جزئیات گم شدن یک دکل نفتی و ۸۷میلیون دلار

به گزارش بخش اقتصادی سایت خبرهای فوری، شرکت تأسیسات دریایی ایران در دولت دوم احمدی‌نژاد تلاش کرده بود یک دکل نفتی کارکرده متعلق به یک شرکت رومانیایی را در ترکیه خریداری و به ایران منتقل کند، اما سرانجام پس از کش‌وقوس‌های فراوان نه‌تنها دکل به ایران نیامد، بلکه ۸۷ میلیون دلار سرمایه شرکت تأسیسات دریایی نیز نزد واسطه‌های این معامله باقی ماند؛ واسطه‌هایی که ورودشان به این قرارداد، حاصل تحریم شرکت تأسیسات دریایی پیش از برجام بود.

مهدی نوده، وکیل علی طاهری، مدیرعامل سابق شرکت تأسیسات دریایی، متهم ردیف اول این پرونده، در گفت‌وگویی به سؤالات ما درباره اتهامات موکلش و آنچه در فرایند خرید ناموفق دکل فورچونا رخ داد، پاسخ داده است.

بخشی از حرف‌های وی: 

در اینکه شرکت تأسیسات دریایی و به‌طورکلی شرکت‌های ایرانی در آن بازه زمانی و حتی امروز به دکل حفاری نیاز داشتند و دارند شکی نیست. توانایی شرکت‌های فعال در این حوزه رابطه مستقیمی با تعداد دکل‌هایی دارد که در اختیار دارند؛ خواه این دکل‌ها اجاره‌ای باشند و خواه مالکیت آن در اختیار شرکت باشد.

اجاره دکل حفاری در آن زمان روزانه ۱۵۰هزار دلار هزینه داشت و در بازدیدهایی که مسئولان ارشد کشور به مناطق نفتی داشتند نیز تأکید شده بود که تعداد دکل‌های مالکیتی شرکت‌ها افزایش پیدا کند. این نکته را از آن جهت می‌گویم که برای ارزیابی رفتار هر فردی باید شرایط آن زمان را در نظر داشته باشیم. به ‌اندازه کافی هم مستندات وجود دارد.

شرکت تأسیسات دریایی در آن زمان در فهرست تحریم‌ها قرار داشت. این شرکت در صنعت نفت در سطح جهان ناشناخته نیست و پیش از آنکه تحریم شود با همین شرکت GSP رومانی که صاحب دکل فورچونا بود قراردادهایی داشته است. همین تحریم‌ها هم بود که باعث شد شرکت گلوبال‌پتروتک که زیرمجموعه شرکت تأسیسات دریایی است بعد از یک‌سال‌ونیم تلاش موفق نشود دکل حفاری بخرد. بنابراین عملا امکان نداشت این شرکت بتواند مستقیما دکل بخرد. در نهایت آقای ستاری، مدیرعامل وقت فاز ۱۴ پارس جنوبی، به موکل من (علی طاهری) خبر می‌دهد که چنین دکل دست‌دومی وجود دارد و می‌توان آن را خریداری کرد. نکته اینکه معرف این دکل همان متهم ردیف سوم؛ یعنی آقای رضا مصطفوی‌طباطبایی بوده است.

از آنجایی که به دلیل تحریم‌ها شرکت تأسیسات دریایی نمی‌توانست مستقیما با شرکت صاحب دکل قرارداد ببندد، پای شرکت Dean international trading به ماجرا باز می‌شود. این شرکت کاغذی در امارات ثبت شده بوده و عملا وجود نداشته، صرفا قرار بر این بوده که شرکت تأسیسات دریایی با شرکت Dean قرارداد ببندد و این شرکت هم با شرکت صاحب دکل قرارداد ببندد و نقش واسطه را بازی کند. مدیرعامل و مالک شرکت Dean روی کاغذ یک وکیل اردنی به نام عمر کامل بوده است، اما امروز دیگر روشن شده که این شرکت هم در عمل متعلق به همان آقای رضا مصطفوی‌طباطبایی بوده و در رأی دادگاه‌های لندن و تهران، این موضوع احراز شده است.

حکم دادگاه انگلستان درباره پرونده دکل گمشده صادر شد

قرارداد منعقد می‌شود و شرکت تأسیسات دریایی پیش‌پرداخت قرارداد را در اختیار شرکت Dean قرار می‌دهد و قرار می‌شود دکل در مدت صد روز که قابل تمدید هم بوده بازسازی و تحویل ایران داده شود. چند بازدید فنی از دکل هم از طرف شرکت تأسیسات دریایی در این مدت انجام می‌شود.

شرکت سپنتا از طرف شرکت تأسیسات دریایی این بازدیدها را انجام داده است. شرکت سپنتا متعلق به آقای مصطفوی‌طباطبایی و آقای شیرانی بوده و طبق ادعای وکیل آقای مصطفوی، آقای شیرانی با افزایش سرمایه‌ای که داده مالک این شرکت شده است.

بهتر است بگوییم آقای شیرانی مشاور شرکت تأسیسات دریایی بوده است، زیرا مدت‌ها پیش از انتصاب موکل من به‌عنوان مدیرعامل این شرکت هم آقای شیرانی مشاور شرکت بوده است. ضمن آنکه بازدید فنی از دکل حفاری مقوله ساده‌ای نیست و تعداد شرکت‌هایی که می‌توانند این خدمات را انجام دهند به‌شدت محدود است. خود شرکت تأسیسات دریایی هم در آن زمان چنین واحدی نداشته است. طبیعی است که در چنین شرایطی شرکت از مشاور خودش که شرکتی با متخصصان مناسب در اختیار دارد استفاده کند. متخصصانی که آقای شیرانی برای بازدید فنی از دکل استفاده کرده است همین امروز در بهترین شرکت‌های نفتی کشور مشغول فعالیت هستند و اصلا آقای شیرانی در دادگاه یکی از گله‌هایش همین بود که این اتفاق برای من افتاده و بهترین متخصصان شرکت من راهی شرکت‌های دیگر شده‌اند.

این هم باعث تأسف است که متأسفانه در این پرونده موارد متعدد خلاف‌واقع به رسانه‌ها گفته شد و برخی از این موارد خلاف‌واقع را متأسفانه عالی‌ترین مقام وزارت نفت به رسانه‌ها منتقل کرد.؛ برای مثال گفته شد موکل من در جریان بوده که قرارداد بین شرکت Dean و GSP رومانی لغو شده، اما بااین‌حال باقی مبلغ قرارداد را پرداخت کرده است که این ادعا در دادگاه ثابت نشد. ادعای خلاف‌واقع دیگر این بود که نظر اداره حقوقی شرکت تأسیسات دریایی در قرارداد اخذ نشده که باز هم با مدارک متعدد ثابت شد این ادعا صحت ندارد.

با رسیدن زمان تحویل باقی‌مانده مبلغ قرارداد، به علت تأخیری که در پرداخت پیش می‌آید، شرکت رومانیایی قرارداد را لغو می‌کند اما شرکت Dean یا درواقع آقای مصطفوی‌طباطبایی این موضوع را به شرکت تأسیسات دریایی ایران اطلاع نمی‌دهد و باقی‌مانده مبلغ دکل را هم از شرکت تأسیسات دریایی دریافت می‌کند. متأسفانه دراین‌بین ادعاهای خلاف واقع زیادی در رسانه‌ها در قبال موکل من مطرح شد که در دادگاه مشخص شد صحت ندارند. از سوی دیگر ادعاهای دیگری نیز مطرح شد که حقیقتا جفا در حق موکل من بود. مثلا ادعا شد چرا کمیسیون معاملات برای این خرید تشکیل نشده است.

کمیسیون معاملات یعنی اینکه شما می‌خواهید یک کالا را بخرید، از چند جا قیمت می‌گیرید یا ممکن است رقابت ایجاد کنید، فراخوان کنید و بهترین پیشنهاد فروش را انتخاب کنید. مگر می‌شد در شرایطی که ایران تحریم بود، شرکت تأسیسات دریایی هم تحریم بود، شرکت‌های عرضه‌کننده دکل هم که در دنیا به‌شدت محدود هستند، بیایند کمیسیون معاملات تشکیل بدهند و چنین فرایندی را طی کنند؟

از آن بدتر اینکه عده‌ای سعی کردند با ذهن مردم بازی کنند. مثلا گفتند آقای طاهری قبل از اینکه دکل را تحویل بگیرد، فرم تحویل دکل را امضا کرده است. همه مردم که کارشناس متخصص صنعت نفت نیستند تا رندی مستتر در این جمله را درک کنند. فرم تحویل دکل یعنی آن فرمی که خریدار و فروشنده توافق می‌کنند با این شرایط و به‌این‌ترتیب فنی و زمانی دکل را که بالغ بر ده‌ها هزار قطعه مجزا با هزاران تُن وزن است، به محلی که موردتوافق است، منتقل کنند و تحویل خریدار بدهند.

اما مخاطب عام وقتی این جمله را بشنود، تصور می‌کند که مدیرعامل شرکت تحویل دکل را پذیرفته و تأیید کرده است. محکومیت فعلی موکل من در حکم دادگاه بدوی که به آن اعتراض داریم، صرفا با این‌گونه استدلالات انجام‌شده که موکل من به افراد اعتماد بیش‌ازحد کرده یا برخی از قواعد انعقاد قرارداد را رعایت نکرده که طبعا ما ادله‌ای برای رد این ادعا داریم؛ زیرا در شرایط تحریمی رعایت آنها ممکن نبوده است و در واقع موکل بنده به دلیل خطری که برای حفظ منافع کشور و شرکت انجام داده و چاره‌ای جز آن نداشته محکوم شده است. /شرق

این خبر جزئیات گم شدن یک دکل نفتی و ۸۷میلیون دلار اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

سریع‌ترین آثار ردشدن لوایح اف‌ای‌تی‌اف در مجمع تشخیص

به گزارش بخش سیاسی سایت خبرهای فوری، اردیبهشت ماه سال ۹۷ بود که ترامپ وعده انتخاباتی خود را به اجرا درآورد و از برجام خارج شد و برخلاف معاهدات جهانی، فرمان اعمال سخت ترین تحریم ها را علیه کشور ما صادر کرد. عملا امروز ایران درگیر جنگ اقتصادی با آمریکاست. مجلس و دولت بر این نظر و دیدگاه هستند که در اوضاع سخت کنونی باید پرونده ایران در گروه مالی اقدام مشترک FATF به حالت عادی درآید تا کانال های ارتباط مالی با کشور با کشورهای دوست باز بماند.

اما با وجود استدلال های دولت و مصوبات مجلس، روند رسیدگی به لوایح پالرمو و سی اف تی برای تکمیل پروسه قانونگذاری در مجمع با پیچ و خم هایی مواجه شده است. پالس هایی که از درون مجمع تشخیص بیرون می آید از نگاه منفی اکثریت اعضا به لایحه پالرمو و سی اف تی حکایت می کند، بر همین اساس دولتی ها ترجیح دادند اصرار به رأی گیری نکنند تا شاید مرور زمان و بروز آثار تحریم های آمریکا موجب شود اعضای مجمع با نگاه منطقی به موضوع بنگرند.

مخالفان پالرمو و سی اف تی بر این باورند که برای شفافیت مالی در مبارزه با پولشویی و مبارزه با تأمین مالی تروریسم دو قانون قوی و با کفایت اخیرا مصوب شدند اما در حوزه مبادلات خارجی اولویت کشور دور زدن تحریم ها است که با پیوستن به پالرمو و سی اف تی کانال های مالی ایران شفاف خواهد شد و آمریکا می تواند یک به یک این کانال ها را مسدود و آثار تحریم ها را بر ایران روز به روز شدیدتر کند بنابرین مصلحت نظام نیست با تأیید دو لایحه مربوط به پالرمو و سی اف تی، کشور از  حداقل امکان های دورزدن تحریم محروم شود.

اما در مقابل مسئولان ارشد اجرایی کشور ضمن رد استدلال مخالفان، به این نکته تأکید می کنند که دولت اجرای امور را در اختیار دارد و صلاح کشور در تأیید لوایح مربوط به اف ای تی اف است. بیژن نامدار زنگنه گفت «تصویب لوایح اف‌ای‌تی‌اف به فروش نفت در سال ۹۸ کمک می‌کند». رئیس جمهور نیز در روزهای پایانی سال ۹۷ این نکته را یادآور شد که «اگر عده ای بخواهند دور کشور را دیوار بکشند، کار دولت را سخت می‌کند؛ دولت از همه با هر ایده، خط و جناحی که هستند خواهش می‌کند دور کشور را دیوار نکشند و بگذارند دولت کار خود را انجام دهد چون دیوار کشیدن به نفع مردم نیست. تصمیم گیر در این کشور یا دولت است یا مجلس و یا رهبری، رهبری چند بار به من گفتند که با لوایح چهارگانه مخالفتی ندارند پس چه کسی مخالف است. نمی‌شود کشور را دست ۱۰-۲۰ نفر بدهند! صاحب اصلی کشور مردم هستند».

مهمترین و سریع ترین آثاری که بلافاصله با رد لوایح مربوط به اف ای تی اف نمایان می شود. مربوط به ارتباطات بانکی‌ با سایر کشورها است. واقعیتی غیرقابل انکاری که رضا رحمانی وزیر صنعت معدن تجارت نیز به آن صحه می گذارد. او در واکنش به اظهارات برخی تحلیلگران که سال ۹۸ را به واسطه تحریم‌ها سالی سخت تر از سال ۹۷ پیش بینی می کنند، گفتچرا مگر قرار چه بشود؟ از نظر من سال ۹۸ با سال گذشته فرق چندانی ندارد چون تحریم از اردیبهشت ۹۷ شروع شده است. تحریم‌کنندگان هدفشان تعطیلی تولید و کارخانجات بود که بحمدالله به آن نرسیدند. همین‌طور که تا الان به هدفشان نرسیده‌اند، سال آینده نیز با توجه به همت بیشتر ما و تجهیز امکانات به اهداف شان نخواهند رسید.

وی در پاسخ به این سئوال که آیا مردم باید کمربندهاشان را در سال جدید محکم‌تر ببندند؟ اظهار کرد: این طبیعی است و ایراد ندارد که بگوییم مردم، ما مورد تهاجم هستیم، باید بیشتر کار کنیم، با هم متحد باشیم و راهکارهای جبرانی را جدی بگیریم.

وزیر صنعت، معدن و تجارت درباره آثار اقتصادی رد لوایح اف‌ای‌تی‌اف در مجمع تشخیص مصلحت نظام یادآور شد: ۱۰۰درصد اثر دارد. البته این تصور که تصویب شان بسیاری از مشکلات ما را حل می‌کند که خیر این اتفاق نمی افتد اما عدم تصویب شان می‌تواند مشکلات جدیدی را برای کشور ایجاد کند.

این عضو کابینه دولت دوازدهم در پاسخ به این سئوال که سریع‌ترین مشکلی که رد لوایح مربوط به اف ای تی اف برای کشور ایجاد می‌کند چه خواهد بود؟ گفت: این اتفاق مرودات بانکی و همکاری ما با دنیا و همچین کشورهای دوست و همسایه‌ را دچار مشکل خواهد کرد.

با همه این اوصاف انتظار دولتی ها این است که مجمع در تشخیص چنین مصلحت آشکاری بیش از این تعلل نکند. حالا باید منتظر ماند و دید مجمع تشخیص تا پیش از پایان بهار ۹۸ که مهلت چهارم اف ای تی اف به ایران پایان می پذیرد می تواند مصلحت کشور را احصا کند یا خیر؟ /خبرآنلاین

آیا FATF مانع فعالیت‌های سپاه خواهد شد؟

این خبر سریع‌ترین آثار ردشدن لوایح اف‌ای‌تی‌اف در مجمع تشخیص اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

۱۲رویداد مهم سیاسی سال ۹۷

به گزارش بخش سیاسی سایت خبرهای فوری، در سال ۹۷ اتفاقات ریز و درشت زیادی در سیاست ایران رخ داد. از برخی تجمعات مردمی و اعتصاب برخی از اصناف گرفته تا بحث CFT در مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام. از ریاست سید ابراهیم رئیسی بر قوه قضائیه تا استعفای برخی از وزرای دولت. اما شاید ۱۲ رویداد مهم در ۱۲ ماه گذشته را بتوان به صورت خلاصه ماجرای دلار جهانگیری، خروج آمریکا از برجام، توهین به علی‌اکبر صالح، در مراسم ۱۴ خرداد، نامه سردار سلیمانی به حسن روحانی، ‬ استیضاح و برکناری علی ربیعی وزیر کار، محکومیت اسفندیار رحیم‌مشایی، جنجال نتانیاهو بر سر تورقوزآباد، سومین سفر رئیس‌جمهور به ترکیه، نامه انتقادی محمد یزدی به آیت‌الله شبیری‌زنجانی، برگزاری باشکوه راهپیمایی ۲۲ بهمن و استعفای محمد جواد ظریف دانست.

فروردین؛ دلار جهانگیری

سال ۱۳۹۷ طبق روال سال‌های گذشته با پیام رهبر انقلاب اسلامی آغاز شد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیام نوروزی خود برای سال ۱۳۹۷ که در لحظه تحویل سال نو پخش شد، بر لزوم توجه به حمایت از تولید داخلی تأکید و بر همین اساس سال ۱۳۹۷ را با عنوان سال “حمایت از کالای ایرانی” نام‌گذاری کردند.

در بخشی از این پیام مقام معظم رهبری فرمودند: درباره‌ی سال ۹۷ -سالی که از این لحظه آغاز می‌شود- آنچه مهم است، این است که همه باید سخت کار کنند. بنده در شعارهای سال‌ها معمولاً مخاطب را مسئولین قرار می‌دادم؛ امسال مخاطب، همه‌ی آحاد ملّت و از جمله مسئولین خواهند بود. مقدّمتاً عرض کنم، مسئله‌ی اقتصاد و فرهنگ و مسائل گوناگون همه مطرح است لکن مسئله‌ی اصلی ما امسال هم مسئله‌ی اقتصاد و معیشت مردمی است. همه باید تلاش کنند، همه باید کار کنند و محور هم عبارت است از تولید ملّی؛ یعنی اگر چنانچه تولید ملّی را -با شرحی که ان‌شاءالله در سخنرانی عرض خواهم کرد- همه تعقیب کنند و دنبال‌گیری کنند، بسیاری از مشکلات اقتصادی، مشکلات معیشتیِ مردم -هم مسئله‌ی اشتغال، هم مسئله‌ی سرمایه‌گذاری و بقیّه‌ی چیزها- حل خواهد شد. آسیب‌های اجتماعی به میزان زیادی کاهش پیدا خواهد کرد؛ یعنی محور، تولید ملّی است. بنابراین اگر تولید ملّی شتاب بگیرد، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. من این را محور قرار دادم برای شعار امسال؛ شعار امسال «حمایت از کالای ایرانی» است؛ سال «حمایت از کالای ایرانی». این فقط مربوط به مسئولین نیست؛ آحاد ملّت همه می‌توانند در این زمینه کمک بکنند و به معنای واقعی کلمه وارد میدان بشوند. البتّه این حمایت از پنج شش جهت، ابعاد مختلفی دارد که این ابعاد را من ان‌شاءالله در سخنرانی باز خواهم کرد و تشریح خواهم کرد و آنچه را که قشرهای مختلف مردم و مسئولینِ گوناگون کشور می‌توانند انجام بدهند، ان‌شاءالله مطرح خواهم کرد.

رئیس‌جمهور هم که سال تحویل را به کرمانشاه رفته بود تا در کنار مردم زلزله‌زده آن منطقه حاضر باشد در پیام نوروزی خود خطاب به ملت ایران گفت: همانطور که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند سال نو، سال تولید ملی و حمایت از کالای ایرانی و سال اشتغال و رونق خواهد بود.

روحانی سال ۹۶ را به رغم خواست و تلاش‌های بدخواهان کشور، سال موفقیت و پیروزی ملت بزرگ ایران در عرصه‌های مختلف برشمرد و تصریح کرد: اتحاد ملت ایران همه دشمنان را به اعجاب واداشت و به عظمت ملت ما اعتراف کردند.

اما تغییرات ناگهانی و سرسام‌آور قیمت ارز یکی از معضلاتی بود که دولت در سال ۹۷ با آن دست به گریبان بود و تلاش می‌کرد که از تغییرات صعودی و ناگهانی نرخ ارز جلوگیری کند. همین موضوع باعث شد که معاون اول رئیس‌جمهور شامگاه ۲۰ فروردین عرضه دلار به قیمت بالاتر از ۴,۲۰۰ تومان را مشمول قاچاق اعلام کند.

اسحاق جهانگیری در پایان جلسه فوق‌العاده ستاد اقتصادی دولت برای مدیریت بازار ارز که به ریاست حسن روحانی رئیس‌جمهور برگزار شد، اعلام کرد: نرخ دلار از فردا (۲۱ فروردین) برای تمام فعالان اقتصادی و برای رفع همه نیازهای قانونی و اداری آنان، نیازهای خدماتی مسافران، دانشجویان، محققان و دانشمندانی که برای کارهای تحقیقاتی خود به ارز نیاز دارند، ۴,۲۰۰ تومان خواهد بود.

وی همچنین تصریح کرد: هیچ نرخ ارزی با قیمت‌های دیگری را به رسمیت نمی‌شناسیم و برای ما هر قیمت ارز غیررسمی دیگری در بازار از ۲۱ فروردین به عنوان قاچاق تلقی خواهد شد. درست مثل قاچاق مواد مخدر که کسی حق خرید و فروش ندارد و با کسی که خرید و فروش می‌کند، برخورد می‌شود، نرخ دیگری هم اگر در بازار شکل بگیرد، دستگاه قضائی و نیروهای امنیتی برخورد خواهند کرد و آن را به رسمیت نمی‌شناسیم.

اقدامی که با واکنش‌های متفاوتی از سوی مردم، فعالان اقتصادی و کارشناسان مواجه شد و حتی عنوان “ارز جهانگیری” را که به ارز ۴۲۰۰ تومانی اشاره داشت و چندان در معادلات بازار به آن توجهی نمی‌شد وارد ادبیات رسانه‌ای و اقتصادی کشور کرد.

اردیبهشت؛ خروج آمریکا از برجام

اما شاید یکی از مهم‌ترین اتفاقات سال ۹۷ برای ایرانیان در خارج از مرزهای کشور اتفاق افتاد. روز ۱۸ اردیبهشت دونالد ترامپ همان‌طور که از شب قبلش وعده داده بود در ساعت ۲۲:۳۰ در کاخ سفید در حالی که چشم به دوربین‌ها دوخته بود و تلاش می‌کرد نقش یک رئیس‌جمهور مقتدر برای مردم آمریکا و نقش دایه دلسوزتر از مادر را برای مردم ایران ایفا کند در سخنانی با طرح اتهامات واهی علیه ایران، اعلام کرد که آمریکا از برجام خارج می‌شود و تحریم‌های جدیدی نیز به زودی علیه ایران اعمال می‌کند. بلافاصله بعد از سخنرانی ترامپ، وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز طی بیانیه‌ای جزئیات و مکانیزم بازگرداندن تحریم‌های هسته‌ای علیه ایران را اعلام کرد.

همان شب اما رئیس جمهوری اسلامی ایران با حضور مقابل دوربین‌های تلویزیونی در واکنش به این اقدام آمریکا با بیان اینکه یک موجود مزاحم از برجام خارج شد، عنوان کرد: امشب ثابت شد که ایران همواره به تعهدات خود پایبند است اما آمریکا به آن پایبندی ندارد.

روحانی تاکید کرد: از این لحظه توافق برجام میان ایران و پنج کشور است؛ از این لحظه ۱+۵، یک را از دست داده است و در این شرایط ما باید منتظر آن باشیم که این کشورهای بزرگ جهانی نسبت به این توافق چگونه عمل خواهند کرد.

این موضوع بلافاصله با واکنش فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا روبرو شد. موگرینی که از قبل اعلام کرده بود بعد از صحبت‌های ترامپ در جمع خبرنگاران حضور پیدا می‌کند، با حالتی برافروخته و لحنی عصبانی این اقدام ترامپ را نادرست عنوان کرد و از ایران خواست که در برجام بماند. او همچنین با بیان اینکه برجام یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای دیپلماسی است، وعده داد که کشورهای اروپایی برجام را ادامه می‌دهند.

واکنش‌ها و انتقادها به تصمیم ترامپ همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد به صحبت‌های موگرینی محدود نشد و سران سه کشور فرانسه، انگلیس و آلمان که طی چند هفته قبل از آن تلاش کرده بودند با دادن امتیازهایی ترامپ را متقاعد به ماندن در برجام کنند در بیانیه‌ای از تصمیم ترامپ ابراز نگرانی کرده و اعلام کردند که به برجام ادامه می‌دهند. دیگر کشورهای اروپایی که در روند مذاکرات هسته‌ای حضور نداشتند نیز در اظهاراتی به دفاع از برجام پرداختند که در این ارتباط می‌توان به اظهارات نخست‌وزیر ایتالیا در این زمینه اشاره کرد. رئیس شورای اروپا نیز در واکنش به این تصمیم، با تاکید بر اینکه اروپا در برجام باقی می‌ماند، خبر داد که هفته آینده نشست سران اتحادیه اروپایی در ارتباط با موضوع ایران و برجام برگزار می‌شود.

روسیه دیگر عضو مذاکرات هسته‌ای که این روزها به شریکی استراتژیک برای ایران در ارتباط با مسائل منطقه از جمله سوریه تبدیل شده است، در موضع‌گیری خود تاکید کرد: اقدام آمریکا در خروج از برجام تهدیدی علیه امنیت بین‌الملل است. مقامات روسیه همچنین در چندین موضع‌گیری تاکید کردند که در برجام باقی خواهند ماند. کشور چین دیگر عضو مذاکرات هسته‌ای نیز بیانیه‌ای همچون روسیه منتشر کرد و از ادامه برجام حمایت کرد. کشورهایی چون ژاپن، ترکیه، بلژیک، کویت، عمان و …و همچنین دبیرکل سازمان ملل با انتشار بیانیه‌هایی به صورت جداگانه از ادامه برجام حمایت کردند و وجود آن را بهتر از نبودش عنوان کردند.

روز ۱۹ اردیبهشت هم رهبر انقلاب اسلامی در جمع مسئولان وزارت آموزش و پرورش و دانشگاه فرهنگیان، در واکنش به اظهارات ترامپ درباره ایران تاکید کردند: دیشب شنیدید رئیس‌جمهور آمریکا حرف‌های سخیف و سبکی زد. شاید بیش از ۱۰ دروغ در حرف‌های او بود. هم نظام را تهدید کرد، هم ملت را که چنین و چنان می‌کنم. بنده از طرف ملت ایران می‌گویم که آقای ترامپ! شما غلط می‌کنید.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: دو سال و نیم است که ما در حال انجام این قرارداد هستیم و حالا این مردک می‌گوید من قبول ندارم. حالا گفته می‌شود با سه کشور اروپایی ادامه می‌دهیم. من به این سه کشور هم اعتماد ندارم. اگر می‌خواهید قرارداد بگذارید، تضمین عملی بگیریم وَ الّا این‌ها همه همان کار آمریکا را خواهند کرد.

خرداد؛ توهین به صالحی

مراسم روز قدس سال ۹۷ در خرداد با یک جنجال برگزار شد. فیلم‌های منتشرشده از راهپیمایی روز قدس حاکی از این بود که عده‌ای با دیدن علی‌اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی شروع به سردادن شعارهای تندی از جمله وطن‌فروش و مرگ بر منافق علیه او کردند. در این میان یکی از این افراد خطاب به صالحی گفت “والله بالله دروغگویی” که این سخن با واکنش صالحی مواجه شد. رئیس سازمان انرژی اتمی در واکنشی صریح به فردی که او را دروغگو» خطاب کرده بود، گفت که “ادب داشته باش”.

در پی ایجاد این حواشی بسیاری از سیاسیون به حمایت از صالحی پرداختند و چنین اقدامات و توهین‌هایی را محکوم کردند. معاون اول رئیس‌جمهور با اشاره به سوابق اجرایی رئیس سازمان انرژی اتمی گفت که دکتر علی اکبر صالحی کارنامه‌ای جز خدمت به کشور و وفاداری به انقلاب و نظام نداشته است. اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهوری در حساب کاربری خود در اینستاگرام نوشت: دکتر علی اکبر صالحی دانشمند و مدیری متخصص و متعهد است که در هر کجا و هر دولتی مسئولیت پذیرفته، کارنامه‌ای جز خدمت به کشور و وفاداری به انقلاب و نظام نداشته است. مردم ایران نشان داده‌اند که همواره قدردان خدمات و تلاش‌های خدمتگزاران صدیق خود بوده و در روزهای سخت پشتیبان آنها هستند.

حسام‌الدین آشنا مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور در یادداشتی در صفحه توئیتر خود به سر دادن شعارهایی علیه رئیس سازمان انرژی اتمی در حاشیه راهپیمایی روز قدس واکنش نشان داد و نوشت: آگاهی از دستاوردهای غیرنظامی سازمان انرژی اتمی در دوران ۱۳۹۲-۱۴۰۰ کسانی را شرمنده خواهد کرد که ناآگاهانه علیه رئیس آن شعار دادند و کسان دیگری را رسوا خواهد کرد که آگاهانه این طراحی را انجام دادند.

همچنین بهروز نعمتی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه شعار دادن علیه برخی مسئولان در تضاد با فلسفه روز قدس است، تاکید کرد که انجام این اقدامات از سوی یک عده معدود نمی‌تواند راهپیمایی روز قدس را تحت‌الشعاع قرار دهد. حسین سبحانی‌نیا عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نهم هم با تاکید بر اینکه رفتارهای انجام شده در مراسم راهپیمایی روز قدس نسنجیده بوده و می‌تواند مستمک بیشتری برای دشمن شود، گفت: وحدت و همدلی شرط اصلی امروز جامعه است.

تیر؛ نامه سلیمانی به روحانی

روز ۱۳ تیر سردار سرلشکر قاسم سلیمانی در پیامی مواضع اخیر رئیس جمهوری اسلامی ایران در قبال آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها را ستودنی و مایه مباهات و افتخار دانست. ماجرا از این قرار بود که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرده بود که قصد دارد نفت ایران را به صورت کامل تحریم کند. در همین رابطه حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان به این تهدید ترامپ پاسخ داد و و در یک سخنرانی طوفانی اعلام کرد: اگر نفت ایران صادر نشود، تضمینی برای صدور نفت کل منطقه نیست. به دنبال این اعلام موضع قاطع حسن روحانی در قبال اظهارات سلطه‌طلبانه و تهدیدات و زیاده‌خواهی‌های مقامات آمریکایی و صهیونیست‌ها، سردار سرلشکر پاسدار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پیامی از سخنان عزت‌مندانه ریاست جمهوری اسلامی ایران قدردانی کرد.

متن پیام فرمانده نیروی قدس سپاه به این شرح بود:

«بسم الله الرحمن الرحیم
برادر بزرگوار جناب آقای دکتر روحانی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
سلام علیکم
آنچه از فرمایشات حضرتعالی در رسانه‌ها منعکس شد، مبنی بر اینکه اگر نفت جمهوری اسلامی ایران صادر نشود، تضمینی برای صدور نفت کل منطقه نمی‌باشد و بیانات بسیار ارزشمندی که در موضع جمهوری اسلامی ایران نسبت به رژیم صهیونیستی فرمودید، مایه مباهات و افتخار است.
حقیر به عنوان سرباز ولایت و این ملت سرفراز و با همه جان به حضور جنابعالی عرض می‌کنم:
این همان دکتر روحانی است که ما شناخت داشتیم و داریم و می‌بایست باشد. شما با سخنان حکیمانه ارزشمند و قدرتمندانه خودتان رهبر عزیز، ملت بزرگوار ایران اسلامی و مسلمانان جهان را سرافراز نمودید.
دست شما را برای ایراد این سخنان به موقع، حکیمانه و صحیح می‌بوسم و برای هر سیاستی که مصلحت نظام اسلامی باشد، در خدمت هستیم.
برادرتان قاسم سلیمانی»

بسیاری این نامه سلیمانی به روحانی را بی‌سابقه و بسیار مهم دانستند و واکنش‌های مثبت بسیاری به دنبال این اقدام صورت گرفت و کاربران فضای مجازی در حمایت از این اقدام سردار سلیمانی، هشتگ #سردار سلیمانی را داغ کردند. حمایت فرمانده سپاه قدس از رئیس‌جمهور به بسیاری از شایعات مبنی بر وجود اختلاف میان سران نظام جمهوری اسلامی پایان داد.

مرداد؛ استیضاح ربیعی

۱۷ مرداد سال ۹۷ یکی از وزرای جنجالی کابینه در مجلس شورای اسلامی استیضاح شد و از وزارت کنار رفت. جلسه ۱۷ مرداد مجلس شورای اسلامی به ریاست علی لاریجانی و با دستور کار استیضاح علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی برگزار شد و پس از رأی‌گیری، ربیعی وزیر نماند.

در حالی که جلسه علنی مجلس شورای اسلامی با دستور استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی آغاز شده بود، در پی اعتراض جمعی از نمایندگان به عدم رعایت تشریفات قانونی در مورد استیضاح و عدم بررسی آن در جلسه کمیسیون موضوع احتمال منتفی شدن استیضاح وزیر کار مطرح شد. به این ترتیب که قرار بود ۱۱ نفر از نمایندگان به عنوان متقاضی استیضاح وزیر کار در این جلسه صحبت کنند. اما با آغاز جلسه هیچ کدام حاضر به صحبت در مخالفت با وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نشدند. البته پس از آغاز جلسه بهروز نعمتی، سخنگوی هیأت رئیسه مجلس در جمع خبرنگاران پارلمانی با ارائه توضیحاتی درباره اتفاق جلسه استیضاح علی ربیعی، روند طی شده در اعلام وصول طرح استیضاح وزیر کار را قانونی دانست و اقدام نمایندگان متقاضی استیضاح برای صحبت نکردن را نکوهش کرد.

در ادامه این جلسه موافقان استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با حضور در جایگاه به ارائه نظرات خود پرداختند. پس از آن علی ربیعی پس از شنیدن سخنان استیضاح‌کنندگان پشت تریبون مجلس رفت و گفت: منصفانه این است که آمار و ارقامی بر علیه بنده بیان می‌کردید که متأسفانه هیچ یک از استیضاح‌کنندگان این چنین صحبت نکردند. یکی از آنان گفت چرا مجلس تنها وزیری که پاسخگوست را استیضاح می‌کند؟

وی همچنین اظهار کرد: همه ارکان نظام باید درباره چرایی ایجاد نابسامانی‌های کشور جوابگو باشند. باید با هم کار کنیم و تصمیم بگیریم تا حقوق کارگران افزایش یابد. وی افزود: باید با هم کار کنیم و تصمیم بگیریم تا حقوق کارگران افزایش یابد. وام‌های ارزان را دنبال کردم. بیش از همه سفره خالی را درک می‌کنم. اما شما می‌گوئید باز گریه کرد.

ربیعی در قسمت دوم صحبت‌های خود در جلسه استیضاح عنوان کرد: باید به سمتی برویم که در کشور شفافیت ایجاد کنیم و به مردم نشان دهیم که با فساد مبارزه می‌کنیم. تجربه من که نویسنده کتاب زنده باد فساد هستم نشان می‌دهد که هر وقت سیاسی کاری انجام شد و موضوعات را غیرشفاف کردند به دنبال کاهش نظارت بودند. وی خطاب به پور ابراهیمی گفت که من واقعاً نمی‌خواهم وارد برخی از مسائل شوم اما رزومه آقای کهنوجی دست من چه کار می‌کند؟ اگر ایشان مدیرعامل مس می‌شد مشکل شما این چنین با من ادامه پیدا می‌کرد؟

پس از اظهارات وزیر کار، علی لاریجانی گفت که هیأت نظارت بر رفتار نمایندگان ادعای مطرح شده از سوی وزیر کار در مورد یکی از نمایندگان را بررسی خواهد کرد. در ادامه این جلسه مخالفان استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با حضور در جایگاه به ارائه نظرات خود پرداختند.

سرانجام رئیس مجلس با آغاز رأی‌گیری، از نمایندگان دولت خواست جلسه علنی مجلس را ترک کنند و نمایندگان مجلس با ۱۲۹ رأی موافق و ۱۱۱ رأی مخالف به نماندن علی ربیعی رأی دادند. بنابراین علی ربیعی از وزارت کار تعاون و رفاه کنار رفت. در پایان تعدادی از نمایندگان در تذکراتی جداگانه بر لزوم بررسی ادعاهای مطرح‌شده نسبت به نمایندگان در جریان جلسه استیضاح تاکید کردند که رئیس مجلس در پاسخ به آنها گفت: هیأت نظارت سریع به این موضوع رسیدگی کند و نتیجه را به همه اعلام نماید.

شهریور؛ محکومیت مشایی

روز سوم شهریور اولین جلسه علنی رسیدگی به پرونده اسفندیار رحیم‌مشایی رئیس دفتر رئیس‌جمهور سابق در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی تهران برگزار شد. دادگاهی که به سبک احمدی‌نژادی‌ها با جنجال و هیاهو همراه بود. بر اساس اعلام قبلی قرار بود صبح روز شنبه سوم شهریور به اتهامات اسفندیار رحیم مشایی رسیدگی شود. بر این اساس خبرنگاران برای پوشش خبری این پرونده به شعبه مربوطه مراجعه کردند اما موفق به حضور در شعبه نشدند و کمی بعد خبری مبنی بر لغو دادگاه مشایی به دلیل عدم حضور او و وکلایش منتشر شد.

در همین زمینه قوه قضائیه اعلام کرد: جلسه دادگاه علنی رسیدگی به اتهامات الف. ر. م رئیس دفتر رئیس‌جمهور سابق در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی تهران برگزار شد. در جلسه دادگاه الف. ر. م، کیفرخواست قرائت و با اعلام تنفس از سوی رئیس دادگاه، ادامه این جلسه به وقت دیگری موکول شد. حسب اعلام رئیس دادگاه در مهلت تنفس، به متهم و وکلای وی، فرصت داده شد که بار دیگر کیفرخواست را ملاحظه و نسخه‌برداری نموده و برای تدارک دفاع، مهیا شوند.

روز ۱۱ شهریور رحیم مشایی برای شرکت در دومین جلسه رسیدگی به پرونده اتهاماتش در دادگاه حاضر و دومین و آخرین جلسه محاکمه وی در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی غضنفر آبادی به صورت علنی و با حضور اصحاب رسانه برگزار شد. در این جلسه که از ابتدا تا انتهای آن، مشایی بدون لحظه‌ای توقف مداوم داد و فریاد می‌کرد و مدعی بود که دادگاه صلاحیت ندارد، کیفرخواست از سوی نماینده دادستان، قرائت و سه اتهام اقدام علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظامی و توهین به مقامات دولتی به سبب انجام وظیفه به متهم تفهیم شد که وی از پاسخ به اتهامات امتناع کرد.

مشایی که به گفته رئیس دادگاه در پایان جلسه قبل از قرائت کیفرخواست خودداری کرده بود، در این جلسه هم پیشنهاد دادگاه برای مهلت یک ماهه جهت قرائت کیفرخواست و معرفی وکیل را نپذیرفت و نهایتاً با اخذ آخرین دفاعیات، ختم رسیدگی به این پرونده اعلام و مقرر شد که رأی در مهلت قانونی صادر شود.

روز ۲۱ شهریور هم غلامحسین اسماعیلی رئیس کل دادگستری استان تهران در نشست خبری با رسانه‌ها از صدور رأی پرونده اسفندیار رحیم مشایی خبر داد و در این باره اظهار کرد: با توجه به برگزاری جلسات رسیدگی به اتهامات آقای اسفندیار رحیم مشایی و آقای علی اکبر جوانفکر رأی شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی تهران در مورد اتهامات نامبردگان صادر شده که خلاصه نتیجه دادنامه صادره را جهت اطلاع مردم عزیز اعلام می‌کنم.

وی به ذکر چهار نکته در رابطه با این پرونده پرداخت و گفت: اول اینکه رأی صادره غیرقطعی است و این رأی در مورد آقای اسفندیار رحیم مشایی قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان و در مورد آقای جوانفکر به جهت غیابی بودن قابل واخواهی در همان شعبه دادگاه خواهد بود. نکته دوم اینکه با توجه به فضاسازی رسانه‌ای که آن زمان با برگزاری جلسات دادگاه در برخی از شبکه‌های اجتماعی انجام شده بود دادستان محترم کل کشور در اجرای تبصره دو ماده ۳۵۳ قانون آئین دادرسی کیفری انتشار جریان دادرسی و همچنین بیان مشخصات اصحاب دعوا را ضروری دانستند و به موجب قانون از ریاست محترم قوه قضائیه استیذان کردند و معظم‌له با انتشار جریان دادرسی و بیان مشخصات اصحاب پرونده موافقت کردند و لذا با توجه به انجام فرآیند قانونی برای بیان اسم و مشخصات اصحاب پرونده قانونا مجاز هستیم.

رئیس کل دادگستری استان تهران همچنین گفت: نکته سوم اینکه رأی صادره صرفاً در محدوده کیفرخواستی است که از ناحیه دادسرای عمومی و انقلاب تهران صادر شده است. لازم به ذکر است که آقای اسفندیار رحیم مشایی و برخی از افراد دیگری که در جریان دادرسی و همچنین در دادنامه از آنها نام برده شده بخشی از پرونده در مورد ادامه رسیدگی به اتهامات غیر مطروحه در کیفرخواست در دادسرای عمومی و انقلاب تهران مفتوح است که بایستی توسط دادسرا نسبت به آن اتهامات رسیدگی و اظهار نظر شود. از آنجایی که اتهامات آقای اسفندیار رحیم مشایی سه فقره اتهامی بود در اجرای ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی دادگاه الزاماً می‌بایست در مورد هر یک از عناوین اتهامی حداکثر مجازات قانونی را مورد حکم قرار می‌داد. بدیهی است که با توجه به تعدد اتهامات و آرای صادره، مجازات اشد در صورت تأیید از ناحیه دادگاه تجدید نظر استان قابلیت اجرا را خواهد داشت.

مهر؛ جنجال تورقوزآباد

مهر سال ۹۷ مثل هر سال مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک برگزار شد. حسن روحانی رئیس‌جمهور کشورمان هم با حضور در آمریکا در دیدار با سران کشورهای جهان و نطق خود در سازمان ملل با اشاره به خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام به دفاع از حقانیت جمهوری اسلامی در موضوع هسته‌ای پرداخت. اما نکته جالب این مجمع ادعاهای مضحک نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی بود.

بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی روز ۵ مهر در سخنرانی خود را در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بدون مقدمه و با یاوه‌گویی علیه کشورمان آغاز کرد. وی در آغاز این سخنرانی گفت: وقتی سه سال پیش اینجا صحبت کردم، اسرائیل در میان سایرین تنها بود. در میان نزدیک به ۲۰۰ عضو سازمان ملل متحد، تنها اسرائیل بود که علناً با توافق هسته‌ای ایران مخالفت کرد. ما با آن مخالفت کردیم زیرا آینده ما و حتی بقای ما را تهدید می‌کرد. این توافق با از میان برداشتن تحریم‌ها به کمپین ایران برای جسارت و تسخیر در خاورمیانه نیرو بخشید.

نتانیاهو در ادامه با اشاره به ادعاهای پیشین خود درباره سایت‌های مخفی هسته‌ای در کشورمان، مدعی افشاگری جدیدی شد و گفت که مختصات تأسیسات هسته‌ای مخفی تازه‌ای را که پیش‌تر اطلاعات آن را به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی داده است، ارائه می‌دهد.

وی در سخنرانی خود در مجمع عمومی تصاویری را در سازمان ملل نشان داد که به ادعای او، تأسیسات سرّی ایران را در چند نقطه از جمله در تورقوزآباد نشان می‌داد! نتانیاهو گفت، تصاویری که نشان می‌دهد محل یک آرشیو اسناد اتمی و یک انبار مواد و تجهیزات اتمی ایران است!

نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی همچنین مدع ی شد: ایران یک انبار سری اتمی در منطقه تورقوزآباد تهران دارد که تاکنون فاش نشده است و من اکنون آن را برملا می‌کنم. نتانیاهو با نشان دادن پلاکاردی محل این تأسیسات مخفی را در حومه تهران اعلام کرد. من برای نخستین بار این مسأله را افشا می‌کنم که ایران تأسیسات سری دیگری در تهران دارد؛ یک انبار سری هسته‌ای برای انبار کردن حجم وسیعی از تجهیزات و مواد از برنامه مخفی اتمی ایران! این محل در یک قالی‌شویی ساده است؛ مانند محلی در شورآباد در نزدیکی پایتخت که اسناد اتمی ایران در آن پنهان شده بود!

او خیال‌بافی‌های خود را به این ترتیب ادامه داد که ایران در ماه گذشته ۱۵ کیلوگرم مواد رادیواکتیو را از تأسیساتی خارج نموده و در مناطق مختلفی در تهران پخش و پنهان کرده است!

این اظهارات بی‌اساس در حالی مطرح شد که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گزارش‌های مکرری، صلح‌آمیز بودن تمامی فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان را مورد تأیید قرار داده است و این گزارش‌ها در شرایطی منتشر شده که این نهاد بین‌المللی نظارت کاملی بر این فعالیت‌ها داشته است. این اظهارات و ادعاهای نتانیاهو البته بیش از همه از سوی بسیاری از مردم و کاربران فضای مجازی مورد تمسخر قرار گرفت و پاسخ مقامات ایرانی به این ادعاهای بی‌اساس او هم نشان داد که صهیونیست‌ها همچنان در توهم به سر می‌برند. اتفاقی که مدتی مایه سرگرمی و خنده مردم شد.

آبان؛ نامه جنجالی

اما در حوزه سیاست داخلی روز ششم آبان آیت‌الله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در نامه‌ای به آیت‌الله شبیری‌زنجانی از این مرجع تقلید انتقاد کرد. نامه‌ای که واکنشی بود به تصویرهای منتشر شده از دیدار این آیت‌الله شبیری‌زنجانی با شماری از مسئولان کنونی و پیشین جمهوری اسلامی ایران در خانه عبدالله نوری. در این دیدار که روز ۲۰ مهر برگزار شده بود، سید محمد خاتمی، رئیس جمهوری اسبق و محمد موسوی‌خوئینی‌ها، دادستان اسبق و غلامحسین کرباسچی، شهردار اسبق تهران از جمله کسانی بودند حضور داشتند.

متن نامه آیت‌الله یزدی به آیت الله شبیری زنجانی به این شرح بود:

«بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت‌الله شبیری زنجانی دامت برکاته

سلام علیکم

با احترام؛ ضمن عرض ارادت و تسلیت ایام اربعین سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام)، پیرو انتشار تصاویری در فضای مجازی از حضرتعالی در کنار برخی افراد مسئله دار که برای نظام جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری «دام ظله العالی» احترامی قائل نیستند؛ بدین وسیله به عرض می‌رساند، این موضوع ناراحتی و تعجب مقلدین و حوزویان را در پی داشته است.

لازم به ذکر است، اینجانب نیز در دو مرحله با حضرتعالی مکاتباتی در مورد برخی از مسائل دیگر داشته ام که جواب قانع کننده‌ای دریافت نکردم؛ لذا این نامه را به ناچار به صورت سرگشاده خدمتتان ارسال کردم.

چگونه می‌شود، حضرتعالی که فرصتی برای ملاقات با هیأت رئیسه مجمع عمومی اساتید را ندارید، فرصت می‌کنید در منزل آقایی در تهران حاضر شوید و با این آقایان ملاقات داشته باشید!

یادآور می‌شوم مقام و احترام شما در سایه احترام به نظام اسلامی حاکم، رهبری و شأن مرجعیت است، پس لازم است این احترام و شئون مرجعیت را رعایت فرموده و ترتیبی اتخاذ فرمائید این گونه مسائل دیگر تکرار نگردد. ان شاء الله.

محمد یزدی»

این نامه واکنش‌های تند بسیاری را برانگیخت. بسیاری آن را توهین آشکار به یک مرجع تقلید دانستند. در همین رابطه علی مطهری، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در واکنش به این نامه، درباره دیدار وی با سیدمحمد خاتمی، اظهارات وی را تهدیدآمیز و موجب وهن روحانیت و حوزه توصیف کرد و گفت: چه کسی گفته ملاقات یک مرجع تقلید با افراد سابقه‌دار در انقلاب که احیاناً انتقاداتی نیز دارند خلاف شئون مرجعیت است؟ آیا شئون مرجعیت را جناب‌عالی بهتر از خود مراجع تشخیص می‌دهید؟ مگر مردم باید با اجازه شما به ملاقات این و آن بروند!؟

غلامحسین کرباسچی از محمد یزدی خواستار دلیل و مدرک برای اثبات اتهاماتی شده که متوجه او و دیگرانی بوده که در خانه نوری با شبیری زنجانی دیدار کرده بودند. آیت‌الله مهدی هادوی تهرانی هم، نوشتن این نامه سرگشاده به یکی از مراجع بزرگ تقلید را خبری ناگوار توصیف کرد و خواستار عذرخواهی شایسته از آیت‌الله شبیری زنجانی شد و این عذرخواهی را مرهمی برای دل شکسته‌امام زمان دانسته است. گروهی از اساتید حوزه علمیه قم هم با انتشار بیانیه‌ای نوشتن این نامه را توهین و حرمت‌شکنی به مفاخر جامعه دانستند.

همچنین مجمع عمومی جامعه مدرسین حوزه علمیه در بیانیه‌ای اعلام کرد که نامه سرگشاده آیت‌الله یزدی به آیت‌الله شبیری زنجانی، نظر شخصی و از طرف شخص ایشان بوده است و ارتباطی با عنوان ریاست جامعه مدرسین ندارد.

آذر؛ سومین سفر روحانی به ترکیه

رئیس جمهوری اسلامی ایران عصر چهارشنبه ۲۸ آذر به دعوت رسمی “رجب طیب اردوغان” رئیس‌جمهور ترکیه، در صدر هیأت بلند پایه سیاسی و اقتصادی برای سومین بار در سال ۹۷ عازم ترکیه شد. روحانی با بدرقه رسمی اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور و علی‌اکبر ولایتی مشاور امور بین‌الملل مقام معظم رهبری، به منظور شرکت در پنجمین جلسه شورای عالی روابط راهبردی دو کشور ایران و ترکیه، تهران را به مقصد آنکارا ترک کرد.

دیدار دوجانبه روحانی و اردوغان، حضور در پنجمین جلسه شورای عالی راهبردی ایران و ترکیه به ریاست رؤسای جمهوری دو کشور و بررسی راه‌های تقویت روزافزون همکاری‌ها و روابط تهران-آنکارا در بخش‌های مختلف و امضای اسناد مهمی در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از مهم‌ترین برنامه‌های سفر دو روزه رئیس‌جمهور به ترکیه بود.

ایده تشکیل شورای عالی روابط راهبردی دو کشور نتیجه اولین سفر روحانی به ترکیه در دولت یازدهم بود و بر اساس آن رؤسای جمهوری اسلامی ایران و ترکیه روابط ۳۰ میلیارد دلاری را هدف‌گذاری کردند. رئیس جمهوری کشورمان را در این سفر، محمود واعظی رئیس دفتر رئیس‌جمهور، وزرای نفت، خارجه، صنعت، معدن و تجارت، اقتصاد و دارایی، نیرو، راه و شهرسازی، رئیس کل بانک مرکزی و جمعی از معاونین رئیس‌جمهور و رؤسای سازمان‌های اقتصادی و همچنین نمایندگانی از بخش‌های خصوصی کشورمان همراهی کردند.

رئیس دولت دوازدهم در بدو ورود و در فرودگاه بین‌المللی آنکارا، از سوی مقامات ارشد ترکیه مورد استقبال قرار گرفت و روز ۲۹ آذر در کاخ ریاست جمهوری ترکیه به طور رسمی از سوی رجب طیب اردوغان همتای ترکیه‌ای خود مورد استقبال قرار گرفت. روحانی و اردوغان پس از نواخته شدن سرود ملی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه از یگان تشریفات سان دیده و سپس هیأت‌های عالی‌رتبه همراه را به یکدیگر معرفی کردند.

پس از مراسم استقبال رسمی، مذاکرات دو جانبه رؤسای جمهور دو کشور آغاز شد و جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه برای توسعه و تعمیق هر چه بیشتر مناسبات و همکاری‌های خود دو سند و یادداشت تفاهم همکاری امضا کردند. یادداشت تفاهم همکاری بین تهران و آنکارا در زمینه بهداشت و درمان و یادداشت تفاهم همکاری در زمینه امور ارتباطات و رسانه در حضور روحانی و اردوغان توسط مسئولین ارشد دو کشور به امضا رسید.

همچنین رؤسای جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه در یک بیانیه مشترک که در پایان پنجمین نشست شورای عالی روابط راهبردی دو کشور منتشر شد، تاکید کردند که هرگونه اقدام لازم را به منظور افزایش تجارت فی‌مابین به هدف ۳۰ میلیارد دلاری به وسیله تقویت ساز و کارهای موجود به کار خواهند گرفت. متن این بیانیه مشترک که همزمان عصر ۲۹ آذر در پایتخت‌های دو کشور منتشر شد.

روحانی عصر ۲۹ آذر در پنجمین جلسه شورای عالی روابط راهبردی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه، تلاش هرچه بیشتر برای تحقق هدف‌گذاری تجارت ۳۰ میلیارد دلاری را ضروری خواند و گفت که در این مسیر تقویت همکاریهای بانکی و ساز و کارهای موجود مانند کمیسیون اقتصادی مشترک، شناسایی زمینه‌های جدید همکاری اقتصادی و توسعه اقدامات مقتضی برای برقراری مشارکت تجاری نزدیک‌تر و نیز تدارک شرایط بهتر برای سرمایه گذاران در دو کشور، تسهیل حمل و نقل کالا و افزایش مشارکت بخش خصوصی در همکاری تجاری و بازرگانی ضروری است.

روحانی شامگاه همان روز در جمع تجار و فعالان اقتصادی ایران و ترکیه که اردوغان هم در آن حضور داشت، حضور رؤسای جمهور در جمع فعالان بخش خصوصی دو کشور را نشانه بالاترین حمایت از همکاری تجار ایران و ترکیه دانست و با تاکید بر اینکه باید از تجارت ترجیحی به سمت تجارت آزاد برویم، گفت: آماده حمایت و تأمین شرایط لازم برای حضور سرمایه‌گذاران ترک در بازار انرژی هستیم.

دی؛ درگذشت آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی

چهارم دی ۹۷ آیت‌الله سیدمحمود هاشمی‌شاهرودی پس از طی یک دوره بیماری در ۷۰ سالگی بیمارستان خاتم‌الانبیاء تهران درگذشت. او در سال ۱۳۲۷ در شهر کربلا و در خانواده‌ای مذهبی و از سادات منسوب به حسین بن علی (ع) به دنیا آمد و در ادامه، دروس حوزوی خود را پیش اساتیدی همچون امام خمینی (ره)، آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی و آیت‌الله سید محمدباقر صدر گذراند و تنها شخصی بود که از آیت‌الله صدر اجازه اجتهاد کتبی دریافت کرد. فقیهی که ۱۰ سال در رأس دستگاه قضائی بود، ۲۴ سال در شورای نگهبان حضور داشت و البته ۱۴ ماه هم سابقه ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را در کارنامه‌اش ثبت کرد. عضویت در مجلس خبرگان رهبری نیز از دیگر سمت‌های او طی سال‌های گذشته بود. بسیاری از لحظه انتشار خبر درگذشت آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی، شروع به صحبت درباره او کردند؛ صحبت‌هایی که در یک نقطه، مشترک بود: میانه‌روی.

با درگذشت آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی بسیاری از مقامات از جمله رهبر انقلاب اسلامی و رؤسای قوا با صدور پیام‌های تسلیت با خانواده این فقیه و سیاستمدار بزرگ همدردی کردند و هیأت دولت هم روز پنجم دی را عزا. عمومی اعلام کرد. مراسم تشییع پیکر وی هم با حضور تعداد زیادی از مقامات کشوری و لشکری و جمع کثیری از مردم برگزار شد و نماز میت بر پیکر آن مرحوم را حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اقامه کردند و پس از آن پیکر وی به قم منتقل شده و از مسجد امام حسن عسکری (ع) تا حرم فاطمه معصومه تشییع و در مسجد بالاسر در کنار قبور علما به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه آیت‌الله شاهرودی؛ از ارتباط با شهید صدر و امام تا تاسیس “مجلس اعلا”+ عکس

بهمن؛ راهپیمایی دندان‌شکن

مراسم راهپیمایی ۲۲ بهمن سال ۹۷ و جشن پیروزی انقلاب اسلامی در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب با وجود تبلیغات گسترده دشمنان جمهوری اسلامی پرشکوه‌تر از سال‌های گذشته با حضور میلیونی مردم برگزار شد تا پاسخ دندان‌شکنی به دشمنانی باشد که خواب نرسیدن انقلاب اسلامی به چهل سالگی را می‌دیدند. از مدت‌ها قبل دشمنان ایران با تبلیغات گسترده تلاش داشتند تا این راهپیمایی را تحت‌الشعاع قرار دهند و قرار بود جمهوری اسلامی به برگزاری جشن ۴۰ سالگی نرسد. دشمنان انقلاب اسلامی برای این جشن نقشه‌ها داشتند. نقشه‌هایی که با حضور میلیونی ایرانیان در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۹۷ نقش بر آب شد.

جان بولتون مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور آمریکا آرزوهای خود را در قالب سخنانی مطرح کرده بود. او انتظار داشت جمهوری اسلامی چهلمین سالگرد خود را نبیند و احتمالاً آمریکایی‌ها در کنار ایادی مزدورشان در تهران جشن پایان انقلاب اسلامی را بر پا کنند. تبلیغات از مدت‌ها پیش آغاز شده بود تا مردم را از انقلابشان ناامید کنند و خیابان‌های ایران را در روز سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی خالی از جمعیت ببینند. بیشترین تمرکز هم روی مشکلات اقتصادی این روزهای ایران بود. از قیمت گوشت و مرغ و صف‌های مردم برای خرید اقلام ضروری گرفته تا تحولات سکه و ارز که هر روز با ابعاد گسترده‌ای از سوی دشمنان بر روی آن مانور داده می‌شد. قطعاً کسی از وضعیت کنونی کشور به خصوص در مسائل اقتصادی نمی‌تواند چندان راضی باشد اما تمرکز دشمن روی این موضوع نشان می‌دهد که هنوز مردم ایران برای آن ور آبی‌ها ناشناخته هستند. به قول “جان فوران” در کتاب “مقاومت شکننده”، ایرانیان هر چقدر هم مشکلات داخلی داشته باشند به دشمن خارجی که می‌رسند اتحادی مقدس پیدا می‌کنند.

از سوی دیگر پیش‌بینی‌های هواشناسی مبنی بر بارانی و سرد بودن تهران و بسیاری از شهرهای ایران در روز ۲۲ بهمن امید دیگری را در دل دشمنان انداخته بود که وضعیت نامناسب جوی بتواند جلوی حضور میلیونی مردم در خیابان‌ها را بگیرد. اما نه مشکلات اقتصادی، نه دعواهای سیاسی و جناحی، نه برف و باران و هوای سرد، نه تبلیغات گسترده رسانه‌های بیگانه مانند ۴۰ سال گذشته باعث نشد تا ایرانیان برای دفاع از انقلاب اسلامی و جمهوری برآمده از آن خیابان‌های سراسر کشور را مملو از جمعیت نکنند. راهپیمایی چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی روز ۲۲ بهمن سال ۹۷، در ساعت ۹ صبح روز دوشنبه، در بیش از هزار شهر و ۱۰ هزار روستا در سراسر کشور با شعار “افتخار به گذشته، امید به آینده” آغاز شد. فیلم و عکس‌های همان دقایق اولیه راهپیمایی و حضور میلیونی اقشار مختلف مردم کافی بود تا دشمنان باز هم ناامیدانه و حیرت‌زده به این فکر کنند که چه چیز می‌تواند مانع حمایت مردم ایران از انقلاب اسلامی شود.

اسفند؛ استعفای ظریف

شامگاه ششم اسفند در حالی که تنها ساعاتی از حضور بشار اسد در تهران و دیدار با رهبر انقلاب اسلامی و رئیس‌جمهور می‌گذشت خبری بسیاری از ایرانیان را شوکه کرد. تنها دقایقی از ساعت ۱۱ شامگاه دوشنبه ۶ اسفند گذشته بود که خبری محافل سیاسی داخلی و بین‌المللی را تحت‌الشعاع قرار داد. محمدجواد ظریف با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود از سمت وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران کناره‌گیری کرد. خبری که از همان دقایق پس از انتشار، واکنش‌های متفاوتی را به دنبال داشت؛ عده‌ای مغموم، برخی نگران و بعضی خوشحال.

زمزمه خبر استعفای ظریف پیش از این چندین بار در محافل خبری منتشر و تکذیب شده بود اما این بار وزیر امور خارجه کشورمان در پست اینستاگرامی خود با تبریک فرا رسیدن میلاد حضرت فاطمه زهرا (س)، روز مادر و روز زن نوشت: از بزرگواری مردم عزیز و دلاور ایران و مسئولان محترم در ۶۷ ماه گذشته بسیار سپاسگزارم. از ناتوانی برای ادامه خدمت و تمام کاستی‌ها و کوتاهی‌ها در دوران خدمت صمیمانه پوزش می‌خواهم. شاد و سربلند باشید.

از همان ابتدا عده‌ای به واقعی بودن این خبر شک داشتند و حتی احتمال هک شدن صفحه اینستاگرام وزیر امور خارجه را مطرح می‌کردند اما پاسخ پیامکی ظریف به خبرنگار یکی از سایت‌های خبری تکلیف را مشخص کرد. وی در پاسخ به پیامکی درباره صحت این ماجرا پاسخ داده بود: بعد از عکس‌های ملاقات‌های امروز، دیگر جواد ظریف به عنوان وزیر خارجه در جهان اعتباری ندارد.

بر اساس آنچه که منابع خبری نزدیک به ظریف اعلام کردند، وی بر استعفای خود اصرار داشته و در همین راستا از یک شبکه اجتماعی برای اعلام عمومی استعفای خود استفاده کرده است. برخی از منابع خبری در این زمینه اعلام کردند که ظریف، شامگاه دوشنبه این تصمیم خود را به صورت شفاهی به مقامات مسئول اعلام کرده و در پی آن در صفحه اینستاگرام خود نیز این مساله را با مردم در میان گذاشته است؛ موضوعی که با واکنش مردم در شبکه‌های اجتماعی و البته بسیاری از چهره‌های سیاسی، اعضای کابینه روحانی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی مواجه شد و رسانه‌ها و سیاستمداران کشورهای خارجی هم نسبت به آن واکنش نشان دادند و استعفای ظریف به تیتر یک بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی از جمله رویترز، آسوشیتدپرس، الجزیره، بی‌بی‌سی، واشنگتن پست و … تبدیل شد.

از سوی دیگر برخی رسانه‌ها و خبرنگاران پس از اعلام خبر استعفای ظریف به نقل از برخی منابع آگاه اخباری مدعی شدند که تعدادی از مدیران و دیپلمات‌های وزارت خارجه اعلام کرده‌اند که در صورت موافقت با استعفای ظریف، آنها نیز استعفا خواهند داد. در واکنش به این خبر، محمدجواد ظریف ضمن تأکید بر “پرهیز از چنین اقداماتی” خطاب به همکارانش در وزارت خارجه تصریح کرد: برای بنده خدمت در کنار شما افتخار بود و امیدوارم استعفای بنده تلنگری برای بازگشت وزارت امور خارجه به جایگاه قانونی‌اش در روابط خارجی باشد.

این واکنش‌ها و شایعات تا ۲۴ ساعت ادامه داشت اما سرانجام صبح ۸ اسفند رئیس‌جمهور در نامه‌ای خطاب به ظریف با نپذیرفتن این استعفا خیال بسیاری را راحت کرد و البته بر پیکر برخی‌ها که می‌خواستند از این آب گل‌آلود ماهی بگیرند آب سردی ریخت. روحانی در نامه‌ای ضمن مخالفت با استعفای وزیر امور خارجه تصریح کرد: از آنجا که شما را به تعبیر مقام معظم رهبری امین، غیور، شجاع و متدین و در خط مقدم ایستادگی در برابر فشارهای همه جانبه آمریکا می‌دانم، پذیرش استعفای جنابعالی را بر خلاف مصالح کشور می‌دانم و با آن موافقت نمی‌کنم.

«ظریف» از سفر «بشار اسد» به تهران اطلاعی نداشت

متن نامه رئیس‌جمهور به این شرح بود:

«بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر ظریف

وزیر محترم امور خارجه

سلام علیکم

نامه استعفای مورخ ششم اسفندماه ۹۷ جنابعالی را دیدم. اهتمام جنابعالی به حفظ شأن و اعتبار وزارت امور خارجه، و جایگاه شخص وزیر امور خارجه به عنوان بالاترین مقام مسؤول در اجرای سیاست خارجی کشور، قابل درک و مورد تأیید اینجانب است.

وزارت امور خارجه عهده دار روابط خارجی و زمینه ساز تحقق امنیت و منافع ملی است. لذا همانطور که بارها دستور داده‌ام تمامی دستگاه‌ها، اعم از دولتی و یا حاکمیتی، باید در هماهنگی کامل با این وزارت، در زمینه روابط خارجی باشند.

از زحمات و تلاش‌های بی وقفه جنابعالی در دوران تصدی مسؤولیت سنگین وزارت امور خارجه، در دولت یازدهم و دوازدهم قدردانی می‌کنم و از آنجا که شما را به تعبیر مقام معظم رهبری “امین، غیور، شجاع و متدین” و در خط مقدم ایستادگی در برابر فشارهای همه جانبه آمریکا می‌دانم، پذیرش استعفای جنابعالی را بر خلاف مصالح کشور می‌دانم و با آن موافقت نمی‌کنم.

اینجانب نسبت به فشارهای وارده به دستگاه دیپلماسی کشور، دولت و حتی رئیس جمهور منتخب مردم به خوبی آگاهم. ما به عهدی که با خدا و ملت بسته‌ایم، تا پایان وفادار می‌مانیم و اطمینان دارم که به فضل الهی از این مرحله سخت عبور خواهیم کرد.

موفقیت‌های وزارت امور خارجه فقط طی ماه‌های اخیر در مقابله با توطئه‌های آمریکا در نیویورک، وین، بروکسل، لاهه، ورشو، مونیخ و … پیروزی‌های سیاسی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی قابل توجه بوده است. شادی و پایکوبی دشمنان قسم خورده این مردم همچون رژیم صهیونیستی، از استعفای جنابعالی بهترین گواه بر موفقیت “محمد جواد ظریف” و بزرگترین دلیل برای استمرار فعالیت شما در سمت “وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران ” است. جنابعالی مورد اعتماد اینجانب و مجموعه نظام جمهوری اسلامی و به خصوص مقام معظم رهبری هستید. شما با قوت، شجاعت و درایت به مسیر خود ادامه دهید که خداوند با بندگان صالح خود است.

حسن روحانی

رئیس جمهوری اسلامی ایران»

پس از این مخالفت رئیس‌جمهور با استعفا، ظریف در پیامی از مردم و مسؤولان قدردانی کرد. متن پیام وزیر امور خارجه که در اینستاگرام خود منتشر کرد به شرح زیر بود:

«دوستان سلام

از محبت‌های سخاوتمندانه و حمایت‌های بی‌دریغ مردم عزیز و دلاور ایران، نخبگان ارجمند و مسؤولان محترم در طول دوران خدمتگزاری – به ویژه در سه ساعت گذشته – بسیار سپاسگزارم.

عمری است که دل در گرو خدمت به این مرز و بوم و مردم بزرگ دارم و به عنوان خدمت‌گزاری کوچک هیچ دغدغه‌ای جز اعتلای سیاست خارجی و اعتبار وزارت امور خارجه به عنوان مسؤول پیش‌برد سیاست خارجی و خط مقدم دفاع از منافع ملی و حقوق مردم شریف ایران در عرصه بین‌المللی نداشته‌ام.

امیدوارم وزارت امور خارجه با همکاری و همدلی همگان و درایت، هدایت و نظارت مقام معظم رهبری، ریاست محترم جمهوری بتواند کلیه مسوولیت‌های خود را در چارچوب قانون اساسی و قوانین کشور و سیاست‌های کلی با اقتدار و صلابت به انجام برساند.» /ایسنا

جزییات کامل اختلاس ۶ میلیارد یورویی ۸ مدیر نفتی احمدی نژاد به روایت یک فعال سیاسی

این خبر ۱۲رویداد مهم سیاسی سال ۹۷ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

روسیه: آمریکا به برجام برگردد

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری، «آناتولی آنتونوف»، سفیر روسیه در واشنگتن در نشستی در «مرکز استیمسون» درباره مسائل مختلف از جمله آینده توافق هسته‌ای برجام اظهارنظر کرد.

آنتونوف در پاسخ به سوال مجری برنامه مبنی بر اینکه آیا آینده‌ای برای برجام وجود دارد گفت: «صادقانه بگویم، سوال بسیار دشواری است. من وقتی که آمریکا تصمیم گرفت از این توافق خارج شود، بسیار متأسف شدم. من چندین سال، در مذاکرات بر سر این توافق شرکت داشتم، چون در مسکو مسئول پرونده کنترل تسلیحاتی و خلع سلاح بودم.»

او در ادامه گفت: «خراب کردن چیزها خیلی آسان است، اما ساختن دشوار است. یک ضرب‌المثل ژاپنی هست که می‌گوید خراب کردن قصر خیلی آسان است اما بالا بردن قصری جدید سه سال زمان می‌برد.»

سفیر روسیه با بیان اینکه نگرانی‌های آمریکا درباره ایران را درک می‌کند، گفت: «درباره مسئله هسته‌ای سالیان متمادی بحث شد و در نهایت مصالحه‌ای بسیار دشوار و حساس میان ۶ کشور حاصل شد. درک من این است که باید اجازه داد برجام باقی بماند و اگر آمریکا نگرانی‌های دیگری دارد می‌توانند با ایران در خصوص آن مسائل تعامل کنند.»

آنتونوف گفت: «اما اکنون آمریکا تصمیم به خروج از برجام گرفته است و در اینجا یک مسئله حقوقی مطرح است. شاید برای همکاران آمریکایی‌مان هم این سوال حقوقی مطرح باشد. من از ماهیت قطعنامه شورای امنیت در خصوص این موضوع سر در نمی‌آورم، چون برجام به تأیید شورای امنیت رسید و یکباره یکی از اعضای شورا تصمیم گرفته از این توافق خارج شود. آیا این به معنای ان است که قطعنامه شورای امنیت درباره این مسئله هنوز پابرجا است؟ این سوال حقوقی است که باید از همکارانم در ایالات متحده بپرسم.»

سفیر روسیه در ادامه تصریح کرد: «ما پایبندی به موضع خودمان درباره تداوم حمایت از برجام را مهم می‌دانیم. تمایل داریم از تصمیم‌های اتخاذ شده توسط آلمان، انگلیس و فرانسه برای راه‌اندازی یک مکانیسم ویژه با هدف… -نمی‌خواهم از لغت دور زدن تحریم‌های آمریکا استفاده کنم، بلکه می‌خواهم بگویم با هدف کمک به ما برای زنده نگاه داشتن برجام– استقبال کنم.»

آنتونوف تصریح گرد: «با حساسیت، اقدامات ایران را دنبال می‌کنیم. در حال حاضر، امروز من می‌توانم بگویم که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تأیید کرده که تمامی فعالیت‌های هسته‌ای ایران تحت کنترل شدید است و ایران از هیچ‌یک از تعهداتش ذیل برجام تخطی نکرده است.»

روسیه گفت: «ما باید بیشترین تلاش را انجام دهیم تا این توافق را زنده نگاه داریم و شاهد باشیم که ایران و همه طرف‌های دیگر تمامی مفاد این توافق را اجرا می‌کنند. عاقلانه خواهد بود اگر ایالات متحده بتواند در تصمیمش تجدیدنظر کرده و به این توافق برگردد.» /تسنیم

پوتین فرمان تعلیق آی‌ان‌اف را امضا کرد

این خبر روسیه: آمریکا به برجام برگردد اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

تحلیل “سی‌ان‌ان” از موقعیت سیاسی ظریف پس از ماجرای استعفایش

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری، وب سایت شبکه خبری “سی‌ان‌ان” آمریکا استعفای اخیر “محمد جواد ظریف” را قماری حساب شده از جانب این دیپلمات ایرانی دانسته که موجب تقویت بیشتر او در عرصه سیاست داخلی ایران شده است.

در این مطلب آمده است:

تقریبا یک هفته پس از آنکه “محمد جواد ظریف“، وزیر امور خارجه ایران، استعفای خود را در صفحه اینستاگرامش اعلام کرد، مشخص شده است که ظریف دست به یک قمار سیاسی با ریسک بالا زد و نتیجه آن را هم گرفت. ظریف فکر می‌کرد که با استعفایش هم مردم و هم بسیاری از نخبگان سیاسی در پشت او قرار می‌گیرند و رهبران ارشد حکومتی ایران محبور می‌شوند، اعتماد خود به ظریف را تحدید کنند.

تقویت ظریف در شرایطی که موجودیت “برجام” طی ماه‌های اخیر و آتی با چالش‌های موجود و بیشتری مواجه می‌شود، می‌تواند برای این دیپلمات ایرانی فرصت و زمان بیشتری بخرد.

 ظریف اولین مقام در تاریخ ایران نیست که این قمار را انجام داده است. در سال ۱۹۵۲ (۱۳۳۱)، نخست وزیر وقت “محمد مصدق”، هم قماری مشابه انجام داد. او برای در اختیار گرفتن وزارت جنگ از سمت خود استعفا کرد و شاه با پذیرش استعفای او “احمد قوام” سیاستمدار ایرانی را، که از رویکرد نرم‌تری نسبت به بریتانیا حمایت می‌کرد، به نخست وزیری منصوب کرد. این پایان ماجرا نبود و استعفای مصدق از سوی جامعه ایرانی پذیرفته نشد و منجر به یک قیام ملی ۵ روزه شد و در نهایت شاه تحت فشار مجبور شد مصدق را به نخست وزیری برگرداند و وزارت جنگ را نیز به او بسپرد.

 مصدق در عرض پنج روز از زمان استعفای خود، به شدت تقویت شد و محبوب‌تر از همیشه بود. با این وجود پیروزی سیاسی او کوتاه مدت بود، زیرا ایالات متحده و بریتانیا یک سال پس از آن، در کودتایی مشترک، او را سرنگون کردند.

اما قمارهای سیاسی دیگری نیز در تاریخ ایران بوده که جواب نگرفته که یک مورد اخیر آن قهر ۱۱ روزه احمدی نژاد  در سال ۲۰۱۱ بود که در نهایت محکوم به تسلیم شدن خود او شد. احمدی نژاد بر سر مخالفت رهبری با اخراج وزیر اطلاعات کابینه خود، ۱۱ روز خانه‌نشین شد و حتی سر جلسات کابینه خود نرفت و امیدوار بود با این کار در نهایت رهبری را وادار به پذیرش خواسته خود کند.

اما رهبر ایران نه تنها به خواسته او تن نداد، بلکه به احمدی نژاد اولتیماتوم داد که یا به سر کار خود برگردد و یا برای همیشه استعفا کند. در نهایت احمدی نژاد پس از قهر ۱۱ روزه مجبور شد دست از پا درازتر و در حالتی تحقیر و تضعیف شده به سر کار خود بازگردد.

اما شرایط قمار سیاسی ظریف پیچیده‌تر بود. هنگامی که برنامه جامع اقدام مشترک (موسوم به برجام و یا توافق هسته ای با ایران) به سرانجام رسید، محبوبیت ظریف در اوج خود بود. از او پس از به سرانجام رساندن برجام هنگام بازگشت به ایران مثل یک قهرمان صاحب مدال طلای المپیک، استقبال شد. اما خروج یک‌طرفه دونالد ترامپ از برجام طی ماه‌های اخیر، ایرانیان را به شدت ناامید کرده است. ایرانی‌ها که هرگز نتوانستند آن گونه که انتظار داشتند از مواهب اقتصادی برجام استفاده ببرند، و با تحریم‌های جدید ترامپ – همراه با سوء مدیریت و فساد اداری- ایرانیان عادی با آینده اقتصادی تیره‌ای مواجه شده‌اند.

خرابکاری ترامپ در برجام، “حسن روحانی” رییس جمهوری ایران را زیر فشار سیاسی بیشتری از جانب تندروها در ایران قرار داده است. تندروها طی ماه‌های اخیر به طور فزاینده، در تلاش بودند ظریف را مقصر مشکلات اقتصادی جلوه دهند، آنها نه تنها خواستار پایان دادن‌ به حضور ایران در برجام هستند بلکه با تصویب لوایحی چون پیوستن ایران به ” اف ای تی اف” نیز مخالفت شدید دارند و مخالف هر گونه گشایش احتمالی در روابط تهران و واشنگتن هستند.

 در فضای سیاسی ایران ظریف مترادف با دیپلماسی است. پس از سخنرانی ماه گذشته  ظریف در کنفرانس امنیتی مونیخ که حتی تندروها را به تجلیل از لحن او واداشت،  این دیپلمات ایرانی فرصت را مناسب دید تا قمار سیاسی خود را آغاز کند. او مثل مصدق اعلام استعفایش را به عموم مردم اطلاع داد تا واکنش افکار عمومی را برانگیزد.

 این دیپلمات زیرک ایرانی، می‌دانست که استعفای او بی‌معنی است و به احتمال خیلی زیاد و به خاطر هزینه سیاسی بالای پذیرش استعفای او، از سوی رییس جمهوری و رهبری نظام مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت.

 در واقع کمتر از ۲۴ ساعت پس از اعلام استعفای ظریف، شاخص بورس تهران رو به کاهش گذاشت و ۱۵۰ نفر از اعضای پارلمان ایران با نگارش نامه‌ای به حسن روحانی، از او خواستند با استعفای ظریف، موافقت نکند. همه فرستادگانی که – طی ساعات پی از استعفای ظریف –  پیش ظریف فرستاده شده بودند، به او پیام داده بودند که به سر کار خود بازگردد چون استعفای او “علیه منافع ملی” ایران است.

 حتی چهره‌های کلیدی محافظه‌کاران نیز پس از استعفای ظریف، زبان به ستایش او گشودند. ژنرال “قاسم سلیمانی”  فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با صدور بیانیه‌ای ظریف را فردی دانست که “همواره مورد اعتماد و حمایت مقامات عالی ایران از جمله رهبری نظام بوده است.”

حمایت‌های ارایه شده از ظریف پس از ماجرای استعفایش، موقعیت او را در عرصه سیاسی ایران تقویت کرده و سپری شده است تا او را از حملات تندروهای مخالف دیپلماسی در ایران، محافظت کند.

اما این تنها تندروها در ایران نیستند که از پایان ماجرای استعفای ظریف دلسرد و ناامید شدند. طرفداران مقابله با ایران در واشنگتن، تل آویو و ریاض هم از پایان ماجرای استعفای ظریف، پس از اینکه جشن  زودهنگام خروج ظریف از دولت ایران را گرفتند، با بازگشت دوباره او به کابینه، دلسرد و ناامید شدند.

“نتانیاهو” نخست وزیر اسراییل پس از استعفای ظریف در توییتی نوشت: “ظریف رفت…خلاص شدیم.” او با این توییت سریع خود نشان داد از ظرافت‌های فضای سیاسی کشوری که آن را بزرگ‌ترین  تهدید موجودیتی اسراییل می‌خواند، بی‌خبر است.

“خالد بن سلمان” معاون وزیر دفاع عربستان سعودی – برادر محمد بن سلمان ولیعهد سعودی- هم در توییتی در نخستین ساعات استعفای ظریف به این مساله واکنش نشان داد و نوشت:” استعفای ظریف نشان از این دارد که رویکرد مسالمت آمیز ظریف در قبال اروپا ارزش زیادی در کشورش ندارد.”

برای باقی ماندن برجام، تقویت موضع ظریف حیاتی است. محاسبات می‌گوید که با جنگ اقتصادی که ترامپ علیه ایران شروع کرده، وضعیت اقتصادی ایران روز به روز رو به وخامت بیشتر خواهد رفت. تلاش اروپایی‌ها برای راه‌اندازی یک سازوکار مبادلات مالی با ایران (اینستکس) هم بیش از اینکه یک محرک اقتصادی برای ایران باشد بیشتر اقدامی سیاسی از جانب اروپایی‌ها برای نشان دادن اهمیتی است که آنها برای برجام قایلند و از آن حمایت می‌کنند.

بدتر اینکه دوره مسئولیت دو تن از مسئولان ارشد اروپایی حامی برجام یعنی “فدریگا موگرینی ” و “هلگا اشمیت” معاون او هم در ماه می سال ۲۰۱۹ به سر خواهد آمد. پس از ماه می، از معماران اصلی برجام، این تنها ظریف و “سرگئی لاوروف” همتای روس او هستند که در مسندهایشان باقی خواهند ماند.

در چنین شرایطی تقویت موضع ظریف از دوجنبه دیگر دارای اهمیت است:

نخست اینکه حضور ظریف این پیام را به دولت ترامپ می‌دهد که تلاش آنها برای ناامید کردن ایرانی‌ها از برجام و گشودن دریچه جنگ به سوی این کشور، محکوم به شکست خواهد بود. به بیان دیگر حضور ظریف در جایگاه وزارت امور خارجه ایران جنگ ‌طلبان جهانی را، از خواسته اصلی‌شان یعنی مقابله نظامی با ایران، محروم می‌کند.

دوم اینکه حضور ظریف در سمت وزارت خارجه هشداری به دولت احتمالی – دموکرات- آمریکاست: دولت دموکرات آتی آمریکا باید آن قدر عاقل باشد که دوباره – بی چک و چانه – به توافق برجام بازگردد بدون اینکه وسوسه شود تا پیش شرط‌های جدیدی برای عمل به تعهدات برجامی ایالات متحده آمریکا، تعیین کند.

به بیان دیگر، درست همان‌طور که دموکراتهای آمریکا هرگونه تلاش احمقانه برای مذاکره دوباره در مورد توافقنامه جهانی تغییرات اقلیمی “پاریس” را رد خواهند کرد، باید برای بازگشت آمریکا به برجام هم، چنین مسیری در پیش گیرند.  اگر دموکرات‌ها به مسیرهای متفاوتی درباره نحوه رفتار با این دو توافقنامه بین‌المللی (برجام و معاهده پاریس) متوسل شوند، – مانند عمل به توصیه برخی‌ها که می‌گویند دولت دموکرات آتی آمریکا باید به استراتژی ترامپ در قبال برجام ادامه دهد –  این کار آنها به ایرانیان ثابت خواهد کرد که ظریف مسیر اشتباهی پیموده و حق با آنهایی است که می‌گویند: “آمریکا قابل اعتماد نیست.” /عصرایران

بازگشت ظریف، نتانیاهو را افسرده کرد

این خبر تحلیل “سی‌ان‌ان” از موقعیت سیاسی ظریف پس از ماجرای استعفایش اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

چرا ظریف استعفا کرد؟

به گزارش بخش سیاسی سایت خبرهای فوری، درست در زمانی که پرونده ایران با قطعنامه های متعدد شورای امنیت، ذیل فصل هفتم منشور ملل بررسی می شد و ایران از منظر حقوق بین الملل خطری برای صلح و امنیت جهانی محسوب می شد و دقیقا در زمانی که تحریم های ضدایرانی به اوج خود رسیده و منابع ارزی داخلی هم ته کشیده بود، متخصص ترین دیپلمات ایرانی سکان وزارت خارجه و مذاکرات هسته ای را در دست گرفت و مصدق وار به دفاع از ایران در مجامع مختلف جهانی پرداخت.

تلاش های واقعا شبانه روزی او جواب داد، قطعنامه های شورای امنیت علیه ایران لغو شدند، تحریم ها یکی یکی از بین رفتند، سرمایه گذاران خارجی به ایران سرازیر شدند، شهرهای توریستی ایران بعد از سالها رنگ گردشگران پرشمار خارجی را به خود دیدند، ناوگان هوایی فرسوده ایران در مسیر نوسازی قرار گرفت، رونق به صادرات بازگشت، رشد اقتصادی ایران بعد از سالها مثبت و نرخ ارز تثبیت شد و …

همه این ها مردمان میهن دوست ایران را خرسند و امیدوار کرده بود اما رقبای سیاسی ، دلواپس این اتفاقات خوب بودند و در صدد راهی برای زمین زدن ظریف و برجام ؛ تا این که شگفتانه تاریخ معاصر به دادشان رسید: ترامپِ ضدبرجام رییس جمهور آمریکا شد؛ اتفاقی خارج از اراده ظریف و حتی دموکرات های خود آمریکا.

بعد از آن همنوایی دیدنی و عجیبی بین دلواپسان و ترامپ علیه برجام شکل گرفت. ترامپ کوشید ایران را در جهان منزوی کند و دلواپسان در صدد زدن ریشه های داخلی برجام و هرگونه گفت و گو و تعامل با دنیا برآمدند.

دستگاه تبلیغی دلواپسان با بی انصافی ، ناسپاسی و بی مروتی تمام، برجام که راه تنفسی ایران را باز کرده بود را همانند یک خیانت جلوه دادند و در همان حال راه های دیپلماسی را بستند چندان که تنها مسیر قانونی ایران برای مبادلات بانکی ( FATF) را نیز مسدود نگه داشتند .

ظریف مشاهده کرد که نه خدمت بزرگ و تاریخی اش ارج نهاده می شود و نه اجازه دارد علم دیپلماسی را آنگونه که می داند و اقتضای نفع کشور است ، به کار گیرد، گو این که نه وزیر خارجه ایران که که موجودی است برای توجیه در خارج و فحش خوردن در داخل! بنابراین چرا باید می ماند؟ خاصه آن که او اساسا نیازمند پست وزارت نبود و برعکس، این دستگاه دیپلماسی ایران بود که از او اعتبار می گرفت.

استعفای نماد بارز دیپلماسی می تواند نشانه هشدار دهنده ای باشد مبنی بر این که دیپلمات ترین فرد ایران دریافته است که اراده ای برای دیپلماسی در کشور وجود ندارد و سررشته امور در دست کسانی است که باوری به دیپلماسی ندارند. /عصرایران

آخرین مصاحبه ظریف پیش از استعفا

این خبر چرا ظریف استعفا کرد؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

آخرین مصاحبه ظریف پیش از استعفا

به گزارش بخش سیاسی سایت خبرهای فوری، دیپلماسی ظریف چه مولفه‌هائی دارد؟ از منظر رئیس دیپلماسی خارجی کشور، کارنامه ۴۰ ساله سیاست خارجی جمهوری اسلامی را چگونه می‌توان تعریف و ارزیابی کرد؟ با دوستان و دشمنان در پهنه سیاست بین‌المللی با چه مشخصه‌ها و ملاحظاتی باید تعامل کرد؟ فراز و فرودها در این میان کدامند و آیا می‌توان از گذشته‌ها درسی برای آینده گرفت؟

دکتر محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کارآشنا، توانمند، شجاع و موقع شناس در یک نشست صمیمانه، به سوالات ما صبورانه پاسخ گفت. اگرچه اکراه داشت از دلتنگی‌های خود به خاطر موضع گیری غیرمنصفانه برخی عناصر جناحی در برخوردهای تند علیه سیاست خارجی کشور سخن چندانی بگوید ولی از این گلایه داشت که گاهی لطمه‌های وارده از طریق دوستان، حتی از دشمن هم بر نمی‌آید که چنین ضربه‌های کاری و موثری به دستاوردهای نظام در عرصه دیپلماسی جهانی وارد کند و بذر تردید و بی‌اعتمادی را در جامعه بپاشد.

ظریف اشاره‌ای هم به دوره پنج روزه از نشست ورشو تا پایان اجلاس مونیخ داشت که جلوه‌ای ویژه از بالندگی دیپلماسی موفق ایران را به تصویر کشید. به پیامدها و بازخورد قوانین فرامرزی آمریکا پرداخت و تصریح کرد که سازوکار مالی اروپا مختص ایران نیست و اهدافی را فراسوی روابط با ایران تعقیب می‌کند. بلکه آنها مایلند راهکاری برای مقابله با پیامدهای «تفوق دلار» در بازار جهانی تعبیه کنند که عملی و کارگشا باشد و ضربه‌پذیری اقتصادهای اروپائی را مهار و جبران کند.

ظریف از تلاش برای بهبود و ارتقاء روابط با همسایگان سخن به میان آورد و آنرا اولویت دیپلماسی کشور دانست ولی خاطرنشان ساخت که مرزهای ما امن‌ترین مرز برای همسایگان است و طبعاً انتظار این است که مرزهای ما با همسایگان برای ما هم از چنان امنیتی برخوردار باشد. با تشکر از وزیر پرتلاش امور خارجه، متن مصاحبه صمیمانه خبرنگاران با دکتر ظریف از نظرتان می‌گذرد.

***

با تشکر از اینکه وقت ارزشمند خود را در اختیار خوانندگان روزنامه قرار دادید و باتوجه به اینکه جنابعالی از فرهیختگان و وزرای نامدار دولت‌های یازدهم و دوازدهم هستید و همیشه صلاحیت و توانمندی خاص، شما را در حد بالاترین سردار صحنه سیاست خارجی کشور ارتقاء داده است، می‌خواستیم این سوال را داشته باشیم باتوجه به ورود به پنجمین دهه انقلاب اسلامی، اگر فرصتی برای جمع‌بندی ۴۰ سال گذشته دست دهد؛ جنابعالی نقاط قوت و قابل بهبود را در صحنه سیاست خارجی، با توجه به تمام فراز و فرودها، چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

اولاً که خیلی خوشحالم که در خدمت شما هستم و از محبت شما تشکر می‌کنم و از سَمت‌گیری دقیق روزنامه جمهوری اسلامی و مسئولین روزنامه در جهت منافع و اهداف امنیت ملی قدردانی می‌کنم که به دور از نگاه سیاسی و جناحی در این سال‌های پرتلاطم و پر آشوب مسیر دقیقی را پیگیری کرده و انشاء‌الله مردم هم این دقت نظر مسئولین روزنامه و شخص جناب آقای مسیح مهاجری و سایر مسئولین روزنامه را دقیقاً مورد توجه قرار داده‌اند باید عرض کنم از منظر دیپلماسی به نظر من آنچه که در واقع دیپلماسی را از خیلی از بخش‌های دیگر جدا می‌کند این است که ماهیت سیاست خارجی ارتباط کاملاً مستقیمی با ماهیت انقلاب و جمهوری اسلامی دارد؛ یعنی سیاست خارجی بعد از انقلاب به نسبت سیاست خارجی قبل از انقلاب،تفاوت‌های ماهوی دارد.

استقلال، رکن اصلی سیاست خارجی

حالا ممکن است در بعضی از حوزه‌ها تفاوت‌های ماهوی نباشد و خدمات‌رسانی در خیلی از حوزه‌ها با اهداف مختلف صورت می‌گرفته اما شکل آن تفاوت چندانی نداشته است.اما سیاست خارجی، هم شکلش و هم اهدافش کاملاً متفاوت بوده و حتی در شعارهای آغاز انقلاب هم توجه ویژه‌ای که مردم به سیاست خارجی داشتند کاملاً مشخص است.

اگر سه شعار مبنائی انقلاب را در نظر بگیریم که «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» است، استقلالش ارتباط مستقیم دارد با تجربه تاریخی مردم ایران که همواره از دخالت نیروهای سلطه‌گر در کشور هم نگران بودند و هم متضرر شدند.حالا چه در وقوع کودتا و چه در اداره امور کشور توسط سفارتخانه‌های خارجی لذا “استقلال” مشخصه اصلی سیاست خارجی بعد از انقلاب بوده و به نظر من برجسته‌ترین نکته سیاست خارجی بعد از انقلاب هم همین استقلال‌طلبی و استقلال‌مندی سیاست خارجی است که حتماً هیچکس نمی‌تواند شائبه‌ای در این ادعا وارد کند که سیاست خارجی ما متاثر از دیگران نیست.

بنابراین وقتی ما می‌خواهیم سیاست خارجی را مورد ارزیابی قرار دهیم باید با نگاه دیگری به سیاست خارجی بنگریم. اینکه در واقع یک حوزه عمده تغییر ما، حوزه سیاست خارجی بوده است و این تغییر هم برای نظام سلطه خیلی گران تمام شد بخاطر اینکه ایران در واقع یکی از ستون‌های نظام سلطه بود و خب این ستون نه‌تنها متلاشی شد بلکه به ضد خودش تبدیل شد یعنی به حالت بی‌خاصیتی تبدیل نشد بلکه در واقع از یک حامی نظام سلطه به معارض عمده نظام سلطه تبدیل شده است.

احمدی‌نژاد: هیچ کس بیشتر از من به این انقلاب خدمت نکرده است / وضع آزادی از زمان طاغوت بدتر شده است

هم‌افزائی شرط موفقیت دیپلماسی

طبیعتاً این تغییر هم چالش‌برانگیز است و هم ایجاد فرصت می‌کند. هیچ فرصتی هم بدون چالش بدست نمی‌آید.اما سوال دقیقی را که شما پرسیدید می‌خواهم جوابی کلی به آن بدهم و اگر خواستید هم می‌توانم وارد مباحث جزئی آن هم بشوم.

من برداشتم این است که هرگاه سیاست خارجی،یعنی دیپلماسی، و قدرت در صحنه میدانی، مکمل و هم افزا بوده‌اند، ما توفیقات بسیار بالائی داشته‌ایم ولی هرگاه یکی از این دو مورد، یا حضور نداشته و یا حذف شده یا ما بعد از انقلاب در آن ضعفی در” قدرت میدانی” داشتیم یا هم افزایی نداشتیم، طبیعتاً نتایج آن هم مشخص یعنی آن وقت میزان توفیق ما بسیار بسیار کم بوده است.

نمونه سیاست خارجی منهای قدرت میدانی، ابتدای پیروزی انقلاب بود وقتی که رژیم صدام جنگ را علیه ایران آغاز کرد خوب سیاست خارجی ما آن کاری را که طبیعتاً باید انجام بدهد انجام داد، اما دنیا خیلی توجهی به ما نکرد. مرحوم شهید رجائی حتی به نیویورک رفتندو هم لابی شد و هم حضور مقتدرانه‌ و مظلومانه‌ای در صحنه بین‌المللی داشتیم، اما «قدرت میدانی» نداشتیم. همه خیال می‌کردند که ظرف مدت کوتاهی ما ساقط می‌شویم و اینجا بود که در قطعنامه اولیه‌ای که در مورد جنگ، آن هم یک هفته بعد از شروع تجاوز عراق تصویب شد نه تنها تجاوز را محکوم نکرد بلکه حتی از صدام نخواست که از خاک ایران خارج شود.

در آن قطعنامه سازمان ملل متحد حتی به عقب نشینی از خاک ایران هم اشاره نشده بود حتی اینکه بیطرفانه بگوید طرفین از خاک همدیگر عقب نشینی کنند، گفته نشده بود، این بخاطر این بودکه دنیا فکر می‌کرد که ما داریم سقوط می‌کنیم.

توهم دشمنان انقلاب

یادتان هست که آن وقت پیش‌بینی می‌کردند که کل نظام ما ظرف یک یا دو هفته ساقط می‌شود لذا دلیلی نمی‌دیدند که چیزی بگویند. این روند تا زمان فتح خرمشهر ادامه داشت. آقای برژینسکی هم مثل صدام که ادعا می‌کرد من مصاحبه بعدی خود را در تهران برگزار می‌کنم، حرف‌های مشابه زیادی را زده بود. لذا فقط صدام متوهم نبود که این حرف‌ها را زده بود.

حالا یک مورد دیگر هم که حضورمیدانی ما قوی بود ولی در مقطعی که تصمیم گرفتیم دیپلماسی را حذف کنیم، بحث بوسنی بود. خوب ما در بحث بوسنی حضور بسیار قوی در میدان داشتیم و دیپلماسی ما هم بسیار موفق بود. دیپلماسی ما در آن دوران باعث شد که حتی به سازمان همکاری‌ اسلامی که در آن زمان اسمش سازمان کنفرانس اسلامی بود،هویت بدهیم. یعنی سازمان کنفرانس اسلامی بخاطر روش خیانت باری که برخی از کشورها از همان ابتدا هم داشتند – و این چیز جدیدی نیست و امروزه فقط روشن‌تر و آشکارتر شده است – هیچوقت نتوانستند در قضیه فلسطین نقش عمده‌ای را ایفا بکنند. اما در مورد بوسنی با سردمداری ایران و مالزی و البته کمی هم ترکیه سازمان توانست نقش بارزی را در قضیه بوسنی ایفا کند.

اما در مقطعی به دلائلی که قصد ندارم ارزیابی ارزشی بکنم که حالا آیا آن تصمیم درست بود و یا غلط، بنا شد که دیپلماسی فعال نباشد.به هر حال در مقطعی تصمیم گرفتیم که در مذاکرات نباید حضور داشته باشیم.

خوب ما که تا آن موقع سردمدار بحث بوسنی بودیم به یکباره کنار رفتیم و ترکیه که نقش دوم و سوم را بعد از ما ایفا می‌کرد، نقش اول را برعهده گرفت و ما در بوسنی تا آنجا پیش رفتیم که بعد از پایان مذاکرات از ما خواستند که حضور میدانی خودمان را هم در بوسنی پایان بدهیم.

یعنی بعد از آن که ناتو وارد شد و ما گفتیم که نمی‌توانیم در کنار ناتو وارد شویم و گفتیم ترکیه باید از طرف سازمان کنفرانس اسلامی شرکت بکند. خوب، این واقعیات نشان‌دهنده این است که بدون اینکه هیچ قضاوت ارزشی بکنیم، می‌توانیم این گزاره را به راحتی بگوییم که هرگاه دیپلماسی در کنار قدرت میدانی حضور داشته، مکمل بوده و هم‌افزائی ایجاد شده و ما توانستیم موفق بشویم و هرگاه یکی از این دو نبودند، موفقیت ما به مراتب کمتر بود.

مذاکره با اتکاء به قدرت

این یک نکته و نکته دوم این که هرچه در روابط خارجی بدست آمده از طریق مذاکره بدست آمده است. البته مذاکره با اتکاء به قدرت بوده است و نه مذاکره بدون اتکاء به قدرت باشد.یعنی مذاکره وسیله‌ای بوده که شرایط میدانی را تبدیل به یک دستاورد بکند یا اینکه نتوانسته تبدیل به یک دستاورد بکند حالا اگر بخواهید یکی یکی و مورد به مورد نگاه بکنید، پایان گروگان‌گیری با مذاکره بوده، پایان جنگ با مذاکره بوده، عقب نشینی و آزادی اسراء از طریق نامه‌نگاری‌های مستقیم بین مرحوم حضرت آیت‌الله هاشمی و صدام‌حسین بوده که از طریق آقای ناصری و «برزان تکریتی» دنبال می‌شده و همان مذاکرات هم منتهی شد به پذیرش قرارداد ۱۹۷۵ توسط صدام. گرفتن محکومیت متجاوز در جنگ توسط سازمان ملل متحد هم از طریق مذاکره بدست آمد. این سه مورد یعنی عقب‌نشینی، آزادی اسرا و اعلام مسئولیت تجاوز دو سال بعد از پایان عملیات نظامی حاصل شد و این معنی‌اش این است که اینها از طریق مذاکره حاصل شده است.

بحث افغانستان و حضور ما در افغانستان از طریق مذاکره بوده است. نوع حکومت افغانستان اینکه حکومت دمکراتیک باشد و حقوق شیعیان وهمه گروه‌ها به رسمیت شناخته شود، میزان حضور قومیت‌ها در دولت افغانستان همه اینها در مذاکرات «بُن» بدست آمد.

تعارض دیپلماسی با دعوای جناحی

نوع حکومت عراق که تبدیل نشود به بعث منهای صدام. یا تبدیل نشود به حکومت نظامی آقای «گارنر» و اگر برگردیم به آنها از طریق سه دور مذاکره محرمانه ایران و آمریکا بلافاصله قبل و بعد از حمله آمریکا به عراق بدست آمده است. این موارد را که من برمی‌شمرم، در آنهاقدرت میدانی پیش‌فرض است. ولی دستاوردهای موقعیت میدانی از طریق مذاکره تثبیت شده‌اند. بنا بر این هرگاه قدرت میدانی و دیپلماسی با هم توامان شده، ما موفقیت داشتیم ولی وقتی که با هم توام نشده ما موفقیت نداشتیم و هر چقدر به جلوتر برویم همینطور است.

در شرایط کنونی سوال این است که آیا اجماعی برای این قضیه که مذاکره می‌تواند پشتوانه قابل اعتماد و اطمینانی برای صحنه میدانی باشد، وجود دارد یا خیر؟

نه تنها اجماع نیست بلکه مذاکره را بعضی‌ها به عنوان یک ضد ارزش می‌دانند.علت اینکه من مجبورم این حرف‌ها را بزنم اگرچه خیلی از این حرف‌ها، حرفهای بدیهی است یعنی در روابط بین‌الملل هیچ چیزی از آسمان نازل نمی‌شود. باید همه چیز را بروید هم در میدان، هم در زبان تلاش بکنید تا بدست آورید. یعنی اینکه صرفاً «تو نیکی می‌کن و در دجله ‌انداز» در روابط بین‌الملل جواب نمی‌دهد. باید شما کارتان را انجام دهید و در صحنه مذاکره هم قرار بگیرید. این واقعیت و یک امر بدیهی است. اما علت اینکه من مجبورم این را بگویم بخاطر این است که امروز نه تنها نسبت به این موضوع بدیهی، اجماع وجود ندارد بلکه مذاکره تبدیل شده است به یک مفهوم بد. یعنی مترادف با «سازش» و حتی خیانت، کوتاه آمدن از اصول، کوتاه آمدن از ارزشها ! این است که باعث می‌شود ما نتوانیم دستاوردهایمان را تبدیل به نفوذ دائمی، تبدیل به منافع برای کشور و حتی برای حوزه‌های مورد علاقه بین‌المللی خود کنیم.

آقای دکتر چه پیشنهادی برای ایجاد فرصت‌های بهتر در جهت ارتقاء کیفی سیاست خارجی و دستاوردهای بیشتر دارید؛ با تکیه بر پشتوانه مردمی، همگرایی رسانه‌ها، پرهیز از عیب جوئی مراکز قدرت؟

همه اینها که فرمودید در همان اجماع داخلی شکل می‌گیرد. ما اولاً باید سیاست خارجی را از موضوع دعوای حزبی و جناحی خارج کنیم. سم مهلک برای سیاست خارجی این است که سیاست خارجی بشود موضوع دعوای حزبی و جناحی. باید اعتماد به کارگزاران سیاست خارجی در سطح ملی وجود داشته باشد. بدون اعتماد به کارگزار سیاست خارجی، همه چیز برباد می‌رود.

اعتماد به کارگزاران دیپلماسی

یک اصطلاح غلطی این چند ساله، فقط هم این چند ساله دوستان ما رایج کردند، که مگر مردم محرم نیستند؟خوب،البته که همه مردم محرم‌اند. ما همه چیزمان را از مردم داریم. اما مشکل این حرف این است که مردم را نمی‌شود از بقیه دنیا جدا کرد. یعنی ما هیچ راهکاری نداریم که با مردم صحبت کنیم ولی بقیه دنیا نفهمند. خوب وقتی که اعتماد به شما نباشد، یک وقت هست یک اعتماد کلی وجود دارد به کارگزاران سیاست خارجی و وقتی آنها می‌آیند توضیح می‌دهند، دیگر از آنها نمی‌خواهیم که در واقع با ورود به جزئیات، دست خودشان را جلوی «طرف مقابل» رو بکنند. چند بار حضرت آقا در صحبت‌هایشان فرمودند که اگر آن گزارش‌هایی که من از مذاکره کنندگان دریافت می‌کنم شما هم دریافت می‌کردید، شما هم مثل من می‌پذیرفتید. اینها غیورند، امین هستند، شجاعند، متدینند. این محبت‌هایی که رهبری کردند. این که من می‌توانم مطالب را محرمانه بنویسم و خدمت ایشان ارائه دهم برای این است که می‌توانم بگویم جمله‌ای که مثلا ما در یک قسمتی از توافق نوشتیم معنی‌اش این است و به این دلیل نوشتیم و با این سابقه نوشتیم.خوب اگر ما این را علنا بگوییم، نه فقط مردم می‌شنوند بلکه دشمن مردم و آنکه دارم با او مذاکره می‌کنم تا به نتیجه برسم هم می‌شنود و تمام استراتژی مذاکراتی ما برباد می‌رود.

بنابر این باید بپذیریم که سیاست خارجی باید براساس «اعتماد ملی» شکل بگیرد. این اعتماد نیاز به انسجام دارد، نیاز به اجماع داخلی دارد و مهمتر از همه نیاز دارد به اینکه سیاست خارجی موضوع دعوای جناحی نباشد.

آقای دکتر در بسیاری از موارد، حمله رسانه‌های جناحی به دولت و مشخصاً تقابل با وزارت خارجه مشهود و پرتکرار است. بعضی‌ها با بروز هر مشکلی به جای حمله به دشمن به خودی‌ها حمله می‌کنند و عمدتاً به کارگزاران سیاست خارجی حمله‌ور می‌شوند. واکنش‌های شما در این زمینه‌ها چگونه است و چطور می‌شود این را مهار کرد؟

مهارش تنها از این طریق است که ما سیاست خارجی را از دعوای جناحی در بیاوریم.در مورد برجام یک وقتی دوستان ما می‌گفتند برجام آنقدر به نفع آمریکاست که هیچگاه آمریکا از آن خارج نمی‌شود.من در بعضی جلسات که با این اساتید دانشگاه داشتیم من از آن عزیزان دانشمندی که دیدگاهشان با ما متفاوت است خیلی صریح پرسیدم که آیا شما اعتقاد دارید که آمریکا از برجام با همین شکل و شمایل آن خارج نخواهد شد؟

حمله به خودیها، چرا؟

خوب آن وقت بین مخالفین برجام دو دیدگاه بود. یک دیدگاه اعتقاد داشت که آمریکا هیچوقت از برجام خارج نخواهد شد که آن دیدگاه مخالفین بسیار تند و پرسروصدای برجام بود که در جلسات خصوصی هم به ما گفتند. یعنی این فقط یک بحث رسانه‌ای نبود. اعتقادشان این بود. یک گروهی هم می‌گفتند «نه» آمریکا حتماً در برجام تغییراتی می‌دهد.

خوب حالا آمریکا خارج شد. اول از همه آقایان دنبال این می‌گشتند که بهانه‌ای پیدا کنند بگویند مثلاً اگر آقای دکتر روحانی در مشهد نگفته بود ما فلان کار را نمی‌کنیم، آمریکایی‌ها خارج نمی‌شدند! مشکل سر این است که برادرهای ما یادشان نیست چند هفته قبلش را هم ما بحث کردیم. ما می‌گفتیم آمریکا خارج می‌شود شما می‌گفتید خارج نمی‌شود. اینجور نیست که رفتن آمریکا به خاطر سخنرانی آقای روحانی باشد. تحلیل شما غلط بود بعد هم آمریکا از برجام خارج شد.آیا به خاطر سخنرانی دکتر روحانی؟ برای چه از نفتا خارج شد؟ چرا از یونسکو خارج شد؟ چرا از معاهده پاریس خارج شد؟ چرا از TTP خارج شد؟ برای چه از شورای حقوق بشر خارج شد؟ برای چه از شورای توافق موشکی با روسیه خارج شد؟

تایید سرقت آرشیو محرمانه صداوسیما

نقدی بر عملکرد صداوسیما

یعنی از همه اینها که خارج شد آیا قبل از آن یک کسی سیگنال و علامتی داده بود به آمریکا؟ آیا همه آنها هم یک «روحانی» داشتند که علامت داده بود که از اینها خارج شوند؟!

آخر به جای اینکه ترامپ را محکوم بکنید، چرا می‌آیید رئیس‌جمهور منتخب مردم را محکوم می‌کنید؟ می‌آیید سیاست خارجی را محکوم می‌کنید؟ آن وقت چه نتیجه‌ای دارد؟ نتیجه‌اش این می‌شود که مردم نسبت به آینده ناامید می‌شوند. مردم نسبت به آینده کشور نه‌ فقط انتظار از دولت و آینده دولت ناامید می‌شوند. شما اگر بروید با همه اقتصاددانان صحبت کنید ممکن است هزار مورد اختلاف‌نظر در مورد مثلاً قیمت ارز داشته باشند اما نکته‌ای که همه آنها وجه مشترک دارند این است که می‌گویند بی‌اطمینانی نسبت به آینده باعث می‌شود که تقاضا برای ارز بالا رود.خوب چرا اینکار را می‌کنید؟!

آقای دکتر با توجه به اینکه بعضی از این مواردی که فرمودید در صدا و سیما هم انعکاس دارد و حال آنکه دولت در شورای صدا و سیما نفر دارد، چرا این مسائل باز هم تکرار می‌شود؟

من که حضور ندارم و دوستان دیگر در آن شورا هستند ولی دوستان ما که آنجا هستند معتقدند خیلی تاثیری ندارند.

یعنی ممکن است بتوان از راه دیگری این را مهار کرد؟

حالا دیگر… من این را معتقدم در نحوه طرح موضوعات توسط صدا و سیما یک فضای ناامیدی در مردم ایجاد شده است. بله صدا و سیما حتماً زحمت می‌کشد و دستاوردهایی را مطرح می‌کنند ولی اگر کسی فضا را دنبال کند نه جملات را؛ فضا، فضای ناامیدی، فضای بی‌اعتمادی، فضای زیر سوال بردن نیات مذاکره ‌کنندگان را احساس می‌کند.

با توجه به اینکه رئیس صدا و سیما عضو جلسات هیات دولت هست و در آن حضور دارد، آیا این مشکل هیچوقت مطرح شده است؟

بله مطرح می‌شود. روسای صدا و سیما هم معمولاً بر این باور اصرار دارند که صد او سیما حتماً با این هدف اینکار را نمی‌کند ولی ما نتیجه‌ای متفاوت می‌بینیم.

بازخورد آن چیست؟

بازخوردش لااقل برای مردم این است که مردم احساس می‌کنند که صدا و سیما با زاویه با این دولت رفتار می‌کند. البته این در واقع یک نقدی بر بدنه صدا و سیما یا برای مدیریت صداوسیما نیست؛ ممکن است چند فرد با یک گرایش مشخص در صدا و سیما باشد که این حرکت را ایجاد می‌کند که انشاء‌الله تصحیح شود.

یعنی خلاف دیدگاه رئیس صداوسیما عمل می‌شود؟

احتمال این هم هست. البته رئیس‌صدا وسیما این اعتقاد را ندارد.

برجام به تعبیری نقطه قوت و درخشان کارنامه سیاست خارجی دولت یازدهم و دوازدهم بوده ولی با خروج آمریکا از برجام فضای جدیدی در این زمینه ایجاد شده است و به تردیدها دامن زده. بعضی‌ها می‌گویند برجام شکست خورده، تلقی شما چیست؟

ببینید آیا اگر یک نفر از چراغ قرمز عبور کرده، مثل اینکه یک تریلی خیلی بزرگ از چراغ قرمز عبور کرد و چند ماشین را هم درب و داغون کرد، آیا شما می‌روید چراغ قرمز را می‌شکنید؟! کدام آدم عاقلی در دنیا بخاطر اینکه تریلی آمده از چراغ قرمز عبور کرده، می‌رود چراغ قرمز را می‌شکند؟!

تقابل دیدگاهها در آمریکا

بالاخره عرض کردم برجام اولاً تنها توافقی نبود که ترامپ از آن خارج شده، ترامپ تقریباً توافقی نبوده که از آن خارج نشود. آیا از این به بعد ما در دنیا هیچ توافقی نخواهیم داشت؟ البته این خبر هم (اشاره به خبر افشای مذاکره محرمانه مقامات ترامپ با اروپا برای حفظ برجام) خبر موثق و دقیقی نیست که چه کسی دارد این مذاکره را انجام می‌دهد؟ حتماً در داخل دولت ترامپ اختلاف هست. من یک قصه برای شما بگویم سال گذشته تقریباً همین وقت‌ها یکی و دو ماه مانده بود به خروج آمریکا، آخرین جلسه قبل از خروج آمریکا از برجام در کمیسیون مشترک که دکتر عراقچی از طرف ما شرکت کرده بود از طرف آمریکایی‌ها آقای “برایان هوک” شرکت می‌کرد همان که الان شده مسئول ضد ایرانی آنجا.خوب جلسه که تمام می‌شود آقای عراقچی خداحافظی که با همه شرکت کنندگان می‌کرده به آقای «هوک» هم می‌گوید که خب این ظاهراً آخرین باری است که ما همدیگر را می‌بینیم چون ما توقع داشتیم که آقای ترامپ از برجام خارج شود «برایان هوک» می‌گوید نه احتمالاً بازهم همدیگر را خواهیم دید.

یعنی در داخل دولت آمریکا هم دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. ما این را می‌دانستیم آن را که می‌دانستیم از برجام خارج می‌شود شخص ترامپ بود و آقای بولتون، این دو تا می‌خواستند این کار بشود. شخص پمپئو هم من خیلی مطمئن نیستم ولی در مورد آن ترامپ و بولتون که می‌خواستند از برجام خارج شوند و آنکه آخر تعیین کرد که در مورد برجام چه اتفاقی می‌افتد آقای ترامپ و بولتون بودند برای همین هست که بعد از خروج آمریکا از برجام آقای پمپئو مصاحبه نکرد، بولتون مصاحبه کرد.

اینها ریشه‌اش در تل‌آویو است؟

بله حتما ریشه‌اش در تل‌آویو بوده است. نتانیاهو رسماً گفته از روز اول برجام تنها مخالف برجام من بودم و بعد توانستم دولت آمریکا را هم همراه خود کنم.

آیا این در جهت منافع ملی آمریکا محسوب می‌شود؟

حتماً در جهت منافع ملی آمریکا نیست. ولی در جهت منافع تندروهای رژیم صهیونیستی هست. بخاطر اینکه آنها معتقدند باید از ایران یک «تهدید امنیتی» ساخت و اگر این تهدید امنیتی ایران وجود نداشته باشد، سیاست‌های رژیم صهیونیستی در منطقه پیش نخواهد رفت. کسانی داخل رژیم صهیونیستی هستند که جز این فکر می‌کنند. اما بدنه رژیم صهیونیستی – که هرچه گذشته به سمت تندروی بیشتر هم گرایش پیدا کرده و در این سالهای اخیر گرایشات تندروانه را در اسرائیل می‌بینید – این گرایش را دارند و تصریح می‌کند که ما نیاز داریم به اینکه ایران اجماع امنیتی علیه‌اش باشد.

برجام اجماع جهانی علیه ایران را شکست

بزرگترین کاری که برجام کرد و هنوز هم دارد انجام می‌دهد این است که آن اجماع امنیتی علیه ایران را شکست. اگر باور ندارید پنج روز هفته گذشته، از اجلاس ورشو تا پایان اجلاس مونیخ را بررسی کنید. شما بروید ببینید آیا در تاریخ چنین سابقه‌ای را ما داریم از اختلاف آمریکا، از تنهایی آمریکا در دنیا؟ من وقتی که در اجلاس مونیخ گفتم، اجلاس ورشو، اجلاس کسانی بود که نمی‌خواستند و به زور به ورشو برده شده بودند، همه خندیدند. همه تایید کردند. یعنی واقعیت امر در مورد اجلاس ورشو، این است که شاید به استثناء یک یا دو مورد، جوانهای منطقه ما و نتانیاهو، کسی نبود که با علاقه به ورشو رفته باشند. من فکر می‌کنم همه تلاش کردند که به شکلی خود را جدا کنند. حتی خود لهستان.

ادعا شده که گویا دستورات و رهنمودهای رهبری در موضوع برجام نادیده گرفته شده است. آیا چنین چیزی صحت دارد؟

برای شخص بنده مهمترین ملاک این بوده که تلاش کنم که دستورات رهبری را اجرا کنم و در خیلی از موارد که خدمت ایشان هم گزارش دادم، هم در طول مذاکرات، هم اخیراً بعد از مذاکرات. حتی برای اینکه نکاتی که ایشان مطرح کرده بودند را پیگیری کنیم، بعضی اولویت‌هایی که برای دولت خیلی مهم بود.

خطوط قرمز در مذاکرات

من در ریزه‌کاری‌های تحریم‌ها به شخصه وارد مذاکره نمی‌شدم و بیشتر مذاکرات من متمرکز بود روی خطوط قرمزی که مقام معظم رهبری درباره مسائل امنیتی، در مورد نحوه نظارت‌ها، درباره برنامه مستمر و حفظ دست‌آوردهای هسته‌ای و محدودیت‌های زمانی که مطرح کرده بودند. (بیشترین وقت من و شخص دکتر صالحی که دو عضو دولت بودیم و در این مذاکرات شرکت داشتیم) البته این به این معنا نیست که ما توانستیم همه آنچه را که مقام معظم رهبری در ابتدا می‌خواستند، اجرا کنیم. آنچه را که توانستیم اجرا کردیم و آنچه را که نتوانستیم، گزارش دادیم و براساس دستورالعملی که گرفتیم روی آن خط جدید عمل کردیم.

در واقع همه‌اش با علم و اطلاع ایشان بوده است؟

ما گزارش‌های مان را دادیم. ببینید اعتقاد دارم که ما نباید رهبری را وجه‌المصالحه دعواهای خودمان بکنیم. ما وظیفه‌مان گزارش دادن است و بعد هم عمل کردن براساس آنچه که هست. بالاخره یک سازوکاری بود در داخل کشور که تصمیم‌گیری می‌کرد. هیچ تصمیمی در بحث هسته‌ای به صورت شخصی گرفته نشد. یک سازوکاری بود. این سازوکار بعضی اوقات در محضر رهبری تشکیل می‌شد و گاهی اوقات بدون حضور ایشان که البته در آن مقطع هم کارشناسان و هم افراد دیگری حضور داشتند و آن سازوکار شکل می‌گرفت. یعنی به این صورت نبود که رهبری یا شخص رئیس‌جمهوری دستور می‌دادند. بعد از اجرایی شدن برجام و نامه ۹ ماده‌ای مقام معظم رهبری و مصوبه مجلس آن وقت هم سازوکار دیگری تعیین شد. اگر به آن نامه نگاه کنید، وظیفه اجرای مصوبه را به یک «هیئت نظارت» واگذار کرده بودند. وزارت امور خارجه این وظیفه را داشت که گزارش‌ها و پیشنهادهای خود را به «هیئت نظارت« ارائه می‌کرد و در آخر هیئت نظارت تصمیم می‌گرفت.

بعضی از دوستان می‌گویند هیئت نظارت در فواصل طولانی تشکیل جلسه می‌داد، ولی هر وقت دوستان احساس کردند که نیاز دارند می‌توانستند درخواست جلسه هیئت نظارت بکنند. همین‌طور مجلس. مجلس از وزارت امور خارجه خواسته است که هر سه ماه یکبار گزارش دهد و وزارت امور خارجه بدون استثنا هر سه ماه یکبار گزارش داده است. هیچ‌کس هم نمی‌تواند بگوید که گزارش‌های وزارت امور خارجه خلاف واقع بوده است چون اکثر گزارش‌هایی که هر ۶ ماه یکبار مجلس ارائه می‌دهد برگرفته از گزارش‌های وزارت امور خارجه است یعنی ما آنقدر دقیق، فنی و واقع‌بینانه گزارش دادیم که هم ایرادات و هم دستاوردها را گزارش دادیم.

برجام، هنوز هم یک دستاورد بزرگ

این که ما گزارش را دادیم و تصمیم‌گیری را به نهادهای عالی‌تر واگذار کردیم، این وظیفه ما بوده است و بالاتر از این، ما وظیفه‌ای نداشتیم. البته ما معتقدیم که تصمیم‌هایی که تا به حال گرفته شده است تصمیم‌های عاقلانه‌ای بوده است. اما این که بیایند بگویند وزارت امور خارجه دستورات رهبری معظم انقلاب را رعایت نکرده یا دستورات رئیس‌جمهور را رعایت نکرده است اصلاً اینطور نیست.

آیا هنوز هم ماندن در فضای برجام به مصلحت ماست؟ حد و مرز تحمل برای ماندن در برجام تا کجاست؟

تصمیم‌گیری درباره حد و مرز ماندن در برجام بر عهده «هیئت نظارت» است و بعد هم مقامات عالی کشور. البته احساس من این است که برجام، دستاورد بسیار بزرگی بوده و هنوز هم هست و آن شکستن بازی امنیتی‌سازی ایران توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی است. علت اینکه از برجام خارج شدند هم همین مورد بود و حتی علت آنکه از اول رژیم صهیونیستی مخالف برجام بود، این بود که ایران را از زیر بار آن فضای امنیتی و قطعنامه فصل هفتمی شورای امنیت خارج می‌کرد که هنوز هم این دستاورد پابرجا است. البته آمریکا و اروپایی‌ها به تعهدات خودشان عمل نکردند ولی عمل نکردن آنها به تعهداتشان به این معنی نیست که تمام دستاوردهای برجام نابود شده است و علت آنکه هنوز رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند با تبلیغات و دروغ‌سازی آن فضای قبل را برگرداند، همین دستاوردها و شکست فضای امنیتی علیه ایران است. این نشانه‌ای است که هنوز برجام دستاورد دارد. اما هر وقت مردم و مسئولان عالی‌تر احساس کنند که برجام دستاوردهای لازم را ندارد و منافع ملی متضمن خروج از برجام است، تصمیم‌ها تغییر می‌کند.

خط قرمز ما چیست؟

خط قرمز هر کشوری منافع ملی آن است. حالا منافع ملی ما عزت و منافع اقتصادی، برهم زدن محاسبات و بازی‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی و… را هم شامل می‌شود که تمامی این موارد، مجموعه منافع ملی را تشکیل می‌دهد.

روند اجرای تعهدات برجامی اروپا بسیار کند و نامتناسب با تعهدات و انتظارات است؛ با تعلل نسبی و محسوس اروپا چگونه برخورد می‌کنید؟

اروپایی‌ها درحال حاضر با یک چالش عمده برای حیات خود مواجه هستند. الان هم هیچ‌کس نمی‌گوید که این سازوکاری که اروپا ایجاد کرده صرفا برای ایران است. در اصل این سازوکار برای خود اروپا است. زیرا اروپا احساس می‌کند که هیچ استقلالی در برابر آمریکا ندارد. درحالی که مجموعه اقتصاد اروپا بزرگ‌تر از اقتصاد آمریکا است. لذا اروپا به دلیل «حاکمیت دلار و قوانین فرامرزی آمریکا» در مبادلات تجاری خود احساس عدم استقلال می‌کند. ازسوی دیگر ما هیچگاه منتظر اروپا نبوده‌ایم و نخواهیم بود.

نگرش به داخل نه به خارج

اگر دقت کنید بعد از خروج آمریکا از برجام و حتی در طول مذاکرات و زمان آقای اوباما، بیشترین تعداد رفت و آمدهای ما چه در سطح بنده، چه در سطح رئیس‌جمهور و چه در سطح مقامات دیگر با منطقه بوده یعنی با آسیا و آفریقا و کمترین رفت و آمد را با اروپا داشته‌ایم. علت آن هم این است که امیدمان به اروپا نبوده و نیست. اول آنکه امید ما بیش از همه به داخل است. زیرا امنیت، پیشرفت، اقتصاد ما و… درون‌زا است البته علاقه‌مند به ارتباط با خارج هم هستیم. اما به این معنی هم نیست که حیات ما بر این ارتباط با خارج وابسته باشد. ما یک نگاه متوازنی داشتیم و بیش از همه نگاه‌هایمان به همسایگان بوده است که خوشبختانه روابط ما با همسایگان به جزء سه کشور که سیاست دیگری اتخاذ کرده‌اند بسیار محکم است.

برخی‌ها معتقدند که با پرداختن به برجام سیاست منطقه‌ای ما تضعیف شده است. آیا این دیدگاه را می‌پذیرید؟

اصلا نمی‌پذیرم. چرا که در زمان مذاکرات برجام سفرهای کاری بنده به منطقه قابل مقایسه با هیچ زمان دیگری نیست. ما این واقعیت را می‌پذیریم که برخی کشورهای منطقه از برجام ترسیدند.

ترسیدند یا آنها را از عاقبت برجام ترساندند؟

خودشان ترسیدند. به خاطر اینکه این کشورها آینده و هویت خودشان را با آمریکا تطبیق داده بودند. احساس کرده بودند که آمریکا خودش را از آنها دور می‌کند.

یعنی احساس می‌کردند که وزن آنها کم می‌شود و جایگاه امروز خود را از دست می‌هند؟

بله دقیقاً همین‌طور است ولی البته این موضوع هم گناه ما نبود. باز به همین دلیل رفتند به طرف رژیم صهیونیستی. حتی همان زمان هم پیام می‌فرستادیم که این توافق علیه هیچکس نیست و روابط ما با آمریکا فقط در چارچوب برجام است و فراتر از آن نیست. اما به دلیل آنکه همه چیزشان را وابسته به آمریکا کرده بودند و احساس می‌کردند آمریکا در حوزه خاصی درحال تعامل با ایران است به اتخاذ سیاست خصمانه روی آوردند که آمریکا را بترسانند.

یعنی شما می‌فرمائید که آمریکا و اسرائیل در این زمینه نقشی نداشته‌اند که به «ایران هراسی» دامن بزنند؟

– البته آمریکا و اسرائیل همواره به «ایران هراسی» دامن می‌زدند و می‌زنند. اما در آن برهه خاص این اسرائیل و کشورهای منطقه بودند که سر و صدای زیادی به پا کردند؛ چرا که به غلط نگران شده بودند که آمریکا ایران را در مقابل آنها انتخاب کرده است. در صورتیکه ما با آمریکا درحال حل و فصل یک موضوع خاص بودیم و کاملاً محرز بود که بقیه اختلافات بعد از این موضوع هم به قوت خود باقی خواهد ماند. به خصوص در حوزه سیاست منطقه‌ای ما که هیچ وقت موضوع مذاکره نبود.

مایک پنس و پمپئو مرتباً از اتحادیه اروپا و دیگران گلایه می‌کنند که چرا با آمریکا علیه ایران همراهی نمی‌کنند، آیا چنین بی‌میلی و تقابلی را حس می‌کنید؟

بله. این که واضح است. تمام حرفهای پنس و پمپئو هم همین واقعیت را نشان می‌دهد که آنها نگران این هستند که چرا اروپائیان در سیاستهای آمریکا علیه ایران همکاری و همراهی نمی‌کنند.

سازوکار اروپا قانع‌کننده نیست

شاید بعضی‌ها بگویند که این سیاست اروپایی‌ها، سیاست جدی نیست و یا این که اروپائیان آمادگی هزینه کردن برای این سیاست را ندارند، من با دومی مخالفتی ندارم و معتقد هستم که اروپائیان خیلی مایل به هزینه کردن در این زمینه نیستند ولی احساس می‌کنم که این اختلاف نظر در مورد برجام، اختلاف نظری واقعی است.

سازوکار جدید اروپا تا چه حد انتظارات ما را برآورده می‌کند؟ آیا عملکرد آنها از نظر شما قانع‌کننده است؟

نه، حتماً قانع‌کننده نیست، انتظارات ما را هم برآورده نمی‌کند ولی یک «گام» هست برای این که نشان دهد که اروپا، خواسته به سمت اجرای تعهداتش برود ولی همینطور که عرض کردم، آمادگی هزینه کردن جدی را اروپا ندارد، حالا اینکه توانایی این کار را دارد یا ندارد، اینرا من نمی‌دانم.

در مورد FATF در مراکز تصمیم گیرنده کشور به نظر می‌رسد که برداشت یکسانی از اصل موضوع وجود ندارد، برخی این را فرصتی برای بیگانگان در جهت سوءاستفاده‌ از داده‌های اقتصادی و مالی و بانکی کشور می‌دانند و برخی دیگر می‌گویند که این لازم الاجراست. دیدگاه شما در این مورد چیست؟

FATF یک واقعیت در جهان امروزی است که فراتر از اراده دولت‌ها عمل می‌کند. ممکن است که چند دولت نقش بسیار اساسی داشته باشند، اما، همه بانک‌های دنیا احساس می‌کنند که اگر با یک بانکی در کشوری که در لیست سیاه FATF هست تعامل بکنند، نتیجه این می‌شود که بانک‌های دیگر در تعامل با بانکی که تعامل کرده با ملاحظه عمل می‌کنند. چون خود آنها متضرر می‌شوند. یعنی بانک‌ها با هم قاعده‌ای دارند. که اگر شما مقررات FATF را رعایت بکنید، من وقتی تماس می‌گیرم و شما پولی برای من می‌فرستید، خیال من راحت است که این پول دیگر احتیاجی به چک کردن ندارد که پول از کجا آمده؟ چون یک قاعده‌ای در نظام مالی کنونی دنیا هست که می‌گوید باید مشتری خود را بشناسید. حالا اگر مشتری یک بانک خودش یک مشتری دیگر داشت و‌ آن مشتری داخل فهرست سیاه بود، با این مشتری، بانک هم گرفتار می‌شود و از این پس این بانک و بانک‌های دیگر با این مشتری هم کار نمی‌کنند و حتی اگر تعامل هم کنند با یک چشم دیگری نگاه می‌کنند یعنی با احتیاط فراوان عمل می‌کنند. این واقعیتی است که در دنیا وجود دارد. کنترل این واقعیت در اختیار ما هم نیست. نه تنها اروپائیان می‌گویند باید مشکل خود را با FATF حل کنید، چینی‌ها هم می‌گویند، روسها و هندی‌ها و آفریقای جنوبی هم می‌گویند. این واقعیت را در نظر بگیرید که اگر کشوری از نظر FATF، «کشور غیرهمکار» باشد — که اصطلاحاً ما «فهرست سیاه» می‌گوییم (آنها می‌گویند کشورهای غیرهمکاری که در مورد آنها اقدامات مقابله‌ای وجود دارد) — این معنی را می‌دهد که بانک‌های جهان در تعامل احتمالی با بانک‌های آن کشور غیرهمکار باید یک ملاحظات حداکثری را به کار بگیرند.

آیا FATF مانع فعالیت‌های سپاه خواهد شد؟

پیامدهای نپذیرفتن FATF

بررسی کنند که مشتریان بانکی که در کشور غیر همکار واقع شده چه کسانی هستند. حتی ممکن است مجبور شوند بدانند که مشتریان چه کسانی هستند. اگر یک بانک این دقت‌ها را نکند ممکن است خودش تحریم شود و سایر بانک‌ها تعامل با او را متوقف کنند. لذا تعامل بانک‌های دنیا با بانک‌های کشور غیرهمکار بسیار سخت، پرریسک و پرهزینه می‌شود تا جایی که بانک‌ها برای چند میلیون دلار درآمد احتمالی ناشی از معامله با کشور غیرهمکار حاضر نمی‌شوند خود را در معرض این ریسک و هزینه قرار دهند و اصطلاحاً عطاء آن را به لقایش می‌بخشند. این نگرانی که اطلاعاتی را از ما بدست بیاورند تازگی ندارد. در مذاکراتی که در داخل کشور از مدتها پیش مطرح بوده این موضوع بررسی شده بدون اینکه گله‌ای در کار باشد. نزدیک سه سال است که این موضوع به صورت فعال مورد بررسی در دستگاه‌های ذیربط قرار گرفته است.

حتی در گذشته در اولین نامه‌هایی که برای پیوستن به کنوانسیون تامین مالی تروریستم و یا کنوانسیون پالرمو، یکی در دولت آقای خاتمی و یکی هم در دولت آقای احمدی نژاد نوشته شده این مسئله مطرح بوده، لذا این جور نیست که در این اواخر شروع شده باشد. اینها در شورای امنیت ملی بحث شده و همه ملاحظات امنیتی و ملی در نظر گرفته شده و بعد لوایح تنظیم و تصویب شده است.

این نکته‌ای که گفتم، عنصر اعتماد خیلی مهم است و باید دوستان ما بپذیرند آنهایی که در وزارت خارجه نشسته اند، وزارت خارجه متعلق به همین نظام است. من و همکارانم بیش از خیلی از دوستانمان، اگر اتفاقی بیافتد و اطلاعاتی به بیرون برود، در معرض سوال خارجی‌ها قرار خواهیم گرفت. یعنی میزان سوالی که از من و همکارانم می‌شود در خارج، اگر اطلاعات کشور فاش بشود، بیشتر از دیگران در کشور خواهد بود؛ من و همکارانم بیش از همه در خارج زیر سوال می‌رویم. لذا نگرانی ما از افشای اطلاعات کمتر از هیچ کس دیگر در کشور نیست ولی دوستان ما هنوز این را باور نکردند که اینجا وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران است.

چطور این تعامل ایجاد می‌شود؟ ظاهراً FATF چهار ماه دیگر به ایران فرصت داده که برای تصویب بدون قید و شرط و اجرای FATF تصمیم‌گیری بکند. آیا ممکن هست که در این فاصله زمانی چیزی تغییر کند و به جمع‌بندی و نتیجه برسد و اصلاً مشکل کار در کجاست؟

من که متوجه مشکل کار نمی‌شوم. چون من و بعضی از همکارانم بیست سی بار اینها را پاسخ داده‌ایم ولی هنوز هم همان سوالها مطرح می‌شود. بدون اینکه مثلاً به پاسخ ما نقدی وارد بشود. کاملاً صادقانه عرض می‌کنم.

یعنی این توضیحاتی که می‌دهید، آیا برای دوستان کافی و شافی نبوده یا خدای نکرده مخالفت و عنادی مطرح است؟

برخلاف دوستان ما که در نیت ما شک می‌کنند، من در نیت آنها شکی ندارم. ولی مشکل این است که ما هرچه توضیح می‌دهیم، برخی از دوستان به خاطر بی‌اعتمادی باورش نمی‌کنند. یعنی توضیحات ما را باور نمی‌کنند، یک وقتی هست که شما یک سوالی را جواب می‌دهید فردای آن روز سوال‌کننده می‌آید و می‌گوید حالا این وضعیت چگونه است؟ بعد آن را جواب می‌دهید، روز دیگر می‌آید و سوال دیگری می‌پرسد. این اشکالی ندارد. ولی من عین یک سوال را ۱۰ بار یا بیست بار شخصاً جواب داده‌ام. مثلا در مورد تحفظ. ولی بازهم عینا همان سوال را مطرح می‌کنند.

الآن این مسئله در مجمع مطرح است. نظر مجمع در این مورد چیست؟

– من نظر مجمع را نمی‌دانم. نظر مجمع را باید از خودش پرسید. ولی عده‌ای از اعضای مجمع مخالف هستند. من آنجا هم توضیح‌ داده‌ام. آنجا هم من از بحث تحفظ و یا این که تحفظ وارد هست یا نه توضیح داده‌ام و هم حقوقدانان بین‌المللی دولت. من که خود ۳۰ ساله که حقوق درس می‌دهم و بقیه که از من متخصص‌تر هستند هم آمده‌ایم و توضیح داده‌ایم. ولی شاید یک کارشناس حقوق بین‌الملل کم‌سابقه‌تر از ما ‌باشد و یک نظر دیگری داشته باشد، دوستان ما نظر آن شخص را می‌پذیرند ولی نظر ما را نمی‌پذیرند.

آیا این مطلب به اجلاس سران سه قوه منعکس شده است؟

– بله، در جلسه سران ۳ قوه هم دو یا سه بار بحث شده، و نظر آنها هم موافق نظر دولت است که با تحفظ‌هایی که در مجلس، و بعد از بحث با شورای نگهبان وارد شده، با آن تحفظ‌ها پیوستن به کنوانسیون‌های مورد نظر FATF به صلاح کشور است.

انعکاس آن به رهبری مطرح است؟

حالا دیگر آن را آقایان می‌دانند. ما نظر خودمان را همیشه خدمت حضرت آقا می‌فرستیم و بعضی‌ها به همان هم ایراد می‌گیرند که چرا ما نظرات را به ایشان می‌فرستیم. اگر نفرستیم باید ما را مجازات کنند که چرا شما نظر کارشناسی را نمی‌فرستید؟

آیا این نگرانی را دوستان شما ندارند که از این اطلاعات سوءاستفاده بشود؟

همه ما از این که تلاش بشود که از اطلاعات دزدی بشود و اطلاعات را ببرند و در داخل ما نفوذ بکنند و از این اقدامات انجام بدهند، نگرانیم. ولی همه کشورها نگرانند و ما هم نگران هستیم.

یک جمله‌ای از شما نقل شده که آمریکا تمام راه‌های تنفسی ما را شناسایی کرده، آیا این جمله شما کمک به این ذهنیت نمی‌کند؟

این کمکی نمی‌کند. ولی شما راه تنفسی خودتان را می‌بندید، چون شما می‌خواهید با بانک‌ها ارتباط داشته باشید. بانک‌های شما می‌خواهند با بانک‌های دیگر ارتباط داشته باشند. یک وقتی هست که شما می‌گویید ما نمی‌خواهیم با بانک‌های دیگر ارتباط داشته باشیم. این یک مسئله است. یک وقتی هست که می‌فرمایید بانک‌های دنیا کاری ندارند که ما در لیست سیاه FATF هستیم یا نه. یا با ما تعامل می‌کنند یا خیر. این هم یک مسئله دیگر است.

اگر شما بتوانید هرکدام از این موضوعات را ثابت کنید، یک اینکه ما نمی‌خواهیم با دنیا تعامل بانکی داشته باشیم و دوم این که، ما در فهرست FATF باشیم، تاثیری در تعامل بانک‌ها ندارد. اگر این دو باشد، دیگر اصلاً دلیلی ندارد که مشکلاتمان را با FATF حل کنیم.

*FATF شرط تعامل بانکهای خارج

اما اگر به اینجا رسیدیم که می‌خواهیم با بانک‌های دنیا تعامل بکنیم و یا فقط با چند بانک می‌خواهیم تعامل داشته باشیم آن وقت وضعیت فرق می‌کند. چون آن بانک‌هایی که طرف تعامل شما هستند، خودشان هم می‌خواهند با سایر بانک‌ها تعامل داشته باشند. چون اگر نخواهند یا نتوانند با بانک‌های دیگر تعامل بکنند، تعامل آنها با شما هم برای شما فایده‌ای ندارد. شما مثلاً فرض بکنید با یک بانکی در یک کشور در تعامل هستید، شما که همه خریدها را از آن کشور انجام نمی‌دهید. آن بانک هم باید با بانک‌های کشورهای دیگر در تماس باشد تا بتواند نقل و انتقالات پولی شما را انجام دهد. اگر شما رفته باشید در لیست سیاه FATF، این یعنی این که هر بانک طرف شما موظف هست که در تعامل با شما، اگر بخواهد با شما تعامل بکند، استانداردهای بالاتری را لحاظ بکند. یعنی موظف هست که اطمینان حاصل بکند که پولی که شما می‌فرستید به آن بانک، نه حاصل پولشویی است و نه حاصل تامین مالی تروریسم، یا برای تامین مالی تروریسم. یعنی آن بانک باید از شما سوالات بیشتری بکند، باید از شما اطلاعات بیشتری بخواهد. آقایان مخالف نمی‌دانند که چه می‌گویند. این همکاری با FATF نیست که باعث می‌شود اطلاعات شما لو برود، همکاری نکردن با FATF و قرار گرفتن در فهرست سیاه آن هست که باعث می‌شود که دیگران از شما سوالات بیشتری بکنند. تازه اگر تصمیم بگیرند با شما معامله‌ای بکنند چون ممکن است بخاطر چند میلیون دلار سود در معامله با شما حاضر به گرفتار کردن خود با همه بانک‌های دنیا که براساس مقررات FATF کار می‌کنند نباشد و اصلا با شما کار نکنند. ولی اگر تصمیم گرفتند علیرغم قرار داشتن ایران در فهرست سیاه با یک بانک ایرانی کار بکنند، آن وقت برای اینکه خودشان به پول شویی و تامین مالی تروریسم متهم نشوند، مجبورند که بیشترین مراقبت‌ها را انجام دهند و در مورد همه زوایای یک معامله کندوکاو کنند.

آقای دکتر، دوستان می‌پرسند که تایید این لوایح چهارگانه، پالرمو، FATF، CFT، اینها همه مشکلات ما را حل می‌کند؟

خیر. حتماً حل نمی‌کند.

پس چرا چک سفید بدهیم؟

اولاً چک سفید به کسی نمی‌دهیم. ثانیاً فرض کنید من پایم شکسته، فوتبال نمی‌توانم بازی کنم. اگر کسی بپرسد کسی که پایش شکسته باشد، وقتی پایش خوب شد، آیا می‌تواند فوتبال خوب بازی کند. جواب این است که اگر فوتبال خوب بلد باشد، معلوم هست که می‌تواند بازی کند ولی اگر بلد نباشد نمی‌تواند بازی کند. حالا فرض کنید در میان بازی فوتبال یک بازیکن خشن و قلدر روی یک بازیکن محترم و قانونمند خطا می‌کند و پایش را می‌شکند. حالا که این بازیکن خوب نمی‌تواند فوتبال بازی کند، آیا نباید یک عصا دستش بگیرد که بتواند راه برود؟ آیا باید این بازیکن عصا را دور بیاندازد و بگوید چون من نمی‌توانم فوتبال بازی کنم پایم را در هوا می‌گیرم و سرجایم می‌نشینم و حرکت هم نمی‌کنم؟

به خاطر تحریم آمریکا، خیلی از بانک‌ها با ما معامله نمی‌کنند. اما همان چند تا بانکی که با ما معامله می‌کنند، می‌گویند اگر شما رفتید در لیست سیاه FATF از ما توقع نداشته باشید که با شما معامله بکنیم. آیا باید بگوییم، چون ۲۰۰ بانک با ما کار نمی‌کنند، همان چند بانک را هم که حاضرند با ما کار کنند، به خاطر اینکه باید با FATF همکاری کنیم، کنار بگذاریم؟ این سوال است که شما در عالم انتزاعی صحبت نمی‌کنید، شما در عالم واقعی صحبت می‌کنید.

آقای دکتر آمریکا نتوانست صادرات نفت را در ۱۳ آبان به صفر برساند و ناچار شد به ۸ کشور تخفیف بدهد. آیا این ممکن است که استمرار داشته باشد؟

احتمال استمرار آن هست. حتماً آمریکا این کار را برای ایران نکرده است. برای برجام هم نکرده است و این کار را برای این کرده است که بازار نفت جهانی با تلاطم شدید قیمت مواجه نشود. و قیمت نفت بالا نرود مخصوصاً در آستانه انتخابات آمریکا و شرایط ویژه‌ای که وجود داشت، نمی‌خواست که یک شرایط شدیدی را به اقتصاد دنیا تحمیل بکند. باید دید در آینده شرایط چه خواهد بود؟ بیش از اینکه یک تصمیم سیاسی باشد، به نظر می‌رسد که این تصمیم مبانی اقتصادی قابل توجهی داشت.

گسترش و ارتقاء روابط با همسایگان تا چه حد در مقطع کنونی مدنظر است؟

ما هیچ سقفی برای گسترش روابط با همسایگان قائل نیستیم. یعنی تا هر جایی که همسایگان ما آمادگی گسترش روابط با ما را داشته باشند، ما آمادگی گسترش روابط با همسایگان را داریم.

آیا فعالیت‌های اقتصادی سفارتخانه‌ها و رایزنی‌های اقتصادی، فرهنگی تجاری، مالی و بانکی برای شما قانع‌کننده است؟

هنوز خیر. من معتقدم که فاصله زیادی با حد مطلوب داریم. ولی تلاش داریم که با ایجاد تحولاتی ساختاری، زمینه‌ها را فراهم کنیم. ایجاد معاونت اقتصادی در وزارت خارجه برای همین بوده است. در حوزه فرهنگی مسئولیت با وزارت خارجه نیست و مسئولیت با سازمان فرهنگ و ارتباطات هست. اما در حوزه اقتصادی ما هم نقش تسهیل‌کننده داریم ولی مسئولیت مستقیم با وابستگان و رایزنی‌هایی است که از طریق وزارت صمت معرفی می‌شوند. ما در حد دیپلماسی اقتصادی تلاش می‌کنیم، توفیقات خوبی داشته‌ایم ولی هنوز با حد مطلوب فاصله داریم.

تحلیل‌هایی می‌شود که تسهیل عملکرد اقتصادی اولویت وزارت خارجه نبوده است.

خیر حتماً نبود. ولی الآن هست. چون وزارت خارجه یک سازمانی بوده است که در شرایط امنیتی یعنی جنگ تحمیلی و بعد از جنگ، با بحث هسته‌ای مواجه بوده و مجبور بوده توجه خودش را به موضوعات سیاسی و امنیتی سوق بدهد، اما در دولت یازدهم و دوازدهم،‌ بحث اقتصادی بیش از هر زمان در اولویت بوده است. ما کل ساختار وزارت خارجه را عوض کردیم و یکی از دلایل عمده آن این بوده است که بحث اقتصادی را برجسته کنیم و شاید شدیدترین و گسترده‌ترین تغییر ساختاری وزارت خارجه بعد از انقلاب در سال گذشته صورت گرفت که الحمدلله هم علیرغم این که خیلی گسترده بود، پس لرزه‌های آن زیاد نبود و همکاران من در وزارت خارجه هم با تحمل و با متانت این را پشت سر گذاشتند. الآن فقط یک سال و یک ماه است، یعنی بهمن ۹۶ اجرایی شد و ۱۳ ماه هست که ساختار جدید را راه‌اندازی کردیم.

منظور شما از پس لرزه چیست؟

خوب همه فکر می‌کردند، یک تغییر ساختاری به این وسعت، پیامدها و مشکلاتی داشته باشد، یعنی ما هم تغییر عمودی داشتیم و هم تغییر افقی می‌تواند با تنش شدید همراه باشد. ما دو رده از مسئولیت‌های عمودی وزارت خارجه را کم کردیم، برای اینکه طبق قانون عمل کرده باشیم. قانون ما را موظف کرده بود که چهاررده مسئولیت داشته باشیم و ما ۶ رده مسئولیت داشتیم. یعنی معاون اداره و معاون مدیرکل خلاف قانون بود و ما باید آن را حذف می‌کردیم. اگر می‌خواستیم تغییرات ساختاری بدهیم. در غیر این صورت سازمان امور اداری و استخدامی، ساختار جدید ما را نمی‌پذیرفت. از یک طرف ساختار افقی را هم از یک ساختار «منطقه محور» برای اولین‌بار به یک ساختار «موضوع محور» تبدیل کردیم که اصلاً سابقه‌ای در تاریخ وزارت خارجه نداشته است. ما این دو را همزمان انجام دادیم و الحمدلله هیچ مشکلی هم در وزارت خارجه ایجاد نشد و خیلی‌ها هم معتقد بودند که وزارت خارجه از هم می‌پاشد،‌ اما همکاران وزارت خارجه ثابت کردند که نه اینگونه نیست.

باتوجه به این که مذاکره با طالبان با اطلاع دولت افغانستان بود، چرا مورد اعتراض کابل قرار گرفت؟

مورد اعتراض برخی از جناح‌ها در کابل قرار گرفت. ما هم قبل و هم بعد از مذاکره، دولت افغانستان را مطلع کرده بودیم. البته دولت افغانستان یک نگرانی‌های به جایی دارد از این مذاکراتی که برخی طرفهای دیگر بدون اطلاع دولت افغانستان خصوصاً آمریکایی‌ها دارند پیگیری می‌کنند.

منظور شما مذاکرات خلیل زاد است؟

بله، فعالیت‌های آقای خلیل زاد، مطرح است. ما همیشه تاکید کردیم که مذاکرات باید با حضور و اطلاع دولت افغانستان باشد، باید دولت افغانستان و مردم افغانستان مالک مذاکرات باشند، این دیدگاهی است که بعضی‌ها به دلایل مختلف نمی‌پذیرند.

به نقل از شما گفته شده است که طالبان باید در قدرت افغانستان سهمی داشته باشد. آیا بازگشت طالبان به قدرت در پشت مرزهای ما به نفع ایران است؟

ما نگفتیم که طالبان باید به قدرت برگردد. ما گفتیم که طالبان اگر دنبال صلح در افغانستان هست، باید همه گروه‌های افغانستان که آمادگی برای صلح را دارند، در دولت نقش داشته باشند. نه اینکه بیایند و آنها دولت را تعیین کنند. این دقیقاً موضع دولت افغانستان هم هست و این موضعی که من گرفتم دقیقاً موضع آقای اشرف غنی هم هست. ممکن است که یکی دو نفر در دولت افغانستان به دلیل نگرش‌های شخصی و جناحی، موضع‌گیری کرده باشند و فوراً هم موضع آنها حذف و اصلاح شد. این به خاطر برخورد احساسی است که با قضیه شد. خود آقای اشرف غنی و سایر مقامات افغانی همیشه گفته‌اند که باید طالبان بیاید و در یک روند صلح وارد حاکمیت افغانستان بشود.

حضور نظامی بیگانه، مخل امنیت

البته هستند کسانی که از خارج آمده‌اند، آنها نباید نقشی داشته باشند. اما آنهایی که افغانی هستند و دنبال صلح در افغانستان هستند، نمی‌شود بدون آنها کاری بشود. تجربه نشان داده که در ۱۷ یا ۱۸ سال حضور آمریکایی‌ها هیچ امنیتی هم برای افغانستان پیدا نشده و الان هم خود آمریکایی‌ها با خود طالبان بدون حضور دولت افغانستان مذاکره می‌کنند که چگونه از افغانستان خارج شوند. ما معتقدیم که باید دولت و مردم افغانستان، خصوصاً احزاب جهادی افغانستان حضور داشته باشند و با هم به نتیجه برسند.

آن کسانی که به طور همزمان در جاهای مختلف عملیات تروریستی انجام می‌دهند، صدها کشته روی دست مردم افغانستان می‌گذارند تعامل با اینها چطور ممکن است؟

این حتماً برای مردم افغانستان غیرقابل قبول است و برای ایران هم. ما هم بدون هرگونه ملاحظه‌ای عملیات تروریستی علیه مردم را محکوم می‌کنیم و معتقد هستیم که راه‌حل افغانستان، مذاکره بین گروه‌های افغانی و دولت افغانستان در یک مذاکره فراگیر داخلی افغانستان هست، نه مذاکره با خارجی‌ها و توسط خارجیها.

حامد کرزای رئیس‌جمهور صحبت‌هایی کرده بود که ما امنیت داریم و می‌توانیم به نیروی خارجی متکی نباشیم. این جمله از دهانش خارج نشده بود که یک بمب در زیر تریبونش منفجر شد. ظاهراً برای خاطر اینکه آمریکایی‌ها در افغانستان بمانند، به این قبیل عملیات تروریستی احتیاج دارند.

ما از ابتدا معتقد بودیم که حضور خارجی‌ها به خصوص آمریکا در هیچ کجا امنیت ایجاد نکرده بلکه ناامنی تولید کرده، در افغانستان هم همین‌طور.

با توجه به حوادث تروریستی متعددی که از منشاء خاک پاکستان صورت گرفته، چقدر دولت پاکستان را در این موضوع دخیل می‌دانید؟ کم‌کاری یا تعمد؟

من تعمدی در سطح عالی دولت پاکستان نمی‌بینم. کم‌کاری حتماً وجود دارد. برخی نیروهای محلی در پاکستان متاسفانه وابستگی‌هایی دارند و ممکن است برخی افراد یاغی در نیروهای محلی پاکستان وجود داشته باشد. آنچه که واضح است این است که این حرکت‌ها علیه ایران در خاک پاکستان متاسفانه شکل می‌گیرد. هیچ وقت تهدیدی از خاک ایران برای پاکستان وجود نداشته که اخیراً مقامات پاکستانی هم به این حقیقت اذعان داشته‌اند، هیچ‌وقت تهدیدی از خاک ایران برای پاکستان وجود نداشته و امن‌ترین مرز پاکستان، مرز با ایران است و امیدواریم امن‌ترین مرز ما هم با پاکستان باشد.

خیلی تشکر و سپاسگزاری می‌کنیم از وقت ارزشمندی که در اختیار خوانندگان گذاشتید.

من هم از شما تشکر می‌کنم. /روزنامه جمهوری اسلامی

ظریف درباره جنگ ایران و اسرائیل: نمی‌توان چنین احتمالی را رد کرد

این خبر آخرین مصاحبه ظریف پیش از استعفا اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

گاف مجری تلویزیون درباره اف‌ای‌تی‌اف وقتی نتوانست جلوی خودش را بگیرد!

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، برنامه دیروز «دست خط» که با اجرای مدیر روابط عمومی صداوسیما روی آنتن رفت، حاوی سه نکته جالب و البته تکراری بود که مدیران سازمان صداوسیما همیشه آن را با لطایف الحیلی انکار می‌کنند. محمدحسین رنجبران خبرنگار سابق واحد مرکزی و مدیر روابط عمومی فعلی، دیروز به شکلی آماتور، دست صداوسیما را باز کرد و نشان داد مجری خوبی برای گفتگوی سیاسی نیست! 

یکم

از آقا تهرانی درباره وضعیت مردم پرسید و او گفت: «مردم می‌گویند مسئولین خوب عمل نمی‌کنند. دولت باید خودش را جمع کند. اینطور ادامه ندهد، این دست فرمان خوبی نیست. تا دیروز همه چیز را به برجام و آنوری و امریکایی‌ها می‌بستند و الان که نشده، همه می‌گویند برجام است که خراب شده است…»

اینجای مصاحبه آقای مجری نتوانست خود را کنترل کند و ناگهان آنچه نباید می‌گفت از دهانش پرید و گفت: حالا هم می‌گویند اگر اف ای تی اف نشود…!

که آقاتهرانی هم تایید کرد و بحث خودش را ادامه داد! در واقع دبیرکل جبهه پایداری اصلا درباره اف ای تی اف، حرفی نزد اما آقای مجری موضع خود و احیانا موضع صداوسیما و معاونت سیاسی را لو داد در حالی که قرار بوده مجری گفتگو و اصولا صداوسیما در این ماجرا بی طرف باشد!

دوم

در جای دیگری از گفتگو، رنجبران به جای سوال از آقاتهرانی، گفت: از وضعیت فرهنگی نگران نیستید؟

این سوال اگرچه سوال نیست و خط دهی برای توضیح طرف مقابل است، یک زوایه مهم دیگر دارد؛ خود صداوسیما! چه کسی مسئول اصلی وضعیتی است که مدیر روابط عمومی صداوسیما معتقد است، نگران کننده است؟ قطعا سهم صداوسیما با بودجه سنگین و آنتن فروشی وحشتناک و بخت‌آزمایی‌های نوین‌ش، بیش از ۵۰درصد است!

سوم

آقای مدیر روابط عمومی از آقا تهرانی درباره وضعیت احمدی نژاد و حمایت از او می‌پرسد و می‌گوید: فکر کردین چرا اینجوری شد؟ و آقا تهرانی هم در سه ثانیه می‌گوید فکر می‌کنم ولی فصلش گذشته و باید به فکر آینده بود!

مجری هم بلافاصله به سراغ آینده می‌رود! و پرونده احمدی نژاد را کاملا می‌بندد! به همین سرعت!

شاید بتوان گفت او یک «یامین پور» دیگر است؛ مودب تر و آرام تر که البته برای جایگاه حقوقی‌اش اصلا خوب نیست و بهتر است خودش برنامه را تقدیم فرد دیگری کند تا او بدون داشتن صندلی مدیریتی در صداوسیما، سخنگوی جبهه پایداری در تلویزیون باشد! /خبرآنلاین

انتقاد وزارت‌بهداشت به خاطر پخش ویدئوی زنی که ۲۷ بار بابت کتک خوردن درخواست طلاق داده است

این خبر گاف مجری تلویزیون درباره اف‌ای‌تی‌اف وقتی نتوانست جلوی خودش را بگیرد! اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

شما نظر بدهید / نمایندگان از طرح استیضاح رییس‌جمهور چه هدفی را دنبال می‌کنند؟

به گزارش بخش سیاسی سایت خبرهای فوری، این تلاش در حالی صورت می گیرد که توصیه بزرگان نظام و خواست عموم مردم تلاش قوای سه گانه برای حل مشکلات اقتصادی و دوری از مسائل حاشیه ساز است. مخالفت با برجام در تمام طول اجرا و افزایش فشار به دولت در تریبون های رسمی و غیر رسمی از جمله تلاش های مخالفان سرسخت دولت و تندروها بوده است و حالا در شرایطی که تحریم های ظالمانه، ایران را نشانه گرفته است رییس جمهور به عنوان نماد اراده ملت و خط مقدم جنگ اقتصادی تهدید به استیضاح می شود.

حال به نظر شما تلاش این تعداد نماینده برای طرح چنین موضوعی با چه هدفی صورت می گیرد؟

کاربران عزیز می توانید نظرات خود را در قالب کامنت زیر همین خبر بنویسید

روحانی: نیاز به خارج از کشور برای درمان رفع شده است / گردشگر سلامت داریم

این خبر شما نظر بدهید / نمایندگان از طرح استیضاح رییس‌جمهور چه هدفی را دنبال می‌کنند؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

چرا احتمال ریزش قیمت ارز بالاست؟

به گزارش بخش اقتصادی سایت خبرهای فوری، قیمت ارز حالا یک سالی است که جهش انفجاری را تجربه کرده است. یک سال پیش، کم کم ارز پا را از محدوده تعیین شده برای خود فراتر نهاد و با رسیدن به قیمت چهار هزار تومان و ادامه پیشروی نشان داد میلی به ماندگاری در قیمت‌های پیشین ندارد. بدبینانه ترین سناریوها نیز قیمت دلار را بین ۵ تا هشت هزار تومان تصویر می کردند اما ارز، با خروج ترامپ از برجام و مانور عوامل داخلی و خارجی حمله به بازار ارز، روی بالاتر از ۱۶ هزار تومان را دید.

جهش ارزی این بار در سالیان پایانی دهه نود هم قربانی داد. رییس کل بانک مرکزی تغییر کرد و معاون ارزی وی نیز حالا موقعیتی چنان متفاوت دارد که سخنگوی قوه قضاییه هر از گاهی در پاسخ به سئوالات خبرنگاران درباره پرونده اش توضیحاتی را ارائه می کند.

 همتی، رییس کل بانک مرکزی در بدو ورود به این نهاد، اقدامات ویژه ای را در دستور کار قرار داد. اختیاراتی را از سران سه قوه گرفت تا بتواند مدیریت بازار ارز را در اختیار گیرد. سلطان سکه اعدام شد و اتفاقا بازار ارز نیز طعم برخورد پلیسی را زیر زبان احساس کرد.

صفحه شخصی در قامت یک رسانه

 حالا همتی جدا از نهاد تحت امرش و ساختار اداری چیده شده در آن، از طریق صفحه شخصی خود در شبکه فیلتر نشده اینستاگرام، رسانه‌ای را علم کرد. صفحه شخصی وی حالا به رسانه ای مهم برای مخاطبانش تبدیل شده است، برای آنها که تحولات بازار ارز را پیگیری می کنند.

 همتی اتفاقا از طریق همین صفحه شخصی اش در هفته های اخیر چندین پیام پیاپی را منتشر کرد و تاکید داشت قیمت ارز در این محدوده باقی نمی ماند و باید منتظر ریزش‌های جدید بود.  این بدان معنی است که اتفاقات تازه ای در راه است. همتی درباره قیمت ارز به تازگی پستی منتشر کرد و نوشت: قیمت ارز به زودی تعدیل می شود.

 چرا قیمت ارز باید بریزد؟

رنجبرزاده، عضو هیات رییسه مجلس شورای اسلامی اتفاقا برای اعلام اینکه ارز تا هشت هزار تومان پایین می‌آید به سخنان همتی استناد می‌کند اما استناد همتی برای اعلام واقعی نبودن نرخ ارز در شرایط کنونی چیست؟

 شاید برای بسیاری اعلام ارزان شدن دلار در ماه‌های پیش رو عادت مالوف مقامات ایران باشد کما اینکه ردگیری سخنان سیف، رییس کل پیشین بانک مرکزی نیز نشان می دهد وی تاکید داشت قیمت ها به زودی کاهش می یابد اما نه تنها کاهشی رخ نداد بلکه رکورد شکنی ها به حدی بود که اقتصاد شوکه از وضعیت رخ داده، قدرت نمایی ارز را تماشا می‌کرد.

 حالا اما همتی که قول اولیه‌اش در مهار قیمت ها و ثابت نگه داشتن آن در محدوده ۱۱تا ۱۲ هزار توان محقق شده است، این بار خبر از کاهش قیمت ارز در اینده ای نزدیک می دهد.

به نظر می رسد استناد همتی به تصمیم تازه‌ای باشد که نهاد تحت تصدی اش اتخاذ کرده است. در این راستا بانک مرکزی با هدف تشویق صادرکنندگانی که نسبت به ایفای تعهدات ارزی خود اقدام کرده و عملکرد مثبتی در بازگردانی ارز حاصل از صادرات به چرخه تجاری کشور داشته اند، امتیازات و مشوق‌هایی را برای این فعالان اقتصادی در نظر گرفته است. رفع تعهد بازگشت ارز حاصل از صادرات منوط به ثبت تمام اطلاعات توسط بانک‌ و صرافی‌های مجاز در سامانه نیما و سنا حسب مورد خواهد بود.

بر این اساس مقرر است صادرکنندگانی که بیش از ۶۰ درصد ارز حاصل از صادرات خود را مطابق مصوبات پیشین به چرخه‌ی اقتصاد بازگردانده‌اند، علاوه بر موارد تصریح شده در جدول در صورت نیاز به تخصیص و تأمین ارز در اولویت بانک مرکزی قرار خواهند گرفت.

با این تصمیم به نظر می رسد طی روزهای آینده بازگشت ارز حاصل از صادرات غیر نفتی به کشور افزایش یافته و همین مساله تنگنای ایجاد شده را تا جدی برطرف نماید. از سوی دیگر تصمیم شورای پول و اعتبار در خصوص مکانیزم تخصیص ارز وارداتی خود مانعی بر سر راه سودجویی در این حوزه خواهد بود.

 این دو اقدام در کنار اقدامات ویژه دیگری که مدتی است از اجرای آنها می گذرد و روند گردش نقدینگی را کند کرده، می‌تواند در روزهای آتی زمینه را برای کاهش نرخ ارز فراهم آورد.

 و اما سیاست

 باید در نظر داشت تصمیمات مجمع تشخیص مصلحت نظام در خصوص پالرمو و سی اف تی نیز تاثیر خود را بر بازار ارز به جا خواهد گذاشت چرا که بازار ارز در شرایط کنونی، بیش از وضعیت عادی تحت تاثیر سیاسی قرار داشته و دارد. رییس کل بانک مرکزی حتی مستقیم این تاثیر را در پستی مورد اشاره قرار می دهد.

 در عین حال همتی، به رغم تاکیداتش بر کاهش قیمت ارز در روزهای آتی بر این نکته تاکید دارد که به دلیل شرایط ویژه کشور و درگیری در جنگ اقتصادی بسیاری از آمارها قابل انتشار نیست اما نتیجه بی تردید ثباتی است که در راه است. مکانیزم تشویقی صادرکنندگان در جدول زیر به تفصیل تشریح شده است. /خبرآنلاین

جدول1

بلایی که دلار بر سر زندگی ما آورد

این خبر چرا احتمال ریزش قیمت ارز بالاست؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.