بررسی بازی Resident Evil 2؛ الماس خونین شهر مردگان

سال‌هاست که ژانر وحشت را زیر نظر دارم و آنقدر بازی ترسناک تجربه کرده‌ام که به راحتی بگویم مشکل اصلی بازی‌های پرخرج و بد ترسناک امروزی در کجاست. برای خودم یک تصویر آرمانی از بازی ترسناک مورد علاقه‌ام ساخته‌ام و در طی این دوران تا جایی که امکانش بود سعی کردم شما را هم با چیزی که در گوشه ذهن داشتم آشنا کنم. اما حالا آن تصویر آرمانی دیگر یک تصویر خیالی نیست که فقط خودم بتوانم به آن پر و بال دهم.

بازسازی رزیدنت اویل ۲، مثال زنده‌ همان چیزی است که طی این مدت سعی می‌کردم برایتان در موردش بگویم. حقیقتش را بخواهید حتی خودم هم فکر نمی‌کردم که بازی تا این اندازه فوق‌العاده باشد. در بهترین شرایط احساس می‌کردم که رزیدنت اویل ۲ در کنار تمام ویژگی‌های خوبش، تبدیل به اثری می‌شود که پس از چند ساعت، در ورطه تکرار می‌افتد و گیمر را در سیاهچال خسته کننده‌ای فرو می‌برد که نمی‌شود به راحتی از آن بیرون آمد.

رزیدنت اویل ۲

اما این طور به نظر می‌رسد که کپکام از تجربه‌های نه چندان دلچسب پیشینش درسی اساسی گرفته و به خوبی نشان می‌دهد که نقشه راه توسعه یک رزیدنت اویل جدید را بر اساس انتظارات طرفداران سری می‌چیند. با انتخاب این مسیر، رزیدنت اویل ۷ به یکی از خوب‌های فرانچایز رزیدنت اویل تبدیل شد و همین موضوع باعث شد که همه مصرانه منتظر بازسازی رزیدنت اویل ۲ باشند و ببینند که نسخه نهایی چطور از آب در می‌آید.

خبر خوب این است که رزیدنت اویل ۲ نه تنها یک رزیدنت اویل فوق‌العاده است بلکه می‌توان از آن به عنوان مولفی یاد کرد که آینده بازی‌های ترسناک پس از خود را نیز تغییر می‌دهد. اگر می‌خواهید بفهمید که چطور رزیدنت اویل ۲ به چنین جایگاهی رسیده، حتما ادامه متن را بخوانید.

الوعده وفا

رزیدنت اویل ۲

درست زمانی که اولین تریلر رزیدنت اویل ۲ منتشر شد، با نگارش مقاله‌ای از انتظاراتم برایتان گفتم. خوشبختانه بازی همان چیزی شده که انتظارش را داشتم. رزیدنت اویل ۲ مدام از تبدیل شدن به یک اکشن محض دوری می‌کند، خیلی کم و به موقع سراغ جامپ اسکیرها می‌رود، قدر تعلیق را خوب می‌داند و دقیقا همان ترسی را به جانتان می‌اندازد که بیست سال پیش در نسخه اصلی تجربه کرده بودید. همه المان‌های مهم سری هم حفظ شده‌اند.

عمارت موزه شکل و تو در تویی دارید که در هر نقطه آن یک خطر بالقوه انتظارتان را می‌کشد. معما‌های خوب و خوش ساختی دارید که برای رسیدن و حل کردنشان باید از سد زامبی‌‌ها، لیکرها و چندین موجود عجیب الخلقه دیگر بگذرید. همانند تمام نسخه‌های کلاسیک سری نیز مهمترین پازل بازی، در اصل همان عمارتی است که پا در آن گذاشته‌اید.

رزیدنت اویل ۲

پیدا کردن و باز کردن مسیرها در راهروهای تاریک ساختمان اداره پلیس که با قدم گذاشتن روی کفپوش‌های کهنه چوبی‌ آن، صدای جیر جیر آزار دهنده‌ای سکوت محیط را در هم می‌شکند، بزرگترین چالشی است که باید پشت سر بگذارید. این‌ها دقیقا همان المان‌هایی بودند که رزیدنت اویل‌های کلاسیک با آن‌ها تعریف می‌شدند.

تاریکی، آن غول نامرئی جاودانی بود که جای جای لوکیشن‌های سه گانه اصلی را در خود می‌بلعید و جهان آن بازی‌های پیکسلی را طوری تسخیر می‌کرد که هیچکس نمی‌توانست از برداشتن قدم بعدی خود مطمئن باشد. حالا همه این‌ها برگشته‌اند. رزیدنت اویلی داریم که با تلفیق ویژگی‌های کلاسیک سه گانه اصلی با المان‌های مدرن بازی‌های ترسناک امروزی، کاری می‌کند که نتوانید کنترلر را کنار بگذارید و از پای بازی بلند شوید. این‌ شاید همان چیزی بود که سال‌ها منتظرش بودیم.

بازگشت تازه کارها

رزیدنت اویل ۲

رزیدنت اویل ۲ مدام از تبدیل شدن به یک اکشن محض دوری می‌کند، خیلی کم و به موقع سراغ جامپ اسکیرها می‌رود و قدر تعلیق را خوب می‌داند

رزیدنت اویل ۲ دقیقا همانند نسخه اصلیش شروع می‌شود. بازی در همان ابتدا به شما اجازه می‌دهد میان دو کاراکتر محبوب سری پا در جهان خوفناک راکون سیتی بگذارید. یکی از این شخصیت‌ها لئون کندی است؛ پلیس جوان و تازه کاری که به امید فردایی بهتر، شهر و خانه خود را به مقصد اداره پلیس راکون سیتی ترک گفته. از طرف دیگر کلیر ردفیلد را داریم؛ خواهر نگرانی که برای گرفتن خبری از برادر گمشده‌اش پا به جهان آشوب زده‌ای می‌گذارد که نمی‌داند از آن جان سالم به در می‌برد یا نه.

قصه این دو شخصیت اما خیلی زود در فروشگاه پمپ بنزینی که در نزدیکی راکون سیتی واقع شده به هم گره می‌خورد. لئون و کلیر که در آن لحظه بی‌خبر از همه چیز هستند به ناگهان خود را در میان گله‌ای از مردگان متحرکی می‌بینند که فرار از دستشان کار آسانی نیست. با این حال، شانس با کلیر و لئون یار است و آن‌ها با پیدا کردن یک خودرو، راهی شهری می‌شوند که فکر می‌کنند از خطر دور مانده؛ ناغافل از اینکه اول و آخر همه چیز از قلب زیرزمین‌های مخوف راکون سیتی بیرون آمده است.

رزیدنت اویل ۲

با رسیدن کلیر و لئون به شهر، همه چیز صد برابر بدتر می‌شود. ناگهان به جای یکی دو جین زامبی، صدها تن از آن‌ها که همین چند دقیقه پیش مشغول تکه و پاره کردن مردم بیچاره شهر بودند، کلیر و لئون را دوره می‌کنند. اما یک اتفاق ساده باعث می‌شود که لئون و کلیر از مهلکه جان سالم به در ببرند و قصه آن دو در مسیرهای متفاوتی از هم قرار بگیرد. در هر یک از این مسیرها همانند بازی اصلی، با کاراکترهای متفاوتی رو به رو خواهید شد، قصه‌های تازه‌ای را می‌شنوید و در نهایت با به پایان رساندن هر دوی آن‌ها تصویر کاملی از تمام اتفاقاتی که باعث شدند راکون سیتی به مرز نابودی برسد، خواهید داشت.

این قصه‌ای بود که در بازی اصلی هم شاهدش بودیم اما کپکام سعی کرده نحوه روایت داستان نسخه بازسازی شده را کمی تغییر دهد تا مخاطب قدیمی بازی که نسخه اصلی را هم تجربه کرده، احساس یکنواختی نکند و ترغیب شود تا مسیر دوم را هم تا انتها به پایان برساند. خوشبختانه کپکام در این مسیر عملکرد موفقی داشته و حتی اگر نسخه اصلی را هم تجربه کرده باشید، نمی‌توانید اتفاقاتی که در طول مسیر پیش می‌آیند را از قبل پیشبینی کنید.

رزیدنت اویل ۲

این جزو نکات مثبت رزیدنت اویل ۲ به حساب می‌آید. آن‌ها ماهیت کلی داستان را با روایتی تازه و گیرا در هم آمیخته‌‌اند تا کسی که برای اولین بار قرار است پا در دنیای وهم آلود رزیدنت اویل ۲ بگذارد، حس نکند که دارد کتاب سالخورده و گرد و خاک گرفته‌ای را باز می‌کند که برای سال‌هاست دست نخورده در کنج کتابخانه‌ جای گرفته. در یک کلام روایت تازه رزیدنت اویل ۲ از داستان اصلی، درگیر کننده، پر جزئیات و گیراست و کاری می‌کند که تا آخرین لحظه قصه لئون و کلیر را دنبال کنید. اما اشکال اینجاست که کپکام هنوز نمی‌تواند برای رزیدنت اویل‌ها دیالوگ‌های پخته‌تری که با استانداردهای امروزی مدیوم سازگار باشد بنویسد. این مشکل در کات‌سین‌ها بیشتر خودنمایی می‌کند. برای مثال بگذارید از سکانسی برایتان بگویم که لئون و کلیر در پشت حصارهای اداره پلیس دوباره به هم می‌رسند و خوش و بش می کنند.

در این صحنه به جای اینکه بازی استرس کارکترها و ترسی که به جانشان افتاده را نشان دهد، آن‌ها را طوری کنار هم قرار می‌دهد که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده و دارند برای اولین قرار عاشقانه‌شان برنامه‌ریزی می‌کنند. این شاید یکی از معدود مشکلاتی است که رزیدنت اویل ۲ با آن‌ دست و پنجه نرم می‌کند. در مدیوم امروزی صنعت بازی‌های ویدیویی، توسعه دهندگان خوب به شدت روی دیالوگ‌ها و تاثیری که می‌توان از آن‌ها گرفت سرمایه گذاری می‌کنند اما متاسفانه کپکام به جز یکی دو سکانس به خصوص، سعی نکرده دیالوگ‌های عمیق و معنادارتری برای بازی مورد انتظارش بنویسند که این به هیچ وجه قابل قبول نیست.

حماسه یک هویت مجهول

رزیدنت اویل ۲

خوشبختانه عملکرد کپکام در دیالوگ نویسی به گیم‌پلی بازی سرایت نکرده. تک تک المان‌های مهم گیم‌پلی بازی مثل چرخ دنده‌های یک ساعت سوئیسی به هم متصل شده‌اند و عملکرد خیره کننده‌ای از خود نشان می‌دهند که شاید در هیچ بازی ترسناک مدرنی شاهدش نبودید. اول از هر چیز بگذارید با گان‌پلی بازی شروع کنم. از همان ابتدا که اسلحه به دست می‌شوید، بازی برایتان این را کاملا جا می‌اندازد که اگر می‌خواهید شلیک دقیقی داشته باشید، باید کاملا بایستید. این فاکتوری است که توسعه دهندگان بازی از رزیدنت اویل ۴ وام گرفته‌اند تا بازی به یک ران اند گان ساده و خطی که هیچ سختی خاصی پیش روی گیمر نمی‌گذارد، تبدیل نشود.

شما مدام مجبورید برای شلیک به زامبی‌ها، کاملا بایستید و این باعث می‌شود که آن‌ها به آرامی به شما نزدیک و نزدیک‌تر شوند. از طرفی دوربین بازی نیز طوری طراحی شده که با نزدیک شدن دشمنان، نشانه گیری به مراتب سخت‌تر شود. از این رو شما همیشه باید به دو فاکتور فاصله و ایستادن حین نشانه‌گیری دقت کافی را داشته باشید تا گلوله‌تان درست به جایی اصابت کند که انتظارش را دارید. اما اگر به این دو اصل مهم توجه نکنید، با هر قدم نزدیک شدن زامبی‌ها چنان استرسی به جانتان می‌‌افتد که از شدت ترس شاید کلی تیر با ارزش را فدای از بین بردن یکی از آن‌ها بکنید و دیگر چیزی برای مقابله با مابقیشان در اختیار نداشته باشید.

رزیدنت اویل ۲

اما بگذارید بگویم که نکته طلایی کل این موضوع در کجاست. به طور کلی از بین بردن کامل زامبی‌ها کار بی‌فایده‌ای است. زامبی‌های رزیدنت اویل ۲، هیچ شباهتی به زامبی‌هایی که چند سال اخیر در بازی‌های مختلف می‌دیدیم ندارد. نه به شما مشت و لگد می‌زنند و نه می‌شود با شلیک چند گلوله به سر آن‌ها از شرشان خلاص شد، بلکه به صورت کاملا اتفاقی دوباره زنده می‌شوند و آنقدر این رویه تکرار می‌شود تا مهماتتان ته می‌کشد. آن وقت که دیگر چیزی برای شلیک نداشتید، به راحتی دوره‌تان می‌کنند آنقدر با دندان‌های کندشان گلویتان را فشار می‌دهند تا جان شیریتان فدای بی‌ملاحظه بودنتان شود. اینجاست که رفته رفته می‌فهمید کشتن زامبی‌ها در ازای صرف بیش از حد مهمات با ارزش بازی اصلا فایده‌ای ندارد و بهتر است به آغوش فیزیک فوق‌العاده بازی پناه ببرید و به جای گرفتن نشانه روی سر دشمنان، دست و پای آن‌ها را مورد اصابت گلوله قرار دهید.

فیزیک بی‌نظیر بازی کاملا در اختیار گیم‌پلی آن قرار گرفته و شما می‌توانید با استفاده از این مزیت، دست و پای زامبی‌ها را از آن‌ها بگیرید. با این کار، از سرعت زامبی‌ها کاسته می‌شود، دیگر نمی‌توانند به راحتی تعقیبتان کنند و از همه مهمتر دستی ندارند که بتوانند با آن شما را بگیرند و به سمتتان حمله‌ور شوند. آن وقت است که به راحتی می‌توانید از کنارشان عبور کنید و با خیال راحت‌تری به سراغ پازل‌های بازی بروید. البته فکر نکنید که با استفاده از فیزیک بازی می‌شود تمام دشمنان بازی را از پیش رو برداشت. برای مثال کافیست که فقط به سمت دست و پای یک لیکر شلیک کنید تا در عرض چند ثانیه وضعیت سلامتی‌تان در معرض خطر قرار بگیرد. به جای این کپکام برای لیکرها محدودیتی در نظر گرفته‌ که در بازی اصلی وجود نداشت.

رزیدنت اویل ۲

حالا لیکرها تبدیل به موجودات کوری شده‌اند که با پرسه در راهروهای تاریک اداره پلیس به سمت هر صدایی که در اطرافشان ایجاد شود جذب می‌شوند. فقط کافیست که این موضوع را بدانید و آن وقت شما می‌توانید با آرام قدم برداشتن، بدون اینکه حتی یک گلوله شلیک کنید از کنار لیکرها بگذرید و به جایی که مد نظرتان بود برسید. این‌ها ویژگی‌های جذابی هستند که در نسخه‌ اصلی حضور نداشتند و به لطفشان بازسازی رزیدنت اویل ۲، گیم‌پلی منطقی‌تر و متفاوت‌تری نسبت به دیگر آثار ترسناک امروزی پیدا کرده.

همانند بازسازی موفق نسخه اول، رزیدنت اویل ۲ نیز حالا میزبان مخلوقات جدیدی است که رویارویی با آن‌ها دشوار و طاقت فرساست. خصوصا ایوی‌ها که اواخر بازی به سراغتان می‌آیند، بلای جانی هستند که اگر با آتش افروز یا نارنجک‌های آتشین جسدشان را نسوزانید مدام زنده می‌شوند و مهمات بیشتری از شما می‌گیرند. در کنار این‌ها تایرنت غول‌پیکری که بیست سال پیش مقابله با آن یک عذاب تمام عیار بود نیز در بازی حضور دارد. حالا مستر ایکس ظاهر تنومندتری پیدا کرده و از جایی که به بازی اضافه می‌شود حتی یک لحظه هم دست از تعقیب و گریز شما بر نمی‌دارد.

رزیدنت اویل ۲

ابهت تایرنت چندین برابر شده و اگر از من می‌پرسید، به شما می‌گویم که مستر ایکس رزیدنت اویل ۲ دست کمی از نمسیس ندارد

صدای پایش در جای جای راهروهای ساختمان اداره پلیس شنیده می‌شود و چنان تعلیقی برایتان ایجاد می‌کند که تا آن ظاهر بد هیبتش را جلوی چشمتان نبینید، احساس آرامش نمی‌کنید. بشخصه وقتی ناغافل جلویم ظاهر می‌شد و موسیقی بازی ریتمی خشن و سریع به خود می‌گرفت، قبل از اینکه از استرس کنترلم را از دست بدهم با دستپاچگی هر چه تمام‌تر، سعی می‌کردم به سمت اولین اتاقی بروم که احساسم به من می‌گفت در آن‌ جا امنیتت تضمین شده اما تا می‌آمدم کمی خودم را پیدا کنم و از دستش نفس راحتی بکشم، صدای سنگین قدم‌هایش همانند میخی فولادی در مغرم فرو می‌رفت. باور کنید وقتی در چنین شرایطی قرار بگیرید، دیگر دوست ندارید پایتان را از آن اتاق امن بیرون بگذارید. چراکه در هر لحظه احتمال این وجود دارد که سر و کله این غول بی شاخ و دم از جایی بیرون بزند که فکرش را نمی‌کنید. جالب‌تر اینکه با هیچ چیز نمی‌توانید جلویش را هم بگیرید.

به بیان دیگر، هیچ تیر و گلوله‌ای روی مستر ایکس رزیدنت اویل ۲ تاثیر ندارد و تنها راه این است که فقط فاصله‌تان را با او حفظ کنید. جالب‌تر اینکه مستر ایکس همانند لیکرها نسبت به صدا هم حساس است و هر چه بیشتر در محیط بدوید و از سلاحتان بیشتر استفاده کنید، زودتر مکان فعلیتان را تشخیص می‌دهد و کاری می‌کند که از سر و صدا کردن‌های بیجایتان پشیمان شوید. بازگشت این چنینی مستر ایکس در رزیدنت اویل ۲، یکی از طلایی‌ترین اتفاقاتی بود که در بازسازی نسخه دوم اتفاق افتاد. آن‌ها ابهت تایرنت را چندین برابر کردند و اگر از من می‌پرسید، به شما می‌گویم که مستر ایکس رزیدنت اویل ۲ دست کمی از نمسیس ندارد.

اینک آخر الزمان

رزیدنت اویل ۲

در کنار این‌ها به سیستم بقای بازی توجه ویژه‌ای شده. شعاری که ناتی داگ با لست آو آس بر سر زبان‌ها انداخت و نتوانست آنطور که باید و شاید به آن عمل کند، کپکام با رزیدنت اویل ۲ به بهترین شکل ممکن آن را به نمایش می‌گذارد. هر گلوله‌ای که در رزیدنت اویل ۲ پیدا می‌کنید مهم است و ارزش بالایی دارد. اصلا این طور نیست که شما هر چقدر بخواهید گلوله شلیک کنید و خیالتان راحت باشد که بازی در اتاق بعدی تیرهای هدر رفته‌ را برایتان جبران می‌کند. به بیان دیگر، رزیدنت اویل ۲ یکی از بی‌رحم‌ترین بازی‌هایی است که تا حالا تجربه کرده‌اید. چراکه اگر بی‌محابا گلوله‌، اسپری یا گیاه‌های شفا بخش خود را خرج کنید، بازی به سخت‌‌ترین شکل ممکن مجازاتتان می‌کند.

از طرفی باید به این هم توجه داشته باشید که در بازی گلوله به شکل فیزیکی و قابل استفاده خیلی کم پیدا می‌شود. در عوض در گوشه‌های تاریک اتاق‌ها، باروت‌های مختلفی انتظارتان را می‌کشد که با ترکیب دوتای آن‌ها می‌توانید گلوله سلاح کمری، شاتگان یا حتی مگنوم بسازید. همین موضوع به گیم‌پلی بازی ساختار تاکتیکالی می‌بخشد و گیمر را مجبور می‌کند برای مقابله با هیولایی که پشت درها انتظارش را می‌کشد برنامه ریزی کند. با اضافه شدن آیتم تخته‌های چوبی به بازی، این ساختار تاکتیکال حتی قوت بیشتری می‌گیرد.

رزیدنت اویل ۲

شعاری که ناتی داگ با لست آو آس بر سر زبان‌ها انداخت و نتوانست آنطور که باید و شاید به آن عمل کند، کپکام با رزیدنت اویل ۲ به بهترین شکل ممکن آن را به نمایش می‌گذارد

در راهروهای اداره پلیس گهگاه پنجره‌های شیشه‌ای را می‌بینید که هیچ حفاظی جلوی آن‌ها نیست. به مرور در پشت این پنجره‌های شیشه‌ای زامبی‌ها صف می‌کشند و اگر با تخته‌های چوبی حفاظی جلوی پنجره‌ها ایجاد نکنید، مدام باید شاهد شکسته شدن پنجره‌ها و پر شدن راهروهای باریک اداره پلیس از زامبی‌ها باشید که قطعا این به نفعتان نخواهد بود. از این رو شما باید همیشه در فضای کم اینونتوری خود جایی برای تخته‌های چوبی در نظر بگیرید و سعی کنید از دارایی خود به بهترین نحو ممکن بهره ببرید. حتی فضای کم اینونتوری هم برای خودش مسئله‌ای است. در بسیاری مواقع به جایی می‌رسید که مجبورید برای برداشتن تنها چند گلوله، یک اسپری با ارزش را فدا کنید. همه این‌ها به خوبی کیفیت سیستم بقای بازی را بهبود بخشیده‌اند و به جرات می‌توان گفت، رزیدنت اویل ۲ استاندارد تازه‌ای برای حالت بقا تعریف کرده که قطعا از این پس بازی‌های بسیاری با معیارهای آن ساخته خواهند شد.

با تمام این اوصاف اما یک جای گله بزرگ هم وجود دارد. در اواخر بازی این را به خوبی می‌بینیم که بازی برخی المان‌های جذاب و تازه‌اش را فدا می‌کند و دیگر به سراغشان نمی‌رود. به طور کلی از یک جایی به بعد دیگر خبری از تخته‌های چوبی نیست و شما با ورود به فاضلاب و آزمایشگاه‌های آمبرلا دیگر لازم نیست نگران شکسته شدن پنجره‌ها باشید. البته این قضیه خیلی به بازی ضربه نمی‌زند و رویارویی با دشمنان جدید و تغییر رویکردی که گیم‌پلی برای مقابله با آن‌ها در پیش می‌گیرد، مانع از این می‌شود که رزیدنت اویل ۲ در دقایق پایانی از تب و تاب بیفتد و شکلی خسته کننده به خود بگیرد. اما پر بیراه هم نیست که بگوییم این موضوع، بخش اول بازی که در ساختمان اداره پلیس راکون سیتی روایت می‌شود را در نقطه اوج رزیدنت اویل ۲ قرار می‌دهد و باعث می‌شود که در ساعت‌های پایانی شاهد افت نامحسوسی در روند گیم‌پلی باشیم.

رزیدنت اویل ۲

در کنار این‌ها طراحی باس‌فایت‌های بازی هم کمی‌ به کیفیت بالای رزیدنت اویل ۲ ضربه می‌زند. به جز مستر ایکس که واقعا یک عذاب تمام نشدنی است، ویلیام برکین، آنتاگونیست اصلی قصه رزیدنت اویل ۲، چندان حرفی برای گفتن ندارد. ویلیام برکین یا همان جی، یک باس فایت کلاسیک و کاملا معمولی است که رویارویی با آن فقط به خرج کردن مهمات و ضربه زدن به نقاط آسیب پذیر او خلاصه می‌شود. تقریبا در سه یا چهار باری که ویلیام مزاحمتان می‌شود، به جز تیر زدن به پیکر در حال تکامل او، کار دیگری از دستتان ساخته نیست. تنها ممکن است یک بار این را حس کنید که بازی برای مبارزه با ویلیام برنامه ریزی کرده و به شما اجازه می‌دهد برای از پیش رو برداشتن جی با محیط تعامل کنید. بشخصه انتظار بیشتری از باس‌فایت‌های بازی داشتم اما متاسفانه مثل اینکه کپکام برای همه بخش‌های مختلف بازی برنامه بلند مدتی داشته، جز رویارویی با ویلیام برکین که از قضا مهمترین شخصیت منفی داستان هم هست.

خودنمایی زیبای الماس خونین

رزیدنت اویل ۲

با تمام این اوصاف رزیدنت اویل ۲ آنقدر خوبی و ویژگی مثبت چشم‌گیر دارد که می‌شود به راحتی روی ایرادات بزرگ، کوچک و حتی نامحسوس آن چشم بست و از بازی لذت وصف ناپذیری برد. یکی از بهترین ویژگی‌های دو نسخه اخیر رزیدنت اویل اما بازگشت پازل‌هاست. در رزیدنت اویل ۷ هم شاهد بازگشت پازل‌ها بودیم و کپکام به ما نشان داد که واقعا تصمیم دارد مسیر سری محبوبش را به سمت اصالت از دست رفته‌اش تغییر دهد و از توسعه ران اند گان‌هایی بی‌محتوا فاصله بگیرد. این رویکرد در رزیدنت اویل ۲ هم تکرار شده و حالا شاهد گیم‌پلی پازل محوری هستیم که باید برای پیشروی در آن، کند و کاو کنید، به دنبال آیتم‌های مورد نیاز بگردید، معماهای نسبتا خوبی را پشت سر بگذارید و آماده چالش‌های سخت‌تر شوید.

این‌ها همان المان‌های تاثیرگذاری بودند که کپکام داشت رفته رفته آن‌ها را به دست فراموشی می‌سپرد. اما خوشبختانه ژاپنی‌ها خیلی خوب متوجه شدند که مدرن شدن به معنای ساخت بازی‌ها اکشن و عامه پسند نیست و باید به سراغ چیزهایی بروند که سال‌ها پیش با آن‌ها مدیوم بازی‌های ویدیویی را متحول کرده بودند. ماحصل این تصمیم همین بازسازی رزیدنت اویل ۲ است. بازی نسبتا بی‌نقصی که نه تنها تمام المان‌های تاثیرگذار قدیمی سری در آن دیده می‌شود، بلکه ساختار و ظاهر تازه‌ای هم به خود گرفته تا گیمرهای امروزی‌تر هم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند و از تجربه‌اش لذت ببرند. این چیزی بود که همه طرفداران دو آتیشه سری که می‌دانم در ایران هم کم نیستند، انتظارش را می‌کشیدند و حالا بعد از این همه سال بازی منحصر به فردی دارند که می‌تواند در عین نوستالژیک بودن، مدرن و فوق‌العاده هم باشد. پس اگر به دنبال یک رزیدنت اویل یا حتی یک بازی ترسناک فوق‌العاده می‌گردید، شک نکنید که رزیدنت اویل ۲ برای شما بهترین گزینه‌ ممکن است.


  • یک کلاسیک مدرن
  • گان‌پلی متناسب با گیم‌پلی
  • روایت تازه و درگیر کننده
  • موسیقی و صدا گذاری عالی
  • گرافیک چشم نواز
  • فیزیک فوق‌العاده زامبی‌ها
  • تمرکز بیش از حد روی سیستم بقا
  • تعلیق‌خوب در حس ترس و استفاده کم از جامپ اسکیر
  • پازل‌های خوب
  • مستر ایکس
  • یک بازسازی تمام عیار
  • مولف بودن بازی
  • باس‌ فایت‌های نسبتا معمولی
  • دیالوگ‌ها و کات‌سین‌هایی که می‌شد بهتر باشند

The post بررسی بازی Resident Evil 2؛ الماس خونین شهر مردگان appeared first on دیجیاتو.

دموی قابل بازی رزیدنت اویل ۲ شما را به دوران خوش گذشته می‌برد

هنوز عرق تمام کردن دموی دویل می‌ کرای ۵ خشک نشده بود که کپکام با معرفی دموی قابل بازی رزیدنت اویل ۲، سورپرازیم کرد. البته دمو چیز جدیدی برایم نداشت و پیش‌تر در یوتوب تمام زیر و بمش را درآورده بودم. اما با تمام این‌ها باز هم نتوانستم با خودم کنار بیایم و به سراغ دانلود دمو نروم.

استیم را باز کردم و گذاشتم که دمو دانلود بشود. پروسه دریافت فایل‌های بازی که پایان یافت، حتی یک دقیقه هم وقت تلف نکردم و سریعا وارد بازی شدم. شاید باورش برایتان سخت باشد اما برای من که با سری رزیدنت اویل بزرگ شده‌ام، این دیدار دوباره حس شیرین و لذت بخشی داشت.

رزیدنت اویل 2

البته پیش از شروع بازی حس کنجکاویم گل کرد و به منوی تنظیمات رفتم تا ببینم چه تنظیمات گرافیکی برای بازی در نظر گرفته شده. شگفت‌زده شدم. تعداد گزینه‌های موجود در تنظیمات گرافیکی مافوق تصور بود و به شخصه انتظار نداشتم که یک بازی مولتی پلتفرم چنین آزادی عملی در اختیار کاربر بگذارد.

کمی در بخش تنظیمات گرافیک بازی وقت گذراندم و با پیدا کردن بهترین گزینه‌های ممکن، آرام آرام آماده ورود به جهان وهم آلود دمو شدم. در خبرها خوانده بودم که این دمو فقط به مدت سی دقیقه به گیمر اجازه گشت و گذار در راهرو‌های تو در توی اداره پلیس راکون سیتی را می‌دهد و به همین خاطر استرس به جانم افتاده بود که نکند خدای نکرده نتوانم دمو را به طور کامل تمام کنم.

رزیدنت اویل 2

با تمام این‌ها وقتی بازی شروع شد و پا در هال اصلی اداره پلیس گذاشتم، نتوانستم از دیدار دوباره‌ام با آن مجسمه بزرگ و فضای نورانی این ساختمان نوستالژیک سرسری بگذرم. خوب ایستادم و تماشا کردم. بازی من را برد به بیست سال پیش. کمی در محیط گشت زدم و این برایم جا افتاد که فقط ظاهر کلی هال اصلی اداره پلیس حفظ شده و بسیاری از جزئیات آن نسبت به نسخه اصلی تغییر کرده. درگیر این تغییرات بودم که یادم افتاد خیلی زمان ندارم.

خوشبختانه می‌دانستم که باید کجا بروم و بدون فوت وقت به سراغ اولین در سمت راست هال اصلی اداره پلیس راکون سیتی رفتم. طبق معمول و همانطور که در تریلرها دیده بودم، این در کرکره‌ای قرار نبود به طور کامل باز شود. به همین خاطر لئون مجبور شد از زیر این در سنگین به داخل بخیزد و نگاهی به فضای خوفناک پشت آن بیندازد. ناخواسته وقتی آن فضای تاریک را می‌بینید، حس ترس وجودتان را فرا می‌گیرد. البته این چیزی نیست که باید از آن بترسید.

رزیدنت اویل 2

با کمی جلو رفتن می‌بینید که حتی اداره پلیس هم از هجوم ویروس ‌T در امان نمانده و تمام راهروهایش پر شده از زامبی‌هایی که به خون انسان‌های عادی تشنه‌اند. در یک کلام بگذارید خیالتان را راحت کنم: زامبی‌های رزیدنت اویل ۲ به معنای واقعی کلمه خونخوار، خشن و بی‌رحمند و از آن دسته موجودات ساده لوحی نیستند که شما پیش خودتان بگویید با چند تیر خلاصشان می‌کنم و به راهم ادامه می‌دهم. نه زامبی‌های رزیدنت اویل ۲ اینگونه نیستند. سرعت کمی دارند اما شلیک‌های پی‌درپی شما هم نمی‌تواند جلوی عطش وصف ناپذیرشان برای تکه پاره کردنتان را بگیرد.

هر چه به شما نزدیک‌تر می‌شوند استرس بیشتری به جانتان می‌افتد و می‌دانید که اگر دیر بجنبید کارتان تمام است. سیستم تیراندازی کند بازی هم در افزایش این استرس که اغلب زیاد هم به طول می‌انجامد، نقشی اساسی دارد. در رزیدنت اویل ۲ شما نمی‌توانید همانند بازی‌های اکشن یا حتی رزیدنت اویل ۵ یا ۶ نشانه‌گیری دقیقی داشته باشید. اغلب تیرهایتان به در و دیوار می‌خورد و عملا خودتان باعث می‌شوید که فاصله زامبی‌ها مدام با شما کم و کم‌تر شود.

رزیدنت اویل 2

با این حال، کپکام سعی نکرده که کل فضای محیط را با تعداد کثیری از زامبی‌ها پر کند. صدایشان همه جا هست اما این دلیل نمی‌شود که در هر جایی حضور فیزیکی داشته باشند. این موضوع باعث می‌شود تعلیق خوبی در حس ترس بازی‌ به وجود آید. لحظاتی در بازی هست که از پشت سر، صدای نفس‌‌های خشک جسد تکه پاره‌ای که همین چند دقیقه پیش دوباره جان سردی به کالبد او دمیده شده به گوش می‌رسد و اینجاست که در عرض چند ثانیه‌ حس ترس وجودتان را فرا می‌گیرد و کل بدنتان یخ کند. اما وقتی که روی برمی‌گردانید، می‌بینید هیچ خبر خاصی نیست و این صداها بودند که ترس به جانتان انداخته‌اند.

بازی با روح و روانتان بازی می‌کند و باعث می‌شود که در تک تک قدم‌هایتان حس سرد ترس را احساس کنید. تاریکی هم به این موضوع کمک بیشتری می‌کند. نقاط روشن در بازی به ندرت پیدا می‌شوند و همین باعث می‌شود که برای رسیدن به آرامش به دنبال نور بگردید. همه این‌ها را با ظاهر بد ریخت و وحشتناک زامبی‌ها و نوع حرکت خشک و غذاب آورشان تصور کنید تا بفهمید تجربه بازی چه حس خفقان آوری دارد. خوشبختانه بازی در نمایش تجربه‌ای خونین هم کم نمی‌گذارد و کاری می‌کند که با دیدن برخی صحنه‌ها حالت تهوع بگیرید.

رزیدنت اویل 2

شلیک به سمت زامبی‌ها هم حس جالبی دارد. با هر گلوله‌ای که به سمت آن‌ها شلیک کنید، تکه پاره شدن بافت‌های بدنشان را به خوبی می‌بینید. بدن زامبی‌ها تخریب پذیری خوبی دارد و همین موضوع حس رویارویی با آن‌ها را واقعی‌تر می‌کند. از زامبی‌ها و حس ترس بازی که بگذریم، باید بگویم که کپکام در بازسازی دوباره لوکیشن‌های رزیدنت اویل ۲ هم عملکرد خیره کننده‌ای داشته.

بسیاری از محیط‌ها یا دقیقا همان چیزی هستند که بیست سال پیش دیده بودیم یا کمی تغییر نامحسوس داشته‌اند و ظاهر نوتری پیدا کرده‌اند. اما به هر حال با دیدن این لوکیشن‌ها برمی‌گردید به سال‌های دور و خاطراتتان از آن بازی پیکسلی که برای بسیاری یک کابوس تمام عیار بود، زنده می‌شود.

رزیدنت اویل 2

از طرفی موسیقی‌ها هم در رسیدن به چنین حسی بی‌تاثیر نیستند. با ورود به هال اصلی یا اتاق‌های سیو، همان موسیقی‌های معروف قدیمی به گوش می‌رسند. البته تیم توسعه دهنده در ریمستر آن‌ها نیز وسواس ویژه‌ای به خرج داده تا در کنار کاشتن یک حس نوستالژیک در ذهن مخاطب، حرف‌ تازه‌ای هم برای گفتن داشته باشند. در کل، بازگشت به راکون سیتی و خصوصا اداره پلیس مخوف آن حس خوب و شیرینی داشت و می‌توانم به جرات بگویم که کپکام برای رسیدن به چنین چیزی تلاش فراوانی کرده.

آن‌ها قدر این بازی کلاسیک و منحصر به فرد را خوب می‌دانند. با بسط دادن این دمو، می‌شود گفت که آینده روشنی پیش روی رزیدنت اویل ۲ قرار گرفته و احتمال اینکه بازی نتواند عملکرد موفقی داشته باشد خیلی کم است. البته امیدوارم که نتیجه نهایی هم با هیچ کاهش کیفیتی رو به رو نباشد و بازی تا آخرین لحظه همین کیفیت را حفظ کند.

The post دموی قابل بازی رزیدنت اویل ۲ شما را به دوران خوش گذشته می‌برد appeared first on دیجیاتو.

بازسازی یک اثر قدیمی به منزله خلق دوباره آن نیست

در صنعت رو به رشد بازی‌های ویدیویی، هر روز شاهد باز تعریف ساختار مسائل مختلف هستیم. در طی این سال‌ها تقریبا چیزی نبوده که تغییر نکرده و دست نخورده باقی مانده باشد. حتی مهمترین المان‌های بازی‌های پازل محور یا آثار سالیانه ورزشی نیز هر از گاهی دستخوش تغییرات اساسی می‌شوند، چه برسد به بازی‌های بزرگی که گهگدار تعریف‌هایی را جا می‌اندازند که به کل باعث تحول بازی‌های ویدویی بعد از خود می‌شوند.

بله مدیوم تعاملی عزیز این روزهای ما روی اصولی بنا شده که می‌شود به لطف آن هر روز تجربه‌های تازه‌ای داشت. این چرخه در تمام دوران تکرار شده و در هر نسل مشهودتر می‌شود. با این حال، هنوزم که هنوز است دلمان برای خیلی از بازی‌های قدیمی تنگ می‌شود. حس نوستالژیک این بازی‌ها آنقدر قوی است که هر از گاهی عجیب به یادشان می‌افتیم و دلمان می‌خواهد باز هم حس شیرین تجربه‌شان را بچشیم.

اینجاست که ریمسترها و بازسازی‌ها پا به میدان می‌گذارند و سعی می‌کنند با بهبود کیفی بازی‌های کلاسیک، گیمرهای جدید و قدیمی را دوباره به سمت آن‌ها بکشانند. مثال بارز این حرف را می‌شود به خوبی در بازسازی رزیدنت اویل ۲ دید. البته هستند از افرادی که اعتقاد دارند رزیدنت اویل ۲ ریمیک آن اثری نیست که انتظارش را داشتند اما به عقیده بسیاری از طرفداران، نمایش‌های خیره کننده بازی جدید و مورد انتظار کپکام به خوبی نشان می‌دهد که چطور می‌شود با بازسازی یک بازی قدیمی هنوز هم از آن لذت برد.

بازسازی بازی

رزیدنت اویل ۲ در ۲۱ ژانویه ۱۹۹۸ عرضه شد و در همان زمان یک دنباله عالی و بلند پروازانه برای قسمت اول به حساب می‌آمد. در قسمت دوم شاهد اتفاقات جدید بسیاری بودیم. دیگر خبری از قرار دادن یک سری کاراکتر جذاب در عمارتی اسرار آمیز و رازآلود نبود. به جای آن، کپکام تصمیم گرفته بود به بازی محبوبش نگاه بزرگتری داشته باشد. به همین خاطر ستینگ کلی آن را به قلب وحشت زده و درمانده خیابان‌های راکون سیتی برد.

رزیدنت اویل ۲ در ۲۱ ژانویه ۱۹۹۸ عرضه شد و در همان زمان یک دنباله عالی و بلند پروازانه برای قسمت اول به حساب می‌آمد

حالا تعداد زامبی‌هایی که باید از چنگشان فرار می‌کردید دو برابر شده بود و داستانی را می‌شنیدید که نمی‌شد به راحتی رهایش کرد. در واقع می‌توان گفت که کپکام در رزیدنت اویل ۲ همان حس ترس و استرسی که باید برای بقا می‌کشیدید را حفظ و تمام المان‌های خوب بازی قبلی را چندین برابر بهتر کرد. این کار آسانی نبود. از قسمت اول رزیدنت اویل در آن زمان به عنوان اثری یاد می‌شد که سبک جدیدی برای سوروایول هارر تعریف کرده و این سخت بود که بازی بعدی بتواند حتی تعریف‌های جدیدتری هم جا بیندازد.

این اتفاق در نهایت پس از عرضه رزیدنت اویل ۲ افتاد. رزیدنت اویل ۲ نه تنها مرز و حدود جدیدی برای سبک سوروایول هارر تعریف کرد، بلکه بازتعریف عجیبی هم روی تمام المان‌های اصلی قسمت اول انجام داد که خوشبختانه در آن زمان جواب دادند و به مذاق بسیاری از کاربران هم خوش آمد. اما حالا روی خود رزیدنت اویل ۲ هم یک باز تعریف تازه انجام شده. دوربین بازی، دیگر آن حالت ثابت خود را ندارد و همانند رزیدنت اویل ۴ به پشت شانه‌های لئون و کلر برده شده.

بازسازی بازی

در کنار این‌ها، دیگر خبری از آن بافت‌های پیکسلی نیست و شما می‌توانید به لطف قدرت سخت افزاری نسل هشتم با رزولوشن ۱۰۸۰ و نرخ فریم ۶۰ در خیابان‌های مخوف راکون سیتی قدم بگذارید. حتی طراحی مراحل بازی هم تا حدودی تغییر کرده تا به گیمرهای قدیمی حس یکنواختی و تکرار دست ندهد و گیمرهای جدید هم بتوانند از تجربه به ‌روز شده بازی لذت ببرند. راحت می‌شود گفت که کپکام طوری دارد روی بازسازی رزیدنت اویل ۲ کار می‌کند که برای سال‌ها قابل بازی باشد.

البته رزیدنت اویل ۲ اولین بازی بازسازی شده این نسل نیست. پیش از این‌ها شاهد معرفی و عرضه عنوان تحسین شده Shadow of the Colossus بودیم که بلوپوینت برای بازسازی دوباره آن و بهبود کیفیت آن هر چه داشت را رو کرد. در مجموع تاثیری که بلوپوینت روی Shadow of the Colossus دوست داشتنی گذاشت، تحسین برانگیز بود. آن‌ها کار کردند که ۱۳ سال تفاوت میان عرضه نسخه اصلی و نسخه بازسازی شده هیچ به نظر برسد. این مهمترین فاکتور کار بلوپوینت بود.

در اصل، اصول اولیه توسعه یک بازسازی خوب از یک اثر خاطره‌انگیر این است که استودیوها بیایند یک بازی قدیمی را طوری از نو بسازند که انگار زمان روی هسته اصلی آن هیچ تاثیر به خصوصی نداشته. اگر این کار درست صورت بگیرد نه تنها خاطرات بسیاری از گیمرهای قدیمی از نو زنده می‌شود بلکه آن‌ها اصلا متوجه تغییرات صورت گرفته نمی‌شوند و بازی به نظرشان همانطوری جلوه می‌کند که در خاطرشان بوده. البته در یک بازسازی خوب باید این تغییرات طوری صورت بگیرند که در کنار گرافیک، مکانیک‌های گیم‌پلی بازی نیز ظاهری تازه و نو پیدا کنند تا گیمرهای جدید هم بتوانند با آن‌ها ارتباط بگیرند.

بازسازی بازی

البته همیشه مخالف هم پیدا می‌شود. بشخصه تعجب می‌کنم که برخی از طرفداران نسخه نسل ششم Shadow of the Colossus از نسخه جدید آن ایراد می‌گیرند. بسیاری از ایراداتی که آن‌ها در حال حاضر از بازی می‌گیرند در واقع در نسخه اصلی هم وجود داشتند. بازی آنقدر به نسخه اصلی وفادار بود که حتی می‌توان گفت مکانیک‌های گیم‌پلی و نحوه کنترل کاراکتر تقریبا دست نخورده باقی مانده. جدای از چند مشکل پیش پا افتاده که در نسخه فعلی هم هنوز دیده می‌شود، سیستم کنترل و مکانیک‌های گیم‌پلی Shadow of the Colossus آنقدر خوب هستند که انگار زمان روی آن هیچ تاثیری نداشته و بازی دقیقا همان تاثیری که روی گیمرهای ۱۳ سال پیش داشت را حفظ کرده.

البته رخ دادن چنین اتفاقی به این دلیل است که مکانیک‌های Shadow of the Colossus به صورت انحصاری برای آن طراحی شده بودند و دیگر هیچ وقت از آن‌ها در جای دیگری استفاده نشد. با این حال، تمام عناصر موجود در بازی‌های ویدیویی کلاسیک همانند مکانیک‌های گیم‌پلی Shadow of the Colossus شانس نمی‌آورند که از گزند گذر زمان دور بمانند. قضیه اینجاست که توسعه دهندگان هر کاری هم که بکنند باز هم نمی‌توانند جلوی قدیمی شدن عناصر گرافیکی بازی‌هایشان را بگیرند.

به همین خاطر زمان زیادی از تیم‌های توسعه دهنده عناوین بازسازی شده گرفته می‌شود تا گرافیک و جلوه‌های بصری آن‌ها به واسطه تکنولوژی‌های جدید همانند روز اولشان تازه و جذاب به نظر برسند. اینکه بازی بازسازی شده از نظری بصری، استایل هنری بازی اورجینال را حفظ کند به خودی خود یک مسئله مهم دیگر است. این موضوعی است که کایل مارتین، تهیه کننده Vicarious Visions، حین بازسازی سه گانه کراش بندیکوت به آن توجه ویژه‌ای داشت.

بازسازی بازی

او در این باره گفته: «سه گانه اصلی کراش که روی پلی استیشن ۱ عرضه شده بودند مرز جلوه‌های بصری و گرافیکی را در هم شکستند و نشان دادند که PS1 تا چه اندازه قدرت دارد. ما هم به این نتیجه رسیدیم که باید در نسل فعلی این موضوع را آنقدر جدی بگیریم و در کنار حفظ آرت استایل نسخه اصلی، مرزهای جدیدی از نظر بصری تعریف کنیم.»

نکته کلیدی در توسعه یک بازسازی موفق این است که توسعه‌دهندگان فقط به ماهیت واقعی بازی‌های کلاسیک وفادار باشند، نه اینکه مشغول خلق دوباره یک اثر موفق قدیمی شوند

نکته کلیدی در توسعه یک بازسازی موفق این است که توسعه‌دهندگان فقط به ماهیت واقعی بازی‌های کلاسیک وفادار باشند، نه اینکه مشغول خلق دوباره یک اثر موفق قدیمی شوند و فقط جلوه‌های بصری آن را بهبود بخشند. ایده اصلی این است که حین بازسازی یک اثر، ذات کلی آن دست نخورده باقی بماند و با اضافه کردن متعادل یک سری المان جدید، تازگی دوباره‌ای به آن بخشیده شود. مارتین در این باره می‌گوید: «در طول فرآیند بازسازی کرش بندیکوت همیشه این سوال‌ها برایمان پیش می‌آمد که کجا نیاز به ارتقا دارد و کجا را باید همانطور که بود به حال خودش رها کنیم. این سوالات به مرور برایمان جدی‌تر هم شد و می‌خواستیم مطمئن شویم که می‌توانیم با نگه داشتن خصایص کلی بازی، دلیلی به گیمرهای قدیمی و جدید برای دوباره بازی کردن این سری بدهیم.»

پس این مهم است که یک توسعه دهنده بداند حین بازسازی یک اثر محبوب باید چه چیزهایی باقی بمانند و چه چیزهایی تغییر کنند. این یک اصل حیاتی است و نمی‌شود به آن بی‌توجه بود. اصلا می‌شود گفت دلیل اینکه گیمرها هنوز هم از بازسازی Shadow of the Colossus و سه گانه کرش بندیکوت لذت می‌برند همین است. توسعه دهندگان این دو اثر دقیقا می‌دانستند که می‌خواستند با بازی‌های در دست تولید خود چه کنند و امیدواریم که این اتفاق از سوی کپکام نیز تکرار شود و رزیدنت اویل ۲ هم بتواند به موفقیتی که استحقاقش را دارد برسد.

بازسازی بازی

البته قضیه رزیدنت اویل ۲ ریمیک با مابقی بازی‌های بازسازی شده کمی فرق می‌کند. از نمایش‌های بازی به خوبی می‌شود حدس زد که کپکام به دنبال اعمال تغیرات جدی‌تری در ساختار رزیدنت اویل ۲ است. با این حال به نظر می‌رسد که کپکام می‌داند دارد با بازی چه کار می‌کند. آن‌ها در تلاشند با حفظ هسته اصلی رزیدنت اویل ۲، از چاشنی‌های تازه هم کمک بگیرند و بازی را به چیزی جدیدتر و قابل لمس‌تر برای گیمرهای جدید تبدیل کنند.

برای مثال خطوط داستانی متفاوت کلیر و لئون، اتمسفر وهم آلود و روایت گیرای بازی کاملا حفظ شده اما کپکام به همه این‌ها کمی از چاشنی دوست داشتنی رزیدنت اویل ۴ اضافه کرده تا نتیجه بازسازی یک بازی خاطره انگیز سال‌های دور چیزی شود که به مذاق گیمرهای جدید هم خوش آید. جالب‌تر اینکه بازسازی‌ها می‌توانند برای خالقین آثار اصلی هم مزیت‌هایی داشته باشد. مسلما هیدکی کامیا وقتی داشته روی رزیدنت اویل ۲ کار می‌ کرده حتی این به ذهنش هم نرسیده که ممکن است روزی برسد که کنترل و جلوه‌های بصری اثر جاودانش دیگر برای کسی قابل تحمل نباشد.

شک نکنید، او قطعا چنین فکری نمی‌کرده. به همین خاطر است که بازسازی یک اثر موفق قدیمی می‌تواند خیلی مهمتر از ریمستر آن باشد. بازسازی به توسعه دهندگان اجازه می‌دهد تا محصول قدیمی خود را دوباره ارزیابی کنند و ببینند در آن زمان از چه چیزهایی جواب گرفته بودند و در چه چیز‌هایی شکست خوردند. با این کار، نقشه کامل مسیر بازسازی پیش روی توسعه دهنده قرار می‌گیرد و آن‌ها می‌توانند بفهمند که چه نقاطی از بازی نیاز به بهبود دارد.

بازسازی بازی

این‌ها چیزی نیستند که شما بتوانید در ریمسترها پیدا کنید. اکثر ریمسترهایی که نسل گذشته عرضه شدند شکست خوردند چون چیز جدیدی برای عرضه نداشتند و توسعه دهندگانشان فقط سعی می‌کردند با بزرگتر کردن پیکسل‌ها، رزولوشن تصویر بازی‌های قدیمی را HD کنند. البته این حرف به این معنا نیست که ریمستر رچت اند کلنک، اسلای کوپر و متال گیر ارزش تجربه دوباره را نداشتند. فقط مشکلشان این بود که تکرار آن‌ها در قالب ریمستر کمی زود اتفاق افتاد؛ طوری که نمی‌شد میان نسخه اصلی و نسخه ریمستر شده تفاوت زیادی احساس کرد.

با این حال حضور و عرضه این ریمسترها باعث شد تا بسیاری از گیمرهای جدید که خیلی با بازی‌های موفق قدیمی آشنایی چندانی نداشته به پای تجربه آن‌ها بنشینند و از وقت خود لذت ببرند. پس به نوعی می‌شود گفت که عرضه ریمستر آثار بزرگ قدیمی فقط به نفع گیمرهای جدید بود و برای گیمرهای قدیمی یک توفیق اجباری.

اما خوشبختانه رزیدنت اویل ۲ ریمیک کاملا یک بازی جدید است و احتمال دارد که اصلا آن چیزی که ما به خاطر داریم نباشد. با این حال، رزیدنت اویل ۲ ریمیک هر چه باشد برای ما و بسیاری از گیمرهای حال حاضر اهمیت ویژه‌ای دارد. این که ما بتوانیم با دیدی متفاوت به یک بازی برجسته کلاسیک نگاهی تازه بیندازیم، شانس بزرگی است و احتمال دارد در این مسیر شاهد سورپرایزهای ویژه‌ای هم باشیم که در نسخه اصلی وجود نداشته.

The post بازسازی یک اثر قدیمی به منزله خلق دوباره آن نیست appeared first on دیجیاتو.