بی‌خوابی باعث منفی‌نگری می‌شود

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری به نقل از مدگجت، محققان دوره دکتری “مؤسسه کارولینسکا”(Karolinska Institutet) در سوئد با انجام یک تحقیق و بررسی یک رویکرد نورولوژیکی مشکلات ناشی از کمبود خواب را بررسی کرده‌اند.

این محققان از تکنیک‌های “ام‌آرآی”(MRI) و “پت اسکن”( PET) رفتارهای احساسی ۱۱۷ نفر از قبیل پرخاشگری، همدلی و تقلید از دیگران را مورد ارزیابی قرار داده‌اند.

نتایج این تحقیقات نشان داد که بی‌خوابی نه تنها منجر به بروز خستگی و ناتوانی و عدم تمرکز می‌شود، بلکه باعث می‌شود که ما به همه چیز نگرشی منفی پیدا کنیم.

البته این مطالعه نشان می‌دهد که توانایی همدردی با بی‌خوابی تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد.

ولی بقیه رفتارهای انسانی ممکن است دچار تغییرات شود.

نتایج این مطالعات به ما کمک می‌کند که مشکلات مزمن خواب، بی‌خوابی و خستگی را بهتر درک کنیم.

تاکنون مطالعات متعدد نشان داده‌اند که خواب می‌تواند نقش مهمی در افسردگی، خشونت و باقی شرایط روحی داشته باشد.

پس می‌توان نتیجه گرفت درک بهتر وضعیت مساعد خواب به جلوگیری از بروز این مشکلات منجر می‌شود.

همچنین محققان دریافتند که افرادی که حساسیت فصلی دارند، در زمان گرده افشانی گل‌ها و غیر از آن در خواب خود دچار اختلال می‌شوند.

تاثیر فوق العاده خواب در کاهش وزن

این خبر بی‌خوابی باعث منفی‌نگری می‌شود اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

علت افسردگی بعداز رابطه جنسی را بشناسید / برای این احساس ناخوشایند چه باید کرد؟

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، بعضی زن‌ها بعد از رابطه‌جنسی به جای اینکه احساس خوبی داشته باشند، احساس افسردگی می‌کنند. افسردگی فقط خاص زن‌ها نیست و مرد‌ها نیز چنین چیزی را تجربه می‌کنند.

چرا بعد از رابطه جنسی احساس افسردگی می‌کنم؟

در مطالعه‌ جدید که توسط محققان دانشگاه کوئینزلند استرالیا روی مردهای استرالیایی صورت گرفت، ۴۱ درصد از افراد شرکت‌کننده، طی چهار هفته پیش از انجام مطالعه و بررسی، افسردگی پس از رابطه جنسی را تجربه کرده بودند.

۴ درصد آنها گفتند که همیشه بعد از رابطه جنسی احساس افسردگی می‌کنند. برخی از احساساتی که این مردها گزارش کردند احساس بی‌انگیزه بودن و پوچی بود. بیشتر آنها چنین گفتند: «دوست ندارم کسی لمسم کند و دلم می‌خواهد تنها باشم»، «احساس نارضایتی، آزردگی و بی‌قراری می‌کنم»، «فقط دلم می‌خواهد تنها باشم و هیچ کاری نکنم»

این جملات برای شما هم آشنا هستند؟ با یک روانشناس بالینی و سکسولوژیست در این مورد صحبت کردیم و هر چیزی را که لازم است در مورد افسردگی بعد از رابطه جنسی بدانید از زبان او برای‌تان می‌گوییم.

افسردگی بعد از رابطه جنسی دقیقا چیست؟

احتمالا انتظار ما این است که بعد از رابطه جنسی احساس سرحال بودن و انرژی بیشتر داشته باشیم. اما عده‌ای از افراد، عکس این احساس را دارند، یعنی بعد از رابطه جنسی، آشفته، بدخلق، مضطرب، افسرده و یا اندوهگین می‌شوند. این اتفاق هیچ ارتباطی با احساس خیالی درمورد کیفیت رضایت از رابطه جنسی ندارد.

هیجانات فرد به روش منفی و بدی در او جاری می‌شوند و او تعجب می‌کند چرا بعد از رابطه جنسی اینقدر حس بدی دارد، و نمی‌تواند علتی برای این احساسش پیدا کند.

علا‌ئم افسردگی بعد از رابطه جنسی چیست؟

علائم اولیه شامل احساس افسردگی می‌شود؛ یک واکنش هیجانی منفی که به دنبال ارگاسم ایجاد شده و هیچ دلیل خاصی نمی‌توان برای این حس بد و ناخوشایند پیدا کرد. ممکن است این حس تا چند روز بعد از رابطه جنسی نیز ادامه داشته باشد.

علت افسردگی بعد از رابطه جنسی چیست؟

هرچند طبق تحقیقات به نظر می‌‌رسد بیشتر زنها دچار افسردگی بعد از رابطه جنسی می‌شوند، اما واقعیت این است که مردها نیز دچار چنین حالتی می‌شوند. دلایل واقعی هنوز شناخته شده نیستند. اما به نظر می‌رسد فرارسان‌های عصبی در ناحیه‌ای از مغز که مسئول تاثیر احساس خوب است، آن‌طوری که انتظار می‌‌رود، عملکرد طبیعی ندارند. سابقه‌ مورد تجاوز قرار گرفتن در دوران کودکی ممکن است در برانگیختن این احساسات منفی  نقش داشته باشند و خاطرات بد گذشته را یادآوری کنند.

به گفته‌ی سرپرست تحقیقات اگر قرار باشد چیزهایی را که در مورد افسردگی پس از رابطه جنسی در زنان می‌دانیم ملاک قرار دهیم، باید یک مدل زیستی – روانی – اجتماعی را فرض کنیم، چون طیفی از فاکتورها این میان وجود دارند که شامل زمینه‌ ژنتیکی، فاکتورهای هورمونی احتمالی و پتانسیل آنها و فاکتورهای روانی – اجتماعی می‌شوند که ما هنوز آنها را نمی‌شناسیم.

آیا این احساس ارتباطی با زندگی جنسی یا شریک جنسی‌تان دارد؟

به نظر نمی‌رسد چنین ارتباطی وجود داشته باشد اما گاهی مسئله، پیچیده‌تر از این حرفهاست. این واقعیت که شما بعد از رابطه جنسی احساس افسردگی و اندوه می‌کنید نمی‌تواند ارتباط مستقیمی با احساس شما نسبت به شریک جنسی‌تان داشته باشد، مگر اینکه بتوانید دلایل خاصی را مرتبط با شریک جنسی‌تان پیدا کنید که در آن زمان باعث احساس ناراحتی شما شده باشد.

احساس ناخوشایند بعد از ارضای جنسی، فراتر از صرفا ناامیدی و دردناک‌تر از احساس خجالت و شرمندگی است. این مشکل یک بیماریست که نیاز به مداخلات درمانی دارد.

برای این احساس ناخوشایندم چه می‌توانم بکنم؟

این مشکلی نیست که اگر کاری نکنید، خود به خود و به مرور زمان برطرف شود. نادیده گرفتن علائم حتی می‌تواند مشکل را بدتر نیز بکند، زیرا منجر به اضطراب پیش از دخول و نگرانی بابت هیجانات احتمالی بعد از آن خواهد شد.

به یک متخصص سلامت جنسی مراجعه کنید تا اگر نیاز به دارو داشتید بتواند برای اختلال خلقی‌تان دارو تجویز کند. همچنین مهم است که در کنار دارو درمانی، تحت مشاوره هم قرار بگیرید زیرا خود دارو می‌تواند عوارض جانبی داشته باشد که عمل مقاربت‌تان را با مشکل روبرو کند. /مثبت زندگی

چگونه هیجانات منفی را کنترل کنیم؟

این خبر علت افسردگی بعداز رابطه جنسی را بشناسید / برای این احساس ناخوشایند چه باید کرد؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

انتقاد وزارت‌بهداشت به خاطر پخش ویدئوی زنی که ۲۷ بار بابت کتک خوردن درخواست طلاق داده است

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، علی اسدی معاون دفتر سلامت روان، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، در نشست خبری که به مناسبت هفته سلامت مردان در وزارت بهداشت برگزار شد، گفت: بر اساس آخرین پیمایش‌های ملی که در سال ۹۰ انجام شده، آمار شیوع اختلالات روان پزشکی در کشور در بین گروه سنی ۱۵ تا ۶۴ سال، ۲۳.۶ درصد است. باید توجه کرد که پیمایش ملی سلامت روان مجدداً هم برای سال ۹۸ در دستور کار قرار گرفته که با کمک مرکز تحقیقات سلامت مراحل اجرایش را طی می‌کنیم.

وی افزود: از این اختلالات روان پزشکی، ۱۲.۷ درصدش اختصاصاً اختلال افسردگی و ۱۵.۶ درصدش اختلال اضطراب است. همچنین شایع‌ترین بیماری در کشور اختلالات روان پزشکی است و شایع‌ترین اختلال روان پزشکی نیز افسردگی اعلام شده است.

وی با بیان اینکه به طور معمول اختلالاتی مانند اضطراب و افسردگی در زنان بیش از مردان است، گفت: آمار اختلالات روانی در زنان بیشتر از مردان است، اما میزان مرگ ناشی از بیماری‌های روانی در مردان بیشتر است. باید توجه کرد که روند اختلالات روان پزشکی به ویژه افسردگی در دنیا رو به گسترش است؛ بطوریکه از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵ افسردگی در دنیا بیش از ۱۸ درصد رشد داشته و در سال ۲۰۱۸، ۴۰۰ میلیون نفر در دنیا مبتلا به افسردگی بوده‌اند. بیماری افسردگی یکی از بیماری‌های ناتوان کننده است، زیرا افراد نسبت به آن شناخت ندارند.

افسردگی با شبکه‌های اجتماعی در دختران دوبرابر پسران است

اسدی تاکید کرد: متأسفانه در زمینه اختلالات روان پزشکی باورهای غلطی وجود دارد که مانع از مراجعه افراد به مراکز درمانی می‌شود. یکی از مشکلات‌مان در این حوزه این است که این اختلالات با انگ اجتماعی همراه هستند. بنابراین یکی از مهم‌ترین اقدامات رسانه‌ها این است که انگ اجتماعی را با ارائه مطالب درست از این بیماری‌ها بردارند. این در حالیست که متأسفانه باید بگویم صدا و سیما به عنوان رسانه ملی در این زمینه نه تنها اقدام خاصی انجام نمی‌دهد بلکه شاهدیم که چند روز پیش خانمی را به عنوان الگوی صبر نشان می‌دهد که به دلیل کتک کاری همسرش، ۲۷ بار تقاضای طلاق کرده اما نتوانسته طلاقش را بگیرد و به زندگی ادامه داده است و این درحالیست که مشخص نیست آن مرد از چه اختلال روان پزشکی رنج می‌برد.

اسدی تاکید کرد: در حوزه سلامت روان و اعتیاد خدماتی را به طور منسجم نداشتیم، اما طی این سال‌ها و با اجرای طرح تحول نظام سلامت این خدمات به سیستم شبکه اضافه شدند و در حال حاضر در مراکز جامع سلامت و پایگاه‌های بهداشتی به طور رایگان به افراد ارائه می‌شود. /ایسنا

این خوراکی‌ها شما را افسردگی می‌کنند

این خبر انتقاد وزارت‌بهداشت به خاطر پخش ویدئوی زنی که ۲۷ بار بابت کتک خوردن درخواست طلاق داده است اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

این خوراکی‌ها شما را افسردگی می‌کنند

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، مصرف برخی خوراکی ها در تشدید حس ناامیدی و افسردگی نقش دارند. درواقع این خوراکی ها می توانند به پیشرفت حس افسردگی در فرد منجر شوند.

خوراکی های فست فودی و یخ زده و نیمه آماده نقشی پررنگ در بروز افسردگی شما ایفا می کنند. سعی کنید به جای مصرف مداوم این نوع غذاها، از خوراکی های تازه و خانگی استفاده کنید.

مصرف مغزهای آجیلی و ویتامین ها نقشی پررنگ در بروز سلامتی و شادی شما دارند سعی کنید به جای شیرینی های قنادی ها و ترکیباتی که با قند مصنوعی تهیه شده اند، بیشتر به سراغ شیرینی و میوه جات طبیعی بروید و از این نوع خوراکی ها استفاده کنید.

سبزی هایی که آب زیادی دارند، مثل کاهو، هندوانه و … نیز نقشی مهم در کاهش حس افسردگی ایفا می کنند. سعی کنید مصرف چربی های ناسالم را کاهش داده و بیشتر روغن زیتون، روغن کنجد و سایر روغنهای طبیعی را مصرف کنید.

کمبود پروتئین یکی از عواملی است که در بروز افسردگی نقش دارد بنابراین سعی کنید میزان پروتئین مصرفی خود را افزایش دهید تا بدن و روانی سالم تر داشته باشید.

کاهش شدید قند خون و خوراکی های محرک نیز در بروز اضطراب و افسردگی نقش دارند بنابراین سعی کنید به این موارد نیز توجه کنید و در طول روز ساعات زیادی را گرسنه و ضعیف نمانید.

مصرف منظم آب و آبمیوه های طبیعی نیز به کنترل و کاهش افسردگی کمک می کند. این موضوع در بلند مدت به کاهش وزن و تناسب اندام فرد نیز منجر می شود. /انتخاب

اگر دچار سرماخوردگی هستید این خوراکی ها را مصرف نکنید

این خبر این خوراکی‌ها شما را افسردگی می‌کنند اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

افسردگی با شبکه‌های اجتماعی در دختران دوبرابر پسران است

به گزارش بخش فناوری سایت خبرهای فوری، به گفته محققان، شبکه‌های اجتماعی ابزار خوبی برای نوجوانان در بحث یادگیری و ارتباط با دوستان محسوب شده، اما استفاده بیش‌ازحد از اسنپ چت و اینستاگرام می‌تواند منفی باشد.

تحقیق منتشرشده در مجله EclinicalMedicine نشان می‌دهد میان استفاده از شبکه‌های اجتماعی و نشانه‌های افسردگی در افراد ۱۴ سال نشان می‌دهد که دختران دو برابر پسران دچار این حس می‌شوند.

«یی وونی کلی» نویسنده این تحقیق و استاد اپیدمولوژی و بهداشت عمومی در دانشگاه یو سی ال لندن می‌گوید این تفاوت هشداردهنده است.

کاربران نوجوانی که بیش از ۵ ساعت سرگرم شبکه‌های اجتماعی بودند در دختران ۵۰ درصد بیشتر از پسران نشانه‌های افسردگی دیده شد. این گروه با گروهی که ۱ تا ۳ ساعت در روز مشغول شبکه‌های اجتماعی بودند، مورد مقایسه قرار داده شدند.

جامعه آماری بررسی‌شده شامل ۱۰۹۰۴ نوجوان ۱۴ ساله انگلیسی بودند که رتبه‌بندی شده و میزان افسردگی میان پسران و دختران بررسی شد.

نکته جالب اینکه ۴۳.۱ درصد از دختران بیش از ۳ ساعت در شبکه‌های اجتماعی بودند که این رقم در میان پسران ۲۱.۹ درصد بود. درواقع رابطه میان میزان استفاده بیشتر از شبکه‌های اجتماعی و افسردگی بیشتر به‌عنوان نتیجه از یک‌سو و افسردگی بیشتر در دختران نسبت به پسران، سوی دیگر این تحقیق بود که به دست آمد.

دو مورد کم‌خوابی و اذیت سایبری نیز در این تحقیق موردبررسی قرار گرفت. دختران از اسنپ چت و اینستاگرام بیشتر استفاده می‌کنند.

در پایان محققان توصیه می‌کنند که ایجاد بالانس میان استفاده از شبکه‌های اجتماعی می‌تواند موجب تعادل در زندگی نیز شود.

سرقت حساب های توییتر توسط هکرهای داعش برای تبلیغات

این خبر افسردگی با شبکه‌های اجتماعی در دختران دوبرابر پسران است اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

نمی‌توانید از رختخواب بیرون بیایید؟ شاید دچار دیسانیا هستید

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، باید با حقیقت روبرو شد، زمستان شروع شده و این یعنی برای هفته‌ها، ما ناچاریم وقتی بیرون هنوز هوا تاریک است از خواب بیدار شویم.

اما اگر این موضوع خیلی جدی‌تر از این باشد که فقط نتوانید از رختخواب بیرون بیایید، چطور؟ برای این حالت واژه‌ای هست: ممکن است دچار دیسانیا باشید.

دکتر مارک سالتر، روانپزشک رویال کالج می‌گوید: “دیسانیا واژه‌ای بسیار کم‌کاربرد برای حالت “دلم نمی‌خواهد صبح‌ها از رختخواب بیرون بیایم” است. این رفتار گاهی در افرادی که مبتلا به افسردگی شدید هستند دیده می‌شود”.

دیسانیا، که هنوز از لحاظ پزشکی به رسمیت شناخته نشده است، فقط احساس خواب‌آلودگی بیش از حد معمول نیست، نوعی ناتوانی مداوم در ترک رختخواب است. افراد مبتلا بنا بر ادعای خودشان می‌توانند برای چندین روز در رختخواب بمانند و از تصور بیرون آمدن از رختخواب دچار اضطراب شوند. آنها هم‌چنین وقتی از رختخواب بیرون می‌آیند “میل شدیدی” دارند که دوباره به رختخواب بازگردند.

بسیار مهم است که بدانید شما ممکن نیست فقط دچار دیسانیا باشید. معمولاً این حالت نشانه‌ای از وضعیت نهفته‌تری مثل بیماری‌ افسردگی یا خستگی مزمن است.

برای آنکه بدانیم کسی مبتلا به دیسانیا است یا کلینومانیا، که اصطلاح دیگری در این زمینه است و اشاره به میل شدید تمام روز ماندن در رختخواب دارد، دکتر سالتر ابتدا تلاش می‌کند تا تشخیص دهد آیا مشکل و عارضه‌ای جسمانی در این میان وجود دارد یا نه.

او از بیمار دربارهٔ نشانه‌ها و عوارض دیگر سوآل می‌کند و بنا بر نظر دکتر سالتر، این پرسش‌ها باعث می‌شود که افسردگی تشخیص داده شود که اثرات گسترده و متعددی بر بدن دارد.

دکتر سالتر می‌گوید:” اختلال خواب، بی‌حالی و صبح زود از خواب برخاستن نشانه‌های جسمی افسردگی هستند. بی‌حالی و صبح زود برخاستن وقتی با هم ترکیب شوند، گاهی خودش به تنهایی دلیل کافی برای ناتوانی کامل در از جا بلند شدن است”.

“برای مثال، افراد مبتلا به افسردگی شدید، نمی‌توانند دست خود را بلند کنند و لیوانی آب بنوشند”.

اگر نشانه‌های دیگری وجودنداشته باشد، ممکن است فقط صبح‌ها بلند شدن از رختخواب برای افراد سخت باشد. این حالت نیازی به گفتن نیست که نمی‌تواند دیسانیا تلقی شود.

اگرمطمئن نیستید که بی‌حالی شما ممکن است عارضه‌ای جدی و غیرطبیعی باشد، تلاش کنید با تغییرعادت‌هاتان کمی بیشتر بخوابید.

اول از همه تلاش کنید نظمی به مقدار خواب خود بدهید. بیشتر بزرگسالان به ۶ تا ۹ ساعت خواب نیاز دارند، ببینید چه ساعتی باید از خواب بیدار شوید و تلاش کنید به‌موقع به رختخواب بروید ووقت‌خواب منظمی داشته باشید. استراحت و آرامش کلید کار است، باید قبل از خواب خود را آرام کنید، چه با حمامی آرامش‌بخش چه با نرمش‌های ملایمی مثل حرکات کششی یوگا.

اگر بعد از همهٔ این کارها، هنوز هم احساس ناتوانی در بیرون آمدن از رختخواب هر روز صبح شما را مضطرب و پر‌تنش می‌کند بهتر است با پزشک خود مشورت کنید. ممکن است فکر کنید تنبل هستید اما بدون آزمایش دقیق هیچ‌وقت نمی‌توانید از این موضوع اطمینان حاصل کنید.

شب یلدا در فضا چه اتفاقی می‌افتد؟

این خبر نمی‌توانید از رختخواب بیرون بیایید؟ شاید دچار دیسانیا هستید اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

انواع افسردگی؛ ۹ نوع افسردگی، علائم و درمان آنها

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، همه‌ی ما گاهی دل‌مان می‌گیرد؛ اما افسردگی فرق می‌کند. افسردگی نوعی اختلال خُلقیِ جدی همراه با علائمی شدید است که روی احساسات، افکار و زندگی روزانه‌مان اثر می‌گذارند. این علائم ضمن برانگیختن احساس مداوم غم، ما را نسبت به فعالیت‌هایی که پیش‌تر برای‌مان لذت‌بخش بودند، بی‌‌‌میل می‌کنند . افسردگی در قالب انواعی گوناگون، ازجمله افسردگی ماژور، افسردگی آتیپیک و دیستایمیا بروز می‌کند. درادامه درباره‌ی هریک از انواع افسردگی بیشتر توضیح خواهیم داد.

افسردگی به انواع تغییرات روانی و جسمی مانند افزایش وزن یا کاهش وزن، بی خوابی و درد مزمن می‌انجامد. مبتلایان به افسردگی در مدیریت امور روزمره‌ی زندگی‌شان مشکل پیدا می‌کنند و نسبت به هر چیزی حتی رابطه‌ی جنسی بی‌میل می‌شوند. افسردگی همچنین با احساس عمیق گناه و ناامیدی همراه است. شدت علائم نیز ممکن است از خفیف تا شدید متغیر باشد. برخی افراد فقط هرازچندگاهی علائم افسردگی به سراغ‌شان می‌آید؛ اما برخی‌ دیگر پیوسته به این وضعیت دچارند و گویی غم‌وغصه‌شان پایانی ندارد.

با همه‌ی اینها، افسردگی بیماری درمان‌پذیری است و می‌توانید امیدوار باشید که با مصرف دارو و مشاوره درمانی به زندگی عادی بازگردید. برای درمان افسردگی باید به روان‌پزشک یا روان‌شناس مراجعه کنید تا نخست نوع افسردگی‌تان شناسایی شود و سپس بسته به نوع و شدت علائم‌، شاید به دارو درمانی، مشاوره درمانی یا ترکیب هر دو نیاز داشته باشید.

اگر مایلید که درباره‌ی انواع افسردگی بیشتر بدانید، اطلاعات زیر به دردتان می‌خورد. اما باز هم تأکید می‌کنیم که تشخیص نوع افسردگی نیازمند مراجعه به پزشک است و مصرف خودسرانه‌ی داروهای ضدافسردگی به‌هیچ‌وجه توصیه نمی‌شود.

علائم و راه‌های درمان سینوزیت

۱. افسردگی ماژور

افسردگی ماژور شایع‌ترین نوع افسردگی است. علائم افسردگی ماژور عبارت‌اند از:

احساس شدید غم، ناامیدی و بی‌لذتی (ناتوانی در لذت‌بردن از فعالیت‌هایی که عموما لذت‌بخش‌اند)؛
کمبود انرژی؛
تحریک‌پذیری؛
عدم تمرکز؛
تغییر عادات خواب و تغذیه؛
احساس گناه؛
افکار مرگ یا خودکشی.
برای تشخیص افسردگی ماژور، علائم مزبور باید بیش از دو هفته طول بکشند. در برخی موارد، شاید اپیزود افسردگی ماژور فقط یک بار برای فرد اتفاق بیفتد (اپیزود در اصطلاح پزشکی به‌معنای رویداد مهمی است که در جریان و در ارتباط با مجموعه‌ رویدادهای بزرگ‌تری اتفاق می‌افتد)؛ اما درکل، این نوع افسردگی اغلب در طول زندگی فرد تکرار می‌شود. به‌گفته‌ی دکتر هالاریس، به‌طور معمول، بهترین راه درمان افسردگی ماژور، مصرف داروهای ضدافسردگی است و صحبت درمانی هم می‌تواند مؤثر باشد. خبر خوب اینکه درصد زیادی از مبتلایان به افسردگی ماژور به درمان واکنش مثبت نشان می‌دهند.

۲. دیستایمیا

دیستایمیا یا اختلال افسردگی مداوم نوعی افسردگی بلندمدت است که البته به‌شدتِ افسردگی ماژور نیست. این نوع افسردگی موجب بروز دوره‌های بلندمدتِ اُفت خُلقی می‌شود و شاید حتی یک سال یا بیشتر هم طول بکشد. به‌گفته‌ی دکتر هالاریس، «فرد مبتلا می‌تواند عملکرد کافی داشته باشد، اما نه بهینه.» علائم دیستایمیا عبارت‌اند از:

احساس غم؛
مشکل در تمرکز؛
خستگی؛
تغییر عادات خواب و اشتها.
این نوع افسردگی معمولا به صحبت درمانی بهتر از دارو درمانی جواب می‌دهد. البته برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که ترکیب صحبت درمانی با دارو درمانی می‌تواند بهبود چشمگیری ایجاد کند. همچنین گفتنی است که مبتلایان به دیستایمیا مستعدِ ابتلا به اپیزودهای افسردگی ماژور یا بالینی نیز هستند.

۳. افسردگی پس از زایمان

افسردگی پس از زایمان، یکی از انواع افسردگی شایع در میان مادران است. بسیاری از زنان پس از زایمان احساس غم و ناراحتی می‌کنند؛ اما این حالت در برخی‌ تازه‌‌مادران به‌قدری جدی است که به‌عنوان افسردگی شناخته ‌می‌شود. علائم افسردگی پس از زایمان عبارت‌اند از:

احساس شدید غم و اضطراب؛
احساس خستگی زیاد؛
احساس تنهایی؛
ناامیدی؛
افکار خودکشی؛
ترس از آسیب‌رساندن به کودک؛
احساس شکست در برقراری ارتباط با کودک.
این نوع افسردگی شاید چند هفته تا چند ماه پس از زایمان بروز کند. به‌گفته‌ی دکتر هالاریس، «این نوع افسردگی در همان یک سالِ پس از زایمان اتفاق می‌افتد و به مراقبت پزشکی فوری و حرفه‌ای نیاز دارد» که آن هم احتمالا ترکیبی از دارو درمانی و صحبت‌ درمانی خواهد بود.

۴. اختلال عاطفی فصلی

آیا زمستان‌ها دل‌تان خواب زمستانی می‌خواهد و هیچ علاقه‌ای به تجربه‌ی روزهای سرد زمستان ندارید؟ آیا زمستان‌ها چاق و دل‌مرده می‌شوید و انزوا را ترجیح می‌دهید؟ پس شاید جزو آن‌دسته افرادی باشید که اختلال عاطفی فصلی دارند. مبتلایان به این نوع افسردگی معمولا در زمستان‌ها حالت افسردگی پیدا می‌کنند و به علائمی ازجمله اضطراب، افزایش تحریک‌پذیری، خستگی در طول روز و افزایش وزن دچار می‌شوند.

این نوع افسردگی معمولا زمستان‌ها بروز می‌کند و علت آن هم بیشتر به کمبود آفتاب و نور طبیعی برمی‌گردد. به‌گفته‌ی دکتر هالاریس، «هنوز معلوم نیست که چرا برخی افراد به کاهش نور حساس‌ترند. اما علائم این نوع افسردگی معمولا خفیف‌اند و البته در مواردی هم ممکن است شدید باشند.» افسردگی‌ فصلی اغلب در اوایل زمستان آغاز می‌شود و هنگام بهار رو به بهبودی می‌رود. این نوع افسردگی خوشبختانه با نور درمانی یا درمان با نورهای مصنوعی درمان‌پذیر است.

بهترین راه درمان فوری و سریع کبد چرب !

۵. افسردگی آتیپیک

افسردگی آتیپیک یا غیرمعمول برخلاف نامش غیرمعمول نیست؛ بلکه اتفاقا یکی از انواع افسردگی بسیار شایع است؛ اما به‌باورِ برخی کارشناسان، کمتر از شیوع واقعی آن مورد تشخیص و درمان قرار می‌گیرد. به‌گفته‌ی دکتر هالاریس، «این نوع افسردگی به‌اندازه‌ی افسردگی ماژور شناخته‌شده نیست.» ازجمله شایع‌ترین علائم افسردگی آتیپیک می‌توان به احساس سنگینی در دست‌ها و پاها اشاره کرد؛ احساسی مانند فلجی. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که برای تشخیص این نوع افسردگی علائمی همچون خوابِ بیش‌ازحد و اختلال پرخوری، از مهم‌ترین علائم هشداردهنده به‌‌شمار می‌روند.

مبتلایان به این نوع افسردگی شاید افزایش وزن و تحریک‌پذیری هم پیدا کنند و در روابط‌شان دچار مشکل شوند. سایر علائم افسردگی آتیپیک عبارت‌اند از اُفت واکنش‌های خُلقی (ناتوانی در بهره‌مندی از حالِ خوب به‌هنگام رویدادهای مثبت) و حساسیت شدید نسبت به عدم‌ پذیرش بین‌فردی طبق الگویی بلندمدت. برخی پژوهش‌ها هم حکایت از آن دارند که صحبت درمانی در درمان این نوع افسردگی تأثیر زیادی دارد.

۶. افسردگی سایکوتیک

سایکوسیس یا روان‌پریشی وضعیتی روانی است که موجب بروز افکار یا رفتار درهم‌وبرهم، باورهای نادرست (هذیان) و دیدن یا شنیدن چیزهای غیرواقعی (توهم) می‌شود. روان‌پریشی معمولا با افسردگی ارتباطی ندارد؛ اما پژوهش‌ها گواه آن است که اپیزودهای بسیار شدید در برخی مبتلایان به افسردگی، به بروز علائم روان پریشی منجر می‌شوند.

به‌گفته‌ی دکتر هالاریس، «مبتلایان به افسردگی سایکوتیک یا روان‌پریش‌گونه، حالت کاتاتونیک (حالتی از بهت و ناپاسخ‌گویی) پیدا می‌کنند؛ حرف نمی‌زنند و از تخت‌شان پایین نمی‌آیند.» برای درمان این نوع افسردگی شاید به ترکیبی از داروهای ضدافسردگی و داروهای ضدروان‌پریشی نیاز باشد. براساس برخی پژوهش‌ها، بهتر است که درمان ابتدا فقط با داروی ضدافسردگی آغاز شود و سپس درصورت نیاز، داروی ضدروان‌پریشی نیز اضافه شود. اما برخی پژوهش‌ها هم نشان داده‌‌اند که برای درمان این نوع جدیِ افسردگی، مصرف هم‌زمانِ داروهای ضدافسردگی و ضدروان‌پریشی در مقایسه با مصرف تکی داروها بهتر جواب می‌دهد.

۷. اختلال دوقطبی

اختلال دوقطبی، یکی از مهم‌ترین انواع افسردگی است. بالا و پایین‌های شدید خُلقی شاید نشانه‌ی اختلال دوقطبی باشند. اختلال دوقطبی نوعی افسردگی است که درگذشته، اختلال افسردگیِ شیدایی نام داشت. دلیلش هم این بود که علائم این نوع افسردگی می‌تواند بین شیدایی و افسردگی متغیر باشد. علائم شیدایی عبارت‌اند از:

انرژی زیاد؛
هیجانات بالا؛
هجوم تند و پشت‌سرهم افکار؛
ضعف در قضاوت.
به‌گفته‌ی دکتر هالاریس، «علائم اختلال دوقطبی ممکن است در طول سال، چند بار یا بیشتر بین افسردگی و شیدایی در گردش باشند.» دکتر هالاریس هشدار می‌دهد که این نوع افسردگی با خطر بالای خودکشی همراه است. اختلال دوقطبی خود شامل ۴ زیرمجموعه‌ی اصلی است:

دوقطبی نوع ۱ (فرد حداقل یک اپیزود شیدایی را تجربه می‌کند)؛
دوقطبی نوع ۲ (اپیزودهای شیدایی خفیف‌تر و همراه با افسردگی‌اند)؛
اختلال خُلق ادواری (سیکلوتایمیک)؛
سایر انواع خاص دوقطبی و اختلالات مرتبط.
مبتلایان به این نوع افسردگی معمولا با داروهایی به‌نام تثبیت‌کننده‌های خُلقی درمان می‌شوند.

۸. اختلال ملال پیش قاعدگی

اختلال ملال پیش قاعدگی، نوعی افسردگی است که زنان را درطول نیمه‌ی دومِ چرخه‌ی قاعدگی‌شان گیر می‌اندازد. این اختلال با علائمی همچون افسردگی، اضطراب و نوسانات خُلقی همراه است. برخلاف سندرم پیش از قاعدگی که شیوع بالاتر و علائم خفیف‌تری دارد، اختلال ملال پیش قاعدگی شمار کمتری را مبتلا می‌کند و علائمش هم شدیدترند. به‌گفته‌ی دکتر هالاریس، «این نوع افسردگی می‌تواند به‌قدری شدید باشد که هنگام فعال‌بودن علائم، روی ارتباطات و توانایی عملکرد طبیعی فرد تأثیر بگذارد.» برای درمان این نوع افسردگی معمولا ترکیبی از دارو درمانی، صحبت درمانی و تغذیه درمانی تجویز می‌شود.

۹. افسردگی موقعیتی

افسردگی موقعیتی یا اختلال سازگاری، یکی دیگر از شایع‌ترین انواع افسردگی است که تقریبا هر فردی را در طول زندگی مبتلا می‌کند. این نوع افسردگی بر اثر وقوع حادثه‌ای استرس‌زا که با دگرگونی در شیوه‌ی زندگی فرد همراه است،‌ بروز می‌کند. این حادثه، ممکن است ازدست‌دادن شغل، درگذشت عزیزان، طلاق، جدایی و دیگر رویدادهای اثرگذار در زندگی فرد باشد. افسردگی موقعیتی حتی از افسردگی ماژور هم شایع‌ترست؛ اما به‌ندرت به دارو درمانی نیاز دارد. ولی این سخن به آن معنا نیست که این نوع افسردگی کم‌اهمیت است و می‌توان به‌سادگی از کنارش گذشت. این نوع افسردگی با علائمی ازجمله احساس شدید غم، نگرانی و خشم همراه است و چنانچه علائمش از بین نروند، ممکن است به علائم هشداردهنده‌ی افسردگی ماژور تبدیل شوند.

۱۴ روش پیشگیری از سرماخوردگی و لذت بردن از فصل‌های سرد

این خبر انواع افسردگی؛ ۹ نوع افسردگی، علائم و درمان آنها اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

آیا داروی ضد افسردگی کتامین اعتیاد آور است؟

در سال های اخیر داروی ضد افسردگی کتامین که به داشتن اثرگذاری قوی و سریع معروف است، در سطح جهان از محبوبیت بالایی برخوردار شده و توسط بسیاری از پزشکان و کلینیک ها به بیماران تجویز می شود.

موفقیت کتامین انگیزه ای برای پژوهش های بیشتر شده و دانشمندان را نسبت به بهبود عملکرد داروهای ضد افسردگی امیدوار کرده است. اما در میان تحقیقات انجام شده، مواردی هم به شباهت هایی میان کتامین و مواد مخدر اشاره داشتند که نگرانی هایی را در دنیای داروسازی و پزشکی به دنبال داشته است.

بر اساس پژوهش ها، در مغز انسان گیرنده ای به نام NMDA وجود دارد که فعالیت آن از انتشار دوپامین و سروتونین (عوامل شادی بخش) جلوگیری می کند. در این بین کتامین نقش مسدود کننده NMDA را بازی کرده و از این طریق، آثار افسردگی را کاهش می دهد.

کتامین

اما تحقیقات تیمی از دانشگاه استنفورد نشان داد که استفاده از کتامین علاوه بر بروز شادی، موجب کاهش علائم OCD یا اختلال وسواس فکری-عملی نیز می شود. چنین عملکردی بسیار مشابه تأثیرات مورفین بوده و به همین دلیل، شک و شبهاتی را در میان دانشمندان پدید آورد.

محققان برای اطمینان از نحوه عملکرد کتامین، آزمایشی ترتیب دادند که در آن ۱۲ داوطلب افسرده مقاوم به دارو، دوزهای یکسانی از کتامین دریافت کردند اما پیش از آن، به صورت تصادفی به نیمی از آنها نوعی مسدود کننده گیرنده مخدر مغز به نام «naltrexone» و به نیمی دیگر پلاسیبو (داروی صوری) دادند.

کتامین علاوه بر بروز شادی، موجب کاهش علائم اختلال وسواس فکری-عملی نیز می شود

نتایج آزمایش بسیار جالب توجه بود؛ افسردگی افرادی که داروی صوری دریافت کرده بودند، تا ۹۰ درصد کاهش یافت در صورتی که وضعیت مصرف کنندگان naltrexone هیچ تغییری نکرده بود. این موضوع نشان می داد که کتامین در مراحل ابتدایی، از طریق گیرنده های مخدر مغز جذب شده و به همین علت ریسک اعتیاد آوری آن بالاست. از طرف دیگر خاصیت مسدود کنندگی گیرنده NMDA توسط کتامین مربوط به فاز بعدی و تأثیر بلند مدت این دارو بوده که یکی از دلایل محبوبیت آن نیز هست.

با توجه به نتایج آزمایش، دانشمندان نسبت به استفاده فراگیر از کتامین و تأثیرات اعتیادآور آن هشدار داده اند چرا که طبق آخرین آمار، طی سال ۲۰۱۶ تنها در آمریکا ۴۲ هزار نفر به دلیل سوء مصرف مواد مخدر به کام مرگ رفته اند.

The post آیا داروی ضد افسردگی کتامین اعتیاد آور است؟ appeared first on دیجیاتو.

مقابله با افسردگی؛ چگونه بازی های ویدیویی جان مرا نجات دادند

راب گوردون (Rob Gordon) مثل بسیاری از مردم، قربانی افسردگی است، جدالی که شاید خیلی ها در حال حاضر با آن دست و پنجه نرم می کنند. زبان او ساده و شیرین است و بعضی از خاطراتش برای گیمرها می تواند حس نوستالژی را برانگیزد.

راب در دوره بازیابی خود، از بازی های ویدیویی کمک گرفت تا علاوه بر آنکه حواسش را از افکار منفی و خطرناک پرت کند، بلکه به لطف بازی های چندنفره دوستان بیشتری پیدا کند.

او بعد از مدت ها بازی کردن توانست روابط اجتماعی خود را قوی تر کند. دوستان دور هم جمع می شدند و بازی های چندنفره انجام می دادند. حالا که از آن دوران گذشته، راب می گوید هر زمان که حالش بد شد سراغ بازی های ویدیویی می رود. به راستی که بر راب چه گذشت؟ او چگونه توانست با افسردگی مبارزه کند و از چه بازی هایی کمک گرفت؟ با دیجیاتو همراه باشید.


کال آو دیوتی یک زمانی حکم مرگ و زندگی داشت. شاید در حال حاضر بیشتر درباره میزان فروش و تعداد بازیکنان آنلاین آن صحبت می شود، اما چه کسی گوست، کاپیتان پرایس و جاگرنات شکست ناپذیر را فراموش می کند؟ حقیقت این است که کالاف دیوتی توانسته وفاداری خود را در جنگ ثابت کند، جنگ من با افسردگی.

بزرگ ترین غول افسردگی، حس بی تفاوتی نسبت به همه چیز است. اینکه هر لحظه از زندگیت را با ناامیدی بگذاری باعث می شود تا خیلی از مسائل برایت مهم نباشد. من واقعاً زمینگیر شده بودم.

هنگامی که ۱۹ سالم بود دکترها تشخیص دادند که افسردگی بالینی دارم. هیچ اتفاق دردناک یا ضربه روحی خاصی در زندگیم رخ نداده بود تا تمایل به خودکشی در من ایجاد شود و نیازی هم نبود رخ دهد. در واقع، افسردگی بالینی ناشی از عدم تعادل در ترشح هورمون های مغزی است.

حالا که فکر می کنم، من مدت ها قبل نیز از افسردگی رنج می بردم. هیچ توجهی به علائم افسردگی نداشتم و برای تشخیص آن پیش دکتر نرفتم. شرایط همینطور ادامه داشت تا اینکه وارد دانشگاه شدم و اوضاع بدتر شد.

شروع افسردگی با تمایل به خودکشی شروع نشد، بلکه ابتدا علائم فیزیکی خودشان را بروز دادند. به خاطر غذا نخوردن وزن زیادی از دست دادم تا حدی که استخوان هایم معلوم بود. بی خوابی نیز پیرو آن پدیدار شد و زندگی من را مختل کرد. در تمام این مدت از کسی کمک نخواستم تا زمانی که غول های بزرگ افسردگی افسار زندگی من را به کنترل گرفتند و می خواستند من را بکشند.

افسردگی

برنامه های خسته کننده بازیابی که شامل دوره های مشاوره و خوردن قرص بود، به مدت یک سال طول کشید. به دلایل مختلف، شکست دادن افسردگی اصلاً کار آسانی به حساب نمی آید. یک غول افسردگی، تفکرات مربوط به خودکشی است. در دوره افسردگی، حتی در بهترین لحظه ها امکان دارد ناگهان پدیدار شده، زهرش را بریزد و ناپدید شود، چه برسد به زمان های عادی.

بازی های ویدیویی چند نفره از هر نظر تعاملی هستند؛ از کنترل روی شخصیت ها گرفته تا صحبت با دیگران. همین موضوع باعث شد تا وضعیت روحی ام بهتر شود.

بزرگ ترین غول افسردگی، حس بی تفاوتی نسبت به همه چیز است. اینکه هر لحظه از زندگیت را با ناامیدی بگذارنید، باعث می شود تا خیلی از مسائل برایتان مهم نباشد. من واقعاً زمینگیر شده بودم.

راه های بسیاری برای مقابله با افسردگی پیدا کردم. داشتن یک روتین یا جریان عادی در زندگی امری مهم به شمار می آمد و من همیشه سعی کردم خود را مشغول نگه دارم. جدا از شرکت کردن در کلاس های دانشگاه، من عضو یک گروه راک نیز بودم.

حداقل دو هفته یکبار اعضا دور هم جمع می شدند و با وجود آنکه کارهایمان چندان خوب نبود اما حواسمان را پرت می کرد. در این حین بد نیست اشاره کنم که جمله «افسردگی زاینده هنر است» حداقل برای من صدق نکرد؛ هیچ وقت نتوانستم خروجی خلاقانه ای در آن زمان داشته باشم.

بازی های ویدیویی نیز جزو سرگرمی های من بود. بسیار دوست داشتم درباره عناوینی که روی سلامت روانی مثبت توجه زیادی داشتند، صحبت کنم که البته ربطی به این متن ندارد، پس برویم سراغ اصل مطلب.

تصمیم گرفته بودم سری به گذشته بزنم. نمایشگر خانه سیگنال تلویزیون را نمی گرفت، اما کنسول NES قدیمی ام باعث شد تا از آن به نحو احسن استفاده شود. کامپیوتر خانگی کهنه ام میزبان یکی از بهترین بازی های نقش آفرینی آن زمان یعنی Buldur’s Gate بود.

افسردگی

این بازی ها به شدت حواسم را پرت می کردند، اما نه چیزی بیشتر. عناوین کلاسیک، خصوصاً آن هایی که بواسطه سال ها بازی کردن تنها هسته اصلی بازی خودشان را حفظ کرده اند، یک جادوی خاصی دارند: شما می توانید ریتم بازی را بفهمید.

بازی کردن عناوینی همچون Duck Tales بعد از مدتی شما را به حالت مراقبه می برد. مگر مثالی بهتر از کانتراسترایک می توان زد؟ حافظه عضلانی مربوط به نقشه Dust 2 تا سال ها با من خواهد ماند.

در نهایت، بازی های آنلاین باعث شدند تا گارد دفاعی خودم را نسبت به دیگران پایین آورده، و از آوردن آن ها به زندگی خودم استقبال کنم به طوری که قبلاً اینکار برایم غیرممکن بود.

البته، بعد از شروع چرخه بازیابی ام متوجه شدم بازی های ویدیویی می توانند بیشتر از این به من کمک کنند. قبل از آن، من همیشه با بازی ها سعی می کردم بین خودم و مشکلاتم فاصله بیاندازم، به دلایلی معقول. یک نرمالیته و هنجار خاصی در بازی های ویدیویی وجود دارد که جای خالی آن در دنیای واقعی حس می شود.

داستان یک لوله کش که می خواهد پرنسسی را با کمک قارچ ها نجات دهد به هیچ وجه چرندتر از تلاش مغزم برای کشتنم نیست. بودن در شرایط بسیار سخت و طاقت فرسا به هیچ وجه وحشتناک تر از این نیست که هرروز از خواب بیدار شوی و از زنده بودنت پشیمان باشی.

کارهای دیگری بودند که توانستند به من کمک کنند. با وجود آنکه تمایلی نداشتم، اما تصمیم گرفتم وقت بیشتری با دیگران بگذرانم. به هیچ وجه آدم منزوی نبودم و باید اشاره کنم که اگر کسی از درونم خبر نداشته بود، امکان نداشت بفهمد مشکل روحی داشتم.

با آنکه کاملاً عادی برخورد می کردم اما تعامل هایم با دیگران در کمترین حد ممکن بود: دیدن فیلم، صحبت های مربوط به دانشگاه و رفتن به کنسرت، جاهایی که صدای موسیقی بلند و جملات کوتاه بودند. من به صورت تاکتیکی موفق شدم تا از داشتن گفتگوهای معنادار با دیگران فرار کنم. این گونه هم به نفع خودشان بود هم به نفع خودم.

افسردگی

البته، همه چیز بعد از آنکه تصمیم گرفتم به شوترهای کنسولی روی بیاورم تغییر کرد. من مطمئنم که استودیو بانجی درمان افسردگی را هنگام ساخت هیلو ۳ در اولویت قرار نداده بود، اما این بازی بخش بزرگی از بازیابی من را تشکیل داد. بازی های ویدیویی چند نفره از هر نظر تعاملی هستند، از کنترل روی شخصیت ها گرفته تا صحبت با دیگران. همین موضوع باعث شد تا وضعیت روحی ام بهتر شود.

داستان یک لوله کش که می خواهد پرنسسی را با کمک قارچ ها نجات دهد به هیچ وجه چرندتر از تلاش مغزم برای کشتنم نیست.

هماهنگی تیمی در بازی های چندنفره اهمیت بسیاری داشت و هیلو ۳ این شانس را به من داد تا وقت زیادی با دوستان نزدیکم بگذرانم. می خواهم از این تریبون استفاده کرده و از افرادی که مرا در بازی تحمل کردند تشکر کنم؛ خصوصاً آن بیچاره هایی که پشت تیربار ماشینی بودند که من آن را می راندم. با این وجود، خیلی خوش می گذشت.

بازی های ویدیویی احساسات را نسبت به هر رسانه دیگری تحریک می کند. امکان داشت بعد از باخت یک بازی آنلاین، من و اعضای تیم به شدت عصبانی بشویم. گاهی پیش می آمد که بعد از یک برد شیرین بسیار خوشحالی می کردیم. از همه مهم تر، ما می خندیدیم. در سالی که من هیلو ۳ بازی می کردم، هیچ وقت آنقدر نخندیده بودم.

بعضی مواقع بازی های چندنفره می توانست برایم آزاردهنده باشد. رک و بی پرده صحبت کردن در محافل آنلاین، اینکه از آدم های ناشناس در سراسر دنیا بشنوی که باید خودت را بکشی در حالی که ذهنت هم نیز چنین چیزی را از تو می خواهد.

راستش را بخواهید، بازی کردن با دوستان در یک فضای آنلاین ارزش شنیدن این حرف ها را داشت. هماهنگی در بازی های همکاری یا Co-op نیز بخش مهمی از زندگی ام را تشکیل می داد. پیش می آمد که با دیگران بخش کمپین بازی Halo 3: ODST را می رفتیم یا آهنگ Lazy Eye را در بازی راک بند اجرا می کردیم.

افسردگی

همه این بازی ها به کنار، دو بازی کال آو دیوتی: مدرن وارفر و در نهایت مدرن وارفر ۲ به کنار، چهارنفری پشت یک تلویزیون قدیمی نشسته و ساعتهای طولانی در نقشه هایی چون Vacant و Crossfire بازی می کردیم. درست است که بسیاری از مواقع سر کمپ کردن بقیه بازیکن ها دعوا می شد اما واقعاً خوش می گذشت.

همین حالا در بدترین شرایط، تیمی بازی کردن Super Mario 3D World راه خوبی است تا حالم بهتر از قبل شود.

آن دوران بازی کردن برایم بسیار لذت بخش بود. بچه ها دور هم در یک اتاق جمع می شدند، بازی می کردند و تجربه های خود از بازی را به اشتراک می گذاشتند.

در نهایت، بازی های آنلاین باعث شدند تا گارد دفاعی خودم را نسبت به دیگران پایین آورده، و از آوردن آن ها به زندگی خودم استقبال کنم به طوری که قبلاً اینکار برایم غیرممکن بود.

همین موضوع باعث شد تا آرامش بیشتری داشته باشم و بخشی از فشار افسردگی از رویم برداشته شود. این شوک نابودکننده و ترس رنج آوری که باعث می شود درباره مریضی خود با دیگران صحبت نکنم. خوشبختانه توانستم وضعیت زندگی خودم را بهتر کنم.

برای برخی ها، افسردگی یک دوره نادر از زندگی شان است که یکبار رخ می دهد و تمام می شود اما برای من همیشه بالا پایین خود را داشته است.

در همه حالات، بازی های ویدیویی کمک حال من بوده اند، حواسم را پرت می کردند یا باعث می شدند روابطم با دیگران قوی تر شود. همین حالا در بدترین شرایط، تیمی بازی کردن Super Mario 3D World راه خوبی است تا حالم بهتر از قبل شود.

من نمی گویم که بازی هایی همچون هیلو ۳ و کال آو دیوتی: مدرن وارفر به تنهایی توانستند به من کمک کنند از افسردگی بیرون بیایم و به آدمی تبدیل شوم که الان هستم. اما آن ها بخش مهمی از دوره بازیابی من را تشکیل دادند. بازی های ویدیویی به من کمک کردند تا با تاثیرات جانبی قرص های ضدافسردگی مبارزه کنم و با دیگر دوستانم رابطه خود را حفظ کنم. به همین خاطر، از آن ها ممنونم.

The post مقابله با افسردگی؛ چگونه بازی های ویدیویی جان مرا نجات دادند appeared first on دیجیاتو.