بررسی بازی Overkill’s The Walking Dead ؛ برزخ پوچ اورکیل

بعضی وقت‌ها واقعا می‌مانم که در مورد یک سری بازی چطور بنویسم. آخر مگر می‌شود یک بازی آنقدر بد باشد که آدم نتواند حتی از یک ویژگی ساده آن هم به عنوان یک نقطه قوت یاد کند. اما متاسفانه اینطور بازی‌ها وجود دارند و برخی از آن‌ها هم متاسفانه به شدت مورد انتظار هستند. زمانی که Overkill’s The Walking Dead معرفی شد خیلی‌ها برایش سر و دست می‌شکستند و منتظر بودند هر چه زودتر به پای تجربه‌اش بنشینند. اما راستش را بخواهید همان موقعی هم که تریلر گیم‌پلی بازی در جریان برگزاری E3 منتشر شد می‌دانستم که یک جای کار می‌لنگد.

تریلر E3 پر بود از صحنه‌های اکشن و محیط‌هایی که مملو از زامبی‌های درنده بودند اما یک چیز جایش خالی بود؛ قصه گویی و شخصیت پردازی. البته Overkill بعدها سعی کرد این مشکل را با انتشار یک سری تریلر داستانی لاپوشانی کند ولی حقیقتش را بخواهید آن‌ها هم تریلرهایی نبودند که یک فن واکینگ دد را بتوانند مجذوب خود کنند. در ساده ترین حالت هم می‌شد پیشبینی کرد که Overkill برنامه‌ای برای قصه گویی در بازی جدیدش نداشت و فقط از جهان واکینگ دد، تعداد زیادی زامبی‌ بی‌مغزش را قرض گرفته بود.

Overkill’s The Walking Dead با یک قصه کاملا آشنا شروع می‌شود. گروهی به کمپ نه چندان مستحکم شما ریخته‌اند و وعده‌ می‌دهند که در ازای گرفتن نیمی از دارایی‌تان از خیر جان شیرینتان می‌گذرند. البته در آخر شما با این جماعت نه چندان منطقی رو به رو نمی‌شوید و بازی در آن واحد کاراکتری که پیشتر انتخاب کرده بودید را در آغوش سیل عظیمی از زامبی‌ها می‌اندازد که مقابله با آن‌ها کار خیلی دشواری نیست. مرحله اول بازی در ۳ بخش دنبال می‌شود و در هر بخش شما مجبورید مدام زامبی‌های زبان نفهمی که به کمپتان هجوم آورده‌اند را از پیش رو بردارید و درهای شکسته را تعمیر کنید.

در همین حین آرام آرام متوجه می‌شوید که بازی ایرادات عجیب و غریب زیادی دارد. یکی از همین ایرادات عجیب و غریبی که همان اول کار متوجهش خواهید شد، گان‌پلی ضعیف و از مد افتاده بازیست. گان‌پلی Overkill’s The Walking Dead قشنگ شما را به سال‌های دور صنعت گیم و زمانی که پلی استیشن ۲ هنوز با قدرت تمام به راهش ادامه می‌داد می‌برد. Overkill’s The Walking Dead دقیقا همانند یک بازی درجه دویی می‌ماند که در سال ۲۰۰۴ ساخته شده. نه گان‌پلی درست و دقیقی دارد و نه آنقدر گیم‌پلی متنوع و خاصی ارائه می‌دهد که بتواند گیمر را درگیر خود کند.

بازی در نهایت یک کپی به شدت ضعیف از مجموعه لفت فور دد است و تقریبا هیچ حرف جدیدی برای گفتن ندارد. فقط گرافیک بازی را با موتور آنریل انجین ۴ به روز کرده‌اند که از بد روزگار Overkill’s The Walking Dead نمای چندان خوش سیما و جذابی هم ندارد. البته گرافیک بازی در کل بد نیست و می‌شود آن را نسبت به دیگر بخش‌های بازی تحمل کرد. با گذر زمان و پس از پایان مرحله‌ اول بازی، Overkill’s The Walking Dead تازه شما را وارد مراحل اصلی می‌کند. البته مراحلی که متاسفانه هیچ محتوای خاصی برای آن‌‌ها تدارک دیده نشده و شما مدام مجبور به تکرار یک سری کار خاص مثل پیدا کردن فیوز و روشن کردن ژنراتور هستید.

این دسته از ماموریت‌ها آنقدر تکرار و تکرار می‌شوند که دیگر از دستشان سر درد می‌گیرید. همین موضوع به مرور پیشروی در مراحل بازی را به شدت خسته کننده می‌کند. خصوصا اگر بخواهید تنها بازی را تجربه کنید که دیگر کارتان زار است و خیلی زود ظرف همان دقایق ابتدایی مرحله دوم حالتان از بازی به هم می‌خورد. Overkill’s The Walking Dead قطعا یک بازی تک نفره نیست و اگر دوستی ندارید که همراهش به تجربه بازی بنشینید قطعا نباید به سراغ این اثر بروید. گرچه در آخر سرورهای ضعیف و قطع و وصلی‌های پرتکرار بازی شما را مجبور می‌کنند عطای چند نفره بازی کردن را به لقای یکه و تنها ماندن ببخشید و بازی را به شکل نفرت انگیزی تک نفره تجربه کنید.

در یک کلام مشکل اصلی بازی به همین سرورهای ضعیف و قطع و وصلی‌هایی خلاصه می‌شود که مدام در حال تجربه‌شان هستید. باز اگر شاهد چنین مشکلاتی نبودیم، می‌شد کمی به بازی آسان گرفت و روی بسیاری از اشکالات آن چشم بست اما متاسفانه شاهد یک بازی چند نفره هستیم که در صورت ۴ نفره بازی نشدن هیچ تعادل خاصی در گیم‌پلی آن وجود ندارد. به طور کلی تعداد دشمنان و زامبی‌هایی که در جریان بازی با آغوشی گرم به استقبالتان می‌آیند برای ۴ بازیکن در نظر گرفته شده تا اگر کسی خواست Overkill’s The Walking Dead را تک نفره تجربه کند به ساده ترین شکل ممکن به مشکل بخورد. باز باید خدا را به خاطر هوش مصنوعی ضعیف دشمنان شکر کرد و گرنه به هیچ وجه نمی‌شد بازی را با دو یا حتی سه نفر هم به پایان رساند.

متاسفانه بازی به هیچ وجه قواعدش را به خاطر تعداد کمتر بازیکنان تغییر نمی‌دهد و در هر صورت گیمر را مجبور می‌کند با مشکلات متعدد سرور کنار بیاید و نهایتا بازی را در کنار یک سری غریبه که اصلا قادر به صحبت با آن‌ها هم نیست تجربه کند. بله درست خواندید در این فصل از Overkill’s The Walking Dead شما نمی‌توانید با هم تیمی‌ها خود در بازی مکالمه صوتی داشته باشید. این موضوع عجیبی برای یک بازی ذاتا چند نفره به حساب می‌آید و نمی‌شود به راحتی از آن چشم پوشی کرد. البته توسعه دهنده وعده داده که برای فصل بعد این مشکل را برطرف می‌کند اما شاید فصل بعدی Overkill’s The Walking Dead آنقدر بازیکن نداشته باشد که بخواهند با هم تعامل یا صحبتی داشته باشند.

به همه این مشکلاتی که در متن به آن‌ها اشاره کردم، لودینگ‌های به شدت طولانی Overkill’s The Walking Dead را هم اضافه کنید تا بفهمید با چه بازی اعصاب خوردکنی طرف هستید. در نسلی به سر می‌بریم که Red Dead Redemption 2 با آن همه وسعت فقط یک لودینگ طولانی دارد و شما پس از گذشت آن، دیگر به راحتی می‌توانید در جهان بزرگ بازی گشت و گذار کنید و حتی یک لحظه هم معطل لودینگ‌های از مد افتاده نشوید. با این حال، اورکیل کاملا سنتی عمل کرده و گذاشته لودینگ‌ها هم بخشی از جهان خشک واکینگ دد باشند.

این لودینگ‌ها گهگاه ۳ تا ۵ دقیقه به طول می‌انجامند و شما مجبورید حین جا به جایی میان مراحل، بازگشت به کمپ و شروع یک مرحله تازه مدام تحملشان کنید. این رویه آنقدر تکرار می‌شود که به راحتی می‌توانید بین هر مرحله از بازی یوتوب را باز کنید و به تماشای یک ویدیو کوتاه بنشینید. در نسل هشتم این اتفاق عجیبی است اما متاسفانه اورکیل با اقتدار به اصولش پایبند مانده و گذاشته تا لودینگ‌ها خوب برای خودشان جولان دهند.

همانطور که گفتم مشکلات بازی یکی دوتا نیستند که بشود یک نقد معقول در مورد بازی نوشت. آنقدر بازی ایراد دارد که می‌شود از مشکل بزرگی چون نبود داستان و شخصیت پردازی و از آن مهمتر تطابق نداشتن جهان بازی با دنیای غنی واکینگ دد به راحتی گذشت و چیزی از آن‌ها نگفت.

با این حال باز جای شکرش باقیست که بازی به قیمت ۶۰ دلار عرضه نمی‌شود. چه بسا همین ۳۰ دلار هزینه کردن هم برای چنین اثری زیاد است. قطعا پیشنهاد می‌کنم که Overkill’s The Walking Dead را خریداری نکنید. به هیچ وجه نمی‌شود از آن لذت برد. بازی حتی برای یک طرفدار دو آتیشه واکینگ دد هم چیز خاصی برای عرضه ندارد. پس به راحتی بیخیال آن شوید و پولتان را برای تجربه یک اثر غنی‌تر که قدرت سرگرم کنندگی قابل قبولی دارد هزینه کنید.


  • گرافیک نسبتا خوب بازی
  • هوش مصنوعی به شدت ضعیف
  • لودینگ های به شدت طولانی
  • مشکلات سرور و قطع و وصل شدن های پی در پی
  • مطابق نبودن جهان بازی با دنیای واکینگ دد
  • گان‌پلی از مد افتاده
  • متعادل نبودن درجه سختی بازی نسب به تعداد بازیکنان
  • ماموریت‌ های ساده و تکراری
  • مکانیک های تاریخ مصرف گذشته گیم پلی
  • داستان ضعیف و شخصیت پردازی ضعیف تر

The post بررسی بازی Overkill’s The Walking Dead ؛ برزخ پوچ اورکیل appeared first on دیجیاتو.

۵ پیشبینی از طراحی گوشی های هوشمند آینده؛ از کنترل با مغز تا نمایشگر کشسان

اگر در دهه ۸۰ شمسی موبایل می خریدیم نهایت ذوق زدگیمان به عوض کردن زنگ ها محدود بود. برای سال ها سرعت پیشرفت گوشی ها به شدت محدود بود تا به مرور گوشی های هوشمند را ه خود را به بازار باز کردند و به رقابت با هم پرداختند.

گوشی های هوشمند امروزی در کنار نمایشگرهای بزرگ، دوربین های قوی و سیستم های تشخیص چهره سه بعدی حتی می توانند جایگزین بسیاری از کامپیوترها شوند. شاید اگر ۲۰ سال پیش، فردی از موبایل های امروزی برایتان صحبت می کرد تصور می کردید دیوانه است اما هنوز هم این گجت ها جای پیشرفت فراوانی دارند.

گوشی هوشمند آینده

در این مطلب قصد داریم به برخی از ایده هایی که شاید در ۲۰، ۳۰ یا ۵۰ سال آینده شاهد استفاده از آنها در گوشی های هوشمند خواهیم بود بپردازیم.

کنترل گوشی با مغز

در گذشته گوشی ها به کیبوردهای فیزیکی مجهز بودند و حالا امکان تایپ روی صفحات لمسی فراهم شده و حتی می توانید برای فرمان های مختلف از دستیار صوتی گوگل، بیکسبی سامسونگ، سیری اپل و … استفاده کنید. اما شاید روش بعدی برای تعامل با گوشی، کنترل با استفاده از امواج مغزی باشد.

با این فناوری می توانید اپلکیکیشن ها را با کمک مغز خود باز کنید یا یک ویدیو را پخش نمایید. حتی می توانید پیام ها را ویرایش یا ارسال کنید. به نظر می رسد با استفاده از این روش بتوان سریعتر از روش های فعلی گوشی را کنترل کرد. به عنوان نمونه تصور کنید که برای یافتن یک اپلیکیشن دیگر نیازی ندارید در صفحات به دنبالش بگردید.

گوشی هوشمند آینده

اما تا ارائه چنین فناوری که بی نقص کار کند راه طولانی را پیش داریم. با این حال دانشمندان پیشرفت هایی هم در این راه داشته اند. به عنوان نمونه فیسبوک اخیراً تایپ کردن با تفکر را ممکن کرده بود. این سیستم امکان تایپ ۱۰۰ کلمه در هر دقیقه را فراهم می کرد که تقریباً سرعتی ۵ برابر آنچه به طور متوسط با موبایل ها تایپ می کنیم به حساب می آید.

محققانی از MIT هم دستگاه مشابهی به نام AlterEgo را ساخته اند که به کاربران امکان صحبت کردن با دستگاه ها تنها با استفاده از تفکر را می دهد. البته امیدواریم در آینده برای استفاده از چنین دستگاه هایی نیازی به پوشیدن هدست های عجیب و غریب نباشد. انتظار می رود تا ارائه این فناوری دهه ها فاصله داشته باشیم.

شارژ شدن دستگاه ها از راه دور

شارژدهی باتری ها پاشنه آشیل گوشی های هوشمند امروزی هستند. معمولاً در گوشی هایی با باتری های پر ظرفیت از جمله هواوی میت ۲۰ پرو با باتری ۴۲۰۰ میلی آمپر ساعتی، باز هم تنها تا ۲ روز می توانید روی کارایی آن حساب کنید.

یکی از راهکارهای جالب را شرکت Energous ارائه داده که امکان شارژ بیسیم دستگاه ها از فاصله ۹۰ سانتی متری را فراهم می کند. اما تصور کنید این فناوری تا جایی پیشرفت کند که امکان شارژ گوشی از فاصله ای به مراتب بیش از این ممکن شود. به این ترتیب از دردسر شارژرها و سیم های دست و پاگیر راحت می شوید.

گوشی هوشمند آینده

علاوه بر این همین فناوری می تواند در دستگاه های دیگر از جمله لپتاپ های کم مصرف، هدفون های بلوتوث، ساعت های هوشمند و شاید خودروهای الکتریکی کاربرد داشته باشد.

نمایشگرهای کشسان

پیشرفت بعدی در حوزه نمایشگرها قطعا نمونه های انعطاف پذیر هستند. اکنون گوشی هایی تاشویی از جمله فلکس پای و محصول سامسونگ معرفی شده اند. انتظار می رود ال جی و هواوی هم به زودی از محصولات مشابه رونمایی کنند.

اما انقلاب پس از آن می تواند مربوط به گوشی های کشسان باشد. به عبارتی در این گوشی ها به جای اینکه امکان تاشدن نمایشگر وجود داشته باشد می توانید به سادگی نمایشگر را از دو گوشه به صورت مورب یا از دو طرف بکشید تا بزرگتر شود. گوشی هوشمند آینده

یکی از مشکلاتی که ممکن است بر سر راه این فناوری وجود داشته باشد محدودیت کشسانی است. تصور کنید که نمایشگر تا ۵۰ درصد امکان افزایش اندازه داشته باشد، به این ترتیب می توانید یک نمایشگر ۶ اینچی را تنها تا ۹ اینچ بزرگتر کنید.

کار روی چنین نمایشگرهایی از همین حالا هم شروع شده اما تا زمان عرضه چنین گوشی هایی زمان طولانی در پیش داریم. سامسونگ قبلا نمونه اولیه ای از نمایشگر کشسان خود را معرفی کرده است. محققان دانشگاه ایالاتی میشیگان هم اولین برد مدار مجتمع کشسان را تولید کرده اند که می تواند در دستگاه های الکترونیک کشسان آتی به کار رود.

نمایشگرهای OLED در کنار جوهر الکترونیکی

نمایشگر OLED برای نمایش ویدیو یا بازی ها عالی است اما انتخاب چندان مناسبی برای مطالعه نیست. برای این منظور نمایشگرهای با جوهر الکترونیکی (e-Ink) مشابه با کتابخوان های آمازون گزینه های بهتری هستند. با این نمایشگرها می توانید در نور خارجی هم به راحتی به مطالعه ادامه دهید؛ بدون اینکه چشمانتان اذیت شود. علاوه بر این مصرف این نمایشگرها بسیار پایین است.

به نظر می رسد آوردن مزیت های این نمایشگرها به OLED ها غیر ممکن باشد. اگر در گوشی های هوشمند این نمایشگرها با هم ترکیب شوند می توان از مزایای هر دو آنها بهره برد. تصور کنید با یک تنظیم به سادگی بتوانید نمایشگر را از حالت OLED به e-Ink تغییر دهید.

اپل از سال ۲۰۱۱  پتنتی را ثبت کرده بود که اشاره به یک نمایشگر تبدیل پذیر e-Ink/OLED داشت. با این حال متأسفانه هنوز این فناوری را در یک محصول نهایی مشاهده نکرده ایم. البته گوشی یوتافون ۳ در هر طرف خود یکی از این نمایشگرها را دارد.

گوشی هوشمند آینده

ساعت هوشمند موبووی تیک واچ اما راهکار دیگری را در پیش گرفته. برای اینکه مصرف باتری را کاهش دهید می توانید به سادگی نمایشگر گوشی را از حالت OLED به LCD تغییر دهید اما باز هم نمی توان ایده نمایشگر این ساعت را آینده نگرانه و ایده آل به حساب آورد. شاید در دهه های آتی شاهد گوشی هایی با چنین نمایشگرهایی باشیم.

گوشی های هوشمندی که اسمارت فون نیستند

شاید در آینده فرم فاکتور گوشی های هوشمند به طور کلی متحول شود. به عبارتی ممکن است در دهه های آتی شاهد گوشی های هوشمندی باشیم که اساساً با تعریف امروزی ما از این گجت ها تفاوت دارند. شاید گوشی ها ظاهری شبیه به عینک های معمول داشته باشند. مشابه این طراحی را قبلاً در گوگل گلس شاهد بوده ایم که البته چندان هم دستگاه موفقی نبود.

تصور کنید عینک هوشمندتان که قرار است وظایف یک گوشی هوشمند را هم به عهده بگیرد، زنگ بخورد و تصویر تماس گیرنده در مقابل چشمانتان به نمایش در آید. برای پاسخ هم نیاز به هیچ هدفون اضافه ای ندارید. این عینک می تواند صدا را با استفاده از فناوری ویژه ای به استخوان های شما انتقال دهد و شاید حتی از یک فناوری پیشرفته تر به این منظور بهره ببرد. تمامی امکانات این گجت هم با استفاده از واقعیت افزوده در مقابل چشمانتان نمایش داده می شود.

البته قطعاً انتظار داریم این عینک به قابلیت های دیگر از جمله فیلم برداری و ثبت تصاویر هم مجهز باشد. با این گجت می توانید تصویری سه بعدی از فردی که تماس تصویری با او برقرار کرده اید را درست مقابل چشمانتان مشاهده کنید.

گوشی هوشمند آینده

عینک هوشمند اینتل

بسیاری از شرکت ها برای تولید چنین گجتی تلاش کرده اند. علاوه بر گوگل، اینتل هم نمونه ای از محصول مشابه خود را ارائه کرده بود اما متأسفانه در فروردین ماه امسال اعلام شد که برنامه توسعه عینک هوشمند خود را متوقف کرده است. شرکت دیگری به نام North هم با پشتیبانی آمازون در تلاش برای عرضه عرضه عینک ۱۰۰۰ دلاری خود است که خوشبختانه ظاهر عادی دارد. مایکروسافت هم با هولولنز واقعیت ترکیبی را هدف گرفته است.

به نظر می رسد در آینده گوشی های هوشمند (یا هر گجتی که جایگزین آنها شود) بتوانند به صورت مجازی با هر دستگاه دیگری ارتباط برقرار کنند و با نزدیک شدن شما به هر جا همه کارها خودکار انجام شوند؛ وقتی به در نزدیک می شوید، حضور شما تشخیص داده شود و به صورت خودکار باز شود، با دستگاه هوشمند خود به صورت خودکار درب ماشین را باز کرده و موتور را روشن کنید و حتی در فرودگاه ها بلیط شما تشخیص داده شود و درها یکی پس از دیگری باز شوند.

البته همه اینها در صورتی است که دستگاه هوشمند پیشرفته شما دزدیده نشود، چرا که در این صورت احتمالاً پشت همه درها خواهید ماند!

The post 5 پیشبینی از طراحی گوشی های هوشمند آینده؛ از کنترل با مغز تا نمایشگر کشسان appeared first on دیجیاتو.

امن ترین خودروهای جهان در سال ۲۰۱۸؛ مبارزان زندگی بر اساس ارزیابی Euroncap

پس از انتشار نتایج مایوس کننده مربوط به تست تصادف جیپ رانگلر و فیات پاندا، موسسه یورو انکپ اکنون برترین مدل های سال ۲۰۱۸ در هر کلاس را معرفی کرده تا افرادی که به دنبال خودروهای ایمن هستند، آگاهانه تر اقدام به انتخاب کنند.

روشن است که برای اعطای عنوان “بهترین در کلاس”، خودروهای تست شده باید بهتر از رقبای خود عمل کنند. یورو انکپ برای مقایسه این خودروها با یکدیگر از امتیازهای به دست آمده در چهار دسته حفاظت از سرنشینان بزرگسال، سرنشینان خردسال، عابرین پیاده و تجهیزات ایمنی کمکی استفاده می کند.

0f0f059a-lexus-es-euro-ncap-1

بر این اساس در کلاس اتومبیل های خانوادگی کوچک (Small Family Cars)، مرسدس بنز A کلاس به عنوان ایمن ترین خودرو شناخته شده است.

de237a47-mercedes-benz-a-class-euro-ncap-6

این هاچ بک کوچک آلمانی در محافظت از سرنشینان بزرگسال، سرنشینان خردسال و عابر پیاده به ترتیب با کسب امتیازهای ۹۶، ۹۱ و ۹۲ درصد بهتر از تمامی رقبا عمل کرده است. در بخش سیستم ها و تجهیزات ایمنی کمکی هم امتیاز ۷۵ درصد به مرسدس بنز A کلاس اعطا شده است.

در کلاس خودروهای خانوادگی بزرگ (Large Family Car) عنوان ایمن ترین خودرو به لکسس ES رسیده است.

62c94482-lexus-es-euro-ncap-2

این سدان ژاپنی لوکس موفق شده ضمن دریافت ۵ ستاره ایمنی، در بخش محافظت از سرنشینان بزرگسال، سرنشینان خردسال و عابرین پیاده به ترتیب امتیازهای ۹۱، ۸۷ و ۹۰ درصد را از آن خود کند که این ارقام بیشتر از تمامی رقبا هستند. تجهیزات ایمنی انبوه لکسس ES 2019 امتیاز ۷۷ درصد را برای آن به ارمغان آورده اند.

برای نخستین بار، یورو انکپ از بین خودروهای برقی شده (هیبریدی و تمام الکتریکی) نیز ایمن ترین مدل را برگزیده که امسال نسخه هیبریدی ES به این عنوان دست یافته است.

22ea407e-lexus-es-euro-ncap-7

جایزه کلاس خودروهای آفرود بزرگ (Large Off-Roaders) به شاسی بلندی از کره جنوبی رسیده است. در این کلاس کراس اوور هیدروژنی هیوندای نکسو با کسب امتیازهای ۹۴، ۸۷، ۶۷ و ۸۰ درصد برای محافظت از سرنشینان بزرگسال، سرنشینان خردسال، عابرین پیاده و تجهیزات ایمنی کمکی نمایشی بهتر از دیگر رقبا داشته است.

یورو انکپ

گفتنی است از امسال یورو انکپ تست های خود را سختگیرانه تر کرده و با حساسیت بیشتری ستاره های ارزشمند خود را اعطا می کند. میشل ون راتینگن دبیر کل یورو انکپ در این باره گفته:

در سال ۲۰۱۸ ما تست های دشوارتر جدیدی را با تمرکز ویژه بر روی گروه های آسیب پذیرتر که از معابر عمومی استفاده می کنند، معرفی کردیم. امسال برندگان سه مدل برتر در هر کلاس به وضوح نشان می دهند که خودروسازان برای دستیابی به بیشترین سطح ایمنی سخت در تلاش هستند؛ ارزیابی های یورو انکپ مثل یک کاتالیست برای بهبود ایمنی خودروها عمل می کند.

The post امن ترین خودروهای جهان در سال ۲۰۱۸؛ مبارزان زندگی بر اساس ارزیابی Euroncap appeared first on دیجیاتو.

سرویس اشتراک مجله و روزنامه اپل اوایل بهار ۲۰۱۹ عرضه می‌شود

اوایل سال میلای جاری، اپل سرویس اشتراکی مجله‌ها و روزنامه‌ها یعنی تکسچر یا Texture را خریداری کرد و تایید کرد که این سرویس یاد شده تبدیل به بخشی از Apple News خواهد شد. چند ماه پیش بود که اپل پیشنهاد‌هایی برای خرید سرویس‌های اشتراکی به کاربرانش ارائه داد که به آن‌ها دسترسی نامحدود به روزنامه‌ها و مجله‌های روز را می‌داد.

حالا طبق گزارش‌ها به نظر می‌رسد که سرویس اشتراکی Apple News احتمالا اوایل بهار ۲۰۱۹ معرفی خواهد شد. آنطور که اوایل مهرماه شنیده شد، اپل اعلام کرده که صحبت‌هایی با روزنامه‌هایی مطرح مثل نیویورک تایمز، وال استریت ژورنال و واشنگتن پست داشته تا در این سرویس شرکت آمریکایی را همراهی کنند.

تکسچر به ازای دریافت ۱۰ دلار به صورت ماهانه، امکان دسترسی نامحدود به حدود ۲۰۰ مجله و روزنامه‌ی معروف در ایالات متحده را در اختیار کاربرانش قرار می‌دهد. از این بین می‌توان به مجله‌هایی مثل پیپل، رولینگ استون، نشنال جغرافی، جی کیو، اسپورت ایلاستریتد، وایرد، بیزنس ویک، مجله‌ی ESPN و اینترتینمنت ویکلی اشاره کرد.

سیستم اشتراکی یاد شده‌ی شرکت اپل احتمالا یک سرویس خریدنی باشد، اما طبق گزارشات به نظر می‌رسد که برخی از ناشران نسبت به این سرویس و امکان زیان دهی مجله‌ها نگرانی‌هایی دارند. مدیر سرویس‌های اپل یعنی «ادی کیو» با برگزاری نشستی با ناشران مطرح ایالات متحده سعی کرد تا نگرانی‌های یاد شده را برطرف نماید.

از طرفی سیستم اشتراکی در آیفون‌ها و آیپد‌ها می‌تواند باعث شود تا مجله‌ها بیش از گذشته مورد توجه افراد قرار بگیرند. در واقع به میزانی که شاید هیچکدام از این مجله‌ها نتوانند بدون کمک اپل به آن دست پیدا کنند.

۲۰۱۹ برای اپل بیشتر حول سرویس‌های اشتراکی می‌چرخد. طبق شنیده‌ها به نظر می‌رسد که اپل قصد دارد با ایجاد شبکه‌های تلویزیونی اینترنتی شبیه به نتفلیکس وارد این عرصه شود و همچنین با استفاده از ستاره‌هایی مثل اپرا وینفری، جنیفر انیستون و استیو کرل می‌خواهد حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد.

اپل در سال‌های گذشته اواسط اسفند ماه رویداد‌هایی را برگزار کرده است. بنابراین شاید بتوانیم اسه ماه بعد در این باره اطلاعات بیشتری نیز کسب نماییم.

The post سرویس اشتراک مجله و روزنامه اپل اوایل بهار ۲۰۱۹ عرضه می‌شود appeared first on دیجیاتو.

بررسی فیلم Mortal Engines؛ شهرهای متحرک آخرالزمان

پس از اتمام سه‌گانه هابیت‌ها، نام پیتر جکسون کمتر شنیده می‌شد تا اینکه با تریلر و خبر ساخت فیلم Mortal Engines نام پیتر جکسون دوباره سر زبان‌ها افتاد. ولی این بار نه به عنوان کارگردان، بلکه در نقش تهیه‌کننده یک اثر. فیلم Mortal Engines اخیرا روی پرده نقره‌ای سینما به تصویر کشیده شد ولی شاید این سوال برای شما هم پیش بیاید آیا این فیلم فانتزی که نام پیتر جکسون را یدک می‌کشد توانسته از لحاظ کیفی یک اثر پرفروش و صد البته موفق باشد؟

  • کارگردان: کریستین ریورز
  • استودیو تهیه کننده: مدیا کپیتال رایتس، اسکولاستیک پروداکشنز، سیلورتانگ فیلمز
  • بازیگران: هرا هلیمار، هیوگو ویوینگ، استفن لنگ
  • بودجه: ۱۰۰ میلیون دلار

اجازه دهید همین ابتدای بررسی به این نکته اشاره کنیم قصه فیلم از رمانی به همین نام، به قلم فیلیپ ریو (Philip Reeve) برگرفته شده است. ماجرای این رمان و کاراکترهایش صرفا محدود به همین قصه ۲ ساعته نیست و مخاطبین این رمان، در چهار جلد با دنیای استیم‌پانکی که «ریو» خلق کرده، آشنا شده‌اند. پیتر جکسون تقریبا در ده سال پیش، یعنی سال ۲۰۰۹ میلادی رسما اعلام کرد اولین فیلم از این سری رمان محبوب در دست ساخت قرار دارد. به زبانی ساده‌تر می‌توان گفت نزدیک به ۱۰ سال طول کشید تا اولین فیلم از این سری به مرحله اکران برسد.

داستان در دنیای پساآخرالزمانی روایت می‌شود ولی این بار متفاوت از آن چیزی که تا به امروز تصور می‌کردیم. آخرالزمان در این جهان خیالی، تنها در شصت دقیقه رخ داده و بنا به وقایع طبیعی مثل زلزله و طغیان آتش‌فشان‌ها، کره زمین با خاک یکسان شد. بشر برای بقا دست به دامان دانشمندی به نام نیکلاس کِرک شد که در نظر داشته شهر لندن را روی چرخ‌ها به حرکت در بیاورد و در بطن شهر، موتورهای غول‌پیکری قرار دهد تا شهر برای جنبش، جان بگیرد. اینگونه شد که شهر لندن به تحرک افتاد و شهرهای کوچک‌تر را یکی پس از دیگری نابود کرد تا در راس چرخه بقا باقی بماند. با این اوصاف تکنولوژی نیکلاس کرک بنا به دلایلی که هنوز در فیلم به آن اشاره درستی نشده، در دیگر قسمت‌های دنیا به جز قاره آسیا که اعتقادی به این تکنولوژی نداشته، منتقل شد تا شهرهای متحرک دیگری جهت مقابله با لندن تشکیل شود. مردمان آسیا سیاستی برخلاف آنچه غرب در پیش گرفته، در دستور کار خود قرار داده و در صدد ادامه همان جامعه قدیمی بشریت بودند.

بررسی فیلم Mortal Engines

این گنده‌بک، شهر لندن تو دنیای آخرالزمانیست که در رمان Mortal Engines توصیف شده. شهر غول‌پیکری که روی چندین و چند چرخ حرکت می‌کند.

شخصیت‌های اصلی تک‌بعدی نیستند اما دیالوگ‌گویی‌ها به شدت کلیشه‌ای و چه بسا قابل پیش‌بینی از آب درآمده است.

جامعه‌ای که در لندن می‌بینیم به چهار فرقه تقسیم‌بندی شده است. عده‌ای تاجر هستند و عهده‌دار گرداندن چرخ اقتصاد. عده‌ای دیگر مهندس، که از نام‌شان مشخص است مسئولیت راه‌اندازی و جنبش شهر به گردن‌شان است. عده‌ای نیز ناوبر هستند تا مسیر درست را برای حرکت شهر شناسایی کنند. اما چهارمین و شاید پراهمیت‌ترین فرقه، مورخین باشند. افرادی که مسئولیت اکتشاف و جمع‌آوری اشیای مصنوعی و باستانی را بر عهده دارند. رهبر کل این شهر متحرک هم کسی نیست جز مگنوس کرام که ریاست فرقه مهندسین را نیز برعهده دارد.

و اما قصه از یک نبرد دیدنی و هیجان‌انگیزِ لندنِ غول‌پیکر با شهری کوچک‌تر آغاز شده و در همان سکانس ابتدایی، نطفه یک جریان پرتنش شکل می‌گیرد. در عرض چند دقیقه کاراکترها عرض اندام می‌کنند و ما تا حدودی در می‌بریم با چه شخصیت‌هایی روبه‌رو هستیم. جریان قصه با سو قصد هستر شاو (هِرا هیلمار) به جان تادئوس ولنتاین، رئیس فرقه مورخین شروع می‌شود که یک مورخ تازه‌کار و نوجوان به نام تام ناتس‌ورتی (رابرت شیهان) به دنبال هستر میفتد. دخترک در آخرین ثانیه‌های فرار، اطلاعاتی مختصر از خودش می‌دهد که تام با منعکس کردن این اخبار به ولنتاین، رسما امضای مرگ خودش را امضا کرده و ولنتاین وی را از لندن به بیرون پرتاب می‌کند. هدف قصه فیلم در بازگشت دو کاراکتر تام و هستر به لندن و انتقام از ولنتاین خلاصه می‌شود.

بررسی فیلم Mortal Engines

شهر لندن برای تامین میزان سوخت برای حرکت، سایر شهرهای کوچک‌تر را می‌بلعد. نمایی از بلعیدن را در این قاب تصویر می‌توانید مشاهده کنید.

استیم‌پانک، به عنوان یک زیر ژانر بسیار پرطرفدارِ ژانر علمی تخیلی محسوب می‌شود و فیلم Mortal Engines با تمرکز بر ویژگی‌های این زیر ژانر توانسته یک اثر قابل قبول باشد. هر چند این فیلم کمی به سبک سایبرپانک نیز شباهت دارد. چرا که این زیر ژانرِ علمی تخیلی، بر حوادثی در آینده دلالت دارد و معمولا در بطن ماجرا، دو جامعه با سطح بالا و پایین در کنش و واکنش با یکدیگر حضور دارند. گویا نویسنده این رمان سعی کرده از عناصر هر دو زیر ژانر برای قصه‌گویی‌اش بهره ببرد ولی برخلاف رمان، چهره لندن بیشتر همان پوسته استیم پانک را می‌پذیرد و کارگردان تلاش می‌کند فیلم در این راستا پرورش یابد.

تعامل بین تام و هستر در اوایل کمی شتاب‌زده بوده اما وقتی هستر به تدریج قصه زندگی‌اش را برای تام تعریف می‌کند، شخصیت‌پردازی‌ها جنبه دیگری پیدا می‌کنند. این همان چیزی است که شخصیت‌های اصلی دنیای فیلم Mortal Engines را از دیگر فیلم‌های علمی تخیلی جدا می‌کند. شخصیت‌های اصلی تک‌بعدی نیستند و ما علاوه بر ظاهر، شاهد بُعد درونی و باطن دو شخصیت اصلی داستان نیز هستیم. با این اوصاف دیالوگ‌گویی‌ها به شدت کلیشه‌ای و چه بسا قابل پیش‌بینی از آب درآمده است. لذا سناریوی این ماجرا چندان بی‌نقص نیست.

بررسی فیلم Mortal Engines

شکل و شمایل هستر شاو متفاوت با آن چیزی است که فیلیپ ریو در رمان توصیف کرده. سناریونویس‌های این فیلم ترجیح دادند با انجام یک عمل جراحی پلاستیک، هستر از نقص عضو رنج نبرد!

برگ برنده فیلم Mortal Engines را می‌توان در حضور سایمون ریبی در نقش سینماتوگرافر دانست.

سینماتوگرافی فیلم Mortal Engines آشنا به نظر می‌رسد و در هنگام تماشای فیلم حس می‌کنید گویا قبلا این نوع سبک فیلم‌برداری و ثبت تصاویر را تجربه کرده‌اید. در لیست دست‌اندرکاران و عوامل فیلم، نام «سایمون ریبی» (Simon Raby) به عنوان سینماتوگرافی این فیلم به شدت آشنا است. او همان فرد توانمندیست که پیش از این پروژه، در کنار پیتر جکسون دوست‌داشتنی توانسته شاهکار ارباب حلقه‌ها را به ثمر برساند. یک سینماتوگرافر خوش‌ذوق که آرزوی هر کارگردانی است این چنین شخصیتی در کنارش حضور داشته باشد تا زوایای خلاقانه‌ای را برای ثبت هر نما در نظر بگیرد. برگ برنده فیلم Mortal Engines را می‌توان در حضور سایمون ریبی دانست وگرنه سناریوی ماجرا نه اینکه بد باشد ولی آنچنان قدرتمند نیست که از این فیلم، در کنار آثار شاهکار و ماندگار ژانر علمی تخیلی یاد کنیم.

جالب است که ادای دیالوگ‌ها بیشتر بر جذب مخاطب کم‌ سن و سال دلالت دارد تا یک فرد بزرگسال و با اینکه رده‌بندی فیلم بالای ۱۳ سال تعیین شده، ولی مخاطبین سینما حتی در سنین بالاتر نیز می‌توانند با کاراکترهای فیلم ارتباط برقرار کنند. قصه انقدر کشش دارد تا ما را با سه جریان این فیلم همراه سازد. جریان اول که مرتبط است با ماجراجویی‌های تام و هستر؛ جریان دوم به کاترین، دختر ولنتاین ربط دارد تا توطئه‌ای را در لندن افشا کند و جریان سوم و مهم‌تر که به «شرایک»، هیولای روباتیکی می‌پردازد که بنا به دلایلی نامعلوم در نیمه ابتدایی فیلم به دنبال هستر است.

بررسی فیلم Mortal Engines

شرایک، شخصیتی نیمه روباتیک که یک تنه جور شخصیت‌‌پردازی سطحی ولنتاین که قرار بود ابرشخصیت منفی این فیلم باشد را کشید.

استفن لنگ با ایفای نقشش در قالب شخصیت شرایک شاید یکی از آسان‌ترین نقش‌های چند سال اخیرش را پذیرفته ولی جالب است بدانید قدرت تاثیرگذاری‌اش در سناریو و پیشرفت داستان به مراتب بهتر از ولنتاین عملکرد داشته است. ولنتاینی که قرار بود یک شخصیت منفی منفور و بدنام در باطن و یک رهبر آینده‌نگر و دلسوز شهر لندن در ظاهر باشد ولی به علت شتاب‌زده بودن ماجرا و عدم اختصاص یافتن سکانس‌های بیشتری به وی، شخصیت ولنتاین به آن تکاملی که دوست داشتیم نرسید. البته ایراد از هیوگو ویوینگ، بازیگر این نقش نیست. چرا که بارها به مخاطبین سینما خودش را در طول تاریخ ثابت کرده و هنرنمایی‌هایش در در نقش مامور اسمیت در سری فیلم‌های ماتریکس، «الروند» در سری فیلم‌های ارباب حلقه‌ها و حتی «وی» در فیلم V for Vendetta کلاس درسی است برای آموزش به هنرجویان رشته بازیگری. ایراد دقیقا از همان جایی آب می‌خورد که در طی سناریو، سکانس‌های مربوط به ولنتاین بسیار سطحی و شتاب‌زده از آب در آمده است.

 

فیلیپ ریو در ابتدا رمان Mortal Engines را برای بزرگ‌سالان به رشته تحریر درآورد اما انتشارات، این مضمون داستانی را مناسب برای کودکان و نوجوانان دانست و در نهایت «ریو» مجبور شد رمان چهار جلدی خودش را بر پایه این جامعه هدف بنا کند. رمان «موتورهای فانی» با ایده‌ای ناب در سبک علمی تخیلی توانست در سال ۲۰۰۲ میلادی جوایز ریز و درشت زیادی را درو کند. «ریو» به همه ثابت کرد مهم جامعه هدف نیست، بلکه آنچه باقی می‌ماند سبک نوشتار و مضامینی است که جوهره و صد البته شاکله یک رمان را تشکیل می‌دهد.

زوج موفق فرن والش و فیلیپا بونز در نقش نویسندگان سناریو، جزو افراد تاثیرگذار در اکیپ پیتر جکسون هستند ولی جای تعجب دارد که این دو نویسنده زبده و باتجربه نتوانستند کاراکترهای درون رمان را به خوبی استخراج و به تصویر بکشند. یکی از علامت‌ سوال‌هایی که برای سایر منتقدین نیز شکل گرفته در ناکارآمد بودن ترکیب تیم نویسندگان است. آیا دخالت‌های پیتر جکسون در روند سناریونویسی باعث شده این اثر بیش از حد نوجوان‌پسندانه باشد؟ یا برعکس؟

در هر صورت فیلم Mortal Engines اثری است قابل احترام که پس از تماشای آن احساس ندامت و عذاب وجدان ندارید که دو ساعت از وقت گران‌بهای خودتان را صرفا جهت تجربه تماشای این اثر سینمایی تلف کرده‌اید. پیتر جکسون تلاش کرد تا تیم موفق و کاربلد همیشگی خودش را مجدد روی کار بیاورد تا فیلم Mortal Engines به یک شگفتی دیگر در دنیای سینما و ژانر علمی تخیلی تبدیل شود اما به نظر می‌رسد کارگردان اشتباهی برای این اثر جاه‌طلبانه انتخاب شد. آخر کریستین ریور را چه به کارگردانی وقتی حتی یک فیلم بلند در کارنامه‌اش ندارد. به احتمال قوی کارگردانی فیلم Mortal Engines 2 مجدد به یک متخصص و کارشناس جلوه‌های بصری واگذار نخواهد شد. آیا در پروژه‌های بعدی پیتر جکسون خودش وارد عمل خواهد شد؟ در هر صورت امیدواریم دوباره ۱۰ سال برای تماشای فیلم بعدی سماق نمکیم.

The post بررسی فیلم Mortal Engines؛ شهرهای متحرک آخرالزمان appeared first on دیجیاتو.

داستان زنی که رویاهایش را در دنیای صفر و یک ساخت

می‌جنگد تا تغییر ایجاد کند، به طعنه‌ها اهمیتی نمی‌دهد و با اینکه بخاطر زن بودن شاهد رفتارهای بدی بوده اما از دیوار کشیدن بین زن و مرد بیزار است. «نازنین دانشور» برای صدها هزار نفری که تا امروز میلیون‌ها کوپن از تخفیفان خریده‌اند، نام آشنایی‌ست؛ زن جوانی که حدوداً ۳۵ سال سن دارد و در تمام این سال‌ها سرسختی را به سازش ترجیح داده است و به تازگی در سی و دومین نشست کنفدراسیون اتاق‌های بازرگانی و صنعت آسیا و اقیانوسیه cacci  به عنوان برترین جوان کارآفرین برگزیده شد.

مصاحبه من با نازنین پیش از برنده شدن او صورت گرفت و تصمیم گرفتیم در هیاهوی اخبار برنده شدنش منتشر نشود. حالا که مدتی از این افتخارآفرینی او گذشته بد نیست به مسیر زندگی او نگاهی داشته باشیم؛ زندگی که از پشت میز کارمندی شروع شده و حالا به پشت میز مدیریت یکی از بزرگترین شرکت‌های ایرانی رسیده است.

نازنین دانشور

به دفتر تخفیفان می‌رویم تا با دانشور هم‌صحبت شویم و مسیر موفقیتش را پله پله باهم مرور کنیم. ساختمان تخفیفان در شهرک غرب، قدیمی‌ست و البته داخل آن در حال بازسازی. در اتاق شیشه‌ای کوچکی که در طبقه اول است می‌نشینیم تا بنیان‌گذار تخفیفان داستان زندگی و مسیر رشدش را برای ما تعریف کند.

به نام پدر

نازنین دانشور

پدرش را اولین حامی‌اش می‌داند و وقتی با او صحبت می‌کنید متوجه سطح علاقه بیش از حدش به او می‌شوید. می‌گوید پدرش در رسیدن او به جایگاه فعلی‌اش نقشی تعیین کننده داشته است.

برخلاف آنچه که از دیگران شنیده بودیم نازنین بسیار خون‌گرم و خوش خنده است. برای تمام کارهای خودش دلیل قانع کننده‌ای دارد و مشخص است که روحیه جنگنجویی دارد؛ اخلاقی که به نظر می‌رسد از پدرش به ارث برده‌ است. به علاوه چون پسری در خانواده نبوده، نازنین به عنوان فرزند اول نقش حامی تنها خواهرش نگین را برعهده گرفته‌است، روحیه‌ای که هنوز در او وجود دارد. پدر کارمند دولت و اولین الگوی دخترش بود و به همین دلیل نازنین همواره تلاش می‌کرد تا لبخند رضایت قهرمان زندگی‌اش را ضمیمه اقدامات خود کند.

ادامه تحصیل در خانواده نازنین دانشور از چند نسل قبل مورد تاکید بود، عمه‌هایی که دو نسل قبل از او لقب ادیب گرفته بودند و مدرسه تاسیس کردند، مادر بزرگی که به چند زبان مسلط بود، مادری که تا قبل از به دنیا آمدن نازنین حسابدار بود و حالا دخترانی که باید مانند سایر هم‌سالان خودشان در خانواده دکتر یا مهندس می‌شدند.

نازنین دانشور

نازنین (چپ) از کودکی خود را حامی خواهرش نگین (راست) می‌دانست. اینطور که خودش می‌گوید، او هنوز هم این حس را به تنها خواهرش دارد.

هرچند خانواده از ابتدا رویای دکتر شدن نازنین را در سر داشتند اما او بعد از خرید اولین کامپیوتر خانگی و ورود به فضای یاهو مسنجر، سمت و سوی دیگری پیش گرفت و در نهایت راهی دانشگاه علم و فرهنگ تهران شد و در رشته کامپیوتر تحصیل کرد؛ رشته‌ای که به نظر خودش یکی از بهترین انتخاب‌های او در زندگی‌اش بوده است.

ادامه تحصیل در مقطع فوق لیسانس او را به دانشگاه یونیورسال تکنیکال در وین می‌کشاند اما ناراحتی دور شدن از خانواده مجال ادامه این راه را به او نمی‌دهد و در نتیجه رشته مدیریت آی‌تی دانشگاه امیرکبیر جایگزین دانشگاه اتریشی می‌شود.

البته او فعلا روند تحصیلی خود را متوقف کرده‌ است؛ هرچند که سال گذشته با یکی از دوستانش در کنکور دکترا شرکت کرد اما ادامه تحصیل در ایران را مثمر ثمر نمی‌داند و ترجیح می‌دهد در یکی از دانشگاه‌های خارجی مدیریت MBA بخواند که ارتباط بیشتری با شغل کنونی‌اش دارد.

نازنین دانشور

نازنین دوره کارشناسی خود را در دانشگاه علم و فرهنگ تهران گذراند و در رشته کامپیوتر تحصیل کرد.

مطالعه و تحصیلات در زندگی نازنین مهم است اما حالا توسعه کسب و کار برای او در اولویت است به همین دلیل تا زمانی که وارد دانشگاه نشده‌، مطالعه در حوزه روان‌شناسی و مدیریت را جزئی از امور روزمره خود کرده‌ است. این مساله از صفحه شخصی اینستاگرام او هم مشخص است.

ورود به بازار کار

کار موضوع مهمی‌ برای نازنین است که آن را اولین بار ترم دوم دانشگاه در همان موسسه‌ای که برای کنکور در آن درس خوانده بود، شروع کرد. منتها کمی بعد از تدریس به پشت کنکوری‌ها پا پس کشید و ترجیح داد وارد شغلی شود که از جنس خودش باشد.

یک ترم بعد از میان آگهی‌های روزنامه درخواست یک شرکت به «هلپ دسک» را دید و با تشویق پدرش به مصاحبه کاری رفت. هرچند می‌گوید در آن زمان هیچ تجربه‌ای از این کار نداشته اما به اصرار و راهنمایی پدر تمام سوالات مصاحبه استخدامی را با «بله بلدم» جواب داده و در نهایت برای کار مربوطه انتخاب شده‌است. البته در همان روز اول بعد از اینکه به همه کارمندان گفت که تمام سیستم‌ها حتی سرور اصلی را بعد از اتمام ساعت اداری خاموش کنید، متوجه شد که باید برای حفظ کار از سایر دوستانش کمک بگیرد و چم و خم آن را یاد بگیرد.

خاطرات اولین روزهای کاری همیشه در ذهن می‌ماند، برای نازنین دانشور هم این موضوع کاملاً صادق است. او خاطرات روز اول را به وضوح به خاطر می‌آورد؛ مخصوصا رئیس حسابداری که با فریاد کشیدن برسر یکی از حسابداران، روز اول کاری را برای دانشور ترسناک جلوه داد، تا آنجاکه او قصد داشت محل کار خود را ترک کند اما پدر اجازه این کار را نداد و برخلاف نظر نازنین تاکید کرد که به جای خوبی وارد شده است.

نازنین دانشور

شرکت «آتیه داده پرداز» تجربه بعدی‌اش بود و به عنوان برنامه نویس وارد آن شد. از آنجائیکه سن او از سایرین کمتر بود مورد حمایت همکارانش قرار گرفت و به یک برنامه نویس حرفه‌ای تبدیل شد و مدتی بعد توسط همان شرکت به دفتر لندن فرستاده شد. او که در برنامه‌نویسی متخصص شده بود در لندن به عنوان لیدر برنامه نویسان انتخاب شد. موضوعی که پذیرش آن برای سایر همکارانش سخت بود، به همین دلیل چند نفری اعلام کردند که استعفا می‌دهند اما در مقابل مدیر از دانشور و تصمیم خود دفاع کرد و پاسخ داد که هرکس قصد استعفا دارد همین الان شرکت را ترک کند.

رفتار همکاران برای لیدر جوان عجیب و البته ناراحت کننده بود، خودش می‌گوید که در آنجا حس کردم من را خرد کرده‌اند اما حمایت مدیر هم حس بسیار خوبی داشت.

کار در فضای مردانه برای یک دختر جوان، حتی در خارج کشور، ممکن است ناراحتی‌های زیادی به دنبال داشته باشد اما اینطور که دانشور می‌گوید هرگز این رفتارها برایش مهم نبوده و او خود را درگیر این مسائل نمی‌کند.

اولین تجربه کارآفرینی

مدتی بعد به ایران برمی‌گردد و «میدونک»، سوپرمارکت آنلاین را راه‌اندازی می‌کند تا سفارشات به صورت آنلاین ثبت شده و پس از تهیه از سوپر مارکت محله به دست مشتری برسند. اما فراگیر شدن تبلیغات و عطش کاربران برای تجربه خرید آنلاین، منجر به شکست این کسب و کار نوپا شد. پروژه‌ای که البته با ثبت رکورد بیش از ۳ هزار درخواست در یک شب شکست را پذیرفت.

این خاتمه شیرین به نازنین ثابت کرد که یک برنامه‌نویس برای مدیریت آنچه‌ که خودش نوشته و طراحی کرده، باید تجربه مدیریت هم داشته باشد:

«همان‌جا بود که فهمیدم الفبای بیزینس را نمی‌دانم و این توهم یک برنامه نویس بوده که تصور می‌کند می‌تواند هربرنامه‌ای که خودش نوشته را کنترل و مدیریت کند.»

بعد از میدونک دانشور دوباره به شرکت قبلی دعوت می‌شود تا پروژه‌ای که نتیجه آن سایت و فروشگاه‌های «ورچین» می‌شود را آغاز کند. او با تمام کردن این پروژه با پیشنهاد کار در آلمان روبرو می‌شود و با تشویق پدر، آن را می‌پذیرد.

شرکت آلمانی که دانشور برای ۳ ماه قرارداد برنامه‌نویسی با آن را بست در ۳۰ کشور کاری شبیه به تخفیفان را انجام می‌داد. به همین دلیل نازنین به سردمداران شرکت پیشنهاد داد که چنین کسب و کاری در ایران راه‌اندازی شود ولی آنها علاقه‌ای به این کار نشان ندادند و در نتیجه نازنین به ایران بازگشت تا خودش چنین کسب و کاری را راه اندازی کند.

پرواز به مقصد تخفیفان

نازنین دانشور

نازنین با این موضوع موافق است که استارت‌آپ‌ها فضای خوبی برای رشد توانمندی‌های زنان به وجود آورده‌اند. در همین رابطه شاید شنیده باشید که برخی قائل به ایجاد تفکیک میان استارت‌آپ‌های زنان و مردان هستند.

افراد زیادی با بازگشت او موافق نبودند و از نظرشان، او باید در آلمان می‌ماند تا زندگی بهتری برای خود فراهم کند. خودش اما به سختی با این تئوری مخالف است:

«بعد از رفتن، باید برگشت و تغییر ایجاد کرد. همیشه گفته‌ام که مهاجرت ساده‌ترین راه است و هربار همه به من انتقاد کرده‌اند. هرکس باید به سهم خود کشور را بسازد. قرار نیست که من کشور را جابه‌جا کنم اما می‌توانم به سهم خود در آن تاثیر گذار باشم. سهم من از آبادی کشور تخفیفان است. هرکسی باید سهم خود را داشته باشد.»

دانشور به ایران بازگشت و در مرداد ماه سال ۱۳۹۰ تخفیفان را راه‌اندازی کرد. تخفیفان با رقیب همیشگی خود نت برگ رقابت کرد و بزرگ شد. هرچند اثبات اولین بودن در میان این دو شرکت کمرنگ شده اما دانشور می‌گوید که تخفیفان یک ماه قبل از نت برگ اولین آفر خود را فروخت و رسما افتتاح شد. امروز هم به گفته دانشور، سهم این برند از بازار این حوزه ۶۰ تا ۷۰ درصد است؛ ادعایی که دانشور آمار موجود روی سایت‌ها را سند آن می‌داند و البته بازخورد جامعه بیرونی هم اتفاق مشابهی است.

مدیریت احساس مثبت

نازنین دانشور

اما سفر به آلمان برای نازنین دستاورد‌های دیگری هم داشت، یادگیری «مدیریت احساس مثبت». کسانی‌که اینستاگرام نازنین دانشور را دارند حتما پست‌های زیادی از او با این موضوع دیده‌اند. نازنین توضیح می‌دهد که در مدیریت احساس مثبت شما یاد می‌گیرد که باید از کوچکترین چیزها لذت ببرید و دلخوشی‌های خود را هر روز بیشتر کنید، احساس و انرژی مثبت خود را به دیگران منتقل کنید. مثلا از نوشیدن قهوه، قدم زدن و نشستن روی ایوان خانه لذت ببرید:

«متاسفانه به ما یاد نداده‌اند که به دنبال بهانه‌ای برای خوشحال بودن بگردیم. همیشه نباید دنبال یک اتفاق بزرگ باشیم. برخی پول خودشان را جمع می‌کنند تا سالی یکبار به سفر بروند و تفریح کنند درحالیکه می‌توانیم از در هرجایی که هستیم از هر چیزی که داریم لذت ببریم. با نگین، خواهرم، در خیابان بستنی قیفی می‌خورم، قدم می‌زنم و لذت می‌برم. اینها اتفاقاتی هستند که حال من را خوب می‌کند. خانواده به من کار کردن و موفقیت را یاد داده بودند نه چنین چیزی، موقعی که در آلمان زندگی کردم به این نقطه رسیدم و یواش یواش یاد گرفتم که می‌شود تنهایی از قدم زدن و سینما رفتن لذت برد.»

او عقیده دارد که در زمینه مدیریت احساس مثبت توانسته‌است روی تعدادی از افراد تاثیر گذار باشد. نازنین این روش را در زندگی خودش اجرایی کرده‌است مثلا امسال یک ساعت دیرتر به سرکار می‌رود و در آن یک ساعت، در ایوان خانه می‌نشیند و از نوشیدن قهوه لذت می‌برد. البته این کار برای سایر کارمندان شرکت هم مجاز است به شرط آنکه کار خود را همانند رییس‌شان، کامل انجام دهند.

یکی از اصول مدیریت احساس مثبت، جاری کردن کار در زندگی است. به عقیده دانشور شغلی ایده آل است که در آن شما همان تغییری باشید که می‌خواهید در دنیا ببینید. تخفیفان برای دانشور شغل ایده‌آل است؛ او برنامه‌های زیادی برای تخفیفان دارد و حتی تا دو سال آینده برای آن برنامه‌ریزی کرده است.

فرزندان تخفیفان

نازنین دانشور

«ترینان» پروژه دیگری بود که در کنار تخفیفان شکل گرفت. در ترینان کاربران تجربه‌های خود را از مراکز تفریحی، درمانی، گردشگری، رستوران‌ها ثبت و با یکدیگر به اشتراک می‌گذاشتند. اما از آنجائیکه دانشور روی آن متمرکز نبود و «سرآوا» هم به عنوان مالک ۳۶ درصد از سهام تخفیفان بر انحصار پروژه تاکید داشت، ترینان به فروش رفت و با «کی کجاست» ادغام و به خاطره‌ای کوچک برای خانواده تخفیفان تبدیل شد.

اما «یادیسا» پروژه دیگری‌ست که در کنار تخفیفان و‌ به تازگی متولد شده. یادیسا هدیه دادن تجربه‌هاست. در واقع کاربران می‌توانند برای دیگران تجربه‌های آموزشی، ورزشی و تفریحی خریداری کنند و کارت هدیه را ارسال کنند؛ چنانکه در سایر کشورها جنس هدیه از اجناس به سمت تجربه حرکت می‌کند. با این حال تیم یادیسا هنوز کامل نشده‌ و تبلیغات زیادی روی آن صورت نگرفته‌است.

هرچند که کار در زندگی دانشور جاری شده‌ و او تقریبا در تمامی روزها با حال خوش به سرکار می‌رود اما پایان تمام این روزها شیرین نیست. مشکلاتی که تخفیفان با آنها روبروست، جنس‌های مختلفی دارند. از شکایات برخی ارگان‌ها برای عکس‌های تبلیغاتی روی سایت گرفته تا تهدید به پلمب دفتر توسط شهرداری. منتها خوشبختانه تخفیفان تاکنون رنگ فیلتر را به چشم ندیده است.

جنگ برای حقوق برابر

نازنین دانشور

نازنین که خودش موسس و مدیر یک استارت‌آپ موفق است، اظهار می‌کند که قطعا میان مدیریت زنان و مردان تفاوت‌هایی وجود دارد که البته بسیار کمرنگ‌ است چون در مواردی حساسیت‌های مدیران زن و مرد باهم فرق دارد؛ مثلا زنان ریزبین‌تر هستند.

مشکلات دیگری هم بر سر راه وجود داشته‌ و دارند که مدیر تخفیفان آن را در لایه‌های مختلف مدیریتی و کارمندی می‌بیند و همیشه سعی در از بین بردن آنها دارد. مرزبندی میان مرد و زن، نگاهی است که نازنین از آن بیزار است و سهم عمده شکل گرفتن این طرز تفکر را کوتاهی زنان می‌داند چراکه برای بدست آوردن حق خود، نمی‌جنگند.

آنطور که تجربه به نازنین نشان داده بیشتر زنان در زمان استخدام حقوق مورد نظر خودشان را اعلام نمی‌کنند و اگر هم اعلام کنند به کمتر از آن هم راضی می‌شوند. درصورتیکه مردان حاضر نیستند ۱۰۰ هزار تومان هم کمتر از حقوقی که اعلام کرده‌اند دریافت کنند. از سوی دیگر بیشتر مردان سعی می‌کنند تا توانایی‌های خود را افزایش و آن را به مدیران خود ثابت کنند اما زنان تمایلی به گذراندن دوره‌های آموزشی ضمن کار ندارند و به حقوقی که داده می‌شود بسنده می‌کنند. این درحالی‌ست که زنان می‌توانند برای دریافت حقوق بیشتر تلاش کنند و بجنگند:

«یکبار برای افزایش حقوق با مدیرم صحبت کردم و او جواب داد تو افزایش حقوق برای چه می‌خواهی؟ تو یک دختر مجرد هستی و حقوق بیشتر را برای چه می‌خواهی؟ من هم جواب دادم «می‌خواهم در همین شومینه پول‌ها را آتش بزنم و این موضوع هیچ ارتباطی به تو ندارد.» حقوق در جایگاه سازمانی بسیار تاثیرگذار است. اما این موضوعی‌ست که زنان ما برای آن نمی‌جنگند. برخی از آنها متاسفانه برای پیشرفت شغلی هم چندان تلاش ندارند.»

هرچند بیشتر مدیران به این خصیصه زنان آگاه هستند و برای پرداخت حقوق کمتر سعی می‌کنند زنان را استخدام کنند، اما دانشور نظر دیگری دارد. به گفته او از آنجا که دقت و صداقت زنان در کار بیشتر است، بهتر است تا زنان برخی کارها را به عهده بگیرند و در آنها موفق‌تر هستند.

نازنین دانشور

این تفسیر که برخی مشاغل زنانه هستند و برخی مردانه در سایر کشورها هم وجود دارد، نگاهی که نازنین زمانیکه در آلمان مدیر برنامه‌نویسی بود متوجه آن شد. منتها چنین نگاهی به این معنا نبود که از او حرف شنوی نداشته باشند یا به اصطلاح خودمانی زیرآب‌زنی کنند. در واقع بودن یک مدیر زن برای آنها پذیرفته شده بود اما از این منظر که برنامه نویسی کار دشواری‌ست، نیاز به پردازش دارد و فرد باید دائما به روز شود، این شغل را مردانه نشان می‌دهد و یک زن برای ثابت کرد خود در این حوزه باید ۴ برابر یک مرد توان بگذارد.

از حرف‌های دانشور و تجربیاتی که خودمان هم در اطرافمان داریم، پذیرفتن یک زن به عنوان مدیر و همکاری با او برای بیشتر مردان بسیار سخت است. یکی از رفتارهای ناراحت کننده دیگری که نازنین آنها را تجربه کرده‌‌است با بی‌احترامی صحبت کردن مدیران مرد با اوست. یکی از مدیران مالی صراحتا به او گفته بود که مردان کمی حاضرند که مدیریت یک زن را قبول کنند.‌ همچنین مدیران مرد بسیار راحت تر بر سر مخاطب زن خود داد و فریاد می‌کنند تا مخاطبین مرد و این موضوع نشان می‌دهد که دیدگاه جنس ضعیف همچنان حاکم است.

مرزبندی زنانگی در کار

نازنین دانشور

این رفتارها بعد از مدتی به زنان احساس خرد شدن می‌دهد. دانشور می‌گوید که در این مواقع زنان باید انرژی خود را جمع کنند و کنار نروند. او می‌گوید که در مسیر همکاری زنان با مردان دو موضوع وجود دارد. اول اینکه از زنانگی خود در کجا و هوشمندانه استفاده کنید و دوم اینکه درست مرزبندی کنید.

به عقیده او مدیریت مرزها بخاطر نبود فرهنگ همکاری با خانم‌ها کار را سخت می‌کند. اما اگر بتوانید درست مرزبندی کنید با مشکلی مواجه نمی‌شوید. کار یک قرارداد کوتاه نیست و اگر شما بتوانید اعتماد طرف مقابل خود را جلب کنید می‌توانید همکاری طولانی مدتی با طرف خود داشته باشید و در موارد مختلف با او به توافق برسید و حتی نظر خودتان را اعمال کنید.

بدست آوردن این اعتماد کمی سخت است اما نشدنی نیست و نازنین توانسته این اعتماد را جلب کند. برای نمونه یکی از مدیران دولتی اذعان کرده بود که نازنین دانشور تنها خانمی است که او به اتاق کارش راه می‌دهد چرا که به او اعتماد دارد. او بیشتر توضیح می‌دهد تا سوتفاهمی به وجود نیاید:

«شما با جنس مخالف بهتر می‌توانید معامله کنید و یا به نتیجه برسید اما برای این جلب اعتماد مرز باریکی وجود دارد که آقایان آن را کمتر متوجه می‌شوند. اگر خانم‌ها مدیریت این فضا را ندانند همه چیز بهم می‌ریزد. بنابراین کنترل این فضا دست خانم‌هاست و این هنر بسیار بزرگی‌ست که اگر اشتباه انجام شود نتیجه خوبی نخواهد داشت. بعضا می‌شنویم که خانمی می‌گوید فلانی چه فکری در مورد من می‌کند؟ اما جواب این است که تو نتوانستی این فکر را کنترل کنی.»

نازنین دانشور

دانشور با اختصاص وام برای زنان مخالف است چون دلیلی برای ایجاد رانت برای هر جنسیت‌ نمی‌بیند بلکه به عقیده او زنان باید بجنگند تا خودشان و توانایی‌های‌شان را ثابت کنند و بعد سهم خواهی کنند. چون تا زمانی‌که زنان خودشان و توانایی‌های‌شان را باور نکنند و ارتقا ندهند نمی‌توانند انتظار داشته باشند جامعه نظرش را در مورد آنها عوض کند.

نازنین می‌گوید به جز مردان که نظر موافقی با مدیریت زنان ندارند، زنان هم بر این نگاه مخالف دامن می‌زنند. او معتقد است که مرز باریکی بین زنانگی و مدیریت وجود دارد:

«مردان بخاطر جایگاهی که در جامعه و بازار کار داشته‌اند هر زمان که عصبانی بشوند و داد بزنند هیچ ‌کس ناراحت نمی‌شود‌ و نمی‌گویند این رفتار غیرعادی بود، اما اگر همین رفتار را یک خانم داشته باشد می‌گویند او حسود است. به همین دلیل شما باید در زمان مدیریت مخصوصا در لایه‌های بالایی کنترل خیلی بیشتری روی رفتار خود داشته باشید.»

زنان ما منطق و چارچوب کاری را با احساسات خود قاطی می‌کنند و این قضیه بین دو زن تشدید می‌شود. به همین دلیل بسیاری از زنان می‌گویند که با زن نمی‌تواند کار کنند. نازنین در پاسخ می‌گوید پس بهتر است اصلا کار نکنند: «این یک چارچوب غلط ذهنی‌ست اما همین زنان می‌خواهند که جامعه زنان را متحول کنند و احساس می‌کنند به آنها ظلم شده‌است. اینکه شخصی می‌گوید من با زنان نمی‌توانم کار کنم، یعنی ما زنان مشکلاتی باهم داریم که حل نمی‌شود. درصورتیکه یک زن بهتر از یک مرد مشکلات تو را درک می‌کند.»

او اولین قدم برای حذف نگاه جنسیتی را ایجاد تغییر میان خود زنان می‌داند، به این شکل که زنان نگاه منفی که به خودشان دارند را از بین ببرند.

نازنین دانشور

به نظر دانشور تفکیک میان زن و مرد عامل ضعیف شدن زن‌ها می‌شود و آمار ۵۰ درصدی کارکنان زن در تخفیفان نشان می‌دهد که دانشور به توانایی‌های زنان همتای مردان اعتقاد دارد.

مادرانگی همیشگی؛ پدرانگی فراموش شده

برعکس آنکه پذیرش مدیریت یک زن برای مردان دشوار است، انجام کارهای خانه و تربیت فرزندان فقط از زنان انتظار می‌رود. در اطراف خود زیاد دیده‌ایم که بیشتر زنان بعد از ازدواج و بچه‌دار شدن در خانه می‌مانند و کار بیرون از خانه را قطع می‌کنند و چون از فضای جامعه دور می‌شوند، پس از چند سال اختلاف نظر آنها با فرزندان‌شان زیاد می‌شود و بدتر از همه آنکه تنها آرزوی آنها سروسامان گرفتن فرزندان‌شان می‌شود.

نازنین می‌گوید که پایه اساس و رشد بچه‌ها، رشد مادر است. نباید مادر را محدود کرد که بعد از بچه دار شدن در خانه بماند و به بچه‌ها رسیدگی کنند چون شما اطلاعات مادر و رشد او را محدود به خانه و آشپزخانه می‌کنید. در صورتیکه هر کودکی در هر سنی نیاز به یک نوع رسیدگی دارد. مادران باید بتوانند در سنین بالاتر با فرزندان‌شان صحبت کنند که درکی از فضای جامعه داشته باشند درصورتیکه اگر در خانه بمانند این اتفاق نمی‌افتد:

«در سایر کشورها مادران شاغل از پرستار کمک می‌گیرند. وجود پرستار اصلا موضوع بدی نیست چون مادر شاغل نیاز به کمکی دارد تا مادر از فرمول رشد جامعه حذف نشود. البته مردانی هم هستند که در این راه از زنان خود حمایت می‌کنند و در نگهداری فرزند به او کمک می‌کنند. شریل سندبرگ در یکی از سخنرانی‌های خود می‌گوید که در آمریکا چند ساعت مادران مادری می‌کنند و چند ساعت پدران پدری می‌کنند. در حقیقت این مسائل در آن کشورها هم وجود دارد اما به توافقی برای آن رسیده‌اند.»

در ایران اما خانواده‌های سنتی زنان تمام امور خانه و نگهداری از فرزند را برعهده دارند؛ اما اینطور نباید باشد. پدران هم باید در تربیت و نگهداری فرزندان سهیم باشند و پدرانگی کنند و زنان هم فرصت رشد داشته باشند چراکه رشد خانواده، فرزندان و حتی یک مرد به رشد زن خانواده بستگی دارد.

شکست از نگاهی دیگر

نازنین دانشور

یکی از نظراتی که در مورد مدیریت و همکاری با دانشور گفته می‌شود سخت‌گیر بودن اوست که راه همکاری با او را سخت می‌کند. او این نظرات را می‌پذیرد و دلیل‌ش را تصمیم‌گیری بر اساس منفعت سازمان عنوان می‌کند و نه رفاقت.

نازنین با واژه شکست میانه خوبی ندارد. در واقع هیچ وقت خود را بازنده نمی‌داند چون تلاش خود را برای رسیدن به اهدافش می‌کند و مطمئن است اگر نتیجه به نفع او نبوده حتما این تلاش‌ها تجربیاتی هستند برای بدست‌ آوردن یک نتیجه بهتر:

«تا الان برای همه چیز جنگیده‌ام اما تعریفی از باخت ندارم و مطمئن هستم که تا ته آن رفته‌ام. جدی و جنگجو بودن در میان متولدین نیمه اول دهه ۶۰ خیلی بیشتر است چراکه مسیر پیشرفت هم برای آنها بسیار دشوارتر بود. همکاران زیادی دارم که متولد دهه ۷۰ هستند؛ من روی دهه ۶۰ و ۷۰ تعصبی ندارم بلکه روی جدیت آنها تعصب دارم. متاسفانه برخی از جوانان امروزی انگیزه ندارند و من همیشه از آنها می‌خواهم که برای پیشرفت خودشان تلاش کنند.»

مدیریت منابع انسانی برای دانشور بسیار مهم است. تقریبا در تمام مدت زمان مصاحبه حواسش به افرادی که در رفت و آمد بودند جمع بود. از او در مورد سخت‌گیری به کارمندانش می‌پرسم. از جواب‌هایش مشخص است که کم کاری را از کارمندان تخفیفان نمی‌پذیرد و اگر متوجه شود کسی توانایی انجام کاری را ندارد، حتما وظایف او را کمتر می‌کند.

نازنین دانشور

رسیدن به موفقیت و ایجاد تغییر در فضای سنتی کار دشواری‌ست، این تجربه‌ای‌ است که مدیران استارت‌آپ‌ها در آن اتفاق نظر دارند. حالا تصور کنید انجام این کار برای یک زن در فضایی که مردان امروزی هم کمتر تحمل مدیریت‌شان را دارند، چقدر سخت‌تر می‌شود. منتها این دلیلی قانع کننده برای کنار رفتن زنان از بازار کار و رقابت نیست. حتی دلیلی برای به حاشیه رفتن آنها هم نیست. ضمن اینکه آشنا شدن مردم و دستگاه‌های دولتی و همینطور سنتی با کسب‌وکارهای استارت‌آپی موقعیت و شرایط بهتری برای زنان و دخترانی به وجود آورده است که برای رشد و رسیدن به آرزوهای‌شان عزم خود را جذب کرده‌اند.

آموزش مستمر، داشتن هدف، انگیزه و روحیه سرسخت از توصیه‌هایی‌ است که نازنین دانشور به همه، مخصوصا به دختران و زنان می‌کند.

The post داستان زنی که رویاهایش را در دنیای صفر و یک ساخت appeared first on دیجیاتو.

رونمایی اینتل از معماری پردازنده سانی کُو و ارائه اطلاعاتی از کارت گرافیک مجتمع ویژه بازی

اینتل قصد دارد با نسل یازدهم کارت گرافیک مجتمع خود قدرت محاسباتی گرافیکی بیش از یک ترافلاپ را به کامپیوترها بیاورد. همچنین معماری پردازنده های سانی کو (Sunny Cove) معرفی شده است.

بنا بر آنچه اینتل در ساعاتی قبل اعلام کرده این کارت گرافیک ها می توانند امکان تجربه بازی های کامپیوتری بدون نیاز به کارت های اختصاصی را فراهم کنند. برای مقایسه باید اشاره کرد که ایکس باکس وان ایکس به پردازشگر گرافیکی با قدرت ۶ ترافلاپ مجهز شده است و پلی استیشن ۴  هم در این زمینه ۴٫۲ ترافلاپس قدرت دارد. پردازشگر گرافیکی HD4800 از AMD که اولین بار رکورد یک ترافلاپ را شکست در حدود یک دهه قبل عرضه شده بود.

ادعا شده که نسل یازدهم کارت گرافیک اینتل در زمینه اپلیکیشن های محبوب تشخیص تصویر تا دو برابر سریعتر از نسل ۹ خواهد بود و در عین حال بیش از دو برابر واحدهای اجرایی (۶۴ در مقایسه با ۲۴) خواهد داشت.

اینتل قصد دارد کارت گرافیک نسل یازدهم را با پردازنده های ۱۰ نانومتری در سال آینده میلادی همراه کند. علاوه بر این گفته شده که چیپ های مبتنی بر فناوری سه بعدی فوویروس در ۲۰۱۹ از راه می رسند.

سانی کو

کارت گرافیک مستقل اینتل در ۲۰۲۰ از راه می رسد.

البته باید اشاره کرد که تصمیم اینتل مبنی بر ارائه کارت گرافیک های مجتمع قوی تر موجب نخواهد شد که این شرکت از عرضه کارت گرافیک مستقل در آینده منصرف شود. گفته شده که کارت مستقل اینتل در سال ۲۰۲۰ از راه خواهد رسید.

اینتل همچنین از نسل بعدی معماری چیپ های خود به نام سانی کو (Sunny Cove) خبر داده است. اولین پردازنده مبتنی بر این فناوری قرار است از سری زئون برای سرورها و سری Core برای کامپیوترهای دسکتاپ باشد. گفته شده که این پردازنده ها در سال آتی میلادی از راه خواهند رسید. همان طور که انتظار می رود این چیپ ها در مقایسه با نسل فعلی سرعت بالاتر در کنار مصرف انرژی بهینه تر را ارائه خواهند داد.

اینتل اعلام کرده که در معماری جدید پردازنده های سانی کو بر کاهش تأخیر با استفاده از الگوریتم های جدید تمرکز شده تا ظرفیت پذیرش داده ها با استفاده از بافر و کشِ بیشتر افزایش پیدا کند. علاوه بر این انتظار می رود کارایی این پردازنده ها در زمینه های مرتبط با ارزهای مجازی و فشرده سازی بهبود یابد. انتظار می رود در رویداد کامپیوتکس در ماه مه سال ۲۰۱۹ (خرداد ۱۳۹۸) شاهد ارائه اطلاعات بیشتری از سوی اینتل در مورد این چیپ ها باشیم.

The post رونمایی اینتل از معماری پردازنده سانی کُو و ارائه اطلاعاتی از کارت گرافیک مجتمع ویژه بازی appeared first on دیجیاتو.

بررسی هیوندای اکسنت؛ ارزانترین سدان هیوندای در بازار ایران

هیوندای اکسنت از جمله کهنه‌کارترین محصولات هیوندای به شمار میرود که از سال ۱۹۹۴ میلادی تاکنون، پنج نسل از آن راهی بازار شده است. این خودرو جایگزین مدل معروف اکسل (۱۹۸۵ تا ۲۰۰۰) شد به طوری که نسل اول آن کاملا مشابه نسل آخر اکسل ساخته شد.

فیس‌لیفت نسل دوم هیوندای اکسنت که در ایران با نام ورنا شناخته می‌شد، توانست با استقبال شایسته‌ای مواجه شود و فروش خوبی را تجربه نماید.

اخیرا نسل چهارم (۲۰۱۰) هیوندای اکسنت توسط کرمان موتور به صورت مونتاژ داخل به بازار کشورمان راه یافت که متاسفانه به دلیل اعمال تحریم، کمپانی کره‌ای مجددا دست شریک ایرانی را در پوست گردوی قوچان نهاده و خودش مهلکه را ترک گفته است.

هیوندای اکسنت

بنابراین نسل چهارم هیوندای اکسنت نیز همچون جدش ورنا، نتوانست حضور نسبتا بلندمدتی را در ایران تجربه نماید. علی ای حال، هم‌اکنون تعداد قابل توجهی از این خودرو در کشورمان حضور دارد و همین موضوع ما را بر آن داشت که به سراغ یک نمونه هیوندای اکسنت مونتاژی برویم؛ داشته‌هایش را در مقابل نداشته‎هایش قرار دهیم و در ترازوی قیاس، ببینیم که کدام کفه سنگین‌تر است؟

هیوندای اکسنت

بنابراین در ادامه با دیجیاتو همراه شوید تا با هم نگاهی به این سدان جمع‌وجور کره‌ای بیندازیم.

بدنه با سبک طراحی ساده و زیبا

لازم است بدانید که طراحی نسل چهارم هیوندای اکسنت به بیش از هشت سال قبل بازمی‌گردد. ظاهر اکسنت اگرچه چندان مهیج به نظر نمی‌رسد اما با وجود گذر این سال‌ها، توانسته به خوبی غبار کهنگی را از لباس نسبتا زیبای خود دور نگاه دارد.

البته فقدان رقبای درخور و متنوع در بازار ایران، در به‌روز ماندن محصولاتی همچون نسل چهارم اکسنت، تاثیر قابل توجهی دارد.

هیوندای اکسنت

چراغ‌های جلو از نمایی کشیده و اسپرت برخوردار هستند و برخلاف حالت کلی بدنه که تأنی و آرامش را به ذهن متبادر می‌نماید، اخم و ناراحتی را میتوان از سگرمه‌های در هم رفته آن احساس نمود.

برخلاف بسیاری ازمحصولات جدید هیوندای، در اینجا به دلایل اقتصادی و نیز ابعاد نسبتا کوچک بدنه، خبری از جلوپنجره بزرگ نیست و یک حفره کشیده و تقریبا کوچک بین چراغ‌ها، مزین به نماد کروم رنگ هیوندای، پرونده جلوپنجره اکسنت را مختومه کرده است.

هیوندای اکسنت

در عوض یک مجرای بزرگ در قسمت میانی جایگاه‌های مه‌شکن تعبیه شده تا عدم توانایی کافی جلو پنجره کوچک را در تامین هوای مورد نیاز پیشرانه و سیستم خنک‌کننده تا حد زیادی جبران نموده باشد.

خطوط و نگاره‌های مختلفی بر روی سپر و درب کاپوت خودرو به صورت برجسته نقش بسته که ظاهر نسبتا ساده هیوندای اکسنت را جسورانه‌تر و اسپرت جلوه می‌دهند.

هیوندای اکسنت

نمای جانبی خودرو نیز از جلوه‌ی خوبی سود می‌برد. شکل طراحی سقف می تواند کمانی از یک دایره بزرگتر تصور شود که شیب مناسبی در قسمت ستون‌های A و C پدید آورده است.

فریم پنجره ها شمایلی متناسب دارد و حضور لچکی در انتهای عقبی آن کاملا جلب توجه می‌نماید. قطر چرخ‌ها از تناسب کافی با ابعاد کلی خودرو برخوردار بوده و خطوط حجمی امتداد یافته از انتهای چراغ عقب تا گلگیر جلو، جلوه‌ی عضلانی‌تر را برای ظاهر آرامش‌بخش اکسنت به ارمغان آورده است.

هیوندای اکسنت

در همین راستا یک حجم منفی با گوشه‌های تیز در پایین درب‌ها به همراه گلگیرهای نسبتا برجسته نیز در نمای جانبی اکسنت قابل مشاهده است.

نمای پشت اکسنت از هماهنگی خوبی با طرح کلی بدنه سود می‌برد. چراغ های نسبتا بزرگ به رنگ سفید-قرمز در دو طرف درب صندوق خودنمایی می‌کنند.

هیوندای اکسنت

انتهای بالایی درب صندوق به صورت کمی برجسته طراحی شده و حالتی قوسی‌شکل دارد. سپر عقب نیز از طراحی ساده و در عین حال زیبایی برخوردار است؛ سنسورهای دنده عقب به همراه دو چراغ شب‌نما نیز بر روی آن قابل مشاهده است.

همانند سایر نقاط بدنه، سپر عقب هم به برخی خطوط برجسته مزین شده تا از سادگی آن کاسته شود. نوار کرومی نصب شده در قسمت فوقانی جایگاه نصب پلاک به همراه لوگوی کرومی هیوندای و نوشته اکسنت را نیز می‌توان به لیست کوتاه تزئینات اندک نمای عقب ضمیمه نمود.

هیوندای اکسنت

شیشه عقب کوچک به نظر می‌رسد و می‌تواند دید عقب را از داخل کابین محدود سازد.

به طور کلی ظاهر هیوندای اکسنت به عنوان یک سدان کوچک اقتصادی( البته با قیمت‌های فعلی نمی‌توان خیلی به اقتصادی بودن اکسنت امیدوار بود) کاملا قابل قبول بوده و قطعا مورد پسند مشتری ایرانی قرار می‌گیرد.

کابین در حد انتظار هیوندای اکسنت

با ورود به فضای داخلی هیوندای اکسنت، داشبورد نسبتا بزرگ حسی متفاوت و البته تا حدی متناقض را در ذهن پدید می‌آورد و این مسئله شاید تا حدی به محدود شدن فضای کابین نیز منجر شده باشد.

هیوندای اکسنت

متریال داشبورد از کیفیت مناسبی برخوردار است و در قیاس با رقبای چینی موجود در بازار ایران، مرغوب‌تر و با کیفیت والاتر به نظر می‌رسد.

تریم داخلی خودروی مورد بررسی به رنگ کرم-تیره است که تضاد بصری زیبا و خوشرنگی را در برابر دیدگان بیننده پدید آورده است.

سیستم مالتی مدیا با برخورداری از صفحه نمایشگر ۷ اینچی کیفیت صدای مناسبی داشته اما وضوح نمایشگر چندان مطلوب به نظر نمی‌رسد.

در قسمت زیرین سامانه مالتی‌مدیا نیز کلیدهای گردان سیستم تهویه حضور دارند که ویژگی اقتصادی بودن اکسنت را به طور کامل یادآوری می‌نمایند و چندان شیک و مدرن به نظر نمی‌رسند.

فضایی خالی‌ بین پنل انتخاب دنده و کلیدهای تهویه بر روی کنسول میانی وجود دارد که کاربرد زیادی داشته و جهت قرار دادن اشیایی همچون تلفن همراه و… کاملا فایده‌مند خواهد بود.

سبک طراحی غربیلک فرمان به صورت چهار شاخه است که شباهت زیادی به انواع به کار رفته در سایر محصولات هیوندای دارد و خوش‌دست و زیبا احساس می‌شود. پنل کیلومترشمار از نوع مکانیکی بوده و طراحی ای کاملا ساده و معمولی دارد.

هیوندای اکسنت

معدود سطوح نقره فام مشاهده شده در بعضی نقاط کابین همچون: پیرامون سامانه مالتی مدیا و تریم داخلی غربیلک فرمان و بخش‌هایی از قسمت بازویی تودری‌ها، هماهنگی و هارمونی مناسبی از جهت بصری با یکدیگر پدید آورده‌اند.

فرم صندلی‌ها حالتی عادی داشته اما نسبتا راحت به نظر می‌رسد. رنگ روشن روکش صندلی‌ها نیز با تریم کرم رنگ کابین هماهنگ است.

هیوندای اکسنت

میزان فضای سر و پاها برای سرنشینان جلو کاملا مناسب است و در ردیف عقب نیز برای افراد با قد متوسط، نباید محدودیت خاصی وجود داشته باشد.

ظرفیت صندوق عقب اکسنت معادل ۴۶۵ لیتر است که برای خودرویی با این ابعاد کاملا قابل قبول است و می تواند نیازهای سفری یک خانواده ۴ نفره را به‌ طور مطلوب برطرف نماید.

هیوندای اکسنت

به طور کلی، با توجه به کیفیت برتر متریال استفاده شده در فضای داخلی اکسنت نسبت به رقبای چینی و نیز کیفیت مونتاژ خوب، می‌توان به کابین اکسنت نمره قبولی داد، چرا که حداقل شاخصه‌های مورد نظر مشتری ایرانی را در خود دارد و نسبت به معدود رقبای موجود در بازار ایران از کیفیت بالاتری سود می برد.

پیشرانه معمولی

پیشران ۱٫۶ لیتری هیوندای اکسنت قادر است تا توانی معادل ۱۲۲ اسب بخار را در ۶۳۰۰ دور در دقیقه و گشتاوری برابر ۱۵۶ نیوتن متر تولید نماید. یک گیربکس اتوماتیک ۴ سرعته نیز نیروی حاصل را به چرخ‌های جلو منتقل می‌نماید.

هیوندای اکسنت

آمار و ارقام حاصل از یک چنین پیشرانه‌ای، شتاب صفر تا صد ۱۱ ثانیه‌ای و حداکثر سرعت ۱۹۰ کیلومتر بر ساعتی را به ما نشان می‌دهد. مصرف سوخت ترکیبی هیوندای اکسنت معادل ۶٫۵ لیتر در هر صد کیلومتر اعلام شده است. این عدد در بزرگراه ها به ۵ و در معابر شهری، به ۸ لیتر تغییر پیدا خواهد کرد.

تجهیزات و امکانات

خودروی مورد نظر از تجهیزات رفاهی نظیر: تهویه مطبوع اتوماتیک، سانروف، رینگ‌های اسپرت ۱۶ اینچی به همراه لاستیک‌های ۱۹۵ میلی‌متری، استارت دکمه‌ای، روشنایی خودکار چراغ‌های اصلی، نمایشگر لمسی ۷ اینچی با ۴ بلندگو و ۴ توئیتر، درگاه‌های USB و AUX برای پخش سرگرمی‌های چندرسانه‌ای، ناوبری ماهواره‌ای سازگار با نقشه‌های ایران، کامپیوتر سفری و دوربین پارک همراه با سنسور عقب برخوردار است که در کلاس خود، کافی و به اندازه به نظر می‌‍رسد.

هیوندای اکسنت

همچنین تجهیزات ایمنی هیوندای اکسنت به شرح زیر است:

چهار کیسه هوا مخصوص سرنشینان جلو بعلاوه دو کیسه هوای پرده‌ای، ترمز ضد قفل (ABS)، سیستم کنترل پایداری الکترونیکی (ESC) با هدف کنترل پایداری الکترونیکی وضعیت خودرو در هنگام چرخش فرمان، سیستم مدیریت پایداری (VSM) برای کنترل پایداری خودرو در سطوح لغزنده به همراه سفت شدن فرمان و هشداردهنده‌ی فشار باد لاستیک‌ها (TPMS).

هیوندای اکسنت

قیمت و رقبا

با توجه به قیمت متوسط ۲۰۰ میلیون تومانی هیوندای اکسنت، نمیتوان رقبای زیادی برای آن متصور شد. با این وجود خودروهایی نظیر سایپا سراتو ۲٫۰ لیتری آپشنال به قیمت ۲۰۵ میلیون تومان، چری آریزو۵ توربو اکسلنت با بهای ۱۵۲ میلیون تومان و ام‌جی ۳۶۰ توربو ۱۵۱ میلیونی می‌توان را نزدیک‌ترین رقبای هیوندای اکسنت در بازار کنونی ایران دانست.

هیوندای اکسنت

کلام آخر

هیوندای اکسنت خودروی جمع و جوری است که به هر جهت میتواند نیازهای یک خانواده کم جمعیت را که به دنبال یک سدان کوچک غیرچینی، باکیفیت و نسبتا ارزان است را مرتفع سازد.

بنابراین اگر ۲۰۰ میلیون تومان دارید و می‌خواهید یک محصول هیوندای را خریداری نمایید، اکسنت تنها سدان صفر کیلومتر قابل ارائه به محضر شما خواهد بود.

The post بررسی هیوندای اکسنت؛ ارزانترین سدان هیوندای در بازار ایران appeared first on دیجیاتو.

عصر طلایی دوربین موبایل؛ آیا هنوز هم به DSLR نیاز داریم؟

همیشه آرزو داشتم یک دوربین DSLR تهیه کنم، اما هرچه بیشتر دویدم قیمت ارز هم شانه به شانه ی من می دوید و اجازه نمی داد رویای دیرین محقق شود. هرچند دست من هرگز به دوربینی که می خواستم نرسید، اما خوشبختانه تولید کنندگان گوشی موبایل در تمام این سالها به سختی در تلاش بودند تا دوربین محصولات خود را بهتر کنند.

بله، دوربین DSLR به عکاس امکان می دهد از بین صدها لنز دقیقاً گزینه مورد نیاز خود را انتخاب کند، عکسها را به بهترین شکل بعد از عکاسی ویرایش کند یا در ابعاد بسیار بزرگ چاپ نماید. اما برای بیشتر ما که در نهایت می خواهیم با کمترین دردسر ممکن چند عکس بگیریم و روی اینستاگرام منتشر کنیم، مطمئن باشید دوربین یک گوشی پرچمدار امروزی حتی از نیازمان هم فراتر است.

برای اینکه موضوع روشن تر شود در یک غروب معمولی تهران تصمیم گرفتیم با دوربین گلکسی نوت ۹ (بررسی دیجیاتو) و کنون ۵D Mark IV از صحنه ای یکسان عکاسی کنیم. هر دو دستگاه را روی تنظیمات خودکار گذاشتیم و تصاویر پایین ثبت شد.

عکاسی با موبایل

خروجی دوربین نوت ۹ با تنظیمات خودکار

خروجی دوربین ۵D Mark IV روی تنظیمات خودکار

همانطور که می بینید در عکس ثبت شده با گوشی موبایل نورسنجی به خوبی انجام شده و تمام تصویر واضح است، اما در تصویر دوربین کنون، بخش پایین دچار فرونوردهی یا Underexposure شده است.

قطعاً اگر تنظیمات دستی دوربین DSLR را فعال کنید و روی حالت خام عکاسی کنید، تصویر را با نرم افزارهای حرفه ای ویرایش کنید و در سایز اصلی تماشا کنید، نتیجه به مراتب از گوشی موبایل بهتر خواهد بود. اما برای کسی که با تنظیمات خودکار عکاسی می کند و روی اینستاگرام منتشر می کند، یک گوشی پرچمدار با کمترین مراحل عکس مشابه و حتی گاهی هم بهتر می گیرد.

در این مطلب می خواهیم در مورد ترفندهایی صحبت کنیم که به ما کمک می کنند از تمام پتانسیل دوربین عالی موبایلی که در جیب داریم استفاده کنیم و عکس های بهتری بگیریم.

گاهی به آسمان نگاه کن

زاویه دید همیشگی خوب است، اما بعضی وقت ها هم بد نیست از زاویه متفاوت به اطراف نگاه کنیم. مثلاً آخرین برگ پاییزی که روی شاخه درختی باقی مانده است، روی پس زمینه ی آسمان تضاد زیبایی ایجاد می کند و رنگ زرد برگ، بیشتر به چشم می آید.

عکاسی با موبایل

حتی سنگفرش معمولی زیر پای ما هم می تواند از زاویه ی مناسب، دلپذیر تر به نظر برسد.

عکاسی با موبایل

برخورد نزدیک

اصلاً لازم نیست هرچه در اطراف می بینید را در کادر جای دهید. هرچقدر می توانید به سوژه نزدیک شوید، حتی اگر نصف بیشترش از کادر بیرون می ماند!

عکاسی با موبایل

عکاسی با موبایل

عکاسی با موبایل

در تصویر بعدی می بینیم که کادر بسته، صحنه ی جذاب تری ایجاد کرده است. اگر دوربین گوشی شما لنز ۲X دارد از آن برای گرفتن تصویر نزدیک تر استفاده کنید.

ابر و باد و مه و خورشید

ابرها مفت و مجانی بالاسر ما در حال فیگور گرفتن هستند و ما هیچ توجهی به رنگ های زیبا و فرم های دل نشین شان نداریم. ابرها می توانند حتی معمولی ترین کادر را هم به یک تصویر جذاب تبدیل کنند. کافی است گهگاه در خیابان بالا را نگاه کنید.

از چیزهای دیگری هم در آسمان می توانید برای بهتر شدن عکسها کمک بگیرید، از جمله کُره ی سوزان بزرگی به نام خورشید. امروز بسیاری از دوربین های موبایل به الگوریتم های مخصوصی مجهز هستند که پرتوهای خورشید را از عکس شما حذف می کنند، اما اگر زاویه مناسب را پیدا کنید این پرتوهای گرما بخش حس زندگی را به عکس های شما می آورند.

حجم های پُر کاربرد

ترکیب نور خورشید با حجم های هندسی هم عالی می شود. ساختمان هایی که معماری تخت و تیزی دارند را پیدا کنید. حوالی عصر و صبح زود، خورشید از زاویه مایل به دیوار این ساختمان ها می تابد و کنتراست جذابی ایجاد می کند.

عکاسی با موبایل

هرجا کنتراست زیادی باشد، عکس سیاه و سفید هم خوب می شود، خصوصاً همین ساختمان هایی که پیدا می کنید.

عکاسی با موبایل

مجسمه ها هم حجم محسوب می شوند و در تضاد با آسمان کنتراست خوبی دارند. اگر در خیابان یک مجسمه دیدید با دقت به سایه روشن ها، زاویه را تنظیم کنید تا یک پرتره داشته باشید. هرچه عجیب تر بهتر.

عکاسی با موبایل

رقص سایه ها

در طرف مقابل نور، سایه ها قرار دارند. چشمتان را عادت بدهید که موقع عکاسی به سایه ها هم مثل سوژه و بقیه موارد دقت کند.

مایه ی حیات

و اما روی زمین، بازتاب سطح آب است که به کمک شما می آید و معمولی ترین عکس ها را هم به مناظر پُر شکوهی تبدیل می کند.

عکاسی با موبایل

عکاسی با موبایل

یک دست صدا ندارد

اما تنظیمات دستی دوربین، کاربرد زیادی دارد! اصلاً هم لازم نیست استاد عکاسی باشید. برای شروع می توانید گرفتن عکس ضدنور (سیلوئت) را تمرین کنید. تنظیمات دستی دوربین را باز کنید و سرعت شاتر را تا حدی بالا ببرید که بخش های تیره در تصویر به شکل یک حجم کاملاً تاریک ثبت شوند.

عکاسی با موبایل

تصویر عادی

عکاسی با موبایل

تصویر سیلوئت یا ضدنور

حالا تعادل رنگ سفید (تراز سفیدی) یا White Balance را دستکاری کنید تا رنگها به رقص آیند.

تمام عکس های استفاده شده در این مطلب بدون ویرایش و خروجی مستقیم دوربین گوشی گلکسی نوت ۹ (بررسی دیجیاتو) هستند. قطعاً اگر از نرم افزارهای ویرایش عکس استفاده کنید نتیجه بهتر هم می شود. اما همانطور که می بینید نیازی نیست برای عکس گرفتن حتماً تجهیزات حرفه ای یا تحصیلات آکادمیک عکاسی داشته باشیم. اگر گوشی شما دوربین خوبی دارد، هرجایی که هستید می توانید عکس های بهتری ثبت کنید. کافی است ترفندهای جدید یاد بگیرید و با دقت بیشتری به اطرافتان نگاه کنید.

The post عصر طلایی دوربین موبایل؛ آیا هنوز هم به DSLR نیاز داریم؟ appeared first on دیجیاتو.

اینتل فناوری فوویروس برای تولید چیپ های سه بعدی را معرفی کرد

در حالی که به مرور به محدودیت ها برای کوچک تر کردن ابعاد ترانزیستورها در کنار هم و مرگ قانون مور نزدیک می شویم به نظر می رسد راهکار تولید چیپ های ظریف تر، در قرار دادن آنها به صورت عمودی در کنار هم نهفته باشد؛ راهکار جدید اینتل، فناوری فوویروس (Foveros) برای چیپ های سه بعدی است.

اینتل ساعاتی پیش از اولین معماری چیپ سه بعدی خود برای چیپ های منطقی خبر داده است. تصور می شود اشاره اینتل به چیپ های مرتبط با کارت های گرافیک و پردازنده ها باشد. بر اساس این فناوری چیپ ها به صورت پشته هایی روی هم قرار می گیرند. به این ترتیب چینش ترانزیستورها علاوه بر حالت افقی، به صورت عمودی هم ممکن می شود.

بر اساس اعلام اینتل به نظر می رسد این فناوری چندان هم دور از عرضه نباشد. این شرکت اعلام کرده است که اولین چیپ های مبتنی بر فناوری ۳ بعدی در نیمه دوم سال آتی میلادی از راه خواهند رسید.

فوویروس

پیش از این خافظه های با پهنای باند بالا که به صورت ۳ بعدی ساخته شده بود در کارت های گرافیکی از جمله R9 Fury X از AMD به کار رفته بود اما فوویروس قرار است مفهوم این تکنولوژی را یک قدم فراتر ببرد.

به گفته اینتل این فناوری امکان تولید چیپلت های کوچکتر را می دهد. چیپلت ها چیپ های کوچکی در حد و اندازه یک دانه شن هستند. این چیپ ها می توانند در تولید ریز پردازنده ها، حافظه ها و یا سایر قطعات الکترونیکی کاربرد داشته باشند. به این ترتیب حافظه ها، سیستم های تنظیم نیرو، گرافیک ها و پردازش های مرتبط با هوش مصنوعی همگی می توانند تراشه های جداگانه ای داشته باشند در حالی که به صورت پشته ای و سه بعدی روی یکدیگر قرار گرفته اند.

از مزیت های این سیستم می توان به قدرت محاسباتی و انعطاف پذیری بالاتر اشاره کرد اما مهمترین مزیت برای اینتل، تولید یک چیپ کامل بر مبنای معماری ۱۰ نانومتری است. مدت ها بود اینتل با مشکلاتی در زمینه تولید چیپ های ۱۰ نانومتری دست و پنجه نرم می کرد و حالا به نظر می رسد فناوری فوویروس کلید راه حل مشکلات این شرکت باشد.

به طور خلاصه باید گفت که در نهایت چیپ های تولید شده بر اساس این فناوری می توانند در کنار مصرف پایین تر و قدرت بیشتر، اندازه کوچکتری را برای اینتل به ارمغان آورند.

The post اینتل فناوری فوویروس برای تولید چیپ های سه بعدی را معرفی کرد appeared first on دیجیاتو.