب پشت بدنه، دوربین اصلی ۴۸ مگاپیکسلی و البته حفره دوربین سلفی داخل نمایشگر تنها بخشی از ویژگی های جذاب این گوشی هستند.

البته بسته بندی آنر ویو ۲۰ به اندازه خود گوشی جذاب نیست. آنر فقط تجهیزات ضروری یعنی خود گوشی، شارژر ۲۲٫۵ واتی، کابل شارژ مخصوص و یک کاور سیلیکونی شفاف را داخل جعبه ای ساده قرار داده. بله، خبری از هدفون نیست. همچنین صفحه نمایش آنر ویو ۲۰ در حالت خاموش جذابیتی ندارد و بهتر بود در نگاه اول با پشت بدنه و رنگ بندی هیجان انگیزش روبرو می شدیم. در ادامه با بررسی گوشی پرچمدار آنر ویو ۲۰ با دیجیاتو همراه باشید.

طراحی و کیفیت ساخت

آرزوی ساخت نمایشگر بدون حاشیه به تولد فرزند ناخواسته ای منجر شد که هیچکس مسئولیتش را بر عهده نمی گیرد. ابتدا اسنشال آتش را روشن کرد و بعد اپل با قدرت در آن دمید تا اکنون شاهد انواع و اقسام بریدگی نمایشگر یا همان ناچ در دنیای موبایل باشیم؛ از مستطیل و ذوزنقه متساوی الساقین معکوس گرفته تا گرد و قطره ای شکل. بعضی شرکت ها هم برای جا دادن دوربین سلفی و سنسورهای جلوی بدنه دست به دامن طراحی کشویی چند سال قبل شدند (مانند آنر مجیک ۲). حالا در سال ۲۰۱۹ شاهد پدیده ای به نام حفره دوربین سلفی هستیم.

حتماً تا اینجا متوجه شده اید که من با هرگونه بریدگی نمایشگر مخالفم و ترجیح می دهم حاشیه بالا و پایین نمایشگر یکسان باشند، ولی بیایید در مورد تبحر و تهور آنر در طراحی و ساخت آنر ویو ۲۰ صحبت کنیم. شکی نیست که آنر V20 با بدنه تمام شیشه ای و فریم آلومینیومی، محصولی زیبا و خیره کننده است ولی در نگاه اول، حفره داخل نمایشگر جلب توجه می کند. تیم طراحی و مهندسی آنر با ماه ها تحقیق و توسعه و ثبت پنج پتنت مختلف، توانستند اندازه این حفره را به ۴٫۵ میلیمتر برسانند که فعلاً کوچک ترین نمونه در دنیای موبایل است. به همین دلیل و برخلاف تصور اولیه من، این حفره مزاحمت چندانی در هنگام استفاده از گوشی ایجاد نمی کند.

پس از تعیین تکلیف دوربین سلفی، نوبت به اسپیکر مکالمه و سنسورهای نور و مجاورت می رسد. اسپیکر مکالمه با ظرافت تمام در مرز فریم اصلی و شیشه روی نمایشگر قرار گرفته و به لطف لایه محافظ نصب شده روی نمایشگر، متوجه شدیم حسگرها هم سمت راست حاشیه بالای صفحه پنهان شده اند. بدون شک تعبیه هیچکدام از این قطعات در طراحی تمام صفحه آنر ویو ۲۰ کار ساده ای نبوده و باید به آنر تبریک بگوییم. روی لبه بالایی شاهد حضور دلچسب جک ۳٫۵ میلیمتری هدفون هستیم و بلندگوی اصلی هم کنار درگاه USB-C روی لبه پایینی قرار گرفته است.

جذابیت آنر ویو ۲۰ در پشت بدنه بیشتر هم می شود. برخلاف دیگر موبایل های شیشه ای، آنر سلیقه به خرج داده و تکنیک خاصی به نام Aurora Nanotexture را برای نورپردازی به کار گرفته است، به گونه ای که با جابجایی گوشی زیر نور، آبشاری از حرف V در برابر چشمان شما به حرکت در می آید. زیبایی این الگو در رنگ های آبی و قرمز فانتوم به اوج می رسد و به راحتی می تواند آنر ویو ۲۰ را از دیگر گوشی های بازار متمایز کند، به شرط آنکه از قاب های محافظ شفاف استفاده کنید.

نمایشگر

آنر در بخش نمایشگر اعتقادی به بازی با اعداد نداشته و به یک صفحه IPS LCD با رزولوشن فول اچ دی پلاس در آنر ویو ۲۰ بسنده کرده است. این نمایشگر ۶٫۴ اینچی با رزولوشن ۲۳۱۰×۱۰۸۰ و تراکم ۳۹۸ پیکسل در هر اینچ به اندازه کافی شفاف و باکیفیت است که هیچوقت نیاز به رزولوشن بالاتر را احساس نخواهید کرد، مگر اینکه به مقایسه گوشی های مختلف علاقه مند باشید. بسته به سلیقه خودتان می توانید از طریق منوی تنظیمات، فضای رنگی نمایشگر را بین دو حالت Vivid و Normal و همچنین دمای رنگ را تنظیم کنید.

نمایشگر آنر ویو ۲۰ از نظر روشنایی هم رضایت شما را برآورده می کند. اندازه گیری های ما نشان داد حداکثر روشنایی این پنل IPS به حدود ۴۹۰ نیت می رسد که برای اکثر شرایط نوری کافیست و فقط زیر تابش مستقیم خورشید باید کمی زحمت بکشید تا محتوای صفحه را ببینید. البته در دنیای موبایل پنل های LCD بهتری از نظر حداکثر روشنایی و دقت رنگ را در آیفون XR، هواوی میت ۲۰، ال جی G7 و دیگران دیده ایم.

یکی از معدود مشکلات آنر ویو ۲۰ در بخش نمایشگر به چشم می خورد. لبه پایینی صفحه به دلیل نامعلومی سایه افتاده و تار شده که اگر نسبت به آن حساس شوید، شما را آزار خواهد داد. این سایه روشن ها با شدت کمتری در سه طرف دیگر صفحه و همچنین اطراف حفره دوربین سلفی هم دیده می شوند. همان طور که در تصویر بالا می بینید، احتمالاً آنر در مدیریت بک لایت و نشت نور با مشکل مواجه شده است. امیدوارم این مشکل فقط محدود به نمونه ای که در اختیار ما قرار گرفته باشد و شما با آن روبرو نشوید.

رابط کاربری

آنر  ویو ۲۰ با اندروید ۹٫۰ به دست شما می رسد ولی منتظر طعم دلنشین پای گوگل نباشید، چون باید با رابط کاربری جدیدی به نام Magic UI 2.0.1 کار کنید. حالا چرا مجیک؟ شاید چون برای اولین بار روی گوشی آنر مجیک ۲ نصب شده وگرنه خیلی اهل شعبده بازی نیست. اسم را که کنار بگذاریم، در واقع با همان EMUI روبرو هستیم که پیش از این روی هواوی میت ۲۰ پرو (بررسی دیجیاتو) دیده بودیم. بنابراین اگر قبلاً با گوشی های آنر یا هواوی کار کرده اید، به راحتی می توانید از آنر ویو ۲۰ هم استفاده نمایید. احتمالاً در نسخه های بعدی شاهد تفاوت های بیشتری بین این دو پوسته اختصاصی باشیم.

مجیک UI همانند اموشن UI قابلیت های شخصی سازی متعددی دارد و تقریباً همه چیز را می توانید در آن تغییر دهید. تم های مختلف تعبیه شده درون دستگاه زمانی ارزشمندتر می شود که پس از راه اندازی اولیه با یک خرس بزرگ در پس زمینه مواجه شوید، خرسی که به شرکت ایتالیایی موسکینو (Moschino) تعلق دارد. حال اینکه شرکت مورد بحث چه نقش دیگری در طراحی نسخه ویژه آنر ویو ۲۰ داشته را نمی دانیم.

یکی از جذابیت های اندروید ۹ کنترل کامل گوشی با ژست های حرکتی است و در آنر ویو ۲۰ هم می توانید این حالت را از منوی تنظیمات فعال کنید. پاسخگویی رابط کاربری به ژست های حرکتی کاملاً سریع و روان است. با سوایپ از لبه پایینی به بالا به صفحه هوم بر می گردید، با سوایپ و نگه داشتن به منوی مالتی تسکینگ وارد می شوید و با سوایپ از لبه های چپ و راست به داخل هم یک گام به عقب بر می گردید. سوایپ از گوشه های پایین نمایشگر به سمت بالا هم دستیار گوگل را فراخوانی می کند.

اگر حفره داخل نمایشگر روی اعصابتان می رود، می توانید از طریق منوی تنظیمات به قسمت Notch رفته و حالت Hide notch را انتخاب کنید تا نوار مشکی رنگی به ضخامت کمتر از یک سانتیمتر بالای صفحه را در بر بگیرد. البته حتی با این کار هم حاشیه بالا و پایین صفحه یکسان نمی شود، ولی سؤال اصلی اینجاست که چرا آنر هنوز این حفره را ناچ می نامد؟

اگرچه آنر ویو ۲۰ به حسگر اثر انگشت سریع و دقیقی در پشت بدنه مجهز شده، اما فیس آنلاک هم به شکل لذت بخشی روی این گوشی کار می کند. اگر در منوی تنظیمات حالت Raise to Wake را فعال کنید، به محض برداشتن گوشی، عملیات قفل گشایی همزمان با روشن شدن صفحه یا حتی زودتر از آن انجام می شود، یعنی عملاً موبایل را که بر می دارید وارد صفحه هوم می شوید. البته بدیهیست که امنیت این فناوری به حسگر اثر انگشت یا سیستم تشخیص چهره آیفون نمی رسد.

مجیک UI را نمی توان ساده ترین و زیباترین رابط کاربری اختصاصی در دنیای اندروید دانست (به خصوص اگر وان UI را تجربه کرده باشید) ولی طی سال های اخیر همواره شاهد پیشرفت و بهینه تر شدن آن بوده ایم. در حال حاضر هیچ ایراد خاصی نمی توان از رابط کاربری آنر ویو ۲۰ گرفت و پسندیدن آن صرفاً به سلیقه کاربر بر می گردد.

سخت افزار

اگر هواوی میت ۲۰ پرو را قوی ترین گوشی اندرویدی حال حاضر بازار می دانید، وقتش رسیده که با ابرقدرت جدیدی آشنا شوید. آنر ویو ۲۰ همانند سری میت ۲۰ هواوی به اولین چیپست ۷ نانومتری دنیای موبایل یعنی Kirin 980 مجهز شده و با ۶/۸ گیگابایت رم و ۱۲۸/۲۵۶ گیگابایت فضای ذخیره سازی وارد بازار می شود. ما قوی ترین مدل را با ۸ گیگابایت رم و ۲۵۶ گیگابایت حافظه داخلی دریافت کردیم. نیازی به گفتن نیست که این پیکربندی سخت افزاری تا مدت ها از پس تمام نیازهای شما بر می آید.

در مورد پیشرفت های چشمگیر چیپست Kirin 980 نسبت به نسل قبل در تمام حوزه های پردازشی، قبلاً صحبت کرده ایم و نیازی به تکرار آنها نیست. در آنر ویو ۲۰ شاهد قابلیت GPU Turbo 2.0 هستیم که تعداد محدودی از بازی ها را با نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه اجرا می کند، ولی مهم تر از آن سیستم خنک سازی پیشرفته با لوله های حرارتی است که حتی در زمان پردازش های سنگین و بازی های طولانی هم گوشی را خنک نگه می دارد. این سیستم واقعاً کار می کند، چون ما حدود یک ساعت مداوم آسفالت ۹ را بازی کردیم و فقط شاهد گرم شدن قسمت هایی از لبه سمت چپ و حسگر اثر انگشت بودیم.

همانند همیشه برای سنجش توان سخت افزاری آنر ویو ۲۰ به سراغ چهار تست اصلی یعنی آنتوتو، گیکبنچ، پی سی مارک و تری دی مارک رفتیم که نتایج به دست آمده را در تصویر زیر می بینید.

نتایج بنچمارک آنر ویو ۲۰ در حالت استاندارد

همان طور که انتظار می رود، نتایج به دست آمده توسط آنر ویو ۲۰ کاملاً نزدیک به میت ۲۰ پرو است. برای مقایسه، میت ۲۰ پرو در تست های آنتوتو، گیکبنچ تک هسته ای، گیکبنچ چند هسته ای، پی سی مارک، اسلینگ شات اکستریم و اسلینگ شات اکستریم آنلیمیتد به ترتیب امتیازات ۲۷۴۹۸۶، ۳۳۵۱، ۹۸۸۵، ۷۷۴۷، ۳۵۷۹ و ۳۵۵۶ را به دست آورده است؛ اما این تمام ماجرا نیست.

در منوی تنظیمات باتری گزینه ای به نام Performance Mode دیده می شود که شاید در نگاه اول چندان کاربردی به نظر نرسد، ولی کارآیی گوشی را به شدت افزایش می دهد. ما این حالت را فعال کرده و دوباره تست های فوق را اجرا نمودیم که نتیجه را در زیر می بینید:

همان طور که می بینید فعال کردن حالت پرفرمنس، کارآیی آنر ویو ۲۰ را به طور میانگین تا ۱۵ درصد افزایش می دهد. البته احتمالاً هیچگاه به این توان اضافه نیاز نخواهید داشت، چون سخت افزار این گوشی در حالت عادی هم به اندازه کافی قدرتمند است. با این حساب می توان آنر ویو ۲۰ را قوی ترین گوشی حال حاضر دنیای اندروید نامید؛ حداقل تا وقتی که محصولات مجهز به اسنپدراگون ۸۵۵ به شکل گسترده وارد بازار نشده اند.

از نظر امکانات ارتباطی هر آنچه از یک پرچمدار سال ۲۰۱۹ انتظار دارید در آنر ویو ۲۰ هم تعبیه شده است (به جز ارتباط ۵G که هنوز تکلیفش مشخص نیست). این گوشی دو درگاه نانو سیم کارت دارد و از کارت حافظه پشتیبانی نمی کند، که به خاطر حجم بالای حافظه داخلی نیازی هم به آن احساس نمی شود. آنتن سه گانه وای فای، پایداری ارتباط شبکه و اینترنت شما را در تمام شرایط تضمین می کند و GPS دوبانده هم موقعیت یابی دقیق تری را در محیط های شلوغ فراهم می سازد (آنر می گوید ۱۰ برابر دقیق تر که ادعای بزرگیست و درست به نظر نمی رسد).

آنر ویو ۲۰ برای پخش صدا فقط از اسپیکر اصلی که روی لبه پایینی تعبیه شده استفاده می کند و متأسفانه خبری از پخش صدای استریو نیست. با این حال کیفیت و بلندی صدای اسپیکر اصلی کاملاً قابل قبول است و می توانید در محیط های شلوغ هم روی آن حساب کنید. شاید بهتر بود آنر فقدان اسپیکر استریو را با قرار دادن یک هدفون باکیفیت درون جعبه جبران می کرد، اما احتمالاً مسئولین این شرکت حساب جیبشان را کرده اند و هزینه خرید هدفون را به دوش شما گذاشته اند.

دوربین

به بخش جذاب دوربین رسیدیم، جایی که برای اولین بار شاهد ترکیب حسگر ۴۸ مگاپیکسلی جدید سونی و حسگر سه بعدی ToF (زمان پرواز) در آنر ویو ۲۰ هستیم. دوربین اصلی ۴۸ مگاپیکسلی که فعلاً بالاترین رزولوشن را در دنیای موبایل دارد، از فناوری pixel binning بهره می برد تا با ترکیب هر چهار پیکسل، تصویر ۱۲ مگاپیکسلی باکیفیت تری را تولید کند. حسگر ToF هم از نور فروسرخ برای اسکن سه بعدی محیط، اجسام مختلف و همچنین تشخیص سوژه های انسانی در قاب تصویر استفاده می کند.

قبل از بررسی کیفیت دوربین، ابتدا سری به رابط کاربری دوربین می زنیم. اگر قبلاً با گوشی های هواوی و آنر کار کرده اید، با رابط کاربری دوربین آنر ویو ۲۰ هم مشکلی ندارید. حالت های مختلف به شکل نواری در پایین صفحه تعبیه شده و از بالای صفحه هم می توانید به منوی تنظیمات و چند قابلیت کاربردی دیگر از جمله عکاسی هوشمند دست پیدا کنید. حالت حرفه ای، سوپر اسلوموشن، پانوراما و چند گزینه دیگر هم با فشردن دکمه More در دسترس شما قرار گرفته اند.

رزولوشن دوربین آنر ویو ۲۰ به شکل پیش فرض روی ۱۲ مگاپیکسل قرار گرفته، یعنی حالت Pixel Binning فعال است و هر ۴ پیکسل حسگر در نقش یک پیکسل مؤثر عمل می کنند. از طریق منوی تنظیمات می توانید رزولوشن را به ۴۸ مگاپیکسل افزایش دهید اما در این حالت، قابلیت زوم هیبریدی ۲ برابری را از دست می دهید. در دو تصویر زیر مقایسه عکس ۱۲ مگاپیکسلی (سمت راست) و ۴۸ مگاپیکسلی (سمت چپ) را در اندازه عادی و برش ۱۰۰ درصد می بینید.

همان طور که می بینید جزئیات تصاویر فوق العاده هستند. عکس ۴۸ مگاپیکسلی طبیعتاً وضوح بالاتری دارد و به شما اجازه کراپ بیشتری می دهد. در واقع بزرگنمایی ۲ برابری آنر ویو ۲۰ هم فقط عکس ۴۸ مگاپیکسلی را کراپ می کند و خروجی ۱۲ مگاپیکسلی را تحویل شما می دهد. در زیر مقایسه عکس ۱۲ مگاپیکسلی با بزرگنمایی دو برابری (سمت راست) و عکس ۴۸ مگاپیکسلی را می بینید.

البته پس از ثبت عکس های مختلف با آنر ویو ۲۰ به این نتیجه رسیدیم که همان رزولوشن ۱۲ مگاپیکسلی برای عکاسی کفایت می کند و نیازی نیست با انتخاب حالت ۴۸ مگاپیکسل حجم عکس ها را چند برابر کنیم. در ادامه چند عکس دیگری که با رزولوشن ۱۲ مگاپیکسلی و در شرایط مختلف توسط این گوشی ثبت شده اند را می بینید:

تصاویر ثبت شده با آنر ویو ۲۰ در تمامی شرایط واقعاً دلنشین هستند و از آنجا که هنر عکاسی شما بهتر از من است، می توانید عکس های حرفه ای تری بگیرید. گفتنیست آنر قرار است حالت ویژه ای به نام AI Ultra Clarity را با آپدیت نرم افزاری به این گوشی اضافه کند تا کیفیت عکس های ۴۸ مگاپیکسلی را تا حد زیادی ارتقاء دهد.

قبلاً هم گفتیم که در محیط کم نور، اندازه پیکسل ها نقش تعیین کننده ای دارند و به همین دلیل عکس های ۱۲ مگاپیکسلی آنر ویو ۲۰ در شب (با تکیه بر فناوری Pixel Binning) به مراتب بهتر از عکس های ۴۸ مگاپیکسلی هستند. در زیر می توانید این دو حالت را با یکدیگر مقایسه کنید:

البته همان طور که می بینید در هر دو عکس شاهد نویز بیش از اندازه هستیم. مشخص نیست چرا گوشی های هوشمند تلاش می کنند تا شب را مثل روز روشن کنند. برای عکاسی شبانه، همچنان بهتر است هوش مصنوعی را کنار بگذارید و خودتان دست به کار شوید. به لطف سیستم لرزشگیر حرفه ای آنر ویو ۲۰ می توانید تا یک ثانیه روی دست عکس بدون لرزش بگیرید.

حالت پرتره با دوربین اصلی و دوربین سلفی عملکرد قابل قبولی دارد، هرچند انتظار می رفت به خاطر سنسور ToF سه بعدی پشت دستگاه، پرتره های بهتری را با دوربین اصلی شاهد باشیم. حالت اپرچر یا عمق میدان مصنوعی هم به شکل آزمون و خطا عمل می کند ولی با چند بار عکس گرفتن می توانید به نتیجه مطلوب برسید. در ادامه چند نمونه عکس را مشاهده کنید:

آنر ویو ۲۰ تجهیزات کامل را برای عکاسی حرفه ای در اختیار دارد و در شرایط نوری مناسب عکس های فوق العاده ای می گیرد، فقط باید کمی با آن کار کنید تا بهترین تنظیمات در شرایط مختلف دستتان بیاید. همان طور که گفتیم خیلی نمی شود روی هوش مصنوعی برای عکاسی حساب کرد، به خصوص در محیط کم نور که اکثراً با روشنایی (و نویز) بیش از حد روبرو هستیم. حسگرهای ToF سه بعدی هم فعلاً کاربرد زیادی ندارند و باید صبر کرد تا اپلیکیشن ها و بازی هایی برای به کار گیری آنها به بازار بیایند.

باتری و شارژ

باتری ۴۰۰۰ میلی آمپر ساعتی تعبیه شده در آنر ویو ۲۰ خیال شما را بابت شارژدهی گوشی راحت می کند. این باتری توانست ۱۳ ساعت تمام زیر تست سنگین پی سی مارک و پردازش های متوالی دوام بیاورد، که در دنیای پرچمداران رقم کم سابقه ای است. با این حساب می توانید روی یک و نیم الی دو روز شارژدهی آنر ویو ۲۰ حساب کنید. با فعال کردن حالت کاهش مصرف انرژی قطعاً این رقم فراتر خواهد رفت.

برای چنین باتری قدرتمندی، فناوری شارژ سریع از واجبات است و آنر خوشبختانه شارژر ۲۲٫۵ واتی را درون جعبه آنر ویو ۲۰ قرار داده است. با این شارژر و البته کابل مخصوص، می توانید گوشی را طی ۳۰ دقیقه تا ۵۹ درصد و طی ۸۰ دقیقه به طور کامل پر کنید. فقدان فناوری شارژ وایرلس یکی دیگر از معدود ایرادات آنر ویو ۲۰ محسوب می شود که البته شاید به خاطر شارژ سریع، بتوان از آن چشم پوشی کرد.

جمع بندی

آنر ویو ۲۰ را می توان بهترین گوشی ساخت آنر تا به امروز دانست؛ محصولی که با قیمت مناسب و ویژگی های متمایز، پرچمداران حال حاضر دنیای موبایل را به راحتی به چالش می کشد. در این گوشی برای اولین بار شاهد نورپردازی هدفمند و چشم نواز بدنه شیشه ای هستیم، ضمن اینکه ناچ عجیب و غریب هم جای خودش را به حفره ای داده که تحملش ساده تر است. به احتمال زیاد در سال ۲۰۱۹ میلادی شاهد طراحی های مشابه آنر ویو ۲۰ در دنیای موبایل خواهیم بود.

از سخت افزار فوق العاده قدرتمند آنر ویو ۲۰ که بگذریم، باید به دوربین های حرفه ای آن اشاره کنیم. حسگر ۴۸ مگاپیکسلی جدید سونی در این گوشی عملکرد فوق العاده ای دارد و عکس های جذابی می گیرد. فقط برای عکاسی شبانه باید به کمکش بروید. حسگر ToF سه بعدی هم می تواند زمینه ساز نسل جدیدی از اپلیکیشن ها و بازی ها باشد که تعامل میان کاربر و گوشی را وارد مرحله تازه ای می کند. در ادامه نقاط قوت و ضعف آنر ویو ۲۰ را با هم مرور می کنیم.

نقاط قوت آنر ویو ۲۰
  • طراحی زیبا و مثال زدنی
  • دستیابی به نمایشگر تمام صفحه با تبدیل ناچ به حفره
  • سخت افزار فوق العاده قدرتمند
  • دوربین اصلی ۴۸ مگاپیکسلی
  • باتری پرظرفیت با شارژدهی عالی و شارژ سریع
  • قیمت رقابتی
نقاط ضعف آنر ویو ۲۰
  • ضد آب نبودن بدنه
  • کیفیت پایین نمایشگر نسبت به رقبا
  • فقدان شارژ وایرلس
  • فقدان درگاه کارت حافظه

The post بررسی دیجیاتو: گوشی آنر ویو ۲۰؛ زیبا، جذاب، همه فن حریف appeared first on دیجیاتو.

بررسی دوربین فیلمبرداری DJI Osmo Pocket : آینده در جیب شما

نام DJI با نوآوری و محصولات با کیفیت گره خورده. بازار پهپادها، از خانگی گرفته تا حرفه ای، تحت سلطه این شرکت است و گیمبال های پیشرفته این کمپانی چینی هم همه جا دیده می شود. حالا با یک گجت انقلابی دیگر از DJI روبرو هستیم؛ محصولی که Osmo Pocket (ازمو / اسمو پاکت) نام دارد و پیش از این نمونه اش را -حداقل در این ابعاد- به چشم ندیده ایم.

بررسی دوربین DJI Osmo Pocket

Osmo Pocket یک دوربین فیلمبرداری دیجیتالی است که روی یک گیمبال مکانیکی (لرزشگیر سه محوره) سوار شده. پیش از این DJI محصولات مشابهی به نام Osmo و +Osmo را معرفی کرده بود اما هردو ابعاد بسیار بزرگی داشتند. اسمو پاکت اما یک محصول جیبی به شمار می رود و به راحتی می توانید آن را همه جا همراه داشته باشید.

DJI با معرفی اسمو پاکت فصل جدیدی را در حوزه فیلمبرداری عمومی و خانگی آغاز کرده. در این مطلب می خواهیم ببینیم که این گجت دوست داشتنی در دنیای واقعی چه کاربردی دارد و آیا نوآوری DJI در این حوزه موفق بوده است یا خیر. با دیجیاتو همراه باشید.

Osmo Pocket اکشن کم نیست

بررسی دوربین DJI Osmo Pocket

اول از همه باید اشاره کنیم که Osmo Pocket اکشن کم نیست. دوربین های اکشن برای استفاده در شرایط سخت طراحی و ساخته می شوند، یعنی حداقل باید بدنه ای مقاوم در برابر ضربه و آب داشته باشند، اما Osmo Pocket ضد آب نیست و به نظر نمی رسد که در برابر ضربات مکانیکی هم خیلی دوام بیاورد (ما این موضوع را تست نکردیم، شما هم نکنید). اکشن کم ها را معمولاً باید به خودتان یا تجهیزاتتان وصل کنید تا بتوانید با دست های آزاد به فعالیت ورزشی بپردازید، ولی گجت جدید DJI را باید در دست بگیرید. میدان دید عریض هم یکی دیگر از ویژگی های مهم دوربین های ورزشی است که در اسمو پاکت دیده نمی شود.

Osmo Pocket

لوازم جانبی اصلی اسمو پاکت که البته هنوز به طور کامل وارد بازار نشده اند

البته شاید بتوانید با ترکیبی از لوازم جانبی و خلاقیت خودتان، اسمو پاکت را به تجهیزات ورزشی یا حتی به یک کوادکوپتر فاقد دوربین متصل نموده و از آن به عنوان یک دوربین فیلمبرداری هوایی استفاده کنید. حالا اگر اسمو پاکت اکشن کم نیست، پس چیست؟ همان طور که گفتیم، این گجت را باید در خانواده جدیدی قرار داد که احتمالاً به مرور، اعضای بیشتری به آن اضافه خواهند شد. اسمو پاکت یک دوربین فیلمبرداری است، ولی نه آنقدر پیشرفته که برای فیلمسازی حرفه ای استفاده شود، و نه آنقدر ساده که دوربین موبایلتان را به آن ترجیح بدهید.

مروری بر مشخصات Osmo Pocket

بررسی دوربین DJI Osmo Pocket

اسمو پاکت از چهار بخش اصلی تشکیل شده؛ دوربین، گیمبال مکانیکی سه محوره، نمایشگر ۱ اینچی و بدنه اصلی. دوربین Osmo Pocket را در بعضی پهپادهای این شرکت مانند Mavic Air یا Mavic 2 Zoom هم می بینیم. این دوربین به یک حسگر ۱/۲٫۳ اینچی ۱۲ مگاپیکسلی و لنز ۸۰ درجه با اپرچر f/2.0 مجهز شده و می تواند ویدیوهای ۴K را با نرخ ۲۴ تا ۶۰ فریم بر ثانیه، و ویدیوهای فول اچ دی را با نرخ ۲۴ تا ۱۲۰ فریم بر ثانیه ضبط کند.

بررسی دوربین DJI Osmo Pocket

گیمبال این دستگاه قابلیت چرخش در سه محور را دارد؛ از ۲۳۰- تا ۵۰+ درجه در محور افقی، از ۹۵- تا ۵۰+ درجه در محور عمودی، و تا ۴۵ درجه به طرفین. این گیمبال علاوه بر حذف لرزش های ناگهانی و یکنواخت کردن حرکات دوربین، می تواند قابلیت های منحصر به فردی نظیر دنبال کردن خودکار سوژه ها، ردیابی چهره و موشن لپس (ویدیوی زمان گریز همراه با حرکت) را در اختیار شما قرار دهد.

بررسی دوربین DJI Osmo Pocket

نمایشگر ۱ اینچی و لمسی اسمو پاکت فقط برای انجام تنظیمات، نمایش اطلاعات ضروری و کادربندی به درد می خورد، چون جزئیات زیادی را داخلش نمی بینید. سوایپ از لبه های نمایشگر شما را به منوهای مختلف دستگاه می برد و همان طور که حدس می زنید، برای یاد گرفتن آنها کار آسانی پیش رو ندارید. احتمالاً شما هم مثل من تا مدتی ترکیبات مختلف سوایپ را امتحان می کنید تا به منوهای جدیدی برسید، اما به تدریج موارد اصلی در ذهنتان خواهد ماند.

بررسی دوربین DJI Osmo Pocket

نهایتاً روی بدنه اصلی دستگاه شاهد دو دکمه، یکی برای روشن و خاموش کردن دستگاه و دیگری برای شروع عملیات ضبط هستیم. یک درگاه همه کاره برای اتصال لوازم جانبی یا موبایل هم وجود دارد. درگاه کارت حافظه و پورت شارژ/اتصال به کامپیوتر هم اجزای دیگر بدنه اسمو پاکت هستند. با نگاهی ساده به ساختار این گجت و وضعیت پورت ها به راحتی می توان دریافت که ابداً ضد آب و ضد ضربه نیست و باید نهایت محافظت از آن را به عمل آورید.

تجربه استفاده از اسمو پاکت

بررسی دوربین DJI Osmo Pocket

از همان ابتدا که با اسمو پاکت آشنا شدم، این سؤال برایم مطرح بود که چرا باید از این گجت استفاده کنم. راستش را بخواهید پس از حدود ده روز استفاده هنوز هم این سؤال وجود دارد، اگرچه کمی از شدت آن کاسته شده است. البته قضاوت در مورد این دستگاه را باید به حرفه ای ها سپرد، افرادی که کارشان تولید محتوای ویدیویی اختصاصی و اشتراک گذاری در پلتفرم های مختلف است، مثل یوتوبرها یا آپاراتچی (؟!) ها. به هر حال شما برای این کار یا باید دوربین حرفه ای بخرید یا با موبایلتان فیلم بگیرید، که اولی چندان قابل حمل نیست و دومی هم در برابر لرزش ها کار زیادی انجام نمی دهد.

یکی از نقاط قوت اصلی اسمو پاکت، کارکرد ساده آن است؛ کافیست این گجت را از جیب درآورده و در کمتر از ۵ ثانیه شروع به فیلمبرداری کنید. در زمان ضبط ویدیو هم می توانید با خیال راحت حرکت کنید، بدوید یا از پله ها بالا و پایین بروید؛ نتیجه کار همیشه روان و بدون لرزش است. جالب اینکه فیلمبرداری با اسمو پاکت حتی به اندازه گوشی موبایل هم جلب توجه نمی کند و به راحتی می توانید در محیط های عمومی از آن استفاده کنید (البته به جز پل طبیعت که ظاهراً نگهبان هایش به هر مدل دوربینی آلرژی دارند). بیایید ابتدا منتخبی از ویدیوهای ضبط شده با اسمو پاکت را ببینیم.

همان طور که می بینید اسمو پاکت در نور کافی ویدیوهای بسیار خوبی ضبط می کند، چیزی در حد بهترین موبایل های پرچمدار [البته ویدیوی اصلی از آنچه در آپارات می بینید با کیفیت تر است]. میکروفون تعبیه شده روی بدنه هم برای ضبط صدای محیط کافیست ولی برای ضبط صدای خودتان در محیط شلوغ باید با صدای بلند صحبت کنید (کاری که از عهده من بر نمی آید). درست است که ویدیوی ۴K/60 بالاترین نرخ بیت و بهترین کیفیت را دارند (حدود ۱۰۰ مگابیت بر ثانیه)، ولی این موضوع چیزی از ارزش های ویدیوی فول اچ دی کم نمی کند، به خصوص اینکه با انتخاب ویدیوی FHD/30 می توانید حالت Super Fine را فعال کنید و کیفیت تصویر را تا حد قابل توجهی ارتقاء دهید (به اخطار دستگاه در مورد داغ شدن بدنه در حالت Super Fine توجه نکنید، چون مشکلی ایجاد نمی شود).

همانند تمام دوربین هایی که سنسور کوچک دارند، اسمو پاکت هم در نور کم با مشکل نویز روبرو می شود، ولی باز هم ویدیوهای قابل قبولی را شاهد هستیم. قابلیت هایی نظیر ردیابی سوژه یا تشخیص چهره در نور کم به خوبی کار نمی کنند و در بسیاری مواقع، دستگاه سوژه یا چهره شما را گم می کند. همین وضعیت در مورد عکس ها هم برقرار است، یعنی در نور کافی با عکس های واضح و شفاف و در نور کم با خروجی معمولی همراه با نویز روبرو هستیم. دو نمونه عکس را در ادامه می بینید.

یکی از ویژگی های جالب اسمو پاکت ثبت خودکار تصاویر پانوراماست. کافیست این گزینه را از منوی سمت راست انتخاب کرده و مابقی کار را به گیمبال بسپارید. نمونه پانوراماهای ثبت شده توسط این دستگاه در حالت عادی (چهار عکس در راستای افق) یا حالت مربعی (نُه عکس با چیدمان ۳×۳) را در ادامه می بینید.

اسمو پاکت می تواند ویدیوهای فوق آهسته را با رزولوشن فول اچ دی و نرخ ۱۲۰ فریم بر ثانیه ضبط کند ولی به دو دلیل خیلی روی این قابلیت حساب نکنید؛ اول اینکه در این حالت کادر بیش از حد بسته می شود و باید فاصله نسبتاً زیادی از سوژه داشته باشید، و دوم اینکه حتی در شرایط نوری بسیار خوب هم شاهد نویز روی ویدیو هستیم، چه برسد به محیط تاریک و کم نور.

نهایتاً باید به حالت تایم لپس و موشن لپس اشاره کنیم قابلیت های ویژه این گیمبال به شمار می روند. در حالت تایم لپس یا ویدیوهای زمان گریز، اسمو پاکت در فواصل ۲ تا ۶۰ ثانیه ای به مدت ۵ دقیقه الی بینهایت عکس گرفته و آنها را به ویدیویی جالب تبدیل می کند. هنگام تنظیم فواصل زمانی، دستگاه به شما مدت زمان ویدیوی نهایی را هم اعلام می کند تا بتوانید انتخاب درستی داشته باشید. مثلاً یک ساعت عکس گرفتن با فواصل ۵ ثانیه ای، ویدیویی ۲۴ ثانیه ای را تحویل شما می دهد.

بررسی دوربین DJI Osmo Pocket

حالت موشن لپس یا ویدیوهای زمان گزیر حرکتی هم چنین وضعیتی را دارند، با این تفاوت که حداکثر زمان ثبت ویدیو به ۵ ساعت محدود شده است. دستگاه در این حالت به هرگونه لرزشی حساسیت نشان می دهد و باید آن را ثابت نگه دارید، که کار سختیست چون اسمو پاکت به سه پایه متصل نمی شود. بهترین راه این است که دستگاه را به گوشی متصل کرده و مجموعه را روی سه پایه قرار دهید. چون ضبط این ویدیوها به زمان زیادی نیاز دارد، بهتر است پاوربانک هم به همراه داشته باشید.

نکاتی در مورد اسمو پاکت

بررسی دوربین DJI Osmo Pocket

همان طور که دیدید اسمو پاکت دستگاه جالبی برای فیلمبرداری آماتور و نیمه حرفه ای به شمار می رود، ولی محدودیت هایی هم دارد که شاید در نسل های بعدی شاهد برطرف شدن آنها باشیم. در ادامه برخی از این موارد را مرور می کنیم.

اول از همه به خاطر نرخ بیت و حجم بالای ویدیوهای اسمو پاکت پیشنهاد می کنم کارت حافظه حداقل ۶۴ گیگابایتی کلاس ۱۰ از نوع UHS-1 یا بالاتر را برای این دستگاه انتخاب کنید تا حین ضبط ویدیوها به مشکل نخورید (بله، از قیمت کارت های حافظه مطلع هستم). ۱ دقیقه ویدیوی ۴K/60 و ۱۰۸۰/۶۰ به ترتیب به ۷۵۰ و ۶۰۰ مگابایت فضا نیاز دارند و یک دقیقه اسلوموشن (که ۴ دقیقه خروجی می دهد) هم ۷۰۰ مگابایت فضا را اشغال می کند.

وابستگی اسمو پاکت به موبایل هم نکته دیگریست که با کاربرد اصلی این دستگاه تناقض دارد. از همان ابتدا برای فعالسازی و آپدیت فرمور باید از طریق اپلیکیشن DJI MIMO اقدام کنید اما داستان به همینجا ختم نمی شود. برای عکاسی با تنظیمات دستی یا انتخاب فرمت خام و همچنین فیلمبرداری با تنظیمات دلخواه باید حتماً از اپلیکیشن استفاده کنید. برای عکاسی پانوراما چاره ای جز اتصال به موبایل ندارید چون پردازش این عکس ها توسط اپلیکیشن انجام می شود. موشن لپس هم روی اسمو پاکت به تنظیمات خودکار عکس و انتخاب دو نقطه ابتدایی و انتهایی حرکت دوربین محدود است، اما با اپلیکیشن MIMO می توانید چهار نقطه حرکت را برای دوربین تعیین کنید. در نهایت اتصال دائم اسمو پاکت به گوشی موبایل، مفهوم جیبی بودن آن را به طور کامل زیر سؤال می برد.

بررسی دوربین DJI Osmo Pocket

میدان دید محدود اسمو پاکت هم گاهی اوقات آزاردهنده است، به خصوص در حالت سلفی. برخلاف اکثر اکشن کم ها که لنزهای عریضی دارند، اسمو پاکت با میدان دید ۸۰ درجه آزادی عمل زیادی را برای کادربندی در اختیار شما نمی گذارد. این موضوع برای حالت سلفی کمی حادتر می شود و باید حتماً دستان بلندی داشته باشید تا بتوانید علاوه بر چهره خودتان، مقداری از منظره پشت سر را درون کار جای دهید.

باتری هم که پاشنه آشیل تمام گجت های الکترونیکی است و Osmo Pocket هم در میان انبوه تجهیزات شما قوز بالای قوز می شود. اگر DJI باتری قابل تعویض را در این دستگاه به کار می برد، می توانستید به راحتی در شرایط ضروری باتری را به سرعت عوض کنید ولی حالا باید همیشه پاوربانک به همراه داشته باشید. جالب اینکه اسمو پاکت در زمان اتصال به گوشی شبیه پاوربانک عمل کرده و گوشی را شارژ می کند و سریع تر از حالت معمول تخلیه می شود (البته شاید این مشکل به گوشی گلکسی اس ۹ بر می گردد).

بررسی دوربین DJI Osmo Pocket

ثابت نگه داشتن Osmo Pocket برای ثبت ویدیوهای تایم لپس یا موشن لپس هم مشکل دیگریست که با آن دست به گریبان هستیم. دستگاه روی سطح صاف به اندازه کافی تعادل ندارد و با کوچک ترین ضربه ای می افتد. بهتر بود DJI محل نصب سه پایه را مستقیماً زیر بدنه اسمو پاکت تعبیه می کرد و بار خرید لوازم جانبی برای این گجت را از روی دوش ما بر می داشت.

جمع بندی

بررسی دوربین DJI Osmo Pocket

ویدیوهای زیادی را در یوتوب می بینیم که Osmo Pocket را با اکشن کم های مطرح بازار، به ویژه محصولات گوپرو مقایسه می کنند، اما به نظر من این مقایسه درست نیست. اسمو پاکت (حداقل بدون مجموعه لوازم جانبی) در خانواده اکشن کم ها قرار نمی گیرد و فقط یک دوربین فیلمبرداری جیبی است که به خاطر بهره مندی از گیمبال حرفه ای، چند قابلیت اضافه را هم در اختیار شما قرار می دهد.

قطعاً اسمو پاکت به درد تولیدکننده های محتوای حرفه ای با کلکسیونی از دوربین های Arri و Red نمی خورد، ولی اگر یک کاربر معمولی هستید و می خواهید از جشن تولد، کنسرت، زندگی روزمره و سفرهای تفریحی خود فیلم بگیرید (یعنی همان کارهایی که قبلاً با هندی کم انجام می شد) اسمو پاکت برای شما ساخته شده است.

بررسی دوربین DJI Osmo Pocket

البته محدودیت هایی که در مطلب اشاره کردیم، مثل عریض نبودن لنز، نویز بالای تصاویر در نور کم، نیاز به اپلیکیشن موبایل برای تنظیمات کامل و شارژدهی باتری همچنان وجود دارند و انتظار می رود که DJI در نسل بعدی بتواند این موارد را برطرف کند. مقاوم تر کردن بدنه هم جزو مواردیست که امیدواریم در نسل بعد شاهدش باشیم.

نهایتاً باید به قیمت نسبتاً بالای این محصول اشاره کنیم. پرداخت ۳۵۰ دلار یا به عبارتی حدود ۵ میلیون تومان برای Osmo Pocket کمی زیاد به نظر می رسد، به خصوص اینکه برای استفاده کامل از تمام قابلیت های این دستگاه باید مقداری هم برای خرید لوازم جانبی هزینه کنید. برای خرید این دستگاه می توانید از فروشگاه تخصصی آی پهباد و این لینک استفاده کنید. در ادامه نقاط قوت و ضعف این دستگاه را مرور می کنیم.

نقاط قوت Osmo Pocket
  • کیفیت ساخت مطلوب، ابعاد کوچک و وزن کم
  • استفاده آسان و بی دردسر
  • کیفیت فوق العاده ویدیوها در نور کافی
  • لرزشگیر حرفه ای
  • قابلیت های پیشرفته گیمبال
نقاط ضعف Osmo Pocket
  • مقاوم نبودن بدنه در برابر آب و ضربه
  • عملکرد ضعیف در نور کم و حالت اسلوموشن
  • شارژدهی نه چندان خوب
  • وابستگی به موبایل برای قابلیت های پیشرفته
  • قیمت بالا

The post بررسی دوربین فیلمبرداری DJI Osmo Pocket : آینده در جیب شما appeared first on دیجیاتو.

نگاه نزدیک دیجیاتو: دوربین فیلمبرداری DJI Osmo Pocket [تماشا کنید]

شرکت DJI را می توان یکی از نوآورترین شرکت های حال حاضر دنیا دانست که همیشه با گجت های جذاب و دوست داشتنی، علاقه مندان به دنیای تکنولوژی را هیجان زده می کند. حتماً با پهپادها و گیمبال های این شرکت آشنا هستید؛ حالا DJI با گجت تازه ای به نام Osmo Pocket آمده تا فصل جدیدی را در حوزه فیلمبرداری باز کند.

در این ویدیو می خواهیم بعد از جعبه گشایی Osmo Pcket نگاه کوتاهی به آن داشته باشیم. با دیجیاتو همراه باشید.

همان طور که دیدید Osmo Pocket یک محصول جدید است که نمی توان آن را در خانواده خاصی دسته بندی کرد، انگار با اولین عضو از خانواده تازه ای از گجت ها طرف هستیم. این دستگاه قابلیت های متعددی دارد که به زودی در بررسی کامل با آنها بیشتر آشنا خواهید شد.

The post نگاه نزدیک دیجیاتو: دوربین فیلمبرداری DJI Osmo Pocket [تماشا کنید] appeared first on دیجیاتو.