واکنش خنده دار ۲ وزیر احمدی نژاد به قتل طلبه همدانی

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، سیدمحمد حسینی وزیر ارشاد دولت آقای احمدی نژاد که این روزها در شبکه اجتماعی فیلترشده توئیتر بسیار فعال است،‌ با اشاره به حضور قاتل طلبه همدانی در فضای مجازی، دولت و وزارت ارتباطات را به ولنگاری متهم کرده و نوشته این اتفاق «یک بار دیگر ثابت کرد که روحانی و جهرمی اعتقاد و عزم و اراده‌ای برای مدیریت فضای مجازی ندارند و تبعات فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی این ولنگاری را درک نمی‌کنند.»

رضا تقی پور وزیر ارتباطات آقای احمدی نژاد نیز در یادداشتی با اشاره فعالیت قاتل در اینستاگرام نوشته: «در ماجرای اخیر به شهادت رسیدن روحانی همدانی پای شرکت فیس‌بوک و اپلیکیشن وابسته به آن (اینستاگرام) در میان است.»

این دسته از منتقدان که اتفاقا خودشان از فعالان شبکه های اجتماعی فیلتر شده هستند به این سوال پاسخ نمی دهند که در قتل اخیر، شبکه های اجتماعی چه نقشی داشته اند؟ آیا از طریق اینستاگرام اقدام به قتل کرده اند؟ آیا از طریق شبکه های اجتماعی، اسلحه خریده اند؟ آیا با حضور در شبکه های اجتماعی به قاتل و جنایتکار تبدیل شده اند؟ اگر قاتل در اینستاگرام حضور نداشت،قتل رخ نمی داد؟ و مهمتر از همه آنکه اگر این بزرگواران اکنون وزیر ارشاد و ارتباطات بودند، چه اقدامی انجام می دادند؟اینستاگرام را مانند تلگرام فیلتر می کردند تا دیگر در هیچ گوشه ایران، قتلی رخ ندهد؟! شبکه های اجتماعی را محدود می کردند تا کسی به سلاح دسترسی نداشته باشد؟!

حتی اگر به مانند این بزرگواران بخواهیم به دنبال مقصر بگردیم،‌مقصر کیست؟ وزارت ارتباطات یا پلیس؟

پلیس فتا یا همان «پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات» که وظیفه آن جلوگیری و مبارزه با کلاهبرداری اینترنتی، سرقت اینترنتی، هک و نفوذ، جرائم سازمان یافته رایانه‌ای، پورنوگرافی (موارد سوء اخلاقی) و… است در سال ۱۳۸۹ تاسیس شده است. به گفته رئیس پلیس فتا، این پلیس مسئولیت تأمین نظم و امنیت و آسایش عمومی و فردی در فضای مجازی را بر عهده دارد.

اکنون این پرسش مطرح است که پلیسی که می تواند برخی دختران بی حجاب در اینستاگرام را شناسایی و با احضارشان، آنها را وادار به رعایت حجاب در اینترنت کند و صحنه های مضحک و جلفی از مانکن‌های چادری در اینستاگرام ساخته شود، چگونه از “عربده کشی قاتل طلبه همدانی در فضای مجازی” غفلت کرده است؟

در پایان باید از برخی وزیران سابق آقای احمدی نژاد که گوی سبقت را در حمله به شبکه های اجتماعی از هم ربوده اند و دولت را به  انفعال در فضای مجازی متهم می کنند پرسید اگر شبکه های اجتماعی بد است و دولت باید آنها را محدود کند، آنها در این شبکه ها آن هم با استفاده از فیلترشکن‌هایی که طبق قانون خرید و فروش آن جرم است در شبکه های اجتماعی چه می کنند؟ /خبرآنلاین

این خبر واکنش خنده دار ۲ وزیر احمدی نژاد به قتل طلبه همدانی اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

از پرونده‌های زنجانی، مرتضوی، بقایی، مشایی و… چه خبر؟

به گزارش بخش قضایی سایت خبرهای فوری، در این گزارش مروری بر آخرین وضعیت پرونده افراد نامبرده خواهد داشت.

 یکی از پرونده های مهم دستگاه قضایی پرونده مهدی هاشمی فرزند مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی رییس سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام بود که او اکنون در حال گذراندن دوران حبس ۱۰ ساله اش  است.

سوم مهرماه سال ۹۱ مهدی هاشمی پس از گذشت ۲۴ ساعت از تجمع جمعی از دانشجویان در فرودگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) وارد تهران شد و این موضوع آغازی  برای رسیدگی‌های قضایی به پرونده مطرح علیه وی بود. دادستانی تهران در همان زمان اعلام کرد که مهدی هاشمی پس از تفهیم اتهام با صدور قرار بازداشت موقت روانه زندان اوین شد. ۲۶ آذر سال ۹۱ «مهدی هاشمی» پس از حدود سه ماه بازداشت موقت در زندان اوین با تودیع وثیقه آزاد شد.

1

۲۰ دی ماه سال ۹۱ دادستان تهران از صدور کیفرخواست برای «مهدی هاشمی» خبر داد. بر همین اساس بیش از ۲۰ جلسه دادگاه برای رسیدگی به پرونده مهدی هاشمی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد وبر اساس حکم این دادگاه، مهدی هاشمی به حبس، جزای نقدی، رد مال و انفصال از خدمات دولتی محکوم شد. با اعتراض متهم به رای صادره پرونده به شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر ارسال شد. در نهایت دادگاه تجدیدنظر حکم دادگاه بدوی را تایید کرد و طبق اعلام حجت الاسلام و المسلمین محسنی اژه‌ای سخنگوی سابق قوه قضائیه مهدی هاشمی به ۱۰ سال حبس محکوم شد.

محسنی اژه ای اعلام کرده بود که «سه جرم اختلاس، ارتشا و مسائل امنیتی برای مهدی هاشمی تائید شده اما در پرونده، ۱۲ کیفرخواست وجود داشت که در تجدید نظر و ارائه کیفرخواست برخی از آنان در هم ادغام شد و در برخی موارد مهدی هاشمی از جرم تبرئه شد.»

2

مهدی هاشمی در بدو ورود به زندان اوین برای اجرای حکم ۱۰ سال حبس خود در ۱۸ مرداد سال ۹۴ متنی را قرائت کرد و خواستار علنی برگزار شدن دادگاه و اجازه پخش کامل و بدون حاشیه کلیه جلسات محاکمه اش از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران شد.

 

بابک زنجانی و پرونده موسوم به فساد نفتی

3

 

حدود ۵ سال از تشکیل پرونده «بابک زنجانی» می‌گذرد. سرمایه‌داری که به گفته خودش در ابتدا راننده‌ای بود که توانسته راه‌های ترقی را به سرعت طی کند.

اواخر سال ۹۲ برای اولین بار نام بابک زنجانی از سوی حجت‌الاسلام و المسلمین محسنی‌اژه‌ای سخنگوی سابق قوه قضاییه مطرح شد. نام بابک زنجانی قبل از آنکه رییس دولت دهم در مجلس از او با عنوان آقای «ز» یاد کند، مانند اکنون بر سر زبان‌ها نبود.

نهم دی ماه سال ۹۲ حجت‌الاسلام و المسلمین محسنی‌اژه‌ای سخنگوی سابق قوه قضاییه خبر از بازداشت بابک زنجانی داد، اما از عناوین اتهامی او چیزی نگفت و در مرحله تحقیقات مقدماتی بودن پرونده را علت این امر دانست. سرانجام دفتر سخنگوی قوه قضاییه مهر ماه سال ۹۴ اعلام کرد که دادگاه رسیدگی به پرونده بابک زنجانی و دو متهم دیگر پرونده موسوم به فساد نفتی، ۱۱ مهر ماه سال ۹۴ به صورت علنی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار می‌شود.

دم خروس بیرون زد / معتمدین بابک زنجانی با پول‌ها چه کردند!؟ + فیلم

بر این اساس ۲۶ جلسه دادگاه به صورت علنی برگزار و قرائت کیفرخواست ۲۳۷ صفحه‌ای این پرونده آغاز شد. طبق کیفرخواست صادره از سوی دادسرای عمومی و انقلاب تهران، اتهامات بابک زنجانی عبارت بود از افساد فی‌الارض از طریق اخلال در نظام اقتصادی کشور، کلاهبرداری از شرکت ملی نفت، بانک مسکن و تامین اجتماعی، پولشویی، جعل ۲۴ فقره اسناد بانکی و صورت حساب‌های بانکی، جعل حواله‌های ارزی، جعل دستور انتقال بین بانک‌ها.

اتهامات «مهدی شمس» متهم ردیف دوم پرونده موسوم به فساد نفتی نیز، افساد فی‌الارض از طریق اخلال در نظام اقتصادی، مشارکت در کلاهبرداری از شرکت ملی نفت ایران، مشارکت در پولشویی و کلاهبرداری بوده و اتهامات «حمید فلاح هروی» متهم ردیف سوم این پرونده نیز، افساد فی‌الارض از طریق اخلال در نظام اقتصادی، مشارکت در کلاهبرداری از یک شرکت، مشارکت در کلاهبرداری از تامین اجتماعی و مشارکت در پولشویی عنوان شد.

نهایتاً محسنی‌اژه‌ای در ۱۶ اسفند سال ۹۴ اعلام کرد: حکم بابک زنجانی و دو متهم دیگر این پرونده که در دادگاه بدوی محاکمه شدند، صادر شد و دادگاه بدوی این سه متهم را مفسد فی‌الارض تشخیص داده و به اعدام محکوم کرده است. دادگاه علاوه بر اعدام، متهمان را به رد مال شاکی و شرکت ملی نفت ایران و جزای نقدی یک چهارم پولشویی محکوم کرده است.

۱۳ آذر ماه سال ۹۵ غلامرضا انصاری معاون نظارت و بازرسی دیوان عالی کشور از تایید حکم اعدام «بابک زنجانی» از سوی دیوان عالی کشور خبر داد و گفت: حکم اعدام دو متهم دیگر پرونده موسوم به فساد نفتی – مهدی شمس و حمید فلاح هروی – نقض شده و به شعبه هم‌عرض ارسال می‌شود.

پس از نقض حکم دو متهم دیگر پرونده موسوم به فساد نفتی از سوی دیوان عالی کشور و ارجاع آن به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، ۱۵ جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه مذکور و به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد.

نهایتاً مهدی شمس متهم ردیف دوم پرونده به ۲۰ سال حبس و رد مال تضامنی با بابک زنجانی و فلاح هروی به مبلغ ۶۵ میلیون یورو که باید به بانک مسکن بدهد، محکوم شد و حمید فلاح هروی متهم ردیف سوم پرونده نیز به ۲۰ سال حبس و رد مال شامل یک دستگاه خودروی بنز، یک میلیارد هدیه ازدواج دخترش و منزلی در شهرک غرب که از طرف بابک زنجانی به عنوان هدیه به او داده شده بود و دو میلیون دلار سود حاصل از بانک FIIB محکوم شد.

از جمله اتفاقات مهم در پرونده بابک زنجانی، دستگیری «ع.ز» جعبه سیاه فعالیت‌های مجرمانه بابک زنجانی در ۲۶ دی ماه سال ۹۵ بود که اداره کل امور بین الملل قوه قضاییه در اطلاعیه‌ای خبر استرداد یکی از متهمان پرونده فساد نفتی را منتشر کرد.

از زمان بازداشت بابک زنجانی تاکنون هر بار که از مسئولان قضایی درباره آخرین وضعیت این پرونده پرسیده شده، فقط به این جمله اکتفا کرده‌اند که توفیق چندانی در بازگشت اموال در این پرونده حاصل نشده است.

در آخرین اظهار نظر، دادستان تهران سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا اگر بابک زنجانی بدهی‌اش را بدهد مورد عفو قرار می‌گیرد؟ گفت: در حکم ایشان آمده که اگر او وجوه را مسترد کند، می‌تواند مشمول عفو قرار گیرد لذا پرونده بابک زنجانی برای پرداخت وجوه دولت تشکیل شد.

بر اساس این گزارش، اکنون هر سه متهمان در زندان بسر می‌برند.

 

سعید مرتضوی

مرتضوی

کمتر کسی است که سعید مرتضوی را نشناسد. چهره او و نامش بیش از هر چیز همه را به یاد خاطرات بازداشتگاه کهریزک و فوت جوانانی همچون روح الامینی، کامرانی و جوادی فر می‌اندازد. یکی از پرونده‌های مهم دستگاه قضایی پرونده سعید مرتضوی دادستان سابق تهران و مدیرعامل وقت سازمان تامین اجتماعی است.

سعید مرتضوی در دو پرونده مطرح با عناوین «کهریزک» و «تامین اجتماعی» دارای اتهامات متعدد بود؛ البته پرونده وی در خصوص سازمان تامین اجتماعی نیز دو بخش داشت.

پرونده نخست مرتضوی در رابطه با حادثه کهریزک و پیرامون قتل‌هایی بود که شکات خصوصی شکایت کردند، دادگاه قتل عمد تشخیص داد و مباشرین را محکوم کرد، اما چون رضایت دادند، قصاص انجام نشد و از باب جنبه عمومی تحمل کیفر کردند. مرتضوی در این پرونده به اتهام معاونت در قتل عمد به ۵ سال حبس محکوم شد و شعبه ۲۲ دادگاه تجدیدنظر به دلیل اظهار ندامت او، حکم حبسش را به دو سال تقلیل داد.

جمهوری اسلامی: مرتضوی برای عفو شلاق، حکم اختصاصی نداشت

پرونده دیگر مرتضوی درباره سازمان تامین اجتماعی و رای دیوان عدالت اداری بود. بحث این بود که مرتضوی در آن مقطع می تواند به عنوان رییس سازمان باشد یا خیر. این پرونده در دادگاه رسیدگی شد که دادگاه بدوی به مجرمیت و شش ماه حبس رای داد، اما دادگاه تجدیدنظر نپذیرفت و وی را از این اتهام تبرئه کرد.

بخش دیگری از پرونده سازمان تامین اجتماعی مربوط به موضوع تحقیق و تفحص از این سازمان و اتهام تصرف غیرقانونی در اموال دولتی برای سعید مرتضوی بود که مرتضوی در این پرونده به ۷۰ ضربه شلاق محکوم شد اما نهایتاً ۱۳ اسفندماه سال ۹۷ ترک همدانی وکیل مدافع تعدادی از کارگران تأمین اجتماعی از بخشیده شدن مجازات شلاق سعید مرتضوی خبر داد و گفت: این بخشش با توجه به عفو (عمومی) مقام معظم رهبری صورت گرفته است.

دادسرای عمومی و انقلاب تهران در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که سعید مرتضوی دادستان سابق تهران که به دو سال حبس قطعی محکوم شده است، روز یکشنبه (۱۳۹۷/۲/۲) توسط مامورین پلیس دستگیر و بعد از ظهر همان روز جهت تحمل محکومیت حبس به زندان اوین تحویل شد.

از آن زمان تاکنون مرتضوی میهمان جدید اوین شده است.

 سعید مرتضوی در موارد مختلفی از جمله برای شرکت در مراسم عزاداری روزهای تاسوعا و عاشورا به مرخصی رفته بود و صحبت‌هایی مبنی بر خروج سعید مرتضوی از کشور مطرح شد که حجت الاسلام محسنی اژه‌ای سخنگوی سابق دستگاه قضا در واکنش به این صحبت‌ها اعلام کرد که مرتضوی در زندان است.

«حمید بقایی»

بقا

یکی از پرونده‌های مهم در سال ۱۳۹۶ پرونده حمید بقایی معاون اجرایی دولت احمدی‌نژاد است.

دادستان تهران اعلام اتهامات و مجازات‌های موضوع محکومیت بقایی را با توجه به قطعیت حکم و مستند به ماده ۳۶ قانون مجازات اسلامی را فاقد منع قانونی دانست و گفت: در کیفرخواست صادره نامبرده به چندین اتهام از جمله اختلاس، تصرف غیرقانونی در اموال دولتی، تبانی در انجام معاملات دولتی و … تحت تعقیب قرار گرفت که اکثر موارد آن در دادگاه تجدیدنظر تایید شده که در اطلاعیه دادستانی هم عنوان شده است.

پس از تایید حکم بدوی پرونده حمید بقایی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران و قطعیت آن و هم‌چنین ابلاغ حکم صادره، محکوم‌علیه جهت اجرای حکم صادره از جمله ۱۵ سال حبس و چهل و سه میلیارد تومان جزای نقدی در ۲۲ اسفند ماه سال ۹۶ به زندان معرفی شد.

همچنین حمید بقایی ۱۱ شهریور سال ۹۷ نیز به اتهام توهین در شعبه ۱۰۵۹ دادگاه کیفری دو ویژه رسیدگی به جرایم کارکنان دولت محاکمه شد که پس از رسیدگی در این پرونده نیز به شش ماه دیگر حبس تعزیری محکوم شد.

طبقه گفته مصطفی محبی مدیرکل زندان های استان تهران حمید بقایی در شرایط مناسب و کاملاً انسانی در بازداشتگاه اوین نگهداری می‌شود.

«اسفندیار رحیم مشایی»

مشا

از دیگر پرونده‌های جنجالی سال ۹۷، پرونده اسفندیار رحیم مشایی رییس دفتر رییس دولت دهم بود که حسب دستور قضایی بازپرس دادسرای عمومی تهران ۲۶ اسفندماه سال ۹۶ توسط ماموران پلیس دستگیر و به منظور انجام تحقیقات بازداشت شد.

رحیم مشایی ۲۴ اسفندماه سال ۹۶ با حضور مقابل سفارت انگلستان در تهران، حکم حمید بقایی معاون سابق احمدی‌نژاد را آتش زد و سپس خبر بازداشت او اعلام شد.

اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مشایی سوم شهریورماه سال ۹۷ و دومین و آخرین جلسه دادگاه ۱۱ شهریورماه سال ۹۷ در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست حجت الاسلام والمسلمین غضنفرآبادی برگزار شد.

نهایتاً اسماعیلی رییس کل دادگستری استان تهران ۲۱ شهریور ۹۷ اعلام کرد: در سه فقره عنوان اتهامی رحیم‌مشایی در اتهام اول دایر بر اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی مطابق ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی به ۵ سال حبس محکوم شد.

وی ادامه داد: رحیم مشایی در رابطه با تبلیغ علیه نظام به استناد ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به تحمل یک سال حبس و به اتهام توهین به مقامات قضایی به سبب انجام وظیفه به ۶ ماه حبس محکوم شد و دو تن از مقامات قضایی از وی شکایت کرده‌اند.

اسماعیلی جمع حکم مشایی را ۶ سال و ۶ ماه عنوان کرد و گفت: چنانچه این رای مورد تایید دادگاه تجدیدنظر قرار بگیرد، به موجب اجرای قانون، اشد مجازات و صرفاً ۵ سال آن اجرا خواهد شد.

مشایی، مهر سال ۹۷ به حکم دادگاه انقلاب اعتراض کرد. درخواست تبدیل قرار بازداشت او از سوی رییس شعبه اول دادگاه انقلاب رد شد. همچنین ۱۴ آذر سال ۹۷دادگاه تجدیدنظر مشایی برگزار شد.

مشایی پنجم اسفندماه سال ۹۷ بیش از یک هفته از اوین به مرخصی آمد و ۱۴ اسفند سال ۹۷ به زندان بازگشت.

شهرام جزایری

جزایری

یکی از چهره های شناخته شده در دستگاه قضایی شهرام جزایری است. شهرام جزایری ابتدا در سال ۱۳۸۱ بازداشت شد و در اوایل اسفند ۱۳۸۵ در جریان انتقال از زندان برای معرفی برخی اموالش، فرار کرد و سه روز پیش از آغاز سال ۸۶ در عمان مجدداً دستگیر شد. همین اقدامِ او حکم زندانش را دو سال افزایش داد. شهرام جزایری که توانسته بود از اتهام اخلال در نظام اقتصادی کشور تبرئه شود، بعد از ۱۳ سال -مهرماه سال ۹۳- از زندان آزاد شد.

تحصیل مال از طریق نامشروع، پرداخت رشوه به دفعات و به افراد مختلف، معافیت از سربازی به صورت متقلبانه، اعمال نفوذ برخلاف حق و مقررات قانونی، تصرف غیرمجاز در اموال و وجوه توقیف شده، فرار از زندان و خروج غیرمجاز از کشور، مهمترین اتهامات او بودند.

در مردادماه سال ۹۷ شهرام جزایری در حالی که قصد خروج غیرمجاز از مرز را داشت، درگمرک بازرگان دستگیر شد.

سخنگوی قوه قضاییه در همان زمان گفت: باتوجه به نحوه خروج از کشور شهرام جزایری و پیشنهاد رشوه‌ای که داده است قطعاً به پرونده او رسیدگی خواهد شد و به علت سوابقی که از قبل داشته، رسیدگی به این پرونده نیز در تهران انجام خواهد شد و بر همین اساس هم خود نامبرده و هم پرونده‌اش به تهران منتقل می‌شود.

سرانجام سوم آذر ۹۷ کیفرخواست پرونده جزایری صادر شد و از آن زمان تاکنون شهرام جزایری در بازداشت است. /ایسنا

افشاگری‌های همدست هدایتی علیه میلیاردر معروف و فرزندش / باز شدن پای «بازیکن خائن» به پرونده

این خبر از پرونده‌های زنجانی، مرتضوی، بقایی، مشایی و… چه خبر؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

احمدی‌نژاد بار دیگر برای توییت‌ هایش سوژه شد!

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، محمود احمدی‌نژاد و تیم رسانه‌ای‌اش از هر فرصتی برای بودن بین اخبار استفاده می‌کنند. این بار سرگرمی‌شان شده چت کردن با یک روزنامه‌نگار فلسطینی‌الاصل مقیم استرالیا که در روزنامه‌ای استرالیایی علیه سیاست‌های ظالمانه اسرائیل می‌نویسد.

البته آنها با هم درباره موسیقی حرف زدند! توییت اخیر احمدی‌نژاد درباره مرگ نپسی هاسل که به ضرب گلوله در آمریکا کشته شده بود، همچنان سوژه در پی دارد.

اکانت او در این توییت نوشته بود: «از مرگ این رپر ۳۳ساله و “ده نفر دیگر که در هفته‌های گذشته در لس‌آنجلس کشته شدند ناراحت شدم.»

احمدی‌نژاد سپس در ادامه توییت خود بخشی از یکی از ترانه‌های توپاک شکور، رپر آمریکایی دیگری که فوت شده را نقل کرده و نوشته: «عزیزم گریه نکن، سرت را بالا بگیر، حتی وقتی که جاده سخت است، هرگز تسلیم نشو.»

1

نپسی هاسل روز ۱۲ فروردین مقابل یکی از فروشگاه‌های لباس خود با شلیک گلوله به قتل رسید.

توییت احمدی‌نژاد موجی از واکنش‌ها در فضای مجازی از سوی کاربران ایرانی و خارجی به همراه داشت .

احمدی‌نژاد پیشتر هم در مواردی چون قهرمانی تیم هاکی روی یخ لیگ حرفه‌ای آمریکا یا مواردی از این دست توییت‌های جنجالی‌ای داشت.

او که داعیه مدیریت جهانی دارد، در ماه‌های گذشته دوباره فعالیت‌های سیاسی خود را افزایش داده و از مصاحبه درباره فوتبال تا مانیفست آزادی خواهی، مدام مشغول حرف زدن است و از هر مصاحبه‌ای که سوال چالشی درباره عملکردش در دولت و به چالش کشیدن رفتارش در مقام رییس دولت نباشد، استقبال می‌کند و سوال‌هایی هم که چالشی باشند، توسط تیم محافظان و مشاورانش در مصاحبه‌ها ضبط می‌شوند و اجازه خروج پیدا نمی‌کنند!

در این شرایط، او سیاست کارهای متفاوت در شبکه‌های اجتماعی را هم به ادمینی سپرده که هر کار عامه‌پسند و سنت‌شکنی را انجام دهد.

برای همین هم هست که خبرنگار دختر جوان فلسطینی مقیم استرالیا را که پای توییتش کامنت گذاشته را به حرف می‌گیرد!

این دیالوگ اکانت احمدی‌نژاد است با جلین خلیک، دختر جوان روزنامه‌نگار فلسطینی‌الاصل که برای ای‌بی‌اس استرالیا می‌نویسد. او از سال ۲۰۰۹ در توئیتر به عنوان یک فعال اجتماعی علیه کشتار اشغالگران اسرائیلی توییت می‌کند اما احمدی‌نژاد با او درباره علایقش درباره گروه‌های موسیقی رپ آمریکایی چت کرده و گفته کدام گروه‌های‌شان را می‌شناسد!

2

جلین خلیک: «سلام محمود، خوبی؟ لطفا پنج رپر محبوبت در میان رپرهای آمریکایی را به من بگو.»

احمدی‌نژاد: «سلام، مرسی. مدتی بود برای من کامنت نگذاشته بودید. اول شما رپرهای محبوبت را به من بگو.»

جلین خلیک: «سلام! بله مدت‌ها بود! ایزی-ای، توپاک، کندریک لامار، دکتر دری و مری بلایژ را دوست دارم. چرا من را دنبال نمی‌کنی؟ و البته گروه NWA را فراموش کردم!»

احمدی‌نژاد: «بله گروه NWA را می‌شناسم. من شما را دنبال می‌کنم.»

رویه اکانت رئیس‌جمهور پیشین دیده شدن است. او با همین توییت‌هایش حسابی در شبکه‌های اجتماعی سوژه شده. اگرچه در ادبیات رایج سیاسی ایران رفتار احمدی‌نژاد را کاری سبک و ناشایست تلقی می‌کنند اما او از قدیم عادت داشته به خبرساز بودن به هر قیمتی. حتی اگر چت کردن درباره رپرهای مورد علاقه‌اش باشد.

جالب اینکه خلیک بعد از این چت توییتری، فالوو شدنش توسط احمدی‌نژاد را توییت کرده بود و نوشته بود دیگر می‌تواند اکانتش را با خیال راحت ببندد!

این خبر احمدی‌نژاد بار دیگر برای توییت‌ هایش سوژه شد! اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

احمدی‌نژاد گفته بود انقلاب کار انگلیسی‌ها می باشد؟

به گزارش بخش سیاسی سایت خبرهای فوری، این مصاحبه را می‌خوانید:

امروز نقل‌قولی از آقای امیری‌فر منتشر شد که آقای احمدی‌نژاد گفته‌اند «انقلاب ۵۷ کار انگلیس‌ها بوده است»؛ شما در آن جلسه مورد اشاره حضور داشتید؟!

ماجرا مثل این است که ملانصرالدین به دروغ به مردم گفت که فلان ‌جا آش می‌دهند ولی خودش هم این دروغ را باورش شد و دوید به آن سمت تا آش بگیرد! واقعیت این است که یک خبر کذبی را سایت وابسته به سپاه بصیرت منتشر کرد و آقای جوانفکر آن خبر را تکذیب کرد. حالا آقای امینی‌فر می‌گوید که من در آن جلسه حضور داشته‌ام ولی اگر شما به خبر سایت بصیرت مراجعه کنید، آنجا گفته شده که اخیرا چنین حرفی زده شده که از اساس دروغ است. آقای امینی‌فر امروز بیشتر از ۳ سال است که هیچ ترددی به دفتر آقای احمدی‌نژاد ندارند.

یعنی ایشان بیشتر از ۳ سال است که به ولنجک نیامده‌اند؟

بله دقیقا! قبل از این زمان هم ایشان به صورت خیلی محدود در دفتر حضور پیدا می‌کردند و گپ‌وگفتی با دوستان داشتند.

ولی به هر حال آقای امینی‌فر از نزدیکان آقای احمدی‌نژاد محسوب می‌شوند و مدتی هم در دولت ایشان امام جماعت نهاد ریاست‌جمهوری بودند.

خیر! هرگز ایشان از نزدیکان نبودند. مگر امام جماعت نهاد ریاست‌جمهوری مهم است؟ مگر الان امام جماعت مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست‌جمهوری به آقای روحانی نزدیک است؟ اصلا مگر آقای روحانی آنجا نماز می‌خواند؟

حرف های کذب و تهمت های محمود احمدی نژاد برای مردم روشن است

تفاوت اینجاست که آقای امینی‌فر بابت دست داشتن در ساخت مستند «ظهور نزدیک است» بازداشت شدند.

نه! این موارد بیشتر فضاسازی رسانه‌ای است و ایشان تمام نکاتی که گفته‌اند، کذب محض است و حتی ارزش پاسخ دادن هم ندارد. این موضوع اهمیتی هم ندارد که از ایشان بخواهد شکایتی مطرح شود. شما این نکته را باید در نظر بگیرید که تمام دفتر آقای احمدی‌نژاد و تمام نکاتی که مطرح می‌شود یقینا از طرف نهادهای امنیتی شنود می‌شود.

پس شما مدعی شنود کامل دفتر ولنجک هستید؟

قطعا شنود می‌شود، شک نکنید! قطعا نهادهای امنیتی هم منابع خودشان را دارند و هم دفتر را تجهیز کرده‌اند. اصلا چنین چیزی امکان ندارد که آقای احمدی‌نژاد چنین حرفی را بزند و بعد یک فردی آن را نقل کند.

شما می‌گویید سایت منتشرکننده این اظهارات وابسته به سپاه است و بعد می‌گویید دفتر به صورت کامل از سوی نهادهای امنیتی شنود می‌شود، یعنی بین این مسائل ارتباطی می‌بینید؟

یادتان باشد که آنها شنودهای خود را در سایت بصیرت منتشر نمی‌کنند، آنها شنودهایشان را در بولتن‌هایی که بعضا به دست مقامات عالی می‌رسد، قرار می‌دهند نه این سایت. اتفاقا این مطلب آقای امینی‌فر با توجه به اینکه ایشان اصرار دارد که در آن جلسه حضور دارد، نشان داد که منبع خبر سایت بصیرت خود آقای امینی‌فر است. یعنی من فکر می‌کنم که ایشان یک خبر کذبی را به این سایت داده و بعد این خبر تکذیب شده است ولی حالا ایشان تلاش می‌کند که به نوعی برای آن خبر مبنا و صحت ایجاد کند. مواضع آقای احمدی‌نژاد مواضع دوگانه‌ای ندارد که در جلسات خصوص یک مدل حرف بزند و در مواضع بیرونی طور دیگری سخن بگوید. حداقل آقای احمدی‌نژاد در عمل نشان ‌داده‌ که شجاعت ایستادگی بر مواضع خود را دارد.

قبول دارید که کف جامعه این استدلال شما را نمی‌پذیرد و عملا به این نتیجه رسیده که احمدی‌نژاد امروز با احمدی‌نژاد دوران ریاست‌جمهوری تفاوت‌های مشخصی دارد.

نکته اینجاست که جایگاه ریاست‌جمهوری، جایگاهی نیست که افراد آنجا وارد مجادلات سیاسی یا تحلیل‌های تئوریک شوند. جایگاه ریاست‌جمهوری بسیاری از ظرفیت‌ها را برای طرح بسیاری از موضوعات ندارد. فردی که رییس‌جمهور می‌شود در قبال کل ملت نقشی واحد دارد و در بسیاری از حوزه‌ها نمی‌تواند آن موضعی که الزاما در ذهن دارد را اعلام کند چراکه موضع رییس‌جمهوری یک موضع ملی و حتی فراملی است. طبیعتا در آن موضع گفتن بسیاری از حرف‌ها با محدودیت مواجه است.

ماجرای جالب سرگردانی احمدی‌نژاد در لیبی؛ چرا هیچکس به استقبال او نیامد؟

اما در همین یاداشت آقای امینی‌فر آمده که آقای احمدی‌نژاد بعد از رد صلاحیت در انتخابات ریاست‌جمهوری از «رهبری و نظام کینه به دل گرفته است».

ایشان که اصلا در آنجا نبوده که این حرف را زده! آقای امینی‌فر کلا به دفتر نمی‌آمدند پس چطوری اطلاع دارند که آقای احمدی‌نژاد چه گفته؟! ایشان در واقع فکر می‌کرد که در آن انتخابات می‌آید و می‌تواند کمک کند به جامعه که این فضا برای ایشان فراهم نشد و این‌ بار از دوش او برداشته شد که فبهالمراد! واقعا این طور که می‌گویند، نیست! ما از آقای امینی‌فر خیلی توقعی نداریم ولی از رسانه‌ها توقع داریم. اصلا برای او اهمیتی نداشت. ایشان احساس مسوولیت می‌کرد که بیاید و در صحنه حضور پیدا کند تا بتواند به جامعه کمک کند که این فضا فراهم نشد.

برگزاری آن جلسه که آقای امینی‌فر مدعی هستند که آقای احمدی‌نژاد آن حرف‌ها را در آن زده را تایید می‌کنید یا از اساس برگزاری جلسه را هم تکذیب می‌کنید؟

این محتوا از اساس کذب است.

آخرین جلسه آقای احمدی‌نژاد در ولنجک چه زمانی بوده است؟

آقای احمدی‌نژاد جلسات مختلفی دارند. جلسات کارشناسی‌های مختلفی را برگزار می‌کنند. جلسات کارشناسی با کارشناسان اقتصادی و علوم اجتماعی همواره برگزار می‌شود ولی آن جلسه که آقایان با آن محتوا گفتند، کذب است. از طرف دیگر یک فردی هم آمده گفته که در آن جلسه حضور داشته که بیشتر از ۳ سال است ترددی به آنجا ندارد.

آخرین حضور آقای امینی‌فر در ولنجک چه زمانی بوده؟

من اگر بخواهم نمونه‌اش را به شما بگویم، این است که آقای امینی‌فر آخرین بار در شهریور ۹۵ مطالبی را علیه آقای احمدی‌نژاد مطرح کردند که بعد از آن دیگر در جلسات شرکت نکردند. قبل از این هم ماه‌ها بود که ایشان به دفتر نمی‌آمدند. یعنی از ابتدای سال ۹۵ به بعد دیگر آقای امینی‌فر به آنجا نیامد. دقیقا ۳ سال است! با این حساب ایشان چطور می‌تواند منبع چنین اخباری باشد؟ /خبرآنلاین

علی دایی: عمدا نخواستم احمدی‌نژاد را ببینم

این خبر احمدی‌نژاد گفته بود انقلاب کار انگلیسی‌ها می باشد؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

حرف های کذب و تهمت های محمود احمدی نژاد برای مردم روشن است

به گزارش بخش سیاسی سایت خبرهای فوری، یک مقام آگاه در دفتر دکتر علی لاریجانی اظهارات محمود احمدی نژاد در گفتگو با روزنامه آرمان را تکذیب و این گونه فرافکنی ها را شیوه ناپسند رئیس جمهوری سابق عنوان کرد.

 وی افزود: آقای احمدی نژاد در این مصاحبه در واکنش به علت فساد اقتصادی در دولتش مدعی شده که : “آقای رحیمی قبل از اینکه وارد دولت دهم شود، به دستور شخص آقای علی لاریجانی از فردی پولی را گرفته و آن را بین شماری از نامزدهای مجلس تقسیم کرده است. بعد از پایان دولت‌دهم به سراغ او آمده‌اند و ایشان را تحت عنوان معاون اول دولت قبل محاکمه کرده‌اند”.

 این مقام آگاه افزود: ادعای ایشان خلاف واقع و از اساس نادرست و دروغ است.

 وی در ادامه گفت: پرونده های متعدد نزدیکان و منسوبان آقای احمدی نژاد در دستگاه قضایی نیاز به توضیح و تفسیر ندارد و حق پیگیری قانونی این اظهارات کذب که متاسفانه به رویه معمول ایشان تبدیل شده محفوظ است. /خانه ملت

ماجرای جالب سرگردانی احمدی‌نژاد در لیبی؛ چرا هیچکس به استقبال او نیامد؟

این خبر حرف های کذب و تهمت های محمود احمدی نژاد برای مردم روشن است اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

ماجرای جالب سرگردانی احمدی‌نژاد در لیبی؛ چرا هیچکس به استقبال او نیامد؟

به گزارش بخش سیاسی سایت خبرهای فوری، «حسین جابری انصاری» از آن دسته دیپلمات هایی است که گذشته از مسئولیت های مهم نمایندگی دستگاه دیپلماسی درعرصه رسانه و شبکه های اجتماعی هم حضور فعالی دارد. اخبار مربوط به مذاکرات خود با طرف های خارجی را با سرعت منتشر می کند و تقریبا مقالات و گزارش های مهم و قابل اعتنایی که در رسانه های کشور منتشر می شود را با مخاطبان خود به اشتراک می گذارد.

وی علاوه بر این به نوعی توانسته با بهره گیری از این ظرفیت شبکه های اجتماعی حلقه وصل دیپلمات ها و کارشناسان وزارت امور خارجه شود. وقتی از وی درباره پایان رسانه مکتوب سوال کردیم گفت حرف زدن از پایان رسانه مکتوب رفتن به پیشواز واقعیات و یا آرزوهاست.

به باور دستیار ارشد وزیر مور خارجه مهمترین کارویژه رسانه بازنمایی واقعیت هاست و باید توجه داشت که گاهی اوقات تصویر از واقعیت و بازنمایی آن از خود واقعیت مهمتر است جابری انصاری یکی از ضعف های فضای رسانه ای را این می داند که گاهی بازنمایی واقعیات را با خود واقعیت یکی فرض می کنیم.

جابری انصاری در این گفت و گوی نوروزی از ماجرای پایان ماموریت خود در لیبی گفت و گفت که تابستان ۸۸ از مرکز از من خواسته شد برای استقبال از رئیس جمهور وقت بعنوان مهمان ویژه در اجلاس سران آفریقا با مقامات لیبی هماهنگی های لازم را انجام دهم اما رئیس سرویس امنیت خارجی و نخست وزیر سابق آقای ابوزید عمر دورده صراحتا گفت ما نمی‌توانیم چنین کاری بکنیم حداکثر از ایشان بعنوان مهمان عادی مثل سایر مهمانان استقبال خواهد شد.

غیر از خبر خواندن و مطبوعات اگر یک ساعت فراغت داشته باشید چه کاری انجام می دهید؟

من از دوران شکل گیری شخصیتم از نوجوانی تا به امروز دو سه عشق دارم – زندگی به معنای عام آن نه به معنای کار خاص-، یکی کتاب خواندن است.مثلا شبی که آقای دکتر ظریف استعفا داد من یک ساعت موبایلم را به برق وصل کردم که شارژ شود و من در آن مدت رمانی که هشام مطر نویسنده انگلیسی لیبیایی الاصل از درباره بازگشت خود به لیبی بعد از سقوط قذافی و گم شدن پدرش و داستان مهاجرین از وطن و فرزندان یک کشور که به اجبار از کشورشان جدا شده‌اند نوشته است،در آن یک ساعت من این کتاب را می‌خواندم. وقتی موبایلم را برداشتم دیدم در این یک ساعت چه اتفاقاتی افتاده که به نحوی مرتبط با من هم می شد.

شما خبر استعفا را در آن یک ساعت نداشتید؟

ایشان دقایقی قبل از اینکه من موبایل را کنار بگذارم مطلبی را در ارتباط با این موضوع به من گفتند و من هم پاسخی دادم. بعد موبایلم را کنار گذاشتم و فکر نمی‌کردم که چنین طوفانی در راه باشد وگرنه من عموما تا نیمه شب آنلاین هستم. در این فاصله اتفاقاتی افتاده بود که بعدا همه دیدیم و شاهد بودیم.
بنابراین یک عشق کتاب خواندن دارم و هنوز هم هر وقت فرصت کنم این کار را انجام می‌دهم. یکی از علاقه مندی های من شنیدن موسیقی، بیشتر موسیقی های سنتی و آواز ایران از معروفین هست و یکی هم دیدن فیلم هست؛ البته فیلم دیدن من در این سال ها عموماً به دوران جشنواره فیلم فجر بیشتر منحصر شده است و در همه شب های جشنواره فیلم های تولیدی سال سینما را به صورت فشرده می بینم.

شما جزو دیپلمات‌هایی بودید که در دولت قبل مشکلاتی برای شما پیش آمد و از ظرفیت شما استفاده نشد.در آن مدت شما مشغول به چه کاری بودید ؟

من در اواخر دوره اصلاحات بعنوان سفیر ایران در لیبی شروع به کار کردم.پیش از دولت قبل من در ماموریت بودم. دوستان لطف کرده و ما را تحمل کردند. حالا لیبی هم خیلی در مجرای اصلی سیاست ایران نبود در آن مقطع روابط ایران و لیبی فروکش کرده بود و لیبی به سمت غرب حرکت می‌کرد و خبری نبود که حساسیت آفرین باشد.
بازگشت من هم بعد از انتخابات جنجالی سال ۱۳۸۸ بود.در آن مقطع به طور ناگهانی از مرکز به من ابلاغ شد که آقای احمدی‌نژاد می خواهند در اجلاس سران آفریقا که بنا بود تابستان ۸۸ در لیبی برگزار شود، شرکت کنند و هماهنگی‌های اولیه با سفیر وقت لیبی در تهران آقای سعد مجبر انجام شده که ایشان بعنوان مهمان ویژه در اجلاس سران آفریقا شرکت کنند و ملاقات های جنبی هم با روسای شرکت کننده در اجلاس داشته باشند. من مکلف شدم سریعا با دولت لیبی هماهنگی‌های لازم را انجام دهم برای اینکه این سفر با موفقیت انجام شود و با رئیس جمهور ایران تعامل مهمان ویژه انجام شود. در آن زمان تمام مقامات لیبی در شهر سرت بودند و فرصت هیچ هماهنگی نبود و من با ماشین سفارت سریع به سمت شهر سرت که کنگره خلق لیبی در آنجا در حال برگزاری بود رفتم ودر حاشیه نشست های کنگره خلق لیبی مقامات مختلف از جمله وزیر خارجه آقای موسی کوسه و رئیس سرویس امنیت خارجی و نخست وزیر سابق آقای ابوزید عمر دورده که هر دو از رجال نزدیک قذافی بودند را ملاقات کردم. وزارت خارجه لیبی به صورت دیپلماتیک به من پاسخ داد اما ابوزید دورده صراحتا اعلام کرد که ما در شرایطی نیستیم که با رئیس جمهور ایران بعنوان مهمان ویژه تعامل کنیم. حداکثر کاری که می‌توانیم بکنیم اینکه ایشان هم یکی از ۲۰ مهمان اجلاس باشند. این در حالی بود که از من خواسته شده بود سخنرانی در افتتاحیه، نشستن در کنار رئیس اجلاس یعنی آقای قذافی و برنامه های مهمان ویژه را هماهنگ کنم. همانگونه که پیش از آن دولت وقت قطر در نشست دوحه برای رئیس جمهور ایران فراهم کرده بود. به من اعلام شد که وزارت خارجه به صورت دیپلماتیک پاسخ تو را می دهد ولی واقعیت این است که ما نمی‌توانیم چنین کاری بکنیم حداکثر از ایشان بعنوان مهمان عادی مثل سایر مهمانان استقبال خواهد شد. من از همان جا این پیام را به آقای متکی وزیر خارجه وقت منتقل کردم.آقای باقری معاون وقت عربی هم بعنوان پیش هیئت آمده بودند.آقای متکی اعلام کردند پس به لیبیایی ها بگویید که سفر انجام نخواهد شد و ما به طرابلس برگشتیم. فردا صبح ساعت ده و نیم صبح حکم پایان ماموریت به ما ابلاغ شد. البته بعد ازچهار سال و اندی؛ یعنی مأموریت من تمام شده بود ولی این ابلاغ پایان با عدم تدارک این سفر تقارن پیدا کرد که واقعا خارج از اراده و کنترل ما بود و تلاش‌مان را کردیم ولی لیبیایی ها آماده ارائه چنین سرویسی نبودند.

وقتی که به تهران برگشتید شما نیروی آزاد بودید؟

وقتی که به تهران برگشتم چند سال در دفتر مطالعات نیروی رها شده بودیم و به همراه تعداد دیگری از سفرا که برمی‌گشتند، کسی کاری با ما نداشت. در آن دوره در وزارت خارجه از من خواستند مدیریت گروه خاورمیانه و خلیج فارس دفتر مطالعات را بر عهده بگیرم من هم گفتم اگر بتوانم کمکی کنم انجام می‌دهم.ولی گردش کار را انجام دادند و آن مدیریت برای من تصویب نشد. بعد در این باره پیگیری کرده بودند گفته بودند که این را اصلاً پیگیری نکنید و اسم ایشان را که در پایین در وزارت خارجه می بریم حساس هستند.

استعلام جواب نداده بود؟

نه الزاما استعلام رسمی، ولی دوستانی که مدیریت را بر عهده داشتند ما را خارج از مجموعه خود تلقی می کردند در حالی که هیچ وقت نگاهم به سیاست و اقدامات سیاسی نگاه بسته با فرم بندی های جناحی و جریانی نیست. من هم مثل همه ایرانیان عقاید و نگاه خاص خود را دارم اما در کار دیپلماتیک و سیاسی همیشه سعی کردم در حد فهم و درک خودم نگاه ملی ایران را بعنوان جمهوری اسلامی ایران نمایندگی کنم نه نگاهی که با تفسیرهای بسته و ضیق. ولی دوستان به هر دلیل فکر می‌کردند خودی نیستیم و اما و اگر می گذاشتند و مدیریت گروه مطالعاتی من انجام نشد تا یکی دو سال بعد که معاون دیگری در پایان آن دولت تعیین شد و ایشان با جدیت پیگیری کرد و من مدیر گروه خاورمیانه و خلیج فارس شدم. دولت جدید که شروع شد معاون عربی آفریقایی از من خواست بعنوان مشاور معاونت مشغول شوم و مدتی بعنوان مشاور مشغول بودم و بعد مدیرکل خاورمیانه شدم. /ایرنا

این خبر ماجرای جالب سرگردانی احمدی‌نژاد در لیبی؛ چرا هیچکس به استقبال او نیامد؟ اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

جزییات کامل اختلاس ۶ میلیارد یورویی ۸ مدیر نفتی احمدی نژاد به روایت یک فعال سیاسی

به گزارش بخش سیاسی سایت خبرهای فوری، صبا آذر پیک، فعال‌سیاسی از نخستین افرادی بود که علیه مدیران پتروشیمی دست‌ به افشاگری زد.

وی در توییتر خود نوشت: دفتر دبی و شانگهاى پتروشیمى؛ ‏سردار قاسمى وزیر نفت دولت احمدى نژاد پشت سایه‎ خلجی شیخ‌الاسلامی پنهان نشوید. آنها⁩ نوک کوه یخ هستند و نباید با⁧ فریب افکارعمومى⁩ از پاسخگویی در قبال دزدی شرکت ها و فرزندان مدیران نفتى شما در شانگهاى و دبى شانه خالی کنید.

وی معتقد است:  ‏خانم شیخ الاسلامى با شرکتش فقط یک نفر از ١۵ نفرست؛ ‏۶میلیارد و ۶۰۰ میلیون یورو رقم اختلاس کل تیم ١۵ نفره ست ‏که رقم دزدی شیخ الاسلامى ٣١٨میلیارد ریال بوده ‏دزدان بزرگ، اعضای شرکت بازرگانى پتروشیمى، فرزندانشان و افرادى از شرکت سپانیر هستند.

او ادعا می‌کند:  شرکت نفت و گاز سپانیر وابسته به قرارگاه خاتم سپاه از چه طریق با مرجان شیخ الاسلامی آل آقا مرتبط شده و خ.ع که از طرف شرکت با شیخ الاسلامی شریک کاری بوده چه کسی است و چرا نامش در بین ۱۴ متهم نیست؟ خ.ع متهم پانزدهم از شرکت سپانیر کیست که نامش مخفی مانده است؟

متهمان به عنوان مدیران شرکت از خریداران خارجی مبالغ کلان به نفع خود دریافت و به بهانه دور زدن تحریم‌ها شرکت هایی را در خارج از کشور تاسیس و پول آن را به حساب خود انتقال می‌دادند.

اولین متهمان مدیران شرکت بازرگانی پتروشیمی زیرمجموعه وزارت نفت هستند که محصولات پتروشیمی را بازاریابی و درصدهای نجومی دریافت کردند.

رضا حمزه لو ( ۷ میلیارد و ۶۵ هزار یورو) درصدی از خرید و فروش را به عنوان حق دلالی دریافت می‌کرد. حمزه لو طی نامه ای به مدیران عامل PCC دبی و پتروشیمی شانگهای پول را به حساب آنها می ریخته در صورتی که این شرکت جزء شرکت های تحریمی نبوده.

شیرعلی (۸ میلیون دلار) پورسانت خود را از آقای اسحاق می‌گرفته که این پول ها را به حساب پسر خود در خارج از کشور واریز می‌کرده است. مجموعا ۷-۸ میلیون دلار دریافت کرده است اما بخش بیشتر کار به نام پسرش جواد شیرعلی اعم از اخذ شماره حساب، اعلام شماره حساب و مذاکرات با شرکت های خارجی توسط او انجام شده است.

اعترافات احمدیان علیه شیرعلی به شرح زیر است: از سال ۸۴ به مبلغ ۱ میلیون دلار، هر تن ۳ دلار از شرکت ایزه، هر تن ۳ دلار از شرکت لنکوور و در سال بعد هر تن ۵ دلار و خرید کشتی به مبلغ ۹.۵ میلیون دلار که متعلق به پسر ایشان است دریافت کرده .شیرعلی میگفت در ایران سرمایه گذاری نمی کنم که همکاران متوجه کسب و کار ما ‌شوند. باید فقط ۱۰۰۰ متر زمین داشته باشید و هیچکس کسب و درآمد وی را متوجه نشود.اعتراف شیرعلی علیه احمدیان: نیمی به حساب محمود احمدیان پرداخت می‌شد. طبق آخرین اطلاعاتی که پسرم داده است مبلغ ۷ میلیون دلار انتقال داده شده که ۳ میلیون از این مبلغ باید به من داده می‌شد. هر آنچه گرفته می‌شد به پسر احمدیان یعنی محمود احمدیان باید داده می‌شد.

 به حساب شرکت پتروشیمی شانگهای ۱ میلیون و ۶۵ هزار یورو واریز شده است.

 مبلغ ۵ میلیون یورو از طریق انتقال به شرکت PCC دبی؛ معصومه دُری معاون مدیرعامل شرکت پتروشیمی در دبی بوده که پس از حصول مطالبات شرکت از مشتریان خارجی با هماهنگی ارزهای حاصله را به حساب غیر مرتبط واریز نموده و شرکت های مذکور ارز را با منشا داخلی خریداری کرده و به حساب شرکت پتروشیمی واریز کرده اند.

 تفاوت نرخ ارز یورویی اعلامی از بانک مرکزی و نرخ وجه یورویی دوبی در آینده حتی مورد اعتراض مدیران عامل صورت گرفته و مشاجراتی بین آقای احمدیان برای واریز وجوه نقدی به حساب خود صورت گرفته است که معادل ۷۸ میلیون و ۹۶۸ هزار یورو بوده است که آقای احمدیان این مبلغ را ۱۷ میلیون و ۵۲۸ هزار یورو اعلام کرده.

 وجوه ارزی دلاری که از حساب میتینگ کومار به حساب شرکت بازرگانی پتروشیمی دبی واریز شده است مبلغ ۶۰ میلیارد و ۴۲ میلیون ۵۳۶ هزار و ۴۵ ریال بوده است.

آذر پیک اما مدعی است: واریزی هایی که شرکت های هایزر بابت محصولات پتروشیمی انجام داده مبلغ ۶۳ میلیارد و ۶۶ میلیون و ۷۷۳ هزار و ۴۵ ریال بوده.

رکورد بدهی بابک زنجانی شکسته شد

این خبر جزییات کامل اختلاس ۶ میلیارد یورویی ۸ مدیر نفتی احمدی نژاد به روایت یک فعال سیاسی اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

علی دایی: عمدا نخواستم احمدی‌نژاد را ببینم / زوری به تیم امید بازیکن نمی‌دهم

به گزارش بخش ورزشی سایت خبرهای فوری، او می‌گوید از شعار سیاستمداران بیزار است و اساساً افکار و عقاید رئیس جمهور سابق را قبول ندارد.

علی دایی درباره حواشی اخیر بازگشتش از شهر جم و همسفر شدن با محمود احمدی‌نژاد سخن گفت. او با صراحت تاکید کرد که علاقه‌ای نداشته با رئیس جمهوری سابق ایران رودررو شود و با او سلام و علیک کند. سرمربی تیم فوتبال سایپا در بخش دیگری از این گفت‌وگو با اشاره به در اختیار قرار ندادن بازیکنانش به تیم ملی امید هم گفت: وقتی چهار بازیکن قرار است از تیمش به تیم ملی امید بروند و خودش به آنها نیاز دارد، چرا باید اجازه دهد بازیکنانش در اردوی تیم ملی امید حضور داشته باشند؟

متن کامل گفت‌وگوی با علی دایی را در ادامه می‌خوانید.

* ابتدا درباره وضعیت تیم‌تان صبحت کنید. با استعفای رضا درویش خیلی‌ها انتظار داشتند مشکلات مالی باشگاه برطرف شود. آیا این اتفاق افتاده است؟

قرار است که مشکلات برطرف شود. با جدایی آقای درویش و آمدن آقای مدبر منتظر هستیم تا هر چه زودتر مشکلات مالی باشگاه برطرف شود تا با تمرکز کامل به کارمان ادامه دهیم.

* اخیراً خودتان هم جلسه‌ای با وزیر صنعت و معدن داشتید که خیلی‌ها تصور کردند این جلسه برای حل مشکلات مالی باشگاه است. آیا در آن جلسه درباره مشکلات مالی تیم هم صحبتی شد؟

آن جلسه دوستانه بود و درباره باشگاه سایپا صحبتی نکردیم. در این جلسه سعی کردیم درباره صنف خودمان و مشکلاتی که برای ورزشی‌ها پیش آمده صحبت کنیم.

جوان‌ترین تیم لیگ برتر را دارم و اگر قرار باشد چهار بازیکن هم به تیم امید بدهم دیگر با کدام بازیکنان در لیگ بازی کنم؟

* شرایط تیم‌تان را چطور ارزیابی می‌کنید. فکر می‌کنید بتوانید در پایان فصل سهمیه آسیایی را کسب کنید؟

شرایط واقعاً سخت است. ۵ تیم اول خودشان را خوب جدا کردند و کار ما بسیار سخت است اما ما سعی‌مان را می‌کنیم بهترین نتیجه را بگیریم. طی یک سال و نیم اخیر سرمایه‌گذاری خوبی روی جوانان‌مان انجام دادیم و امیدواریم با کمک آنها بتوانیم نتایج خوبی در لیگ بگیریم. سایپا قطعاً می‌توانند در سال‌های بعد با اتکا به این جوانان شرایط بسیار خوبی هم داشته باشد.

* این روزها اعتراضات به فشردگی لیگ بسیار زیاد شده است. آیا این فشردگی لیگ روی کار شما تأثیر می‌گذارد؟

متأسفانه طوری برنامه‌ریزی شده که بازی‌های ما فشرده شده است. الان هم که دو بازی عقب افتاده برابر پیکان و ذوب‌آهن داریم که این موضوع کار ما را سخت می‌کند.

* اردوی تیم ملی امید آغاز شده و شما بازیکنانتان را در اختیار تیم امید قرار ندادید. آیا علت خاصی داشت؟

بازیکنانم برای من بازی می‌کند و این همه سرمایه گذاری کردیم که از آنها استفاده کنیم. من نمی‌توانم بازیکنی که برای تیمم بازی می‌کند را به تیم ملی امید بدهم. من جوان‌ترین تیم لیگ برتر را دارم و اگر قرار باشد چهار بازیکن هم به تیم امید بدهم دیگر با کدام بازیکنان در لیگ بازی کنم؟ اگر ببینید، در همین بازی قبلی دو بازیکن امید ما برای‌مان فیکس بازی کردند. ابوالفضل جلالی و محمد سلطانی مهر برای ما فیکس بازی کردند و از امیرحسین حسین‌زاده هم استفاده کردم. من یک سوال دارم. چگونه می‌شود آقای کرانچار و تیم فنی شأن سلطانی مهر را خط زده‌اند و در اردوی قبلی دعوت نکردند اما وقتی من روی آنها کار می‌کنم و آمادشان می‌کنم و تیمم را بر اساس آنهامی چینم دوباره به تیم ملی امید دعوت می‌شوند؟ این بازیکن در اردوهای قبلی اصلاً دعوت نمی‌شدند و وقتی هم از تیم ملی امید به تیم ما بازگشته بودند واقعاً شرایط بدی داشتند. ما روی جوانانمان کار کردیم تا آنها را به بهترین کیفیت برسانیم. من از شما می‌پرسم اصلاً پیش از این کسی ابوالفضل جلالی یا امیرحسین حسنی را می‌شناخت؟ چطور می‌شود تیم‌های دیگر بازیکنی که به آن احتیاج ندارند به تیم ملی امید می‌دهند اما من بازیکنی که از آن استفاده می‌کنم به تیم ملی امید بدهم؟ اصلاً چنین چیزی می‌شود؟ وقتی من چنین کاری کنم چطور از تیم من انتظار کسب نتیجه دارید. من یک سال و نیم روی این بازیکنان کار کردم و الان جایگاهی در تیم من پیدا کردند اما می‌گویند آنها را به تیم ملی امید بدهم. وقتی بروند و برگردند دوباره چه جایگاهی در تیم من خواهند داشت.؟

محرومیت بازیکنانم؟ برای چه باید محروم کنند؟ مگر ما الان در فیفا دی هستیم؟ بر اساس چه قانونی می‌خواهند محروم کنند. مگر با زور می‌شود کاری انجام داد؟ اگر زوری باشد که به هیچ عنوان بازیکنانم را به تیم امید نمی‌دهم

* البته مسؤولان فدراسیون فوتبال و تیم ملی امید تهدید کردند در صورت حضور نیافتن بازیکنانتان در تیم ملی امید آنها را محروم می‌کنند. نگران تبعات آن نیستند؟

محرومیت بازیکنانم؟ برای چه باید محروم کنند؟ مگر ما الان در فیفا دی هستیم؟ بر اساس چه قانونی می‌خواهند محروم کنند. مگر با زور می‌شود کاری انجام داد؟ اگر زوری باشد که به هیچ عنوان بازیکنانم را به تیم امید نمی‌دهم. بگذارید محروم کند تا ببینم می‌خواهند چه کار کنند. هر چیزی قانون دارد و براساس حساب و کتاب انجام می‌شود. مگر می‌شود بی حساب و کتاب بازیکنی را محروم کنند؟ اصلاً مگر تیم ملی امید با این بازیکنان قرارداد دارد؟ باشگاه با آن بازیکنان قرارداد دارد و باشگاه است که می‌تواند در مورد بازیکنان تصمیم بگیرد. مگر فدراسیون با آنها قرارداد بسته که بخواهد محروم‌شان کنند؟ به جای اینکه بیایند و تهدید کنند بهتر است راه درست را انتخاب کنند. تیم امید در بهترین شرایط بازیکنان ما را گرفت و برای یک بازی دوستانه برد و بدون کوچک‌ترین مشکلی استفاده کرد ما همیشه با تیم ملی امید همکاری کردیم اما همیشه دیده‌ایم که این همکاری ما نتیجه عکس داشته است. بعد که بازیکن بر می‌گردد از روند تیمی من خارج می‌شود و دیگر نمی‌تواند کمکی کند. مگر من چند بازیکن دارم که بخواهم ۴ تای آنها را هم به تیم امید بدهم؟ مگر در نقل و انتقالات نیم فصل بازیکنی جذب کردم چطور پس انتظار دارید که بازیکنانم را به تیم امید بدهم؟

* آیا از فدراسیون فوتبال و یا مسؤولان تیم ملی امید با شما تماس گرفتند؟

در این رابطه فقط آقای فتاحی با من تماس گرفت. اما من مانده‌ام که آقای فتاحی که دوست عزیز من است در سازمان لیگ کار می‌کند پس با چه عنوان وظیفه‌ای با من تماس می‌گیرد تا بازیکن به تیم امید بدهم؟ مگر در فدراسیون کسی دیگری کار نمی‌کند؟

با تهدید مگر از باشگاهی بازیکن می‌گیرند؟ انگار همه چیز در این مملکت با تهدید پیش می‌رود. تهدید را کنار بگذارید کار را باید با تعامل پیش ببرید. اگر تعامل کنند ما هم می گویم بسم الله بیاید ببینید چگونه می‌توانیم به شما کمک کنیم. اگر هم تعامل نکنند و زوری بخواهند کاری کنند ما هم بازیکنانمان را نگه می‌داریم

* یعنی انتظار داشتید مدیر تیم امید و یا مسؤولان این تیم با شما تماس بگیرند؟

دقیقاً همین است. آقای فتاحی را من دوست دارم اما هر چیزی راه خودش را دارد اینکه می‌گویند محروم می‌کنیم مگر به همین سادگی است. پس فدراسیون جهانی فوتبال چکاره است که آقایان به راحتی بازیکن محروم کنند؟ با تهدید مگر از باشگاهی بازیکن می‌گیرند؟ انگار همه چیز در این مملکت با تهدید پیش می‌رود. تهدید را کنار بگذارید کار را باید با تعامل پیش ببرید. اگر تعامل کنند ما هم می گویم بسم‌الله! بیاید ببینید چگونه می‌توانیم به شما کمک کنیم. اگر هم تعامل نکنند و زوری بخواهند کاری کنند ما هم بازیکنانمان را نگه می‌داریم.

* طی روزهای اخیر حواشی خاصی برای برخی بازیکنان و ورزشکاران رخ داده است. از درگیری علیرضا حقیقی گرفته تا اتفاقی که برای فرهاد مجیدی رخ داد. به نظر شما چه موضوعی باعث می‌شود ورزشکاران ایرانی درگیر این حواشی می‌شوند؟

مطمئناً همه ما اشتباه می‌کنیم اما همه باید تابع قانون باشیم. خود من گاهی در زمان رانندگی شاید تخلفی کرده باشم اما با مأمورین با احترام رفتار کرده‌ام چون خودم را از مردم جدا نمی‌دانم. البته نمی‌شود این حواشی را فقط به ورزشکاران ربط داد. نیروهای انتظامی هم باید شرایط را درک کند. چندین سال قبل یک مسئله به ناحق میان من و یک مأمور نیروی انتظامی شکل گرفت که کار ما به دادگاه کشیده شد و در نهایت هم عذرخواهی کردند. من می‌گویم ما باید به وظایف پلیس احترام بگذاریم. اصلاً نباید به خاطر خلافی که مرتکب شده‌ایم اعتراض کنیم اما وقتی بی احترامی و بی حرمتی می‌شود کار سخت می‌شود. مطمئناً اشتباهات ما بیشتر از مأمورین نیروی انتظامی است اما آنها هم اشتباه می‌کنند و باید مراقب رفتارشان باشند. کاش این گونه رفتارها تکرار نشود. شاید یک مأمور نیروی انتظامی استقلالی و یا پرسپولیسی باشد و بخواهد به اصطلاح یک نفر را اذیت کند اما نباید این موضوعات رسانه‌ای شوند.

زمانی که سرمربی تیم ملی بودم صلاحم این بوده که چنین فردی (محمود احمدی‌نژاد) من را از تیم ملی کنار بگذارد و همیشه هم گفته‌ام مردم همه چیز را بهتر متوجه می‌شوند. من واقعاً دوست نداشتم با او (محمود احمدی‌نژاد) رو در رو شوم

* طی یک دو روز گذشته خبری منتشر شد مبنی بر اینکه شما در پرواز بازگشت از جم به تهران همراه آقای احمدی‌نژاد بودید که نخواستید با او رو در رو شوید و حتی صندلی خود را تغییر دادید. داستان چه بود؟

خبر این موضوع را خواندم. نوشته بودند من به خاطر کینه‌ای که از آقای احمدی‌نژاد داشتم نخواستیم با او رور در رو شوم اما می‌خواهم بگویم من از هیچکس کینه ندارم. شاید از برخی رفتارها و برخی افراد خوشم نیاید اما از آنها کینه به دل نمی‌گیریم. همیشه گفته‌ام در زمانی که سرمربی تیم ملی بودم صلاحم این بوده که چنین فردی (محمود احمدی‌نژاد) من را از تیم ملی کنار بگذارد و همیشه هم گفته‌ام مردم همه چیز را بهتر متوجه می‌شوند. من واقعاً دوست نداشتم با او (محمود احمدی‌نژاد) رو در رو شوم. نه او و نه هیچ سیاست مدار دیگری هیچ وقت نمی‌بییند که علی دایی چیزی از او بخواهد. دلم نمی‌خواست اصلاً ایشان (محمود احمدی نژاد) را ببینم.

* پس به همین خاطر صندلی خود را تغییر دادید تا با آقای احمدی‌نژاد رو در رو نشوید؟

بله به همین خاطر است. متأسفانه افکار ایشان (محمود احمدی نژاد) با افکار من فرسنگ‌ها فاصله دارد. عقایدی که ایشان دارند من قبول ندارم و اصلاً از نظر فکری به هم نزدیک نیستیم پس باید کنار هم می‌نشستیم که درباره چه موضوعی صحبت کنیم؟ همیشه سعی کرده‌ام شعار ندهم و اهل عمل باشم. و به همین خاطر از کسانی که فقط شعار می‌دهند و فقط می‌خواهند باشد خوشم نمی‌آید. به همین خاطر لزومی ندیدم با ایشان (محمود احمدی نژاد) رو در رو شوم. که سلام و علیک کنم.

طی این مدت سیاستمداران زیادی هم بودند که من اصلاً با آنها رو در رو نشدم گاهی اوقات با برخی از سیاستمداران در جای بودیم که فکر می‌کردم من پیش آنها می‌روم و سلام و علیک می‌کنم اما این کار را نکردم. واقعاً هم علاقه‌ای ندارم درباره این مسائل صحبت کنم و فکر و ذکرم را درگیر آنها کنم. عملکرد همه ما را مردم قضاوت می‌کند چرا که آنها بهترین قاضی هستند. ایشان (محمود احمدی نژاد) برای خودشان محترم است اما من کاری به این مسائل ندارم چون آدم سیاسی نیستم و به این مسائل فکر نمی‌کنم که یک سال و یا دو سال دیگر پست و مقامی داشته باشم فقط می‌خواهم در آرامش در کنار مردم باشم. /ایسنا

فرار علی دایی از دست محمود احمدی‌نژاد

این خبر علی دایی: عمدا نخواستم احمدی‌نژاد را ببینم / زوری به تیم امید بازیکن نمی‌دهم اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

فرار علی دایی از دست محمود احمدی‌نژاد

به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرهای فوری، علی دایی بعد از ١٠‌سال همچنان نتوانسته کینه قدیمی از محمود احمدی‌نژاد را فراموش کند. سرمربی کنونی سایپا نوروز ١٣٨٨ بعد از شکست تیم ملی مقابل عربستان در تهران، با دستور رئیس‌جمهوری وقت ایران از سمتش کنار رفت و حالا که به نوروز ٩٨ نزدیک می‌شویم، حتی حاضر نیست در یک پرواز ۱.۵ ساعته کنار او بنشیند و با او صحبت کند. این اتفاق در پرواز پنجشنبه‌شب عسلویه به تهران رخ داد که دایی صندلی بیزینس‌کلاس خود را به برادرش داد و ترجیح داد به جای احمدی‌نژاد در کنار مهدی تارتار رقیب روز پنجشنبه و دوست قدیمی‌اش بنشیند.

دایی در کنار مردم، احمدی‌نژاد در سالن CIP

سایپا با هدایت علی دایی در چارچوب رقابت‌های هفته بیستم در شهرستان جم مقابل پارس جنوبی قرار گرفت و به تساوی بدون گل رسید. بعد از این مسابقه اعضای دو تیم راهی فرودگاه عسلویه شدند تا با پرواز ساعت ٢٠:٣۵ به تهران برگردند و تمرینات‌شان را در پایتخت برای هفته آینده دنبال کنند. حضور علی دایی در فرودگاه عسلویه و پرواز به تهران با استقبال مردمی مواجه شد که برای گرفتن عکس یادگاری با شهریار صف بسته بودند. دایی در حالی که می‌توانست مثل همه شخصیت‌های برجسته از قسمت CIP فرودگاه عسلویه به باند فرودگاه برود و سوار هواپیما شود اما ترجیح داد در کنار همه اعضای تیم خود و مردم عادی باشد و به ابراز احساسات هوادارانش هم پاسخ بدهد. دایی حتی از گیت عمومی نیز عبور کرد و با مأموران هم خوش و بش صمیمانه‌ای داشت. اعضای دو تیم پارس جنوبی و سایپا وقتی در کنار مردم عادی سوار بر هواپیمای آسمان شدند، چند دقیقه‌ای برای بسته‌شدن درها معطل ماندند و بعد مشخص شد دلیل این تأخیر انتظار برای رسیدن محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری سابق ایران بوده است.

شهریار صندلی بیزینس‌کلاسش را بخشید!

رئیس دولت‌های نهم و دهم به همراه تیم محافظان خود روز پنجشنبه سفری به شهرستان لامرد در استان فارس داشت و به دلیل نبود فرودگاه در این شهر اجبارا از طریق عسلویه باید به تهران برمی‌گشت. بر حسب اتفاق او در پروازی حضور داشت که علی دایی، مهدی تارتار و سایر اعضای دو تیم لیگ برتری فوتبال ایران هم بودند. مسأله جالب اما آنجا بود که شهریار فوتبال ایران حاضر نشد در ردیف جلو کنار احمدی‌نژاد بنشیند. باشگاه سایپا برای سرمربی خود صندلی بیزینس‌کلاس گرفته بود و سایر اعضای تیم در ردیف‌های معمولی نشستند که از قضا دایی نیز به صندلی‌های عقب‌تر رفت و کنار مهدی تارتار، دوست قدیمی و سرمربی پارس جنوبی نشست. جالب‌تر اینکه اصرار محمد دایی برادر و دستیار او نیز برای رفتنش به صندلی خود که بیزینس‌کلاس و درست در کنار صندلی احمدی‌نژاد بود هم فایده نداشت و این اسطوره گپ‌وگفت با رفیق پرسپولیسی‌اش را در طول پرواز به نشستن کنار رئیس سابق دولت ترجیح داد؛ اتفاقی که به نظر می‌رسد ریشه در اتفاقات گذشته دارد.

دایی هنوز از احمدی‌نژاد دلخور است؟

اگر چه احمدی‌نژاد در دوران ریاست‌جمهوری‌اش چند بار در تمرینات تیم ملی با هدایت علی دایی حضور یافته بود، اما ١٠ فروردین ١٣٨٨ بعد از شکست تیم ملی مقابل عربستان در تصمیمی عجیب شهریار از هدایت تیم ملی برکنار شد. دایی بعد از این تصمیم با حضور روی خط تلفن برنامه نود صراحتاً اعلام کرد که رئیس‌جمهوری دستور داده برکنارش کنند اما علی‌آبادی، رئیس وقت سازمان تربیت بدنی این امر را تکذیب کرد. ۴‌سال بعد اما علی‌آبادی با پایان ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد صراحتاً اعلام کرد او برای برکناری دایی دستور داده بود و باعث شد اسطوره فوتبال ایران در مهر ماه ٩٢ این جملات را بیان کند: «همه دیدید بعد از چند سال حرف‌های من درست از آب درآمد. من در برنامه ٩٠ هم گفتم که علی‌آبادی من را به تیم ملی آورد و فدراسیون در این خصوص کاره‌ای نبود. احمدی‌نژاد من را از تیم ملی برکنار کرد و حالا بعد از چند سال، گذشت زمان همه چیز را نشان داد.»

حالا با گذشت ١٠‌سال از اتفاقات آن روزها به نظر می‌رسد دایی هنوز از احمدی‌نژاد دلخور است و حتی حاضر نمی‌شود در یک پرواز ۱.۵ ساعته در صندلی‌ای که متعلق به خودش است، همنشین او شود.» /روزنامه شهروند

احمدی‌نژاد: هیچ کس بیشتر از من به این انقلاب خدمت نکرده است / وضع آزادی از زمان طاغوت بدتر شده است

این خبر فرار علی دایی از دست محمود احمدی‌نژاد اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

احمدی‌نژاد: هیچ کس بیشتر از من به این انقلاب خدمت نکرده است / وضع آزادی از زمان طاغوت بدتر شده است

به گزارش بخش سیاسی سایت خبرهای فوری، عبدالمطهر محمدخانی: پیگیر بودیم که گفت‌وگویی صریح و بی‌پرده با آقای احمدی‌نژاد داشته باشیم و از آخرین تغییرات اعتقادی و بینشی ورفتاری‌شان سوال کنیم. درخواست مصاحبه دادیم و الحمدلله استقبال کردند. وعده‌مان ساختمان ولنجک بود. با همکاران گروه عکس و تصویربردار وارد ساختمان شدیم. پیرمرد صاف و ساده و خوش مشربی دم در بود که با بذله گوئی قوانین ورود به ساختمان را برایمان مرور کرد: «لطفا برای ورود، گوشی و دوربین و ضبط و غیره را همینجا بگذارید و بروید.» ابتدا تصور کردیم هماهنگی لازم انجام نشده اما بعد از اینکه از راه پله تاریک با پله های بلند عبور کردیم و به حلقه نزدیکان رئیس جمهور سابق نزدیک شدیم فهمیدیم که احتمالا گفت وگو منحصر به همین جلسه است و قرار نیست چیزی به دست مخاطب برسد.

با این حال به محض ورود آقای احمدی نژاد مجدد از خود ایشان هم درخواست کردیم که اجازه دهند تصویر برداریم و ضبط کنیم که مصمم بودند بی دوربین و بی ضبط و بی گوشی. اما قرارمان چیز دیگری بود. آقایان تمدن استاندار سابق تهران و جوانفکر هم در جلسه حضور داشتند. قرار بود همان شب فایل مصاحبه صوتی و تصویری  هر ۳ دوربینی که مصاحبه را ضبط می کردند را به ما برسانند که از این وعده نزدیک به ۲ هفته گذشت و بازهم خبری نشد.

اما ۲ روز پیش یکی از نزدیکان آقای احمدی نژاد خبر انجام این گفت وگو را هم منتشر کرد و جالب اینکه توصیه کرده بود که گفت وگو کامل منتشر شود. طبیعی بود که این خواسته ماست اما چون قواعد یک گفت وگوی صمیمانه و صادقانه شکسته شد و اساسا دست ما برای انتشار کوتاه بود، روایتی از جلسه را جهت اطلاع مخاطبان محترم منتشر می کنیم. بدیهی است که هر زمان فایل تصویری این گفت وگوی حدودا ۴ ساعته به دست ما برسد مصاحبه را کاملتر منتشر می کنیم.

وضع آزادی از زمان طاغوت بدتر شده است

گفت وگو با یک سوال ساده شروع شد: «آقای احمدی نژاد چند روزی است از جشن چهل سالگی انقلاب گذشته است. فکر می کنید وضعیت مهمترین شاخص های انقلاب اسلامی نسبت به دوران طاغوت چطور است؟ به طور مشخص در آزادی و عدالت وضعیت چگونه است؟» و اما پاسخ آقای احمدی نژاد صریح و روشن تر از سوال ما بود: «وضعیت آزادی نسبت به قبل انقلاب را باید در دو وجه بررسی کرد. بخش اول شدت برخورد با آزادی مردمیست و بخش دوم گستره برخورد با آزادی. معتقدم در بخش اول وضعیت ما بهتر شده است. یعنی شدت عمل حکومت علیه مخالفان تخفیف یافته اما گستره برخورد حکومت با آزادی مردم بدتر شده است. یعنی در مقایسه با قبل، وضع آزادی بدتر شده است.»

و توضیح داد این حرف یعنی الان مانند زمان طاغوت برخوردها با زندانیان سیاسی آنطور خشن نیست، اما دایره و گستره برخوردها بیشتر شده است. برای این ادعای خود مثال‌هایی هم از زندان‌های یکی دو شهر بزرگ آورد که طبق ادعای او صدها نفر در آن‌ها به خاطر آزادی و انتقاد از وضع موجود حضور دارند. احمدی‌نژاد معتقد بود مخالفان و منتقدان روسای سه قوه از برخورد قضایی امان ندارند و زندان‌ها پر از منتقدین به این سه شخصیت(آقای روحانی و برادران لاریجانی) است.

آقای احمدی‌نژاد درباره وضعیت عدالت به دو مساله تبارسالاری و اقتصاد اشاره کرد. درباره تبارسالاری گفتند که در این زمینه هم‌اکنون با یک حکومت خانوادگی مواجه هستیم. درباره اقتصاد نیز اشاره داشتند که زمان قبل انقلاب و در دوره طاغوت اقتصاد کشور مردمی‌تر بود و با انقلاب «بنیادها» به بهانه برخورد با سرمایه‌داری اموال مردم را از آنها گرفتند و همه چیز در اختیار دولت و نهادها و سازمان‌ها قرار گرفت.

جزئیاتی تازه از انتشار فیلم هاله نور احمدی‌نژاد

درباره وضعیت آزادی مباحثه ای شکل گرفت و آقای احمدی نژاد با توجه به برخوردی که با نزدیکان ایشان شده بود مصر بودند که نشان دهند وضعیت آزادی بیان هر روز بدتر می شود. توضیح داد که دستگاه قضائی اجازه کمترین نقدی را نمی دهد و اگر علیه علی لاریجانی حرف بزنیم صادق لاریجانی برخورد می کند و اگر علیه رئیس دستگاه قضا نقد کنیم دادستان برخورد می کند و این «وضعیت ظالمانه» نشان دهنده این است که نه تنها نمی‌شود به این ساختار اعتماد کرد بلکه با روند موجود امیدی به اصلاح هم نمی‌توان داشت.

به او گفتیم که برخورد قاطع دستگاه قضا با متهمان امنیتی و اقتصادی همواره وجود داشته و مسئله جدیدی نیست. اما شما در زمان ریاست جمهوری در پاسخ به سوال رسانه‌های خارجی آزادی در ایران را نزدیک به مطلق ارزیابی کردید. آیا این تناقض نیست؟ گفت که حرف آن موقع من را تحریف کردید. من در آن مصاحبه گفتم آزادی در ایران برای نقد دولت من نزدیک به مطلق است.

معتقد بود به بقایی و مشائی ظلم شده است. وقتی از ایشان پرسیدیم که شما ۸ سال رئیس جمهور کشور بودید و چرا آن زمان نسبت به این امور اعتراض نکردید گفت «شما در جریان نیستید . من همان زمان هم معترض بودم. اما دلیلی نمی دیدم که رسانه ای کنم»  گفتیم اما این ادعای آزادی خواهی با مسئولیتهایی که در دولت به امثال آقای مرتضوی دادید چگونه قابل جمع است که گفت: «مسئولیت ایشان با انتخاب مستقیم من نبود.»

می گفت مگر آقای مشائی چه کرده بود که با وی اینطور برخورد کردند؟ آیا پاره کردن حکم قاضی جزایش زندان است؟ چرا نقد ما را به حساب اقدام علیه امنیت ملی می گذارند؟

گفتیم شما قاضی را ظالم می دانید. دادستان را هم ظالم می دانید. رئیس دستگاه عدلیه را ظالم و اهل فامیل بازی می دانید. ضمنا معتقدید برای رهبری هم اشکالات را گفتید و اثری ندیدید. همچنین می گوئید اشکال دستگاه قضائی را هم جائی نیست ببریم. آیا فکر نمی کنید این تصویری که ارائه می کنید فارغ از درستی یا غلطی به معنی برآشفتن علیه کشور است؟ آیا امیدی برای مردم می ماند که برای اصلاح صبر کنند؟ آقای احمدی نژاد اینجا توضیح دادند که « حرف من اینست که اگر رئیس دستگاه قضا عوض شود و یک مجتهد عادل و با تقوی بیاید، خیلی مسائل حل می‌شود. ولی چرا نگرانید؟ فرض کنید من بگویم اشکال ساختاری است. چرا استقبال نمی کنید؟ مگر غیر اینست که کسی بیشتر از من به این انقلاب خدمت نکرده است؟»

این جمله آخر و جملات مشابهی چون «هیچ کس بیشتر از من به این انقلاب خدمت نکرده است»، «کسی بیشتر از من به رهبری خدمت نکرده است»، «هیچ‌کس به اندازه من برای انقلاب فداکاری نکرده است» در سخنان آقای احمدی نژاد چندین بار به شکل‌های مختلف تکرار شد.

از وی پرسیدیم رهبر انقلاب در خطبه مشهور نماز جمعه ۲۹ خرداد ۸۸ فرمودند که نظرم به فلانی نزدیکتر است.  بعدها از دولت شما نیز حمایت کردند. اما آخرین واکنش نسبت به شما این بود که آمدن شما به انتخابات را به صلاح ندانستند. بعدها علتش را هم گفتند که موجب دوقطبی می شود. سوال را ساده و کوتاه و صریح پرسیدیم: به نظرتان شما عوض شدید یا رهبری؟ پاسخ دادند «من تغییر نکردم. البته برخی موضوعات برایم روشنتر شده است. اما این چه سوالی است چرا تفتیش عقائد می کنید؟» گفتیم برای یک سیاستمدار نباید مهم باشد که نظر رهبری درباره رفتار او چگونه است؟ اصلا رهبری نه؛ آیا شما به عنوان یک سیاستمدار برایتان نباید مهم باشد که نظر دیگران نسبت به شما چگونه است و چرا تغییر کرده است؟ «گفتند این که در ذهن من چه می گذرد به شما چه کار دارد؟»

گفتیم تحلیل شما را می خواهیم. اشکالی دارد؟ ادامه دادیم که چرا رهبری نگران بودند که با آمدن شما دوقطبی شود؟ چه چیز در رفتار شما دیدند؟ گفتند اتفاقا نظر من این بود که من بیایم دوقطبی رفع می شود . کما اینکه دیدید دو قطبی ایجاد شد . اما اگر من حضور داشتم دوقطبی می شد سه قطبی.

به آقای احمدی نژاد گفتیم اساسا چیزی به نام سه قطبی وجود ندارد. اساسا قطبی شدن مربوط به مردم است نه نامزدها. تقابل هم همیشه دوگانه است نه سه گانه یا بیشتر. سوال اینست که چرا رهبری نگران بودند شما بیاید دوقطبی می شود؟ مجدد گفتند این تفتیش عقاید است. شما بازجوئید مگر . گفتیم آقای احمدی نژاد شما برایتان مهم نبود که نظر رهبری درباره آمدن یا نیامدن شما چیست؟ گفت نه. اساسا من از ایشان سوال نکردم که بیایم یا خیر. خود رهبر انقلاب در اثنای یک گفت وگو گفتند آمدن شما به صلاح نیست.

 به نظر رسید خیلی از این  بخش پرسش ها راضی نبودند که پاسخ دهند چون کار به مختصری محاجه کشیده شد و اینکه شما من را بازجویی می کنید و غیره.

ادامه دادند که شما اساسا متوجه نیستید که ولایت فقیه یعنی چی. هرکس مخالف رهبری نظری داشت نباید بگوید؟ من نظرم مخالف ایشان است چه کنم ساکت شوم؟

از ما پرسیدند شما هیچ وقت به رهبری نقد نداشتید؟ یکی از مصاحبه کننده ها جواب دادند تا حالا نقد نداشتیم اما خود رهبر انقلاب هم فرموده اند: نقد به رهبری جایز است. نقد ما هم به شما این مساله نیست.

پدر گفت احمدی‌ نژاد ما را فریب داد

گفتند «نقدتان پس چیست؟»

گفتیم ما نه می گوئیم حرف نزنید و نه می گوئیم چرا نقد دارید. اما نقد به یک عملکرد یک حرف است و تفاوت فاحش با نظام فکری و رفتاری و مدیریتی رهبری، حرف دیگری است. الان هم نمی گوئیم حرف نزنید. سوال ما اینست که اساسا اینکه این تفاوت هر روز دارد بیشتر می شود نگران تان نمی کند؟ به این موضوع فکر کردید؟ رهبری می گوید به آینده امیدواریم و شما می گوئید در بحرانیم و شرایط بن بست گونه است. این تفاوت فاحش بینشی برایتان طبیعی است؟

احمدی‌نژاد در پاسخ گفت: «این‌ها سوالات مردم نیست. من که می گویم شما خبرنگار نیستید یعنی همین. سوالات مردم را بپرسید.» در پاسخ گفتیم: سوال کف جامعه و پایگاه‌های بسیج و متدینین همین است. که احمدی‌نژادی که در سال ۸۴ دیدیم چرا اینقدر متفاوت شده است؟ مثال‌هایی از سخنانش در سال‌های ۸۳ و ۸۴ درباره ولایت فقیه، شخص رهبری، مدل سیاست‌ورزی حزب‌الله و … آوردیم و گفتیم سوال بچه‌های پایگاه‌های بسیج این است که گوینده آن حرف‌ها امروز چرا اینقدر تغییر کرده است؟ اصلا این تغییر را قبول دارید؟

در پاسخ به ما ابتدا با لبخند پرسید: «کف پایگاه بسیج یا کف جامعه؟» گفتیم اتفاقا یکی از تغییرات همین است. احمدی‌نژاد ۸۴ تفاوتی بین بسیجیان و آحاد مردم نمی‌دید. بسیار از این حرف ما ناراحت شد و گفت که بسیجی‌ها را با میلیون‌ها شب‌نامه علیه من بدبین کرده‌اند. من تغییری نکرده‌ام. همان احمدی‌نژاد ۸۴ و همان احمدی‌نژاد ۵۸ هستم. فداکاری که من برای رهبری کرده‌ام هیچ‌کس نکرده است. جای دیگری هم اشاره کردند که رفتاری که رهبری با من داشتند با هیچ رئیس جمهوری نداشتند. معاون قرار می‌دادم بر می داشتند. می‌خواستم وزیر عزل کنم اجازه نمی دادند. و مواردی دیگر.

بحث به بیداری اسلامی و ماجرای سوریه کشیده شد. گفتند: «من بیداری اسلامی به این شکل که گفته می شد را قبول نداشتم. معتقد بودم پروژه دیگرانست و ما نباید استقبال کنیم. ولی چون نظر رهبری بود حرفی نزدم. ماجرای سوریه هم باید سیاسی حل می شد. هرقدر من تلاش کردم ماجرا به نحو دیگری اصلاح شود نمی‌گذاشتند. الان هم حل نشده است. همچنان مشکل باقیست.»

آقای احمدی نژاد مجددا ‌گفت: «سوالات مردم را بپرسید. مثل اینکه الان وضعیت کشور چگونه است؟ مقصر کیست؟ باید چه کرد؟» ما هم پرسیدیم که شما در نامه به رهبر انقلاب گفتید این دولت برود کنار. با کدام مبنا به این رسیدید که از رای مردم برگردیم؟ گفت: «الان همه مردم می‌خواهند» گفتیم: «بله در نامه‌تان هم اشاره کردید که مردم می خواهند اما از کجا به این نتیجه رسیدید که نظر مردم برگشته است؟ ضمن اینکه شما برای انتخابات مجدد هم شرط گذاشتید که شورای نگهبان انتخابات را مهندسی نکند، مگر این شورای نگهبان همان شورای نگهبانی نیست که شما را انتخاب کردند؟» گفتند: «بله. ولی آیا شورای نگهبان نمی تواند تغییر کند؟ آیا در انتخابات گذشته مهندسی نشد؟ دلیل شان برای رد صلاحیت من چه بود؟ چه پاسخی داشتند؟ در تلویزیون آمدند و گفتند نیازی نیست پاسخ بدهیم.»

سوال کردیم که به نظرتان مردم نظرشان درباره این مواضع شما چیست؟ شما وقتی سراغ انتقاد از قوه‌قضائیه رفتید که نزدیکانتان را گرفتند. وقتی سراغ شورای نگهبان رفتید که ردصلاحیت شدید. آیا مردم نمی‌گویند که این انتقادها واقعی نیست؟ پاسخ آقای احمدی نژاد این بود که من در گذشته هم همیشه نقد داشتم و گفته‌ام. اما خصوصی نقد می‌کردم. الان کار به جائی رسیده است که باید علنی بگویم.

گفتیم شما معتقدید مجلس ۲۵ درصد رای مردم را دارد. این دولت را هم دیگر مردم قبول ندارند. عدلیه هم امیدی به اصلاحش نیست. به نظرتان این ایستادن مقابل ساختارهای برآمده از رای مردم نیست؟ پاسخ شان این بود که اگر من احساس خطر کنم نباید حرف بزنم؟ شما باید از حرف های من استقبال کنید که می‌گویم این کشتی در حال غرق شدن است. شما نمی خواهید ما حرف بزنیم .

پایان جلسه ختم شد به ناگفته‌های ایشان. اینطور شروع کردند. حرفهایی می خواهم بزنم که تاب شنیدنش را احتمالا ندارید. حرفهای ایشان  درباره حاج قاسم سلیمانی و رهبرانقلاب و سپاه و غیره بود در انتها خودشان نظرشان این بود که منتشر نشود. /فارس

خاطره شنیدنی احمدی‌نژاد درباره مخالفان تعطیلات عید فطر!

این خبر احمدی‌نژاد: هیچ کس بیشتر از من به این انقلاب خدمت نکرده است / وضع آزادی از زمان طاغوت بدتر شده است اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.