بار سنگین تبلیغات سیاسی بر دوش روزنامه ها 

علی گرانمایه‌پور
روزنامه‌نگاری

زوم نیوز : موضوع ریزش مخاطبان رسانه‌های مکتوب موضوع جدیدی نیست. تاریخچه این پدیده به دهه ۹۰ و ظهورروزنامه‌نگاری الکترونیکی و آنلاین برمی‌گردد.

گرچه این افول، در سایر کشورها به شکلی متفاوت با ایران صورت گرفته است. شاید عمده‌ترین دلیل این مساله آن باشد که در کشورهای پیشرفته، فضای مجازی به شکلی جدی‌تر و به‌روزتر نقش‌آفرینی می‌کند و شهروندان به خوبی و راحتی می‌توانند پیگیرتفسیرو تحلیل‌ها و آینده اخبار و رخدادها باشند و در عین حال هزینه کمتری را هم بپردازند. با این وجود هنوز هم تعداد قابل تاملی از روزنامه‌های بزرگ و قدیمی همچنان تیراژهای ۱۵-۱۰ میلیونی خود را حفظ کرده‌اند که مهم‌ترین دلیل آن، به کارگیری تلفیقی از روش‌های آنلاین، شبکه‌ای موبایلی و… در کنار انتشار این روزنامه‌ها، برای انعکاس و پوشش اخبار و تفسیر آنها باشد. ضمن آنکه اکثر این رسانه‌ها، در کنار فعالیت‌های حرفه‌ای خود، همیشه به دنبال جذب آگهی و بیزینس و فعالیت‌های اقتصادی جانبی هستند تا بتوانند از قبل آن، هزینه‌های روزنامه و رسانه خود را تامین کنند و در بازار رقابت شدید رسانه‌ای، دوام آورند. از سویی دیگر درکشورما؛ روند افول و ورشکستگی روزنامه‌نگاری چاپی بسیارمتفاوت‌تر از سایرکشورهاست.

همانطورکه می‌دانید با وجود گذشت بیش از ۴دهه از عمرانقلاب اسلامی، کشورما همچنان از نبود احزاب سیاسی منسجم و شاخص و تاثیرگذار- به معنای واقعی آن – رنج می‌برد. در عوض، بار سنگین تبلیغات سیاسی و کادرسازی حزبی و فعالیت‌هایی از این دست بردوش رسانه‌ها و روزنامه‌ها افتاده است. به بیانی، روزنامه‌ها و رسانه‌ها، همان وظیفه «احزاب» را انجام می‌دهند. در همین راستا، تعدادی از سیاستمداران به جای تمرکز روی احزاب خود و تقویت آن، ترجیح داده‌اند، تریبون‌های رسانه‌ای جدیدی را راه‌اندازی کنند که هم هزینه کمتری از احزاب دارند و هم نفوذ بیشتری از آنها را به دنبال دارند و همین روزنامه‌ها آفت‌هایی شده‌اند برای دنیای روزنامه و روزنامه‌نگاری در ایران. بدین‌ترتیب در سال‌های گذشته مخاطب با رویه‌ای روبه‌رو بوده که در آن رسانه‌ها به دستمایه‌ای برای سیاستمداران و تحقق اهداف آنها بدل شده‌اند. این درحالی است که در قرن کنونی، صنعت چاپ و روزنامه‌نگاری با انقلابی بنیادین روبه‌رو شده است. امروز روزنامه‌ها کاغذهای معمول چاپی را پشت سرگذاشته‌اند و رو به کاغذهایی آورده‌اند که قطرشان بسیار کمتر از کاغذهای کنونی است و تحولی را در عالم روزنامه‌نگاری به وجود آوردهاست.

در چنین شرایطی اما ما در ایران همچنان به سبک و سیاق روزنامه‌های قرن ۱۹ درحال کادرسازی و چاپ روزنامه هستیم. طبیعی است در چنین شرایطی و در حالی که روزنامه‌های ما فاصله بسیاری با تکنولوژی‌های روز دنیا دارند، هزینه‌های اجرایی انتشار روزنامه‌ها نیز بالا برود. از این عوامل فیزیکی و سخت‌افزاری که بگذریم، برخلاف ایران که روزنامه‌نگار شدن در آن بسیار ساده و آسان است، در سایر کشورها، روزنامه‌نگار شدن کاری سخت و دشوار است. در این کشورها انجمن‌های حرفه‌ای روزنامه‌نگاری با سختگیری بسیار به هر کسی اجازه نمی‌دهد که با عنوان روزنامه‌نگار، در رسانه‌ها فعالیت کند. در مقابل در ایران هر شخصی می‌تواند با چند ماه کار در یک روزنامه و رسانه، نام روزنامه‌نگار را برخود بگذارد و به همان نسبت، ورود نیروهای غیرحرفه‌ای رو به افولرفته است.

تا زمانی‌که روزنامه‌ها خودشان را به تکنولوژی روز دنیا در عرصه روزنامه‌نگاری و چاپ، مجهز نکنند و به دنبال استفاده از روش‌های تلفیقی مانند، استفاده از فضاهای مجازی و تگلرام و اینستاگرام و… برای جذب مخاطب و انتشار مطالب خود نباشند، نمی‌توانیم انتظار رونق و افزایش تیراژ روزنامه‌های‌مان را داشته باشیم.

عامل دیگر، مهاجرت روزنامه‌نگاران نخبه و حرفه‌ای از کشور است. روزنامه‌نگارانی که بدون اغراق مطالب‌شان دستمایه نقد و تحلیل اخبار و جذاب شدن روزنامه‌ها و رسانه‌ها بوده است. این موضوع علاوه براینکه باعث پایین آمدن کیفیت محتوای روزنامه‌ها شده، موجب شده تا افرادی به عنوان روزنامه‌نگار در روزنامه‌ها جای نیروهای حرفه‌ای را بگیرند که اکثرا «بولتن‌نویس» هستند و هر آنچه سردبیر و مدیرمسوول می‌خواهد را تولید می‌کنند و می‌نویسند. طبیعی است که در چنین شرایطی طبیعی است که محتوای روزنامه‌ها افتی فاحش را داشته باشد. اما اینها تمام عواملی نیستند که باعث بی‌اعتمادی خوانندگان و شهروندان به روزنامه‌ها شده‌اند. شیوع روزنامه‌نگاری «مبتذل» نیز یکی دیگر از عواملی است که باعث شده تا روزنامه‌های ما سیری قهقرایی را طی کنند. روزنامه‌نگاری مبتذل یا توهین‌آمیز، شیوه جدیدی است که عمر آن نیز به دهه ۹۰ بازمی‌گردد. روزنامه‌نگاری نوینی که مبنای آن براساس تیترهای توهین آمیز و اعطای القاب زشت و فحش‌های رکیک و استفاده از واژه‌های نامناسب و پراز تهمت و افترا به سلبریتی‌ها و به خصوص چهره‌های سیاسی بوده است و هنوز هم ادامه دارد. جمیع این موارد باعث شده تا مردم مانند صدا و سیما نسبت به روزنامه‌ها نیز بی‌اعتماد شوند.

اما چه می‌توان کرد؟ به اعتقاد اکثر کارشناسان و خبرگان رسانه‌ای، تا زمانی‌که روزنامه‌ها خودشان را به تکنولوژی روز دنیا در عرصه روزنامه‌نگاری و چاپ، مجهز نکنند و به دنبال استفاده از روش‌های تلفیقی مانند، استفاده از فضاهای مجازی و تگلرام و اینستاگرام و… برای جذب مخاطب و انتشار مطالب خود نباشند، نمی‌توانیم انتظار رونق و افزایش تیراژ روزنامه‌های‌مان را داشته باشیم. در بسیاری از کشورها، برای جلوگیری از این ورشکستگی روزنامه‌های کاغذی، روزنامه‌های بزرگ بایکدیگر ادغام شده و به موسسات مطبوعاتی بدل شده‌اند اما در ایران با توجه به روحیه‌ای که از مدیران سراغ داریم به نظر می‌رسد، نباید چندان به این راهکار دلخوش کرد!

البته مدتی است که مدیران روزنامه‌های ما به دنبال روش‌های به زعم خود، ابتکاری مانند تغییر به هفته‌نامه و ماهنامه‌ها به دنبال راهکاری برای عبور از مرز افول و سقوط خود هستند ولی در نهایت به نظر می‌رسد اینها، راهکارها و درمان‌هایی موقتی است و تا زمانی‌که روزنامه‌های ما به سمت حرفه‌ای شدن – چه در بخش کادرسازی و چه در بخش چاپ و توزیع یا اتحاد با یکدیگر– حرکت نکنند نمی‌توان منتظر معجزه‌ای در این زمینه بود و در عوض، همچنان باید منتظر تعطیلی پی‌در‌پی روزنامه‌ها به دلیل از دست دادن مخاطبان و بدهکاری آنها به بانک‌ها و افراد حقیقی و حقوقی
باشیم.