جمع‌بندی روز: سه شنبه، ۱۵ آبان ۱۳۹۷

روزی نیست که در دنیای دانش و تکنولوژی اتفاق تازه ای رخ ندهد و ما نیز در دیجیاتو همواره در تلاش و تکاپو هستیم تا تمامی جزئیات این دست از رویدادها را به سمع و نظر شما برسانیم. در طی ۲۴ ساعت گذشته مطالب متعددی در این وبسایت منتشر شده اند که می توانید عنوان مهم ترین آنها را در ادامه ی مطلب مطالعه کرده و بسیار سریع تر از همیشه از مهم ترین وقایع عرصه فناوری آگاه شوید.

The post جمع‌بندی روز: سه شنبه، ۱۵ آبان ۱۳۹۷ appeared first on دیجیاتو.

ربات خانگی وکتور میتواند احساساتش را بیان کند

دستیار رباتی جدید کمپانی Anki یعنی وکتور بسیار با الکسا و گوگل هوم متفاوت بوده و از همین حالا طرفداران زیادی پیدا کرده است. این دستگاه در کمپین کیک‌ استارتر خودش توانست به ۱.۸ میلیون دلار سرمایه جذب کند که یک رکوردشکنی محسوب می‌شود.

برخلاف سایر سیستم‌های هوش مصنوعی خانگی، وکتور با ظاهر روبات مانندی دارد که می‌تواند احساساتش را به شما نشان دهد. او برای پاسخ دادن به سوالات شما دست به جستجو زده و به غیر از گفتن وضعیت آب و هوایی، کارهای متنوع دیگری هم انجام خواهد داد.

وکتور که ۲۵۰ دلار قیمت دارد، می‌تواند بسیاری از سوالات پایه شما از سیری را جواب بدهد که شامل گفتن تاریخ، کالری غذاها و مواردی از این دست می‌شود. البته قرار است طی آینده‌ای نزدیک قابلیت‌های جدیدی به این دستیار بامزه اضافه شوند. برای مثال او در آینده می‌تواند هنگامی که شما خانه نیستید در نقش یک دوربین امنیتی عمل کند.

وکتور

وکتور معادل ۲۵۰ دلار قیمت خواهد داشت.

تمام دستیارهای خانگی دارای کمی شخصیت برنامه ریزی شده هستند اما سازندگان هکتور قصد دارند این ویژگی را چند پله ارتقا دهند. برای مثال هکتور می‌تواند با استفاده از سنسورهای هوشمندش کمی به اطراف حرکت کرده و در صورت لزوم به شما نزدیک‌تر شود.

ظاهر ربات‌گونه او هم شباهت زیادی به شخصیت اصلی انیمیشن Wall-E دارد و با توجه به این نکته که در طراحی این دستیار خانگی از کارمندان سابق استودیو پیکسار استفاده شده، شباهتش با Wall-E چندان دور از انتظار نیست.

به نظر منتقدان وکتور هنوز ضعف‌هایی نسبت به دیگر رقبا مانند الکسا و گوگل‌ هوم دارد اما یک پیشرفت در زمینه طراحی ربات‌های خانگی محسوب می‌شود.

دستیارهای صوتی در حال تبدیل شدن به بخشی از زندگی انسان‌های مدرن هستند. جالب است بدانید که تا به امروز بیش از یک میلیون نفر از دستیار صوتی الکسا تقاضای ازدواج کرده‌اند!

The post ربات خانگی وکتور میتواند احساساتش را بیان کند appeared first on دیجیاتو.

معرفی رشته Game Design؛ یاد بگیرید و بازی‌ساز شوید

روز به روز به علاقه‎مندان بازی‎های ویدیویی اضافه می‎شود، کسانی که مثل ما دوست دارند در مورد آن ها بنویسند و برخی دیگر می‎خواهند خود در خلق اثری نقش داشته باشند. اما متاسفانه رشته‎ای به نام بازی‎سازی در دانشگاه‎های کشور ما وجود ندارد و به همین دلیل است که مدرسه اینورس تصمیم گرفته تا جلسه معارفه‎ای برای رشته Game Design برگزار کند.

در واقع چند ترم از برگزاری این رشته توسط مدرسه اینورس می‎گذرد و این موسسه چندین کارگاه و دوره مستقل نیز برگزار کرده است اما حالا تصمیم گرفته با همکاری شرکت بازی‎سازی فن افزار رشته طراحی بازی یا همان Game Design را برای بار دوم معرفی کند.

شرکت فن افزار نیز ساخت عناوین تحسین شده‎ای چون گرشاسپ و شمشیر تاریکی را در کارنامه خود دارد و تجربه‎های این تیم بازی‎سازی بدون شک می‎تواند به عملکرد بهتر شرکت کننده‎ها کمک کند.

جلسه معرفی رشته گیم دیزاین در تاریخ ۲۴ آبان و از ساعت ۱۸ تا ۱۹ برگزار خواهد شد و ورود برای عموم آزاد و رایگان است. برای ثبت نام کافی است تنها به وبسایت این مدرسه مراجعه کرده و فرم مورد نظر را تکمیل کنید. اما این رشته دقیقا به چه شکل است و چه ویژگی‎هایی دارد؟

هدف از دوره

موسسه اینورس از معرفی رشته گیم دیزاین همان هدفی را دارد که هر دانشگاهی به دنبال آن است؛ تربیت و آموزش افراد مستعد اما این بار در حوزه بازی‎سازی. این افراد توسط فعالین با تجربه گیم ایران در زمینه‎هایی مختلف آموزش داده می‎شوند و در نهایت نیروهای برتر جذب شده و حتی در قالب تیم‎هایی خلاق گردآوری می شوند.

مدت زمان دوره

دوره‎های طراحی بازی مدرسه اینورس در طول ۶ ترم برگزار می‎شود که هر ترم نیز خود ۳ ماه به طول می‎انجامد، بنابراین علاقه‎مندان بعد از ۱۸ ماه دوره گیم دیزاین را به پایان می‎رسانند.

سیلابس درسی و مباحث

درس‎ها و مباحث ارائه شده در این دوره بیشتر زمینه‎های مختلف حوزه بازی‎سازی را پوشش می‎دهد. یکی از مباحث اصلی این دوره، زمینه توسعه بازی است که در آن روند کلی ساخت یک بازی ویدیویی و نیازهای آن آموزش داده می‎شود. مباحث طراحی بازی نیز به دو شکل نظری و کارگاهی و از سطوح مقدماتی تا پیشرفته تدریس خواهد شد.

اما خوشبختانه سیلابس این رشته تنها به بازی‎های ویدیویی محدود نشده و شامل درس‎هایی پیرامون طراحی بازی‎های غیر دیجیتالی یا آنالوگ نیز می‎شود که بدیهتا تمرکز اصلی روی بازی‎های رومیزی یا Board Games خواهد بود.

احتمالا تمامی این مباحث در طول جلسه روز پنج شنبه معرفی خواهند شد اما باید گفت که سیلابس این رشته زمینه‎های متفاوت و البته ضروری‎ای چون اصول و مقدمات هنر، اسطوره شناسی، مهارت‏‎های نوشتاری چون داستان‎نویسی و یادگیری کار با موتورهای بازی سازی چون Unity و Gamemaker را شامل می‎شود.

خروجی دوره

انتظار می‌‎رود دانشجویانی که دوره‌ی ۱۸ ماه‌ی طراحی بازی را می‌گذرانند، بتوانند در تیم‌های توسعه‌ی بازی به عنوان طراح بازی مشغول به کار شده، و یا خود قادر به تشکیل هسته‌ های خلاق بازی‌ سازی شوند.

The post معرفی رشته Game Design؛ یاد بگیرید و بازی‌ساز شوید appeared first on دیجیاتو.

افشاگری بزرگ همسر ایرانی ساموئل علیه پلیس انگلیس

ورزش سه نوشت: هلیا سهیمی همسر ایرانی جی لوید ساموئل درباره مرگ این بازیکن می‌گوید:ما هنوز نمی‌دانیم که موبایل جی لوید بعد از تصادف چه طوری روشن شد؟

هلیا سهیمی همسر ایرانی جی لوید ساموئل دیشب با انتشار ویدئویی در اینستاگرامش پلیس انگلیس را به کارشکنی در موضوع کشف رازهای مرگ بازیکن سابق استقلال متهم کرد.
حرفهای او در این ویدئو مفصل و شگفت آور است و اگر حقیقت داشته باشد به این معناست که مرگ جی لوید ساموئل علت دیگری جز تصادف داشته و ممکن است یک قتل برنامه ریزی شده باشد.
قرار بود جی به آفریقا بیاید

سلام من هلیا سهیمی سامول ،همسر جی لوید تافاری ساموئل هستم در تاریخ ۱۵ می ۲۰۱۸ تصادفی در منچستر اتفاق می افتد که به نام همسر من جی لوید ساموئل ثبت می شود، در آن زمان من داخل پروازی بودم به سمت مراکش و قراربود پرواز جی لوید هم ۲ ساعت بعد از پرواز من در مراکش بنشیند.مقصد نهایی ما بعد از ورود به مراکش به سمت یکی از کشورهای آفریقایی بود جایی که من ، مقیم آن کشور بودم به همین دلیل هم من اخبار را ۸ ساعت بعد از دیگران شنیدم.

صحنه تصادف جمع شده بود
زمانی که این خبر را به خانواده همسرم می دهند ، بلافاصله خواهر جی لوید و پدر شوهرم و یکی از دوستانشان از لندن به سمت منچستر حرکت می کنند و حدود ۴ ساعت بعد به منچستر می رسند و وقتی که به محل مورد نظر می رسند، می بینند که صحنه تصادف جمع شده است . وقتی جویای جسد جی لوید می شوند، پلیس به آنها می گوید که جسد را به بیمارستان وارینگتون منچستر منتقل کرده اند خواهرش به سرعت به بیمارستان وارینگتون می رود و کارمندان بیمارستان اظهار بی اطلاعی می کند و اعلام می دارند که امروز هیچ جسدی به ما تحویل داده نشده است.

شروع دروغ ها وخطاهای پلیس
این شروع دروغ ها وخطاهای پلیس بود ،مثلا یک قانونی در انگلیس وجود دارد که به محض اینکه تصادفی منجر به جرح می شود سریعا تابلوهای زرد رنگی را به با یک سری علامت های تصادف در همان محل قرار می دهند که اگر شاهدی بوده با پلیس تماس حاصل کند .اما برای جی لوید این تابلو ها را نصب نمی کردند.برای انجام شدن این کار، خوهر او ۱۲ روز مجبور شد به پلیس التماس کند و بعد از ۱۲ روز پلیس یک تابلوی بسیار کوچک در محل تصادف نصب نمود.

تبعیض بزرگ
یکی دیگر از خطاهای واضح پلیس از ابتدا این بود که یک فرد غریبه ای را، از دوستان مادر بچه های جی لوید ،به عنوان واسطه بین پلیس و خانواده قرار دادند که ایشان نه از اقوام بودند و نه سمت و تحصیلات خاصی داشتند و به خواهر او (جی لوید) گفتند که از این به بعد حق تماس مستقیم با پلیس را به هیچ وجه ندارید و در صورتی که قصد تماسی را داشتید، باید از طریق این خانم با ما در ارتباط باشید ، به این صورت که شما باید به این خانم ایمیل بزنید و ایشان به ما ( پلیس) اطلاع دهد. یعنی با چنین فرضی خانواده جی لوید را از کمترین حقشان یعنی صحبت کردن مستقیم با پلیس و پرسیدن سوالاتشان محروم نمودند و ما هرگز دلیل این همه تبعیض را تابه حال متوجه نشدیم .

جسد تحویل داده شده ۷ سانتی متر کوتاه بود
همانطور که گفتم جسد در آن بیمارستانی که پلیس معرفی کرده بود وجود نداشت، از همان روز با تمام پیگیری های خواهر جی لوید و با تمام کار شکنی های پلیس، ۲۱ روز طول کشید تا موفق شد جسدی که به نام جی لوید ساموئل ثبت شده بود را در تاریخ ۶ ژوئن ۲۰۱۸ در فینرال هوم ببیند .فینرال هوم جایی مثل سرد خانه است که اجسادی که قرار است به خاکستر تبدیل شوند ،در آن جا نگهداری می کنند. خواهر جی لوید زمانی که جسد را می بیند متوجه می شود ، که نه تنها قابل شناسایی نیست بلکه به چند دلیل هم هیچ شباهتی به جی لوید ندارد از جمله این که جسد ۷ سانتی متر کوتاه تر از برادرش بوده است.

کارشکنی برای آزمایش دی ان ای
بنابر این او درخواست آزمایش DNA به صورت خصوصی می دهد و پلیس به او می گوید که ما دراین رابطه هیچ اقدامی نمی کنیم و خودتان باید هماهنگ کنید.سپس خواهر جی لوید با فینرال هوم صحبت می کند و آنها می پذیرند ، اما می گویند، که ما برای این کار کسی را نداریم که بتواند نمونه برداری کند و این کار را باید خودتان انجام دهید. در نهایت در تاریخ ۱۱ ژون ۲۰۱۸ با هماهنگی و آگاهی پلیس ، خواهر ش به سرد خانه می رود و مجبور می شود با چاقوی جراحی ، جسدی را که به نام برادرش و همسرمن جی لوید ساموئل ثبت شده را برش دهد و تکه ای را به عنوان نمونه برای آزمایش DNA جدا کند.چند روز بعد خواهرش با یک آزمایشگاهی برای انجام آزمایش تماس می گیرد و به او می گویند که نمونه برداری در سرد خانه (فینرال هوم)غیر قانونی است و نمی توانند آزمایش را انجام دهند.

ادامه کارشکنی ها
صحبت من این است که پلیس و سرد خانه هر دو نهاد، به نسبت شغلشان آگاه بوند که نمونه برداری غیر قانونی است ، پس چطور به خواهر جی لوید اجازه دادند که این چنین حرکت دردناکی را انجام دهد. ایمیل ها و پگیری های مکرر خواهر جی لوید باعث شد سازمانی به عنوان HUMAN TISHO که مربوط با بافتهای انسانی در انگلستان هست فقط چند ساعت مانده به خاک سپاری یعنی ۴۰ روز بعد از تصادف، ایمیلی به پلیس بزند و از آنها بخواهد تا یک نمونه DNA تحت قانون جلوی چشم ما به ما تحویل بدهند، به دلیل مسافت زیاد بین لندن تا منچستر ، خواهر جی لوید مجبور شد از یکی از دوستان نزدیک و مورد اعتماد جی لوید خواهش کند که به بیمارستان برود و شاهد نمونه برداری از جسد باشد.فقط نیم ساعت بعد دوست جی لوید به بیمارستان می رسد و به او می گویند که نمونه برداری صورت پذیرفته است و به دلیل اینکه خارج از وقت اداری هم هست، شما اجازه ورود به بیمارستان را نیز ندارید.

آزمایش دی ان ای در ایران
این یعنی در نهایت، این نمونه برداری مقابل چشمان ما انجام نگردید.و همین مسائل باعث شد که امروز بصورت علنی اعلام کنم که تمام تلاش خودم را می کنم که یکی از آن نمونه هارو بصورت قانونی به کشور خودم یعنی ایران عزیزم بیاورم و آزمایش DNA انجام بدهم.

سئوالات بی شمار
بیشتر از ۵ ماه گذشته و ما کمترین اطلاعاتی را نداریم ،حتی اولین سوالاتمان بدون جواب مانده است. ما هنوز این را نمی دانیم که ماشین رنجرور دیزلی چرا منفجر شد؟ ما هنوز نمی دانیم که موبایل جی لوید بعد از تصادف چه طوری روشن شد؟ اولین ایمیل سوالات خواهرش بعد گذشت ۵ ماه هنوز بی پاسخ مانده است و بعد از بیشتر از ۵ ماه ، چند روز گذشته تنها اجازه دادند خواهرش بالاخره ماشین را ببیند و فایل های تصادف را به او تحویل دادند.اما نه تنها اجازه ندادند که از ماشین عکسی بگیرد، بلکه از او در رابطه با چیزی که دیده امضا گرفته اند که در ارتباط با فایل ها و چیزی که دیده است حق ندارد که روی فضای مجازی و بخصوص اینستاگرام صحبتی به میان بیاورد.

به ما کمک کنید
امروز همان جایی نشستم و این ویدئو را ضبط کردم که جی لوید شهادتینش را گفت و از خدا می خواهم صدایم را بشنود و از شما می خواهم همانطور که تا امروز بی نظیر ترین و یار ترین مردم دنیا بودید، کمکمان کنید تا حقایق روشن شود. نداشتن جی لوید به اندازه کافی سخت هست و رفتار نامهربانانه و به دور از انسانیت پلیس انگلستان، همه چیز را سخت تر کرده و به امید آن روزی که کسی این فایل را بشنود و ما را کمک کند.

مروری بر سرگذشت خالق لینوکس ؛ زندگی تنها در لذت بردن خلاصه می‌شود

لینوس توروالدز یکی از مشهور‌ترین برنامه نویس‌های حال حاضر جهان به شمار می‌رود و علاوه بر آن لقب معروف‌ترین فنلاندی زنده‌ی دنیا را نیز از آن خود می‌کند. وی خالق لینوکس و هماهنگ کننده‌ی این سیستم عامل بوده که با آن انقلابی در صنعت کامپیوتر ایجاد کرده است. با این وجود تضاد میان خصوصیت‌های شخصیتی او، متواضع بودن بیش از حد و غیر قابل پیش بینی بودنش موجب شده که داستان زندگی‌ وی، فراز و نشیب‌های فراوانی داشته باشد و به یکی از زیباترین بیوگرافی‌های دنیای تکنولوژی تبدیل گردد.

سالهای آغازین؛ عشقی آتشین به برنامه نویسی

خالق لینوکس

لینوس بندیکت توروالدز روز ۲۸ دسامبر سال ۱۹۶۹ میلادی در شهر هلیسنکی، پایتخت فنلاند به دنیا آمد. پدر و مادرش نام او را لینوس نامیدند تا شاید همانند لینوس پاولینگ، شیمیدان برجسته‌ی آمریکایی بتواند برنده جایزه نوبل شود.

خانواده‌‌ی توروالدز جزو اقلیت‌های سوئدی زبان فنلاند بودند که تقریباً افرادی معادل ۳۰۰ هزار نفر از جمعیت ۵ میلیونی این کشور را تشکیل می‌دادند. پدر و مادر لینوس هر دو خبرنگارهای رادیکال بودند که در دهه‌ی شصت میلادی به استخدام رادیو و روزنامه‌های این کشور درآمده بودند.

همین رادیکالی بودن موجب شد که این دو بالاخره از هم جدا شوند هر چند علیرغم این اتفاق او کودکی خوشی در کنار مادرش سپری نمود و به اصرار وی از سنین کودکی، کتابخوانی به تفریح مورد علاقه‌اش بدل گشت.

شاید پدربزرگش لئو که پروفسور آمار و استاد دانشگاه هلینسکی بود، بیشترین تاثیر را بر زندگی لینوس جوان گذاشت و موجب شد او به علوم کامپیوتری علاقه‌مند گردد. لینوس اواسط دهه‌ی هفتاد، یک کومودور Vic 20 را به عنوان اولین کامپیوترش خریداری کرد و به آموختن زبان برنامه‌ نویسی BASIC پرداخت تا پس از آن سراغ زبان اسمبلی برود. بدین ترتیب برنامه نویسی و ریاضیات به مهمترین علایق زندگی توروالدز بدل شدند.

تولد لینوکس؛ ناامیدی از MS-DOS و خلق جایگزینی جدید

خالق لینوکس

سال ۱۹۸۷ میلادی توروالدز پولش را جمع کرد تا اولین کامپیوترش یعنی Sinclair QL که نخستین کامپیوتر خانگی ۳۲ بیتی بود را خریداری کند. این دستگاه با پردازنده‌ی موتورولا ۶۸۰۰۸ و ۱۲۸ کیلوبایت رم، آن زمان شاهکاری بی بدیل محسوب می‌شد اما لینوس آنچنان از خریدش خوشحال نشده بود چرا که به علت قرار گرفتن سیستم عاملش در حافظه‌ی ROM نمی توانست دوباره برنامه‌اش را بازنویسی کند.

یک سال بعد، توروالدز همانند والدینش در دانشگاه هلینسکی ثبت نام نمود تا لیسانس خود را در رشته‌ی علوم کامپیوتری دریافت کند. البته ناگفته نماند که وی در آن زمان، برنامه نویس قابلی بود و در کنار درسش، دوره‌های زیادی برای آموختن زبان برنامه نویسی C گذرانده بود. جالب اینجاست که کمی بعدتر با استفاده از همین زبان برنام نویسی، کرنل(هسته‌ی اصلی) سیستم عامل لینوکس را نوشت.

اوایل سال ۱۹۹۱ میلادی، او یک کامپیوتر شخصی IBM با پردازنده‌ی ۳۳ مگاهرتزی اینتل ۳۸۶ و ۴ مگابایت حافظه خریداری کرد. با اینکه کامپیوترش، رضایت خاطر لینوس را به همراه داشت اما این بار سیستم عامل MS-DOS بود که نا امیدی اش را رقم زد.

خالق لینوکس

او ترجیح می‌داد که سیستم عامل یونیکس را بکار ببندد تا بتواند از تمامی قابلیت‌های چیپست کامپیوتر جدیدش استفاده نماید. به همین دلیل سعی کرد که نسخه‌ی ویژه‌ای از یونیکس برای خود تهیه کند. در آن زمان او خوشبختانه نتوانست سیستمی ارزانتر از ۵ هزار دلار خریداری کند و تصمیم گرفت که یک سیستم عامل جدید بر اساس یونیکس و مینیکس بسازد.

البته او در آن زمان نمی دانست که ساخت یک سیستم عامل جدید به سادگی امکان پذیر نیست و باید برای رسیدن به این هدف، زمان زیادی را صرف انجام کارهای متعدد کند. با این وجود همین رویای لینوس، موجب شد که جهان کامپیوتر و زندگی خودش دستخوش تغییرات فراوانی شود. او ۲۵ آگوست سال ۱۹۹۱ تصمیم خود برای ساخت یک نرم افزار جدید را در گروه خبری مینیکس اعلام کرد که این پیغام هنوز در این قسمت وجود دارد.

توروالدز ۱۷ سپتامبر همان سال، نسخه‌ی اولیه‌ی سیستم عامل جدید خود را با شماره ۰.۰۱ کامل کرد و پنجم اکتبر نیز نسخه اصلی آن یعنی مدل ۰.۰۲ را عرضه نمود. در آن زمان Ari Lemmke دوست توروالدز و مدیر ftp.funet.fi, که در واقع تامین کننده‌ی سرویس‌های FTP (پروتکل انتقال فایل) در فنلاند بود، او را تشویق کرد تا سورس کد سیستم عاملش را روی یک شبکه‌ مشخص به اشتراک بگذارد تا برنامه نویسان بتوانند به مطالعه یا اصلاح آن بپردازند.

توروالدز این سیستم عامل را Linux نامید تا بیانگر اصطلاح مینیکس لینوس (Linus’ MINIX) باشد. پس از عرضه شدن این سیستم عامل در GPL (پروانه عمومی همگانی گنو)، برنامه نویسان سراسر دنیا به استقبال از این سیستم عامل پرداختند و سعی کردند به توسعه‌ی آن کمک کنند. در نتیجه سرعت بهبود عملکرد لینوکس به شدت بالا رفت.

آغاز محبوبیت لینوکس؛ سوار بر بال برنامه نویسان و ازدواجی ایمیلی

خالق لینوکس

عملکرد کرنل و سیستم عامل لینوکس روز به روز بهتر شد و توسعه دهندگان، اشخاص و شرکت‌های بزرگتر به این پروژه اضافه شدند و اشتیاق، تلاش و توانایی‌های برنامه نویسی خود را در این پروژه بکار بستند. این مسئله موجب شد که شمار کاربران این سیستم عامل روز به روز بیشتر شود. در آن زمان گفته می‌شد که تنها مشکل لینوکس این است که فقط با کامپیوتر‌هایی با پردازنده‌های x86 اینتل سازگاری دارد.

توروالدز پس از مدتی به عنوان آموزگار در دانشگاه هلینسکی مشغول بکار شد و توانست حین انجام مسئولیت‌هایش به توسعه‌ی لینوکس بپردازد. او در سال ۱۹۹۳ میلادی در یکی از کلاس‌هایش تکلیفی برای دانش آموزان معین کرد و آنها را وادار کرد که ایمیل بفرستند.

این مسئله موجب شد Tove Minni یکی از دانشجویان این کلاس که قهرمان کاراته نیز بود با ارسال یک ایمیل، لینوس را به صرف قهوه دعوت کند. او نیز پذیرفت و سه سال بعد آنها با یکدیگر تولد اولین فرزندشان را جشن گرفتند.

به دنیا آمدن اولین فرزند از سه دختر توروالدز، موجب شد که وقفه‌ای ناگهانی در روند توسعه‌ی کرنل لینوکس به وجود آید. با این وجود نسخه‌ی شماره ۲.۰ آن، دسامبر ۱۹۹۶ عرضه شد که از پردازنده‌ی های بسیار بیشتری پشتیبانی می‌کرد و نسبت به نسخه‌ی قبلی پیشرفت محسوسی کرده بود.

محبوبیت لینوکس در سال ۱۹۹۷ میلادی به سرعت بیشتر شد و تقریباً سه میلیون کامپیوتر، این سیستم عامل را نصب کرده بودند. شمار کاربران سیستم عامل یادشده تا دو سال بعد رقم ۷ میلیون کاربر را رد کرد. علیرغم موفقیت غیر قابل وصف لینوکس و محبوبیت توروالدز، فعالیتش آن چنان بدون حاشیه نبود و به مزاق جامعه‌ی برنامه نویسان خوش نیامده بود.

نقل مکان به کالیفرنیا؛ مقایسه ناخواسته با بیل گیتس

خالق لینوکس

توروالدز پس از سپری کردن یک دهه در دانشگاه هلینسکی، تصمیم گرفت که زمان آن رسیده تا محل زندگی خود را تغییر دهد و کار اساسی پیدا کند. به همین دلیل سال ۱۹۹۷ به شهر آفتابی سانتا مونیکای ایالت کالیفرنیا نقل مکان کرد و یک سمت شغلی را در شرکت Transmeta Corporation پذیرفت.

او در این کمپانی وظیفه داشت تا برای آسان کردن ارتباط میان سیستم عامل و میکرو پردازنده‌ها، نرم افزار تجاری توسعه دهد. طرفداران لینوکس در این زمان نگران شدند که شغل جدید توروالدز موجب شود که او دیگر سیستم عامل خود را به صورت رایگان در اختیار برنامه نویسان قرار ندهد چرا که «پاول آلن» هم موسس مایکروسافت یکی از سرمایه گذاران شرکت محل کارش به شمار می‌رفت.

بر اساس قراردادی که توروالدز با شرکت Transmeta تنظیم کرده بود، او می توانست قسمتی از زمان خود را به توسعه‌ی لینوکس اختصاص دهد. این مسئله نه تنها برای لینوس خوب بود بلکه می‌توانست حرکت تبلیغاتی مناسبی برای کمپانی یاد شده باشد چرا که به نوعی از محبوبیت این برنامه نویس استفاده می‌کرد.

خالق لینوکس

در آن زمان مایکروسافت، سیلیکون ولی را قبضه کرده بود اما کاربران آمریکایی به دنبایل جایگزینی قویتر برای سیستم عامل مایکروسافت می‌گشتند. به همین دلیل مقایسه میان «بیل گیتس» و لینوس توروالدز آغاز شد چرا که هر دوی آنها هم قد و قواره هم بودند، عینک می‌زدند و برنامه نویسانی قهار به شمار می‌رفتند.

از سوی دیگر گیتس ثروتمند بود اما توروالدز آه در بساط نداشت و به حقوقی عادی یک برنامه نویس راضی بود. شاید مسئله‌ای که باعث محبوبیت بیش از حد لینوس می‌شد، این بود که او هرگز علاقه‌ای به مادیات یا قدرت نشان نمی داد تنها خلاقیت و لذت برنامه نویسی برایش کافی بود.

با این حال وضعیت مالی او ناگهان در سال ۱۹۹۹ دگرگون شد چرا که کمپانی Red Hat و VA Linux به شرکت‌های بزرگی تبدیل شدند و این مسئله موجب شد که به پاس خلق سیستم عامل لینوکس، سهام‌ زیادی به وی اختصاص یابد. به همین ترتیب لینوس توروالدز یک شبه ره صد ساله را پی مود و میلیونر شد و همان سال پس از عمومی شدن کمپانی VA Linux، ثروتی معادل ۲۰ میلیون دلار نصیبش گشت.

استقبال شرکت‌ها از سیستم عامل لینوکس؛ حمایت زیرکانه IBM

خالق لینوکس

استقبال از لینوکس اواخر دهه‌ی ۹۰ میلادی، بار دیگر افزایش یافت و رقبای مایکروسافت متوجه ظهور رقیبی قدرتمند برای سیستم عامل این شرکت شدند. اوراکل، اینتل، نت اسکیپ، کورل و دیگر رقبای کمپانی ردموندی اعلام کردند که به جای ویندوز مایکروسافت، سراغ سیستم عامل لینوکس رفته‌ا‌ند.

این مسئله موجب شد که شرکت‌های زیادی به پتانسل لینوکس پی برده و به سرعت از آن برای سرور‌ها یا شبکه‌هایشان بهره ببرند. وب‌سرور آپاچی که اکنون میزبان ۶۴ درصد وبسایت‌های جهان است هم در ابتدا بر اساس لینوکس نوشته شد و این مسئله هم به محبوبیت سیستم عامل یاد شده اضافه نمود.

حمایت و پشتیبانی همه جانبه‌ی کمپانی IBM از لینوکس شاید بیشترین تاثیر را بر رشد مخاطبین این سیستم عامل گذاشت. این شرکت سال ۲۰۰۱ میلادی اعلام کرد که یک میلیارد دلار به تحقیق، توسعه و ارائه محصولات لینوکس اختصاص داده است.

البته کمپانی یاد شده بی دلیل از لینوکس حمایت نکرد. IBM متوجه شد این سیستم عامل با اینکه از رابط ‌های گرافیکی کاربردی باکیفیت بهره نمی برد و توانایی بالایی برای اجرایی برنامه‌های سرور سنگین ندارد اما بر خلاف همتایانش پایه‌های فنی قدرتمندی داشته و پتانسیل پیشرفت دارد.

خالق لینوکس

این مسئله به سود کمپانی IBM تمام شد و سرمایه‌ی گذاری یک میلیارد دلاری این شرکت در لینوکس موجب شد که پروژه‌های لینوکس محور این کمپانی سالانه دو میلیون دلار درآمدزایی کنند. بدین ترتیب اکنون IBM بدون شک، بزرگترین فروشند سرویس‌ها و محصولات لینوکس محور به شمار می‌رود.

پیشرفت لینوکس تنها به تعداد کاربرانش محدود نشد و نسخه‌های متعددی برای دیوایس‌های مختلف توسعه یافت. بدین ترتیب بازار بزرگی از کاربران شخصی و شرکت‌ها را به خود اختصاص داد. برخی کارشناسان در آن زمان مدعی شدند که لینوکس پس از مدتی می‌تواند کاملاً جایگزین سیستم عامل یونیکس شود و به اصلی‌ترین سیستم عامل شرکتی دنیا بدل گردد.

از سوی دیگر، لینوکس به شرایطی رسیده بود که می‌توانست جایگزین ارزان قیمتی برای استفاده در کامپیوتر‌های شخصی و نوت بوک‌ها بشود. بالارفتن میزان محبوبیت لینوکس تا قسمتی به لطف تصمیمات استراتژیک توروالدز در مواقع حیاتی ممکن شده بود. او نه تنها بر نحوه‌ی اجرای تکنیکی این محصول نظارت می‌کرد بلکه روند گرفتن مجوز یا لیسانس‌های مورد نیاز و نحوه‌ی توسعه آن را نیز زیر نظر گرفته بود.

یکی از این تصمیمات مهم، رایگان بودن سیستم عامل لینوکس بود که در واقع مهمترین عامل جلب توجه مخاطبین به شمار می‌رفت. علاوه بر این، خصوصیات شخصیتی توروالدز موجب شده بود که بتواند گزینه‌ی بسیار مناسبی برای سمت «رهبر معنوی» لینوکس محسوب گردد. قناعت، متواضع بودن بیش از حد، طنازی متفاوت و فلسفه زندگی‌اش از خصوصیات رفتاری منحصر به فرد او به شمار می‌رفت. او باور داشت زندگی به سادگی تنها در خوش گذراندن خلاصه می‌شود و به هر نحوی باید این حس در انسان به وجود آید.

لینوس توروالدز دنیای امروز؛ آرامش غیر قابل وصف زندگی ساده

خالق لینوکس

توروالدز اکنون تمام وقت روی توسعه‌ی کرنل لینوکس برای آزمایشگاه توسعه‌ی منبع باز (OSDL) کار می‌کند. این شرکت سال ۲۰۰۰ میلادی افتتاح شده و توسط کنسرسیوم جهانی شرکت‌های کامپیوتری نظیر IBM پشتیبانی می‌شود.

تنها دو درصد کرنل لینوکس فعلی توسط توروالدز نوشته شده و با توجه به حجم و پیچیدگی آن قابل توجیه است چرا که سورس کد کرنل نسخه‌ی ۲.۶ تقریباً ۸۰ مگابایت حجم دارد.

با این حال هنوز تصمیم گیری های نهایی بر عهده‌ی اوست و تغییرات یا محتوای اضافه شده به کرنل باید تایید وی را داشته باشد. او باور دارد که کد‌های نوشته شده برای سیستم عامل آنها باید با کیفیت و تمیز باشند، بتوان آنها را به آسانی حفظ کرد و کاربران زیادی بتوانند از آنها استفاده کنند.

همچنبن علامت تجاری لینوکس به نام توروالدز ثبت شده و استفاده از این نام منوط به اجازه اوست. بنابراین صدها برنامه‌ی دیگر که به نوعی از کرنل این شرکت استفاده کنند، مجبور خواهند بود قراردادی برای مسئله امضا کرده و درآمدی به جیب خالق لینوکس واریز کنند.

خالق لینوکس

بر خلاف دیگر طرفداران نرم افزار‌های منبع باز، لینوس توروالدز جنجال زیادی به پا نمی‌کند و در مورد مسائلی غیر از کرنل خود، اظهار نظری ندارد. علیرغم اینکه لینوس در خانواده‌ای سیاسی بزرگ شده اما اصلاً علاقه‌ای به مسائل سیاسی نداشته و در این زمینه نیز اظهار نظر نمی‌کند.

تنها مواردی که خشم او را در پی دارد، مسائلی درباره‌ی لینوکس بوده و گاهی اوقات در برابر برخی صحبت‌های ضد لینوکس، عکس العمل‌های عجیب و غریبی از خود نشان می دهد.

او اکنون، سیلیکون ولی را ترک گفته و در شهر پرتلند زندگی می‌کند که شباهت زیادی به آب و هوای محل تولدش یعنی هلینسکی دارد. او هنوز سرپرست توسعه‌‌ی کرنل لینوکس است و رهبر معنوی جنبش لینوکس محسوب می‌شود. به نظر نمیر‌سد که لینوس توروالدز علاقه‌ای به بازنشستگی داشته باشد چرا که هنوز از کدنویسی یا رهبری تیمش لذت می‌برد و برای او زندگی به سادگی تنها در لذت بردن خلاصه می‌شود.

The post مروری بر سرگذشت خالق لینوکس ؛ زندگی تنها در لذت بردن خلاصه می‌شود appeared first on دیجیاتو.

روزیاتو: در جستجوی خوشبختی؛ چه چیزی در انتظار کاروان مهاجران آمریکای مرکزی خواهد بود؟

کاروانی متشکل از ۴٫۰۰۰ مهاجر اهل کشورهای آمریکای مرکزی که در طی هفته های اخیر از سمت شمال به سمت مرزهای ایالات متحده در حرکتند در روزهای گذشته و پس از این که امیدهایشان مبنی بر این که با اتوبوس به مکزیکو سیتی منتقل خواهند شد شروع به متلاشی شدن کرد. اگر چه دولت دونالد ترامپ تهمیدات زیادی را برای تامین امنیت مرزهای خود با مکزیک به منظور جلوگیری از ورود این مهاجران به خاک خود اندیشیده و به دولت مکزیک فشار آورده تا مانع از نزدیک شدن این کاروان از مهاجران به مرزهای ایالات متحده شود، بخش زیادی از این کاروان همچنان در جستجوی خوشبختی به راه پرمشقت خود ادامه می دهند.

در روزیاتو بخوانید

The post روزیاتو: در جستجوی خوشبختی؛ چه چیزی در انتظار کاروان مهاجران آمریکای مرکزی خواهد بود؟ appeared first on دیجیاتو.

جزییاتی از سردتر شدن هوا و بارش باران در ۱۵ استان

ایسنا نوشت: مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی ضمن اشاره به رگبار باران، رعد و برق و وزش باد شدید در اکثر مناطق کشور، از کاهش ۶ تا ۸ درجه‌ای دما در شمال شرق کشور خبر داد.

احد وظیفه با بیان اینکه بر اساس نقشه‌های پیش‌یابی هواشناسی امروز (۱۵ آبان) سامانه بارشی با شدت بیشتری در نوار غربی و شمالی کشور گسترش می‌یابد، اظهار کرد: فعالیت این سامانه منجر به رخ داد رگبار باران، گاهی رعد و برق، وزش باد شدید و کاهش نسبی دما در نواحی جنوب‌غربی کشور شامل استان‌های خوزستان، ایلام و شمال بوشهر، دامنه‌های زاگرس شمالی و مرکزی در استان‌های کردستان، همدان، کرمانشاه، لرستان، مرکزی، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویر احمد، غرب اصفهان، شمال فارس، دامنه‌های شمالی و جنوبی البرز در استان‌های گیلان، مازندران، زنجان، قزوین، البرز، تهران، قم و شمال سمنان و نواحی شمال غربی کشور در اردبیل، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی می‌شود.

وی با اشاره به اینکه طی امروز (۱۵ آبان) بارش برف برای ارتفاعات البرز زاگرس شمالی و مرکزی از انتظار نیست، تصریح کرد: همچنین امروز دریای خزر مواج و طوفانی است.

مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی ادامه داد: با تضعیف این سامانه بارشی طی فردا (۱۶ آبان) بارش باران برای دامنه‌های زاگرس شمالی و مرکزی در همدان، کرمانشاه، لرستان، مرکزی، خوزستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویر احمد، شمال فارس و نوار شمالی کشور شامل استان‌های گیلان، مازندران، گلستان و خراسان شمالی پیش‌بینی می‌شود.

وظیفه با بیان اینکه همچنین طی فردا در دامنه‌های جنوبی البرز در قزوین، البرز و تهران و نواحی مرکزی در اصفهان و یزد بارش پراکنده انتظار می‌رود، گفت: در این روز کاهش ۶ تا ۸ درجه‌ای دما در شمال شرق کشور پیش‌بینی می‌شود.

وی در ادامه تصریح کرد: در روز پنجشنبه (۱۷ آبان) رگبار باران، گاهی رعد و برق و وزش باد شدید موقتی در بخش‌هایی از جنوب‌غربی کشور شامل خوزستان، شمال بوشهر، کهگیلویه و بویر احمد و شمال فارس همچنین بارش در دامنه‌های زاگرس شمالی در استان‌های کردستان، همدان، زنجان، کرمانشاه، مرکزی، دامنه‌های البرز جنوبی در استان‌های زنجان، قزوین، البرز و تهران و با شدت کمتر در نواحی مرکزی در جنوب اصفهان، کرمان و یزد پیش‌بینی می‌شود.

به گفته وظیفه، همچنین طی سه روز آینده غرب خلیج فارس مواج و طوفانی است.

مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی در پایان درباره وضعیت جوی تهران طی دو روز آینده گفت: آسمان تهران طی فردا (۱۶ آبان) نیمه ابری، همراه با مه صبحگاهی و در طول روز بارش پراکنده با حداقل دمای ۶ و حداکثر دمای ۱۵ درجه سانتیگراد و طی روز پنجشنبه (۱۷ آبان) نیمه ابری و در طول روز بارش پراکنده، به‌تدریج کاهش ابر با حداقل دمای ۶ و حداکثر دمای ۱۴ درجه سانتیگراد پیش‌بینی می‌شود.

شمشیر خدایان در دستان باواریایی‌ها؛ نخستین تجربه رانندگی با BMW M850i 2019

دورانی ب ام و سری ۸ شکوه کم‌نظیری داشت. این خودرو در سال ۱۹۸۹معرفی شد و به طور خاص، مدل‌های ۸۵۰ آن که از یک پیشرانه V12 نیرو می‌گرفتند، بسیار جلب توجه می‌کردند.

در آن زمان مدل M70 دوازده سیلندر با وزن تقریبی معادل حدودا یک تن به عنوان یک اتومبیل بسیار لاکچری مطرح بود. البته به جز نسخه بسیار کمیاب ۸۵۰CSi، بقیه مدل‌های ب ام و سری ۸ تماما کاربرد اسپرت نداشتند.

از آن دوران طلایی به بعد، ب ام و از داشتن یک خودروی فوق‌العاده‌ی سطح بالا همچون سری۸ (به جز مدل i8) تقریبا بی‌بهره بوده و به نظر ما از این بابت متضرر نیز شده است. اما اینک این کمپانی آلمانی مشغول عرضه ب ام و سری ۸ جدید برای بازگشت به دوران اقتدار خود است.
ب ام و سری ۸ جدید که با کد فنیG11 شناخته می شود، با وزن ۲۰۳۱ کیلوگرم، به مثابه یک فیل در اتاق خواب می‌ماند. ساخت مدل قدیمی E31 سری ۸ در حدود ۸ سال زمان و یک و نیم میلیارد دلار هزینه در برداشت. به نظر شما چقدر زمان و هزینه صرف توسعه این مدل جدید شده است؟
برای اولین تجربه رانندگی با ب ام و ۲۰۱۹ M850i، به منطقه‌ای خوش آب و هوا در کشور پرتغال آمده‌ایم تا نواده یک اسطوره را مورد بررسی قرار دهیم. لطفا در ادامه با ما همراه باشید.
در زیر درب کاپوت عریض و طویل این خودرو، موتور N63B44T3 با پیشرانه V8 به حجم ۴٫۴ لیتر نشسته که از دو توربوشارژر تویین اسکرول بهره می‌برد.
حداکثر توان خروجی این پیشرانه معادل ۵۲۳ اسب بخار در ۵۵۰۰rpm بوده و گشتاور حاصل از آن نیز به ۷۵۰ نیوتن متر در بازه ۱۸۰۰ تا ۴۶۰۰rpm خواهد رسید. یک گیربکس هشت سرعته اتوماتیک ساخت ZF نیز نیروی حاصل را به هر چهار چرخ منتقل خواهد کرد.
در حالت پیش فرض، عمده گشتاور پیشرانه به چرخ‌های عقب منتقل می‌شوند که البته به صورت پیوسته قابل تغییر است و حداکثر تا ۵۰درصد نیرو را می‌تواند به چرخ‌های جلو نیز انتقال دهد. تمامی چرخ‌ها قابلیت فرمان‌پذیری دارند و هر چهار کمک فنر به صورت الکترونیکی تنظیم می‌شوند.
ب ام و ادعا می‌کند که این خودرو قادر است ظرف مدت ۳٫۶ ثانیه از حالت توقف به سرعت ۹۶ کیلومتر بر ساعت دست یابد. متاسفانه حداکثر سرعت خودرو در رقم ۲۵۰ کیلومتربرساعت محدود شده است. ظاهر سری ۸ جدید نسبتا جذاب و مناسب است.
نمای عضلانی بدنه، طراحی جذاب دریچه‌های ورودی هوا، ستون C خودرو که بسیار شبیه به فورد موستانگ از کار درآمده، طراحی بیرونی سری۸ را زیبا و دوست داشتنی کرده‌اند.
ب ام و سری 8
از ستون‌های B همچون مدل قدیمی ب ام و سری ۸ اثری نیست و درب‌های جانبی نیز به نظر ما بهتر بود طویلتر طراحی می‌شدند. اما به طور کلی نمای جلوی خودرو جلوه جذابی را به نمایش می‌گذارد. نمای عقبی نیز تقریبا خوب طراحی شده است.
طراحی داخلی خودرو نسبتا موردپسند است. کابین ب ام و سری ۸ جدید بسیار لوکس به نظر می‌رسد و طراحی مناسبی نیز دارد. صفحه نمایشگر سیستم رهیاب بسیار خوانا و واضح بوده اما نسل هفتم نرم افزار رهیاب IDRIVE چندان خوب و مورد انتظار عمل نمی‌کند. اندروید اتو و اپل کارپلی نیز به طور استاندارد کابین سری۸ را همراهی می‌کنند.
بهای پایه مدل M850i معادل ۱۱۲هزار و ۸۵۵ دلار است. این رقم در حدود ۲۲ هزار دلار بیشتر از ۶۵۰i ایکس درایو است. مرسدس بنز S کلاس کوپه را می‌توان به عنوان رقیب این خودرو در نظر گرفت. اما بایستی بدانید که مدل S560 4MATIC در حدود ۵ اینچ طویلتر، ۹۰ کیلوگرم سنگین‌تر و ۱۲ هزار دلار گرانتر از M850i است.
بسیاری از مشتریانی که برای خرید این خودرو به نمایشگاه مراجعه می‌کنند، این ذهنیت را در سر دارند که با سری۷ دو درب طرف خواهند بود؛ اما واقعیت این است که این خودرو بر پایه سری۵ شکل گرفته است.
بنابراین اگر آن را رقیب Sکلاس کوپه ندانیم، جایز هم نیست آن را با مرسدس Eکلاس کوپه که دارای بهایی در حدود نصف ارزش سری۸ جدید است، مقایسه کنیم. آئودی نیز محصول مشابهی در آستین ندارد.
شاید نزدیک‌ترین رقیب ب ام و سری ۸ جدید را بتوانیم در خانواده لکسس بیابیم؛ جایی که مدل LC 500 هشت سیلندر با بهای ۹۲,۹۹۵ قرار دارد و می‌تواند از نظر شاخصه‌های اسپرت با ب ام و سری۸ جدید مقایسه شود.
در حقیقت ما از این خودرو انتظار یک M550i دو درب را داشتیم، به هرحال نحوه تعامل M850i با آسفالت جاده برای ما بسیار هیجان انگیز بود. ما نگران وزن سنگین خودرو بودیم اما پس از رانندگی با آن در جاده متوجه شدیم که نگرانی‌ها بی‌دلیل بوده است.
در این مدل خاص، ب ام و یک خودروی بزرگ ساخته که رانندگی با آن حس یک نمونه سایز متوسط را به انسان می‌دهد. گشتاور خودرو بسیار خوب از پس شتاب برمی‌آید و جای شکی برای رقم ۳٫۶ ثانیه (شتاب صفر تا ۹۶) باقی نمی‌گذارد.
این خودرو حین حرکت در جاده، اقتدار و ابهت خاصی دارد که بر خلاف ابهت سنتی بنتلی، ظاهر و روح اسپرت را با هم درآمیخته است. این خودرو واقعا در حد یک اتومبیل پر‌قدرت احساس می‌شود.
اگر یک نقطه ضعف در ب ام و سری ۸ موجود باشد، به ترمزهای این خودرو مربوط می‌شود. ب ام و سامانه brake by wire را برای M850i انتخاب کرده که پیش نیاز سیستم‌های خودران در یک اتومبیل نیز می‌شود.
ترمزهای M850i در سرعت‌های پایین چندان متعادل، متناسب و نرم عمل نمی‌کنند و شاید قدرت آنها برای سرعت‌های پایین اندکی بیش از اندازه باشد.
حرکت این خودرو در پیست و روی حالت اسپرت بسیار خوب و هیجان‌انگیز است. سامانه تمام چرخ محرک به اندازه کافی نیرو به چرخ‌های عقب منتقل می‌کند تا بتوانید نیمه عقبی خودرو را از پیچ های تنگ عبور داده و سپس با ارسال نیرو به چرخهای جلو شما را به بهترین شکل از پیچ‌ها به بیرون سوق دهد.
عملکرد خودرو در حالت اسپرت آنقدر خوب بود که ما فراموش کردیم حالت اسپرت پلاسی هم وجود دارد. عملکرد ترمزها نیز در پیست نسبت به جاده و خیابان با بهبود نسبی مواجه شد.
این خودرو همانند جدش یک اتومبیل فوق‌العاده جذاب و پرتوان است که شایستگی کسب رتبه‌های برتر را در کلاس خود دارد. نمای جذابی دارد که می‌تواند سرها را به سمت خود برگرداند. تنها می‌توانیم بگوییم که ب ام و کارت واقعا عالی بوده و ما تو را تحسین می‌کنیم.
منبع: motortrend

The post شمشیر خدایان در دستان باواریایی‌ها؛ نخستین تجربه رانندگی با BMW M850i 2019 appeared first on دیجیاتو.

پرتقال ۲۰۰۰ تومان شد+ جدول قیمت انواع میوه

به گزارش بخش اقتصادی سایت خبرهای فوری، با توجه به تولید مناسب مرکبات به ویژه پرتقال در سال جاری قیمت عمده فروشی هر کیلوگرم پرتقال در میدان مرکزی میوه و تره بار تهران تا ۱۵۰۰ تومان کاهش یافت و در سطح خرده فروشی نیز تا ۲۰۰۰ تومان به فروش می رسد.

سرمازدگی سال گذشته قیمت این محصول را در بازار بالا برده بود به طوری که برای تنظیم بازار در ایام پایانی سال مجبور به واردات این محصول از مصر و ترکیه شدیم.

بنابراین گزارش، قیمت عمده فروشی هرکیلوگرم انار در میدان مرکزی میوه و تره بار شهر تهران ۳۰۰۰ تومان تا ۸۰۰۰ تومان،انواع انگور ۳۵۰۰ تومان تا ۱۳۰۰۰ تومان، خیار ۲۵۰۰ تومان تا ۵۰۰۰ تومان و موز ۸۵۰۰ تومان تا ۱۱۰۰۰ تومان است.

قیمت هر کیلوگرم کیوی ۴۰۰۰ تومان تا ۸۰۰۰ تومان، انواع سیب ۴۰۰۰ تومان تا ۹۰۰۰ تومان، نارنگی ۲۵۰۰ تا ۶۰۰۰ تومان  خرمالو ۲۰۰۰ تومان تا ۸۰۰۰ تومان است.

بنابراین گزارش، قیمت هر کیلوگرم بادمجان ۱۵۰۰ تومان تا ۴۰۰۰ تومان، پیاز ۷۰۰ تا ۲۲۰۰ تومان، سبزی جوز ۱۵۰۰ تومان تا ۲۶۰۰ تومان، سبزی خوردن ۱۸۰۰ تومان تا ۳۰۰۰ تومان، سیب زمینی ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ تومان و گوجه فرنگی تازه ۲۷۰۰ تومان تا ۴۵۰۰ تومان است.

گفتنی است، این کشف قیمت بر اساس کارشناسی اتحادیه‌های ذی ربط میوه، وزارت جهاد کشاورزی و بازرسی اصناف و برای فروش در میدان مرکزی میوه و تره بار شهر تهران به دست آمده است./تسنیم

سکه طرح امامی ۴ میلیون و ۶۰۰هزار تومان شد +جدول

لیست میوه

این خبر پرتقال ۲۰۰۰ تومان شد+ جدول قیمت انواع میوه اولین بار در خبرهای فوری و مهم. پدیدار شد.

بررسی بازی Soulcalibur VI؛ احیای تیغه شمشیر

شاید بتوان یک سال اخیر را بار دیگر دوران طلایی بازی‌های رزمی نامید و با نگاهی به عرضه عناوینی چون اینجاستیس ۲، دراگون بال و… به این نکته پی برد که ناشرین به سبک Fighting‌ توجه ویژه‌ای کردند و سعی در احیای این ژانر نسبتا مرده دارند.

Namco که از دیرباز در این میدان حرفی داشته هم بیکار ننشسته و با عرضه قسمت هفتم سری تکن، راه خود را شروع کرد که البته به گمان عده‌ای کولاک چندانی در کار نبود. حال این ناشر به مناسبت ۲۰ سالگی یکی از فرنچایزهای رزمی خود یعنی سری Soulcalibur بار دیگر شمشیرها را از نیام برکشیده و مبارزان و سلاح‌های عجیب و غریب آنها را به جان همدیگر انداخته تا سعی کند این سری را بار دیگر زنده کند.

خوشبختانه باید اعلام کرد که برخلاف نسخه هفتم تکن، Soulcalibur VI بازگشت آبرومندانه‌ای برای این سری به حساب می‌آید.

بررسی بازی Soulcalibur 6

  • سازنده: Bandai Namco Studios
  • ناشر: Bandai Namco Entertainment
  • پلتفرم ها: پی‌سی، پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان
  • پلتفرم بررسی: پی سی

بررسی بازی Soulcalibur 6

بازی Soulcalibur 6  بعد از وقفه‌ای ۶ ساله نسبت به شماره پیشین خود عرضه شده و طرفداران این مجموعه از زمان لحظه ساخت این بازی، نگاه ویژه‌ای به آن داشتند. نسخه پنجم بازی که برای کنسول‌های نسل قبل عرضه شده بود، نتوانسته بود آنطور که باید دل هواداران را به دست بیاورد (بازی به خط داستانی بیست سال بعد رفته بود و تقریبا اکثر شخصیت‌های قدیمی فراموش شده بودند و آینده‌ای که برای کاراکترها به تصویر کشیده شده بود، بسی مزخرف بود!).

فروش نسبتا ضعیف شماره پنجم نسبت به نسخ قبلی، این شایبه را به وجود آورده بود که دیگر خبری از این سری بازی نخواهیم شنید. بازی Soulcalibur 6 اما این شایعه‌ها را ویران ساخته و با توجه به درس‌هایی که از شکست نسبی نسخه قبلی آموخته، توانسته پتانسیل‌های خود را بهتر رونمایی کند.

بررسی بازی Soulcalibur 6

اون گربه‌هه ایران ماست! در مسیر داستانی بازی از شهرهای تهران و قزوین (با همین نام در بازی) هم گذر می‌کنید

بازی همانند چند سری قبلی خود دارای دو بخش داستانی است که یکی روایت اصلی بازی به شمار می‌رود و دیگری با نام فرعی Libra of Souls با ساخت یک قهرمان توسط گیمر و ورود آن به جهان بازی Soulcalibur 6 آغاز می‌شود.

بخش اصلی حالت داستانی بازی با توجه به ۲۰ سالگی این فرنچایز و مخاطبین جدیدی که شاید برای اولین بار به سمت دنیای این سری بازی می‌آیند، حالتی نیمه ریبوت به خود گرفته است! این ادعا به این معنی است که ناشر به زیرکی تمام داستان بازی اصلی را از ابتدا تاکنون دوباره بازگو می‌کند و با آوردن زوایای جدیدی به این خط داستانی، هم طرفداران قدیم را خوشنود نگه داشته و هم گیمرهای جدید و ناآشنا به سری را به خود جذب کرده است.

بررسی بازی Soulcalibur 6

کاپیتان سروانتس در زمان‌های قدیم (که در بازی به آن دوره Ancient Times گفته می‌شود، شمشیری موسوم به Soul Edge را یافته و بعد از دو تکه شدن این شمشیر (به علت سبک مبارزه‌ای خود سروانتس) روحیه شیطانی این شمشیر جهنمی را نیز از آن خود می‌کند.

شمشیر Soul Edge در بازی همانند حلقه انگشتری سری ارباب حلقه‌هاست و صاحب خود را به نیروهای پلید خود و استفاده از آنها نزدیک می‌کند و نیروی شیطانی خود را تا جایی که می‌تواند روی صاحب خود پیاده سازی می‌کند. برخی در برابر شمشیر و انرژی سیاهش می‌توانند مقابله کنند و بیشتر افراد مغلوب شمشیر می‌شوند، حال یا به خواسته خود و برای رسیدن به هدفی و یا با سست شدن خوی انسانی‌شان.

بررسی بازی Soulcalibur 6

افرادی در برابر سروانتس قد علم کردند و با او به مبارزه پرداختند اما هیچ کدام نتوانستند تا به امروز شمشیر را از بیخ نابود کنند و قدرت شیطانی این شمشیر بعد از رسیدن به شوالیه‌ای به نام زیگفرید، در همه جای دنیا پخش شد.

با تبدیل زیگفرید و تبدیل شدنش به شوالیه‌ای جهنمی به نام Nightmare، کمتر کسی می‌تواند جلودار شمشیر و صاحبش باشد، هرچند شاید بهتر باشد بگوییم که شمشیر خودش صاحب خانه است و فردی که او را حمل می‌کند، یک برده مطیع!

بررسی بازی Soulcalibur 6

نحوه خط داستانی بازی شبیه به نسخه ششم Dynasty Warriors طراحی شده است

این نکته در طراحی و ساخت این سری بازی هم همیشه رعایت شده و اساسا فرنچایز Soulcalibur حول محور اسلحه‌های کاراکترها می‌چرخد و داستان شمشیرها را روایت می‌کند تا دستان حمل کننده آنها را. حتی در طراحی بازی، اول از همه یک اسلحه ساخته و پرداخته می‌شود و سپس تصمیم گرفته می‌شود که چه شخصیتی با چه جنسیت و سن و خصوصیتی، حامل آن باشد.

این ویژگی، وجه تمایز بازی‌های Soulcalibur با تمامی همطرازان خود در بازی‌های رسمی است و نبردی را که به گیمر ارائه می‌کند، عاری از مشت و لگد است و چکاچک شمشیرها و دیگر اسلحه‌های سرد را عرضه می‌کند.

بررسی بازی Soulcalibur 6

  • تاریخچه بازی SoulCalibur در اصل به بیش از ۲۰ سال پیش بازمی‌گردد، زمانی که یک بازی به نام Soul Edge برای دستگاه‌های ارکید در سال ۱۹۹۵ منتشر شد و نسخه بهبودیافته آن نیز با نام Soul Blade در بازار بین‌المللی روی کنسول پلی استیشن ۱ عرضه شد. اما شروع اصلی تاریخ سری را اکثریت عنوان Soulcalibur می‌دانند که برای کنسول دریمکست عرضه شد و باید اذعان داشت که یکی از بهترین بازی‌های این کنسول ناکام به شمار می‌رفت. با اینکه ناشر در آن زمان سعی کرد نسخه اول را برای کنسول پلی استیشن ۱ هم عرضه کند، اما عدم توانایی پردازنده‌های گرافیکی این کنسول باعث شد که گیمرهای طرفدار سونی هیچ‌گاه نتوانند نسخه اول سری Soulcalibur را تجربه کنند.
بررسی بازی Soulcalibur 6

گرالت مهمان اول نسخه ششم بازی است و در تمامی پلتفرم‌ها حضور دارد

تا پیش از نسخه ششم، باید اعتراف کرد که این سری بازی از یک گیم‌پلی سطحی (به مراتب آسان‌تر و کژوال‌تر از تکن) بهره می‌بردند و عموما هر گیمر ساده و حرفه‌ای که کنترلر را بر دست می‌گرفت، بعد از نیم ساعت کلنجار رفتن با مکانیزم بازی، می‌توانست تبدیل به اوستاکار شود.

نسخه ششم از این نقص فاصله گرفته و هرچند همچنان با دیگر بازی‌های رزمی حرفه‌ای همچون Street Fighter و یا سری دراگون بال فرسنگ‌ها اختلاف دارد، اما بازهم قدمی بزرگ به سوی حرفه‌ای تر شدن برداشته و بازی را از آن حالت ناپختگی و سادگی همیشگی بیرون کشیده است.

بررسی بازی Soulcalibur 6

مهارت اصلی سازندگان بازی اما نه لحاظ کردن این نکته، بلکه حفظ کردن روحیه قدیم حاکم در سری بازی بوده است. بازی Soulcalibur 6 کماکان برای گیمرهای نه چندان آشنا و مسلط به ژانر تجربه بسیار خوبی را رقم می‌زند و گیم پلی آن حس کاملا حرفه‌ای بودن را به گیمر می‌دهد؛ این ویژگی در برخی بازی‌های دیگر مثل DOOM کاملا حس می‌شود و از آن به عنوان یک حس خوب می‌توان یاد کرد.

بازی Soulcalibur 6 المان‌های تازه‌ای به سیستم مبارزه‌ای سه بعدی خود افزوده که برخی از آنها وامدار بازی‌های جدید رزمی همچون مورتال کمبت و اینجاستیس هستند و عده‌ای نیز انحصار خود این اثر به شمار می‌روند.

بررسی بازی Soulcalibur 6

به عنوان مثال مکانیزم Reversal Edge وارد بازی شده و دیگر مثل نسخه‌های قبلی،‌ هیچ گیمری نمی‌تواند با عزلت نشینی و کنج میدان رفتن و صرفا دفاع کردن، برنده میدان باشد. در این حالت می‌توان ضربه‌ای جانانه به حریف وارد کرد و او را وادار کرد که از حالت دفاع در بیاید.

با فعالیت ویژگی Reversal Edge دو طرف دعوا در یک حالت اسلوموشن قرار گرفته و هر یک انتخاب می‌کنند که به کدام سمت حریف ضربه خود را پرتاب کنند و برنده این نیمچه دوئل جانانه، میزان سلامتی کاراکتر خود را حفظ می‌کند. جدا از این مورد، حالت Soul Charge را داریم که با پر شدن نواری خاص روشن می‌شود و برای مدتی کوتاه، ضربات کاراکتر شما را تا چند برابر مهلک‌‌تر می‌کند.

بررسی بازی Soulcalibur 6

و در نهایت به Critical Edge می‌رسیم که چیزی شبیه به حرکات ویژه بازی‌های جدید رزمی است و فنونی حرفه‌ای و مرگبار به همراه کات سینی کوتاه روی حریف اجرا می‌شود. این ویژگی‌های جدید در سبک و سیاق قدیم و کلاسیک بازی ترکیب شده و توانسته‌اند گیم‌پلی بازی را به سمت بهتر شدن پیش ببرند و تا حد زیادی نقصان آن را برطرف کنند.

بررسی بازی Soulcalibur 6

کمی خلاق باشید می‌توانید کاراکترهای باحالی بیافرینید و یا کاراکترهای ساخته شده دیگران هم می‌توانید حی و حاضر دانلود کنید.

خوشبختانه تمامی ۲۲ کاراکتر (یا به بیانی بهتر ۲۰ کاراکتر، چرا که سیاست طمع ورزی در اینجا هم اعمال شده و برخی کاراکترهای حاضر و آماده به صورت DLC قابل فروش هستند و در همان ابتدای امر قابل انتخاب نیستند) استایل و ضربات خاص خود را دارند و در هیچ یک از آنها موردی تکراری مشاهده نمی‌شود.

اسلحه‌های سرد این مبارزین آنقدر تنوع دارد که دل هر گیمری را به دست می‌آورد و حالت رئال بودن سبک مبارزات (که همگی با تکنیک‌های طاقت فرسای موشن کپچر ضبط شده است) بازی را از آن روحیه تخیلی خود کمی دور کرده است. این سورئال بودن در کمتر بازی رزمی به چشم می‌آید و دنیای فانتزی و مبارزین واقعی Soulcalibur ترکیب ناهمگون زیبایی را پدید می‌آورند.

بررسی بازی Soulcalibur 6

گیم‌پلی و مکانیزم بازی در بخش داستانی دوم یعنی Libra of Souls کمی تا قسمتی تفاوت به روی خود می‌بیند و با اضافه کردن یک سری چاشنی،‌سعی در بهبود این بخش نسبت به نسخه‌های قبلی دارد (بخش داستانی دوم از نسخه سومی که به بازی اضافه شده، همیشه مورد شماطت و سرزنش هواداران قرار گرفته است) اما در این بخش سازندگان نتوانستند رسالت خود را عملی سازند و همچنان با نقاط ضعف فراوانی روبرو هستیم.

بررسی بازی Soulcalibur 6

اضافه نمودن المان‌های RPG (نقش آفرینی) در این بخش و LevelUp شدن کاراکترها، دردی را درمان نکرده و کماکان خط داستانی بازی بسیار کسل کننده است. ماموریت‌های فرعی که در حین سفر دور و دراز کاراکترتان در سراسر دنیا به تورتان می‌خورد نیز از اهمیت خاصی برخوردار نیستند و به علت محیط خشک و رسمی این بخش، هیچ جذابیتی در آن باقی نمانده است (برعکس عنوان Dragon Ball FighterZ که دقیقا همین بخش و گردش در دنیای داستانی‌اش، برگ برنده اصلی‌اش محسوب می‌شد) اصولا با اینکه داستان بازی Soulcalibur 6 زیباست ولی نوع روایت آن در هر دو بخش، نحوه غلطی را پیش می‌گیرد و با تمرکز بیش از حد روی دیالوگ محوری و روایت نوشتاری، مخاطب را خسته می‌کند. کمتر کات سینی در بازی دیده می‌شود (مگر در موارد خیلی خاص) و همین نکته تا حد زیادی به محتوا و قصه بازی لطمه وارد کرده است.

بررسی بازی Soulcalibur 6

  • از سری Soulcalibur تاکنون حدود ده بازی روی کنسول‌های مختلف و موبایل عرضه شده و بر اساس آمار تمامی نسخه‌های اصلی این سری، به جز آخرین شماره آن یعنی همین عنوان ششم، در بازار بیش از یک میلیون نسخه فروش داشته‌اند. نسخه ششم اما تا لحظه نوشتن این مطلب، فروش مطلوبی که ناشر انتظارش را می‌کشید نداشته و وضعیت مارکت آن، تبدیل به زنگ خطری برای آینده مبهم این سری شده است.

بررسی بازی Soulcalibur 6

گرافیک بازی Soulcalibur 6 چشم‌نواز است و موتور Unreal Engine 4 توانسته این اثر را از منظر گرافیکی به حد اعلایی برساند. انیمیشن‌های مبارزات و اجرای فنون روان هستند و طراحی کاراکترها همراه با حفظ موارد کلاسیک و رویکردی مدرن بوده و از آنها بهتر، محیط‌های مبارزات (Stageها) است که به زیبایی هرچه تمام‌تر ساخته شده‌اند؛ هرچند می‌توان کوچک بودن و نقلی بودن برخی از این میادین مبارزه را نقطه ضعف دانست، به خصوص آنکه قابلیت Ring Out (بیرون کردن حریف و پرت کردن او به خارج از میدان) در این بازی گنجانده شده است.راستی تا یادم نرفته بگویم که در برخی مبارزات شاهد تبدیل روز به شب و یا تغییرات آب‌وهوایی هستیم که محیط بازی را بسیار پویا می‌سازد و از آنسو ایراد دیگری که می‌توان به این میادین نبرد گرفت، چند بخشی نبودن آنها و عدم رعایت درست و حسابی قوانین فیزیک در آنهاست.

بررسی بازی Soulcalibur 6

صداگذاری بازی تعریف چندانی ندارد و تنها حسنی که در آن دیده می‌شود استفاده از برخی صداهای آشنا برای طرفداران سری است و البته دیالوگ‌هایی که قبل از شروع مبارزات بین دو طرف رد و بدل می‌شود و هم سرنخی داستانی از پیشینه هر دو دارد و هم کل کل‌های بامزه‌ای از داخل آنها در می‌آید. موسیقی حماسی بازی مثل همیشه بی‌نظیر است و برای هر مکان مبارزه یک قطعه موسیقی ساخته شده که نبرد را حماسی‌تر می‌کند.

بررسی بازی Soulcalibur 6

بازی Soulcalibur 6 توانسته با بازگو کردن داستان اصلی و هسته این سری که برای بسیاری از گیمرهای امروزی ناآشناست، دوران جدیدی را برای این فرنچایز در آستانه بیست سالگی خود رقم بزند و سازندگان بازی موفق شدند که به معنای واقعی کلمه «پیشرفت» را در نسخه ششم پیاده سازی کنند و آن را یک سر و گردن بالاتر از نسخه قبلی در بیاورند.

حضور کاراکترهای قدیمی و چند کاراکتر جدید که جملگی به روحیه کلاسیک این سری وفادار هستند هم طرفداران قدیم را راضی نگه می‌دارد و شاید اگر برخی سیاست‌های طمعکارانه در ارائه کاراکترهای قابل انتخاب در بازی نبود، طرفداران از سر و کول بازی بالا هم می‌رفتند!

بررسی بازی Soulcalibur 6

۲B از بازی جدید Nier مهمان آینده بازی Soulcalibur 6 خواهد بود.

در نهایت باید گفت که اگر به ژانر مبارزه‌ای علاقه دارید، Soulcalibur 6 را از دست ندهید، به ویژه آنکه بخش آنلاین بازی نیز به هیچ وجه مشکلات تکن ۷ و اعتراضاتی که در پی به همراه داشت را ندارد و می‌تواند ساعت‌ها سرگرمتان کند و یا به تعبیر من از مبارزه آنلاین بهتر، نبرد با دوستتان در کنار همدیگر است. کل کل بازی‌های رزمی مزه‌ای دارد که در بازی Soulcalibur 6 نهایت طعم خود را ندارد، ولی به اندازه کافی لذتبخش است.


  • گرافیک خوب
  • موسیقی بی‌نظیر
  • اضافه کردن المان‌های جدید و حفظ شاخصه‌های کلاسیک بازی
  • وجود بخش Museum و آشنایی با تاریخچه این سری
  • کنترل نرم و روان
  • ساخت شخصیت دلخواه با کلی Option
  • بخش آنلاین قوی
  • مشکلات نوع روایت داستان بازی که بیشتر بر مبنای نوشتار است
  • صداگذاری نه چندان خوب
  • محیط‌های کوچک مبارزه
  • فاصله داشتن با استاندارد بازی‌های مبارزه‌ای چالشی
  • نبود برخی کاراکترها و فروش مجزای آنها

The post بررسی بازی Soulcalibur VI؛ احیای تیغه شمشیر appeared first on دیجیاتو.