پیشنهاد نمایندگان برای تعطیلی روز زن به جای تعطیلی هشتم ربیع‌الاول

یک عضو هیات رییسه کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی از طرح پیشنهادی نمایندگان برای لغو تعطیلی هشتم ربیع‌الاول و جایگزینی تعطیلی روز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) خبر داد.

سیده فاطمه ذوالقدر در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: تصویب تعطیلی روز هشتم ربیع الاول به عنوان آغاز امامت حضرت ولی عصر (عج) شبهات و حساسیت‌هایی را ایجاد کرده که برخی آن را عاملی برای جدایی و تفرقه‌افکنی بین شیعه و اهل تسنن می‌دانند، از آنجایی که این امر به هیچ وجه در سیره امام (ره) و مقام معظم رهبری مدظله العالی و نظام مقدس جمهوری اسلامی جایگاهی ندارد و با توجه به دو رخداد غم و شادی در این روز که یقیناً تدارک برنامه‌های فرهنگی و رسانه‌ای را با تضاد و ناهنجاری‌هایی مواجه خواهد کرد، تعداد زیادی از نمایندگان خواهان لغو این تعطیلی هستند و هفته آینده یک فوریت آن در دستور قرار گرفته است.

وی افزود: در صورت تصویب این طرح و لغو این تعطیلی یک پیشنهاد الحاقی جایگزین داریم که روز میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) مصادف با ٢٠ جمادی الثانی که در ایران اسلامی روز بزرگداشت مقام زن و مادر است، در تقویم رسمی تعطیل اعلام شود. چرا که اقتدار هر جامعه به جایگاه و اقتدار خانواده‌های آن جامعه بستگی دارد و اقتدار هر خانواده‌ای در هر جامعه به جایگاه زن در خانواده وابسته است لذا لازم است ساز و کارهای تعبیه شود که زنان و مادران جایگاه ارزنده وارزشمندی را که دارند اعتلاء دهند و این آئین حسنه پاسداشت مقام مادر و زن که سنتی برجا مانده از رهبر کبیر انقلاب است هرچه غنی‌تر صورت پذیرد و برنامه‌های فرهنگی در کنار سنت حسنه تکریم مقام مادر و زن و دیدار و دورهمی خانواده‌ها به این مناسبت با تدارک یک روز تعطیل هرچه بیشتر مهیا شود.

ذوالقدر خاطرنشان کرد: امیدواریم همانطور که این فرصت و تعطیلی را در روز پدر که مصادف با روز میلاد حضرت علی (ع) است برای تکریم مقام پدران و مردان فراهم کرده‌ایم با رویکرد برابری جویانه روز میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) نیز تعطیل رسمی تعیین شود و جایگزین تعطیلی روز هشتم ربیع الاول شود.

وی در پایان گفت: این جایگزینی یقیناً هیچگونه بارمالی اضافه‌ای را با توجه به اینکه تعطیلی هشتم ربیع الاول به تصویب شورای نگهبان نیز رسیده است، ایجاد نخواهد کرد و هرچه بیشتر وحدت ملی و وحدت بین اقلیت‌های دینی و قومی را به همراه خواهد داشت و از سویی اعتلای مقام زن را در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به تصویر خواهد کشید. لذا امیدواریم که این پیشنهاد الحاقی به تصویب مجلس برسد.

نگرانی مشاوران ترامپ از احتمال توافق جدید با ایران

ایرنا نوشت: تارنمای آمریکایی ‘دیلی بیست’ روز جمعه در گزارشی به مخالفت رئیس جمهوری آمریکا با جنگ با ایران اشاره کرده و خبر داد که برخی از مشاوران امنیتی و تندرو ترامپ دلواپس آن هستند که مبادا او بخواهد به سمت توافقی هر چند جزئی با ایران گام بردارد.

در مطلب امروز دیلی بیست آمده است: مقام های کاخ سفید با یادآوری نخستین دیدار دونالد ترامپ و جان بولتون مشاور امنیت ملی جدید وی خبر دادند زمانی که بولتون وارد کاخ سفید شد، ترامپ شوخ و خندان با این پیام رُک و راست از او استقبال کرد: می دانم که در شغل گذشته ات دنبال راه انداختن دو جنگ بودی. نمی گذارم جنگ با ایران را شروع کنی.
به گزارش تارنمای چپ گرای دیلی بیست، تعدادی از مقام های آمریکایی می گویند که کاخ سفید به دنبال رویارویی نظامی با ایران نیست ولی با به کار بستن اهرمهای مالی ترجیح می دهد تا ‘عربده بکشد و آرزو کند که کار به درگیری نکشد.’

برخی از مشاوران ترامپ می گویند که رئیس جمهوری آمریکا به دنبال آن بود تا به یکی از وعده های انتخاباتی خود عمل کرده و آمریکا را از توافق هسته ای خارج کند. با این حال تیم امنیت ملی ترامپ تلاش دارد تا بهترین بخش های توافق هسته ای را حفظ کرده و ضمن همکاری متحدان اروپایی خود در نقش پلیس خوب و پلیس بد، همزمان با از سرگیری تحریم ها جلوی ساخت ‘سلاح هسته ای’ تهران را بگیرد.

به نوشته دیلی بیست، گرچه آمریکا به صورت علنی از دیگر امضاکنندگان برجام انتقاد می کند که به دنبال راه هایی برای سرپا نگاه داشتن نظام مالی ایران هستند ولی در پشت صحنه به همکاری با این کشورها ادامه می دهد.

دیلی بیست در ادامه این گزارش نوشت: دیپلمات های این کشورها نگرانند که قمار ترامپ نتیجه عکس داده و به سران ایران فرصت دهد تا تظاهرات ضد حکومتی و مشکلات اقتصادی خود را گردن طرف خارجی بیاندازند. آنان همچنین واهمه دارند که ایران تهدید بستن تنگه هرمز بر روی نفتکش ها را عملی کرده و نیروی دریایی آمریکا مجبور شود که کشتی های نظامی خود را که برای مهار روسیه و هشدار به چین در اقیانوس های اطلس و آرام مستقر ساخته به خلیج فارس بازگرداند.

در حلقه امنیت ملی ترامپ نیز برخی بیم از آن دارند که سران ایران ذکاوت به خرج داده و با ترامپ رو در رو دیدار کنند و این ملاقات به کاهش آنی تحریم ها و توافقی نه چندان سختگیرانه بیانجامد. به ظن آنها، اگر ایرانی ها آنقدر باهوش باشند که مانند کیم جونگ اون رهبر کره شمالی با دیدار با ترامپ موافقت کرده، کمی کوتاه بیایند و حتی به صورت جزئی توافقی بهتر از توافق هسته ای نصیبش کنند، آنگاه ترامپ ممکن است پیش از بازگشت دور دوم تحریم ها با این توافق جدید موافقت کند.

دیلی بیست نوشت: ترامپ به دنبال جنگ نیست و طرفداران وی نیز اهمیتی نمی دهند که ایران در سوریه یا یمن حضور دارد یا به دنبال تشکیل هلال شیعی است. ترامپ فقط به دنبال آن است که مخاطبان خود را قانع کند که توافقی بهتر از باراک اوباما به دست آورده است.

محمود عباس: آماده مذاکره سری یا آشکار با اسرائیل هستیم

محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین گفت که آماده مذاکرات سری یا آشکار با اسرائیل با میانجیگری بین المللی هستیم.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سما، محمود عباس که به پاریس پایتخت فرانسه سفر کرده بعد از دیدار با ایمانوئل ماکرون رئیس جمهوری فرانسه گفت: ما هیچ وقت مخالف مذاکره نبوده ایم ولی طرف اسرائیلی مذاکرات را به شکست کشانده است.

وی افزود: آماده برگزاری مذاکرات سری و یا آشکار با میانجیگری کمیته چهارجانبه بین المللی یا سایر کشورها هستیم.

رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین عصر پنجشنبه در سفری دو روزه و با دعوت رئیس جمهوری فرانسه به پاریس رفته است.

عباس در حالی از آمادگی خود برای مذاکره با رژیم صهیونیستی خبر می‌دهد که شورای مرکزی سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) به ریاست خود محمود عباس طی بیست و هشتیمن نشست سالانه خود در رام الله، کمیته مرکزی خود را مأمور تعلیق به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی و توقف مذاکرات سازش با این رژیم کرد.

پودر مهتابی به جای کراتین در عضلات جوانان

گرایش جوانان به ورزش بدنسازی، باعث شده عده ای سودجو به دنبال کسب درآمد بیشتر از طریق فروش مکمل های تقلبی و قاچاق در این قبیل مکان های ورزشی باشند.

به گزارش مهر، گسترش روز افزون باشگاه های بدنسازی در کشور، حکایت از استقبال افراد جوان و نوجوان جامعه به این رشته ورزشی دارد. اما، نکته ای که نباید از آن غافل بود، ورود مکمل های ورزشی از نوع تقلبی و قاچاق به محیط باشگاه های بدنسازی است. عده ای سودجو با توجه به استقبال از مصرف این قبیل مکمل ها

دکتر عباس کبریایی زاده نایب رئیس سندیکای صاحبان صنایع داروهای انسانی ایران، در گفتگو با خبرنگار مهر، با تاکید بر اینکه امکان رصد مکمل ها در سطح عرضه خیلی آسان نیست، خواستار ترویج مصرف منطقی مکمل ها در کشور شد و گفت: باید مراقب کیفیت و کارایی مکمل های مصرفی در این گروه های آسیب پذیر بود.

وی ضمن ابراز نگرانی از کیفیت و سلامت مکمل های ورزشی در کشور، افزود: بیش از ۷۰ درصد زنجیره تامین مکمل های ورزشی در کشور قابل اطمینان نیست.

کبریایی زاده، مکمل های ورزشی را، یکی از حوزه های نابسامان در عرصه مکمل های غذایی و رژیمی دانست و خواستار، نظارت بیشتر وزارت بهداشت بر عرضه این قبیل مکمل ها شد.

وی با عنوان این مطلب که مکمل های ورزشی به صورت نامطمئن در اختیار ورزشکاران قرار می گیرد، نسبت به اضافه کردن ترکیبات شیمیایی به این قبیل مکمل ها هشدار داد و افزود: بیشترین مصرف کنندگان مکمل های ورزشی، افراد جوان و نوجوان جامعه هستند که در سن رشد قرار دارند. از همین رو، می بایست مراقب بود که مکمل های غیرمجاز در اختیار آنها قرار نگیرد.

نایب رئیس سندیکای صاحبان صنایع داروهای انسانی ایران، مخاطب مکمل های ورزشی را افراد نوجوان و جوان جامعه که در سن رشد هستند، دانست و گفت: متاسفانه مکمل های ورزشی در کشور به صورت نامطمئن در اختیار ورزشکاران قرار می گیرد در حالی که اضافه کردن ترکیبات شیمیایی به این قبیل مکمل ها باعث آسیب به فرد می شود.

وی افزود: درخواست ما از وزارت بهداشت این است که نظارت بیشتری بر روی عرضه مکمل های ورزشی داشته باشد زیرا برخی از مکمل ها فریبنده بوده و دارای افزودنی های غیرمجاز هستند.

ساره جلویان کارشناس واحد طبیعی سنتی مکمل معاونت غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، با اشاره به توزیع مکمل‌های ورزشی غیرقانونی و استفاده از پودر مهتابی سوخته به جای کراتین، گفت: طبیعتاً هر محصولی که به صورت غیرقانونی و غیرمجاز تولید و توزیع شود از مواد اولیه و فرآورده‌های استانداردی استفاده نشده است.

وی خاطرنشان کرد: اگر محصولی از مکان مجاز تهیه شود، قطعا مراحل کیفی، قانونی و بهداشتی مورد نیاز را گذارنده است و برای مصرف کننده مشکلی به وجود نخواهد آورد چرا که یک فرآورده غیر مجاز در یک محل مجاز تولید و توزیع نمی‌شود و برای تولید محصولی مجاز نیاز به دریافت مجوزهای قانونی از وزارت بهداشت، سازمان غذا و دارو است و در صورت داشتن استاندارهای لازم چنین اتفاقی رخ نخواهد داد.

جلویان در توضیح فرآورده ای به نام کراتین اظهار داشت: کراتین در بدن از اسیدهای آمینه ساخته شده و در گوشت و ماهی نیز یافت می شود. بافت های ماهیچه بیشترین مصرف کننده کراتین بوده و معمولا مقدار کراتین با توده ماهیچه نسبتی متعادل دارد.

وی توضیح داد: کراتین در متابولیسم ماهیچه اهمیت فراوانی دارد زیرا از راه سنتز فسفوکراتین (کراتین فسفات) مولکول پرانرژی ایجاد می‌کند و در نتیجه در فعالیت ها و ورزش های سرعتی و انفجاری به کار می رود. مطالعات سالیان اخیر نشانگر آن است که مصرف مکمل کراتین می‌تواند موجب افزایش میزان و محتوای کراتین موجود در عضلات گردد و با توجه به اینکه این ماده هنوز از طرف کمیته بین‌المللی المپیک با محدودیت و یا منع مصرفی مواجه نشده است، بنابراین در بین ورزشکاران به‌عنوان یک مکمل کارافزا از جایگاه خاصی برخوردار است.

جلویان خاطرنشان کرد: مونوهیدرات کراتین یکی از معروف ترین و موثرترین مکمل های بدنسازی در بازار می باشد و مهم ترین عوارض جانبی مهم کراتین افزایش وزن، دهیدراسیون، مشکلات کلیوی و… است.

کارشناس واحد طبیعی سنتی مکمل معاونت غذا و دارو دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، در ادامه یکی از مشکلات مهم در مصرف مکمل های کراتین دار را، شباهت ظاهری پودر آن با پودر لامپ مهتابی دانست و گفت: کراتین دارای ساختار کریستالی و به رنگ سفید می باشد و این امر موجب سوءاستفاده سودجویان و ساخت پودرهای مکمل تقلبی با عنوان کراتین و با محتویات پودر مهتابی شده است که تنها راه تشخیص در این زمینه روش های طیف سنجی IR و در آزمایشگاه می باشد.

وی تاکیدکرد: با توجه به نبود راه تشخیصی از روی ظاهر پودر، مصرف کنندگان حتماً باید مکمل ها را از داروخانه تهیه و به وجود برچسب TTACبا شماره تماس ۰۲۱۶۱۸۵ و شماره پیامک ۲۰۰۰۸۸۲۲ بر روی محصول دقت و کد UID و یا کد اصالت را در سایت www.ttac.ir دنبال کنید.

دکتر محمدرضا شانه ساز رئیس انجمن علمی داروسازان ایران، با اشاره به اینکه در زمینه اختلالات جنسی معضلات فراوانی وجود دارد، گفت: مصرف داروهای غیرمجاز در ورزشگاه ها و مراکز بدنسازی بر روی سلامت جنسی آنها تأثیرگذار است و داروسازان و داروخانه ها با این تیپ از مراجعات همراه بوده است.

وی با بیان اینکه اطبا و داروسازان با درخواست غیرمنطقی داروهای هورمونی همچون تستسترون مواجه هستند، افزود: این مکمل ها از کانال های قاچاق وارد می شود و گاهی مربیان ورزشی آن را توصیه کرده که حتی یک بار مصرف مکمل های غیرمجاز جهت بدنسازی می تواند سبب ناباروری فرد شود.

بازداشت یک زن ایرانی به اتهام قاچاق در کشور آذربایجان

یک زن ایرانی در حین تردد از ایران به خاک جمهوری آذربایجان به اتهام قاچاق بیش از نیم کیلو هروئین از سوی نیروهای این کشور بازداشت شد .

به گزارش خبرگزاری رسمی آذرتاج ، به نقل از گمرک جمهوری آذربایجان، اداره کل تحقیقات گمرک اطلاعات عملیاتی درباره انتقال قاچاق مواد مخدر از سوی « ر . م » شهروند ایرانی را دریافت کرد .

مامورین گمرک گذرگاه مرزی آستارا ، در جریان بازرسی از کیف همراه این فرد، ۱۰ بسته «گرد» در داخل کیف همراه وی کشف کردند که در تحقیقات انجام گرفته مشخص شد، این بسته ها حاوی ماده مخدره هروئین به وزن کل ۵۵۵ گرم است .

با این زن بازداشت شده که نام کامل وی در رسانه های جمهوری آذربایجان ذکر شده است ، بر اساس قوانین این کشور برخورد خواهد شد.

بزرگترین پولشویی تاریخ اروپا در غول بانکی دانمارک

رسوایی بزرگترین تاریخ پولشویی اروپا در دانسکه بانک دانمارک با رقم ۲۰۰ میلیارد یورو رقم خورد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، «توماس بورگن» مدیر عامل دانسکه بزرگترین بانک دانمارک بعداز بازجویی های انجام شده از این بانک که مشخص شد مجموع پرداخت های ۲۰۰ میلیارد یورویی (۲۳۴ میلیارد دلار) این بانک از طریق شعبه خود در استونی که بسیاری از آنها مشکوک به پولشویی اعلام شده، استعفاء کرد.

در همین حال مدیر عامل دانسکه گفت: تمامی مسئولیت آن را می پذیرم؛ اگرچه شخصا به لحاظ حقوقی رفع ابهام شده ام. شکی نیست که ما به عنوان یک سازمان در رعایت کامل قوانین پولشویی شکست خوردیم و انتظارات را برآورده نکردیم.

وی، مسئول عملیات های بین المللی دانسکه بانک از قبیل استونی بین سال های ۲۰۰۹ میلادی تا ۲۰۱۲ میلادی بوده است. در حال حاضر سرمایه گذاران نگران این مطلب هستند که آیا ایالات متحده دانسکه بانک را به دلیل فعالیت های آن در استونی مجازات خواهد کرد.

بر همین اساس، «بیل برودر» موسس و مدیر عامل مدیریت سرمایه هرمیتاج گفت: این به عنوان بزرگترین رسوایی پولشویی در تاریخ اروپا است و دانسکه یک بانک بزرگ است که دلار را به سرتاسر جهان ارسال می کند. فکر می کنم که این موضوع توجه مقامات آمریکایی را به خود جلب می کند.

سیاستمداران دانمارکی این عملکرد دانسکه بانک را مورد نکوهش قرار داده اند. همچنین راسموس جارلوف مسئول نظارت بر بخش بانکداری دانمارک گفت: نگران کننده است که برای چندین سال تراکنش هایی انجام شده که نباید انجام می گرفت. انتظار می رود بسیاری از این تراکنش ها از مصادیق پولشویی باشد و این موضوع اصلا برای دانسکه بانک خوب نیست.

بر همین اساس، به دنبال انتشار این پیام سهام دانسکه بانک در حدود ۸ درصد سقوط کرد و احتمال عدم دسترسی بانک های آمریکایی به دانسکه و کوتاه شدن دست بزرگترین بانک دانمارک از شبکه مالی جهانی وجود دارد.

سرویس‌های استریم حالا ۷۵ درصد از درآمد کل صنعت موسیقی را به خود اختصاص داده‌اند

اتحادیه صنعت ضبط موسیقی آمریکا اخیراً گزارشی درباره میزان رشد صنعت موسیقی در سال ۲۰۱۸ ارائه کرده و گرچه اطلاعات به اشتراک گذاشته شده چندان غافلگیرکننده نیست -و هنوز جهان تمایلی به خرید آثار موسیقیایی ندارد- آمار و ارقام شدیداً جالب هستند.  در واقع مشخص شده شده که سرویس های استریم موسیقی درآمد بیشتری از مجموع درآمد سی دی های فیزیکی، دانلودهای دیجیتالی و قراردادهای فروش لایسنس دارند.

استریمینگ در این گزارش به معنای سرویس هایی مانند اسپاتیفای و تیدال است که در ازای اشتراک های پولی، آثار را در اختیار کاربران می گذارند؛ اما برنامه های رادیویی و سرویس های استریم ویدیویی مانند VEVO هم در آن لحاظ شده اند. ان دسته بندی گسترده تا به اینجای کار در سال ۲۰۱۸ درآمدی معادل ۳٫۴ میلیارد دلار داشته و مجموعاً ۷۵ درصد از درآمد کل صنعت ضبط موسیقی را به خود اختصاص داده است.

سهم سرویس های استریم موسیقی از درآمد کل صنعت موسیقی

نرخ کاربرانی که به استفاده از سرویس های استریم محتوی روی می آورند هم اکنون معادل ۱ میلیون مشترک جدید برای سرویس های استریم در هر ماه است که در قیاس با مجموع افرادی که به موسیقی گوش می سپارند بسیار اندک جلوه می کند، اما نرخ رشد بسیار بالاتر از هر دسته بندی دیگری در تجارت موسیقی است.

درآمد حاصل از دانلود دیجیتالی و خریدهای فیزیکی طی سال ۲۰۱۸ به ترتیب با کاهش ۲۷ و ۴۱ درصدی همراه بوده است و ترند نزولی این محصولات که از زمان ظهور اشتراک گذاری آنلاین موسیقی آغاز شد ادامه دارد. از طرف دیگر اما فروش صفحه های گرامافون (که امروزه به آنها واینیل گفته می شود) به رسم چند سال اخیر با رشد همراه بوده است؛ اما نه به مقدار لازم برای اینکه نجات دهنده آمار فروش فرم های سنتی تر موسیقی ضبط شده باشد.

The post سرویس‌های استریم حالا ۷۵ درصد از درآمد کل صنعت موسیقی را به خود اختصاص داده‌اند appeared first on دیجیاتو.

بررسی سریال Legion؛ وقتی پارانویا هنری می‌شود

جنون. توهم. سودازدگی. روان‌پریشی. سادومازوخیسم. اسکیزوفرنی. چه چیزی خیال است و چه چیزی واقعیت؟ چه آوایی از درون، زندگی ما را به جلو حرکت می‌دهد؟ مرز میان حقیقت و رویا چیست؟ ایده‌ها و اعمال چطور؟ به دنیای سریال Legion خوش آمدید!

در بررسی سریال Legionبا یک کلمه می‌توان گفت که این مجموعه تلویزیونی بسیار نامتعارف است؛ این اقتباس ابرقهرمانی براساس کامیک‌های شخصیت لژیون در دنیای مارول تنها به تلویزیون آمده تا  ساختارشکنی کند. ساختارشکنی مذکور مانند دیگر سریال‌های سطحی فقط به روایت معکوس محدود نمی‌شود، بلکه تک تک المان‌های سازنده این مجموعه – از شخصیت‌پردازی عجیب و غریب گرفته تا سینماتوگرافی غیرمنتظره که حتی گاهی بی‌حساب و کتاب به نظر می‌رسد – همه و همه در راستای یک هدف هستند: خلق سریالی متفاوت و متناقض با آنچه که هنجار کلی صنعت تلویزیون می‌طلبد.

از همان ابتدای سریال یک حقیقت برای شما به وضوح نمایان می‌شود و آن هم این است که باید ذهنیت خود را از ژانر «ابرقهرمانی» پاک کنید و اجازه دهید «لژیون» شما را در دنیای نامعقول خود غرق کند؛ دنیایی که دائما در تلاش است تا مرز میان واقعیت و خیال، جنون و عقلانیت، مادیت و معنویت، و درست و غلط را تغییر دهد.

بررسی سریال Legion

دیوید هالر یا همان «لژیون» شخصیت اصلی سریال با نقش‌آفرینی باورنکردنیِ دن استیونز

با «دیوید» آشنا شوید!

«دیوید هالر» بخاطر توهم‌زدگی حاد در یک تیمارستان بستری می‌شود و بعد از گذر سال‌ها «سیدنی برت» را می‌بیند – که خود یکی از جهش‌یافته‌هاست – و در ماجرایی قدم می‌گذارد که همه حقیقت وجودی او و واقعیت دنیای اطرافش را زیر سوال می‌برد. دیوید خیلی زود می‌فهمد که همه زندگی او در دروغ گذشته و صداها و تصاویر درون ذهنش توهم نبوده، بلکه بخاطر قدرت‌ ژن‌های جهش‌یافته او هستند.

اگر از طرفداران دنیای کامیک‌بوک‌ باشید، می‌دانید که دیوید هالر (ملقب به لژیون) در حقیقت فرزند چارلز ژاویر (پروفسور اکس) در سری X-Men است. این مجموعه تلویزیونی ضمن وفاداری به نام خود تنها متمرکز برروی یک کاراکتر یعنی دیوید هالر است و داستان را حول محور تکامل شخصیتیِ او روایت می‌کند. مخاطبان داستان را از زاویه دیدِ جنون‌زده و دیوانه‌وار دیوید هالر و شیاطین درونش دنبال می‌کنند و در این مسیر بارها مانند شخصیت اصلی، واقعیتی را که در حال تماشای آن هستند زیر سوال خواهند می‌برند.

یکی از نقاط قوت سریال Legion که به راحتی از همان ابتدا آن را از دیگر سریال‌های تلویزیونی متمایز می‌کند نحوه شخصیت‌پردازی آن و تمرکز بی‌حد و اندازه برروی پرداختن به موضوع اصلی است. در تماشای این سریال قرار نیست داستان مبارزه موجودات خارق‌العاده با انسان‌ها بر سر سلطه بر جهان را ببینید و همچنین نمی‌توانید انتظار به تصویر کشیده شدن ماجراهای غیرمعمول و اکشن گروهی از افراد جهش‌یافته را در دنیایی که بر علیه آن‌هاست، داشته باشید. (برای تماشای چنین داستانی باید به سراغ سری فیلم‌های X-Men رفت!) ما در سریال «لژیون»‌ تنها با یک نفر مواجه هستیم؛ دیوید هالر یا راوی اصلی داستان که به هیچوجه نمی‌توان به او اعتماد کرد.

بررسی سریال Legion

سوال اینجاست: باید از من بترسند یا مرا دوست داشته باشند؟!

دیوید شاید موهبت قدرت‌های خارق‌العاده و غیرطبیعی را با خود به یدک بکشد، اما رنج‌هایی که می‌برد و شیاطینی که در درون خود رشد می‌دهد از جنس همان میدان‌های نبردی هستند که هر انسانی در طول زندگی خود باید در آن‌ها مبارزه کند. دیوید شخصیتی قابل‌درک و باور است، در حالی که خود هرگز توسط دنیای اطرافش درک نمی‌شود. عده‌ای او را دیوانه می‌خوانند و عده‌ای قهرمان، عده‌ای چشم امید به او دوخته‌اند و عده‌ای هم از او و قدرت‌هایش می‌ترسند. دیوید در دنیایی آشفته و غرقه در جنون، باید به دنبال آرامش و روزنه‌ای باشد که دوباره زندگی او را به سمت عقلانیت خواهد برد. چالش‌هایی که شخصیت اصلی سریال با آن‌ها روبه‌رو می‌شود آنقدر فراگیر و قابل‌ تعمیم‌ دادن هستند که نویسندگان سریال به سادگی با اتکا بر همین جنبه مخاطب را جلوی جعبه جادویی تلویزیون نگه می‌دارند.

اما سریال Legion بیش از آنکه ستایش و تجلیلی بر یکی از تراژیک‌ترین و عمیق‌ترین شخصیت‌های کامیک‌بوکی باشد، تلاشی موفق برای در هم شکستن کلیشه‌های مرسوم صنعت تلویزیون در داستان‌پردازی و سبک و سیاق به تصویر کشیدن یک روایت دنباله‌دار است.

بررسی سریال Legion

کارگردانی و کمراورک نامتعارف از ویژگی‌های متمایزکننده Legion است

مرگ بر کات؛ جنون دوربین‌ها

دکوپاژ در لژیون مانند شخصیت اصلی آن از جنون قابل‌توجهی برخوردار است. متودهای نامتعارف و نسبتاً عجیب فیلم‌برداری و زاویه نماهای طولانی و ادامه‌دار این سریال تجربه بسیار منحصربه‌فردی را برای مخاطبان خلق می‌کند. بعضی شات‌های ادامه‌دار در قسمت‌های متعدد «لژیون» حتی تا چند دقیقه ادامه پیدا می‌کنند تا تماشاگر بیشتر و بیشتر در داستان قرار گیرد، تا حدی که گاهی اوقات به نظر می‌رسد کارگردان‌های منتخب این مجموعه با فلسفه کات دادن دشمنی داشته‌اند! از سوی دیگر، می‌توان ادعا کرد که وقتی سریال با این ترکینگ‌شات‌ها خودنمایی نمی‌کند، در منتاژی از تصاویر بی‌حساب و کتاب دیوانگی شخصیت اصلی داستان را به نمایش می‌گذارد.

این سبک از ویرایش در قسمت‌های ابتدایی سریال باعث ایجاد حس کنجکاوی و هیجان می‌شود و مخاطب را با اطلاعات جدید در مورد دنیای پیرامون شخصیت اصلی بمباران می‌کند، اما این هیجان را تا چه زمانی می‌توان به واسطه سبک و سیاق حفظ کرد؟

از نیمه دوم فصل اول سریال Legion که ورق برمی‌گردد و نویسندگان در مورد بعضی چیزها شفاف‌سازی می‌کنند، به خوبی می‌توانیم تفاوت در رویکرد روایت داستان را ببینیم. دیگر فیلمبرداری و در مرحله بعدی ویرایش صحنه‌ها به گونه‌ای نیست که مخاطب را گیج کند یا جنون شخصیت اصلی را یادآور شود، بلکه این بار در راستای روایت خطیِ داستان دیوید هالری است که با او ارتباط گرفته‌ایم و به سرنوشتش اهمیت می‌دهیم. این در قسمت‌های پایانی فصل اول تصمیمی بسیار درست و منطقی بود، اما متاسفانه در فصل دوم دوباره با تکرار چنین رویکردی مواجه شدیم که به سرعت هیجان و انتظار مخاطب برای تماشای سریال را سرد می‌کرد. این مسئله تا حدی واضح است که گاهی احساس می‌شود خود این دوربین‌ها و سینماتوگرافرهایی که پشت آن‌ها قرار می‌گیرند مانند شخصیت اصلی از اختلال‌های روانی رنج می‌برند!

قطعاً چنین شیوه‌ای را نمی‌توان یک نقص به حساب آورد، اما باید گفت که عده معدودی از مخاطبان آثار سینمایی و تلویزیونی توانایی پذیرش آن را دارند و چنین کمراورکی از صبر و ظرفیت عده قابل‌توجهی خارج است.

بررسی سریال Legion

درد و رنج به توان ذهن

«لژیون»‌ سریالی است که گاهی خود را در معنازدگی دفن می‌کند. اگر در فصل اول این مفاهیم فلسفی در قالب سلامت روانی شخصیت اصلی به میان می‌آمد، در فصل دوم با معنای گسترده‌تر به نقد اجتماعی تبدیل می‌شود و از ذات و طبیعت انسانی و مسائلی که در درون ذهن او می‌گذرد سخن می‌گوید. بخاطر این مسئله، روایت داستان سریال از انسجام کافی برخوردار نیست و سرعت و قدرت تاثیرگذاری آن دائماً در فراز و نشیب قرار دارد. «لژیون» داستان گیرا و جذاب را در بعضی موارد فدای پیام و مفهومی می‌کند که در فرامتن قصد تفسیر آن را دارد.

مثلاً اگر در حساس‌ترین نقطه داستان ناگهان به دنیای خیال و خاطرات یکی از شخصیت‌ها سفر کنید و تمام یک اپیزود را در آن بگذرانید، جای تعجب ندارد، چرا که مشخص است نویسندگان این مجموعه حرف‌هایی برای گفتن دارند، و نظراتی برای ارائه دادن، پس به راحتی جریان داستان را برای پرداختن به المان‌های انتزاعی قصه خود فدا می‌کنند.

البته نمی‌خواهیم ادعا کنیم که این موضوع لزوماً به سریال ضربه وارد می‌کند. نکته حائز اهمیت این است که این مفاهیم مطرح شده از غنا و عمق بسیار زیادی برخوردار هستند و در نهایت با حرف‌هایی که دارند مخاطب را راضی می‌کنند. تنها مشکل اینجاست که «لژیون» بیش از آنکه شما را با داستان خود و پیچش‌های آن سرگرم کند، با نقدهای جامعه‌شناسی و روان‌شناسی تبدیل به معلمِ انشاگوی صنعت تلویزیون می‌شود. (در سال‌های اخیر نمی‌توان روی سریال‌های تلویزیونی زیادی دست گذاشت که چنین رویکردی را دنبال کرده باشند اما بارزترین آن‌ها مجموعه The Handmaid’s Tale است.)

بررسی سریال Legion

در کنار بازی استثنایی استیونز، بازیگران دیگر هم کار خود را به خوبی هرچه تمام‌تر انجام می‌دهند و شخصیت‌پردازی موجه و قدرتمندی دارند.

عنصری که هیجان مخاطب را در میان این مونولوگ‌ها و انشاهای به ظاهر خسته‌کننده حفظ می‌کند، طنز بسیار ظریف و قابل‌ستایش داستان است؛ «لژیون»‌ را نمی‌توان یک سریال کمدی به حساب آورد، اما از طرفی نمی‌توان انکار کرد که عناصر طنز در سراسر این سریال و صحنه‌های متعدد آن با انعکاس خود مخاطب را حتی شده برای چندلحظه از آن دنیای جنون‌زده خارج می‌کنند. یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت لژیون این است که هرگز خود را جدی نمی‌گیرد و همیشه تعادل را در لحن داستان‌پردازی حفظ می‌کند.

عشق، معنای واقعی زندگی، عقلانیت و دیوانگی، دوگانگی، فقدان، عقاید و تقابل آن‌ها با اعمال، سرنوشت و تلقین از موضوعاتی است که لژیون به آن‌ها وارد می‌شود و در تفسیر آن‌ها داستان خود را روایت می‌کند.

بررسی سریال Legion

جدال واقعیت و خیال

تااینجا در مورد مفاهیم انتزاعی و درونی سریال صحبت کردیم و گفتیم که عناصر فنی و سبک کارگردانی و ویرایش چگونه در به تصویر کشیدن این مفاهیم به میدان می‌آیند، اما در مورد خود روایت و پیشرفت داستان چه می‌توان گفت؟

«لژیون» بسیار روایت هوشمندانه‌ و در بعضی موارد اعصاب‌خورد‌کنی دارد! این سریال صبر مخاطب‌هایش را به چالش می‌کشد و از آن‌ها می‌خواهد تا سریال و مرموز بودن وقایع آن را دنبال کنند تا در نهایت با پاسخ سوالات خود روبه‌رو شوند. لژیون تا جایی پیش می‌رود که گاهی اوقات روایت خود را کاملاً معکوس و وارونه می‌کند. البته هربار صحبت از چنین داستان‌های مرموزی می‌شود، ذهنمان به سمت یکی از صاحبان این سبک یعنی جی. جی. آبرامز می‌رود که با مطرح کردن تئوری «جعبه مرموز» شاکله اصلی همه داستان‌های موفق را مرموز بودن آن‌ها می‌داند. خوشبختانه برعکس آبرامز و بسیاری دیگر از هنرمندان که عادت به پاسخ دادن به این سوالات ندارند، «لژیون» طرفداران خود را ناامید نمی‌کند و در نهایت شفافیتی راضی‌کننده به اتفاقات داستان خود می‌بخشد.

چنین رویکردی از جهتی به نفع سریال است و از طرفی به ضرر آن تمام می‌شود. در عصری که بسیاری از آثار مدیوم‌های هنری و سرگرمی با فرمول‌های از پیش تعیین شده تولید می‌شوند و زیر نظر گروه‌های بازاریابی در دسترس مخاطبان قرار می‌گیرند، سریالی چون «لژیون»‌ با همه کلیشه‌های جاافتاده مبارزه می‌کند و به دنبال آن است تا چیز جدیدی به این عرصه ارائه دهد. اما از جهت دیگر عوام مردم و عده زیادی که حتی ممکن است طرفدار ژانر ابرقهرمانی باشند، صبر و حوصله کافی برای تحمل چنین رویکردی را نخواهند داشت و این باعث می‌شود که «لژیون» جامعه تماشاگران و طرفداران بسیار محدودی را در کنار هم جمع کند.

بررسی سریال Legion

مسئله سوال‌برانگیز دیگری که در شیوه روایت داستان به چشم می‌خورد و باید به آن نقد وارد کرد، «منطق» است. البته اشتباه نکنید، لژیون قطعاً با فضاسازی‌های خود برای شما قابل‌باور خواهد بود و تعلیق ناباوری به خوبی هرچه تمام‌تر برای مخاطب شکل می‌گیرد، اما به اقتضای فضای جنون‌انگیز داستان، گاهی اوقات منطق زیر سوال می‌رود. لژیون خود را با مسائل جزئی و کوچک مشغول نمی‌کند و گاهی حتی برای جلو بردن داستان و رهایی از تله‌هایی که نویسندگان خود را در آن انداخته‌اند زمان را جلو و عقب می‌برد. گاهی سریال از نمایش دادن بعضی بخش‌های مهم اجتناب می‌ورزد و برای درک آن‌ها به شعور و توجه مخاطب اعتماد می‌کند. در نهایت احساس می‌شود که در بعضی نقاط داستان حتی نویسندگان از این جنبه بیماری روانی راوی یعنی دیوید سواستفاده کرده‌اند تا منطق داستان را توجیه کنند؛ منطقی که دائماً مرزهای واقعیت و خیال را جابه‌جا می‌کند و از مخاطب توقع همراهی و درک کردن دارد.

بررسی سریال Legion

عشق من انتقام است

در دنیایی که عدالت حرف اول را می‌زند، همه جوایز بازیگر نقش اصلی را باید به دن استیونز (بازیگر نقش دیوید) تقدیم کرد. این سریال دستاوردهای قابل‌توجه زیادی دارد اما درخشان‌ترین نقطه همه این دستاوردها نقش‌آفرینی فوق‌العاده و استثنایی دن استیونز در نقش شخصیت اصلی یعنی لژیون است.

اهمیتی ندارد که دیوید هالر/لژیون قهرمان داستان باشد یا شیطان آن، کار درست را انجام دهد یا تصمیم احمقانه‌ای بگیرد، به دیگر شخصیت‌ها کمک کند یا به آن‌ها آسیب بزند، بلکه تا زمانی که دن استیونز نقش او را ایفا کند شما بی‌درنگ عاشقش خواهید شد و در تک تک قدم‌های این ماجرا برای او احساس نگرانی خواهید کرد. دن استیونز در نقش‌آفرینی خود آنقدر بی‌بدیل و اصیل عمل می‌کند که حتی برای لحظه‌ای نمی‌توانید این تصور را به ذهن خود راه دهید که در حال تماشای یک سریال تلویزیونی هستید و شخصی که در تصویر می‌بینید یک بازیگر است که دارد نقش خود را بازی می‌کند.

در ابتدای متن گفته شد که تمرکز اصلی سریال برروی شخصیت لژیون است اما این باعث نمی‌شود که دیگر کاراکترهای حاضر در داستان به سایه‌ای برای برآوردکردن خواسته‌های دیوید تبدیل شوند. معشوقه دیوید یعنی «سیدنی» (با بازی ریچل کلر) شخصیت‌پردازی بسیار پیچیده و غیرمنتظره‌ای دارد و سریال تا حد قابل‌توجهی برروی او تمرکز می‌کند، تاجایی که یکی از اپیزودهای فصل دوم به این شخصیت اختصاص می‌یابد. در کنار استیونز و کلر، جمع دیگری از بازیگران بااستعداد از جمله آبری پلازا، جرمی هریس و بیل اروین در نقش‌های خود قرار می‌گیرند و این دنیای خیالی را بیشتر و بیشتر قابل‌باور می‌کنند.

بررسی سریال Legion

نوید نگهبان در نقش «آمال فاروک» آنتاگونیست اصلی سریال

چهره‌‌ای آشنا با آوایی مادرانه! 

یکی از عجیب‌ترین لحظاتی که از تجربه تماشای این سریال داشتم وقتی بود که قهرمان داستان و شخصیت منفی اصلی آن در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و شروع به حرف زدن کردند. ناگهان «آمال فاروک»، دشمن دیرینه دیوید، با فصاحت هرچه بیشتر به زبان فارسی سخن گفت. نوید نگهبان، بازیگر ستایش‌شده و موفق ایرانی که در هالیوود مشغول به فعالیت است، در «لژیون» به عنوان شخصیت منفی هنرنمایی می‌کند.

نقش‌آفرینی نگهبان به عنوان «فاروک» آنقدر کم‌نظیر و تماشایی است که تنها می‌توان به او و زحمتی که برای این نقش کشیده افتخار کرد. نوید نگهبان که در مشهد متولد و بزرگ شده، در چند سال اخیر خود را به عنوان یک بازیگر کاربلد در هالیوود مطرح کرده است و از کارهای او می‌توان به حضور در سریال‌های ۲۴ و Homeland اشاره کرد.

بررسی سریال Legion

Legion را تماشا کنیم؟!

Legion اصلا شبیه یک داستان ابرقهرمانانه نیست. شاید اگر کمی به خود زحمت دهیم بتوانیم آن را به عنوان زیرشاخه‌ای متفاوت و بدیع در این ژانر دسته‌بندی کنیم اما در نهایت باید اعتراف کرد که این مجموعه عناصر لازم را برای حضور در کنار دیگر آثار ابرقهرمانی ندارد. لژیون را می‌توان بیشتر به یک سریال روان‌شناختی و فلسفی نسبت داد که در آن اتفاقات غیرمعمول و خارق‌العاده رخ می‌دهد.

تکنیک‌های فنی به کار رفته در تولید و تدوین این سریال در کنار فیلمنامه قوی و ساختارشکن نویسنده‌های آن قرار می‌گیرد و به همراه نقش‌آفرینی فوق‌العاده بازیگرانش تبدیل به آزمایشی موفق و نوآورانه برای در هم شکستن کلیشه‌های مرسوم صنعت تلویزیون می‌شود. لژیون علیرغم اشتباهات متعددش سریالی قدرتمند است، اما تماشای آن آسان نیست و برای لذت بردن باید بسیاری از توقعات خود را در داستان‌پردازی – که به طبع روال مجموعه‌های بزرگ در ذهنمان بوجود آمده است – کنار بگذارید و اجازه دهید که سریال شما را در دنیای خیال‌انگیز، غیرمنتظره و عجیب و غریب خود غرق کند.

The post بررسی سریال Legion؛ وقتی پارانویا هنری می‌شود appeared first on دیجیاتو.

جنگ و خون در آبادان؛کمک داور سنگ خورد،بازی نیمه‌تمام ماند

بازی تیم‌های صنعت نفت و پیکان به خشونت کشیده شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ در آخرین دقایق بازی صنعت نفت آبادان برابر پیکان و در حالی که موعود بنیادی فر خطای اوت مهدی قریشی مدافع صنعت نفت را گرفت اعتراضات هواداران آبادانی به اوج رسید و حتی برخی از تماشاگران به داخل زمین آمدند. البته اعتراض های هواداران نفتی از دقیقه ۸۴ و صحنه ای که خطای هند مشکوک در محوطه جریمه پیکان را داور پنالتی اعلام نکرد آغاز شد و جو ورزشگاه آبادان کاملا متشنج شد.

در این صحنه سنگ پرانی های هواداران از روی سکوها آغاز شد و وقتی که در دقیقه ۸۷ داور خطای اوت قریشی را گرفت تعدادی از هواداران نفتی از روی فنس ها خودشان را به داخل زمین رساندند که ماموران یکی از این تماشاگران را دستگیر کردند. از این لحظه سنگ پرانی ها شدت گرفت و حتی برات علی مولوی کمک داوردوم این بازی از ناحیه گونه به شدت آسیب دید. این آسیب دیدگی و فضای متشنج ورزشگاه باعث شد تا داور مسابقه بازی را متوقف کرده و به رختکن برود. بازیکنان دوتیم نیز به رختکن رفتند و به نظر این بازی نیمه کاره به پایان رسیده باشد هرچند هنوز نتیجه نهایی این بازی به طور رسمی اعلام نشده است.

این بازی تا دقیقه ۹۰ با برتری ۲-۱ پیکان در جریان بود.

ده سال در خط مقدم علم؛ برخورد دهنده هادرونی بزرگ چه می کند؟

دهم سپتامبر ۲۰۰۸ برابر با بیستم شهریور ۱۳۸۷ برخورد دهنده هادرونی بزرگ (LHC) برای اولین بار در مرکز تحقیقاتی سرن (CERN) آغاز به کار کرد. بزرگ ترین و قوی ترین شتاب دهنده ذره در جهان طی این یک دهه فعالیت در رخدادهای علمی مهمی نقش داشته که مهم ترین آنها، کشف بوزون هیگز در سال ۲۰۱۳ بوده است. در این مطلب می خواهیم مهم ترین دستاوردهای این ابزار تا به امروز و نقشی که در آینده علم بشری خواهد داشت را مرور کنیم.

برخورد دهنده هادرونی بزرگ چیست؟

برخورد دهنده هادرونی بزرگ (LHC) نه تنها بزرگ ترین شتاب دهنده ذره در جهان است، بلکه بزرگ ترین ماشین جهان هم محسوب می شود. LHC از حلقه ای به طول ۲۷ کیلومتر به دور پرتو ذرات، هزاران قطعه آهنربای قدرتمند و سیستم خنک سازی پیشرفته با هلیوم مایع تشکیل شده است.

این حلقه دو لوله مجزا دارد که پرتو ذرات پر انرژی را در خلاف جهت یکدیگر می چرخانند. آهنرباهای الکتریکی ابر رسانا می توانند این ذرات را به نزدیکی سرعت نور برسانند ولی برای این کار باید به شدت سرد نگه داشته شوند، یعنی ۲۷۱٫۳- درجه سانتیگراد؛ دمایی که سردتر از فضای اطراف زمین است. به همین دلیل هلیوم مایع برای خنک سازی استفاده می شود، چون تنها عنصریست که در این دما به صورت مایع وجود خواهد داشت.

برخورد دهنده هادرونی بزرگ

بیش از ۱۲۳۲ قطعه آهنربای دوقطبی که طول هرکدام به ۱۵ متر می رسد، پرتو را به گونه ای هدایت می کنند که ذرات پرانرژی، پیچ و خم های مسیر را پشت سر بگذارند. ۳۹۲ قطعه آهنربای چهارقطبی به طول ۵ تا ۷ متر هم ذرات را متمرکز می کنند تا پرتو باریک تری شکل بگیرد.

زمانی که ذرات به سرعت مورد نظر رسیدند، تازه نمایش اصلی شروع می شود. در یکی از چهار قسمت ویژه در مسیر حلقه می توان دو پرتو را به سمت یکدیگر هدایت کرد. البته قبل از این کار باید با استفاده از آهنرباهای بیشتر، پرتو ها را به قدری باریک نمود که احتمال تصادم ذرات آنها با هم بیشتر شود.

به محض تصادم ذرات، آبشاری از ذرات دیگر به وجود می آیند، به ویژه ذرات خاصی که در حالت عادی روی زمین نمی توان به آنها دست یافت. برای مشاهده نتایج این برخورد، آشکارسازهای ذرات در این چهار قسمت تعبیه شده اند که با سنجش مسیر، اتلاف انرژی، سرعت و جرم ذرات، آنها را شناسایی می کنند.

چرا برخورد دهنده هادرونی بزرگ را ساختیم؟

برخورد دهنده هادرونی بزرگ

تصادم ذرات با یکدیگر می تواند بسیاری از سؤالات بنیادی ما در مورد جهان را پاسخ دهد. به عنوان مثال مدل استاندارد کنونی فیزیک ذرات به ما می گوید که کوارک ها و لپتون ها کوچک ترین ذرات ماده هستند، ولی قبلاً همین نظر را در مورد اتم ها داشتیم، واژه ای که از ریشه یونانی به معنای غیر قابل مشاهده می آید. اوایل قرن بیستم بود که تازه فهمیدیم اتم ها هم از اجزای بنیادی کوچک تری تشکیل شده اند. در دهه ۶۰ میلادی دوباره تصورمان اشتباه از آب درآمد و با کوارک ها و لپتون ها آشنا شدیم. حالا LHC به ما کمک می کند که ببینیم آیا ذرات کوچک تری هم وجود دارند یا خیر.

سؤالات دیگری را هم می توان با برخورد دهنده هادرونی بزرگ پاسخ داد؛ مثلاً چرا پادماده در دنیا اینقدر کم است، یا اینکه آیا در مقیاس های کوچک به بُعدهای جدیدی می رسیم یا خیر. LHC می تواند در مورد ماهیت اسرارآمیز ماده تاریک که حدود ۸۰ درصد کل ماده در جهان را تشکیل می دهد نیز اطلاعاتی به ما بدهد.

دستاوردهای برخورد دهنده بزرگ هادرونی
برخورد دهنده هادرونی بزرگ

اولین تصویر ثبت شده توسط برخورد دهنده هادرونی بزرگ از گردش پروتون ها در سال ۲۰۰۸

همان طور که گفتیم، برخورد دهنده هادرونی بزرگ برای اولین بار در تاریخ دهم سپتامبر سال ۲۰۰۸ میلادی آغاز به کار کرد و پروتون ها را به گردش درآورد، ولی متأسفانه ۹ روز بعد به مشکل اساسی برخورد که تعمیر کردنش حدود یک سال زمان برد. به همین دلیل نخستین تصادم پروتون در این دستگاه به نوامبر سال ۲۰۰۹ بر می گردد.

پس از اولین برخورد، به سرعت شاهد کشف های متوالی بودیم. سال بعدش تیم علمی LHC هسته های سرب را با یکدیگر برخورد داده و پلاسمای کوارک-گلوئون ساختند، نوعی از ماده که در اولین لحظات پس از انفجار بزرگ، کل جهان هستی را تشکیل داده بود. در این حالت داغ و چسبناک که به سوپ کوارک نیز معروف است، ذرات زیراتمی به کوارک ها و گلوئون های شناور تبدیل شده و سپس به سرعت به ماده عادی تغییر حالت می دهند. البته پیش از این هم سوپ کوارک را ساخته بودیم، ولی دانشمندان مرکز سرن کشف کردند طبق پیش بینی فیزیکدان ها، این حالت از ماده در وضعیت پرانرژی بیشتر شبیه یک سیال با گرانروی پایین رفتار می کند و به گاز شبیه نیست.

در سال ۲۰۱۱ برخورد دهنده هادرونی بزرگ توانست نخستین ذره جدیدش را کشف کند. این ذره که chi b(3p) نام دارد از یک کوارک زیبایی (کوارک ته) و پادکوارک تشکیل شده که به شکل ضعیف به هم پیوند خورده اند. سال گذشته نیز LHC توانست یکی دیگر از ذرات تئوری دنیا حاوی دو کوارک افسون را تولید کند که اسم عجیب و غریبی هم دارد (++Xicc یا باریون خی دابل چارم).

بوزون هیگز

برخورد دهنده هادرونی بزرگ

شاید بتوان یک دهه فعالیت برخورد دهنده هادرونی بزرگ را در کشف بوزون هیگز یا ذره خدا خلاصه کرد. بوزون هیگز به عنوان آخرین قطعه از پازل مدل استاندارد فیزیک بنیادی، جرم دیگر ذرات بنیادی را تشکیل می دهد و کشف آن از همان ابتدا یکی از اهداف اصلی پروژه LHC بود.

نام این بوزون از پیتر هیگز گرفته شده، یکی از دو فیزیکدانی که برای اولین بار وجود آن را پیشنهاد کردند. قبل از دهه ۱۹۶۰ میلادی، مدل استاندارد از یک نقص بزرگ رنج می برد و دانشمندان هیچ توضیحی برای جرم ذرات بنیادی نداشتند. برای پر کردن این خلاء، فیزیکدان ها وجود یک میدان فراگیر به نام میدان هیگز را پیشنهاد کردند که از ذرات هیگز تشکیل شده است. در واقع ذرات بنیادی با میدان هیگز برهمکنش داشته، سرعتشان کم شده و جرم به دست می آورند.

مشاهده بوزون هیگز را می توان نقطه عطف فیزیک ذرات دانست. در ابتدا دانشمندان هیچ ایده ای در مورد جرم این ذره نداشتند و می گفتند احتمالاً باید بین ۱۸ مگا الکترون ولت تا بیش از ۱۰۰ گیگا الکترون ولت جرم داشته باشد. با این حال بیش از یک دهه آزمایشات مختلف، بازه جرم این ذره را تا حد ممکن کاهش داد.

پس از اینکه برخورد دهنده های قبلی در کشف این ذره شکست خوردند، دانشمندان احتمال دادند که جرم بوزون هیگز بیشتر از ۱۱۴ گیگا الکترون ولت باشد، در حالی که مدل استاندارد هم نشان می داد بوزون هیگز حداکثر ۸۰۰ گیگا الکترون ولت جرم دارد. برخورد دهنده هادرونی بزرگ در سال های اولیه فعالیتش توانست این بازه را به ۱۱۶ تا ۱۳۰ گیگا الکترون ولت کاهش دهد.

برخورد دهنده هادرونی بزرگ

نهایتاً در سال ۲۰۱۲ نشانه هایی از یک ذره کاملاً جدید در آشکارسازهای LHC هویدا شد. این ذره با جرم ۱۲۵ گیگا الکترون ولت کاملاً به بوزون هیگز فرضی نزدیک بوده و خصوصیات دیگرش هم با پیش بینی های مدل استاندارد مطابقت داشت. با این حال دانشمندان هنوز مطمئن نبودند و این ذره را بوزن شبه-هیگز نامیدند. بررسی های بیشتر، هویت این ذره را تأیید کرد و برای فیزیکدان هایی که وجود بوزون هیگز را پیش بینی کرده بودند، یعنی فرانسوا انگلرت و پیتر هیگز، جایزه نوبل فیزیک سال ۲۰۱۳ را به ارمغان آورد.

طی سال های پس از این کشف تاریخی، محققین دریافتند که تمامی خصوصیات بوزون هیگز از جمله اسپین، پاریته و برهم کنش با دیگر ذرات، با پیش بینی های مدل استاندارد همخوانی دارد. چند ماه قبل دانشمندان LHC اعلام کردند بوزون هیگز به یک کوارک زیبایی و پادکوارک آن واپاشیده می شود، وضعیتی که طبق پیش بینی مدل استاندارد در ۵۸ درصد مواقع رخ می دهد.

تأیید وجود بوزون هیگز تازه آغاز ماجراست. دانشمندان مرکز سرن می گویند این ذره، ابزار قدرتمندی برای تست محدودیت ها و کاستی های مدل استاندارد فیزیک بنیادی خواهد بود.

چه آینده ای در انتظار برخورد دهنده هادرونی بزرگ است؟

برخورد دهنده هادرونی بزرگ

با یکجا نشستن نمی توان پیشرفت کرد، به همین دلیل چند ماه قبل تصمیم برای ارتقاء برخورد دهنده هادرونی بزرگ گرفته شد. طی این فرایند، LHC به HL-LHC ارتقاء می یابد، تونل های جدیدی حفر می شوند، ساختمان های تازه ای سر بر می آورند و بیش از ۱٫۲ کیلومتر از دستگاه با قطعات جدید جایگزین می گردد.

با ارتقاء LHC با آهنرباهای جدید، پرتو ذرات در محل های تصادم حتی باریک تر از قبل شده و احتمال برخورد به مراتب بالاتر می رود. کارآیی دستگاه هم بیشتر شده و تدابیری هم برای ساده سازی عملیات تعمیر و نگهداری اندیشیده شده است. در این بازه زمانی، LHC همچنان به کار خود ادامه می دهد، اما دوره های خاموشی زیادی خواهد داشت.

نهایتاً در سال ۲۰۲۶ با کامل شدن HL-LHC همه این تلاش ها نتیجه خواهد داد؛ دستگاه تا ۷ برابر قوی تر شده و می تواند هفت میلیارد ذره را در هر ثانیه به یکدیگر برخورد دهد، یعنی طی ۱۰ سال پیش رو می تواند تا ۱۰ برابر اطلاعات بیشتری جمع آوری کند. با این دستگاه می توان بوزون هیگز را دقیق تر مطالعه کرد و مرزهای علم فیزیک بنیادی کنونی را درنوردید.

برخورد دهنده هادرونی بزرگ

شاید HL-LHC بتواند به سؤالاتی از این دست پاسخ دهد: آیا ذراتی کوچک تر از کوارک ها و لپتون ها وجود دارند؟ آیا هر ذره ای در جهان همتای ابرمتقارن دارد؟ آیا جاذبه در ابعاد دیگر هم کار می کند؟ و آیا بالاخره می توان در یکی از این تصادم ها به ماده تاریک اسرارآمیز رسید؟

پیشرفت های علم فیزیک طی ده سال فعالیت برخورد دهنده هادرونی بزرگ، ما را به آینده هیجان انگیز در این حوزه امیدوار می کند.

The post ده سال در خط مقدم علم؛ برخورد دهنده هادرونی بزرگ چه می کند؟ appeared first on دیجیاتو.