کج‌فهمی ترامپ از نظام سیاسی ایران

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری، یک پایگاه تحلیلی آمریکایی در گزارشی به تبیین چرایی شکست دونالد ترامپ در رسیدن به اهدافش در چارچوب اقتصادی علیه ایران پرداخته است و اصلی‌ترین عامل آن را فهم نادرست ترامپ از ساختار سیاسی ایران می‌داند؛ ایران دارای نظامی دموکراتیک است و برخلاف کره‌شمالی، افراد تصمیم‌گیرنده متعددی در آن حضور دارند. از این‌رو ترامپ نمی‌تواند تنها با یک نفر در ایران به توافق برسد و باید برای این ‌کار دیپلماسی چندلایه‌ای را اجرایی کند. بنابراین نه‌تنها خواسته‌های ترامپ از تهران بسیار غیرموجه هستند، بلکه مشخص نیست که چگونه فردی می‌تواند از یک دولت دموکراتیک انتظار داشته باشد تا به سادگی در برابر زورگویی‌های کشوری دیگر تسلیم شود به جای آنکه به مردم خود اطمینان دهد که برای آنها مقاومت می‌کند.

 پایگاه تحلیلی-خبری «چارجد افرز» در مطلبی شکست سیاست فشار حداکثری ترامپ را با تفسیر نشانه‌های کنونی امری مبرهن می‌داند و می‌نویسد: زمانی که دولت ترامپ تصمیم گرفت تا آمریکا را از توافق هسته‌ای با ایران خارج کند، کاخ‌سفید قماری را با ایران کلید زد تا بتوانند به یک توافق جامع‌تر دست یابند؛ توافقی که علاوه‌بر موضوع برنامه هسته‌ای ایران باید مسائل دیگری نظیر برنامه موشکی بالستیک و اقدامات منطقه‌‌ای ایران را نیز شامل شود. استراتژی دولت ترامپ اکنون در سه جبهه فعال است: افزایش حمایت از عربستان‌سعودی و دیگر شرکای منطقه‌ای واشنگتن برای مقابله با تهران، تحریم‌های فلج‌کننده علیه اقتصاد ایران و اعمال همزمان تحریم‌های ثانویه علیه آن دسته از کشورهایی که تجارت با ایران را ادامه دهند و لغو معافیت‌های تحریمی برای خرید نفت ایران تا منبع اصلی درآمدهای ارزی دولت آن با محدودیت گسترده‌ای مواجه شود.

این گزارش ادعا می‌کند که به‌کارگیری این تاکتیک‌ها البته تاثیرات بسزایی را برای نیل به اهداف کوتاه‌مدت در برابر ایران داشته‌اند. اقتصاد ایران با لطمات جدی مواجه شد و صادرات نفت ایران نیز از ۵/ ۲ میلیون بشکه در روز به کمتر از یک میلیون سقوط کرده است. تحریم‌ها همچنین موجب شده است تا کمک‌های ایران به برخی گروه‌های هم‌پیمانش در منطقه کاهش یابد. با این حال برخلاف انتظار، حملات حوثی‌های یمن که از «هم‌پیمانان» ایران به‌شمار می‌آیند به مرزها و پایگاه‌های نظامی عربستان سعودی نسبت به گذشته با شدت بیشتری دنبال می‌شود و راکت‌های آنها به فرودگاه‌های ریاض نیز می‌رسد. به‌علاوه آمریکا هنوز نتوانسته است منافع مشترکی را ذیل این استراتژی با متحدان اصلی خود ایجاد و دنبال کند. در واقع هیچ‌یک از این تاکتیک‌ها نتوانسته‌اند ایران را در برابر خواسته‌های دولت ترامپ تسلیم کنند.

درحالی‌که دولت ترامپ بارها به‌طور علنی از ایرانی‌ها برای مذاکره دعوت کرده، تهران اما در پاسخ به‌شدت هرگونه مذاکره پیرامون شروط واشنگتن را رد کرده است. هنوز هم بی‌اعتمادی عمیقی که نسبت به این دولت در دل مقامات ایرانی وجود دارد قابل لمس است؛ دلیل نگاه به‌شدت منفی تهران به دولت ترامپ، اظهارات پیشین ارشد‌ترین مقامات وی به تمایل و ضرورت براندازی رژیم ایران باز‌می‌گردد. از سوی دیگر چهار دهه تخاصم علنی دو طرف علیه یکدیگر موجب آن شده است تا مذاکرات رودررو به نوعی تابو برای دو کشور بدل شود. ایران اما در مقابل پیشنهاد برگزاری مذاکرات در سطوح پایین‌تر را مطرح کرده تا در ازای به تصویب رساندن پروتکل الحاقی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، تحریم‌های اقتصادی علیه این کشور لغو شوند.

از سوی دیگر تهران تقابل‌گرایی خود را در خلیج‌فارس افزایش داده و منهدم ساختن پهپاد بدون سرنشین آمریکا نیز در راستای همین تغییر تاکتیک انجام شد. از آنجا که ایالات‌متحده سیاست حداکثری خود را به‌تنهایی درپیش گرفته است، ایران درحال مذاکره با متحدان آمریکا است تا دونالد ترامپ را متقاعد به عقب‌نشینی و تعلیق تحریم‌ها در ازای کاهش تنش کنند. به‌علاوه درحالی‌که توقیف نفتکش بریتانیایی «استنا ایمپرو» توسط ایران باید به‌طور طبیعی ایجاد منافع مشترک برای مقابله با ایران در خلیج‌فارس را درپی می‌داشت، اما فرانسه و آلمان به درخواست واشنگتن برای حضور در کارگروه گشت نظامی در این آب‌ها ذیل پرچم رهبری آمریکا پاسخ منفی دادند. اگرچه بریتانیا با چنین طرحی ازسوی آمریکا موافقت کرده است، اما جرمی ‌هانت، وزیرخارجه پیشینبریتانیا به‌تازگی اعلام کرده بود که کشورش هرگز خود را دنباله‌رو سیاست فشار حداکثری واشنگتن نمی‌کند و می‌کوشد تا با همکاری دیگر اعضای اروپایی برجام، این توافق را حفظ کند.

به‌علاوه دولت ترامپ هنوز نتوانسته است خود را با ماهیت دولت ایران آشنا و سازگار کند. فهرست بلند بالای شروط آمریکا برای توافق با ایران مبنی بر کنار گذاشتن کامل مشی سیاست‌خارجی تهران بسیار غیرواقع‌بینانه است. همچنین ایران دارای نظامی دموکراتیک است و برخلاف کره‌شمالی، افراد تصمیم‌گیرنده متعددی در آن حضور دارند. از این‌رو ترامپ نمی‌تواند تنها با یک نفر در ایران به توافق برسد و باید برای این‌کار دیپلماسی چندلایه‌ای را اجرایی کند. بنابراین نه‌تنها خواسته‌های ترامپ از تهران بسیار غیرموجه هستند، بلکه مشخص نیست که چگونه فردی می‌تواند از یک دولت دموکراتیک انتظار داشته باشد تا به‌سادگی در برابر زورگویی‌های کشوری دیگر تسلیم شود به‌جای آنکه به مردم خود اطمینان دهد که برای آنها مقاومت می‌کند.

در نهایت نیز برجسته‌ترین نشانه‌ای که می‌توان با استناد بر آن به شکست دیپلماسی زر و زور واشنگتن اذعان کرد، آن است که سایه آغاز جنگ بین دو کشور بسیار پررنگ‌تر از گذشته است. در ۲۰ ژوئن، نیروهای سپاه پاسداران در تنگه هرمز یک پهپاد ۱۲۰ میلیون دلاری و فوق پیشرفته پنتاگون را هدف قرار داده و سرنگون کردند. ترامپ نیز با برگزاری یک جلسه اضطراری در کاخ‌سفید فرمان انجام یک حمله نظامی تلافی‌جویانه را صادر کرد که اندکی بعد با مشورت مقامات نظامی از این کار منصرف شد و حمله را لغو کرد.

این شرایط به همگان ثابت کرد که تنها یک زورآزمایی محدود نظامی نیز می‌تواند به‌سادگی به یک جنگ تمام‌عیار بدل شود.

در شرایط کنونی ایران هیچ‌ تمایلی برای مذاکره با آمریکا ندارد و رفتار تقابل‌گرایانه خود را افزایش داده است. از طرفی شرکای اروپایی واشنگتن نیز که با فشارهای حداکثری دونالد ترامپ بر ایران مخالف هستند در تلاشند تا برجام را به هر صورتی حفظ کنند. شاید بهترین استراتژی برای آمریکا آن باشد که خواسته‌های جاه‌طلبانه از ایران را در حوزه سیاست‌خارجی رها کند و برای تعدیل رفتار ایران به دیپلماسی چندجانبه و مشروط کردن لغو تحریم‌ها به پذیرش برخی تغییرات واقع‌گرایانه در برجام توسط ایران، روی بیاورد. این رویکرد فضای لازم را برای ایران ایجاد می‌کند تا ضمن حفظ رضایت هم‌پیمانان خود در منطقه، دلیل موجه و معتبری برای مذاکره با واشنگتن داشته باشد، در غیر این صورت آمریکا باید مسیر تخاصم با ایران را به‌تنهایی و در انزوای بین‌المللی طی کند. /دنیای اقتصاد

این خبر کج‌فهمی ترامپ از نظام سیاسی ایران اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

دوران طلایی روابط با عربستان را احیا کنیم

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری، دیپلماتی که در سال ۹۱ از طرف وزیر امور خارجه وقت ایران مأمور پیگیری گفت و گوهای محرمانه‌ای شد که بعدها زمینه را برای دستیابی به توافق هسته‌ای مهیا کرد. وقتی او را مورد سؤال قرار می‌دهم که چرا تاکنون درباره این مذاکرات سخن نگفته است، می‌گوید: «هنوز زمان آن فرا نرسیده است.» با این حال وقتی به نقش‌آفرینی عمان در بحبوحه تنش دیپلماتیک تهران و ریاض اشاره می‌کرد، از نقش ویژه سلطان قابوس در مذاکرات ایران و امریکا نیز سخن گفت و افزود: «اگر اعتماد ویژه رهبری ایران به پادشاه خوشنام عمان نبود، این مذاکرات ممکن نمی‌شد.»
خاجی پیشتر عهده‌دار مسئولیت‌هایی چون معاونت اروپا و امریکا، مدیرکل خلیج فارس و سفیر در کشورهای عربستان، بلژیک و چین بوده است و اینک در مسئولیت جدید خود به عنوان دستیار ارشد وزیر امور خارجه در امور ویژه سیاسی بر مناسبات جمهوری اسلامی و کشورهای عرب حوزه خاورمیانه متمرکز شده است. از این رو با این دیپلمات کهنه‌کار درباره تحولات جاری منطقه بویژه تنش‌های پیدا و پنهان تهران و ریاض به گفت‌وگو نشستیم. او از روابط سال‌های ۱۳۷۹ تا  ۱۳۸۳ که خود در آن مقطع سفیر ایران در ریاض بوده است، به عنوان یک دوره طلایی میان دو کشور یاد می‌کند و می‌گوید: «واقعیت‌های جاری منطقه بزودی عربستان را برای گفت‌وگو با ایران ناگزیر می‌کند.» با هم این مصاحبه را می‌خوانیم.

به نظر می‌رسد تحولات جاری منطقه خاورمیانه و تعمیق تنش دیپلماتیک میان ایران و امریکا که در سطوح مختلف به اوج رسیده است، مناسبات و صف‌بندی پیچیده و چند وجهی بازیگران عرب را بویژه در خصوص جمهوری اسلامی با شرایط جدیدی رو به رو ساخته است. نگاه شما به این تحولات چیست؟

منطقه خاورمیانه طی چند سال اخیر یکی از اصلی‌ترین کانون‌های تحولات و بحران بوده است. یکی از ویژگی‌های تحولات این منطقه پیوستگی آنهاست؛ یعنی نمی‌توان مسائل خاورمیانه را بدون توجه به تحولات خلیج فارس و منطقه شمال آفریقا مورد بررسی قرار داد. تحولات هر یک از این مناطق بر یکدیگر تأثیر متقابل می‌گذارند. نکته بعدی این است که از زمان بهار عربی بازیگران جدیدی مانند گروه تروریستی داعش وارد بازی‌های منطقه‌ای شده‌اند و آن را با پدیده‌های جدیدی رو به رو کرده‌اند. می‌خواهم بگویم کشورها هم در سطح فروملی و هم فراملی دچار تغییراتی شده‌اند که مجموعه این تغییرات شرایط جدید، پیچیده و سختی را در منطقه به وجود آورده است که‌ گذار از آن بسیار سخت و طولانی است. کشورها در این شرایط جدید در حال باز تعریف جایگاه خود هستند. در چنین شرایطی جمهوری اسلامی به‌عنوان یک کشور کلیدی نقش آفرینی می‌کند و به طور طبیعی از اتفاقات جاری تأثیر می‌گیرد و تأثیرمی گذارد.
تصویر شکل گرفته از نقش آفرینی یک کشور در معادلات خارجی، از یک سو بر اساس توان نظامی و دیپلماتیک آن کشور ترسیم می‌شود که در مواجهه میدانی با تحولات و بحران‌ها بازتاب پیدا می‌کند و از سوی دیگر ممکن است با بزرگنمایی واقعیت و در قالب یک سیاست اعلامی و تبلیغاتی به نمایش گذاشته شود. برخی مدعی هستند تصویری که از جایگاه و توان منطقه‌ای ایران شکل گرفته است به گزاره دوم نزدیک‌تر است.
ما یک کشور بزرگ منطقه‌ای با پیام خاص خودمان هستیم. طی سال‌های اخیر که تروریسم بر منطقه سایه انداخته بود اگر مبارزه واقعی جمهوری اسلامی با این جریان‌های تندرو نبود، شرایط دیگری در منطقه رقم می‌خورد؛ یعنی در شرایطی که عراق و سوریه با بحران تروریسم که تا درون مرزهای لبنان پیش رفته بود، مواجه بودند چه کشوری جز ایران از سقوط بغداد جلوگیری کرد و نگذاشت کردستان عراق و شهرهای کردی یکی پس از دیگری سقوط کند. نقش ایران در سوریه و تلاشی که برای محافظت از آن در برابر تروریست‌ها داشت نیز غیرقابل چشم پوشی است. این شرایط تغییر نمی‌کرد مگر بدون حضور مؤثر ایران. همه اینها شاخص‌هایی است که جایگاه واقعی منطقه‌ای ایران را نشان می‌دهد و ثابت می‌کند که آیا در راستای صلح و ثبات منطقه‌ای بوده است یا خیر؟ شاید انتقاداتی به این نقش از سوی برخی کشورها وارد شود اما به هیچ وجه این نقش سازنده قابل انکار نیست.

تنش میان ایران و امریکا بر روند معادلات منطقه‌ای و مناسبات ایران و کشورهای عربی سایه انداخته است، آیا اولویت اصلی راهبرد کنونی امریکا را استمرار حضور در منطقه و رهبری ائتلاف‌های این حوزه با مشارکت کشورهای عربی می‌دانید؟

امریکا به‌دنبال افزایش نفوذ خود در منطقه غرب آسیا است. البته بحث سیاست چرخش به شرق و آسیا یکی از اولویت‌هایی است که در دولت این کشور مطرح است و باعث می‌شود که به آن بخش از دنیا بیشتر از گذشته توجه کند. سیاست مهار چین در حال حاضر یکی از راهبردهای اصلی امریکاست و این کشور چین را به‌عنوان یک تهدید تلقی می‌کند بنابراین سیاست واشنگتن در دولت اوباما بر اساس جابه‌جایی نیروهای نظامی و کاهش این نیروها در منطقه خاورمیانه مورد تصمیم‌گیری قرار گرفت. این راهبرد در زمان خانم کلینتون تعیین و بنا شد مرکز ثقل نیروهای نظامی امریکا به منطقه شرق آسیا منتقل شود البته تحقق این راهبرد به مفهوم تصمیم امریکا به کاهش نفوذ خود در منطقه غرب آسیا نمی‌باشد. این در حالی است که برخی کشورهای عربی منطقه و کشورهای فرامنطقه‌ای به‌دنبال پرکردن خلأیی هستند که در نتیجه خروج بخشی از نیروهای نظامی امریکا از خاورمیانه ایجاد می‌شود.

اما در دوره ترامپ کشورهای عربی نسبت به دوره اوباما به بروز یک جدال نظامی میان ایران و امریکا امیدوارتر بودند چه عاملی آنها را به شکل‌گیری این تقابل امیدوارتر کرد؟

جریان ضد ایرانی شامل نومحافظه کاران و گروه «بی» متشکل از بولتون، بن‌سلمان، بن‌زاید و بنیامین نتانیاهو که در دولت ترامپ نفوذ یا حضور دارند سعی کردند حضور امریکا را حتی از لحاظ نظامی در منطقه تقویت کنند. این کشورهای همپیمان امریکا تلاش کردند از فرصت حضور ترامپ بهره برده و دولت امریکا را در کنار خود داشته باشند و از ضدیت امریکا نسبت به ایران استفاده کنند و آن را تحت فشار بیشتری قرار دهند. هر چند این جریان‌ها تاکنون در تشدید جنگ اقتصادی و سیاسی امریکا علیه ایران تا حدودی موفق بوده‌اند اما نتوانسته‌اند به سیاست‌های ترامپ نسبت به ایران بعد نظامی دهند. این گروها به‌دنبال کشاندن امریکا به یک رویارویی نظامی با ایران بوده‌اند که تاکنون موفق نشده‌اند.

تغییر رویکرد معنادار برخی کشورهای منطقه در قبال ایران که پیشتر در صف‌بندی مشخصی با جمهوری اسلامی حضور داشته‌اند به‌دلیل ناکامی در کشاندن ترامپ به یک جنگ نظامی علیه ایران است؟

بله. این دسته از کشورها از شکل نگرفتن یک جنگ نظامی میان ایران و امریکا ناراحت هستند زیرا حضور ترامپ را یک فرصت طلایی برای خود می‌دانستند اما نتوانستند از این فرصت استفاده کنند و او را به مرحله جنگ علیه ایران برسانند. به هر میزان که این کشورها از موفقیت پیگیری سیاست‌های خود ناامیدتر شوند زمینه تغییر مواضع تشنج آفرین آنها و بروز آرامش در منطقه بیشتر می‌شود.اگر برخی حرکت‌های جدید از سوی برخی اعضای گروه «بی‌» دیده می‌شود متأثر از ناکامی در پیگیری سیاست‌های آنها نسبت به ایران است؛ زیرا به اهداف مورد نظر خود نرسیده‌اند و دارند خودشان را با شرایط جدید تنظیم می‌کنند.
در این میان سرنگونی پهپاد امریکایی از سوی جمهوری اسلامی ایران نقطه عطفی در تحولات جاری بود؛ یعنی قبل از آن احساس می‌شد که سیاست امریکا بر این مبتنی است که اگر منافع امریکا یا متحدینش در منطقه مورد آسیب قرار گیرد، این کشور عکس‌العمل نشان می‌دهد؛ اما بعد از سرنگونی پهپاد که طرفین تا مرز درگیری پیش رفتند اما به خود درگیری نرسیدند، برخی کشورهای منطقه و متحدین عربی امریکا نگران و متوجه شدند که امکان تحقق خواسته‌های‌شان فراهم نمی‌باشد؛بنابراین ضرورت یک بازبینی در رویکرد خود را احساس کردند.

الان امارات یکی از همان کشورهایی است که به وضوح جهت‌گیری سیاست خارجی خود را تغییر داده و اخیراً هیأت‌هایی را برای گفت‌و‌گو به ایران فرستاده است، این تغییرات را جدی می‌بینید؟

ما نمی‌خواهیم در گذشته بمانیم. معتقدیم حل سیاسی بحران یمن و اصلاح رویکرد امارات نسبت به ایران حتماً بر حل بقیه موضوعات منطقه‌ای تأثیر مثبت می‌گذارد. اگر امارات در پیگیری این روند جدی باشد که درگیری‌های نظامی را در یمن کاهش دهد و به سمت کمک به حل و فصل سیاسی بحران این کشور حرکت کند، ما از آن استقبال می‌کنیم.

تردیدی وجود ندارد که پاشنه آشیل تحولات منطقه به اختلافات ریاض و تهران بازمی‌گردد و نمی‌توان تأثیر حل اختلاف این دو کشور و گفت‌وگوهای احتمالی میان آنها را بر معادلات سیاسی منطقه خاورمیانه نادیده گرفت. آیا در شرایط کنونی، عربستان هم به نتایجی مشابه دیدگاه امارات دست یافته است که این کشور را نسبت به سیاست امریکا در قبال ایران مأیوس کند؟

ما نسبت به تجدیدنظر عربستان در سیاست منطقه‌ای‌اش در آینده امیدواریم؛ زیرا روند جهت گیری‌های این کشور در چند سال اخیر چه در سطح دوجانبه و چه در سطح منطقه از جمله یمن نتیجه‌ای جز ناکامی نداشته و هر چقدر این وضعیت تداوم یابد خسارتش هم برای سعودی‌ها و هم منطقه و حتی ایران بیشتر خواهد بود.
من چهار سال از بهترین دوره روابط ایران و عربستان را در این کشور سفیر بودم. از ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۳در آن مقطع ما به سطح مثبت و خوبی از همکاری‌ها رسیده بودیم. به طوری که این روابط حسنه با امضای قرارداد همکاری‌های امنیتی بشدت گسترش یافت و اعتماد‌سازی بالایی میان دو کشور ایجاد شد. پرونده اختلافات و سوءتفاهمات گذشته بسته، جلسات منظم کمیته امنیتی برگزار شد و دو طرف رو به آینده نگاه می‌کردند. در آن مقطع قیمت نفت شدیداً در حال کاهش بود و منافع کشورهای تولید‌کننده به خطر افتاده بود و نگرانی وسیعی در سطح دو کشور به وجود آمده بود اما همکاری ایران و عربستان در آن مقطع به اندازه‌ای نزدیک بود که با هم درباره قیمت نفت به توافق رسیدیم و با تعیین قیمت سقف و کف منافع کشورهای تولید‌کننده و مصرف‌کننده را تأمین کردیم.
سعودی‌ها حتماً فراموش نکرده‌اند که وقتی ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد، نگاه غرب و خصوصاً امریکا نسبت به عربستان چگونه بود. ما در آن زمان در کنار سعودی‌ها قرار گرفتیم و به این کشور کمک کردیم. من هیچ وقت فراموش نمی‌کنم که آقای امیرعبدالله مرا خواست و خواسته‌هایی مبنی بر حمایت سیاسی از کشورش مطرح نمود.
این امر باعث شد من به تهران بیایم و خواسته‌های او را به مقام‌های ارشد کشور منتقل کنم. بعد از آن، رئیس جمهوری محترم وقت به عربستان رفتند و به این کشور کمک شد تا از فشارهای سنگین بیرونی در امان بماند.این در حالی بود که همه دنیا از مواضع مخالف جمهوری اسلامی ایران در قبال القاعده و حادثه یازده سپتامبراطلاع داشتند. رفتار کنونی عربستان سعودی در خور یک کشور همسایه که سابقه خوبی از همکاری با ایران داشته‌اند، نیست. عربستان نمی‌تواند ما را در معادلات منطقه‌ای نادیده بگیرد و ما هم بنا نداریم این کشور را نادیده بگیریم. مهم این است که فهم صحیحی از تحولات منطقه داشته باشد و بتواند منافع خود را در کنار منافع منطقه و کشورهای آن تعریف نماید.
تحرکاتی از سوی برخی کشورهای نزدیک به جمهوری اسلامی از جمله عراق و عمان برای کاستن از اختلافات میان ایران و عربستان و تعدیل تنش‌های منطقه‌ای دیده می‌شود. چنانکه بغداد و مسقط طی ماه‌های گذشته چندین بار فرستاده‌های خود را به تهران فرستاده‌اند. این کشورها از چه ظرفیتی برای کاهش تنش در منطقه و مهیا کردن گفت‌و‌گوهای ایرانی – عربی برخوردارند؟ گفت‌و‌گوهایی که بی‌تردید، مشارکت عربستان در آن از جمله الزامات اساسی به شمار می‌آید.
ما همواره سعی کردیم از ظرفیت ایجابی همه کشورها برای انجام گفت‌و‌گوهای منطقه‌ای استفاده کنیم. عمان کشوری است که تاکنون سیاست متوازنی داشته است. در واقع کم‌ترین فراز و نشیب رابطه ایران در منطقه بعد از پیروزی انقلاب با عمان بوده است؛ یعنی طرفین همواره رابطه‌ای معقول و مثبت داشته‌اند. عمان در خیلی از موارد از جمله در ماجرای مذاکرات ایران و امریکا نقش مهمی داشت.
آنها در انجام این گفت‌و‌گوها حلقه واسط بودند و سلطان قابوس نقش اساسی ایفا کرد. من در مذاکراتی که با امریکایی‌ها در مسقط داشتم گفتم اگر ما وارد مذاکره با شما شدیم و جمهوری اسلامی ایران با انجام آن موافقت کرد، به‌دلیل اعتمادی بود که به سلطان قابوس داشتیم. زیرا ایشان برای انجام مذاکرات ایران و امریکا از طریق مکاتبات و فرستاده‌های خود، یک نوع تضمین سیاسی به ایران داده بود و اثبات کرده بود که مقدمات شکل‌گیری این گفت‌و‌گوها به نحو درستی فراهم شده است. این چنین بود که ما برای انجام این گفت‌و‌گوها اعلام آمادگی کردیم. در واقع اگر عمان این اعتماد را میان ایران و امریکا به وجود نیاورده بود، ما هرگز نمی‌توانستیم با توجه به سوابق امریکا وارد این مذاکرات شویم.
عراق هم کشور هم پیمان و متحد ماست و نقش تاریخی و برجسته‌ای در منطقه دارد. این اعتمادی که بین ما و دستگاه رهبری عراق وجود دارد، ایجاب می‌کند بتوانیم از کمک‌های متقابل همدیگر برای پیشبرد اهداف ملی و امنیت منطقه‌ای استفاده کنیم. ما هیچ مانعی برای ورود به گفت‌و‌گو با عربستان نداریم. تاکنون نیز این عربستان بوده که در پاسخ به اعلام آمادگی ایران یا کشورهای ثالث در این خصوص از انجام هر گفت‌و‌گویی شانه خالی کرده است.

چنانکه اشاره کردید عمان زمانی در تنش‌های ایران و امریکا یک کانال قابل اعتماد ایجاد کرد و مقدمات یک مذاکرات جدی را که بعدها نتیجه بخش هم بود فراهم کرد طبیعی است که این انتظار وجود داشته باشد که از ظرفیت این کشور برای حل اختلاف با عربستان استفاده کرد. چرا تاکنون این اتفاق رخ نداده است؟

من فکر می‌کنم مشکل اصلی سیاست‌های عربستان است. این کشوربه دنبال گفت‌و‌گو با ایران نیست. عربستان بعد از روی کار آمدن ترامپ احساس کرد که فرصتی برایش ایجاد شده که بتواند از ظرفیت ترامپ و افرادی مانند جان بولتون، پمپئو و رژیم صهیونیستی علیه ایران به گونه‌ای استفاده کند که ایران را مهار کند یا در آن تغییر رژیم اتفاق بیافتد. بنابراین چون تمام تخم مرغ‌ها را در سبد چنین سیاستی قرار داده است هیچ تمایلی به گفت‌و‌گو با «ایران» نداشت؛ بنابراین ما هر حرکتی انجام دادیم که تنش را کنترل و فضا را آرام کنیم نتیجه‌ای نداشت. شما شاهد بودید که سعودی‌ها در بالاترین سطح اعلام کردند که «ما باید بحران را به داخل ایران ببریم»، به امریکا پیام دادند که هر تحریمی از جمله تحریم‌های نفتی را می‌خواهد بر ایران اعمال کند و این کشور از نظر مادی و سیاسی واشنگتن را حمایت خواهد کرد.
بنابراین چون معتقد بودند که در یک هم پیمانی با امریکا و جریانات دیگر در منطقه می‌توانند تحول اساسی در ایران ایجاد کنند اصلاً گوش شنوای مذاکره نداشتند. در یک چینن شرایطی نه پیام‌های صلح دوستانه و اعتماد ساز ما نتیجه داشت و نه نقش کشورهای دیگر برای میانجیگری. خیلی از کشورها آمدند و اعلام آمادگی کردند که در واقع یک نقش میانجیگری ایفا کنند ولی عربستانی‌ها بر خواسته همه آنها دست رد زدند حتی به خاطر می‌آورم که قرار بود سفر شاه عربستان به چین انجام شود با اینکه چینی‌ها کمتر به این مسائل می‌پردازند، برای میانجیگری میان ایران و عربستان اعلام آمادگی کردند ولی همان موقع سفارت عربستان بیانیه‌ای صادر کرد و بشدت مخالفت خود را با این پیشنهاد چینی‌ها اعلام کرد. بنابراین از نظر عربستان شرایط گفت‌و‌گو و تفاهم وجود نداشت و حال می‌بایستی منتظر بود تا ببینیم عربستان قصد اصلاح سیاست‌های خود را دارد یا خیر؟

فارغ از موضوع اختلاف با عربستان، چرا وزارت امور خارجه با‌وجود طرح پیشنهاداتی چون ایجاد مجمع گفت‌و‌گوهای منطقه‌ای یا پیمان منع تجاوز میان کشورهای خلیج فارس، نتوانسته است سازوکاری برای عملیاتی کردن این ایده‌ها طراحی کند. بویژه در شرایطی به سر می‌بریم که مرزبندی‌های جاری کشورهای منطقه دچار تغییر شده است ما برای خارج کردن این کشورها از تردید چه می‌کنیم؟

ما از همه ظرفیت‌های موجود استفاده کرده‌ایم. روابط ما با تمامی کشورهای منطقه دچار آسیب نشده است. ما با برخی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس روابط خوبی داریم.
وزیر خارجه عمان دو هفته پیش در تهران بود و روابط رو به گسترش است. رابطه ما با قطر الان دربهترین وضعیت خود در سال‌های پس از انقلاب به سر می‌برد. با کویت رابطه بسیار خوبی داریم. مهم‌ترین اولویت ما کشورهای همسایه و خلیج فارس است و تا جایی که امکانش بوده است از فضای موجود استفاده کرده‌ایم. البته اگر واقع بینانه نگاه کنیم نمی‌توانیم تأثیر امریکا و عربستان را در روابط کشورهای جنوبی خلیج فارس نادیده بگیریم. با این حال ما از هر گونه حرکت جدید از سوی هر کشوری در منطقه از جمله امارات و عربستان نسبت به ایران حمایت می‌کنیم. ما همواره منعطف بوده و آمادگی گفت‌و‌گو را داریم.
زمانی به عربستان پیام دادیم و گفتیم: «ما و شما همسایه بوده و در یک منطقه زندگی می‌کنیم و نمی‌توان جغرافیا را تغییر داد. وضعیت صلح و تنش در منطقه بر همه کشورها تأثیرگذار است. بیایید درباره همه مسائل با هم صحبت کنیم و کمک کنیم تا مشکلات سوریه، عراق، یمن و لبنان را حل کنیم». پاسخ مرحوم سعود الفیصل به این پیام ایران خیلی صریح بود:«شما حق ورود به مسائل جهان عرب را ندارید». این جوابی بود که اصلاً در عالم دیپلماتیک مسبوق به سابقه نبود. عربستان در حالی این پاسخ را داد که کشورهای عربی زیادی همسایه ایران هستند و در منطقه حضور دارند و وضعیت آنها تأثیرات مستقیمی بر امنیت ملی ایران خواهد گذاشت؛ همان‌طور که جنگ تحمیلی هشت ساله صدام منجر به خسارات انسانی و مادی زیادی بر ایران شد. بنابراین نمی‌توان انتظار داشت تهران مانند هر پایتخت دیگری نسبت به تحولات آنها بی‌تفاوت باشد… ۱۰ سال از تحولات عراق گذشت و عربستان هنوز حاضر نبود شرایط جدید عراق را به رسمیت بشناسد و به‌دنبال نظامی شبیه نظام سابق می‌گشت. بنابراین این کشور چه زمانی سفیر خود را به عراق فرستاد؟ از طرف دیگر عربستان خود را در یمن وارد وضعیتی کرد که اگر هر چه زودتر از این باتلاق خارج شود، به نفعش است. اینها اشتباهات ما یا اشتباهات آنها بود؟ آیا نخست‌وزیر یک کشور را زندانی کردن اشتباه ماست؟ ما الان در سودان هستیم؟ ما الان در لیبی هستیم؟ این سیاست‌های عربستان همچنان ادامه دارد که باید اصلاح شود.

آیا در بروز این اختلافات، برای رفتار ایران هم سهمی قائل هستید؟

نمی خواهم بگویم همه اقدامات ما درست و بدون نقص بوده است. گرچه چند بار با عربستان قطع رابطه شده؛ لیکن هر بار رهبران دو کشور تصمیم گرفتند، توانستند مسائل را حل کنند. در واقع اینقدر توان و عزم و اراده در دو کشور وجود داشت که مسائل گذشته را رها کردند و به آینده پرداختند و پیش رفتند. الان هم همین طور است باید با هم صحبت کنیم. نگرانی‌های عربستان باید از طرف ایران برطرف شود و متقابلاً نگرانی‌های ایران نیز باید توسط آنها برطرف شود.

آیا این نگرانی‌ها فقط از طریق گفت‌و‌گوی دیپلمات‌ها با یکدیگر برطرف می‌شود؟

در هر صورت دیپلماسی همواره جلودار روابط کشورها بوده است. ما وقتی با عربستانی‌ها صحبت کردیم، بخش دیپلماسی ما خط شکنی و زمینه آن را فراهم کرد و در سایه دیپلماسی، شورای عالی امنیت ملی ایران با طرف سعودی به گفت‌و‌گو نشست و متعاقب آن وزیر کشور ما با وزیر کشور عربستان قرارداد همکاری امنیتی امضا کرد. در بعد دیگر، مسئولان دو کشور در سطوح مختلف مسأله حج را پیگیری و در چارچوب مناسبات دیپلماتیک آن را حل و فصل کردند. به طوری که در برخی سال‌ها هنگام برگزاری مراسم حج کوچک‌ترین اختلافی بین ایران و عربستان وجود نداشت. حتی عربستان می‌گفت بهترین و منظم‌ترین برنامه حج را ایرانی‌ها دارند و بقیه باید از ایرانی‌ها یاد بگیرند. بنابراین اگر چنین اراده‌ای باشد مسائل قابل حل است.

با همه اینها تا چه اندازه به کامیابی تلاش‌ها برای مهیا شدن گفت‌و‌گوهای ایرانی – عربی امیدوار هستید؟

شرایط ما را وادار می‌کند تا نگاه واقع‌گرایانه‌ای نسبت به تحولات داشته باشیم. من به کاهش تنش‌ها و تغییر فضا در منطقه خاورمیانه خوشبین هستم زیرا بالاخره فضاسازی و جنگ روانی تا حدی می‌تواند دوام پیدا کند؛ ولی واقعیت‌ها ظهور و بروز می‌کنند. ترامپ دیگر حرف جدیدی برای گفتن ندارد و تقریباً وضعیت منطقه روشن شده است. ما باید در سیاست خارجی خود به گونه‌ای حرکت کنیم که واقعیت‌های موجود را در تصمیم گیری‌های خود در نظر بگیریم. درک شرایط و محدودیت‌های طرف مقابل برای هر دو طرف راهگشاست. /روزنامه ایران

این خبر دوران طلایی روابط با عربستان را احیا کنیم اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

ظریف: آمریکا منطقه را به انبار باروت تبدیل کرده است

وزیر امور خارجه کشورمان مداخله آمریکا در خاورمیانه و گسترش حضور نظامی این کشور در منطقه را عامل اصلی افزایش تنش‌ها در منطقه دانست.

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه در گفت‌وگو با شبکه الجزیره گفت: غرق شدن منطقه در سلاح توسط آمریکا و هم‌پیمانانش، منطقه ما را به بشکه باروت آماده انفجار تبدیل کرده است.

وزیر امور خارجه گفت: خلیج فارس منطقه کوچکی است و هرچه حضور کشتی‌های بیگانه در آن بیشتر شود، امنیت در خلیج فارس برای همه ما کمتر خواهد شد.

ظریف همچنین گفت: سال گذشته، آمریکا تسلیحاتی به ارزش پنجاه میلیارد دلار به منطقه فرستاد. برخی کشورهایی در منطقه‌مان نیز که حتی یک سوم جمعیت ما را ندارند، ۸۷ میلیارد دلار را صرف خریداری تجهیزات نظامی کرده‌اند.

وی افزود: ایران با اینکه تقریبا یک میلیون نیروی نظامی دارد سال گذشته تنها ۱۶ میلیارد دلار را صرف تدارکات نظامی کرده است. امارات متحده عربی تنها با داشتن یک میلیون جمعیت، مبلغ ۲۲ میلیارد دلار و عربستان نیز مبلغ ۸۷ میلیارد دلار را صرف تدارکات نظامی کرده است.

وزیر امور خارجه کشورمان در خصوص ناامنی‌های منطقه هم گفت: اگر داریم درباره تهدیدات در منطقه صحبت می‌کنیم، باید تصریح کنم که این تهدیدات تنها از سوی آمریکا و متحدانش می‌آیند که در حال تزریق تسلیحات به منطقه هستند. به این طریق بشکه باروت در شرف انفجار قرار می‌گیرد.

وی در خصوص ائتلاف دریایی آمریکا در تنگه هرمز گفت: این آبراه کوچکی است و حضور هرگونه ناو جنگی خارجی در این آب‌ها، این مکان را برای همه ناامن‌تر می‌کند. از روی تجربه می‌گویم که حضور آمریکا و ناوهای خارجی در خلیج فارس هیچگاه باعث امنیت بیشتر نشده‌اند. ما هنوز یادمان نرفته که ناو جنگی آمریکا هواپیمای ایران را در سال ۱۹۸۸ ساقط کرد و باعث شهادت ۲۹۰ مسافر این پرواز شد.

ظریف در ادامه تصریح کرد: از نظر ما، بهترین کاری که آمریکایی‌ها می‌توانند برای حفاظت از امنیت کشتیرانی انجام دهند، خارج شدن از منطقه است. دخالت نکنید چراکه این اقدامی خصمانه علیه ایران تلقی می‌شود. اعتقاد دارم که این اقدام نتیجه‌ای جز تشدید ناامنی در بر نخواهد داشت. /فرارو

این خبر ظریف: آمریکا منطقه را به انبار باروت تبدیل کرده است اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

گزارش گاردین از ناکارآمدی سیاست‌ سخت‌گیرانه ترامپ درقبال ایران

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری‏، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا بدون هیچ‌گونه دستاورد روشن و مشخصی در عرصه سیاست خارجی به انتخابات ۲۰۲۰ نزدیک می‌شود و به‌علاوه یک سری شکست‌های بزرگ و بحران‌های در حال گسترش در سراسر جهان وجود دارد که می‌تواند تلاش او برای انتخاب مجدد را به خطر بیندازد.

به همین دلیل بسیاری از کارشناسان از رئیس جمهور انتظار دارند که با ابتکار عمل‌هایی در سرتاسر دنیا که نتایجی نامعلوم دارد این وضعیت را برگرداند، وضعیتی که ممکن است ۱۶ ماه باقی‌مانده از دوران ریاست جمهوری او را حتی شکننده‌تر از آنچه تاکنون بوده است، کند.

ترامپ از توافق هسته‌ای با ایران و روسیه خارج شد اما توافق‌های بهتری که او انتظار حصول‌شان را دارد بیش از هر زمان دیگری بعید به نظر می‌رسند. همچنین به نظر می‌آید که بدون وجود این توافقات، اشاعه تسلیحات هسته‌ای تسریع شود.

گاردین در ادامه به سیاست دونالد ترامپ برای اعمال “فشار حداکثری” بر ایران اشاره کرد و نوشت: هدف از این کارزار تغییر رفتار تهران در منطقه، پایان غنی‌سازی اورانیوم، توقف حمایت ایران از دولت سوریه و ملزم کردن ایران به نشستن پای میز مذاکره با آمریکا برای به دست آوردن توافقی دیگر، جدای از توافق چند جانبه ۲۰۱۵ بوده است که ترامپ در مه ۲۰۱۸ از آن خارج شد.

اما این اقدامات و استراتژی دولت آمریکا نتیجه معکوس داشته است. ایران در حال توسعه برنامه هسته‌ای خود فراتر از محدودیت‌های توافق ۲۰۱۵ است و پیشنهاد چندین باره برای مذاکره را رد کرده است.

هرچند، دولت ترامپ مدعی است که با کاهش درآمدهای تهران به نتایجی دست یافته است.

اما مشخص نیست که آیا پایین آوردن آستانه  موفقیت به‌ویژه با وجود این‌که کره شمالی حتی آزمایش‌های موشکی حساس‌تری نیز انجام داده و تهران اجرای تعهداتش در توافق هسته‌ای را کاهش داده است، می‌تواند به پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۰ کمک کند یا خیر.

این روزنامه بریتانیای همچنین با اشاره به این‌که وقوع جنگی جدید در شبه جزیره کره یا خلیج فارس برای رئیس جمهور آمریکا فاجعه‌بار خواهد بود، افزود: تلاش ترامپ برای مذاکره مستقیم با سران ایران تاکنون با مخالفت روبرو شده است اما نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل فرصتی دیگر برای دیدار با حسن روحانی رئیس جمهوری ایران فراهم می‌کند. ترامپ تنها تصور می‌کند که این کار ارزش ریسک کردن دارد حتی اگر مستلزم جدایی از جان بولتون مشاور امنیت ملی جنگ طلبش باشد.

در این میان، تهران به‌طور قطع ترجیح می‌دهد که شاهد حضور ترامپ (در کاخ سفید) نباشد و راغب نیست که برای صحنه آرایی به منظور گرفتن عکس‌های یادگاری دیپلماتیک (ترامپ) کمک کند.

دونالد ترامپ در مواجهه با چالش‌های خارجی همچون کره شمالی، جنگ تجاری با چین و افزایش تنش‌ها با ایران نشان داده که تمایل دارد خطر کند و تا مرز یک جنگ تجاری تمام عیار یا یک جنگ نظامی پیش برود. /ایسنا

این خبر گزارش گاردین از ناکارآمدی سیاست‌ سخت‌گیرانه ترامپ درقبال ایران اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

کدام کشورها رکورددار حذف صفر از پول ملی هستند؟

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری‏، حذف صفر هر چند به تازگی در ایران مطرح شده است اما این برنامه سابقه ای دیرینه در ایران دارد چرا که مدتهاست این موضوع در دستور کار بررسی قرار گرفته است .

 تجربه دیگر کشورها نشان می دهد حذف صفر در برخی کشورها با توفیق و در برخی کشورها با شکست مواجه بوده است . رییس کل بانک مرکزی در پاسخ به انتقادات متعددی که نسبتبه این طرح می شود، گفته است: برخی می گویند این اقدام تاثیری بر شاخص های اقتصادی ندارد، مگر ما گفتیم دارد؟ با این حال وی از این طرح دفاع کرده و هزینه امحای پول و بالاتر بودن هزینه ضرب سکه در قیاس با ارزش آن را دلیل این امر می داند.

اما کدام کشورها بر مبنای چه معیاری دست به چنین اقدامی زده اند.
برزیل از حیث تعداد دفعات حذف صفر در جهان رتبه نخست را داراست. از سال ۱۹۳۰ تاکنون طی ۶ مرحله ۱۸ صفر از پول ملی برزیل حذف شده است و ۸ بار نیز نام واحد پولی این کشور تغییر پیدا کرده که از این حیث رکوددار تغییرات پول ملی در دنیا است. اما برزیل اولین کشوری نیست که چنین تجربه‌ای را داراست.

اولین تجربه؛ آلمان

 حذف صفر از واحد پولی کشورها، نخستین بار در آلمان و پس از جنگ جهانی دوم رخ داد، این کشور زیر فشار اقتصادی ناشی از جنگ جهانی دوم و خسارت های برجای مانده از آن، دچار تورمی شدید شد که سیاستگذاران اقتصادی آلمان را وادار به حذف صفرها از مارک کرد.

در نزدیکی ایران اما ترکیه تجربه ای قابل بررسی برای ایران است. تجربه ترکیه که یک کشور اروپایی با بستری جهان سومی است اینگونه رقم خورد که به یکباره ۶ صفر از پول‌ این کشور در سال ۲۰۰۵ میلادی حذف شد. تورم در ترکیه از ابتدای دهه ۸۰ میلادی آغاز شد و با شتاب به پیش رفت. هر دلار آمریکا در سال ۱۹۸۸ هزار و ۴۲۲ لیر قدیم ترکیه بود که در سال ۲۰۰۳ به بیش از ۵.۱ میلیون لیر قدیم رسید. طبق گزارش‌های موجود در سال های آغازین قرن بیست و یکم میلادی مردم ترکیه برای خرید یک قرص نان باید چند میلیون لیر ترکیه هزینه می‌کردند. نهایتا در ژانویه ۲۰۰۵ با حذف ۶ صفر از پول ملی، لیر جدید جایگزین لیر قدیم شد.

چگونه ترکیه در حذف ۶ صفر از پول ملی موفق عمل کرد؟

کارشناسان اقتصادی صندوق بین الملل پول، دلیل تاثیرگذار بودن سیاست حذف صفر از واحد پولی ترکیه را اصلاح اقتصاد این کشور در مهار تورم می‌دانند. در گزارش این صندوق آمده است، پیش از اینکه صفرها از پول ترکیه حذف شود این کشور موفق شده بود تورم را به کلی مهار کند و نرخ آن را به ارقام یک رقمی تقلیل دهد. در این شرایط اصلاح بازار پول نیز به کمک اقتصاد آمد تا زمینه ساز رشد اقتصاد شود.

در ماه جولای سال ۲۰۰۵ نیز رومانی با حذف چهار صفر، واحد پول جدید خود موسوم به “لیو” را معرفی کرد. آخرین نمونه در این زمینه به زیمبابوه مربوط می شود که طی آن دولت این کشور ۱۰ صفر را از پول ملی این کشور حذف کرد و به همین خاطر رکوددار تعداد صفرهای حذف شده از پول ملی در سطح بین المللی است.

 هلند نیز نمونه موفق دیگری از تجربه حذف صفر از پول ملی بود. بیماری هلندی اکنون واژه‌ای آشنا در ادبیات اقتصادی این کشور است. ورود منابع درآمدی غیر منتظره از محل استخراج گاز، اقتصاد هلند را با تورمی پیش بینی نشده‌ در دهه ۶۰ میلادی روبرو کرد که از مرز ۱۰۰ درصد گذشت. با این اتفاقات بلافاصله دولت با اعمال سیاست شدید انقباضی در دیپلماسی پولی توانست حجم پول را کنترل کرده و به همراه آن چهار صفر از اسکناس‌های این کشور حذف شد.

 حذف صفر از پول ایران

 اگر چه تا به امروز حذف صفر از پول ملی هیچوقت اجرایی نشده است لیکن سابقه ایده حذف صفر از پول ملی کشور یعنی ریال به دهه ۷۰ برمی‌گردد. موضوع حذف صفر از پول ملی، در سال ۷۲ در دستور کار اداره بررسی‌های اقتصادی بانک مرکزی قرار گرفت اما برخی مسئولان با این اقدام موافق نبودند و بررسی‌های لازم متوقف شد.

 دلیل مطرح شدن حذف صفر در این دوره، تورم بالایی بود که به دلیل برنامه آزاد سازی اقتصادی و شوک‌های نفتی حاصل از پایان جنگ و سرازیر شدن دلارهای نفتی به اقتصاد ایران در دولت پنجم و ششم ایجاد شده بود.

پس از مسکوت ماندن طرح حذف صفر از پول ملی در دولت هفتم و هشتم، این طرح مجددا در دولت نهم و دهم جدی‌تر پیگیری شد. در این دولت، حذف چهار صفر از پول ملی با توجه به کاهش شدید ارزش ریال در مقابل ارزهای دیگر پس از بررسی‌های کارشناسی صندوق بین‌المللی پول و مشورت با برخی از کشورها مانند ترکیه که تجربه حذف ۶ صفر را داشتند به تصویب هیئت وزیران رسید، اما بنا بر دلایلی غیر شفاف هیچ‌گاه این لایحه برای اعلام نظر مجلس، از پاستور به بهارستان نرفت. /خبرآنلاین

این خبر کدام کشورها رکورددار حذف صفر از پول ملی هستند؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

آمریکا مجوز فروش قطعات هواپیما به ایران را صادر کرد

به گزارش بخش اقتصادی سایت خبرهای فوری، تحریم‎ها آمد و همه امتیازهایی را که برای خرید هواپیماهای نو داشتیم، یکباره همچون باد با خود برد. حالا فقط ۱۶ هواپیمای نو ایرباس و ATR از مجموع ۲۳۸ هواپیمای نو ایرباس، بویینگ و ATR مشمول قرارداد، خریداری کردیم. نکته قابل توجه در زمان مذاکرات برای خرید این هواپیماها، حواشی‌ای بود که در این زمینه وجود داشت.

 از حرف‎هایی که وزیر سابق راه در مورد خرید هواپیمای ATR گفته بود تا حرف و حدیث‎های دیگر، در بین فعالان این حوزه مطرح بود. در زمینه نقدهایی که درباره مذاکرات خرید هواپیما مطرح بود با اصغر فخریه‌کاشان، قائم‎مقام عباس آخوندی و عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده قراردادهای خرید هواپیماهای جدید گفت‎وگویی داشتیم.

او در بین صحبت‎هایش خبری را مطرح کرد که در لابه‌لای خبر هرروزه ناخشنودی تحریم‎ها، خبر خوبی محسوب می‎شد؛ هواپیمایی ATR مجوز فروش قطعات یدکی و خدمات پس از فروش را از وزارت خزانه‌داری آمریکا (اوفک) دریافت کرد. خبر خوبی که در کنار خبر تهاتر قطعات هواپیما با  ۱۵ میلیون دلار باقی‎مانده دست ایرباس از سوی ایران‎ایر، تلخی این روزهای صنعت هوایی را کمی از بین برد.

‌ توافق خرید هواپیماهای ایرباس، بویینگ و ای‌تی‌آر چقدر بود و چقدر از آنها عملیاتی شد؟

طبق توافق اولیه که به زمان پیش از تحریم‌های پسابرجام برمی‌گردد، مقرر بود ۱۱۸ ایرباس خریداری کنیم که بعد از رایزنی‌ها به ۹۸ ایرباس تقلیل پیدا کرد. خرید صد هواپیمای بویینگ هم مورد توافق قرار گرفته بود. همین‌طور خرید ۲۰ هواپیمای ای‌تی‌آر به‌طور قطعی و ۲۰ هواپیمای آپشنال ای‌تی‌آر دیگر نیز در دستور کار بود. از این میزان توانستیم فقط ۱۶ هواپیما شامل ۱۳ هواپیمای ای‌تی‌آر و سه هواپیمای ایرباس را خریداری کنیم. متأسفانه تحریم‌ها، همه شرکت‌ها را مجبور کرد قراردادهایشان را با ایران متوقف کنند.

با این اوصاف هرگونه همکاری را با این کمپانی‌های هواپیماساز از دست دادیم… .

نه کامل؛ ای‌تی‌آر بعد از همه این اتفاق خود دو، سه ماه قبل توانست از خزانه‌داری آمریکا برای فروش قطعات یدکی و خدمات به ایران مجوز بگیرد.

آیا در قراردادهایی که بین ایران و این کمپانی‌ها منعقد شده بود، جرائمی برای توقف انجام مفاد قرارداد در نظر گرفته‌ بودیم؟

وقتی با شرکت‌هایی که انحصاری هستند، قرارداد می‌بندید، بیشترین مراقبت این است که شما ضرر نکنید. چون الان بی‌اغراق صدها قرارداد داخلی هست که شرکت‌های ایرانی پول داده‌اند و پولشان نزد شرکت‌های خارجی مانده و نه جنس می‌دهند نه پولشان را. بنابراین وقتی با شرکت انحصاری می‌خواهید قرارداد یک‌طرفه ببندید، چند ملاحظه دارید؛ اول اینکه وضعیتی پیش نیاید که ضرر کنید، دوم مفاد قرارداد به گونه‌ای باشد که اگر ادامه یافت، حقوق شما به‌صورت درست انجام شود. سوم، اینکه تمام تعهدات لازم را به گردن طرف بگذارید؛ طرف مقابل هم قطعا متقابلا سعی می‌کند این کار را با شما بکند. در مورد قراردادها این سه ملاحظه را در نظر گرفتیم. همه قراردادهای هواپیمایی در دنیا این‌طور است که اول باید پول بدهید که برایتان هواپیما بسازند. تنها موردی که مثل خرید یخچال و لوازم دیگر پول داده و جنس گرفته‌ایم، معامله‌ای است که بین ایران و ای‌تی‌آر و ایرباس انجام شد. وقتی پول دادیم، هواپیما را هم گرفتیم.

هواپیمای آماده سفارش کشورهای دیگر نبود؟

دو هواپیمای ایرباس این‌گونه بود، اما هواپیمای ای‌تی‌آر، این‌طور نبود.

بارها از ملاحظات در قرارداد گفتید. چه ملاحظاتی؟ 

وقتی یک هواپیماساز حاضر است سفارش‌های هواپیما را آماده‌ کند، زمان‌بر است و در کنار آن از سفارش‌دهنده می‌خواهد که بیعانه بدهد. ما هیچ‌کدام از این کارها را نکردیم. این ملاحظه برای این بود که ضرر نکنیم، چون خودمان هم ترس داشتیم که ممکن است پولمان دستشان گیر کند. ملاحظه دوم، متن قرارداد بود که همه پیش‌بینی‌های لازم را برای اینکه شرکت بتواند جریمه بدهد یا بتواند قصور نکند، انجام دادیم اما مشکل این بود که وقتی آمریکا مجوز صادرات آنها را باطل کرد و کل قرارداد بر این اساس بود که مجوز صادرات معتبر باشد، کل کار دچار خدشه شد. آن شرکت می‌گفت من حاضرم کارم را انجام دهم، ولی وقتی مجوز صادرات باطل شده، دست من نیست. در حال حاضر، این زورگویی آمریکاست که بر روابط اقتصادی و سیاسی حاکم است. وقتی مجوز صادرات را باطل می‌کنند، شرکت نمی‌تواند کار دیگری انجام دهد. بنابراین آنچه در قراردادهایمان نوشته بودیم، روابط تجاری بین خودمان بود. آنچه اتفاق افتاد نه فقط برای این سه شرکت شاخص، بلکه برای همه شرکت‌هایی بود که در جهان هست. در اوکراین هم اگر شرکتی به ایران جنس می‌فروخت، وقتی دولت آمریکا مجوز صادراتش را باطل می‌کند یا می‌گوید اگر با ایران کار کنید، نمی‌توانید با کشور من کار کنید، هرچند محمل قانونی و حقوقی ندارند، اما پذیرفته می‌شود. این اتفاق، قید فورس‌ماژور نیست، تغییر قوانین است. بنابراین در متن قراردادها برای مسائل تجاری فیمابین مواردی را پیش‌بینی کرده بودیم و آنچه رخ داد فراتر از رابطه قراردادی بود. مثل حکم دادگاه که صادر شود. در ایران هم اگر دادگاه بگوید این جنس را به شرکتی ندهید، نمی‌توانید سرپیچی کنید.

نمی‌توانستید در نظر بگیرید که ممکن است خروج ما از برجام موقتی باشد و اگر تحریمی رخ داد، آنها همکاری با ایران را لغو نکنند؟

قبول نمی‌کردند.

ولی فروش هواپیما به ایران با این میزان ناوگان فرسوده، خیلی درآمدزاست. تعداد هواپیماهایی که می‌خواستیم خیلی بالا بود و سود بالایی داشت و آنها به دنبال این بودند که این سود را داشته باشند.

این‌طور نیست. ایرباس هرماه صد هواپیما تولید می‌کند و فروشش به ما در ۱۰ سال، به اندازه فروش یک‌ماهش است. بعد انحصاری آن را هم در نظر بگیرید. در همان فاصله‌ای که بویینگ با ما قرارداد صد هواپیما را منعقد کرد، شرکت الاتحاد دوبی و فلای‌دوبی حدود ۲۵۰-۲۶۰ هواپیما به بویینگ سفارش دادند. در ۱۰ سال خرید ما عدد بزرگی نبود. بین رابطه تجاری و حکومتی باید تفاوت قائل شد. توجه داشته باشید وقتی در شرایطی هستید که طرف مقابل می‌داند نیاز به هواپیما دارید و انتخاب دیگری ندارید، دستش باز است. ما یا باید از این سه شرکت می‌خریدیم یا از روسیه. هواپیمای سوخو روسیه که صدنفره بود موتورش را با ۴۰ درصد تولید از آمریکا می‌گیرد و حتی اگر با سوخو هم قرارداد داشتیم، امروز نمی‌توانست به ما تحویل دهد. مگر روس‌ها با ما قرارداد نداشتند که جنس بدهند و نفت بخرند، چرا الان متوقف است؟ واقعیت‌های جهانی وجود دارد که نمی‌توانستیم کاری کنیم. باید کاری می‌کردیم که پولمان دست طرف مقابل نماند، چون ادعای خسارت داشتند و می‌گفتند شما وقتی به ما پول نمی‌دهید و هواپیما می‌سازیم، اگر هواپیما را نبرید، باید به ما خسارت بدهید که ما زیر بار اینها نرفتیم. خوشبختانه در این قراردادها یک ریال پولمان نزد طرف خارجی باقی نماند و وقتی هواپیما را گرفتیم ۱۵ میلیون دلار از ایرباس طلبکار بودیم که ایران‎ایر در ازای آن، قطعات یدکی و قطعات دیگری گرفت.

یعنی از ایرباس هم قطعات دریافت کردید؟

زمانی که ۱۵ میلیون دلار پول داشتیم قطعات دریافت کردیم چون ایرباس نمی‌توانست به ما پول بدهد و ما هم قطعه نیاز داشتیم.

یکی از مسائلی که کارشناسان تأکید داشتند این بود که چرا وزارت راه وقتی وارد مذاکره شد، تمرکزش را بر خرید هواپیمای نو و دست دوم گذاشت و قطعات را در نظر نگرفت. در حالی که این احتمال وجود داشت که دوباره تحریم شویم. 

کارمان را این‌طور شروع کردیم که تأمین مالی خارجی انجام دهیم که با خرید هواپیماهای دست دوم این کار امکان‎پذیر نبود. در نتیجه، روی هواپیمای نو تمرکز کردیم. به اضافه اینکه هواپیمای دست دوم درست است که ارزان‌تر تمام می‌شود، اما تأمین قطعات بعدی مهم است. بسیاری از این قطعات دیگر وجود خارجی ندارد. اگر دست دوم ۱۰ سال به بالا می‌خریدیم، چون تکنولوژی‌ها دائما عوض می‌شوند، بسیاری از قطعات را نمی‌توان یافت و مصرف سوخت‎شان هم بالاتر است. در نظر داشته باشید، ایرباسی که ایران خریده، مصرفش نزدیک به نصف یک هواپیمای دست‎ دوم است. در نتیجه اقتصاد پروژه به لحاظ تأمین مالی، تأمین سوخت، ایمنی، تأمین قطعات و فراهم‌بودن‎ در بازار، ایجاب می‌کرد سراغ هواپیمای نو برویم. مضافا اینکه ملت ایران نباید هواپیمای دست دوم سوار شوند. ملت ایران چه چیزی از دوبی و ترکیه کمتر دارد؟ طبیعی است که امنیت بیشتر برایمان مهم است. هواپیمای دست دوم قیمتش گم است و دلال‌های زیادی در فروش هواپیمای دست دوم در کشور وجود دارند. هواپیمای ایرباس ۳۲۰ که ایران‎ایر حدود ۴۵ میلیون دلار خرید، پیش‌تر هواپیمای دست دوم آن را که مربوط به سال ۲۰۱۳ بود، به ایرانی‌ها ۵۵ میلیون دلار قیمت داده بودند و در شرف عقد قرارداد بودیم. یعنی ۱۰ میلیون دلار تفاوت ۲۰۱۳ قدیمی و ۲۰۱۷ بود. نکته دیگری هم مطرح بود که اگر هواپیماهای نو را از کمپانی‌های اصلی می‌خریدیم، تصور می‎شد آنها رابطه درازمدت‌تری با ایران برقرار خواهند کرد، در نتیجه مجبور هستند خدمات و قطعاتی را که بعدا نیاز داریم در اختیارمان بگذارند.

در توافقاتی که داشتید اشاره کرده بودید خدمات پس از فروش را داشته باشید؟

بله.

امکان نداشت قطعات اضافه بگیریم که برای هواپیماهای زمین‎گیر استفاده کنیم؟

هر قطعه برای یک هواپیماست. بسیاری از قطعات هواپیماهای قدیمی که مربوط به ۲۰، ۳۰ سال قبل است، به هواپیماهای ما نمی‎خورد. برخی قطعات وجود داشت که می‌توانستند در بازار هم خرید کنند و نیازی به خرید از کمپانی‎ها نبود. به علاوه اینکه مجوزی که دولت آمریکا داده بود، شامل قطعات هواپیماهای قبلی نمی‌شد.

چرا برای هواپیمایی ایران‎ایر که هواپیمایی ملی ایران محسوب می‎شود و طبق راهبرد هما، باید هواپیماهای پهن‎پیکر میان‎برد و بلندبرد خریداری کند، هواپیمای منطقه‎ای و کوچک ATR را در نظر گرفتیم؟ آیا ایران‎ایر توانایی مدیریت هواپیماهای کوتاه‎برد را دارد؟ 

اولا سازمان هواپیمایی کشوری به ایران‎ایر اجازه داد این هواپیماها را خریداری کند. اساسنامه ایران‎ایر هم که دائمی نیست. شرکتی با وظیفه‌ای تعریف می‌کنید و فردا تغییر می‌کند. ایران‎ایر هم دیده ناوگان داخلی‌اش می‌تواند سودآور باشد و تصمیم به این کار گرفته که هواپیماهای کوتاه‎برد خریداری کند. علاوه بر اینکه، ای‎تی‎آر یک هواپیمای منطقه‎ای است و می‎تواند برای سفر به کشورهای اطراف نیز در نظر گرفته شود و‌ به عراق، جمهوری‌آذربایجان، ترکمنستان و… پرواز ‌کند.

ما عضو کنوانسیون کیپ‌تاون نشدیم، اما گفته می‎شود سازوکارها و مقرراتی در نظر گرفته شد که دو طرف بتوانند بدون عضویت در این کنوانسیون به خرید هواپیما اقدام کنند. این سازوکارها چه بود؟

برای خرید الزام نیست عضو کیپ‌تاون باشیم.

اما آن زمان برای عضویت خیلی روی آن تأکید می‌شد…

برای خرید هواپیما الزامی نیست. اگر بخواهید از فاینانس استفاده کنید و نرخ فاینانس کمتر باشد، اگر بخواهید هواپیما را لیز (Lease) (اجاره اعتباری) کنید، کیپ‌تاون کمک‌کننده است. به این مفهوم که وقتی عضو کیپ‌تاون هستید، شرکتی که به شما وام می‌دهد، این هواپیما را که در رهن خودش می‌گیرد؛ کیپ‌تاون حق تقدمی به او می‌دهد که اگر قسطمان را ندادیم، بتواند هواپیما را به وزارت دارایی و بیمه ببرد و نمی‌‌توانند بگویند حق تقدم برای ماست. این هم تصمیم مملکتی است و ایران‎ایر نمی‌تواند این تصمیم را بگیرد. آن زمان وزارت راه این راهکار مالی را به دولت پیشنهاد کرد، اما درباره  آن تصمیم‌گیری نشد که اگر می‌شد، هم تأمین مالی هواپیما راحت‌تر بود و هم نرخ بیمه و وام ارزان‌تر می‌شد. کیپ‌تاون فقط برای هواپیما نیست، برای قطار و کشتی هم هست. توصیه من به کشور همچنان این است که بررسی کند و ببیند اگر امتیازی در کیپ‌تاون به نفع کشور وجود دارد، بالاخره تحریم‌ها هم دیر یا زود برداشته می‌شود؛ بنابراین برای پیوستن به آن، تصمیم‌گیری کند.

درباره قرارداد با ایرباس شائبه‎هایی را مطرح می‎کنند که اوردرها به ثبت نرسیده بود. اوردرها به‎عنوان ممبرشدن ایران‎ایر برای دریافت خدمات پس از فروش و یک‌سری سرویس‎هایی که ایرباس باید در اختیار مشتری قرار دهد. آیا اطلاعی دارید؟ در واقع آیا از ایرباس به مقدار کافی تضمین دریافت کردند؟

این حرف بی‌پایه و اساس است. باشگاه نبوده که حتما عضو شویم. اگر درخواست خرید نبوده که ایرباس نمی‌توانسته است به ما هواپیما بفروشد. اولین‎بار است که می‌شنوم می‌گویند باید عضو ایرباس باشیم. ایرباس یک شرکت است. اگر منظور شرکت در کلاس‌های آموزشی است، ایرباس هر سال در کشورهای مختلف کلاس‌های آموزشی می‌گذارد؛‌ البته جاهایی که تسهیلات و امکانات دارد مثل دوبی و سنگاپور. برای آموزش در این کلاس‌ها باید ثبت‌نام کرد. گاهی می‌گفتند جا نداریم و باید ماه بعد شرکت کنید. اگر بچه‌های ما گواهی این نوع خلبانی را از ایرباس نگرفته بودند که نمی‌توانستند پرواز کنند و سازمان هواپیمایی کشوری هم اجازه پرواز به آنها نمی‎داد. وقتی هواپیما گرفتیم، کسی که بخواهد با این هواپیما پرواز کند، باید کلاس آموزشی را می‌گذراند. ما خلبانان را به بانکوک فرستادیم که کلاس را گذراندند و گواهی گرفتند.

منظور برای سرویس‌های بعدی هواپیماست که عضویت مطرح می‌شود. اشاره کردید  دو ایرباس را آماده گرفتیم و یکی را سفارش دادیم. پس مشکلی با سفارش نداشتیم.

بله.

با یکی، دو هواپیمای یکسان مانند ایرباس ۳۲۰ امکان ایجاد یک ناوگان نیست و باید حتما سه تا چهار هواپیما باشد که ناوگانی نو شکل بگیرد. حالا بک‎آپ‎های آنها اگر خراب شد یا مشکلی پیش آمد، چه می‎شود؟

ایران‎ایر با ایرباس سال‌ها کار کرده‎اند. الان مگر شرکت‌های هواپیمایی داخلی از هر مدلی یکی ندارند؟ این درست است که حتما یک بنگاه خوب برای آنکه در آموزش و خدمات صرفه‌جویی ‌کند، حتما ناوگان خود را تکمیل می‎کند. اما این حرف‌ها برای شرایط عادی است. ما که نمی‌دانستیم خرید هواپیما متوقف می‌شود. اگر متوقف نشده بود این سؤال امروز مطرح نبود. چرا این سؤال را درباره  رنو و زیمنس نمی‌کنیم، اما این حساسیت درباره هواپیما بیشتر است. زیمنس در ایران بیشتر پول گرفته و کار انجام نداده است. شرکت‌های اروپایی، سوئدی و دانمارکی پول گرفته و جنس هم تحویل نداده‌اند. افتخار ایران‎ایر این است که یک قِران از پولش نزد کسی باقی نمانده، در حالی‎که طبق قرارداد باید برای دو سال آینده پیش‌پرداخت می‌دادیم.

چه شد که قبول کردند؟

نمی‌خواهم از خودمان تعریف کنم. تصور نکنید معجزه شده، اما گفتیم مجوزی که شما از آمریکا دارید، تاریخ دارد من زمانی برای دو سال بعد پول می‌دهم که شما این مجوز را تمدید کنید. در نتیجه گفتیم فقط هر هواپیمایی که می‌گیریم، پولش را می‎دهیم چون نمی‌دانیم این مجوز تا چه زمانی پایدار است.

برخی منتقدان درباره  قیمت هواپیما می‌گفتند قیمتی که در قرارداد بود، با تعهدات مطابقات ندارد؟ قرار بود خرید هواپیما، فاینانس شود، اما هواپیما نقد خریداری شد، بنابراین باید تغییر قیمت در نظر گرفته می‎شد.چه اتفاقی افتاد؟

سه، چهار موضوع را از هم تفکیک کنید؛ اول قیمت نقدی. ما برای قیمت نقدی سه، چهار رفرنس داشتیم. یکی، کتابچه‌هایی است که در دنیا چاپ می‌شود و قیمت پایه‎ای هواپیما در آن نوشته می‎شد و ایران‎ایر هم عضوش بود. بنابراین به قیمت‎ها دسترسی داشتیم. هواپیما هم قیمت پایه دارد و یک‌سری آپشن‌ها مثلا اینکه صندلی‌ها چطور باشد، آشپزخانه غذای گرم بدهد یا سرد، وسایل داخل هواپیما چه مدلی باشد، تلویزیون چند اینچ باشد که اینها در قیمت اثرگذار است. برای اینکه به قیمت برسیم، از کتابچه استفاده کردیم. در مورد دوم، آقای پرورش، مدیرعامل وقت ایران‎ایر، آن زمان به یکی از شرکت‌های هواپیمایی همسایه گفت قیمت این هواپیما را بگیرید و بگوید شما چند خریده‌اید. این دومین رفرنس ما بود.

در مورد هر هواپیما می‌پرسیدید؟

بله. اجازه دهیم نام شرکت را نگویم. سومین معیارمان شرکت‌های لیزینگ بود. شرکت‌های لیزینگ وقتی می‌خواهند هواپیما را رهن کنند، قیمتی برای خودشان در نظر می‌گیرند که معمولا قیمت پایین است که اگر رهن کردند و وام دادند و روزی خواستند آن را تصاحب کنند، قیمت کمتری را بپردازند. مثل وام‌های دیگر که بانک خانه شما را هم کمتر قیمت‌گذاری می‌کند. شرکت DAE که می‌خواست این هواپیماها را فاینانس کند، بدون اینکه بداند قیمت‌های ما چند است، روی هواپیماها قیمت گذاشت. تمام قیمت‌های ما زیر قیمت DAE بود. معنی‌اش چیست؟ چون ما صد ایرباس، یک‎جا خریده بودیم و ایرباس و بویینگ می‌خواستند بازار جدیدی برای خود دست‌وپا کنند، قیمت‎ها را کمتر محاسبه کرده بودند. ناوگان کشور را بررسی کردیم و متوجه شدیم چهارصدوخرده‌ای هواپیما کم داریم. چشم آنها به این هواپیماها و قطعات یدکی و توسعه‌های بعدی بود.

در نتیجه قیمت را خوب گرفتیم. در مورد دیگر، برای اینکه مبادا در این قیمت‌ها دلال باشد، شهادت‌نامه از ایرباس و ATR‌ و بویینگ گرفتیم که در این قیمت به کسی پول نداده و نخواهند داد که امتیازی بدهند و به کسی تعهد نداده‌اند که آنها قرارداد مشاوره ببندند. بنابراین این قیمت خالص است و هیچ کمیسیونی ندارد و اگر خلافش افشا شود، جریمه و دادگاه خواهد داشت. این موارد در مورد قیمت‎های نقدی بود. فاینانس خارج از این موارد است. قیمت فاینانس را با DAE و… داشتیم. شما از من خانه‌ای می‌خرید و می‌خواهید گرو بگذارید که وام بگیرید. ارتباطی بین فاینانس و قیمت نقدی نیست. من که به ایرباس نگفتم نقد و نسیه چه قیمتی دارد. از ایرباس نقد خریداری کردیم و فاینانس از جای دیگری بود. ایرباس، بویینگ و ای‎تی‎آر هم تعهدی داشت که اگر من فاینانس پیدا نکردم، خودشان فاینانس کنند. هزینه‌اش جداست. بنابراین تفکر پشت این پرسش اشتباه است.

شاید منظورشان این بوده مبلغی که برای فاینانس در نظر گرفته شده، به‎صورت نقدی خریداری شده است.

پولی که به ایرباس دادیم، نقدی بوده و از صندوق توسعه و جاهای دیگر وام گرفتیم.

در صنعت هواپیمایی این سؤال بارها شنیده می‎شود که چرا پول مستقیما به حساب شخصی (پسر آقای آخوندی) رفته است؟

هر کسی اگر یک مکالمه تلفنی، یک ورقه و مدرک دارد، در مورد هرکس که یک ریال در این قضیه گرفته و پول به حسابش رفته، لطفا در روزنامه «شرق» آن را چاپ کنید. مگر می‌شود ایرباس که یک شرکت بزرگ است و از آن تعهد گرفته‎ایم که به کسی پورسانت نداده باشد، از طرف دیگر پول را به حساب شخص بریزد؟ اگر الان توانستید صد هزار دلار به حساب شخصی در اروپا بفرستید، من اسمم را عوض می‌کنم؛ چون بحث پول‌شویی به میان می‌آید.

شرکتی به نامشان نبوده که به نام آن شرکت واریز شده باشد؟

امکان ندارد پول بتواند به حساب شرکت یا شخص برود، بدون اینکه در قرارداد باشد. این افراد بروند و از بانک صنعت و معدن که پول را حواله کرده بپرسند که پول به حساب چه کسی حواله شده است.

مگر قرار نبود همه کارها شفاف باشد؟ چرا این حرف‌ها که گفته می‌شود، جایی شفاف اعلام نمی‌شود؟

من در این مورد ۱۰ بار مصاحبه کرده‌ام. می‌توانند از بانک صنعت و معدن و پارسیان بپرسند پول به حساب کجا رفته است. حواله بانک صنعت و معدن به حساب ایرباس در پاریس فرستاده شده است.

بسیارخب، مورد دیگر آنکه اکنون که نمی‌توانیم خرید هواپیما داشته باشیم، چه روندی باید در پیش بگیریم؟

به‎صورت قانونی نمی‌توانیم هواپیمای نو و دست دوم بخریم. شرکت هواپیمایی ما با قبول ریسک چند هواپیمای دست دوم خریده‎اند، اما تقریبا در یک سال اخیر خریدی نداشته‌ایم. هیچ فروشنده‌ای حاضر نیست این ریسک را بکند. در زمینه فولاد هم مشکل داریم. کشور که مغازه نیست بسته شود، اما با ریسک و هزینه‌های سنگین ۱۰، ۲۰ درصد بالاتر خرید انجام می‌شود و اینجاست که پای واسطه‎ها و پورسانت‎گیری آنها به میان می‎آید.

خاطرتان هست که آقای خرم می‌گفت می‌توانستم ای‎تی‎آر را ارزان‌تر بگیرم؟

به آقای خرم پیام دادم شما که می‌گویید می‌توانم هواپیما را ۲۰ درصد ارزان‌تر بخرم، اگر فرد غریبه‌ای گفته بود مشکلی نداشتم، اما شما که نمی‌دانید مشخصات هواپیمای ما چیست، چرا می‎گویید؟ کسی می‌تواند این حرف را بزند که اطلاعات کافی داشته باشد. حتی نمی‌دانید ما ای‎تی‎آر را چند خریده‌ایم. گفتید آنها هواپیما را بالاتر از ۲۰ میلیون دلار خریده‌اند که باید بگویم خیر، ما کمتر از ۲۰ میلیون دلار خریده‌ایم. همه اطلاعات آقای خرم اشتباه بود. ایشان با ملاحظات سیاسی این حرف را زد و من جوابشان را دادم و البته ایشان هم پاسخی نداد. /روزنامه شرق

این خبر آمریکا مجوز فروش قطعات هواپیما به ایران را صادر کرد اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

بی ثباتی در سیاست ایالات متحده، دلیل افزایش تنش بین واشنگتن و تهران

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری‏، تنش در منطقه خلیج فارس بین ایران و آمریکا که در هفته های اخیر با توقیف کشتی متعلق به بریتانیا، به اوج خود رسیده، نگرانی های بسیاری را برای کشورهای این منطقه حساس جهان به وجود آورده است.

از سوی دیگر به نظر نمی رسد که به رغم تلاش های دیپلماتیکی که از سوی کشورهای دیگر مانند ژاپن و عمان برای میانجی گری بین تهران و واشنگتن، این تنش ها به زودی به پایان برسند.

بسیاری از کارشناسان و منتقدان در حوزه سیاست بین الملل بر این اعتقاد هستند که ریشه بسیاری از تنش های امروز در خلیج فارس، ناشی از اقدام یکجانبه دولت دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در خروج یکطرفه از برجام است.. تحریم های یکجانبه آمریکا علیه ایران باعث شد که اقتصاد ایران که بعد از برجام در حال رشد بود، دوباره ضربه بخورد.

از طرف دیگر، کشورهای اروپایی حاضر در برجام نتوانستند از نظر اقتصادی جوابگوی نیاز های ایران باشند و تمام تلاش آنها یکسال بعد از خروج آمریکا از برجام تنها به ایجاد کانال مالی موسوم به اینستِکس (Instex) محدود شد که از نظر طرف ایرانی به هیچ عنوان پاسخگوی خواست اصلی تهران یعنی فروش آزادنه نفت، نبود.

این موضوعات باعث شد که ایران هم رفته رفته در جهت کاهش تعهدات خود در برجام حرکت کند که آغاز غنی سازی اورانیوم که براساس برجام حق ایران است، بخشی از این اقدامات بود.

پروفسور یاسویوکی ماتسوناگا (Yasuyuki Matsunaga) استاد دانشگاه توکیو در رشته روابط بین‌الملل و کارشناس مسائل خاورمیانه یکی از کارشناسانی است که اعتقاد دارد ریشه تنش‌های امروز در منطقه خاورمیانه به اقدامات آمریکا در مورد برجام بازمی گردد.

«ماتسوناگا» مقالات و تحقیقات بسیاری در زمینه مسائل خاورمیانه از جمله ایران انجام داده است که از جمله انها می توان به (The Middle East in International Relations) و (Iran’s Strategic Culture and the Hegemony Question) اشاره کرد.

وی  به پرسش هایی دربارۀ تنش های اخیر در منطقه پاسخ داده است. یادآور می‌شود این مصاحبه به صورت مکتوب انجام شده است.

در هفته های اخیر تنش در منطقه خلیج فارس بین ایران و آمریکا بسیار بالا رفته است. بسیاری عقیده دارند خروج آمریکا از برجام دلیل اصلی افزایش این تنش ها است. نظر شما در این باره چیست ؟

آمریکا مسئول پائین آمدن ثبات در بسیاری از مناطق بعد از توافق هسته ای برجام در سال ۲۰۱۵ که بین ایران و سایر کشورهای حاضر در این توافق به امضا رسید، است. با این همه مسئولیت تمام اتفاقات پیش آمده در دو ماه اخیر متوجه آمریکا نیست. ایران هم به سهم خود مسئولیت افزایش تنش در اطراف تنگه هرمز را بر عهده دارد.

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا درخواست مذاکره با مقامات ایرانی را مطرح کرده است که مقامات ایرانی آنها را رد کرده اند. آیا در شرایطی که آمریکا به طور یکطرفه از برجام خارج شده، می توان به مذاکره بین دو کشور خوش بین بود؟

نه. به نظر من ، در حال حاضر زمان گفتگوی مستقیم بین ایران و ایالات متحده نیست. چنین گفتگو ای فایده ای ندارد.

نقش کشورهایی مانند عربستان و اسرائیل را در افزایش این تنش ها چطور ارزیابی می کنید؟

کسی که ممکن است طی دو ماه گذشته پشت حملات اسرارآمیز به تانکرها و کشتی های دیگر در خلیج عمان بوده باشد ، نقش بزرگی در ایجاد بحران در تنگه منطقه هرمز داشته است. با این همه ما هنوز نمی دانیم حکومت عربستان سعودی یا اسرائیل در این امر دست داشته اند یا نه.

ژاپن یکی از کشورهایی است که با ایران و آمریکا روابط بسیار خوبی دارد. آیا ژاپن می تواند میانجیگری خود بین ایران و آمریکا را که با سفر نخست وزیر این کشور به تهران نشان داده شد، ادامه دهد؟

خیر. نقش طرف ثالث از جمله ژاپن برای میانجیگری مناسب نیست. مانند برجام، طرف های ثالث برای تهیه راه حل های که چند طرف در آن حضور دارند و در جهت کمک به حل مسئله در برخی از زمینه ها و موضوعات خاص مناسب هستند. اما قبل از اینکه اشخاص ثالث بتوانند نقش ایفا کنند ، باید تنش بین طرف های اصلی که با هم درگیر هستند کاهش یابد.

به عبارت دیگر، در موضوعی مانند روابط پیچیده بین ایران و آمریکا که منافع آنها کاملاً متضاد است، طرف های ثالث نمی توانند به حل یا میانجیگری بین دو کشوری بپردازند.

با این همه طرف های ثالث می توانند به حل موضوعات پیچیده کمک کنند که برجام یک نمونه خوب آن است. یعنی اشخاص ثالث می توانند مسائل درهم تنیده را جدا کرده و زمینه ای برای راه حل فراهم کنند. ما باید تلاش کنیم تا مشکلات را یکی یکی حل کنیم ، نه توسط یک دستور. اما بی ثباتی در سیاست ایالات متحده ، چشم انداز راه حل بلند مدت را با توجه به برنامه چرخه سوخت هسته ای ایران تضعیف می کند.

به نظر شما با توجه به بی اعتمادی که بین دو کشور وجود دارد، در چه صورت تنش بین ایران و آمریکا می تواند کاهش پیدا کند؟

تنش را می توان کاهش داد. تنش همیشه در معرض تغییر است. با این همه حل اختلافاتی که با گذر زمان افزایش پیدا کرده و دوام پیدا کرده اند بسیار دشوار و کاهش آن از اهمیت زیادی برخوردار است. تنش بین ایالات متحده – ایران تا حدودی می تواند کاهش یابد ، اما درگیری بین ایالات متحده – ایران به سختی قابل حل است و دلیل تحکیم این تنش‌ها و درگیری در طول ۴ دهه می باشد..

شما از جمله افرادی هستید که شناخت خوبی از وضعیت سیاسی ایران دارید. به نظر شما دولت رئیس جمهور روحانی تا چه اندازه در زمینه سیاست خارجی موفق بوده است؟

دولت وی (روحانی) در زمینه سیاست خارجی بسیار موفق بوده است. رئیس جمهور محمد خاتمی هم در این زمینه موفق بود. مشکلات مرتبط با سیاست خارجی که جمهوری اسلامی ایران امروز با آن روبرو است‌، خصوصاً در بُعد اقتصادی آن ، ناشی از اقدامات دولت رئیس جمهور روحانی نیست. /فارس

این خبر بی ثباتی در سیاست ایالات متحده، دلیل افزایش تنش بین واشنگتن و تهران اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

پشت پرده گردشگر آلمانی که در مازندران کتک خورد چه بود؟/ ردپای مجری زن تلویزیون در حل ماجرا

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری‏، در حالی که بعد از مداوا در بخش وی ای پی بیمارستان خاتم الانبیای تهران و پست های اینستاگرامی فیلیپ که از مردم ایران تعریف کرده بود همه فکر می کردند ماجرا به خیر و خوشی تمام شده است دوباره حادثه جدیدی برای این گردشگر اتفاق افتاد. ماجرایی که درنهایت ختم به خیر شد و باز هم این گردشگر را به تعریف و تمجید از مردم ایران ترغیب کرد.

گفته می‌شد که فیلیپ هنگام بازگشت به آلمان از سوی فردی که در خانه‌اش مهمان بوده ، برای ۱۵ هزار دلار گروگان گرفته می‌شود؛ ولی درواقع ماجرا این‌طور نبوده و فیلیپ و صاحبخانه دچار مشکلات و اختلافات مالی می‌شوند؛ اختلافاتی که با میانجیگری مانی رهنما، صبا راد، محمد شکیبانیا و همچنین ماموران پلیس ختم به خیر می‌شود.

این اختلافات چه بود؟

محمد شکیبانیا، مستندساز ایرانی که فیلیپ را تا فرودگاه بدرقه کرده بود، ماجرا را این گونه روایت می کند: «فیلیپ با این میزبانش که دکترای جامعه شناسی است از قبل و از طریق دوست و همسایه آلمانی‌شان آشنا بوده و مادر فیلیپ هم این آقا را می‌شناخته و به همین دلیل مهمان او بودند و او در این مدت به دنبال کارهای فیلیپ بوده است. هنگام رفتن فیلیپ و مادرش از آن‌ها می‌خواهد که پول‌هایی را که تا الان برای فیلیپ خرج کرده است به او پرداخت کنند. البته بیشتر از آن چیزی که خرج کرده بود، یعنی ٢٠٠‌میلیون تومان از فیلیپ و مادرش می‌خواست. می‌گفت تا الان دنبال کارهای فیلیپ بودم، تمام هزینه‌های بیمارستان و درمانش را پرداخت کردم، تا شمال رفتم و کارهایش را پیگیری کردم، دوچرخه و وسایلش را تحویل گرفتم و با هزینه خودم به تهران برگرداندم و در این مدت از فیلیپ و مادرش و دوست مادرش پذیرایی و آن‌ها را در خانه‌ام مهمان کردم. در این مدت تمام هزینه‌های فیلیپ با من بود، برای همین از او پول می‌خواهم. برای حل ماجرا قراردادی بین فیلیپ و آن آقا بسته شد که هر زمان فیلیپ به آلمان رسید ٢٠٠ میلیون تومان به میزبان تهرانی پرداخت کند!»

به نظر می رسد حداقل بخش پایانی ماجرای فیلیپ در ایران با آن چه ابتدا روایت شده بود متفاوت است. همزمان پست دیگری نیز زیر یک تصویر در فضای مجازی با این مضمون منتشر شده است : این خودروی یک خانواده گردشگر خارجیه که پس از سرقت از آن در ایران حسابی معروف شده بود و شعار ایران عالیه رو ماشینشون زده بودند، چند وقت پیش در دهمین سفرش به ایران با ۱۷۰۰ قوطی مشروبات الکلی توقیف شده. ‏داستان گردشگران خارجی در ایران هی داره عجیب و عجیب‌تر میشه!

این خبر پشت پرده گردشگر آلمانی که در مازندران کتک خورد چه بود؟/ ردپای مجری زن تلویزیون در حل ماجرا اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

محاکمه یک زن ایرانی در آمریکا به اتهام نقض تحریم ها

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری‏، یک زن ایرانی در دادگاهی در آمریکا اتهام انتقال غیرقانونی فناوری از شرکت‌های مستقر در ایالات متحده به ایران را پذیرفت. نگار قدس‌کنی دو سال پیش به اتهام نقض تحریم‌ها در استرالیا بازداشت و ماه گذشته به آمریکا منتقل شد.

به نقل از دویچه وله، نگار قدس‌کنی شهروند ایرانی‌تبار ساکن استرالیا در دادگاهی در ایالت مینه‌سوتا اتهام وارد شده به خود مبنی بر نقض آشکار تحریم‌های ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی را پذیرفت.

خبرگزاری آسوشیتدپرس شنبه دهم اوت (۱۹ مرداد) گزارش داد که این زن چهل ساله روز جمعه اتهام تبانی برای تسهیل غیرقانونی انتقال فناوری ارتباطات از شرکت‌های مستقر در ایالت‌های ماساچوست و مینه‌سوتا را پذیرفته است.

قدسی‌کنی متهم شده که با همکاری چند نفر دیگر با ثبت یک شرکت صوری در مالزی زمینه انتقال غیرمجاز فناوری از شرکت‌های فعال در آمریکا به ایران را فراهم کرده و با این کار تحریم‌های بین‌المللی و تحریم‌های یک‌جانبه وزارت خزانه‌داری ایالات متحده را نقض کرده است.

این زن ایرانی در سال ۲۰۱۵ از سوی دادستانی ایالت مینه‌سوتا تحت پیگرد قضائی قرار گرفت و در سال ۲۰۱۷ در استرالیا بازداشت شد.

استرداد قدس‌کنی به ایالات متحده روندی پر کش و قوس را پشت سر گذاشت و سرانجام ماه گذشته با موافقت او با انتقالش به آمریکا ممکن شد.

روبرت ریچمن، وکیل قدس‌کنی به آسوشیتدپرس گفته که موکلش قصد کرده به یک مورد از اتهاماتش درباره دور زدن تحریم‌ها و نقض قوانین آمریکا اعتراف کند و ظاهرا مقامات دادستانی پذیرفته‌اند در مقابل از دیگر اتهام‌های وارد شده به او صرف‌نظر کنند. چنین توافق و تفاهم‌هایی میان متهم و دادگاه در ایالات متحده نامرسوم نیست.

احتمال محکومیت به پنج سال زندان

بنابر گزارش‌ها حداکثر مجازاتی که می‌تواند برای یک مورد اقدام به دور زدن تحریم‌ها علیه متهم اعمال شود پنج سال حبس و حداکثر ۲۵۰ هزار دلار جریمه نقدی خواهد بود.

ریچمن از دادگاه تقاضا کرده با توجه به سختی‌هایی که موکلش کشیده، از جمله بارداری و تولد نوزادش در زندان استرالیا پائین‌ترین سطح مجازات را برای او در نظر بگیرند که می‌تواند چهار سال و نیم زندان و جریمه ۲۰۰ هزار دلاری باشد.

بنابر این گزارش علیرضا جلالی، یکی از هم‌پرونده‌ای‌های قدس‌کنی نوامبر ۲۰۱۷ اتهام‌ها علیه خود را پذیرفت و مارس ۲۰۱۸ به پانزده سال حبس محکوم شد.

در کیفرخواست پرونده قدس‌کنی آمده است که او با شرکت “فنا موج”، فعال در حوزه سامانه‌های رادیویی موج کوتاه و تجهیزات ارتباطاتی همکاری داشته و با ثبت شرکت “مخابرات موج سبز” در مالزی اقدام به تهیه غیرقانونی تجهیزات برای ارسال به ایران کرده است.

همکاری با شرکت مرتبط با سپاه

وزارت خزانه‌داری ایالات متحده سال ۲۰۱۷ شرکت فنا موج را به اتهام همکاری و ارتباط با سپاه پاسداران در فهرست تحریم‌های خود قرار داده بود.

اردیبهشت ماه امسال که وزیر خارجه ایران، محمد جواد ظریف بحث مبادله زندانیان میان جمهوری اسلامی و چند کشور غربی را پیش کشید، برخی منابع گزارش دادند که یکی از پیشنهادهای تهران به بریتانیا مبادله نازنین زاغری، شهروند ایرانی‌تبار زندانی با نگار قدس‌کنی بوده که آن زمان در استرالیا در زندان بود.

جرمی هانت، وزیر وقت خارجه بریتانیا با این پیشنهاد مخالفت کرده و گفته بود وضعیت نازنین زاغری که بی‌گناه زندانی شده با زنی که در استرالیا بازداشت و مرتکب “جرمی جدی” شده متفاوت است.

زاغری شهروند ایرانی‌تبار بریتانیایی سال ۹۵ و پس از سفر به ایران بازداشت و پس از محاکمه به اتهام فعالیت تبلیغی و تلاش برای براندازی نرم محکوم شد.

جرمی هانت گفته جمهوری اسلامی انسان‌های بی‌گناه را زندانی می‌کند تا از آنها به عنوان اهرم فشار استفاده کند. /عصرایران

این خبر محاکمه یک زن ایرانی در آمریکا به اتهام نقض تحریم ها اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

استعفای مشکوک ۲ رییس “اینستکس” پیش از آغاز به کار!

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری‏، هنوز سازوکار مالی دادوستد اروپایی‌ها (و احتمالا غیر اروپایی‌ها) با ایران موسوم به ” اینستکس” وارد فاز عملیاتی و اجرایی نشده که در عرض کمتر از  ۷ ماه از اعلام رسمی ثبت این سازوکار مالی، ۲ رییس این نهاد مالی بنا به دلایلی نامعلوم استعفا کرده‌اند.

در حالی که از نظر  ایران، همین الان هم برای آغاز فعالیت سازوکار مالی موسوم به اینستکس، خیلی دیر شده است؛ اما سیاست” این دست آن دست ” کردن اروپایی‌ها همچنان ادامه دارد و پس از کناره‌گیری بی‌سروصدای ” پر فیشر” رییس سابق سازوکار اینستکس، رییس جدید آن یعنی” برند اربل” نیز پنج‌شنبه گذشته کناره‌گیری کرد.

دلایل این دو استعفا رسما اعلام نشده و تنها به ذکر این بسنده شده که ” دلایل شخصی بوده است” اما رسانه‌ها و ناظران سیاسی دلایل احتمالی متعددی را برای این کناره‌گیری‌ها ذکر می‌کنند که از جمله مهم‌ترین آنها سنگ اندازی‌ها و تهدیدات خارجی ناشی از محور آمریکا- اسراییل در برابر آغاز به کار این نهاد است.

این کناره‌گیری همزمان در شرایطی انجام شد که خبرهای غیررسمی هفته گذشته حاکی از این بود که “امانوئل مکرون” رییس جمهوری فرانسه در تماس‌های دیپلماتیک خود با “حسن روحانی” همتای ایرانی، به او پیشنهاد تخصیص اعتبار ۱۵ میلیارد دلاری برای آغاز به کار اینستکس را داده است؛ پیشنهادی که از نظر ناظران قدمی رو به جلو در فعالیت این نهاد محسوب می‌شود.

با این حال استعفای ناگهانی “برند اربل” سفیر سابق آلمان در تهران که ریاست اینستکس را بر عهده او سپرده بودند، ماجرای آغاز به کار اینستکس را بار دیگر در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.

این استعفا در کنار استعفای چند هفته پیش ” پر فیشر” – رییس سابق کامرتس بانک آلمان که به عنوان نخستین رییس اینستکس معرفی شده بود –  ماجرای اینستکس را پیچیده کرده است و ظن ناظران را به وجود پشت پرده‌ای پرحاشیه و پرفشار برای این نهاد، تقویت کرده است.

آمریکایی‌ها بارها هشدار داده‌اند این نهاد و دست اندرکاران آن را تحریم خواهند کرد و شاید یکی از دلایل کناره‌گیری فیشر و اربل در تشدید همین تهدیدها  بوده باشد؛ از سوی دیگر برخی رسانه‌ها طی ۲ روز گذشته با توجه به اظهارات و نظرات اربل درباره مسایل مختلف منطقه‌ای از جمله درباره سیاست‌های ایران در منطقه، نزدیکی بیش از حد متعارف دیدگاه این دیپلمات آلمانی به سیاست‌های خارجی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی را دلیل این استعفا اعلام کرده‌اند؛ چون ظاهرا دولتمردان اتحادیه اروپا و ۳ کشور بزرگ اروپایی (آلمان، بریتانیا و فرانسه) ترجیح‌شان این است که ریاست اینستکس در اختیار فردی نزدیک به ایران نباشد.

با این حال گروهی دیگر از ناظران معتقدند استعفای اربل احتمالا دلایل پشت‌پرده دیگری داشته است؛ چون اربل در سال‌های گذشته دیدگاه‌ها و نظرات روشن و شفافی در انتقاد از اسراییل و یا درباره فعالیت‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران و گروه‌هایی چون حزب‌الله لبنان و حماس داشته است و دیدگاه‌های او امری مخفی نبوده که دولتمردان اروپایی از آن بی‌خبر بوده باشند؛ بنابراین باید دلیل یا دلایل اصلی استعفای او را در فشارهای پشت پرده لابی‌های ضد ایرانی مرتبط با تندروهای کابینه ترامپ و رژیم اسراییل در پایتخت‌های اروپایی دانست.

برخی دیگر نیز می‌گویند شاید پای دستگاه‌های اطلاعاتی هم در میان باشد و برای مثال وجود “اطلاعات محرمانه شخصی” و یا تهدیداتی مبنی بر توقیف امول و تحریم و.. در این کناره‌گیری ناگهانی موثر بوده باشد؛ با این هدف که آغاز به کار اینستکس همچنان به تاخیر افتد و ایران با برداشتن گام‌های دیگر کاهش تعهدات برجامی خود، بیش از پیش از اروپا دورتر شود تا در نهایت دستگاه تنفس مصنوعی “اینستکس” هم از دهان پیکر نیمه جان برجام برداشته شود و این توافق بین‌المللی به طور کامل بمیرد.

در صورت مرگ برجام، کار آمریکای ترامپ برای تشدید فشار علیه ایران و جلب همراهی اروپایی‌ها برای مقابله با ایران راحت‌تر خواهد شد و این همان خواسته اصلی دولت ترامپ به ویژه تندروهای کابینه او همچون بولتون و پمپئو است.

به هر روی کناره‌گیری دو رییس اینستکس در شرایطی که از آغاز اعلام رسمی این سازوکار ۶ ماهی نگذشته و هنوز خبری از معامله‌ای در قالب این سازوکار مالی به بیرون درز نکرده، خبر خوبی برای ادامه برجام نیست و نشان از وجود احتمالی لابی‌های پیدا و پنهانی می‌دهد که به شدت برای “چوب گذاشتن لای چرخ برجام” فعالیت دارند و تا کسب اطمینان از مرگ حتمی برجام از پای نخواهند نشست.

با مرگ غیرمنتظره “یوکیا آمانو” – مدیر کل فقید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی- و استعفای برند اربل رییس تازه معرفی شده برای ریاست نهاد اینستکس، ادامه حیات نیمه جان برجام در دست‌اندازهای جدید و پیچیده‌ای افتاده و معلوم نیست که آیا اراده سیاسی اروپایی‌ها آن قدر برای حفظ برجام قوی خواهد بود که بتوانند چارچوب برجام را با تامین حداقلی از خواست‌های اقتصادی ایران تضمین کنند یا نه! /عصر ایران

این خبر استعفای مشکوک ۲ رییس “اینستکس” پیش از آغاز به کار! اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.