نگاهی به تاریخچه حضور مردعنکبوتی در دنیای بازی‌های ویدیویی [تماشا کنید]

مردعنکبوتى بدون هیچ شکى یکى از مهم‌ترین شخصیت‌های ابر قهرمانی تاریخ است که حضور او در دنیای سینما و بازی‌های ویدیویی با فراز و نشیب‌های فراوانی همراه بوده است.

بعد از عرضه چند بازی ناموفق از مجموعه اسپایدرمن در سال‌های اخیر، سونی تصمیم گرفت تا با همکاری استودیو خوشنام اینسامنیاک گیمز، یک مردعنکبوتی متفاوت را به صورت انحصاری برای کنسول نسل هشتمی خودش عرضه کند.

حال و بعد از آنکه اسپایدرمن جدید به موفقیت‌های زیادی رسیده و هر روز در حال رکوردشکنی است، در این ویدیو نگاهى داشتیم به تاریخچه حضور این کاراکتر دوست داشتنى:

The post نگاهی به تاریخچه حضور مردعنکبوتی در دنیای بازی‌های ویدیویی [تماشا کنید] appeared first on دیجیاتو.

مروری کوتاه بر تاریخچه مرد عنکبوتی در بازی های ویدیویی

تا چندی دیگر، سونی و اینسامنیاک گیمز بازی Marvel’s Spider-Man را به صورت انحصاری روی پلی استیشن ۴ عرضه می کنند. داستان بازی درباره پیتر پارکری است که هشت سال از تبدیل شدنش به قهرمان تارتَن نیویورک می گذرد؛ در واقع با جاه طلبانه ترین بازی قهرمانی از زمانی که سه گانه بتمن آرکام راک استدی به پایان رسید روبرو هستیم. در حالی که سونی و مارول می خواهند با بازی جدیدشان گستره عظیم تری از مخاطبان را با اسپایدی دوست داشتنی آشنا کنند، شاید بد نباشد که نگاهی به تاریخچه مرد عنکبوتی در بازی های ویدیویی داشته باشیم.

آغازی شکوهمند

گذر زمان به خوبی با بازی های اسپایدرمن در دهه ۱۹۸۰ میلادی تا نکرده است. نخستین بازی در سال ۱۹۸۲ و روی آتاری ۲۶۰۰ عرضه شد، برادران پارکر هم سازندگان بازی بودند. Spider-Man با گرافیک ۸ بیتی ساده اش و بنیادین ترین مکانیک های گیم پلی، بیشتر شهرت خود را مدیون این است که نخستین بازی ویدیویی تاریخ با لایسنس استفاده از یکی از شخصیت های مارول کامیکس بود. در نگاه نخست، هسته طراحی دانکی کانگ به خوبی در آن دیده می شود. گرین گابلین در بالای آسمان خراش ها منتظر اسپایدی است و قهرمان داستان باید از توانایی هایش برای بالا رفتن از ساختمان ها و همینطور جاخالی دادن از حملات دشمنان و خنثی کردن بمب های کارتونی استفاده کند.

در یکی از پوسترهای تبلیغاتی اش نوشته بود «بمب های ساعتی گابلین تیک تاک می کنند و و سوپربمب هایش به شکلی دوستانه روی برج های High Voltage می نشینند. شهر به زانو در آمده است. فقط قدرت های عنکبوتی اسپایدرمن می توانند ما را از این مخمصه نجات دهند». امروز، زیبایی های بازی را می توان در رنگ های پاستلی و و اسپرایت ساده ای که برای اسپایدرمن طراحی شده یافت؛ در عناصر نوظهورش.

تاریخچه مرد عنکبوتی در بازی ها

The Amazing Spider-Man and Captain America in Doctor Doom’s Revenge

با استانداردهای امروزی، دو بازی بعدی اسپایدرمن در دهه ۱۹۸۰ تحسین برانگیزتر بودند: Questprobe Featuring Spider-Man در سال ۱۹۸۴ و The Amazing Spider-Man and Captain America in Doctor Doom’s Revenge در سال ۱۹۸۹٫ هر یک از این دو بازی، علی رغم تمام تفاوت هایشان، چالش هایی را پیش بینی کردند که قرار بود طی دهه های بعدی هم دردسرساز شوند. Qusetprobe Featuring Spider-Man که توسط اسکات آدامز ساخته شد، دنباله ای بر نخستین بازی مارولی او، Featuring the Hulk بود که بازیکن را به ماجراجویی عظیمی در تقابل با میستریو، ابر شرور محبوب می برد.

Questprobe روی Apple II، آتاری ۸ بیتی، بی بی سی مایکرو، براوزر، کمودور پلاس، داس، الکترون و ZX Spectrum عرضه شد و از فرمان های متنی برای تعامل با محیط دو بعدی اش پشتیبانی می کرد. ورژن اسپایدرمن سری Questprobe بعداً از یک مجموعه کمیک سه قسمتی هم بهره مند شد و ضمناً سنت جای دادن بیشترین ابر شرور و آنتاگونیست ممکن را در بازی های ویدیویی ابرقهرمانی به راه انداخت.

Doctor Doom’s Revenge هم سنتی مخصوص به خودش را رواج داد. این بازی ساید اسکرول که برای پلتفرم های آمیگا، آتاری اس تی، سی ۶۴، داس و اسپکتروم ساخته شده بود، محدودیت های فضای دوبعدی بازی و دوران سخت افزارهای مشتری-محور را کنار زد. داستان بازی در فواصل زمانی میان گیم پلی از طریق پنل های کمیک بوکی روایت می شد و برای نخستین بار، پلتفرمینگ با مبارزات یک-به-یک که هر شخصیت مجموعه ای از حرکات مشخص و یک نوار سلامتی دارد ادغام شد. با از راه رسیدن بازی های مشابه مثل Batman: The Video Game روی کنسول ان ای اس، Doom’s Revenge به ترسیم چشم انداز بازی های سوپر هیرویی، خصوصاً بازی های اسپایدرمن، در دهه های پیش رو کمک کرد.

اسپایدی در دهه ۹۰

دهه ۹۰ بود که آثار مارول جایگاهی ویژه میان مخاطبان یافتند؛ خصوصاً به خاطر کارتون های Spider-Man و X-Men شبکه فاکس کیدز و کمیک هایی که شدیداً موفق بودند. هنرمندانی مثل اریک لارسن، جیم لی و تاد مک فارلین در کنار نویسندگانی چون کریس کلرمانت و دیوید میشلینی به صحنه آمدند و بازی های ساخته شده براساس بزرگ ترین دارایی های مارول، یکی پس از دیگری از راه رسیدند. نینتندو در سال ۱۹۸۹ گیم بوی را عرضه کرده بود و کنسول های بازی خانگی کمابیش فراگیر شده بودند. ضمناً دستگاه های آرکید هنوز در اون حوالی بودند.

در سال ۱۹۹۰ شرکتی به نام Oxford Digital Enterprises پازل-پلتفرمری خوش رنگ و لعاب به نام The Amazing Spider-Man ساخت که در آن مری جین واتسون -معشوقه دیرینه پیتر پارکر- توسط میستریو ربوده می شود. این بازی که روی آمیگا، آتاری اس تی، کمودور ۶۴ و MS-DOS عرضه شده بود قابلیت تاب خوردن با تار را به گیم پلی آورد و انیمیشن های بسیار خوش ساختی برای کاراکتر داشت؛ اما در نهایت به عنوان چیزی فراتر از یک دنباله معنوی نه چندان الهام بخش برای Doctor Doom’s Revenge ظاهر نشد.

بازی Amazing Spider-Man استودیوی Rare که انحصاراً روی گیم بوی عرضه شد

کمپانی Rare Ltd در این بین مشغول توسعه یک Amazing Spider-Man کاملاً متفاوت برای گیم بوی بود که از نظر داستان سرایی شباهت هایی به ساخته آکسفورد دیجیتال داشت. اما اسپایدرمن Rare اهداف متفاوتی برای خود ترسیم کرده بود. عرضه عنوانی با کیفیت NES روی کنسول دستی گیم بوی در کنار ظاهر سیاه و سفیدش باعث شد که از ساخته Rare به عنوان یکی از مهم ترین آثار در تاریخ اسپایدرمن یاد شود. Amazing Spider-Man به گیمرها نشان داد که یک بازی مارولی واقعی می تواند چطور باشد؛ حتی با وجود مشکلاتی که Rare با آنها دست و پنجه نرم می کرد و اینکه تنها یک سال با عرضه Battletoads فاصله داشت.

و به این ترتیب، بازی های اکشن ساید اسکرول، مثل آنچه Rare برای گیم بوی توسعه داد تبدیل به یک نُرم شدند. بازی هایی مثل Spider-Man: Return of the Sinister Six، محصول سال ۱۹۹۲ که از داستان کمیکی با همین نام الهام گرفته بود، و Spider-Man and Venum: Maximum Carnage در سال ۱۹۹۴ تصویر کلی از بازی های اسپایدی را کامل تر کردند. در خط زمانی دیگری، بازی های مبارزه ای هم به مرحله تازه ای از بلوغ رسیده بودند و بازی هایی همچون «Marvel Super Heroes» در سال ۱۹۹۵، «Marvel Super Heroes Vs. Street Fighters» در سال ۱۹۹۷ و Marvel vs. Capcom: Clash of Super Heroes افسانه ای در سال ۱۹۹۸، به میراثی ارزشمند برای مارول تبدیل شدند.

«زمین من، مسئولیت من»

با عوض شدن سده میلادی، یکی از استودیوهای اکتیویژن به نام Neversoft سعی کرد این شخصیت را به عصر گیمینگ سه بعدی بیاورد. نتیجه نهایی، یک موفقیت تاریخی بود. Spider-Man سال ۲۰۰۰ شروعی دلپذیر، اصیل و سینماتیک داشت که برای ورود به جهانی خارق العاده آماده تان می کرد: اُتو اکتاویوس مشغول سخنرانی در این باره است که دیگر تغییر کرده و آدم بهتری شده، تا اینکه یکی از بدل های مرد عنکبوتی از راه رسیده و آخرین ابداع دکتر اختاپوس را می رباید.

داریم درباره یک بازی سه بعدی کاملاً انیمیشنی صحبت می کنیم که صداگذاری حرفه ای، ساندترک های راک اند رول، پلتفرمینگ پیچیده، مکانیک های بالا رفتن از دیوار و تار تنیدن و مبارزات نوآورانه با هفت تن از شناخته شده ترین ابرشرورهای مارول، جذاب ترین مشخصه هایش هستند. نریشن های استن لی، یکی از خالقین اسپایدرمن را نیز نباید از یاد برد که با شکستن دیوار چهارم، روایتی متفاوت از داستان را پیش پای بازیکن می گذاشت.

نوعی سادگی و خلوص در بازی است که جای آن را در زمان و مکان مشخص می کند. بازی به دنبال ارائه ورژن ویدیوگیم فیلم های ابرقهرمانی مدرن است اما در عین حال به کارتون های شبکه فاکس کیدز که از سال ۱۹۹۴ شروع به پخش کردند ادای احترام می کند. بسیاری از طرفداران گیمر و غیر گیمر اسپایدرمن می گویند که این بازی مورد علاقه شان بوده است و Spider-Man آغازگر دورانی طلایی و ۵ ساله برای مرد عنکبوتی در بازی های ویدیویی بود. در سال ۲۰۰۱ دنباله ای به نام Spider-Man 2: Enter Electro نیز ساخته شد که البته توسعه اش برعهده Vicarious Visions بود؛ استودیوی دیگری متعلق به اکتیویژن که احتمالاً به خاطر ریمستر سه گانه کرش بشناسیدش.

بازی Spider-Man استودیوی Neversoft که اسپایدی را برای نخستین بار به جهان سه بعدی آورد

در سال ۲۰۰۲، استودیوی Treyarch -که این هم به اکتیویژن تعلق داشت و پیشتر دو نسخه از بازی های تونی هاوک را روی دریم کست و بازی Spider-Man را روی پلی استیشن ۲ پورت کرده بود- عنوانی مرتبط با نخستین «فیلم اسپایدرمن» سم ریمی ساخت. تومو موریواکی، طراح ارشد بازی چندی پیش به خبرگزاری USGamer گفت:

یکی از راه های متعدد برای توصیف Spider-Man سال ۲۰۰۲ اینست که “ما تلاش می کردیم با اسپایدرمن همگام بمانیم”. و از بسیاری جهات، تبدیل به تیمی شدیم که در هر زمان ممکن از بازی Neversoft تقلید می کرد. ما صرفاً تلاش کردیم که به اسکریپت فیلم پایبند بمانیم و مسئولیت هایمان را به سرانجام برسانیم.

این نخستین تجربه ما با یک فروشنده بزرگ لایسنس بود و برای همین فکر می کنم ما احتمالاً رفتارهایی افتضاح از خودمان نشان دادیم، ما فقط سرمان را پایین انداختیم و بهترین کارمان را ارائه کردیم. فارغ از برخی رفتارها و زمان بندی فشرده ای که برای عرضه همزمان بازی با فیلم وجود داشت، اقتباس سال ۲۰۰۲ یک موفقیت بزرگ بود.

تیم Treyarch که فوراً پس از عرضه اولین بازی موظف به ساخت یک نسخه دنباله براساس Spider-Man 2 سم ریمی شده بود، این بار آزاد بود هر کاری که می خواهد با پروژه بکند. خوشبختانه موفقیت ابتدایی باعث از بین رفتن جاه طلبی تیم نشده بود و وقت و منابع زیادی به گسترش نسخه پرتوتایپی اختصاص یافت که جیمی فریستروم، برنامه نویس ارشد Treyarch به هنگام توسعه نخستین بازی سرهم کرده بود.

ایده کلی حداقل در تئوری بسیار ساده بود: شهری بزرگ شامل منطقه منهتن و با استایل Grand Theft Auto V بساز و به گیمز اجازه بده هرکاری که می خواهد در محیط انجام دهد، به هر شکلی که می خواهد. یک بازی ابرقهرمانی و جهان باز واقعی هیچوقت ساخته نشده بود و اسپایدرمن بهترین کاراکتر برای استفاده در بستر چنین ایده ای بود.

در پایان، بازی فروش خوبی نسبت به نسخه قبلی نداشت اما مکانیزم هایی را به اجرا در آورد که به استاندارد تازه ای برای بازی های لایسنس شده تبدیل شد. Spider-Man 2 بنچمارکی است که تاب خوردن های مرد عنکبوتی در بازی های جدیدتر معمولاً با آن سنجیده می شود.

تار تَنی در HD و فراتر از آن

احتمالاً چندان ساده انگارانه نیست اگر بگوییم که دهه پس از Spider-Man 2 پر بود از اشتباهاتی مطلق و دردسرهایی که گاه از بیخ گوش سازندگان رد می شدند. بازی Ultimate Spider-Man سال ۲۰۰۵ که بازهم توسط Treyarch ساخته شد، تجربه ای منحصر به فرد و سل شید بود که استفاده ای به جا از کمیک مایکل بندیس داشت؛ اما چنین چیزی را نمی توان درباره بازی های اسپایدرمنی که بین سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۸ عرضه شدند گفت. حضور اسپایدرمن به عنوان یکی از شخصیت های Marvel Ultimate Alliance در سال ۲۰۰۵ باعث شد که اسپایدی شانسی برای درخشش در یک بازی نقش آفرینی داشته باشند، اما بدون مکانیک تاب خوردن با تار که پیشتر در ساخته های Neversoft و Treyarch دیده شده بود، به سختی می توان آن را یک «بازیِ اسپایدرمن» دانست.

با ظهور عصر بازی های HD که با عرضه پلی استیشن ۳ و ایکس باکس ۳۶۰ آغاز شد، توسعه دهندگانی مثل Beenox ،Shaba Games و Treyarch به این نتیجه رسیدند که ارائه داستانی اریجینال در بطن آنچه Neversoft بنیان گذاشته بود، بهترین مسیر برای این فرنچایز است. و حق با آنها بود، اما به مرور چالش هایی مثل چگونگی به کارگیری روایتی غنی و سینماتیک که با انتخاب های گیمر، انشعابات دیالوگی و پایان های متفاوت در ارتباط است ظاهر شد.

بازی Spder-Man: Web of Shadows استودیوی Shaba Games

عنوانی که توانست از این برهه طولانی آزمون و خطا جان سالم به در ببرد، Web of Shadows بود که یکی از رضایت بخش ترین گیم پلی های جهان باز را ارائه می کرد و حتی خط داستانی اش هم سیاه تر از آن بود که به یک بازی با محوریت مرد عنکبوتی تعلق داشته باشد. اما دوگانه Beenox که شامل دو بازی Shattered Dimensions در سال ۲۰۱۰ و Edge of Time در سال ۲۰۱۱ می شد، بیشتر از هر پروژه دیگری لایق ستایش است و مجموعاً نیمی از مدت زمانی که اکتیویژن، لایسنس اسپایدرمن را در اختیار داشت به توسعه این دو گذشت.

این دو عنوان مسیری نوآورانه در شخصیت پردازی کاراکترهای آشنا در پیش گرفتند و -ضمن اینکه هرکدام چند اسپایدرمن در خط های زمانی گوناگون داشتند- گیمر را به جهان هایی مانند آینده سایبرپانکی که پیتر دیوید در کمیک های «۲۰۹۹» متصور شده بود می بردند. در مورد بازی هایی که به صورت همزمان با فیلم های Amazing Spider-Man در سال های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ ساخته شدند نیز به همین جمله بسنده می کنیم که Treyarch یک دهه قبل کاری به مراتب بهتر ارائه کرده بود.

بعد از این چه می شود؟

با عرضه Spider-Man استودیوی اینسامنیاک که قطعاً آغازگر دوران تازه ای از بازی های کلان بودجه مارولی خواهد بود، آینده برای طرفداران پیتر پارکر و نیز عناوین ابرقهرمانی جهان باز روشن تر از هر زمان دیگر به نظر می رسد. اگر گیمرها از سیستم تاب خوردن با تار و پارکوری که اینسومنیاک فراهم آورده استقبال کنند، بدون تردید در آینده شاهد مجموعه ای از بازی های با کیفیت اسپایدرمن خواهیم بود. سه گانه بتمن آرکام راک استدی از همین حالا فونداسیون لازم را برای روایت داستان های بلاک باستری که مرز بین واقع گرایانگی و بی منطقی کمیک بوکی را می شناسند بنا کرده و نیویورک دنیای مارول هم همواره به قهرمانی برای نجات شهر نیاز دارد.

The post مروری کوتاه بر تاریخچه مرد عنکبوتی در بازی های ویدیویی appeared first on دیجیاتو.

نگاهی به تمام شخصیت های حاضر در بازی مرد عنکبوتی

کمتر از ۳ روز دیگر بازی اسپایدرمن برای کنسول پلی استیشن ۴ منتشر می شود و طرفداران مرد عنکبوتی بی صبرانه منتظر عرضه بازی Marvel’s Spider Man هستند.

برای این شوق و ذوق دلایل مختلفی می توان عنوان کرد. برای شروع، بهتر است نگاهی به پیش نمایش بازی Marvel’s Spider Man بیاندازید. تیم بازیسازی قوی و پشتیبانی مالی خوب از طرف ناشران باعث شده تا انتظارات از جدیدترین مرد عنکبوتی بالا برود.

اسپایدرمن

نویسندگان دو استودیو مارول و اینسومنیاک یک خط داستانی کاملاً جدید برای قهرمان دوست داشتنی دنیای مارول درنظر گرفته اند

اسپایدرمن و دنیای پر پیچ و خمش

افرادی که با دنیای اسپایدرمن آشنایی ندارند و می خواهند به واسطه نمایش قدرتمند و گیم پلی سرگرم کننده سراغ این بازی بروند، این مطلب می تواند پیش زمینه داستانی خوبی برایتان ایجاد کند.آن هایی که خوره کمیک های اسپایدرمن هستند، شاید بیوگرافی ها بتواند حس نوستالژی تان را برانگیزد و اطلاعات شما مربوط به شخصیت ها را به روز کند. قبل از شروع، بهتر است به چند نکته توجه شود.

داستان بازی اسپایدرمن براساس هیچ فیلم سینمایی یا کمیک (داستان مصور) ساخته نشده و خط داستانی خودش  را دارد. شرکت مارول اعلام کرده که قرار است بعد از انتشار بازی، سری کمیک های جدید براساس داستان آن منتشر شود که SPIDERGEDDON نام دارد.

درنتیجه اتفاقات رخ داده در بازی، شخصیت ها و سرگذشت آن ها با فیلم های سینمایی و کمیک ها فرق می کند؛ مثلاً مری جین (Mary Jane) در زمینه بازیگری و مدلینگ کار می کند اما در بازی خبرنگار روزنامه دیلی باگل (The Daily Bugle) است.

خط داستانی سری اسپایدرمن در کمیک ها به چند شاخه تقسیم می شود. اگر پیرو خبرهای ابرقهرمان های مارول باشید، می دانید که داستان پیتر پارکر در دنیای Earth-616 با Earth-1610 فرق می کند. در دنیای دوم که سال ۲۰۰۰ معرفی شد، پیتر پارکر به عنوان یک طراح وب کار می کند و خط داستانی کاملاً متفاوتی با دنیای اصلی یا همان Prime Universe (که Earth-616 است) دارد.

سعی شده اطلاعاتی که درباره شخصیت های بازی منتشر شده به اشتراک گذاشته شود. از طرفی، نیم نگاهی به حضور این شخصیت ها در کمیک اصلی یعنی دنیای Earth-616 نیز خالی از لطف نخواهد بود. دوران کودکی و اینکه چگونه افراد تبدیل به ضدقهرمان می شوند شاید برای علاقه مندان جذاب باشد و از همه مهم تر، درباره قدرت هایی که ضدقهرمان ها دارند نیز صحبت خواهد شد. با دیجیاتو همراه باشید.

پیتر پارکر

اسپایدرمن

یک قانون اگر چه غلط، درست، اخلاقی یا غیراخلاقی باشد باز هم یک ایده است، یک فلسفه شخصی است … اما همیشه جنگ بر سر ایده ها از حد و مرز خود می گذرند و تبدیل به یک مبارزه خشونت آمیز می شوند.

  • نام اصلی: پیتر بنجامین پارکر
  • رشته تحصیلی: کارشناسی ارشد بیوفیزیک E.S.U، دکترای بیوشیمی (در کمیک)
  • شغل: دانشمند و محقق. در کمیک اصلی دوران کوتاهی در دیلی باگل عکاسی و خبرنگاری می کرد.
  • اولین حضور: قسمت پانزدهم کمیک Amazing Fantasy سال ۱۹۶۲
  • بارزترین ویژگی شخصیتی: مسئولیت پذیر، شوخ طبع، کمی درونگرا
  • بارزترین قدرت ابرقهرمانی: جدا از اینکه قدرت های مرد عنکبوتی را دارد، پیتر پارکر واقعاً باهوش است.

اسپایدرمن عموماً به عنوان یک آدم شجاع و قهرمان شناخته می شود که حس عدالت طلبی و مسئولیت پذیری بسیار بالایی دارد. به دلیل مرگ عمویش و اینکه احساس می کرد در قتل او مقصر است، بعضی مواقع مسئولیت پذیری اش حالت غیر عادی می گرفت آن هم مواقعی که به او ربطی نداشت.

همه می دانند که او حس شوخ طبعی بسیار زیادی دارد. حتی زمانی که به مرگ بسیار نزدیک است، اسپایدرمن شروع به جوک گفتن می کند به طوری که هم دوستان و هم دشمنانش عصبی می شوند. او برای این کار چند دلیل دارد: بعضی مواقع او می خواهد استرس موقعیت را کاهش دهد یا ترس بیش از حد خود را در مواقع بحرانی پنهان کند.

پیش می آید که او از جوک گفتن برای رفتن روی اعصاب دشمنانش استفاده کند؛ اینگونه آنها کنترل خودشان را از دست می دهند و فرصتی برای پیتر پیش می آید تا آن ها را شکست دهد. پشت این نقاب، روانی درد کشیده وجود دارد. او به طرز عجیبی از مرگ دیگران ناراحت می شود، حتی اگر آن شخص دشمنش باشد. این موضوع از مرگ عمویش سرچشمه می گیرد.

با وجود آنکه اسپایدرمن یک قهرمان است، اما هنوز هم یک آدم نِرد، عجیب و خجالتی به حساب می آید. سال ها طول کشید تا پیتر بزرگ شد و اعتماد به نفسش بالا رفت اما هنوز رگه هایی از یک نوجوان عجیب و نرد در شخصیت او دیده می شود.

در بازی جدید اسپایدرمن قرار است روی پخته تری از پیتر پارکر ببینیم. کارگردان خلاق بازی در این باره توضیح می دهد:

«پیتر پارکر ۸ سال به عنوان اسپایدرمن شهر را نجات می دهد، اما برای اولین بار او متوجه می شود که از طریق شغلش، می تواند تغییری در شهر خود، و دنیا ایجاد کند؛ نه به عنوان اسپایدرمن، بلکه به عنوان پیتر پارکر. او متوجه می شود که می توان به مردم تکیه کرد. هیچ اشکالی ندارد تا از بقیه کمک بخواهی، حتی اگر یک ابرقهرمان باشی.»

مری جین

اسپایدرمن

تمام اون شهرت و زرق و برقای زندگی یه روزی از بین میرن … خب که چی؟ من میخوام از سواری زندگی تا جایی که می تونم لذت ببرم. این تنها چیزیه که از زندگی میخوام، درست نیست؟

  • نام اصلی: مری جین واتسون
  • رشته تحصیلی: تا کالج ادامه تحصیل داد
  • شغل: در کمیک به عنوان بازیگر، مدل و صاحب باشگاه شبانه. در بازی به عنوان خبرنگار و عکاس روزنامه دیلی باگل
  • اولین حضور: قسمت ۴۲ کمیک اسپایدرمن شگفت انگیز سال ۱۹۶۶
  • بارزترین ویژگی شخصیتی: جاه طلب، جذاب، حامی خوب
  • بارزترین ویژگی ابرقهرمانی: –

مری جین از آن شخصیت های کلاسیکی است که در داستان های ابرقهرمانی به عنوان یک معشوقه به حساب می آیند. جذاب، خوش صحبت و دختری که ابرقهرمان داستان را از نظر احساسی به چالش می اندازد.

مری جین کسی است که از صمیم قلب پیتر پارکر را دوست دارد. با وجود آنکه بین پیتر و مری جین بالا و پایین های بسیاری وجود داشته، باز هم آن ها به عنوان دوست همدیگر را حمایت می کنند. در کمیک پیش آمده که حتی آن ها با هم ازدواج کرده و به دلایلی از هم طلاق بگیرند.

خالق داستان مصور سری اسپایدرمن مری جین را به عنوان یک مدل و بازیگر طراحی کرده؛ شغلی که آرزوی کودکی مری جین بود. او در غیاب پیتر با بازیگران و کارگردانان معروف هالیوود رفت و آمد داشته و از زندگی مرفه خود تا حدی لذت می برد اما هیچکدام نتوانستند جای پیتر پارکر را برای او پر کنند.

تفاوت شخصیتی بین پیتر و مری در حدی است که اوایل پیتر به خاطر آنکه مری شبیه او نیست، نمی خواست با او آشنا شود. به هر حال، مری جین تنها و تنها با پیتر پارکر تعریف می شود و وابستگی عجیبی به عنوان یک همراه دارد. اینسومنیاک گیمز در بازی جدید اسپایدرمن می خواهد تصویر جدیدی از مری جین تعریف کند.

او کسی خواهد بود که در ماموریت ها به اسپایدرمن کمک خواهد کرد. مری جین که در بازی به عنوان یک خبرنگار در روزنامه دیلی باگل کار می کند، قرار است نقطه قوتی در داستان به حساب بیاید و فراتر از یک معشوقه ظاهر شود.

مایلز مورال

اسپایدرمن

قهرمان اونی نیست که همیشه می بره، بلکه اونیه که همیشه تلاششو برای بردن می کنه.

  • نام اصلی: مایلز مورال
  • رشته تحصیلی: دانش آموز دبیرستانی
  • شغل: مرد عنکبوتی
  • اولین حضور: قسمت ۱۱ کمیک The Ultimate Fallout سال ۲۰۱۱
  • بارزترین ویژگی شخصیتی: روحیه مسئولیت پذیری پیتر پارکر را دارد
  • بارزترین ویژگی ابرقهرمانی: Camouflage یا همان نامرئی شدن

درست خواندید. مایلز مورال در کمیک کسی است که به سرنوشت پیتر پارکر دچار شده و تبدیل به مرد عنکبوتی می شود. علاقه ای نداریم تا وارد جزئیات شویم زیرا اتفاقات رخ داده برای مورالز و پارکر پتانسیل بسیار بالایی برای داستان پردازی داشته و امکان دارد داستان بازی در آینده لوث شود.

مایلز در دنیای Earth-1610 نقش اصلی خودش را ایفا می کند. او یک لباس همانند مرد عنکبوتی دارد که برخلاف تم قرمز و آبی پیتر، مشکی و قرمز است. فرق پیتر و مایلز به عنوان یک مرد عنکبوتی بیشتر در قدرت های ابرقهرمانی آن ها خلاصه می شود.

مثلاً در کمیک، اسپایدر سنس یا همان حس عنکبوتی مایلز ضعیف تر از پیتر عمل کرده و تنها او را از خطر مطلع می کند. یکی از ویژگی های معروف مایلز این است که  همانند آفتاب پرست رنگ خودش را با محیط وقف می دهد. علاوه بر آن، بدن مایلز به دلایل داستانی می تواند الکتریسیته تولید کرده و از آن در مبارزات استفاده کند.

احتمالاً مایلز پشتیبان و همراه پیتر پارکر خواهد بود اما چگونگی آن هنوز معلوم نیست. برخی گمانه زنی کردند که او گجت ها و قدرت هایی در اختیار پیتر قرار می دهد اما احتمالش نزدیک به صفر است که بخواهیم با او به عنوان اسپایدرمن بازی کنیم؛ حداقل در نسخه اول.

گربه مشکی

اسپایدرمن

من قهرمان نیستم. من یه دزدم، دزد تربیت شدم، دزد می میرم.

  • نام اصلی: فلیشیا هاردی
  • رشته تحصیلی: دبیرستان را رها کرد
  • شغل: دزد
  • اولین حضور: قسمت ۱۹۴ کمیک اسپایدرمن شگفت انگیز سال ۱۹۷۹
  • بارزترین ویژگی شخصیتی: عاشق هیجان و آدرنالین، علاقه به دزدی وسایل نایاب
  • بارزترین ویژگی ابرقهرمانی: Tychokinesis (توانایی تغییر دادن ذهنی پیامدهای تصادفی)

طبق اتفاقاتی که در کمیک رخ داده، فلیشیا دخترِ دزدِ گربه ای معروف، والتر هاردی بود. والتر به او یاد داد که اعتماد به نفس بالایی داشته باشد و در مقابل سختی ها مقاومت کند. فلیشیا که توسط دوست پسرش رایان در کالج مورد تعرض قرار گرفت، تصمیم گرفت درس را رها کرده و در هنرهای رزمی و آکروباتیک فعالیت کند. هدف نهایی او کشتن متجاوز بود.

قبل از اینکه به این هدف برسد، رایان توسط یک راننده مست کشته شد. او که نتوانست انتقام خود را بگیرد، مصمم شد که در راه پدرش پا بگذارد و یک دزد گربه ای شود؛ حتی بهتر از او. گربه مشکی هم به عنوان دشمن و هم به عنوان همیار در مقابل اسپایدرمن قرار گرفته. بین این دو یک رابطه عاطفی نیز برقرار شد اما گربه مشکی عاشق شخصیت اسپایدرمن بود نه پیتر پارکر؛ او به دنبال هیجان بود. او فهمید که عاشق پیتر پارکر نیز هست اما دیر شده بود زیرا پیتر با مری جین ازدواج کرد.

فلیسیا همانند اسپایدرمن می تواند با استفاده از قلاب، بین ساختمان ها تاب بخورد. مهارت بسیار او در مخفی کاری، قفل شکنی و هنرهای رزمی نیز قابل ستایش است. در کنار همه این ها قدرت اصلی ابرقهرمانی او، Tychokinesis، می تواند برای طرف مقابل یک بدشانسی عجیب غریبی به وجود آورد.

سمور نقره ای

اسپایدرمن

اسپایدرمن: اونجا بود که فهمیدم سمور نقره ای واقعاً کی هست. فوق العاده شجاع و یکی از خطرناک ترین مبارزهایی که تا به حال دیدم … اما اینکه همه کارهاش به خاطر پول هست فقط جنبه تظاهر داره … بعضی موقع ها اون از همه چیزش به خاطر عشق مایه میذاره.

  • نام اصلی: سیلور سیبل یا سیلور سیبلینوا
  • رشته تحصیلی: –
  • شغل: رئیس گروه مزدوران وایلد پَک
  • اولین حضور: قسمت ۲۶۵ کمیک اسپایدرمن شگفت انگیز سال ۱۹۸۵
  • بارزترین ویژگی شخصیتی: روحیه و انگیزه به شدت قوی
  • بارزترین ویژگی ابرقهرمانی: هیچ توانایی ابرقهرمانی ندارد

سال ها پیش، پدر سمور نقره ای درکنار دولت کشور خیالی سیمکاریا (منطقه بانات امروزی) تیم وایلد پک را تشکیل داد، مجموعه ای از سربازان حرفه ای که به کشتن تبهکاران نازی می پرداختند. در همان زمان زنش دختری به اسم سیلور به دنیا آمد.

سال ها بعد، دخترک شاهد کشته شدن مادرش توسط تروریست ها بود. سمور نقره ای تمام زندگی اش را صرف یادگیری سلاح های مختلف و مبارزات تن به تن کرد تا آمادگی لازم برای رهبری Wolf Pack را پیدا کند. در نهایت به رهبری سمور نقره ای، این گروه جهانی و تبدیل به منبع درآمدی برای کشور سیمکاریا شد. ولف پک به رهبری سمور نقره ای، برای کمپانی های بزرگ و کشورهای کوچک کارهایی همچون کشتن تبهکاران و پس گرفتن اموال دزدی انجام می دهد.

با وجود تنش هایی که اوایل بین اسپایدرمن و سمور نقره ای به وجود آمد، آن دو با یکدیگر کنار آمده و به هم کمک می کنند. در کمیک کان امسال تایید شد که سمور نقره ای به اسپایدرمن در یک سری ماموریت ها کمک خواهد کرد.

سمور نقره ای یک انسان معمولی است و هیچ قابلیت ابرقهرمانی خاصی ندارد اما هوش و مهارت مبارزاتی به شدت بالای آن باعث شده تا درمقابل ابرقهرمان ها نیز کم نیاورد. انگیزه او به حدی قوی است که در مقابل یک الهه با قدرت های ابرقهرمانی دوام آورد و نگذاشت تا با قدرت هایش افکار سمور نقره ای را به کنترل خود در آورد.

نورمن آزبورن

اسپایدرمن

 به ازای هر فردی که نجات میدی، میلیون ها راه برای مردنش هست

  • نام اصلی: نورمن آزبورن
  • رشته تحصیلی: مهندسی شیمی و برق در دانشگاه امپایر استیت به علاوه تسلط بر تجارت و مدیریت
  • شغل: صاحب و رئیس شرکت Oscorp، صاحب روزنامه دیلی باگل. (در بازی) شهردار نیویوک نیز هست
  • اولین حضور: قسمت ۱۴ کمیک اسپایدرمن شگفت انگیز سال ۱۹۶۴
  • بارزترین ویژگی شخصیتی: عاشق ثروت و قدرت
  • بارزترین ویژگی ابرقهرمانی: ترکیب شیمیایی فرمول گابلین او را به یک ابرقهرمان از همه نظر تبدیل کرد

اکثر افراد او را در قسمت اول فیلم اسپایدرمن با بازی «ویلم دفو» می شناسند. در دنیای اسپایدرمن، نورمن آزبورن بدون شک جز موثرترین ضد قهرمان ها به حساب می آید و کسی است که واقعاً برای پیتر پارکر چالش درست کرد. نورمن که دید پدرش در تجارت ناموفق عمل کرده، علاقه داشت پای خودش بایستد و امپراطوری خودش را راه بیاندازد. برای اینکار او بعد از مدرسه شروع به کار کرد و وارد دانشگاه شد.

یکی از استادهای او که پروفسور مندل استروم نام داشت، با نورمن دوست شد. آن ها با هم یک شرکت تشکیل دادند و آن را کمپانی شیمیایی آزبورن نامیدند؛ جایی که نورمن بخش تجاری کمپانی را اداره می کرد.

به عنوان فردی که حرص ثروت و قدرت دارد، نورمن تصمیم گرفت تا مندل را از کار برکنار کرده و کنترل شرکت را به دست بگیرد. در نهایت مندل به جرم اختلاس بازداشت شد و در نتیجه نورمن به روی کار آمد. او که یادداشت های استروم را می خواند، متوجه یک فرمول مخفی شد که می تواند قدرت های ابرقهرمانی به فرد ببخشد.

بعد از مصرف آن، نورمن به مرور زمان حالت دیوانگی به خودش گرفت. او یادش افتاد که  یک گابلین سبز همیشه در رویاهایی کودکی اش وجود داشته و درنهایت تصمیم گرفت که گابلین سبز شود. به لطف فرمول گابلین، متابولیسم نورمن به طرز وحشتناکی زیاد شد به طوری که زخم های او بعد مدت کوتاهی درمان می شدند اما در کنار قدرت های ابرقهرمانی اش او یک شخصیت جداگانه نیز پیدا کرد.

شخصیت «گابلین سبز» او را از نظر روانی ناپایدار کرد و باعث شد تا بعضی مواقع بسیار عجول برخورد کند و به همین دلیل، اسپایدرمن به راحتی می توانست او را در تله گرفتار کند. نورمن آزبورن پدر یکی از دوستان صمیمی پیتر پارکر، هری آزبورن است و معلوم نیست رابطه پیچیده بین این سه نفر چگونه در بازی پیاده خواهد شد. فقط می دانیم که نورمن شهردار نیویورک است و باید این امکان را در نظر گرفت که گابلین سبز در بازی ظاهر شود.

زن عمو مِی

اسپایدرمن

داستان تو زندگی مردم رو عوض می کنه پیتر! این بزرگ ترین قدرت توعه. اگر نمیخوای بگی به خاطر اینکه میترسی اتفاقی برام بیوفته، باید بگم احمقانس. خونواده منبع قدرته نه یک نقطه ضعف. خونواده باید تو رو آزاد کنه نه اینکه دست و پاتو بگیره.

  •  نام اصلی: می پارکر
  • رشته تحصیلی: –
  • شغل: داوطلب در نواخانه F.E.A.S.T و گارسون
  • اولین حضور: قسمت ۱۵ سری کمیک فانتزی شگفت انگیز سال ۱۹۶۲
  • بارزترین ویژگی شخصیتی: مهربان، قوی، حامی، کمی مذهبی
  • بارزترین ویژگی ابرقهرمانی: برای پیتر پارکر مادری کرد

مِی و بن، برادرزاده خود یعنی پیتر یتیم را به فرزندی گرفتند و از او مراقبت کردند. بن در همان ابتدا نسبت به پیتر حس پدرانه پیدا کرد اما مِی تمایل نداشت. زن عمو مِی یادش می آمد که پدرمادرش، او را دلیل نابود کردن ازدواجشان می دانستند. مِی حس کرد پیتر باعث تاریکی رابطه بین خودش و بن شود. به مرور زمان، مِی نیز عاشق پیتر شد و برخلاف انتظار، این پسرک خجالتی توانست رابطه بین زوجین را قوی تر کند. بعد از مرگ بن، مشکلات مالی به سمت پیتر و زن عمو مِی حمله ور شد. پیتر تمام تلاشش را کرد تا این خلا مالی برطرف شود.

زن عمو مِی در نهایت فهمید که برادرزاده شوهرش همان مرد عنکبوتی معروف است. نتیجه آن شد که بحث عمیقی بین پیتر و مِی رخ دهد. آن ها درباره رازهای تاریک زندگیشان صحبت کردند و هر دوی آن ها فهمیدند که قوی تر از چیزی هستند که طرف مقابل فکر می کرد. او مدتی در شرکت F.E.A.S.T کار کرد؛ شرکتی که  آقای منفی رئیس آن بود.

Mister Negative

اسپایدرمن

به نظر می رسه من یه کار غیرقابل تصور انجام دادم که هیچکی توانایی اونو نداشته؛ من باعث شدم موتور کمدی بازی بی وقفه (اسپایدرمن) رو خاموش کنم! هه هه.

  • نام اصلی: –
  • رشته تحصیلی: –
  • شغل: رئیس نواخانه نیکوکاری F.E.A.S.T و رئیس گروه های بزرگ تبهکار
  • اولین حضور:  قسمت ۵۴۶ کمیک اسپایدرمن شگفت انگیز سال ۲۰۰۸
  • بارزترین ویژگی شخصیتی: دارای دو پرسونا یا شخصیت، یکی بسیار خیر و نیکوکار و دیگری بسیار بی رحم و سنگدل
  • بارزترین ویژگی ابرقهرمانی: قدرت بدنی وحشتناک بالا، توانایی کنترل دو نیروی تاریکی و روشنایی با هم

یکی از مهم ترین شخصیت های بازی اسپایدرمن که در بسیاری از تریلرها خودش را نشان داده است. با آنکه آقای منفی سال ۲۰۰۸ معرفی شده اما به واسطه پتانسیل شخصیتی و گذشته جالبش توانسته نقش خوبی در بازی ایفا کند.

در تریلرها او را به نام مارتین لی می شناسند، اما مارتین لی تنها یک اسم کاذب است. فردی که او را «آقای منفی» می نامند، عضو گروه تبهکاری Snakehead در چین بود که در زمینه قاچاق انسان فعالیت داشت. او تصمیم گرفت که زندگی خود را در راه تبهکاری و در راستای اهداف رئیس گروه یعنی سیلور فنگ (Silver Fang) بگذارد. او که عضو خدمه کشتی «کوه طلایی» بود، مهاجران چینی را به آمریکا قاچاق می کرد.

در یکی از مسیرها، کشتی در نزدیکی ساحل نیویورک نابود شد و تنها کسی که زنده ماند آقای منفی بود. او هویت یکی از برده های فوجین به نام مارتین لی را دزدید. مارتین لی کسی بود که می خواست به آمریکا مهاجرت کند تا به زنش بپیوندد. مارتین لی جدید به مقر گروه اسنیک هد در نیویورک رفت و فهمید همه آن ها کشته شده اند. در نهایت خودش توسط یکی از اعضای گروه تبهکاری ماگیا یعنی Silvermane دستگیر شد.

سیلورمین مارتین لی دروغین را به یکی از شیمیدان های تبهکار، سیمون مارشال تحویل داد. مارشال که روی یک مخدر به نام «D-Lite» برای گروه ماگیا کار می کرد، مهاجران غیرقانونی و نوجوان های فراری را موش آزمایشگاهی خود قرار می داد. از بین تمام این افراد، سه نفر توانستند از آزمایش ها جان سالم به در ببرند: تایرون جانسون، تندی بوئن و مارتین لی کذایی یا همان آقای منفی.

به لطف مخدر دی لایت و ساختارش، هر سه آن ها قدرت های عجیب و غریبی مربوط به دو نیروی تاریکی و نیروی روشنایی (Lightforce و Darkforce) به دست آوردند. دی لایت تایرون و تندی را به تیم Cloak and Dagger و لی را به آقای منفی تبدیل کرد. مخدر دی لایت برای هر انسان دو شخصیت مجزا به وجود می آورد: مارتین لی خوش قلب و پرسونای ضدقهرمان آقای منفی.

آقای منفی، خودش را وقف تبدیل شدن به پادشاه تبهکاری محله چینی ها کرد و تصمیم داشت گروه ماگیا را به خاطر کاری که با او کرد، نابود کند. در همان حال، شخصیت مارتین لی از دیدگاه دیگران فردی نیکوکار به حساب می آمد که نواخانه F.E.A.S.T  را که مخفف Food ،Emergency Aid ،Shelter ،Training است، تاسیس کرد.

در همان حال، آقای منفی در محله چینی ها به عنوان رئیس تبهکارها فرمانروایی می کرد. به لطف تیم تبهکاری قوی، آقای منفی از جدیدترین تکنولوژی های مربوط به آدم کشی بهره می برد. لازم به ذکر است که می پارکر یا زن عمو می در نواخانه فیست کار می کند.

یوری واتانابی

اسپایدرمن

سیستم؟ سیستمی که توسط کاغذبازهایی مثل رئیسم و قاضی های فاسدی چون آنسون هاوئل اداره می شه؟ بیا خودت ببین پیتر پارکر. سیستم یه جوک به تمام معنا است، و همیشه بود. من دیگه بابت این قضیه نمی خندم.

  • نام اصلی: یوری واتانابی
  • رشته تحصیلی: –
  • شغل: کاپیتان پلیس مشغول در دپارتمان پلیس نیویورک
  • اولین حضور: قسمت ۶۰۰ کمیک اسپایدرمن شگفت انگیز سال ۲۰۰۹
  • بارزترین ویژگی شخصیتی: معترض به سیستم دولت و طغیان دربرابر آن ها
  • بارزترین ویژگی ابرقهرمانی: تبدیل به ابرقهرمان، Wraith می شود

یوریکو از کودکی دوست داشت مانند کنث واتانابی، پدربزرگش که مدال افتخار پلیس نیویورک را دریافت کرده بود، شود. هنگامی که یوریکو در ارتش خدمت می کرد پدرش که افسر پلیس بود، به جرم رشوه خواری محکوم شد. در نهایت یوریکو عضو پلیس نیویورک یا همان NYPD شد و به مقام کاپیتانی رسید. او در جنگ گروه های تبهکاری همچون ماگیا و آقای منفی به اسپایدرمن کمک کرد اما در نهایت رابطه بین آن ها گسترده تر شد.

یوریکو از تجهیزات میستریو و دیگر ابرقهرمان ها استفاده کرده و تبدیل به شخصیت ابرقهرمانی Wraith می شود؛ کسی که در مقابل تبهکاران می ایستد. نوع شخصیتی که یوری در قالب Wraith پیدا می کند سرکش، عصیانگر، پرخاشگر و جنگجو است تا جایی که اسپایدرمن از او می خواهد راه و روش خودش را عوض کند اما در پاسخ تنها یک مشت سنگین از یوری می خورد.

این احتمال را درنظر بگیرید که یوری در بازی اسپایدرمن فراتر از یک راهنما باشد که تنها صدای او را حین بازی بشنوید. Wraith در جایی که انتظار ندارید خودش را نشان می دهد. Wraith از گاز ترس و بازوچه های خود در نبردها استفاده می کند.

کینگ پین

اسپایدرمن

سال نو مبارک آقایان، شما اخراجید … (خطاب به زیردستش) همه شان را بکش!

  •  نام اصلی: ویلسون گرنت فیسک
  • رشته تحصیلی: خودآموزی در رشته علوم سیاسی سطح کالج
  • شغل: شهردار سابق نیویورک، رئیس گروه های تبهکار، دارای چند شرکت تجاری قانونی، سازماندهی کارهای غیرقانونی
  • اولین حضور: قسمت ۵۰ کمیک اسپایدرمن شگفت انگیز سال ۱۹۶۷
  • بارزترین ویژگی شخصیتی: جاه طلب، دارای نظم و ثبات خاص، ورزشکار 
  • بارزترین ویژگی ابرقهرمانی: بدنساز حرفه ای، سابقه ورزش در المپیک، فوق العاده در مبارزات تن به تن و رشته های رزمی

ویلسون فیسک یا کینگ پین معروف، در اوایل بازی اسپایدرمن خودش را به عنوان باس اول بازی معرفی می کند. بعد از یک نبرد سخت و هیجانی، پیتر ویلسون را شکست داده و او را به پلیس تحویل می دهد. ویلسون می گوید که تا ماه دیگر نیویورک وارد هرج و مرج می شود و زیردستانم من را از این وضعیت نجات خواهند داد. اسپایدرمن قضیه را جدی نمی گیرد اما می توان گفت، جرقه اصلی داستان با این شخصیت عظیم الجثه کچل رخ می دهد.

اطلاعات چندانی از کودکی ویلسون در دسترس نیست. او خودش را به عنوان کودکی «منفور و چاق ِ زننده» تعریف می کند که می خواست یک بدنساز حرفه ای شود. به دلیل فقر وحشتناکی که گریبانگیرش شده بود، ویلسون مجبور می شود در دوازده سالگی اولین قتل خود را انجام دهد.

از همان اول کینگ پین تمام تلاشش را کرد در هر چیزی که انجام می دهد، بهترین باشد و اعتقاد داشت که آمادگی فیزیکی برای موفقیت در دنیای زیرزمین و خلافکارها بسیار لازم است. به همین دلیل، او شبانه روز بدنسازی و دفاع شخصی کار می کرد و تمرکزش را روی ورزش ژاپنی سومو گذاشت. علاوه بر علاقه ای که به تمرین های بدنی داشت، فیسک فهمید که فاکتور هوشمندی چقدر می تواند در زندگی موثر باشد.

به دلیل فقر خانوادگی، خرج تحصیل فیسک تامین نمی شد؛ به همین دلیل او تصمیم گرفت خودش آموزش ببیند. منبع اصلی او کتابخانه ها و کتابفروشی ها بودند که فیسک یا کتاب قرض می گرفت و در مواقع نیاز دزدی هم می کرد. با وجود آنکه فیسک اطلاعات زیادی درباره هنر و علم کسب کرد، در نهایت به علوم سیاسی علاقه مند شد. او فهمید که یکی از راه های موفقیت در رهبری گروه های تبهکاران، استفاده از تکنیک های سیاستمداری است.

ویلسون توانایی فوق العاده ای در مبارزات تن به تن داشته و روی ورزش های کشتی سومو، جودو و هاپکیدو تسلط دارد. مهارت مبارزه و چابکی غیرعادی اش با توجه به جثه بزرگی که دارد، باعث می شود حتی اسپایدرمن در مبارزات تن به تن مقابل او کم بیاورد، با وجود آنکه کینگ پین قدرت ماور الطبیعه ای ندارد. کینگ پین این توانایی را دارد که ۸ فرد ماهر در مبارزات رزمی را در عرض ۱۷ ثانیه بکشد.

فیسک یک نابغه تبهکار است و در سازماندهی و مدیریت، بسیار خودش را خوب نشان داده. او زیردستان، دانشمندان و حتی ابرقهرمان های زیادی زیر دست خود دارد طوری که همه آن ها به کینگ پین وفادار هستند؛ چه به خاطر ترس و چه به خاطر علاقه خودشان، چه هر دو. بد نیست بدانید که او به زبان های انگلیسی، اسپانیایی، ماندارین، ژاپنی، روسی و چند زبان دیگر تسلط کامل دارد.

اسکورپیون

اسپایدرمن

پارکر، چرخ زندگی باعث شده دوستان زیادی رو با دست خودت زیر خاک دفن کنی؛ درست نمی گم؟

  • نام اصلی: مک دونالد گارگان
  • رشته تحصیلی: تا دبیرستان درس خواند
  • شغل: مزدور، قاتل، کارآگاه خصوصی، مامور حرفه ای شرکت آلکمکس، مامور دولت آمریکا و عضو فرقه تبهکاری گربه مشکی
  • اولین حضور: قسمت ۱۹ کمیک اسپایدرمن شگفت انگیز سال ۱۹۶۴
  • بارزترین ویژگی شخصیتی: نفرت، انتقام، شمّ کارآگاهی
  • بارزترین ویژگی ابرقهرمانی: قدرت بدنی بالا، دارای لباس و توانایی های یک عقرب

مک گارگان فردی بود که به عنوان کارآگاه خصوصی توسط رئیس روزنامه دیلی باگل، جی.جیمسون استخدام شد تا بفهمد پیتر پارکر چگونه عکس های فوق العاده از مرد عنکبوتی می گیرد. تلاش های گارگان برای پیدا کردن پیتر و یافتن حقیقت هیچ وقت به نتیجه نرسید، چون پیتر با استفاده از Spider Sense یا حس عنکبوتی متوجه حضور او می شد و از مهلکه در می رفت.

جیمسون که از این موضوع ناامید شده بود، تصمیم گرفت ۱۰ هزار دلار به گارگان بدهد تا سوژه یک آزمایش توسط دکتر استیل ول شود. دکتر فارلی استیل ول که محقق حیوانات جهش یافته بود، می خواست ویژگی های شخصیتی یک حیوان خاص را به سوژه آزمایشگاهی اعطا کند.

متاسفانه این روند منجر به از دست دادن سلامت عقلی گارگان، و ظهور یک تبهکار ضدقهرمان جدید به نام اسکورپیون یا عقرب شد. سال ها است که اسکورپیون با اسپایدرمن می جنگد. بیشتر جنگ های بین این دو منجر می شد تا اسپایدرمن جیمسون را نجات دهد؛ کسی که اسکورپیون به شدت از آن متنفر بود. حتی یک بار اسکورپیون تصمیم گرفت تا در روز عروسی جیمسون، او را بکشد اما اسپایدرمن این اجازه را به او نداد.

اسکورپیون می تواند تا ۱۵ شی را بلند کند. از درخت گرفته تا ماشین های بزرگ، همه برای اسکورپیون نوعی اسلحه به حساب می آید. او بارها نشان داده که از نظر قدرتی می تواند بر اسپایدرمن غلبه کند. اسکورپیون با مشت خود روی دیوارها سوراخ ایجاد کرده و به عنوان تکیه گاه دستی از آن استفاده می کند، اما همانند اسپایدرمن می تواند به راحتی روی دیوار راه رود. اگر گارگان از لباس اسکورپیون خود بیرون آید، درجا می میرد.

شوکر

اسپایدرمن

 هی تو! شوکر می خواد یه میلیونر بشه – پس سریع کارتو بکن

  • نام اصلی: هرمان شولتز
  • رشته تحصیلی: تا دبیرستان درس خواند – آموزش دیده در زمینه مهندسی برق
  • شغل: آدمکش، رئیس یک گروه تبهکار
  • اولین حضور: قسمت ۴۶ کمیک اسپایدرمن شگفت انگیز سال ۱۹۶۷
  • بارزترین ویژگی شخصیتی: عاشق کار با وسایل برقی، دارای اعتماد به نفس پایین
  • بارزترین ویژگی ابرقهرمانی: دستکشی که درست کرده، شوک برقی قوی تولید می کند

پدر مادر هرمان شولتز زمانی که برادر کوچکترش بچه بود، فوت کردند. از کودکی، شالتز وارد دنیای تبهکاران شد اما فهمید چندان در این کار خوب نیست چرا که به دفعات زیاد دستگیر می شد.

در یکی از تلاش های ناموفقش برای دزدی، هرمان به یک زندانی که مانند یک کارگاه بود، منتقل شد. در آنجا سعی می کرد از منابع اطرافش برای ساخت یک دستکش استفاده کند؛ دستکشی که امواج کوبشی یا شوکی برقی تولید کرده و به راحتی گاوصندوق ها را باز می کند. همین موضوع باعث شد تا شوکر تبدیل به مرد تحت تعقیب شماره یک دولت شود.

شوکر می تواند از طریق واحد های ویبرو-شاک موجود روی دستش به دشمنان شوک برقی وارد کند اما به دلیل آنکه امواج ساطع شده فوق العاده قوی بود، مجبور شد از یک لباس ایزوله خاص استفاده کند. هنگامی که برای اولین بار تحت نام شوکر با اسپایدرمن – که در آن مبارزه از شکستگی دست رنج می برد- روبرو شد، او را شکست داد. در اوایل کار شوکر به عنوان یک دزد یا زیردست رئیس گروه های تبهکاری همچون سیلور مین کار می کرد.

رینو

اسپایدرمن

همه اینا به این خاطر اتفاق افتاد که من سعی کردم طوری وانمود کنم که نیستم … من هیچ وقت بابت این قضیه تو رو نمی بخشم. 

  • نام اصلی: الکسی میخایلوویچ سیستویچ 
  • رشته تحصیلی: –
  • شغل: تبهکار حرفه ای، عضو سابق تیم امنیتی کازینو ها
  • اولین حضور: قسمت ۴۱ کمیک اسپایدرمن شگفت انگیز سال ۱۹۶۶
  • بارزترین ویژگی شخصیتی: هوش پایین که علت وفاداری بالای اوست، علاقه به کسب پول برای خود و خانواده
  • بارزترین ویژگی ابرقهرمانی: غول آسا، تحت تاثیر آزمایش های پرتو گاما قدرتمندتر شد، دارای لباس مخصوص

الکسی سیستویچ یکی از قلدرهای مافیای روسی بود که می خواست پول بدون دردسر به دست بیاورد. به دلیل علاقه وافرش به پول و قدرت، الکسی راضی شد تا خودش را قربانی یک سری آزمایش های شیمیایی و پرتوزا کند. بعد از ماه ها آزمایش، الکسی تبدیل شد به ماموری با قدرت فرا انسانی که تحت نظر جاسوس های حرفه ای کار می کرد. این کار بیشتر برای حمایت از خانواده اش بود.

زره بسیار قدرتمند الکسی، که برای همیشه او را می پوشید، براساس مدل یک کرگدن طراحی شده. دو دانشمند به نام ایگور و جورجی این فرم را انتخاب کردند، به دلایلی همچون تاثیرات بصری روی دشمنان و سمبلی از گرکدن؛ حیوانی که نمایانگر تکامل چندین نسل حیوانات بود تا به نهایی ترین فرم زره در نبردها برسد. آن ها الکسی را به خاطر فیزیک عضله ای و هوش پایین انتخاب کردند. هوش پایین الکسی علت اصلی وفاداری بالای او بود.

تمام ویژگی های ابرقهرمانی رینو منوط به آزمایش های مربوط به تابش پرتو گاما است. تابش های انفجاری پرتوها ساختار سلولی او را بهینه و بیش از صد کیلو ماهیچه و استخوان به بدن او اضافه کرد. بعد از سال ها، به دلیل تکرار این روند قدرت رینو قوی تر از حالت اولیه خود شد.

حتی بدون لباسش، بدن رینو به شدت در برابر جراحت فیزیکی مقاوم است. او می تواند در مقابل تیرهای با کالیبر بالا مقاومت کند، تحت سرما و گرمای بی رحمانه قرار بگیرد، از ارتفاعات بلند بدون هیچ مشکلی سقوط کند و حتی در مقابل سلاح ضد تانک دوام بیاورد.

لباس رینو قدرت فیزیکی اش را چند برابر می کند به طوری که می تواند در مقابل انفجار یک تن TNT زنده بماند و حتی دمای بین -۵۰ درجه تا ۱۰۰۰ درجه فارنهایت را بدون هیچ مشکل تحمل کند. جدا از مسائل دفاعی، دو شاخ روی سر رینو قرار دارد که می تواند به یک قطعه فلز مقاوم تا ۵ سانتی متر نفوذ کند.

کرکس

اسپایدرمن

با Daredevil جنگیدم،  عضو گروه Sinister Six بودم. سریع تر، قوی تر و باهوش تر از صدها فرد همسن خودم هستم. یه احمق با هفت تیر نمی تونه منو از پا در بیاره.

  • نام اصلی: آدرین تومز
  • رشته تحصیلی: کارشناسی ارشد مهندسی برق
  • شغل: بازاری، مخترع، سابقاً مهندس برق بوده، تبهکار
  • اولین حضور: قسمت دوم سری اسپایدرمن شگفت انگیز سال ۱۹۶۳
  • بارزترین ویژگی شخصیتی: نابغه
  • بارزترین ویژگی ابرقهرمانی: پرواز، افسار الکترومغناطیسی

آدرین تومز جوان خانواده اش را در کودکی از دست داد و توسط برادر بزرگش مارکوس بزرگ شد. در مدرسه خودش را نشان داد و استعدادش زبانزد معلم ها شده بود. برادرش در یک سانحه موتورسواری، به پاراپلژی( نیم تنه پایین کاملاً فلج است) مبتلا شد و به همین دلیل آدرین مسئولیت او را برعهده گرفت.

در بزرگسالی آدرین مخترع شد و به عنوان یک مهندس برق فعالیت می کرد. تومز، با شریک تجاری خود گرگوری بِستمن، شرکت الکترونیکی خودشان را تاسیس کردند. در آنجا بود که تومز اولین افسار الکترومغناطیسی خود را اختراع کرد که منجر به پرواز شخص می شد. شوق و ذوق تومز بعد از آنکه فهمید بستمن از شرکت اختلاس می کند، زود فروکش کرد. وقتی این دو با هم برخورد فیزیکی داشتند، تومز متوجه شد که افسار او را قدرتمند کرده است. بستمن تومز را بابت حمله به او اخراج کرد و کنترل کل کمپانی را در دست گرفت.

تومز دوره بازنشستگی خود را در جزیره استتن آغاز و روی بهینگی افسار خود کار کرد. هنگامی که فهمید بستمن تصمیم به فروش B+T (یکی از محصولات شرکت) دارد، به عنوان شخصیت کرکس یا Vulture وارد دفتر بستمن شد و پول هایش را برداشت. او که از کار خود لذت برد، تصمیم گرفت به زندگی خود در لباس کرکس ادامه دهد.

آدرین افسار الکترومغناطیسی خود را طوری طراحی کرده که بتواند با سرعت ۹۵ مایل بر ساعت پرواز کند. ژنراتور ضد جاذبه ای که به لباس پرواز او وصل شده، به او این امکان را می دهد که همانند پرنده در هوا شناور باشد. علاوه بر این دو مورد، افسار به او قدرت و توانایی یک ابرقهرمان را هدیه کرد.

الکترو

اسپایدرمن

جواهر! پول! مهم نیست که چقدر درآوردم، من بازم میخوام! با قدرتی که دارم، نمی ذارم هیچکی جلودارم باشه.

  • نام اصلی: مکسول دیلان
  • رشته تحصیلی: دبیرستان
  • شغل: سابقاً سیم کش هوایی بود. تبهکار حرفه ای
  • اولین حضور: قسمت ۹ کمیک اسپایدرمن شگفت انگیز سال ۱۹۶۴
  • بارزترین ویژگی شخصیتی: ترکیبی از سه گناه کبیره غرور، شهوت و طمع او را تبدیل به الکترو کرد
  • بارزترین ویژگی ابرقهرمانی: توانایی ذخیره و آزادسازی مقدار زیادی الکتریسیته

الکترو نماد کامل یک شخصیت کلاسیک ضدقهرمان در دنیای کمیک ها است. اتفاقاتی که در کودکی او می افتد، پیرو حادثه ای که منجر می شود قدرت ماورالطبیعه پیدا کند، در نهایت الکترو را می سازد.

مکس کوچک به دلیل مشکلات مالی پدرش، جاناتان، از یک شهر به شهر دیگر منتقل می شد. یک روز جاناتان دیلان اعلام کرد که با یک زن دیگر زندگی خواهد کرد، پس آنیتا و مکس را تنها گذاشت. این موضوع باعث شد تا آنیتا نسبت به تربیت فرزندش به شدت محافظه کارانه برخورد کند. بعد از آنکه مکسول فارغ التحصیل شد به مادرش گفت که می خواهد در دانشگاه مهندسی برق بخواند. آنیتا که نمی خواست فرزندش مثل جاناتان یک بازنده باشد، به پسرش دروغ گفت و اعلام کرد کالج مکسول را قبول نکرده است.

به ازای آن پیشنهاد داد که در یک کمپانی الکتریکی محلی کار کند، پس  تصمیم گرفت سیم کش هوایی شود؛ کسی که وظیفه سیم کشی تیرهای برق را برعهده دارد. هنگامی که مکسول ۲۴ سال داشت مادرش براثر حمله قبلی فوت کرد. بعد از آن مکسول یک شغل ثابت در کمپانی الکتریکی پیدا کرد اما درآمدش بسیار کم بود. مکسول با حسابدار شرکت، دختری به نام نورما لین قرار ملاقات می گذاشت که در نهایت منجر به ازدواج آن دو شد.

مکسول زنی همچون مادرش نمی خواست اما نورما همان رفتارها را می کرد. نورما یک خانه بزرگ و یک شوهر با درآمد بالا می خواست و عدم توانایی مکسول در تغییر شغل از سیم کش به یک شغل بهتر را سرزنش می کرد. در مدتی کوتاه نورما از مکسول جدا شد و با مهندسی ازدواج کرد که تامین کننده خواسته های او بود. تکرار رابطه شکست خورده پدر و مادر مکسول که هر دوی آن ها از پول و ثروت نشات می گرفت، منجر شد تا مکسول وارد کارهای غیرقانونی شود.

او به دنبال زن دیگری رفت که می توانست با پول آن را کنترل کند تا دیگر اتفاقات گذشته تکرار نشود. تلفیق دو گناه غرور و شهوت به همراه طمع باعث شد تا شخصیت مکسول تغییر کند. روزی یک سیم کش هوایی به دردسر می افتد و دیلون تصمیم می گیرد او را نجات دهد، به شرط آنکه فرد درباره عمل قهرمانی دیلان با رئیس شرکت الکتریکی صحبت کند تا شاید شغل بهتری به او بدهد. در این حین یک رعد و برق عجیب به زمین برخورد می کند و باعث می شود سیم کش تعادل خود را از دست داده و براثر برخورد با زمین بمیرد.

مکس دیلان هنگامی که سیم های متصل به قرقره تیر برق را دست زد، رعد و برق رخ داد و به او توانایی ابرقهرمانی بخشید. میدان مغناطیسی ایجاد شده روی سیستم عصبی مکس تاثیر گذاشت و او را تبدیل به یک خازن زنده کرد. الکترو می تواند انرژی الکتروستاتیکی تولید کند (ده هزار ولت بر دقیقه) و خودش ۱۰ میلیون ولت انرژی برق ذخیره کند. الکترو می تواند با فکر خودش میزان دیشارژ خود را کنترل کند؛ از یک ولت گرفته تا ۱۰ میلیون. الکترو می تواند از بدنش به عنوان یک انتقال دهنده برق استفاده کند.

تَسک مستر

اسپایدرمن

من یه مشکل حافظه ای دارم. فقط با دیدن حرکات یک فرد، همه اون رو حفظ می کنم. این مقدار اطلاعات خیلی زیاده، خیلی بیشتر از چیزی که مغزم بتونه ذخیره کنه. پس … من خیلی چیزارو از یاد می برم، چیزایی که مربوط به مبارزه و بقا نیستند. مردم، مکان ها … من حتی نمی دونم هفته پیش چیکار کردم. تا دوشنبه، من شاید هیچ وقت این گفت و گو رو یادم نمونه. من می خواستم باهات مبارزه کنم چون … فکر کردم اگر من حرکات تو رو به یاد داشته باشم، شاید شخصیت و هویت خودت رو هم یادم بمونه.

ـ تسک مستر خطاب به فینِس

  • نام اصلی: تونی مسترز
  • رشته تحصیلی: مامور تمرینی گروه S.H.I.E.L.D
  • شغل: قاتل، مزدور، کلانتر، مربی سابق ارتش، آموزش دهنده مبارزات تن به تن (سابق)
  • اولین حضور: سال ۱۹۸۰ در قسمت ۱۹۵ کمیک اونجرز
  • بارزترین ویژگی شخصیتی: حافظه به شدت ضعیف
  • بارزترین ویژگی ابرقهرمانی: حرکات مبارزه ای تمام دشمنانش را حفظ می کند

تونی مسترز هیچ وقت به طور مستقیم در کمیک اسپایدرمن شگفت انگیز ظاهر نشده و حضور او در بازی اسپایدرمن برای طرفداران کمی عجیب بود. هنوز معلوم نیست تسک مستر چه نقشی را در بازی ایفا خواهد کرد اما احتمالاً حضور او به عنوان یک شخصیت فرعی می تواند جذابیت بازی را بیش از پیش افزایش دهد.

تونی مستر در یک ماموریتی به عنوان مامور گروه S.H.I.E.L.D، تحت تاثیر آزمایش نازی ها قرار گرفت (همانند اتفاقی که برای کاپیتان آمریکا افتاد). این آزمایش باعث شد تا تسک مستر بدون انجام هیچ تمرین خاصی، حرکات فیزیکی دیگران را دیده و همانند آن را انجام دهد، هرچقدر که سخت و پیچیده باشد. او قبل از این اتفاق نیز ورزشکار موفقی بود که تحت شرایط فیزیکی بسیار سخت قرار می گرفت. متاسفانه، در ازای هر حرکتی که حفظ می کرد خاطرات شخصی اش پاک می شد که در نهایت، منجر شد زن، مامور همکارش، مرسدس مسترز، و تمام گذشته اش با گروه شیلد را فراموش کند.

مرسدس سیستمی طراحی کرد تا تونی را در راهش راهنمایی و کنترل کند. این موضوع باعث شد تا تسک مستر تبدیل به یک جاسوس دوجانبه شود و از طریق مرسدس برای شیلد کار کند. او حتی نمی داند دقیقاً کیست و خاطره ای از گذشته خود ندارد.

The post نگاهی به تمام شخصیت های حاضر در بازی مرد عنکبوتی appeared first on دیجیاتو.

۸ نکته که پیش از تجربه بازی Marvel’s Spider Man باید بدانید

نیازی به معرفی شخصیت اسپایدرمن یا همان مرد عنکبوتی نیست. در همین ایران کافی است بخواهید برای کودک خود وسیله‌ای بخرید؛ از کیف و جامدادی گرفته تا پتو یا لحاف، همه جا می‌توان  اثری از این ابرقهرمان محبوب پیدا کرد. هیبت مرد عنکبوتی روی بسیاری از اشیا چینی بازار نقش بسته. ظاهر پسرانه و در عین حال ابرقهرمانی آن شاید یکی از مهم ترین دلایل محبوبیت بیش از حد مرد عنکبوتی باشد.

حال به راستی مرد عنکبوتی کیست؟ آیا دو رسانه سینما و بازی ویدیویی توانسته‌اند دین خود را به شخصیتی که در کمیک هایش غوغا به پا کرده ادا کنند؟ شاید ۱۰ یا ۱۵ سال پیش به لطف سه گانه معروف سری اسپایدرمن این جواب یک بله نصفه و نیمه بود، اما در حال حاضر یک نه بزرگ است.

سری بازی‌های اسپایدرمن هیچ وقت باید و شاید خوب ظاهر نشدند. گه‌گاهی عناوین خوبی از آن منتشر می شد که محبوب ترین آن مربوط به کنسول پلی استیشن ۱ است. بعد از آن، بازی های اسپایدرمن همیشه زیرسایه بازی‌های همزمان خود قرار می گرفت.

بعد از انتشار سری عناوین بتمن آرکهام، استانداردهای جدیدی در صنعت بازی های ویدیویی معرفی شد. استودیو راک استدی، سازنده سری بازی بتمن پیام مهمی را به بازی سازان داد: ابرقهرمان ها می توانند در یک بازی ویدیویی «شاهکار» ظاهر شوند.

خیلی ها آن را به واسطه پتانسیل بالای شخصیت بتمن می داستند؛ به هر حال سه گانه معروف بتمن با کارگردانی کریستوفر نولان جز بهترین فیلم های تاریخ سینما محسوب می شود. سه گانه نولان و سه گانه استودیو راک استدی، تصویر فوق العاده ای از بتمن و شهر گاتهام به نمایش گذاشته که هنوز هم می توان از آن لذت برد.

هنوز هم این عقیده وجود دارد که به لطف بتمن و شخصیت های منفی اش، چنین آثاری ساخته شده و همانند آن برای ابرقهرمان های دیگر رخ نخواهد داد. بازی Marvel’s Spider-Man که قرار است تا ۲ هفته دیگر منتشر شود، می خواهد ثابت کند که می تواند شخصیتی فراتر از نقشی روی حوله یا کیف، و شخصیتی فراتر از یک فیلم سینمایی هالیوودی داشته باشد. این بازی می تواند اعتبار از دست رفته این ابرقهرمان فوق العاده دوست داشتنی را بازگرداند. مرد عنکبوتی می خواهد «شاهکار» عمل کند.

اما چگونه؟ با دیجیاتو همراه باشید.

اسپایدرمن

نیویورک علیه اسپایدرمن؛ حضور تعداد بسیاری ضد قهرمان

هر پیش زمینه فکری که از فیلم های سینمایی سری مردعنکبوتی به یادتان مانده را دور بریزید. اما آن هایی که از طریق سینما با مرد عنکبوتی آشنا شده اند با تصویر جدیدی از پیتر پارکر و شخصیت «اسپایدرمن» روبرو خواهند بود.

بازی با یک شروع طوفانی از مبارزه بین اسپایدرمن و ویلسون فیسک یا همان گینک پین شروع می شود؛ به حدی که بازیکن انگار در حال تجربه پایان یک عنوان دیگر است. بعد از نفوذ به برج فیسک و یک مبارزه چند مرحله ای با کینگ پین، اسپایدی موفق به دستگیری ویلسون می شود.

تنها چیزی که در یک بازی اسپایدرمن وجود دارد و در هیچ عنوانی مشاهده نمی شود، قابلیت تاراندازی مرد عنکبوتی است.

هنگام دستگیری کینگ پین، او هشدار می دهد که شهر تا یک ماه دیگر وارد هرج و مرج بزرگی خواهد شد زیرا تعداد بسیاری از مجرمان زیر دست او هستند. اسپایدرمن حرف او را به شوخی می گیرد و نمی داند قرار است چه بلایی سرش بیاید.

از گروه Inner Demons به رهبری Mr.Negative گرفته تا ده ها ضد قهرمان دیگر، همه و همه به دنبال نابودی اسپایدرمن هستند؛ تا جایی که خود اسپایدی در این باره می گوید:«کسی تو این شهر هست که قصد مرگ منو نداشته باشه؟»

سوال مهم این است که چگونه سازندگان می خواهند از این پتانسیل برای روایت یک داستان جذاب استفاده کنند؟ وجود تعداد زیادی ضد قهرمان به هیچ وجه نمی تواند تضمینی برای موفقیت یک داستان سوپرهیرویی باشد.

برای آنکه بازیکن بتواند با اسپایدرمن و شخصیت های دیگر بازی ارتباط برقرار کند باید المان های دیگری را هم در روایت بازی تاثیر داد که مهم ترین آن خود پیتر پارکر است.

اسپایدرمن

در مسیر پختگی؛ چیزی که یک اسپایدرمن کم داشت

در بازی Marvel’s Spider-Man، پیتر پارکر ۲۳ سال دارد و در یک آزمایشگاه به عنوان اینترن کار می کند. او که در حال فارغ التحصیل شدن از کالج است، ۸ سال به عنوان اسپایدرمن در خیابان های نیویورک حضور دارد. باتوجه به تجربه ۸ ساله او، دیگر با اسپایدرمن نوجوان با اعمال بچگانه طرف نیستیم. پیتر پارکر می خواهد شخصیت پخته تری از خود به نمایش بگذارد.

بیل روزمان، رئیس اجرایی شرکت Marvel Games نکاتی را درباره پیتر گفته بود که برایان اینهیتار، کارگردان خلاق بازی آن را در مصاحبه ای عنوان کرد:

هیچ وقت یادم نمی رود، او همیشه روی یک نکته تاکید داشت؛ بهترین داستان های مردعنکبوتی مربوط به آن هایی است که دنیای پیتر پارکر با دنیای مردعنکبوتی رابطه بسیار نزدیکی دارد. این همان چیزی است که سعی کردیم در تک تک جزئیات بازی به اجرا در آوریم.

پیتر پارکر ۸ سال به عنوان اسپایدرمن شهر را نجات می دهد، اما برای اولین بار او متوجه می شود که از طریق شغلش، می تواند تغییری در شهر خود، و دنیا ایجاد کند؛ نه به عنوان اسپایدرمن، بلکه به عنوان پیتر پارکر.

پیتر در پروژه های آزمایشگاهی کار می کند و برخلاف گذشته، دیگر آن گزارشگر فروتن قدیمی نیست که تنها برای پول کار کند؛ بلکه به پیشه اش ایمان دارد. اینهیتار ادامه داد:

او متوجه می شود که می توان به مردم تکیه کرد. هیچ اشکالی ندارد تا از بقیه کمک بخواهی، حتی اگر یک ابرقهرمان باشی.

یکی از افراد بسیار تاثیرگذار در روند زندگی پیتر پارکر، مربی اش است که هنوز نامی از آن به میان نیامده. رابطه بین پیتر و مربی، چیزی است که استودیو اینسومنیاک می خواهد روی آن تمرکز کند. به مرور زمان، پیتر پارکر تبدیل به فردی می شود که خودش توانایی تربیت دیگران را دارد. او یاد می گیرد که چه زمانی به حرف بقیه گوش کرده و به آن ها اعتماد کند.

بازی Marvel’s Spider-Man در برهه ای از زمان رخ می دهد که پیتر پارکر به این موضوع فکر می کند که آیا به عنوان یک دانشمند می تواند بیشتر به بشریت کمک کند یا به عنوان یک اسپایدرمن؟

سوالی است که یک جواب قانع کننده و درست، می تواند پختگی و عمق داستان را چندبرابر کند.

اسپایدرمن

نزدیکان پیتر پارکر به کمک اسپایدرمن می آیند

همانطور که گفته شد، سازندگان می خواهند لایه های بیشتری از شخصیت پیتر پارکر را به نمایش بگذارند. یکی از بهترین راه ها برای اینکار، قراردادن پیترپارکر کنار شخصیت های دیگر است. مری جین، معشوقه پیتر پارکر، مایلز مور، دوست صمیمی او و در نهایت May Parker یا همان عمه می جزو افراد نزدیک به پیتر پارکر به حساب می آیند که در داستان نقش کلیدی دارند.

مری جین، برخلاف چیزی که در فیلم های سینمایی اسپایدرمن مشاهده شده، شخصیتی پیچیده و جذاب دارد. او دخترکی نیست که اسپایدرمن به نجات او بیاید. رابطه پیچیده او با پیترپارکر مسئله ای است که چندان به آن در فیلم ها پرداخته نشده.

مری جین که گزارشگر روزنامه Daily Bugle است، در ماموریت ها به مردعنکبوتی کمک می کند. در کمیک ها، مری جین کسی بود که پیتر را به پوشیدن لباس اسپایدرمن به شدت تشویق می کرد، و از او می خواست دست به کار شود.

اسپایدرمن

همین موضوع در بازی ویدیویی مردعنکبوتی نیز صدق می کند. شما در Marvel’s Spider-Man کنترل مری جین را به عهده گرفته، در ماموریت های خاصی به اسپایدرمن کمک می کنید. گیم پلی مخفی کارانه، به همراه المان های معمایی و پازل می تواند مکمل خوبی برای گیم پلی پر زد و خورد اسپایدرمن باشد.

مایلز مورالز یکی از مهم ترین شخصیت های دنیای اسپایدرمن است. افرادی که کمیک این سری را خوانده اند به خوبی بر نقش او واقف اند. برای دیگر افراد، باید عنوان کرد مورالز یکی از دوستان نزدیک پیتر پارکر به حساب می آید و در ساخت گجت ها و تجهیزات به شما کمک خواهد کرد.

عمه داغدار پیتر پارکر یعنی عمه می، در شرکت F.E.A.S.T کار می کند؛ همان شرکتی که مارتین لی رئیس آن است. می پرسید مارتین لی چه کسی است؟ همان Mr.Negative که جزو ضدقهرمان های کلیدی بازی به حساب می آید. این قضیه احتمال وجود یک سری اتفاقاتی جذاب برای ما، و ترسناک برای پیتر پارکر را بیشتر خواهد کرد.

تمام تلاش سازندگان بر این است تا روایت درستی از شخصیت های نامبرده داشته باشند تا علاوه بر غنای داستانی، به شخصیت پیترپارکر ارزش بیشتری بدهند.

بتمن به خاطر ضدقهرمان هایش دوست داشتنی تر شد. خوشبختانه، پیترپارکر دوستان زیادی هم دارد؛ پس چه بهتر که روی آن ها هم تمرکز کرد.

اسپایدرمن

… و نیویورک زیر تارهایتان است

تنها چیزی که در یک بازی اسپایدرمن وجود دارد و در هیچ عنوانی مشاهده نمی شود، قابلیت تاراندازی مرد عنکبوتی است. او همانند یک عنکبوت با پرتاب تار به اشیا برای جلو رفتن و حرکت کردن استفاده می کند. همانطور که یک عنکبوت بین درخت های بزرگ تار خود را درست می کند، مرد عنکبوتی هم بین آسمانخراش های بزرگ نیویوک به بقا و فرمانروایی می پردازد.

وجود تعداد زیادی ضد قهرمان به هیچ وجه نمی تواند تضمینی برای موفقیت یک داستان سوپرهیرویی باشد.

اسپایدرمن تارهایش را به سمت ساختمان ها پرتاب کرده، از آن ها برای بالاتر رفتن استفاده می کند یا از تار متصل به پلتفرم استفاده کرده خود را به سمت آن پرتاب می کند. این قابلیت شاید مهم ترین رکن گیم پلی بازی اسپایدرمن را تشکیل دهد.

بیش از ۶۰ الی ۷۰ درصد بازی شما معلق در هوا و در حال «تار سواری» هستید. بخش اعظم جذابیت صحنه های سینمایی بازی نیز به حرکات آکروباتیک اسپایدرمن با تارهایش وابسته است. اگر این بخش مشکلی داشته باشد یا جذاب نباشد، کل زحمات سازنده تحت الشعاع قرار می گیرد.

سازندگان کاملاً بر این موضوع واقف بوده و توانستند بهترین خروجی ممکن را در بازی اسپایدرمن به نمایش درآورند؛ به گفته آنهایی که نسخه دموی بازی را تجربه کردند، تار سواری در نیویورک فوق العاده لذت بخش است.

در هر ثانیه از بازی انتخاب هایی در بخش های مختلف صفحه به نمایش در می آید و به شما می گوید که با زدن کدام دکمه به کدام پلتفرم تار پرتاب کنید.

خوشبختانه اینکه چگونه پلتفرم ها را انتخاب کرده یا چگونه تارسواری کنید به مهارت خاصی بستگی دارد. علاوه بر سرعت عمل بالا در انتخاب بهترین پلتفرم، شما باید نحوه و زمانبندی صعود و سقوط خود را درست معین کنید.

با اتصال تار به ساختمان و به سمت بالا پرتاب شدن، هنگامی که به نقطه اوج رسیدید باید به سمت زمین سقوط کنید و به لطف جاذبه، سرعت خود را زیاد کنید. شدت و مدت زمان اوج گیری درست می تواند شما را زودتر به مقصدتان برساند.

اسپایدرمن

«چگونه همانند بتمن همه را از پای درآوریم: ویرایش عنکبوتی»

از همان اول که مبارزات بازی به نمایش درآمد همه از شباهت بیش از حد آن به سری بازی بتمن آرکهام گلایه کردند. با وجود آنکه اساس مبارزه با دشمنان از همان بازی بتمن برداشته باشه، اما ساز و کار متفاوت و حتی بهتری دارد.

در ظاهر مبارزات به گونه ای است که بدون تفکر دکمه ها را پشت هم می زنید اما ناگهان دشمنان به شما ضربه می زنند و شما باید جاخالی بدهید. سرعت و چابکی بسیار بالای اسپایدرمن ضربآهنگ مبارزات را زیاد می کند و تعدد دشمنان موجب می شود تا جاخالی دادن ضربات سخت تر از قبل شود.

اشیا محیط مبارزه نقش کلیدی در از بین بردن دشمنان دارد. اسپایدرمن می تواند آن ها را به سمت دشمن پرت کند یا با تار خود دشمنان را با اشیا بزرگ نابود کند. در ماشین، کپسول گاز یا بسته سیمان می تواند سلاح خوبی برای اسپایدرمن به حساب بیاید. خود اسپایدرمن نیز بسیار ماهر است و در انجام حرکات آکروباتیک کم نمی گذارد. حرکات بسیاری برای آزاد شدن وجود دارد که با کسب تجربه و ارتقای شخصیت خود می توانید به مبارزات تنوع بخشید.

اسپایدرمن

چه چیزی غیر از ماموریت های اصلی وقت مان را پر می کند؟

همانطور که گفته شد شما می توانید در بازی تجربه کسب کنید و با استفاده از تجربه، قابلیت های متفاوتی کسب کرده یا مهارت خود را ارتقا دهید.

هر بار که سطح تان بالاتر می رود، در بخش منو تعدادی شرایط برای باز کردن لباس جدید نشان داده می شود. لباس هایی که تا حالا دیده شده شامل لباس نویر، اسکارلت اسپایدر، جنگ مخفی و تعدادی دیگر بودند.

افرادی که موفق به تجربه دموی بازی شدند می گویند هنوز حس می کنند دنیای اسپایدرمن آنقدر زنده نیست.

بیش از ۱۰ ها لباس مختلف وجود دارد که هر کدام قابلیت مخصوصی دارند؛ مثلاً لباس اسکارلت اسپایدر می تواند تصویر هولوگرافیک از شما درست کند تا حواس دشمنان پرت شود.

برای بازکردن لباس ها باید Token جمع آوری کنید. مثلاً، با نابود کردن تبهکاران خیابانی تعداد Crime Token شما بیشتر می شود. برای کسب Landmark Token باید از جاذبه های توریستی و معروف نیویورک عکس بگیرید. اگر مقر دشمنانتان را پیدا کرده و آن ها را نابود کنید به شما Base Token تعلق می گیرد.

یک سری کوله پشتی در جای جای نیویورک وجود دارد که پیتر خیلی وقت پیش آن ها را مخفی کرده بود. با پیدا کردن آن ها می توان Backpack Token به دست آورید.

بعضی از این Token ها طرح های خاصی دارند که می توانند برای طرفداران جذاب باشد؛ مثلاً یکی از آنها مربوط به منوی رستورانی است که پیتر و مری جین برای اولین بار همدیگر را ملاقات کردند.

اسپایدرمن

اسپایدرمن با من سلفی می گیری؟

تا حالا فکر کرده اید چه چیزی باعث می شود تا یک عنوان جهان باز موفق شود؟ جدا از تمام مسائل همچون گیم پلی یا گرافیک، محیط بازی باید واقعاً زنده باشد؛ گویی شما کنترل اسپایدرمن را در یک شهر واقعی با موجودات زنده برعهده گرفته اید. مردم باید نسبت به حرکات و رفتارتان واکنش نشان دهند و طوری طراحی شوند که در حال انجام کارهای روزمره خود هستند.

هنگامی که اسپایدرمن در خیابان ها تاب می خورد، مردم از پایین او را تماشا می کنند. اگر اسپایدرمن به آن ها نزدیک شد به او دست تکان می دهند یا حتی می خواهند با او سلفی بگیرند.

سازندگان اعلام کرده اند که اتفاقات رخ داده در ماموریت بازی، مستقیماً در اتمسفر نیویورک تاثیر می گذارد. با توجه به اینکه بسیاری از بازیکنان برای به دست آوردن Token وقت زیادی را در نیویورک می گذرانند، پس اهمیت آن کم نیست.

این شاید کوچک ترین قدم برای زنده کردن شهر بزرگی همچون نیویورک باشد. افرادی که موفق به تجربه دموی بازی شدند می گویند هنوز حس می کنند دنیای اسپایدرمن آنقدر زنده نیست. باید منتظر ماند و نظر مخاطبان را دید.

اسپایدرمن

ناجی اسپایدرمن بی خوابی است

استودیو آمریکایی اینسومنیاک گیمز یکی از حرفه ای ترین استودیوهای بازی سازی مستقر در کالیفرنیا است. قدیمی ها آن را با سری بازی اسپایرو برای پلی استیشن ۱ می شناسند. افرادی که کنسول پلی استیشن ۳ داشتند مطمئناً با سری Resistance و Ratchet & Clank آشنایی دارند. همه موارد گفته شده جزو انحصاری های بسیار خوب به حساب می آمدند و در سبک خود حرفی برای گفتن داشتند.

آخرین اثر قابل توجه این استودیو بازی Sunset Overdrive است که عملکرد بسیار خوبی روی کنسول ایکس باکس وان داشت و نظر منتقدان را جلب کرد.

سپردن عنوانی همچون اسپایدرمن به این استودیو و سرمایه گذاری سونی روی آن به هیچ وجه بی راه نبوده و مطمئناً تیم خوش ذوق کالیفرنیایی می داند چگونه قهرمان نیویورکی را به دوران اوج خود بازگرداند.

The post 8 نکته که پیش از تجربه بازی Marvel’s Spider Man باید بدانید appeared first on دیجیاتو.

تاریخ انتشار بازی Spider-Man مشخص شد [تماشا کنید]

استودیو اینسامنیاک گیمز اعلام کرد یکی از مورد انتظارترین بازی های انحصاری پلی استیشن ۴ یعنی بازی Spider-Man در تاریخ ۱۶ شهریور ماه سال جاری برای این کنسول منتشر خواهد شد.

همزمان با اعلام تاریخ انتشار این بازی، از نسخه های ویژه این عنوان هم رونمایی شد. این نسخه از Spider-Man که ۸۰ دلار قیمت دارد، شامل دسترسی به DLC های بازی و لباس مخصوص اسپایدرمن برای استفاده در مراحل مختلف می شود.

«شهری که هرگز نمی خوابد» نام یکی از DLC های بازی است که سه فصل جداگانه ای که شامل ماموریت ها، شخصیت ها و لباس های جدید برای مرد عنکبوتی می شوند را به این بازی اضافه می کند. جزییات بیشتر در رابطه با این محتوای قابل دانلود بعداً اعلام خواهد شد.

همچنین یک نسخه کالکتور با قیمت ۱۵۰ دلار برای این بازی وجود خواهد داشت که جدا از محتویات نسخه ویژه، شامل مجسمه ای از اسپایدرمن، کتابچه مخصوص، کتاب هنری بازی، استیل بوک و استیکرهای مخصوص به اسپایدرمن خواهد بود.

بازی Spider-Man

همزمان با مشخص شدن تاریخ انتشار، از طرح روی جلد این بازی نیز رونمایی شد.

البته تمام مجسمه های نسخه کالکتور به طور کامل مشخص نشده اند و به جز مجسمه اسپایدرمن، دو مورد دیگر وجود خواهند داشت که در آینده از آن ها رونمایی می شود. همچنین در صورت پیش خرید هر کدام از نسخه های اسپایدرمن، لباس Spider-Punk، یک آوتار برای PSN، یک تم برای پلی استیشن ۴ و امتیاز مهارت اضافی برای باز کردن قابلیت های جدید اسپایدرمن دریافت خواهید کرد.

پیش از این در دیجیاتو نگاهی به تاریخچه حضور مرد عنکبوتی در بازی های ویدیویی داشتیم. به نظر شما آیا بازی Spider-Man می تواند طلسم شکست مردعنکبوتی در دنیای بازی های ویدیویی طی سال های اخیر را بشکند؟

The post تاریخ انتشار بازی Spider-Man مشخص شد [تماشا کنید] appeared first on دیجیاتو.