نایب رییس هیات مدیره اسنپ: تصمیم اشتباه در سهمیه‌بندی بنزین فاجعه‌آمیز است

یک هفته پیش بود که سخنگوی اتحادیه کشوری کسب‌وکارهای مجازی در گفتگو با دیجیاتو اعلام کرد که سهمیه بندی‌ بنزین در راه است و دولت باید در این میان به فکر تاکسی‌های اینترنتی باشد. 

این مسئله باعث شده تا در چند روز اخیر شاهد موضع‌گیری‌های مختلفی باشیم. عده‌ای می‌گویند این رانت است، برخی می‌گویند قیمت‌ها را برای همه آزاد کنید، مدیرعامل تاکسیرانی تهران می‌گوید برای استارت‌آپ‌هایی که از شهرداری مجوز بگیرند شرایط حمایتی ویژه‌ در نظر گرفته خواهد شد و خود تاکسی‌های آنلاین هم مدعی هستند که دغدغه معیشت خانواده ۳ میلیونیِ ۷۰۰ هزار راننده‌شان را دارند. 

همه این مسائل باعث شد تا عصر امروز (۶ آبان) از کوچه‌های تنگ و پرترافیک محله جردن عبور کنیم تا به طبقه چهارم ساختمان «گروه اینترنت ایران» برسیم و از نزدیک‌ با «ژوبین علاقبند»، نایب رییس هیات مدیره اسنپ در رابطه با چرایی درخواست دریافت سهمیه سوخت از سوی تاکسی‌های اینترنتی و جزییات دیگر همین موضوع گفتگو کنیم. 


امیر مستکین – دیجیاتو: آقای علاقبند به چه دلیلی اسنپ و بقیه پلتفرم‌های هوشمند حمل و نقل عقیده دارند که باید به آنها سهمیه بنزین تعلق بگیرد؟ اساساً دولت چرا باید چنین سوبسیدی را به رانندگان چند شرکت خصوصی بدهد؟

ژوبین علاقبند، نایب رییس هیات مدیره اسنپ: من فکر نمی‌کنم خیلی این مسئله مطرح باشد که باید این سوبسید به شرکت خصوصی داده شود یا دولتی. باید از زاویه دیگری به مسئله نگاه کرد و دید که هدف دولت چیست؟ هدف دولت تا جایی که ما در جریانیم، جلوگیری از قاچاق بنزین به دلیل اختلاف نرخ ارز است. بحث دیگر استفاده بی‌رویه از بنزین ارزان است؛ استفاده‌ای که صرفاً به دلیل ارزان بودن بنزین، سفرهایی انجام می‌شود که واقعاً لازم نیست.

به نظر من هدف دولت این دو مسئله است تا اگر سوبسیدی هم داده می‌شود، برود به جیب کسی که بیشتر از همه به آن نیاز دارد. به همین دلیل است که ماشین‌های بالای ۲۰۰۰ سی‌سی سهمیه ندارد چون فرض بر این است که صاحب چنین خودرویی، از نظر مالی بی‌نیاز به این سوبسید است.

اگر با این دید به مسئله نگاه کنیم، باید ببینیم مشتری‌های تاکسی‌های اینترنتی چه کسانی هستند و آیا دولت قصد دارد به ۲ میلیون سفر روزانه‌ای که توسط ۷۰۰ هزار راننده‌ در تاکسی‌های اینترنتی انجام می‌شود سوبسید بدهد یا خیر. خیلی از این رانندگان به شکل حرفه‌ای در این پلتفرم‌ها کار می‌کنند اما عده‌ای هم برای تکمیل درآمد، برخی هم به دلیل تعطیلی شغل‌شان و شرایط اقتصادی نیاز پیدا کرده‌اند تا این کار را انجام دهند.

اینکه ما بخواهیم بی‌رویه مخل معیشت این ۷۰۰ هزار نفر بشویم، احتیاج به برنامه‌ریزی بهتری دارد و یکی از آنها، ارائه سهمیه بنزین به تاکسی‌های اینترنتی است تا هم هزینه مردم به عنوان مسافر افزایش پیدا نکند، و هم مشکلی در معیشت این افراد که به هر حال از قشر آسیب‌پذیر هستند وارد نشود.

اما به هر حال هفته گذشته سخنگوی اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی به دیجیاتو اعلام کرد که سهمیه بندی بنزین احتمالاً جدی است و دولت باید فکری به حال تاکسی‌های اینترنتی بکند. از همان زمان انتقاداتی هم مطرح شد؛ مانند اینکه ارائه چنین سهمیه بنزینی با نرخ متفاوت به شرکت‌ها، باعث ایجاد رانت می‌شود. شما احتمالاً با این عقیده مخالف هستید. من می‌خواهم دلایل شما را بشنوم. 

من مخالف نیستم. هر سوبسیدی به هر نحوی که داده شود طبیعتاً سواستفاده را به همراه خودش می‌آورد. از دید کسب‌وکار ما، اگر بنزین تک‌نرخی باشد و برای همه افزایش قیمت پیدا کند، به نظر ما راهکار بسیار بهتری است اما به هر حال این مسئله امکان پذیر نیست و دولت باید به ناچار مواردی را در نظر داشته باشد.

هرچند هنوز ما هم قطعاً نمی‌دانیم که این اتفاق می‌افتد یا خیر، اما به هر حال ما هم زمزمه‌هایی شنیده‌ایم که قرار است بنزین دو نرخی شود. شما به رانتی اشاره می‌کنید که به وجود می‌آید و من هم موافقم که به وجود می‌آید، اما چنین رانتی در سیستم تاکسی‌های اینترنتی در حداقل است.

به چه دلیل؟ 

امروز که با هم صحبت می‌کنیم من می‌توانم به شما بگویم که روز گذشته چه تعداد راننده، چند سفر رفته‌اند و هر کدام از این سفرها چند کیلومتر بوده است. اگر تصور کنیم که ماشین‌ها به طور متوسط در هر ۱۰۰ کیلومتر ۱۰ لیتر بنزین مصرف می‌کنند، می‌توانم به شما بگویم که چند لیتر صرف حمل و نقل در اسنپ شده است.

در نتیجه رانت، در این سیستم به حداقل می‌رسد، مخصوصاً در مقابل سیستم سنتی که کارتی با ۳۰۰ لیتر بنزین به شخصی می‌دهند و مشخص نیست چه اتفاقی برای آن می‌افتد و حتی شاید فروخته شود.

در پاسخ قبلی به نکته‌ای اشاره کردید که سوال بعدی‌ام بود. تصور نمی‌کنید اگر این سوبسید در اختیار هیچ کس، نه تاکسی‌های سنتی و نه تاکسی‌های اینترنتی قرار نگیرد، و در نهایت قیمت‌ها آزاد شود، برای همه بهتر است؟

قطعاً عقیده دارم که این روش بهتری است. در این شکی ندارم اما از طرفی می‌فهمم که چرا مقاومت وجود دارد. در هر کشوری یک کالای خاص وجود دارد که به دلایلی، حساس می‌شود. هم از نظر سیاسی و هم استراتژیک.

همین امروز در مرکز پژوهش‌های مجلس همین بحث را می‌کردیم که اگر بنزین تک‌نرخی و برای همه گران شود، اگرچه نگرانی از افزایش هزینه‌های مردم وجود خواهد داشت اما دیگر کسی نگرانی بابت شکل گیری رانت و فساد ندارد.

به هر حال این کالای حساس، در کشور ما بنزین است در حالی که شاید در یک کشور اروپایی، سیستم بهداشت باشد. در کشور ما همه چیز گران می‌شود و کسی حرفی نمی‌زند اما همه روی بنزین حساس هستند.

اینجا این سوال پیش می‌آید که از چه سازمان، وزارت‌ یا نهادی درخواست سهمیه بنزین کرده‌اید و حالا همین سازمان، وزارت یا نهاد بر چه اساسی باید تصمیم بگیرد که من باید به رانندگان استارت‌آپی به نام اسنپ بنزین بدهم، اما به رانندگان استارت‌آپ دیگری که در همین حوزه فعال است بنزین ندهم؟ 

ما اصولاً صحبتی که می‌کنیم برای اسنپ نیست. در واقع در جلسات به عنوان کارگروه تاکسی‌های اینترنتی اتحادیه [کشوری کسب‌وکارهای مجازی] می‌رویم و صحبت می‌کنیم. ما به هیچ عنوان نمی‌گوییم به اسنپ سهمیه بدهید و به سایرین ندهید.

اتفاقاً خیلی از این جلسات را به شکل مشترک با تپسی می‌رویم و حرف‌مان هم همین است که بر اساس ضوابط خاص به همه تاکسی‌های اینترنتی سهمیه بدهید.

منظورتان ۷۰ استارت‌آپی است که از اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی مجوز فعالیت دریافت کرده‌اند. اما این شرکت‌ها سهمی مساوی از سفرها ندارند. 

حرف ما هم همین است که به این ۷۰ شرکت یکسان سهمیه ندهند. این ساز‌ و کار را داریم که بر اساس تعداد سفر و تعداد کیلومتر گزارش بدهیم و به همان اندازه سهمیه بگیریم. واقعاً هم به دنبال این راهکار هستیم.

اما در پاسخ به این سوال که با چه کسی صحبت کرده‌ایم؛ ما نقش اطلاع‌رسانی داریم. برای ما مهم است که مسئولین بدانند تاکسی‌های اینترنتی جایگاه کم، کوچک و معمولی ندارد. ۲ میلیون سفر روزانه که توسط ۷۰۰ هزار نفر انجام می‌شود عدد قابل توجهی است و هر تصمیم اشتباهی که به نوعی روی این قضیه اثر بگذارد می‌تواند فاجعه آمیز باشد.

در حال حاضر چند راننده در پلتفرم شما ثبت‌نام کرده‌اند و چه تعداد از آنها فعالند؟ 

در مجموع بالای یک میلیون نفر به عنوان راننده در اسنپ ثبت‌نام کرده‌اند که حدود ۴۰۰ الی ۴۲۰ هزار نفر از آنها فعال کار می‌کنند.

آماری دارید که چند درصد از این ۴۲۰ هزار نفر به شکل تمام وقت در اسنپ مشغول به کارند؟

حدود ۵۰ درصد به شکل تمام وقت فعال هستند.

اینجا این سوال پیش می‌آید که چطور می‌خواهید سهمیه بنزین را بین افرادی که روزانه یا به شکل هفتگی صرفاً یک یا دو سفر انجام می‌دهند -و فعال هم نامیده می‌شوند- و افرادی که فعالیت‌شان به شکل کامل کار در اسنپ است تقسیم کنید؟ می‌خواهم ببینم زیرساختی که شما از آن صحبت می‌کنید دقیقاً چیست. 

ببینید به دنبال سهمیه بنزین برای کسی که در هفته یک یا دو سفر می‌رود نیستیم چون عملی نیست. در پیشنهادی که خواهیم داد و امیدواریم به نتیجه برسیم، حداقل کیلومتری را در روز در نظر می‌گیریم تا سهمیه بنزین به افرادی تعلق بگیرد که به همان اندازه سفر داشته‌اند. در واقع به کسانی سهمیه تعلق می‌گیرد که به شکل جدی، به این حرفه به عنوان امرار معاش نگاه می‌کنند. این نگاه هم می‌تواند برای درآمد اصلی و هم برای درآمد تکمیلی باشد.

راهکار ما هم راهکاری ساده و دقیق است. می‌توانیم گزارش کنیم شخص در روز گذشته چند کیلومتر رانندگی کرده و بر همان اساس به وی سوخت تعلق بگیرد.

می‌گویید زیرساخت فنی برای ارائه بنزین به رانندگان پرکار از طرف شما وجود دارد. اما از طرفی می‌بینیم که زیرساخت کارت سوخت در ایران قدمتی تقریباً ۱۰ ساله دارد. فکر می‌کنید طرف مقابل شما، حالا وزارت نفت یا جای دیگر، کلاً بتواند از راهکارهای فنی که شما ارائه می‌دهید استفاده کند؟ 

بله. نمی‌دانیم دقیقا چه اتفاقاتی در جریان است اما زمزمه‌هایی که می‌شنویم حاکی از آن است که احتمالاً راهکار سهمیه بندی بنزین از طریق کارت سوخت نیست. می‌شنویم که ممکن است از طریق کارت بانکی باشد. طبیعتاً کارت بانکی امکانات بسیار بیشتری را از کارت سوخت می‌دهد و آنطور که شنیده‌ایم، زمینه وجود دارد تا پشتیبانی زیرساختی ارائه شود.

 آقای علاقبند من وقتی به سفرهای خودم با اسنپ در دو سال اخیر نگاه می‌کنم می‌بینم همه نوع خودرویی سوار شده‌ام. واقعیت این است که ناوگان اسنپ، ناوگان یکپارچه‌ای نیست و مدل‌های مختلفی خودرو در آن کار می‌کنند که مدل ساخت پایین یا کارکردهای بالایی دارند و بعضاً مستهلک هستند. برای این مسئله چه راه‌حلی دارید و آیا زیرساخت فنی که از آن صحبت می‌کنید قرار است بر اساس نوع ماشین حجم بنزین متفاوتی را در اختیار راننده قرار دهد؟

طبیعتاً برای سهمیه بندی سوخت نمی‌توانیم وارد این سطح از جزییات شویم. نمی‌شود گفت اگر ماشینی به ازای ۱۰۰ کیلومتر ۱۲ لیتر مصرف دارد، باید به ازای هر ۱۰۰ کیلومتر ۱۲ لیتر بنزین بگیرد و اگر مصرفش ۸ است، ۸ لیتر بگیرد. این عملاً از نظر اجرایی کار را غیر ممکن می‌کند. باید روی یک عدد به توافق برسیم.

کسانی هم که به علت فرسودگی، عدم تنظیم موتور یا نگرفتن معاینه فنی، ماشین با مصرف سوخت بالا یا فرسوده دارند، متوجه می‌شوند که اگر دارند بر مبنای هر ۱۰۰ کیلومتر، ۱۰ لیتر بنزین می‌گیرند، به نفع‌شان است که مصرف پایین‌تری داشته باشند و به شکل اتوماتیک این تمایل در آنها شکل می‌گیرد تا تعمیرات را انجام دهد تا مصرف سوخت پایین‌تری داشته باشد.

تصور نمیکنید اگر اسنپ و چند پلتفرمهوشمند حملونقل دیگر، سهمیه دریافت کنند، افرادی صرفاً برای دریافت همین سهمیه وارد سیستم شما بشوند؟ به شکل سادهتر اگر بخواهم این سوال را مطرح کنم، آیا راههای سو استفاده در این سیستم باز نیست؟

سوال خوبی است و دغدغه خیلی‌ها هم همین است. به هیچ عنوان نمی‌گوییم هر کس راننده اسنپ بود به شکل ثابت سهمیه دارد. ما می‌خواهیم سهمیه را بر اساس تعداد سفرهای تکمیل شده روز یا هفته قبل ارائه کنیم. کسی که کارش این نیست، نمی‌تواند بیاید و سهمیه بگیرد چون سفری در پروفایلش وجود ندارد. سهمیه کاملاً بر اساس تعداد سفر است نه صرفاً ثبت نام در اسنپ.

دقیقاً در مورد چه حجمی از سهمیه صحبت می‌کنیم؟ می‌خواهم بدانم شما مذاکره‌ کرده‌اید تا یک راننده اسنپ در صورت کاملاً فعال بودن چه سهمیه‌ای دریافت کند؟ 

برای عدد خاصی مذاکره نکرده‌ایم. ما به مسئولین گفتیم می‌توانیم دقیق اعلام کنیم که یک راننده خاص در پلتفرم ما، ماهانه چند لیتر بنزین مصرف می‌کند تا این حجم به وی اختصاص پیدا کند. در واقع ما دنبال سهمیه خاص نیستیم، دنبال آن هستیم تا دقیقاً بر اساس مصرف، سهمیه بگیریم.

اما به هر حال در بحث سهمیه بندی همیشه یک مرزی هم وجود داشته. نیمه دوم دهه ۸۰ که سهمیه بندی بنزین شروع شد ما دیدیم که مرز سهیمه بنزین برای تاکسی ۸۰۰ لیتر است. 

به این دلیل بود که تکنولوژی این امکان را نمی‌داد تا مصرف دقیق سوخت اندازه گیری شود. مزیت تاکسی اینترنتی این است که می‌توانیم دقیق گزارش بدهیم که روز گذشته یک خودروی خاص چه مصرفی داشته. در واقع پیشرفت تکنولوژی این امکان را به وجود آورده که نه بیشتر سهمیه بگیریم و نه کمتر.

تاکسی که به قول شما ۸۰۰ لیتر می‌گرفت ممکن بود ۶۰۰ لیتر بیشتر مصرف نکند و شاید مصرفش بیشتر هم می‌شد. عده‌ای می‌گویند دادن سهمیه به تاکسی‌های اینترنتی سخت است در حالی که برعکس؛ اینکار هم آسان است، هم علمی و هم دقیق.

 به تازگی با آقای قنادان مدیرعامل تاکسیرانی تهران مصاحبه کرده‌ایم. ایشان خبر دادند که چند استارت‌آپ جدید در حوزه حمل‌ونقل با مجوز شهرداری فعال خواهند شد. شهرداری و تاکسیرانی هم حمایت‌های ویژه‌ای از آنها خواهند داشت. 

یکی از این حمایت‌ها احتمالاً بحث سهمیه بنزین است. این اتفاق آیا باعث خواهد شد تا اسنپ در کنار مجوز اتحادیه، تصمیم بگیرد از شهرداری نیز پروانه فعالیت دریافت کند؟ 

این تصمیم که به تاکسی‌های اینترنتی سوخت داده شود یا نشود، تصمیم تاکسیرانی نیست. با توجه به تعداد ۳ میلیون نفری خانواده رانندگانی که مستقیماً تحت تاثیر این کسب‌وکار هستند، می‌بینیم که تصمیم بسیار مهمی پیش روست که در لایه‌های بالای حکومتی گرفته خواهد شد.

اینکه تاکسیرانی و شهرداری به دنبال آن هستند تا تاکسی‌های اینترنتی را بیاورند زیر نظر خودشان و در مقابل هزینه‌های گزاف به آنها مجوز بدهند، بحث کهنه‌ای است که از دو سال پیش، یعنی زمانی که تاکسی‌های اینترنتی رشد کردند مطرح شد.

حالا هم حالتی شکل گرفته که به نظر من از بحث سهمیه بندی سوخت سواستفاده می‌شود و می‌خواهند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند. می‌گویند ما به شما سهمیه می‌دهیم اما بیایید از ما مجوز بگیرید. اینکه راه درستی برای برخورد با قضیه نیست. ما مجوزمان را از اتحادیه کشوری کسب‌وکارهای مجازی می‌گیریم، با کمال میل هم در قالب قانون با شهرداری‌ها همکاری می‌کنیم.

قانون نگفته است که ما از شهرداری مجوز بگیریم و اتفاقاً هیات مقررات زدایی، خلق مجوز جدید را غیرقانونی اعلام کرده و کسی اجازه ندارد مجوز جدید خلق کند. مصوبه هیات وزیران هم گفته که شهرداری می‌تواند روی کار کسانی که در حوزه حمل و نقل فعالند نظارت کند و ما هم عقیده داریم که شهرداری می‌تواند روی کار ما نظارت کند.

 نظارت هم بر اساس دستورالعمل اجرایی خواهد بود که وزارت کشور و وزارت صنعت آن را تدوین می‌کنند و ما هم از طریق اتحادیه کمک می‌کنیم تا این دستورالعمل نوشته شود. پیش‌نویس آن هم آماده شده و اکنون روی جزییات در حال توافق هستیم تا شهرداری‌ها بتوانند بر اساس همین دستورالعمل نظارت کنند.

به عنوان سوال آخر؛ در حال حاضر آخرین وضعیت سهمیه بندی بنزین برای پلتفرمهای هوشمند حمل و نقل چیست؟ در رابطه با درخواست‌تان چه پاسخی شنیدهاید؟ در واقع ارزیابی کلیتان این است که سهمیه بنزین به شما تعلق خواهد گرفت یا خیر؟

ارزیابی من این است که به هرحال مسئولین کشور از جایگاهی که تاکسی‌های اینترنتی به دست آورده‌اند آگاه هستند. دوستان زیادی داریم که پشتیبان این اکوسیستم هستند و دغدغه و نگرانی دارند. اگر پلتفرم ما چند ساعت به دلیلی فنی قطع شود، دوستانه از چندین جا با ما تماس می‌گیرند که چه مشکلی پیش آمده و آیا می‌توانیم کمک کنیم یا خیر.

این نشان می‌دهد که تاکسی‌های اینترنتی نقش عمده‌ای در جابه‌جایی شهری دارند و با توجه به آگاهی که در مسئولین وجود دارد من خیلی خوش‌بین هستم که سهمیه اختصاص پیدا کند؛ مخصوصاً از این نظر که راه‌کار تخصیص سهمیه به تاکسی‌های اینترنتی آسان، دقیق و شفاف است. در نتیجه دلیلی نمی‌بینم که سهمیه اختصاص پیدا نکند.

The post نایب رییس هیات مدیره اسنپ: تصمیم اشتباه در سهمیه‌بندی بنزین فاجعه‌آمیز است appeared first on دیجیاتو.

گزارش میدانی دیجیاتو از حمل تلفن همراه در مدارس کشور: شاگرد حاضر، موبایل غایب

از در مدرسه که خارج می‌شوند، لباس‌های فرم و رسمی مدرسه‌شان هنوز تنشان هست و کوله‌هایشان به دوش. پا را که از مرز در ورودی مدرسه به آنور می‌گذارند، دست به جیب می‌شوند و یا از اعماق کیف‌هایشان موبایل‌ را در می‌آورند و شروع به کلیپ دیدن یا عکاسی از همدیگر می‌کنند. بعضی‌هایشان زیر تابلوی مدرسه ژست گرفته و عکسشان را در گروه تلگرامی همکلاسی‌هایشان منتشر می‌کنند و بعضی‌ از آنها هم هدفون به گوش، رهسپار خانه می‌شوند. از خودم می‌پرسم که آوردن این موبایل‌ها قانونی است یا نیست؟ و جواب دادن به همین سوال می‌شود جرقه گزارشی که در پیش رویتان قرار گرفته است.

در همان ابتدای امر متوجه شدم که دانش آموزان مدارس کشور از آوردن موبایل به داخل کلاس‌ها و محیط آموزشی مدرسه منع شده‌اند، این اصل از دیرباز تا به امروز پابرجا بوده ولیکن انتشار کلیپ‌ها و عکس‌های دانش آموزان سر کلاس‌های درس چیز دیگری را نشان می‌دهد و به نظر می‌رسد که بچه‌ها آنچنان هم به این اصل پایبند نمانده‌اند. وقتی می‌خواستم درباره این موضوع گزارش تهیه کنم، متوجه شدم باید سراغ ۳ قشر مختلف رفت، بچه ها، والدین آنها و کادر مدرسه. جالب اینجاست که هر ۳ قشر نگاه نسبتا متفاوتی به این مقوله دارند و هر کدام یک ساز را می‌نوازند و افراد موافق را همانطور که حدس می‌زدم، بیشتر خود دانش آموزان تشکیل می‌دهند.

موبایل در مدارس

«سارا» یک دانش آموز کلاس یازدهمی است و موبایل را وسیله شخصی می‌داند و تاکید دارد که عقل او و هم سن‌هایش به این رسیده که چه زمانی از موبایل استفاده کنند و چه زمانی آن را خاموش نگه دارند. او شاکی از مساله ممنوعیت موبایل در مدارس به من می‌گوید: «چطور دانشجویان اجازه دارند موبایل با خودشان داشته باشند؟ یعنی تنها یک سال اختلاف سنی یک دانشجوی ترم اولی با یک دانش آموز پیش‌دانشگاهی باعث شده که او بتواند از موبایلش استفاده کند و ما نه؟» دوستش «بهار» اما می‌گوید بستر مدرسه با بستر دانشگاه متفاوت است:

«بیشتر همکلاسی‌هایم موافق این هستند که موبایل به مدرسه بیاورند و من نه. راستش را بخواهید خیلی‌ها موبایل با خود می‌آورند و آن را مخفی نگه می‌دارند و سر بزنگاه با آن کار می‌کنند. انقدر جمعیت کلاس‌ها بالاست و شلوغ شده که معلم اصلا حواسش به این چیزها نیست.»

هر دوی آنها در مدارس دولتی درس می‌خوانند و «کیان» هم در یک مدرسه دولتی در مقطع پیش دانشگاهی به سر می‌برد. او می‌گوید موبایل الان وسیله سرگرمی نیست و وسیله کاری، آموزشی و دیگر امورات زندگی هرکس شده و خیلی مواقع به آن احتیاج است:

«من بعد از مدرسه یک راست به کلاس‌های دیگر می‌روم و ممکن است تا شب به خانه نرسم. نمی‌توانم تمام روز خود را بدون موبایلم باشم. این که می‌گویند این حرف‌ها نشانه اعتیاد به موبایل و اینترنت هست هم اساسا قبول ندارم، من با موبایلم ارتباط برقرار می‌کنم و گاهی وقت‌ها این برقراری تماس واجب است.»

موبایل در مدارس

او می‌گوید که مدرسه به دانش آموزان گفته می‌توانند از تلفن داخلی استفاده کنند ولی تاکید می‌کند که مشکل فقط زنگ زدن در محیط مدرسه نیست. وقتی به او می‌گویم که موبایل بردن به مدرسه در انگلستان و یا فرانسه هم غیرقانونی‌ است، متوجه می‌شوم بهتر از من این چیزها را خوانده و جوابی به من می‌دهد که تا به این لحظه برایم منطقی است:

«در فرانسه این موضوع را قدغن اعلام کردند ولی تاکید هم شد که اگر کسی به این وسیله بعد از ساعات مدرسه‌اش احتیاج دارد، می‌تواند موبایل را به صورت خاموش با خود به مدرسه بیاورد. حرف من هم همین است، چرا باید موبایل داشتن، ولو خاموش، غیرقانونی تلقی شود؟»

موبایل در مدارس

برخلاف انتظارم، اوضاع در مدارس غیرانتفاعی هم همین است، بعد از پرس و جو از چند دانش آموز محصل این مدارس متوجه می‌شوم که برخی از آنها می‌توانند موبایل به مدرسه ببرند و آن را به ناظم یا یکی از دبیرانی که به اصطلاح دبیر باحالی است می‌دهند و بعد از تعطیلی مدرسه آن را پس می‌گیرند.  علی ۱۷ ساله در همین مورد به من می‌گوید: «دوستانم در مدرسه‌های دیگر و دولتی هم بعضا این کار را می‌کنند. برخی از ناظم‌ها و دبیرها این موضوع را درک می‌کنند و موبایل بچه‌ها را امانت می‌گیرند.»

آقای اسماعیلی، یکی از همین ناظم‌هاست که پیش‌تر این کار را می‌کرده اما الان دو سالی هست که قید این حرکت به قول خودش جوانمردانه را زده چرا که تجربه نه چندان جالبی را داشته است:

«گوشی‌های بچه‌ها را میگرفتم و در کشوی خود می‌گذاشتم و زنگ آخر هم به آنها تحویل می‌دادم. یکبار اما وارد اتاق شدم و دیدم قفل شکسته شده و تمام گوشی‌ها به سرقت رفته، نمی‌دانستم چه کنم. کار قانونی نکرده بودم و والدینی که با خبر شده بودند هم حتی شاکی بودند و مدیر هم از آنها شاکی‌تر. در حقیقت هیچکس طرف من نبود. من درک می‌کنم که برخی دانش آموزان به موبایل احتیاج دارند ولی این مساله سرقت را هم باید در نظر گرفت، بچه‌ها چنین هیجاناتی را دارند و اگر خدای ناکرده گوشی کسی دزدیده شود، عملا نمی‌توان کاری کرد.»

موبایل در مدارس

«سعید اونق» دبیر باسابقه جامعه شناسی مدارس کشور هم معتقد است که در هیچ کجای دنیا سیستم آموزشی مبتنی بر موبایل نیست و آموزش هوشمند هم ربطی به اینکه بچه‌ها با خود موبایل داشته باشند ندارد، او باور دارد که با آمدن کلمه هوشمند، تنها چیزی که به ذهن مردم می‌رسد استفاده از موبایل است و این باور غلط را شدیدا نکوهش می‌کند. اونق به من می‌گوید:

«میانگین سنی خریدن گوشی هوشمند برای بچه‌ها در دنیا به ده سال رسیده و این آمار از نظر من نگران کننده است. اگر هم قصد خرید موبایل هوشمند برای فرزندانمان داریم، به نظرم بهتر است تا ۱۵ سالگی صبر کنیم و اگر هم زودتر این کار را کردیم، بتوانیم نحوه استفاده آن و تفکیک مدرسه و خانه را به او بیاموزیم.»

به او می‌گویم اما اکثر دانش آموزان موافق آوردن موبایل هستند و او تاکید دارد که اگر قوانین مدرسه را به دانش آموزان بدهیم، با یک آشوب همراه خواهیم بود. آشوبی که اونق از آن دم می‌زند را والدین هم کم و بیش قبول دارند. این را حین گفتگو با احمد و نسترن، پدر و مادر سه دانش آموز فهمیدم که ادعا می‌کردند انجمن اولیا و مربیان مدرسه هم درباره معضل آوردن موبایل به مدرسه، بارها و بارها جلساتی انجام داده است:

«نمی‌دانم خاطرتان هست یا نه ولی سال ۹۲ یک دانش آموز برای آوردن موبایل به مدرسه اخراج شد و بعد از این اخراج، خودش را کشت. همان زمان این موضوع در آموزش و پرورش جنجال پیدا کرد و مدارس سعی کردند با این موضوع کمی لطیف‌تر برخورد کنند. اما بعد از یکی دو سال و هجوم گوشی‌های هوشمند به دست مردم، بار دیگر این موضوع مورد توجه مدارس و والدین قرار گرفت.

گوشی‌های هوشمند امروزی و اینترنتی که تقریبا در همه جای ایران سرعت خوبی دارد، باعث شده که بچه‌ها در مدرسه بیشتر جذب فضای مجازی شوند تا درس. حالا اینکه عده‌ای می‌گویند درس خواندن در این روز و روزگار به کار نمی‌آید هم بحث دیگری است ولی تصور می‌کنم همگی متفق‌القول قبول دارند که تحصیلات دوران مدرسه واجب است و بعد از آنست که دانش آموز می‌تواند تصمیم بگیرد به تحصیلات آکادمیک گرایش پیدا کند یا برود سمت مهارت آموزی.»

موبایل در مدارس

او به مساله تقلب هم اشاره می‌کند و باور دارد که موبایل یا مواردی همچون ساعت هوشمند می‌تواند بهترین ابزار برای تقلب سر جلسات امتحان باشد و نباید قبح ورود موبایل به مدرسه را شکست و بعد در زمان امتحانات با یک بلوا روبرو شد.

فرزند آنها که ۱۶ ساله هست، همایون نام دارد و خواهر هما چند سالی از او کوچکتر است. هما اجازه داشتن موبایل با سیم‌کارت را هنوز ندارد و با یک تبلت دانش آموزی سروکله می‌زند. همایون اما برخلاف والدین خود معتقد است که گوشی‌های هوشمند می‌توانند نقش نظارتی بر سر کلاس را داشته باشند: «امکان ثبت و ضبط تصاویر و مستند سازی از صحنه تنبیه دانش آموزان می‌تواند مانع برقراری هر گونه برخورد فیزیکی با دانش آموزان شود، به ویژه در شهرستان‌های دور که این تنبیهات هنوز رواج دارد.»

موبایل در مدارس

پس راه حل چیست؟

نسترن، مادر این دانش آموز اما اینها را بهانه‌ای برای شیطنت می‌پندارد و باور دارد که چند ساعت بدون موبایل ماندن کار سختی نیست، او البته از اینکه دیگر مثل سابق تلفن‌های همگانی هم وجود ندارد گلایه دارد و می‌گوید که موبایل داشتن در برخی مواقع برای دانش آموزان صرف برقراری تماس لازم است. او بهترین راه را نگهداری موبایل برخی از دانش آموزان در یک مکان همچون صندوق امانات می‌داند و باور دارد که راه اندازی چنین چیزی در هر مدرسه‌ای کار سختی نیست، وقتی با او مساله امنیت و دزدیدن این گوشی‌ها را در میان می‌گذارم هم اینچنین جواب می‌دهد:

«اگر موضوع مخفیانه باشد حق با شماست و موبایل‌ها در معرض این خطرات قرار می‌گیرند، اما چیزی که من درباره‌اش می‌گویم دادن وجهه قانونی به این مساله و نگهداری آنها در مکانی امن توسط ناظری امین است.»

موبایل در مدارس

دانش آموزان با وجود اظهار نظرات والدین و معلمان، هنوز اعتقاد راسخی دارند که باید موبایل‌هایشان را به مدرسه بیاورند و دلایلی که ارائه می‌کنند فقط خودشان را قانع می‌کند و نه بزرگترهایشان را، از آنسو اما برخی والدین نیز با آنها موافق هستند ولی معتقدند که موبایل نباید سر کلاس روشن شود.

در یک جمع بندی می‌توان به این نتیجه دست یافت که تقریبا جملگی افراد متفق القول قبول دارند که جای موبایل سر کلاس‌ها نیست ولی بودن آن در کیف دانش آموز برای برخی مواقع ضروریست. هنوز قانونی رسمی درباره ممنوعیت حمل موبایل در مدارس نوشته نشده و حکم اخراجی که برخی مدیران مدرسه برای حمل موبایل در نظر می‌گیرند، خلاف قانون است اما شاید بهتر باشد با وجود رشد و توسعه این کالای دیجیتال، تصمیمی جدی و در چارچوبی مشخص برایش اتخاذ شود تا تکلیف مساله حمل موبایل به مدرسه مشخص شود.

The post گزارش میدانی دیجیاتو از حمل تلفن همراه در مدارس کشور: شاگرد حاضر، موبایل غایب appeared first on دیجیاتو.

بررسی فیلم Bleach؛ خدایان، فرشتگان و شکارچیان ارواح

نتفلیکس چند سالیست که دنیای رسانه را قبضه کرده و رقبای خود را کنار زده و یکه‌تازی می‌کند، هرچند دیزنی و دی‌سی و بسیاری از شرکت‌های دیگر قرار است وارد این مارکت شوند و رقبای قدری هم برای نت‌فلیکس محسوب می‌شوند، ولی در حال حاضر این شبکه اینترنتی پروژه‌های سنگینی را در برنامه دراز مدت خود دارد و صدها میلیون طرفدار در دنیا را از آن خود کرده‌است. نت‌فلیکس چند سالیست که رو به آوردن ساخت فیلم‌های زنده (به اصطلاح تخصصی‌تر لایو اکشن Live Action) از روی انیمه‌های معروف آورده و در آخرین سلسله ساخت این آثار، فیلم Bleach ساخته شده بر اساس انیمه Bleach را عرضه کرده است.

بررسی فیلم Bleach

  • کارگردان: شینسوکه ساتو
  • استودیو تهیه کننده: برادران وارنر
  • بازیگران: Sota Fukushi،Hana Sugisaki، Ryo Yoshizawa
  • بودجه: نامشخص

 

همانطور که احتمالا می‌دانید، این روزها در عالم سرگرمی به خصوص عالم سینما و بازی با کمبود سوژه طرف هستیم (خوشبختانه وضعیت حوزه‌هایی مثل کتاب همچنان پابرجاست و ایده‌های خلاقانه و نابی در آن همچنان جریان دارد) و بسیاری از تولیدکنندگان و استودیوهای بزرگ بازیسازی و یا هالیوودی دست به ترفندهایی برای سرپوشانی بر این کمبود سوژه و عدم داشتن محتوای درخور زده‌اند.

بررسی فیلم Bleach

به عنوان مثال والت دیزنی با ساخت سری فیلم‌های لایواکشن که در حقیقت اقتباسی از روی انیمیشن‌های کلاسیک خود زده‌اند، سود آوری‌های زیادی برای خود دست و پا کرده ولی این سری فیلم‌ها عملا نشان می‌دهد که حتی والت دیزنی و نیروهایش در خلق سوژه کم آورده‌اند و دست به دامن آثار کلاسیک خود شده‌اند. یا از آنسو بسیاری از کمپانی‌ها روی به تولید دنباله‌های سینمایی بعد از سالیان سال آوردند و به اصطلاح با ریبوت کردن این آثار و یا ساخت اسپین‌آف (یک داستان مجزا که از دل نسخه اصلی برخاسته باشد، همچون فیلم ولورین یا ددپول که از دل مجموعه ایکس‌من سر بر آورده بودند) سعی در زنده نگهداشتن خود دارند.

بررسی فیلم Bleach

نت‌فلیکس هم با وجود اینکه به زعم بسیاری از کارشناسان و طرفداران، نسبت به بقیه عملکرد قوی‌تری دارد و تاکنون سریال‌های ناب فراوانی همچون Stranger Things و یا Maniac و Narcos و… را ساخته، در تولید آثار سینمایی خود ضعیف عمل کرده و نتوانسته این حوزه را به پای حوزه قوی سریال‌سازی خود برساند. نت‌فلیکس تاکنون چندین اثر سینمایی تولید کرده که عمدتا چندان قوی عمل نکردند و در بین آنها تعدادی انگشت‌شمار بودند که توانسته‌اند خوش بدرخشند و مواردی بسیار بسیار معدود هم توانسته‌اند در فصل جوایز خودی نشان دهند. حال در این وانفسا نت‌فلیکس هم روی به سیاست جدیدی در بخش ساخت آثار سینمایی خود زده و بازار خوبی را گردن گرفته است: بازار ساخت فیلم لایواکشن از روی انیمه‌های محبوب ژاپنی.

بررسی فیلم Bleach

فیلم دراگون بال در گیشه و بین هواداران درب و داغان شد

انیمه‌های ژاپنی تاکنون دوبار دستمایه ساخت آثار سینمایی در هالیوود شده‌اند و هر دو بار شکست مفتضحانه‌ای را چه در گیشه و چه در بین منتقدان خوردند: فیلم Dragonball Evolution به کارگردانی جیمز وانگ و اخیرا فیلم Ghost In The Shell که اولی بر اساس یک سریال محبوب و با قدمت انیمه و دومی بر اساس فیلم‌های سینمایی به همین نام (روح در صدف) ساخته شدند ولی هر دو نتوانستند موفق عمل کنند. انگار که طلسمی در کار است و فیلم‌های هالیوودی اقتباسی از انیمه‌ها را دربرگرفته و نمی‌گذارد آنها خوب از آب در بیایند.

بررسی فیلم Bleach

از آنسو در مهد انیمه و مانگا یعنی کشور ژاپن، سالیان سال است که سینمایی تحت عنوان لایواکشن وجود دارد و فیلم‌های زیادی بر اساس انیمه‌ها و مانگاها ساخته شده و در حقیقت باید گفت که بخش اعظمی از صنعت سینما و سریال کشور چشم بادامی‌ها به مانگاهایشان گره خورده است. اما قالب این آثار لایواکشن ژاپنی از کیفیت نه‌چندان بالایی برخوردار بودند و از آنجایی که دنیای انیمه‌ها هم معمولا پرزرق و برق است، بودجه و امکانات کافی برای ساخت آثار سینمایی درخور آنها در ژاپن وجود ندارد چرا که این آثار نهایتا در مارکت خود ژاپن فروش دارند و بازاری جهانی را نیز در پی خود ندارند که درآمدزایی کلانی داشته باشند.

بررسی فیلم Bleach

همانطور که گفته شد هالیوود هم دیگر تمایل چندانی به ساخت این آثار اقتباسی ندارد و چندباری که به سراغ آنها رفته هم از نظر مالی ضرر هنگفتی را محتمل شده است. این وسط، نت‌فلیکس به عنوان یک راه میانه به پا خاسته و تصمیم می‌گیرد با ایجاد تهاتری با استودیوهای هالیوودی (بخصوص برادران وارنر که این روزها سعی در تسخیر بازار مشرق زمین دارد) سلسله آثاری اقتباسی از روی انیمه‌ها با کمک کارگردانان و تیم‌های ژاپنی را عرضه کند و بودجه بهتری نسبت به استودیوهای ژاپنی در اختیار آنها بگذارد. این آثار با ساخت فیلم دفترچه مرگ (که از محبوبیت بالایی در بازار غرب و کلا خارج از ژاپن برخوردار است) آغاز شد و علی رغم انتقادات زیادی که بدان وارد شد، بازخورد نسبتا خوبی از سمت طرفداران داشت. بعد از آن نوبت به انیمه «غلاف تمام فلزی» رسید که توانست عملکرد بهتری داشته باشد و حالا هم قرعه به نام انیمه بلیچ Bleach افتاده است.

بررسی فیلم Bleach

انیمه Bleach بر اساس مانگایی به همین نام ساخته شده و همانند بسیاری از انیمه‌های دیگری که بر اساس مانگاهای طولانی ساخته می‌شوند، صدها قسمت دارد.( ۳۶۶ قسمت و چند فیلم سینمایی انیمه‌ای) انیمه‌های طولانی در صنعت انیمه دارای یک ریسک پنهان هستند چرا که همزمان با نوشتن مانگا ساخته می‌شوند و گاهی پیش می‌آید که همانند سریال بازی تاج و تخت، از داستان مانگا جلو بزنند (سریال بازی تاج و تخت از فصل ششم به بعد عملا از کتاب جلو زد و داستانی مستقل از کتاب و من‌درآوردی را روایت می‌کند که البته با مشورت نویسنده اصلی اثر هم همراه است) انیمه Bleach بارها و بارها به این مشکل برخورد کرد و با قطع شدن‌های موقتی و یا ساخت فیلرهایی (فیلر: به قسمت‌هایی از انیمه گفته می‌شود که قصه‌شان بر اساس داستان اصلی و روایت مانگا نیست و داستان‌های فرعی به حساب می‌آیند که در خلال داستان رخ می‌دهد ولی تاثیر چندانی روی روایت اصلی ندارند) این مشکل را جبران می‌کرد.

بررسی فیلم Bleach

در نهایت اما انیمه Bleach هیچ‌گاه نتوانست به اندازه مانگایش محبوبیت پیدا کند و فیلرهای متعددی هم که برای آن ساخته شد باعث دلزدگی مخاطبان شد و با اینکه مانگای این اثر در آگوست سال ۲۰۱۶ به پایان رسید، ولی انیمه این اثر به صورتی نیمه‌تمام باقی ماند و هیچ‌گاه فصل پایانی مانگا ساخته نشد (البته هرازگاهی صحبت از ساخت آن می‌شود و بعد هیچ خبری نمی‌شود!) فیلم ساخته شده از روی این اثر اما مثل تمامی آثار لایواکشن انیمه‌ها، به ناچار بخش‌های مهمی از داستان را زده و یک روایت صد دقیقه‌ای جمع و جور و خلاصه را تعریف می‌کند که هیچ دخلی به ابهت داستان اصلی مانگا ندارد.

بررسی فیلم Bleach

داستان روایتگر پسری دبیرستانی به نام ایچیگو کوروساکی است که توانایی دیدن ارواح را از کودکی در خود دارد. او یک روز به یک شینیگامی (خدای مرگ) برخورد می‌کند که به دنبال یک هولو به زمین آمده، هولوها ارواح سرگردانی هستند که بعد از ماندگاری در زمین به خاطر گناهان زیادشان تبدیل به هیولاهایی می‌شوند و وظیفه شینیگامی‌ها کشتن (در حقیقت بخشیدن گناهان) آنهاست تا به آن دنیا بروند. شینیگامی که دختری کوتاه قد با نام روکیاست در نبرد با هولو شکست می‌خورد و مجبور می‌شود قدرت خود را به ایچیگو دهد تا هولو را شکست دهد. (قابل توجه اینکه نه هولوها و نه شینیگامی‌ها توسط مردمان عادی دیده نمی‌شوند و صرفا ایچیگو می‌تواند آنها را ببیند)

بررسی فیلم Bleach

ایچیگو بعد از شکست هولو به خاطر قدرت نهان زیادی که در خود دارد تبدیل به شینیگامی شده و روکیا مجبور می‌شود برای بازپس گیری قوای از دست رفته‌اش مدتی را روی زمین ماندگار بماند و در کنار ایچیگو زندگی کند. از آنسو شینیگامی‌ها متوجه کار روکیا روی زمین شده‌اند و بنا به قانون دنیای آنها، عملی که از روکیا سر زده، اعطای قدرت خدایی به یک انسان فانی، مجازات اعدام دارد. آنها به دنبال روکیا روی زمین می‌آیند تا او را بکشند…

بررسی فیلم Bleach

سازندگان فیلم ته‌مایه‌هایی از قصه اصلی انیمه را قرض گرفته‌اند و با اضافه کردن یکی از فیلرهای داستانی بلیچ که روایت مرگ مادر قهرمان اصلی است به چاشنی داستان، فیلمنامه کلی کار را ساخته‌اند، جدا از اینکه همین فیلر بخش کشته شدن مادر ایچیگو هم ناقص اقتباس شده، باید گفت که فیلمنامه فیلم یک چیز سمبل شده از روی پانزده سال قصه‌نویسی مانگا هست و پایان بندی سرهم بندی شده آن بیشتر از همه چیز طرفداران را ناراضی می‌کند. هیچ خبری از دنیای شینیگامی‌ها و دیگر اعضای تیم ایچیگو نیست و داستان روی چهار پنج کاراکتر از انیمه بسته شده است.

بررسی فیلم Bleach

ساخت آثار سینمایی از روی انیمه‌های طولانی قطعا کار سختی است و شاید منطقا نباید خرده‌ای به فیلمنامه‌نویس کار گرفت ولیکن شاید با ساخت یک سه‌گانه و یا لااقل فیلمی سه ساعته، بتوان بیشتر به انیمه پای‌بند بود و از عناصر و پتانسیل‌های موجود در داستان غنی انیمه بیشتر استفاده کرد. البته این حالت هم باز به عدم تخصیص بودجه برمی‌گردد و عدم اطمینان استودیو به فروش فیلم ولیکن این عذرها و بهانه‌ها در نهایت نمی‌تواند توجیهی برای یک فیلمنامه شتابزده و بدون جزییات باشد. حتی طنز نهان داخل انیمه‌ها که در فیلم بکار گرفته شده اصلا نمی‌گیرد و بیشتر شبیه یک لوس بازی می‌ماند تا یک دیالوگ یا سکانس کمدی. همچنین مثلث عشقی پدید آمده در انیمه که شیمی بسیار قوی داشت و با ظرافت‌های خاص انیمه‌ای توانسته بود بار درام سریال را بر دوش بکشد، در فیلم رسما نابود شده و جای خود را به یک رابطه عاشقانه دو نفره و البته رابطه‌ای بی‌منطق داده است.

بررسی فیلم Bleach

جدای از بحث فیلمنامه اما فیلم Bleach قدم بزرگی برای آثار لایواکشن انیمه‌ای به حساب می‌آید چرا که جلوه‌های ویژه و دیگر موارد فنی در آن به خوبی بکار گرفته شده و از این حیث برای مخاطبینش کم نمی‌گذارد. جلوه‌های ویژه فیلم برخلاف سایر لایواکشن‌ها، قوی بوده و حالتی تصنعی به خود نمی‌گیرد و با اینکه طرفدار بلیچ دلش هیولاهای بیشتری می‌خواهد ولیکن موارد موجود هم می‌تواند تاحدی او را راضی نگهدارد. طراحی صحنه‌های اکشن و نبرد به خوبی صورت گرفته و موسیقی غربی که برای این صحنه‌ها بکار گرفته شده، آنها را جذاب‌تر می‌کند. البته لازم به ذکر است که تمامی این صحنه‌های نبرد و… حالتی انیمه‌ای دارند و مقایسه آنها با سایر آثار سینمای اکشن رایج هالیوودی کاری غلط است.

بررسی فیلم Bleach

گریم شخصیت‌ها آن حالت اغراق آمیز دیگر فیلم‌های همرده ژانر را ندارد و به جای اینکه کارگردان به سمت Cosplay کردن (گریم مو به مو و تقلیدی از کاراکترهای محبوب) تیم بازیگری خود برود، سعی کرده تا با طراحی صحنه و لباس درست، نماهای انیمه را برای بینندگان تداعی کند. بازی بازیگران نیز مثل عموم آثار سینمای شرق آسیا، کمی تا قسمتی حالتی غلو دارد و اینکه چرا اکثر بازیگران ژاپنی و چینی در بازی‌های خود این حالت اغراق را دارند همیشه برایم جای سوال بوده است. (هرچند از این و آن شنیدم که روحیه و خلقیات مردم آسیای شرقی چنین است که احساسات خود را بسیار تابلو رو می‌کنند و ذاتشان اینجوریست!)

بررسی فیلم Bleach

فیلم Bleach از منظر فنی یک گام بزرگ برای سینمای لایواکشن انیمه‌ای به شمار می‌آید و می‌تواند یک سکوی پرتاب خوبی برای آثار بعد از خود باشد. نت‌فلیکس به تازگی اعلام کرده که دستور کار ساخت اثری سینمایی از روی انیمیشن سریال Avatar:Last Airbender را دارد، فیلمی که پیش‌تر کارگردان معروف هالیوودی، ام.نایت شیامالان به سراغ آن رفت و شکست سختی را بابت ساخت آن به استودیو تحمیل کرد. باید دید که نت‌فلیکس و رفقا در ساخت و عرضه اولین کار سینمایی خود که قبلا در هالیوود طعم طلسم اقتباس از روی انیمه‌ را خورده (انیمیشن سریال آواتار رسما در زمره انیمه قرار نمی‌گیرد ولی حال و هوایی بسیار نزدیک به آنها دارد) می‌تواند موفق عمل کند یا خیر؟

The post بررسی فیلم Bleach؛ خدایان، فرشتگان و شکارچیان ارواح appeared first on دیجیاتو.

گفتگو با محمدمهدی تندگویان: فیلترینگ در شان ما نیست

بیشتر از یک ماه صبر کردم تا «محمدمهدی تندگویان» که حالا در سمت معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان است، زمان مصاحبه را مشخص کند.

تندگویان در بخش‌های مختلفی ایفای نقش کرده است اما بیشتر از آنکه به سیاسی بودن مشهور باشد، به عنوان فردی اجرایی شناخته می‌شود. او پیش از آنکه به وزارت ورزش و جوانان بیاید عضو شورای شهر تهران و در جایگاه سخنگوی فراکسیون اصلاح‌طلبان بود، با این حال او اعتقاد داشت که شورای شهر باید اقدامات اجرایی داشته باشد و کمتر در مسائل سیاسی دخالت کند.

تندگویان همان‌گونه که در تمامی مصاحبه‌هایش صریح و دقیق صحبت می‌کند در این مصاحبه هم شجاعانه به تمام سوالات پاسخ می‌دهد و از آنجائیکه در کودکی، پدر خود شهید «محمدجواد تندگویان» را از دست داده و تحت تعلیم پدر بزرگ خود قرار گرفته، فردی اجرایی تربیت شده است. بی‌پروا صحبت می‌کند و عملگراست، به همین دلیل است که روحیات او با روحیات نسل جوان همخوانی دارد.

خیابان جردن ابتدای سلطانی، ساختمان سبز رنگ وزارت ورزش و جوانان مشخص است، معاونت ساماندهی امور جوانان هم طبقه چهارم همین ساختمان است. روی دیوار سالن انتظار و بالای میزکار معاون وزیر دو عکس از پدر شهیدش نصب شده، عکس‌هایی که سیاه سفیدند و قدیمی اما هنوز هم تاثیرگذار هستند.

پس از پذیرایی و کمی صحبت در مورد شرایط کاری جوانان مخصوصا جوانان سرپرست خانوار که ذهن تندگویان را به خود مشغول کرده، او نگاهی به ساعت خودش نگاهی می‌اندازد و مصاحبه یک ساعت و نیمی در مورد فیلترینگ، تجارت الکترونیک و اشتغال جوانان، بازی‌های رایانه‌ای، اجرای طرح سرباز مهارت در شرکت‌های دانش بنیان و توانمندسازی تشکل‌ها و استارت‌آپ‌های جوان، شروع می‌شود.

محمدمهدی تندگویان

پگاه طوسی  ـ دیجیاتو: شما به عنوان کسی که در فضای مجازی فعال هستید و سمت معاون ساماندهی امور جوانان را در وزارتخانه ورزش و جوانان دارید، فکر می کنید احساس نارضایتی جوانان که در شبکه‌های اجتماعی از جمله توییتر و اینستاگرام دیده می‌شود از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

جوانان دیده نمی‌شوند؛ گویا سال‌هاست که دولت، قانون‌گذاران و مسئولان آنها را فراموش کرده‌اند

محمد مهدی تندگویان: طیف و مدل ناراحتی جوانان بسیار گسترده است اما حرف اصلی آنها عدم توجه و دیده نشدن است. این نارضایتی‌ها شاخه‌های مختلفی مانند اشتغال، ازدواج و تحصیلات را دارد. اما اصل کلی که جوانان به آن می‌پردازند این است که آنها دیده نمی‌شوند؛ گویا سال‌هاست که دولت، قانون‌گذاران و مسئولان آنها را فراموش کرده‌اند. بخش دیگر ناامید شدن از قول‌ها و گفته‌های مسئولان است. در این سال‌ها شاید ما توانسته باشیم ۳۰ درصد از آنچه را که قول داده بودیم عملیاتی کنیم و ۷۰ درصد آن تبدیل به شعارهای مقطعی شده که بیشتر در زمان انتخابات ریاست جمهوری شنیده می‌شود و هیچ کدام از آنها عملیاتی نشدند.

مشکلاتی که اشاره کردید وجود دارد؛ اما به نظرتان مشکل و خشمی که می‌بینیم چقدر واقعی است، یا آنطور که آقای ظریف می‌گوید این‌‌ها ربات هستند؟

نارضایتی، متفاوت از توهین، اغتشاش و براندازی‌‌ست. به نظر من نارضایتی که توام با یک انتقاد منصفانه است و بحث اصلی آن دیده شدن، استفاده از طرح‌ها و ایده‌ها و بکارگیری آنها در جایگاه‌های مختلف است؛ کاملا از این موارد جداست.

جوانانی که من در اطراف خود می‌بینم و آنها اعتراض می‌کنند، اعتراض‌شان از نوع امیدبخش است. به من می‌گویند ما طرح و ایده داریم اما کسی بهایی به ما نداده و نهادهای مختلف ما را کنار گذاشتند؛ این مدل‌های اعتراض کاملا واقعی است. آنها جوان‌هایی هستند که استعدادهای بسیار خوبی دارند که می‌توانند به کشور اقتصاد اشتغال و هم نسلان خود کمک کنند ولی یا دیده نمی‌شوند یا زمانی که وارد بازار کار می‌شوند توسط نهادهای مختلف با آنها برخورد می‌شود. این مدل اعتراضات بسیار واقعی است.

بخشی از اعتراضات ممکن است پروپاگاندا و جو سازی برخی سایت‌ها باشد اما عمده اعتراضاتی که در کنار خود می‌بینم بچه‌هایی نیستند که بخواهند وارد اغتشاش شوند و مطالبات آنها به حق است.

محمدمهدی تندگویان

با اختیاراتی که شما در این جایگاه دارید چه حمایت‌هایی برای این دسته از جوانان انجام داده‌اید؟

مدل وظایف و اختیارات ما همان چیزی‌ست که در قانون مشخص شده‌است. برای جوانان کل کشور طرح‌ها و ایده‌های بسیاری داریم اما باید دید قانون چه اختیاراتی به ما داده است. با توجه به اختیاراتی که قانون به ما داده و تعریفی که برای معاونت جوانان شده است راه حل ما برای ساماندهی جوانان تشکل‌گرایی و NGO است؛ این تنها مدلی‌ست که قانون اجازه داده از جوانان حمایت‌های مادی و معنوی داشته باشم.

من همیشه از جوانان درخواست کرده‌ام که اگر قصد استفاده از خدمات و تسهیلات سازمان ما را دارند، از طریق تشکل‌ و NGO وارد شوند. معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری نیز وجود دارد که از جوانان نخبه‌های علمی حمایت می‌کند اما این نوع حمایت در حیطه من نیست اما تشکل‌ها و NGO ها جزو سرفصل‌های کاری ما هستند.

توصیه من به جوانان این است اگر ایده و طرحی دارند که منجر به درآمدزایی و اشتغالزایی خواهد شد، ایده خود را ثبت کنند؛ در سامانه ما درخواست خود را بنویسند تا ما بتوانیم چتر حمایتی خود را در روی سر آنها داشته باشیم. ما تا الان تمامی وام‌هایی که قول داده بودیم را اهدا کردیم و در حدود تعیین شده وظایف‌مان را انجام دادیم.

کمی بیشتر در مورد توییتر صحبت کنیم؛ در مورد فضایی که تبدیل به شبکه اجتماعی سیاستمداران و بزرگان شده و تقریبا حاکمیت، دولت و برخی اعضای مجلس درآن حضور دارند. به عنوان یک شهروند احساس نمی‌کنید که بسته بودن توییتر، حقوق شهروندی شما را نقض می‌کند؟

از نظر من محدود کردن هر نوع آزادی مشروعی اشتباه است

من کلی‌تر از این پاسخ می‌دهم. از نظر من محدود کردن هر نوع آزادی مشروعی اشتباه است و این فقط شامل فیلتر کردن شبکه‌های مجازی مثل فیسبوک، توییتر، تلگرام و سایت‌های دیگر نمی‌شود. خیلی موضوعات مشروع دیگر وجود دارد که بی دلیل با آنها برخورد می‌شود.

ساده‌ترین مورد تماشای بازی فوتبال در ورزشگاه و پارک است. این ساده‌‌ترین نوع آزادی برای جوانان و خانواده‌هاست که با آن ممانعت می‌شود. تشکل های هنری بسیاری وجود دارند که در زمینه‌های هنری مانند تئاتر و موسیقی کار می‌کنند. این تشکل‌ها اعتبار خود را از ما و مجوزهای لازم را از وزارت ارشاد دریافت می‌کند و حتی از نهادها و اماکن مختلف هم مجوز دریافت کرده اما زمان اجرای کنسرت جلوی او را می‌گیرند. این یک آزادی مشروع است که از آن جلوگیری می‌کنند.

فیلتر کردن توییتر و تلگرام چه فایده‌ای دارد به جز اینکه به جوان و مردم یاد می‌دهند این سد را بشکنند و فیلترشکن نصب کنند. در واقع خودمان بی‌قانونی را در کشور ترویج می‌دهیم. درحالیکه اگر فضای باز را ترویج کنم و به جای برخورد نحوه استفاده درست را آموزش داده و فرهنگسازی کنیم نتیجه آن خواهد شد که فضای آزاد در دسترس همه قرار گیرد و اگر کسی اشتباهی انجام می‌دهد، همان فضا و مردم با آن برخورد کنند. شما در جاهای مختلف دیدید که الان وقتی کسی کامنتی می‌گذارد که بی‌ادبانه و گستاخانه باشد کاربران با آن برخورد می‌کنند. چرا مردم معتقدند که ما اصالت داریم ادبیات کهن داریم و نباید به این سمت حرکت کنیم. اما زمانی که ما دخالت می‌کنیم بازتاب منفی می‌شود.

محمدمهدی تندگویان

با افزایش استفاده از فیلترشکن، خودمان بی‌قانونی را در کشور ترویج می‌دهیم

ما در تلگرام که کار می‌کردیم، کانال خبری داشتیم اما چه اتفاقی افتاد؟ استفاده از تلگرام برای ما دولتی‌ها ممنوع شد و بستری که در آن کار می‌کردیم را از دست دادیم اما طرف مقابل یعنی شبکه‌های برانداز، مخالف نظام و حتی شبکه‌هایی که موضوعات اخلاقی دارند در حال فعالیت هستند و مردم و جوانان درحال استفاده هستند.

یعنی بستری که در آن اخبارهای خوب و بد بالانس بود از بین رفت و یک سویه شد. این هیچ کمکی به ما نکرد. از سوی دیگر وقتی می‌بینم که جوانی روی گوشی‌ خودش فیلترشکن نصب کرده دیگر نمی‌توانم اعتراض کنم. یک موقعی بود که می‌دانستیم نصب فیلترشکن فقط برای موضوعات خاص است و به افراد تذکر می‌دادیم اما الان خودمان هم وقتی می‌خواهیم وارد توییتر شویم از فیلترشکن استفاده می‌کنیم. کاری که جوان‌ها می‌کنند.

کلیه آزادی‌های مشروع اگر آزاد باشد و روی آنها رصد و پایش انجام شود دستاورد ما بهتر از وضعیت فعلی است که هیچ کنترلی روی آن نداریم. وقتی نمی‌گذاریم جوان وارد ورزشگاه شود و بازی را تماشا کند او وارد یک فضای خصوصی می‌شود که نمی‌توانیم نظارتی بر آن داشته باشیم. چه بسا در این فضا کارهایی انجام دهد که بعدا به آسیب‌های اجتماعی منجر شود.

به جای فیلترینگ باید فرهنگ‌سازی انجام شود تا مردم نحوه استفاده صحیح را یاد بگیرند. دقیقا مانند پروسه ورود دستگاه‌های VHS که در ابتدا غیرقانونی بود اما کم‌کم پذیرفته شد و مردم استفاده از آن را یاد گرفتند. البته شاید معدود افرادی هم بودند که استفاده بدی از آن داشتند.

به نظر شما چرا پیام رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی داخلی توفیقی در جذب مخاطب عام ندارند؟

کشورهایی هستند که در این حوزه عملکرد مشابه دارند. من حدودا ۶ سال در چین زندگی کردم در چین هم همینطور است. دولت و حاکمیت استفاده از برخی نرم‌افزارهای ارتباطی را ممنوع کرده‌ و آنها را بسته‌اند اما در ازای آنها نرم افزاری ارائه شده که همان قدرت، توانایی و امنیت را دارد و به راحتی مردم از آنها استفاده می‌کنند.

اما وقتی که ما نتوانسته‌ایم به هر دلیل این فضا را به وجود بیاوریم جایگزین کردن مشابه‌ داخلی ادعای بیخودی است. یعنی اگر روزی نرم افزاری با توانمندی‌های بالا به وجود آمد به مرور مردم آن را جایگزین نمونه‌های خارجی می‌کنند. در چین حتی سایت‌های نقشه‌یابی مثل «گوگل مپ» هم فیلتر است ولی به ازای آن نرم افزاری وجود دارد که تمام خواسته‌های شما را پاسخ می‌دهد.

من هم آرزو دارم که ایران به جایی برسد که شبکه‌های کارآمد و قوی خود را داشته باشد اما زمانی که این اتفاق نیفتاده است نمی‌توانیم مردم را محدود کنیم و از آنها بخواهیم از نمونه‌های داخلی استفاده کنند.

محمدمهدی تندگویان

واقعیت این است که تلگرام برای جوانان اشتغالزایی کرده بود و عده ای از همین راه به مشتریان خود دسترسی داشتند و با این وضعیت اشتغال، از آن کسب درآمد می‌کردند. امروز به نظر شما فیلترینگ تلگرام چقدر بر اشتغالزایی جوانان تاثیر گذاشت؟

این حقیقت است که تلگرام در اشتغالزایی جوانان تاثیر داشت. مگر می‌شود با واقعیت مخالفت کرد. زمانی‌که من در شورای شهر بودم طرحی در همین زمینه مطرح کردم که در نهایت به نتیجه نرسید.

بحث تجارت الکترونیک موضوعی واقعی است. سایت آمازون در چندین کشور مشغول به فعالیت است و مردم از آن استفاده می‌کنند و بسیار هم رایج شده. هیچ‌کس نمی‌تواند آن را کتمان کند. در ایران نیز چنین بسترهایی ایجاد شد. سایت‌هایی در حال فعالیت هستند که شما با همان‌ها در حال خرید و فروش هستند. ماشین می‌گیرید و رفت و آمد می‌کنید. کسب و کارهایی که خرید و فروش، تاکسیرانی و آژانس‌های تهران را زیر سوال بردند و بسیار واقعی هستند.

من در شورا بحث کردم که سهم شهر تهران از تجارت الکترونیک چیست و چقدر است؟ کسی به این موضوعات توجه نمی‌کند. در تمام دنیا مالیات کسانی‌که تجارت الکترونیک دارند معلوم است و باید پرداخت شود چرا که بسترهای مشخصی دارند از آنها حمایت می‌شود و باید مالیاتی که بپردازند هم مشخص است. اما در اینجا به سراغ آن نرفته‌ایم. تجارت الکترونیک موضوع جدی است و هر بستری که به توسعه آن کمک کرده و مردم از آن استفاده کرده‌اند، بستر کاملا درستی است و ما باید نگاه خود را تغییر دهیم.

همیشه به دولت، اقتصاددانان، بازاریان و فعالان اقتصادی گفته‌ام که اگر جوانان را در حوزه تجارت الکترونیک جدی نگیرید، جوانان شما را به راحتی کنار می‌زنند. همین الان ببینید که چند درصد مراجعه حضوری برای خرید کالاهای مختلف وجود دارد؟ از نرم‌افزارها و کالاهای دیجیتال گرفته تا پوشاک، مبلمان و سایر موارد.

تقریبا همه موارد در فضای مجازی خرید و فروش می‌شود. اگر نگاهی به فضای واقعی بازار بیندازید متوجه خواهید شد که بافت سنتی با مشکل مواجه شده‌اند. این بسیار خوب است چون اگر بخش سنتی به فضای تجارت الکترونیک بپیوندند و استانداردسازی کالا صورت بگیرد که شبکه‌ای گسترده همه آنها را کنترل کند و در عین حال تنظیم قیمت بازار هم شکل بگیرد، در نهایت همه چیز به نفع مردم خواهد شد.

محمدمهدی تندگویان

با این حال این روزها زمزمه فیلترینگ اینستاگرام هم شنیده می شود. آیا با فیلترینگ اینستاگرام مساله تجارت الکترونیک جوانان دوباره ضربه نمی‌خورد؟ اگر بله پس چرا عده‌ای به دنبال چنین کاری هستند؟ آیا اینها تلاشی برای خدشه دار کردن فعالیت جوانان در حوزه تجارت الکترونیک نیست؟

این شبکه‌ها قابل فیلتر شدن نیستند، فیلتر کردن یک بازی است که درد هیچ‌کس را دوا نمی‌کند. عملا گروه‌ها و شبکه‌هایی که در تلگرام کارهای تجاری می‌کردند مانند قبل فعال هستند، کار خود را انجام می‌دهند و تنها اتفاقی که افتاد این بود که روی گوشی همه ما یک فیلترشکن نصب شد.

رفع فیلتر هم درخواست جوانان است هم نیاز و هم واقعیت روز است

این موضوع برای شان دولت و حکومت ما خوب نیست. البته شما مطلع هستید که این فیلترینگ از سوی دولت نبود. متاسفانه در ایران دستگاه‌های فرادستی وجود دارند که دولت هم حریف آنها نمی‌شود. علیرغم آنکه نظر ما این بود که نباید اینطور با مردم رفتار کنیم، نباید فلیتر کنیم و ما هم شعار حقوق شهروندی را می‌دهیم و دولت هم روی این موضوع مصر است. منتها نهادهای فرادستی وجود دارند که هماهنگ با دولت نیستند.

شما برای رفع فیلتر چه کردید؟

در این مورد همیشه صحبت کرده‌ایم و خواستار رفع فیلتر بودیم اما کسانی وجود دارند که از ما تاثیرگذارترند، مانند وزیر مربوطه آقای جهرمی که البته او هم جایی نبوده که فیلترینگ را محکوم نکرده باشد. من هم نسبت به درخواست جوانان صراحتا اعلام می‌کنم که رفع فیلتر هم درخواست جوانان است هم نیاز و هم واقعیت روز است.

یعنی اگر این بستر را ایجاد نکنیم، این ما هستیم که در بحث تجارت الکترونیک عقب می‌مانیم. رئیس جمهورهای تمام دنیا در توییتر با مردم ارتباط دارند گزارش‌های خود را در توییتر منتشر می‌کنند و در همان‌جا از مردم درخواست همراهی می‌کنند و به سوالات‌شان پاسخ می‌دهند. در واقع تمام فاصله‌ها برداشته شده و در ایران هم باید اتفاق بیفتد.

محمدمهدی تندگویان

شما چه حمایت هایی در این زمینه از استارتاپ ها انجام می دهید؟ تاکنون از چند استارتاپ حمایت شده و چه نتایجی داشته؟

مدل کار ما حرکت به سوی جامعه مدنی و توسعه یافتگی است

ما مدل متفاوتی داریم. قبلا هم تشکل‌ها و NGO ها وجود داشتند که برخی‌شان از وزارت کشور، بهزیستی و کمیته امداد مجوز می‌گرفتند. منتها ما شبکه کشوری ایجاد کردیم و مدل کار ما حرکت به سوی جامعه مدنی و توسعه یافتگی است. ابتدا انجام کار ما در وزارت ورزش و جوانان ۸۰ تشکل داشتیم که الان به دو هزار رسید و تقریبا به همین میزان درخواست داریم که در حال بررسی هستند.

ما دو سال قبل برای آنها انتخابات استانی برگزار کردیم و الان در کشور مجامع استانی تشکل‌های مردم نهاد جوانان را داریم. یعنی در هر استان با یک مجمع مشخص روبرو هستید که تشکل هر استان را ساماندهی می‌کنند. این تشکل‌ها قابل بررسی، پایش، خبرگیری و امتیازدهی هستند. بنابراین اگر تشکلی در مجموعه ما فعال نباشد خود به خود از سیستم ما خذف می‌شود چون مجامع استانی در حال بررسی آنها هستند.

حوزه فعالیت این تشکل‌ها بیشتر در چه بخش‌هایی است؟

در یک سالی که من وارد شدم اول از همه خواستم که حوزه فعالیت این تشکل‌ها بررسی شود. بنابراین در کنار مجمع ملی تشکل‌های مردم نهاد که به زودی دایر خواهد شد،۳ شبکه راه اندازی کردیم که روی اشتغال و تخصص تاکید دارد. یکی از شبکه‌ها در حوزه گردشگری است و مجموع تشکل‌های این حوزه که عمدتا بوم گردی انجام می‌دهند در یک شبکه و ۷ پهنه کشوری جای گرفتند. دبیرخانه خودش در تبریز فعال شده و پذیرش گردشگران خارجی را هم آغاز کرده است.

در این سیستم گردشگر بر اساس محل‌هایی که انتخاب کرده است وارد استان‌ها می‌شود و تورلیدر هر استان گردشگر را گردانده و به تورلیدر استان دیگر می‌سپارد.

ما برای بچه‌ها آموزش‌های توانمندسازی داریم و به آنها آموزش می‌دهیم اما کار اجرایی با خود آنهاست. پس از آموزش به افراد مدرک داده می‌شود، البته مدرک برخی به دانشگاه تهران فرستاده شده تا بر اساس عملکرد آنها مدرک داده شود. اردیبهشت ماه اولین دوره برگزار شد و در ماه‌های آینده دوره‌های بعدی برگزار می‌شود.

محمدمهدی تندگویان

برای تشکیل یک تشکل جوان که تحت حمایت شما قرار گیرند، اعضای تشکل باید در چه رده سنی باشند؟

قانون تا سن ۲۹ سال را اجازه می دهد ما در همین زمینه از شورای عالی درخواست کردیم که رنج سنی ۱۵ تا ۲۹ سال را به ۱۸ تا ۳۵ سال تغییر دهند چراکه برای هر دو مورد هم دلایل خود را داریم. از ۱۵ تا ۱۸ سال کاری نمی‌شود برای جوان کرد چراکه نمی‌توانند شخصیت حقوقی داشته باشند یا حساب بانکی باز کنند و این سن تحت نظارت و اختیار آموزش و پرورش است اما از ۱۸ سال به بعد جایگاهی است که ما می‌توانیم ورود پیدا کنیم بنابراین کف سنی را باید به ۱۸ سال رساند.

۳۵ سال هم با توجه به معیارهای بین المللی مطرح شده است. کشورهایی که در این زمینه کار می کنند معمولا رنج سنی را تا ۳۵ سال تعریف کرده اند و البته این موضوع کمی مرتبط به سن امید به زندگی در کشورهاست. ضمن انکه برخی از کشورها همین سن ۲۹ سال را سقف قرارداده اند. در ایران با توجه به مدل تحصیلات و دوره سربازی پسران از ۲۷ و ۲۸ سالگی می‌توانند به دنبال اشتغال برود و دو سال فایده‌ای برای برنامه ریزی و به وجود آوردن تشکل ندارد.

ما بر اساس مدل زندگی ایرانی از شورای عالی درخواست کردیم تا زمان بدهند و امیدواریم که جلسه شورا طی یک دو ماه اخیر برگزار شود.

چه تسهیلاتی از سوی وزارت ورزش و جوانان به تشکل‌ها و استارتاپ‌های تحت پوشش این وزارت خانه داده می‌شود؟

تشکل‌ها تا زمانی که سرمایه و اندوخته‌ای نداشته باشند معاف از مالیات و بیمه هستند. همچنین به آنها وام تعلق می‌گیرد.

محمدمهدی تندگویان

گفتگویی با وزیر ارتباطات در مورد سمن جوانان داشتید. وزارت جوانان این میان چه نقشی دارد؟

ما دو شبکه دیگر هم داریم. یکی از آنها شبکه استارتاپ است که دبیرخانه آن در استان زنجان است و سایتی با همکاری جهاد دانشگاهی احداث کردیم. مدل کاملا استارتاپی دارد. جوان زمانی که وارد می‌شود ۷ هفته آموزش می‌بیند، شرکت ثبت می‌کند همان‌جا ما به آنها اجازه کار می‌دهیم و به دستاورد می‌رسد. اگر خودش خواست جهاد دانشگاهی سهامدار شرکت می‌شود و از مجموعه ما خارج می‌شود و اگر درآمدزا شده بود خودش به تنهایی وارد بازار کار می‌شود. در همین چند ماهی که شروع به کار کردیم یکی از استارتاپ‌ها با ارزش اسمی ۶ تا ۷ میلیارد تومان از مجموعه ما خارج شد و استارتاپ‌های دیگر که هر کدام ارزش خود را داشتند.

در حال تولید یک اپ هستیم که تبدیل به بازاری برای کارآفرینان ما بشود

در عین حال شبکه استارتاپی هم ایجاد کردیم. از مجموعه تشکل خود را در کشور همه آنهایی که فعالیت استارتاپی دارند را عضو شبکه کرده ایم برای آنها دوره‌های آموزشی می‌گذاریم و هدف ما این است که یک بازارچه استارتاپی داشته باشیم.

شبکه سوم شبکه کارآفرین‌ها هستند که در استان گیلان راه اندازی کردیم و برای کل بچه‌های کار آفرین عضو دوره های آموزشی برگزار شد. طرح «ایده شو» در همان‌جا مطرح شد. در این طرح افراد می‌توانند ایده‌های خود را مطرح کنند، بعد اساتید نمره و امتیاز می‌دهند و اگر رای بیاورد وارد پروسه اجرایی خواهد شد. مثلا کارآفرین اول کشور در استان فارس در یکی از شهرستان ها موجب اشتغالزایی ۲۷۰ نفر شده است.

در حال تولید یک اپ هستیم که تبدیل به بازاری برای کارآفرینان ما بشود و فروش هم در آن انجام شود. تا کارافرینان بتوانند مبادلات خود را انجام دهند نمایندگی استانی داشته باشیم. البته نه مانند سایت ها و اپ های موجود که آگهی بازار هستند. به صورت پایلوت در استان ایلام راه اندازی شده است تا معایب آن رفع شود. جوانان سراسر کشور می توانند عضو شبکه شوند اما جوانانی که وارد شبکه می شود تا یک حدی اجازه فروش دارد و اگر بیشتر از آن شد باید ثبت تشکل انجام دهد. چون هدف غایی ما این است که برای توسعه یافتگی باید به سمت تشکل گرایی و NGO برویم. چراکه من به عنوان دولت یک جوان را نمی‌توانم به تنهایی حمایت کنم و حتما باید تشکلی ثبت شود.

امسال توانستیم برای آنها وام تهیه کنیم. سقف وام ۱۰۰ میلیون تومان است با بازپرداخت ۴ درصد تهیه کردیم. از اول سال تا کنون از ۱۷ میلیارد تومان در سطح کشور تسهیلات پرداخت کرده ایم. و تا اخر سال اگر تائیدیه‌ها و مجوزهای لازم را کسب کننده تا پایان سال ۷۰ میلیارد تومان وام پرداخت خواهیم کرد. طرح در کمیته طرح استانی تایید و بررسی می‌شود و اگر مطمئن شویم طرح سود‌آور خواهد بود و فرد به بدهکار بانکی تبدیل نمی شود او را به بانک ها معرفی خواهیم کرد تا تسهیلات خود را دریافت کند.

محمدمهدی تندگویان

چند نفر اعضای تشکل‌ها هستند؟

در کل کشور ۸۰۰ هزار نفر جوان حضور دارند که در این شبکه ها عضو و مشغول به کار هستند.

طرحی به نام خانه استارتاپ ها در استان البرز رقم خورد. اما خبری از آن نشد. چرا؟

امسال اعتبار حمایتی خوبی گذاشیتم تا فعال شود. در استان البرز دچار تغییرات مدیریتی شدیم؛ معاون جوانان استان البرز سال گذشته تغییر کرد و به همین دلیل مشکلات زیادی پیش رو داریم و به دستاورد خوبی نرسیده ایم. تنها استان فعال زنجان است.

یکی از دغدغه های دیگر جوانان سربازی است. اقداماتی در این باره صورت گرفته که سربازی در شرکت‌های دانش بنیان باشد. پشت این اقدامات معاونت فناوری ریاست جمهوری، آقای ستاری هستند. شما در این باره چه کاری کردید؟ آیا قصد ورود به این مساله را دارید؟

دستور رهبری است که کسانی که وارد سربازی می‌شوند با مهارت از سربازی خارج شوند

در این موضوع مشترک هستیم. ما و تمام وزارت خانه هایی که در حوزه «سرباز مهارت» کار می کنند یک ستاد کلی ست که همه در آن عضو هستیم. قبل از اینکه ما وارد شویم این پیشنهادات به ستاد نرفته بود. مدل آقای ستاری را ما به ستاد مهارت افزایی سربازان پیشنهاد دادیم و توافق انجام شد. این یک دستور رهبری است مبنی بر اینکه کسانی که وارد سربازی می‌شوند با مهارت از سربازی خارج شوند. ستاد کل نیروهای مسلح این دستور را اجرایی کرده است با یک تعداد مشخصی که تا پایان سال به آنها مهارت آموزش داده می شود و سربازی آنها تمام می شود. البته این تعداد هر سال افزایش پیدا خواهد کرد.

ما تفاهم نامه ای را بین وزیر ورزش و سردار باقری امضا کردیم که بچه هایی که در تشکل های اشتغالزا و کارافرینی ما شرکت کرده و حضور دارند و مورد تائید ما هستند بتوانند از موضوع امریه استفاده کنند. ما سهمیه محدودی داریم و نمی توانیم تمام اعضا و تشکل ها را شامل این موضوع کنیم.

سهمیه سالانه چقدر است؟

هنوز عددی تائید نشده بر اساس سهمیه‌ای که می‌گیریم ممکن است نهایتا سالی ۱۰۰۰ نفر باشد. شاخصه هایی اعلام میشود که جوانان بتوانند انها را اعلام کنند در سایت ثبت و ارائه کنند ما بررسی کنیم و به ستاد معرفی می کنیم تا بتوانند ۶ ماه اخر خدمت خود را  در تشکل خود بگذرانند. معاونت علمی و فناوری هم همین است و نخبگان می توانند ۶ ماه از سربازی خود را در حوزه خود بگذرانند.

محمدمهدی تندگویان

تاکنون همکاری با انجمن بازی‌ها و ورزش‌های الکترونیک داشته‌اید؟

ایران درآمد هنگفتی از بازی‌های نرم‌افزاری و رایانه‌ای ندارد

تا حالا انجمن به ما مراجعه نکرده است. احساس می کنم که فعال نیست یعنی ما فعالیت کشوری از آنها ندیده ایم. بچه‌های ما در حوزه های نرم افزاری بازی سازی فعالیت دارند و پیشنهاد دادند فدراسیونی راه اندازی کنیم که در مسابقات بین المللی شرکت کنیم.

الان بازی‌های نرم افزاری و بازی‌های رایانه‌ای درآمد هنگفتی ایجاد کرده اما ایران در آن سهمی ندارد یا حداقل پایگاهی ندارد که آنها را حمایت کند. ولی بچه‌های تشکل در این زمینه فعال هستند.

البته بنیاد ملی بازی های رایانه ای و تیم داریم که در بازی های ترکیه مدال کسب کردند.

این موارد خیلی محدود است. من با وزیر ورزش این موضوع را مطرح کرده‌ام چون این حوزه امکان ایجاد فدراسیون و لیگ سازی و مسابقات داخلی دارد ولی تا امروز من چنین اتفاقی را در سطح کشور ندیده ام که تیم های کشوری وجود داشته باشد. لیگ کشوری وجود ندارد که اعضای تیم ها از تمامی استان ها وجود داشته باشد.

علاقمندان زیادی در این زمینه وجود دارند اما همانطور که اشاره کردید به صورت دولتی سازمان یافته نشدند و حمایتی از آنها نشده است. شما قصد ندارید برای آنها اقدامی کنید؟

باید تعیین تکلیف شود. یک بخش آن در حوزه ورزش است و من نمی توانم درباره آن تعیین تکلیف کنم. یکی دو بار از وزیر خواهش کردیم این موضوع را تعیین تکلیف کنند. یا این موضوع را از حوزه ورزش خارج کند و به حوزه جوانان واگذار کند چون در وزارت ورزش و جوانان ما چندین معاونت داریم.

یکی معاونت ورزش حرفه‌ای‌، معاونت همگانی داریم که بازی های رایانه‌ای به عهده آنهاست. ولی چون برداشت ما این بوده که هر دو حوزه ضعیف عمل کردند درخواست کردیم که اگر ستاد و انجمن آنها فعال نیست این حوزه را به ما واگذار کنند تا جوانانی که در این حوزه‌ها در تشکل‌ها فعال هستند کار را شروع کنند.

لیگ کشوری برپا کنند ممبرهای مشخص داشته باشند، جوان ها را عضو کنیم و بعد با یک رصد مشخص حضور بچه‌ها را در مسابقات بین المللی ممکن کنیم اما هنوز حریف فدراسیون‌ها و معاونت‌های ورزشی نشدیم. ما معاونت ورزش‌های حرفه‌ای داریم که تمام لیگ‌ها تحت نظر آن هستند و اگر این یک بازی محسوب شود باید در معاونت ورزش‌های حرفه‌ای شکل بگیرد یا حداقل در ورزش همگانی‌؛ منتها تا امروز هیچ کدام از دو حوزه نتوانسته‌اند کاری انجام دهند.

ماه گذشته دو لیگ داخلی خصوصی برگزار شد که اسپانسر هم دارند و به شدت فعال هستند.

فدراسیون بازی های رایانه ای باید تحت حمایت وزارتخانه وجود داشته باشد. آقایان هم می گویند که ما داریم اما عملکرد خوبی ندارند. ما آماده هستیم که این فدراسیون را راه اندازی کنیم. چون این یک مدل برنامه ای نیست که نیاز به استادیوم و فضاهای عمرانی و بودجه هنگفت داشته باشد. فقط یک مدل شبکه سازی است که کار جوان هاست، کار مدیران سن و سال دار نیست.

بنیاد ملی بازی های رایانه ای هم زیر نظر وزارت ارشاد است و دخالت های محتوایی دارد و دخالت بازی سازی و لیگ حرفه ای نیست. این اتفاق باید در کشور بیفتد، تشکل های من پیشنهادات بسیاری خوبی داده‌اند انها آمادگی راه اندازی لیگ را دارند اما قانون به ما این اجازه را نداده که بتوانیم چنین کاری کنیم.

در جشنواره خوارزمی بخشی به نام جوان در خوارزمی وجود دارد منتها همکاری از شما ندیدیم و گویا تمام ماجرا به وزارت آموزش و پرورش گره خورده است، آیا خوب نیست که وزارت ورزش و جوانان به عنوان متولی امور جوانان در این جشنواره حضور داشته باشد؟

ما حاضریم با سایر وزارت‌خانه ها همکاری داشته باشیم منتها من یک تاکید دارم که بحث نخبه اجتماعی برای ما ارزشمندتر از نخبه علمی است نه اینکه آنها بی ارزش باشند اما آنها پایگاه و حمایت‌های خود را دارند.

همه حرف و تلاش ما برای حمایت از بخش خاکستری جوانان است. جوانی که ممکن است اهل مذهب سیاست و گروه ها نباشد حتی اهل علم هم نباشد اما او جوان ایرانی است و او باید وارد خانه جوانان استان ها شود تا بتوانیم برایشان تشکل ایجاد کرده و آنها را حمایت کنیم. اتفاقا از میان همین جوانان نخبگان بسیار خوبی به وجود می‌آید. زمانی که جوان ۲۷ ساله برای ۲۷۰ نفر اشتغالزایی کرده و به آنها حقوق و دستمزد می‌دهد ارزش او در شرایطی که کشور در ان دچار شده بسیار بالاتر از یک تحصیل‌کرده است. من این جوانان را بیشتر دوست دارم و حاضرم برای آنها جشنواره برگزار کنم یا با وزارتخانه‌ها توافق کنم چون این بخش از جوانان نادیده گرفته شده اند.

در کشور ما به جوانانی که دیپلم دارند اما برای دیگران و خودشان اشتغالزایی کرده اند هیچ اهمیتی نمی دهند

در کشور ما بسیار به موضوعات علمی و اعتقادی زیاد پرداخته شده است اما به جوانانی که دیپلم دارند اما برای دیگران و خودشان اشتغالزایی کرده اند هیچ اهمیتی نمی دهند. مدرک گرایی تاثیر مخربی بر جوانان و کشور گذاشته است. من در این مدت که به وزارت ورزش آمدم ۱۸ استان را دیدم و موارد عجیبی بین آنها بود. مثلا در روستایی کوچک فردی دکترای ژنتیک گرفته است، خوب این چه فایده دارد؟

ما آمایش اشتغال و تحصیلات در کشور نداشتیم و نداریم. کسی نیست اعلام کند که ما به کدام رشته ها بیشتر نیاز داریم و به کدام رشته ها کمتر. باید مرکز مشاوره داشت که آنها را هدایت کرد که برخی رشته ها را نخوانند چون در شهر و روستای تو اشتغالی برای این رشته وجود ندارد. بعد از آن مجبور میشوند به سمت کلانشهرها مهاجرت کنند، کار اشباع شده، بیکار می‌مانند و تبدیل به حاشیه نشینی شهری و اسیب‌های اجتماعی می‌شود.

محمدمهدی تندگویان

در واقع از نظر شما تخصص‌گرایی بر مدرک‌گرایی ارجحیت دارد؟

با تولید مدرک خیانت می کنیم

ما با تولید مدرک خیانت می کنیم به جوانان خود و آنها را تبدیل می‌کنیم به حاشیه نشینی شهری درصورتیکه می‌توانستند مهارت درستی را آموزش ببینند که در شهر خود کار کنند. مثلا جوشکاری در برخی جاها دستمزد بالاتر از پزشک دارد.

ما بچه‌های خود را عملیاتی تربیت نمی‌کنیم و مهارتی به آنها آموزش نمی‌دهیم. چرا باید جوانان را به سمت دانشگاه و مدرک گرایی سوق دهیم درصورتیکه اول باید آنها را به سمت مهارت گرایی سوق دهیم.

بنابراین ما از نخبگان اجتماعی حمایت می‌کنیم و برای آنها جشنواره برگزار می‌کنیم. چنانکه تاکنون هم برای شبکه گردشگری این کار را کردیم. از شبکه کارآفرینان هم همینطور که در آن از زنان سرپرست خانوار که اشتغالزایی می‌کنند حمایت کردیم جایزه و وام دادیم تا کار خودش را گسترش دهد.

به دنیای دیجیتال برگردیم. به عنوان یک عضو سابق شورای شهر تهران، به نظرتان آیا تحقق تهران هوشمند ممکن است؟ وضعیت هوشمندسازی شهر تهران چقدر می‌تواند بر بهبود زندگی شهری تاثیر داشته باشد؟

شهر هوشمند در ایران تقریبا محال است و در تهران ۱۰۰ درصد محال است

تا تکلیف دولت و مدل حضور آن در تهران مشخص نشود به هیچ جایی نخواهیم رسید. مشکل مردم شهر تهران این است که دولت تمام هزینه های خود را به مردم شهر تهران تحمیل می کند. ما شهروندان چرا باید هزینه حضور دولت را در تهران متحمل شویم؟ ترافیک شهر من چرا ایجاد شده است؟ تهران چگونه می‌تواند هوشمند شود وقتی که دولت تابع هیچ کدام از اصول شهرسازی و شهرداری نیست. جواب به نظر من صفر درصد است.

سایر کشورها چه راهی در پیش گرفتند تا شهرهای هوشمند داشته باشند؟

در کشوری مانند مالزی یک پایتخت سیاسی و یک پایتخت اداری تشکیل شد و کل بدنه دولت از شهر خارج شد و نقطه دیگری رفت و برای آنجا امکاناتی مثل مترو هم در نظر گرفته شد. اما وزارتخانه‌ای در تهران چندین ساختمان دارد. تردد اعضا و کارمندان آن چه تاثیری بر ترافیک دارد. همین وزارتخانه دو ساختمان دارد یکی در سئول یکی هم در جردن و اگر من در روز دو جلسه داشته باشم باید دائما در این مسیر تردد کنم. چرا مردم باید هزینه ترافیک من و کارمندان دولت را بپردازند؟

دولت تمام هزینه های خود را به مردم شهر تهران تحمیل می کند

تا تکلیف دولت و هزینه های سربار و ترافیک و نهادهایی که در این شهر دارد مشخص نشود این شهر هوشمند نخواهد شد. هوشمند یعنی مدیریت یکپارچه شهری. من در شهری کار می‌کنم به عنوان شهرداری که امکان مدیریت بر خیلی از نهادها را ندارم. پس چطور می‌توانم مدیریت یکپارچه داشته باشم؟

در کشورهای پیشرفته حاکمیت محلی با شهرداری هاست و بنابراین شهرداری ها مدیریت یکپارچه انجام می‌دهند و شهر هوشمند می‌شود اما در ایران ما حاکمیت محلی نداریم. شهر هوشمند در ایران تقریبا محال است و در تهران ۱۰۰ درصد محال است.

محمدمهدی تندگویان

دولت الکترونیک تاکنون چه مزیت‌ها و صرفه جویی‌هایی برای شما داشته؟

بخش هایی از دولت الکترونیک اجرایی شده و از نتایج آن جمع شدن کارتابل های فیزیکی و حذف کاغذ بوده که سرعت عمل را افزایش داده است. اما فراگیر نیست؛ یعنی مسئولان نمی‌توانند از خانه یا در زمان سفر لینک شوند و مکاتبات خود را انجام دهند. ایمنی هنوز در شبکه ایجاد نشده و هنوز مکاتبات محرمانه به صورت دستی انجام می‌شود.

در مدیریت شهری خیلی از موضوعات مانند سامانه‌های شهرسازی مثل کمیسیون ماده ۷ که مربوط به باغات است هنوز الکترونیکی نشده است. من دو سال تمام وقت خود را گذاشتم تا الکترونیکی شود اما حریف شهرداری نشدم و هنوز هم کارها دستی انجام می‌شود.

دولت الکترونیک محقق نشده چون زیرساخت های آن محقق نشده

ما فروشگاه خوبی داریم مانند شهروند اما چقدر می‌توان از سایت شهروند خرید مجازی کرد؟ تا جایی که من اطلاع دارم هیچ‌کس رضایتی از این موضوع ندارد. اقتصاد شهری و تبدیل آن به اقتصاد الکترونیک بخشی از پروژه دولت الکترونیک است که هنوز در آنها موفق نشده‌ایم. تجارت‌های الکترونیک شهری هم قاعده و سازمان مشخصی ندارد؛ اگر شما کالایی را الکترونیکی بخرید و بعد دچار مشکل و دعوا بشوید هیچ نهادی وجود ندارد که بتوانید از آن شکایت کنید.

پس از نظر شما دولت الکترونیک موفق عمل نکرده است؟

دولت الکترونیک محقق نشده چون زیرساخت های آن محقق نشده است. سرعت انتقال داده‌های ما هنوز کم است و عدد و رقم ها هنوز معقول نیست. شبکه ها گسترده نشده و نمی‌توان دولت الکترونیک را محقق کرد. مکاتبات ما تا استان‌ها به صورت الکترونیک انجام می‌شود و بیشتر از آن در دل استان ها به صورت دستی انجام می‌شود.

The post گفتگو با محمدمهدی تندگویان: فیلترینگ در شان ما نیست appeared first on دیجیاتو.

گزارش دیجیاتو از سالن شرکت مخابرات ایران در نمایشگاه تلکام [تماشا کنید]

مخابرات ایران بزرگترین شرکت ارائه دهنده اینترنت ثابت در کشور است و سهمی بالاتر از ۵۰ درصد از این بازار را در اختیار دارد. اما دیگر زمانش رسیده تا این اپراتور حرکتی تازه در بازار اینترنت ثابت داشته باشد و به نظر می‌رسد همین مسئله یکی از اهداف اصلی مدیرعامل جدید شرکت مخابرات ایران است.

«مجید صدری» در دی ماه ۹۶ به مخابرات آمد و حالا در اولین نمایشگاه تخصصی تلکام پس از حضور او، شرکت مخابرات ایران هم رنگارنگ‌تر شده و به دنبال ارائه سرویس‌های جدیدتر و البته ایجاد تغییر در ذهنیت مخاطب از شرکت مخابرات به عنوان یک شرکت سنتی است.

آنچه در نمایشگاه تلکام مشخص بود، این است که شرکت مخابرات ایران می‌خواهد تغییر کند. شعار «ارتباطی فراگیر»، ارائه سرویس تانوما یا همان فیبر نوری و گسترش آن، در کنار معرفی سرویس وای-فای عمومی گواهی بر این ادعا هستند. در این گزارش ویدیویی نگاهی داریم به فعالیت‌های شرکت مخابرات ایران در سالن اختصاصی‌اش و از شما دعوت می‌کنیم با خدمات جدید بزرگترین اپراتور اینترنت ثابت آشنا شوید.

The post گزارش دیجیاتو از سالن شرکت مخابرات ایران در نمایشگاه تلکام [تماشا کنید] appeared first on دیجیاتو.

ارائه سیم‌کارت VIP برای اولین بار در کشور توسط همراه اول

برای اولین بار در کشور اپراتور اول کشور سیم کارت VIP را در نمایشگاه ایران تلکام ۲۰۱۸ ارائه کرد. به این ترتیب مشترکان همراه اول می‌توانند عکس دلخواه خود را روی سیم کارت VIP خود چاپ کنند.

سیم کارت VIP برای اولین بار در ایران و با ابتکار همراه اول ارائه می‌ شود و شامل عکس دلخواه مشترک روی سیم کارت است.
مشترکان همراه اول برای اولین بار در نمایشگاه ایران تلکام این سیم کارت ها را با گرفتن عکس در غرفه مخصوص و به صورت رایگان دریافت کردند.

سیم‌کارت VIP

این سیم کارت ها در ایران تولید می شوند و حاصل همکاری همراه اول با شرکت صنایع قطعات الکترونیک ایران است.
همراه اول تا کنون بیش از ۵۰ میلیون سیم کارت در ایران تولید کرده که بیش از ۱۰ میلیون سیم کارت ۲G-۳G و بیش از ۴۰ میلیون سیم کارت نسل چهارم (یوسیم) بوده است.

The post ارائه سیم‌کارت VIP برای اولین بار در کشور توسط همراه اول appeared first on دیجیاتو.

نگاهی به راهکارهای سازمانی ایرانسل در نمایشگاه تلکام [تماشا کنید]

در نمایشگاه تلکام، بخش بزرگی از سالن ایرانسل به اینترنت اشیا و راهکارهای سازمانی این اپراتور اختصاص داده شده است. در این گزارش ویدیویی نگاهی داریم به چند تکنولوژی جالبی که در ایرانسل توسعه پیدا کرده‌اند و پس از تجاری‌سازی در اختیار کسب‌وکارها قرار گرفته‌اند.

مدیریت هوشمند ناوگان حمل‌ونقل یکی از مهم‌ترین دستاوردهای تجاری‌شده‌ی شرکت ایرانسل در بخش کسب‌وکارهای سازمانی است. این سیستم اطلاعات مکانی، میزان نیازمندی به تعمیرات، تحلیل رفتار رانندگان، سوخت مصرفی و دیگر شاخصه‌های وسایل نقلیه را جمع‌آوری و تحلیل می‌کند و سازمانی که برای مدیریت ناوگانش از آن بهره می‌گیرد، قادر است بر اساس این داده‌ها تحلیل‌های کاملی داشته باشد. «وحید دهقانی»، مدیر فروش سازمانی ایرانسل در رابطه با همین فناوری با دیجیاتو گفتگو می‌کند.

موضوع دیگری که در این گزارش به آن پرداخته‌ایم راهکار «شماره تماس جایگزین» است که در حال حاضر تاکسی اینترنتی اسنپ در چند شهر آن را ارائه کرده است. توسط این فناوری، رانندگان تاکسی‌های آنلاین و مسافرین صرفاً قادر هستند از زمان شروع تا پایان سفر با هم توسط یک شماره ثابت میانی ارتباط برقرار کنند و به این شکل، شماره‌‌ی مسافر در اختیار راننده قرار نمی‌گیرد. دعوت می‌کنیم گزارش ویدیویی دیجیاتو از قسمت راهکارهای سازمانی ایرانسل را تماشا کنید.

The post نگاهی به راهکارهای سازمانی ایرانسل در نمایشگاه تلکام [تماشا کنید] appeared first on دیجیاتو.

گزارش دیجیاتو از سالن همراه اول در نمایشگاه تلکام [تماشا کنید]

نوزدهمین دوره از نمایشگاه بین‌المللی تلکام در محل دائمی نمایشگاه‌های تهران در حال برگزاری است و اپراتورهای موبایل، این رویداد تخصصی را به تسخیر خود درآورده‌اند. در روز دوم نمایشگاه تلکام، به سراغ سالن همراه اول رفتیم و گزارشی ویدیویی از بخش‌های مختلف آن تهیه کردیم.

قسمت نوآوری در سالن همراه اول که بیشتر ربات‌های آن حالت فعالیت در بستر ۵G را شبیه‌سازی می‌کنند از پرطرفدار‌ترین‌های این سالن هستند. در گزارش دیجیاتو با رباتی آشنا می‌شوید که قابلیت جراحی از راه دور را برای پزشکان به ارمغان می‌آورد. از سوی دیگر ماشین‌هایی کوچکی که با فناوری ۵G، از سوی کنترل کننده با ذهن و از راه دور کنترل می‌شوند.

در ادامه بازدید از سالن همراه اول به سراغ «ابوذر مهرمنش»، رییس اداره ارزش افزوده همراه اول می‌رویم و در مورد نسل سوم خدمات ارزش افزوده و وضعیت فعلی این خدمات با او صحبت می‌کنیم. سپس نوبت به «بابک قالیچی»، مدیرکل فروش سازمانی همراه اول می‌رسد تا علت فراگیر نشدن خدمات هوشمند در سطح جامعه را توضیح دهد. از شما دعوت می‌کنیم این گزارش را تماشا کنید.

 

The post گزارش دیجیاتو از سالن همراه اول در نمایشگاه تلکام [تماشا کنید] appeared first on دیجیاتو.

وزیر ارتباطات علت اختلال در سرویس GPS ماه گذشته را سیگنال مختل کننده اعلام کرد

وزیر ارتباطات کشورمان درباره اختلال GPS که چندی پیش گریبانگیر بسیاری از اپراتورها شده بود صحبت کرده و آن را نشات از یک اختلال دانسته که سازمان تنظیم و مقررات ارتباطات رادیویی کشور در تکاپوی بیشتر برای یافتن علت اصلی این موضوع است. پیش‌تر دیجیاتو در گزارشی به طور تفصیلی به این موضوع پرداخته بود و شایعات و حدس‌هایی که درباره علت وقوع این ماجرا زده می‌شد را با کارشناسان بررسی کرده بود.

محمدجواد آذری جهرمی اختلال سیستم GPS را تایید کرده و درباره آن گفته است:

«شاهد اختلال GPS هستیم که متوجه شدیم، اختلالی در حال اعمال روی شبکه است که این سینگال مختل کننده در داخل تهران فعال بود. بر اساس گزارش‌های دریافتی از سیستم های نظارتی رگولاتوری، سیگنال مزاحمی در یک منطقه از تهران شناسایی شد که این سیگنال باعث اختلال در سامانه GPS شده بود.»

اختلال در سرویس GPS

سیگنالی که وزیر ارتباطات درباره آن صحبت می‌کند دقیقا مشخص نیست که از سمت کجا ارسال شده و آیا ارسال آن عمدی بوده یا غیر عمدی. اختلال GPS چند روز پیش باعث شده بود که بسیاری از افراد در حین استفاده از سرویس مکان یابی موبایلشان، ناخودآگاه لوکیشن و موقعیت فعلی‌شان اطراف فرودگاه امام خمینی نشان داده می‌شد. جهرمی درباره پیگیری وزارتخانه درباره منشا و چرایی ارسال این سیگنال‌ها نیز به خبرنگاران چنین گفت:

«در این زمینه شکایتی به قوه قضائیه ارجاع شده تا با بررسی دستگاه‌های امنیتی مبدا و منشا این سیگنال شناسایی شود اما هم اکنون این سیگنال غیر فعال است و مشکل مذکور مدت زیادیست که حل شده است.نمی‌دانیم این اطلاعات ناخواسته یا عمدی بوده، اما رگولاتوری در این زمینه شکایتی را طرح کرده و شکایت رگولاتوری نیز مورد تائید قرار گرفته و نیازمند کمک دستگاه‌های امنیتی برای رفع این مشکل هستیم.»

گمانه‌ها و حدس‌های متعددی در این باره زده شده که هیچ کدام را نمی‌توان صد در صد درست دانست با این حال پیگیری‌های دیجیاتو نشان می‌دهد که احتمالا این مورد یک مشکل ساده مخابراتی بوده و در همان روزهایی که رخ داد، یعنی اواخر شهریور، برطرف شده است.

The post وزیر ارتباطات علت اختلال در سرویس GPS ماه گذشته را سیگنال مختل کننده اعلام کرد appeared first on دیجیاتو.

فیلترینگ و رجیستری؛ دو پرسش از وزیر ارتباطات در نمایشگاه تلکام [تماشا کنید]

نمایشگاه تلکام امروز با حضور آذری جهرمی، کار خود را رسما آغاز کرد. وزیر ارتباطات پس از حضور در مراسم افتتاحیه، در یک نشست خبری شرکت کرد و به سوالات خبرنگاران پاسخ داد. جهرمی در همین نشست خبری به دو سوال دیجیاتو نیز پاسخ داد؛ سوالاتی که در مورد عملکرد دولت دوازدهم در زمینه فیلترینگ و حفره‌های طرح رجیستری تلفن همراه بودند.

طرح رجیستری تلفن همراه چندین هدف داشت که از مهم‌ترین‌های آنها، کسب درآمد برای دولت و ارائه خدمات پس از فروش و گارانتی مناسب برای کاربر بود. در ماه‌های اخیر با قطع فعالیت واردکنندگان رسمی، موبایل‌های مسافرتی بازار تلفن همراه کشور را تسخیر کردند؛ موبایل‌هایی که درآمد دولت را رجیستری تامین می‌کنند اما از طرف دیگر مشتری خدماتی دریافت نمی‌کند.

آذری جهرمی در پاسخ به دیجیاتو و با اشاره به همین مسئله، انتقاد را وارد دانست و گفت: «سامانه نیروی انتظامی به گمرک متصل نبود و مسافر بودن فرد قابل اثبات نبود. اکنون نیروی انتظامی سامانه تردد خود را به گمرک متصل کرده. از روز شنبه گوشی مسافری ممنوع نمی‌شود؛ اما اصالت مسافر بودن فرد چک می‌شود. این پروتکل که باید از ابتدا می‌بود، از روز شنبه اجرا می‌شود.»

اما نکته مهم‌تری که جهرمی به آن اشاره کرد، محدودیتی بود که سیستم جدید برای بازار موبایل به وجود می‌آورد و در شرایط فعلی، چک شدن اصالت مسافر بودن، می‌تواند موجودی بازار موبایل را با چالش مواجه کند: «حالا این وضعیت به این معناست که باید تا شنبه یا یکشنبه محدودیت‌ها را برطرف کنیم؛ یا به سایر شرکت‌ها مجوز واردات داده شود یا موانع واردکنندگان موبایل برطرف شود. در حال پیگیری این موضوع هستیم.»

اما سوال دیگر دیجیاتو مربوط به عملکرد دولت دوازدهم و شخص آذری جهرمی در زمینه فیلترینگ بود؛ اینکه آیا در ۱۴ ماه گذشته فیلتر افزایش پیدا کرده است یا کاهش. او که پیشتر عنوان کرده است وزارت ارتباطات در زمینه تصمیم‌گیری برای فیلترینگ اختیارات بسیار اندکی دارد، حالا در پاسخ به همین سوال می‌گوید:

«با توجه به اینکه قوانین و روال‌ها تغییری نکرده، نمی‌توانم بگویم فیلترینگ شیب بیشتری پیدا کرده یا کمتر. اما تلاش کردیم در حوزه فیلترینگ کسب‌وکارها حداقل‌سازی کنیم.»

پاسخ کامل‌تر آذری جهرمی به این سوالات را در این ویدیو مشاهده کنید.

The post فیلترینگ و رجیستری؛ دو پرسش از وزیر ارتباطات در نمایشگاه تلکام [تماشا کنید] appeared first on دیجیاتو.