گفتگو با طراحان سیاست‌نامه رمزارزها در بانک مرکزی: بهترین چیزی که می‌شد را نوشتیم

دوم اردیبهشت ۹۷ بود که بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در اقدامی پیش‌بینی نشده، به جای انتشار یک هشدارنامه یا سیاست‌نامه در خصوص رمزارزها، اعلام کرد که بانک‌ها و صرافی‌ها اجازه خرید و فروش بیت‌کوین را ندارند. این ممنوعیت در زمانی که قیمت بین‌کوین به شکل پیاپی بالا می‌رفت، یک تلنگر بزرگ به جامعه فعالین در حوزه کریپتوکارنسی ایران بود. 

اما حدود ۹ ماه بعد، در هشتم بهمن ۹۷ و شب پیش از آغاز همایش بانکداری الکترونیکی و نظام‌های پرداخت، بانک مرکزی نسخه صفر از سیاست‌نامه خود در خصوص رمزارزها با عنوان «الزامات و ضوابط فعالیت در حوزه رمزارزها در کشور» را منتشر کرد. جامعه فعالین در حوزه کریپتوکارنسی دوباره یک تلنگر خورد. این بار اما ماجرا تفاوت می‌کرد. در متن سیاست‌نامه کلماتی مانند «ممنوع» و «مجوز» دیده می‌شد. واکنش‌های مثبت و بیشتر منفی هم به سیاست‌نامه وجود داشت. 

با این حال دو تغییر بزرگ در رفتار بانک مرکزی هم دیده می‌شد. اول اینکه بانک مرکزی یک نسخه «صفر» منتشر کرد و یک ماه هم زمان داد تا فعالین این حوزه، نقدها و پیشنهاد‌هایشان را در همین رابطه برای بانک مرکزی ارسال کنند. از سوی دیگر بانک مرکزی گفته بود که ۶ ماه بعد، دوباره این مقررات را مورد بازبینی قرار خواهد داد. «ناصر حکیمی»، معاون فناوری‌های نوین بانک مرکزی در گفتگو با دیجیاتو عنوان می‌کند که مشخص نیست تغییرات در این سیاست‌نامه تا چه حد باشند اما فرایند را اینطور توضیح می‌دهد: 

«ما نظرات را جمع می‌کنیم. حالا چند حالت وجود دارد. یا نظر و پیشنهاد اعمال می‌شود، یا با تغییر اعمال می‌شود یا اساساً اعمال نمی‌شود. اما در نهایت به همه نظرات و پیشنهادات پاسخ می‌دهیم.»

اگرچه مشخص نیست پس از پایان زمان مقرر، در مجموع چند صفحه پیشنهاد روی میز ناصر حکیمی باشد اما این طور که به نظر می‌رسد بخش زیادی از اکوسیستم فعالین در حوزه رمزارزها، چندان موافق این سیاست‌نامه نیستند و دست‌کم در فضای مجازی انتقادهای زیادی را به این سیاست‌نامه وارد می‌دانند. همه این موارد در کنار هم باعث شد تا به سراغ «حجت عباسی» و «سعید خوشبخت»، مشاوران شرکت خدمات انفورماتیک و بانک مرکزی برویم که در نوشتن همین سیاست‌نامه و ارائه مشاوره به بانک مرکزی نقش موثری داشته‌اند و به گفته خودشان، آنچه منتشر شده از نظر محتوایی تا حد زیادی کار آنهاست.  

در این گفتگو، به بخش‌های مختلف این سیاست‌نامه، ممنوعیت‌ها، مجوز‌ها و همچنین رمزارز بانک مرکزی که این روزها از آن با عنوان «رمزارز ملی» نیز یاد می‌شود می‌پردازیم.


امیر مستکین – دیجیاتو: بانک مرکزی سیاست‌نامه مربوط به رمزارزها را هشتم بهمن ماه منتشر کرد. نقش شما در شکل‌گیری این سیاست‌نامه چه بود؟

حجت عباسی: برداشت بدی که شده‌ این است که سیاست‌نامه را ما نوشتم. یعنی بانک مرکزی گفته است من مشکلی دارم و تو می‌توانی حلش کنی؟ و ما هم گفته‌ام بله. بعد هم رفته‌ایم نوشته‌ایم و بانک مرکزی هم گفته خوب است. در صورتی که اینطور نیست و نباید باشد.

بدنه حاکمیت تصمیم گرفت چنین مقرراتی وجود داشته باشد. بانک مرکزی هم تصمیم گرفت با شرکت خدمات انفورماتیک این مقررات را بنویسد. یک جایی آمد گفت شما در سطوح مختلف مثل نوشتن، مشاوره دادن و بررسی مقررات سایر کشورها می‌توانید به ما کمک کنید؟ ما هم همین‌کار را انجام دادیم و طبیعتاً اینکار هم با فرض قوانین موجود باید انجام می‌شد. پس ما باید ذیل قانون حرکت می‌کردیم.

کار ما این بود که به دوستان مشاوره دهیم تا کمتر منحرف شوند، و جایی که نمی‌دانند، بپرسند و بگویند باید چکار کنیم. اما واقعیت این است که نظر نهایی را ما نداده‌ایم و نباید هم بدهیم. اشرافی که معاونت فناوری اطلاعات بانک مرکزی روی حوزه مقررات دارد از من و آقای خوشبخت خیلی بیشتر است. در نهایت این را بگویم که ما این سیاست‌نامه را ننوشته‌ایم، بلکه در نوشتنش کمک کرده‌ایم.

دلیل اینکه بانک مرکزی احساس نیاز کرده که باید در زمینه رمزارزها مقررات‌گذاری کند چیست؟ اساساً مگر ماهیت رمزارزها جدا بودنشان از بدنه حاکمیت‌ها نیست؟ پس چرا در بحث رمزارزها به دولت و مقررات‌گذاری‌اش نیاز داریم؟

«بانک‌های مرکزی می‌خواهند تسلط خود را بر جریان نقدینگی حفظ کنند»

حجت عباسی: بانک‌های مرکزی در هر حالتی می‌خواهند تسلط خود را بر جریان نقدینگی حفظ کنند. می‌خواهند کنترل داشته باشند که چه کسی چه مبلغی را به چه کسی منتقل می‌کند. شما نمی‌توانید این حق را از بانک‌های مرکزی بگیرید. به این دلیل که اگر اتفاقی بیفتد انگشت‌های اتهام فقط به سوی آنها نشانه می‌رود. همانطور که بانک مرکزی کشورمان بارها گفت در موسسات مالی و اعتباری سرمایه‌گذاری نکنید و آخرش هم بعد از بروز مشکل خودش متهم شد. پس بانک مرکزی موظف است بر جریان‌های نقدی نظارت داشته باشد. برایش هم مهم نیست که این جریان نقدی از چه نوعی باشد.

به همین دلیل در فضای رمزارز هم اختیاراتی را حق خودش می‌داند تا ورود پیدا کند و قوای نظارتی خودش را به عنوان رگولاتور داشته باشد. حالا از سمت مردم می‌شنویم که کریپتوکارنسی‌ها آمده‌اند که بانک‌ها بروند کنار. خب، مردم بروند زندگی‌شان را بکنند. اما خود بانک که نمی‌تواند بگوید کریپتوکارنسی‌ها آمده‌اند که ما برویم کنار. از نظر بانک مرکزی، کریپتوکارنسی یک ابزار پرداخت است که مثل سایر ابزارهای پرداخت باید روی آن نظارت داشته باشد.

سعید خوشبخت: در دنیا معمولاً دو حالت وجود دارد که به سمت رگولیشن حرکت می‌کنند. دلیل اول حفاظت از حقوق مصرف‌کننده و دلیل دوم برای حفاظت از ساختارهای کلی و ثبات اقتصادی و امنیتی کشور است. البته متاسفانه در ایران یک حالت سوم هم وجود دارد و آن هم رگولیشن برای رگولیشن است. جمعی دور هم می‌نشینند و می‌گویند چرا برای فلان موضوع رگولیشن نداریم؟ پس برویم بنویسیم. متاسفانه این اتفاقا بسیار در ایران شایع است.

رگولیشن رمزارز از کدام نوع بود؟ 

«دستور از سوی مرکز ملی فضای مجازی و نهادهای دولتی آمد»

سعید خوشبخت: به طور جدی می‌خواهم بگویم که صرفاً مورد اول و دوم بوده است. خیلی زودتر از این‌ها فشار روی بانک مرکزی بود که باید در زمینه رمزارزها رگولیشن داشته باشد. بانک مرکزی مدت‌ها اینکار را نکرد تا در نهایت دستور از سوی مرکز ملی فضای مجازی و نهادهای دولتی آمد که بانک مرکزی باید چنین کاری را انجام دهد. می‌خواهم بگویم این اتفاق از نوع سوم نبوده است.

اتفاقی که افتاد این بود که حقوق مصرف‌کنندگان شروع کرد به تضییع شدن. خطرات مختلفی ایجاد شد و این احساس هم ایجاد شد که نظم ثبات اقتصادی می تواند دچار تزلزل شود و به زبان ساده حس شد که منِ حاکمیت دارم بازی را از دست می‌دهم. پس با همه این تفاسیر، رگولیشن معنادار شد و مورد سوم یعنی یک رگولیشن برای رگولیشن نبود. حالا اگر از نظر تعدادی، کریپتوکارنسی رگولیشن نیاز ندارند و این یک امر خارج از نظام، حاکمیت، دولت و بانک است، خب می توانند بروند زندگی‌شان را بکنند.

و خودتان می‌دانید این عقیده‌ی بسیاری از افرادی است که در این حوزه فعالند. 

سعید خوشبخت: پس اگر این است که شخص می‌گوید «نه نیاز دارم، نه بانک مرکزی می‌تواند روی من کنترلی داشته باشد»، پس چرا ناراحت هستند؟ بروند زندگی‌شان را بکنند. تا قبل از بخش‌نامه اداره پولشویی بانک مرکزی، می‌‌گفتند بیت‌کوین دی‌سنترال است و نیاز به هیچ‌کسی ندارد و ما آن را جلو می‌بریم. وقتی بانک مرکزی با این بخش‌نامه یک حرکت کرد، همه‌شان جمع کردند. حالا هم اگر کسی واقعاً نیازی به رگولیشن نمی‌بیند، زندگی‌اش را بکند. این طرف اما حاکمیت به دلیل حفاظت از حقوق مصرف‌کنندگان و اقتدار حاکمیتی خودش می خواهد چنین کاری انجام دهد.

و فکر می‌کنید این رگولیشن موفق خواهد بود؟ 

سعید خوشبخت: بحث این است که نیازش وجود دارد. اینکه اتفاقات وحشتناکی دارد می‌افتد که تعداد زیادی شکایت می‌رود به پلیس فتا، این یک واقعیت است. واقعیت دیگر این است که مردم وارد یک سوداگری می‌شوند که به آن آشنا نیستند و ممکن است با نداشتن اطلاعات کافی دارایی ۱۷ هزار دلاری‌شان بشود ۳ هزار دلار.

«مردم وارد یک سوداگری می‌شوند که به آن آشنا نیستند و ممکن است دارایی ۱۷ هزار دلاری‌شان بشود ۳ هزار دلار»

مثالی از یک ICO بزنم. مدتی قبل آقای پوتین اعلام کرد که قرار است کریپتو روبل راه‌اندازی شود. چند ماه بعد یکی از مدیران یکی از سازمان‌های بزرگ ایران به من گفت سعید رفته‌ام کریپتو روبل خریده‌ام. به او گفتم هنوز چنین چیزی منتشر نشده است. یک ICO جعلی بود که اسم خودش را کریپتو روبل گذاشته بود. حالا فرض کنید یک کریپتو ریال جعلی منتشر شود و مردم هم بروند بخرند. در این شرایط چه کسی از آن مصرف‌کننده حمایت می‌کند؟ پس حقوق مصرف‌کنندگان دارد اینجا تضییع می‌شود. اینکه حاکمیت ما نقص دارد قبول، اما کسی دوست ندارد فردا محل تامین مالی جرائم دنیا باشیم و بشویم کلاب پولشویی مبتنی بر رمزارز دنیا.

پس در نهایت به رگولیشن نیاز است. حالا اینکه این رگولیشن چطور انجام شود و آیا اساساً موفق باشد یا خیر، بحث دیگریست. اگر هم کسی فکر می‌کند نیاز نیست و می‌توانند کارشان را بکند، کارش را انجام بدهد.

حجت عباسی: بعضی عزیزان انتقاداتی را مطرح می‌کنند و حق هم دارند چون اساساً از زاویه دید قانون‌گذار نگاه نمی‌کنند. خیلی‌ها می‌گویند حکومت چکاره‌ است. من و شما به تفاهم رسیده‌ایم و من به شما جنسی را می‌دهم و بیت‌کوین می‌گیرم. به کسی چه مربوط؟ اما بیاید از ابعاد حکومتی به مسئله نگاه کنیم.

یک دکتر می‌تواند به شما بگوید من شما را عمل نمی‌کنم مشروط براینکه امضا کنید که من هیچ‌ مسئولیتی در قبال مرگ یا نقص عضو شما ندارم. حالا فرض کنید همه دکترهای ایران اینکار را بکنند. در این شرایط شما دیگر در این معامله حق انتخاب ندارید. حاکمیت در این شرایط می‌گوید اگر این توافقات شخصی باعث شود تا من هیچ اختیاری نداشته باشم، حق ندارید از این شروط در معاملات خود استفاده کنید. حالا وقتی حاکمیت این را گفت، آن پایینی می‌گوید حاکمیت چه‌کاره است. من به او حق می‌دهم که این سوال را مطرح کند و مقاومت کند. اما خودش را بالا نمی‌گذارد و مشکلات کلی را نمی‌بیند.

سعید خوشبخت: یک بحثی وجود دارد که لزوما فضای باز به آزادی انتخاب منجر نمی شود. اگر فضا رها باشد بعد از مدتی شاید به جایی برسیم که دیگر شاید حق انتخابی وجود نداشته باشد. ریالی وجود نداشته باشد. مجبور باشید پرداخت‌های خود را فقط با بیت‌کوین انجام دهید. اگر به مدل رشد وال‌مارت در دنیا نگاه کنیم متوجه منظورم می‌شوید که رشد بی‌قاعده نهایتا می‌تواند زمینه را برای یک جبر بزرگ آماده کند.

رویکرد جامعه فعالین کریپتوکارنسی‌ها به سیاست‌نامه بانک مرکزی دو دسته است. عده‌ای می‌گویند این سیاست نامه یک شروع خوب است و فضای بحث رمزارزها را از ممنوعیت کامل خارج کرده اما افراد بیشتری به ممنوعیت‌های پیاپی این سیاست نامه اشکال وارد می‌کنند و اعتقاد دارند چیزی که تبدیل به قانون شد را نمی‌توان به راحتی تغییر داد. از نظر شما حق با کدام دسته است؟

حجت عباسی: عده‌ای که موافق هستند، بیشتر از افرادی هستند که برای رگولیشن و مقررات‌گذاری در این حوزه تلاش‌ کرده‌اند و ناموفق بوده‌اند. آنها اساساً می‌خواستند بدنه حاکمیت که با رمزارزها کاملاً نامانوس بود را آشنا کنند و موفق نبودند. حالا این دسته می‌فهمند که این گام چقدر مثبت است. واقعیت هم این است که این عده، دسته‌ کمتر ماجرا هستند.

عده‌ای که مخالف هستند بحث قانون‌گذاری و مقررات‌گذاری را با هم اشتباه می‌گیرند. مثال‌هایی می‌آورند از بحث ممنوعیت ماهواره و دستگاه ویدیو. باید دقت کنیم که این سیاست‌نامه آغازی برای مقررات است نه قانون. مقررات در بازه‌های زمانی تغییر می‌کند و خود بانک مرکزی هم گفته است که من بعد از ۶ ماه آن را بازبینی می‌کنم. هیچ قانونی نداریم که بعد از ۶ ماه بازبینی شود.

«مخالفان، بحث قانون‌گذاری و مقررات‌گذاری را با هم اشتباه می‌گیرند»

یک راه دیگر هم وجود داشت و آن اینکه از مسیر قانون‌گذاری جلو برویم. اگر می‌خواستیم از مسیرقانون‌گذاری جلو برویم و ایراداتی که دوستان می‌گیرند را رفع کنیم، سه تا چهار سال طول می‌کشید. دوستانی که بحث ممنوعیت را در رشته توییت‌های مختلفی اعلام می‌کنند، مشخصاً تلاش بر سیاه‌نمایی دارند. برای مثال یک ایراد به ممنوعیت استخراج رمزارز با پشتوانه ریال است. وقتی کسی به این مسئله ایراد می‌گیرد یعنی اطلاعات کافی ندارد.

سوال را اینطور مطرح کنم که آیا می‌شد رگولیشنی نوشت که افراد بیشتری راضی باشند؟ 

حجت عباسی: با در نظر گرفتن شرایط موجود، که شامل ناآشنایی بدنه حاکمیت نسبت به این وضعیت و قوانین است، به نظرم بهتر از این نمی‌شد.

«یک جمله خطرناک بگویم: اینکه این متن پر از کلمات ممنوع است، چیز خوبیست»

سعید خوشبخت: ببینید جمله خطرناکی می‌خواهم بگویم. اینکه این متن پر از کلمات ممنوع است، چیز خوبیست. بیایید اول به این سوال جواب بدهیم که چه کسانی حق نظر دادن در رابطه با کریپتوکارنسی‌ها را دارند؟ جواب یک لیست است از: مرکز ملی فضای مجازی، وزارت ارتباطات، وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی، قوه قضاییه، بانک مرکزی، شورای پول و اعتبار، وزارت اقتصاد، گمرک، وزارت نیرو، بورس و… . همه حق نظر دادن را برای خودشان محفوظ می‌دانند. این موضوعی است که مربوط به یک حیطه خاص نیست.

با این شرایط چکار می‌توانستیم بکنیم؟ جالب اینجاست که هر کدام از این سازمان‌ها هم که بخواهد تصمیمی بگیرند، دیگری شاکی می‌شود. پس با چنین شرایطی دو راه حل وجود داشت. یا یک کمیته هماهنگِ بین دستگاهی ایجاد کنیم، از همان‌هایی که تشکیل هم می‌شود و بعد از ۵ سال خروجی ندارد. راه حل دوم این بود که بانک مرکزی بگوید این موضوع به شدت پراکنده است و همه هم حق نظر دادن دارند. حالا من بیایم راجع به چند موردی که انحصاری مربوط به من است اظهار نظر کنم و در مورد بقیه موارد هم هیچ نظری نمی‌دهم. در مواردی هم که به خودش مربوط بوده، موارد ممنوعیت را اعلام کرده است. پس در واقع بانک مرکزی گفته است که همه چیز آزاد است مگر چیزهای مشخصی که من می‌گویم ممنوع است.

حالا کلمات ممنوع را زیاد می‌بینیم اما مجاز را زیاد نمی‌بینیم، خب دیدگاه نوشتنش اینطور بود که نگوییم فلان کار مجاز است. پس در واقع پایه کار مجاز است و هرچه ممنوع است گفته شده. این خیلی بهتر است از اینکه بگوییم همه چیز ممنوع است و صرفاً بعضی موارد مجاز است. به همین دلیل با متنی مواجه می‌شویم که چندین بار لغت ممنوع را در آن می‌بینید.

وقتی این سیاست‌نامه را می‌خوانیم می‌بینیم که بخش زیادی از آن به انتشار رمزارز یا توکن داخلی مربوط است تا مدیریت رمزارزهای جهانی مثل بیت‌کوین. به قسمت رمزارزهای «جهان روا» هم می‌پردازیم، اما آیا می‌توانیم بگوییم این سیاست‌نامه در واقع یک «حمایت‌نامه» از رمز ارز بانک مرکزی یا ملی است که قرار است در آینده منتشر شود؟

«رمزارز بانک مرکزی نه قصد جایگزینی بیت‌کوین را دارد نه می‌خواهد با آن رقابت کند و نه تحریمی را دور بزند»

سعید خوشبخت: متاسفانه برخی دوستان رسانه‌ای اصرار دارند رمزارز بانک مرکزی یا ملی را چیزی معرفی کنند که نیست. اگر روزی رمزارز بانک مرکزی ایران منتشر بشود، نه قصد جایگزینی بیت‌کوین را دارد و نه می‌خواهد با آن رقابت کند. تا آنجایی که می‌دانم قرار هم نیست از سوی بانک مرکزی چیزی شبیه به «پترو» داشته باشیم یا حداقل این پروژه معرفی شده هیچ قصدی بر این کار ندارد.

این پروژه فقط و فقط یک ابزار جدید پرداخت در داخل کشور است. در واقع همان ریال است. زمانی که بانکداری الکترونیکی نداشتیم اسکناس می‌دادیم، وقتی بانکداری الکترونیکی آمد کارت دادند و حالا هم اپلیکیشن می‌دهند. بانک مرکزی هم شاید یک چیز جدیدی بدهد که باز هم همان ریال است.

پس در سمت کاربر چه اتفاقی می‌افتد؟ هدفش چیست؟ چون اینطور که ظاهرا همان بانکداری الکترونیکی است. 

سعید خوشبخت: مطلقا هیچ اتفاقی نمی‌افتد. به لحاظ عملیات مالی هیچ فرقی ندارد. به نسبت بانکداری الکترونیکی، یک معماری جدید است که کمک می‌کند تا هزینه‌های بانک کمتر شود، امنیت افزایش پیدا کند، و از همه مهم‌تر شفافیت افزایش پیدا کند و ریال هوشمند شود. البته این را هم بگویم که نهادهای دیگر در مورد رمزارز ملی صحبت‌های خودشان را کرده‌اند. اما چیزی که توضیح دادم، برداشتی است که من از دیدگاه بانک مرکزی ایران دارم. الان هم صرفا در مرحله آزمایشی است و اساسا روی ماهیت آن هم بحث وجود دارد. به نظرم اگر هم روزی بانک مرکزی رمزارزی را منتشر کند صرفاً همین است.

«رمزارز بانک مرکزی صرفاً به دنبال هوشمندسازی ریال و کاهش هزینه بانک‌هاست»

حالا بانک مرکزی در سیاست‌نامه‌اش می‌گوید ICO به من ربطی ندارد. کنترل ۳ مورد در این کشور به بانک مرکزی سپرده شده: ریال، ارز و فلزات گران‌بها. پس کسی حق ندارد توکنی با پشتوانه این ۳ مورد منتشر کند. یک شخص می‌تواند توکنی را با پشتوانه بیسکوییت، مس، یا معادن منتشر کند. نمی‌گوید مجاز است، می‌گوید من کاری ندارم. شاید یک نفر بتواند توکنی بدون هیچ پشتوانه‌ای منتشر کند و ۲ هزار میلیارد تومان هم سرمایه جذب کند. بانک مرکزی می‌گوید این به من ربطی ندارد.

ممنوعیت آن ۳ مورد هم برای این است که کسی نتواند بیاید و بگوید من کریپتو ریال منتشر کردم. اگر قرار است چنین چیزی منتشر شود فقط خودم حق انتشارش را دارم. پس بانک مرکزی صرفاً به توکن با ۳ پشتوانه حساس است. این یکی از بازترین رویکردهای بانک‌های مرکزی است که در حوزه ICO دیده‌ام.

حجت عباسی: یک نکته در مورد رمزارز ملی بگویم. علتی که خبر رمزارز ملی اینطور در سطح جامعه منتشر شد، این بود که قبل از انتشار، هدف از انتشار معلوم نبود. اگر یک وایت‌پیپر می‌دادیم و می‌گفتیم هدف ما تسهیل، تسریع و مقرون به صرفه‌کردن تبادلات است و نه دور زدن تحریم‌ها، اینطور با مسئله برخورد نمی‌شد. جدا از مشخص نبودن هدف، هم‌زمانی تقریبی‌اش با انتشار پترو و صحبت از دور زدن تحریم، باعث شد تا هر کس از ظن خود یار این قصه شود.

من این حرف‌تان را قبول دارم اما مدیرعامل شرکت خدمات انفورماتیک چند مصاحبه گنگ انجام داد و همین مصاحبه‌ها حرف و حدیث‌ها در مورد رمزارز ملی را به اینجا کشاند. برای مثال همین که در اواسط امسال گفته شد پشتوانه رمزارز ملی ریال است و هیچ دیتای دیگری هم داده نشد.

سعید خوشبخت: اما این دو جمله را نگفتند که رمز ارز ملی می‌خواهد تحریم را دور بزند یا می‌خواهد رقیب بیت کوین باشد و این برداشت اشتباه و یا تعمدی رسانه هاست. توضیح تقریباً همان است که من دادم. پشتوانه ریال داشتن یعنی چیز جدیدی نیست. نقد بزرگ خودمان هم همین است که قبل از این‌کارها، شفاف اعلام کنید که بانک مرکزی و شرکت خدمات انفورماتیک دارند چکار می‌کنند.

این وسط بعضی‌ها گفتند ما می‌خواهیم تحریم‌ها را اینطور دور بزنیم؛ مانند بعضی افرادی که حتی در سطوح بالای کشور نشسته‌اند و هنوز فکر می‌کنند که روی سوئیفت پول جابه‌جا می‌‌شود. آنها گفتند ما تحریم را با رمزارز ملی دور می‌زنیم، بانک مرکزی و خدمات انفورماتیک چیزی نگفتند و در نهایت هم بعضی رسانه‌ها شیطنت کردند. همه این‌ها قاطی و باعث شد که من امروز به مخاطب بیرونی که به مسئله نگاه می‌کند، حق بدهم که به رمزارز بانک مرکزی بدبین باشد.

اساسا همین صحبت‌ها بود که کار رمزارز ملی ما به کنگره آمریکا و تحریم کشیده شد. 

سعید خوشبخت: دقیقا. تهدید تحریم‌ آمریکا به سراغ ما آمد. بابت چه؟ بابت اینکه می‌خواهیم یک شبکه پرداخت ریالی که هیچ غیر ایرانی حق ندارد عضوش باشد راه‌اندازی کنیم؟ بارها گفته‌ایم که حتی اگر شبکه بلاکچین داشته باشیم، در نهایت روی ریال هستیم و احتمالا کسی در دنیا ریال را قبول نمی‌کند. پس اساساً قصدی برای اینکار وجود ندارد.

«هر سازمانی فکر می‌کند می‌تواند با بلاکچین تحریمی را دور بزند بیاید ما آن را تقدیمش می‌کنیم»

اصلاً ما به هر سازمانی که فکر می‌کند می‌تواند با بلاکچین تحریم‌ها را دور بزند، سیستم بلاکچین را دو دستی تقدیمش می‌کنیم. ما بلاکچین را می‌دهیم که لازم نباشد پروژه ۱۰ میلیارد تومانی تعریف شود. بسترهای مسیجینگ و کلیرنس چیزهای عجیبی نیستند و هزینه های پیاده‌سازی خیلی پایینی دارند. اما واقعاً می‌گویم که انقدر دور زدن تحریم‌ها را به بلاکچین و رمزارز ملی نچسبانیم. در بهترین حالت بلاکچین می تواند یکی از اجزای زیاد پازل پرداخت بین‌المللی ایران باشد.

یک موضوع بسیار مهم و بحث برانگیز این سیاست‌نامه، درباره ممنوعیت استفاده از رمزارزها به عنوان ابزار پرداخت است. از کریپتوکارنسی‌های جهانی گرفته تا رمزارزهای داخلی با پشتوانه طلا، ارز و دارایی در ایران نمی‌توانند ابزار پرداخت باشند. چرا؟

حجت عباسی: دو دلیل دارد. بحث اول، نظارت بانک مرکزی است. بانک مرکزی باید بر شبکه پرداخت نظارت داشته باشد تا بتواند فعالیت‌های مجرمانه را تشخیص دهد. روی شبکه بلاکچینی که نتواند نظارتی داشته باشد، قاعدتا تاییدش نمی‌کند. اگر بانک مرکزی بخواهد برای مثال توکن با پشتوانه طلا را به عنوان ابزار پرداخت قبول کند، یعنی امکان گردش آن را در زیرساختی که کنترل ندارد را داده است. حالا شاید بشود گفت این زیرساخت می‌تواند به وجود بیاید، اما فعلاً وجود ندارد، پس فعلا ممنوع است تا زیرساخت وجود داشته باشد.

«رمزارز نمی‌تواند ابزار پرداخت باشد چون ابزار پرداخت در ایران در انحصار ریال است»

دلیل دوم این است که به سادگی، ابزار پرداخت در ایران در انحصار ریال است، مگر مواردی که بانک مرکزی با توجه به سیاست‌های ارزی تعیین کند. مثل دانشجویی که به خارج از کشور می‌رود یا کسی که برای اقدام پزشکی از کشور خارج می‌شود و دلار می‌گیرد.

پس همین بند قانونی یعنی انحصار ریال برای پرداخت در ایران، جوابی است به کل آن «ممنوع‌ است» هایی که در سیاست‌نامه آمده‌اند. حالا آیا می‌شود گفت ابزار پرداخت در کشور به جز ریال، طلا هم باشد؟ این دیگر از حوزه وظایف بانک مرکزی خارج است و باید به مجلس برود که دست‌کم ۳ سال هم طول می‌کشد. اینجا باید از خودمان بپرسیم که آیا می‌خواهیم ۳ سال این وضعیت بلاتکلیف ادامه پیدا کند؟

نمی‌دانم این دید از کجا وجود دارد که اگر کریپتوکارنسی به عنوان ابزار پرداخت قبول شود، مردم از فردا شروع می‌کنند به استفاده گسترده از این رمزارز. هزینه تراکنش در این شبکه اکنون حدود چند هزار تومان است. وارد شدن به این شبکه هم چند درصد کارمزد دارد. کنارش شبکه بانکی را داریم که کارتمان را می‌کشیم، بدون کارمزد در یک ثانیه پرداخت انجام می‌شود و بعد عده‌ای فکر می‌کنند که بیت‌ کوین می‌توانست ابزار پرداخت به شکل گسترده باشد.

با استدلال شما، مورد استفاده‌ی رمزارزهای جهانی در ایران چیست؟ 

حجت عباسی: استفاده‌اش محدود می‌شود به توریست‌ و مبادلات غیرقانونی. اصرار دارند که این باشد، که بنابر دو اصلی که گفتم فعلاً امکانپذیر نیست. اگر هم باشد انفجاری در فین‌تک‌های ایران رخ نمی‌دهد.

سعید خوشبخت: ببینید در بحث پرداخت، مهم‌ترین مسئله این است که چیزی جز ریال قانونی نیست. بیت کوین هم مثل همه است. اگر قرار است ابزار پرداخت دیگری باشد، قبلش باید دلار باشد. این در حالیست که امروز در اسناد مالی نمی‌توانیم درآمد دلاری اعلام کنیم و باید تاثیر نرخ ارز بزنیم و ریال بنویسیم. در اسناد حسابداری ایران هم هنوز کلمه‌ای به نام دلار وجود ندارد.

«پرداخت با کریپتوکارنسی در ایران آنقدرها مورد نیاز نیست؛ برای توریست‌ها و مبادلات غیرقانونی کاربرد دارد»

من خودم کاملاً هم موافق نبودم که پرداخت با کریپتوکارنسی مجاز باشد. دلیلش این است که در پرداخت داخلی کشور، آنقدرها هم مورد نیاز نیست. صرفاً برای توریست‌ها مفید است و داخل کشور بیشتر ممکن است برای جرائم استفاده شود. یک استفاده دیگر هم دارد که برای فعالین خوب صنعت نیست. برای سازمان‌های عجیب و غریب است که اگر پرداخت با بیت‌کوین آزاد باشد، یک درگاه پرداخت برای trueusd بنویسند با ۲۰ میلیون تومان، آن را بگذارند بازار علاالدین، فردایش کل بازار علاالدین قیمت‌های ریالی را دور می‌ریزند و با دلار معامله می‌کنند. پس فردا کل بازار پایتخت و همینطور ادامه پیدا می‌کند. با توجه به اینکه امروز ریال هم تبدیل به پول بد شده، کجا را می‌توانید پیدا کنید که دلاری کار نکند؟ بعد از مدتی باید التماس کنید کسی از شما ریال قبول کند. این می‌شود همان بحرانی که نباید شود. درآمد بخش مهمی از کشور از جمله کارگران ریالی می‌ماند اما پرداخت کشور دلاری می شود. پرداخت با کریپتوکارنسی زمانی معنا دارد که سیستم پرداخت کشور ناکارآمد باشد.

یک مسئله دیگر هم هست. پرداخت با کریپتوکارنسی می‌تواند حقوق مصرف‌کننده را تضییع کند. چون در تجارت الکترونیکی ایران دعوا داریم که ChargeBack (بازپرداخت) ما بد است یا حتی نداریم. شما حتی زمانی که از فروشنده‌های معتبر اینترنتی هم خرید می‌کنید اگر محصول فیک بگیرید برای پس گرفتن پولتان یک فرایند سریع را طی نمی‌کنید. در خیلی از فروشگاه‌های گم‌نام‌تر برگرداندن پولتان تقریباً غیرممکن است و پولتان رفته. حالا فرض کنید هزار سایت جدید تاسیس شود که پرداخت هم با کریپتوکارنسی باشد. اگر مشکلی باشد پول شما رسماً رفته است. بله شاید برای من و شما که آگاهیم اتفاق نیفتد اما باور کنید این موارد خیلی زیاد است. با ۲ هزار نفری که می‌روند به پلیس فتا شکایت می‌کنند که کالایی نگرفته‌ایم چکار باید کرد؟

پس باید مراقب حقوق مصرف‌کننده باشیم. نمی‌گویم نباید از کرپیتوها استفاده کنیم، اما باز بودنش به عنوان ابزار پرداخت هم می‌تواند باعث تضییع حقوق مصرف کننده شود، و هم از نظر حاکمیتی هم می‌تواند ایران را وارد حالت سقوط ریال کند. پس رگولیشن لازم است.

چیزی که من تمام تلاشم را برای آن کردم این بود که Payment را از Settlement یا تسویه نهایی جدا کنیم. گفتیم چارچوب تاسیس Gateway ایجاد کنیم که رمزارز به طور مثال از توریست دریافت شود، اما Gateway موظف باشد همان لحظه رمزارز را به ریال تبدیل کند و ریال را به فروشنده بدهد. در جلسات واقعاً روی این مسئله صحبت بود. موفقیت‌هایی هم داشتیم، اما نظر نهایی بانک مرکزی که من و آقای عباسی دخل و تصرفی در آن نداشتیم، این بود که چنین کاری هم انجام نشود و در این مرحله تسهیل‌گری نداشته باشیم. هرچند اگر اینکار را می‌کرد، فردا صنف طلافروشان حق داشتند مقابل بانک مرکزی جمع شوند و بگویند چرا ما درگاه نداشته باشیم و چرا ما با سکه خرید و فروش نکنیم؟

ما به عنوان مشاور تمام تلاشمان را کردیم که در لایه حقوقی که قانون اجازه می‌دهد، یک پل ایجاد کنیم. که نشد. اما اگر قرار باشد تغییری اینجا ایجاد شود، در مورد بیت‌ کوین نیست. قبلش دلار و طلا در صف هستند و قانون ایران می‌گوید تنها ابزار پرداخت ریال است.

حجت عباسی: این پلی که می‌خواستیم بزنیم تا قبل از جلسه پایانی با بانک مرکزی پذیرفته شده بود. طرح ما این بود که پرداخت همچنان از دید فروشنده با ریال انجام شود و از طرف دیگر چون پرداخت کننده وارد فرایند می‌شود، اطلاعات هویتی‌اش وجود دارد. نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که گفتند نمی‌شود. در پایان کار شکل پیش‌نویس کلاً عوض شد. اصلاً قرار نبود این پیش‌نویس بگوید که وضعیت ارزهای جهان‌روا چیست. قرار بود بگوید وضعیت صرافی، کیف پول و این موارد چیست.

پس در واقع چند درصد از آنچه بانک مرکزی منتشر کرده است، همان مواردی است که شما نوشته‌اید؟ 

سعید خوشبخت: ماهیتش به شکل کلی شبیه است. قالب عوض شده اما بخش‌های مهمی از محتوا باقی مانده. در واقع چیدمان محتوا تغییر کرده است و اگر پیش‌نویس به همان شکل منتشر می‌شد، دیگر فکر نمی‌شد که یک سری بی‌نظمی‌هایی در آن وجود دارد.

با توجه به همین مسائل، اگر می‌توانستید در بخش نهایی هم اظهار نظر کنید چه بخش‌هایی را تغییر می‌دادید؟ 

پرداخت با کریپتوکارنسی را از طریق همان روش مجاز می‌کردیم. چون راهی به جز پرداخت نهایی ریال وجود ندارد و حتی خود بانک مرکزی هم در این رابطه تصمیم‌گیرنده نیست.

اما در نهایت همین ممنوعیت پرداخت با رمزارزها، اساسا یک نوع ممنوعیت با سطح پایین یا ضمنی برای کریپتوکارنسی‌ها نیست؟

حجت عباسی: چند درصد از مردم ایران برای پرداخت بیت کوین می‌خرند؟ اگر حتی ابزار پرداختش هم آزاد باشد، آیا کسی از آن به عنوان یک راه پرداخت استفاده می‌کند؟ کریپتوکارنسی‌ها در ایران بیشتر به عنوان ابزار سرمایه مورد استفاده هستند.

«کریپتوکارنسی‌ها در ایران بیشتر به عنوان ابزار سرمایه مورد استفاده هستند نه ابزار پرداخت»

در مورد توریست‌ها، نصب BTM (خودپرداز بیت کوین) در فرودگاه امام در حال بررسی است. نکته دیگر که باید در اصلاحیه در نظر گرفته شود، این است که ابزار پرداخت با ابزار تهاتر فرق دارد یا خیر. یعنی آیا من و شما می‌توانیم معامله بیت‌ کوین و کالا داشته باشیم یا خیر. این فرق دارد با اینکه دیجی‌کالا ماژول Bitcoin Accepted را در سایتش قرار دهد. هدف این بود که دومی اتفاق نیفتد، یعنی دستگاه‌های پوز و فروشندگان Bitcoin Accepted نشوند و درگاهی وجود نداشته باشد. این گفته نشده است، که اگر گفته شود خیلی از مشکلات حل می‌شود.

سعید خوشبخت: باید واقعی به مسائل نگاه کنیم. در کشوری که هزینه تراکنش در شبکه بانکی صفر است، مردم برای پرداخت به کریپتوکارنسی نیازی ندارند. برای پرداخت خارجی هم که بانک مرکزی کاری ندارد. می‌ماند توریستی که وارد ایران می‌شود. آیا ما انقدر نگران توریست‌هایمان هستیم؟ در واقع ما نگران استارت‌آپ‌هایی هستیم که می‌خواهند به این توریست‌ها خدمات بدهند و همینطور قاچاقچیان مواد مخدر.

«در کشوری که هزینه تراکنش در شبکه بانکی صفر است، مردم برای پرداخت به کریپتوکارنسی نیازی ندارند»

این اجازه وجود دارد که کیف پولی ایجاد شود که در آن کریپتوکارنسی را مستقیماً وارد یک اکسچنج قانونی در کشور و تبدیل به ریال کند. فقط به جای این دو مرحله (تبدیل و پرداخت)، می‌خواستیم یک مرحله داشته باشیم که بانک مرکزی قبول نکرد و گفت همان دو مرحله باشد. اگر بخواهم منصفانه بگویم در کوتاه‌مدت هیچ‌کس در ایران به جز قاچاقچی مواد مخدر نیاز ندارد تا پرداختش را با کرپیتوکارنسی انجام دهد.

چند نفر و چند استارت‌آپ از ایران محصولی را تولید کرده‌اند که جهانی است و بقیه آن را می‌خواهند، و نمی‌توانند پرداخت داشته باشند و تصمیم بگیرند با رمزارز پرداخت کنند. صرفاً یک حالت و مربوط به توریستی است که به ایران سفر می‌کند. با همین وضعیت فعلی آیا شهروندان و کسب‌وکارهای ایرانی دچار مشکل می‌شوند؟ آیا کسب‌وکاری که محصولش را به خارج می‌فروشد دچار مشکل می‌شود؟ اگر چنین کسب‌وکاری واقعاً وجود دارد که ریموت سرویس را می‌فروشد، من با بانک مرکزی صحبت می‌کنم.

با همه این تفاسیر اما در دورهی فعلی با این همه تحریم آیا بیتکوین نمیتوانست یک ابزار بینالمللی موفق برای ارتباط با خارج از کشور باشد؟ چرا یک کسبوکار نباید بتواند ماژول دریافت هزینهاش از طریق بیتکوین را در سایتش قرار دهد و به بازارهای بینالمللی فکر کند؟

سعید خوشبخت: کدام کسب‌وکار؟ کالای ما را چه کسی می‌خواهد بفرستد اروپا؟ آیا می‌توانیم یک استارت‌آپ را مثال بزنیم که یک محصول را در وب‌سایتش قرار داده، می‌فروشد، توانایی صادر کردن هم دارد و همه مسائل را رد کرده و تنها گیرش نحوه پرداخت طرف مقابل باشد؟ اساساً حجم چنین بازاری چقدر است؟

نمی‌گویم الان چقدر است. بحث این است که چنین بازاری می‌توانست وجود داشته باشد. 

سعید خوشبخت: این را از دید بانک مرکزی نمی‌گویم، از دید شخص خودم حرف می‌زنم. اما اگر یک استارت‌آپ محصول یا سرویسی را به یک خارجی فروخت و ۱۰ دلار از طریق بیت‌کوین دریافت کرد آیا کسی می‌خواهد برود پلمب‌اش کند؟ اگر چنین بازاری شکل بگیرد، می‌توانیم برویم بگوییم ۴۰ استارت‌آپ داریم که هر کدام‌شان هر ماه نه یک میلیون دلار، بلکه هزار دلار درآمد دارند. با این شرایط می‌توانیم برویم صحبت کنیم و دسترسی بگیریم.

«بیشتر کسانی که به این سیاست‌نامه ایراد می‌گیرند خودشان فروشنده درگاه هستند»

حجت عباسی: بیشتر کسانی که به این سیاست‌نامه ایراد می‌گیرند خودشان فروشنده درگاه هستند. من در این مدت کسی را ندیده‌ام که خدمات به خارج بفروشد که سیاست بانک مرکزی بخواهد رویش تاثیر بگذارد. نکته دیگر اینکه رگولیشن رسماً اعلام نکرده است که پرداخت کرپیتوکارنسی از آن طرف هم ممنوع است. پس شاید بتوان در نسخه‌های بعدی این مورد را به عنوان یک تبصره به همان بند اضافه کرد.

حالا اگر قرار به این اتفاق باشد، باید ساز و کاری وجود داشته باشد که مشخص شود مقصد خارج از کشور است. اما به نظر من چون بانک مرکزی به عملکرد چنین ساز و کاری شک دارد، قبول نخواهد کرد. یکی از دردهای ما این است که همه منتقدان به این سیاست‌نامه هنوز روی هم یک صفحه ننوشته‌اند. ما همه می‌دانیم چه نمی‌خواهیم، اما نمی‌دانیم چه می‌خواهیم.

آیا این سیاست‌نامه باعث ایجاد رانت برای عده‌ای خاص نمی‌شود؟ برای مثال در بحث خرید و فروش گفته شده که صرفاً بعضی صرافی‌ها مجاز اعلام می‌شوند که فکر می‌کنم هنوز هم معلوم نیست باید چه مشخصه‌هایی باید داشته باشند.

«اساساً وقتی در قانون به کلمه مجوز می‌رسیم، مترادف آن کلمه رانت هم پدید می‌آید»

سعید خوشبخت: اساساً وقتی در قانون به کلمه مجوز می‌رسیم، مترادف آن کلمه رانت هم پدید می‌آید. همه تلاش خود را کردیم که تا جای ممکن، فریم ورک به لایسنس ترجیح داده شود. اما در ایران مردم تفاوت کلمه چارچوب با مجوز را نمی‌دانند. به محض اینکه بانک مرکزی چارچوبی برای فعالیت صرافی‌ها اعلام کند، مدتی بعد که یک صرافی با هزار بیت کوین مردم ایران جمع کند و برود هاوایی برای بقیه عمرش، همه جلوی در بانک مرکزی تجمع می‌کنند که پولشان را پس بگیرند. اینجاست که بانک مرکزی اگر بگوید من چارچوب فعالیت دادم نه مجوز، کسی درک نمی‌کند. پس اینجا خودتان را جای بانک مرکزی بگذارید. جداً با این فضا چکار می‌شود کرد؟ من خودم جواب این سوال را ندارم.

یک تناقض بزرگ در سیاست‌نامه بانک مرکزی وجود دارد که اول مسئولیتی در قبال هیچ چیز قبول نمی‌کند، سپس بحث مجوز برای صرافی‌ها را پیش می‌کشد. 

«قانوناً بانک مرکزی ملزم است به صرافی‌ها مجوز دهد»

حجت عباسی: ما با مجوز مخالف بودیم و نشان مخالفت‌مان هم در سیاست‌نامه وجود دارد. در همانجا گفته شده که بانک مرکزی در فرصت مناسب نسبت به ثبت نام صرافی‌های جدید اقدام خواهد کرد. این تلاش ما برای از بین بردن رانت بود. نکته بعدی اینکه از نظر قانونی، بانک مرکزی ملزم است به صرافی‌ها مجوز دهد. پس در نهایت یک صرافی هیچ وقت نمی‌تواند تحت چارچوب فعالیت کند و باید مجوز داشته باشد.

در بخش الزامات عمومی صرافی‌ها می‌خوانیم که سقف تبدیل ریال به رمزارزها و بالعکس، در صرافی‌های مجاز، تابع مقررات عمومی قوانین ارزی کشور خواهد بود. این یعنی سقف ۱۰ هزار یورو است یا به عبارتی حدود ۳ بیت‌کوین. همین مسئله به تنهایی آیا باعث افزایش معملات زیرزمینی و همینطور افزایش ریسک سرمایه‌گذاری در این حوزه نمی‌شود؟ در نهایت آیا این روند قانون‌گذاری باعث قانون‌گریزی نمی‌شود؟

سعید خوشبخت: بله دقیقاً می‌شود.

حجت عباسی: ببینید، من مخیر هستم هر زمان که بخواهم زنم را طلاق بدهم. آیا این نافی حقوقش نیست؟ بله، اما قانون است. پس ما یا باید قانون را عوض کنیم که در سطحی‌ترین حالت ۳ سال طول می‌کشد یا اینکه به چنین مقرراتی برسیم. آیا این بد است؟ به نظر من نه. بانک مرکزی در نوسانات قیمت دلار این موارد را نوشت و گفت کسی نمی‌تواند بیشتر از ۱۰ هزار یورو نگه‌ دارد و اگر داشته باشد جرم کرده است. این مورد هم پیروی همین مسئله نوشته شده است.

سعید خوشبخت: قیمت بیت کوین به ریال چند است؟

حدود ۴۰ میلیون تومان. 

سعید خوشبخت: با کدام دلار؟ کدام صرافی؟ صرافی هر دلار را به چه قیمتی حق دارد بفروشد؟ بیت کوین را حق دارد با چه نرخی بخرد و بفروشد؟ ما داشتیم درگیر این مسئله می‌شدیم که بیت‌ کوین چند نرخی در قانون ایران داشته باشیم! امروز خوشبختانه آقای همتی قیمت دلار آزاد را قبول کرده است. تا قبلش، قیمت دلار آزاد قاچاق بود. در آن زمان درگیری ما این بود که اگر بیت کوین قانونی شود، نرخش باید نصف شود و بیت کوین دو نرخی داشته باشیم.

«ما داشتیم درگیر این مسئله می‌شدیم که بیت‌ کوین چند نرخی در قانون ایران داشته باشیم!»

حالا با این نرخ فعلی شما می‌توانید بگویید بیت‌ کوین ۴۰ میلیون تومان است. قبل از اینکه این نرخ رسماً پذیرفته شود، طبق قانون ایران بیت کوین رسماً دو نرخی بود. ببینید امروز بانک مرکزی بیت کوین را ماکسیمم در حد دلار می‌بیند. پس ماکسیمم اختیاراتی که بانک مرکزی به بیت کوین می‌دهد هم همان اختیاراتی است که به دلار داده است. بیت کوین برای بانک مرکزی عزیز کرده نیست.

یعنی اگر سقف ۱۰ هزار یورو بشود ۵۰ هزار یورو، اینجا هم رسماً همین اتفاق می‌افتد. سوال این است که آیا در زیرزمین ایران دلار جا به جا نمی‌شود؟ چرا می‌شود. پس بیت کوین هم می‌شود. این بد است، دولت هم می‌داند، اما در هر صورت قانونی که برای ارز گذاشته در مجموع همین است و ربط مستقیمی به رمزارزها ندارد. بیت کوین شاهزاده مورد علاقه بانک مرکزی نیست و نهایتاً آن را کنار بقیه ارزها قرار می‌دهد.

حجت عباسی: من دو بار به قم سفر کردم. خیلی از عزیزان به دلایل مختلفی می‌گفتند بیت کوین حرام است. همه فعالین جامعه رمزارزها هم صبح تا شب می‌ترسیدند که چه اتفاقی برای بیت کوین می‌افتد. سرمایه‌گذارهایی هم که تا مرحله آخر می‌آمدند وقتی می‌فهمیدند قانونی وجود ندارد، می‌رفتند.

«گفته می‌شد بیت کوین حرام است؛ حالا آن جعبه سیاه تبدیل به یک جعبه خاکستری شده»

حالا آن جعبه سیاهی که کسی جرات نزدیک شدن به آن را نداشت تبدیل به یک جعبه خاکستری شده. یک سری چیزهایش خوب است، یک سری چیزهایش بد. امروز انگار متهم هستیم که چرا این جعبه خاکستری، سفید نیست. رگولیشن در همه جای دنیا از ابتدا یک مسیری را طی می‌کند. پس در بحث رگولیشن چرخ از اول اختراع می‌شود. رگولیشن اتحادیه اروپا هم همین بوده است. اگر الان به وضعیت بهتری رسیده، زیرساختش همزمان با رگولیشن رشد کرده. در ایران که زیرساختی وجود نداشته، نمی‌توان انتظار داشت از ابتدا به آخر مسیر برسد.

سعید خوشبخت: بانک مرکزی از افراد خواسته تا نظراتشان را در این باره بفرستند. قبلاً هم در ماجرای پرداخت‌یارها دیده‌ایم که اگر پیشنهاد وجود داشته باشد تغییر رخ می‌دهد. اگر ۵۰ تا ۱۰۰ نفر از جامعه کرپتوی ایران، هر کدام ۱۰ صفحه پیشنهاد داشته باشند و بعد از یک ماه بین پانصد تا هزار صفحه پیشنهاد واقعی همراه با راهکار روی میز آقای حکیمی بود، می‌توان مدعی بود اما اگر نبود، حقاً دلیلی برای شنیدن حرف این اکوسیستم وجود ندارد. اگر در نهایت ۲۰ صفحه پیشنهاد داشته باشیم، کلاً آبروی جامعه کرپیتوی ایران رفته است.

در نهایت وقتی به مقررات موجود در بقیه کشورها نگاه میکنیم، آیا میتوانیم این ادعا را داشته باشیم که این سیاستنامه، «رمزارز دوست» است؟

«بانک‌های جهانی برخوردهایی بسیار سختگیرانه‌تر از بانک مرکزی ما با رمزارزها داشته‌اند»

حجت عباسی: به عنوان اولین انتشار چنین موردی از سوی بانک مرکزی، از خیلی‌ها جلوتر است. اکثر بانک‌ها در برخورد اولیه‌شان رویکردی داشته‌اند که بسیار سختگیرانه‌تر از بانک مرکزی ما بوده است. اولین رویکرد عموماً از این نوع بوده است که یک هشدارنامه منتشر می‌کردند و مردم را می‌ترساندند. سیاست‌نامه بانک مرکزی، هم از نظر محتوایی آزاد‌تر است و هم از نظر فنی خیلی جلوتر از بقیه نوشته شده است.

نقد خودتان به این سیاست‌نامه چیست؟

سعید خوشبخت: این مورد خیلی سخت است اما ما باید تا جایی که می‌توانیم از کلمه مجوز عبور کنیم. یا دست‌کم تا یک حجمی از بیزینس، چارچوب وجود داشته باشد و برای یک سطح خاص، تبدیل به مجوز شود. مورد بعدی اینکه شخصاً دوست داشتم بتوانیم موضوع پرداخت‌ها را یکپارچه کنیم. یعنی می‌توانستیم از آن به عنوان ابزار تسویه استفاده کنیم اما همچنان درک می‌کنم که چرا نشده است. البته با توجه به سیستم بانکی عالی که داریم، کشور ما هم خیلی از نبود رمزارز به عنوان ابزار پرداخت صدمه‌ای نمی‌بیند.

پیشنهاد دیگری که دارم این است که ای کاش محیط اجرایی برای این فریم ورک، یک محیط سندباکسی باشد. شاید گفته شود این رانت است، اما ۱۰۰ نفری که در این حوزه شناخته شده هستند بیایند و با چارچوب کار کنند و هفته به هفته هم چک شوند. در مجموع من این مقررات را خیلی بیت‌کوین-فرندلی می‌دانم. پیشنهاد هم می‌کنم دوستانی که انتقاد دارند، بروند قوانین آمریکا و بقیه کشورهایی که فکر می‌کنند خیلی باحال هستند را در مورد بیت‌کوین بخوانند. اظهار کردن بیت‌کوین در همین کشورها واجب است. باید مالیاتش هم پرداخت شود.

«واقعاً نقد جدی به این سیاست‌نامه ندارم»

حجت عباسی: شاید اگر این را بگویم بد و بیراه بیشتری بشنوم اما واقعاً نقد جدی به این سیاست‌نامه ندارم. یک سری اصلاحات جزیی نیاز است و مثلاً باید تکلیف تهاتر روشن شود. البته من هم با کلمه مجوز مشکل داشتم، اما می‌بینم که ۶۰۰ مجوز وجود دارد و اجازه ثبت مجوز جدید هم داده می‌شود. پس آنقدری که فکر می‌کنیم موضوع وحشتناکی نیست. اساساً چقدر رمز ارز در ایران خرید و فروش می‌شود که ۶۰۰ صرافی بخواهند در آن رانت ایجاد کنند.

با توجه به اینکه رمزارز پایه ریال می‌تواند به عنوان ابزار پرداخت در کشور استفاده شود، آیا بانک مرکزی برنامه‌ای برای توسعه کیف پول الکترونیکی رمزارز ملی دارد؟  آیا توسعه دهندگان ثالث میتوانند کیف پول برای این رمزارز توسعه دهند؟

سعید خوشبخت: تا جایی که من اطلاع دارم برنامه مشخصی وجود ندارد. هرچند یکی از بزرگترین موارد استفاده از این رمزارز همین خواهد بود. اما در نهایت به صورت مکتوب هیچ‌چیزی وجود ندارد. اظهار نظر رسمی هم وجود ندارد. اما این ذهنیت در بانک مرکزی وجود دارد که مزیت اصلی رمز ارز پایه ریال همین است. بانک مرکزی سال‌هاست که اجازه توسعه کیف پول الکترونیکی را نمی‌دهد چراکه عقیده دارد خلق پول می‌کند. حالا شرکت خدمات انفورماتیک می‌خواهد یک لایه پایین ایجاد کند، ریال را روی آن قرار دهد و اختیارش را هم به بانک مرکزی بدهد. در بالای این پلتفرم هم هر کس هر کاری می‌خواهد بکند.

در این مدل هم نظارت حداکثری وجود دارد و خیال بانک مرکزی از عدم خلق پول راحت است. حتی بحث لایسنس فری شدن فین‌تک‌ها هم وجود داشته است. یعنی ما بتوانیم کاری کنیم که اگر قرار است کسب‌وکاری شکل بگیرد، اگر بیاید کیف پولش را توسعه دهد، بانک مرکزی همه اقداماتش را می‌بیند و حتی شاید بتواند تا یک سطحی، کارش را بکند. این اما اظهار نظر رسمی نیست و برنامه مدون رسمی هم برایش وجود ندارد. اساساً اگر امروز روی پروژه‌ای به نام رمزارز ملی کار می‌شود، اهداف همین است که بتوان ریال را هوشمند کرد. اگر این اهداف محقق نشود، این پروژه هیچ وقت بیرون نمی‌آید.

در نهایت بانک مرکزی چه تعهدی در مورد امنیت پلتفرم بلاکچین رمزارز ملی و کیف پول مربوط به آن دارد؟

سعید خوشبخت: اگر واقعا روزی آن را منتشر کند مثل مسئولیتش در قبال شبکه شتاب است. مسئولیتش است دیگر. حرف من این است که با رمز ارز بانک مرکزی، در سمت مشتری قرار نیست هیچ اتفاقی رخ دهد. شما ریال دارید و خرج می‌کنید. بانک مرکزی همان تعهدی که در قبال شتاب و شاپرک دارد، در مورد امنیت این پلتفرم هم خواهد داشت. البته اگر یک روز منتشر شود.

اگر رمزارز ملی در آینده برای پرداختهای خرد در کشور استفاده شود، پردازش تراکنشها بر پایه رمزنگاری بلاکچین بسیار سنگین خواهد بود. آیا بهتر نبود قابلیت ماینینگ به این پلتفرم اضافه شود تا بتوان این پردازش را به شکل توزیعشده انجام داد تا ارزش افزوده و درآمدزایی برای کاربران این اکوسیستم ایجاد شود؟

سعید خوشبخت: ابداً. وقتی داریم در مورد ریال صحبت می‌کنیم، داریم راجع به یک پدیده‌ای صحبت می‌کنیم که مالک دارد. مالک ریال بانک مرکزی ایران است. اگر بلاکچین یا DLT این وسط وجود دارد، حتما و بلاشک از دید بانک مرکزی پرایوت خواهد بود. برای همین است که می‌گویم از سمت کاربر هیچ چیزی تغییر نمی‌کند.

بانک مرکزی می‌خواهد در سمت خودش، بهبودی ایجاد کند و با این فناوری، شاید بتواند چنین کاری انجام دهد و الان هم مشغول بررسی همین موضوع است. حالا چرا باید پردازش تراکنش‌ها در اختیار دیگران باشد؟ پردازش در اختیار خودش و کسانی است که از نظر بانک مرکزی صاحب صلاحیت هستند.

«نمی‌توان تعریفی از کریپتوکارنسی داشت که رمزارز ملی هم در آن قرار گیرد»

حجت عباسی: واقعیت این است که نمی‌توان تعریفی از کریپتوکارنسی داشت که رمزارز ملی هم در آن قرار گیرد. امکانش وجود ندارد. برای همین این رمزارز ملی اساساً هیچ‌کدام از صفات یک رمزارز را ندارد. در واقع صرفاً فناوری‌اش، فناوری یک رمزارز است. شاید اگر بگوییم این نسل دوم بانکداری الکترونیکی است مشکلات زیادی حل شود.

«رمزارز ملی ذاتا ماین‌پذیر نیست»

سعید خوشبحت: به باور من بانک مرکزی نمی‌خواهد ادای بیت‌کوین را دربیاورد یا جایگزینی برای بیت‌کوین داشته باشد. کسی‌ هم نمی‌خواهد پول جدید خلق کند یا حتی تحریمی را با آن دور بزند. تنها هدف استفاده از این فناوری برای بهبود سیستم‌های پرداخت داخل کشور است. هیچ چیزی بیشتر از این هم نیست. از نظر من عبارت رمزارز ملی غلط است چون اشتباه ذهنی ایجاد می‌کند. رمزارز ملی ذاتا ماین‌پذیر نیست. زیرساخت شبکه خرج دارد و هر ماه باید هزینه این نگهداری را پرداخت کند و می‌کند. حالا اگر کسی دارد تایید تراکنش را در سبک انترپرایز بلاکچین انجام می‌دهد، آخر ماه صورتحسابش را برای بانک مرکزی می‌برد و می‌گوید برای مثال یک میلیارد تراکنش انجام شده و چند سرور وجود داشته و این هزینه نهایی است. بانک مرکزی هم ملزم است این هزینه‌ها را پرداخت کند.

به عنوان سوال آخر، چه اتفاقی افتاد که بانک مرکزی تصمیم گرفت در ماینینگ دخالتی نداشته باشد؟

سعید خوشبخت: بانک مرکزی خیلی ساده نوشته است که ماینینگ ربطی به او ندارد و هیچ موضعی نگرفته است. در واقع یک جمله غیر رسمی را رسمی‌تر کرده است. نکته مهمی که اینجا وجود دارد این بود که بانک مرکزی می‌توانست به سادگی وارد این حوزه شود اما نشد. مثلاً می‌توانست بگوید بیت‌کوین حاصل از فارم‌ها، صادرات محسوب می‌شود و باید در سامانه نیما عرضه شود. اما در نهایت گفت که ماینینگ ربطی به او ندارد.

حجت عباسی: این رگولیشن می‌توانست خیلی بدتر از این‌ها باشد. بحث در میان جمع حاضر و تصمیم‌گیران بسیار محدود‌تر بود. حتی در این حد که هرکس می‌خواهد کیف پول توسعه دهد باید بیاید از بانک مرکزی مجوز بگیرد. حتی موردی که سعید گفت، یعنی بیت‌کوین باید در سامانه نیما عرضه شود، واقعا مطرح شده بود. عملاً هم نمی‌توان گفت حرفش غیرمنطقی است. پس این رگولیشن خیلی می‌توانست از این بدتر شود. از طرفی در کنار این رگولیشن آیتم‌هایی هم وجود دارد که اساساً دیده نشده است. معمولاً اخلاق رگولاتور این نیست که بیاید و نظر بگیرد. یا مورد دیگر بازبینی این مقررات در یک بازه زمانی ۶ ماهه است که باز هم نمونه‌اش سخت پیدا می‌شود.

The post گفتگو با طراحان سیاست‌نامه رمزارزها در بانک مرکزی: بهترین چیزی که می‌شد را نوشتیم appeared first on دیجیاتو.

جهرمی: پیامک قطع شدن یارانه جعلی بود

وزیر ارتباطات و فناروری اطلاعات خبر از ارسال پیامک های جعلی برای ۷۸ هزار نفر داد. به گفته جهرمی هدف سرقت اطلاعات کاربران با ترفند خبر قطع شدن یارانه بوده است.

بر اساس گفته های محمدجواد آذری جهرمی در توییتر پیام هایی به کاربران ارسال شده بود که خبر از قطع شدن یارانه می داد اما هدف، سرقت اطلاعات کاربران بود. اکنون وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و پلیس فتا متوجه موضوع شده و سر شماره های ارسال کننده پیامک ها و سایت های کلاه بردار مسدود شده اند. به گفته جهرمی اطلاع رسانی پیامکی در این باره انجام شده و جزای قانونی در انتظار متخلفان است.

بنا بر گزارش باشگاه خبرنگاران جوان سودجویان از روش حمله فیشینگ استفاده کرده اند تا کاربران را به وبسایت جعلی هدایت کرده و اطلاعات آنها را سرقت کنند. به این منظور یک پیامک با مضمون قطع شدن یارانه نقدی به کاربران ارسال شده. در ادامه پیام از کاربر درخواست می شده روی یک لینک فعال سازی کلیک کند.

قطع یارانه

با کلیک روی لینک، کاربر به وبسایت جعلی با آدرس تقریباً مشابه با واژه یارانه ها (YARANEHE) هدایت می شد. یکی  از موارد مشکوک وبسایت دامنه com. بود، در حالی که سایت های دولتی ایران از دامنه ir. استفاده می کنند.

در ادامه از کاربر درخواست می شد برای جلوگیری از قطع یارانه پرداختی را انجام دهد اما به جای صفحه بانک به یک سایت جعلی هدایت می شد و با وارد کردن اطلاعات پرداخت، شماره کارت و سایر اطلاعات به دست هکرها می افتاد.

پیشنهاد می شود در صورتی که اطلاعات کارت بانکی خود را در این وبسایت وارد کرده اید رمز کارت بانکی و رمز دوم خود را تغییر دهید.

The post جهرمی: پیامک قطع شدن یارانه جعلی بود appeared first on دیجیاتو.

گردشی در «باسلام»؛ صدای این استارت‌آپ را از تهران نمی‌شنوید

استارت‌آپ‌های ایرانی نه تنها نگاه بین‌المللی ندارند بلکه در بسیاری از موارد و پس از سابقه‌ای چند ساله، صرفاً به دنبال بازار تهران یا نهایتاً چند شهر بزرگ ایران هستند، چه رسد به اینکه بخواهند و بتوانند تحولی در کل کشور ایجاد کنند. همین مسئله بی‌شک یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های اکوسیستم استارت‌آپی ایران است. کافیست به اپ‌های موبایل‌تان نگاه کنید: چند درصدشان ایرانی هستند؟ چند درصدشان در پایتخت مستقر هستند و صرفاً بازار تهران را هدف قرار داده‌اند؟ اساساً چند درصد از استارت‌آپ‌های ایرانی به دنبال توانمندسازی همه مردم کشورند؟

طبیعتاً پاسخ این سوالات را همه می‌دانیم و به نظر هم می‌رسد کسی در فکر تغییر نیست. با این‌حال مزیت اصلی استارت‌آپ‌هایی که خارج از تهران کار خود را شروع کرده‌اند معمولاً این است که جدا بودنشان از بدنه پایتخت، باعث شده تا از همان ابتدا تمرکزشان بر مشتریانی که در مناطق شمالی تهران ساکن هستند قرار نگیرد و با دید بازتر به جلو حرکت کنند.

تصور کنید به عنوان استارت‌آپ بتوانید شخصی را توانمند کنید که در یک روستای دورافتاده زندگی می‌کند و کل دریافتی‌اش در ماه، حدود ۵۰ هزار تومان از محل یارانه‌ است. وقتی این افراد را هدف بگیرید، چند برابر کردن درآمدشان و کمک به آنها برای فروش محصولات بومی، در کنار تمام پیچیدگی‌هایش، یک لذت فراموش‌نشدنی است. همه این موارد در کنار هم باعث شد تا برای تهیه گزارش از استارت‌آپ «باسلام» به پارک علم‌وفناوری قم در حاشیه این شهر سفر کنیم؛ استارت‌آپی که بیش از هر چیز در پی توانمندسازی و ایجاد اشتغال در شهرستان‌ها، روستاها و نقاط محروم کشور است.

ملاقات در روستای خشک

هر کسب‌وکاری یک نقطه قوت دارد. نقطه قوت باسلام توانمندسازی کسب‌وکارهای کوچکش در داستان‌گویی است. اما داستان‌گوی خود باسلام کسی نیست جز «حامد آقاجانی»، مدیر محتوای این فروشگاه آنلاین است. او می‌گوید ایده باسلام از سال ۹۱ در ذهن‌شان بوده اما در چند سال هیچ‌وقت آنقدر شرایط را مهیا ندیده بودند تا کارشان را آغاز کنند.

همه چیز از یک سفر برنامه‌ریزی‌نشده در بهار ۹۵ آغاز می‌شود. چند نفر که حالا دیگر در پارک علم و فناوری قم یکدیگر را می‌شناسند و تجربه‌های شکست متفاوتی هم داشته‌اند، پس از پشت سرگذاشتن اسفند غم‌ناک از شکست‌های گذشته، برای سفر به یک روستا می‌روند. در این سفر با شخص خاص آشنا می‌شوند؛ شخصی که اعتماد به نفس این لشکر خسته را بالا می‌برد و به شکل غیر مستقیم نهال یک ایده را در ذهن‌شان می‌کارد. آقاجانی می‌گوید:

«در این سفر با بی‌بی‌قمر آشنا شدیم. در روستایی زندگی می‌کرد که تقریباً نابود شده بود و کسی در آن زندگی نمی‌کرد اما می‌گفت اینجا خانه‌ام است و نمی‌خواهم فقط به این دلیل که اینجا کار نیست ترکش کنم؛ «چرا من بروم؟ کار اینجا بیاید». از آن سفر با دل سنگینی برگشتیم چون او به ما گفته بود نمی‌تواند برای فروش محصولش به شهر برود. این‌ها کسب‌وکارهایی هستند که هم دسترسی‌شان به ثروت متمرکز شده در پایتخت کم است و هم در قانون‌گذاری کمتر به آنها توجه شده. ملاقات گرم ما با او و افراد مشابهی که چنین مشکلی را داشتند تبدیل شد به ایده اولیه راه‌اندازی باسلام.»

به دنبال اعتماد به نفس ملی

باسلام یک بازار خرید و فروش محصولات خانگی و ایرانی است. فروشگاهی که تمام تلاشش در ایجاد دسترسی ساده و مستقیم به محصولات محلی و بومی خلاصه می‌شود.

«اصلی‌ترین چالشی که اقتصاد خرد کشور با آن مواجه است، عدم دسترسی مستقیم به بازار است. کسی نمی‌تواند محصولاتش را مستقیم بفروشد، درآمدش را مستقیم دریافت کند و برای خودش چرخه‌ای ایجاد کند.» این جمله را «محمدرضا آقایا»، هم‌موسس و مدیرعامل باسلام می‌گوید. هدف اصلی این استارت‌آپ هم همین بوده است: هر کس بتواند به اندازه تلاشی که می‌کند، خود را مستقیماً توانمند کند.

موسسان باسلام در ابتدای کارشان، در چندین دوره مختلف به مناطق محروم سفر می‌کنند. در این سفرها، بیشتر از همیشه متوجه می‌شوند که چقدر پول در تهران متمرکز شده و توزیع نامتناسب آن در کل کشور تا چه اندازه در حال آسیب زدن به کل اقتصاد است. آقاجانی، مدیر محتوای باسلام می‌گوید:

«سفرها به نقاط محروم باعث شد حس کنیم دست روی نقطه حساسی گذاشته‌ایم. متوجه شدیم اقتصاد خرد، به مهاجرت از روستا به شهر، مسئله آب، محیط زیست، توزیع ثروت، صادرات، اعتماد به نفس ملی و حتی احساس خوشبختی مردم مرتبط است. ما جایی دست گذاشته بودیم که می‌توانست نقطه شروعی برای تمام این تغییر و تحول‌ها باشد.»

 

در دفتر باسلام اگرچه هرکس وظیفه خودش را انجام می‌دهد اما از روی اندازه میز آدم‌ها نمی‌توانید متوجه جایگاه شغلی‌شان شوید. حس راحتی افراد بیشتری موردی است که در اولین برخورد با باسلامی‌ها به چشم‌تان خواهد آمد.

اساساً دلیلی هم که باسلامی‌ها استارت‌آپ خود را خارج از تهران تاسیس کرده‌اند همین مسئله بوده است: «راستش ما به شهرستانی بودن‌مان تاکید داریم. سعی کردیم به جای آنکه مثل بسیاری از استارت‌آپ‌های دیگر خودمان را پایتخت‌نشین و در دفاتر زیبا نشان دهیم، بیشتر بگوییم که ما بچه شهرستانیم و به این موضوع هم افتخار می‌کنیم.»

نکته مهم اینجاست که فعالیت باسلام به گونه‌ای طراحی شده است که می‌تواند به ریشه‌کن کردن فقر در نقاط مختلف کشور و همچنین ایجاد اشتغال کمک کند. وقتی کمی عمیق‌تر به مسئله نگاه کنیم، ایجاد این اشتغال اینترنتی برای نقاط محروم، به آنها کمک می‌کند تا بتوانند در محل زندگی خود باقی بمانند. آقایا، مدیرعامل باسلام در پاسخ به این سوال که باسلام در ۲ سال گذشته در عمل چقدر موفق شده تا مشکل فقر مطلق و اشتغال را حل کند، می‌گوید:

«وقتی در نقطه‌ای از کشور همکاری را با یک فروشنده آغاز می‌کنیم، سایر افرادی که آنجا زندگی می‌کنند هم به سرعت از این موضوع مطلع می‌شوند و در حقیقت این موقعیت برای آنها هم وجود دارد تا از محصولاتی که می‌فروشند درآمد کسب کنند. طبیعتاً ما امروز و در وضعیت فعلی نمی‌توانیم بگوییم همه مشکلات را حل کرده‌ایم چون شاید امروز درصد تاثیرگذاری ما در حد صفر باشد. اما حرف‌مان این است که این بیزینس مدل اگر بتواند گسترش پیدا کند، به جای ۲ هزار غرفه، ۲۰۰ هزار غرفه داشته باشد، مشتریان اینجا را به عنوان محل خرید انتخاب کنند و خرید از این محل تبدیل به یک ارزش شود، تصور می‌کنم می‌توانیم یک تاثیر مثبت اجتماعی داشته باشیم. در واقع خریدار است که تصمیم می‌گیرد به کدام کسب‌وکار در کدام منطقه، با خریدش کمک کند.»

در این میان اما یک مسئله بزرگ وجود دارد. سال‌هاست که فروشگاه‌های اینترنتی مثل دیجی‌کالا و بامیلو، کاربران اینترنت در ایران را به خرید اینترنتی محصولات عادت داده‌اند. در واقع می‌توان گفت که کاربر ایرانی اینترنت با خرید اینترنتی غریبه نیست. اما مدل کسب‌وکار فروشگاهی مانند باسلام، در کنار خریداران با فروشندگانی که اتفاقاً زیاد هم آدم‌های تکنولوژیک و فناوری‌پذیری نیستند، مواجه است.

این موضوع اگرچه از نظر من بزرگ‌ترین چالش باسلام است اما از نظر مدیرعامل این فروشگاه اینترنتی، جذاب‌ترین بخش ماجراست: «آماری که وزارت تعاون می‌دهد حاکی از آن است که ۶۰ درصد اشتغال کشور مربوط به اقتصادهای کوچک است. این آدم‌ها، افرادی هستند که برخلاف برخی صنایع ما مثل خودروسازی، تولیدات‌شان اصالت بالایی دارد و حتی می‌تواند در بازار جهانی رقابت کند. از پسته گرفته تا زعفران، گلاب و فرش. بزرگ شدن (اسکیل کردن) ما بیش از هر چیز مشابه بزرگ شدن Airbnb است: حجم زیاد، قابلیت کم. شاید زمانی که بی‌بی قمر به باسلام متصل شود خودش نتواند با آن کار کند اما حتماً کسی را دارد که بتواند غرفه را برایش راه‌اندازی کند. امروز افراد تحصیل‌کرده زیادی داریم که در روستاها غرفه‌دار هستند و کاملاً هم با تکنولوژی آشنا هستند. مسئله مهم اینجاست که وقتی یک داستان موفقیت در یک جامعه کوچک روستایی رخ دهد، سایرین هم به سرعت جذبش می‌شوند.»

علت جذب شدن جوامع کوچک مثل یک روستا به باسلام ساده است. این سامانه پول محصولاتی که هر فروشنده می‌فروشد را به خود فروشنده می‌دهد و در این میان واسطه‌ها حذف شده‌اند. تصور کنید در یک روستا زندگی می‌کنید و کارتان هم کشاورزی است. یا باید خودتان به سراغ فروش محصولات در شهرها بروید تا بتوانید درآمد بالاتری داشته باشید و یا محصول را در همان نقطه با قیمت بسیار پایین به واسطه‌ای بفروشید که او هم آن را در مراحل بعدی به واسطه‌های دیگر تحویل می‌دهد. راهکار باسلام این است که یک فروشنده روستایی بتواند از محل خود، با قیمت مناسب‌ محصول را به دست مشتری اصلی‌اش در هر نقطه از ایران برساند. در این میان هم خریدار به دلیل حذف شدن واسطه‌های مختلف محصول را با قیمت مناسب‌تری تهیه کرده است و هم فروشنده بدون نیاز به جابه‌جایی موفق شده درآمد بیشتری کسب‌ کند. آقایا می‌گوید:

«این یک چالش فوق‌العاده هیجان انگیز و بیشتر هم از نوع تکنولوژیک است. ما باید این چالش را حل کنیم. فرصت و ظرفیت، هر دو وجود دارند. هم تقاضا هست و هم عرضه‌. باید سیستمی داشته باشیم که بتواند این دو را به بهترین شکل متصل کند.»

البته آقاجانی، مدیر محتوای باسلام نیز عقیده دارد که فروشندگان در باسلام، این روزها آنقدر هم با فناوری غریبه نیست: «ما به روستاها و شهرستان‌های مختلفی سفر می‌کنیم. آنچه می‌بینیم این است که شبکه‌های اجتماعی موبایل‌محور مانند تلگرام و اینستاگرام، دانش استفاده از تلفن هوشمند و اینترنت موبایل را به شدت افزایش داده‌اند. پنج سال پیش وقتی به روستا سفر می‌کردید شاید موبایل هوشمندی نمی‌دیدید اما این روزها یک پرش عجیب اتفاق افتاده و اصلاً آن فاصله عمیق بین شهر و روستا از لحاظ فناوری وجود ندارد.»

در کنار همه این موارد، باسلام تلاش می‌کند تا آموزش را در راس کار خود قرار دهد و اپلیکیشن مخصوص فروشندگان حالتی آموزش دهنده نیز داشته است. بر همین اساس مفهومی به عنوان «مدرسه اجتماعی باسلام» شکل گرفته و «لیگ تازه‌نفس‌ها» در آن برگزار شده است. در این لیگ، مواردی که شانس موفقیت غرفه‌های آنلاین را افزایش می‌دهد به آنها آموزش داده می‌شود.

چراغ‌های خاموش؛ فشار له‌کننده

شاید در ماه‌های اخیر نام باسلام را بیشتر شنیده باشید اما واقعیت این است که تقریباً برای مدت دو سال این استارت‌آپ با چراغ خاموش حرکت کرده است. یکی از دلایل این مسئله دور بودن باسلام از اکوسیستم متمرکز استارت‌آپی در تهران است. باسلام کار خود را در آبان ۱۳۹۵ آغاز کرد و در پایان همان سال ۴۷ غرفه داشت اما در پایان سال ۱۳۹۶، هزار غرفه را پشت سر گذاشت. در واقع به مدت یک سال، رشدی ۲۰ برابری اتفاق افتاد که تیم برای آن آماده نبود. آقایا می‌گوید:

«رشدی که اتفاق افتاد ما را زمین‌گیر و له کرد. هم در حوزه فنی مجبور شدیم فریم‌ورک را از ابتدا بنویسیم و هم در حوزه عملیاتی تغییرات بزرگی داشتیم. سطح استرس سنگین باعث شد تا بسیاری از هم‌تیمی‌های خود را از دست بدهیم. وقتی سیستم ترکینگ و سیستم تسویه وجود نداشت همه فشار به نیروی انسانی منتقل می‌شد. اینجا اوایل سمت کاری معنایی نداشت و همه جواب تلفن می‌دادیم و در موبایل‌هایمان با مشتریان و فروشندگان در ارتباط بودیم. فکر می‌کردیم داریم جایی چکش می‌زنیم که آب بیرون بزند اما چاه نفت فوران کرد. یک سال و نیم زیر بار مهار کردن این فواره له شدیم. اما همین مسئله باعث شد تا امروز قوی‌تر باشیم.»

امروز با تشکیل «اتاق رضایت» که در واقع پشتیبانی عملیاتی از مشتریان است و همچنین اتوماتیک کردن بسیاری از فرایندها، درگیری‌های عملیاتی کاهش پیدا کرده و هر کدام از افراد هم به وظیفه مشخص خودشان می‌پردازند.

نکته قابل توجه اینجاست که تاکنون بیشتر از ۱۰ هزار درخواست برای ایجاد غرفه آنلاین در باسلام به دست این تیم رسیده است اما تعداد غرفه‌های تایید شده و فعال امروز حدود ۲۳۰۰ غرفه است. امروز این غرفه‌ها ۳۳ هزار محصول آماده فروش دارند. محصولاتی که فروشندگان بومی در این فروشگاه عرضه می‌کنند تاکنون در ۷۰۰ نقطه جغرافیایی به فروش رسیده‌اند و تقریبا از تمام شهرهای ایران غرفه در باسلام وجود دارد.

بیشتر محصولاتی که در باسلام فروخته می‌شوند از جنس محصولات خوراکی هستند. همین مسئله باعث می‌شود تا بهداشت در تهیه این موارد، به یک اولویت برسد. در شرایط باسلام ذکر شده است که همه مسئولیت‌های ناشی از محصول، به فروشنده برمی‌گردد و از طرفی به مشتری هم گفته شده که این محل مثل یک بازار است با این تفاوت که او می‌تواند به نظرات دیگر کاربران و امتیازهای آن دقت کند. مدیرعامل باسلام می‌گوید تنها تضمینی که به خریدار داده می‌شود، تضمین انجام فرایند خرید و فروش است:

«نظارت فعلی در باسلام، نظارت اجتماعی است. مدل کسب‌وکار ما رضایت ۱۰۰ درصد مشتری است و تمام غرفه‌داران ما هم این مورد را هنگام ثبت‌نام امضا می‌کنند. به این مفهوم که اگر مشتری به هر دلیلی از کالایی که در اختیارش قرار گرفته ناراضی باشد، پولش برگشت داده می‌شود. همین موضوع ریسک‌ها را کاهش داده است. تمام غرفه‌داران شماره ملی و شماره شبای خود را وارد کرده‌اند و هویت‌شان نیز کاملاً مشخص است. میزان رضایت از کالاهای ارسالی برای مشتریان بالاتر از ۹۹ درصد بوده است و البته نه به این مفهوم که بدون هیچ مشکلی به ۹۹ درصد رسیده‌ایم، به این معنا که فروشنده، یک مشتری ناراضی را در نهایت راضی کرده است و سفارش را مجدد ارسال کرده تا بتواند امتیاز بالای خود را حفظ کند. رضایت بالای ۹۹ درصد و حجم بالای فروش، برای فروشندگان حکم سرقفلی را پیدا کرده و اساساً دیگر حاضر نیست ریسک کند و کیفیت را کاهش دهد.»

به گفته او غرفه‌هایی که تازه شروع به فعالیت کرده‌اند بین ۵۰۰ هزار الی ۱ میلیون تومان درآمد دارند اما غرفه‌هایی که به شکل جدی فعال هستند در ماه درآمدی بین ۵ الی ۶ میلیون تومانی دارند. این در حالیست که غرفه‌هایی که درآمد چند ده میلیونی دارند نیز در باسلام وجود دارد.

در برابر رقبای بزرگ

دیجیکالا و سپس بامیلو بزرگ‌ترین خدمتی که به تجارت الکترونیکی کشور کرده‌اند ایجاد عادت خرید در کاربران اینترنت ایران بوده است. اما در این میان همین فروشگاه‌ها و مخصوصاً دیجی‌کالا تبدیل به شرکت‌هایی شده‌اند که به سراغ خدمات دیگر هم رفته‌اند و تلاش کرده‌اند تا بازار بزرگ‌تری را در اختیار مشتریان خود قرار دهند. ارائه محصولات تندمصرف (FMGC) یکی از مهم‌ترین موارد جدیدی است که به دیجی‌کالا اضافه شده است.

اما سوال اینجاست که اساساً می‌توان گفت باسلام رقیبی برای دیجیکالا و بامیلو است؟ یا چه دلیلی وجود داشته که این دو فروشگاه مطرح در کشور هنوز اقدامی مشابه با آنچه باسلام انجام می‌دهند، یعنی ارائه بدون واسطه کالاهای بومی را در دستور کارشان قرار نداده‌اند؟ آقایا، مدیرعامل باسلام در پاسخ می‌گوید:

«ما بخش متفاوتی را هدف قرار داده‌ایم و البته طبیعتاً این فروشگاه‌ها اگر بخواهند در آینده رهبر بازار باشند، باید این بخش را هم پوشش دهند. اما به هر حال، این یک بیزینس‌مدل ساده نیست. مخصوصاً از این جهت که خودشان درگیری‌های بسیاری با قسمت‌های لجستیکی دارند. اگرچه این فروشگاه‌ها مارکت‌پلیس هستند اما به هر حال انتظارات از آنها بالاست. در باسلام کاربر از یک روستا نان خریداری می‌کند و درک می‌کند که این محصول مستقیماً به دستش می‌رسد و نباید انتظاری از بسته‌بندی داشته باشد اما طبیعتاً مشتری دیجی‌کالا نمی‌تواند یک بسته‌بندی اینچنینی را تحمل کند.

اگر به دامنه فعالیت آمازون دقت کنیم و همچنین توجه کنیم که دیجی‌کالا و بامیلو در حال الگو گرفتن از این فروشگاه جهانی هستند، پس یعنی می‌خواهند رهبر بازار فروش آنلاین باشند. پس در نتیجه فروشگاهی مثل ما در بلند مدت اگر رشد کند قطعاً می‌تواند مزاحم این برندها شود. شاید امروز فروشگاه ما محصولاتی را ارائه دهد که در زمان کنونی در بقیه فروشگاه‌های بزرگ وجود ندارند اما مشخص نیست در آینده چه اتفاقی می‌افتد.»

برخلاف دیجی‌کالا و بامیلو، باسلام یک مرکز پردازش بزرگ ندارد و زمانی که یک کاربر از نقطه‌ای از ایران خریدی انجام می‌دهد، این وظیفه پست است که محصول را به دست مشتری برساند. اما باسلام می‌خواهد تاجای ممکن خود را از دردسرهای لجستیکی دور نگه دارد تا بتواند توان خود را صرف بزرگ‌تر کردن کسب‌وکار نماید: «اگر بخواهیم درگیر لجستیک شویم نمی‌توانیم رشد سریع داشته باشیم و به نوعی وارد دست‌وپای غرفه‌های خود شده‌ایم. راه حل ما مرکز پردازش برای غرفه‌هایی است که حجم فروش آنها از حد مشخصی بالاتر رفته است. با پست قم قرارداد بستیم و زیرزمین آن مرکز را کرایه کردیم. تعهد سختی دادیم و بعد از اینکه موفق شدیم، این مرکز را به تهران منتقل کردیم.»

در واقع کاری که باسلام کرده، معکوس کردن معادله پستی در کشور بوده است. اگر به فرایند پست در کشور دقت کنید، ارسال محموله بیشتر از تهران و شهرهای بزرگ به سمت شهرهای کوچک است، در صورتی که ظرفیت طرف مقابل اساساً فعال نشده که با افزایش سفارش‌های باسلام از شهرهای کوچک و روستاها، درآمد پست نیز افزایش پیدا می‌کند. باسلام اکنون در حال متصل شدن به API پست است تا هر سفارشی که در این سامانه ایجاد می‌شود، در لحظه بارکد پستی آن نیز ایجاد شود و غرفه‌دار در هر نقطه از کشور، بتواند به سادگی محصول خود را به پست تحویل دهد. به این شکل پست هم به یک دیتای متمرکز دسترسی پیدا می‌کند که در آینده در بحث قیمت‌گذاری نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اگرچه این داده‌های متمرکز می‌تواند تخفیف‌هایی از پست به همراه داشته باشد اما کاربر ایرانی به خریدهای بالای ۱۰۰ هزار تومان با ارسال رایگان عادت کرده است. این در حالیست که چون بسیاری از سفارش‌های باسلام از طریق خود افراد برای خریدار ارسال می‌شوند، هزینه پستی بر اساس نقطه جغرافیایی تعیین می‌شود. با این حال مدیرعامل باسلام می‌گوید غرفه‌داران می‌توانند این امتیاز را در اختیار خریدار قرار دهند که با خرید بالاتر از ۵۰ هزار تومان، از ارسال رایگان برخوردار شوند؛ سیاستی که امروز بیشتر از ۴۰۰ غرفه در باسلام آن را در پیش گرفته‌اند.

با این همه، سخت به نظر می‌رسد در شرایط فعلی یک فروشگاه دیگر بتواند به جمع بزرگان اضافه شود. حالا بازار خرید اینترنتی در اختیار چند فروشگاه است که حتماً نام آنها را شنیده‌اید اما در این شرایط، فروشگاه‌هایی توانایی موفق شدن دارند که بتوانند بازار خاصی را هدف قرار دهند. باسلام اگرچه بازار محصولات ایرانی و تولیدی را هدف قرار داده اما وقتی در این فروشگاه چرخی بزنید متوجه می‌شوید که دسته‌های زیادی از محصولات ایرانی به فروش می‌رسد که البته بخش عمده‌ای از آنها مواد غذایی هستند. در کنار مواد خوراکی، کتاب، لوازم تزئینی و حتی سفال و سرافیک هم به فروش می‌رسد.

این مسئله باعث می‌شود تا در نگاه اول، مشخص نباشد تمرکز باسلام دقیقاً بر فروش چه محصولی قرار گرفته است. آقایا می‌گوید همین موضوع یکی از چالش‌های باسلام بوده است:

«شاید یک غرفه مشغول تولید گز باشد که محصول اصیلی است اما یک کارخانه است که دارد آن را می‌فروشد. ما اینجا این چالش را داریم که اساساً چنین فروشنده‌ای باید در باسلام حضور داشته باشد یا خیر. یا کتاب از بخش‌هایی است که در باسلام رشد خوبی داشته اما جنس آن با کسب‌وکار کوچک و خانگی تفاوت می‌کند. پس این یکی از چالش‌های ما بوده و هست. برای مثال محصولات دیجیتال و کارخانه‌ای نمی‌فروشیم چون هارمونی ما را به هم می‌زند. در نهایت گفتیم محصولی که می‌فروشیم باید دست‌ساز و تولید شده توسط کسب‌وکارهای کوچک باشد. داریم سعی می‌کنیم صفحه اول فروشگاه را با معماری مفهومی جلو ببریم. برای مثال شما اگر میوه خشک می‌خرید، می‌توانید یک ظرف دست‌ساز را هم برای قرار دادن میوه در آن تهیه کنید. پس محصولاتی که وجود دارند به نوعی به هم مرتبط شده‌اند. می‌خواهیم یک لایف استایل باسلامی را شکل بدهیم.»

سرمایه‌گذارهای علاقمند

ایده جدیدی که بسیاری به آن باور نداشتند و عدم حضور باسلام در اکوسیستم استارت‌آپی تهران باعث شد تا این استارت‌آپ در دور اول جذب سرمایه با مشکلات شدیدی روبه‌رو شود. شرکت‌های سرمایه‌گذاری بسیاری دست رد به سینه باسلام می‌زنند و به آنها می‌گویند که ایده‌ای فضایی دارید که در ایران کار نخواهد کرد.

سال ۹۵ باسلام نمی‌تواند سرمایه‌ای جذب کند اما در اردیبهشت ۹۶، تیمی از «موسسه دانش‌بنیان برکت» که قبلاً دست رد به سینه باسلام زده بود، به پارک فناوری قم می‌آید و با کار باسلام و کارکردش دقیق‌تر آشنا می‌شود. بعد از این اتفاق، با گذشت یک ماه سرمایه‌گذاری برکت روی باسلام انجام می‌شود. در همان زمان باسلام ۱۲ تراکنش هفتگی داشت و تعهدش این بود که ۵ درصد نرخ رشد هفتگی داشته باشد. باسلام ۳ برابر رشد بیشتری از تعهدش پیدا کرد.

باسلام اکنون در مرحله‌ای است که باید یک تصمیم کلیدی بگیرد. یا با کاهش هزینه‌ها از درآمد فعلی یک رشد ارگانیک داشته باشد و یا سرمایه‌گذار جسوری پیدا کند تا با سرمایه‌گذاری بزرگ بتواند تبدیل به یک رهبر بازار در حوزه کاری خودش شود. این تصمیمی است که تیم باسلام امروز علیرغم وجود سرمایه‌گذارن علاقمند، باید آن را اتخاذ کند. آقایا در خصوص بازاری که این استارت‌آپ روی آن دست گذاشته و پیش‌بینی از آینده آن می‌گوید:

«در سال ۹۲ بازار کشاورزی کشور صد میلیارد دلار گردش مالی داشته. اگر قید تورم را بزنیم، و بخش‌های بزرگی مثل گندم و جو هم که در بازار ما قرار ندارند را حذف کنیم، می‌بینیم که بازار کشاورزی، صنایع دستی، شیرینی‌جات و این موارد ۲۵۰ هزار میلیارد تومان است. پیش‌بینی ما این است که بین ۲ الی ۵ درصد از این بازار در ۵ سال آینده آنلاین می‌شود. اگر بتوانیم در این ۲ الی ۵ درصد رهبر بازار باشیم حجم بسیار زیادی از تراکنش خواهیم داشت. نکته مهم دیگر اینجاست که باسلام امکان خلق بازار جدید هم دارد. افرادی در باسلام ایجاد غرفه می‌کنند و درگیر اشتغال می‌شوند که اساساً جز رکوردهای اقتصاد کشور نبوده‌اند. اگر بتوانیم سرمایه‌گذار جسوری پیدا کنیم که پشتیبانی بالایی از ما داشته باشد این بازار سریع‌تر هم شکل می‌گیرد.»

مدیرعامل باسلام می‌گوید با رشدی که تاکنون این استارت‌آپ داشته، حالا سرمایه‌گذاران بیشتری علاقمند به همکاری هستند که نام‌های آشنایی از جمله یک شرکت تکنولوژی ایرانی هم در بین آنهاست.  مدیران باسلام می‌خواهند در آینده این استارت‌آپ را تبدیل به یک اکوسیستم برای کسب‌وکارهای کوچک ایرانی کنند. به این دلیل هم از واژه اکوسیستم استفاده می‌کنند که در حال حاضر، صرفاً فروشنده دارند و خریدار، اما در آینده گستره‌ی افرادی که قرار است تعامل بیشتری با باسلام داشته‌ باشند افزایش پیدا خواهد کرد.

غرفه‌های خدماتی، و سرمایه‌گذاران خرد از حلقه‌های مفقود این اکوسیستم هستند که باسلام می‌خواهد آنها را به پلتفرم خود اضافه کند. آقاجانی می‌گوید: «افراد این فرصت را پیدا می‌کنند که روی کسب‌وکارهای فعال در باسلام سرمایه‌گذاری خرد انجام دهند. برای مثال فردی نمی‌داند با ۵ میلیون تومان خودش چکار کند و این یک راه‌حل برای سرمایه‌گذاری است. اینطور با مکانیزمی که باسلام تعریف می‌کند، سرمایه‌گذار می‌تواند سود مشخصی را از غرفه‌ای که در آن سرمایه‌گذاری کرده دریافت کند.»

The post گردشی در «باسلام»؛ صدای این استارت‌آپ را از تهران نمی‌شنوید appeared first on دیجیاتو.

همکاران سیستم از نرم افزار حسابداری فروشگاهی دشت رونمایی کرد

همکاران سیستم بیش از ۳۰ سال است که در صنعت IT فعالیت دارد و بعد از اینکه سال‌ها تجربه را از سر گذرانیده تصمیم گرفته تا محصول جدیدی به اسم «دشت» را عرضه کند که در حقیقت مرتبط با اصناف و مکان‌های خرده‌فروشی است. دشت همکاران سیستم در چند فرمت مختلف برای کسب‌وکارهای گوناگون ساخته و پرداخته شده و نسخه‌ای هم به عنوان نسخه عمومی در نظر گرفته شده که تا حد زیادی می‌تواند امورات بقیه اصناف را راه‌اندازی کند.

«محمد عزیز‌اللهی» معاون اجرایی مدیرعامل در امور مشتریان این شرکت در طی مراسم رونمایی از نرم افزار دشت ضمن اشاره به ۱۳۵۰ نیروی انسانی که در همکاران سیستم فعالیت می‌کنند به تصمیم این شرکت درباره ورود به بازار خرده‌فروشی در سال ۹۰ گریزی زد و تاکید کرد که بعد از مدت‌ها تحقیق و پژوهش و تلاش توانسته‌اند تا نسخه مورد نیاز افراد شاغل در این فروشگاه‌ها را عرضه نمایند:

نرم افزار حسابداری دشت

«پیش‌تر وارد حوزه رایانش ابری شده بودیم و بعد دیدیم که بازار خرده‌فروشی و سهم آن در بازار نادیده گرفته شده است. ما در همکاران سیستم با بیش از ۵۰ درصد شرکت‌های برتر کشور همکاری می‌کنیم و سهمی سی درصدی در صنعت قطعه سازی، شصت درصدی در صنعت سیمان، پنجاه درصدی در صنعت پتروشیمی و شصت درصدی در صنعت کاشی داریم. ضمن اینکه ما اولین شرکت نرم‌افزاری هستیم که وارد حوزه بورس شدیم تا شفافیت مالی خودمان و کارمان را نشان دهیم و امید داریم تا به زودی دیگر شرکت‌ها نیز وارد این عرصه شوند.»

عبداللهی به ۲۷ شرکت تحت لیسانس همکاران سیستم اشاره کرد که عموما توسط همکاران و نیروهای قدیمی خود شرکت مدیریت می‌شوندو در ادامه به ۸ شرکت تخصصی اشاره کرد که با وظایف مشخص خود وارد بازار کار شده‌اند: «سیپدیار سیستم یکی از همین شرکت‌هاست که بازارهای کوچک و اصناف را نشانه گرفته و بازار هدف دشت هم فروشگاه‌های خرده فروشی است.»

نرم افزار حسابداری دشت

امیر نام‌آور مدیرکسب و کار نرم افزار دشت نیز آغاز راه این نرم افزار حسابداری را در روزهای آغازین سال ۹۵ جستجو کرد و تاکید کرد که در سال ۹۶ تصمیم بر این شد تا دشت به طور مستقل از سیپدار کار کند و هدف مشخص‌تری داشته باشد. او نیازهای یک واحد صنفی را با یک شرکت کاملا جدا از هم می‌داند و معتقد است که با جدا کردن دشت از سپیدار و تقویت پشتیبانی و ایجاد یک سری تغییرات که برای فعالان خرده فروشی مهم بوده، توانسته‌اند تا به بازار هدفشان نزدیک‌تر شوند:

«به عنوان مثال صاحبان این اصناف بیشتر تمایل به پشتیبان حضوری داشتند تا تلفنی و ما هم معتقد هستیم که عمده فروش محصولمان از روش توصیه صاحبان اصناف به یکدیگر به دست می‌آید فلذا تصمیم گرفتیم که روی این موضوع کار کنیم. در کنار این مساله پی بردیم که برای این افراد رابط کاربری بسیار مهم بوده و از همین رو UI و UX نرم افزارمان را با دقت بسیار طراحی کرده و آن را به ساده‌ترین و کاربردی‌ترین شکل ممکن در آوردیم.»

مدیرکسب و کار نرم افزار دشت رابط کاربری نرم افزار دشت را بسیار هوشمند می‌خواند و می‌گوید که این برنامه با توجه به هوش مصنوعی خود پیشنهاداتی را به هر صنفی ارائه می‌دهد تا در کارش موفق‌تر باشد: «به عنوان مثال نرم افزار به فرد یادآوری می‌کند که محصولش در حال انقضا است و یا اینکه خواب کالای X زیاد از حد شده و یا حتی به او موعد چک‌هایش را گوشزد می‌کند. تمامی این عملیات بر اساس دیتای اولیه‌ای که فرد داخل نرم‌افزار وارد کرده سنجیده می‌شود و قصد داریم تا روز به روز روی مساله هوش مصنوعی برنامه‌مان کار کنیم.»

نرم افزار حسابداری دشت

او مدیریت هزینه‌ها، الزامات فانونی، تنوع فعالیت‌ها، حجم زیاد فاکتورها و چک کردن موجودی‌ها را از موارد چالشی صاحبان اصناف می‌داند و باور دارد که نرم افزار حسابداری دشت بر اساس همین چالش‌ها طراحی و عرضه شده تا بتواند آنها را رفع کند.:

«تکنولوژی و فناوری می‌تواند بر بازار خرده فروشی تاثیرات مثبتی از جمله ارتباط آنلاین، داده‌کاوی، صندوق‌های نوین،گزارش گیری و… بگذارد و ما در آینده قصد داریم تا بتوانیم نرم افزار دشت را برای تقریبا همه اصناف‌ها بسازیم و آن را عرضه کنیم.»

«بهروز اردوبادی» مدیرمحصول نرم‌افزار دشت نیز در گفتگو با دیجیاتو تفاوت نسخه عمومی با دیگر نسخه‌ها را متذکر می‌شود و ابراز امیدواری می‌کند که بر اساس همین مدل می‌توان در آینده نه چندان دور، نرم افزار دشت را به همه اصناف معرفی کرد. او در ابتدای صحبت‌های خود انواع نرم افزار دشت را معرفی کرد:

«ما چند نوع دشت داریم. دشت سوپرمارکت که برای فروشگاه‌های کوچک و بزرگ مشغول در این صنف طراحی شده و نیازهای آنان را برآورده می‌کند. دشت پوشاک را داریم که ویژگی‌های منحصر به فرد این بازار را در خود گنجانده و دشت آرایشی و بهداشتی نیز موارد مختص به خود را داراست. دو مورد دشت طلافروشی و دشت املاک نیز وجود دارد که کاملا تخصصی هستند و گزینه‌ها و امکانات موجود در آنها نسبت به دیگر موارد متمایز است.»

نرم افزار حسابداری دشت

اردوبادی سپس به نسخه عمومی اشاره می‌کند و به دیجیاتو می‌گوید: «بسیاری از اصناف هستند که در این چند گزینه قرار ندارند و ما تصمیم گرفتیم نسخه‌ای را عرضه کنیم که تا حد زیادی جوابگوی بسیاری از افراد باشد. بسته‌های عمومی مختص صاحبان مشاغلی خرده فروشی هستند که بسیاری از نیازهایشان در همین بسته برآورده می‌شود و می‌توانند با کمک نسخه‌های متنوع آن (پایه تا استاندارد که هر یک ویژگی‌های خودش را دارد) مشکلات حسابرسی خود را حل و فصل کنند.

بنا به گفته آمار بیش از ۵۰ درصد واحدهای صنفی که سیستم پذیر هستند، فاقد سیستم مکانیزه بوده و هنوز از روش‌های سنتی برای امورات مالی خود استفاده می‌کنند که این موضوع می‌تواند در دنیای شلوغ و بیزینسی امروز دردسرآفرین باشد. برای اطلاعات بیشتر درباره این نرم‌افزارها می‌توانید به سایت این شرکت رجوع کنید و کاتالوگ هر یک از بسته‌ها را مطالعه کنید.

The post همکاران سیستم از نرم افزار حسابداری فروشگاهی دشت رونمایی کرد appeared first on دیجیاتو.

پیش‌نویس سیاست‌نامه بانک مرکزی درباره رمزارزهای جهانی و ملی منتشر شد

در حالی که فردا (۹ بهمن) نخستین روز از همایش بانکداری الکترونیکی و نظام‌های پرداخت آغاز می‌شود، بانک مرکزی ساعاتی پیش پس از ماه‌ها سکوت در خصوص رمزارزها، بالاخره یک پیش‌نویس از سیاست‌نامه خود درباره رمزارزها تحت عنوان «الزامات و ضوابط فعالیت در حوزه رمزارزها در کشور» را منتشر کرد.

سیاست‌نامه بانک مرکزی در بسیاری از موارد از جمله استخراج، توسعه کیف‌پول، فروش رمزارز از طریق صرافی‌ها دیدگاه‌های متعادلی داشته و در برخی از این موارد اساساً تلاش کرده تا خود را وارد حیطه سیاست‌ و قانون‌گذاری نکند. برای مثال در بخش اول این پیش‌نویس که مربوط به حوزه «رمزارزهای جهان‌روا» است، بانک مرکزی می‌گوید صدور و انتشار این نوع رمزارزها در اختیار وسعه دهندگان آنهاست و بانک مرکزی نیز نقش و مسئولیتی در این میان ندارد. یا در بخش دیگری اساساً بانک مرکزی به شکلی هوشمندانه می‌گوید مقررات‌گذاری در رابطه با استخراج رمزارزهای جهانی در حیطه وظایفش نیست، چون این کار تبدیل به یک صنعت شده است.

در بخش الزامات عرضه اولیه توکن (ICO)، بانک مرکزی توان قانون‌گذاری‌اش را به نمایش می‌کشد. از نظر بانک مرکزی توکن دارای پشتوانه به چهار دسته تقسیم می‌شود:

  • توکن با پشتوانه ریال
  • توکن با پشتوانه طلا و سایر فلزهای گران‌بها
  • توکن با پشتوانه ارز
  • توکن با پشتوانه سایر دارایی‌های مشهود و غیرمشهود

توکن با پشتوانه ریال که بیشترین تمرکز روی آن قرار داشته تنها در اختیار بانک مرکزی است و تنها در بانک‌های مجاز قابلیت تبادل دارد. از سوی دیگر بانک مرکزی می‌گوید که این توکن می‌تواند به عنوان ابزار پرداخت در کشور استفاده شود اما قابلیت استخراج ندارد.

بانک مرکزی همچنین می‌گوید ایجاد مقررات درباره انتشار توکن‌های بدون پشتوانه از حیطه وظایفش خارج بوده و تابع قوانین بورس کشور خواهد بود. در هر صورت اما استفاده از توکن با یا بدون پشتوانه به عنوان ابزار پرداخت در کشور ممنوع است.

در بخش دیگر این سیاست‌نامه در مورد «الزامات حوزه رمز ارز بانک مرکزی (ملی)» می‌خوانیم که انتشار این پول دیجیتالی تنها توسط بانک مرکزی مجاز بوده و تنها در بانک‌های مجاز قابل تبادل است. در حالی که توکن با یا بدون پشتوانه، اجازه استفاده به عنوان ابزار پرداخت ندارد، رمزارز ملی می‌تواند به عنوان ابزار پرداخت در کشور استفاده شود.

بانک مرکزی در بخش دیگری از این سیاست‌نامه که در خصوص عملکرد صرافی‌ها است، اعلام می‌کند که این بانک هیچ تضمینی در خصوص تایید اصالت رمزارزها ارائه نمی‌دهد. از سوی دیگر بانک مرکزی یادآور می‌شود که مدیریت و ثبات قیمت رمزارزها را نیز برعهده ندارد و هیچ مکانیزمی در این زمینه نخواهد داشت.

بانک مرکزی با ذکر این نکته که تمام ریسک‌ها در این رابطه بر عهده سرمایه‌گذاران است، خبر می‌دهد که صرافی‌های مجاز دارای مجوز از بانک مرکزی پس از احراز شرایطی که در آینده مشخص خواهد شد، مجاز به ارائه خدمات صرافی رمز ارزی خواهند شد. همچنین سقف تبادل رمزارزها در صرافی‌ها تابع مقررات عمومی ارزی کشور خواهد بود. صرافی‌ها ملزم به رعایت قوانین مبارزه با پولشویی و شناسایی مشتریان (KYC) شده‌اند.

بانک مرکزی همچنین در خصوص کیف پول رمز ارز در سیاست‌نامه‌اش می‌نویسد که کارکرد کیف پول رمزارزی تنها محدود به ذخیره و انتقال رمزارز خواهد بود و تعبیه راهکارهای خرید کالا یا خدمات و ارایٔه خدمات ارزش افزوده در داخل کشور با استفاده از رمزارزها در کیف‌پول‌های رمزارزی ممنوع است.

بانک مرکزی در این سیاست‌نامه اعلام می‌کند که مسئولیتی در خصوص قانون‌گذاری درباره استخراج (Mining) رمزارزهای جهانی ندارد: «با توجه به رصد انجام شده در حوزه استخراج رمزارزها و تاثیرات فعلی آن در نظام پولی و بانکی کشور، در حال حاضر استخراج رمزارزها در کشور به عنوان یک صنعت در نظر گرفته شده است، لذا مقررات‌گذاری در این حوزه از حیطه وظایف و نظارت بانک مرکزی خارج است.»

بانک مرکزی در اردیبهشت ۹۷ اعلام کرده بود که خرید و فروش هرگونه رمزارز در مراکز پولی و مالی ممنوع بوده و با متخلفین برخورد خواهد شد. گفته می‌شد که بانک مرکزی این اقدام را انجام داده است تا در شهریور ۹۷ سیاست‌های خود را در خصوص رمزارزها اعلام کند اما اکنون در بهمن، و یک شب پیش از آغاز همایش بانکداری الکترونکی و نظام‌های پرداخت با محوریت بلاکچین، بانک مرکزی یک پیش‌نویس از سیاست‌نامه خود در خصوص رمزارزها را منتشر کرده و البته از علاقمندان هم دعوت نموده تا پیشنهادات خود درباره این سیاست‌نامه را ظرف یک ماه برایش به آدرس [email protected] ارسال کنند. نسخه کامل این سیاست‌نامه از طریق این آدرس قابل دریافت است.

The post پیش‌نویس سیاست‌نامه بانک مرکزی درباره رمزارزهای جهانی و ملی منتشر شد appeared first on دیجیاتو.

گزارش تصویری از دومین نمایشگاه کار ایران؛ بزرگترین رویداد کاریابی کشور

دومین نمایشگاه کار ایران به مدت سه روز (۴ تا ۶ بهمن‌ماه) از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۶:۳۰ برگزار می‌شود. این نمایشگاه که توسط دانشگاه صنعتی شریف در مجتمع نمایشگاهی بوستان گفتگوی تهران برگزار می‌شود بزرگترین گردهمایی شرکت‌ها و کسب‌وکارها برای استخدام است تا بازدیدکنندگان آن بتوانند با ملاقات حضوری شرکت‌ها، بی‌واسطه به اشتغال در بیایند.

«رویایی مستقیم کارجو و کارفرما»، «کمک به بهبود ارتقا برند کارفرمایان»، «تسهیل فرایند جذب و استخدام»، «معرفی فرصت های شغلی موجود در بازار کار»، «معرفی سازمان ها و ادارات مرتبط و نیمه مرتبط با رشته تحصیلی»، «ایجاد یک محیط حرفه ای و با کیفیت برای تعامل بیشتر بین کارجویان و کارفرمایان»، «ایجاد حس مثبت مشارکت در کارفرمایان»، «برپایی کارگاه های آموزش کار و کاریابی» از اهداف این نمایشگاه عنوان شده است.

با توجه به شرایط کنونی اقتصادی و برنامه دولت برای افزایش اشتغال در بخش‌های مختلف، چند سالی است نمایشگاه‌هایی در قالب نمایش کار با حضور شرکت‌های مختلف در بخش فناوری اطلاعات و سایر صنایع برگزار می‌شود.

در روز اول بیش از ١۴ هزار رزومه صرفا از طریق پنل جاب ویژن برای نزدیک به ٧٠٠ فرصت شغلی ارسال شد و بیش از سه هزار نفر امروز از این نمایشگاه بازدید کردند. اگر امروز فرصت نکردید تا از این نمایشگاه بازدید کنید، نگران نباشید چرا که فردا را هم وقت دارید تا به این نمایشگاه سر بزنید.

این نمایشگاه تا ۶ بهمن و هر روز از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۷ برقرار است. حضور در این نمایشگاه برای عموم متخصصین رایگان ولی نیازمند ثبت نام و تکمیل رزومه در سایت جاب‌ویژن و سپس مراجعه به نمایشگاه کار است. در ضمن یادتان باشد که کد تخفیف  ۴۰% اسنپ وقتی مبدا یا مقصد شما نمایشگاه کار باشد را هم می‌توانید استفاده کنید: Snp-Jobfair.

از شرکت های حاضر می توان به همراه اول، دیجی کالا، اسنپ، همکاران سیستم، آپ، بیمه سامان، داروسازی دکتر عبیدی، کانون ایران نوین،کارگزاری مفید و شرکتهای بین المللی BAT، پارس حیات، صافولا، کوبل دارو و آدورا طب اشاره کرد.

دومین نمایشگاه کار ایران

افتتاح نمایشگاه با حضور محمد اکبرنیا مدیر کل دفتر هدایت نیروی کاروکاریابی‌ها وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی

 

جناب آقای اکبرنیا مدیر کل دفتر هدایت نیروی کاروکاریابی‌ها وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی

بازدید اکبرنیا از محیط نمایشگاه و گفتگو با عوامل برگزار کننده

 

جناب آقای اکبرنیا مدیر کل دفتر هدایت نیروی کاروکاریابی‌ها وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی

هادی محمدآبادی از مسئولین وبسایت جاب ویژن و برگزارکنندگان نمایشگاه، نحوه کار کردن و ارسال رزومه را نشان می‌دهد

 

جناب آقای اکبرنیا مدیر کل دفتر هدایت نیروی کاروکاریابی‌ها وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی

عکس یادگاری دومین نمایشگاه کار ایران

 

جناب آقای اکبرنیا مدیر کل دفتر هدایت نیروی کاروکاریابی‌ها وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی

دیزاین و طراحی غرفه‌ها بسیار حرفه‌ای تر از سال گذشته شده و استفاده از عناصر بومی در آنها حس خوبی به بازدیدکنندگان می‌دهد

 

دومین نمایشگاه کار ایران

استقبال از نمایشگاه از سال گذشته بیشتر است.

 

دومین نمایشگاه کار ایران

کارجویان و کارفرمایان به صورت مستقیم درمورد نیازهای کاری شرکت بایکدیگر گفتگو می‌کنند

 

دومین نمایشگاه کار ایران

برخی غرفه‌ها طراحی زیباتری دارند و کل فضای نمایشگاه نشان می‌دهد که تمامی صاحبان کسب‌وکار، برای حضور خود در این رویداد حسابی وقت گذاشته اند

 

دومین نمایشگاه کار ایران

هر شرکتی که در نمایشگاه حضور دارد تقریبا از ده شاخه مختلف نیرو استخدام می‌کند

دومین نمایشگاه کار ایران

شطرنج فیزیکی در یک صفحه بزرگ از جمله تفریحاتی است که در نمایشگاه وجود دارد و می‌تواند خستگی گشت و گذار میان غرفه‌ها را برطرف کند

 

دومین نمایشگاه کار ایران

بیش از صد شرکت در نمایشگاه حضور دارند

 

دومین نمایشگاه کار ایران

توجه به گیمیفیکشن در نمایشگاه امسال بیشتر از همیشه است.

 

دومین نمایشگاه کار ایران

مکان‌های مختلفی برای تفریح و استراحت بازدیدکنندگان تعبیه شده است

 

بازی‌های جذاب و کارهای خلاقانه‌ای که در غرفه‌های نمایشگاه کار ایران و با هدف شناخت توانایی‌های مختلف کارجویان در حال انجام است.

 

دیزاین و طراحی غرفه‌ها بسیار حرفه‌ای تر از سال گذشته شده و استفاده از عناصر بومی در آنها حس خوبی به بازدیدکنندگان می‌دهد

 

نمایشگاه کار ایران تا ۶ بهمن ماه ادامه دارد

ساعات اولیه بازدید از نمایشگاه خلوت‌تر و زمان بهتری برای حضور بازدیدکنندگان است

از این مسیرها می‌توانید به جشنواره برسید

The post گزارش تصویری از دومین نمایشگاه کار ایران؛ بزرگترین رویداد کاریابی کشور appeared first on دیجیاتو.

توضیح مدیرعامل آپارات درباره دریافت وام ۵ میلیاردی از وزارت ارتباطات برای لنزور

«لنزور به عنوان یکی از محصولات شرکت صبا ایده، ۵ میلیارد تومان از محل وجوه اداره شده وزارت ارتباطات وام دریافت کرده است.» این خبری است که توسط یک خبرنگار در توییتر منتشر شد؛ خبرنگاری که در «سامانه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات» از وزارت ارتباطات درخواستِ لیست حمایت‌ها از اپلیکیشن‌ها و شرکت‌های فناوری ایرانی را کرده بود.

در لیستی که از سوی وزارت ارتباطات در سامانه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات منتشر شده، نام شرکت «فناوران ایده پرداز صبا» که با برند «صبا ایده» شناخته می‌شود به چشم می‌خورد. صبا ایده که اکنون بیشتر با زیرمجموعه‌هایی مانند آپارات، فیلیمو و صباویژن شناخته می‌شود، بیشتر از ۶ سال پیش یک شبکه اجتماعی اشتراک تصویر تحت عنوان «لنزور» نیز توسعه داده بود. حالا بر اساس همین اسناد، عنوان شده است که شرکت صبا ایده در سال ۹۶ برای «پیام‌رسان لنزور» مبلغ ۵ میلیارد تومان وام دریافت کرده است.

این در حالیست که «محمدجواد شکوری‌مقدم» مدیرعامل صبا ایده و آپارات در گفتگویی که اردیبهشت ماه با دیجیاتو داشت، تاکید کرده بود که هلدینگ صبا ایده تا کنون هیچ نوع حمایت مالی دریافت نکرده است.

شکوری‌مقدم اکنون در گفتگو با دیجیاتو و در پاسخ به این پرسش که آیا دریافت وام ۵ میلیاردی در سال ۹۶، نوعی حمایت مالی بوده است یا خیر، دریافت وام در سال ۹۶ را تکذیب می‌کند و می‌گوید: «ما در سال ۹۶ هیچ وامی نگرفتیم. این وام در تیر ماه ۹۷ برای سرویس لنزور دریافت شد؛ زمانی که دقیقاً شش سال و نیم از آغاز به کار این سرویس گذشته بود. در واقع ۳ ماه پس از مصاحبه‌ای که با شما داشتم.» شکوری مقدم همچنین توضیح می‌دهد که مبلغ بازپرداخت وام مورد بحث، ۶ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان خواهد بود.

مدیرعامل صبا ایده در خصوص علت راه‌اندازی لنزور و اینکه از ابتدا چه برنامه‌ای برای آن وجود داشته و همچنین در پاسخ به این سوال که آیا قرار است با یک اینستاگرامی بومی روبه‌رو باشیم یا خیر، می‌گوید:

«فیسبوک در اواسط سال ۲۰۱۲ اینستاگرام را خرید و ما در انتهای سال ۲۰۱۲ لنزور را به شکل کامل راه‌اندازی کرده‌ بودیم؛ پلتفرمی که در زمان کوتاهی موفق شد ۳۰۰ هزار کاربر جذب کند و روزی ۱۲ هزار تصویر نیز در آن بارگذاری می‌شد. در آن زمان هنوز اینستاگرام در کشور شناخته نشده بود ولی مسئله اینجاست که به مرور زمان، به‌دلیل فیلترینگ سخت‌گیرانه بر محتوای سرویس لنزور، بسیاری از کاربران این پلتفرم سرخورده شدند و پس از یک‌سال و نیم، اینستاگرام با پلتفرمی قوی‌تر و البته محتوای آزادانه که به سلیقه مردم هم نزدیک‌تر بود، توانست مخاطبان بسیاری در کشور ما پیدا کند. همین مسئله باعث شد تا ما سرمایه‌گذاری روی لنزور و توسعه این محصول را متوقف کنیم.»

او همچنین در جواب به این سوال که اکنون وام ۵ میلیارد تومانی قرار است صرف چه مواردی شود، گفت: «نرم‌افزار لنزور هم مانند دیگر سرویس‌های مجموعه صبا ایده، بر روی ابر زیرساختی یکپارچه‌ای قرار دارد و بخش عمده این مبلغ، صرف توسعه سخت‌افزاری همین زیرساخت ابری مشترک برای همه سرویس‌های صبا ایده شده است.»

شکوری‌مقدم شایعه تبدیل شدن لنزور به پیام‌رسان را نیز رد می‌کند و در این رابطه می‌گوید: «زمانی‌ که لیستی از پیام‌رسان‌ها منتشر کردند، نام لنزور هم در میان آنها بود و بیان شد که امکان دریافت وام با این مبلغ را دارد. طبیعتا ما هم اقدام کردیم.»

مدیرعامل صبا ایده در خصوص علت حذف اپلیکیشن لنزور از کافه بازار در ماه‌های اخیر، عنوان می‌کند که دلیل اصلی مشکلات نرم‌افزاری نسخه قدیمی بوده است. وی همچنین ابراز امیدواری کرد که در ماه‌های آینده، نسخه جدید پلتفرم لنزور در کافه بازار ارائه شود.

The post توضیح مدیرعامل آپارات درباره دریافت وام ۵ میلیاردی از وزارت ارتباطات برای لنزور appeared first on دیجیاتو.

تجربه خرید از سوپرمارکت دیجی کالا چگونه است؟

این روزها «زمان» تبدیل به ارزشمندترین دارایی همه ما شده است. عجیب نیست اگر بگوییم بزرگترین ارزش افزوده‌ای که فروشگاه‌های اینترنتی خلق می‌کنند، صرفه‌جویی در زمان است. در یک دهه گذشته با حضور فروشگاه‌های اینترنتی عادت کرده‌ بودیم خرید‌ محصولات تکنولوژیک، خانگی یا حتی لباس را از فروشگاه‌های آنلاین انجام دهیم و برای خرید محصولات مختلف به سراغ بازارهای بزرگ برویم. اما به تازگی و پس از ادغام «روکولند» در «دیجی‌کالا»، حالا بزرگ‌ترین فروشگاه اینترنتی ایران به سراغ عرضه محصولات سوپرمارکتی هم رفته است.

معمولاً در هر خیابان و محله‌ای چند یا حتی چندین سوپرمارکت وجود دارد. اما در هر صورت خرید اینترنتی اگر بتواند تجربه مناسبی ایجاد کند، لذت بیشتری دارد چراکه دیگر نه نیاز به حضور در محلی هر چند نزدیک است و نه قرار است در صف فروشگاه‌ها انتظار نوبت را کشید. اکنون سوال ما نیز همین است که آیا دیجی‌کالا می‌تواند تجربه مناسبی از خرید اینترنتی محصولات سوپرمارکتی ایجاد کند؟ به همین منظور، روز چهارشنبه (۱۹ دی ماه) دو سفارش در «دیجی‌کالا Fresh» ثبت کردیم؛ تجربه‌ای که می‌خواهیم آن را با شما به اشتراک بگذاریم.

مرحله خرید از سایت

بعد از باز کردن صفحه محصولات سوپرمارکت دیجی کالا، متوجه می‌شوید که فعلا در حال حاضر این سرویس در پایتخت راه‌اندازی شده و سایت از شما می‌پرسد که اگر ساکن تهران هستید، از محصولات سفارش دهید. هرچند ما از روابط عمومی دیجی‌کالا پرسیدیم که چه زمان شهرهای بعدی اضافه می‌شوند و مشخص شد در مرحله بعدی، هفته آینده کاربران کرج هم می‌توانند سفارش‌های سوپرمارکتی ثبت کنند.

پس از انتخاب شهر و تایید حضور در تهران، صفحه‌ای با طراحی وسوسه انگیز که اگر خریدی هم نداشته باشید، مجابتان می‌کند که چهار قلم جنس برای منزل بخرید.

سوپرمارکت دیجی کالا

محصولات تازه، مواد غذایی، شوینده و بهداشتی سه بخش اصلی سوپرمارکت آنلاین دیجی کالا هستند که هر یک به چند زیرمجموعه تقسیم می‌شوند. محصولات تازه شامل مواد پروتئینی، لبنیات و میوه‌جات بوده و مواد غذایی هم شامل خشکبار و شیرینی، تنقلات، نوشیدنی جات، مواد صبحانه، کنسروها و کالاهای اساسی (خوار و بار) است. در نهایت هم بخش شوینده و بهداشتی وجود دارد که کالاهای بهداشت دهان، بدن، پوست و مو و محصولات شویندگی و سلولزی را در بر می‌گیرد.

تمامی کالاهای دو دسته محصولات تازه و مواد غذایی قابلیت ارسال سریع را دارند و این قابلیت با نقش بستن لوگوی کامیون کوچک سبز رنگ در کنار آنها مشهود است و به این معناست که کالا می‌تواند تا چند ساعت بعد هم به دستتان برسد. بخش اعظمی از قسمت کالاهای شوینده و بهداشتی هم همین گزینه را در اختیار دارند و تعداد معدودی از کالاهای این بخش، توسط واحد مرسولات عادی دیجی کالا ارسال می‌شود.

یک نگاه کلی به محصولات داخل سوپرمارکت آنلاین دیجی کالا این موضوع را نشان می‌دهد که اکثر این اجناس تاریخ تولید روز بودند و هیچ‌کدام تاریخ مصرف گذشته نبودند. دسته‌بندی کالاها هم درست انتخاب شده و رابط کاربری آشنا و البته روان سایت دیجی‌کالا باعث شده که تقریبا به راحتی محصول مورد نظر خود را پیدا کنید. به عنوان مثال حتی اگر سخت‌گیر باشید و از محصولات یک برند خاص استفاده کنید، می‌توانید به راحتی با فیلتر کردن برندها در کنار صفحه فقط نتایج مربوط به برند مورد علاقه‌تان را ببینید.

سوپرمارکت دیجی کالا

در برخی قسمت‌ها همچون شیر، فیلتر کردن‌ها جزیی‌تر هم می‌شود و جدا از برند، می‌توان طعم شیر و یا نوع آن را هم انتخاب کرد. فقدان بخش حجم و اندازه محصول در این بخش و برخی اجناس دیگر به چشم می‌خورد که امید داریم تا در روزهای آتی به صفحه خرید محصولات اضافه شود.

در بخش میوه‌ها اما فیلترهای کمتری به چشم می‌خورد و شاید بد نبود صیفی جات از میوه‌جات تفکیک می‌شد. همچنین دقیقا مشخص نیست که یک کیلوگرم از هر میوه معادل چند عدد از آن میوه است و ذکر تقریبی این مقدار می‌تواند خرید میوه آنلاین را ملموس‌تر کند. البته در این بخش پشتیبانی آنلاین دیجی کالا کنار شماست و می‌تواند تمامی سوالات شما را پاسخ دهد.

قیمت کالاها

قیمت‌های کالاها منصفانه و منطقی است و تخفیف‌هایی که برای برخی کالاها در نظر گرفته شده باعث می‌شود که خریدن تعدادی از اجناس ارزان‌تر از خرید فیزیکی از سوپرمارکت‌ها باشد. قیمت‌ تمامی محصولات با قیمت درج شده روی آن برابری می‌کند و خبری از گران‌فروشی نیست و البته که بسیاری از کالاها تخفیف خورده‌اند و سودی که از خرید این محصولات می‌کنید در فاکتورهای حجیم‌تر گاهی تا چند ده‌هزار تومان هم می‌رسد.

سوپرمارکت دیجی کالا

یادتان باشد که ارسال کالاهای بخش سوپرمارکت آنلاین دیجی کالا هم بیشتر از ۱۰۰ هزار تومان رایگان است. مشابه خریدهای دیگر از این سایت، نحوه پرداخت آنلاین و درب منزل دو گزینه‌ای هست که کاربران می‌توانند با آن صورتحساب خود را پرداخت کنند.

زمان ارسال

بیشتر کالاهای بخش سوپرمارکت همانطور که گفته شد ارسال سریع دارند و می‌توان تا چند ساعت بعد آنها را تحویل گرفت. در نظر داشته باشید که همانند خریدهای عادی نمی‌توانید زمان دریافت کالا را پنج شش روز بعد اعلام کنید چرا که با کالاهای مصرفی و به روز روبرو هستیم و منطق حکم می‌کند که نهایتا این کالاها یک روز بعد به دستان مشتری برسد و برای همین محدوده انتخاب زمان ارسال برای مشتریان این بخش به همان روز خرید و فردای آن محدود می‌شود.

سوپرمارکت آنلاین دیجی کالا

تصمیم گرفتیم لیستی انتخاب کنیم تا متوجه شویم که دیجی کالا در محصولاتی که ممکن است ارسال‌شان با چالش مواجه شود، چگونه عمل می‌کند و آیا می‌تواند از امتحان ما سربلند  بیرون بیاید یا خیر. ساعت ۱۱ صبح بیش از ۳۰ قلم جنس سفارش دادم و بازه زمانی دریافت کالا را بین ساعت ۳ تا ۶ بعد از ظهر همان روز انتخاب کردم. می‌خواستیم محصولات به آدرس دفتر دیجیاتو در محله جردن بیاید اما در ابتدا اشتباهاً محله اکباتان را انتخاب کردیم. نیم ساعت پس از ثبت سفارش، در تماسی با پشتیبانی محل دریافت را به محله جردن تغییر دادیم.

به همین دلیل تصور‌مان این بود که محصولات یا در روز آینده یا خوش‌بینانه با تاخیر و پس از ساعت ۶ عصر به دفتر دیجیاتو می‌رسند. با این حال ساعت ۱۵:۲۱ دقیقه پیامکی برای من آمد که می‌گفت سفارش تحویل نیروهای توزیع شده است و حدود ساعت ۱۵:۵۰ دقیقه نیز سفارش تحویل شد. البته سفارش دومی که ثبت کرده بودیم برای محله تهران‌پارس بود و در حالت مشابهی، قرار بود ساعت ۱۵ الی ۱۸ تحویل داده شود که حدود ساعت ۱۷:۴۵ دقیقه به دست ما رسید. در واقع سفارش دوم هم که ساعت ۱۱:۳۰ صبح ثبت شده بود، تاخیری نداشت اما تنها چند دقیقه پیش از پایان زمان مقرر به دست ما رسید.

دریافت و کیفیت کالاها چگونه بود؟

نکته مهم در محصولات سوپرمارکتی، نحوه تحویل آنهاست. همانطور که در تصویر زمان ثبت سفارش مشخص است، برخی اقلام مانند شیر، کره یا حتی گوشت چرخ شده شرایط خاصی دارند و برای سالم ماندن آنها باید در محیط خنک نگه‌داری شوند. زمانی که خودروی دیجی‌کالا به دفتر دیجیاتو رسید، محفظه‌های مخصوصی را برای این‌گونه کالاها دیدیم که از یخ خشک در آنها استفاده شده بود.

سوپرمارکت دیجی کالا

این محفظه‌ها دارای چند یخ خشک بودند که باعث سالم ماندن محصولاتی که باید سرد نگه‌داشته شوند، می‌شدند. بقیه کالاها در کیسه‌های مجزا در جعبه‌های سبزرنگی بودند و سعی شده بود که ترتیب چیدمان کالاها با دیگر خریدها جوری باشد که صدمه‌ای به کالاها وارد نشود.

داخل ماشین دیجی کالا هم جعبه‌ها مرتب کنار هم قرار گرفته بودند و با یک رانندگی درست و مطمئن، بعید است که اتفاقی برای کالاها تا درب منزل مشتری بیفتد. بعد از امضا کردن فاکتور و چک کردن اولیه محصولات، به کند و کاو بیشتر و دقیق‌تر آنها پرداختیم.

سوپرمارکت دیجی کالا

بساط صبحانه‌ای که از دیجی کالا خریده بودیم، همگی سربلند از تجربه ما بیرون آمدند. شیری که از دیجی کالا خریدیم دقیقا تاریخ روز (چهارشنبه ۱۹ دی ماه) بود و این موضوع بسیار جالب توجه بود چرا که حتما می‌دانید بازه زمانی تاریخ مصرف شیر تنها چند روز است. بسته بندی و درب شیر هم محکم مانده بود و صدمه‌ای به محصول وارد نشده بود. پنیری هم که خریده بودیم همین شرایط را داشت و در نهایت رسیدیم به کره.

سوپرمارکت دیجی کالا

کره از آن دسته محصولاتی است که حدس می‌زدم آب شده به دستم برسد و به جای کره، حدس من نقش بر آب شد. کره سرد و سفت به دستم رسید و نزدیک به یک سال تا تاریخ انقضایش باقی مانده بود.

سوپرمارکت آنلاین دیجی کالا

چند محصول از جنس بدنه شیشه خریده بودیم، مربا و ترشی و دلستر. این محصولات شیشه‌ای بسته بندی جالبی داشتند که مانع از شکستن و ترک خوردنشان می‌شد. محصولات شیشه‌ای کنار هم نبود و جاسازی‌شان در کیسه‌ها طوری بود که احتمال صدمه دیدنشان به حداقل برسد.

سوپرمارکت دیجی کالا

نکته جالب توجه این بود که دلستر خنک به دستمان رسید و همان موقع می‌شد آن را مصرف کرد. رساندن خنک نوشیدنی‌ها خرید را جذاب‌تر کرده بود.

سوپرمارکت دیجی کالا

نان و کیکی که خریدیم جدا از تازه بودن، در بسته بندی سالم به دستمان رسید. کیک نه خرد شده بود و نه پودر یا له شده بود و بسته بندی‌اش هم عاری از پارگی و هر گونه خدشه دیگری بود. نان‌هایی که در دیجی کالا وجود دارد، نان داغ و تازه نیستند اما نان‌های استاندارد و با برندهای معتبری هستند که در سوپرمارکت‌ها هم به فروش می‌رسد.

سوپرمارکت دیجی کالا

محصولات پروتئینی از جمله ماهی، گوشت، برگر، سوسیس و کالباسی که خریدیم هم نسبت به بیرون ارزان‌تر از آب در آمدند. برندهایی که در سوپرمارکت دیجی کالا در بخش پروتئینی حضور دارند، برندهای معتبری هستند که محصولات با کیفیتی را ارائه می‌کنند.

سوپرمارکت دیجی کالا

نکته قابل توجه این بود که گوشت‌ها هم محصول روز بودند و برند آنها نیز معمولاً آشنا است.

سوپرمارکت دیجی کالا

بسته‌بندی فلزی کنسرو قر نبود و زدگی نداشت، کمتر مغازه‌ای سالاد تن ماهی دیده بودم و تنوع محصولات در سوپرمارکت آنلاین دیجی کالا همانطور که پیش‌تر گفتم مثل قدم زدن در یک فروشگاه هایپر است.

سوپرمارکت آنلاین دیجی کالا

خاطره بازی همه جا همراه من است و این تجربه خرید اینترنتی هم ترجیح دادم که ادای دینی به دوران کودکی کنم. بیسکوییت مادر سالم و با بیسکوییت‌هایی که هیچ کدام خرد نشده بودند گرفتم و بدین سان نوستالژی بازی را هم ادا کردیم.

سوپرمارکت دیجی کالا

بسته بندی کالاها در کیسه‌های پلاستیکی با مارک دیجی‌کالا فرش است. این کیسه‌ها استحکام مناسب و اندازه قابل قبولی دارند اما شاید بد نباشد که به جای کیسه پلاستیکی، از بسته بندی سازگارتر با محیط زیستی استفاده شود. تا جایی که خاطرم هست دیجی کالا همیشه به بسته‌بندی اهمیتی خاصی داشته و حتی در گذشته فراخوانی هم برای طراحان بسته‌بندی ارائه داده بود. شاید بد نباشد فکری هم برای کیسه‌های پلاستیکی شود و با یک طرح نوآورانه، از پلاستیک کمتری استفاده کنیم.

سوپرمارکت آنلاین دیجی کالا

میوه‌ها از کیفیت بسیار قابل قبولی برخوردار هستند و دستچینی هستند از بهترین میوه‌ها. ما موز، توت فرنگی،کاهو و پیاز خریده بودیم و همگی محصولات تازه و بسته بندی جالبی داشت. البته ناگفته نماند که ظرف پلاستیکی که توت فرنگی‌های ترد و خوشمزه در آن قرار داشت، هنگامی که به دست ما رسید از هم باز شده بود و این موضوع می‌توانست با زدن یک منگنه به راحتی حل شود.

سوپرمارکت آنلاین دیجی کالا

من تجربه خرید از میوه فروشی‌های آنلاین دیگری هم داشتم و می‌توانم به جرات بگویم که کیفیت میوه‌های سوپرمارکت دیجی کالا از مواردی که من تاکنون تجربه داشتم بهتر بود، البته شاید بهتر باشد که در بسته بندی میوه‌ها از این حجم از پلاستیک استفاده نشود.

سوپرمارکت آنلاین دیجی کالا

جمع بندی

خرید آنلاین از سوپرمارکت دیجی‌کالا تجربه‌ای جدید و نو است که حس خوبی به کاربر می‌دهد، چرا که کاربر با استفاده از فناوری صرفاً توسط اپلیکیشن یا سایت، می‌تواند در یک سوپرمارکت بزرگ مجازی هرآنچه نیاز دارد را انتخاب کند و با فاصله زمانی سه ساعت دریافت نماید. به همین شکل دیگر نه خودش را نه درگیر رفتن به فروشگاه و نه حمل خریدهای بزرگ می‌کند.

نکته قابل توجه دیگر، تخفیف‌های اعمال شده روی محصولات است؛ چیزی که شاید در هایپرمارکت‌ها تاحدی وجود داشته باشد اما معمولاً در سوپرمارکت‌های کوچک، خبری از تخفیف روی محصولات نیست.

تجربه خرید ما از سوپرمارکت دیجی‌کالا نشان داد که می‌توان به این برند و بخش محصولات سوپرمارکتی‌اش اعتماد کرد که هم محصولات را در زمان مقرر به دست کاربر برساند و هم محصولات تندمصرفی که تاریخ تنها چند روزه دارند را در ابتدای زمان تولید شدن‌شان به کاربر ارائه دهد. همین اتفاق باعث می‌شود تا صرفاً به شکل آنلاین حتی بتوان شیر، ماست یا تخم‌مرغ را هم سفارش داد؛ اتفاقی که یک دهه پیش و با فراگیری اینترنت در کشور، چندان برای کاربران ملموس نبود.

The post تجربه خرید از سوپرمارکت دیجی کالا چگونه است؟ appeared first on دیجیاتو.

ویژه برنامه ویدیویی دیجیاتو: در روز اول CES چه گذشت؟

با گذشت تنها چند روز از سال میلادی جدید، نمایشگاه پنجاه‌ویک ساله‌ی CES در لاس‌وگاس کار خودش را آغاز کرد. امسال دیجیاتو در کنار پوشش ویژه اخبار، با یک ویژه برنامه ویدیویی در ۴ قسمت همراه شماست؛ برنامه‌ای که با دیدن آن در جریان مهم‌ترین اتفاقات هر روز نمایشگاه CES خواهید بود.

ویژه برنامه ویدیویی روز اول CES، در کنار پرداختن به ماهیت خود نمایشگاه و چرایی برگزاری آن، به اتفاقات مهم ۱۷ دی – هفتم ژانویه نیز می‌پردازد؛ از رویداد خبری شرکت «انویدیا» گرفته تا معرفی مسلسل‌وار لپ‌تاپ‌ها و محصولات گیمینگ. در قسمت اول از این ویژه برنامه ویدیویی برای CES، «مانی قاسمی» سردبیر، «امیر مستکین» دبیر ارشد و «حمید مقدسی» دبیر بخش بررسی دیجیاتو با شما همراه خواهند شد.

The post ویژه برنامه ویدیویی دیجیاتو: در روز اول CES چه گذشت؟ appeared first on دیجیاتو.

گفتگو با تیم دیدئو: ما به هیچ جایی وصل نیستیم

این‌ روزها به نام یوتیوب طلایی معروف شده‌اند و در توییتر و برخی محافل دیگر درباره‌شان حرف‌های گوناگونی زده می‌شود. در دیجیاتو هم مطلبی را راجع‌ به آنها نوشتیم و بازخوردهای متعددی از خوانندگان نسبت به عملکرد آنها دریافت کردیم. می‌خواستم مساله را شفافسازی کنم و وقتی تصمیم گرفتم با بنیانگذاران دیدئو صحبت کنم، تصور می‌کردم که مانند دست‌اندرکاران تلگرام طلایی حاضر به مصاحبه رسمی نباشند. اما اشتباه می‌کردم و با استقبال گرم «محمود کریمیان» روبرو شدم. او از ما دعوت کرد تا به دانشگاه شریف برویم و گپی بزنیم؛ جایی که دیدئو در آن متولد شده و امروز همچنان آنجا کارش را ادامه می‌دهد.

«محمد فرزانه پور» در کنار کریمیان، موسسان دیدئو هستند. محمد فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد کرج است. او در دوره آموزشی خدمت سربازی با محمود آشنا می‌شود و داستان زندگی و دوستی آنها از پادگان وزارت دفاع آبیک قزوین آغاز می‌شود، در سال‌ ۱۳۹۲٫

داستان چگونه آغاز شد؟

دیدئو

یوتیوب بیش از ده سال است که در ایران فیلتر شده و دانشجویان و کاربران از میلیاردها محتوای درون آن بی‌بهره‌ مانده‌اند. این فیلترینگ محتوای آموزشی و سرگرمی عظیمی را از ایرانیان دریغ کرده و این مساله هر دوی آنان را آزار می‌داد. آنها معتقدند که کمتر کسی برای دیدن ویدئو سرگرمی و موزیک وارد یوتیوب می‌شود و مباحث تخصصی، آموزشی و یا برنامه‌های خاص تلویزیونی است که مردم را به سمت این پلتفرم هدایت می‌کند. فرزانه‌پور خودش ویدئوبازی است که ساعات بسیاری را در روز صرف دیدن کلیپ‌ها و ویدئوها می‌کند.

محمود هنوز دانشجوی دانشگاه شریف است و به تازگی ازدواج کرده و با همسرش در خوابگاه‌های متاهلی زندگی می‌کند. او می‌گوید در ابتدا قصد بر این بوده که تنها یک سری کانال خاص یوتیوب را در پلتفرم خودشان جمع کنند؛ کانال‌های مرتبط با حوزه تکنولوژی که اطمینان داشتند محتوایشان مشکلی از لحاظ قانونی ندارد و فقدانش در برابر اهل این حوزه حس می‌شود. این دو دوست تصمیم می‌گیرند که وارد این کار شوند و جایی که برای این کار پیدا می‌کنند، زیرزمین خانه فرزانه‌پور است. جایی که یک سیستم باشد و یک اینترنت پرسرعت. در این دوران فرزانه‌پور شاغل نبوده و محمود هم چند تجربه استارتاپی داشته، ولی هر دو بخاطر هدفشان کارشان را رها می‌کنند: «تا رها نکنی، نمی‌شود در ایده‌هایتان موفق باشید.» این جمله را هر دویشان به من می‌گویند.

دیدئو

اولین حضور دیدئو در نمایشگاه الکامپ

دانشگاه شریف بستری برای تمام دانشجویان در سال ۹۴ فراهم می‌کند و بهانه‌ نبود جا و مکان برای کار کردن را از آنها و دیگر تیم‌های خلاق می‌گیرد؛ یک جای کوچک و نقلی که شاید ظاهر جذابی نداشته باشد ولی میزی و اینترنتی برای تیم‌ها دارد تا بتوانند روی ایده‌هایشان کار کنند. این دو نفر هم در همین مجموعه شروع به کار می‌کنند و ایده‌شان را بال و پر می‌دهند. آن سال، سالی بود که بحث استارتاپ‌ها داغ شده بود و سایت‌های به اشتراک گذاریی ویدیو در حال رشد بودند.

«کاش یوتیوب در دسترس بود»

دیدئو

فرزانه‌پور ادعای شوکه کننده‌ای را با من در میان می‌گذارد و لحن صادقانه‌اش باعث می‌شود که صحبت او حالتی شعاری نداشته باشد: «ما آرزو داریم یوتیوب از فیلترینگ در بیاید و برای همه قابل دسترس باشد.» این تیم باور دارد که دیدئو در آینده راهی را پیش می‌رود که بازگشایی یوتیوب صدمه‌ای به کارکرد آنها نخواهد زد. این صحبتشان مرا یاد تیم پیام‌رسان بله می‌اندازد که الگوی خودش را جدا از تلگرام می‌داند و باور دارد با حضور تلگرام در صحنه هم می‌تواند کارش را ادامه دهد. تیم دیدئو هم همین افق را پیش رویش دارد و نقشه راه آینده خود را طوری کشیده که جدا از یوتیوب باشد.

محمود دعوتنامه‌ای از دانشگاه‌های خارجی و انجمنهای علمی چون ماکس پلانک آلمان و چندجایی هم از آمریکا داشته اما تصمیم گرفته در ایران بماند. او این تصمیم را چندان مرتبط با روحیه ناسیونالیسمی نمی‌داند و باور دارد که باید کار را در اینجا انجام داد: «مگر آنور چه خبر است؟ من اینجا خوشحال بودم و از اینکه داشتم هدفم را به جامعه‌ای که می‌خواستم برسانم. از این بهتر چیزی در ذهنم نبود و تصور کردم باید بمانم.»

دیدئو

فیلترینگ در فیلترینگ

یک سال از تلاش آنها می‌گذرد و به سال ۹۵ می‌رسیم. این تیم هرچه بیشتر وارد به جریان انداختن دیدئو می‌شود، بیشتر متوجه می‌شود وارد چه بازی بزرگی شده است. مشکلاتی پیش می‌آید که غیرقابل پیش‌بینی بوده و تیم هر بار به یک بن بست می‌خورد. در نهایت یک نسخه پایلوت اولیه از دیدئو در محیط دانشگاه برای دانشجویان اجرا می‌شود و بعد از تنها چند روز فعالیت، به فیلترینگ دچار می‌شود. آنها برای ارائه یک سامانه فیلترشده جنگیده بودند و حالا خودشان در چنگال همین فیلترینگ قرار گرفته بودند؛ فیلترینگی که چهار الی پنج ماه به طول انجامید و در مراسم الکامپ و حین غرفه‌داری‌شان صورت گرفته بود!

مقابله آنها با فیلترینگ و روش‌شان در برابر این مسدودسازی با هر تیمی که تاکنون دیدم فرق دارد. آنها باور دارند که باید برای محصولشان جنگید و فرزانه‌پور این کار را به «بال بال زدن» تشبیه می‌کند و از این تشبیه ابایی ندارد. آنها می‌گویند نباید بعد از فیلترینگ و مشکلاتی که بر سر راه کار سبز می‌شود، کار را کنار گذاشت و یا از ایران رفت و گفت: «نمی‌شود. نمی‌گذارند. نتوانستیم.»

دیدئو

آنها بعد از فیلترینگ به هر جایی که توانسته‌اند سر زدند و هر سازمان و شرکتی را که مرتبط با این موضوع می‌دانسته‌اند را شخم زده‌اند تا بلکه بتوانند کاری از پیش ببرند. دقیقا هم در زمانی که به اوج ناامیدی می‌رسند، گره کارشان باز می‌شود و در نهایت آنها در اوایل سال ۹۶ از فیلترینگ رها می‌شوند. فرزانه‌پور این موقعیت را اینطور تشریح می‌کند:

«یکجایی یک نگاهی هست که کار را بفهمد و پشتش باشد. اینطور نیست که هیچ‌جای بدنه دولت توانایی درک کارت را نداشته باشند و نخواهند کمک کنند. اما باید گشت و گشت تا به این نقطه رسید. ما به این نقطه رسیدیم و توانستیم با حرف و صحبت، ایده خودمان را به کرسی بنشانیم. به آنها گفتیم که قصد داریم چه سیستمی راه بیندازیم و میلیاردها محتوای آموزشی و جذابی که مشکلی از نظر اخلاقی و سیاسی ندارد را به دست مردم برسانیم. حرف‌مان را بالاخره فهمیدند و شد. ما ننشستیم و دست روی دست نگذاشتیم، جنگیدیم. فضای کسب‌وکار در کشور مشکل دارد و احتمال به بن بست رسیدن در آن بسیار بیشتر از جاهای دیگر است ولی فرصت‌های زیادی را هم در اینجا داریم که در دنیا نیست و قوانین در برخی مواقع ساده‌تر هستند.»

سانسورهای سرویس دیدئو

دیدئو

او به غربال و خودسانسوری که سیستم‌شان دارد اشاره می‌کند و انتقاداتی که در فضای مجازی به این موضوع شده را می‌پذیرد اما تاکید می‌کند که برای فعالیت این سرویس در ایران چاره‌ای جز این فیلترینگ هوشمند توسط هوش مصنوعی نبوده است: «به شما اگر روی آنتن زنده، یک برنامه بدهند، می‌دانید باید چه چیزهایی را رعایت کنید و نکنید. ما هم یک سری موارد را خودمان می‌دانستیم و بسیاری از آنها هم توسط کاربران به ما گوشزد داده می‌شود.»

دیدئو

فرزانه‌پور گله مند است که چرا همچون آمریکا و اروپا، در ایران سلبریتی حوزه تکنولوژی را ارج نمی‌دهیم. او می‌گوید مگر شکوری مقدم (آپارات) و دانشور (تخفیفان) و میرآرمندهی (کافه بازار) و چند تن دیگر کم کسانی هستند که آنها را تبدیل به سلبریتی نمی‌کنیم؟ او باور دارد سلبریتی‌ها می‌توانند روی کل فعالان اکوسیستم تاثیر مثبتی بگذارند.

هوش مصنوعی که این تیم از آن دم می‌زند تماما توسط خودشان نوشته شده و کریمیان آن را یک مدل پیشرفته می‌داند که به مرور بیشتر و بیشتر یاد می‌گیرد. به گفته او این هوش مصنوعی به یک سری صوت و تصاویر و حتی متن‌های نوشتاری زیر پست‌ها حساس بوده و از نشان دادن محتوایی که با قوانین حاکم بر کشور مغایرت داشته باشد خودش را منع می‌کند: «در برخی موارد هم اگر اشتباهی صورت گرفته باشد، خود کاربران به ما گزارش می‌دهند و آن را رفع می‌کنیم. ما گفتیم دوست داریم یوتیوب به طور کامل در ایران باز باشد، ولی حالا که نیست؛ نباید از تمام این منبع ارزشمند خود را محروم کنیم.»

به گفته کریمیان ۱۵ هزار نفر در دنیا روی نظارت محتوای فیس‌بوک کار می‌کنند و تیم دیدئو هم با همین نگاه تصمیم گرفته‌ که هوشمند سازی ماشین‌شان را با کمک مردم انجام دهند.

تکنولوژی را دوباره نوشتیم

دیدئو

تیم دیدئو ترجیح می‌دهند روش کارشان را توضیح ندهند ولی به من می‌گویند بابت محدودیت مالی و بودجه‌شان، مساله را جوری حل کرده‌اند که هزینه‌اش به مراتب بسیار کمتر از چیزی هست که عموم مردم تصور آن را دارند: «ما نیاز به سرورها و پهنای باند عجیب و غریب و بزرگ نداریم و تک تک المان‌هایی همچون CDN را خودمان از نو نوشتیم و طراحی کردیم. مساله را با چهار سال آزمون و خطا حل کردیم و روش‌هایی که برخی مردم در فضای مجازی از آن دم می‌زنند، درست نیست.»

تیم دیدئو آدم‌های فنی هستند که هنوز تمرکز درستی روی مارکتینگ و روابط عمومی ندارند ولی قصد دارند که راهشان را جدی‌تر ادامه دهند و سرویس‌شان را هر روز بهتر از دیروز بسازند. آنها از این مورد آگاهی دارند که هر لحظه ممکن است یوتیوب موارد امنیتی جدیدی را لحاظ کند و کارشان را به وقفه بیندازد ولی باور دارند که این چالش‌ها لذت راه‌اندازی کسب‌وکارشان است.

فتوسنتز به جای صرف نهار

دیدئو

تیم دو نفره دیدئو هر چه پول داشتند را خرج محصولشان کردند و جز ۲۵ میلیون تومانی که دانشگاه شریف به آنها کمک کرده، باقی هزینه‌ها را از جیب گذاشتند و سختی‌های زیادی کشیدند. به شوخی می‌گویند که گاهی از نان شب‌شان زدند و فتوسنتز کردند تا سیر شوند. رقمی نزدیک به ۴۰۰ میلیون تومان تاکنون هزینه دیدئو شده و تاکنون نه سرمایه‌گذاری بزرگی جذب کرده و نه آنچنان درآمدزایی داشته است. آنها پولی برای تبلیغ هم نداشتند و تا کنون کار مارکتینگی انجام نداده‌اند. فرزانه‌پور کارشان را هنرشان می‌داند و می‌گوید قصد دارند تا انتهای کار هم خودشان پیش بروند و به هیچ جایی وابستگی مالی و هر گونه وابستگی دیگری پیدا نکنند. آنها می‌گویند برخی شرکت‌ها به سراغ آنها آمدند ولی دیدئو قصد ندارد سرمایه‌گذار جذب کند. فرزانه‌پور می‌گوید:

«ما الان نیازی به پول نداریم چون با پول مشکلات تکنیکی ما حل نمی‌شود. دغدغه‌های ما در حال حاضر پیرامون دانش و مسائل فنی است. پول بگیریم که چه بشود؟ نیرو استخدام کنیم؟ کسی نبود که بتوانیم مشکلاتمان را با او حل کنیم و تیم ده نفره کنونی دیدئو گلچین شده نوابغی هست که در طول این چهار سال برگزیده شده‌اند.»

دیدئو

آینده راهی سخت

آنها از شنیدن اسم یوتیوب طلایی روی سرویس‌شان چندان راضی نیستند و آن را بسیار عجیب می‌دانند چرا که باور دارند محصول آنها یک دغدغه بزرگ را تا حد امکان قوانین دولتی رفع کرده و جایگزین راه حلی شده که علی رغم تلاش‌های بسیار دولت، حل و فصل نشده است: «مذاکراتی با یوتیوب انجام شد و به سرانجام نرسید. حالا چون به سرانجام نرسید، بیایید بگوییم نشد و دست روی دست بگذاریم؟ این از نظر ما درست نیست.» محمودیان بیشتر توضیح می‌دهد: «ما اطلاعات خاصی نداریم که نهادهای دولتی سراغ ما بیایند و از ما چیزی بخواهند. خودمان هم در ارائه ویدئوها توسط هوش مصنوعی و خود کاربران مشغول رعایت کردن قوانین هستیم. چرا باید به جایی وابسته شویم؟»

دیدئو

دیدئو می‌خواهد چیزی بیشتر از یک موتور جستجوی ویدئو باشد. این سرویس در حال حاضر دو سایت یوتیوب و آپارات را کاوش می‌کند ولی به زودی آرشیو نماشا و تماشا و Vimeo نیز به آن اضافه می‌شود.

اخباری که این روزها درباره یوتیوب طلایی شنیده می‌شود، باعث شده که کاربران آنها دو برابر شود و راه جدیدی پیش رویشان باز شده؛ راهی که به گفته خودشان به زودی با اخبار جدیدی از دیدئو همراه خواهد بود. آنها قرار است چند ماه بعد تبدیل به یک شرکت دانش بنیان شوند و می‌گویند و همزمان با این موضوع، تحولات بزرگی در سیستم آنها هم رخ خواهد داد که یکی از آنها ارائه اپلیکیشن سرویس‌شان است. آنها کارشان را به نفع سرویس‌های استریمینگ فعلی می‌دانند و باور دارند که می‌توانند به بیشتر دیده شدن آنها کمک کنند. راه خود را سخت می‌دانند و باور دارند که این راه سخت‌تر هم خواهد شد ولی امید دارند و معتقدند که با دانش می‌توانند راهشان را پیش ببرند.

The post گفتگو با تیم دیدئو: ما به هیچ جایی وصل نیستیم appeared first on دیجیاتو.