ویدیو گیم در برابر نگاتیو؛ نگاهی به آثار سینمایی اقتباس شده از بازی های ویدیویی

سینما و بازی های ویدیویی هر دو از پر مخاطب ترین سرگرمی های انسان مدرن به شمار می روند. در سال های اخیر، این دو صنعت تاثیرات زیادی را روی یکدیگر گذاشته و حتی با پیشرفت تکنولوژی، مرزهای بین آن ها نسبت به گذشته کم رنگ تر شده است.

با همه گیر شدن بازی های ویدیویی در دهه نود میلادی، ایده استفاده از شخصیت ها، مکان ها و محتوای بازی های ویدیویی برای ساخت فیلم سینمایی شکل گرفت، در طول این سال ها، فیلم های زیادی با محوریت بازی های ویدیویی روی پرده نقره ای رفته اند. در ادامه این مقاله جدا از مرور تاریخچه فیلم های اقتباسی از بازی های ویدیویی، دلایل شکست بسیاری از این دسته آثار را بررسی کرده و نگاهی به آینده آن خواهیم داشت.

زشت

اولین فیلم سینمایی ساخته شده بر اساس بازی های ویدیویی «برادران سوپر ماریو» نام داشت. در ابتدای کار این ایده فوق العاده به نظر می رسید. به عقیده سازندگان این فیلم، محبوبیت لوله کش ایتالیایی، موفقیت برادران سوپر ماریو را بیش از پیش تضمین کرده بود. اما نتیجه کار بسیار بد رقم خورد.

سه نفر کارگردانی فیلم را بر عهده داشتند و اد سلیمان هم که پیش از این تجربه خوبی در زمینه فیلم های فانتزی داشت، سرپرست نویسندگان فیلم شد. حتی شیگرو میاموتو به عنوان خالق افسانه ای شخصیت ماریو هم در پشت صحنه فیلم حضور داشت تا همه کار ها طبق برنامه جلو برود.

البته همه چیز آن طور که پیش بینی می شد پیش نرفت، فیلم ذره کوچکی از دلنشین بودن فضای سری بازی های سوپر ماریو را نداشت و بیشتر به فیلم های علمی تخیلی درجه چندم شبیه بود. باب هاسکینز به عنوان بازیگر نقش ماریو، یکی از ضعیف ترین اجرا های دوران بازیگری خود را به نمایش گذاشت و شخصیت های دیگر فیلم از سوسمارها گرفته تا انسان های عجیب و غریب که هیچ نمونه مشخصی در خود بازی نداشتند، تنها وضعیت را بدتر کرده بودند.

سرنوشت فیلم برادران سوپر ماریو به چهره این شخصیت شباهت داشت

جدا از این ها، مشکل اصلی فیلم در شناسایی مخاطبان خود بود. فیلم سوپرماریو به دلیل فضای تاریک و موجودات ترسناکش به هیچ وجه مناسب مخاطب کم سن و سال نبود و فضا و داستان فیلم هم مخاطب جدی تر و بزرگسال را جذب خود نمی کرد.

در نهایت، فیلم با هزینه تولید ۵۰ میلیون دلاری که رقم بالایی در سال ۹۳ میلادی محسوب می شد، تنها ۲۰ میلیون دلار فروش جهانی داشت تا ناشران آن شکست مالی سنگینی را تجربه کنند.

البته شکست برادران ماریو و بعد از آن Double Dragon پایان راه فیلم های افتباسی از بازی های ویدیویی نبود. استریت فایتر در اواسط دهه نود میلادی از محوببیت بالایی بهره می برد و کپکام به عنوان ناشر بازی تصمیم گرفت شانس این فرنچایز را در بازی های ویدیویی نیز امتحان کند.

فیلم استریت فایتر با خیل عظیمی از بازیگران شناخته شده در سال ۱۹۹۴ عرضه شد. با وجود جلوه های ویژه مناسب نسبت به زمان ساخت، قصه استریت فایتر مورد توجه منتقدان قرار نگرفت و اکثر واکنش ها نسبت به این فیلم کاملاً منفی بود.

البته هواداران این سری توجه زیاذی به نقدهای وارد بر این اثر نکردند و فیلم استریت فایتر با هزینه ای ۳۰ میلیون دلاری، موفق به فروش جهانی ۹۰ میلیون دلار شد. بسیاری از کارشناسان دلیل موفقیت این فیلم را  علاقه کاربران بازی نسبت به دیدن قهرمان مورد علاقه شان روی پرده نقره ای می دانستند.

موفقیت استریت فایتر در گیشه ها باعث شد تا با با فاصله یک سال، رقیب مستقیم این سری در آن سال ها یعنی مورتال کمبت نیز یک فیلم سینمایی برای نمایش داشته باشد.

فیلم مورتال کمبت دقیقاً از همان فرمولی که در استریت فایتر پیاده سازی شده بود، استفاده کرد و نتیجه آن هم مطابق انتظار، خلاف میل منتقدان و باب دل هوادران این سری بود. فروش باورنکردنی ۱۲۰ میلیون دلاری این فیلم باعث شد تا در کمتر از دو سال، فیلم بعدی مورتال کمبت یعنی Mortal Kombat: Annihilation وارد گیشه ها شود.

جلوه های ویژه Mortal Kombat: Annihilation حتی با استانداردهای سال ساخت خودش هم بسیار بد بود.

فیلم دوم مورتال کمبت از نظر استانداردهای سینمایی یک فاجعه تمام عیار بود، داستان آبکی و بازی های فوق العاده بد باعث شدند تا بسیاری این فیلم را لایق نمره صفر از صد بدانند. سه برابر شدن هزینه های تولید فیلم هم جوابگو نبود و این اثر تنها به فروش ۵۰ میلیون دلار دست یافت تا Mortal Kombat: Annihilation برگشت مالی درست و درمانی برای تهیه کنندگان خود نداشته باشد.

تا به این جای کار و در دهه نود میلادی، فیلم هایی که بر اساس بازی های ویدیویی ساخته می شدند، از افراد شناخته شده ای برای کارگردانی و بازیگری استفاده نمی کردند اما فیلم «لارا کرافت: توم ریدر» به طور کامل این قضیه را تغییر داد.

تهیه کنندگی فیلم به کمپانی های بزرگی نظیر کمپانی فیلم مونترال و بی بی سی رسید و آنجلینا جولی بازیگر محبوب آن روز های هالیوود هم به عنوان بازیگر نقش لارا کرافت انتخاب شد.

فیلم در لوکشین های متعددی فیلم برداری شد و ساخت آن در مجموع ۱۱۰ میلیون دلار روی دست سازندگانش هزینه گذاشت. البته فروش ۳۰۰ میلیون دلاری فیلم باعث شد این هزینه ها به سرعت جبران شود و لاراکرافت: توم ریدر به پر فروش ترین فیلم اقتباسی از بازی های ویدیویی تا به آن روز تبدیل شود.

البته سازندگان باز هم واکنش خوبی نسبت به این فیلم نشان ندادند و این موضوع هم غیر قابل پیش بینی نبود. خود سری بازی ها توم ریدر در آن سال ها تمرکز زیادی روی مبحث داستان نداشتند و از همین جهت، نتیجه اقتباس داستانی از آن ها هم چیز خوبی از آب در نمی آمد. منتقدان فیلم را تقلیدی ضعیف از سایر فیلم های ماجراجویی شناخته شده تری مانند ایندیانا جونز می دانستند. با این وجود حضور جولی به عنوان بازیگر گیشه، مانع از شکست تجاری فیلم شد.

از چهره آنجلینا جولی تا سال ها، برای ساخت چهره لارا کرافت در بازی های توم ریدر الهام گرفته می شد.

همان طور که به آن اشاره کردیم، دو عنصر استفاده از بازیگر شناخته و شخصیت های محبوب بازی های ویدیویی، اجزای اصلی موفقیت فیلم های اقتباسی از بازی آن سال ها را تشکیل می دادند. کپکام با استفاده از همین فرمول فیلمی از یکی از محبوب ترین سری بازی های ویدیویی تاریخ یعنی رزیدنت اویل ساخت.

کارگردانی و تهیه کنندگی فیلم به پل ویلیام اسکات اندرسون جوان رسید که پیش از این هم سابقه ساخت فیلم اقتباسی از بازی را با قسمت اول مورتال کمبت تجربه کرده بود. رزیدنت اویل به عنوان یک سری بازی داستان محور گزینه خوبی برای ساخت یک فیلم سینمایی درجه یک هالیوودی به شمار می رفت اما باز همان داستان همیشگی تکرار شد.

اندرسون که نویسندگی فیلم را هم بر عهده داشت، از نام های شناخته شده این سری به عنوان شخصیت اصلی فیلم استفاده نکرد و نقش اول فیلم شخصی به نام آلیس با بازی میلا یوویچ بود.

فیلم به هیچ وجه داستانی در حد اندازه بازی های رزیدنت اویل نداشت و از روایتی کاملاً خطی و قابل پیش بینی استفاده می کرد. سازندگان فیلم کوچک ترین ریسکی را برای پیاده سازی روایتی قوی تر نکرده و تنها از همان فرمول همیشگی آماده برای پول در آوردن استفاده کردند.

میلا یوویچ حتی بازی نچندان خوبش، از عناصر موفقیت مجموعه فیلم های رزیدنت اویل بود.

موفقیت های مالی فیلم رزیدنت اویل باعث شد تا پنج فیلم دیگر از همین مجموعه با ساختاری یکسان عرضه شود و تقریباً همه این فیلم ها نیز به موفقیت مالی دست پیدا کردند.

با استفاده از چنین ساختاری، بین سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶، هر ساله هالیوود شاهد ساخته شدن چند فیلم اقتباسی از روی بازی های ویدیویی بود که اکثر آن ها به جز قسمت بعدی لاراکرافت و قسمت دوم فیلم رزیدنت اویل منجر به شکست تجاری شدند.

بد

شکست تجاری پشت سر هم فیلم های اقتباسی از بازی نشان می داد فرمول همیشگی استفاده از نام های مشهور ویدیو گیم دیگر جوابگو نیست و تهیه کنندگان این فیلم ها برای درآمد زایی باید به فکر استفاده از روشی دیگر باشند.

در این دوره نویسندگان این فیلم ها سعی می کردند تا حد ممکن قصه فیلم را شبیه به آن چیزی کنند که در خود بازی رخ می داد. البته نتیجه کار در بسیاری از موارد درست از آب در نیامد تا باز هم شاهد عدم سوددهی فیلم هایی باشیم که بر اساس بازی ساخته می شوند.

فیلم Postal که بر اساس یک بازی ویدیویی با همین نام ساخته شده بود، با ۱۵ میلیون دلار هزینه تنها چیزی نزدیک به ۱۰۰ هزار دلار فروخت و فیلم هایی که بر اساس نام های مطرحی همچون Doom و Alone in The Dark ساخته شده بودند هم حتی موفق به باز گرداندن هزینه تولیدی که صرف آن ها شده بود، نشدند.

بازی های ویدیویی از ساختار متفاوتی برای قصه گویی به مخاطب استفاده می کنند که مهم ترین عنصر آن، تعامل کاربر با بازی است. به طوری که حتی با وجود خطی بودن داستان بسیاری از بازی ها، این حس به کاربر بازی القا می شود که او در رخ دادن اتفاقات اصلی داستان، شخصاً دخیل است.

دید روایت اول شخصی که در بازی های ویدیویی وجود دارد، قابل پیاده سازی در فیلم های سینمایی نیست و اصرار نویسندگان آن دوره روی این قضیه منجر به شکست های اقتصادی سنگینی شد.

فیلم فارکرای با هزینه هنگفت ۳۰ میلیون دلاری، تنها ۷۰۰ هزار دلار فروخت. نسخه بعدی از فیلم استریت فایتر هم چیزی نزدیک به نیمی از هزینه های خود را جبران کرد.

البته در این میان فیلم هایی بودند که به موفقیت مالی نسبتاً خوبی رسیدند. فیلم های سایلنت هیل، هیتمن و مکس پین با وجود آن که از نظر منتقدان  حرف زیادی برای گفتن نداشتند، فضاسازی درست از عنوانی که از آن اقتباس شده بودند، فروش مناسبی داشتند.

فضا سازی فیلم سایلنت هیل شباهت زیادی به بازی های این فرنچایز داشت.

سری بازی هایی همچون مکس پین، هیتمن و سایلنت هیل به شدت روی موضوع فضاسازی استوار هستند و شما جدا از آن که با قصه بازی ارتباط برقرار کنید، جذب مواردی همچون شب های تیره نیویورک در مکس پین، کوچه های مه آلود و ترسناک سایلنت هیل و در نهایت نحوه لباس پوشیدن و خلقیات مامور ۴۷ خواهید شد.

فیلم Prince of Persia: The Sands of Time را می توان جز اولین نمونه آثار سینمایی دانست که منتقدان واکنش نسبتاً مثبتی به آن نشان دادند. در فیلم شاهزاده ایرانی مانند سایر فیلم های لایو اکشن این چنینی، شاهد پیاده سازی مستقیم داستان از سری بازی مورد اقتباس واقع شده در فیلم نبودیم و همچنین مانند فیلم های رزیدنت اویل، شخصیت اصلی، شخصی به جز کاراکتر اصلی بازی نبود.

رعایت تمام موارد بالا در کنار بازی خوب جیک جینهال در نقش شاهزاده باعث شد Prince of Persia: The Sands of Time به پر فروش ترین فیلم لایو اکشن ساخته شده بر اساس بازی های ویدیویی در تاریخ هالیوود تبدیل شود.

جیک جینهال به خوبی از پس نقش شاهزاده ایرانی بر آمد.

البته مسیری که این فیلم آغاز کرد، تا به امروز ادامه پیدا نکرده است. فیلمی که بر اساس یکی دیگر از سری بازی های محبوب یوبی سافت یعنی اساسینز کرید ساخته شد، به شدت عنوانی ناقص بود که نه داستان غنی این سری را به مخاطب سینمایی منتقل می کرد و نه در زمینه های سینمایی حرف زیادی برای گفتن داشت.

فیلم وارکرفت هم علارقم پیش بینی ها نتوانست اقتباس خوبی را از قصه و محیط غنی این مجموعه بازی ارائه دهد. البته این فیلم به علت وجود طرفدارهای دو آتشه واکرفت در آسیای شرقی، فروش خوبی را پشت سر گذاشت و با ۴۳۳ میلیون دلار فروش جهانی، در حال حاضر به عنوان موفق ترین فیلم اقتباسی از بازی ها شناخته می شود.

ماه گذشته، ریبوت دوباره از سری توم ریدر با بازی آلیسیا ویکندر در نقش لارا کرافت اکران شد. استفاده از بازیگر و تهیه کنندگان شناخت شده، باعث شده بود تا عده زیادی به موفقیت این فیلم امیدوار باشند. البته استفاده از کارگردان ناشناخته در نهایت ضربه خود را به فیلم زد تا اگر توم ریدر یک اقتباس داستانی خوب باشد، از نظر کارگردانی به عنوان فیلمی درجه دو شناخته شود.

خوب

این موضوع که میانگین امتیاز فیلم های ساخته شده بر اساس بازی های ویدیویی در طول این ۲۵ سال، از متوسط فرا تر نرفته، پیام مهمی را منتقل می کند. حداقل تا امروز ساخت فیلمی اقتباسی از بازی که همزمان بتواند به فروش خوبی دست پیدا کند و منتقدان را هم راضی نگه دارد، غیر ممکن بوده است.

البته شاید بتوان دلیل رخ ندادن چنین اتفاقی را عدم توجه ناشرین این دست فیلم ها به کیفیت فنی آن ها دانست. موضوعی که در دهه هفتاد تا نود میلادی هم بین فیلم هایی که از روی کتاب های مصور ساخته می شدند، مشاهده می شد.

برای مثال، سه گانه ابتدایی فیلم های سینمایی بتمن، با وجود فروش خوب، اصلاً و ابداً فیلم های سینمایی خوش ساختی به حساب نمی آمدند. اما زمانی که وظیفه ساخت ریبوت این مجموعه تحت نام «شوالیه تاریکی» به کارگردان موفق و کاربلدی همچون کریستوفر نولان رسید، این مشکل به طور کامل رفع شد.

بازی

فیلم توم ریدر حداقل تا به امروز از نظر عملکرد گیشه موفق ظاهر شده است.

فیلم های اقتباسی از بازی های ویدیویی نیز در حال حرکت به این سمت هستند. طی چند سال آینده، فیلم هایی از سری بازی های موفقی همچون، آنچارند، کال او دیوتی و ماینکرافت به سینما خواهند آمد.پشت تمام این فیلم ها بر خلاف گذشته، افراد نامی و موفقی در سینما قرار گرفته اند که جدا از دغدغه فروش، دغدغه کیفیت را در خود حس می کنند.

در نهایت باید گفت، سرنوشت فیلم های اقتباسی از کتاب های مصور می تواند الگوی خوبی برای فیلم های اقتباسی از بازی ها باشد. در حال حاضر هر ساله شاهد فیلم های کامیک بوکی زیادی هستیم که جدا از جا به جا کردن رکورد های فروش تاریخ سینما، در زمینه کیفی هم موفق ظاهر شده و حتی در مراسم های معتبری مانند اسکار و بفتا، موفق به دریافت جایزه می شوند.

دیدگاه شما در رابطه با آینده فیلم های اقتباسی از بازی های ویدیویی چیست؟ آن را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

The post ویدیو گیم در برابر نگاتیو؛ نگاهی به آثار سینمایی اقتباس شده از بازی های ویدیویی appeared first on دیجیاتو.

ناتالی پورتمن رژیم صهیونیستی را بایکوت کرد

ناتالی پورتمن برای این که مخالفت خود را علیه رژیم صهیونیستی نشان دهد، قصد ندارد یک جایزه افتخاری اسراییلی را بپذیرد.

به گزارش مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، ناتالی پورتمن بازیگر سرشناس هالیوود اعلام کرده یک جایزه افتخاری را از رژیم صهیونیستی نمی‌پذیرد و راهی این سرزمین نمی‌شود.

جایزه ژنسیس برای تجلیل از افراد هنرمندی اهدا می‌شود که تلاش خود را وقف جامعه یهودیان و ارزش‌های یهودی می‌کنند. این جایزه که امسال برای تجلیل از دستاوردهای ناتالی پورتمن قرار بود به وی اهدا شود با مخالفت این بازیگر روبرو شد.

پورتمن اعلام کرد در این مراسم شرکت نمی‌کند و این جایزه را دریافت نخواهد کرد. این مراسم قرار است در ماه نوامبر برگزار شود.

بنیاد جایزه ژنسیس با صدور بیانیه‌ای از پورتمن به عنوان بازیگری مطرح و یک فعال اجتماعی یاد کرده و ابراز علاقه کرده بود که میزبان وی باشد اما پس از اعلام نظر پورتمن آنها ابراز تاسف کردند که پورتمن به دلایل سیاسی حاضر به سفر به بیت‌المقدس نیست. آنها نگرانی خود را از این که تصمیم پورتمن منجر به تداوم چنین نظری شود و تلاش آنها را که سعی دارند از مسایل سیاسی برکنار بمانند خنثی کند، ابراز کردند.

این در حالی است که در ماه دسامبر نیز خواننده جوان «لرد» کنسرت خود را لغو کرد و اعلام کرد به تل آویو نمی‌رود تا از جنبش بایکوت اسراییل حمایت کرده باشد.

پورتمن متولد بیت‌المقدس است و تاکنون بارها به صورت علنی مخالفت خود را از بنیامین نتانیاهو ابراز کرده است. وی در گفتگویی در سال ۲۰۱۵ اعلام کرده بود کاملا با نتانیاهو مخالف است و بسیار از انتخاب مجدد وی ناراحت شده است.

جنبش بایکوت هنری اسراییل مدتی است مطرح شده و بر مبنای آن بسیاری از هنرمندان برای حمایت از مردم فلسطین و اعتراض به رفتار رژیم صهیونیستی از سفر به این سرزمین و حضور در برنامه‌های فرهنگی و هنری خودداری می‌کنند.

یکی از جوایز ارایه شده در بسته جوایز نامزدهای اسکار ۲۰۱۷ سفر به سرزمین‌های اشغالی توسط اسراییل بود که جنبش بایکوت اسراییل از نامزدها خواست این هدیه را نپذیرند و هیچ یک از نامزدهای اسکار ۲۰۱۷ راهی این سفر نشدند.

واعظی: سفر حق مردم است و تعداد آن هم به همچنین

رییس دفتر رییس جمهور طی یادداشتی درباره اظهارات اخیر خود درباره نحوه پرداخت ارز مسافرتی توضیحاتی ارایه کرد.

به گزارش ایسنا در یادداشت اینستاگرامی محمود واعظی آمده است : در حالیکه در روز های اخیر افزایش نرخ ارز مردم را نگران کرده است، در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران در خصوص ارز مسافرتی توضیحاتی ارائه کردم که متاسفانه با تحریف منتشر گردید، سفر حق مردم است و تعداد آن هم به همچنین ، اما سخن بنده این است که با توجه به اینکه تنظیم بازار و تامین ارز مورد نیاز بخش های مختلف وظیفه دولت است و به همین منظور در راستای توزیع عادلانه و انضباط ارزی، پرداخت ارز مسافرتی یک بار در سال در نظر گرفته شده است.

هر آنچه باید در مورد سوختگی نمایشگر بدانید

وقتی بحث‌های موبایلی شکل می‌گیرد، قطعا یکی از پایه‌های همیشگی جنگ و جدل‌ها بر سر نمایشگر خواهد بود. LCD بهتر است یا OLED؟ اگر به اندازه کافی بحث را ادامه دهید، بالاخره یکی از طرفین دعوا ماجرای سوختگی نمایشگرهای OLED را هم پیش می‌کشد و برگ برنده‌اش را در بحث رو می‌کند.

بله، حقیقت دارد. نمایشگرهای OLED در طولانی مدت میراثی هولناک به جای می‌گذارند که چنین موضوعی در مورد LCD صادق نیست. حالا که طرفداران LCD بحث را باخته‌اند، مدافعین OLED هم تا می‌توانند می‌تازند و داستان‌های شاخ‌دار تعریف می‌کنند که بسیاری از آن‌ها با واقعیت ابدا سازگار نیست.

احتمالا خودتان هیچگاه با مشکل سوختگی نمایشگر (Screen burn) مواجه نشده‌اید اما بسیاری از خریداران تلفن‌های همراه قبل از بیرون آوردن کیف پولشان، می‌خواهند از خرید خود کاملا مطمئن شوند. برای اینکه خیالتان را از بابت همه شبهات راحت کنید، این مقاله را تا انتها مطالعه کنید و سپس به سراغ انتخاب تلفن همراه بعدیتان بروید.

سوختگی نمایشگر چیست؟

اصطلاح «سوختگی» که در انگلیسی burn in بیان می‌شود کمی گمراه کننده است چون عملا سوختگی و حرارتی در کار نیست. در عوض، سوختگی به قسمتی از نمایشگر اطلاق می‌شود که به طور دائمی دچار رنگ‌رفتگی شده است. شکل این سوختگی معمولا به فرم یک نوشته و متن، یا خطوط تصویر یا تکه‌های کوچک و الگوهای خاص است. در این حالت، نمایشگر مثل گذشته کار می‌کند اما بخش‌های مشخص و قابل توجهی هم هستند که در زمان روشن بودن نمایشگر، کم رمق و بی‌جان هستند. متاسفانه، سوختگی نمایشگر یک نقص دائمی است، منشا سخت‌افزاری دارد و یک مشکل نرم‌افزاری نیست.

اگر فکر می‌کنید پنل‌های OLED این نقص را به دنیا معرفی کرده‌اند سخت در اشتباهید. مانیتورهای CRT قدیمی اولین بار این مشکل را به وجود آوردند. وقتی ترکیبات عنصری که نور را برای تولید تصویر می‌تاباندند، درخشندگی خود را به مرور زمان از دست می‌دادند، چنین اتفاقی رخ می‌داد. پنل‌های LCD هم چنین مشکلی را می‌توانند حاصل شوند اما به دلیل شیوه ساخت آن‌ها، احتمالش بسیار کم است.

اگرچه نقص نمایشگرهای تلفن‌های هوشمند مجهز به OLED امروز قابل دیدن است اما به بدی مشکل تلویزیون‌های CRT قدیمی نیست. در حقیقت مشاهده این مشکل بسیار دشوار است و باید مدت زمان بسیار طولانی نمایشگرها را روشن گذاشت تا این اتفاق رخ دهد. در تلفن‌های هوشمند، سوختگی به شکل الگوهای ثابت تصویر بسیار شایع‌تر است چون دکمه‌های ناوبری پایین صفحه و نوار نوتیفیکیشن‌های بالای صفحه تقریبا همیشه ثابت هستند. تصویر زیر به خوبی توضیحات ارائه شده را به نمایش می‌گذارد.

سوختگی نمایشگر

چرا سوختگی نمایشگر رخ می‌دهد؟

دلیل سوختگی نمایشگر عمر متغیر تجهیزات تولیدکننده نور نمایشگر است. وقتی این بخش از تلفن همراه کهنه می‌شود، روشنایی آن نیز تغییر می‌کند و به همین دلیل به مرور زمان تولید رنگ در نمایشگرها دچار تغییراتی می‌شود. همه نمایشگرها این مشکل را به مرور زمان تجربه خواهند کرد، گرچه تا حدودی می‌توان جلوی آن را با نرم‌افزارهای کارآمد گرفت. اما در مورد سوختگی نمایشگر، بعضی قطعات نمایشگر سریع‌تر از بقیه دچار فرسودگی می‌شوند. به مرور زمان بخش‌هایی از نمایشگر زودتر از دیگر قسمت‌ها دچار تغییر رنگ می‌شوند و لکه‌ها یا خطوط رنگ و رو رفته را به جای می‌گذارند.

با تکنولوژی پیشرفته تلفن‌های همراه و ساعت‌های هوشمند، سوختگی نمایشگر می‌تواند نتیجه طول عمرهای متغیر بین ساب‌پیکسل‌های LED قرمز، سبز و آبی مورد استفاده در پنل‌های OLED باشد. همانطور که پیشتر ذکر شد، بخش‌هایی از نمایشگر که به ندرت تغییر رنگ می‌دهند (مثل بالا و پایین نمایشگر)، بیشترین احتمال را در بروز مشکل دارند.

چون این نواحی از نمایشگر فقط یک رنگ یا متن و آیکون را نشان می‌دهند و در باقی قسمت‌های نمایشگر تغییرات بسیار گسترده است. بنابراین ساب‌پیکسل‌ها در این نواحی به شکل متفاوتی مورد استفاده قرار می‌گیرند و به گونه‌ای دیگر کهنه می‌شوند که نتیجه‌اش می‌شود تنوع کم در تولید رنگ‌ها. تغییرات حاصل شده با طراحی متریال اندروید و وجود نوارهایی با رنگ‌های متغیر، تا حدودی به رفع این مشکل کمک کرده است.

سوختگی نمایشگر

به بیانی فنی‌تر، مشکل اینجاست که LEDهای آبی بازده نوری کمتری نسبت به سبز و قرمز دارند. بنابراین در یک پیکسل کامل، LED آبی باید جریان بیشتری داشته باشد تا به اندازه LEDهای قرمز و سبز عمل کند. شدت جریان بالاتر نیز سبب می‌شود تا پیکسل زودتر فرسوده شود و نمایشگر بیشتر به رنگ‌های قرمز و سبز متمایل می‌شود. بنابراین، رنگ نمایشگر OLED از بین نمی‌رود،‌بلکه به ترکیب سبز و قرمز مایل می‌شود.

اگر بخشی از پنل تصویری آبی یا سفید را به نمایش بگذارد، پیکسل‌های آبی در این ناحیه بیش از دیگر نواحی دچار فرسودگی می‌شوند. به این اتفاق می‌گوید سوختگی یا burn-in.

آیا می‌توان جلوی آن را گرفت؟

در مرحله فعلی، تولیدکنندگان متوجه مشکل شده‌اند و در تلاش هستند تا با اقداماتی هوشمندانه جلوی سوختگی نمایشگر را بگیرند. برای شروع، سامسونگ از چینس سابپیکسل‌ها به شیوه PenTile استفاده کرده (تصویر بالا) که از زمان گلکسی اس ۳ تاکنون مورد استفاده در نمایشگرهای AMOLED بوده. در این نوع چینش، ساب‌پیکسل‌های آبی بزرگ‌تر ساخته می‌شوند تا نور کافی را ارائه دهند. ورود شدت جریان کمتر به نمایشگر، عمر آن را افزایش می‌دهد و تغییر رنگ نیز دیرتر اتفاق می‌افتد.

کاری که سامسونگ کرده مشکل فرسودگی قسمت‌های مختلف نمایشگر با سرعت متفاوت را برطرف نمی‌کند ولی حداقل مدت زمان بیشتری طول می‌کشد تا نمایشگر موبایل شما رنگ و رو رفته شود.

راه‌حل‌های نرم‌افزاری هم وجود دارد. تولیدکنندگان محصولات سیستم‌عامل Android Wear می‌توانند گزینه «burn protection» را فعال کنند. این قابلیت به طور دوره‌ای محتوای موجود در نمایشگر را چند پیکسل جا به جا می‌کند تا هر پیکسل در مدت زمان طولانی فقط یک رنگ ثابت را نشان ندهد. تلفن‌های هوشمندی که از فناوری همیشه روشن بهره می‌برند مثل گلکسی اس ۸ نیز از تکنیک مشابهی استفاده می‌کنند.

چه می‌توان کرد؟

سوختگی نمایشگر

 

اگر نمایشگر شما در حال حاضر دچار این نقص شده، کار زیادی برای بازگرداندن آن به حالت عادی نمی‌توان انجام داد. اپلیکیشن‌هایی در پلی‌استور هستند که ادعا می‌کنند توانسته‌اند این مشکل را برطرف کنند اما کاری که آن‌ها انجام می‌دهند سوزاندن قسمت‌های نمایشگر برای همرنگ کردن کل پیکسل‌های سالم با پیکسل‌های رنگ و رو رفته است. چنین حالتی ایده‌آل نیست.

اما اگر نگران این موضوع هستید، چند راه برای پیشگیری وجود دارد تا با بهره‌گیری از آن‌ها جلوی سوختگی نمایشگر و تغییر رنگ را بگیرید:

  1. نور نمایشگرتان را همیشه در پایین‌ترین حالت نگه دارید. روشنایی بالا نیازمند شدت جریان بالاتری است.
  2. مدت زمان خاموش شدن خودکار نمایشگر را پایین بیاورید. روشن بودن نمایشگر وقتی از آن استفاده نمی‌کنید، می‌تواند در طولانی مدت مشکل‌ساز شود.
  3. اگر امکانش وجود دارد از Immersive Mode استفاده کنید. این مُد، نوار نوتیفیکیشن‌ها را پنهان می‌کند. در عوض یک لانچر نصب کنید که قابلیت‌های مشابه را در اختیارتان قرار می‌دهد.
  4. والپیپرهایی با رنگ‌های تیره‌تر انتخاب کنید و مرتبا آن را عوض کنید.
  5. کیبوردهایی که رنگ تیره دارند را انتخاب کنید تا جلوی کاسته شدن عمر نیمه پایینی پیکسل‌های نمایشگرتان را بگیرید.
  6. اگر مدام از اپلیکیشن‌های مسیریاب استفاده می‌کنید، آن‌هایی را انتخاب کنید که رابط کاربری مشکی رنگ بیشتری دارند.

اگر به دنبال خرید تلفن همراه مجهز به نمایشگر OLED هستید، سوختگی نمایشگر مسئله نگران کننده‌ای نیست. پنل‌های مدرن طول عمر طولانی‌تری نسبت به OLED‌های قدیمی دارند و سوختگی نمایشگر به ندرت پیش می‌آید. فقط بدانید که نباید یک تصویر ثابت را ۲۴ ساعته با نور ماکسیموم نمایش دهید.

سوختگی نمایشگر اتفاقی است که این روزها پس از سال‌ها استفاده رخ خواهد داد و اگر روزی نمایشگر موبایل شما رنگ و رو رفته شد، بدانید که چندین سال از آخرین باری که با تکنولوژی همراه شده‌اید گذشته و حالا نوبت به یک موبایل جدید رسیده.

The post هر آنچه باید در مورد سوختگی نمایشگر بدانید appeared first on دیجیاتو.

نماینده مجلس: سوال از وزیر کشور و فرماندهان ناجا در جلسه کمیسیون امنیت ملی

عضو هیات رئیسه فراکسیون امید از سوال خود از وزیر کشور و فرماندهان ناجا در جلسات آتی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس طی روزهای آتی خبر داد.

به گزارش ایلنا، علیرضا رحیمی در تشریح دستورکار کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در کانال تلگرامی خود نوشت: روز دوشنبه سوم اردیبهشت، وزیر کشور به همراه معاونان خود در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی حضور خواهد یافت.

وی افزود: روز سه‌‌شنبه چهارم اردیبهشت کمیسیون امنیت ملی با فرماندهی ناجا و معاونان وی در محل فرماندهی کل ناجا جلسه خواهد داشت.

نماینده اصلاح‌طلب مردم تهران در مجلس با بیان اینکه در این جلسات به عنوان نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، از وزیر کشور و فرماندهان ناجا وضعیت برخوردهای غیرانسانی و غیرقانونی پلیس با مردم به ویژه برخورد خشونت‌‌بار اخیر که دل هموطنان را به درد آورد را سوال خواهم کرد، اظهار داشت: پلیس باید پاسدار امنیت شهر و شهروندان باشد نه برهم زننده آرامش مردم.

رحیمی ادامه داد: خدمات ارزشمند پلیس در حفاظت از مرزهای کشور و امنیت شهرها نباید توسط چند مامور آتش به اختیار در ناجا به زوال رود و تقلیل یابد.

روزیاتو: ۸ سکانس دردناک فیلم‌های سینمایی که بسیاری جرأت تماشای آن‌ها را ندارند

فرض کنید شما خانه اید و دارید یک فیلم را تماشا می کنید. شاید فیلم فوق العاده ای باشد یا شاید یک فیلم معمولی یا ضعیف را به تماشا نشسته باشید. اما بدون شک صحنه ای یا سکانسی در فیلم وجود دارد که نمی توانید آن را تماشا کنید.

اگر می خواهید با برخی از سکانس های فیلم های سینمایی که هر کسی به دلیلی جرأت تماشای آن ها را ندارد آشنا شوید با ادامه این مطلب در روزیاتو همراه باشید.

در روزیاتو بخوانید

The post روزیاتو: ۸ سکانس دردناک فیلم‌های سینمایی که بسیاری جرأت تماشای آن‌ها را ندارند appeared first on دیجیاتو.

روشی برای جلوگیری از سرقت وای‌فای منزل

سوءاستفاده از شبکه‌های وای فای خانگی توسط برخی از همسایگان، اتفاقی است که با استفاده از ناآگاهی برخی شهروندان شیوع پیدا کرده است؛ موضوعی که با رعایت یکسری اصول ساده می‌توان از آن جلوگیری کرد.

به گزارش ایسنا، تصور کنید شما در خانه آماده پخش آخرین قسمت سریال مورد علاقه‌ی خود هستید اما می‌بینید که ویدئو به هم ریخته است و متوقف می‌شود. آیا ارائه‌دهنده اینترنت شما سرعت را کم کرده است یا اتفاق دیگری افتاده است؟ روزهایی هست که متوجه می‌شوید که سرعت اینترنت برروی هر وسیله‌ای افت می‌کند، چه در جریان ویدئو، چه گشت و گذار روزانه و به طور منظم در تبلت یا رایانه. برخی اوقات این فقط می‌تواند عملکرد اینترنت شما باشد یا حتی ممکن است کسی اینترنت شما را سرقت کند و پهنای باند شما را مورد استفاده قرار دهد.

برای اینکه بفهمید چه کسی اینترنت شما را سرقت می‌کند، باید با جمع‌آوری اطلاعات از شبکه کار خود را آغاز کنید. به روتر (دستگاه یا شبکه) خود وارد شوید و قسمتی را که نشان می‌دهد چه وسایلی به روتر شما متصل هستند را بررسی کنید. مطابق با گزارش سایت افتا، اگر یک راه حل ساده‌تر هم می‌خواهید، می‌توانید به طور موقت یک اکانت به نام Wireless Network Watcher (ناظر شبکه بی سیم) بگیرید.

این برنامه رایگان به شما لیستی از ابزارهای متصل به شبکه Wi-Fi شما می‌دهد. شما می‌توانید به سرعت هر موقع آن را بخواهید بررسی و یا باز کنید. هنگامی که فهرستی از دستگاه‌های متصل دارید، مواردی که متعلق به شما هستند را شناسایی کنید. برای مثال، رایانه‌ی شما باید با نام خودش در لیست باشد. تبلت یا گوشی هوشمند شما باید با نام تولیدکننده خود در آنجا باشد.

چگونه Wi-Fi خود را امن کنید؟

اگر شما نمی‌توانید، موارد ذکر شده در لیست را حذف کنید. به سادگی یکی یکی دستگاه‌ها را خاموش کنید یا فقط Wi-Fi آن‌ها را قطع کنید تا متوجه شوید چی به چی است. زمانی که دستگاهی متصل به شبکه را پیدا می‌کنید که متعلق به شما نیست، شما می‌فهمید که یک مجرم یا سارق دارید. اگر کاهش سرعت اینترنت به صورت تصادفی باشد، ممکن است لازم باشد چند بار آن را بررسی کنید. مجرمان ممکن است از اینترنت شما به ندرت استفاده کنند.

اگر شبکه شما قبلا رمزگذاری شده است و کسی هنوز آن را دارد، شما باید رمز عبور خود را بلافاصله تغییر دهید. سپس حواستان را جمع کنید که آیا دوباره موفق به ورود خواهند شد یا خیر. اگر وارد شدند، ممکن است آن‌ها به روتر شما دسترسی داشته باشند.

روتر خود را به تنظیمات کارخانه باز گردانی کنید. راهنمای خود را برای دستورالعمل بررسی کنید، سپس از ابتدا آن را دوباره تنظیم کنید، به معنی تغییر دادن گذر واژه، فعال کردن رمز گذاری، انتخاب یک SSID جدید و غیر فعال کردن ویژگی‌های کنترل از راه دور است. توجه کنید که اگر گذر واژه رمزگذاری خود را تغییر دهید، حتما باید رمز عبور را در تمام ابزارهای خود به‌روزرسانی کنید.

بررسی بازی Night Of Azure 2 ؛ عروس مردگان و اربابان ماه

کمپانی Koei‌ بیشتر به خاطر سری بازی‌های Dynasty Warriors خود و سبک و سیاق Hack And Slash این سری از بازی‌ها شهرت دارد اما در بین لیست بازی‌های این ناشر ژاپنی هرازگاهی نام بازی‌های جدید هم به چشم می‌خورد که برخی از آنها فقط در بازار ژاپن عرضه می‌شوند. شماره نخست Night Of Azure با تاخیر یک‌ساله وارد مارکت بین‌المللی شد و سازنده آن یعنی استودیو Gust از بودجه نسبتا کمی برای خلق کردن بازی برخوردار بود، اما با همان بودجه کم توانست عنوانی آبرومندانه بسازد.

بررسی بازی Night Of Azure 2

ناشر و سازنده بازی حال قسمت دوم بازی را با تاخیری نسبتا طولانی روانه بازار کرده‌اند، تاخیری که احتمالا به‌خاطر عرضه بازی روی نینتندو سوییچ بوده و همچنین این بار بازی در یک نسخه بین‌المللی با پشتیبانی از زبان‌های گوناگون (البته فقط در نمایش زیرنویس) عرضه شده و کار یکسره شده است. اما Night Of Azure 2 با عنوان فرعی Bride of the New Moon چقدر با نسخه یک تفاوت دارد و آیا توانسته نسبت به بازی اول موفقیت بهتری کسب کند؟

  • سازنده: Gust Co. Ltd
  • ناشر: Koei Tecmo
  • پلتفرم ها: پلی استیشن ۴، پی سی، پلی‌استیشن ویتا، نینتندو سوییچ
  • پلتفرم بررسی: پی‌سی، پلی استیشن ویتا

بررسی بازی Night Of Azure 2

سال‌ها پیش نبردی بین اربابان شب و انسان‌ها درگرفت که در اواسط آن با بارش مایعی آبی رنگ در سرتاسر زمین، باعث شد که بسیاری از حیوانات و موجودات کره زمین تبدیل به جانورانی هیولایی شکل شده که نام Fines به آنها اطلاق شد. این مایع آبی‌ رنگ خون شیاطین یا همان اربابان شب بود که خاصیتی پلید دارد. بعد از حضور گسترده Finesها روی زمین و در خطر بودن جان انسان‌ها اتفاق دیگری که می‌افتد اینست که شب بر زمین چیره گشته و هیچ‌گاه روشنای روز به آسمان برنمی‌گردد، مشکل اینجاست که هیولاها در تاریکی شب قدرت و نفوذ بیشتری دارند و خطرناکتر می‌شوند.

بررسی بازی Night Of Azure 2

از همین رو انسان‌های حاضر روی کره زمین تنها راه چاره ای که پیش روی خود می‌بینند اعطای قربانی به ماه یا همان اربابان شب است تا روز به زمین بازگردد. این قربانی با نام «عروس زمان» شناخته می‌شود و در قسمت دوم بازی دختری به نام لیلیانا که دوست دوران کودکی آلوشا هست برای قربانی انتخاب می‌شود. در این میان افراد دیگری در بین انسان‌ها وجود دارند که به مساله قربانی عطا کردن اعتقاد ندارند و باور دارند که می‌توانند در برابر ظلم و قدرت اربابان تاریکی ایستادگی کنند.

بررسی بازی Night Of Azure 2

بازی رو حرکات تیمی خیلی تاکید دارد

دختری به نام روینهد جزو این گروه است و با قرار گرفتن سدراه آلوشا و لیلیانا، آنها را از این موضوع آگاه می‌کند اما در این گیرودار یک Fiend قدرتمند به آنها حمله می‌کند و شمشیری را در قلب آلوشا فرو می‌برد! آلوشا بعد از مدتی در یک آزمایشگاه عجیب و غریب از خواب بیدار می‌شود و می‌فهمد که دوباره به حیات بازگشته است، البته با یک سری تغییرات جزیی! نصف بدن آلوشا مملو از خون آبی است و او در حقیقت یک نیمه انسان- نیمه شیطان شده است. ماموریت آلوشا و روینهد و دیگر افرادی که به تدریج وارد تیم او می‌شوند، پیدا کردن لیلیاناست چرا که بعد از آن حمله بزرگ او ناگهانی غیب شده و معلوم نیست که کجاست…

بررسی بازی Night Of Azure 2

داستان بازی همانند نسخه قبل از یک رمانس خیلی لطیف و عاشقانه بهره می‌برد که از نوع انیمه‌های ژاپنی است. این رمانس در بین کاراکترهای دختر داستان رخ می‌دهد و توضیحات بیشتر پیرامون آن باعث منشوری شدن مطلب و فیلترینگ شخص بنده می‌شود! فقط در این حد کافیست بدانید که بازی در کنار سبک اکشن و نقش‌آفرینی خود، ته‌ مایه‌ای از ژانر Sim Dating بازی‌های ژاپنی را هم در خود گرفته و سکانس‌هایی مانند انیمه‌های ایچی را در خود قرار داده است.

بررسی بازی Night Of Azure 2

البته ماهیت رمانس داستان به ویژه در بخش پایانی واقعا خوب از آب در آمده و من را به شخصه یاد سری Fatal Frame و دوستی عمیق دو کاراکتر دختر آن می‌اندازد که برای نجات یکدیگر دست به هرکاری می‌زنند.

بررسی بازی Night Of Azure 2

در بازی جدید شاهد بازگشت یک سری کاراکترها از عنوان نخست هستیم که این مساله برای طرفداران بازی قدیمی نکته خوبی هست ولی از آن بهتر بهبود یافتن سیستم گیم‌پلی و حتی دوربین بازی را باید مثال زد که شدیدا نسبت به نسخه اول بهبود یافته و البته هنوز برای رسیدن به یک شاهکار جای کار دارد. دوربین بازی پایین تر آمده و دیگر آن حالت شبه ایزومتریک نسخه پیشین را به خود ندارد، بلکه بازی بیشتر حال و هوای اکشن‌های Hack And Slash پیدا کرده.

بررسی بازی Night Of Azure 2شما در طول بازی نهایتا می‌توانید تا ۲ نفر در پارتی (گروهتان) نیرو داشته باشید که یک نفر از آنها به صورت ثابت شخصیت آلوشاست. این مساله برای یک بازی اکشن با حال و هوای ژانر نقش‌آفرینی در سال ۲۰۱۸ خیلی عجیب است ولی سازنده با قرار دادن دو Master (موجوداتی پوکمون مانند که مثل پوکمون‌ها آپگرید می‌شوند) در کنار دو شخصیت مبارز، صحنه‌های نبرد را کمی حماسی‌تر کرده است. البته متاسفانه این موجودات Master دیگر مانند شماره پیشین قابلیت Trasnformation یا همان تبدیل شدن (چیزی همانند دیجیمون‌ها که تبدیل می‌شدند به نسخه‌های قوی‌تر از گونه خود) را ندارند و فقدان این مساله در شماره دوم حس می‌شود.

بررسی بازی Night Of Azure 2

می‌توان گفت سازندگان بازی به صورت افراطی روی کار تیمی در گیم‌پلی بازی تاکید داشته‌اند و شاید دلیل همین تنها دو نفر در تیم بودن هم همین علت باشد. شما در مبارزات می‌توانید با همراه هم‌تیمی خود چند حرکت ویژه از جمله Double و Burst بزنید که با هر یک از کاراکترها این حملات تفاوت پیدا می‌کند. جدا از این حرکات ویژه نقش لیدر و رهبری گروه هم به شما داده می‌شود که با ۸ فرامین از جمله حمله، عقب‌نشینی، من را حمایت کن و… توسط شما کنترل می‌شود. این قبیل موضوعات باعث شده که کار همکاری در گیم‌پلی بازی نقش بسزایی داشته باشد و موجودات Master هم به عنوان مکمل این همکاری حضور دارند.

بررسی بازی Night Of Azure 2

بازی Night Of Azure 2 مثل برخی از عناوین نقش آفرینی جدی امروزی از سیستم زمان در گیم‌پلی خود بهره می‌جوید که مشهورترین مدل آن را در سری بازی Persona نظاره‌گر بوده‌ایم. اما سیستم زمان‌بندی در بازی مورد بحث ما کاملا روی اعصاب است و عملا بازی را به کام گیمر زهر می‌کند! ماه درون بازی به شکل ماه شب شانزدهم است و به تدریج به سمت کامل شدن پیش می‌رود که جالب است بدانید در صورت کامل شدن، بازی Game Over می‌شود و تمام! هیچ راه برگشتی در کار نیست مگر دوباره بازی کردن آن!

بررسی بازی Night Of Azure 2

مشکل اصلی اما اینجاست که شخصیت آلوشا به بهانه عجیب غریبی که سناریو بازی به ما می‌دهد بیشتر از یک مدت زمان خاص نمی‌تواند در جهان بازی بچرخد و مبارزه کند و باید هر ازگاهی برای رفرش شدن به کاشانه اصلی گروه (که یک هتل با استخری پرماجرا! است) برگردد. این مدت زمان در اغلب مواقع روی تایم کوتاه ۲۰ دقیقه ثابت است و ماموریت ها را باید در این زمان کوتاه انجام دهید. همین مساله باعث شده که چرخیدن در محیط بازی و انجام دادن ماموریت های فرعی Side Questها عملا شدنی نباشد و مجبور شوید از خیر بسیاری از آنها بگذرید.

بررسی بازی Night Of Azure 2

این موضوع باعث کوتاهی بازی هم می‌شود چرا که با تمرکز روی بخش داستانی و ماموریت‌های اصلی صرفا نزدیک به ۱۰ ساعت بازی می‌تواند شما را سرگرم کند در حالی که طبق اعلام ناشر این زمان با انجام تمام مراحل فرعی بازی به بیش از ۲۴ ساعت هم می‌تواند برسد، اما برای انجام این کار مجبور هستید سیستم روی مخ هر ۲۰ دقیقه یک بار با هتل سک سک کردن را به جان بخرید که کم پیش می‌آید بتوانید این کار را بکنید! همچنین باید متذکر شوم که بازی دارای چند پایان‌بندی است و برای دیدن همه آنها شاید لازم باشد نصف بیشتر بازی را دوباره تکرار کنید و یا به یوتوب مراجعه نمایید!

بررسی بازی Night Of Azure 2

یکی دیگر از نکته‌های بهبود یافته در بازی جدید، بهبود سیستم لاک کردن روی دشمنان است که خوشبختانه فاجعه نسخه اولیه را به همراه ندارد، جهان بازی هم به نسبت جهان کوچکیست که البته مشکلات ناشی از زمان‌بندی در بازی که در بالا به آن اشاره شد باعث شده که این کوچکی چندان به چشم نیاید.

بررسی بازی Night Of Azure 2

بازی دوم به نسبت نسخه اول با بودجه بهتری ساخته شده اما کماکان مشخص است که ناشر چندان به آن بها نمی‌دهد و بازی به نسبت بازی‌های روز از تامین هزینه‌های کمتری برخوردار بوده است. از همین رو شاهد صداگذاری و دوبلوری شخصیت‌های بازی به زبان انگلیسی نیستیم و سازندگان به زیرنویس ارایه کردن بسنده کرده‌اند. موضوع کمبود بودجه تا حدی روی گرافیک کار هم مشهود است، هرچند بازی از همه جهات از نسخه اول خود (که بسیار شبیه به بازی Folklore پلی‌استیشن ۳ بود) سرتر است اما کماکان با گرافیک خوب بازی‌های امروزی فاصله زیادی دارد. طراحی کاراکترهای اصلی و دخترانی که در بازی حضور دارند هم مانند انیمه‌های ژاپنیست و علاقه‌مندان به این صنعت انیمیشن ژاپنی را به خود جذب می‌کند.

بررسی بازی Night Of Azure 2

نمایی از نسخه ویتا بازی

در یک پاراگراف اگر بخواهم نگاهی کوتاه به نسخه ویتا بازی داشته باشم باید در ابتدای امر خدمتتان عرض کنم که متاسفانه برخلاف نسخه کنسولی و پی‌سی بازی، دستگاه ویتا فقط شامل حال نسخه ژاپنی بازی می‌شود و خبری از عرضه نسخه بین‌المللی روی آن نیست. نسخه ویتا با گرافیکی بسیار ضعیف‌تر و دوربینی عقب‌تر (همانند بازی اول) همراه بوده و متاسفانه افت فریم فراوانی هم در صحنه‌های مبارزات را دارد که جملگی این موارد دست به دست هم داده تا بازی را در این دستگاه نسبتا غیرقابل تحمل کند. اگر دلتان می‌خواهد Night Of Azure 2 را روی یک کنسول دستی امتحان کنید، نینتندو سوییچ بسیار گزینه عقلانی‌تر به نظر می‌رسد.

بررسی بازی Night Of Azure 2

سری Night Of Azure تازه به شماره دوم خود رسیده و هیچ بعید نیست مانند بسیاری از فرنچایزهایی که Koei تاکنون نصفه و نیمه رها کرده، ادامه‌ای برای آن در کار نباشد. اما این بازی تازه در این شماره توانسته یک پله به استانداردهای یک بازی نزدیک شود و ادامه آن احتمالا می‌تواند آن را در ژانر خود بازی با جایگاه خوبی بسازد. کمبوهای مختلف و اکشن پرزرق‌وبرق و کاراکترهای منشوری بازی! عناصری هستند که گیمرها را جذب می‌کند و اسانس نقش‌آفرینی بازی نیز به آن لذت خاصی می‌بخشد که هرچند کامل از آب در نیامده اما کاملا منفی هم نیست.بررسی بازی Night Of Azure 2

Night Of Azure 2 کمی به زمان احتیاج دارد تا بتواند در دل گیمر جا باز کند و اگر این فرصت و حوصله را به آن بدهید، می‌توانید از بازی لذت کافی را ببرید، هرچند همانطور که گفته شد بازی برای تبدیل به یک عنوان عالی تلاش‌های زیادی باید انجام دهد.


  • داستان پراحساس بازی
  • طراحی خوب شخصیت‌های اصلی بازی
  • موسیقی جذاب
  • برخی المان‌های گیم‌پلی
  • کنترل نرم و راحت
  • مشکلات دوربین بازی
  • باگ‌ها و افت فریم در برخی صحنه‌ها
  • گرافیک پایین بازی
  • عدم صداگذاری انگلیسی روی کاراکترها
  • تکراری شدن برخی مراحل
  • سیستم رو اعصاب Time و تاثیر شدید آن در روند بازی

The post بررسی بازی Night Of Azure 2 ؛ عروس مردگان و اربابان ماه appeared first on دیجیاتو.

معرفی ربات iSoundBot؛ به دنبال صدای دلنشین موسیقی

تا حالا برایتان پیش آمده که یک موسیقی یا ترانه زیبا را بشنوید و هیچ چیزی در مورد آن ندانید؟ مسلما این اتفاقی است که برای بسیاری از ما رخ داده و آخر هم نتوانسته ایم بفهمیم که آن اثر متعلق به کیست. اما شاید شنیده باشید که می شود با یک سری سرویس خاص، آهنگ ها را شناسایی کرد و اطلاعات مربوط به آن ها را به دست آورد.

از طرفی، با پیشرفت تکنولوژی و ظهور شبکه های اجتماعی خلاق و نوآوری چون تلگرام، ربات ها نیز هر روز شکل و رنگ تازه ای به خود می گیرند و دسترسی به مسائل مختلف از جمله شناسایی موسیقی یا ترانه ای خاص را راحت تر می کنند.

به همین منظور، امروز در یکی دیگر از سری معرفی ربات های تلگرام برای تان از رباتی به نام iSoundBot می گوییم که می توانید با استفاده از آن، یک آهنگ خاص را شناسایی کنید و اطلاعات مربوط به آن را به دست آورید.

iSoundBot

iSoundBot در یک کلام ربات به شدت ساده ای است که می تواند از طریق شنیدن صدای یک موسیقی، آن را شناسایی کند و در مورد آن هر چه می داند را ارائه دهد. انصفا این کار را هم سریع، بی دردسر و موفق انجام می دهد و به هیچ وجه کاربر را حین استفاده اذیت نمی کند.

نحوه کار کردن با آن نیز راحت است و فقط کافیست پس از ورود به صفحه ربات، صدای موسیقی مورد نظر را ضبط کنید و برایش بفرستید. با این کار، عملیات شناسایی iSoundBot آغاز می شود و در کسری از ثانیه اطلاعاتی از جمله نام خواننده، نام ترانه، تاریخ انتشار و میزان محبوبیت آن را در اختیارتان قرار می دهد.

جالب اینجاست که iSoundBot لینک اسپاتیفای و یوتوب آهنگ شناسایی شده را هم در اختیارتان می گذارد تا بتوانید راحت تر آن را پیدا و گوش کنید. علاوه بر این ها، iSoundBot چند موزیک مشابه را هم به شما پیشنهاد می دهد که اگر دوست داشته باشید می توانید به سراغ آن ها هم بروید.

در کل iSoundBot ربات خوبی است و کارش را درست و دقیق انجام می دهد و می توان از آن برای پیدا کردن آهنگ هایی که هیچ چیز خاصی از آن ها نمی دانیم، کمک گرفت.همانطور که پیش تر نیز گفتیم، قصد داریم به صورت هفتگی ربات های مختلف تلگرام را به شما معرفی کنیم. پس این بهترین فرصت برای شماست تا اگر ربات جالب و جذابی می شناسید آن را در قسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

The post معرفی ربات iSoundBot؛ به دنبال صدای دلنشین موسیقی appeared first on دیجیاتو.

سرگذشت عجیب ۷۲ پاسدار شهید

ما ۷۲ نفر به نام «۷۲ تن شهید کربلا» آماده شدیم که این منطقه را حفظ کنیم و در مقابل این دو گردان بایستیم. البته این را یادآوری می‌کنم که این ۷۲ کلاً پاسدار بودند.

به گزارش ایسنا، روز میلاد امام حسین(ع)، سید و سالار شهیدان به عنوان روز «پاسدار» در تقویم‌ به ثبت رسیده است. پاسداران در دوران دفاع مقدس و عرصه‌های مختلف همواره با بذل جان خود حافظ جان و میهن‌مان بوده‌اند. شرح دلیری و شهامت و فداکاری پاسداران برای خودش منظومه‌ای است که باید آن را در لابلای خاطرات و زندگی‌نامه شهدا کاوید.

در میان کاوش‌ها بی‌شک روایتی از سردار شهید «محمدحسن نظرنژاد» (بابانظر) در رابطه با مقاومت «۷۲ پاسدار» در سوسنگرد پیرامون شهادت طلبی پاسداران به طور عجیبی با حادثه کربلا قرابت دارد.

این فرمانده شهید روایت می‌کند: وقایع عملیات سوسنگرد و به‌طور کل چیزهایی که در آن روزگار در این منطقه گذشت از این قرار بود که دشمن بعد از محاصره کامل خرمشهر به این فکر افتاد که باید ارتباط ما را از جنوب به شمال قطع کند و راه دیگری جز با قطع کردن جاده سوسنگرد نبود، چون رسیدن به جاده سوسنگرد و بعد گرفتن پادگان دشت آزادگان و قطع کردن جاده اهواز دزفول اگر به دست عراقی‌ها انجام‌شده بود، شاید دیگر غیرممکن بود که ما بتوانیم اهواز و یا منطقه خوزستان را به‌طور کل حفظ کنیم.

این بود که برادران مسئول به فکر این افتادند که منطقه سوسنگرد را به هر نحو هست حفظ کنند. دشمن هم با تمام توان در این منطقه فعالیت داشت. ما آن زمان مسئول گردان بودیم. با یکی از برادران دیگرمان به نام «بزم‌آرا». مأموریت به ما محول شد که در منطقه سوسنگرد باشیم و از این منطقه حفاظت کنیم و یک گردان هم از ارتش در منطقه «فولی‌آباد» مستقر بود؛ این کل نیرویی بود که ما در این منطقه داشتیم و یک مقدار نیروهای مردمی هم که مربوط به (شهید) دکتر چمران بود.

دشمن عواملی در داخل منطقه داشت یعنی در سوسنگرد و درجاهای دیگر. در آن روزگار منافقین و نیروهایی که از جمهوری اسلامی ایران ضربه خورده بودند به‌طور فعال برای عراق گزارش تهیه می‌کردند. ما به این فکر افتادیم که در منطقه چندین عملیات ضربتی داشته باشیم و مسئولین سپاه و بسیج این فکری که برادران رزمنده در منطقه داشتند را تأیید فرمودند و قرار شد که ما در دو طرف جاده سوسنگرد – حمیدیه مستقر باشیم تا زمان مناسب این دشمن را از منطقه بیرون کنیم. عراق هم به فکر این بود که به هر نحوی شده سوسنگرد و جاده سوسنگرد تا حمیدیه را به تصرف دربیاورد.

خوب به خاطر دارم که قبل از محاصره سوسنگرد، دشمن با دو گردان به حمیدیه حمله کرد. حمیدیه در منطقه‌ای است که در سه‌راهی پادگان دشت آزادگان، اهواز و سوسنگرد قرار می‌گیرد. دشمن حرکت کرد تا با دو گردان زرهی این سه‌راهی را قطع کند. ما ۷۲ نفر به نام «۷۲ تن شهید کربلا» آماده شدیم که این منطقه را حفظ کنیم و در مقابل این دو گردان بایستیم. البته این را یادآوری می‌کنم که این هفتاد و دو نفر کلاً پاسدار بودند. از بچه‌های خود سپاه بودند که یک مقدار بچه‌های سپاه حمیدیه بودند و یک مقدار هم از بچه‌های خراسان که ما دو نفر هم از بچه‌های مشهد بودیم.

حدود ساعت چهار بعدازظهر دشمن به جاده رسید و ما کلاً سلاحی که در اختیار داشتیم، «آر. پی.جی» بود، قرار شد این ۷۲ نفر با «آر. پی.جی» به جان تانک‌ها بیفتیم. نبرد تقریباً تا ساعت۹ شب به طول انجامید، بعد از حدود تقریباً هفت، هشت ساعت زد و خورد خیلی شدید، ما توانستیم در بعضی نقاط ۳۰ کیلومتر دشمن را به عقب برانیم. ۱۳ تا ۱۴ تانک دشمن در منطقه منهدم شد و بقیه نیروهایشان پا به فرار گذاشتند.

بعد که ما از منطقه برگشتیم. اینجا برای ما خیلی عجیب بود. فرمانده سپاه حمیدیه وقتی چشمش به من افتاد، اشک در چشمانش حلقه زد و گفت خبر داری که از بچه‌های دیگر چند تا برگشتند؟ گفتم: «من فکر می‌کنم که همه برگشته باشند.» گفت: «نه! یک نفر دیگر برگشته. یکی شمایید و یکی او. ۷۰ نفرشان در این راه شهید شدند.» یعنی حفظ منطقه سوسنگرد و دشت آزادگان به این شکل بود.